﻿1
00:00:05,964 --> 00:00:08,132
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

2
00:00:08,133 --> 00:00:10,301
‫بهتره ندونه اینجا بودم

3
00:00:10,302 --> 00:00:13,262
‫تو یکی از بدترین آدمایی هستی که تابحال دیدم

4
00:00:13,263 --> 00:00:16,724
‫کجا می‌بریدش؟
‫فرمانده لارنس رو خبر می‌کنم!

5
00:00:16,725 --> 00:00:18,726
‫- دستورش رو فرمانده لارنس داده
‫- جنین!

6
00:00:18,727 --> 00:00:20,102
‫رمزنگاری شده

7
00:00:20,103 --> 00:00:22,605
‫اگه وقتی زنگ می‌زنم نمی‌تونی جواب بدی،
‫در اسرع وقت بهم زنگ بزن

8
00:00:22,606 --> 00:00:26,108
‫ما برنامه‌ی گشت‌های گیلیاد
‫توی نواحی علامت‌گذاری‌شده رو لازم داریم

9
00:00:26,109 --> 00:00:29,403
‫حواست به بیت‌لحم جدید باشه.
‫اونقدر درخواست دادن که توش موندیم.

10
00:00:29,404 --> 00:00:32,907
‫یه سؤال ازت دارم.
‫خانم واترفورد کجای این قضیه بود؟

11
00:00:32,908 --> 00:00:35,243
‫- سرینا؟
‫- کردیش سفیر بین‌المللی‌مون

12
00:00:35,244 --> 00:00:36,744
‫ولی فکر می‌کردم بخوای اقلاً واسه

13
00:00:36,745 --> 00:00:38,746
‫ بازدیدهای دیپلماتیک اینجا باشه

14
00:00:38,747 --> 00:00:40,373
‫من سرینا جوی واترفورد رو لازم دارم

15
00:00:40,374 --> 00:00:43,251
‫بیت‌لحم جدید گیلیادی که یادته نیست
‫مهربون‌تر و ملایم‌تره

16
00:00:43,252 --> 00:00:45,002
‫و تو چهره‌ی پیشرفت و اصلاحات میشی

17
00:00:45,003 --> 00:00:48,798
‫خدا برای من یه برنامه داره.
‫دنیا در هم شکسته.

18
00:00:48,799 --> 00:00:50,383
‫من برای علاجش فرا خونده شدم

19
00:00:50,384 --> 00:00:53,344
‫من دست روی دست نمی‌ذارم.
‫دخترم هنوز پیش اوناست!

20
00:00:53,345 --> 00:00:54,887
‫مِی‌دی داره یه حرکتی می‌زنه

21
00:00:54,888 --> 00:00:57,640
‫می‌خوان فرمانده‌هایی رو شناسایی کنن که
‫ هواپیماهامون رو زدن و

22
00:00:57,641 --> 00:00:59,892
‫-  نذاشتن به هانا برسی
‫- من پایه‌ام

23
00:00:59,893 --> 00:01:02,228
‫لوک و مویرا توی منطقه‌ی بی‌طرف گیر افتادن

24
00:01:02,229 --> 00:01:04,730
‫- خب تو چیکار می‌کنی؟
‫- کمک می‌کنم برشون گردونن

25
00:01:04,731 --> 00:01:06,524
‫باید یه راه دیگه باشه!

26
00:01:06,525 --> 00:01:08,734
‫تنها راه اینه که برم و بجنگم!

27
00:01:08,735 --> 00:01:10,320
‫بیاید اونا رو برگردونیم خونه

28
00:01:18,954 --> 00:01:22,954
‫♪ Andy Williams - Somewhere, My Love ♪

29
00:01:22,978 --> 00:01:32,978
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

30
00:01:33,002 --> 00:01:41,002
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

31
00:01:42,394 --> 00:01:43,894
‫جون

32
00:01:45,814 --> 00:01:47,190
‫جون؟ باید بریم

33
00:01:50,819 --> 00:01:52,445
‫چند وقتـه اونجا گیر افتادن؟

34
00:01:52,446 --> 00:01:54,030
‫چهار روز

35
00:01:54,031 --> 00:01:57,033
آذوقه‌شون محدوده. خدا کنه
چهارتا چیز واسه خوردن پیدا کرده باشن

36
00:01:57,034 --> 00:02:00,578
منطقه‌ی بی‌طرف مگه فروشگاه داره؟
واسه چی جلوشون رو نگرفتی؟

37
00:02:00,579 --> 00:02:02,997
‫عملیات مِی‌دیـه.
‫من فقط قصدم کمکـه.

38
00:02:02,998 --> 00:02:05,416
شوخی نکن. مِی‌دی دستش تو جیب ارتشـه و

39
00:02:05,417 --> 00:02:08,878
دارید از مردم بی‌گناه واسه
کارهای کثیف‌تون استفاده می‌کنید

40
00:02:08,879 --> 00:02:11,881
خودشون می‌دونستن ماجرا از چه قراره و
داوطلب شدن

41
00:02:11,882 --> 00:02:14,425
بگو ببینم ماجرا از چه قراره؟

42
00:02:14,426 --> 00:02:18,387
‫مِی‌دی برنامه داره
‫فرماندهان تندرو رو سر به نیست کنه

43
00:02:18,388 --> 00:02:20,931
جنگ‌طلب‌هاشون؛ همون جماعتی که ‫
به هواپیمامون حمله کردن؟

44
00:02:20,932 --> 00:02:23,768
‫مِی‌دی باید هویت‌شون رو شناسایی کنه و

45
00:02:23,769 --> 00:02:26,937
در بهترین زمان و مکان
ضربه‌ی کاری رو بزنه

46
00:02:26,938 --> 00:02:29,148
‫پس چرا لوک و مویرا؟ واسه‌ی چی اونها؟

47
00:02:29,149 --> 00:02:30,900
‫خودشون اصرار داشتن برن، جون

48
00:02:32,569 --> 00:02:34,153
‫یه مأموریت ساده‌ست

49
00:02:34,154 --> 00:02:37,406
وسایلت رو جمع کن و
‫بشین تا ماشین بیاد برگردی خونه

50
00:02:37,407 --> 00:02:40,242
‫یهو که سروکله‌ی اون گشت‌ها پیدا شد،

51
00:02:40,243 --> 00:02:42,411
‫عملیات نجات‌مون ناتموم موند

52
00:02:42,412 --> 00:02:45,206
‫چرا نیک جواب تلفن‌هات رو نمیده؟

53
00:02:45,207 --> 00:02:47,125
‫امروز روز سرنوشت‌سازیـه براش

54
00:02:48,377 --> 00:02:53,047
‫توی بیت‌لحم جدید میزبان مقامات خارجیـه

55
00:02:53,048 --> 00:02:54,131
‫بیت‌لحم جدید؟

56
00:02:54,132 --> 00:02:55,634
‫پس لارنس کار خودش رو کرد؟

57
00:02:56,259 --> 00:02:58,470
‫سرینا رو هم پیدا کرد

58
00:02:59,429 --> 00:03:01,848
‫برگردوندش تا به
فروش اونجا کمک کنه

59
00:03:04,226 --> 00:03:05,310
‫سرینا؟

60
00:03:08,063 --> 00:03:09,106
‫حا...

61
00:03:11,608 --> 00:03:13,485
‫حالش... خوبـه پس؟

62
00:03:14,444 --> 00:03:15,820
‫نوحا خوبـه؟

63
00:03:15,821 --> 00:03:17,322
‫ظاهراً جفت‌شون سرحالن

64
00:03:18,198 --> 00:03:19,573
رو سرشون جا دارن

65
00:03:21,868 --> 00:03:23,161
‫جای تعجبی نیست

66
00:03:25,914 --> 00:03:27,457
بلده گلیم خودشو از آب بکشه بیرون

67
00:03:31,086 --> 00:03:33,295
‫رو چه حساب میگی نیک میاد؟

68
00:03:33,296 --> 00:03:34,756
‫میاد. به خاطر تو

69
00:03:39,970 --> 00:03:43,055
‫مقامات خارجی از راه رسیدن

70
00:03:43,056 --> 00:03:46,560
‫امیدوارم، چشم‌اندازمون
‫برای گیلیاد دیگه...

