﻿1
00:00:07,549 --> 00:00:09,451
‫- صبر کن، وایستا، زویی.
‫- چی شده؟

2
00:00:09,452 --> 00:00:11,355
‫- مسموم شده.
‫- چی؟

3
00:00:11,356 --> 00:00:13,191
‫باید فرض کنم منم مبتلا شدم

4
00:00:13,192 --> 00:00:15,998
‫یه پادزهر داره، ولی دست اوناست

5
00:00:15,999 --> 00:00:17,133
‫تنها فرصتم...

6
00:00:17,134 --> 00:00:19,004
‫اینه که بذارم منو بگیرن

7
00:00:19,005 --> 00:00:21,175
‫معامله بهم خورد.
‫یکی علیه من حرکتی زده

8
00:00:21,176 --> 00:00:23,412
‫وقت ندارم مشخص کنم...

9
00:00:23,413 --> 00:00:25,984
‫تو هم بخشی ازش بودی یا نه...

10
00:00:25,985 --> 00:00:28,022
‫پس فرض می‌کنم بودی...

11
00:00:28,023 --> 00:00:30,059
‫و با همین فرض پیش میرم

12
00:00:30,060 --> 00:00:31,462
‫زویی

13
00:00:31,463 --> 00:00:33,299
‫هارولد هارپر منو فرستاده.
‫می‌خواست مطمئن بشه خوبی

14
00:00:33,300 --> 00:00:34,835
‫میای؟

15
00:00:34,836 --> 00:00:35,938
‫سلام، ماریون

16
00:00:35,939 --> 00:00:37,273
‫در مورد کارتل می‌دونم

17
00:00:37,274 --> 00:00:39,444
‫در مورد معدن مشبهار می‌دونم

18
00:00:39,445 --> 00:00:42,317
‫فراز همزاد از هیچ پیشنهادمون خوشش نمی‌اومد

19
00:00:42,318 --> 00:00:44,555
‫برای استفاده از معادن مشبهار...

20
00:00:44,556 --> 00:00:47,962
‫تا سالها، تا دهه‌ها و
‫برای اینکه ثابت نگهش داری...

21
00:00:47,963 --> 00:00:50,099
‫به یه نوع شریک دیگه نیاز داری

22
00:00:50,100 --> 00:00:52,470
‫داشتم کمکت می‌کردم
‫پروانه همزاد رو نجات بدی...

23
00:00:52,471 --> 00:00:54,709
‫چون می‌خواستم تو منو به...

24
00:00:54,710 --> 00:00:57,147
‫پروانه همزاد معرفی کنی

25
00:00:57,171 --> 00:01:06,171
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

26
00:01:07,150 --> 00:01:11,150
‫[پیرمرد]

27
00:01:10,073 --> 00:01:12,511
‫بابا؟

28
00:01:12,512 --> 00:01:14,515
‫بله؟

29
00:01:14,516 --> 00:01:17,020
‫میشه منو از روی بلندگو برداری؟

30
00:01:17,021 --> 00:01:19,491
‫آره، اینجام

31
00:01:21,964 --> 00:01:25,069
‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

32
00:01:25,070 --> 00:01:26,973
‫چه کاری؟

33
00:01:28,978 --> 00:01:31,315
‫می‌خوام بپذیریش

34
00:01:34,522 --> 00:01:37,561
‫که چرا این اتفاق داره می‌افته

35
00:01:37,562 --> 00:01:39,766
‫چرا اتفاق افتاد

36
00:01:42,839 --> 00:01:45,276
‫اینجا یه چیزی پیدا کردم

37
00:01:47,347 --> 00:01:49,451
‫این خونواده برام مهمه

38
00:01:51,156 --> 00:01:53,192
‫تا اینجاش حقیقت داره

39
00:02:00,240 --> 00:02:03,345
‫و این به معنای پس زدن تو یا مامان نیست

40
00:02:03,346 --> 00:02:04,949
‫این قسمتش هم حقیقت داره

41
00:02:04,950 --> 00:02:07,320
‫بهم قول بده یه راهی پیدا می‌کنی
‫تا اینو بپذیری

42
00:02:07,321 --> 00:02:09,424
‫باید بدونم که قرار نیست...

43
00:02:09,425 --> 00:02:11,763
‫بقیه عمرت رو صرف متنفر بودن
‫از این اتفاق بکنی

44
00:02:11,764 --> 00:02:13,633
‫از من به خاطر این اتفاق بیزار باشی...

45
00:02:13,634 --> 00:02:16,138
‫یا از این خونواده بیزار باشی

46
00:02:17,642 --> 00:02:19,746
‫ازت می‌خوام بپذیری...

47
00:02:19,747 --> 00:02:22,250
‫این چیزیه که من می‌خوام

48
00:02:22,251 --> 00:02:23,654
‫میشه این کار رو برام بکنی؟

49
00:02:24,321 --> 00:02:25,891
‫میشه لطفا این کار رو برام بکنی؟

50
00:02:25,892 --> 00:02:28,664
‫لعنتی. لعنتی. نه، صبر کن!

51
00:02:52,077 --> 00:02:53,580
‫همزاد

52
00:02:53,581 --> 00:02:55,884
‫همزاد. همزاد

53
00:02:58,256 --> 00:03:00,059
‫تنها همزاد اینجام منم

54
00:03:00,060 --> 00:03:01,494
‫همزاد

55
00:03:01,495 --> 00:03:03,065
‫همزاد

56
00:03:03,066 --> 00:03:04,969
‫تنها همزاد اینجا منم

57
00:03:04,970 --> 00:03:06,037
‫تنها همزاد اینجا منم!

58
00:03:06,038 --> 00:03:07,474
‫همزاد؟

59
00:03:07,475 --> 00:03:10,446
‫تنها همزاد اینجا منم

60
00:03:10,447 --> 00:03:12,450
‫تنها همزاد اینجا منم

61
00:03:14,288 --> 00:03:17,360
‫همزاد...

