﻿1
00:00:01,060 --> 00:00:02,720
‫نه!

2
00:00:02,720 --> 00:00:04,270
‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید...

3
00:00:04,270 --> 00:00:05,600
‫نیک همه‌چی رو بهم گفت

4
00:00:05,600 --> 00:00:08,480
‫مقاومت نقشه‌ی یه قتل عام رو
‫کشیده بود. من جلوش رو گرفتم.

5
00:00:08,480 --> 00:00:10,690
‫طوری وانمود می‌کنی، انگار که
‫فرمانده یا دیده‌بان نیستم

6
00:00:10,690 --> 00:00:11,770
‫مگر اینکه به نفع خودت باشه

7
00:00:11,770 --> 00:00:15,190
‫تو اون زن‌ها رو لو دادی
‫تا خودت رو نجات بدی

8
00:00:15,190 --> 00:00:16,320
‫جون!

9
00:00:16,320 --> 00:00:17,650
‫من روت حساب می‌کردم!

10
00:00:17,660 --> 00:00:19,740
‫تنها کسی که باید روش حساب کنی خودتی

11
00:00:19,740 --> 00:00:22,240
‫فرمانده بل جنین رو می‌خواد

12
00:00:22,240 --> 00:00:24,740
‫دخترِ عزیزم، داره سازگار میشه؟

13
00:00:24,750 --> 00:00:26,460
‫خب، از صبح داریم
‫روی سازگاریش کار می‌کنیم

14
00:00:26,460 --> 00:00:29,000
‫فعلاً آمادگیِ حضور در انظار عمومی رو نداره

15
00:00:29,000 --> 00:00:31,290
‫همسرها امروز خیلی بی‌اعتنا بودن

16
00:00:31,290 --> 00:00:33,300
‫باید یادشون بیاد که با کی طرفن

17
00:00:33,300 --> 00:00:35,670
‫یه عروسی درست‌حسابی یادشون میاره

18
00:00:35,670 --> 00:00:37,920
‫خیلی‌خب، باید عروسی‌مون رو
‫توی بوستون بگیریم

19
00:00:37,930 --> 00:00:40,470
‫یه جشن بزرگ در خور ارشدترین فرمانده،

20
00:00:40,470 --> 00:00:42,760
‫با حضور بقیه‌ی فرمانده‌ها و همسران‌شون

21
00:00:42,760 --> 00:00:45,060
‫اون به زودی قراره بشه
‫ملکه‌ی گیلیاد

22
00:00:45,060 --> 00:00:47,390
‫- تو قراره کجا باشی، جون؟
‫- تو عروسی

23
00:00:47,390 --> 00:00:49,980
‫اون‌همه ندیمه‌ توی عروسی؟
‫یه گروه بزرگِ ناشناس با روبنده؟

24
00:00:49,980 --> 00:00:52,400
‫- من باهات میام
‫- اونا هیچ سلاحی ندارن

25
00:00:53,150 --> 00:00:54,400
‫اونا رو می‌بریم مرکزِ سرخ،

26
00:00:54,400 --> 00:00:56,490
‫بعد اونا رو به دستِ ندیمه‌های
‫حاضر در عروسی می‌رسونیم

27
00:00:57,030 --> 00:00:58,990
‫از تمام دوست‌هامون
‫کمک می‌گیریم. همه‌شون

28
00:00:58,990 --> 00:01:01,200
‫و هرکسی که چشم دیدن گیلیاد رو نداره

29
00:01:01,200 --> 00:01:04,200
‫هرکسی که تا حالا گیلیاد بهش کیر زده

30
00:01:04,950 --> 00:01:07,120
‫من یه جلسه برات ترتیب دادم

31
00:01:07,120 --> 00:01:10,080
‫سازمان بازتوزیع نیروی انسانی

32
00:01:10,080 --> 00:01:11,540
‫فردا برنامه‌تون رو می‌شنوه

33
00:01:11,540 --> 00:01:13,340
‫اینجوری عروسی وارتون‌ها رو از دست میدم

34
00:01:13,340 --> 00:01:14,710
‫یه فداکاری کوچیکـه

35
00:01:14,710 --> 00:01:16,920
‫دوست ندارم قبل از عروسی
‫دخترها رو ترک کنم،

36
00:01:16,920 --> 00:01:18,340
‫ولی نمیشه کاریش کرد.

37
00:01:18,340 --> 00:01:20,260
‫بیاید انقلاب رو شروع کنیم

38
00:01:20,260 --> 00:01:22,680
‫خدای عزیز، به ما قدرت بده که

39
00:01:22,680 --> 00:01:24,500
‫اون مادرجنده‌های عوضی رو بکشیم

40
00:01:25,000 --> 00:01:35,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

41
00:01:39,900 --> 00:01:42,910
‫می‌خواستن جوری به نظر بیایم که
‫انگار توی خون غرق شدیم

42
00:01:43,870 --> 00:01:46,660
‫یه شخصیت افسانه‌ای با شنل قرمز

43
00:01:52,250 --> 00:01:55,290
‫الان مضحک به نظر می‌رسه که
‫فکر کنیم لباس‌ها

44
00:01:55,290 --> 00:01:57,630
‫قبلاً چقدر برامون مهم بودن

45
00:01:59,920 --> 00:02:01,470
‫یه عالمه از اون لباس‌ها
‫توی کمدهامون داشتیم

46
00:02:02,840 --> 00:02:05,470
‫مشغول کارهایی بودیم که ازشون نفرت داشتیم،
‫تا بتونیم لباس‌های بیشتری بخریم

