﻿1
00:00:01,944 --> 00:00:09,749
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:09,773 --> 00:00:11,108
‫می‌تونم کمکت کنم؟

3
00:00:11,208 --> 00:00:13,144
‫ممنون

4
00:00:13,210 --> 00:00:15,479
‫مورگان بوت شماره‌ات رو بهم داد

5
00:00:15,545 --> 00:00:17,448
‫این کارو خوب بلدی؟

6
00:00:18,049 --> 00:00:19,316
‫آره

7
00:00:19,383 --> 00:00:20,650
‫کارم رو بلدم

8
00:00:22,053 --> 00:00:26,457
‫یه مرد روس به اسمِ پاولوویچ
‫دستورِ قتل مورگان بوت رو داد

9
00:00:26,556 --> 00:00:29,726
‫تا از قرارداد تجاریش
‫توی افغانستان محافظت کنه

10
00:00:29,826 --> 00:00:33,897
‫همچنین برای حفاظت از اون قرارداد
‫مزدورهایی به افغانستان فرستاده

11
00:00:33,997 --> 00:00:35,765
‫بابا؟ می‌تونی صدام رو از بلندگو در بیاری؟

12
00:00:35,865 --> 00:00:37,401
‫لعنتی. لعنتی. لعنتی

13
00:00:37,501 --> 00:00:38,802
‫نه، صبر کن! صبر کن!

14
00:00:38,902 --> 00:00:42,039
‫افرادی که امیلی رو کشتن
‫افراد اون بودن

15
00:00:42,139 --> 00:00:44,341
‫مورگان بوت تنها هدفش نبود

16
00:00:44,408 --> 00:00:45,575
‫هدفِ دیگه‌اش کی بود؟

17
00:00:45,675 --> 00:00:46,576
‫دیکسون‌ها

18
00:00:46,676 --> 00:00:48,678
‫- مارشا و هنری
‫- چرا؟

19
00:00:48,745 --> 00:00:50,880
‫وکیلِ همزاد می‌خواست یه چیزی بهت بگه

20
00:00:50,980 --> 00:00:52,849
‫چیزی که می‌ترسید تلفنی بگه

21
00:00:52,916 --> 00:00:53,983
‫شاید اون می‌دونه

22
00:00:54,085 --> 00:00:55,052
‫پس می‌ریم لندن

23
00:00:55,152 --> 00:00:56,719
‫واسه این که کونِ لقش

24
00:00:56,820 --> 00:00:58,922
‫می‌خوام بهش صدمه بزنم.
‫تو نمی‌خوای؟

25
00:00:58,946 --> 00:01:08,946
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

26
00:01:08,970 --> 00:01:18,970
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

27
00:01:31,688 --> 00:01:32,689
‫سلام

28
00:01:34,024 --> 00:01:35,259
‫تویی

29
00:01:36,427 --> 00:01:37,927
‫سلام. تو...

30
00:01:38,028 --> 00:01:39,029
‫خودم هستم

31
00:01:40,431 --> 00:01:41,518
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم...

32
00:01:41,532 --> 00:01:43,800
‫وقتی من با چوبدستی راه می‌رفتم،

33
00:01:43,900 --> 00:01:45,536
‫تو کمکم کردی سوارِ اتوبوس شم

34
00:01:45,635 --> 00:01:46,736
‫آره

35
00:01:48,038 --> 00:01:50,707
‫برام سؤال بود دوباره بهت برمی‌خورم یا نه

36
00:01:50,807 --> 00:01:52,276
‫این مسیرِ برگشتت از سرِ کاره؟

37
00:01:52,376 --> 00:01:53,776
‫نه، نه، نه، اینطور نیست

38
00:01:54,911 --> 00:01:55,979
مُچت رو گرفتم

39
00:01:57,548 --> 00:01:58,948
‫من...

40
00:01:59,049 --> 00:02:01,818
‫مسیرم این بود، ولی از کارم استعفا دادم

41
00:02:01,918 --> 00:02:03,087
‫تبریک میگم

42
00:02:05,556 --> 00:02:07,224
‫الان گفتم: «تبریک میگم»؟

43
00:02:07,324 --> 00:02:08,459
‫اشکالی نداره

44
00:02:10,060 --> 00:02:11,295
‫بذار دوباره امتحانش کنم

45
00:02:12,396 --> 00:02:14,465
‫پس از کارت استعفا دادی

46
00:02:14,565 --> 00:02:18,968
‫حتماً طیفِ وسیعی از تجربیات رو شامل میشه

47
00:02:19,069 --> 00:02:21,738
‫چه احساسی در موردش داری؟

48
00:02:21,838 --> 00:02:24,807
‫به نظر میاد شاید یکی دیگه هم بخواد
‫از کارش استعفا بده

49
00:02:25,409 --> 00:02:26,676
می‌تونی تشخیص بدی؟

50
00:02:36,253 --> 00:02:37,254
‫کارت چیه؟

51
00:02:43,027 --> 00:02:44,794
‫و می‌خوای تغییر ایجاد کنی،

52
00:02:44,861 --> 00:02:48,865
‫برای همین خودت رو غرق کار می‌کنی
‫و فداکاری می‌کنی

53
00:02:49,832 --> 00:02:52,169
‫ولی در نهایت به سختی میشه تشخیص داد

54
00:02:52,269 --> 00:02:54,771
‫کجا کار تموم میشه و تو شروع میشی

55
00:02:56,873 --> 00:02:59,176
‫به سختی میشه حسِ خوبی به سهیم بودن

56
00:02:59,276 --> 00:03:01,612
‫توی محو کردن خودت به این شکل داشت

57
00:03:02,513 --> 00:03:04,181
‫ولی رها کردن چیزی که ممکنه

58
00:03:04,281 --> 00:03:07,318
‫بخش‌هایی از وجودت رو باهاش
‫از دست بدی خیلی سخته

59
00:03:17,561 --> 00:03:21,065
‫من تازگی‌ها بهترین دوستم رو از دست دادم

60
00:03:24,401 --> 00:03:28,672
‫چند لحظه قبل از مرگ،
‫همین سؤالات به ذهنش رسیدن.

61
00:03:32,008 --> 00:03:35,011
‫«این تنها راه زندگی کردنه؟

62
00:03:36,680 --> 00:03:37,914
‫ما فقط همین هستیم؟»

63
00:03:41,884 --> 00:03:43,387
‫اون موقع متوجه منظورش نمی‌شدم

64
00:03:46,323 --> 00:03:48,525
‫و الان...