62
00:03:22,137 --> 00:03:24,374
‫فراز همزاد مُرده

63
00:03:25,512 --> 00:03:27,347
‫من دخترشم

64
00:03:30,254 --> 00:03:31,555
‫کی هستن؟

65
00:03:31,556 --> 00:03:33,961
‫کسی نیستن که برات مهم باشن

66
00:03:35,030 --> 00:03:37,501
‫یه خواهر داشت

67
00:03:37,502 --> 00:03:39,773
‫ولی شما الان کشتینش

68
00:03:41,142 --> 00:03:44,682
‫پس منم تنها کسیم که
‫زنده مونده و کسب و کارشو می‌شناخت

69
00:03:45,985 --> 00:03:50,326
‫کاری به اونا نداشته باش تا بهت کمک کنم

70
00:03:50,327 --> 00:03:53,833
‫کمکم کنی؟ چطوری؟

71
00:03:53,834 --> 00:03:56,873
‫در مورد اینجا هر چی بخوای بدونی بهت میگم

72
00:03:56,874 --> 00:03:58,375
‫چطوری کار می‌کنه

73
00:03:58,376 --> 00:04:01,081
‫چیزها کجا پنهان شدن

74
00:04:01,082 --> 00:04:02,785
‫چیزهایی که نیاز داری بدونی...

75
00:04:02,786 --> 00:04:05,991
‫که تا ابد طول می‌کشه پیداشون کنی

76
00:04:07,930 --> 00:04:09,532
‫بهت میگم

77
00:04:09,533 --> 00:04:19,533
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

78
00:05:04,041 --> 00:05:07,981
‫دستور دارم خونواده رو جدا کنم

79
00:05:07,982 --> 00:05:10,086
‫از بین ببری‌شون

80
00:05:11,824 --> 00:05:14,628
‫هیچکس نمی‌فهمه تو اینجایی

81
00:05:14,629 --> 00:05:19,639
‫اگه دروغ بگی، دیگه هیچکس
‫تو رو نمی‌بینه

82
00:05:27,622 --> 00:05:29,959
‫هر چی می‌دونی رو بنویس

83
00:05:32,999 --> 00:05:35,838
‫از کجا مطمئن باشم بقیه در امانن؟

84
00:06:16,839 --> 00:06:17,839
‫ممنونم

85
00:06:22,840 --> 00:06:24,840
‫روسی بلدی؟

86
00:06:26,841 --> 00:06:27,841
‫یه کم

87
00:06:29,842 --> 00:06:31,842
‫چرا تا حالا روسی حرف نزدی؟

88
00:06:32,843 --> 00:06:33,843
‫گیج شده بودم

89
00:06:34,844 --> 00:06:35,844
‫ترسیده بودم

90
00:06:39,845 --> 00:06:41,845
‫اسم من پاول ـه

91
00:07:10,846 --> 00:07:12,846
‫اینجا اسلحه‌هاشونو قایم می‌کنن

92
00:07:21,847 --> 00:07:22,847
‫آمریکایی هستی؟

93
00:07:23,521 --> 00:07:25,056
‫بله

94
00:07:25,267 --> 00:07:27,057
‫ولی خونواده‌ت اینجاست

95
00:07:27,962 --> 00:07:29,866
‫بله

96
00:07:31,867 --> 00:07:34,867
‫و با زبونی که متوجه نمیشن
‫بهشون خیانت می‌کنی

97
00:07:38,551 --> 00:07:40,754
‫بله

98
00:07:42,755 --> 00:07:44,125
‫چرا؟

99
00:07:47,126 --> 00:07:49,126
‫برای محافظت ازشون

100
00:07:51,127 --> 00:07:53,127
‫چون دوستشون دارم

101
00:09:15,128 --> 00:09:17,128
‫از طرف سروان ـه

102
00:09:19,129 --> 00:09:21,129
‫هر چیزی که بهمون گفتی
‫حقیقت داشته

103
00:09:21,130 --> 00:09:22,130
‫اسلحه‌ها. مخازن

104
00:09:22,131 --> 00:09:25,131
‫سوابق. همه همونجایی بودن که گفتی

105
00:09:26,132 --> 00:09:29,132
‫می‌خواست بدونی که ازت قدردانی می‌کنه

106
00:09:31,133 --> 00:09:33,133
‫تشکر کنه؟

107
00:09:34,134 --> 00:09:36,134
‫یا بیشتر بخواد؟

108
00:09:41,135 --> 00:09:43,135
‫حالا اسامی رو می‌خواد

109
00:09:44,136 --> 00:09:46,136
‫هر کسی که باید نگرانش باشیم...

110
00:09:46,137 --> 00:09:50,137
‫که نمیشه باهاش صلح کرد، هر کسی
‫که ممکنه تصمیم بگیره دردسر درست کنه

111
00:09:50,138 --> 00:09:53,138
‫ازم می‌خوای بهت بگم کی رو بکشی

112
00:10:11,139 --> 00:10:13,139
‫جایزه نمی‌خوام

113
00:10:15,140 --> 00:10:17,140
‫برای این گرفتن جایزه این کار رو نمی‌کنم

114
00:10:26,141 --> 00:10:29,141
‫فکر می‌کنی حاضر میشن
‫تو رو دوباره بین خودشون راه بدن؟

115
00:10:30,142 --> 00:10:31,142
‫چی؟

116
00:10:32,143 --> 00:10:34,143
‫اونایی که نجات میدی رو میگم

117
00:10:35,144 --> 00:10:38,144
‫اونایی که خودتو به خاطرشون
‫به خطر میندازی

118
00:10:42,145 --> 00:10:44,145
‫اگه وقتی برگردی پیش‌شون...

119
00:10:45,146 --> 00:10:47,146
‫اینقدر فرق کرده باشی...

120
00:10:47,147 --> 00:10:49,147
‫زیادی تغییر کرده باشی، زیادی...

121
00:10:50,148 --> 00:10:51,148
‫زشت شده باشم؟

122
00:10:54,149 --> 00:10:57,149
‫اگه همیشه اینطوری بمونم چی

123
00:10:58,150 --> 00:11:00,150
‫و اگه هیچوقت کسی متوجه نشه چی؟

124
00:11:01,151 --> 00:11:04,151
‫اگه هر کاری از دستم بربیاد چی...

125
00:11:09,152 --> 00:11:12,152
‫تا آدم‌هایی که دوست دارم رو حفظ کنم؟

126
00:13:28,149 --> 00:13:29,985
‫روس‌ها

127
00:13:30,721 --> 00:13:32,155
‫معدن رو از دست دادن

128
00:13:32,156 --> 00:13:33,559
‫بله

129
00:13:33,560 --> 00:13:35,428
‫- به کی؟
‫- مشخص نیست

130
00:13:35,429 --> 00:13:39,303
‫خب، شاید، ولی الان چنین
‫حرفی رو بهت نزدن

131
00:13:39,304 --> 00:13:40,940
‫همه‌ش این نبود

132
00:13:40,941 --> 00:13:42,409
‫کی معدن رو گرفته؟

133
00:13:42,410 --> 00:13:45,215
‫یه گروه مصمم خاص از مبارزان محلی...