47
00:02:07,060 --> 00:02:10,730
‫تا خوش‌تیپ باشیم. تا روی مُد باشیم

48
00:02:11,850 --> 00:02:13,310
‫نمی‌دونستیم چطوری
‫باید از شرشون خلاص بشیم

49
00:02:15,900 --> 00:02:17,440
‫پس انداختیم‌شون تو زباله‌دونی‌ها

50
00:02:19,070 --> 00:02:20,400
‫آب رو مسموم کردیم

51
00:02:23,070 --> 00:02:24,910
‫باعث فروپاشی زیست‌محیطی شدیم

52
00:02:27,790 --> 00:02:30,200
‫همه‌اش فقط به خاطر این بود که
‫فکر می‌کردیم لباس‌هایی که می‌پوشیم،

53
00:02:30,201 --> 00:02:32,420
‫هویت‌مون رو برای دنیا تعریف می‌کنن

54
00:02:35,590 --> 00:02:36,630
‫همه‌اش دروغ بود

55
00:02:37,630 --> 00:02:39,130
‫دروغی که گیلیاد هم باورش داشت

56
00:02:41,550 --> 00:02:42,840
‫پس برامون رنگ مشخص کردن

57
00:02:47,470 --> 00:02:51,730
‫اونا تعیین می‌کردن چی بپوشیم و کی باشیم

58
00:02:53,350 --> 00:02:55,350
‫با لباس‌هامون بین‌مون تفرقه انداختن

59
00:02:56,810 --> 00:02:58,400
‫واسه اینکه ما رو از انسانیت تُهی کنن

60
00:03:01,150 --> 00:03:04,110
‫ولی امشب، همون لباس‌ها
‫میشن سلاح ما

61
00:03:07,450 --> 00:03:11,040
‫امشب با همین لباس‌ها
‫شیپور جنگ رو می‌زنیم

62
00:03:54,210 --> 00:03:58,750
‫اونا ما رو قرمز پوشوندن، رنگ خون،
‫تا نماد بشیم

63
00:04:16,640 --> 00:04:19,610
‫یادشون رفته که قرمز، رنگ خشم هم هست

64
00:04:40,001 --> 00:04:50,001
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

65
00:05:27,001 --> 00:05:31,001
‫« سرگذشت ندیمه - فصل ششم »
‫« قسمت هشتم: خروج »

66
00:08:55,130 --> 00:08:58,630
‫بیایید پروردگار را مدح کنیم

67
00:09:00,260 --> 00:09:05,220
‫زیرا پروردگار، خدایی بزرگ و
‫شاهی برتر از تمامی خدایان است

68
00:09:05,980 --> 00:09:09,900
‫بیایید تا پروردگارمان را عبادت کنیم،
‫او که آفریننده‌ی ماست

69
00:09:13,940 --> 00:09:19,240
‫پروردگارا، ما در اینجا گرد هم آمده‌ایم
‫تا آغاز تازه‌ای را جشن بگیریم،

70
00:09:21,280 --> 00:09:26,200
‫پیوندی جدید میان مؤمنان و صالحان،

71
00:09:28,410 --> 00:09:31,210
‫مطابق با قوانین الهی گیلیاد

72
00:09:32,040 --> 00:09:37,840
‫فرمانده ارشد وارتون، همان‌گونه که شما

73
00:09:37,840 --> 00:09:43,390
‫وفاداری و تعهد خود را به همسر جدیدتان
‫عهد می‌کنید، ما نیز وفاداری و تعهدمان را

74
00:09:43,390 --> 00:09:44,680
‫به همراهانمان تجدید می‌کنیم

75
00:09:46,390 --> 00:09:49,060
‫زیرا ما خداوند را گرامی می‌داریم و
‫در کنار همسرانمان استوار می‌مانیم،

76
00:09:50,390 --> 00:09:52,560
‫دیگر دو تن نیستیم، بلکه یک جسم واحدیم

77
00:09:54,650 --> 00:09:58,030
‫آنچه را که خداوند به هم پیوند داده،
‫هیچ انسانی نباید از هم جدا کند

78
00:09:59,610 --> 00:10:00,990
‫پروردگار عزیز...

79
00:10:05,870 --> 00:10:11,120
‫از تو می‌طلبیم که این پیوند را مبارک گردانی،
‫همان‌گونه که گناهان ما را می‌بخشایی و

80
00:10:11,830 --> 00:10:15,000
‫ما را از هر ناپاکی و وسوسه‌ی اراده

81
00:10:15,000 --> 00:10:16,750
‫تطهیر می‌فرمایی

82
00:10:18,090 --> 00:10:19,300
‫همه‌ی ما گناه کرده‌ایم و

83
00:10:19,300 --> 00:10:21,180
‫از جلال خداوند دور افتاده‌ایم

84
00:10:22,090 --> 00:10:25,140
‫همه‌ی ما همانند گوسفندانی هستیم که
‫از راه راست منحرف شده‌ایم

85
00:10:26,260 --> 00:10:29,390
‫اما در نهایت حکمتت، به ما
‫اجازه می‌دهی که توبه کنیم و

86
00:10:29,390 --> 00:10:33,860
‫اگر مورد رضایت تو باشد، ای پروردگار قادر مطلق،
‫ما را به خانه‌ی حقیقی‌مان هدایت فرمایی

87
00:10:34,520 --> 00:10:36,610
‫- صبر کنیم؟
‫- نقشه‌ی دوم

88
00:10:36,610 --> 00:10:38,440
‫موقع پذیرایی دست‌به‌دست‌شون کنید

89
00:10:38,440 --> 00:10:40,900
‫و ای پروردگار، این پیوند جدید را
‫به باروری همانند

90
00:10:41,570 --> 00:10:46,200
‫پیوند مبارک من با همسرم بگردان،

91
00:10:47,540 --> 00:10:53,120
‫تا فرزندی از آن پدید آید،
‫نخستین و جاودان.

