﻿1
00:00:06,750 --> 00:00:08,750
<i>‫این مرد دوباره متولد شده</i>

2
00:00:08,750 --> 00:00:11,260
<i>‫و اسمش رو گذاشتند «اژدها»</i>

3
00:00:11,260 --> 00:00:16,180
<i>‫باید اژدهای دوباره ‌متولدشده رو پیدا کنید و
‫دنیا رو برای پیروی از اون آماده کنین</i>

4
00:00:16,180 --> 00:00:19,460
<i>‫حقیقت داره، مگه نه؟ حرفی که
‫ راجع‌به مردهای احضارکننده‌ی قدرت می‌زنن</i>

5
00:00:19,460 --> 00:00:22,770
<i>‫ ‫که آخر سر اونقدر دیوونه میشن که
‫هرکی که تا به حال دوست داشتن ‫رو می‏کشن</i>

6
00:00:22,770 --> 00:00:24,020
<i>‫حقیقت داره</i>

7
00:00:24,520 --> 00:00:28,060
<i>‫ما ارباب تاریکی رو شکست ندادیم،
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم</i>

8
00:00:28,070 --> 00:00:29,400
‫بهشون بگو که اینجا مُردم

9
00:00:32,570 --> 00:00:36,360
<i>‫اون لنفیره، خطرناک‌ترینِ طردشدگان</i>

10
00:00:36,370 --> 00:00:39,660
‫دختر شب، دوباره برمی‌خیزد

11
00:00:41,250 --> 00:00:43,000
<i>‫و وقتی که به «آخرین نبرد» رفتیم،</i>

12
00:00:43,000 --> 00:00:46,670
‫تو بزرگ‌ترین سلاح‌
تو انبار اسلحه‌مون خواهی بود

13
00:00:49,710 --> 00:00:51,740
‫همچین قدرتی نباید در اختیار کسی قرار بگیره

14
00:00:51,740 --> 00:00:54,880
<i>‫یا چیزی که هستی رو قبول می‌کنی یا
‫ازش می‌ترسی</i>

15
00:00:54,880 --> 00:00:57,800
‫مشخص نیست وقتی به اونجا رسیدم
‫بتونم احضار قدرت کنم یا نه

16
00:01:00,680 --> 00:01:03,140
‫عزیزم، ۲۰ ساله که این بار رو
‫روی دوش تو گذاشتم

17
00:01:03,140 --> 00:01:05,940
‫توی این ماجرا دیگه تنها نیستی، خواهر

18
00:01:05,940 --> 00:01:07,230
‫بریم

19
00:01:07,230 --> 00:01:10,480
<i>‫مورین دامودرد، اگه تابحال دوستـم داشتی
‫این کار رو نکن</i>

20
00:01:10,480 --> 00:01:14,240
‫بهت دستور میدم که دروازه رو ببندی

21
00:01:16,200 --> 00:01:19,490
‫وقتی آمرلین غیب‌ش می‌زنه
‫نگهبان ارشد برج رو اداره می‌کنه

22
00:01:19,800 --> 00:01:22,620
<i>‫خبر داری که اگه آمرلین شکست بخوره؛
‫تو هم همراه‌ش به قهقرا می‌ری؟ </i>

23
00:01:22,620 --> 00:01:27,420
‫ ‫به نظرت جوریه که انگار
‫از قدرتِ عدم‌اختیار درش استفاده شده؟

24
00:01:27,420 --> 00:01:29,775
‫این یعنی یکی از افرادی که
‫توی برج مستقره، ‫پیرو ارباب تاریکیـه.

25
00:01:29,800 --> 00:01:32,460
<i>‫لیاندرین سدای.
‫چه ربطی به ایشون داره؟ </i>

26
00:01:32,460 --> 00:01:34,090
‫پیرو ارباب تاریکیـه

27
00:01:34,090 --> 00:01:35,380
<i>‫اما این یعنی...</i>

28
00:01:36,050 --> 00:01:40,180
‫<i>آژاهای سیاه. بنابراین
‫ خطر بزرگی خواهران‌مون رو تهدید می‌کنه.</i>

29
00:01:41,430 --> 00:01:43,640
‫ایشامیل آزادمون کرد

30
00:01:43,640 --> 00:01:45,270
‫موگدین

31
00:01:47,390 --> 00:01:51,770
<i>‫تو و ایشامیل همیشه خیلی به
اژدها نزدیک بودید</i>

32
00:01:51,770 --> 00:01:54,490
<i>‫بقیه‌مون همچین نقطه‌ضعفی نداریم</i>

33
00:01:54,990 --> 00:01:58,200
‫ ‫دیگه مالِ ماست.
‫ ‫هر پنج‌تاشـون مالِ مان.

34
00:02:01,788 --> 00:02:08,790
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

35
00:02:08,790 --> 00:02:15,790
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

36
00:02:55,750 --> 00:02:57,210
‫وقتش رسیده، مادر

37
00:03:09,850 --> 00:03:11,060
‫مشکلی واسش پیش نمیاد

38
00:03:11,810 --> 00:03:13,230
‫امروز ربطی به اون نداره

39
00:03:23,370 --> 00:03:26,290
‫آمرلین درخواست دادن که یه نشست
‫توی تالار برگزار شه

40
00:03:26,290 --> 00:03:27,820
‫شما رو هم به صحن فرا خوندن

41
00:03:27,820 --> 00:03:31,370
‫چندتا مسئله هم هست که خودم مایلم
‫توی تالار مطرح کنم

42
00:03:32,080 --> 00:03:34,920
‫ما کنارتون می‌مونیم خواهر،
‫مهم نیست اتهامات‌تون چی باشن

43
00:03:38,090 --> 00:03:40,420
‫کجا داریم میریم؟
‫و اصلاً واسه چی؟

44
00:03:40,420 --> 00:03:42,550
‫همیشه برای بدترین اتفاقات
آماده باشید، خواهرانم

45
00:03:42,550 --> 00:03:45,480
‫اینطوری تموم غافلگیری‌هاتون
‫خوشایند خواهند بود

46
00:03:56,730 --> 00:03:59,070
‫اگه دست بقیه هم با لیاندرین
تو یه کاسه باشه چی؟

47
00:03:59,070 --> 00:04:01,570
بذار کنارت وایسیم

48
00:04:01,570 --> 00:04:04,660
‫می‌دونی که مردها بدون دلیل موجه
‫نمی‌تونن وارد تالار بشن

49
00:04:05,240 --> 00:04:07,790
‫مادر درِ اونجا رو فقط به روی
‫اعضای شورا باز گذاشته

50
00:04:08,700 --> 00:04:10,960
‫برای خواهران سرخ هم نقشه داره

51
00:04:11,460 --> 00:04:13,870
‫آماده‌ی آماده‌ایم آیوان. همم؟

52
00:04:25,890 --> 00:04:28,560
‫مادر دستور دادن که فقط اعضای تالار و...

53
00:04:29,100 --> 00:04:30,980
‫آژاهای سرخ تو این نشست شرکت کنن

54
00:04:31,180 --> 00:04:34,020
‫تموم اعضای شورا حق دارن
‫توی تالار صحبت کنن

55
00:04:34,020 --> 00:04:37,270
‫طبق رسم و رسوم،
‫حضور فقط ۱۱ عضو شورا لازمه

56
00:04:37,270 --> 00:04:41,680
‫لیاندرین سدای امروز نماینده‌ی خواهران سرخ
‫خواهد بود اما شما حرف‌هاش رو نمی‌شنوید

57
00:04:59,420 --> 00:05:02,050
‫به‌پا خیزید،
‫بانو دارن تشریف میارن

58
00:05:02,050 --> 00:05:05,760
‫ناظر مهر و موم‌ها،
‫شعله‌ی تار والون،

59
00:05:06,590 --> 00:05:08,100
‫آمیرلین سیت

60
00:05:16,650 --> 00:05:20,770
‫لیاندرین سدای، می‌دونید که چرا امروز
‫شما رو به اینجا فرا خوندم؟

61
00:05:21,480 --> 00:05:22,990
‫چون می‌خواید صدام رو خفه کنید

62
00:05:23,860 --> 00:05:27,450
‫برکسی پنهون نیست که
‫من هیچوقت چاپلوسی شما رو نکردم

63
00:05:28,570 --> 00:05:31,120
‫و راستش رو بخواید،
‫از این کارم خوشحالم،

64
00:05:31,120 --> 00:05:34,370
‫با توجه به چیزی که الان درمورد شما می‌دونم

65
00:05:34,370 --> 00:05:39,580
‫مادر، بنده شما رو متهم به
‫شکوندن قوانین و رسوم برج می‌کنم

66
00:05:42,210 --> 00:05:45,590
‫ادامه بده فرزندم،
پاسخت رو میدم

67
00:05:45,590 --> 00:05:47,300
‫آی‌سدای‌ها قادر به دروغ‌گویی نیستن

68
00:05:49,010 --> 00:05:53,140
‫یک ماه پیش، مادر ۱۳تا از خواهران رو
‫به کایریان فرا خواندند،

69
00:05:53,140 --> 00:05:55,640
‫اون هم به دلایل نامشخصی

70
00:05:55,640 --> 00:05:59,520
‫توی آشوبی که در ادامه‌ی اون ماجرا
اتفاق افتاد و ‫شهر آتش گرفت،

71
00:06:00,150 --> 00:06:04,190
‫مشخص شد که مادر
‫با مورین سدای ملاقات کردن،

72
00:06:04,190 --> 00:06:06,280
‫کسی که از برج تبعید شده و همچنین

73
00:06:06,820 --> 00:06:10,320
‫مرد جوانی که می‌تونست احضار قدرت کنه

74
00:06:10,320 --> 00:06:16,000
‫رند آل‌ثور، که توی فالم خودش رو
‫اژدهای دوباره‌ متولد‌شده معرفی کرد

75
00:06:16,000 --> 00:06:17,370
‫مادر با اون ملاقات کرده

76
00:06:17,480 --> 00:06:18,830
‫مردی که

77
00:06:18,830 --> 00:06:23,500
‫این برج موظفه غُل و زنجیرش کنه

78
00:06:23,500 --> 00:06:26,220
‫مادر خودخواسته بهش اجازه داد که فرار کنه

79
00:06:32,220 --> 00:06:34,890
‫اگه بتونی مدرکی برای این اتهامات ارائه کنی،

80
00:06:34,890 --> 00:06:37,770
‫تالار چاره‌ای نداره جز این که
‫قدرتم رو محدود کنه،

81
00:06:37,770 --> 00:06:40,230
‫برام مجازات تعیین کنه یا حتی
‫عَزلم کنه

82
00:06:41,610 --> 00:06:45,860
‫اما من چیزی رو می‌دونم که
‫بیشتر زنان این تالار ازش خبر ندارن...