65
00:03:49,560 --> 00:03:51,362
‫تنها چیزیه که بهش فکر می‌کنم

66
00:03:54,331 --> 00:03:57,900
‫ما جایی زندگی نمی‌کنیم که
‫پرسیدنِ چنین سؤالاتی توش راحت باشه

67
00:04:02,005 --> 00:04:03,006
‫آره

68
00:04:03,107 --> 00:04:05,075
‫ولی، تو اومدی بیرون

69
00:04:07,177 --> 00:04:10,180
‫شاید این اولین گام توی یه مسیرِ تازه‌ست

70
00:04:10,880 --> 00:04:11,881
‫پس...

71
00:04:13,883 --> 00:04:15,119
‫تبریک میگم

72
00:05:19,450 --> 00:05:20,451
‫چی می‌خوای؟

73
00:05:22,519 --> 00:05:24,621
‫پیدا کردنت آسون نبود

74
00:05:25,589 --> 00:05:28,092
‫گفتم چی می‌خوای؟

75
00:05:28,192 --> 00:05:30,761
‫فکر کنم مورگان بوت یه ایمیل برات فرستاده

76
00:05:30,860 --> 00:05:32,496
‫درست قبل از این که به قتل برسه

77
00:05:35,632 --> 00:05:38,635
‫می‌خوام بهم نشون بدی توش چی نوشته

78
00:06:01,558 --> 00:06:02,826
‫آقا و خانم دیکسون

79
00:06:02,892 --> 00:06:03,993
‫خوش اومدید

80
00:06:04,994 --> 00:06:07,464
‫اتاق 1409 رو در اختیارتون میذارم

81
00:06:07,564 --> 00:06:10,567
‫توی طبقه‌ی دوازدهم اتاقی دارید؟

82
00:06:11,568 --> 00:06:12,569
‫بذارید بررسی کنم

83
00:06:14,338 --> 00:06:15,572
‫در واقع، داریم

84
00:06:15,672 --> 00:06:17,341
‫می‌تونم اتاق 1231 رو بهتون بدم

85
00:06:17,408 --> 00:06:18,842
‫پایین‌تر

86
00:06:20,477 --> 00:06:21,478
‫ببخشید؟

87
00:06:21,578 --> 00:06:26,750
‫هر اتاقی بین 01 و 05، لطفاً

88
00:06:27,351 --> 00:06:28,352
‫فرد باشه

89
00:06:29,520 --> 00:06:30,754
‫نه زوج

90
00:06:41,998 --> 00:06:43,233
‫خیلی ممنون

91
00:06:43,333 --> 00:06:44,334
‫ممنون، جناب

92
00:06:53,577 --> 00:06:54,578
‫بابا؟

93
00:06:56,012 --> 00:06:57,514
‫میشه صدام رو از بلندگو در بیاری؟

94
00:07:02,853 --> 00:07:04,087
‫لعنتی. لعنتی

95
00:07:05,289 --> 00:07:06,557
‫نه، صبر کنید! صبر کنید!

96
00:07:08,125 --> 00:07:09,460
‫دلم برات تنگ شده، بابا

97
00:07:38,121 --> 00:07:41,258
‫این احساس به هیچ وجه از بین نمیره

98
00:07:43,126 --> 00:07:45,562
‫شاید اشکالی نداره عصبانی باشی

99
00:07:47,898 --> 00:07:49,900
‫یه وقتی هست که عصبانیت کمک می‌کنه

100
00:07:49,999 --> 00:07:50,968
‫الان وقتش نیست

101
00:07:52,569 --> 00:07:53,604
‫ما جواب‌هایی لازم داریم

102
00:07:53,670 --> 00:07:56,406
‫که هنوز حتی سؤال‌هاشون رو نمی‌فهمیم

103
00:07:57,241 --> 00:07:58,242
باید عاقلانه عمل کنیم

104
00:07:59,810 --> 00:08:00,811
‫پاولوویچ

105
00:08:02,746 --> 00:08:04,748
علی رغم همه‌ی این حرف‌ها اون باید بمیره

106
00:08:04,848 --> 00:08:06,083
‫اینش قطعیه

107
00:08:07,351 --> 00:08:09,686
‫وقتی که زمانش برسه که عصبانیت
‫نقش خودش رو ایفا کنه،

108
00:08:09,786 --> 00:08:11,788
‫پیدا کردنش سخت نمیشه

109
00:08:11,855 --> 00:08:13,690
پس همه جا رو به آتیش می‌کشی

110
00:08:14,658 --> 00:08:15,659
‫آره

111
00:08:17,794 --> 00:08:18,795
‫خیلی خب

112
00:08:18,862 --> 00:08:20,097
‫ما 24 ساعت وقت داریم

113
00:08:20,197 --> 00:08:22,466
‫تا این ملاقات انجام شه

114
00:08:22,533 --> 00:08:23,800
‫می‌خوای یه سریال ببینی؟

115
00:08:26,336 --> 00:08:27,671
‫شوخی کردم

116
00:08:27,771 --> 00:08:30,674
‫خنده‌دار بود

117
00:08:30,774 --> 00:08:33,510
‫شاید باید در مورد ملاقات
‫و نحوه‌ی مدیریتش حرف بزنیم

118
00:08:33,610 --> 00:08:35,112
‫مورگان یکم در موردش باهام حرف زد

119
00:08:35,212 --> 00:08:36,346
‫واقعاً؟ چی گفت؟

120
00:08:36,446 --> 00:08:41,818
‫اون گفت پاولوویچ به نحوی
‫با قرارداد معدنِ همزاد ارتباط داره

121
00:08:43,220 --> 00:08:44,855
‫نمی‌دونیم چطوری

122
00:08:44,879 --> 00:08:48,742
‫نینا کروگر، وکیلِ همزاد،
‫یه چیزی در موردش می‌دونه،

123
00:08:48,809 --> 00:08:50,477
‫و باید بفهمیم چی می‌دونه

124
00:08:50,577 --> 00:08:51,978
‫این اطلاعاتیه که باید ازش بگیری

125
00:08:52,078 --> 00:08:54,307
‫باید در مورد برنامه‌ات
‫برای این کار حرف بزنیم