92
00:11:27,070 --> 00:11:29,870
‫دخترها، به خواهران‌تون
‫از مرکز سرخ خوشامد بگید

93
00:11:31,870 --> 00:11:34,160
‫باشد که ثمره متبرک شود

94
00:11:34,170 --> 00:11:36,000
‫امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند

95
00:11:36,000 --> 00:11:37,170
‫خدا به همراه‌تون

96
00:11:42,970 --> 00:11:44,260
‫خانم‌ها و آقایان،

97
00:11:44,260 --> 00:11:47,800
‫لطفاً به فرمانده ارشد وارتون و
‫خانم گابریل وارتون خوشامد بگید

98
00:13:29,610 --> 00:13:32,320
‫- جوزف
‫- سرینا

99
00:13:32,330 --> 00:13:35,660
‫- چرا اینقدر دست‌پاچه‌ای؟
‫- دست‌پاچه؟

100
00:13:35,660 --> 00:13:37,450
‫چرا باید دست‌پاچه باشم؟

101
00:13:37,460 --> 00:13:40,330
‫خب، علیرغم این‌همه تشریفات و نمایش،

102
00:13:40,330 --> 00:13:42,130
‫به اهداف‌مون پشت نکردم

103
00:13:42,130 --> 00:13:44,250
‫هنوزم مثل همیشه پایبند
‫به اصلاحات‌مون هستم

104
00:13:45,550 --> 00:13:48,170
‫برات آرزوی قدرت می‌کنم، سرینا

105
00:13:49,300 --> 00:13:51,180
‫فقط واسه من نه، جوزف

106
00:13:52,090 --> 00:13:54,060
‫قدرت برای تمام زنان گیلیاد

107
00:13:55,100 --> 00:13:56,140
‫درود

108
00:13:56,930 --> 00:14:00,350
‫ببخشید، میرم به مهم‌ترین
‫مهمونام سر بزنم

109
00:14:08,610 --> 00:14:12,660
‫می‌دونی، اون ندیمه‌ات
‫حالا شده ندیمه‌ی من؟

110
00:14:15,330 --> 00:14:16,950
‫راستش، پدرم

111
00:14:17,450 --> 00:14:19,710
‫بهترین ندیمه‌ی کل کشور رو داره

112
00:14:20,370 --> 00:14:23,330
‫با هر مراسم یه دوقلو پس می‌ندازه

113
00:14:26,460 --> 00:14:27,960
‫لعنتی. سرینا داره میاد این طرفی

114
00:14:28,840 --> 00:14:31,760
‫- تف توش
‫- ندیمه‌ها، لطفاً جمع شید

115
00:14:31,760 --> 00:14:33,720
‫می‌خوام با همه‌تون صحبت کنم

116
00:14:33,720 --> 00:14:35,890
‫دخترها، سریع دور خانم وارتون جمع بشید

117
00:14:38,810 --> 00:14:40,020
‫برو اون پشت

118
00:14:51,820 --> 00:14:55,910
‫برام خیلی باارزشـه که شماها هم اینجایید

119
00:14:56,490 --> 00:15:01,500
‫من به‌وضوح و با اندوه آگاه هستم که چقدر کم

120
00:15:01,500 --> 00:15:02,870
‫قدردان خدمت مقدس شما بودیم

121
00:15:04,080 --> 00:15:05,710
‫ولی تغییرات در راهـه

122
00:15:06,710 --> 00:15:08,960
‫این تغییرات شده هدف شخصی‌ من

123
00:15:09,800 --> 00:15:11,050
‫بی‌نظیره

124
00:15:11,050 --> 00:15:12,760
‫دخترها، بگید ممنون، خانم وارتون

125
00:15:13,300 --> 00:15:14,760
‫ممنون، خانم وارتون

126
00:15:14,760 --> 00:15:16,050
‫خیلی ممنون

127
00:15:20,680 --> 00:15:25,350
‫می‌دونید، قبلاً خودم هم
‫یه ندیمه داشتم

128
00:15:26,810 --> 00:15:31,070
‫می‌تونستم باهاش مهربون‌تر باشم

129
00:15:31,500 --> 00:15:33,600
‫حقیقتش، اون هم می‌تونست
‫با من مهربون‌تر باشه

130
00:15:34,700 --> 00:15:36,700
‫هر دوی ما چیزهایی گفتیم و
‫کارهایی کردیم که

131
00:15:36,701 --> 00:15:38,030
‫هرگز قابل بخشش نیستن

132
00:15:38,030 --> 00:15:41,450
‫ولی همین ما رو توی انتقام و نفرت برابر کرد

133
00:15:42,750 --> 00:15:46,040
‫حالا می‌تونم جزو دوستای خوبم بدونمش

134
00:15:46,040 --> 00:15:49,040
‫با این‌که ترمیم رابطه‌مون

135
00:15:49,050 --> 00:15:50,590
‫سخت بوده

136
00:15:50,590 --> 00:15:55,220
‫معتقدم ندیمه‌ی سابقم منو بخشیده

137
00:15:56,970 --> 00:15:59,180
‫- خانم وارتون، ریتا
‫- ریتا

138
00:16:00,600 --> 00:16:02,350
‫داشتم راجع به بخشش و

139
00:16:02,350 --> 00:16:04,310
‫اهمیتِ گیر نکردن روی یه نقطه می‌گفتم

140
00:16:04,310 --> 00:16:06,400
‫چطوره برامون بگی که
‫خودت چطور این کار رو کردی

141
00:16:07,730 --> 00:16:13,530
‫اوه... خب، یه هدف مشخص می‌کنی،
‫بعدش واسش تلاش می‌کنی