134
00:13:45,216 --> 00:13:48,890
‫که به نظر میاد روس‌های
‫داخل معدن رو از بین بردن

135
00:13:51,663 --> 00:13:53,265
‫آره، و؟

136
00:13:53,266 --> 00:13:57,875
‫شایعه شده که رهبر اونا یه زنه

137
00:13:59,111 --> 00:14:01,348
‫یه زن آمریکایی

138
00:14:04,321 --> 00:14:05,924
‫آنجلا

139
00:14:05,925 --> 00:14:08,863
‫آنجلا زنده‌س

140
00:14:08,864 --> 00:14:10,800
‫بله، ولی شاید زیاد زنده نمونه

141
00:14:10,801 --> 00:14:14,106
‫پاولوویچ داره نیروهای ذخیره تا
‫خود آفریقای مرکزی رو احضار می‌کنه

142
00:14:14,107 --> 00:14:16,244
‫هر آدمی که توی ارتششه میاد
‫تا اون منطقه رو پس بگیرن

143
00:14:16,245 --> 00:14:18,181
‫خب، می‌تونی جلوی این اتفاق رو بگیری

144
00:14:18,182 --> 00:14:20,185
‫و چرا باید بخوام چنین کاری بکنم؟

145
00:14:20,186 --> 00:14:21,521
‫چون می‌دونی اشتباه بود...

146
00:14:21,522 --> 00:14:23,626
‫که از اول پای اونو وسط بکشی

147
00:14:23,627 --> 00:14:25,797
‫می‌دونی که آنجلا...

148
00:14:25,798 --> 00:14:28,001
‫در بلند مدت شریک بهتری برات میشه

149
00:14:28,002 --> 00:14:29,738
‫بهم گفتی که هرگز طرف منو نمی‌گیره

150
00:14:29,739 --> 00:14:32,511
‫بهم گفتی هرگز حتی حاضر نبودی
‫بهم اجازه بدی امتحانش کنم

151
00:14:32,512 --> 00:14:34,179
‫جونش در خطره

152
00:14:34,180 --> 00:14:36,585
‫فکر کنم جون جانی هم ممکنه در خطر باشه

153
00:14:36,586 --> 00:14:40,493
‫الان شاید هیچ محدودیتی
‫برای کاری که می‌کنم وجود نداشته باشه

154
00:14:51,047 --> 00:14:54,754
‫می‌دونی، واقعا تیزهوش‌تر شدی، هارولد

155
00:14:54,755 --> 00:14:58,094
‫مطمئنم که اینطور نیست،
‫ولی برای یه لحظه...

156
00:14:58,095 --> 00:15:00,967
‫حرفهاتو باور کردم

157
00:15:01,736 --> 00:15:03,706
‫کمکم کن تمومش کنم

158
00:15:03,707 --> 00:15:08,482
‫می‌تونیم بعدش سر اتفاقی که می‌افته
‫دعوا کنیم، بعدش

159
00:15:11,556 --> 00:15:13,492
‫چطوری تمومش کنی؟

160
00:15:30,661 --> 00:15:32,964
‫فکر می‌کنی مُرده؟

161
00:15:32,965 --> 00:15:35,536
‫- دونستنش غیرممکنه
‫- می‌دونم

162
00:15:35,537 --> 00:15:38,109
‫ازت می‌پرسی به نظرت مُرده یا نه

163
00:15:38,877 --> 00:15:41,548
‫اگه ندونم نظر من چه تفاوتی ایجاد می‌کنه؟

164
00:15:41,549 --> 00:15:43,385
‫چون...

165
00:15:43,386 --> 00:15:46,558
‫یه راه اینه که کمکم کنی
‫پیداش کنم و نجاتش بدم...

166
00:15:46,559 --> 00:15:48,896
‫و راه دیگه اینه وانمود کنی
‫بهم کمک می‌کنی...

167
00:15:48,897 --> 00:15:52,270
‫تا وقتی که بهم نیاز داری تا
‫کمکت کنم پاولوویچ رو بکشی

168
00:15:53,573 --> 00:15:55,175
‫بهت قول دادم

169
00:15:55,176 --> 00:15:57,112
‫شاید توی این کار تازه‌کار باشم...

170
00:15:57,113 --> 00:15:59,685
‫ولی اینقدر می‌دونم که بدونم
‫یه قول چه ارزشی داره

171
00:16:00,787 --> 00:16:03,826
‫پیرمرد اون کار رو باهات کرد، مگه نه؟

172
00:16:03,827 --> 00:16:05,529
‫کدوم کار؟

173
00:16:05,530 --> 00:16:08,334
‫همون مزخرف که می‌گفت
‫به دست گرفتن چاقو...

174
00:16:08,335 --> 00:16:11,340
‫مثل اینه که همدردی کنی و
‫توی دست دیگه‌ت...

175
00:16:11,341 --> 00:16:13,144
‫یه چیز دیگه باشه

176
00:16:13,145 --> 00:16:17,019
‫- بی‌‌رحمی
‫- آره، همون

177
00:16:17,020 --> 00:16:19,725
‫- یعنی میگی اینطور نیست؟
‫- برای اون؟

178
00:16:19,726 --> 00:16:21,595
‫زیادی درسته

179
00:16:21,596 --> 00:16:24,968
‫می‌دونستم نمی‌تونم به یه کلمه
‫از حرفهات اعتماد کنم...

180
00:16:24,969 --> 00:16:27,840
‫یا شاید کلی تمرین لازم داشت...

181
00:16:27,841 --> 00:16:29,878
‫تا بدونی به کدوم کلمات اعتماد کنی

182
00:16:29,879 --> 00:16:34,186
‫به هر حال، بازی ازش خواسته بود
‫چنین نقشی رو بازی کنه

183
00:16:34,187 --> 00:16:36,391
‫افعی کثافت

184
00:16:37,259 --> 00:16:39,531
‫و هیچکس بهتر از اون نبود

185
00:16:41,402 --> 00:16:43,104
‫ولی پیرمرد می‌دونست...

