﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:03,002
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

2
00:00:03,086 --> 00:00:04,837
‫دشمنِ دشمنِ من، دوستمـه

3
00:00:04,921 --> 00:00:06,631
‫بستگی به شرایط داره

4
00:00:06,714 --> 00:00:08,549
‫حادثه‌ای که توی منطقه‌ی بی‌طرف رخ داده چی؟

5
00:00:08,633 --> 00:00:11,094
‫این یه رخنه‌ی امنیتی وحشتناک بوده،
‫پسرم. اونم زیر نظر تو.

6
00:00:11,177 --> 00:00:14,013
‫اون مرد جوون می‌تونه کسی رو که این
‫کار بی‌شرمانه رو انجام داده، شناسایی کنه

7
00:00:14,097 --> 00:00:16,265
‫بهم قول بدید که می‌فهمید
‫کی این بلا رو سرش آورده

8
00:00:16,349 --> 00:00:17,558
‫چشم، خانم

9
00:00:17,642 --> 00:00:20,770
‫بهم قول دادن که اونا
‫اعضای مورد احترام جامعه میشن

10
00:00:20,853 --> 00:00:23,106
‫ندیمه‌ها می‌تونن بعد از بازنشستگی
‫بیان بیت‌لحم جدید و

11
00:00:23,189 --> 00:00:26,192
‫می‌تونن کارکنان مرکز باروری جدید بشن

12
00:00:26,275 --> 00:00:28,027
‫این یه ندا و وظیفه‌ی الهی‌ـه

13
00:00:28,111 --> 00:00:29,654
‫هیچ کاری نکن. خواهشاً!

14
00:00:29,737 --> 00:00:31,155
‫ولی تو سوگلی منی، جنین

15
00:00:31,239 --> 00:00:33,449
‫هر بار که سعی می‌کنی کمکم کنی،
‫اوضاع بدتر میشه

16
00:00:33,533 --> 00:00:35,660
‫من دارم سعی می‌کنم از داخل درستش کنم

17
00:00:35,743 --> 00:00:37,328
‫قولی بود که به النور دادم

18
00:00:37,412 --> 00:00:38,663
‫من مرگش رو به چشم دیدم

19
00:00:38,746 --> 00:00:40,248
‫هیچ کاری هم نکردم

20
00:00:40,331 --> 00:00:42,250
‫- حواست به خودت باشه
‫- کون لقت، لارنس!

21
00:00:42,333 --> 00:00:43,626
‫لارنس سر به راه میشه

22
00:00:43,709 --> 00:00:44,794
‫همیشه همینطور بوده

23
00:00:44,877 --> 00:00:46,379
‫می‌خوام اعدام شه

24
00:00:46,462 --> 00:00:47,880
‫دوره‌اش به سر رسیده

25
00:00:47,964 --> 00:00:50,091
‫مِی‌دی قراره تمام فرمانده‌های
‫توی پنت‌هاوس رو بکُشه

26
00:00:50,174 --> 00:00:52,510
‫باید تمام زن‌ها رو خارج کنیم،
‫پس ازت می‌خوایم آماده‌شون کنی

27
00:00:52,593 --> 00:00:54,595
‫من چندتا از نامه‌هایی که
‫برای خانواده‌هاشون نوشتن رو آوردم

28
00:00:54,679 --> 00:00:56,973
‫باید هر طور که شده
‫اونا رو ببرید بیرون

29
00:00:57,056 --> 00:00:59,642
‫فرد سعی کرد بهترین بخش‌هات رو
‫پاک کنه، ولی من هرگز همچین کاری نمی‌کنم

30
00:00:59,725 --> 00:01:00,977
‫من همه‌ی تو رو می‌خوام

31
00:01:01,060 --> 00:01:02,562
‫سرینا جوی، به من...

32
00:01:03,813 --> 00:01:05,732
‫افتخار میدی و با من ازدواج می‌کنی؟

33
00:01:05,815 --> 00:01:07,108
‫بله، باهات ازدواج می‌کنم

34
00:01:07,191 --> 00:01:09,277
‫پسش می‌خوای؟ بخواب روی تخت

35
00:01:09,360 --> 00:01:10,695
‫جُم نخور لعنتی

36
00:01:16,993 --> 00:01:18,202
‫کل اینجا رو قرنطینه می‌کنن

37
00:01:18,286 --> 00:01:20,872
‫- چه خبره؟!
‫- خواهش می‌کنم! ما رو با خودت ببر، جوزف

38
00:01:20,955 --> 00:01:22,540
‫می‌تونی ما رو از مرز رد...

39
00:01:22,564 --> 00:01:32,564
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

40
00:01:32,588 --> 00:01:40,588
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

41
00:01:41,976 --> 00:01:43,811
‫مویرا، نقشه رو چیکار کنیم؟

42
00:01:44,729 --> 00:01:46,522
‫و اون‌همه نامه

43
00:01:47,523 --> 00:01:49,233
‫اقلاً توی گاوصندوقن

44
00:01:50,401 --> 00:01:51,486
‫فعلاً

45
00:01:52,528 --> 00:01:54,280
‫تا وقتی یکی پیداشون کنه

46
00:01:55,031 --> 00:01:56,324
‫اون‌وقت فاتحه‌ی همه‌ی اون زن‌ها خونده‌ست

47
00:01:57,658 --> 00:01:59,535
‫ما هم توی صندوق‌عقب وامونده‌ایم

48
00:02:01,954 --> 00:02:03,581
‫این یارو قابل اعتماده؟

49
00:02:03,664 --> 00:02:05,500
‫چاره‌ای نداریم

50
00:02:13,341 --> 00:02:14,634
‫ما رو کدوم گورستونی آورد؟

51
00:02:25,311 --> 00:02:26,312
‫بیاید بیرون

52
00:02:36,531 --> 00:02:38,491
‫زود باش. کجاییم؟

53
00:02:44,080 --> 00:02:45,706
‫باید همینجا ول‌تون کنم

54
00:02:45,790 --> 00:02:46,833
‫ببینم تا کجا می‌تونید برید

55
00:02:48,000 --> 00:02:50,253
‫می‌دونی چیه؟
‫هر کاری لازمه بکن. خب؟

56
00:02:50,336 --> 00:02:51,754
‫رو نیست که، سنگِ پاست!

57
00:02:51,838 --> 00:02:53,339
‫من الان تن‌لشت رو نجات دادم.
‫تو هم همینطور.

58
00:02:53,423 --> 00:02:54,841
‫- مرسی، ممنون
‫- ازش تشکر نکن

59
00:02:54,924 --> 00:02:56,134
‫چرا اینجایی؟

60
00:02:56,217 --> 00:02:58,636
‫بهت نمیگم! میری به رفیقای عزیزت میگی

61
00:02:58,719 --> 00:03:00,972
‫ماجرای هواپیماها هیچ دخلی
‫به من نداشت، جون

62
00:03:01,055 --> 00:03:02,056
‫بیخیال

63
00:03:02,140 --> 00:03:04,100
‫اونا می‌دونستن قراره
‫برای گرفتن هانا اقدام کنی،

64
00:03:04,183 --> 00:03:05,977
‫- آماده بودن
‫- می‌تونستی جلوشون رو بگیری!

65
00:03:06,060 --> 00:03:07,687
‫تو هم می‌تونستی جلوی مرگ النور رو بگیری!

66
00:03:16,195 --> 00:03:17,363
‫ببین

67
00:03:17,447 --> 00:03:19,949
‫توقع ندارم بابت اون قضیه منو ببخشی. خب؟

68
00:03:20,658 --> 00:03:22,076
‫خودم رو نمی‌تونم ببخشم

69
00:03:25,329 --> 00:03:28,040
‫من این جهنم فلاکت‌بار رو ساختم و
‫اون رو توش گرفتار کردم

70
00:03:29,542 --> 00:03:31,169
‫بازهای...