126
00:08:54,331 --> 00:08:58,502
‫اون گفت سه نوع وکیل وجود داره

127
00:08:58,602 --> 00:09:01,338
‫اونایی که هر کاری برای موکلشون می‌کنن،

128
00:09:01,438 --> 00:09:04,107
‫و اونایی که هر کاری می‌کنن
‫که موکل باشن،

129
00:09:04,174 --> 00:09:07,177
‫و باید به سرعت تشخیص بدم
‫اون کدوم یکیه

130
00:09:07,277 --> 00:09:08,278
‫سومین نوعش چی بود؟

131
00:09:08,345 --> 00:09:10,347
‫گفت فقط یه احمق قبول می‌کنه

132
00:09:10,447 --> 00:09:13,151
‫که فقط دو نوع از هر چیزی توی این دنیا هست،

133
00:09:13,250 --> 00:09:15,318
‫حتی اگه فعلاً نمی‌تونیم
‫سومی رو تصور کنیم

134
00:09:15,419 --> 00:09:17,087
‫آره، آره. درسته

135
00:09:18,088 --> 00:09:19,322
‫دیگه چی گفت؟

136
00:09:24,230 --> 00:09:30,100
‫اون گفت تمام کارهای حرفه‌ای با استفاده
‫از دو سلاح به طور هماهنگ انجام میشن

137
00:09:33,370 --> 00:09:35,839
‫می‌دونی، توی دست چپت همدلیت رو داری

138
00:09:36,339 --> 00:09:37,307
‫آهان

139
00:09:37,374 --> 00:09:39,109
‫بهش گفتم این خیلی آشنا به نظر میاد

140
00:09:39,209 --> 00:09:40,844
‫هی، اون شاید عوضی بوده باشه،

141
00:09:40,944 --> 00:09:44,681
‫ولی اون عوضی بهتر از هرکسی که شناختم
‫بازی رو درک کرده بود

142
00:09:45,682 --> 00:09:47,617
‫اون خوب تعلیمم داده

143
00:09:47,718 --> 00:09:49,386
‫ایده‌ی ترسناکیه

144
00:09:49,486 --> 00:09:51,321
‫این سلاحی که بهم داده شده

145
00:09:52,823 --> 00:09:54,024
‫برای استفاده ازش،

146
00:09:54,125 --> 00:09:58,662
‫باید قبول کنی که دیگه هرگز
‫به هیچکس اعتماد نکنی

147
00:09:58,729 --> 00:10:01,498
‫و دیگه هرگز به هیچکس نزدیک نشی

148
00:10:01,565 --> 00:10:03,667
‫نه، من دقیقاً این رو نگفتم

149
00:10:03,734 --> 00:10:05,001
‫نه، من گفتم

150
00:10:06,470 --> 00:10:07,871
‫اوه. متوجهم

151
00:10:07,971 --> 00:10:12,843
‫فکر می‌کنی اگه دوباره بهم نزدیک شیم،
‫شاید در حقت بی‌رحمی کنم.

152
00:10:12,909 --> 00:10:13,910
‫شاید

153
00:10:16,713 --> 00:10:18,034
‫ولی می‌دونم شاید من این کارو بکنم

154
00:10:19,483 --> 00:10:21,485
‫من کسی‌ام که همه چی رو خراب می‌کنه، یادته؟

155
00:10:24,654 --> 00:10:26,389
‫فکر کنم شاید همیشه اینطور بودم

156
00:10:28,325 --> 00:10:29,826
‫اما الان مسلح هستم

157
00:10:35,065 --> 00:10:37,100
‫فکر کنم خونه‌ی اشتباهی اومدی، رفیق

158
00:10:37,201 --> 00:10:39,002
‫شاید بهتر باشه تا صدمه ندیدی بری

159
00:10:39,102 --> 00:10:41,172
‫تو جولین کارسون نیستی؟

160
00:10:41,271 --> 00:10:44,741
‫مأمورِ میدانی شخصی مورگان بوت؟

161
00:10:46,276 --> 00:10:48,278
‫بذار فرض کنیم خونه‌ی درستی اومدم،

162
00:10:48,378 --> 00:10:52,116
‫و بیا فرض کنیم هرچی که آرزو می‌کنی
‫در موردت نمی‌دونستم،

163
00:10:52,616 --> 00:10:53,617
‫می‌دونم

164
00:10:54,785 --> 00:10:56,620
‫ایمیلی که مورگان بوت فرستاد

165
00:10:56,720 --> 00:10:59,456
‫- من ایمیلی دریافت نکردم
‫- حیاتیه که من ببینمش

166
00:11:00,590 --> 00:11:04,262
‫حتی اگه یه مسئله‌ی امنیت ملی نبود،

167
00:11:04,361 --> 00:11:08,098
‫که کاملاً مطمئنم هست،
‫پای جونِ یه عده در میونه.

168
00:11:08,199 --> 00:11:11,434
‫جونِ کسایی که روی من حساب می‌کنن

169
00:11:11,535 --> 00:11:13,271
‫من ایمیلی دریافت نکردم

170
00:11:13,370 --> 00:11:15,872
‫نمی‌دونم از چه کوفتی حرف می‌زنی

171
00:11:16,907 --> 00:11:19,075
‫حالا، لطفاً از خونه‌ام برو بیرون

172
00:11:19,143 --> 00:11:21,044
‫چطور پیدات کردم؟

173
00:11:21,145 --> 00:11:24,781
پیرمرد هوای کسایی رو که می‌خواست داشت

174
00:11:24,881 --> 00:11:30,554
‫اون دورِ خودت، اسمت و زندگیت
‫یه دیوار ساخته بود،

175
00:11:30,654 --> 00:11:35,759
‫تا هیچکدوم از کارهایی که براش می‌کردی
‫برای خودت یا عزیزانت عواقب بدی نداشته باشن

176
00:11:35,826 --> 00:11:38,495
‫پس، من چطوری پیدات کردم؟

177
00:11:40,430 --> 00:11:45,001
‫اون دیوار با نفوذ اون ساخته شده بود

178
00:11:45,101 --> 00:11:47,771
‫لحظه‌ای که اون مُرد،
‫شکاف‌ها ظاهر شدن.

