﻿1
00:00:10,836 --> 00:00:12,078
.ب»ها وارد شهر میشن» -
«آنچه گذشت» -

2
00:00:12,103 --> 00:00:16,056
‫«الف»‌ها میرن بیرون و کُشته میشن،
‫جز شما دو نفر.

3
00:00:17,949 --> 00:00:20,368
.پیدات کردم

4
00:00:20,648 --> 00:00:22,455
.خودت واقعیت رو بهشون نشون نده

5
00:00:22,480 --> 00:00:23,160
مگه من چی‌ام؟

6
00:00:23,185 --> 00:00:25,028
.یه رهبری. مخفی‌ش کن

7
00:00:25,053 --> 00:00:26,440
اسمم «دِینا»ست و

8
00:00:26,465 --> 00:00:30,421
.خیلی وقته که تنهایی اون بیرونم

9
00:00:30,458 --> 00:00:33,519
.اون پیدات کرد، ولی اینم جایی ثبت نمی‌کنم

10
00:00:33,544 --> 00:00:36,427
،باید بدونی که اگه سعی کنی با اون فرار کنی

11
00:00:36,452 --> 00:00:39,914
مطمئن میشم همه‌ی آدمایی که
،دوست داری بمیرن

12
00:00:41,887 --> 00:00:45,280
« سال‌ها قبل »

13
00:00:45,654 --> 00:00:47,862
،خیلی‌خب، گوش کنید
.وقت‌تون در اختیار خودتونـه

14
00:00:47,887 --> 00:00:49,887
.ساعت 5 دوباره اینجا هم‌دیگه رو می‌بینیم

15
00:00:49,912 --> 00:00:52,935
.همه‌جا رو بگردید
.اینجا یه روزی خونه‌تون میشه

16
00:00:52,959 --> 00:01:02,959
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

17
00:01:02,983 --> 00:01:12,983
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

18
00:01:13,668 --> 00:01:16,214
« پارک میلنیوم »

19
00:01:20,150 --> 00:01:21,717
هی، میشه یه دستمال بهم بدی؟

20
00:01:24,217 --> 00:01:25,625
.سلام، ریک

21
00:01:25,977 --> 00:01:27,435
.نجاتت میدم

22
00:01:30,903 --> 00:01:32,637
سیب‌زمین سرخ‌شده دوست نداری؟

23
00:01:35,270 --> 00:01:36,798
،اگه دنبال یه جای باکلاس‌تر می‌گردی

24
00:01:36,823 --> 00:01:38,729
.یه جای خوب این طرف هست

25
00:01:48,505 --> 00:01:50,514
...من و مَردُمـم
...وقتی که مَردُمی داشتم

26
00:01:50,539 --> 00:01:52,065
.یکی از اونا اومد سراغ‌مون

27
00:01:52,323 --> 00:01:54,717
،پیشنهاد تبادل منابع دادن

28
00:01:54,798 --> 00:01:59,031
قرار شد اگه به آواره‌ای برخوردیم که
،احتیاج داره یکی نجاتش بده

29
00:01:59,742 --> 00:02:02,411
پیش خودمون نگه‌شون داریم و
.به سی.آر.ام تحویل‌شون بدیم

30
00:02:03,578 --> 00:02:05,690
،و اگه مورد خطرناکی پیدا کنیم

31
00:02:06,598 --> 00:02:09,172
.اونا رو هم به سی.آر.ام تحویل بدیم

32
00:02:09,803 --> 00:02:13,279
.در عوض، بهمون تدارکات میدن

33
00:02:15,619 --> 00:02:17,528
،الآن یه ماهه که شهروند قانونیِ اینجام

34
00:02:18,145 --> 00:02:19,858
،پس هر موقع سفر آشنایی‌ت انجام شد

35
00:02:19,883 --> 00:02:22,195
.من همینجام و می‌تونیم با هم صحبت کنیم

36
00:02:23,098 --> 00:02:25,136
...سیب‌زمینی‌هاش خوش‌مزه‌ان ولی

37
00:02:25,215 --> 00:02:28,050
.پیاز سوخاری‌هاش... یه چیز دیگه‌ان

38
00:02:31,748 --> 00:02:34,726
مُدام ازم می‌پرسن که
چی از تو بپرسن و

39
00:02:34,751 --> 00:02:36,361
.«منم میگم: «نمی‌دونم

40
00:02:36,634 --> 00:02:39,269
مشخصاً، امیدوار بودم بگی که

41
00:02:39,294 --> 00:02:41,397
.دنبال یکی هستی که ازش پیروی کنی

42
00:02:41,734 --> 00:02:44,294
.می‌تونی باهام صحبت کنی، ریک
.همینجا

43
00:02:44,692 --> 00:02:46,671
.توی شهر فعالیت نظامی ندارن

44
00:02:46,696 --> 00:02:49,756
،نمی‌تونن داشته باشن
.خیلی هم از این بابت ناراحتن

45
00:02:49,991 --> 00:02:52,819
من رو آوردی یه جایی که
.نمی‌تونم ازش خارج شم

46
00:02:52,844 --> 00:02:56,437
می‌تونستم بذارم کنار رودخونه بمیری یا

47
00:02:56,724 --> 00:02:59,657
می‌تونستم بهشون بگم
.تو واسه اینجا یه تهدیدی

48
00:03:00,046 --> 00:03:02,113
،سی.آر.ام اهل ریسک کردن نیست

49
00:03:02,372 --> 00:03:05,434
.ولی من ریسک کردم چون بهت مدیون بودم

50
00:03:05,459 --> 00:03:08,013
چرا درحال ‫خدمت‌گزاری نیستی؟

51
00:03:10,451 --> 00:03:13,140
دلیلش منم، درسته؟

52
00:03:13,165 --> 00:03:15,107
.من. من رو تحویل‌شون دادی

53
00:03:16,981 --> 00:03:19,971
.نه -
.من به اینجا باور دارم -

54
00:03:20,219 --> 00:03:21,959
.می‌خوام عضو سی.آر.ام بشم

55
00:03:22,038 --> 00:03:23,899
.می‌خوام عضو بشم و همینجوری ترفیع بگیرم

56
00:03:23,924 --> 00:03:26,273
اینجا یه نقشه‌ی 500 ساله برای

57
00:03:26,298 --> 00:03:29,085
،دنیا رو درست مثل قبل بازسازی کنه
.حتی بهتر از قبل

58
00:03:29,110 --> 00:03:31,945
،بازسازی تمدن
...غلبه بر واکرها

59
00:03:31,970 --> 00:03:34,645
بنظر راه خیلی عالی‌ای
،واسه گذروندن زندگی می‌رسه

60
00:03:34,670 --> 00:03:36,665
...و آدم‌هایی که رهاشون کردیم

61
00:03:36,690 --> 00:03:38,771
بچه‌های بچه‌هاشون
.یه دنیا واسه زندگی کردن دارن

62
00:03:38,796 --> 00:03:40,655
.من میرم خونه

63
00:03:41,738 --> 00:03:43,256
.هرکار دوست داری بکن، ریک

64
00:03:45,822 --> 00:03:48,924
.ولی من جونت رو نجات دادم

65
00:03:49,746 --> 00:03:51,400
.این اتفاقیـه که افتاده

66
00:03:54,839 --> 00:03:56,148
.قابلت رو نداشت

67
00:04:02,107 --> 00:04:04,640
« چند ساعت قبل »

68
00:04:05,293 --> 00:04:06,543
خبرش شنیدی؟

69
00:04:06,828 --> 00:04:08,669
.بهم گفتن
حالت خوبه؟

70
00:04:08,694 --> 00:04:10,600
.گوش کن چی میگم

71
00:04:11,434 --> 00:04:13,871
.یه زنی هست که جونم رو نجات داد

72
00:04:14,036 --> 00:04:16,290
.الآن توی بخش دسته‌بندیـه

73
00:04:16,315 --> 00:04:19,302
اون یه الفـه و
.نمی‌خوام از اینجا بیرونش کنن

74
00:04:19,327 --> 00:04:20,763
.تو چمی‌دونی چه دسته‌ایـه

75
00:04:20,788 --> 00:04:22,989
،تصمیمش رو گرفته‌ام
،ولی اگه بخاطرش بحث کنم

76
00:04:23,014 --> 00:04:24,799
فکر می‌کنن چون بهش مدیون‌ام و
.احساساتی شدم همچین تصمیمی گرفتم

77
00:04:24,824 --> 00:04:26,617
.باید مطمئن شی که اینجا بمونه

78
00:04:27,290 --> 00:04:28,485
چرا؟

79
00:04:28,616 --> 00:04:30,144
.برای اوکافور

80
00:04:30,351 --> 00:04:32,139
چون همه‌ی کارهامون تا الآن
.به همین خاطر بوده

81
00:04:32,164 --> 00:04:33,030
.اون مُرده

82
00:04:33,055 --> 00:04:36,493
،نه، نمُرده
.چون ما الآن اینجاییم

83
00:04:37,061 --> 00:04:39,237
تو اینجایی، ریک؟

84
00:04:40,015 --> 00:04:41,933
تو بخشی از این هستی؟

85
00:04:42,382 --> 00:04:43,649
.الآن دیگه می‌فهمم

86
00:04:43,674 --> 00:04:46,895
.درست قبلِ مرگش بهش گفتم

87
00:04:46,920 --> 00:04:48,792
.حق با تو بود

88
00:04:51,639 --> 00:04:53,510
کی حواسش بهش باشه؟

89
00:04:53,842 --> 00:04:56,774
.تو، درست مثل وقتی که حواست به من بود

90
00:04:57,016 --> 00:04:59,709
.اونا به تو بیشتر اعتماد دارن
.اوکافور به تو بیشتر اعتماد داشت