142
00:16:15,740 --> 00:16:17,450
‫چشم از هدف برندارید، خانم‌ها

143
00:16:18,160 --> 00:16:19,620
‫آره، عالیه

144
00:16:21,620 --> 00:16:24,330
‫خیلی دلم می‌خواد
‫چهره‌‌ی همه‌تون رو ببینم

145
00:16:24,330 --> 00:16:27,000
‫شرمنده می‌پرم وسط سرینا،
‫ولی الان وقتشـه

146
00:16:27,630 --> 00:16:29,290
‫زود نیست؟

147
00:16:29,290 --> 00:16:32,380
‫- نه، نه، نه. الان عالیه
‫- خیلی‌خب

148
00:16:34,340 --> 00:16:36,130
‫برمی‌گردم عکس دسته‌جمعی بندازیم

149
00:16:36,130 --> 00:16:38,090
‫می‌خوام واسه عکس
‫همگی روبنده‌هاتون رو باز کنید

150
00:16:38,090 --> 00:16:40,390
‫می‌خوام از هر کدومتون،
‫به‌عنوان یه شخص منحصر‌به‌فرد،

151
00:16:40,390 --> 00:16:41,640
‫قدردانی کنم

152
00:16:42,270 --> 00:16:44,520
‫خدا بهتون برکت بده و حافظ‌تون باشه

153
00:16:45,890 --> 00:16:46,940
‫ثمره متبرک باد

154
00:16:47,730 --> 00:16:50,190
‫- امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند
‫- از این طرف

155
00:16:51,150 --> 00:16:53,190
‫- ممنون. مرسی
‫- ممنون

156
00:17:28,520 --> 00:17:31,360
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- یک الی دو ساعت

157
00:17:31,650 --> 00:17:33,820
‫میرن خونه و همون لحظه خواب‌شون می‌بره

158
00:17:34,570 --> 00:17:35,740
‫بعدش ما دست به کار می‌شیم

159
00:17:36,610 --> 00:17:38,200
‫متبرک باد، ندیمه‌های در حال انجام وظیفه

160
00:17:49,120 --> 00:17:50,710
‫آره، می‌دونم، خوبه

161
00:17:51,170 --> 00:17:52,420
‫این چقدر خوشمزه‌ست

162
00:17:52,420 --> 00:17:54,040
‫من سیر شدم، ولی...

163
00:17:54,050 --> 00:17:55,420
‫- نه، ممنون
‫- بردار

164
00:17:55,420 --> 00:17:56,590
‫بازم بخور

165
00:17:56,590 --> 00:17:57,710
‫گمونم بسمـه

166
00:17:57,720 --> 00:18:00,090
‫نه، نه، نه.
‫این غذا به درد تو نمی‌خوره.

167
00:18:00,090 --> 00:18:01,800
‫مثل پرنده‌ها غذا می‌خوری

168
00:18:13,860 --> 00:18:15,610
‫اونا رو برگردونید به مرکز سرخ

169
00:18:15,610 --> 00:18:17,610
‫من با ندیمه‌های اعزامی میرم

170
00:18:17,610 --> 00:18:19,110
‫در ضمن مراقب باشید

171
00:18:19,110 --> 00:18:21,400
‫باید برداری.
‫خوش‌شانسی میاره.

172
00:18:21,410 --> 00:18:22,950
‫- آره، برمی‌دارم
‫- مراقبت کن

173
00:18:23,490 --> 00:18:25,490
‫- حواست باشه از هوش رفته‌ باشه
‫- نگران نباش

174
00:18:26,290 --> 00:18:27,250
‫آماده‌شون کن

175
00:18:28,120 --> 00:18:29,540
‫ثمره متبرک باد، عزیزان

176
00:18:29,540 --> 00:18:31,370
‫امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند

177
00:18:31,370 --> 00:18:34,000
‫وقت خداحافظی مبارکمون رسیده،
‫زود باشید

178
00:18:34,590 --> 00:18:36,170
‫دخترهای من، برمی‌گردن مرکز سرخ

179
00:18:36,170 --> 00:18:37,670
‫بقیه‌تون هم به خونه‌ی فرمانده‌تون

180
00:18:45,300 --> 00:18:47,310
‫برید توی صف، دخترها.
‫سریع و مرتب.

181
00:18:54,400 --> 00:18:55,940
‫توی مرکز سرخ می‌بینیمت

182
00:18:56,820 --> 00:18:58,530
‫- خدانگهدار
‫- مراقبشون باش

183
00:19:03,200 --> 00:19:06,200
‫لیدیا، چقدر خوشحالم که
‫قبل از رفتن دیدمت

184
00:19:06,200 --> 00:19:08,330
‫خانم وارتون، چقدر زیبا شدید

185
00:19:08,330 --> 00:19:09,330
‫ممنون

186
00:19:09,870 --> 00:19:11,460
‫میگم یه بشقاب غذا براتون بیارن

187
00:19:11,460 --> 00:19:13,330
‫شنیدم خیلی خوشمزه‌ست،
‫البته که

188
00:19:13,330 --> 00:19:16,090
‫خودمون حتی یه دقیقه هم
‫وقت نکردیم امتحانش کنیم

189
00:19:17,550 --> 00:19:18,710
‫خوش بگذره. ثمره متبرک باد

190
00:19:18,710 --> 00:19:19,840
‫ثمره متبرک باد

191
00:19:28,350 --> 00:19:29,430
‫جون؟

192
00:19:31,850 --> 00:19:32,850
‫جون!

193
00:19:37,320 --> 00:19:38,440
‫جون!

194
00:19:44,450 --> 00:19:46,490
‫جون!

195
00:19:48,030 --> 00:19:50,750
‫- ثمره متبرک باد، عمه لیدیا
‫- عمه لیدیا

196
00:19:50,950 --> 00:19:52,870
‫چقدر خوشحالم که خودتون رو رسوندید

197
00:19:57,710 --> 00:20:01,880
‫لیدیا! جلسه‌های من رو پیچوندی

198
00:20:26,490 --> 00:20:28,620
‫فکر می‌کنم جون آزبورن اینجاست

199
00:20:30,450 --> 00:20:35,040
‫داری پاک عقلت رو از دست میدی.
‫جون آزبورن توی آلاسکاست.