179
00:11:47,838 --> 00:11:49,573
‫تعدادشون بیشتر میشه

180
00:11:49,673 --> 00:11:53,076
‫گمونم تو اون بیرون دشمن‌های زیادی داری

181
00:11:53,177 --> 00:11:56,247
‫اونا پیداشون میشه
‫و تو در امان نمی‌مونی

182
00:11:58,982 --> 00:12:01,985
‫و دخترِ جدیدی که باهاش آشنا شدی
‫هم در امان نمی‌مونه

183
00:12:02,085 --> 00:12:04,322
‫من کاملاً مطمئنم الان تهدیدش نکردی

184
00:12:04,421 --> 00:12:07,991
‫- چون اگه این کارو کرده باشی...
‫- لازم نیست نگرانِ من باشی

185
00:12:08,091 --> 00:12:10,927
‫من کاملاً مطمئنم انقدر باهوشی
‫که این رو بدونی

186
00:12:11,828 --> 00:12:17,500
‫من مدت‌ها پشتِ یکی از اون دیوارها زندگی کردم

187
00:12:17,601 --> 00:12:21,339
‫پس بهم اعتماد کن وقتی بهت میگم
‫وقتی اون دیوارها فرو می‌ریزن،

188
00:12:21,438 --> 00:12:24,350
‫و چیزهایی که فکر می‌کردی پشتشون
‫در امان بودن در معرض

189
00:12:24,374 --> 00:12:25,375
‫دنیا قرار می‌گیرن

190
00:12:27,178 --> 00:12:28,445
‫هیچی بدتر از اون نمیشه

191
00:12:34,151 --> 00:12:35,652
‫کمکم کن،

192
00:12:37,020 --> 00:12:40,690
‫و من کمک می‌کنم مطمئن شی
‫دیوارت مدت‌ها دوام بیاره

193
00:12:41,725 --> 00:12:45,363
‫اگه کمکم نکنی، تک و تنها می‌مونی

194
00:13:11,321 --> 00:13:13,189
‫احساس می‌کنم الان خیلی توی چشمم

195
00:13:13,289 --> 00:13:14,525
‫این عادیه؟

196
00:13:14,625 --> 00:13:18,462
‫نمی‌دونم در این مورد «عادی» یعنی چی

197
00:13:20,363 --> 00:13:24,767
‫یعنی، متوجهم

198
00:13:24,867 --> 00:13:27,213
‫که همه توی این رستوران به من نگاه نمی‌کنن،

199
00:13:27,237 --> 00:13:28,672
‫ولی احساس می‌کنم

200
00:13:28,738 --> 00:13:30,474
‫همه توی این رستوران
‫به من نگاه می‌کنن

201
00:13:31,174 --> 00:13:33,510
‫آره، این عادیه

202
00:13:33,577 --> 00:13:37,046
‫اون دیگه بیش از حد دیر کرده

203
00:13:37,146 --> 00:13:38,381
‫عه. می‌خوای بپیچی؟

204
00:13:38,482 --> 00:13:39,983
‫بری یه سریال ببینی؟

205
00:13:40,083 --> 00:13:42,519
‫آهان. متوجه شدم چیکار کردی

206
00:13:42,586 --> 00:13:44,854
‫از تیکه‌ام علیه خودم استفاده کردی

207
00:13:47,223 --> 00:13:48,224
تیکه‌ای که عین بمب بود

208
00:13:48,324 --> 00:13:49,560
‫می‌دونی، این رو می‌دونستم

209
00:13:49,660 --> 00:13:53,029
‫فقط وقتی می‌خواستم بگم
‫عجیب به نظر اومد

210
00:13:53,096 --> 00:13:54,364
در اصل یه جور بمبه

211
00:13:54,431 --> 00:13:55,699
‫توی هملت بود

212
00:13:56,533 --> 00:13:57,534
‫واقعاً؟

213
00:13:57,601 --> 00:13:59,102
‫یعنی، یه جور بمبه،

214
00:13:59,202 --> 00:14:00,870
‫ولی این نقل قول از هملته

215
00:14:00,937 --> 00:14:01,938
‫کدوم قسمتش؟

216
00:14:03,039 --> 00:14:04,274
‫کدوم قسمت از چی؟

217
00:14:04,374 --> 00:14:06,376
‫خب، نمایشنامه.
‫توی کدوم قسمتشه؟

218
00:14:09,012 --> 00:14:10,681
‫نمی‌دونم. یه جایی توش

219
00:14:11,448 --> 00:14:12,449
‫توی قسمتِ انتقام‌آمیزش

220
00:14:12,549 --> 00:14:14,017
‫آره

221
00:14:15,018 --> 00:14:16,786
‫آره، وقتی توی یه داستانِ انتقام باشی،

222
00:14:16,886 --> 00:14:19,255
‫هیچ قسمتِ دیگه‌ای وجود نداره

223
00:14:19,355 --> 00:14:21,425
‫اوه، باید دوباره اون نمایشنامه رو بخونی

224
00:14:22,392 --> 00:14:24,060
‫در اولین فرصتِ ممکن

225
00:14:32,101 --> 00:14:33,771
‫می‌تونم یه سؤالی ازت بپرسم؟

226
00:14:34,404 --> 00:14:35,439
‫بپرس

227
00:14:35,539 --> 00:14:37,040
‫پولمون از کجا میاد؟

228
00:14:38,776 --> 00:14:41,044
‫خب، نصفِ خودت رو از من دزدیدی

229
00:14:41,144 --> 00:14:42,879
‫نه، نه، جدی میگم

230
00:14:46,617 --> 00:14:48,552
‫تو چطور این همه پول در آوردی؟

231
00:14:48,652 --> 00:14:51,154
‫آره، اگه مدت زمانِ کافی
‫کارِ من رو انجام بدی...

232
00:14:51,254 --> 00:14:53,323
‫اطلاعاتی به دست میاری

233
00:14:53,424 --> 00:14:55,224
‫که خیلی‌ها آرزو می‌کنن در اختیار نداشتی

234
00:14:55,325 --> 00:14:56,959
‫می‌دونی، من شانس آوردم

235
00:14:57,060 --> 00:15:00,063
‫چند نفر پیدا کردم که یکم پول
‫برای سرمایه گذاری داشتن

236
00:15:01,565 --> 00:15:03,066
‫در زمان مناسب و مکان مناسب

237
00:15:05,902 --> 00:15:09,405
‫لو بارلو کیه؟

238
00:15:16,913 --> 00:15:18,582
‫اون اسم رو کجا شنیدی؟

239
00:15:19,750 --> 00:15:23,687
‫مورگان از این حرف می‌زد که باورش نمی‌شد
‫از زیر چه چیزهایی قسر در رفتی

240
00:15:23,787 --> 00:15:26,289
‫اون به پول اشاره کرد،
‫به اون اسم اشاره کرد.