71
00:03:48,145 --> 00:03:49,812
‫اونقدر ترسناک نباشه

72
00:03:49,813 --> 00:03:51,605
‫خب، بعید می‌دونم فروشش سخت باشه

73
00:03:51,606 --> 00:03:55,443
‫کشورهای دیگه حاضرن به هر دری بزنن
‫از شر پناهنده‌هامون خلاص بشن

74
00:03:55,444 --> 00:04:00,739
‫خب، فرستادن مردمت به کشوری که
‫کارش سلاخی کردنِ شهروندهای خودشـه،

75
00:04:00,740 --> 00:04:02,491
‫براشون وجهه‌ی خوبی نداره

76
00:04:02,492 --> 00:04:06,328
‫باید این دیپلمات‌ها رو متقاعد کنیم که
‫اینجا مثل دیزنی‌لند امن و امانـه

77
00:04:06,329 --> 00:04:08,164
‫توقع داری آهنگ «شیرشاه» رو بخونم؟

78
00:04:08,165 --> 00:04:11,584
‫می‌خوام حتی اگه لازم شد
خودتو شبیه دونالد داک کنی

79
00:04:11,585 --> 00:04:12,878
‫امروز روز موعوده، نیک

80
00:04:13,753 --> 00:04:14,795
‫باید عملیش کنیم

81
00:04:14,796 --> 00:04:17,965
‫تو حکم شهردار اینجا رو داری

82
00:04:17,966 --> 00:04:19,258
‫پس از هیچ کاری دریغ نکن

83
00:04:19,259 --> 00:04:21,093
‫وای خدا

84
00:04:21,094 --> 00:04:22,928
‫اصلاً حوصله‌ی سروکله‌زدن با آدم‌ها رو ندارم

85
00:04:22,929 --> 00:04:24,973
‫الانم باید برم سراغ سرینا

86
00:04:26,349 --> 00:04:29,185
‫بَه! آقای اشتراوس. روز به‌خیر

87
00:04:29,186 --> 00:04:30,728
‫فرمانده لارنس. روز شما بخیر

88
00:04:30,729 --> 00:04:34,815
‫نیک... ایشون سرپرست بیت‌لحم جدیده؛

89
00:04:34,816 --> 00:04:36,567
‫فرمانده بلین

90
00:04:36,568 --> 00:04:40,779
‫نیک، افتخار دادن زبده‌ترین معاون
امور خارجه‌‌ی آلمان رو برامون فرستادن

91
00:04:40,780 --> 00:04:44,575
‫صرفاً یه معاون دستیار ساده‌ام

92
00:04:44,576 --> 00:04:46,494
‫خب، شما با هم اختلاط کنید

93
00:04:46,495 --> 00:04:49,622
من باید برم گل بخرم

94
00:04:49,623 --> 00:04:52,626
‫واسه تور دیر نکنید ها. بدرود

95
00:04:55,086 --> 00:04:57,171
‫شرمنده مصدع اوقات شدم، فرمانده

96
00:04:57,172 --> 00:04:59,381
‫بالاخره سعادت دیدارتون نصیبم شد

97
00:04:59,382 --> 00:05:02,969
‫خیلی مشتاقم بدونم چه برنامه‌هایی
برای اینجا در سر دارید

98
00:05:04,012 --> 00:05:05,262
‫هر سؤالی هست، بنده در خدمتم

99
00:05:05,263 --> 00:05:07,139
‫نه، نه، نه، نه

100
00:05:07,140 --> 00:05:10,185
‫خیر، سؤالی نیست.
‫فقط... یه پیغام دارم.

101
00:05:12,771 --> 00:05:15,941
‫جون آزبورن حوالی کیلومتر ۱۷ـه

102
00:05:35,795 --> 00:05:38,912
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت سوم: جان‌فشانی »

103
00:06:36,605 --> 00:06:37,772
‫من حالم خوبـه

104
00:06:40,233 --> 00:06:41,400
‫جاش امنـه

105
00:06:41,401 --> 00:06:45,238
‫توی آلاسکا... پیش مامانمـه، نیک

106
00:06:50,076 --> 00:06:51,328
‫پیش هالیـه

107
00:06:52,912 --> 00:06:54,247
‫- پیش مامانت؟
‫- آره

108
00:06:55,915 --> 00:06:57,626
‫چه خبره؟ جریان چیـه؟

109
00:07:01,004 --> 00:07:04,923
‫لوک و مویرا درگیر
یکی از عملیات‌های مِی‌دی بودن که

110
00:07:04,924 --> 00:07:09,011
‫به خاطر گشت‌های گیلیاد
‫توی منطقه‌ی بی‌طرف گیر افتادن

111
00:07:09,012 --> 00:07:10,929
‫چه خطرناک. چرا همچین حرکتی زدن؟

112
00:07:10,930 --> 00:07:13,432
چون ‫من نبودم که جلوشون رو بگیرم

113
00:07:13,433 --> 00:07:17,478
‫الان هم توی منطقه‌ی هفت‌ان،
‫توی یه پارک آبی داخل رونسون و

114
00:07:17,479 --> 00:07:21,857
‫گویا امروز توی بیت‌لحم جدید یه همایش دارن

115
00:07:21,858 --> 00:07:24,151
‫ازت می‌خوام یه جوری ردشون کنی، نیک.
‫بلکه بتونیم...

116
00:07:24,152 --> 00:07:26,820
‫این یعنی امنیت بیشتر، یعنی...

117
00:07:26,821 --> 00:07:28,739
هیچ‌جوره نمی‌تونم گشت رو بپیچونم

118
00:07:28,740 --> 00:07:30,532
‫خیلی مشکوکـه

119
00:07:30,533 --> 00:07:32,786
‫واقعاً دلم می‌خواد کمک کنم. فقط...

120
00:07:33,662 --> 00:07:35,537
‫مارک باید به فکر یه راه دیگه باشه

121
00:07:35,538 --> 00:07:37,206
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

122
00:07:37,207 --> 00:07:40,584
‫چون نمی‌تونه ارتش رو بفرسته و
‫خطر درگیری رو به جون بخره،

123
00:07:40,585 --> 00:07:43,170
‫بعد مِی‌دی هم به خاطر
‫گشت‌های گیلیاد نمی‌تونه ورود کنه

124
00:07:43,171 --> 00:07:44,923
پس ‫دست‌مون به هیچ جا بند نیست

125
00:07:45,924 --> 00:07:47,217
‫نمی...

126
00:07:50,178 --> 00:07:53,514
‫باشه. عیبی نداره. متوجه شدم.
‫می‌فهمم که خطر داره. می‌فهمم.

127
00:07:53,515 --> 00:07:55,683
‫با مارک حرف می‌زنم.
‫خودم با ماشین میام.

128
00:07:55,684 --> 00:07:57,851
‫- نمیشه این کار رو بکنی
‫- ولی نمیشه وقت رو هم تلف کرد

129
00:07:57,852 --> 00:08:00,438
‫چون نمی‌دونم چی در انتظارشونـه

130
00:08:03,650 --> 00:08:04,651
خودم میرم

131
00:08:06,319 --> 00:08:07,570
‫جدی؟

132
00:08:08,279 --> 00:08:09,531
‫برمی‌گردونم‌شون

133
00:08:10,198 --> 00:08:11,241
باشه

134
00:08:13,034 --> 00:08:14,119
‫ممنونم

135
00:08:15,870 --> 00:08:18,414
‫وایسا ببینم، چیکار می‌کنی؟ ‫کجا؟

136
00:08:18,415 --> 00:08:21,083
‫- من هم باهات میام
‫- نه، نه. باید همینجا بمونی

137
00:08:21,084 --> 00:08:22,711
‫نمیشه همراهم بیای

138
00:08:27,757 --> 00:08:29,092
‫عقب

139
00:08:30,552 --> 00:08:33,470
‫عقب بشین. سرتو بگیر پایین

140
00:08:33,471 --> 00:08:34,556
‫باشه بابا!

141
00:08:57,412 --> 00:09:00,622
‫روز به‌خیر. سلام علیکم!

142
00:09:00,623 --> 00:09:03,709
‫نائومی بهم گفت
‫زشتـه بدون گل بیام

143
00:09:03,710 --> 00:09:05,210
‫ممنون

144
00:09:05,211 --> 00:09:09,965
‫خب، حاضری دلِ دوازده‌تا
‫دیپلمات بدبین رو ببری؟

145
00:09:09,966 --> 00:09:13,635
‫رو چه حساب اینقدر مطمئنی
‫بتونیم این کشور رو از نو بسازیم؟

146
00:09:13,636 --> 00:09:14,678
‫تو، سرینا

147
00:09:14,679 --> 00:09:16,722
‫این واقعیت که من تو رو برگردوندم اینجا

148
00:09:16,723 --> 00:09:20,100
‫سفیر بین‌المللی‌مون، سرینا جوی واترفورد؟

149
00:09:20,101 --> 00:09:24,230
‫تنها وایکینگ برجسته‌ی این کره‌ی خاکی،
با چنین هوش و ذکاوتی؟

150
00:09:27,233 --> 00:09:28,693
‫می‌دونم چرا من رو انتخاب کردی

151
00:09:30,987 --> 00:09:34,490
من ‫باید مطمئن بشم برگزیده‌ی خداوندی

152
00:09:34,491 --> 00:09:36,533
‫ای بابا

153
00:09:36,534 --> 00:09:39,328
‫«آنگاه در هر آنچه دستانم به عمل آورده بود و
‫محنتی که در این کار کشیده بودم تأمل کردم؛