83
00:06:48,400 --> 00:06:51,370
‫که تو، لیاندرین گیراله،
‫می‌تونی «سه سوگند» رو زیر پا بذاری

84
00:06:51,370 --> 00:06:55,030
‫تو با تاریکی پیوند وفاداری بستی

85
00:06:55,040 --> 00:06:57,040
‫تو پیروی ارباب تاریکی هستی

86
00:07:01,630 --> 00:07:03,170
‫خب، این مزخرفـه

87
00:07:03,170 --> 00:07:05,980
‫می‌بینید که برای خفه کردن صدای من
‫چه کارها که نمی‌کنه؟

88
00:07:07,130 --> 00:07:08,130
‫هیچ مدرکی نداری

89
00:07:14,010 --> 00:07:17,180
‫تالار، ناینیو ال‌میرا را
‫به صحن فرا می‌خواند...

90
00:07:18,350 --> 00:07:23,300
‫...کسی که لیاندرین او را دزدید و
‫به شانچن‌ها فروخت

91
00:07:42,370 --> 00:07:43,380
‫خب...

92
00:07:46,380 --> 00:07:47,500
‫زورم رو زدم

93
00:07:50,720 --> 00:07:55,300
‫به چه جراتی دربرابر خواهرانت توی تالار
‫اعمال قدرت می‌کنی؟

94
00:08:06,900 --> 00:08:09,400
‫تو به همه‌ی ما خیانت کردی

95
00:08:09,400 --> 00:08:13,070
‫و اکنون محاکمه میشی و
‫قدرتت ازت سلب میشه و

96
00:08:13,070 --> 00:08:15,820
‫قبل از این که بمیری...

97
00:08:15,820 --> 00:08:18,620
‫...تمام اعضای آژای سیاه رو تسلیم می‌کنی

98
00:08:20,370 --> 00:08:21,370
‫حق با توئـه!

99
00:08:23,080 --> 00:08:24,370
‫همین کار رو می‌کنم!

100
00:08:25,830 --> 00:08:28,750
‫همین حالا بهم بپیوندید!

101
00:08:54,990 --> 00:08:57,070
‫- آلانا! داریم میایم!
‫- آلانا!

102
00:08:57,070 --> 00:08:59,120
‫- آلانا!
‫- داریم میایم!

103
00:08:59,120 --> 00:09:01,490
‫برید کنار!
‫از صحن دور شید

104
00:09:01,500 --> 00:09:03,200
‫نمی‌تونید از ما رد شید

105
00:09:03,210 --> 00:09:06,040
‫می‌خوای آی‌سدات کشته بشه احمق؟

106
00:09:06,040 --> 00:09:07,130
‫برید کنار!

107
00:09:49,630 --> 00:09:52,630
‫تو تالار چه‌خبره؟
‫باید به آمرلین کمک کنیم

108
00:09:52,630 --> 00:09:54,130
‫داریم می‌کنیم

109
00:09:54,130 --> 00:09:56,920
‫اون سمت دیوار، خزانه‌ی سیزدهم قرار داره

110
00:09:56,930 --> 00:09:58,840
‫فکر می‌کردم اینجا اصلاً وجود نداره

111
00:09:58,840 --> 00:10:02,100
‫اون تو، قدرتمندترین سانگریل و
‫ترانگریال‌هامون قرار داره

112
00:10:04,310 --> 00:10:06,000
‫تنهایی نمی‌تونم مراقب این‌ها باشم

113
00:10:06,000 --> 00:10:08,650
‫اینجا تعداد کمی هستن که
می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم

114
00:10:08,650 --> 00:10:10,900
‫از سر راه برید کنار!
‫بجنبید!

115
00:10:16,860 --> 00:10:18,780
‫نور رو شکر.
‫جین.

116
00:10:19,450 --> 00:10:21,120
‫- چزمال
‫- کمک‌مون کن بریم داخل

117
00:10:23,080 --> 00:10:24,240
‫نه

118
00:10:29,580 --> 00:10:32,210
‫نگهبان‌هاتون رو کشتم،
‫خودتون رو هم می‌کشم

119
00:10:34,800 --> 00:10:37,550
‫آره، می‌تونم حسش کنم.
‫می‌تونم مردن‌شون رو حس کنم.

120
00:10:38,180 --> 00:10:40,510
‫چقدر خوبـه

121
00:10:40,510 --> 00:10:42,510
‫اون... اون هم آژای سیاهـه

122
00:10:48,310 --> 00:10:51,360
‫مادر ازمون خواسته که
از این اشیاء محافظت کنیم

123
00:10:51,360 --> 00:10:55,280
‫به هرقیمتی شده و فرقی هم نمی‌کنه که
‫کی یا چی بیاد سراغ‌شون

124
00:10:56,940 --> 00:10:58,990
‫وای ورین، بالاخره

125
00:11:03,080 --> 00:11:07,500
‫بالاخره دیگه مجبور نیستم به
مزخرفاتت گوش کنم

126
00:11:55,040 --> 00:11:56,380
‫بهم متصل شید

127
00:12:18,020 --> 00:12:20,070
‫بجنبید، خودتون رو برسونید اسکله

128
00:12:31,790 --> 00:12:34,460
‫چطور ممکنه این همه آدم
‫با تاریکی پیوند وفاداری بسته باشن؟

129
00:12:38,040 --> 00:12:39,340
‫پیداشون کنید!

130
00:12:39,340 --> 00:12:42,300
‫پخش شید.
‫نباید بذاریم شهر رو ترک کنن.

131
00:12:44,340 --> 00:12:45,340
‫ادلیاز...

132
00:12:53,190 --> 00:12:54,310
‫تو کی هستی؟

133
00:13:00,820 --> 00:13:01,690
‫آوردیش؟

134
00:13:01,690 --> 00:13:04,340
‫به همراه هرچیزی که می‌تونستم با خودم بیارم

135
00:13:13,040 --> 00:13:14,790
‫زنده از این شهر بیرون نمیری

136
00:14:16,560 --> 00:14:18,440
‫آلانا علامت داد.
‫دمِ دروازه‌ی جنوبیـه.

137
00:14:37,040 --> 00:14:38,500
‫زانو بزن مادر

138
00:14:39,080 --> 00:14:40,670
از ‫الان دیگه تحت کنترل لیاندرینی

139
00:15:03,860 --> 00:15:05,730
‫باید به بقیه هم علامت بدیم.
‫بریم.

140
00:15:17,290 --> 00:15:18,370
‫آلانا!

141
00:15:28,340 --> 00:15:29,670
‫ماکسیم...

142
00:15:29,670 --> 00:15:32,550
‫آیوان... نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم حسش کنم

143
00:15:33,350 --> 00:15:35,470
‫نه... نه...

144
00:15:36,560 --> 00:15:38,560
‫نه، نه.
‫نه!

145
00:15:38,560 --> 00:15:40,480
‫نه!

146
00:15:41,020 --> 00:15:42,690
‫نه!

147
00:15:51,450 --> 00:15:54,870
‫نمی‌تونم نگهش دارم!
‫داره طلسم رو می‌شکونه

148
00:15:54,870 --> 00:15:57,830
‫مهم نیست لیاندرین چی می‌خواد.
‫باید کارش رو تموم کنیم.

149
00:16:09,260 --> 00:16:10,340
‫چطور تونست...

150
00:16:10,340 --> 00:16:12,470
‫نتونست.
‫هنوز سپر روشـه.

151
00:17:08,060 --> 00:17:09,230
‫ناینیو...

152
00:17:09,230 --> 00:17:10,610
‫ناینیو

153
00:17:12,610 --> 00:17:13,610
‫ناینیو

154
00:17:16,200 --> 00:17:17,530
‫ناینیو.
‫بلند شو.

155
00:17:21,490 --> 00:17:24,160
‫آره

156
00:17:26,170 --> 00:17:27,420
‫آره

157
00:17:36,840 --> 00:17:42,650
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت اول "

158
00:17:52,400 --> 00:17:54,150
‫کاش توی اون تالار کنارت بودیم

159
00:17:54,990 --> 00:17:56,200
‫من و الین

160
00:17:56,780 --> 00:17:58,780
‫اگه حلقه رو نداشته باشیم چی میشه؟

161
00:17:59,660 --> 00:18:02,700
‫از دست این قانونای مسخره‌ی برج...
‫می‌تونستیم مواظبت باشیم

162
00:18:02,700 --> 00:18:04,460
‫دیگه هیچ‌جوره نمیشه مواظب بود

163
00:18:05,080 --> 00:18:08,150
‫تا الان داشتیم از طردشدگان فرار می‌کردیم

164
00:18:08,880 --> 00:18:10,380
‫حالا هم آژاهای سیاه

165
00:18:10,380 --> 00:18:11,880
‫کسی هم نمی‌دونه چندنفرن

166
00:18:11,880 --> 00:18:14,050
‫خب الان باید چی‌کار کنیم؟

167
00:18:14,050 --> 00:18:16,660
‫مورین گفته که من باید برم تیـِِر

168
00:18:17,300 --> 00:18:18,430
‫چرا تیـِِر؟

169
00:18:18,430 --> 00:18:21,260
‫یکی از قدرتمندترین سانگریل‌ها اونجاست

170
00:18:21,760 --> 00:18:23,890
‫توی یه دروازه به اسم صخره‌ی تیـِِر

171
00:18:23,890 --> 00:18:27,270
‫یه شمشیره، به اسم کلندور

172
00:18:27,270 --> 00:18:29,310
‫اون شمشیر درواقع یه شمشیر نیست

173
00:18:32,360 --> 00:18:33,770
‫اوم، می‌گفتی

174
00:18:33,780 --> 00:18:36,980
‫خب اون شمشیر چی‌کار می‌کنه؟
‫طردشدگان رو می‌کشه؟

175
00:18:37,004 --> 00:18:38,336
ارباب تاریکی رو شکست میده؟

176
00:18:38,360 --> 00:18:41,320
‫خودت که می‌دونی پیشگویی‌ها چطوری‌ان.
‫هیچی واضح و مشخص نیست.

177
00:18:41,320 --> 00:18:44,740
‫نمیشه بریم جایی که
‫کسی چیزی از اژدها نشنیده باشه؟

178
00:18:44,740 --> 00:18:45,870
‫کجا؟

179
00:18:45,870 --> 00:18:50,400
‫همین الانش هم اینجا توی تار والون،
‫مردم دارن درمورد اتفاقات فالم حرف می‌زنن

180
00:18:50,400 --> 00:18:52,130
‫با این که اون‌طرفِ کره‌ی زمینـه

181
00:18:52,130 --> 00:18:55,050
‫هرجا که میریم، باید...
‫با همدیگه بریم

182
00:19:01,340 --> 00:19:02,350
‫باهمدیگه

183
00:19:05,390 --> 00:19:06,680
‫مورین گفته بریم پیشش

184
00:19:08,890 --> 00:19:11,730
‫این شهر دیگه در امان نیست.
‫کاملاً‌ واضحـه.