186
00:16:43,105 --> 00:16:46,344
‫هر کلمه‌ای که من میگم محکم و قطعی ـه

187
00:16:47,213 --> 00:16:49,183
‫نقش من توی بازی همینه

188
00:16:53,025 --> 00:16:55,730
‫کمکم کن به پاولوویچ برسم

189
00:16:56,566 --> 00:16:59,538
‫منم کمکت می‌کنم دن چیس رو پیدا کنی

190
00:17:09,090 --> 00:17:10,527
‫بله

191
00:17:11,562 --> 00:17:13,165
‫فهمیدم

192
00:17:13,166 --> 00:17:15,069
‫ده دقیقه دیگه می‌رسیم

193
00:17:16,371 --> 00:17:20,045
‫هر کاری که می‌خوای بکنی، سریع انجامش بده

194
00:17:21,583 --> 00:17:23,652
‫داره به هدف نزدیکتر میشه

195
00:17:23,653 --> 00:17:25,489
‫می‌خوای چی کار کنی؟

196
00:17:26,491 --> 00:17:28,361
‫ازت نمی‌خوام کاری بکنی...

197
00:17:28,362 --> 00:17:31,367
‫که تا الان انجامش ندادی

198
00:17:31,368 --> 00:17:34,273
‫حتی اگه پاولوویچ بتونه خودشو
‫از این مخمصه نجات بده...

199
00:17:34,274 --> 00:17:36,578
‫چقدر طول می‌کشه تا مخمصه بعدی...

200
00:17:36,579 --> 00:17:39,852
‫چیزی بشه که تر و تمیز کردنش
‫برات غیرممکن بشه؟

201
00:17:39,853 --> 00:17:42,690
‫غیرممکن بشه همه چیزو برگردوند سر جاش؟

202
00:17:42,691 --> 00:17:44,394
‫غیرممکن

203
00:17:45,664 --> 00:17:49,570
‫برای مردی مثل تو، کنار اومدن
‫با این کلمه باید خیلی سخت باشه

204
00:17:49,571 --> 00:17:52,744
‫و با اینحال همیشه نوک زبونت بوده

205
00:17:52,745 --> 00:17:56,819
‫راضی کردن آنجلا آدامز به همکاری غیرممکنه

206
00:17:56,820 --> 00:18:00,358
‫انجام کار اطلاعاتی
‫و تشکیل خونواده غیرممکنه

207
00:18:00,359 --> 00:18:05,135
‫غیرممکنه بشه منو درک کرد،
‫خوشحال کرد، بهم اعتماد کرد

208
00:18:05,136 --> 00:18:07,139
‫ولی اون چه دختر جوان و جاه‌طلبیه

209
00:18:07,140 --> 00:18:09,344
‫چطور می‌تونم مثل اون باشم؟

210
00:18:13,452 --> 00:18:16,223
‫تمایلت به مطلق‌گرایی همیشه
‫بخشی از وجودت بود...

211
00:18:16,224 --> 00:18:18,394
‫که درکش برام خیلی سخت بود

212
00:18:18,395 --> 00:18:21,266
‫ناسازگاری تو با مطلق‌گرایی هم
‫درکش برام سخت بود

213
00:18:21,267 --> 00:18:23,773
‫بعضی چیزها باید مطلق باشن

214
00:18:23,774 --> 00:18:25,510
‫چه چیزهایی؟

215
00:18:25,511 --> 00:18:27,913
‫چیزهایی که به آدم‌هایی
‫که دوستشون داریم مدیونیم...

216
00:18:27,914 --> 00:18:31,622
‫باید ثابت باشن، باید مصون باشن

217
00:18:31,623 --> 00:18:34,661
‫و فداکارهایی که تو برای
‫آنجلا انجام میدی...

218
00:18:34,662 --> 00:18:36,163
‫برات مصون و مقدس هستن؟

219
00:18:36,164 --> 00:18:37,834
‫بله

220
00:18:37,835 --> 00:18:40,540
‫مهم نیست چقدر برات هزینه داشته باشه؟

221
00:18:48,723 --> 00:18:52,196
‫می‌تونستی مرد بزرگی باشی، هارولد...

222
00:18:54,100 --> 00:18:58,375
‫اگه اینقدر نمی‌ترسیدی
‫بقیه رو ناامید کنی

223
00:19:01,248 --> 00:19:03,920
‫برو به جهنم

224
00:19:07,921 --> 00:19:08,921
‫سرپرست لطفا

225
00:19:08,922 --> 00:19:09,922
‫فوری ـه

226
00:19:14,923 --> 00:19:15,923
‫منم

227
00:19:16,924 --> 00:19:18,924
‫فهمیدم که امروز اونجا یه
‫سری تغییرات داشتیم

228
00:19:18,925 --> 00:19:20,925
‫می‌خوام کمکت کنم اوضاع
‫رو تحت کنترل برگردونی...

229
00:19:21,221 --> 00:19:22,557
‫داریم راه می‌افتیم

230
00:19:22,558 --> 00:19:25,061
‫به زودی بهت میگم چطوری...

231
00:19:25,062 --> 00:19:27,065
‫به هدف نزدیک بشی

232
00:19:27,066 --> 00:19:28,467
‫مهمون کنفرانس هستیم

233
00:19:29,721 --> 00:19:31,792
‫یه گروه به زودی می‌رسن

234
00:19:31,793 --> 00:19:33,793
‫تو هم بی سر و صدا راه‌شون میدی تو

235
00:19:50,780 --> 00:19:52,617
‫به محل رسیدی؟

236
00:19:52,618 --> 00:19:54,521
‫رسیدیم

237
00:19:56,258 --> 00:19:58,428
‫کلی آدم مسلح اینجاست

238
00:19:58,429 --> 00:20:01,835
‫شرایط بد پیش بره،
‫حسابی گندش درمیاد...

239
00:20:01,836 --> 00:20:03,706
‫اونم خیلی سریع

240
00:20:03,707 --> 00:20:05,375
‫منتظر باش

241
00:20:05,376 --> 00:20:07,881
‫یه اتفاقی داره می‌افته

242
00:20:23,980 --> 00:20:25,716
‫چی شد؟

243
00:20:25,717 --> 00:20:28,021
‫تیم امنیتی نماینده‌های چین...

244
00:20:28,022 --> 00:20:31,194
‫از بقیه نماینده‌ها خواستن
‫به تیم امنیتی‌شون بگن...