91
00:04:59,734 --> 00:05:00,747
.ریک

92
00:05:00,772 --> 00:05:03,340
.ببین، برای من خیلی طول کشید

93
00:05:03,660 --> 00:05:05,358
.تو بهم کمک کردی

94
00:05:05,422 --> 00:05:06,675
.من اینجام

95
00:05:09,009 --> 00:05:10,568
.اونم باید اینجا باشه

96
00:05:16,900 --> 00:05:18,273
« الآن »

97
00:05:22,349 --> 00:05:24,221
.داری به کُشتنم فکر می‌کنی

98
00:05:24,246 --> 00:05:25,432
.می‌کُشمت

99
00:05:27,412 --> 00:05:28,719
.فقط امروز نه

100
00:05:29,599 --> 00:05:32,253
.جالبـه
.می‌بینمش. حسش می‌کنم

101
00:05:32,360 --> 00:05:33,906
داری تمام بند و بساطی که

102
00:05:33,931 --> 00:05:37,148
واسه خودت دست و پا کردی رو
می‌ریزی دور صرفاً بخاطر اینکه

103
00:05:37,173 --> 00:05:40,688
خودت رو قاطیِ مسئله‌ای بکنی که
.اصلاً هیچ ربطی بهت نداره

104
00:05:40,818 --> 00:05:43,081
.خیلی هم به من ربط داره

105
00:05:43,258 --> 00:05:45,521
.سرنوشت ما به هم گره خورده

106
00:05:45,606 --> 00:05:48,652
.تو، میشون، من

107
00:05:48,963 --> 00:05:51,356
و اگه شما دوتا اولین کسایی باشید که
،از اینجا فرار می‌کنید

108
00:05:51,418 --> 00:05:53,744
،هرگز دست از دنبال کردن‌تون برنمی‌داریم

109
00:05:53,875 --> 00:05:56,051
.و منم می‌دونم کجا زندگی می‌کنید

110
00:05:56,338 --> 00:06:01,448
پس مجبور میشم برم اونجا و
همه‌تون رو بکشم تا مطمئن شم که

111
00:06:01,473 --> 00:06:03,386
کس دیگه‌ای قبل از من نرسه اونجا تا

112
00:06:03,411 --> 00:06:05,425
.قراری که با هم بستیم لو نره

113
00:06:06,992 --> 00:06:09,765
.گندی بود که خودت زدی

114
00:06:11,679 --> 00:06:14,417
.تقصیر خودتـه
.تقصیر خودتـه

115
00:06:14,654 --> 00:06:17,439
،اگر به هر طریقی من یهویی کُشته بشم

116
00:06:17,748 --> 00:06:21,016
یه فایل کوچولو توی وسایلم گذاشتم که

117
00:06:21,041 --> 00:06:25,994
هرچیزی که لازمه در مورد تو و
،آدمایی که دوست داری بدونن داخلشـه

118
00:06:26,124 --> 00:06:30,346
و فکر کنم که یه تیم استردادِ سی.آر.ام

119
00:06:30,582 --> 00:06:32,918
درست چند ساعت بعد از اینکه
فایل به دست‌شون می‌رسه

120
00:06:32,943 --> 00:06:35,569
،هرکسی که دوست داری رو می‌کُشن

121
00:06:35,594 --> 00:06:40,755
بخاطر اینکه تو و اون، اینجا رو با اطلاعاتی
از اون شهر و این ارتش ترک می‌کنید؟

122
00:06:41,163 --> 00:06:43,533
.می‌دونی که نمی‌تونیم اجازه‌شو بدیم

123
00:06:44,706 --> 00:06:46,327
.اون به اینجا تعلق نداره

124
00:06:46,352 --> 00:06:48,379
.پس نباید میومد اینجا

125
00:06:49,552 --> 00:06:52,380
.ولی تصمیم خودش بود

126
00:06:53,151 --> 00:06:55,173
خب، تصمیم تو چیـه؟

127
00:06:55,513 --> 00:07:00,681
بهم میگی که دوباره سعی نمی‌کنی فرار کنی؟

128
00:07:01,033 --> 00:07:03,920
،اگه دوباره سعی کنی با اون فرار کنی
.همه‌ی مردمُت می‌میرن

129
00:07:03,945 --> 00:07:06,619
چرا؟ چرا؟

130
00:07:06,644 --> 00:07:10,230
‫«امنیت و رازداری از همه‌چیز مهم‌ترـه»

131
00:07:10,557 --> 00:07:14,477
و منم «تمام بند و بساطی که واسه خودم
.دست و پا کردم» رو به خطر نمی‌ندازم

132
00:07:14,730 --> 00:07:17,828
...صبر نمی‌کنم که پیداتون کنن
...که مطمئن باش می‌کنن و

133
00:07:17,959 --> 00:07:20,048
.دودِش میره تو چشمِ من

134
00:07:20,073 --> 00:07:22,818
نمیشه با هم معامله کنیم؟

135
00:07:22,843 --> 00:07:25,628
تو لاپوشونی کنی؟ -
نه -

136
00:07:25,739 --> 00:07:28,045
.من به اینجا باور دارم، ریک

137
00:07:28,203 --> 00:07:30,031
.اون خیلی خیلی خوش‌شانسـه

138
00:07:30,445 --> 00:07:34,932
،فکر می‌کنن شاید یه الف باشه
.با اینحال گذاشتن بیاد داخل

139
00:07:35,143 --> 00:07:37,101
.ثورن پیشرفت کرد

140
00:07:37,191 --> 00:07:38,845
کارِ تو بود؟

141
00:07:41,678 --> 00:07:44,072
.عجب

142
00:07:44,202 --> 00:07:45,832
.از پسش بر اومدی

143
00:07:47,812 --> 00:07:49,852
.خب، با هم اینجا زندگی کنید

144
00:07:51,052 --> 00:07:53,647
.ما آخرین امید دنیا هستیم

145
00:07:57,758 --> 00:07:59,451
تصمیمت چیـه؟

146
00:08:01,494 --> 00:08:03,644
.می‌دونی چیـه، لازم نیست بشنومش

147
00:08:07,239 --> 00:08:11,708
دفعه‌ی قبل که گفتم می‌خوام فرار کنم
.خودم و آدمایی که دوست دارم رو تهدید نکردی

148
00:08:12,132 --> 00:08:14,182
.چون می‌دونستم نمی‌تونی فرار کنی

149
00:08:17,458 --> 00:08:19,065
چی عوض شد؟

150
00:08:20,105 --> 00:08:21,885
شما دوتا با هم؟

151
00:08:22,876 --> 00:08:24,457
.از پس هرکاری بر میاید

152
00:08:26,089 --> 00:08:33,121
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

153
00:09:16,742 --> 00:09:18,875
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
[ فصل اول / قسمت سوم ]

154
00:09:21,381 --> 00:09:23,954
هر مأموریت شما رو یک قدم به

155
00:09:23,979 --> 00:09:25,928
لذت بردن از تبدیل شدن به

156
00:09:25,953 --> 00:09:28,854
یکی از شهروندان جمهوری مدنی نزدیک‌تر می‌کنه

157
00:09:31,005 --> 00:09:33,263
.شوتو، منم، دایتو

158
00:09:33,837 --> 00:09:35,163
.پیداش کردم

159
00:09:35,910 --> 00:09:37,829
.مرد شجاع رو پیدا کردم

160
00:09:38,923 --> 00:09:41,406
.جاییـه که انتظارش رو نداشتم

161
00:09:41,636 --> 00:09:43,842
.دنیایی که تصورش رو نمی‌کردم

162
00:09:44,888 --> 00:09:46,741
.می‌دونم سؤالاتی برات بوجود اومده

163
00:09:48,042 --> 00:09:49,788
.ای کاش جوابی براشون داشتم

164
00:09:51,041 --> 00:09:53,288
،ولی خیلی چیزها هست که هنوز نمی‌دونم

165
00:09:53,876 --> 00:09:55,440
در مورد آدمای اینجا و

166
00:09:56,153 --> 00:09:58,520
اینکه چطور تونستن کسی به قدرتمندیِ

167
00:09:58,545 --> 00:10:02,286
مرد شجاع رو برای این مدت طولانی
.اینجا نگه دارن

168
00:10:05,049 --> 00:10:08,302
.همه‌ی این مدت سعی داشته بیاد خونه
(گرایمز 68)