71
00:03:32,170 --> 00:03:33,629
‫بازهای جنگ‌طلب

72
00:03:34,756 --> 00:03:36,924
‫دارن از اصلاحاتِ من استفاده می‌کنن

73
00:03:37,008 --> 00:03:38,301
‫تا تله بذارن

74
00:03:38,384 --> 00:03:40,595
‫می‌خوان اعدامم کنن

75
00:03:41,596 --> 00:03:43,097
‫چی؟ چی داری...

76
00:03:43,973 --> 00:03:44,974
‫چی داری میگی؟

77
00:03:45,057 --> 00:03:48,186
‫می‌خوان از دیوار آویزونم کنن، جون.
‫شاید کنار هم دیگه آویزون شدیم.

78
00:03:52,065 --> 00:03:53,357
‫وایسا. یعنی...

79
00:03:53,816 --> 00:03:56,319
‫همون فرمانده‌هایی که امشب باهاشون بودی؟

80
00:03:56,402 --> 00:03:57,862
‫بل، کالوین، رینولدز؟

81
00:03:57,945 --> 00:03:58,946
‫همگی

82
00:03:59,655 --> 00:04:01,532
‫اونا چندش‌آورترین‌هاشون هستن

83
00:04:07,080 --> 00:04:08,081
‫چرا اینجایی؟

84
00:04:09,582 --> 00:04:10,875
‫چرا توی پنت‌هاوس بودید؟

85
00:04:15,588 --> 00:04:17,006
‫نظرت چیه که بهت بگم

86
00:04:18,257 --> 00:04:20,009
‫که تا هفته‌ی دیگه همین موقع،

87
00:04:21,469 --> 00:04:24,097
‫تک‌تک اون لاشی‌های لعنتی

88
00:04:24,180 --> 00:04:25,264
‫مُردن؟

89
00:04:25,348 --> 00:04:26,432
‫جون، چیکار می‌کنی؟

90
00:04:26,516 --> 00:04:28,400
‫و تو قدرتمندترین فرماندهی میشی که

91
00:04:28,401 --> 00:04:30,353
‫توی بوستون باقی مونده

92
00:04:30,436 --> 00:04:31,437
‫بس کن

93
00:04:39,321 --> 00:04:42,332
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت ششم: سورپرایز »

94
00:04:50,790 --> 00:04:52,959
‫باید صد درصد مطمئن باشید که

95
00:04:53,042 --> 00:04:54,877
‫دخل همه‌شون رو میارید،

96
00:04:54,961 --> 00:04:56,254
‫وگرنه الکی به خودتون زحمت دادید

97
00:04:56,337 --> 00:04:57,922
‫اونا مثل مار هایدرا می‌مونن

98
00:04:58,005 --> 00:04:59,424
‫یه سر رو قطع می‌کنی،

99
00:04:59,507 --> 00:05:02,468
‫یه احمق دیگه‌ای سبز میشه و
‫جاش رو می‌گیره

100
00:05:02,552 --> 00:05:04,011
‫می‌دونم. همین کار رو می‌کنیم

101
00:05:04,095 --> 00:05:05,972
‫واسه همین قراره همزمان
‫همه‌شون رو بکُشیم

102
00:05:06,055 --> 00:05:07,348
‫آره، ولی...

103
00:05:07,432 --> 00:05:08,975
‫- اگه شما...
‫- جوزف، تویی؟

104
00:05:09,058 --> 00:05:10,309
‫الان میام...

105
00:05:10,476 --> 00:05:12,520
‫- جوزف؟
‫- بله!

106
00:05:13,062 --> 00:05:14,230
‫چه خبره؟

107
00:05:14,439 --> 00:05:16,190
‫الان میام. برگرد توی رخت‌خواب!

108
00:05:16,566 --> 00:05:17,608


109
00:05:19,610 --> 00:05:20,903
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

110
00:05:21,654 --> 00:05:25,616
‫- خیلی دیروقتـه
‫- من فقط... دنبال یه...

111
00:05:26,868 --> 00:05:27,910
‫پرونده می‌گردم

112
00:05:27,994 --> 00:05:31,372
‫- توپ بسکتبالت واسه چیه؟
‫- قبلاً بازی می‌کردم

113
00:05:31,456 --> 00:05:33,708
‫- توی دانشگاه هاروارد؟
‫- جا خوردی؟

114
00:05:33,791 --> 00:05:36,085
‫راستش اینجا اتاق قشنگیـه

115
00:05:36,169 --> 00:05:38,254
‫اگه مارتاها یکمی تر و تمیزش کنن...

116
00:05:38,337 --> 00:05:40,339
‫من هم توی همین فکر بودم

117
00:05:40,423 --> 00:05:43,551
‫- فردا در موردش حرف می‌زنیم
‫- باشه

118
00:05:43,634 --> 00:05:45,511
‫- اگه اون تابلو رو ببریم...
‫- آره. باید این پایین رو بازسازی کنیم

119
00:05:45,595 --> 00:05:48,055
‫ولی فردا که روز روشن باشه

120
00:05:48,139 --> 00:05:50,349
‫- گمونم آره
‫- خیلی‌خب...

121
00:05:50,433 --> 00:05:52,769
‫- شب بخیر!
‫- خواهشاً سعی کن سر و صدا نکنی

122
00:05:55,354 --> 00:05:56,773
‫وای خدا

123
00:05:59,776 --> 00:06:01,402
‫نائومی پاتنم؟

124
00:06:01,778 --> 00:06:03,196
‫نائومی لارنس

125
00:06:03,279 --> 00:06:04,864
‫وای خدا

126
00:06:05,782 --> 00:06:06,908
‫هر اتفاقی که واسه...

127
00:06:06,991 --> 00:06:08,993
‫اون مانع بود

128
00:06:11,746 --> 00:06:12,789
‫عجب

129
00:06:13,581 --> 00:06:15,458
‫خب، حالا برنامه چیه؟

130
00:06:16,959 --> 00:06:17,960
‫خب...

131
00:06:18,795 --> 00:06:19,962
‫پایه‌ای؟

132
00:06:22,090 --> 00:06:24,592
‫یا باید با این نقشه‌ی دیوانه‌وارتون
‫همراه بشم یا از دیوار آویزون

133
00:06:25,718 --> 00:06:27,845
‫خیلی‌خب. پس ما رو برگردون پیش می‌دی

134
00:06:29,555 --> 00:06:30,848
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم همینطوری

135
00:06:31,474 --> 00:06:33,768
‫لب مرز ول بچرخم

136
00:06:33,851 --> 00:06:35,394
‫ناسلامتی فرماندهی

137
00:06:35,478 --> 00:06:37,480
‫نه. من فرمانده ارشدم

138
00:06:42,819 --> 00:06:43,903
‫خیلی‌خب

139
00:06:46,239 --> 00:06:48,116
‫ولی باید همین الان بریم

140
00:06:48,199 --> 00:06:50,284
‫شیفتِ آشنام لب مرز داره تموم میشه

141
00:06:50,410 --> 00:06:51,828
‫- اون نامه‌ها
‫- جوزف

142
00:06:53,621 --> 00:06:55,248
‫باید اول برگردیم خانه‌ی ایزابل

143
00:06:55,623 --> 00:06:56,624
‫واسه چی؟

144
00:06:56,707 --> 00:06:58,668
‫یه چیزی اونجا جا گذاشتیم. مهمـه

145
00:07:02,422 --> 00:07:04,507
‫اونجا رو قرنطینه کردن

146
00:07:04,590 --> 00:07:06,843
‫من با دیدبان‌ها هیچ خط و ربطی ندارم

147
00:07:06,926 --> 00:07:08,010
‫نمی‌تونم ببرمتون داخل

148
00:07:12,223 --> 00:07:13,641
‫جون، باید بریم

149
00:07:14,475 --> 00:07:15,476
‫کیر توش

150
00:07:15,935 --> 00:07:16,936
‫میشه از تلفنت استفاده کنم؟

151
00:07:33,578 --> 00:07:34,954
‫اپی‌نفرین بیارید، همین الان!