154
00:09:39,329 --> 00:09:40,871
‫اینک تمام آن بطالت بود و

155
00:09:40,872 --> 00:09:44,584
‫در پیِ باد دویدن و
‫زیرِ آفتاب هیچ منفعتی نبود»

156
00:09:47,670 --> 00:09:49,088
‫خب، از شنیدنش متأثر شدم

157
00:09:50,173 --> 00:09:52,342
جامعه، ‫باب ۲ آیه‌ی ۱۱؟

158
00:09:53,760 --> 00:09:54,928
‫درستـه، صحیح

159
00:09:58,765 --> 00:10:03,686
‫تا حالا تو عمرت زانو زدی و
‫دست به دعا شدی؟

160
00:10:04,270 --> 00:10:05,355
‫البته

161
00:10:06,731 --> 00:10:08,233
‫خیلی‌خب. با من دست به دعا شو

162
00:10:09,275 --> 00:10:11,652
‫- جدی؟ الان؟
‫- بله

163
00:10:11,653 --> 00:10:14,363
‫من می‌دونم که می‌تونم
اینجا رو با حضور خدا متبرک کنم

164
00:10:14,364 --> 00:10:16,698
‫ولی خداوند رو
‫توی وجود تو نمی‌بینم

165
00:10:16,699 --> 00:10:19,369
‫نه... کاملاً

166
00:10:21,079 --> 00:10:22,122
‫بسیارخب

167
00:10:29,546 --> 00:10:34,758
‫«بارالهی، می‌دانیم که همه چیز
‫برای خیریت آنانی که

168
00:10:34,759 --> 00:10:36,510
‫خدا را دوست می‌دارند، به کار می‌رود و

169
00:10:36,511 --> 00:10:40,306
‫برای کسانی که برحسب اراده‌ی او
‫فراخوانده شده‌اند

170
00:10:41,140 --> 00:10:43,976
‫آنان را که فراخواند، نیز عادل گردانید»
‫(رومیان، باب ۸، آیات ۲۸ تا ۳۰)

171
00:10:43,977 --> 00:10:46,311
‫این که دعای دیشبمـه

172
00:10:46,312 --> 00:10:47,980
‫آره، حفظش کردم

173
00:10:49,566 --> 00:10:52,526
‫- سرینا، اگه خدایی وجود داشته باشه...
‫- اگه؟

174
00:10:52,527 --> 00:10:55,362
‫نه واسه حرف‌های بی‌سَروته و
‫تشریفات مسخره اومدیم اینجا

175
00:10:55,363 --> 00:10:57,656
‫نه ایشون وایساده اون بالا
‫حضورغیاب کنه

176
00:10:57,657 --> 00:10:59,449
‫پس واسه چی اومدی؟

177
00:10:59,450 --> 00:11:01,536
‫اگه انگیزه‌ات خدا نیست، پس چیـه؟

178
00:11:02,162 --> 00:11:03,204
‫شاید خداست

179
00:11:05,874 --> 00:11:07,292
‫شاید هم خانم مرحومم

180
00:11:09,627 --> 00:11:11,169
‫یا که عذاب‌وجدانم

181
00:11:11,170 --> 00:11:14,131
‫خب، این مشیت الهی نیست؟
‫مگه تو الان نشدی برگزیده‌ی خداوند؟

182
00:11:14,132 --> 00:11:17,885
‫باشه. نه تو می‌تونی اثباتش کنی،
‫نه من می‌تونم انکارش کنم

183
00:11:17,886 --> 00:11:20,179
‫توی کتاب مورمون هم نوشته دیگه

184
00:11:20,180 --> 00:11:23,307
‫خود خدا هم یه همچین برنامه‌ای
‫توی سرش داشت، درست نمیگم؟

185
00:11:23,308 --> 00:11:24,850
‫کتاب مورمون؟

186
00:11:24,851 --> 00:11:26,060
‫همون موزیکاله

187
00:11:28,855 --> 00:11:30,981
‫واقعاً کی هستی؟

188
00:11:30,982 --> 00:11:34,776
‫بگو که اینجا بودنم
نشون از بی‌عقلیم نیست

189
00:11:34,777 --> 00:11:38,322
‫شرمندتم، سرینا. نشون از بی‌عقلیتـه.
‫جفت‌مون عقل‌مون رو از دست دادیم.

190
00:11:38,323 --> 00:11:41,867
‫تار و پود این کشور رو از هم دریدیم و
‫حالا وقتِ جبرانـه

191
00:11:41,868 --> 00:11:45,037
‫یه فکر احمقانه هم تو سرمـه،
‫تو اسمش رو بذار ایمان

192
00:11:45,038 --> 00:11:49,666
‫باور دارم که با همدیگه
‫می‌تونیم از پسش بر بیایم

193
00:11:49,667 --> 00:11:52,085
‫تو هم به نوبه‌ی خودت باورش داری

194
00:11:52,086 --> 00:11:55,464
‫اینکه خدا برگردوندتت تا
‫به من کمک کنی

195
00:11:55,465 --> 00:11:59,885
‫اگه بدونی که چقدر به کمکت احتیاج دارم

196
00:11:59,886 --> 00:12:03,555
‫پس تو رو خدا مجبورم نکن
‫دوباره زانو بزنم

197
00:12:03,556 --> 00:12:05,975
‫بیا با همدیگه این اتفاق رو رقم بزنیم

198
00:12:09,270 --> 00:12:13,357
‫«آنگاه خواهی خواند و
‫خداوند اجابت خواهد فرمود؛

199
00:12:13,358 --> 00:12:18,279
‫فریاد خواهی کرد و او خواهد گفت:
‫«اینک حاضر هستم.»»
‫(اشعیا، باب ۹، آیه‌ی ۵۸)

200
00:12:20,406 --> 00:12:21,491
‫خدا رو شکر

201
00:12:23,743 --> 00:12:26,955
‫ضمناً من فریاد نزدم

202
00:12:27,956 --> 00:12:30,959
‫همین الان داری فریاد می‌زنی؛
ولی از درون

203
00:13:04,033 --> 00:13:05,076
‫عمه لیدیا

204
00:13:06,119 --> 00:13:07,328
‫عمه میریام

205
00:13:08,538 --> 00:13:10,080
‫فکر نمی‌کردم بیای

206
00:13:10,081 --> 00:13:14,501
‫خب، پیغامت به دستم رسید.
‫باید با چشم‌های خودم ببینم.

207
00:13:14,502 --> 00:13:15,586
‫البته

208
00:13:42,822 --> 00:13:45,365
 اینجا ‫مارتاها صورت‌هاشون رو می‌پوشونن؟

209
00:13:45,366 --> 00:13:48,201
‫برای اینکه مراجعین به گناه نیفتن

210
00:14:13,603 --> 00:14:16,980
‫♪ Big Thief - Capacity ♪

211
00:14:42,799 --> 00:14:43,965
‫جنین

212
00:14:53,059 --> 00:14:55,769
‫حتماً سردتـه، عزیزم

213
00:14:55,770 --> 00:14:59,314
‫خیلی‌خب. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

214
00:14:59,315 --> 00:15:01,192
‫به محض اینکه فهمیدم اومدم

215
00:15:02,735 --> 00:15:04,861
‫- خب، برو پی کارت
‫- نخیر

216
00:15:04,862 --> 00:15:07,739
‫نمی‌ذارم توی این خونه‌ی فساد بمونی!

217
00:15:07,740 --> 00:15:11,284
‫نکن! تو رو خدا هیچ کاری نکن

218
00:15:11,285 --> 00:15:14,580
‫هر دفعه میای یه کمکی بکنی،
‫فقط خرابیِ جدید به بار میاری

219
00:15:17,291 --> 00:15:19,710
‫ولی تو نورچشمیِ منی، جنین

220
00:15:22,421 --> 00:15:24,089
‫حالت خوبـه؟

221
00:15:24,090 --> 00:15:25,633
‫آره، آره

222
00:15:26,509 --> 00:15:28,719
‫آهای، من می‌شناسمت

223
00:15:30,054 --> 00:15:32,181
‫با اون کلاه فسقلیِ گوگولیت

224
00:15:34,058 --> 00:15:35,267
‫عفریته

225
00:15:36,602 --> 00:15:38,603
‫جان؟

226
00:15:38,604 --> 00:15:41,566
‫لیدیا. آف‌جیسونـه

227
00:15:42,441 --> 00:15:44,276
‫آف...

228
00:15:44,277 --> 00:15:48,990
‫آف‌جرج هم هست

229
00:15:50,700 --> 00:15:51,742
‫اونم...