169
00:10:16,718 --> 00:10:20,074
.بارها و بارها جلوش رو گرفته‌ان

170
00:10:31,462 --> 00:10:33,082
...ولی شوتو

171
00:10:33,458 --> 00:10:36,558
.نمی‌تونن جلوی ما دوتا رو بگیرن

172
00:10:39,364 --> 00:10:40,777
.کارِتون خوب بود

173
00:10:40,817 --> 00:10:43,885
.دو ساعت دیگه میریم نیروگاه ریچموند

174
00:10:43,910 --> 00:10:46,869
.خیلی راحت می‌کُشی‌شون
خیلی وقته اون بیرونی؟

175
00:10:48,967 --> 00:10:50,577
آره. تو چی؟

176
00:10:50,602 --> 00:10:53,565
.آره. کلیو. کلیو کلیفتون

177
00:10:54,508 --> 00:10:56,772
.دینا بِتیون

178
00:10:57,069 --> 00:10:59,391
.هنوز اوضاع رو کامل درک نکردم

179
00:10:59,416 --> 00:11:00,857
.آره، درکش واقعاً سختـه

180
00:11:00,882 --> 00:11:02,448
.دروازه‌ی بهشت

181
00:11:04,114 --> 00:11:05,596
فکر می‌کنی واسه همه مثل بهشت می‌مونه؟

182
00:11:05,621 --> 00:11:06,888
.کاملاً مطمئنم همینطوره

183
00:11:06,913 --> 00:11:09,939
قبل از این من جیرجیرک می‌خوردم و
.تو درخت می‌خوابیدم

184
00:11:12,155 --> 00:11:13,857
.بمب‌های ضدتراکم

185
00:11:13,882 --> 00:11:15,442
،اگه تراکم‌شون تو یه منطقه زیاد بشه

186
00:11:15,467 --> 00:11:17,059
.برای پراکنده کردن‌شون از اینا می‌زنن

187
00:11:17,168 --> 00:11:18,765
.تو این هفته این دومین بارـه

188
00:11:18,948 --> 00:11:22,769
خب، تو کدوم دسته‌ای؟
سه روز یا شیش روز؟

189
00:11:23,004 --> 00:11:26,032
همون اول دسته‌بندی می‌کنن و
یه دوره‌ی تمرین 3 روزه یا 6 روزه

190
00:11:26,057 --> 00:11:28,552
با توجه به پُتانسیلی که
.فکر می‌کنن داری بهت میدن

191
00:11:28,577 --> 00:11:30,646
.خب، حدس بزن و جوابت رو بهم بگو

192
00:11:30,770 --> 00:11:34,494
سه روز. فقط خوشحالم که با
.یه آدم جدیدی‌ام که کارِش درستـه

193
00:11:34,519 --> 00:11:35,897
تو از کجا می‌دونی کارم درستـه؟

194
00:11:35,922 --> 00:11:37,740
.حسم بهم میگه

195
00:11:37,871 --> 00:11:39,611
.از قیافه‌ات کار درُستی می‌باره

196
00:11:42,377 --> 00:11:43,964
!لعنتی! آه

197
00:11:46,009 --> 00:11:49,839
.حواس‌ها جمع، چندتا هنوز نمُرده‌ان
.هنوز نمُرده‌ا

198
00:11:50,303 --> 00:11:52,049
!خدمت‌گزاران، برید کنار

199
00:12:00,014 --> 00:12:01,320
!کلیو، سرت رو بدُزد

200
00:12:05,463 --> 00:12:07,349
.آفرین. آفرین

201
00:12:08,002 --> 00:12:10,043
.آره. واقعاً کارِت درستـه

202
00:12:12,202 --> 00:12:15,361
خدمت‌گزاران، منطقه رو
.برای ارزیابیِ ارتش ترک کنید

203
00:12:15,386 --> 00:12:17,127
،خدمت‌گزاران بتیون و کلیفتون

204
00:12:17,152 --> 00:12:20,677
برای تست سلامت و گزارش حادثه به
.وسیله‌ی نقلیه مراجعه کنید

205
00:12:21,372 --> 00:12:23,572
،خیلی‌خب، خدمت‌گزاران
.بیاید از اینجا ببریم‌شون

206
00:12:55,402 --> 00:12:58,395
.سرهنگ دوم دونالد اوکافور یه همسر داشت

207
00:12:59,535 --> 00:13:03,783
و اون شب، می‌تونست مطمئن بشه که
دوباره همسرش رو می‌بینه

208
00:13:04,028 --> 00:13:06,621
.اگه طبق دستوراتش عمل می‌کرد

209
00:13:08,485 --> 00:13:11,053
ولی اون بمب‌ها رو ریخت و

210
00:13:11,078 --> 00:13:14,663
تمام چیزی که بود و
.تمام چیزایی که داشت رو نابود کرد

211
00:13:14,978 --> 00:13:18,671
بهمون نشون داد که اگه به دشمنان‌مون
با دید متفاوتی نگاه کنیم

212
00:13:18,738 --> 00:13:21,322
.می‌تونن سبب رستگاریِ ما بشن

213
00:13:24,504 --> 00:13:28,372
بعضی‌هاتون می‌دونید این شمشیر
.چه ارزشی برای من داره

214
00:13:28,536 --> 00:13:31,408
بین بقیه‌ی عتیقه‌های جنگی‌ای بود که

215
00:13:31,433 --> 00:13:35,029
.از موزه‌ی انقلاب آمریکا درحال تخلیه بودن

216
00:13:35,902 --> 00:13:38,519
.شایدم دزدیده شده
.نمی‌دونیم

217
00:13:39,514 --> 00:13:45,825
ولی کامیون حامل‌شون در بین بمباران‌های
نیروی هواییِ متمازِ قبلی‌مون گیر افتاد و

218
00:13:46,060 --> 00:13:51,762
منم تو نبردِ میدون فیتلر پیداش کردم و
.جونم رو نجات داد

219
00:13:51,787 --> 00:13:56,313
شمشیر سرتیپ هیو مرسر
.در جنگ انقلاب آمریکا بود

220
00:13:56,550 --> 00:13:58,421
.مرسر زندگیِ پر فراز و نشیبی داشت

221
00:13:58,870 --> 00:14:01,666
،توی جبهه‌های مختلفِ جنگ‌های مختلفی جنگید

222
00:14:01,691 --> 00:14:04,272
تو جنگ مقابل بریتانیایی‌ها بالأخره
تو جبهه‌ی درست قرار گرفت و

223
00:14:04,297 --> 00:14:05,776
.تو همون جنگ کُشته شد

224
00:14:05,990 --> 00:14:09,136
فکر کنم بتونید فرقِ بزرگِ فداکاریِ اون و

225
00:14:09,650 --> 00:14:12,877
.فداکاریِ دونالد اوکافور متوجه بشید

226
00:14:19,386 --> 00:14:21,277
رو قایقِ واژگون‌شده‌ام دراز کشیده بودم که

227
00:14:21,302 --> 00:14:23,863
.یه کشتی غول پیکر آروم به سمت اونجا اومد

228
00:14:23,993 --> 00:14:25,255
.بدون سرنشین

229
00:14:25,433 --> 00:14:27,699
.رفتم روی عرشه ولی هیچی نداشت

230
00:14:27,724 --> 00:14:31,783
.نه، غذا، نه آب
.فقط سیگار

231
00:14:32,279 --> 00:14:35,091
داشتم زیر نور خورشید سیگار می‌کشیدم که
.یه هلیکوپتره پیدام کرد

232
00:14:35,329 --> 00:14:38,763
،اوکافور رو از آسمون با طناب فرستادن پایین

233
00:14:38,788 --> 00:14:41,489
.ولی من فکر می‌کردم توهم زدم

234
00:14:41,854 --> 00:14:44,666
،باهام صحبت کرد
.وضعم رو بررسی کرد

235
00:14:44,902 --> 00:14:46,575
،درست همونجا متوجه شدم که

236
00:14:46,600 --> 00:14:48,670
.اون پیش خودش تصمیم گرفته که من یه الف هستم

237
00:14:49,626 --> 00:14:51,005
.بهم حق انتخاب داد

238
00:14:51,030 --> 00:14:54,125
گفت می‌تونم باهاش برم و
دنیا رو نجات بدم یا

239
00:14:54,150 --> 00:14:56,112
.مجبوره من رو بکشه

240
00:14:56,243 --> 00:14:58,655
،بهش گفتم زحمت نکش
،همینجا ولم کن

241
00:14:58,680 --> 00:15:00,029
.خودم چند روز دیگه می‌میرم

242
00:15:00,054 --> 00:15:04,014
«گفتش: «با این نظرت موافق نیستم

243
00:15:09,318 --> 00:15:15,933
،بعد از اینکه... سعی کردم بکُشمش
،تفنگش رو گرفته بود رو سَرم

244
00:15:15,958 --> 00:15:18,395
خون‌ِش داشت از لوله‌ی تفنگ چکه می‌کرد و

245
00:15:19,471 --> 00:15:21,344
.با اینحال بهم شلیک نکرد

246
00:15:22,138 --> 00:15:25,794
با خودم گفتم: «این مرتیکه‌ی احمق
«که با هلیکوپتر اومده دیگه کیه؟