245
00:20:31,195 --> 00:20:35,569
‫وانمود کنن تا 15 دقیقه بعدی
‫وجود خارجی ندارین

246
00:20:35,570 --> 00:20:39,176
‫پاولوویچ با مامورهاش توی
‫اتاق کلبه چهارده‌ست

247
00:20:39,177 --> 00:20:40,513
‫هفت نفر مامور داره

248
00:20:40,514 --> 00:20:42,049
‫از اومدن تو بی‌خبرن

249
00:20:42,050 --> 00:20:44,353
‫کار رو انجام بده و بیا بیرون

250
00:20:44,354 --> 00:20:46,725
‫دریافت شد. منتظر خبر باش

251
00:20:46,726 --> 00:20:48,795
‫من چه کاری از دستم برمیاد؟

252
00:20:48,796 --> 00:20:50,599
‫هیچی

253
00:20:50,600 --> 00:20:52,503
‫هدف رو پیدا می‌کنم
‫و بهت خبر میدم

254
00:20:52,504 --> 00:20:54,474
‫- چه کار می‌تونم بکنم؟
‫- هیچی

255
00:20:58,215 --> 00:21:00,118
‫یکی رو زنده نگه می‌دارم

256
00:21:00,119 --> 00:21:03,424
‫هر کاری می‌کنم تا جای چیس
‫رو از زیر زبونش بیرون بکشم...

257
00:21:03,425 --> 00:21:05,930
‫ولی وقت زیادی نمونده که
‫پادزهر رو بهش برسونیم

258
00:21:05,931 --> 00:21:07,934
‫پس عجله کن

259
00:21:29,043 --> 00:21:31,247
‫کاری به کارم ندارن

260
00:21:31,248 --> 00:21:33,519
‫حداقل فعلا

261
00:21:35,691 --> 00:21:37,861
‫دارم به سمت کلبه میرم

262
00:22:28,663 --> 00:22:29,964
‫اونجایی؟

263
00:22:29,965 --> 00:22:31,802
‫- آره.
‫- فقط دو نفر رو دیدم

264
00:22:31,803 --> 00:22:33,437
‫فکر کنم دارن میان سمت تو

265
00:22:33,438 --> 00:22:35,008
‫فهمیدم

266
00:23:23,639 --> 00:23:26,177
‫تو کدوم خری هستی؟

267
00:23:38,502 --> 00:23:41,107
‫می‌دونی من کیم؟

268
00:23:42,811 --> 00:23:45,148
‫تو کسی هستی که پیرمرد رو کشت

269
00:23:50,392 --> 00:23:52,831
‫و من کسی هستم که تو رو کشت

270
00:24:09,798 --> 00:24:11,901
‫یکی‌شونو گرفتم

271
00:24:11,902 --> 00:24:14,574
‫هر کاری بتونم می‌کنم تا
‫جاشو از زیر زبونش بیرون بکشم

272
00:24:14,575 --> 00:24:17,212
‫نیازی بهش ندارم

273
00:24:17,213 --> 00:24:19,249
‫پیداش کردم

274
00:24:32,109 --> 00:24:33,945
‫انجام شد

275
00:24:33,946 --> 00:24:36,183
‫همکارهام یه داستانی سرهم می‌کنن

276
00:24:36,184 --> 00:24:39,857
‫تو ازم جلوتری

277
00:24:39,858 --> 00:24:41,360
‫مُرد

278
00:24:43,231 --> 00:24:45,068
‫هارولد

279
00:24:49,043 --> 00:24:50,880
‫خوشحالم اومدی

280
00:24:51,649 --> 00:24:53,552
‫دیدن دوباره‌ت خوب بود

281
00:25:02,671 --> 00:25:04,372
‫خودت گفتی

282
00:25:04,373 --> 00:25:07,547
‫هیچوقت اجازه نمیدی نزدیک آنجلا بشم

283
00:25:16,397 --> 00:25:18,101
‫متاسفم

284
00:25:19,103 --> 00:25:21,207
‫آره، مطمئنم که هستی

285
00:25:59,685 --> 00:26:01,320
‫وای، نه

286
00:26:01,321 --> 00:26:03,893
‫لعنتی

287
00:26:15,182 --> 00:26:16,518
‫باشه

288
00:26:19,224 --> 00:26:20,592
‫پیداش کردم

289
00:26:20,593 --> 00:26:22,162
‫- زنده‌س؟
‫- نمی‌دونم

290
00:26:22,163 --> 00:26:24,266
‫می‌دونی چطور نبضش رو بگیری؟
‫کنار نای رو لمس کن

291
00:26:24,267 --> 00:26:25,870
‫صبر کن

292
00:26:26,638 --> 00:26:29,042
‫نمی‌تونم تشخیص بدم. شاید؟

293
00:26:29,043 --> 00:26:31,915
‫- بهش پادزهر رو زدی؟
‫- نه. الان می‌زنم

294
00:26:34,053 --> 00:26:35,989
‫- هر سه دوز رو بهش بزن
‫- باشه

295
00:26:35,990 --> 00:26:37,527
‫و اونی که زرده

296
00:26:37,528 --> 00:26:40,065
‫باشه. کثافت

297
00:26:40,834 --> 00:26:42,904
‫باشه، الان می‌زنم

298
00:26:45,042 --> 00:26:47,981
‫باشه

299
00:27:03,011 --> 00:27:04,613
‫فایده‌ای داشت؟

300
00:27:04,614 --> 00:27:06,718
‫نه

301
00:27:06,719 --> 00:27:08,888
‫گفتی احیا رو بلدی. انجامش بده

302
00:27:08,889 --> 00:27:11,627
‫باشه، شروع می‌کنیم.
‫شروع می‌کنیم، از پسش برمیام

303
00:29:06,424 --> 00:29:09,462
‫بیدار شدی

304
00:29:11,368 --> 00:29:13,906
‫- اینجا کجاست؟
‫- یه خونه امنه

305
00:29:13,907 --> 00:29:15,709
‫مال مورگن بود

306
00:29:15,710 --> 00:29:17,345
‫مدت زیادیه که هیچکس
‫ازش استفاده نکرده

307
00:29:17,346 --> 00:29:19,717
‫- ببین، هیچکس نمی‌دونه اینجاییم.
‫- چطوری...

308
00:29:19,718 --> 00:29:22,088
‫برای اوردنت به اینجا یه کوچولو کمک داشتم

309
00:29:22,089 --> 00:29:24,760
‫- هارولد؟
‫- نه، نه

310
00:29:24,761 --> 00:29:26,831
‫جولین، همکار مورگن

311
00:29:26,832 --> 00:29:29,469
‫ولی مدتی میشه که ما دو تا تنهاییم

312
00:29:29,470 --> 00:29:31,541
‫چند روز گذشته همه‌ش
‫به هوش میای و از هوش میری

313
00:29:31,542 --> 00:29:33,545
‫زیاد از حد یه جا موندیم

314
00:29:33,546 --> 00:29:35,014
‫نه. نه، نه، اینجا در امانیم

315
00:29:35,015 --> 00:29:36,383
‫- اینجا در امانیم.
‫- نه، بعد از کاری که کردیم...