200
00:20:36,170 --> 00:20:37,240
‫آلاسکا؟

201
00:20:37,750 --> 00:20:39,210
‫فرمانده لارنس، خواهش می‌کنم

202
00:20:40,460 --> 00:20:43,590
‫عمه لیدیا شب و روز
‫طولانی‌ای رو توی سفر بوده

203
00:20:43,970 --> 00:20:46,130
‫باید یه صندلی براتون بیارم
‫تا غش نکردید

204
00:20:46,680 --> 00:20:49,350
‫یه تیکه میوه براش بیار.
‫داره توهم می‌زنه.

205
00:20:51,510 --> 00:20:53,680
‫سلام، ببخشید.
‫میشه عمه لیدیا رو ببرید و

206
00:20:53,680 --> 00:20:55,930
‫یه استیک بزرگ و
‫یه لیوان شراب قرمز بهش بدید؟

207
00:20:55,940 --> 00:20:57,770
‫واسه دسر هم کیک

208
00:20:58,770 --> 00:21:00,610
‫- خیلی ممنون. باشه
‫- از این طرف

209
00:21:01,000 --> 00:21:11,000
SaberFun

210
00:21:25,130 --> 00:21:26,470
‫به خونه خوش اومدید، فرمانده

211
00:21:26,970 --> 00:21:28,630
‫- خانم وارتون
‫- ممنون

212
00:21:31,470 --> 00:21:33,890
‫هدیه‌ای از طرف فرمانده بلِ پدر
‫توی اتاق پذیراییـه

213
00:21:34,310 --> 00:21:36,060
‫ممنون. فکر کنم می‌دونم چیه

214
00:21:39,440 --> 00:21:40,810
‫صبر کن

215
00:21:43,570 --> 00:21:45,610
‫آره

216
00:21:45,610 --> 00:21:47,400
‫لحظه‌شماری می‌کردم که این کارو بکنم

217
00:21:49,530 --> 00:21:50,860
‫به خونه‌ی جدیدت خوش اومدی

218
00:21:52,740 --> 00:21:54,120
‫اوه

219
00:21:58,210 --> 00:21:59,620
‫نظرت چیه؟

220
00:22:00,370 --> 00:22:01,670
‫عالیه

221
00:22:16,720 --> 00:22:17,780
‫خواهش می‌کنم

222
00:22:20,480 --> 00:22:22,940
‫- باشد که ثمره متبرک شود
‫- امید است خداوند رحمتش را ارزانی کند

223
00:22:22,940 --> 00:22:25,150
‫- من فرمانده وارتون هستم
‫- خوشوقتم

224
00:22:25,150 --> 00:22:26,940
‫امیدوارم خدا من رو حقیقتاً شایسته کنه

225
00:22:28,530 --> 00:22:29,610
‫این افتخارِ بزرگیه

226
00:22:29,610 --> 00:22:32,200
‫بهم گفتن اون بارورترین ندیمه‌ی گیلیاده

227
00:22:34,450 --> 00:22:35,540
‫ولی من خودم بارورم

228
00:22:37,870 --> 00:22:40,620
‫بله، البته، به امید خدا

229
00:22:40,620 --> 00:22:43,580
‫و سعی می‌کنیم،
‫ولی تو فقط یه نفری، عشقم.

230
00:22:43,580 --> 00:22:44,750
‫نه

231
00:22:46,130 --> 00:22:49,470
‫نه، من اجازه نمیدم
‫یه ندیمه توی خونه‌مون باشه

232
00:22:58,930 --> 00:23:00,770
‫ما در مورد داشتن یه خانواده‌ی بزرگ حرف زدیم

233
00:23:02,150 --> 00:23:04,270
‫- حالا، آف‌گابریل...
‫- به این اسم صداش نکن

234
00:23:04,810 --> 00:23:06,440
‫- این اسمشه
‫- نه، اینطور نیست

235
00:23:09,110 --> 00:23:11,400
‫اون بهمون کمک می‌کنه به وظیفه‌مون
‫نسبت به خداوند عمل کنیم

236
00:23:12,530 --> 00:23:15,240
‫به عنوانِ وسیله‌ی مقدسمون
‫کمک می‌کنه تولید مثل کنیم

237
00:23:15,410 --> 00:23:17,700
‫اون وسیله نیست. اون آدمه

238
00:23:29,050 --> 00:23:31,880
‫- اسمت چیه؟
‫- آف‌گابریل، خانم

239
00:23:31,880 --> 00:23:33,050
‫نه

240
00:23:33,550 --> 00:23:34,930
‫اسمِ واقعیت چیه؟

241
00:23:40,640 --> 00:23:42,890
‫- کریستینا
‫- کریستینا

242
00:23:44,730 --> 00:23:46,237
‫از این خونه برو

243
00:23:46,738 --> 00:23:48,281
‫فرار کن

244
00:23:48,823 --> 00:23:51,034
‫و دیگه هرگز برنگرد

245
00:23:51,190 --> 00:23:53,150
‫آف‌گابریل، لطفاً برو توی اتاقت

246
00:24:03,830 --> 00:24:05,120
‫تو چته؟

247
00:24:05,120 --> 00:24:07,670
‫خیلی احمق بودم که دوباره این کارو کردم!

248
00:24:07,670 --> 00:24:09,750
‫- سرینا...
‫- در موردت اشتباه می‌کردم

249
00:24:10,050 --> 00:24:11,590
‫فکر می‌کردم تو مرد بهتری هستی،

250
00:24:11,590 --> 00:24:13,880
‫ولی تو درست عینِ بقیه‌شون هستی!

251
00:24:13,880 --> 00:24:15,220
‫کافیه!