152
00:07:46,090 --> 00:07:47,300
‫بلین هستم

153
00:07:52,096 --> 00:07:53,264
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

154
00:07:55,183 --> 00:07:56,768
‫آره، نه، می‌تونم...

155
00:07:57,477 --> 00:07:59,270
‫می‌تونم رمزش رو گیر بیارم.
‫واست میارم‌شون.

156
00:08:01,481 --> 00:08:02,982
‫نه، نه، نه. با اونا نرو

157
00:08:03,066 --> 00:08:04,692
‫می‌تونه مویرا رو ببره

158
00:08:05,902 --> 00:08:07,320
‫فقط منتظرم شو

159
00:08:08,905 --> 00:08:09,906
‫باید ببینمت

160
00:08:11,949 --> 00:08:12,992
‫خداحافظ

161
00:08:25,000 --> 00:08:35,000
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت
‫SinCities & H1tmaN

162
00:09:04,127 --> 00:09:05,711
‫اگه دستم می‌موند اونجا،

163
00:09:05,795 --> 00:09:07,213
‫انگشتم قطع شده بود

164
00:09:07,296 --> 00:09:08,840
‫چشمم روشن!

165
00:09:09,549 --> 00:09:11,551
‫گل‌پسرمون اینجاست!

166
00:09:13,177 --> 00:09:15,555
‫وایسا. بابایی وارتون
‫بهت اجازه داده که بیای اینجا؟

167
00:09:16,722 --> 00:09:18,433
‫نیازی به اجازه ندارم

168
00:09:18,516 --> 00:09:20,726
‫نه. شرط می‌بندم مجبور شدی
‫دزدکی بیای، مگه نه؟

169
00:09:21,477 --> 00:09:23,187
‫اولین بارته اومدی اینجا، بلین؟

170
00:09:23,271 --> 00:09:24,981
‫- قبلاً ندیده بودمت
‫- نه

171
00:09:25,398 --> 00:09:27,567
‫میاد اینجا. فقط دیر میاد

172
00:09:29,861 --> 00:09:31,654
‫وایسا. با این دلقک هم خوابیدی؟

173
00:09:31,738 --> 00:09:34,157
‫نه! خدایا، نه!

174
00:09:34,240 --> 00:09:35,950
‫ولی، یه دختره بود که سوگلی‌ات بود، نه؟

175
00:09:36,033 --> 00:09:38,035
‫اسمش مِی بود یا...

176
00:09:38,953 --> 00:09:40,246
‫آپریل، همچین چیزی

177
00:09:40,329 --> 00:09:41,372
‫چی...

178
00:09:41,664 --> 00:09:43,416
‫چه اتفاقی واسش افتاد؟

179
00:09:46,210 --> 00:09:47,545
‫از اینجا رفت

180
00:09:47,628 --> 00:09:48,629
‫حالش خوبه

181
00:09:50,339 --> 00:09:51,382


182
00:09:51,466 --> 00:09:53,968
‫خدایا، چقدر کسل‌کننده‌ست

183
00:09:54,051 --> 00:09:56,929
‫کارهای بهتری واسه انجام دادن داریم

184
00:09:57,013 --> 00:09:58,014
‫بیا بریم

185
00:09:58,598 --> 00:10:00,016
‫به بابایی سلام برسون

186
00:10:00,600 --> 00:10:01,601
‫می‌بینمت

187
00:10:18,451 --> 00:10:19,619
‫سلام

188
00:10:19,911 --> 00:10:20,995
‫سلام

189
00:10:23,247 --> 00:10:24,373
‫برات آوردمش

190
00:10:24,457 --> 00:10:25,833
‫وای خدا

191
00:10:27,251 --> 00:10:28,252
‫مرسی

192
00:10:29,045 --> 00:10:30,838
‫لارنس مویرا رو برد. باید بریم

193
00:10:32,757 --> 00:10:33,758
‫تو خوبی؟

194
00:10:34,967 --> 00:10:35,968
‫آره

195
00:10:37,386 --> 00:10:39,514
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫چرا لباس مارتاها رو پوشیدی؟

196
00:10:39,847 --> 00:10:41,599
‫آره. توی ماشین توضیح میدم. خب؟

197
00:10:41,682 --> 00:10:43,142
‫وایسا...

198
00:10:48,314 --> 00:10:50,400
‫رُز و پدرش توی راه واشنگتن هستن

199
00:10:52,026 --> 00:10:53,778
‫می‌تونم کله‌ی سحر از مرز ردت کنم

200
00:10:54,904 --> 00:10:55,905
‫چطوره...

201
00:10:56,823 --> 00:10:58,116
‫پیشم بمونی و...

202
00:10:59,659 --> 00:11:00,868
‫صبح بری؟

203
00:11:02,203 --> 00:11:03,371
‫خطرش کمتره

204
00:11:07,291 --> 00:11:08,376
‫باشه

205
00:11:13,673 --> 00:11:14,674
‫چی شده؟

206
00:11:26,310 --> 00:11:29,313
‫گاهی فکر می‌کنم تو تنها
نقطه‌ی روشنِ زندگیمی

207
00:12:00,011 --> 00:12:02,096
‫نمی‌خوام برگردم پیش خانواده‌ی واترفورد

208
00:12:02,180 --> 00:12:03,347
‫پس برنگرد

209
00:12:05,933 --> 00:12:07,018
‫باشه

210
00:12:08,853 --> 00:12:11,606
‫همینجا... می‌مونم

211
00:12:11,689 --> 00:12:13,775
‫می‌تونیم پیش هم بخوابیم

212
00:12:14,567 --> 00:12:19,572
‫می‌تونیم با هم از خواب بیدار شیم و
‫بریم از اون کافی‌شاپ توی خیابون

213
00:12:19,655 --> 00:12:21,491
‫قهوه بگیریم

214
00:12:23,076 --> 00:12:25,286
‫می‌تونیم تا موزه‌ی هنرهای زیبا پیاده بریم

215
00:12:26,954 --> 00:12:28,414
‫تابلوهای مونه رو ببینیم

216
00:12:29,332 --> 00:12:32,043
‫راستش همیشه دلم می‌خواسته برم پاریس،

217
00:12:32,126 --> 00:12:33,336
‫تا بقیه‌ی تابلوهاش رو ببینم

218
00:12:35,963 --> 00:12:37,965
‫کاش می‌تونستم ببرمت پاریس

219
00:12:39,383 --> 00:12:40,802
‫من هم همینطور

220
00:12:41,761 --> 00:12:43,763
‫ولی من زیاد اهل موزه رفتن نیستم

221
00:12:44,597 --> 00:12:45,807
‫بیشتر اهل غذام

222
00:12:45,890 --> 00:12:47,767
‫اسم اون...

223
00:12:47,850 --> 00:12:50,436
‫اسم اون رستوران ایتالیایی
‫توی خیابون اورت چی بود؟

224
00:12:50,895 --> 00:12:52,021


225
00:12:52,397 --> 00:12:54,023
‫- کارملا
‫- کارملا!