316
00:29:36,384 --> 00:29:38,588
‫- آدم‌ها میان سراغ‌مون
‫- در امانیم

317
00:29:38,589 --> 00:29:40,224
‫در امانیم

318
00:29:40,225 --> 00:29:42,963
‫هیچکس نمی‌دونه اینجاییم

319
00:29:42,964 --> 00:29:45,035
‫فرار کردیم

320
00:29:47,540 --> 00:29:50,277
‫هیچکس؟ هیچکس نمی‌دونه؟

321
00:29:50,278 --> 00:29:53,986
‫خب، جولین می‌دونه، ولی
‫مورگن بهش اعتماد داشت

322
00:29:53,987 --> 00:29:55,689
‫- هارولد؟
‫- نه

323
00:29:55,690 --> 00:29:58,427
‫نه، حس می‌کردیم اینقدر
‫امن نیست که باهاش تماس بگیریم

324
00:29:58,428 --> 00:30:00,833
‫شاید، شاید یه روز تماس بگیریم.
‫بیا، بخور

325
00:30:04,942 --> 00:30:07,379
‫یکی دیگه هم هست، مگه نه؟

326
00:30:09,150 --> 00:30:11,921
‫آره، یکی دیگه هم هست

327
00:30:11,922 --> 00:30:13,825
‫بچه‌مه

328
00:30:13,826 --> 00:30:15,996
‫و هیچکس نمی‌تونه از طریق اون بهم برسه

329
00:30:15,997 --> 00:30:17,298
‫هر کسی که می‌خواد پیدامون کنه...

330
00:30:17,299 --> 00:30:19,904
‫حتی نمی‌دونه زویی مکدونالد وجود داره

331
00:30:19,905 --> 00:30:21,473
‫مراقب بودم

332
00:30:21,474 --> 00:30:25,281
‫قبل از اینکه جولین بره، مطمئن شدم
‫چطوری مطمئن بشم هیچکس نمی‌دونه

333
00:30:25,282 --> 00:30:28,588
‫- اینجا یه جزیره‌س
‫- باشه

334
00:30:28,589 --> 00:30:30,859
‫- ممنونم
‫- باشه

335
00:30:34,902 --> 00:30:36,370
‫در امانیم

336
00:30:36,371 --> 00:30:39,375
‫تا وقتی که لازم باشه و بخوایم
‫می‌تونیم اینجا بمونیم

337
00:30:43,585 --> 00:30:46,558
‫می‌خوای یه مدت اینجا کنارم بمونی؟

338
00:31:08,468 --> 00:31:10,572
‫وقتی دختربچه بودم...

339
00:31:10,573 --> 00:31:14,079
‫از تاریکی می‌ترسیدم...

340
00:31:14,080 --> 00:31:17,252
‫و از تمام چیزهایی که نمی‌تونستم ببینم

341
00:31:20,993 --> 00:31:25,468
‫چیزهای امیدوارکننده‌ای که
‫ایمان داشتن به آدم وعده می‌داد...

342
00:31:28,609 --> 00:31:31,714
‫و همینطور داستان‌ها...

343
00:31:31,715 --> 00:31:34,219
‫هرگز بهشون اعتماد نداشتم

344
00:31:35,824 --> 00:31:38,929
‫نمی‌تونستم تصور کنم چطور
‫آدم می‌تونه به این چیزها اعتماد کنه

345
00:31:45,643 --> 00:31:48,314
‫چون در تاریکی که جلوی آدم قرار داره...

346
00:31:49,083 --> 00:31:51,955
‫دیگه چی کمین کرده بود؟

347
00:31:55,361 --> 00:31:58,167
‫همیشه مطمئن بودم که
‫یه چیز دیگه اون بیرون...

348
00:31:58,168 --> 00:32:00,038
‫توی تاریکی هست

349
00:32:03,244 --> 00:32:05,983
‫ولی این...

350
00:32:07,720 --> 00:32:09,991
‫این حس متفاوتی داره

351
00:32:11,695 --> 00:32:16,036
‫در مورد بابات، حس می‌کردم
‫همیشه باید...

352
00:32:16,037 --> 00:32:18,140
‫از خودم دفاع کنم...

353
00:32:18,141 --> 00:32:20,578
‫از هر چیزی که...

354
00:32:20,579 --> 00:32:23,116
‫قرار بود از دل ناشناخته‌ها بیاد بیرون...

355
00:32:23,117 --> 00:32:25,757
‫از هر چی که ممکنه یه
‫گوشه قایم شده باشه

356
00:32:26,592 --> 00:32:30,398
‫و الان چنین حسی نداری؟

357
00:32:31,835 --> 00:32:34,072
‫نه

358
00:32:34,073 --> 00:32:37,145
‫نه، ندارم

359
00:32:38,849 --> 00:32:40,686
‫انگار خوشحالی، مامان

360
00:32:42,189 --> 00:32:44,226
‫لیاقتش رو داری

361
00:32:45,697 --> 00:32:48,301
‫شاید یه موقعی باهاش آشنا بشم

362
00:33:07,674 --> 00:33:10,211
‫عینکم رو دیدی؟

363
00:33:10,980 --> 00:33:13,083
‫- چی؟
‫- عینکم

364
00:33:13,084 --> 00:33:14,954
‫حس می‌کنم الان دستم بود

365
00:33:14,955 --> 00:33:16,222
‫همه‌ش یه چیزهایی رو گم می‌کنم

366
00:33:16,223 --> 00:33:18,628
‫انگار توی این خونه جن داریم

367
00:33:18,629 --> 00:33:21,400
‫احتمالش کمه. هی

368
00:33:25,809 --> 00:33:27,913
‫ایناهاش

369
00:33:27,914 --> 00:33:30,485
‫داری برتری‌تو از دست میدی

370
00:33:31,254 --> 00:33:32,790
‫شوخی نکن

371
00:33:36,732 --> 00:33:39,403
‫چیزی نگرانت می‌کنه؟

372
00:33:40,740 --> 00:33:42,577
‫نه

373
00:33:43,546 --> 00:33:46,852
‫فکر کنم مشکل همین باشه

374
00:33:47,754 --> 00:33:51,327
‫خیلی چیزها هست که باید
‫نگران‌شون باشم

375
00:33:53,632 --> 00:33:58,373
‫دنیایی پر از سوال رو
‫بی‌پاسخ ترک کردیم

376
00:33:58,374 --> 00:34:01,847
‫توی اخبار هیچی از کارتل نمیگن...