252
00:24:24,020 --> 00:24:27,650
‫خب من دائم به میلت رفتار کردم،

253
00:24:28,980 --> 00:24:31,070
‫کوتاه اومدم و خودم رو وفق دادم

254
00:24:32,110 --> 00:24:35,200
‫توی زندگی‌ام تغییراتِ اساسی ایجاد کردم،

255
00:24:35,200 --> 00:24:38,490
‫در برابر گرایشاتِ لیبرالت
‫انعطاف نشون دادم،

256
00:24:38,490 --> 00:24:43,620
‫ولی هرگز به خدا پشت نمی‌کنم

257
00:24:44,620 --> 00:24:47,670
‫فکر می‌کنی خدا این ازدواج نکبت رو می‌خواد؟

258
00:24:51,630 --> 00:24:53,170
‫تو فریبم دادی

259
00:25:06,600 --> 00:25:07,770
‫سرینا!

260
00:25:08,400 --> 00:25:10,400
‫فکر کنم شما رو می‌خواد، خانم وارتون

261
00:25:16,740 --> 00:25:17,950
‫نمی‌تونیم اینجا بمونیم

262
00:25:17,950 --> 00:25:20,160
‫تو دیوونه شدی. وایسا!

263
00:25:26,870 --> 00:25:28,580
‫من اجازه نمیدم بری

264
00:25:36,760 --> 00:25:38,720
‫بذار برم بیرون

265
00:25:40,300 --> 00:25:44,470
‫نه. تو الان همسرِ منی

266
00:25:46,890 --> 00:25:49,190
‫جات توی این خونه‌ست

267
00:25:51,230 --> 00:25:52,440
‫جایی برای رفتن نداری

268
00:25:52,440 --> 00:25:54,780
‫تو تحتِ...

269
00:25:56,610 --> 00:25:57,860
‫تحتِ چی تو هستم؟

270
00:26:01,530 --> 00:26:03,240
‫تحتِ چی تو هستم؟

271
00:26:04,450 --> 00:26:05,620
تحتِ سلطه‌ات؟

272
00:26:06,660 --> 00:26:07,870
‫می‌خوای چیکار کنی؟

273
00:26:08,500 --> 00:26:09,750
‫انگشتم رو می‌بری؟

274
00:26:10,540 --> 00:26:11,830
‫با یه کمربند کتکم می‌زنی؟

275
00:26:12,500 --> 00:26:15,300
‫چون همه‌ی اینا،
‫همش قبلاً برام اتفاق افتاده،

276
00:26:15,300 --> 00:26:16,840
‫و من از پسشون برمیام

277
00:26:17,470 --> 00:26:19,260
‫و از پس تو برمیام

278
00:26:23,140 --> 00:26:24,810
‫من چیزی نیستم که
‫بخوای از پسش بربیای

279
00:26:28,560 --> 00:26:29,770
‫من یه مرد خوب...

280
00:26:32,480 --> 00:26:33,650
‫و یه شوهرِ خوبم

281
00:26:34,900 --> 00:26:35,980
‫نمی‌تونی باشی

282
00:26:38,860 --> 00:26:39,990
‫تو یه فرماندهی

283
00:26:48,790 --> 00:26:50,000
‫برو کنار، هری

284
00:26:52,790 --> 00:26:54,340
‫خانم وارتون می‌خوان برن بیرون

285
00:27:41,010 --> 00:27:42,880
‫آقا، کی اونجا بود؟

286
00:27:43,760 --> 00:27:45,760
‫- خانم؟
‫- کی اونجا نشسته بود؟

287
00:27:47,010 --> 00:27:48,430
‫ندیمه‌ها، خانم

288
00:30:27,170 --> 00:30:30,010
‫عمه لیدیا، حالتون بهتره؟

289
00:30:30,260 --> 00:30:31,430
‫دخترها خوبن؟

290
00:30:31,840 --> 00:30:32,720
‫البته

291
00:30:32,720 --> 00:30:34,850
‫همه‌شون صحیح و سالم خوابیدن

292
00:30:35,100 --> 00:30:37,850
‫با استفاده از دستور پختتون
‫چندتا کوکی درست کردم

293
00:30:37,850 --> 00:30:39,100
‫بیاید آشپزخونه، نشونتون میدم

294
00:30:39,100 --> 00:30:40,520
‫باید به دخترها سر بزنم

295
00:30:41,150 --> 00:30:42,400
‫یه خبرهایی هست

296
00:31:05,420 --> 00:31:08,460
‫عمه لیدیا. عصر بخیر

297
00:31:08,840 --> 00:31:09,970
‫عروسی چطور بود؟

298
00:31:09,970 --> 00:31:12,550
‫قفل این درو باز کن. بازش کن!

299
00:31:18,220 --> 00:31:20,100
‫اوه، محض رضای خدا

300
00:31:20,100 --> 00:31:25,570
‫شرمنده. عذر می‌خوام، خانم.
‫عه... باشه.

301
00:31:25,940 --> 00:31:27,020
‫بازش کن!

302
00:31:27,650 --> 00:31:30,110
‫- پیتر، هوشیار باش
‫- بله، خانم

303
00:31:30,110 --> 00:31:31,740
‫محض رضای خدا

304
00:32:06,770 --> 00:32:09,070
‫اونا بیشتر از یک ساعته
‫که خوابیدن، عمه لیدیا

305
00:34:04,970 --> 00:34:06,020
‫بل

306
00:34:07,940 --> 00:34:10,690
‫چی؟ تکرار کن

307
00:34:19,700 --> 00:34:20,820
‫جون آزبورن

308
00:34:26,330 --> 00:34:27,410
‫از آشنایی باهات خوشحالم

309
00:35:58,840 --> 00:35:59,840
‫جون؟

310
00:36:08,760 --> 00:36:10,970
‫- سلام
‫- سلام

311
00:36:17,400 --> 00:36:18,400
‫مرسی

312
00:36:26,030 --> 00:36:28,740
‫«پروردگارا، ای خدای انتقام،

313
00:36:28,740 --> 00:36:30,450
‫خدای انتقام، پدیدار شو!