241
00:15:26,356 --> 00:15:29,626
‫و اون تنها لحظه‌ای بود که کنارش بودم

242
00:15:29,693 --> 00:15:33,196
‫و می‌تونستم تشخیص بدم
‫که باهام صادق نیست

243
00:15:34,531 --> 00:15:38,167
‫پولِ زیادی دست به دست شده

244
00:15:38,267 --> 00:15:42,872
‫این می‌تونه روی بد آدم‌ها رو بروز بده

245
00:15:42,972 --> 00:15:46,976
‫لو بارلو بدترین آدم روی زمینه

246
00:15:49,379 --> 00:15:53,650
‫آره، اون آدمیه که آرزو می‌کنم
‫هیچوقت سر راهم قرار نمی‌گرفت

247
00:15:53,717 --> 00:15:55,486
‫می‌تونی بهم بگی این یعنی چی؟

248
00:15:56,285 --> 00:15:57,387
‫عه، یه روزی

249
00:15:57,488 --> 00:15:59,456
‫خدایا. واقعاً؟

250
00:16:01,891 --> 00:16:04,227
‫- ما می‌ریم
‫- داری از جواب دادن به سؤالم طفره میری؟

251
00:16:04,327 --> 00:16:06,563
‫نه، فقط با اینجا نشستن وقت تلف می‌کنیم

252
00:16:06,663 --> 00:16:08,499
‫باید حواسمون رو جمع کنیم

253
00:16:08,565 --> 00:16:09,999
‫فکر نمی‌کنی اون بیاد؟

254
00:16:10,066 --> 00:16:11,100
‫فکر نمی‌کنم

255
00:16:11,200 --> 00:16:13,637
‫- به نظر نمیاد غافلگیر شده باشی
‫- نه

256
00:16:13,737 --> 00:16:14,705
‫به کی زنگ می‌زنی؟

257
00:16:16,507 --> 00:16:17,841
‫دفترِ نینا کروگر

258
00:16:17,907 --> 00:16:19,242
‫با نینا کروگر کار دارم

259
00:16:19,342 --> 00:16:21,077
‫اوه، ایشون فعلاً در دسترس نیستن

260
00:16:21,177 --> 00:16:23,312
‫اسم و شماره‌تون رو بگید
‫تا باهاتون تماس بگیریم

261
00:16:23,413 --> 00:16:24,515
‫تو آنا هستی؟

262
00:16:24,581 --> 00:16:26,550
‫بله. می‌تونم بپرسم شما؟

263
00:16:26,650 --> 00:16:28,585
‫عه، آنا، این قضیه خیلی فوریه

264
00:16:28,685 --> 00:16:31,187
‫می‌خوام بدونم کجا می‌تونم پیداش کنم، لطفاً

265
00:16:31,254 --> 00:16:32,989
‫شرمنده، ایشون الان دفتر نیستن

266
00:16:33,089 --> 00:16:34,257
‫و یه کار شخصی داشتن

267
00:16:34,357 --> 00:16:35,992
‫و پیام‌هاشون رو چک نمی‌کنن، ولی...

268
00:16:37,260 --> 00:16:38,762
‫اون قطعاً نمیاد

269
00:16:39,897 --> 00:16:41,665
‫باید خودمون بریم پیداش کنیم

270
00:16:41,765 --> 00:16:43,901
‫دستیارش الان گفت نمی‌دونه اون کجاست

271
00:16:44,033 --> 00:16:45,001
‫خب،

272
00:16:46,002 --> 00:16:47,738
‫یه جور دیگه ازش می‌پرسم

273
00:17:32,549 --> 00:17:34,116
‫اون واقعاً قراره کار کنه؟

274
00:17:34,217 --> 00:17:36,487
‫امم. به طور نظری

275
00:17:38,154 --> 00:17:41,758
‫مادامی که به اندازه‌ی کافی
‫به هدف نزدیک باشه، آره

276
00:17:45,127 --> 00:17:46,996
‫و مطمئنیم اونجا خونه‌ی اونه؟

277
00:17:47,096 --> 00:17:48,599
‫خب، کاملاً مطمئنیم

278
00:17:50,066 --> 00:17:55,572
‫پس قبل از این که از آمریکا خارج شیم
‫فکرِ همه‌ی اینا رو کردی؟

279
00:17:55,672 --> 00:17:56,640
‫آره

280
00:17:56,740 --> 00:17:58,575
‫تو دستیارِ کروگر رو پیدا کردی

281
00:17:58,675 --> 00:17:59,743
‫خونه‌اش رو پیدا کردی

282
00:17:59,843 --> 00:18:02,813
‫کل این نقشه رو کشیدی

283
00:18:02,913 --> 00:18:05,281
‫بدون این که من متوجه شم

284
00:18:05,348 --> 00:18:09,352
‫آره، خب پای اسرارِ دولتی که در میون نبود

285
00:18:09,453 --> 00:18:12,689
‫واقعاً احساس می‌کردم
‫دارم از این قضایا سر در میارم

286
00:18:12,789 --> 00:18:15,759
‫که در حال حاضر یکم مسخره به نظر میاد

287
00:18:15,859 --> 00:18:17,828
‫چرا؟

288
00:18:17,928 --> 00:18:20,931
‫تمام این اجزای متحرک که
‫من از وجودشون بی‌خبر بودم،

289
00:18:21,030 --> 00:18:24,001
‫تا این که متوجه شدم
‫روزها در حال حرکت بودن

290
00:18:24,133 --> 00:18:28,605
‫یعنی، تو اونجا نشستی
‫و یه تفنگِ لیزری درست می‌کنی

291
00:18:28,705 --> 00:18:30,941
‫متوجهم که تفنگِ لیزری نیست

292
00:18:31,040 --> 00:18:32,676
‫فقط...

293
00:18:32,776 --> 00:18:34,210
‫کاملاً مطمئنم می‌فهمی منظورم چیه

294
00:18:34,310 --> 00:18:36,847
‫تو از قسمت‌های سختش سر در میاری

295
00:18:38,015 --> 00:18:41,785
‫بقیه‌اش فقط دنگ و فنگ
‫و محاسباتِ پیچیده‌ست

296
00:18:41,885 --> 00:18:46,122
‫بخشی که آدم‌های باهوش افرادی مثل من رو
‫استخدام می‌کنن براشون انجام بدم

297
00:18:48,825 --> 00:18:50,827
‫یا به هر حال قبلاً براشون انجام می‌دادم

298
00:19:20,991 --> 00:19:21,992
‫ببخشید

299
00:19:23,159 --> 00:19:24,995
‫فکر کنم شاید گُم شده باشم

300
00:19:25,094 --> 00:19:26,530
‫دنبال دوستم می‌گردم

301
00:19:26,597 --> 00:19:27,998
‫عه، می‌تونی کمکم کنی؟

302
00:19:28,097 --> 00:19:29,700
‫دنبال کی می‌گردید؟

303
00:19:29,766 --> 00:19:32,268
‫واقعاً ممنونم. روزِ درازی داشتم

304
00:19:32,368 --> 00:19:35,237
‫فکر می‌کردم قراره تمام شب
‫توی این راهروها سرگردون بشم