230
00:15:52,535 --> 00:15:54,203
‫اونی که اونجاست، آف‌کایلـه

231
00:15:56,622 --> 00:15:58,874
‫به هممون گفتی نورچشمیتیم

232
00:15:58,875 --> 00:16:02,627
‫- همشون دخترهای من هستن؟
‫- فقط ما چهار نفریم

233
00:16:02,628 --> 00:16:05,339
‫ولی شانس با ما یار بود

234
00:16:06,382 --> 00:16:08,508
‫اکثر ندیمه‌ها سر از کلنی‌ها در میارن

235
00:16:08,509 --> 00:16:12,470
‫ولی اینجا جای شما نیست.
‫شما همه دامن‌تون سبز شده.

236
00:16:12,471 --> 00:16:15,307
‫به من گفتن بابت زحمات‌تون
‫پاداش می‌گیرید

237
00:16:15,308 --> 00:16:18,727
‫خب سورپرایز؛ همش زرِ مفت بود

238
00:16:20,897 --> 00:16:22,814
‫بیاید دعا کنیم، دخترها

239
00:16:22,815 --> 00:16:24,858
‫دست به درگاه پروردگار ببریم
‫بلکه معجزه‌ای بر ما نازل فرماید

240
00:16:24,859 --> 00:16:27,903
‫- کاش خفه‌خون بگیری!
‫- دعاتو بذار دم کوزه آبشو بخور

241
00:16:27,904 --> 00:16:30,780
آخه ‫یه نگاه به ما بنداز. خدا کجا بود؟!

242
00:16:30,781 --> 00:16:35,243
‫خداوند همه‌جا هست.
‫علی‌الخصوص توی تاریک‌ترین مکان‌ها.

243
00:16:35,244 --> 00:16:37,788
‫کیتی؟ فرمانده بل منتظرتـه

244
00:16:40,541 --> 00:16:41,918
‫چی... وایسا

245
00:16:42,835 --> 00:16:44,754
‫می‌تونیم با هم یه راه چاره پیدا کنیم

246
00:16:46,839 --> 00:16:48,173
‫واقعاً قصدت کمکـه؟

247
00:16:48,174 --> 00:16:50,176
‫البته، عزیزم. همیشه

248
00:16:52,345 --> 00:16:53,429
‫منو فراموش کن

249
00:17:09,737 --> 00:17:11,905
‫گیلیاد در حال تغییر و تحولـه

250
00:17:11,906 --> 00:17:14,741
‫اینجا توی بیت‌لحم جدید
‫پیشرفت‌های چشمگیری داشتیم

251
00:17:14,742 --> 00:17:19,454
‫تونستیم یه نظام دینی و متعصب رو اصلاح کنیم

252
00:17:19,455 --> 00:17:22,958
‫آرزوی خیلی از کشورهایی که
‫در این مسیر ناکام موندن

253
00:17:22,959 --> 00:17:28,130
‫ولی ما تونستیم بدون ریختن قطره‌ای خون،
‫راه رو برای آزادی بیشتر هموار کنیم

254
00:17:31,008 --> 00:17:35,096
‫محیط اینجا امن و آرومـه
‫به همراه امکانات آموزشی درجه یک...

255
00:17:40,560 --> 00:17:41,894
‫خانم واترفورد

256
00:17:44,522 --> 00:17:45,815
‫فرمانده وارتون

257
00:17:46,899 --> 00:17:48,608
‫حال شما؟

258
00:17:48,609 --> 00:17:52,654
‫از آخرین دیدارمون، خدا می‌دونه چه فراز و
‫نشیب‌هایی که پشت‌سر نذاشتید

259
00:17:52,655 --> 00:17:54,364
‫با این وجود،
‫لطف خدا شامل حالم شده و

260
00:17:54,365 --> 00:17:56,742
‫آرامش رو به زندگیم برگردونده

261
00:17:57,493 --> 00:17:59,411
‫صد البته

262
00:17:59,412 --> 00:18:03,082
‫با این حال،
چیزی از کمالات‌تون کم نشده

263
00:18:05,876 --> 00:18:07,753
‫ممنونم. نظر لطف شماست

264
00:18:10,798 --> 00:18:15,302
برگشتید و اینجا رو منور کردید

265
00:18:15,303 --> 00:18:18,097
‫انشالله خداوند حافظ جان و
‫مال همگی ما باشه، فرمانده

266
00:18:45,249 --> 00:18:49,294
‫نگهبان‌ها رو بسپار به خودم

267
00:18:49,295 --> 00:18:52,465
‫یعنی نگم خدا پشت‌وپناهِ آمریکا و
‫حرف از قانون اساسی نزنم؟

268
00:18:53,632 --> 00:18:57,177
‫زیاد جلب توجه نکن

269
00:18:57,178 --> 00:18:58,721
‫هر از گاهی هر کار می‌کنم نمیشه

270
00:19:00,306 --> 00:19:01,349
‫در جریان هستم

271
00:19:13,194 --> 00:19:15,070
‫قرار بود برن توی گیفت‌شاپ،

272
00:19:15,071 --> 00:19:16,906
‫ولی الان ممکنه هر جایی باشن

273
00:19:18,407 --> 00:19:20,950
حالا چرا اینجا رو انتخاب کردن؟

274
00:19:20,951 --> 00:19:23,412
‫خیلی وقتـه درِش تخته شده.
‫کلاً مگس پَر نمی‌زنه اینجا.

275
00:19:26,832 --> 00:19:27,833
‫بیا

276
00:19:35,341 --> 00:19:36,550
‫خیلی‌خب. بیا بریم

277
00:19:45,476 --> 00:19:47,185
‫نمی‌دونم چطوری هم فرماندهی و

278
00:19:47,186 --> 00:19:50,021
‫هم با آمریکایی‌ها سَر و سِر داری

279
00:19:50,022 --> 00:19:51,273
دو طرف رو با هم داری

280
00:19:54,110 --> 00:19:55,736
‫چی باعث شد نظرت عوض بشه؟

281
00:20:01,283 --> 00:20:02,284
‫لعنتی

282
00:20:14,004 --> 00:20:15,256
‫شنیدم آسیب دیدی

283
00:20:16,132 --> 00:20:17,633
‫با اون کامیون تصادف کردی

284
00:20:21,679 --> 00:20:23,013
واسه دیدنت اومدم

285
00:20:25,516 --> 00:20:26,600
‫توی بیمارستان

286
00:20:28,310 --> 00:20:29,478
‫اومدی اونجا؟

287
00:20:34,358 --> 00:20:36,902
‫واسه این راضی شدی
‫برای آمریکایی‌ها جاسوسی کنی؟

288
00:20:39,321 --> 00:20:40,448
‫واسه دیدنِ من؟

289
00:20:41,157 --> 00:20:42,199
‫چاره‌ای نداشتم

290
00:20:45,619 --> 00:20:46,662
‫باید می‌دیدمت

291
00:20:52,501 --> 00:20:53,627
‫باید بریم

292
00:20:54,545 --> 00:20:55,588
‫اینجا امن نیست

293
00:21:04,263 --> 00:21:07,140
‫دامادم کجاست؟

294
00:21:07,141 --> 00:21:10,518
‫نمی‌دونم، ولی ظاهراً خیلی خوب
‫تونسته پیش بره

295
00:21:10,519 --> 00:21:12,312
‫...توزیع محصولات‌شون

296
00:21:12,313 --> 00:21:16,024
‫با تسهیل رفت‌وآمد کالا و افراد از مرز،

297
00:21:16,025 --> 00:21:20,361
‫در واقع می‌شیم یه چیزی
‫تو مایه‌های دبیِ غرب

298
00:21:20,362 --> 00:21:22,655
‫بگی‌نگی همون زندون خودمون دیگه؟

299
00:21:22,656 --> 00:21:26,284
‫درستـه سِیل پناهنده‌های شما
‫فشار کمرشکنی رو به کانادا تحمیل کرده

300
00:21:26,285 --> 00:21:29,204
‫ولی با این حال، وجدان‌مون اجازه نمیده
‫برگردونیم‌شون جایی که هنوز

301
00:21:29,205 --> 00:21:32,540
‫دارید به شکل فجیعی مردم خودتون رو
‫شکنجه و قتل‌عام می‌کنید

302
00:21:32,541 --> 00:21:34,000
‫بهتون اطمینان‌خاطر میدم

303
00:21:34,001 --> 00:21:36,711
‫اینجا هیچ‌کس حقوق بشر رو نقض نکنه

304
00:21:36,712 --> 00:21:40,549
‫چطوری می‌تونیم رو حرف‌تون حساب کنیم،
‫به‌ویژه وقتی پای خانم‌ها وسطـه؟

305
00:21:43,070 --> 00:21:45,400
‫راستش رو بخوای،
‫من هم مثل تو نگران بودم و

306
00:21:45,424 --> 00:21:49,424
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

307
00:21:50,240 --> 00:21:55,290
‫متأسفانه خودم... مثال نقض این قضیه‌ام

308
00:22:01,290 --> 00:22:04,130
‫وقتی که گیلیاد شروع به سرکوب کرد، من...