226
00:12:54,107 --> 00:12:55,817
‫پاستای کاربوناراش حرف نداره

227
00:12:56,317 --> 00:12:57,735
‫بریم رستوران کارملا

228
00:12:57,819 --> 00:12:59,112
‫باشه. می‌ریم اونجا

229
00:13:00,530 --> 00:13:02,407
‫اولین قرارمون رو می‌ریم اونجا. خب؟

230
00:13:05,868 --> 00:13:06,869
‫باشه

231
00:13:08,830 --> 00:13:10,164
‫قبوله

232
00:13:10,248 --> 00:13:12,542
‫خیلی‌خب. یه سؤال می‌پرسم
‫مختصِ قرار اول. باشه؟

233
00:13:12,625 --> 00:13:13,626
‫باشه

234
00:13:14,544 --> 00:13:16,963
‫توی دانشگاه چی خوندی؟

235
00:13:17,672 --> 00:13:18,756
‫آ...

236
00:13:20,800 --> 00:13:23,678
‫چیزی نخوندم. دانشگاه نرفتم

237
00:13:25,805 --> 00:13:27,306
‫مامانم می‌خواست برم، ولی...

238
00:13:29,225 --> 00:13:30,810
‫11 سالم که بود ترکم کرد، پس...

239
00:13:32,353 --> 00:13:33,438
‫من...

240
00:13:35,273 --> 00:13:36,899
‫قبل از گیلیاد زندگی خاصی نداشتم

241
00:13:39,444 --> 00:13:41,320
‫آدم خاصی نبودم

242
00:13:43,239 --> 00:13:44,949
‫حتی به چشمت هم نمی‌اومدم

243
00:13:45,825 --> 00:13:46,951
‫البته که می‌اومدی

244
00:13:47,201 --> 00:13:50,079
‫نه

245
00:13:50,163 --> 00:13:51,330
‫هیچ نقشی برات نداشتم

246
00:13:51,414 --> 00:13:54,625
‫فوقش خریدهات رو توی کیسه میذاشتم،

247
00:13:56,419 --> 00:13:57,837
‫یا راننده‌ی اوبرت بودم

248
00:13:57,920 --> 00:13:58,921
‫نه

249
00:13:59,797 --> 00:14:01,424
‫همین آدم بودی

250
00:14:03,217 --> 00:14:04,844
‫آدم خوبی می‌بودی،

251
00:14:05,762 --> 00:14:07,096
‫مهربون،

252
00:14:07,972 --> 00:14:08,973
‫و شجاع

253
00:14:10,933 --> 00:14:12,351
‫جدی؟

254
00:14:14,562 --> 00:14:18,608
‫تازه، خیلی خیلی هم خوش‌تیپ

255
00:14:21,944 --> 00:14:24,155
‫شک نکن به چشمم می‌اومدی

256
00:14:55,186 --> 00:14:56,896
‫جنین، عزیزم

257
00:14:56,979 --> 00:14:58,106
‫برای تو و دخترام!

258
00:14:58,189 --> 00:14:59,607
‫کلوچه آوردم

259
00:14:59,690 --> 00:15:03,027
‫کشمش و جوی دوسر،
‫دستور پخت مخفی خودمـه

260
00:15:04,487 --> 00:15:05,530
‫مرسی

261
00:15:05,613 --> 00:15:08,032
‫به قول مردم، غذای آرامش‌بخشـه

262
00:15:10,326 --> 00:15:12,328
‫خب، من باید برگردم، پس...

263
00:15:12,412 --> 00:15:15,331
‫به لطف خدا، دیگه لازم نیست
‫بیشتر از این اینجا بمونی

264
00:15:16,916 --> 00:15:18,167
‫چیکار کردی؟

265
00:15:18,251 --> 00:15:21,295
‫یه پیشنهاد به شورای عالی ارائه دادم

266
00:15:21,379 --> 00:15:23,506
‫ندیمه‌های بازنشسته، میشن کارکنان

267
00:15:23,589 --> 00:15:26,300
‫مرکز باروری توی بیت‌لحم جدید

268
00:15:26,384 --> 00:15:27,385
‫چی؟

269
00:15:27,468 --> 00:15:31,055
‫جامعه‌ای که توش
‫با احترام به‌عنوان زنان آزاد

270
00:15:31,139 --> 00:15:32,473
‫پذیرفته می‌شید

271
00:15:34,225 --> 00:15:36,644
‫آزاد؟ آره، درسته

272
00:15:43,860 --> 00:15:46,779
‫اصلاً می‌دونی

273
00:15:46,863 --> 00:15:49,866
‫چقدر خطر کردم که کمکتون کنم؟

274
00:15:51,117 --> 00:15:52,410
‫من به کمکت نیازی ندارم

275
00:15:52,493 --> 00:15:53,911
‫حماقت نکن!

276
00:15:53,995 --> 00:15:55,455
‫اینجا می‌پوسی!

277
00:15:55,538 --> 00:15:57,832
‫نه، نمی‌پوسم

278
00:15:57,915 --> 00:16:00,460
‫خب پس چی؟ نقشه‌ات رو بگو

279
00:16:01,043 --> 00:16:02,044
‫بگو

280
00:16:02,128 --> 00:16:03,838
‫این کشور خراب‌شده

281
00:16:03,921 --> 00:16:05,214
قراره از هم بپاشه

282
00:16:05,298 --> 00:16:06,299
‫نقشه‌ام اینـه

283
00:16:06,382 --> 00:16:09,469
‫دارم سعی می‌کنم راه خلاصی
‫پیش پات بذارم!

284
00:16:09,552 --> 00:16:10,970
‫لیدیا!

285
00:16:11,888 --> 00:16:14,223
‫راه خلاصی‌ای در کار نیست!

286
00:16:15,725 --> 00:16:18,186
‫اون فرمانده‌هایی که بالان

287
00:16:18,269 --> 00:16:19,854
‫می‌خوان همینجا باشم!

288
00:16:20,605 --> 00:16:21,606
‫جلوشون زانو بزنم

289
00:16:23,107 --> 00:16:26,444
‫یا خدا، لیدیا.
‫چطوری می‌تونی اینقدر کور باشی؟

290
00:16:27,570 --> 00:16:29,113
‫آخ! آخ!

291
00:16:29,197 --> 00:16:31,449
‫شرمنده... من... ببخشید!

292
00:16:31,532 --> 00:16:32,992
‫بابت همه‌چی منو ببخش!

293
00:16:33,076 --> 00:16:34,160
‫ببخشید، عزیزم!

294
00:16:34,243 --> 00:16:36,704
‫می‌دونی چیه؟
‫می‌تونی دخترم رو بهم بدی

295
00:16:36,788 --> 00:16:39,874
‫اگه می‌خوای ببخشمت،
‫بچه‌ام رو برام بیار

296
00:16:40,333 --> 00:16:42,627
‫- عزیزم، می‌دونی که آنجلا...
‫- شارلوت!

297
00:16:43,586 --> 00:16:44,712
‫اسمش شارلوتـه!

298
00:16:46,422 --> 00:16:48,633
‫اون دختر یه فرمانده ارشده

299
00:16:48,716 --> 00:16:51,010
‫اون دختر منـه. از گوشت و خون منـه!

300
00:16:51,636 --> 00:16:53,346
‫ببین! لارنس خودش می‌دونه!

301
00:16:54,555 --> 00:16:55,807
‫نقاشیش رو برام آورد

302
00:16:55,890 --> 00:16:57,850
‫و می‌دونم... می‌دونم یه جایی

303
00:16:57,934 --> 00:17:00,770
‫ته دلت، لیدیا، خودت می‌دونی که
‫اون دختر منـه

304
00:17:00,853 --> 00:17:02,688
‫بگو. زود باش

305
00:17:02,772 --> 00:17:04,107
‫اون دختر منـه!

306
00:17:04,982 --> 00:17:06,067
‫متأسفانه...