247
00:15:25,925 --> 00:15:27,914
«مگه کیه که ماشه رو نمی‌کِشه؟»

248
00:15:28,260 --> 00:15:30,241
.قدیم اینطوری بودی، الآن نیستی

249
00:15:30,266 --> 00:15:31,347
واقعاً؟

250
00:15:31,774 --> 00:15:35,553
ببین، مردی که باعث شد
.همه‌چی برام عوض بشه مُرده

251
00:15:37,715 --> 00:15:39,413
...شاید من

252
00:15:39,709 --> 00:15:42,843
.شاید همون اول درست فکر می‌کردم

253
00:15:45,559 --> 00:15:47,005
سرلشکر، قربان

254
00:15:49,749 --> 00:15:54,462
،استوارها
.شما دوتا خیلی براش مهم بودید

255
00:15:54,525 --> 00:15:56,701
.پتانسیل زیادی تو شما می‌دید

256
00:15:56,999 --> 00:15:58,827
.ممنون، قربان -
.هنوز برای تشکر زوده -

257
00:15:58,852 --> 00:16:01,146
بهش هشدار دادم که
شما ارزش وقت گذاشتن ندارید ولی

258
00:16:01,171 --> 00:16:04,611
یه مأموریت ترتیب داد تا
.بهم ثابت کنه اشتباه می‌کنم

259
00:16:05,442 --> 00:16:07,793
.دیدگاهم هنوز درحال تغییره

260
00:16:08,315 --> 00:16:12,232
،مُدام «فارماکون» به ذهنم میاد
یه کلمه‌ی یونانیِ باستانی

261
00:16:12,257 --> 00:16:15,626
هم به معنای «زهر» و
.«هم به معنای «درمان

262
00:16:15,651 --> 00:16:18,890
وقتی اسمِ تو میاد این کلمه
.تو ذهنم میاد، گرایمز

263
00:16:19,230 --> 00:16:22,303
.مسئله اینه، در موردت مطمئن نیستم

264
00:16:22,335 --> 00:16:24,773
.شک دارم

265
00:16:26,898 --> 00:16:29,224
«هنرهای رزمی: کتاب سُنت‌های خانوادگی»

266
00:16:29,249 --> 00:16:32,078
.نوشته‌ی یاگیو مونه‌نوری

267
00:16:32,121 --> 00:16:34,080
.به اوکافور هم دادمش

268
00:16:34,304 --> 00:16:36,002
.در مورد اونم مطمئن نبودم

269
00:16:36,027 --> 00:16:39,683
ولی واسه اون غیرممکنی وجود نداشت، درسته؟

270
00:16:40,003 --> 00:16:41,657
.ثورن، باید باهات خصوصی صحبت کنم

271
00:16:41,682 --> 00:16:42,860
.بیا بریم یه دوری بزنیم

272
00:16:42,885 --> 00:16:44,525
.بله، قربان

273
00:17:05,474 --> 00:17:08,940
.شدم سرهنگ فرمانده ثورن

274
00:17:09,294 --> 00:17:10,874
.بیل بهم ترفیع داد

275
00:17:11,858 --> 00:17:12,900
.ممنون

276
00:17:22,828 --> 00:17:27,002
،همه‌چیز رو بهم گفت
.یه جلسه‌ی توجیهیِ کامل برام گذاشت

277
00:17:27,099 --> 00:17:29,057
.جلسه‌ی توجیهیِ برای «اشلون»ها

278
00:17:29,082 --> 00:17:31,398
...فکر می‌کردم سال‌ها طول بکشه

279
00:17:36,838 --> 00:17:41,836
می‌خوام تأمین تدارکاتِ پایگاهِ عملیاتیِ
.کاسکادیا فوروارد» رو به عهده بگیری»

280
00:17:42,079 --> 00:17:43,820
دارن خیلی سریع‌تر برنامه‌ها رو پیش می‌برن و

281
00:17:43,845 --> 00:17:45,368
کُلی کار هست که باید قبل از

282
00:17:45,393 --> 00:17:47,612
.رسیدنِ فرمانده‌ها برای اجلاس اول انجام بشن

283
00:17:47,922 --> 00:17:51,011
.بیل گفت همه‌شون قراره اونجا باشن

284
00:17:51,036 --> 00:17:53,611
،تمام افسرهای بالارتبه
.تمام تصمیم‌گیرنده‌ها

285
00:17:53,636 --> 00:17:56,445
.تمام نیروهای خط مقدم

286
00:17:56,878 --> 00:17:59,426
.در مورد خدمت‌گزار بتیون هم ازم سؤال پرسید

287
00:18:01,585 --> 00:18:06,242
بیشتر از 17 هزار نیرو اینجا هست ولی
.بیل اون رو تحت نظر داره

288
00:18:07,533 --> 00:18:10,174
فقط می‌خوام بدونی
.الآن رو منم تأثیر می‌ذاره

289
00:18:10,199 --> 00:18:12,352
.خب، بهش گفتی برای اوکافورـه

290
00:18:12,446 --> 00:18:14,702
.آره، و همینطورم بود

291
00:18:15,933 --> 00:18:17,874
.بخاطر تو هم بود

292
00:18:17,966 --> 00:18:19,881
.داره اتفاق میفته

293
00:18:19,906 --> 00:18:22,512
دارم پیشرفت می‌کنم و میرم بالا و
.نمی‌تونم بذارم اون من رو بکشه پایین

294
00:18:22,537 --> 00:18:23,765
.فقط می‌خوام این رو بدونی

295
00:18:23,790 --> 00:18:25,060
.این کارو نمی‌کنه
.ازش مطمئن میشم

296
00:18:25,085 --> 00:18:26,223
.حتماً بشو

297
00:18:32,937 --> 00:18:37,028
.ممنون که گوش کردی، ریک

298
00:18:37,305 --> 00:18:39,481
.و بابت این

299
00:18:51,518 --> 00:18:54,042
چی شده؟ احترام نمی‌ذاری؟

300
00:19:01,183 --> 00:19:03,383
.چیزی که من شنیدم رو نشنیدی

301
00:19:04,556 --> 00:19:06,558
.چیزی که من دیدم رو ندیدی

302
00:19:08,234 --> 00:19:09,931
.ولی می‌بینی

303
00:19:13,891 --> 00:19:15,422
.شب بخیر، استوار

304
00:19:15,502 --> 00:19:19,042
.شب بخیر، سرهنگ فرمانده

305
00:20:02,159 --> 00:20:06,039
[ بمب‌های ضدتراکم در شمال/شمال غربی، ساعت 21 ]

306
00:20:41,272 --> 00:20:44,460
.وقتشـه، امشب
.باید سریع عمل کنیم

307
00:20:44,723 --> 00:20:47,639
بمب‌های ضدتراکم باعث شدن
.واکرهای بیشتری بیان اینجا

308
00:20:47,664 --> 00:20:49,971
.با بمب‌های امشب بیشتر هم میشن

309
00:20:57,208 --> 00:21:01,008
[ بهشون بگو متأسفم ]

310
00:21:24,924 --> 00:21:28,461
،بعد از تست سلامتِ بعد از مأموریت
،برو رختکنِ خدمت‌گزاران

311
00:21:28,486 --> 00:21:30,197
.کمد 678

312
00:21:30,631 --> 00:21:32,639
،با اون کلید می‌تونی از ساختمون خارج شی

313
00:21:32,664 --> 00:21:35,717
.بعدش هم از زیر پایگاه فرار کنی

314
00:21:35,836 --> 00:21:37,533
.نقشه رو دنبال کن

315
00:21:37,731 --> 00:21:40,037
.یه قایقِ قرمز تو بوته‌ها قایم می‌کنم

316
00:21:40,473 --> 00:21:42,091
.دوستت دارم

317
00:21:43,563 --> 00:21:45,989
.و یه چیز کوچولو برات گذاشتم

318
00:24:26,465 --> 00:24:27,745
ریک؟

319
00:24:31,577 --> 00:24:32,756
ریک؟

320
00:24:51,458 --> 00:24:52,592
.من نمیام

321
00:24:53,338 --> 00:24:55,932
اگه نری، هرگز فرار نمی‌کنی و

322
00:24:55,957 --> 00:24:57,741
.جفت‌مون اینجا می‌میریم

323
00:24:58,105 --> 00:25:00,324
‫تنها راه بازگشت پیش جودیث،

324
00:25:00,455 --> 00:25:03,632
‫اینه که من این‌جا بمونم و
‫تا تو صحیح و سالم برگردی.

325
00:25:03,763 --> 00:25:06,330
‫من تا ابـد دوستت دارم.

326
00:25:06,461 --> 00:25:08,985
‫اگه تو هم من رو دوست داشته باشی...

327
00:25:09,116 --> 00:25:11,292
‫برمی‌گردی...

328
00:25:40,016 --> 00:25:41,757
‫چی شده سرباز؟

329
00:25:41,888 --> 00:25:44,891
‫میشون رفت؛ باید بهم کمک کنی
‫کسی از این مسئله بویی نبره.