309
00:22:05,800 --> 00:22:07,010
‫همه چیزم رو از دست دادم

310
00:22:08,470 --> 00:22:12,260
‫هویتم و آزادی بیانم رو از دست دادم

311
00:22:12,260 --> 00:22:17,390
‫کارهای وحشتناکی انجام دادم
‫چون احساس ناتوانی می‌کردم

312
00:22:17,390 --> 00:22:21,650
واسه همین هم خودم رو با اذیت‌وآزارِ
بقیه تخلیه می‌کردم

313
00:22:24,730 --> 00:22:27,650
‫الباقی عمرم رو هم صرف توبه و
‫جبران خطاهام می‌کنم،

314
00:22:27,650 --> 00:22:31,240
‫هر روز از کسایی که بهشون صدمه زدم

315
00:22:31,240 --> 00:22:32,950
‫طلب مغفرت می‌کنم

316
00:22:34,620 --> 00:22:38,548
‫حتی مطمئن نیستم که
‫خدا بخواد منو ببخشه، ولی...

317
00:22:38,573 --> 00:22:42,653
‫این رو خوب می‌دونم که
‫خدا دوباره راهم رو به اینجا باز کرده

318
00:22:43,460 --> 00:22:45,750
‫تا فرصت دوباره‌ای بهم بده

319
00:22:45,760 --> 00:22:49,430
‫توی بیت‌لحم جدید، خانم‌ها می‌تونن
‫مطالعه کنن، بنویسن و کار کنن

320
00:22:49,430 --> 00:22:52,260
‫اگه چیزی غیر از این بود
‫من خودم برنمی‌گشتم

321
00:22:53,600 --> 00:22:57,140
‫در ضمن، اگه بخاطر
‫تدابیری که گیلیاد اتخاذ کرده نبود،

322
00:22:57,140 --> 00:23:01,350
‫من الان پسری نداشتم

323
00:23:01,350 --> 00:23:05,610
‫گیلیاد آب و هوا رو پاکسازی کرده

324
00:23:05,610 --> 00:23:10,450
‫زنان‌مون دارن باردار میشن و
‫بچه‌هامون دارن ترقی می‌کنن

325
00:23:10,450 --> 00:23:13,120
‫خودتون خوب می‌دونید که همچین چیزی

326
00:23:13,120 --> 00:23:14,870
‫راجع‌به کشورهای خودتون صحت نداره

327
00:23:16,290 --> 00:23:18,830
‫ما همگی به... دنیا...

328
00:23:18,830 --> 00:23:26,090
‫دنیا به بیت‌لحم جدید نیاز داره
‫تا کار، رشد و ترقی کنه

329
00:23:31,470 --> 00:23:33,550
‫این پسر کوچولو دیگه کیـه؟

330
00:23:34,850 --> 00:23:38,680
‫ایشون نوحاست. نور زندگیم

331
00:23:38,680 --> 00:23:43,900
‫عینهو پنجه‌ی آفتاب می‌مونه.
‫می‌تونم بغلش کنم؟

332
00:23:43,900 --> 00:23:45,770
‫- اجازه هست؟
‫- آره. البته

333
00:23:48,110 --> 00:23:49,110
‫سلام!

334
00:23:50,450 --> 00:23:53,530
‫نرخ زاد و ولد توی گیلیاد
‫امسال به تنهایی دو برابر شده،

335
00:23:53,530 --> 00:23:58,450
‫که با اختلاف چشم‌گیری تقریباً از
‫تمامی کشورهای توسعه‌یافته بیشتره

336
00:24:01,290 --> 00:24:04,000
‫ایشون هم خانم رز بلین هستن که

337
00:24:04,000 --> 00:24:06,790
‫مفتخریم اعلام کنیم که پنج ماهـه باردارن

338
00:24:07,800 --> 00:24:11,760
‫خدای من، تبریک میگم!

339
00:24:11,760 --> 00:24:13,590
اجازه هست؟

340
00:24:13,889 --> 00:24:15,439
‫خواهش می‌کنم، راحت باش

341
00:24:17,260 --> 00:24:20,470
‫- پسره یا دختر؟
‫- پسره

342
00:24:20,480 --> 00:24:23,310
‫اینم مصداق بارزش، خانم‌ها و آقایون

343
00:24:23,310 --> 00:24:25,940
‫یه بچه اینجا حی و حاضره و
‫یکی دیگه توی راهـه

344
00:24:25,940 --> 00:24:29,980
‫گلستانِ گیلیاد، بی هیچ خار و خسی

345
00:24:29,980 --> 00:24:31,950
‫این وعده‌ایـه که با بیت‌لحم جدید میدیم

346
00:24:33,570 --> 00:24:35,610
‫نظر تو چیـه، لوئیز؟

347
00:24:35,620 --> 00:24:38,700
‫اگه امنیت‌شون رو تضمین کنید،

348
00:24:38,700 --> 00:24:45,540
‫می‌تونیم پیشنهاد بازگشت
‫داوطلبانه‌ی پناهندگان رو مطرح کنیم

349
00:24:45,540 --> 00:24:48,500
‫به شرط نظارت بین‌المللیِ سازمان ملل

350
00:24:50,630 --> 00:24:51,840
‫لوئیس، متأسفم

351
00:24:51,840 --> 00:24:53,630
‫باید بچه رو پس بدی

352
00:24:53,630 --> 00:24:55,970
‫- پسرِ خوب
‫- بریم؟

353
00:24:55,970 --> 00:24:57,640
برو پیش مامانی

354
00:25:07,190 --> 00:25:11,360
‫خانم واترفورد،
‫شما آدم‌ها رو به خوبی متقاعد می‌کنید

355
00:25:11,360 --> 00:25:13,240
‫لطف دارید

356
00:25:13,240 --> 00:25:16,110
‫راستش رو بخواید،
‫انتظار نداشتم انقدر شخصی بشه

357
00:25:16,110 --> 00:25:19,280
‫خب، برای من که مهیج بود

358
00:25:19,280 --> 00:25:22,950
‫جداً میگم. آخرین باری که
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم رو یادم نمیاد

359
00:25:25,170 --> 00:25:27,420
‫گمونم از تور کتابم جا موندید

360
00:25:31,170 --> 00:25:33,880
خدا می‌دونه که چقدر بی‌نصیب موندم

361
00:25:40,671 --> 00:25:43,541
‫« بستنی »

362
00:25:59,870 --> 00:26:02,240
‫باید از این پارک ببرمت بیرون

363
00:26:02,240 --> 00:26:04,790
‫چی؟ نه. دیگه چیزی تا گیفت‌شاپ نمونده

364
00:26:04,790 --> 00:26:07,210
‫- فقط... فکر می‌کنم...
‫- اگه اونجا نباشن چی؟

365
00:26:07,210 --> 00:26:09,790
‫اینجا بزرگـه. نکنه انتظار داری
‫متر به متر ساختمون‌ها و

366
00:26:09,790 --> 00:26:11,090
‫- ماشین‌ها رو بگردم؟
‫- آره!

367
00:26:11,090 --> 00:26:13,130
‫می‌دونی با اینجا موندن
‫چه ریسکی رو به جون میخری؟

368
00:26:13,130 --> 00:26:15,880
‫ممکنه کشته بشن!
‫به درک که چه بلایی سر من میاد!

369
00:26:15,880 --> 00:26:17,880
‫هی! من واسه توئه که اینجام

370
00:26:17,880 --> 00:26:19,760
‫همین‌جوریش هم
‫کم توی خونه داستان ندارم

371
00:26:19,760 --> 00:26:22,810
‫حتی اگه بهت فکر هم کنم، رز بو می‌بره

372
00:26:22,810 --> 00:26:25,810
‫آره، حق با توئه، حق با توئه.
‫بهتره که برگردی.

373
00:26:25,810 --> 00:26:27,060
‫تو رو اینجا تنها بذارم؟

374
00:26:27,060 --> 00:26:31,020
‫تو زن و بچه داری

375
00:26:31,020 --> 00:26:32,310
‫واسه خودت خونه و زندگی داری

376
00:26:32,320 --> 00:26:35,240
‫واقعاً؟ چون وقتی پیش توام خیلی مطمئن نیستم

377
00:26:37,320 --> 00:26:39,150
‫ببخشید

378
00:26:39,160 --> 00:26:45,700
‫من واسه نجات همسرت
‫قید هر چی که داشتم رو زدم

379
00:26:48,830 --> 00:26:52,630
‫چون تو اون رو انتخاب کردی.
‫تو لوک رو انتخاب کردی.