185
00:19:12,400 --> 00:19:14,540
‫دلم می‌خواست ازتون بخوام اینجا بمونید

186
00:19:15,150 --> 00:19:17,650
‫اما می‌دونم هرکاری که دل‌تون بخواد می‌کنید

187
00:19:17,650 --> 00:19:20,280
‫فقط لطفاً بدونید کسی که
‫کفش‌تون رو برق می‌اندازه

188
00:19:20,280 --> 00:19:23,160
‫اطلاعات‌تون ‌رو به
ماهی‌فروش ساوث‌هاربر لو میده ‫که

189
00:19:23,910 --> 00:19:26,740
 اون هم یواشکی به صاحبِ مهمون‌خونه‌ی
‫«آپ‌ریور ران» میگه،

190
00:19:26,740 --> 00:19:29,080
‫که اون هم یه زنه که گزارش
‫تک‌تکِ غریبه‌های مشکوک رو

191
00:19:29,080 --> 00:19:32,130
‫یه راست می‌ذاره کف دست آژاهای سرخ

192
00:19:32,130 --> 00:19:34,500
‫موهاتون رو بپوشونید و
‫سلاح‌هاتون رو مخفی کنید

193
00:19:35,130 --> 00:19:37,130
‫اگه خبر اژدها به اینجا هم رسیده

194
00:19:37,130 --> 00:19:39,880
‫مطمئن باشید که اول از همه
‫به آی‌سدای رسیده

195
00:19:39,880 --> 00:19:43,760
‫بعد از اتفاقی هم که امروز افتاد،
‫هیچ‌کدوم‌تون نباید به آی‌سدای نزدیک شید

196
00:19:43,760 --> 00:19:46,060
‫اول صبح راه می‌افتیم سمت تیـِِر

197
00:19:48,560 --> 00:19:50,060
‫کجا داری میری؟

198
00:19:50,060 --> 00:19:51,060
‫توی شهر

199
00:19:52,480 --> 00:19:55,480
‫حالا چرا همیشه می‌خواد دم صبح راه بی‌افته؟

200
00:19:55,480 --> 00:19:57,230
‫مگه چی میشه اول یه صبحونه‌ی مفصل بزنیم؟

201
00:19:57,230 --> 00:19:59,320
‫لویال، خیلی دوست دارم
‫درموردش با هم گپ بزنیم اما

202
00:19:59,320 --> 00:20:01,950
یک ماه تمامه که سوار کشتی بودم و

203
00:20:01,950 --> 00:20:04,990
‫و باید یه هوایی به سرم بخوره. خب؟

204
00:20:05,620 --> 00:20:08,830
‫رند؟ پرین؟
‫شما هم میاید؟

205
00:20:08,830 --> 00:20:11,290
‫بیخیال!
‫آخرین خوش‌گذرونی‌مونه دیگه.

206
00:20:13,670 --> 00:20:15,420
‫به‌نظرتون احتمال موفقیتم چقدره؟

207
00:20:15,420 --> 00:20:16,790
‫موفقیت توی چی؟

208
00:20:16,790 --> 00:20:18,460
‫زدن مخِ دخترای آییلی

209
00:20:19,040 --> 00:20:21,090
‫اونا ازت متنفرن مت

210
00:20:21,090 --> 00:20:22,180
‫بسـه

211
00:20:23,050 --> 00:20:25,090
‫خواهش می‌کنم.
‫شما همینجا بمونید.

212
00:20:25,600 --> 00:20:27,680
‫ماموریت ما محاظت از توئـه، رند آل‌ثور

213
00:20:28,390 --> 00:20:32,430
‫وظیفه‌مون اینـه که کاراکارنِ احتمالی آینده
رو ‫سالم به سرزمین سه‌گانه برسونیم

214
00:20:32,440 --> 00:20:36,770
‫پس به‌عنوان کاراکارن‌تون،
‫دستور میدم اینجا بمونید

215
00:20:39,230 --> 00:20:41,360
‫الان صاحب این عنوان نیستی

216
00:20:41,900 --> 00:20:43,240
‫حق هم نداری به ما دستور بدی

217
00:20:43,860 --> 00:20:45,910
‫هنوز به آزمون روئیدین نرسیدی

218
00:20:46,990 --> 00:20:49,830
‫ببین، من اصلاً نمی‌دونم آزمون روئیدین چی هست

219
00:20:50,580 --> 00:20:51,790
‫چون باهام حرف نمی‌زنی

220
00:20:51,790 --> 00:20:53,540
‫و الان هم یه ماهی گذاشته

221
00:20:53,540 --> 00:20:55,670
‫فقط زُل می‌زنی و چشمات رو می‌بری بالا

222
00:20:55,670 --> 00:20:58,340
‫پس بهم بگو

223
00:20:59,550 --> 00:21:01,800
‫داشتم می‌سنجیدم که چه‌جور مردی هستی

224
00:21:01,800 --> 00:21:04,510
‫صدها هزار نفر از مردم‌مون

225
00:21:04,510 --> 00:21:07,580
‫منتظر رسیدن کاراکارنن

226
00:21:08,350 --> 00:21:10,340
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫ممکنه تو باشی...

227
00:21:10,340 --> 00:21:13,180
‫حالا خونت، صورت یا موهات
...هرشکلی که می‌خواد باشه

228
00:21:13,180 --> 00:21:15,140
‫می‌بینم که هیچ حسی به ما نداری

229
00:21:16,270 --> 00:21:18,610
‫جون به جونت کنن، غربی‌ای

230
00:21:23,150 --> 00:21:25,070
‫وقتی پیش رندم...

231
00:21:26,240 --> 00:21:29,450
‫انگار برگشتیم خونه و
‫هیچی عوض نشده اما...

232
00:21:32,790 --> 00:21:34,120
‫همه‌چیز عوض شده

233
00:21:35,830 --> 00:21:36,830
‫وقتی...

234
00:21:40,250 --> 00:21:42,340
‫وقتی بهم دست می‌زنه...
‫نمی‌تونم...

235
00:21:44,300 --> 00:21:45,720
‫اون میاد توی ذهنم

236
00:21:49,970 --> 00:21:52,100
‫- رنا؟
‫- تلاش می‌کنم فراموشش کنم

237
00:21:54,060 --> 00:21:55,810
‫و فکر می‌کنم حالم خوبـه اما...

238
00:21:57,770 --> 00:21:59,400
‫هرشب...

239
00:22:00,900 --> 00:22:03,030
‫...تو خواب‌هام می‌بینمش

240
00:22:11,580 --> 00:22:15,330
‫خب جوناس، رفیق،
‫می‌خوای یکم چونه‌م رو بدم بالاتر؟

241
00:22:15,330 --> 00:22:19,750
‫مثلاً اینطوری... یا یکم زانوم رو خم کنم،
‫اینطوری؟

242
00:22:19,750 --> 00:22:21,130
‫بگو که شوخیت گرفته

243
00:22:21,130 --> 00:22:22,960
‫خیلی‌خب، شاید این رو ندونی

244
00:22:22,960 --> 00:22:25,260
‫چون آخه سر اژدهاییت همیشه
تو کون اژدهایی خودتـه اما

245
00:22:25,260 --> 00:22:28,050
‫من کسی‌ام که تو شیپور والری دمیده

246
00:22:28,050 --> 00:22:29,550
‫وایسا ببینم.
‫تو بودی؟

247
00:22:30,220 --> 00:22:32,550
‫- مت کوثن؟ از دو رود؟
‫- بله، خودم هستم

248
00:22:32,560 --> 00:22:36,230
‫مت کوثن. شیپورچی.
‫قهرمان دوران.

249
00:22:40,440 --> 00:22:43,820
‫اونقدری آبجو توی دنیا نیست که
‫بتونم بخورم و این رو هضم کنم

250
00:22:44,530 --> 00:22:45,650
‫این هم از این

251
00:22:46,320 --> 00:22:48,820
‫یه گوسفندکُن ساده،
‫آهنگر آشفته و

252
00:22:48,820 --> 00:22:51,870
‫یه قمارباز شدیداً خوشتیپ

253
00:22:52,450 --> 00:22:56,790
‫خب، تو این اوضاع که همه‌چیز کاملاً عادیـه،
‫می‌بینم که تو و اگوین...

254
00:22:56,790 --> 00:22:59,870
‫- یهو اوضاع مثل قبل شد، آره؟
‫- خیلی درموردش حرف نزدیم

255
00:22:59,870 --> 00:23:03,460
‫- یه ماهی گذشته
‫- آره خب، درمورد چی می‌خواید حرف بزنید؟

256
00:23:03,460 --> 00:23:05,200
‫این که تاحالا دختر دیگه‌ای رو نبوسیده،

257
00:23:05,200 --> 00:23:06,880
‫پس دیگه ادا بازی نداره،

258
00:23:06,880 --> 00:23:09,340
‫همه‌چی کاملاً تابلوئـه

259
00:23:09,930 --> 00:23:12,010
‫وایسا ببینم. این دیگه چیـه؟

260
00:23:12,010 --> 00:23:14,300
‫دختر دیگه‌ای رو بوس کردی؟
‫بیشتر از یه دختر؟

261
00:23:14,310 --> 00:23:16,560
‫- کی؟
‫- آوی‌یندا که نبوده

262
00:23:16,560 --> 00:23:19,680
‫نه. تنها کسایی که اون بهشون لبخند می‌زنه،
‫الین و

263
00:23:19,690 --> 00:23:22,350
‫- پرین هستن
‫- نه. رابطه‌مون اونطوری نیست

264
00:23:22,360 --> 00:23:24,020
‫ولی می‌تونه باشه

265
00:23:24,020 --> 00:23:27,150
‫خب، دیگه کی می‌مونه؟
‫بِین؟ چیاد؟

266
00:23:27,150 --> 00:23:29,360
‫بِین و چیاد با هم؟

267
00:23:29,360 --> 00:23:30,700
‫موفق باشی

268
00:23:30,700 --> 00:23:31,990
‫یه هفته داشتم مقدمه می‌چیدم

269
00:23:31,990 --> 00:23:34,320
‫یه کاری دست خودت میدی‌ها، می‌دونستی؟

270
00:23:34,330 --> 00:23:36,780
‫وای، من که از خدامـه

271
00:23:37,750 --> 00:23:40,960
‫به سلامتی سه‌تا رفیق پشت‌کوهی

272
00:23:40,960 --> 00:23:45,880
‫باشد که... در آغوش هزارن زن مو حنایی
‫به آرامش برسیم

273
00:23:48,710 --> 00:23:49,760
‫اوم...