307
00:17:07,652 --> 00:17:10,822
‫چیزی که می‌خوای غیرممکنه

308
00:17:15,451 --> 00:17:18,579
‫یادت میاد اون رو ازم دزدیدی؟

309
00:17:20,998 --> 00:17:23,167
‫تو بودی، لیدیا. تو!

310
00:17:23,251 --> 00:17:25,753
‫تو اون رو گرفتی.
‫تو اون رو ازم دزدیدی!

311
00:17:25,837 --> 00:17:28,548
‫- تو بچه‌ام رو دزدیدی!
‫- جنین. جنین، متأسفم

312
00:17:28,631 --> 00:17:30,383
‫- تو اون رو ازم دزدیدی!
‫- نه!

313
00:17:30,466 --> 00:17:33,386
‫تو ازم دزدیدیش! برو بیرون!

314
00:17:33,469 --> 00:17:34,804
‫- نه، نه!
‫- برو بیرون!

315
00:17:34,887 --> 00:17:36,389
‫گُم شو بیرون!

316
00:17:36,472 --> 00:17:38,182
‫- برو بیرون! دیگه خسته شدم
‫- جنین!

317
00:17:38,266 --> 00:17:39,517
‫- گُم شو بیرون!
‫- نه

318
00:17:39,600 --> 00:17:41,477
‫- نه... نه، خواهش می‌کنم. من می‌خوام

319
00:17:41,561 --> 00:17:43,062
‫جنین، میشه لطفاً...

320
00:18:50,713 --> 00:18:52,298
‫لعنتی!

321
00:18:52,381 --> 00:18:53,674
‫چیه؟

322
00:18:53,758 --> 00:18:55,468
‫پدرزنم خونه‌ست

323
00:18:55,551 --> 00:18:56,844
‫سرت رو ببر پایین

324
00:18:57,637 --> 00:18:59,514
‫اگه تا پنج دقیقه برنگشتم،
‫برو خونه‌ی سرینا.

325
00:18:59,597 --> 00:19:00,765
‫خونه‌ی سرینا؟

326
00:19:00,848 --> 00:19:02,016
‫خونه‌ی آبی، پلاک 57

327
00:19:02,100 --> 00:19:03,851
‫اون ازت محافظت می‌کنه

328
00:19:33,464 --> 00:19:34,549
‫قربان

329
00:19:55,194 --> 00:19:57,029
‫فکر می‌کردم توی واشنگتن باشید

330
00:19:59,157 --> 00:20:00,158
‫رُز خوبه؟

331
00:20:00,992 --> 00:20:02,118
‫فرستادمش رفت

332
00:20:07,373 --> 00:20:11,002
‫توی فرودگاه باهام تماس گرفتن

333
00:20:12,462 --> 00:20:13,463
‫در مورد تو

334
00:20:13,546 --> 00:20:14,964
‫توی فرودگاه؟

335
00:20:16,424 --> 00:20:17,508
‫چرا؟

336
00:20:18,926 --> 00:20:20,219
‫امشب کجا بودی؟

337
00:20:22,138 --> 00:20:23,431
‫یه کاری داشتم

338
00:20:24,932 --> 00:20:26,434
‫- به دیدبان‌ها مربوط بود
‫- کار؟

339
00:20:27,894 --> 00:20:28,895
‫کجا؟

340
00:20:28,978 --> 00:20:30,730
‫مرکز شهر

341
00:20:30,813 --> 00:20:32,315
‫کجای مرکز شهر؟

342
00:20:32,899 --> 00:20:34,400
‫ببخشید. جریان چیه؟

343
00:20:34,484 --> 00:20:35,943
‫رفته بودی جنده‌خونه؟

344
00:20:41,699 --> 00:20:42,950
‫بله، قربان

345
00:20:43,034 --> 00:20:44,535
‫راستگو هم که هستی

346
00:20:45,453 --> 00:20:48,456
‫خوبه. خوبه

347
00:20:48,539 --> 00:20:50,958
‫به دخترم خیانت کردی؟

348
00:20:53,544 --> 00:20:54,545
‫نه، قربان

349
00:20:54,629 --> 00:20:56,255
‫پس اونجا چیکار می‌کردی؟

350
00:20:59,258 --> 00:21:01,677
‫متأسفانه این محرمانه‌ست

351
00:21:01,761 --> 00:21:03,805
‫پسرم، می‌دونی که هیچی
‫برای من محرمانه نیست

352
00:21:03,888 --> 00:21:07,975
‫فقط یه تحقیقاتِ حساسه

353
00:21:08,059 --> 00:21:10,103
‫حساس، یعنی...

354
00:21:10,895 --> 00:21:12,605
‫تحقیق در مورد اون تیراندازی؟

355
00:21:13,981 --> 00:21:15,566
‫نگهبانی که توی منطقه‌ی بی‌طرف بود

356
00:21:15,650 --> 00:21:19,362
‫قربانی و تنها شاهدی که
‫بعد از آخرین ملاقاتت باهاش مُرد؟

357
00:21:20,488 --> 00:21:23,116
‫منظورت از موضوع حساس اونه؟

358
00:21:23,908 --> 00:21:26,411
‫فاجعه‌ی وحشتناکی بود

359
00:21:26,494 --> 00:21:28,371
‫تصادفِ وحشتناکیه

360
00:21:37,088 --> 00:21:39,173
‫نمی‌دونم خودت رو درگیر چی کردی...

361
00:21:39,257 --> 00:21:40,299
‫و من به چیزی...

362
00:21:40,383 --> 00:21:42,802
‫پس امشب اونجا چه غلطی می‌کردی؟

363
00:21:49,142 --> 00:21:50,143
‫ببخشید

364
00:22:02,530 --> 00:22:03,948
‫نمی‌بینی...

365
00:22:05,575 --> 00:22:07,076
‫این دروغ‌ها

366
00:22:08,202 --> 00:22:10,830
‫تو رو می‌برن بالای دیوارِ اعدام

367
00:22:12,290 --> 00:22:13,374
‫و پسرت

368
00:22:13,458 --> 00:22:16,085
‫بی‌پدر میشه

369
00:22:16,836 --> 00:22:18,463
‫این رو می‌خوای؟

370
00:22:19,630 --> 00:22:21,924
‫- البته که نه
‫- البته که نه

371
00:22:23,634 --> 00:22:24,927
‫من می‌خوام کمکت کنم

372
00:22:25,803 --> 00:22:28,806
‫اگه کاملاً باهام صادق نباشی
‫نمی‌تونم کمکت کنم،

373
00:22:28,890 --> 00:22:30,057
‫می‌فهمی؟

374
00:22:32,769 --> 00:22:33,853
‫می‌فهمم

375
00:22:37,940 --> 00:22:38,941
‫خوبه

376
00:22:43,863 --> 00:22:45,281
‫پس بگو ببینم

377
00:22:52,121 --> 00:22:53,206
‫لعنتی!

378
00:23:44,966 --> 00:23:46,676
‫کسی دیدت؟

379
00:23:46,843 --> 00:23:47,844
‫نه

380
00:23:49,262 --> 00:23:51,305
‫باشه، چرا با اون لباس اینجایی؟

381
00:23:52,598 --> 00:23:54,434
‫نمی‌خواستم کسی من رو بشناسه

382
00:23:55,435 --> 00:23:57,270
‫اینجا چیکار می‌کنی، جون؟

383
00:24:03,818 --> 00:24:04,819
‫عه...