305
00:19:36,405 --> 00:19:40,577
‫اسمِ دوستی که دنبالش می‌گردم نینیا کروگره

306
00:19:44,180 --> 00:19:45,682
‫آنا، به من نگاه کن

307
00:19:51,455 --> 00:19:52,956
‫این یه لطف بود

308
00:19:55,224 --> 00:19:57,961
‫دفعه‌ی بعد، چه من باشم چه کسِ دیگه،

309
00:19:58,061 --> 00:20:00,063
‫قرار نیست انتظارش رو داشته باشی

310
00:20:01,698 --> 00:20:03,199
‫مطمئنی ارزشش رو داره؟

311
00:20:25,808 --> 00:20:27,308
‫[وضعیتِ بلوتوث: روشن]

312
00:20:27,332 --> 00:20:29,032
‫[گوشیِ آنا - جفت شد]

313
00:21:01,024 --> 00:21:03,527
‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد

314
00:21:03,627 --> 00:21:05,361
‫لطفاً پس از صدای بوق پیام بگذارید

315
00:21:06,530 --> 00:21:07,497
‫ببخشید

316
00:21:08,799 --> 00:21:11,034
‫می‌دونم گفتی بهت زنگ نزنم،

317
00:21:11,134 --> 00:21:14,037
‫ولی یه مرده دنبالت می‌گرده

318
00:21:15,138 --> 00:21:16,807
‫اون امشب اومد خونه‌ام

319
00:21:18,207 --> 00:21:20,276
‫لطفاً بهم بگو باید چیکار کنم

320
00:21:21,545 --> 00:21:22,546
‫لطفاً بهم بگو

321
00:21:22,570 --> 00:21:24,433
‫[تماس‌های اخیر]

322
00:22:05,422 --> 00:22:06,523
‫فکر کنم جواب داد

323
00:22:06,590 --> 00:22:07,591
‫آره؟

324
00:22:15,766 --> 00:22:18,235
‫کارت خوب بود. ایناهاش

325
00:22:19,870 --> 00:22:22,105
‫موقعیتِ مکانی گوشی کروگر اینجاست

326
00:22:22,205 --> 00:22:25,374
‫از کجا می‌دونستی که اون زن
‫بهش زنگ می‌زنه؟

327
00:22:27,110 --> 00:22:28,211
‫حدسِ شانسی

328
00:22:28,277 --> 00:22:29,679
‫از کجا می‌دونستی؟

329
00:22:31,047 --> 00:22:32,783
‫اگه توی چشمِ یه نفر نگاه کنی

330
00:22:34,050 --> 00:22:38,054
‫و بهش نشون بدی که قادر به انجام
‫کاری هستی که ازش وحشت داره

331
00:22:38,121 --> 00:22:40,624
‫تقریباً همه کاری رو که می‌خوای انجام میدن

332
00:22:40,724 --> 00:22:42,726
‫ولی من نه

333
00:22:45,061 --> 00:22:46,797
‫تو یه بار اونجوری به من نگاه کردی

334
00:22:48,698 --> 00:22:50,433
‫من واکنشِ متفاوتی نشون دادم

335
00:22:52,202 --> 00:22:55,539
‫فهمیدم تو از چی بیشتر وحشت داری،

336
00:22:55,639 --> 00:22:58,942
‫و ازش برای ضربه زدن بهت استفاده کردم

337
00:23:01,611 --> 00:23:02,612
‫می‌دونم

338
00:23:07,217 --> 00:23:09,452
‫چون من آدمی‌ام که همه چی رو خراب می‌کنه

339
00:23:13,056 --> 00:23:14,124
‫خوبی؟

340
00:23:16,793 --> 00:23:19,462
‫ای کاش کاری که الان کردیم انقدر آسون نبود

341
00:23:20,897 --> 00:23:25,135
‫ای کاش انجام دادنش سخت‌تر بود

342
00:23:55,432 --> 00:23:57,500
‫اون اواخر با اَبی...

343
00:23:59,536 --> 00:24:02,272
‫می‌دونی، وقتی که نمی‌تونست
‫واقعیت رو از وَهم تشخیص بده،

344
00:24:02,371 --> 00:24:03,673
‫یه چیزهایی می‌گفت...

345
00:24:05,609 --> 00:24:06,776
‫که شنیدنشون سخت بود

346
00:24:09,679 --> 00:24:11,615
‫چون حرف‌هاش دیوانه‌وار بودن

347
00:24:11,715 --> 00:24:14,618
‫ولی نمی‌دونم، شایدم چون حقیقت بودن

348
00:24:15,318 --> 00:24:17,454
یه بار یه ظرفی رو شکستم

349
00:24:17,554 --> 00:24:19,289
‫می‌دونی، انداختمش کفِ آشپزخونه

350
00:24:20,123 --> 00:24:24,794
‫اون با عصبانیت و ناراحتی
‫بهم چشم غرّه رفت

351
00:24:26,696 --> 00:24:32,202
‫گفت: «آدمی که ناخودآگاه هرچی رو
‫که بهش دست می‌زنه می‌شکنه...

352
00:24:34,204 --> 00:24:35,972
‫نباید به خونه راه داده شه

353
00:24:39,643 --> 00:24:41,878
‫اون باید با حیوون‌ها بیرون باشه»

354
00:24:44,180 --> 00:24:48,051
‫کدوم قسمتش به نظرت حقیقت می‌اومد؟

355
00:24:48,885 --> 00:24:50,153
‫بدترین قسمت‌هاش

356
00:24:55,525 --> 00:24:58,094
‫اگه اونجا نشستی

357
00:24:58,194 --> 00:25:01,197
‫و فکرهای بدی می‌کنی
‫که نمی‌خوای به زبون بیاری

358
00:25:01,264 --> 00:25:04,267
‫چون نمی‌تونی تصور کنی
‫کسِ دیگه‌ای درک کنه

359
00:25:04,367 --> 00:25:06,903
‫تو چجور آدمی هستی...