274
00:23:49,760 --> 00:23:52,680
‫گندش بزنن، دوباره به اون زبون حرف زدم؟

275
00:23:52,680 --> 00:23:54,220
‫درهرصورت، به‌سلامتی

276
00:23:54,220 --> 00:23:55,430
‫چیزی نیست رفیق

277
00:23:55,430 --> 00:23:57,600
‫فکر نکن می‌ذاریم قسر در بری‌ها

278
00:24:00,310 --> 00:24:02,730
‫یه زن توی کایریان بود

279
00:24:02,730 --> 00:24:05,110
‫یه مهمون‌خونه‌دار به اسم سلین

280
00:24:05,110 --> 00:24:06,610
‫- سلین!
‫- سلین!

281
00:24:06,610 --> 00:24:09,110
‫خب پس. بزرگ‌تر بود؟
‫خوشگل بود؟

282
00:24:09,110 --> 00:24:11,110
‫تو دور بعدی میگم

283
00:24:29,760 --> 00:24:32,550
‫آژاهای سیاه
قدرتمندترین سلاح‌هامون رو دزدیدن

284
00:24:32,550 --> 00:24:35,590
‫هنوز نمی‌دونیم کجا رفتن یا
‫تعدادشون بیشتره یا نه

285
00:24:35,600 --> 00:24:37,930
‫ظاهراً حالا که اژدها خودش رو معرفی کرده

286
00:24:37,930 --> 00:24:40,890
داریم به آخرین نبرد
نزدیک‌ و نزدیک‌تر میشیم

287
00:24:40,890 --> 00:24:42,320
‫به گمونم اینجا پیش خودتـه

288
00:24:42,320 --> 00:24:45,860
‫هیچ قصدی ندارم که بذارم
‫رند آل‌ثور نزدیک به آی‌سدای بشه

289
00:24:45,860 --> 00:24:49,320
‫هنوز فکر می‌کنی مهمـه که چه قصدی داشته باشی؟

290
00:24:49,320 --> 00:24:52,990
‫قبل از این که ‫رند خودش رو معرفی کنه،
 تحت حفاظت و کنترل تو بود

291
00:24:52,990 --> 00:24:56,700
‫اما حالا مجبوری ازش دست بکشی و
‫به تصمیماتش اعتماد کنی

292
00:24:56,700 --> 00:24:59,330
‫شما هم دیگه زیادی پیشرفتش رو
‫دستِ بالا گرفتید

293
00:24:59,330 --> 00:25:04,290
‫امروز زنی به من حمله کرد که
‫از همون بچگیش حواسم بهش بود

294
00:25:04,290 --> 00:25:07,670
‫بی‌چون و چرا به نائومی اعتماد داشتم

295
00:25:08,590 --> 00:25:10,880
‫حالا هم ذهن باهوش خواهرم داغون شده چون

296
00:25:10,880 --> 00:25:14,550
‫مطمئن بودم که یکی رو کامل می‌شناسم

297
00:25:14,550 --> 00:25:15,840
‫اما اینطور نبود

298
00:25:17,180 --> 00:25:20,890
‫و می‌دونم که تو هم به
اژدهای دوباره متولد‌شده‫ اعتماد داری، مورین

299
00:25:21,810 --> 00:25:26,000
‫اما حتماً این سوال رو از خودت بپرس،
‫می‌تونی به رند آل‌ثور اعتماد کنی؟

300
00:25:28,940 --> 00:25:30,650
‫کاری که تو می‌کنی رو من نمی‌تونستم بکنم

301
00:25:30,650 --> 00:25:34,150
‫چشم مردم به توئـه،
‫ازت می‌پرسن چی تو آینده در انتظارمونـه

302
00:25:34,150 --> 00:25:35,660
‫خیلی خوب انجامش میدی

303
00:25:36,360 --> 00:25:37,990
‫واقعاً؟

304
00:25:38,910 --> 00:25:40,240
‫خیلی خودت رو دست کم می‌گیری

305
00:25:40,240 --> 00:25:41,830
‫تویی که خودت رو دست کم می‌گیری

306
00:25:41,830 --> 00:25:44,540
‫نه، نه، نه. من رهبر نیستم.
‫جنمش رو ندارم.

307
00:25:45,040 --> 00:25:46,580
شما دارینش

308
00:25:47,120 --> 00:25:49,540
‫حتی مت.
‫هرجا بره میرم دنبالش.

309
00:25:49,540 --> 00:25:51,540
‫حتی اگه تو یه بشکه‌ی شراب غرق بشه، اما

310
00:25:51,550 --> 00:25:54,130
‫می‌تونه قانعم کنه که تصمیم درستی بوده

311
00:25:55,470 --> 00:25:57,130
‫ببین...

312
00:25:57,130 --> 00:25:59,680
‫من نمی‌دونم چرخ چی رو برامون میاره اما

313
00:26:01,220 --> 00:26:03,630
‫می‌دونم که تو تصمیم درست رو می‌گیری

314
00:26:06,190 --> 00:26:07,396
‫داری میری؟

315
00:26:08,980 --> 00:26:09,980
‫خیلی‌خب

316
00:26:10,560 --> 00:26:12,530
‫این جیگر رو نگاه کنید

317
00:26:13,150 --> 00:26:15,030
‫اونقدرا هم بد نیست، مگه نه؟

318
00:26:15,030 --> 00:26:17,680
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫یه چندتا مینیاتور هم بدم بسازن،

319
00:26:17,680 --> 00:26:22,700
‫مثلاً یه چندتا سوغاتی کوچیک واسه تمومِ
‫ زن‌هایی که متاسفانه دل‌شون رو می‌شکونم

320
00:26:22,700 --> 00:26:25,080
‫انگار قضیه جدیـه

321
00:26:25,830 --> 00:26:27,000
‫چی شده؟

322
00:26:29,380 --> 00:26:32,420
‫هیچی. یالا...
‫نوبت توئـه

323
00:26:38,930 --> 00:26:39,930
‫چیشده؟

324
00:26:55,940 --> 00:26:58,150
‫حتی از منبع قدرت هم استفاده نکردی

325
00:26:58,820 --> 00:27:00,450
‫به این معنی نیست که آماده نیستم

326
00:27:03,120 --> 00:27:06,500
‫خودت هم خوب می‌دونی که
‫اون قرار نیست بره تیـِِر

327
00:27:07,290 --> 00:27:09,570
‫تعجب می‌کنم که می‌خوای همچین کاری کنه

328
00:27:09,800 --> 00:27:12,330
‫حتی بدون کلندور هم تونست ایشامیل رو بکشه

329
00:27:12,340 --> 00:27:15,000
‫ایشی فقط یه آقای محترم
‫با رویاهای بزرگ بود

330
00:27:15,550 --> 00:27:18,760
‫اون یکی برگزیدگان هم اصلاً براشون مهم نیست
که ‫رند به تاریکی بپیونده یا

331
00:27:18,760 --> 00:27:21,040
‫چرخ رو بشکونه.
‫فقط می‌خوان که اون بمیره.

332
00:27:21,040 --> 00:27:23,470
‫خبر خوبیـه.
‫یعنی هنوز پیداش نکردن.

333
00:27:23,470 --> 00:27:25,010
‫خیالت راحت، پیداش می‌کنن

334
00:27:25,010 --> 00:27:28,600
‫تا وقتی هم که کلندور دستش نباشه،
‫ممکنه حمله کنن

335
00:27:29,270 --> 00:27:30,600
‫اما من می‌شناسم‌شون

336
00:27:31,770 --> 00:27:33,610
‫رند رو هم می‌شناسم

337
00:27:34,860 --> 00:27:37,940
‫قسمت‌های تاریکی که دلت می‌خواست‌
‫می‌تونستی نادیده‌شون بگیری

338
00:27:45,530 --> 00:27:48,620
‫بهم گفته که توی خواب‌هاش،
‫از فالم تا اینجا دنبالش بودی

339
00:27:49,370 --> 00:27:51,370
‫که تو هم داری مثل من ترغیبش می‌کنی که

340
00:27:51,920 --> 00:27:54,090
‫بره تیـِِر.
‫واسه گرفتن کلندور.

341
00:27:56,920 --> 00:27:58,960
‫به‌گمونم یکی از دلایلی که
‫نمی‌خواد بره همینـه

342
00:27:58,960 --> 00:28:02,160
‫نه. دلیل این که نمی‌خواد بره،
‫دوستاییـه که داره

343
00:28:02,800 --> 00:28:06,100
‫اونا می‌خوان همون پسربچه بمونه،
‫نه مردی که باید بشه

344
00:28:06,970 --> 00:28:10,980
‫و همونطور که من، بقیه‌ی برگزیدگان رو
می‌شناسم، ‫تو هم این بچه‌ها رو می‌شناسی

345
00:28:10,980 --> 00:28:14,440
‫می‌دونی که چی بهشون آسیب می‌زنه،
‫چی باعث میشه اون رو ترک کنن

346
00:28:17,110 --> 00:28:22,490
‫فکر کردی بهشون آسیب می‌زنم تا
‫وادارش کنم کاری رو بکنه که ما می‌خوایم؟

347
00:28:22,490 --> 00:28:23,490
‫آره

348
00:28:24,740 --> 00:28:27,120
‫راستش رو بخوای،
‫فقط همین یه چیزتـه که دوست دارم

349
00:28:31,580 --> 00:28:33,620
‫- نمیشه بهش اعتماد کرد
‫- معلومـه که نمیشه

350
00:28:34,250 --> 00:28:37,460
‫اما تو این قضیه که ‫نمی‌خواد بقیه
 رند رو پیدا کنن، می‌تونیم بهش اعتماد کنیم

351
00:28:37,460 --> 00:28:38,960
‫خب، فعلاً رو شاید

352
00:28:38,960 --> 00:28:41,340
‫اما رند توی فالم،
‫یکی از طردشدگان رو کشته

353
00:28:41,340 --> 00:28:42,880
‫اونا خیر سرشون نامیرا بودن

354
00:28:42,880 --> 00:28:46,460
‫اونقدری باهوش هست که نگران باشه
‫ممکنه یه روزی این بلا رو سر خودش بیاره

355
00:28:46,890 --> 00:28:48,680
‫اون شش‌نفر هم...

356
00:28:48,680 --> 00:28:51,980
‫اون‌قدری که اونا می‌ترسه،
‫تاحالا از ایشامیل نترسیده بود

357
00:28:51,980 --> 00:28:54,780
‫یه حسی هم بهم میگه که
‫اصلاً ازش خوش‌شون نمیاد

358
00:28:55,150 --> 00:28:58,110
‫بهشون خیانت کرده، مورین.
‫به ما هم خیانت می‌کنه.

359
00:28:58,110 --> 00:29:01,240
‫فردا شاید.
‫اما امروز نه.