330
00:25:45,021 --> 00:25:46,936
‫یعنی چی رفت؟

331
00:25:47,067 --> 00:25:49,591
‫جوری جلوه دادم که انگار
‫موقع فرار کشته شده.

332
00:25:49,722 --> 00:25:52,942
‫برای این‌که اون بتونه بره، من باید می‌موندم
‫الانم که این‌جام.

333
00:25:53,073 --> 00:25:55,292
‫یعنی واقعاً بدون تو رفت؟

334
00:25:55,423 --> 00:25:56,946
‫من‌که باورم نمی‌شه ریک.

335
00:25:57,077 --> 00:26:01,081
‫بهش نگفته بودم که قرار نیست باهاش برم...

336
00:26:01,211 --> 00:26:04,040
‫هنوز هم می‌خوای من رو بکشی ریک؟

337
00:26:04,171 --> 00:26:05,781
‫هنوزم می‌خوای؟

338
00:26:05,912 --> 00:26:08,044
والا چندباری که رویاش رو دیدم!

339
00:26:08,175 --> 00:26:10,569
اما نباید آدم‌ها رو بکشیم؛
‫به‌کارمون میان.

340
00:26:10,699 --> 00:26:12,962
‫الان دیگه پـای تو هم گـیره!
‫سرنوشتت به‌ش گره خورده.

341
00:26:13,093 --> 00:26:14,790
‫- چیکار باید بکنم؟
‫- یه جسد پیدا کردم.

342
00:26:14,921 --> 00:26:17,706
‫همون نزدیک‌ها بود؛ لباس خدمت‌گزارها رو تنش کردم

343
00:26:17,837 --> 00:26:20,796
پاره پوره‌ش کردم و
صورت‌ش رو ترکوندم

344
00:26:20,927 --> 00:26:24,539
‫قراره اینطوری بگیم که موقع فرار می‌خوره
‫زمین، سرش می‌شکنه و واکرها جمع می‌رن سراغش.

345
00:26:24,670 --> 00:26:26,497
‫حواست باشه وقتی فهمیدن نیست

346
00:26:26,628 --> 00:26:28,499
‫سریعاً خودت برای پیگیری
‫تحقیقات داوطلب بشی.

347
00:26:28,630 --> 00:26:31,546
‫جسد‌ی که گفتم تو خط ساحلیه؛
‫جنوب شرقی اسکله شماره 70.

348
00:26:31,677 --> 00:26:33,461
یه جلسه ممیزی امنیتی توی کاسکادیا داریم

349
00:26:33,592 --> 00:26:35,289
و دارم می‌رم اونجا

350
00:26:35,419 --> 00:26:37,552
‫خداروشکر دیگه برنمی‌گردم این‌جا

351
00:26:37,683 --> 00:26:39,162
‫نگران نباش؛ حواسم به قضیه

352
00:26:39,293 --> 00:26:40,816
‫دینا هست و خودم حل‌ش می‌کنم.

353
00:26:40,947 --> 00:26:43,819
‫اما اگه از ماجرا بویی ببرن،
‫من چیزی رو گردن نمی‌گیرم.

354
00:26:43,950 --> 00:26:46,474
‫تو هم اگه یه‌وقت خواستی
‫رویای کشتن من رو به واقعیت تبدیل کنی

355
00:26:46,605 --> 00:26:48,563
‫خایه کن و بیا رو در رو مبارزه کنیم.

356
00:26:48,694 --> 00:26:51,958
چون اون موقع اطلاعاتی رو در
اختیارشون گذاشتم که قطعاً به ضررتونه!

357
00:26:55,178 --> 00:26:58,138
‫اگه می‌گی فقط به
‫خاطر میشون همچین کاری کردی،

358
00:26:58,268 --> 00:27:00,575
‫باور می‌کنم

359
00:27:00,706 --> 00:27:02,795
‫اما امیدوارم اینجا موندنت

360
00:27:02,925 --> 00:27:06,059
‫نقشه‌ای چیزی نباشه.

361
00:27:06,189 --> 00:27:08,714
‫من دوباره جونت رو نجات دادم!

362
00:27:08,844 --> 00:27:11,978
‫الان هم باید جون میشون رو نجات بدی.

363
00:27:12,108 --> 00:27:13,719
‫تو یه قهرمانی،

364
00:27:13,849 --> 00:27:15,851
البته با موهای تخمی

365
00:27:29,169 --> 00:27:31,084
‫راحت باش.

366
00:27:33,739 --> 00:27:36,263
‫توی دردسر بزرگی افتادی، استوار.

367
00:27:39,135 --> 00:27:40,659
‫بریم!

368
00:27:56,805 --> 00:27:59,678
‫- پشمام!
‫- خدای من.

369
00:28:08,512 --> 00:28:10,340
‫وای!

370
00:28:15,606 --> 00:28:17,826
‫وقتی داشتیم ازش بازجویی
‫می‌کردیم گفت از نظرش

371
00:28:17,957 --> 00:28:19,393
‫امنیت با پیش بقیه بودن
‫شکل می‌گیره.

372
00:28:19,523 --> 00:28:21,525
‫همون‌جا بود که رفتم توی فکر.

373
00:28:21,656 --> 00:28:25,225
‫آخه اون اصلاً آدمی به‌نظر نمی‌رسه که

374
00:28:25,355 --> 00:28:27,401
‫بخواد برای امنیت به بقیه تکیه کنه!

375
00:28:42,721 --> 00:28:45,761
« گرایمز 68 »

376
00:28:50,206 --> 00:28:53,253
‫به‌راهت ادامه بده.

377
00:28:53,383 --> 00:28:55,734
‫جلوتر سمتِ چپ.
‫باید حرف بزنیم.

378
00:29:11,358 --> 00:29:14,840
‫دلیل زنده موندنم طی تمام این سال‌ها

379
00:29:14,970 --> 00:29:20,628
اینه که یه نفر دوباره و دوباره
جونم رو نجات می‌داد

380
00:29:20,759 --> 00:29:25,764
‫تنها راه از این‌جا فرار کردن اینه که یکی
‫ بمونه و حواسش باشه مشکلی پیش نیاد.

381
00:29:25,894 --> 00:29:30,159
‫سال‌ها طول کشید تا بفهمم
‫نمی‌تونم فرار کنم.

382
00:29:30,290 --> 00:29:33,728
‫بارها کمک خواستم؛
‫کسی کمکم نکرد.

383
00:29:33,859 --> 00:29:38,385
‫برای فرار کردن، باید یکی رو این‌جا
‫داشته باشی که حواسش باشه.

384
00:29:38,515 --> 00:29:41,562
‫من برای تو اون یه‌نفرم.

385
00:29:41,692 --> 00:29:45,914
‫بهت گفتم اگه من رو دوست داری،

386
00:29:46,045 --> 00:29:49,135
‫برو...

387
00:30:11,070 --> 00:30:13,289
‫سلام شوتو؛ دایـتو صحبت می‌کنه.

388
00:30:13,420 --> 00:30:16,771
‫یه‌روز یکی بهم گفت وقتی که زمان
‫رفتن به خونه برسه، خودت می‌فهمی.

389
00:30:23,473 --> 00:30:25,649
‫من این فرصت رو داشتم
‫که برگردم خونه.

390
00:30:25,780 --> 00:30:28,827
‫اما بدون آقای شجاع نمی‌تونستم برگردم.

391
00:30:28,957 --> 00:30:30,611
‫شاید هم باید برمی‌گشتم...

392
00:30:37,487 --> 00:30:39,663
‫درست زمانی که فکر می‌کردم مرد شجاع به‌خاطر

393
00:30:39,794 --> 00:30:42,884
‫جاه‌طلبی و امید به یه زندگی جدید
‫توی این مکان موندگار شده،

394
00:30:43,015 --> 00:30:47,367
‫و می‌خواد ما رو جایگزین کنه؛
به‌ یه‌چیزی برخوردم

395
00:30:54,895 --> 00:30:56,828
« نقاشی و تصویرنگاری بنجیرو »

396
00:31:04,514 --> 00:31:07,039
‫تو اونی هستی که من رو نقاشی کرده بود!

397
00:31:07,169 --> 00:31:08,823
‫آره.

398
00:31:08,954 --> 00:31:10,520
‫تو و اون دختره.

399
00:31:10,651 --> 00:31:13,436
‫هر ماه می‌اومد و ازم می‌خواست
‫یه نقاشی جدید بکشم.

400
00:31:13,567 --> 00:31:15,699
‫یه پسری هم بود که همه‌ش
‫می‌گفت اون رو هم بکش،

401
00:31:15,830 --> 00:31:17,701
‫اما هیچوقت نتونستم
‫درست بکشمش.

402
00:31:17,832 --> 00:31:20,313
‫کارل.

403
00:31:20,443 --> 00:31:23,011
‫اسم اون پسر کارلـه.

404
00:31:23,142 --> 00:31:24,795
تو مثل اون محتاط نیست.

405
00:31:24,926 --> 00:31:27,320
‫سه سال طول کشید که ریک
‫اسم‌هاتون رو بهم بگه!