360
00:25:09,572 --> 00:25:12,542
‫فقط می‌خوام بدونی که یکی دیگه
درکت می‌کنه

361
00:25:22,420 --> 00:25:25,088
‫من نمی‌خوام مجبور شم
‫بیرون با حیوون‌ها زندگی کنم

362
00:25:33,396 --> 00:25:34,764
‫منم نمی‌خوام

363
00:26:26,916 --> 00:26:27,917
‫حواست رو جمع کن

364
00:26:28,651 --> 00:26:29,919
‫یه دقیقه بهم وقت بده

365
00:29:52,906 --> 00:29:54,708
‫اوه، صبر کن. صبر کن، زوئی

366
00:29:54,808 --> 00:29:56,576
‫- چی شده؟
‫- اون مسموم شده

367
00:29:56,642 --> 00:29:59,479
‫- چی؟
‫- یه چیزی توی هوای خونه بود

368
00:29:59,579 --> 00:30:01,815
‫باید فرض کنم منم آلوده شدم

369
00:30:01,915 --> 00:30:03,583
‫فقط فاصله‌ات رو حفظ کن

370
00:30:03,649 --> 00:30:04,650
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

371
00:30:04,751 --> 00:30:06,486
‫کسی که اونجا پیدا کردم،

372
00:30:06,586 --> 00:30:08,755
‫یه پادزهر داره، ولی از بین رفته

373
00:30:10,490 --> 00:30:12,124
‫اونا به زودی میان

374
00:30:12,225 --> 00:30:14,227
‫وقتِ زیادی نداریم

375
00:30:14,327 --> 00:30:17,063
‫تو اومدی

376
00:30:19,165 --> 00:30:21,400
‫ما شانس آوردیم

377
00:30:24,303 --> 00:30:27,240
‫اونا پیداش نکردن

378
00:30:29,776 --> 00:30:32,011
اتاقِ کار

379
00:30:38,852 --> 00:30:40,319
‫توی قفسه‌ی میانی

380
00:30:52,665 --> 00:30:53,667
‫سلام، زوئی

381
00:30:53,767 --> 00:30:56,435
این قضایا خیلی برام ناشناخته‌ست

382
00:30:56,536 --> 00:30:59,171
‫ای کاش می‌دونستم چطور شروع کنم

383
00:30:59,272 --> 00:31:02,108
‫من اطلاعاتِ خیلی آزاردهنده‌ای دارم

384
00:31:02,208 --> 00:31:06,212
‫من بهت اعتماد می‌کنم که برای حل کردنش
‫از آقای بوت کمک بگیری

385
00:31:06,312 --> 00:31:09,315
‫و متقاعدش کنی برای من محافظت فراهم کنه

386
00:31:09,382 --> 00:31:13,419
‫که به نظرم فوراً بهش احتیاج دارم

387
00:31:13,519 --> 00:31:17,056
‫مردی به نام سلیمان پاولوویچ
‫از ارتشِ مزدورش...

388
00:31:17,156 --> 00:31:21,661
‫برای تصرفِ یه معدن مهم
‫توی پنجشیر استفاده کرده

389
00:31:21,728 --> 00:31:22,829
‫در این حین

390
00:31:22,896 --> 00:31:25,999
‫به افرادش دستور داده شده که
‫خانواده‌ی همزاد رو به قتل برسونن

391
00:31:26,065 --> 00:31:27,734
‫گمونم تا این حدش رو می‌دونی

392
00:31:29,036 --> 00:31:32,138
‫حالا بذار چیزی رو بهت بگم
‫که به سختی کسی می‌دونه

393
00:31:32,238 --> 00:31:34,975
‫معدنِ مشبهار خیلی بزرگه،

394
00:31:35,074 --> 00:31:36,910
‫ولی معادنِ دیگه‌ای هم
‫در سراسر دنیا وجود دارن

395
00:31:38,011 --> 00:31:40,513
‫متأسفانه بیشترشون در مکان‌هایی قرار دارن

396
00:31:40,580 --> 00:31:43,684
‫که با دولتِ من یا شما رابطه‌ی دوستانه ندارن

397
00:31:43,750 --> 00:31:46,619
‫من متوجه شدم که تعدادی از اون افراد ذینفع

398
00:31:46,720 --> 00:31:49,923
‫نقشه‌ای سرّی برای سازمان‌دهی خودشون دارن

399
00:31:50,757 --> 00:31:55,361
‫تشکیلِ یه کارتل برای کنترلِ دسترسی

400
00:31:55,428 --> 00:31:59,066
‫به بازارهای جهانی فلزاتِ نادر زمین

401
00:32:00,166 --> 00:32:02,703
‫اگه موفقیت‌آمیز باشه،
‫تبدیل به سلاحی میشه

402
00:32:02,769 --> 00:32:08,008
‫که می‌تونه باعث فروپاشیِ اقتصاد
‫هر کشورِ غربی یا همه‌شون بشه

403
00:32:08,107 --> 00:32:12,079
‫عضویتِ پاولوویچ توی این کارتل
‫براش فوق‌العاده پرسوده

404
00:32:12,178 --> 00:32:14,681
‫اما به یه مو بنده

405
00:32:15,749 --> 00:32:19,218
‫و از طرف شما تهدید میشه

406
00:32:19,318 --> 00:32:21,420
‫از طرف هردوتون

407
00:32:21,520 --> 00:32:24,758
‫هنری و مارشا دیکسون
‫هم توی شرکتش سهام دارن،

408
00:32:24,858 --> 00:32:26,860
‫و هم در گذشته با سی‌آی‌ای ارتباط داشتن

409
00:32:26,960 --> 00:32:30,630
‫به همین خاطر هم
‫کارتل به قابل اعتماد بودنش شک کرده

410
00:32:30,731 --> 00:32:33,767
‫اون هر کاری می‌کنه

411
00:32:33,867 --> 00:32:36,402
‫که هر ردی از این ارتباط رو از بین ببره

412
00:32:36,469 --> 00:32:38,972
تو و من

413
00:32:39,072 --> 00:32:40,306
‫خواهش می‌کنم...