360
00:29:01,820 --> 00:29:03,320
‫فکر نکنم امشب همچین کاری کنه

361
00:29:03,900 --> 00:29:06,240
‫تو برو برج و
‫شمشیر مالکیریت رو بیار

362
00:29:07,580 --> 00:29:10,160
‫اگه اشتباه می‌کردم، می‌کشیمش

363
00:29:21,710 --> 00:29:22,760
‫همینجوری میگم،

364
00:29:22,760 --> 00:29:24,840
‫- آوی‌یندا فقط با تو حرف می‌زنه
‫- چرت نگو

365
00:29:24,840 --> 00:29:26,680
‫از بقیه‌‌مون بدش میاد.
‫مخصوصاً رند.

366
00:29:26,680 --> 00:29:27,760
‫بدش نمیاد

367
00:29:27,760 --> 00:29:29,800
‫اون آییلیـه.
‫فرهنگ‌شون اینطوریـه که...

368
00:29:29,810 --> 00:29:32,180
‫اوه، مطمئنم خیلی با فرهنگ‌شون آشنایی داری

369
00:29:36,900 --> 00:29:38,020
‫مادر

370
00:29:39,270 --> 00:29:40,440
‫مادر

371
00:29:43,320 --> 00:29:44,860
‫اگه قصد ندارین که

372
00:29:44,860 --> 00:29:47,360
‫اتحاد صدساله‌ی بین آندور و
‫برج رو به‌خطر بندازید،

373
00:29:47,360 --> 00:29:50,830
‫انتظار دارم که فردا
‫لباس‌های سفید کارآموزی‌تون رو بپوشید

374
00:29:52,240 --> 00:29:55,710
‫برو، تا فرصت داری
‫از آزادی‌ای که برات مونده لذت ببر

375
00:29:59,080 --> 00:30:02,880
‫تا ما هم یه گپ و گفت سه‌نفره داشته باشیم

376
00:30:04,510 --> 00:30:06,550
‫رند بهمون گفت که می‌خواستی چی‌کارش کنی

377
00:30:08,890 --> 00:30:10,470
‫من برنمی‌گردم به برجت

378
00:30:13,270 --> 00:30:16,100
‫نمی‌تونم تصمیماتی که قبلاً گرفتم رو برگردونم

379
00:30:16,100 --> 00:30:18,690
‫حتی اگه تاحدودی هم پشیمون باشم

380
00:30:19,190 --> 00:30:21,690
‫اما حالا که آژاهای سیاه به برج حمله کردن

381
00:30:22,230 --> 00:30:23,610
‫دنیامون عوض شده

382
00:30:24,190 --> 00:30:26,900
‫می‌تونم بگم که آخرین نبرد در راهـه

383
00:30:27,860 --> 00:30:30,950
‫طردشدگان بین‌مون هستن،
‫نور بهتون نیاز داره

384
00:30:31,530 --> 00:30:32,870
‫اما این رو از قبل می‌دونستید

385
00:30:33,740 --> 00:30:39,040
‫حقیقت اینـه که، حالا که اژدها
‫بزرگ‌ترین سلاح‌مون دربرابر تاریکیـه،

386
00:30:39,710 --> 00:30:44,130
‫به‌زودی تبدیل به خطر بزرگ‌تری ‫برای
خودش و نزدیکانش میشه

387
00:30:45,170 --> 00:30:48,130
‫چون هرچی بیشتر احضار قدرت کنه،
دیوونه‌تر میشن

388
00:30:48,130 --> 00:30:50,020
‫و شما مجبورید شاهد این اتفاق باشید

389
00:30:50,020 --> 00:30:51,840
‫شاهد متلاشی شدن و
‫پوسیدن عشق‌تون به همدیگه

390
00:30:51,850 --> 00:30:54,020
‫به‌خاطر نامهربونیِ این چرخِ گردون باشید

391
00:30:54,020 --> 00:30:55,720
‫و وقتی اون روز برسه،

392
00:30:55,720 --> 00:30:57,930
‫قدردان چیزهایی که توی برج یاد گرفتید،
‫خواهید بود

393
00:30:57,940 --> 00:31:01,850
‫ما هم قدردانِ داشتن قدرت شما
‫برای متوقف کردنش خواهیم بود

394
00:31:02,440 --> 00:31:03,820
‫من همچین کاری نمی‌کنم

395
00:31:03,820 --> 00:31:06,030
‫اگه بدون «حلقه‌ی خزندهی اعظم»
‫از شهر بری

396
00:31:06,900 --> 00:31:08,520
‫دیگه هیچوقت اجازه نداری برگردی

397
00:31:08,520 --> 00:31:11,181
‫هرپیشنهادی هم که آی‌سدای برای تو
‫یا اون داشته باشه، منقضی میشه

398
00:31:11,206 --> 00:31:13,320
‫نه، اون لازم نداره.
‫من حلقه رو دارم.

399
00:31:13,330 --> 00:31:15,520
‫اما قدرت این رو نداری که ازش دفاع کنی

400
00:31:16,450 --> 00:31:17,450
‫حق با اونـه

401
00:31:18,620 --> 00:31:20,540
‫- اگوین...
‫- ما به اندازه‌ی کافی قوی نیستیم

402
00:31:21,420 --> 00:31:22,420
‫نه هنوز

403
00:31:23,750 --> 00:31:26,820
‫نه برای روبرو شدن با طردشدگان
‫و یا آژاهای سیاه

404
00:31:29,430 --> 00:31:32,760
‫فقط به یه شرط برمی‌گردم به برجت

405
00:31:33,350 --> 00:31:34,890
‫می‌خوام از «منحنی‌ها» رد شم

406
00:31:36,100 --> 00:31:37,100
‫امروز

407
00:31:55,200 --> 00:31:59,730
‫هرچی که سر راهت اومد،
‫فقط باید با درایتت باهاش رو در رو شی

408
00:32:00,210 --> 00:32:03,880
‫درون منحنی‌ها، حتی قدرت واحد هم
‫در اختیار نداری

409
00:32:03,880 --> 00:32:05,840
‫و به محض این که شروع کردی،
‫باید ادامه بدی

410
00:32:06,420 --> 00:32:09,590
‫استوار باش.
‫راه برگشت فقط یه بار ظاهر میشه.

411
00:32:10,380 --> 00:32:12,510
‫آلویارین، لیانا

412
00:32:13,640 --> 00:32:15,430
‫به من بپیوندید، خواهرانم

413
00:32:43,620 --> 00:32:44,870
‫خبر اگوین به گوشم رسید

414
00:32:50,050 --> 00:32:52,050
‫اون هم مثل تو قویـه

415
00:32:52,800 --> 00:32:55,470
‫درد منحنی‌ها، دربرابر رنجی که کشیده
‫هیچی نیستن

416
00:32:56,640 --> 00:32:58,810
‫قضیه فقط چیزی نیست که اونجا می‌بینه...

417
00:33:02,350 --> 00:33:04,480
‫خاطراتیـه که از اونجا باهاش می‌مونه

418
00:33:06,230 --> 00:33:08,620
‫که اگه اون اتفاقات می‌افتاد، چی میشد؟

419
00:33:14,240 --> 00:33:15,360
‫ما اونجا خوشحال بودیم؟

420
00:33:18,740 --> 00:33:20,240
‫لازم نیست بهم دروغ بگی

421
00:33:20,240 --> 00:33:21,330
‫آره

422
00:33:24,000 --> 00:33:25,000
‫و نه

423
00:33:26,920 --> 00:33:28,630
‫النور عالی بود

424
00:33:30,090 --> 00:33:33,170
‫یه‌سری از خاطرات پاک شدن اما...
‫این رو مطمئنم

425
00:33:36,300 --> 00:33:39,120
‫اما جفت‌مون بیخیال چیزی شدیم که
‫واقعاً می‌خواستیم

426
00:33:40,140 --> 00:33:41,180
‫این رو هم مطمئنم

427
00:33:42,980 --> 00:33:46,400
‫با موندن پیش رند هم
‫دوباره داری همین کار رو می‌کنی؟

428
00:33:50,150 --> 00:33:51,280
‫این یکی باید بره به تیـِِر

429
00:33:51,820 --> 00:33:54,460
‫این یکی رو هم فقط ملکه مورگس باید ببینه

430
00:34:06,960 --> 00:34:08,880
‫تموم این مدت داشتی من رو می‌پاییدی؟

431
00:34:08,880 --> 00:34:11,460
‫به درد کاراکارن نمی‌خوردم

432
00:34:11,840 --> 00:34:13,760
‫این شهر غربی هم اصلاً جای امنی نیست

433
00:34:14,760 --> 00:34:16,130
‫می‌تونم مراقب خودم باشم

434
00:34:17,720 --> 00:34:18,890
‫می‌خوای برم؟

435
00:34:21,680 --> 00:34:23,220
‫اگه بخوای می‌تونی این رو بگیری

436
00:34:27,730 --> 00:34:30,270
‫می‌خوام واسه آخرین شب آزادیم
‫یه چیزی درست کنم

437
00:34:31,650 --> 00:34:35,800
‫شاید در حد «اوسکای» نباشه اما
‫همه تلاشم رو می‌کنم

438
00:34:36,320 --> 00:34:37,780
‫منظورم...
‫واسه یه غربیـه

439
00:34:37,780 --> 00:34:40,620
‫مراقب باش، الین از خاندان ترکند

440
00:34:40,620 --> 00:34:45,860
‫قیافت که شبیه آییلی‌ها هست،
‫یهو دیدی اشتباه گرفتنت‌ها

441
00:34:47,330 --> 00:34:48,420
‫آوی‌یندا

442
00:34:50,130 --> 00:34:53,170
‫رند به قدرت داشتن عادت نداره

443
00:34:54,420 --> 00:34:56,720
‫سخت می‌تونه با فرمانده بودن کنار بیاد

444
00:34:58,010 --> 00:35:01,600
‫اما وظایف و مسئولیت‌‌هاش
در قبال مردم‌تون رو یاد می‌گیره

445
00:35:03,900 --> 00:35:06,720
‫«صخره‌ی تیـِِر تا زمانی که

446
00:35:06,730 --> 00:35:09,650
‫کلندور در دست اژدها باشد،
‫سقوط نخواهد کرد»

447
00:35:10,480 --> 00:35:12,650
‫صخره‌ی تیـِِر تا زمانی که

448
00:35:13,190 --> 00:35:15,730
‫- افراد اژدها بیایند، سقوط نخواهد کرد»
‫- «افراد اژدها بیایند»

449
00:35:15,730 --> 00:35:17,240
‫این افراد اژدها دیگه کی‌ان؟

450
00:35:18,360 --> 00:35:20,700
‫متاسفانه این اطلاعات
‫خیلی وقته که گم شدن

451
00:35:21,280 --> 00:35:23,990
‫ممکنه یه ارتش باشن.
‫ارتش من.