384
00:24:06,320 --> 00:24:09,615
‫می‌خواستم ببینم نیک می‌خواد
‫با من بیاد آلاسکا یا نه

385
00:24:11,617 --> 00:24:12,618
‫نه

386
00:24:13,703 --> 00:24:14,746
‫اوهوم

387
00:24:16,456 --> 00:24:20,585
‫می‌خوام توی زندگیِ دخترمون و من باشه

388
00:24:20,668 --> 00:24:22,086
‫چی گفت؟

389
00:24:23,171 --> 00:24:25,339
‫گفت نه. با رُز می‌مونه

390
00:24:26,799 --> 00:24:28,301
‫پس، اومدی پیش من؟

391
00:24:30,887 --> 00:24:32,472
‫دیگه نمی‌دونستم کجا برم

392
00:24:33,639 --> 00:24:35,516
‫و به کسی نیاز دارم
‫که بتونم بهش اعتماد کنم

393
00:24:36,267 --> 00:24:37,268
‫و به من اعتماد داری؟

394
00:24:38,728 --> 00:24:40,605
‫مجبورم. کارم به اینجا رسیده

395
00:24:44,776 --> 00:24:46,486
‫سرینا، در مورد اتفاقی
‫که توی قطار افتاد

396
00:24:46,569 --> 00:24:48,780
‫اوه نه، تو... تو ما رو نجات دادی

397
00:24:49,489 --> 00:24:50,865
‫واقعاً

398
00:24:51,324 --> 00:24:53,951
‫از ما در برابر اون جماعت محافظت کردی

399
00:24:56,579 --> 00:24:57,580
‫خیلی خب

400
00:25:03,961 --> 00:25:06,380
‫می‌دونی، نیک مسئولیت‌هایی داره.
‫اون یه خانواده داره.

401
00:25:06,464 --> 00:25:08,758
‫رُز چند ماه دیگه زایمان می‌کنه

402
00:25:10,551 --> 00:25:12,261
‫نظرِ...

403
00:25:12,345 --> 00:25:14,680
‫نظرِ شوهرت در مورد این قضایا چیه؟

404
00:25:14,764 --> 00:25:17,141
‫یعنی، باید درک کنی...

405
00:25:18,351 --> 00:25:20,686
‫که درخواستت چقدر خودخواهانه‌ست

406
00:25:20,770 --> 00:25:23,356
‫و چقدر می‌تونه باعث ناراحتی نیک بشه

407
00:25:24,941 --> 00:25:30,446
‫می‌دونی، دخترمون و رابطه‌مون
‫به خاطر تو شروع شد، درسته؟

408
00:25:30,530 --> 00:25:31,614
‫چون چیزی بود که تو می‌خواستی

409
00:25:31,697 --> 00:25:33,157
‫- چطور می‌تونم فراموش کنم؟ آره، آره
‫- یادته؟

410
00:25:33,241 --> 00:25:35,118
‫قطعاً توی زندان مجبورم کردی
‫تاوانش رو پس بدم

411
00:25:35,201 --> 00:25:36,285
‫مجبور شدم تاوانِ رابطه‌ی یواشکیت رو پس بدم

412
00:25:36,369 --> 00:25:39,288
‫فکر کنم بهتره رنج‌هامون رو باهم مقایسه نکنیم

413
00:25:39,372 --> 00:25:42,375
‫فکر کنم بهتره از این حرف نزنیم
‫که کی مسئولش بوده، پس...

414
00:25:44,544 --> 00:25:46,337
‫ببین. من فقط یه جا واسه موندن می‌خوام

415
00:25:46,421 --> 00:25:49,966
‫تا فردا که نیک بتونه
‫من رو از مرز رد کنه

416
00:25:50,049 --> 00:25:52,593
‫- کسِ دیگه‌ای می‌دونه اینجا هستی؟
‫- نه. فقط نیک

417
00:25:52,677 --> 00:25:56,806
‫می‌دونی که پناه دادن به یه فراری معروف
‫مثل خودت عواقبِ سنگینی در پی داره؟

418
00:25:56,889 --> 00:25:59,016
‫می‌دونم. ولی مقاماتِ گیلیاد
‫فکر می‌کنن من توی آلاسکام

419
00:25:59,016 --> 00:26:00,977
‫من به عنوان مارتا اومدم

420
00:26:01,060 --> 00:26:02,270
‫و هیچکس من رو ندیده

421
00:26:05,898 --> 00:26:06,899
‫و تو بهم مدیونی

422
00:26:16,200 --> 00:26:17,493
‫دوش طبقه‌ی بالاست

423
00:26:17,577 --> 00:26:20,538
‫برای فردات پیژامه و لباس دارم

424
00:26:20,621 --> 00:26:21,914
‫ممنون

425
00:26:22,832 --> 00:26:26,169
‫من و تو مدام سر راه هم قرار می‌گیریم،

426
00:26:26,252 --> 00:26:27,962
‫به نظر میاد خدا برنامه‌هایی برامون داره

427
00:26:29,922 --> 00:26:32,759
‫واقعاً آرزو می‌کنم کارهای دیگه می‌کرد

428
00:26:35,219 --> 00:26:36,220
‫من دارم ازدواج می‌کنم

429
00:26:38,473 --> 00:26:40,641
‫با پدرِ رُز، فرمانده ارشد وارتون

430
00:26:40,725 --> 00:26:42,602
‫اون قراره شوهرم بشه

431
00:26:44,604 --> 00:26:46,230
‫خیلی خب. عجب

432
00:26:51,360 --> 00:26:54,363
‫اینجوری مادرزنِ نیک نمیشی؟

433
00:26:55,239 --> 00:26:56,741
‫آره

434
00:26:56,824 --> 00:26:59,744
‫گمونم هنوز از اون نظر بهش فکر نکردم

435
00:27:04,040 --> 00:27:05,166
‫خیلی خب

436
00:27:05,249 --> 00:27:06,542
‫خانم وارتون

437
00:27:07,627 --> 00:27:08,920
‫اون مثل فرد نیست

438
00:27:09,003 --> 00:27:10,588
‫فرد همونطوری بود؟

439
00:27:11,255 --> 00:27:12,465
‫اولش؟

440
00:27:16,344 --> 00:27:18,054
‫گابریل بهم احترام میذاره

441
00:27:18,805 --> 00:27:21,891
‫اون برام یه کتابخونه ساخته.
‫ما قراره باهم گیلیاد رو اصلاح کنیم.

442
00:27:21,974 --> 00:27:23,768
‫تیکه‌ی خیلی خوبی به نظر میاد

443
00:27:23,851 --> 00:27:24,894
‫تو مخالفی

444
00:27:24,977 --> 00:27:27,271
‫نه. فقط تعجب کردم

445
00:27:29,065 --> 00:27:31,150
‫فقط واقعاً فکر می‌کردم می‌خوای تغییر کنی

446
00:27:31,234 --> 00:27:32,944
‫من تغییر کردم

447
00:27:34,237 --> 00:27:38,241
‫هنوز داری خودت رو تحتِ سلطه‌ی
‫یه مرد قدرتمند قرار میدی، سرینا

448
00:27:39,659 --> 00:27:42,036
‫هنوزم قراره برای گیلیاد کار کنی

449
00:27:42,120 --> 00:27:43,746
‫بیت‌لحم جدید گیلیاد نیست

450
00:27:43,830 --> 00:27:47,250
‫سرینا، فقط چون اینجا زن‌ها می‌تونن بخونن
‫به این معنا نیست که آزادن

451
00:27:47,875 --> 00:27:52,296
‫فقط یه نسخه‌ی دیگه از گیلیاده
‫که برای تو بهتره

452
00:27:52,380 --> 00:27:54,465
‫اگه واقعاً باور داری اینجا گیلیاده،

453
00:27:54,549 --> 00:27:57,802
‫گفتنِ همچین چیزی به تنها کسی
‫که ازت محافظت می‌کنه

454
00:27:57,885 --> 00:27:59,887
‫شاید خیلی احمقانه باشه

455
00:28:03,683 --> 00:28:05,184
‫آره...