414
00:32:42,308 --> 00:32:43,576
‫کمکم کن

415
00:32:52,451 --> 00:32:53,787
‫خب چیکار کنیم؟

416
00:32:55,956 --> 00:32:57,124
‫از هم جدا می‌شیم

417
00:32:58,157 --> 00:32:59,592
‫- نه
‫- آره

418
00:32:59,659 --> 00:33:01,494
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست

419
00:33:01,594 --> 00:33:03,096
‫باید بری یه جای امن

420
00:33:03,162 --> 00:33:05,164
‫میری پیش پلیس

421
00:33:05,264 --> 00:33:07,100
‫به هارلد زنگ می‌زنیم.
‫اون می‌تونه کمک کنه

422
00:33:07,166 --> 00:33:09,335
‫- فکر می‌کردم این رو پشت سر گذاشتیم
‫- زوئی

423
00:33:09,435 --> 00:33:10,569
این که پیش قدم بشی

424
00:33:10,671 --> 00:33:12,571
‫- و خودت رو برای محافظت از من فدا کنی
‫- زوئی

425
00:33:12,673 --> 00:33:14,340
‫انگار این چیزیه که من می‌خواستم

426
00:33:14,440 --> 00:33:17,510
‫هرچی که در معرضش قرار گرفتم
‫یه پادزهری داره

427
00:33:17,610 --> 00:33:19,478
‫ولی دستِ اوناست

428
00:33:19,578 --> 00:33:22,683
‫تنها فرصتم برای اجتناب
‫از اتفاقی که برای اون افتاد

429
00:33:22,783 --> 00:33:24,084
‫اینه که بذارم من رو بگیرن

430
00:33:26,385 --> 00:33:28,287
‫من یه جوری برمی‌گردم

431
00:33:28,354 --> 00:33:31,024
‫اگه نزدیکِ پاولوویچ بشی،

432
00:33:31,124 --> 00:33:34,127
‫قرار نیست به چیزی
‫جز کشتن پاولوویچ فکر کنی

433
00:33:34,193 --> 00:33:35,996
‫من برمی‌گردم

434
00:33:41,001 --> 00:33:42,268
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

435
00:33:44,270 --> 00:33:45,271
‫نیاز دارم باور کنی

436
00:33:51,610 --> 00:33:52,611
‫زوئی...

437
00:33:55,949 --> 00:33:56,950
‫نیاز دارم باور کنی

438
00:34:23,810 --> 00:34:26,146
‫دیگه نمی‌خوام این کارو بکنم

439
00:34:26,245 --> 00:34:29,548
‫دیگه نمی‌خوام توی اون موقعیت‌ها قرار بگیرم

440
00:34:29,648 --> 00:34:31,885
‫برای همین اومدم بیرون.
‫کنار کشیده بودم.

441
00:34:31,985 --> 00:34:33,820
‫خب، این بین تو و اونه

442
00:34:33,920 --> 00:34:35,387
‫من نخواستم اینجا باشم

443
00:34:36,723 --> 00:34:39,226
‫توی یه لحظه که به نظرم باور داشت

444
00:34:39,325 --> 00:34:42,729
‫که قراره حاصل زحماتِ عمرش به باد بره،

445
00:34:42,829 --> 00:34:45,498
‫بقاش رو به دستِ تو سپرد

446
00:34:45,598 --> 00:34:47,901
‫حاصل زحماتِ عمرش برام مهم نیست

447
00:34:48,001 --> 00:34:49,401
‫هی، برای منم مهم نیست

448
00:34:49,502 --> 00:34:51,671
‫من اینجام چون می‌خوام
‫زندگی‌ام رو پس بگیرم،

449
00:34:51,772 --> 00:34:53,506
‫و راه دیگه‌ای برای انجامش بلد نیستم

450
00:34:55,374 --> 00:34:56,609
‫تو چرا اینجایی؟

451
00:34:59,246 --> 00:35:01,748
‫اون شب یه ایمیل برام فرستاد

452
00:35:02,749 --> 00:35:05,952
‫من پاکش کردم و حسِ خوبی داشت

453
00:35:06,052 --> 00:35:07,888
‫از همش خلاص شده بودم

454
00:35:09,022 --> 00:35:12,192
‫چشم‌هام رو بستم
‫و سعی کردم دوباره بخوابم

455
00:35:13,592 --> 00:35:15,028
‫و بعدش چیکار کردی؟

456
00:35:26,206 --> 00:35:27,207
‫بازیابی‌اش کردم

457
00:35:31,610 --> 00:35:34,446
‫و فکر می‌کنی چرا همچین کاری کردم؟

458
00:35:35,215 --> 00:35:36,716
‫از من می‌پرسی؟

459
00:35:36,817 --> 00:35:39,618
‫فکر کنم می‌دونی جای من بودن چه حسی داره

460
00:35:39,719 --> 00:35:43,723
‫فکر کنم تو یه بار باهاش شریک شدی
‫و سعی کردی کنار بکشی

461
00:35:45,324 --> 00:35:46,993
‫پس، آره، از تو می‌پرسم

462
00:35:50,462 --> 00:35:51,564
اجازه هست؟

463
00:35:56,468 --> 00:35:59,940
‫خب چرا نمی‌تونستی بیخیالش شی؟

464
00:36:00,907 --> 00:36:02,441
‫شاید به خاطر این بود که می‌دونستی

465
00:36:02,508 --> 00:36:04,744
‫داشت چیزِ مهمی رو بهت می‌سپرد

466
00:36:04,845 --> 00:36:08,815
‫و نادیده گرفتنِ چیزی که بخشی
‫از هویتته برات خیلی سخت بود

467
00:36:08,915 --> 00:36:11,818
‫من همین الان گفتم دیگه نمی‌خوامش

468
00:36:11,918 --> 00:36:14,587
‫شاید خواستن هیچ ربطی به چنین چیزی نداره

469
00:36:14,688 --> 00:36:16,756
‫و بعدش شاید

470
00:36:16,857 --> 00:36:19,928
‫فقط از این خوشت نمیاد
‫که یکی به پیرمرد شلیک کنه

471
00:36:19,952 --> 00:36:22,028
‫و قسر در بره

472
00:36:22,128 --> 00:36:26,132
‫و دوست داری کسی باشی که
‫یه کاری در موردش انجام میده

473
00:36:29,501 --> 00:36:33,340
‫وقتی بازش کردم، فکر کردم
‫شاید تصادفی فرستادتش

474
00:36:33,439 --> 00:36:35,775
‫یعنی، اون خیلی پیر بود

475
00:36:35,876 --> 00:36:37,344
‫این اشتباه نبوده

476
00:36:38,544 --> 00:36:39,813
‫می‌دونی اون کیه؟

477
00:36:42,015 --> 00:36:43,016
‫این...

478
00:36:44,718 --> 00:36:46,987
‫سلیمان پاولوویچه

479
00:36:49,789 --> 00:36:53,226
‫و اون زنِ سابق منه

480
00:36:53,250 --> 00:37:13,250
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

481
00:37:13,274 --> 00:37:30,274
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