406
00:31:27,450 --> 00:31:30,323
‫تو میشونی و اون دخترـه هم جودیثه!

407
00:31:30,453 --> 00:31:32,586
‫اون هم این‌جاست؟

408
00:31:35,067 --> 00:31:37,721
‫- متاسفم...
‫- چیزی‌ش نشده!

409
00:31:37,852 --> 00:31:42,552
اون می‌گفت می‌خواد تا وقتی که
‫شما رو پیدا می‌کنه نقاشی‌تون رو بکشم.

410
00:31:42,683 --> 00:31:45,425
‫الانم که اینجایین...

411
00:31:45,555 --> 00:31:48,471
‫مطمئن بود که دوباره شما رو می‌بینه.
‫مطمئن بود.

412
00:31:48,602 --> 00:31:50,909
‫یه‌مدت یکم نا اُمید شده بود...

413
00:31:51,039 --> 00:31:54,347
‫- بهش گفتم...
‫- می‌دونم چی گفتی!

414
00:31:54,477 --> 00:31:56,697
‫ممنونم.

415
00:31:56,827 --> 00:31:58,742
‫نقاشی‌ت خیلی بهم کمک کرد.

416
00:31:58,873 --> 00:32:01,049
‫اون پیدات کرد...

417
00:32:01,180 --> 00:32:04,226
‫الان هم من دارم دنبالش می‌گردم.

418
00:32:07,926 --> 00:32:09,971
‫امیدت رو از دست نده.

419
00:32:24,116 --> 00:32:26,031
‫بـتیون؟

420
00:32:34,996 --> 00:32:37,433
‫من سرهنگ فرمانده «ترون» هستم.

421
00:32:37,564 --> 00:32:39,914
‫گروهبان گرایمز رو هم که می‌شناسین...

422
00:32:40,045 --> 00:32:43,004
‫بله.

423
00:32:43,135 --> 00:32:47,139
‫اولین سفرِ آشنایی‌ت به شهر خوش گذشت؟

424
00:32:47,269 --> 00:32:48,618
‫آره.

425
00:32:48,749 --> 00:32:52,405
‫چندتا اثر هنری به‌شدت زیبا دیدم.

426
00:32:54,146 --> 00:32:56,322
‫زیاد خوشحال به‌نظر نمیای...

427
00:32:56,452 --> 00:33:00,152
ظاهراً از زندگی‌های اون‌شکلی
خوشت نمیاد نه؟

428
00:33:00,282 --> 00:33:02,415
‫مگه جز اون چاره‌ دیگه‌ای هم دارم؟

429
00:33:04,504 --> 00:33:06,506
‫باهامون همراه شو.

430
00:33:16,429 --> 00:33:18,648
‫این‌جا کجاست؟

431
00:33:18,779 --> 00:33:22,957
‫یجایی که اگه یه شخصی
‫وجود نداشت، الان یه شهر بزرگ بود.

432
00:33:26,656 --> 00:33:28,310
‫بمب‌بارون شده؟

433
00:33:28,441 --> 00:33:30,269
‫آره.

434
00:33:30,399 --> 00:33:33,707
‫من چیز زیادی درمورد تو نمی‌دونم.

435
00:33:33,837 --> 00:33:35,926
‫یهو از جنگل سر و کله‌ت پیدا شد

436
00:33:36,057 --> 00:33:38,538
‫و یکی از افراد مهم‌مون رو نجات دادی.

437
00:33:38,668 --> 00:33:41,715
‫گروهبان گرایمز قبلاً یک بار
‫جون من رو نجات دادن.

438
00:33:41,845 --> 00:33:44,674
‫می‌تونیم بگیم دوستمه...

439
00:33:44,805 --> 00:33:47,416
‫اما دوستی...

440
00:33:47,547 --> 00:33:50,071
‫توی این‌جا هیچ معنایی نداره.

441
00:33:50,202 --> 00:33:52,900
دوستی واسه آدم‌های ضعیفه

442
00:33:55,120 --> 00:33:56,773
‫اون مثل خانواده‌ام می‌مونه.

443
00:33:56,904 --> 00:33:59,515
‫تنها کسی که برام باقی مونده.

444
00:34:01,430 --> 00:34:03,954
‫خب؛ سوال من اینه که...

445
00:34:04,085 --> 00:34:06,348
‫تو کی هستی؟

446
00:34:06,479 --> 00:34:08,524
یه آدم عادی به اسم دینا

447
00:34:08,655 --> 00:34:12,137
‫الان زمان فروتنی نیست دینا.

448
00:34:12,267 --> 00:34:13,834
‫من فقط یه بازمانده‌ام.

449
00:34:13,964 --> 00:34:15,662
‫یه بازمنده یهو از جنگل سر و کله‌ش پیدا نمی‌شه

450
00:34:15,792 --> 00:34:18,186
‫تا مردی رو نجات بده که
داشته می‌مُرده...

451
00:34:18,317 --> 00:34:20,145
‫خب من‌که این‌کار رو کردم.

452
00:34:20,275 --> 00:34:21,581
‫و زنده موندم.

453
00:34:21,711 --> 00:34:23,365
‫چرا نجات‌ش دادی؟

454
00:34:23,496 --> 00:34:25,454
‫می‌خواستم دوست پیدا کنم.

455
00:34:25,585 --> 00:34:27,891
‫با آدم‌ها امنیت بیشتری داری.

456
00:34:28,022 --> 00:34:29,937
‫چرا نجات‌ش دادی؟

457
00:34:38,728 --> 00:34:41,122
‫- درست...
‫- درست چی؟

458
00:34:41,253 --> 00:34:44,604
‫کار درستی نبود نجاتش ندم!

459
00:34:44,734 --> 00:34:47,215
‫تک و تنها و درمانده رو زمین افتاده بود.

460
00:34:47,346 --> 00:34:50,610
‫اون؟

461
00:34:53,047 --> 00:34:55,789
‫از نظر من ریک هیچوقت
‫به درجه درماندگی نمی‌رسه.

462
00:34:55,919 --> 00:34:59,227
‫خب من‌که نمی‌شناسم...

463
00:34:59,358 --> 00:35:03,405
‫اما اگه من اون‌جا نبودم...

464
00:35:03,536 --> 00:35:05,973
‫می‌مُرد.

465
00:35:08,236 --> 00:35:11,239
‫دوست ندارم شاهد مرگ کسی باشم،

466
00:35:11,370 --> 00:35:16,070
‫اونم کسی که درمانده و تنها باشه.

467
00:35:22,076 --> 00:35:24,644
‫بذار یه رازی رو بهت بگم.

468
00:35:24,774 --> 00:35:27,212
‫تو الان به‌خاطر من این‌جایی!

469
00:35:27,342 --> 00:35:30,040
‫ما آدم‌هایی مثل تو رو این‌جا راه نمی‌دیم.

470
00:35:30,171 --> 00:35:34,306
‫تو یه رهبری! کسی ما این‌جا به‌ش
‫می‌گیم «الف»

471
00:35:34,436 --> 00:35:36,177
‫مطمئنیم اگه بفرستیمت توی شهر زندگی کنی،

472
00:35:36,308 --> 00:35:40,181
‫نه کار می‌کنی؛ نه خرید می‌کنی؛
‫نه کتاب می‌خونی.

473
00:35:40,312 --> 00:35:43,358
‫نـه! می‌ری دنبالِ جواب سوالات‌ـت.

474
00:35:43,489 --> 00:35:46,666
‫از خودت می‌پرسی یعنی
‫این‌جا چه اتفاقی افتاده؛

475
00:35:46,796 --> 00:35:50,670
‫چرا و به‌خاطر چه کسی!

476
00:35:50,800 --> 00:35:54,761
‫و بر اساس احساسات درونی خودت
‫می‌ری دنبالِ برقراری عدالت.

477
00:35:54,891 --> 00:35:57,111
‫احساساتی که اسم‌ش رو نمی‌دونی.

478
00:35:59,809 --> 00:36:02,421
‫اما اگه بهت بگم یه راهی هست که

479
00:36:02,551 --> 00:36:06,120
‫به جواب سوالاتت برسی،

480
00:36:06,251 --> 00:36:09,950
‫راهی که هر رمز و رازی هست رو می‌فهمی...

481
00:36:10,080 --> 00:36:12,170
‫قبول‌ش می‌کنی؟

482
00:36:12,300 --> 00:36:14,346
‫می‌خواین رمز و رازها رو به من بگین؟

483
00:36:14,476 --> 00:36:19,220
‫فرصتی که این‌جا گیر هرکسی نمیاد؛

484
00:36:19,351 --> 00:36:22,702
‫فرصتی که توی این دنـیا گیر هرکسی نمیاد؛

485
00:36:22,832 --> 00:36:24,486
‫من...

486
00:36:27,837 --> 00:36:31,014
‫قبول می‌کنم.

487
00:36:40,154 --> 00:36:42,896
‫گروهبان...

488
00:36:43,026 --> 00:36:45,028
‫این خدمت‌گزار در عملیات پاک‌سازی

489
00:36:45,159 --> 00:36:48,293
‫پایکاه کاسکادیا به ما ملحق خواهد شد.