380
00:26:56,647 --> 00:26:58,179
‫اون منتظرم موند

381
00:27:00,180 --> 00:27:01,220
‫منتظر موند

382
00:27:05,560 --> 00:27:06,600
‫من تو رو داشتم

383
00:27:09,600 --> 00:27:10,900
‫دوستت داشتم

384
00:27:12,190 --> 00:27:14,570
‫اون منتظرم موند، نیک. سال‌ها منتظر موند

385
00:27:14,570 --> 00:27:15,650
‫«دوستم داشتی!»

386
00:27:18,490 --> 00:27:19,530
‫دارم

387
00:27:25,580 --> 00:27:28,450
‫می‌دونی عاشق تو بودن چه شکلیـه؟

388
00:27:31,080 --> 00:27:35,077
‫بهش که فکر می‌کنم... باید عذاب‌آور باشه

389
00:27:42,430 --> 00:27:44,930
‫نمی‌تونم از دست‌شون بدم. نمی‌تونم

390
00:27:44,930 --> 00:27:46,930
‫اونا جزئی از من هستن و من فقط...

391
00:27:49,180 --> 00:27:50,270
‫نمی‌تونم از دست‌شون بدم

392
00:27:56,730 --> 00:27:58,480
‫منم بهت همین حس رو دارم

393
00:28:01,240 --> 00:28:03,110
‫فقط به تو این حس رو دارم و

394
00:28:03,110 --> 00:28:08,580
‫بارها و بارها از دستت دادم

395
00:28:15,943 --> 00:28:17,258
‫الان دیگه کنارتم

396
00:28:21,930 --> 00:28:22,970
‫کنارتم

397
00:28:28,513 --> 00:28:30,231
‫اونا جون سالم به در نمی‌برن، نیک

398
00:28:32,310 --> 00:28:33,350
‫نمی‌برن

399
00:28:35,730 --> 00:28:36,730
‫باشه

400
00:28:39,320 --> 00:28:40,360
‫باشه

401
00:28:50,453 --> 00:28:51,543
‫لعنتی

402
00:28:52,790 --> 00:28:55,460
‫حرومی‌ها چرا نمیرن؟

403
00:28:55,460 --> 00:28:58,250
‫مِی‌دی عمراً بیاد.
‫ما رو ول کردن.

404
00:29:00,093 --> 00:29:01,093
‫بل

405
00:29:02,840 --> 00:29:04,880
‫- لوک!
‫- کالهون

406
00:29:04,880 --> 00:29:06,970
‫لوک، گوشِت با منـه؟

407
00:29:06,970 --> 00:29:08,850
‫اونجا چیکار می‌کنی، پسر؟

408
00:29:09,817 --> 00:29:11,607
‫بازم داری لیست فرمانده‌ها رو می‌خونی؟

409
00:29:12,730 --> 00:29:16,400
‫بل. کالهون. دوپر...

410
00:29:18,230 --> 00:29:19,940
‫- بسـه
‫- کالهون

411
00:29:19,940 --> 00:29:20,940
‫بسـه

412
00:29:21,900 --> 00:29:24,030
‫تمام اسامی رو داریم

413
00:29:25,490 --> 00:29:26,950
‫انقدر فکرت رو مشغول نکن

414
00:29:26,950 --> 00:29:30,450
‫دل تو دلم نیست که بچه‌هامون
‫بزنن مغزشون رو بترکونن

415
00:29:30,450 --> 00:29:31,990
‫آسیاب به نوبت،
‫بیا فعلاً از اینجا بریم

416
00:29:32,000 --> 00:29:33,660
‫چون فقط برامون پروتئین بار مونده

417
00:29:33,660 --> 00:29:35,910
‫با یه کیسه هویج

418
00:29:35,920 --> 00:29:38,170
‫از اون اولش هم نباید میذاشتم باهام بیای

419
00:29:38,170 --> 00:29:42,090
‫چی؟ مگه اجازه‌ی من دست توئه، لوک؟

420
00:29:42,090 --> 00:29:44,050
‫تازه‌شم، تو باید تورنتو می‌موندی

421
00:29:44,050 --> 00:29:49,090
‫که چیکار کنم؟ عینهو بچه‌های خوب
‫منتظر جلسه‌ی رسیدگیم باشم؟

422
00:29:49,100 --> 00:29:51,510
‫همین رو می‌خواستی؟ بیفتم گوشه‌ی هلفدونی؟

423
00:29:51,510 --> 00:29:55,270
‫نه. گور باباش. گور باباش! نمی‌تونم...

424
00:29:56,980 --> 00:29:58,270
‫چی؟ نمی‌تونی چی؟

425
00:29:58,270 --> 00:30:01,150
‫نمی‌تونم این یکی هم خراب کنم!
‫این رو دیگه خرابش نمی‌کنم

426
00:30:01,150 --> 00:30:02,730
‫چیزی رو خراب نکردی

427
00:30:02,730 --> 00:30:04,860
‫ماشین گشت یهو پیداش شد.
‫خودت این رو بهتر می‌دونی.

428
00:30:04,860 --> 00:30:08,030
‫آره، ولی جون که این فکر رو نمی‌کنه.
‫جون چه فکری می‌کنه؟

429
00:30:08,030 --> 00:30:10,530
‫فکر می‌کنه که من موفق نشدم،
‫درسته؟ درسته یا نه؟

430
00:30:16,710 --> 00:30:17,710
‫هی

431
00:30:18,670 --> 00:30:20,540
‫لازم نیست خودت رو اثبات کنی

432
00:30:21,840 --> 00:30:23,960
‫تو بهترین مردی هستی که می‌شناسم

433
00:30:25,510 --> 00:30:26,510
‫جدی میگم

434
00:30:27,760 --> 00:30:29,380
‫جون به نفعشـه که اینو بدونه

435
00:30:29,390 --> 00:30:30,800
‫من فقط می‌خوام دخترم رو پس بگیرم

436
00:30:30,800 --> 00:30:32,350
‫- همین. دیگه هیچی به...
‫- خودم می‌دونم

437
00:30:34,810 --> 00:30:35,980
‫برو، برو، برو

438
00:30:50,070 --> 00:30:52,580
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

439
00:31:14,310 --> 00:31:15,350
‫لوک؟

440
00:31:18,020 --> 00:31:19,140
‫مویرا؟

441
00:31:24,480 --> 00:31:25,570
‫خدای من

442
00:31:26,900 --> 00:31:28,400
‫جون؟

443
00:31:28,400 --> 00:31:30,610
‫خدایا... خدای من

444
00:31:30,610 --> 00:31:32,910
‫- خیلی‌خب. تو...
‫- چرا اینجا اومدی؟

445
00:31:32,910 --> 00:31:35,410
‫سالمی. خدا رو شکر سالمی

446
00:31:35,410 --> 00:31:38,040
‫بیا اینجا. بیا اینجا. چیکار کردی؟

447
00:31:38,040 --> 00:31:41,620
‫خدایا، چقدر تو احمقی.
‫چرا این کارو کردی؟ هان؟

448
00:31:41,620 --> 00:31:44,000
‫با مارک تماس گرفتم.
‫از دلشوره مُردم.

449
00:31:45,130 --> 00:31:46,460
‫اون که مارک نیست

450
00:31:50,050 --> 00:31:51,970
‫- سلام
‫- سلام

451
00:31:53,010 --> 00:31:54,140
‫اسمش نیکـه

452
00:31:55,260 --> 00:31:57,560
‫واو. نیک

453
00:31:59,310 --> 00:32:00,930
‫چه‌خبرا، نیک؟

454
00:32:00,940 --> 00:32:05,610
‫سلام. بهتره که... جمع کنیم بریم

455
00:32:05,610 --> 00:32:07,940
‫یالا، باید بریم.
‫باید از اینجا بریم.

456
00:32:08,990 --> 00:32:10,360
‫یالا. باید بریم

457
00:32:19,160 --> 00:32:20,250
‫بیا

458
00:32:23,250 --> 00:32:25,420
‫سر جاتون بمونید

459
00:32:25,420 --> 00:32:26,750
‫- خدایا
‫- وایسید

460
00:32:28,500 --> 00:32:31,800
‫خیلی‌خب. سوار ماشین شید.
‫سوار ماشین شید.

461
00:32:31,800 --> 00:32:32,800
‫هی

462
00:32:33,840 --> 00:32:34,930
‫بیاید اینجا

463
00:32:34,930 --> 00:32:36,550
‫برید، برید. یالا.

464
00:32:42,480 --> 00:32:43,980
‫روز بخیر

465
00:32:43,980 --> 00:32:46,860
‫فرمانده بلین. روز بخیر، قربان

466
00:32:46,860 --> 00:32:48,900
‫قربان. این مورد رو گزارش بدیم؟

467
00:32:48,900 --> 00:32:52,490
‫چیز خاصی نیست.
‫خودم ترتیبش رو دادم.