452
00:35:25,700 --> 00:35:27,330
‫صخره‌ی تِیر یه دروازه‌ست، درسته؟

453
00:35:27,330 --> 00:35:29,540
‫به‌شدت ازش محافظت میشه.
‫غیرقابل‌نفوذه.

454
00:35:29,540 --> 00:35:31,620
‫خب، اینجا گفته که بنا بر قانون تایرن

455
00:35:31,630 --> 00:35:34,920
‫هرکسی که صخره‌ی تیِــر را فتح کند،
‫حاکم برحق کشور می‌شود

456
00:35:34,920 --> 00:35:37,140
‫- پس این یعنی...
‫- اولین کشوری میشه که فتح می‌کنی

457
00:35:37,140 --> 00:35:38,490
‫اما نه آخریش

458
00:35:41,340 --> 00:35:44,510
‫ببخشید سازنده.
‫میشه تنهایی با رند صحبت کنم؟

459
00:35:44,510 --> 00:35:45,600
‫اوهوم

460
00:35:51,560 --> 00:35:54,600
‫به یه زن نجیب‌زاده‌ی تایرنی که
‫دوست مامانمـه نامه نوشتم

461
00:35:55,230 --> 00:35:57,780
تیـِِر یه شهر خیلی سیاسیـه برای همین
‫حمایتش از تو ضروریـه

462
00:35:57,780 --> 00:36:00,070
‫چرا باید از اژدهایی که شهرش رو
‫تصاحب می‌کنه و

463
00:36:00,070 --> 00:36:02,040
‫قدرتمندترین سلاحش رو می‌گیره،
‫حمایت کنه؟

464
00:36:02,040 --> 00:36:05,330
‫خب، انتقال قدرت مسالمت‌آمیز
‫همیشه نسبت به ویرانی ارجحیت داره

465
00:36:06,490 --> 00:36:08,160
‫درهرصورت شکست می‌خورن

466
00:36:08,160 --> 00:36:11,040
‫رند، داشتن قدرت یعنی اگه تصمیمی بگیری که

467
00:36:11,040 --> 00:36:13,880
‫به سود یه سری‌ها باشه،
‫قطعاً به ضرر بقیه‌ست

468
00:36:14,500 --> 00:36:16,420
‫این یه حقیقت درمورد حکمرانیـه

469
00:36:17,090 --> 00:36:19,260
‫هم این و هم این که بدونی به کی اعتماد کنی

470
00:36:21,680 --> 00:36:23,840
‫آره. تو خیلی ساده جلوه‌ش میدی

471
00:36:23,840 --> 00:36:25,180
‫ساده نیست

472
00:36:26,350 --> 00:36:29,000
‫اما می‌تونی با این شروع کنی که
‫با آویه‌یندا دشمنی نکنی

473
00:36:29,000 --> 00:36:32,600
‫خیلی واضح گفت که دوست داره
‫کاراکارن هرکسی باشه جز من

474
00:36:32,600 --> 00:36:34,190
‫و با این‌حال اینجاست

475
00:36:35,480 --> 00:36:37,110
‫تو یه ارتش وفادار لازم داری

476
00:36:38,150 --> 00:36:39,950
‫و کی از آییلی‌ها بهتر؟

477
00:36:40,490 --> 00:36:42,260
‫اگه کاری کنی که بهت باور داشته باشن،

478
00:36:42,260 --> 00:36:45,180
‫تا ته دنیا دنبالت میان

479
00:36:45,910 --> 00:36:47,120
‫از جمله تیـِِر

480
00:36:51,620 --> 00:36:54,420
‫مطمئنی نمی‌تونم راضیت کنم که
‫فردا باهامون بیای؟

481
00:36:55,320 --> 00:36:58,700
‫و شستن ظرف‌ها و
‫تِی‌کشیدن زمین رو ول کنم؟

482
00:36:59,880 --> 00:37:02,470
‫آندور تا ابد دوستِ
اژدهای دوباره متولد‌شده می‌مونه

483
00:37:04,430 --> 00:37:05,430
‫من هم همینطور

484
00:37:32,250 --> 00:37:33,960
‫مطمئنی عقلش رو از دست داده؟

485
00:37:33,960 --> 00:37:35,080
‫دیوونه شده

486
00:37:36,290 --> 00:37:38,130
‫پرین و مت رو کشت.
‫با چشمای خودم دیدم.

487
00:37:42,760 --> 00:37:43,760
‫رند!

488
00:37:49,640 --> 00:37:52,080
‫بالاخره به چیزی که می‌خواستی رسیدی

489
00:37:53,600 --> 00:37:54,940
‫آمرلین سیت

490
00:37:56,520 --> 00:38:02,480
‫درست سر وقت اومدی، برای انجام کاری که
‫ خیلی خیلی وقت پیش باید می‌‌کردی

491
00:38:05,150 --> 00:38:06,740
‫بهم تعظیم کنید!

492
00:38:13,290 --> 00:38:16,040
‫مادر، دستور می‌دید چی‌کار کنیم؟

493
00:38:20,880 --> 00:38:22,460
‫سرجاتون وایسید خواهران

494
00:38:23,380 --> 00:38:25,510
‫تعظیم کنید!

495
00:38:30,050 --> 00:38:31,260
‫کارت خوب بود، فرزندم

496
00:38:43,820 --> 00:38:46,740
‫«روی دامنه‌ی کوهِ اژدها
‫بچه‌ای متولد می‌شود»

497
00:38:46,740 --> 00:38:48,200
‫پیش‌گویی‌ها رو خوندی

498
00:38:48,200 --> 00:38:50,660
‫خیلی تناقض توش هست، مورین

499
00:38:50,660 --> 00:38:52,030
‫خیلی چیزها مشخص نیست

500
00:38:53,790 --> 00:38:57,250
‫میگن لویس ترین کسی بوده که
‫کلندور رو داخل صخره‌ی تیـِِر گذاشته

501
00:38:57,250 --> 00:38:59,670
‫اما فقط اژدهای دوباره متولد شده
‫می‌تونه دوباره درش بیاره

502
00:38:59,670 --> 00:39:01,503
به شرط این که احضارکننده‌ی مَرد دیگه‌ای
اول درش نیاره

503
00:39:01,503 --> 00:39:03,040
‫۳۰۰۰ ساله که کسی درش نیاورده

504
00:39:03,050 --> 00:39:04,630
‫طردشدگان آزاد نبودن

505
00:39:04,630 --> 00:39:06,510
‫اگه می‌تونستن، پس چرا تا الان نکردن؟

506
00:39:06,510 --> 00:39:08,420
‫شاید منتظر من وایسادن تا برم سراغش

507
00:39:08,430 --> 00:39:11,260
‫- شاید دارم راهی یه تله میشم
‫- پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

508
00:39:13,600 --> 00:39:14,720
‫می‌خوای صبر کنی؟

509
00:39:15,930 --> 00:39:17,060
‫می‌خوای اینجا بمونی؟

510
00:39:18,350 --> 00:39:19,350
‫نه

511
00:39:19,350 --> 00:39:20,770
‫نه؟ پس دلت می‌خواد کجا بری رند؟

512
00:39:20,770 --> 00:39:24,110
‫- جایی که دلم واقعاً می‌خواد برم رو بگم؟
‫- آره. دلت واقعاً می‌خواد کجا بری؟

513
00:39:25,086 --> 00:39:26,001
‫خونه

514
00:39:26,026 --> 00:39:29,280
‫- خونه؟ دو رود؟
‫- آره. آره. مردم اونجا قابل‌اعتمادن

515
00:39:29,280 --> 00:39:32,910
‫اون‌وقت ارتش کشاورزهات
جلوی موجودات ارباب تاریکی چی‌کار ‌‌کنن؟

516
00:39:32,910 --> 00:39:34,950
‫وقتی دو رودت به قرمزی خون شد،
‫چی‌کار می‌کنی؟

517
00:39:34,950 --> 00:39:37,290
‫وقتی که آب‌ها پر از جسدهای بادکرده‌ی

518
00:39:37,290 --> 00:39:38,580
‫خونوادت و دوستات شدن؟

519
00:39:41,460 --> 00:39:45,000
‫رند، تو بچه نیستی.
‫تو اژدهای دوباره متولد‌شده‌ای.

520
00:39:45,000 --> 00:39:47,880
‫تو نمی‌تونی به خونه برگردی.
‫نه الان و نه هیچوقت.

521
00:39:52,760 --> 00:39:54,600
‫دیگه نمی‌تونی بهم بگی چی‌کار کنم

522
00:39:59,980 --> 00:40:04,440
‫تو اگوین ال وایر هستی.
‫پذیرفته‌شده‌ی برج سفید.

523
00:40:05,980 --> 00:40:07,610
‫اکنون به ما تعلق داری

524
00:40:13,466 --> 00:40:14,513
‫کجا داری میری؟

525
00:40:16,410 --> 00:40:19,200
‫حلقه که دستمه.
‫پذیرفته‌ هم شدم.

526
00:40:20,290 --> 00:40:21,860
‫یعنی نمی‌تونی اینجا نگهم داری

527
00:40:21,860 --> 00:40:24,000
‫تو در قبال برج و رهبرت مسئولیت داری

528
00:40:24,000 --> 00:40:26,750
‫این برج داره از درون و بیرون
‫خودش رو نابود می‌کنه

529
00:40:27,630 --> 00:40:30,840
‫مسئولیت من در قبال نوره، نه تو

530
00:40:49,150 --> 00:40:50,760
‫این شمشیر جدیده

531
00:40:54,240 --> 00:40:55,450
‫خیلی قدیمیـه

532
00:40:56,240 --> 00:40:58,540
‫شمشیر پادشاهان مالکیره

533
00:40:59,620 --> 00:41:03,170
‫برای پدرم بوده و
‫اون هم از پدرش بهش رسیده

534
00:41:05,000 --> 00:41:06,330
‫هیچوقت ازش استفاده نکردی

535
00:41:06,330 --> 00:41:08,040
‫هیچوقت خودم رو لایقش نمی‌دونستم

536
00:41:10,420 --> 00:41:11,510
‫من پادشاه نیستم

537
00:41:13,550 --> 00:41:15,840
اینجا هم نسبت به مالکیر،
بیشتر برای من مثل خونه می‌مونه

538
00:41:18,970 --> 00:41:20,700
‫اما الان ازش استفاده می‌کنی

539
00:41:20,700 --> 00:41:22,700
‫نه‌ به‌خاطر این که لایقش باشم...