490
00:36:48,423 --> 00:36:50,860
‫ببرش کامل تجهیزش کن.

491
00:36:50,991 --> 00:36:53,863
‫- یونیفورم ویژه بهش بده
‫-  سلاح چی؟

492
00:36:53,994 --> 00:36:56,301
‫فقط نیـزه.

493
00:36:56,431 --> 00:36:59,304
‫شما دیگه می‌تونین برگردین تو ماشین؛
‫خدمت‌گزار بتیون.

494
00:37:14,362 --> 00:37:16,364
‫خیلی خوب بود.
‫کارـت حرف نداره.

495
00:37:16,495 --> 00:37:18,932
‫آره؛ اون خیلی قویه ریک؛
‫و این رو بدون که من اوکافور نیستم!

496
00:37:19,062 --> 00:37:21,021
توی بحث امنیت
نمی‌تونیم ریسک کنیم

497
00:37:21,151 --> 00:37:23,937
‫تا جایی که من می‌دونم، ممکن بود
‫یهو فرار کنه سمت رودخونه!

498
00:37:24,067 --> 00:37:25,504
اسلحه‌ت رو در آوردی!

499
00:37:25,534 --> 00:37:27,462
‫چون تو چاقوت رو در آوردی؛ می‌خواستم
‫اگه چیزی شد آماده باشم.

500
00:37:27,593 --> 00:37:28,942
‫بعدشم معلومه که فرار نمی‌کنه!

501
00:37:29,072 --> 00:37:30,552
‫راحت می‌تونستی بگیریش!

502
00:37:30,683 --> 00:37:33,207
‫من مسئولِ آسیب‌پذیری بقیه نیستم.

503
00:37:33,338 --> 00:37:35,078
‫الان دیگه همه‌چی رو می‌دونم.

504
00:37:35,209 --> 00:37:39,169
‫این‌که چرا این‌جاییم و
‫داریم این‌کار رو می‌کنیم.

505
00:37:39,300 --> 00:37:42,042
‫من اوکافور نیستم!

506
00:37:56,361 --> 00:37:58,145
‫پایگاه عملیاتی پیش‌رو، کاسکادیا.

507
00:37:58,276 --> 00:37:59,625
‫قبلاً دانشگاه بوده.

508
00:37:59,755 --> 00:38:01,540
‫این پایگاه یکی از
‫اصلی‌ترین پایگاه‌های ماست.

509
00:38:01,670 --> 00:38:03,933
‫جز نیروهای خط مقدم، تنها درجاتِ نظامی‌ای که
‫اون‌جا رو از نزدیک دیدن

510
00:38:04,064 --> 00:38:06,109
‫من و گرایمز هستیم؛
‫تنها نیستی

511
00:38:06,240 --> 00:38:08,416
‫و یادت نرـه تو فعلاً یه خدمت‌گزار
‫بیشتر نیستی.

512
00:38:08,547 --> 00:38:10,505
‫اگه کارت خوب باشه واسه شام
‫ماهی سالمون می‌خوری!

513
00:38:10,636 --> 00:38:12,028
از نظرم ارزش سفر به اون سمت کشور رو داره؛

514
00:38:12,159 --> 00:38:13,552
‫حتی اگه باید توی پنج نقطه مختلف

515
00:38:13,682 --> 00:38:15,205
‫برای سوخت‌گیری توقف کنیم.

516
00:38:15,336 --> 00:38:16,816
‫این بیرون که هیچی نیست!

517
00:38:16,946 --> 00:38:18,296
‫پایگاه از چی محافظت می‌کنه؟

518
00:38:18,426 --> 00:38:20,167
‫از امنیتِ جمهوری مدنی!

519
00:38:20,298 --> 00:38:24,127
‫گسترس منابع و حفاظت از اطلاعات
‫محرمانه ساحلِ غربی.

520
00:38:24,258 --> 00:38:25,651
‫یعنی همون آینده‌مون.

521
00:38:25,781 --> 00:38:27,740
‫امبر-ایندیگـو؛ خطر دیده شد.

522
00:38:27,870 --> 00:38:29,785
‫پدیده‌ای که پیش رو داریم
‫قریب‌الوقوع اعلام شده.

523
00:38:29,916 --> 00:38:31,874
مستقر شدیم و بزودی
ماموریت شروع می‌شه

524
00:38:32,005 --> 00:38:33,789
‫دریافت شد.

525
00:38:33,920 --> 00:38:35,661
‫آماده باشید.

526
00:38:37,619 --> 00:38:39,142
‫جلسه‌ی توجیهی آغاز می‌شه،

527
00:38:39,273 --> 00:38:41,928
‫ماموریت‌مون آغاز می‌شه...

528
00:38:42,058 --> 00:38:44,713
‫جوخه‌های ویژه در حال انجام عملیات هستن؛
‫پس فقط خودمونیم.

529
00:38:44,844 --> 00:38:48,064
‫شکاف بزرگی توی دیوارهای میله‌ای
‫ایجاد شده

530
00:38:48,195 --> 00:38:50,284
‫و مُرده‌‌ها دارن به اون محدوده نزدیک می‌شن

531
00:38:50,415 --> 00:38:51,938
‫مشکل اصلی ما همینه؛

532
00:38:52,068 --> 00:38:54,680
‫هدف ما گله مُرده‌هایی با جمعیت

533
00:38:54,810 --> 00:38:57,596
‫بیش از 200 نفر دارن به
‫سمت شکاف حرکت می‌کنن.

534
00:38:57,726 --> 00:39:00,860
‫ماهواره‌ها و بمب‌های ضدتراکم موفق نشدن

535
00:39:00,990 --> 00:39:02,296
‫گله رو از بین ببرن

536
00:39:02,427 --> 00:39:05,560
‫پس قراره خودمون مشخصاً
‫با مُرده‌ها روبه‌رو بشیم

537
00:39:05,691 --> 00:39:07,214
‫و همه‌شون رو نابود کنیم.

538
00:39:07,345 --> 00:39:10,913
فقط چند روز تا اجلاس سران سی‌.آر.ام

539
00:39:11,044 --> 00:39:13,742
و نیروهای اعزامی ویژه باقی مونده

540
00:39:13,873 --> 00:39:16,789
و اگه مُرده‌ها به مرزهای ما نفوذ کنن،

541
00:39:16,919 --> 00:39:18,965
‫پروژه‌مون از ریشه نابود می‌شه.

542
00:39:19,095 --> 00:39:21,097
‫نقشه‌مون شکست می‌خوره!

543
00:39:21,228 --> 00:39:23,143
‫آیا قراره اجازه بدیم نقشه‌مون
‫شکست بخوره؟

544
00:39:23,273 --> 00:39:24,840
‫- نه خانم.
‫- نه خانم.

545
00:39:24,971 --> 00:39:27,539
‫یه نفرمون باید «دستگاه بمب» رو ببره نزدیکِ شکاف،

546
00:39:27,669 --> 00:39:29,410
‫سمت گله و پشت‌تشون.

547
00:39:29,541 --> 00:39:32,674
‫و اون رو در فاصله صد قدمی
‫راه خروجی گله قرار بده.

548
00:39:32,805 --> 00:39:36,591
بعدش هم یکی از ماهواره‌های پرنده‌مون
صدای ضدتراکم رو سرتاسر منطقه پخش می‌کنه

549
00:39:36,722 --> 00:39:38,550
کی قراره دستگاه بمب رو هدایت کنه خانم؟

550
00:39:38,680 --> 00:39:41,466
‫من!

551
00:39:41,596 --> 00:39:44,294
‫آروم و بی‌صدا عمل کردن
‫رمز موفقیت ماست سربازان.

552
00:39:44,425 --> 00:39:48,124
‫فقط هم اجازه دارید از سلاح‌های
‫سرد و تفنگ‌های بادی استفاده کنید.

553
00:39:48,255 --> 00:39:52,085
‫خدمت‌‌گزار؛ تو منتظر دستور من باش.

554
00:39:52,215 --> 00:39:56,829
ازت می‌خوام پشت خط دفاعی باشی و
مرده‌هایی که از دست‌مون در رفتن رو بکشی

555
00:39:56,959 --> 00:39:58,918
به‌شون می‌گیم مرده‌های جلودار؛

556
00:39:59,048 --> 00:40:00,876
باید جلو نگه‌شون داریم
و نذاریم نفوذ کنن

557
00:40:01,007 --> 00:40:03,009
‫اگه اوضاع یهو به‌هم ریخت
‫و توی مـه گم شدی.

558
00:40:03,139 --> 00:40:04,880
‫نترس.

559
00:40:05,011 --> 00:40:06,795
‫پی.‌آر.بی رو فشار بده.

560
00:40:06,926 --> 00:40:09,145
‫وقتی که اون دکمه رو فشار بدی؛
‫هر هلیکوپتر سی آر ام که

561
00:40:09,276 --> 00:40:11,234
‫در 300 مایلی این‌جا باشه؛
‫میاد و پیدات می‌کنه.

562
00:40:11,365 --> 00:40:13,019
‫برین دستگاه بمب رو بیارین؛ بریم.