377
00:34:01,848 --> 00:34:04,920
‫چون چی شده، از هم پاشیده؟

378
00:34:04,921 --> 00:34:07,626
‫چون گول خوردیم که چقدر
‫بهش نزدیک شدیم؟

379
00:34:07,627 --> 00:34:11,466
‫چون هنوزم تنها آدم‌هایی هستیم
‫که ازش خبر داریم؟

380
00:34:11,467 --> 00:34:14,973
‫اون جاسوسی که توی
‫پاسگاه انگلیسی دیدیش...

381
00:34:14,974 --> 00:34:17,747
‫به دوستاش حرفی زده؟

382
00:34:19,249 --> 00:34:23,224
‫اگه گفته باشه چیزی جلودارشون
‫هست که ما رو پیدا نکنن؟

383
00:34:25,829 --> 00:34:29,469
‫یه کلمه آلمانی هست که یادم نمیاد...

384
00:34:29,470 --> 00:34:33,143
‫برای توصیف ایده‌ای که
‫وانمود میشه دیده نمیشه...

385
00:34:33,144 --> 00:34:35,280
‫چون وقتی فهمیده بشه...

386
00:34:35,281 --> 00:34:38,387
‫هیچکس نمی‌تونه وانمود کنه واقعیت نداره

387
00:34:43,966 --> 00:34:46,370
‫ای کاش یادم می‌اومد

388
00:34:48,308 --> 00:34:50,444
‫اگه نگران این چیزها هستی...

389
00:34:50,445 --> 00:34:53,317
‫فکر می‌کنی چرا نادیده‌شون می‌گیری؟

390
00:35:02,537 --> 00:35:06,511
‫چون نمی‌خوام وضعیت تغییر کنه

391
00:35:10,919 --> 00:35:13,659
‫نمی‌خوام تموم بشه

392
00:37:26,090 --> 00:37:27,324
‫هی، جن، سفارش آماده‌س

393
00:37:27,325 --> 00:37:28,862
‫مرسی

394
00:37:47,534 --> 00:37:49,468
‫حالت خوبه، جو؟

395
00:38:17,794 --> 00:38:19,462
‫ایشون زویی ـه

396
00:38:20,666 --> 00:38:22,969
‫زویی، ایشون دخترمه، امیلی

397
00:38:22,970 --> 00:38:25,542
‫خیلی خوبه که بالاخره
‫باهات آشنا میشم

398
00:38:26,310 --> 00:38:28,080
‫منم از آشناییت خوشحالم

399
00:38:29,517 --> 00:38:31,653
‫پیدا کردنت آسون نبود

400
00:38:31,654 --> 00:38:33,691
‫خیلی متاسفم، فکر کردیم...

401
00:38:33,692 --> 00:38:36,864
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره

402
00:38:36,865 --> 00:38:39,503
‫واقعا خیلی خوشحالم که اینجایی

403
00:38:39,504 --> 00:38:42,475
‫واقعا خوشحالم که حالت خوبه

404
00:38:43,277 --> 00:38:45,014
‫تو خوبی؟

405
00:38:48,955 --> 00:38:50,592
‫اینجام

406
00:38:51,327 --> 00:38:52,996
‫سالم و سلامت

407
00:38:54,366 --> 00:38:55,902
‫همه چیزو برات تعریف می‌کنم، خب؟

408
00:38:55,903 --> 00:38:57,472
‫واقعا میگم

409
00:38:58,675 --> 00:39:00,612
‫می‌خوام بدونی

410
00:39:02,349 --> 00:39:04,086
‫ولی الان نه

411
00:39:05,021 --> 00:39:08,494
‫الان وقت کمه و به کمکت نیاز دارم

412
00:39:19,082 --> 00:39:22,555
‫شما دو تا اینجا خیلی تنها بودین، پس...

413
00:39:22,556 --> 00:39:25,160
‫اصلا نمی‌دونین چی سر
‫هارولد اومده، مگه نه؟

414
00:39:25,161 --> 00:39:27,297
‫چی شده؟

415
00:39:27,298 --> 00:39:29,737
‫رفته

416
00:39:29,738 --> 00:39:30,905
‫رفته؟

417
00:39:30,906 --> 00:39:34,245
‫رفت زن سابقش رو ببینه
‫تا ازش کمک بگیره...

418
00:39:34,246 --> 00:39:36,984
‫تا من و تو رو نجات بده

419
00:39:36,985 --> 00:39:38,921
‫اونم هارولد رو یه جایی فرستاده

420
00:39:38,922 --> 00:39:40,758
‫و سعی داره ازش استفاده کنه...

421
00:39:40,759 --> 00:39:43,163
‫تا برای بدست اوردن کنترل
‫معدن مشبهار چونه بزنه

422
00:39:43,164 --> 00:39:45,902
‫با کی چونه بزنه؟

423
00:39:45,903 --> 00:39:47,805
‫فکر کردم که معدن از پاولوویچ...

424
00:39:47,806 --> 00:39:50,712
‫بوسیله چند تا اوباش توی دره گرفته شده

425
00:39:50,713 --> 00:39:53,885
‫یه جورایی بخوای همین اتفاق افتاده

426
00:39:55,355 --> 00:39:58,127
‫الان کنترل معادن دست کیه؟

427
00:39:59,363 --> 00:40:00,766
‫من

428
00:40:01,500 --> 00:40:04,038
‫و هر چی که از خونواده مونده

429
00:40:04,039 --> 00:40:06,643
‫ازم خواسته شده نماینده‌شون باشم

430
00:40:06,644 --> 00:40:09,683
‫ازم خواسته شده کمک کنم
‫تصمیم بگیریم چی کار کنیم

431
00:40:09,684 --> 00:40:13,389
‫ماریون از هارولد استفاده می‌کنه
‫تا منو آزار بده

432
00:40:13,390 --> 00:40:14,727
‫و دلم نمی‌خواد اذیت بشم

433
00:40:14,728 --> 00:40:17,264
‫نه الان و نه در این مورد

434
00:40:17,265 --> 00:40:19,603
‫پس می‌خوام برش گردونم

435
00:40:19,604 --> 00:40:22,942
‫و برای این کار بهت نیاز دارم

436
00:40:22,943 --> 00:40:24,746
‫آره. بله

437
00:40:24,747 --> 00:40:27,418
‫- هر چی نیاز دارم رو بهم میدی
‫- بله

438
00:40:27,419 --> 00:40:28,688
‫مهم نیست چی بخوام

439
00:40:28,689 --> 00:40:31,460
‫بله، البته

440
00:40:32,495 --> 00:40:34,700
‫باید به لو بارلو دسترسی داشته باشم

441
00:40:37,674 --> 00:40:40,712
‫بهت نیاز دارم کمکم کنی
‫وارد زره ماریون بشم

442
00:40:40,713 --> 00:40:43,785
‫لو بارلو برای این کار کلی رابط داره

443
00:40:43,786 --> 00:40:46,524
‫تنها راه انجامش همینه

444
00:40:46,525 --> 00:40:49,596
‫جون هارولد به شدت در خطره

445
00:40:49,597 --> 00:40:52,569
‫می‌دونم شاید نخوای دوباره
‫اون در رو باز کنی...