540
00:41:24,020 --> 00:41:25,350
‫به‌خاطر این که ضعیفم

541
00:41:28,400 --> 00:41:30,260
‫به‌خاطر این که بهش نیاز دارم

542
00:41:31,900 --> 00:41:32,900
‫چرا؟

543
00:41:44,830 --> 00:41:48,920
‫طردشدگان فقط سراغ رند نمیان

544
00:41:50,710 --> 00:41:52,340
‫سراغ همه‌مون میان

545
00:41:54,800 --> 00:41:55,880
‫و طولی هم نمی‌کشه

546
00:41:59,510 --> 00:42:00,600
‫بیا

547
00:42:04,730 --> 00:42:07,770
‫این شمشیر، مزین به قدرتـه

548
00:42:07,770 --> 00:42:10,270
‫با خود قدرت واحد ساخته شده

549
00:42:11,690 --> 00:42:13,610
‫مثل شمشیر ماهی‌خوار نشان رند

550
00:42:15,490 --> 00:42:16,780
‫که ایشامیل رو کشت

551
00:42:22,580 --> 00:42:23,910
‫یکی دیگه!

552
00:42:23,910 --> 00:42:26,750
‫چطوری اینقدر خوردی و
‫هنوز زنده‌ای؟

553
00:42:27,540 --> 00:42:30,800
‫امشب آخرین خوش‌گذرونی‌ایـه که قراره تا
‫چندین ماه دیگه داشته باشم، شایدم چندین سال

554
00:42:30,800 --> 00:42:32,710
‫- ممنون
‫- پس یه بار دیگه

555
00:42:32,710 --> 00:42:36,050
‫به سلامتی دوتا دیدن چشمامون و
‫یکی موندن خودمون

556
00:42:39,180 --> 00:42:42,140
‫این آبجویی که درست کردی
‫یکم چیز می‌خواد... شما چی بهش میگید؟

557
00:42:42,140 --> 00:42:44,100
‫آره، مزه می‌خواد

558
00:42:45,980 --> 00:42:48,100
‫- اوه
‫- خب، خب

559
00:42:48,100 --> 00:42:50,650
‫گشت‌زنی چطور بود خانما؟

560
00:42:50,650 --> 00:42:53,820
‫با کسی آشنا نشدین؟
‫کسی رو نکشتین؟

561
00:42:53,820 --> 00:42:55,570
‫باید تشنه باشین

562
00:42:55,570 --> 00:42:56,940
‫آویه‌یندا کجاس؟

563
00:42:56,950 --> 00:43:00,490
‫ما... ما می‌خواستیم یه بازی جدید شروع کنیم

564
00:43:00,490 --> 00:43:03,410
‫می‌خوای یه بازی آییلی بکنیم؟

565
00:43:04,080 --> 00:43:05,700
‫اسمشم هست،‌ «بوسه‌ی دوشیزه»

566
00:43:06,370 --> 00:43:08,960
‫- مت. نه
‫- آره... آره، بهش می‌خوره بازی‌ای باشه که

567
00:43:08,960 --> 00:43:10,500
‫واجبه بازیش کنیم

568
00:43:10,500 --> 00:43:12,920
‫وایسید قلم و کاغذم رو آماده کنم

569
00:43:14,250 --> 00:43:17,130
‫هی، هی

570
00:43:17,130 --> 00:43:19,930
‫اوم

571
00:43:19,930 --> 00:43:21,300
‫اوم. چی‌کار دارید می‌کنید؟

572
00:43:24,260 --> 00:43:25,560
‫حالا بوس می‌کنیم

573
00:43:27,140 --> 00:43:29,480
‫اگه خوب باشه، نیزه‌ها برمی‌گردن عقب

574
00:43:33,730 --> 00:43:36,900
‫- اگه هم بد باشه...
‫- اوه

575
00:43:37,780 --> 00:43:38,900
‫تو هم می‌تونی بازی کنی

576
00:43:47,120 --> 00:43:49,160
‫فکر می‌کردم این بالا پیدات کنم

577
00:43:50,420 --> 00:43:52,420
‫همیشه رو عرشه‌ی کشتی می‌خوابیدی

578
00:43:52,420 --> 00:43:54,710
‫تموم این مدت حواست بهم بود؟

579
00:44:10,600 --> 00:44:12,100
‫اینجا همونجاس که فردا میری؟

580
00:44:13,190 --> 00:44:14,480
‫چه شکلیـه؟

581
00:44:15,320 --> 00:44:16,860
‫بدون اگوین و ناینیو...

582
00:44:19,110 --> 00:44:20,110
‫سوت و کوره

583
00:44:30,040 --> 00:44:32,290
‫آویه‌یندا، من...

584
00:44:41,470 --> 00:44:42,550
‫بالاخره

585
00:45:30,180 --> 00:45:31,350
‫اگوین سدای

586
00:45:37,520 --> 00:45:40,960
‫منحنی‌ها چطور بود؟

587
00:45:41,400 --> 00:45:42,780
‫نباید به کسی بگم

588
00:45:42,780 --> 00:45:45,400
‫حداقل می‌تونی بگی خوب بود یا بد

589
00:45:52,870 --> 00:45:54,000
‫خب...

590
00:45:56,670 --> 00:45:57,830
‫وحشتناک بود

591
00:46:02,050 --> 00:46:03,550
‫یادت میره چی واقعیـه

592
00:46:06,430 --> 00:46:07,680
‫چی مهمـه

593
00:46:08,800 --> 00:46:11,720
‫من هم اونجا بودم، مگه نه؟

594
00:46:16,690 --> 00:46:19,690
‫نه، نه...
‫خودِ خودت نبودی

595
00:46:22,650 --> 00:46:23,940
‫پس اژدها بود

596
00:46:25,860 --> 00:46:26,860
‫بهت آسیب زدم؟

597
00:46:28,490 --> 00:46:30,200
‫من ازت نمی‌ترسم رند

598
00:46:36,460 --> 00:46:39,880
‫تا آخرش باهاتم

599
00:46:54,350 --> 00:46:55,480
‫ببخشید

600
00:46:57,020 --> 00:46:58,190
‫بیا بخوابیم

601
00:47:08,070 --> 00:47:09,280
‫می‌خوام امتحانش کنم

602
00:48:10,470 --> 00:48:11,550
‫اوه

603
00:48:27,360 --> 00:48:28,690
‫چه بلایی سرت اومده؟

604
00:48:29,860 --> 00:48:31,030
‫این رو میگی؟

605
00:48:31,990 --> 00:48:34,060
‫یه مرد متشخص هیچوقت تعریف نمی‌کنه

606
00:48:42,620 --> 00:48:44,820
‫نمی‌تونی این رو نادیده بگیری

607
00:48:45,420 --> 00:48:46,420
‫یا من رو

608
00:48:47,090 --> 00:48:49,050
‫یهویی یاد گرفتی به زبان باستانی حرف بزنی

609
00:48:49,710 --> 00:48:52,720
‫ذهنت هی از اینجا می‌پره به اونجا.
‫خوابت نمی‌بره.

610
00:48:52,720 --> 00:48:54,300
‫و اون شیپور کوفتی...

611
00:48:54,300 --> 00:48:56,260
‫عین بچه‌ها دودستی چسبیدی بهش

612
00:48:56,260 --> 00:48:58,140
‫بعضی‌وقتا تشخیص فرق بینِ

613
00:48:58,140 --> 00:49:01,640
‫دارو و سمی که پیشتـه خیلی سختـه

614
00:49:02,690 --> 00:49:07,080
‫فرقش مقدار مصرفش و
دانایی بیماره

615
00:49:09,030 --> 00:49:10,650
‫خیلی خوب بود

616
00:49:10,650 --> 00:49:12,700
‫قبلاً فرزانه‌ی پیر این رو بهمون می‌گفت

617
00:49:14,160 --> 00:49:18,040
‫معمولاً قبل از این که من رو با جارو
‫از کلبه‌ش بیرون کنه، این رو می‌گفت

618
00:49:19,910 --> 00:49:22,460
‫بعد از مرگ اون،
‫من فرزانه‌ی تو شدم مت

619
00:49:23,960 --> 00:49:25,580
‫هنوز هم فرزانه‌تم

620
00:49:28,130 --> 00:49:29,250
‫راستش رو بهم بگو

621
00:49:32,550 --> 00:49:35,930
‫از وقتی که اون شیپور رو زدم،
‫این خاطرات اومده تو سرم

622
00:49:36,430 --> 00:49:39,140
‫و انگار دارن با سرعت چندصد کیلومتر بر ساعت
‫توی مغزم رژه میرن

623
00:49:39,140 --> 00:49:40,970
‫و واسه همینـه که خوابم نمی‌بره

624
00:49:40,970 --> 00:49:45,140
‫چون هروقت که ساکت میشه،
‫صدای، صدای...

625
00:49:45,140 --> 00:49:46,440
‫چشمات رو ببند

626
00:49:48,560 --> 00:49:49,570
‫ببندشون

627
00:49:51,690 --> 00:49:52,740
‫چی می‌شنوی؟

628
00:49:57,370 --> 00:49:59,410
‫جنگ

629
00:50:02,500 --> 00:50:06,620
‫درد... مردم دارن جیغ و داد می‌کنن

630
00:50:07,790 --> 00:50:10,800
‫و دارن می‌میرن، چندین و چندین بار

631
00:50:15,590 --> 00:50:17,510
‫بعضی‌هاشون به زبون ما حرف می‌زنن اما...

632
00:50:18,890 --> 00:50:20,510
‫اما بیشترش به زبان باستانیـه

633
00:50:23,020 --> 00:50:24,140
‫واقعیـه؟

634
00:50:27,350 --> 00:50:30,150
‫واقعی بود.
‫فکر کنم.

635
00:50:31,730 --> 00:50:33,150
‫خیلی وقت پیش

636
00:50:37,320 --> 00:50:40,020
‫کمکم... کمکم می‌کنی ناینیو؟

637
00:50:43,450 --> 00:50:44,450
‫آره

638
00:50:45,000 --> 00:50:47,120
‫نمی‌دونم چطوری... اما تلاشم رو می‌کنم

639
00:50:50,840 --> 00:50:51,840
‫ممنون

640
00:51:09,060 --> 00:51:10,560
‫تعظیم کنید!

641
00:51:34,420 --> 00:51:35,840
‫تو هم اینا رو می‌بینی؟

642
00:51:38,300 --> 00:51:39,470
‫چیا رو؟

643
00:51:46,640 --> 00:51:48,640
‫نه

644
00:51:48,640 --> 00:51:49,770
‫منم!

645
00:51:50,350 --> 00:51:51,730
‫رند!

646
00:51:51,730 --> 00:51:53,190
‫بس کن، منم!

647
00:51:56,230 --> 00:51:58,150
‫اگوین، فرار کن!

648
00:51:59,280 --> 00:52:00,990
‫اگوین، فرار کن!

649
00:52:16,920 --> 00:52:18,800
‫پرین؟

650
00:52:20,090 --> 00:52:23,590
‫پرین! نه!