456
00:28:06,936 --> 00:28:07,937
‫حق با توئه

457
00:28:09,230 --> 00:28:10,606
‫تغییر زمان می‌بره

458
00:28:10,690 --> 00:28:12,900
‫پیشرفت جسته و گریخته حاصل میشه

459
00:28:12,984 --> 00:28:14,819
‫خدایا، ممنون بابتِ حرف‌های کلیشه‌ای

460
00:28:14,902 --> 00:28:16,112
‫و تو کی هستی که قضاوت کنی؟

461
00:28:16,195 --> 00:28:18,781
‫اومدی اینجا به شوهرت خیانت کنی
‫و یه زندگیِ مشترک رو خراب کنی؟

462
00:28:19,073 --> 00:28:20,616
‫اوه

463
00:28:21,909 --> 00:28:22,910
‫مُچم رو گرفتی

464
00:28:22,994 --> 00:28:24,620
‫می‌دونم من یه زمانی بد بودم

465
00:28:25,663 --> 00:28:27,749
‫یه زمانی؟ یه زمانی بد بودی؟

466
00:28:27,832 --> 00:28:29,751
‫ببین... می‌دونی، من...

467
00:28:30,877 --> 00:28:34,881
‫من کاری جز تلاش کردن نکردم

468
00:28:34,964 --> 00:28:38,509
‫و بارها و بارها تلاش کردم
‫برات جبران مافات کنم

469
00:28:38,593 --> 00:28:39,969
‫و تو اصلاً بهم اجازه نمیدی

470
00:28:40,052 --> 00:28:43,055
‫من جونت رو نجات دادم. باشه؟

471
00:28:43,139 --> 00:28:45,725
‫من کمکت کردم پسرت رو به دنیا بیاری

472
00:28:45,808 --> 00:28:47,518
‫ولی با این حال من رو نمی‌بخشی

473
00:28:47,602 --> 00:28:49,520
‫نمی‌تونم ببخشمت

474
00:28:50,146 --> 00:28:51,647
‫فکر می‌کنی آرزو نمی‌کنم می‌تونستم؟

475
00:28:52,815 --> 00:28:55,109
‫اگه می‌تونستم ببخشمت،
‫بالأخره از شرت خلاص می‌شدم.

476
00:28:55,193 --> 00:28:56,527
‫پس چی از جونم می‌خوای؟

477
00:28:56,611 --> 00:28:59,447
‫بهت گفتم. فقط واسه امشب
‫یه جای خواب می‌خوام

478
00:29:04,744 --> 00:29:06,287
‫پس میذارم بری بگیری بخوابی

479
00:29:31,145 --> 00:29:32,480
‫برات صبحونه درست کردم

480
00:29:53,751 --> 00:29:56,045
‫جون. سلام

481
00:29:57,672 --> 00:30:00,174
‫چی... تو اینجا چیکار می‌کنی؟

482
00:30:00,258 --> 00:30:02,468
‫خدای من. چطور چنین چیزی ممکنه؟

483
00:30:03,010 --> 00:30:04,637
‫اونا خواهرم رو پیدا کردن

484
00:30:05,012 --> 00:30:06,514
‫خدای من!

485
00:30:07,640 --> 00:30:10,017
‫فکر کردم شما دوتا از تجدید دیدار لذت ببرید

486
00:30:11,227 --> 00:30:12,562
‫مطمئنی خطرناک نیست؟

487
00:30:12,645 --> 00:30:14,272
‫آره. مطمئن شدم بی‌خطر باشه

488
00:30:14,355 --> 00:30:15,898
‫فقط برای امروز صبح

489
00:30:16,816 --> 00:30:18,234
‫چیزی نیست

490
00:30:18,568 --> 00:30:20,319
‫لطفاً بیاید بشینید

491
00:30:34,917 --> 00:30:36,544
‫ریتا الان اینجا زندگی می‌کنه

492
00:30:37,044 --> 00:30:39,130
‫براش توی نونوایی کار پیدا کردم

493
00:30:40,757 --> 00:30:41,966
‫نه بابا!

494
00:30:43,384 --> 00:30:46,721
‫ریتا، خیلی دلم برای نون‌های خوشمزه‌ات
‫تنگ شده بود

495
00:30:46,804 --> 00:30:48,848
‫و با توجه به این که عروسی در پیشه،

496
00:30:48,931 --> 00:30:51,434
‫می‌خواستم ببینم قبول می‌کنی
‫کیکِ عروسی رو درست کنی؟

497
00:30:51,517 --> 00:30:52,894
‫خب، مجبور نیست این کارو بکنه

498
00:30:52,977 --> 00:30:54,228
‫نیاز ندارم از طرفِ من حرف بزنی

499
00:30:54,312 --> 00:30:56,230
‫می‌دونم مجبور نیست قبول کنه

500
00:30:56,314 --> 00:30:59,734
‫می‌تونی به عنوان یه مهمانِ افتخاری بیای
‫و نه چیز دیگه

501
00:31:08,284 --> 00:31:10,286
‫خب، یه نفر گرسنشه

502
00:31:10,369 --> 00:31:11,412
‫ببخشید

503
00:31:16,626 --> 00:31:18,628
‫- سلام
‫- سلام

504
00:31:18,711 --> 00:31:21,339
‫عه، خب، اون گفت برگشتی دنبال نیک

505
00:31:21,422 --> 00:31:22,465
‫نه

506
00:31:22,548 --> 00:31:24,050
‫از طرف مِی‌دی اومدم

507
00:31:24,175 --> 00:31:25,176
‫اوه

508
00:31:26,260 --> 00:31:27,261
‫البته، آره

509
00:31:28,096 --> 00:31:29,514
‫می‌دونی، حالا که اینجا هستی،

510
00:31:31,307 --> 00:31:32,642
‫می‌تونیم از کمکت استفاده کنیم

511
00:31:38,523 --> 00:31:39,524
‫جون

512
00:31:41,317 --> 00:31:43,152
‫من برای محافظت از خانواده‌ام اینجام

513
00:31:43,903 --> 00:31:45,530
‫درک می‌کنم

514
00:31:46,739 --> 00:31:47,907
‫جدی میگم

515
00:31:47,990 --> 00:31:49,534
‫چون تو ساده جلوه‌اش میدی،

516
00:31:50,326 --> 00:31:52,286
‫همیشه تصمیمِ شجاعانه می‌گیری

517
00:31:53,746 --> 00:31:55,456
‫خب، هانا هنوز اون بیرونه، پس...

518
00:31:56,582 --> 00:31:57,583
‫می‌دونم

519
00:32:05,341 --> 00:32:06,801
‫خواهرت رو پیدا کردی

520
00:32:10,096 --> 00:32:11,389
‫لایقش هستی

521
00:32:15,351 --> 00:32:16,936
‫تو لایق آرامش هستی

522
00:32:20,356 --> 00:32:21,774
‫ممنون

523
00:32:29,449 --> 00:32:31,659
‫می‌دونی، اسب...

524
00:32:31,743 --> 00:32:34,162
‫یه مهره‌ی دست‌کم‌گرفته‌شده‌ست

525
00:32:34,954 --> 00:32:37,080
‫شوالیه. چون تمام...

526
00:32:37,104 --> 00:32:42,837
‫مهره‌های قشنگ‌تر تمام توجه رو
‫جلب می‌کنن ولی...

527
00:32:44,964 --> 00:32:47,216
‫یه بازیکنِ ماهر مثل تو، آنجلا،

528
00:32:48,676 --> 00:32:50,595
‫از این ضعف استفاده می‌کنه

529
00:32:53,139 --> 00:32:55,141
‫چیکار می‌کنی؟

530
00:32:55,224 --> 00:32:56,559
‫اون کلاس هنر داره

531
00:32:58,102 --> 00:32:59,937
‫- تو کلاس هنر داری، خانم
‫- نه!