446
00:40:52,570 --> 00:40:54,907
‫ولی ازت می‌خوام این کار رو بکنی

447
00:40:55,810 --> 00:40:57,779
‫لو بارلو کیه؟

448
00:40:57,780 --> 00:41:00,752
‫بابا، لطفا

449
00:41:01,487 --> 00:41:03,056
‫کمکم می‌کنی؟

450
00:41:03,057 --> 00:41:04,258
‫خب...

451
00:41:04,259 --> 00:41:06,664
‫البته که بهت کمک می‌کنم

452
00:41:09,971 --> 00:41:12,609
‫راه‌های بهتری برای انجامش هست

453
00:41:15,448 --> 00:41:18,119
‫می‌تونم بهت نشون بدم، ام، قول میدم

454
00:41:18,120 --> 00:41:20,257
‫لو بارلو کیه؟

455
00:41:27,573 --> 00:41:29,844
‫من بودم

456
00:41:32,550 --> 00:41:34,687
‫و چی کار کردی؟

457
00:41:36,223 --> 00:41:38,528
‫بهم در مورد کارهایی که
‫در گذشته کردی گفتی

458
00:41:38,529 --> 00:41:40,330
‫بهم از زشت‌ترین خشونت‌ها گفتی

459
00:41:40,331 --> 00:41:42,067
‫- دیگه چی ممکنه باشه؟
‫- آره...

460
00:41:42,068 --> 00:41:46,043
‫نه، از بعضی از کارهایی
‫که در گذشته می‌کردم برات گفتم

461
00:41:47,647 --> 00:41:49,082
‫بعضی از چیزها...

462
00:41:51,086 --> 00:41:55,962
‫یه سری چیزها هست که
‫از خشونت هم زشت‌ترن

463
00:41:57,900 --> 00:42:00,805
‫ام، هارولد رو برمی‌‌گردونیم

464
00:42:00,806 --> 00:42:03,476
‫هر کاری می‌کنم که برش گردونم

465
00:42:03,477 --> 00:42:05,347
‫یه راهی پیدا می‌کنم

466
00:42:05,348 --> 00:42:08,555
‫یه راه پیدا کردم، بابا

467
00:42:09,557 --> 00:42:11,560
‫راه‌های بهتری برای رسیدن به ماریون هست

468
00:42:11,561 --> 00:42:12,829
‫- تنها راهش همینه
‫- امیلی...

469
00:42:12,830 --> 00:42:14,232
‫بهترین راه برای انجامش همینه

470
00:42:14,233 --> 00:42:17,270
‫از قبل اینکه به دنیا
‫بیای ماریون رو می‌شناسم

471
00:42:17,271 --> 00:42:19,208
‫باید بهم اعتماد کنی...

472
00:42:19,209 --> 00:42:21,748
‫این راهیه که من می‌خوام انجامش بدم

473
00:42:25,756 --> 00:42:30,197
‫هارولد هارپر خودشو برای
‫من و تو فدا کرد

474
00:42:31,433 --> 00:42:33,638
‫فقط ازت می‌خوام کاری رو بکنی...

475
00:42:33,639 --> 00:42:37,211
‫که بهم یاد دادی انجام بدم

476
00:42:37,212 --> 00:42:38,714
‫تا دین‌مونو بهش ادا کنیم

477
00:42:38,715 --> 00:42:40,484
‫تا جونش رو نجات بدیم

478
00:42:40,485 --> 00:42:42,990
‫و می‌خوای سر این بحث کنی
‫که شاید امتحان کردنش...

479
00:42:42,991 --> 00:42:45,493
‫- زیادی ناخوشایند باشه؟
‫- نه، نه، بحث نمی‌کنیم

480
00:42:45,494 --> 00:42:47,833
‫نه، بحث نمی‌کنیم

481
00:42:57,787 --> 00:43:00,291
‫تنها چیزی که نمی‌تونم بفهمم اینه

482
00:43:01,393 --> 00:43:03,329
‫داری جواب منفی میدی...

483
00:43:03,330 --> 00:43:06,269
‫چون نمی‌خوای هر کاری
‫لازمه رو انجام بدی...

484
00:43:06,270 --> 00:43:08,975
‫یا چون نمی‌خوای اون تو
‫رو در حال انجامش ببینه؟

485
00:43:19,998 --> 00:43:22,536
‫اون کیه؟

486
00:43:22,537 --> 00:43:24,071
‫اومدن دنبال ما، زویی...

487
00:43:24,072 --> 00:43:26,175
‫و ما رو پیش هواپیمایی می‌برن
‫که منتظرشم

488
00:43:26,176 --> 00:43:28,312
‫ما رو ببرن؟

489
00:43:28,313 --> 00:43:30,819
‫اون کیه، امیلی؟

490
00:43:33,324 --> 00:43:38,635
‫کنترل چیزی که قابل
‫جایگزین کردن نیست رو دارم

491
00:43:40,171 --> 00:43:43,376
‫دولتی روی زمین نیست که
‫بهش نیاز نداشته باشه...

492
00:43:43,377 --> 00:43:47,885
‫که وحشت نداشته باشه
‫این ماده دست دشمنانش بیافته

493
00:43:47,886 --> 00:43:52,596
‫پس وقتی از اف‌بی‌آی
‫یه کمک کوچولو خواستم...

494
00:43:52,597 --> 00:43:54,800
‫تا گوشی پسر زویی رو شنود کنن...

495
00:43:55,902 --> 00:43:57,940
‫یا پیدا کردنت در اینجا...

496
00:43:59,176 --> 00:44:02,148
‫یا به بیرون از کشور منتقلت کنن...

497
00:44:02,983 --> 00:44:06,256
‫پروانه همزاد به چیزی که می‌خواد می‌رسه

498
00:44:09,797 --> 00:44:12,134
‫آره

499
00:44:12,135 --> 00:44:14,272
‫می‌رسه

500
00:44:14,296 --> 00:44:34,296
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

501
00:44:34,320 --> 00:44:51,320
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