314
00:36:30,750 --> 00:36:32,580
‫ای داورِ جهان متعال شو،

315
00:36:32,580 --> 00:36:35,250
‫و بر متکبّران مکافات برسان!

316
00:36:35,630 --> 00:36:39,250
‫فکر می‌کنید خداوند نمی‌داند شما چه می‌کنید؟

317
00:36:40,000 --> 00:36:42,630
‫او که گوش را آفرید، آیا نمی‌شنود؟

318
00:36:43,260 --> 00:36:45,890
‫او که چشم را آفرید، آیا نمی‌بیند؟

319
00:36:46,390 --> 00:36:51,390
‫و او که همه را می‌شناسد
‫اشرار را مجازات نخواهد کرد؟»

320
00:36:54,520 --> 00:36:55,560
‫پیتر!

321
00:36:58,020 --> 00:36:59,560
‫نه! لیدیا...

322
00:36:59,570 --> 00:37:01,230
‫تو! دروغگو!

323
00:37:01,230 --> 00:37:02,740
‫چه نقشه‌ای تو  سرته؟

324
00:37:03,030 --> 00:37:04,950
‫چرا هنوز لباس‌هاشون تنشونه؟

325
00:37:04,950 --> 00:37:06,610
‫چرا کیک‌هاشون رو مخفی کردن؟

326
00:37:07,280 --> 00:37:08,414
‫عمه لیدیا!

327
00:37:10,291 --> 00:37:12,168
‫از اون دور شو لعنتی!

328
00:37:18,380 --> 00:37:19,420
‫تو کی هستی؟

329
00:37:21,250 --> 00:37:22,420
‫من رو یادت نمیاد؟

330
00:37:26,470 --> 00:37:27,470
‫اسمت چیه؟

331
00:37:29,010 --> 00:37:29,930
‫چرا برات مهمه؟

332
00:37:31,310 --> 00:37:33,600
‫چرا برات مهمه،
‫وقتی اسمم رو ازم دزدیدی؟

333
00:37:41,070 --> 00:37:44,780
‫اسمِ من مویراست...

334
00:37:47,410 --> 00:37:49,110
‫زنیکه‌ی جنده!

335
00:37:50,830 --> 00:37:52,370
‫تو با اون کار می‌کنی!

336
00:37:52,580 --> 00:37:55,410
‫- کی؟
‫- حق با من بود. اون برگشته

337
00:37:55,540 --> 00:37:57,040
‫می‌دونم که برگشته

338
00:37:57,460 --> 00:37:59,290
‫اون کجاست؟

339
00:37:59,880 --> 00:38:01,670
‫نمی‌دونم از کی حرف می‌زنی؟

340
00:38:01,670 --> 00:38:02,960
‫اون کجاست؟

341
00:38:04,380 --> 00:38:07,260
‫برای شلیک به یه خائن
‫لحظه‌ای تردید نمی‌کنم

342
00:38:07,430 --> 00:38:11,470
بگید ببینم، جون آزبورن کجاست؟

343
00:38:12,430 --> 00:38:13,510
‫من اینجام

344
00:38:17,600 --> 00:38:20,060
‫می‌دونستم. می‌دونستم!

345
00:38:21,440 --> 00:38:22,570
‫تو این کارو کردی

346
00:38:23,110 --> 00:38:25,320
‫نه، عمه لیدیا

347
00:38:26,820 --> 00:38:28,610
‫کارِ خودت بود

348
00:38:30,530 --> 00:38:34,370
‫تو ما رو تعلیم دادی که اینجوری باشیم

349
00:38:35,950 --> 00:38:40,250
‫بعد از این که ما رو کتک زدی
‫و بعد از این که قطع عضومون کردی

350
00:38:40,250 --> 00:38:42,000
‫بعد از این که شکنجه‌مون کردی...

351
00:38:43,920 --> 00:38:45,760
‫بعد از این که بچه‌هامون رو گرفتی

352
00:38:49,380 --> 00:38:50,380
‫تو این کارو کردی

353
00:38:52,390 --> 00:38:56,640
‫ولی به نظرم چیزهایی دیدی

354
00:38:57,520 --> 00:38:58,640
‫که نمی‌تونی نادیده بگیری

355
00:39:00,440 --> 00:39:02,230
‫و به نظرم چیزهایی فهمیدی

356
00:39:02,230 --> 00:39:04,860
‫که نمی‌تونی از یاد ببری

357
00:39:08,190 --> 00:39:11,450
‫و می‌دونم که ته دلت،

358
00:39:14,200 --> 00:39:15,790
‫می‌دونی که تجاوز تجاوزه،

359
00:39:18,000 --> 00:39:19,540
‫و می‌دونی که تقصیرِ ما نبود

360
00:39:21,170 --> 00:39:22,670
‫و ما مستحق این نیستیم

361
00:39:24,790 --> 00:39:26,090
‫و ما زن‌های بی‌منزلت نیستیم

362
00:39:30,970 --> 00:39:35,100
‫ما تعالی پیدا می‌کنیم
‫چون در وجود تک تکمون

363
00:39:36,760 --> 00:39:42,480
‫روح پاک و معصومی هست
‫که خدا بهمون داده

364
00:39:45,270 --> 00:39:51,150
‫که فقط فریاد می‌زنه برای منزلت

365
00:39:53,320 --> 00:39:54,570
‫و آزادی

366
00:39:54,990 --> 00:39:59,750
‫فرض نکن می‌دونی توی دل من یا خدا چیه

367
00:40:03,210 --> 00:40:04,830
‫آره. نه، حق با توئه

368
00:40:08,130 --> 00:40:09,050
‫فرض نمی‌کنم

369
00:40:12,840 --> 00:40:15,260
‫ولی می‌خوام از خودت بپرسی...