532
00:33:00,021 --> 00:33:01,939
‫مؤدب باش!

533
00:33:02,023 --> 00:33:03,191
‫دارم بهش شطرنج یاد میدم

534
00:33:04,192 --> 00:33:05,943
‫نه، این کارو نمی‌کنی.
‫اون خیلی کوچیکه.

535
00:33:06,027 --> 00:33:07,904
‫تو داری ایده‌هایی توی ذهنش می‌کاری

536
00:33:07,987 --> 00:33:09,864
‫که وجهه‌ی عمومی ما رو خراب می‌کنن

537
00:33:09,947 --> 00:33:11,032
‫یالا

538
00:33:11,115 --> 00:33:12,867
‫دیگه لازم نیست نگرانش باشی

539
00:33:12,950 --> 00:33:13,951
‫دیگه اهمیتی نخواهد داشت

540
00:33:14,702 --> 00:33:15,995
‫چطور قراره اهمیتی نداشته باشه؟

541
00:33:16,996 --> 00:33:18,831
‫حالا می‌بینی

542
00:33:46,398 --> 00:33:51,278
‫‏ « ندیمه‌ها عنصر اساسی ِ... »

543
00:33:53,572 --> 00:34:00,371
‫‏« من ندای فراخوان بازگشت به دین بودم... »

544
00:34:11,467 --> 00:34:13,052
‫سرینا کجاست؟

545
00:34:13,136 --> 00:34:14,137
‫پیش بچه‌ست

546
00:34:14,220 --> 00:34:15,762
‫- مِی‌دی رو فراموش کن
‫- همه چی روبراهه؟

547
00:34:15,786 --> 00:34:16,973
‫با من بیا پاریس

548
00:34:19,100 --> 00:34:20,101
‫چی؟

549
00:34:20,184 --> 00:34:22,019
‫من هرچی لازمه دارم.
‫پاسپورت و مدارک دارم.

550
00:34:22,103 --> 00:34:24,397
‫- واو، واو، صبر کن، صبر کن، نیک
‫- هی، هی، هی

551
00:34:24,480 --> 00:34:25,565
‫من دوستت دارم

552
00:34:28,359 --> 00:34:30,069
‫می‌دونم تو هم دوستم داری

553
00:34:37,785 --> 00:34:40,538
‫- نمی‌تونم همه رو ول کنم برم
‫- چرا، می‌تونی

554
00:34:40,621 --> 00:34:41,956
‫مامانت می‌تونه هالی رو بیاره

555
00:34:42,039 --> 00:34:44,417
‫می‌تونیم همونطور که حرف زدیم
‫باهم یه خانواده بشیم

556
00:34:44,500 --> 00:34:47,545
‫خب، پس رُز چی؟

557
00:34:47,628 --> 00:34:48,838
‫من برای اونا خوب نیستم

558
00:34:49,797 --> 00:34:50,965
‫تو رو دوست دارم

559
00:34:51,883 --> 00:34:54,510
‫تو نیمه‌ی گمشده‌ی منی.
‫همیشه تو بودی.

560
00:34:57,096 --> 00:34:58,723
‫جون، یالا. با من بیا

561
00:35:01,934 --> 00:35:03,519
‫با من بیا، جون

562
00:35:10,109 --> 00:35:11,194
‫آره؟

563
00:35:13,237 --> 00:35:14,864
‫- تو دیوونه‌ای
‫- می‌دونم

564
00:35:21,746 --> 00:35:22,955
‫لعنتی

565
00:35:23,039 --> 00:35:24,332
‫اون کیه؟

566
00:35:25,833 --> 00:35:27,126
‫سرینا، اون کیه؟

567
00:35:27,210 --> 00:35:28,294
‫جون! قایم شید!

568
00:35:28,377 --> 00:35:29,629
‫برید اون تو! برید!

569
00:35:29,712 --> 00:35:31,672
‫ساکت، ساکت باشید

570
00:35:33,591 --> 00:35:36,010
‫گابریل، فکر می‌کردم توی راه واشنگتن هستی

571
00:35:36,094 --> 00:35:38,261
‫آره. رُز بدون من رفت

572
00:35:38,285 --> 00:35:39,972
‫یه کاری داشتم که
‫باید بهش رسیدگی می‌کردم

573
00:35:40,056 --> 00:35:42,225
‫خیلی خوشحالم که اومدی

574
00:35:42,308 --> 00:35:44,936
‫گوش کن. چطوره نوحا رو ببریم بیرون بگردونیم؟

575
00:35:45,770 --> 00:35:47,522
‫خب، حتماً. بیداره؟

576
00:35:48,147 --> 00:35:50,525
‫خب، تو بهتر از من می‌دونی
‫هیچوقت بچه‌ای رو خوابه بیدار نکنی

577
00:35:50,608 --> 00:35:52,819
‫آره. البته. حق با توئه

578
00:35:52,902 --> 00:35:55,822
‫خب، امروز خیلی سرِ حال به نظر میای

579
00:35:56,155 --> 00:35:58,616
‫از دیشب قلبم پر از شادی و هیجانه

580
00:35:58,699 --> 00:36:00,076
‫آینده‌ی خانم وارتون

581
00:36:00,159 --> 00:36:01,702
‫خوشم اومد

582
00:36:01,786 --> 00:36:07,208
‫من و تو باهم گیلیاد پاک و سرفرازی می‌سازیم

583
00:36:07,291 --> 00:36:09,293
‫خب، این رسالتیه که مشتاقانه منتظرشم

584
00:36:09,377 --> 00:36:11,587
‫آره، خب امروز صبح موفق شدم
‫کاری رو به سرانجام برسونم

585
00:36:11,671 --> 00:36:14,298
‫- که خیلی وقته سعی دارم انجام بدم
‫- اوه، چی؟

586
00:36:14,382 --> 00:36:16,676
‫خانه‌ی ایزابل، اون کلوب بدنام
‫توی مرکز شهر رو می‌شناسی؟

587
00:36:16,759 --> 00:36:18,219
‫آره؟

588
00:36:18,302 --> 00:36:19,637
‫تعطیلش کردم

589
00:36:20,471 --> 00:36:21,806
‫چطور تونستی انجامش بدی؟

590
00:36:22,807 --> 00:36:25,560
‫فهمیدم که مقاومت
‫نقشه‌ی یه قتل عام رو کشیده

591
00:36:27,061 --> 00:36:29,272
‫کشتارِ تمام فرماندهان حاضر در اونجا

592
00:36:29,355 --> 00:36:31,691
‫و فکر کنم خیلی به عملی کردنش نزدیک شدن

593
00:36:33,776 --> 00:36:35,486
‫ولی به لطف خدا،

594
00:36:35,570 --> 00:36:37,572
‫نقشه‌شون لو رفت

595
00:36:39,991 --> 00:36:41,826
‫خدا همه چی رو می‌بینه

596
00:36:43,202 --> 00:36:44,287
‫خدا...

597
00:36:45,621 --> 00:36:47,331
‫و دامادم

598
00:36:49,876 --> 00:36:52,085
‫راستش رو بخوای، بهش شک داشتم

599
00:36:52,109 --> 00:36:54,003
‫ولی اون وفاداریش رو ثابت کرد

600
00:36:54,213 --> 00:36:57,925
‫نیک بود که نقشه‌شون رو کشف کرد.
‫نیک بود که همه چی رو بهم گفت.

601
00:36:57,949 --> 00:37:07,949
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

602
00:37:07,973 --> 00:37:17,973
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