468
00:32:52,490 --> 00:32:54,320
‫خدا قوت

469
00:32:54,320 --> 00:32:57,410
‫ولی باید واسه هر گونه فعالیت
‫شورشگرایانه‌ای رو گزارش بدیم، قربان

470
00:32:57,410 --> 00:32:58,620
‫دستورالعملـه

471
00:33:20,180 --> 00:33:21,180
‫بریم

472
00:33:22,730 --> 00:33:24,890
‫باید فرار کنیم. سوار شید

473
00:33:27,400 --> 00:33:28,480
‫سوار شید

474
00:33:33,150 --> 00:33:34,240
‫بجنبید

475
00:33:54,760 --> 00:33:59,140
‫سرینا، به قول معروف،
‫سر زبون‌ها افتاده

476
00:33:59,140 --> 00:34:03,140
‫تمامی دیپلمات‌ها موافقت کردن و
‫نوحا کوچولو هم قراره حقوق‌بگیر بشه

477
00:34:04,077 --> 00:34:06,020
‫انتظار میره که خانواده‌های مستأصل

478
00:34:06,020 --> 00:34:08,850
‫به زودی برای دیدار دوباره
‫سمت‌مون هجوم بیارن

479
00:34:08,850 --> 00:34:11,400
‫خب، اونوقت مجبوریم
‫دنبال گسترش و توسعه باشیم

480
00:34:11,400 --> 00:34:14,320
‫به خواست خدا، کلی مکان داریم که

481
00:34:14,320 --> 00:34:17,400
‫می‌تونن به نوبه‌ی خودشون
‫یه بیت‌لحم جدیدِ بی‌نقص باشن

482
00:34:17,410 --> 00:34:20,370
‫هنوز زوده بخوایم دل‌مون رو
‫با این چیزها خوش کنیم

483
00:34:20,370 --> 00:34:22,280
‫نمی‌دونم این کشور شرایط

484
00:34:22,290 --> 00:34:23,740
‫یه بیت‌لحم جدیدِ دیگه رو داره یا نه

485
00:34:23,740 --> 00:34:26,040
‫چه برسه به یه جایی بزرگ‌تر از اون

486
00:34:26,040 --> 00:34:28,302
‫هر چی بزرگ‌تر، بهتر. مگه نه؟

487
00:34:32,920 --> 00:34:34,710
‫مگه همین‌جوری نمیگن؟

488
00:34:37,970 --> 00:34:42,220
‫اگر برادران ما خواهان بازگشت به وطن باشن،

489
00:34:42,220 --> 00:34:44,430
‫موظفیم که به این خواسته جواب بدیم؟

490
00:34:45,023 --> 00:34:47,120
‫فکر می‌کنم که موظفیم

491
00:34:47,755 --> 00:34:50,755
‫اونوقت به عنوان یک ملت،

492
00:34:50,799 --> 00:34:53,618
‫از این رویداد سربلندتر و
‫قدرتمندتر بیرون میایم، مگه نه؟

493
00:34:53,643 --> 00:34:55,395
‫فکر می‌کنم که میایم

494
00:34:58,900 --> 00:35:00,780
‫بازم این بحث رو ادامه میدیم

495
00:35:01,081 --> 00:35:04,921
‫تا اینجای کار هم امروز
‫به دستاوردهای زیادی رسیدید

496
00:35:04,946 --> 00:35:06,326
‫به خودتون افتخار کنید

497
00:35:07,250 --> 00:35:08,790
‫به سلامتی شروعی تازه

498
00:35:08,790 --> 00:35:10,170
‫به سلامتی شروعی تازه

499
00:35:10,170 --> 00:35:13,040
‫رز، فکر کردم گفتی
‫نیک تا این ساعت میاد

500
00:35:13,040 --> 00:35:14,460
‫قرارمون همین بود

501
00:35:14,460 --> 00:35:15,800
‫تقصیر منـه

502
00:35:15,800 --> 00:35:20,510
‫من فرستادمش سمت مسیر تجاری
‫تا به یه مسئله‌ای رسیدگی کنه

503
00:35:21,680 --> 00:35:22,850
‫مسئله‌ی جدی‌ایـه؟

504
00:35:22,875 --> 00:35:24,505
‫نه، نه، نه. نه، به هیچ وجه

505
00:35:24,600 --> 00:35:28,776
‫فقط اونقدری که نیاز به رسیدگی داشته باشه

506
00:35:30,440 --> 00:35:33,400
‫خب، دیگه زمان استراحت نوحاست

507
00:35:33,400 --> 00:35:35,680
‫فرمانده، امکانش هست تا
خونه همراهی‌مون کنید؟

508
00:35:35,705 --> 00:35:37,665
‫خیلی دوست دارم یکم بیشتر
‫وقت‌تون رو بگیرم و

509
00:35:37,690 --> 00:35:39,940
‫راجع‌به پتانسیل خدادادی
‫بیت‌لحم جدید باهاتون صحبت کنم

510
00:35:39,950 --> 00:35:45,580
‫خب، قول نمیدم که بتونید نظرم رو عوض کنید

511
00:35:45,580 --> 00:35:48,125
‫ولی قطعاً از تلاش‌تون لذت می‌برم

512
00:35:48,150 --> 00:35:50,026
‫می‌دونید که چقدر عاشق چالش‌ام

513
00:35:52,920 --> 00:35:54,040
‫وقت بخیر

514
00:36:03,840 --> 00:36:07,220
‫یه دسر بستنی ساندی، لطفاً!
‫داریم جشن می‌گیریم

515
00:36:07,220 --> 00:36:11,883
‫فرمانده، منو ببخشید.
‫برای رسیدگی به یه مسئله‌ی مهم اینجام

516
00:36:11,908 --> 00:36:14,255
‫تقاضا دارم که از دفترم یه وقت بگیرید

517
00:36:14,280 --> 00:36:15,921
‫متأسفانه مسئله‌ی حیاتی‌ایـه

518
00:36:15,946 --> 00:36:19,035
‫مطلع شدم که آف‌جوزف... جنین...

519
00:36:19,060 --> 00:36:21,430
‫خدایا. باز دوباره شروع نکن

520
00:36:21,650 --> 00:36:26,200
‫اونجوری که شایسته‌ی شماست
‫ازتون طلب بخشش می‌کنه، خانم لورنس

521
00:36:26,200 --> 00:36:28,330
‫اگه به هر نحوی
‫رفتار ناشایستی ازش سر زد،

522
00:36:28,330 --> 00:36:31,000
‫من خودم رو جهت
‫هر گونه اصلاحی در اختیار میذارم

523
00:36:31,000 --> 00:36:32,790
‫با هر شدت و وخامتی

524
00:36:32,790 --> 00:36:35,040
‫- وسوسه‌کننده‌ست
‫- نه

525
00:36:36,301 --> 00:36:38,356
‫ما یه فرصت بهش دادیم

526
00:36:38,381 --> 00:36:40,881
‫امکانش هست که تجدیدنظر کنید؟

527
00:36:44,010 --> 00:36:50,930
‫اون یه هرزه کوچولوی
‫بی‌ادب، پست و نمک‌نشناسـه و

528
00:36:50,930 --> 00:36:52,480
‫ما دیگه باهاش کاری نداریم

529
00:36:57,588 --> 00:37:00,258
‫حالت خوبـه؟ شنیدم حالت خوش نیست

530
00:37:00,283 --> 00:37:02,144
‫بیماری جدیدی که نداری؟

531
00:37:02,169 --> 00:37:03,629
‫نه، خوبم

532
00:37:03,780 --> 00:37:08,530
‫خوبـه. خب... ممنون که سر زدی

533
00:37:08,530 --> 00:37:10,120
‫فرمانده، خواهش می‌کنم

534
00:37:10,120 --> 00:37:11,910
‫شاید اون اینجا جایی نداشته باشه،

535
00:37:11,910 --> 00:37:15,592
‫اما اگه جنین رو توی
‫اون لونه‌ی فساد رها کنیم...

536
00:37:15,617 --> 00:37:17,265
‫بقیه‌ی دخترهام هم همینطور

537
00:37:17,290 --> 00:37:21,000
‫این انصاف نیست! من اجازه نمیدم!

538
00:37:21,010 --> 00:37:23,170
‫برو خدا رو شکر کن که
سر از کلنی‌ها در نیاوردن

539
00:37:23,170 --> 00:37:25,559
‫این شانس رو دارن که زنده بمونن

540
00:37:25,584 --> 00:37:27,340
‫اسم این رو زندگی میذاری؟

541
00:37:27,340 --> 00:37:30,140
‫چرا نتونن بعد از بازنشستگی‌شون
‫زنان خدماتی بشن؟

542
00:37:30,140 --> 00:37:34,810
‫چون اونا هرگز یه ندیمه‌ی سابق
‫بی‌آبرو رو توی جامعه‌شون قبول نمی‌کنن

543
00:37:35,900 --> 00:37:37,440
‫بی‌آبرو؟

544
00:37:37,440 --> 00:37:40,270
‫دخترهای من در راه خدا خدمت کردن!