563
00:40:15,021 --> 00:40:16,370
‫چرا خودت می‌خوای
‫«دستگاه بمب» رو هدایت کنی؟

564
00:40:16,501 --> 00:40:18,938
‫چون شماها خیلی کُندین.

565
00:40:20,635 --> 00:40:22,637
‫از اون‌جایی که الان چیزهای
‫بیشتری می‌دونم؛

566
00:40:22,768 --> 00:40:26,554
‫چیزهایی که تو بعداً می‌فهمی؛
‫توی همه‌ موارد

567
00:40:26,685 --> 00:40:30,906
‫با اوکافور موافق نیستم؛ اما اون
همیشه با برنامه دقیق رهبری می‌کرد

568
00:40:31,037 --> 00:40:32,734
‫می‌خوام این‌کار رو انجام بدیم.

569
00:40:42,875 --> 00:40:44,311
‫دارن بیشتر می‌شن!
‫راه رو ببندین.

570
00:40:44,442 --> 00:40:45,747
‫باید همین الان کلک‌شون رو بکنیم.

571
00:40:49,969 --> 00:40:51,361
‫گفتم پشتِ خط دفاعی بمون!

572
00:40:51,492 --> 00:40:53,929
منتظر اون‌هایی باش که
از دست ما در رفتن.

573
00:40:54,060 --> 00:40:56,236
‫زودباشین!

574
00:40:59,892 --> 00:41:01,589
‫لعنتی!

575
00:41:01,720 --> 00:41:03,591
‫بگو بقیه بیان؛ همه رو
‫جمع کن دور شکاف.

576
00:41:03,722 --> 00:41:05,288
‫بقیه درگیرن!

577
00:41:05,419 --> 00:41:08,640
باید به‌جای این دختره یه سرباز می‌آوردم

578
00:41:08,770 --> 00:41:10,903
اگه شکاف دیگه‌ای ایجاد شد؛
دستگاه رو می‌بریم اون‌جا

579
00:41:32,925 --> 00:41:35,318
‫خدمت‌گزار بتیون!

580
00:41:35,449 --> 00:41:36,711
‫وایسا سرجات!

581
00:41:59,691 --> 00:42:01,388
‫بریم!

582
00:42:20,973 --> 00:42:22,757
‫زودباش.

583
00:43:10,283 --> 00:43:12,285
‫زودباش.

584
00:43:12,415 --> 00:43:15,157
‫پیدامون می‌کنن! پیدامون می‌کن...

585
00:43:15,288 --> 00:43:17,377
یه‌کاری می‌کنیم که نتونن

586
00:43:19,771 --> 00:43:21,381
‫نه اینطوری...

587
00:44:25,488 --> 00:44:28,970
‫ده تا مُرده مونده!
‫ده تـا.

588
00:44:45,421 --> 00:44:47,423
‫اون قوانین رو زیر پا گذاشت؛
‫تو هم به‌‌خاطر اون قوانین رو زیر پا گذاشتی.

589
00:44:47,554 --> 00:44:48,860
‫داشت می‌دووید.

590
00:44:48,990 --> 00:44:50,426
‫به کمک احتیاج داشت.
‫تو هم همینطور.

591
00:44:50,457 --> 00:44:53,051
‫ما باید از دستورات سفارش شده پیروی کنیم
‫وگرنه نظم‌مون از بین می‌ره!

592
00:44:53,081 --> 00:44:54,604
‫اون سرکشی کرد و
‫تو هم دنبالش کردی!

593
00:44:54,735 --> 00:44:57,216
‫اگه بقیه هم همچین کاری بکنن چی؟

594
00:44:57,346 --> 00:45:00,175
‫من بهش اعتماد کردم.
‫به‌خاطرش چنین ریسک بزرگی رو پذیرفتم.

595
00:45:00,306 --> 00:45:02,395
‫به‌خاطر تو.
‫پشیمونم کردید.

596
00:45:02,525 --> 00:45:04,397
‫منم دلم می‌خواست
‫ماموریتت موفقیت آمیز باشه.

597
00:45:04,527 --> 00:45:05,790
‫برای همین همچین کاری کردم.

598
00:45:05,920 --> 00:45:07,748
‫گوش کن؛ شاید براش زود بوده.

599
00:45:07,879 --> 00:45:09,924
‫برش می‌گردونیم تا بیشتر
‫تجربه کنه و یه مدت بگذره.

600
00:45:10,055 --> 00:45:11,752
‫آره؛ اما فعلاً.

601
00:45:11,883 --> 00:45:13,841
‫باید قال این قضیه رو بکنیم.

602
00:45:13,972 --> 00:45:16,017
‫ما با هم.

603
00:45:17,976 --> 00:45:19,325
‫خدمت‌گزارـه رو برگردون مرکز.

604
00:45:19,455 --> 00:45:21,153
‫نمی‌خوام چشمم بهش بیفته؛ باشه؟

605
00:45:21,283 --> 00:45:25,157
‫و تو...خودت این افتضاح رو مدیریت می‌کنی.
‫سوخت‌گیری و بقیه کارها.

606
00:45:25,287 --> 00:45:27,246
‫این دفعه رو گذشت می‌کنم گرایمز،

607
00:45:27,376 --> 00:45:31,685
‫چون به‌مون کمک کردی مُرده‌ها
‫رو از بین ببریم؛ فهمیدی؟

608
00:45:31,816 --> 00:45:34,862
‫ژنرال بیل بزودی می‌خواد
‫تو رو ببینه.

609
00:45:34,993 --> 00:45:37,952
‫قراره مقامت رو ارتقا بدن.

610
00:45:38,083 --> 00:45:41,521
‫بهتره خودت رو جمع و جور کنی ریک.

611
00:45:59,147 --> 00:46:00,975
‫دفتر مرکزی من فعلاً این‌جاست.

612
00:46:01,106 --> 00:46:02,847
‫به سمت قله و فراتر از آن.

613
00:46:02,977 --> 00:46:05,240
‫هیچ‌جا مثل خونه‌ی خود آدم نمی‌شه.

614
00:46:05,371 --> 00:46:09,897
‫دیگه هر روز بین این‌جا و فیلی
‫پاس‌کاری نمی‌شم.

615
00:46:10,028 --> 00:46:13,379
‫بیا یه‌سر بریم جایی که زندگی می‌کردم.

616
00:46:13,509 --> 00:46:15,947
‫منظره‌ی قشنگی از کاسکادیا داره.

617
00:46:17,862 --> 00:46:19,777
‫هنوز من رو ندیده...

618
00:46:23,868 --> 00:46:25,391
‫وقت‌ش رسید.

619
00:46:25,521 --> 00:46:27,132
‫بلاخره من رو دید.

620
00:46:28,655 --> 00:46:30,483
‫مهم نیست.

621
00:46:30,613 --> 00:46:32,702
‫- جیدیس؟
‫- گفتم مهم نیست.

622
00:46:32,833 --> 00:46:34,530
‫همین الان برمی‌گردی پایگاه،

623
00:46:34,661 --> 00:46:36,358
‫و بعدش میام یه‌جوری فراری‌ت می‌دم

624
00:46:36,489 --> 00:46:37,795
‫حتی اگه مجبور شـم به‌زور ببرمت

625
00:46:37,925 --> 00:46:39,797
‫و خودم بذارمت تو قایق.

626
00:46:39,927 --> 00:46:43,888
‫من به این‌جا تعلق دارم؛ اما تـو نـه!
‫این‌جا بودنت هیچ‌چیزی رو تغییر نمی‌ده.

627
00:46:44,018 --> 00:46:45,846
‫دیگه تمومه!

628
00:46:45,977 --> 00:46:48,240
‫هرچیزی که توی گذشته داشتیم
‫دیگه تمومه!

629
00:46:48,370 --> 00:46:49,676
‫شنیدی؟

630
00:46:49,700 --> 00:47:09,700
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

631
00:47:09,724 --> 00:47:19,724
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

632
00:47:20,272 --> 00:47:22,840
‫شوتو؛ دایتو داره صحبت می‌کنه.

633
00:47:26,626 --> 00:47:28,193
‫ببخشید...

634
00:47:34,503 --> 00:47:36,505
‫مطمئن نیستیم بتونیم برگردیم یا نه...

635
00:47:42,118 --> 00:47:44,118
‫«آنچه در قسمت بعد خواهید دید»

636
00:47:46,733 --> 00:47:48,561
‫این‌جا دیگه کجاست؟

637
00:47:48,691 --> 00:47:50,476
‫باید یکم با هم تنها باشیم.

638
00:47:50,650 --> 00:47:54,219
‫اگه بخوایم فرار کنیم
‫جدیس خونه‌مون رو نابود می‌کنه!

639
00:47:54,349 --> 00:47:55,350
‫می‌خوای به‌شون بگی اینجاییم؟

640
00:47:56,482 --> 00:47:58,136
‫باید برگردیم!

641
00:47:59,572 --> 00:48:01,356
‫نباید از چیزی بترسیم!

642
00:48:04,185 --> 00:48:05,230
‫چرا؛ باید بترسیم!