370
00:40:18,260 --> 00:40:21,640
‫لیدیا، این که فکر می‌کنی...

371
00:40:24,060 --> 00:40:26,810
‫خدا این رو برای ما می‌خواد؟

372
00:40:28,520 --> 00:40:29,570
‫برای دخترهات؟

373
00:40:31,650 --> 00:40:36,820
‫خدا اجازه میده این اتفاقات رخ بدن؟

374
00:40:38,660 --> 00:40:39,700
‫یا...

375
00:40:42,870 --> 00:40:44,210
‫خدایی هست...

376
00:40:45,960 --> 00:40:49,670
‫که به زنی مثل تو قدرت میده

377
00:40:52,050 --> 00:40:53,420
‫که از ما دفاع کنی

378
00:40:58,680 --> 00:41:00,010
‫که به راه راست رو بیاری

379
00:41:02,140 --> 00:41:03,940
‫و بالأخره اعلام کنی...

380
00:41:07,440 --> 00:41:08,440
‫کافیه

381
00:41:09,860 --> 00:41:16,740
‫چون ما، همه‌مون، باهم...

382
00:41:23,790 --> 00:41:25,000
‫ما دیگه خسته شدیم

383
00:41:29,170 --> 00:41:30,090
‫اوه!

384
00:41:34,220 --> 00:41:35,380
‫اون بهم صدمه زد، عمه لیدیا

385
00:41:38,590 --> 00:41:39,510
‫اونا به ما صدمه زدن

386
00:41:43,220 --> 00:41:44,980
‫اونا بهمون تجاوز کردن

387
00:41:47,520 --> 00:41:49,940
‫تو ما رو به اونا دادی

388
00:41:53,570 --> 00:41:57,950
‫من همیشه فقط می‌خواستم
‫دخترهام رو نجات بدم

389
00:41:58,910 --> 00:42:02,910
‫اگه می‌خوای ما رو نجات بدی،
‫بذار بریم.

390
00:42:06,870 --> 00:42:08,330
‫خواهش می‌کنم، عمه لیدیا

391
00:43:10,140 --> 00:43:13,770
‫متأسفم که بهت صدمه زد، عزیزم

392
00:43:20,110 --> 00:43:21,240
‫بیاید

393
00:43:21,240 --> 00:43:23,450
‫آره، آره. یالا، بیاید بریم

394
00:43:23,450 --> 00:43:24,450
‫بیاید بریم

395
00:43:36,340 --> 00:43:37,800
‫یالا، یالا. بیاید بریم

396
00:44:00,000 --> 00:44:10,000
کاری از: سینا صداقت و امیر ستارزاده
‫SinCities & H1tmaN

397
00:44:29,270 --> 00:44:30,680
‫خدایا، کمکم کن!

398
00:44:32,600 --> 00:44:34,230
‫خدایا، کمکم کن!

399
00:44:34,440 --> 00:44:37,560
‫خدایا، کمکم کن

400
00:44:37,570 --> 00:44:38,690
‫خدایا، کمکم کن

401
00:44:40,940 --> 00:44:42,240
‫خدایا، کمکم کن

402
00:44:43,150 --> 00:44:45,030
‫خدایا، کمکم کن

403
00:44:55,540 --> 00:44:58,170
‫ما توسط لباس‌هایی که باهاشون
‫ما رو به بردگی گرفته بودن

404
00:44:58,170 --> 00:44:59,750
‫خودمون رو آزاد کردیم

405
00:45:01,670 --> 00:45:03,880
‫ما زیرِ اون لباس‌ها کی بودیم؟

406
00:45:04,680 --> 00:45:05,930
‫کی می‌تونستیم باشیم؟

407
00:45:07,090 --> 00:45:09,140
‫ما رو از چه هویتی محروم کرده بودن؟

408
00:45:10,640 --> 00:45:14,600
‫مادرها و دخترها.
‫خواننده‌ها و نویسنده‌ها.

409
00:45:15,270 --> 00:45:17,360
‫متخصص‌ها. دوست‌ها

410
00:45:19,480 --> 00:45:20,480
‫ما عصبانی بودیم

411
00:45:21,360 --> 00:45:22,690
‫ذوق‌زده بودیم

412
00:45:23,610 --> 00:45:25,240
‫برای آغازی جدید آماده بودیم

413
00:45:26,860 --> 00:45:28,410
‫لباس تبدیل به یونیفرم ما شد

414
00:45:30,330 --> 00:45:31,490
‫ما تبدیل به یک ارتش شدیم

415
00:45:56,640 --> 00:45:59,730
‫ارتشی برای آزاد کردن خودمون از زندانِ لباس

416
00:46:01,110 --> 00:46:04,490
‫برای این که خودمون رو آزاد کنیم
‫تا تبدیل به کسایی بشیم که قرار بود باشیم

417
00:46:05,490 --> 00:46:06,990
‫کسایی که حقمون بود باشیم

418
00:46:08,320 --> 00:46:09,660
‫ما آزادی‌مون رو به دست می‌آوردیم

419
00:46:09,910 --> 00:46:13,450
‫و از ذره‌ذره‌اش برای جنگیدن استفاده می‌کردیم

420
00:46:20,250 --> 00:46:21,800
‫و بنابراین فرار کردیم...

421
00:46:23,093 --> 00:46:24,845
‫از تاریکی دور شدیم...

422
00:46:26,510 --> 00:46:28,598
‫از درون و بیرون...

423
00:46:30,726 --> 00:46:32,646
‫و به سوی نور راهی شدیم

424
00:46:32,670 --> 00:46:42,670
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

425
00:46:42,694 --> 00:46:52,694
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