545
00:37:40,270 --> 00:37:43,740
‫جنین یه فرزند زیبا به دنیا آورد!
‫فرزند شما رو!

546
00:37:43,740 --> 00:37:47,570
‫مطمئناً شما و خانم لورنس
‫می‌تونید از اون حمایت کنید!

547
00:37:47,570 --> 00:37:49,660
‫خودت که شنیدی خانم لورنس چی گفت.
‫شدنی نیست.

548
00:37:49,660 --> 00:37:53,580
‫اون از اون همسرهای گیلیادیِ سنتیـه.
‫مثل سرینا واترفورد نیست.

549
00:37:53,580 --> 00:37:56,370
‫- خانم واترفورد؟
‫- آره، آره. شنیدی؟

550
00:37:56,370 --> 00:37:58,330
‫برگشته. به بیت‌لحم جدید اومده

551
00:37:58,330 --> 00:37:59,878
‫از این‌رو به اون‌رو شده

552
00:37:59,903 --> 00:38:02,418
عجیب پیشرفت کرده

553
00:38:04,630 --> 00:38:07,300
‫جنین رفته، عمه لیدیا

554
00:38:07,300 --> 00:38:09,850
‫همون لحظه‌ای که
‫روش دست بلند کردی رفت

555
00:38:12,180 --> 00:38:13,220
‫خودت هم اینو می‌دونی

556
00:38:16,140 --> 00:38:17,940
‫یه لطفی کن به خودت. ازش بگذر

557
00:38:20,810 --> 00:38:22,520
‫عصر به‌خیر، فرمانده

558
00:39:08,780 --> 00:39:11,030
‫خوشحالم بالاخره دیدمت

559
00:39:11,780 --> 00:39:13,450
‫- منم همینطور
‫- آره

560
00:39:13,450 --> 00:39:14,660
‫خوش برگشتی

561
00:39:14,660 --> 00:39:16,410
‫ممنون، دادا. حتماً...

562
00:39:16,410 --> 00:39:18,883
‫کلی نگران‌مون بودی

563
00:39:18,908 --> 00:39:21,788
‫متأسفم که توی اون شرایط قرار گرفتید و

564
00:39:21,813 --> 00:39:24,483
‫خیلی خوشحالم که موفق شدید

565
00:39:24,508 --> 00:39:25,838
‫باید بریم

566
00:39:25,920 --> 00:39:27,630
‫- آره. خیلی‌خب
‫- باشه

567
00:39:27,630 --> 00:39:30,170
‫- ممنون بابت زحمت‌های امشب
‫- مرسی

568
00:39:30,195 --> 00:39:32,525
‫ولی باز دوباره غیبت نزنه

569
00:39:34,510 --> 00:39:37,430
‫هی، بهش زنگ زدی و اونم جوابت رو داد

570
00:39:37,430 --> 00:39:40,180
‫چون تو اینجا بودی و الان هم داری میری

571
00:39:40,190 --> 00:39:42,650
‫فرمانده‌ی ارشد توی خونه‌ام زندگی می‌کنه

572
00:39:42,650 --> 00:39:44,810
‫نمی‌تونم به هر سازت برقصم

573
00:39:44,820 --> 00:39:48,891
‫فقط پای توافق‌مون بمون
‫وگرنه لوت میدم

574
00:39:48,916 --> 00:39:50,070
‫نه، همچین کاری نمی‌کنی

575
00:39:51,450 --> 00:39:53,160
‫مُرده‌ی من به هیچ دردت نمی‌خوره

576
00:40:09,017 --> 00:40:11,437
‫نیک، نگهبان‌ها رو می‌خوای چیکار کنی؟

577
00:40:11,462 --> 00:40:14,572
‫خودم ردیفش می‌کنم.
‫فقط برگرد خونه پیشش.

578
00:40:15,430 --> 00:40:17,180
‫- حتماً
‫- مراقب باش

579
00:40:18,640 --> 00:40:20,890
‫- تو هم
‫- یه زندگی خوب واسه خودت بساز

580
00:40:22,310 --> 00:40:23,850
‫بیخیال، تمومش کن

581
00:40:23,850 --> 00:40:25,360
‫چی رو؟

582
00:40:25,360 --> 00:40:28,980
‫فقط تمومش کن.
‫حواست هست که همیشه کارمون همینـه؟

583
00:40:28,980 --> 00:40:32,410
‫- چه کاری رو؟
‫- همین حرف‌های قبل از خداحافظی

584
00:40:33,110 --> 00:40:35,990
‫بیخیال، سر کی رو شیره می‌مالیم؟

585
00:40:39,410 --> 00:40:42,580
‫باشه. حالا... میگی به جاش چی بگیم؟

586
00:40:45,266 --> 00:40:47,104
‫نظرت راجع‌به «به امید دیدار» چیـه؟

587
00:40:47,292 --> 00:40:48,292
‫باشه

588
00:40:50,780 --> 00:40:51,990
‫به امید دیدار

589
00:40:54,469 --> 00:40:55,760
‫به امید دیدار

590
00:40:55,784 --> 00:41:05,784
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

591
00:41:05,808 --> 00:41:15,808
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

592
00:43:14,070 --> 00:43:15,650
‫باید بهت می‌گفتم که

593
00:43:15,650 --> 00:43:17,030
‫اینجا داشتم با مِی‌دی کار می‌کردم

594
00:43:17,030 --> 00:43:20,200
‫بمب‌های خودمو جایی که
‫خودم می‌خوام ارسال می‌کنم

595
00:43:20,200 --> 00:43:21,410
‫تو نمی‌دونی داری چیکار می‌کنی و

596
00:43:21,410 --> 00:43:23,450
‫آخرش هم جون سالم به در نمی‌بری

597
00:43:23,450 --> 00:43:25,142
‫این شانس منـه که برای هانا بجنگم

598
00:43:25,162 --> 00:43:26,165
‫« آنچه در این فصل از
‫سرگذشت ندیمه خواهید دید »

599
00:43:26,189 --> 00:43:28,450
‫پسرم، اون یه رخنه امنیتی خطرناک بود

600
00:43:28,460 --> 00:43:30,080
‫بدون هیچ شاهد عینی‌ای،
‫یکی از قربانی‌ها فوت کرده و

601
00:43:30,080 --> 00:43:31,370
‫اون یکی توی کماست

602
00:43:31,380 --> 00:43:32,750
‫داره به تدریج هوشیاریش رو بدست میاره

603
00:43:32,750 --> 00:43:35,880
‫می‌تونه هویت کسی که دست به
‫این کار گستاخانه زد رو شناسایی کنه

604
00:43:35,880 --> 00:43:38,219
‫حالا دیگه ازت انتظار دارن

605
00:43:38,244 --> 00:43:40,800
‫از پس هر چیزی که
‫اتاق فکر برام تدارک ببینه بر میام

606
00:43:40,800 --> 00:43:41,800
‫جون، وایسا

607
00:43:43,643 --> 00:43:44,773
‫جون

608
00:43:44,798 --> 00:43:47,258
‫می‌خوام ما رو از اینجا ببری بیرون

609
00:43:47,283 --> 00:43:48,403
‫من به کمک تو نیازی ندارم

610
00:43:48,442 --> 00:43:51,343
‫دارم سعی می‌کنم یه راه فرار نشونت بدم

611
00:43:51,368 --> 00:43:54,360
‫هیچ راه فراری در کار نیست

612
00:43:54,360 --> 00:43:56,480
‫مطمئنی واسه برگشتن حاضری؟

613
00:43:56,480 --> 00:43:57,780
‫چه‌جورم

614
00:43:57,780 --> 00:43:59,820
‫این رو تا آخرش میریم

615
00:44:03,620 --> 00:44:05,780
‫سرینا با چنگ و دندون به قدرت برگشت

616
00:44:05,780 --> 00:44:08,240
‫می‌خواد ملکه‌ی گیلیاد بشه

617
00:44:08,250 --> 00:44:10,580
‫من واقعاً معتقدم که
‫خدا منو به اینجا برگردوند تا

618
00:44:10,580 --> 00:44:11,870
‫کشور رو متحول کنم

619
00:44:11,870 --> 00:44:13,500
‫بیا باهم این کارو کنیم

620
00:44:13,500 --> 00:44:14,750
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که

621
00:44:14,750 --> 00:44:16,920
‫تو تنها ستاره‌ی آسمون ابری زندگی منی

622
00:44:16,920 --> 00:44:21,220
‫جون آزبورن، اینا پای توئه

623
00:44:22,470 --> 00:44:23,640
‫چه اتفاقی داره میفته؟

624
00:44:25,220 --> 00:44:26,300
‫شورش