651
00:52:26,140 --> 00:52:27,390
‫مت، یه چیزی شده

652
00:52:28,270 --> 00:52:29,600
‫مت!

653
00:53:16,190 --> 00:53:17,360
‫مت!

654
00:53:19,820 --> 00:53:21,320
‫کمک!

655
00:53:54,810 --> 00:53:56,020
‫رند!

656
00:54:06,570 --> 00:54:07,740
‫مت!

657
00:54:13,790 --> 00:54:15,750
‫رند! از آینه‌ها میان!

658
00:54:36,690 --> 00:54:37,770
‫مت!

659
00:54:38,690 --> 00:54:41,570
‫لن! لن!

660
00:54:42,940 --> 00:54:44,030
‫لن!

661
00:54:45,030 --> 00:54:47,610
‫رند! ولش کن

662
00:54:49,700 --> 00:54:50,700
‫رند!

663
00:54:52,490 --> 00:54:53,763
‫ولش کن!

664
00:54:55,790 --> 00:54:56,790
‫رند!

665
00:55:00,460 --> 00:55:01,710
‫لن!

666
00:55:05,130 --> 00:55:07,840
‫- نه!
‫- ناینیو! ناینیو!

667
00:55:09,890 --> 00:55:12,390
‫چه بلایی سرش اومد؟
‫چی شد؟

668
00:55:14,350 --> 00:55:15,600
‫چرا؟

669
00:55:28,200 --> 00:55:29,200
‫نه

670
00:55:29,700 --> 00:55:31,320
‫اگوین

671
00:55:39,790 --> 00:55:41,210
‫پیدامون کردن، مگه نه؟

672
00:55:42,420 --> 00:55:44,420
‫طردشدگان پیدامون کردن

673
00:56:01,980 --> 00:56:02,980
‫یکم زیاده‌روی کردی

674
00:56:02,980 --> 00:56:06,110
‫تبر، آینه‌، پاسور...

675
00:56:06,110 --> 00:56:10,150
‫- نقش خودم رو خیلی خوب بازی کردم
‫- قرار نبود کسی آسیب ببینه

676
00:56:11,030 --> 00:56:13,370
‫چیزی نبود که با یه ذره طلسم شفا درست نشه

677
00:56:14,240 --> 00:56:15,950
‫خودت می‌خواستی قانع‌کننده باشه

678
00:56:15,950 --> 00:56:17,540
‫نزدیک بود ناینیو رو بکشی

679
00:56:17,540 --> 00:56:19,460
‫بهش دست هم نزدم

680
00:56:20,920 --> 00:56:22,790
‫۱۱ بار چاقو خورد

681
00:56:23,420 --> 00:56:24,710
‫- کی زد؟
‫- یه قاتل

682
00:56:24,710 --> 00:56:26,460
‫با چشمای خاکستری.
‫انگشتای سیاه.

683
00:56:26,973 --> 00:56:29,646
‫بدون این که کسی ببینتش
‫از وسط مسافرخونه رد شد

684
00:56:31,320 --> 00:56:32,399
‫مرد خاکستری...

685
00:56:33,050 --> 00:56:35,640
‫فقط یه طردشده هست که
‫می‌تونه خلق‌شون کنه

686
00:56:35,640 --> 00:56:37,720
‫همین حالا رند رو از شهر خارج کنید

687
00:56:43,810 --> 00:56:45,230
‫به‌خاطر من این اتفاق افتاد

688
00:56:50,780 --> 00:56:53,400
‫طردشدگان خیلی زود دوباره بهمون حمله می‌کنن

689
00:56:54,820 --> 00:56:56,450
‫باید همین حالا برم

690
00:56:59,200 --> 00:57:00,620
‫من نمی‌تونم باهات بیام

691
00:57:03,210 --> 00:57:05,960
‫نتونستم احضار قدرت کنم.
‫نه توی فالم و نه اینجا.

692
00:57:06,460 --> 00:57:07,460
‫ناینیو...

693
00:57:08,550 --> 00:57:11,630
‫می‌دونستم باید برگردم برج.
‫فقط نمی‌دونستم چطوری باید بهت بگم.

694
00:57:12,840 --> 00:57:17,350
‫اما تا یاد نگیرم کنترلش کنم، نمی‌تونم
‫ مواظب خودم باشم یا کنار تو مبارزه کنم.

695
00:57:18,640 --> 00:57:20,930
‫اوم، من می‌مونم

696
00:57:22,890 --> 00:57:23,890
پیش نای

697
00:57:23,890 --> 00:57:25,400
‫اگه اشکالی نداشته باشه

698
00:57:26,400 --> 00:57:31,190
‫چون اگه یکی بتونه حالم رو خوب کنه...
‫سرم رو...

699
00:57:33,110 --> 00:57:34,280
‫اونه

700
00:57:39,950 --> 00:57:41,160
‫تو میری خونه

701
00:57:45,580 --> 00:57:46,960
‫- ببخشید
‫- نه، نگو

702
00:57:46,960 --> 00:57:48,960
‫این مسیریه که من باید طی کنم، نه تو

703
00:57:51,880 --> 00:57:54,050
‫باز هم همدیگه رو می‌بینیم

704
00:57:57,600 --> 00:57:59,600
‫تو هم توی برج می‌مونی

705
00:58:00,510 --> 00:58:02,600
‫گفتم که، من هیچ‌جا نمیرم

706
00:58:11,070 --> 00:58:13,030
‫اونا دست از سرم برنمی‌دارن

707
00:58:16,950 --> 00:58:18,160
‫بذار زورشون رو بزنن

708
00:58:28,380 --> 00:58:30,630
‫همه‌چیز واسه سفرت به خونه حاضره

709
00:58:31,210 --> 00:58:33,250
‫پس بریم تا هوا تاریک نشده

710
00:58:33,260 --> 00:58:34,920
‫ما هم باهات میایم

711
00:58:34,920 --> 00:58:36,340
‫تو جونم رو نجات دادی سازنده

712
00:58:36,930 --> 00:58:38,140
‫بهت مدیونم

713
00:58:39,390 --> 00:58:40,680
‫منم هرجا اون بره میرم

714
00:58:44,310 --> 00:58:45,480
‫ببخشید

715
00:58:47,310 --> 00:58:48,310
‫نگو

716
00:58:50,270 --> 00:58:52,900
‫دفعه‌ی پیش، تصمیم من بود که
‫از پیشت برم

717
00:58:54,530 --> 00:58:58,030
‫انگار این‌دفعه منصفانه‌ست که
‫نوبت تو باشه

718
00:59:00,910 --> 00:59:02,800
که تصمیم درست رو بگیری

719
00:59:30,400 --> 00:59:31,900
‫این حلقه‌ی مادرمـه

720
00:59:34,020 --> 00:59:39,950
‫حلقه‌ای که خیلی از زنان قدرتمندِ
‫تاریخ مالکیری دست‌شون کردن

721
00:59:43,030 --> 00:59:45,910
‫هیچ زن دیگه‌ای رو
‫به‌ اندازه‌ی ملکه‌م نمی‌خوام، ناینیو

722
00:59:47,120 --> 00:59:48,960
‫توی هر دنیایی که زندگی کنیم

723
01:00:11,190 --> 01:00:13,940
‫بیا، اینم برای این که خواهرام
‫فراموش نکنن چه شکلی بودم

724
01:00:15,020 --> 01:00:16,400
‫هیچیت شبیهش نیست

725
01:00:16,400 --> 01:00:19,690
‫- آره، اصلاً حقم رو ادا نمی‌کنه
‫- آره، بیا ببینم

726
01:00:19,700 --> 01:00:21,820
‫دلم براتون تنگ میشه

727
01:00:22,410 --> 01:00:25,530
‫به امید این که دوباره
راه‌مون بهم بخوره، الین ترکند

728
01:00:26,370 --> 01:00:27,370
‫امیدوارم

729
01:00:33,380 --> 01:00:34,440
‫ممنون

730
01:00:46,010 --> 01:00:47,680
‫یادت نره که کی هستی، رند آل‌ثور

731
01:00:48,850 --> 01:00:50,430
‫مهم هم نیست تبدیل به چه کسی بشی

732
01:00:55,690 --> 01:00:57,500
‫تاحالا دقت کرده بودین که برج سفید...

733
01:00:57,500 --> 01:00:59,470
‫- مثل یه چیز گنده...
‫- برو اونور

734
01:01:14,540 --> 01:01:16,170
‫فکر می‌کردم با پرین بری

735
01:01:16,920 --> 01:01:18,090
‫یا الین

736
01:01:18,090 --> 01:01:20,840
‫تو کاراکارنی،
‫چه خوشم بیاد، چه نیاد

737
01:01:21,380 --> 01:01:24,800
‫مسئولیت من در قبال توئـه و
‫مسئولیت تو در قبال مردمتـه

738
01:01:28,470 --> 01:01:30,680
‫سریع‌ترین کشتی رو از مدیر اسکله اجاره کردم

739
01:01:30,680 --> 01:01:32,560
‫اگه باد یاری‌مون کنه،
‫یه هفته دیگه می‌رسیم تیـِِر

740
01:01:32,560 --> 01:01:33,810
‫نمیریم تیـِِر

741
01:01:36,480 --> 01:01:38,320
‫طردشدگان دست از سرت برنمی‌دارن

742
01:01:39,730 --> 01:01:41,150
‫تو تیـِِر، با کلندور...

743
01:01:41,150 --> 01:01:43,780
‫میریم جایی که طردشدگان یا
‫هیچ بنی‌بشر دیگه‌ای

744
01:01:43,780 --> 01:01:45,150
‫حتی فکرش هم نرسه اونجا بیاد دنبالم

745
01:01:45,160 --> 01:01:48,370
‫جایی که می‌تونم ارتشی که می‌خوام رو
‫برای مبارزه با تاریکی پیدا کنم

746
01:01:50,950 --> 01:01:52,830
‫ میریم صحرای آییل

747
01:02:01,340 --> 01:02:07,050
‫لطیف لطیف از میانِ سایه‌ها

748
01:02:11,560 --> 01:02:14,180
‫من کاری رو کردم که ارباب‌ ازم خواسته بود

749
01:02:14,180 --> 01:02:16,270
‫- من کاری رو...
‫- چقدر صداش حال‌بهم‌زنـه

750
01:02:16,270 --> 01:02:19,150
‫من... من کاری رو کردم که
‫ارباب‌ ازم خواسته بود

751
01:02:19,150 --> 01:02:24,320
‫می‌دونی اگه سوگند تاریکی‌مون رو
‫زیر پا بذاریم، چه اتفاقی می‌افته دیگه؟

752
01:02:25,200 --> 01:02:27,610
‫- من کاری رو کردم که ارباب‌...
‫- لطفاً حرف نزن

753
01:02:31,290 --> 01:02:36,500
‫روح‌مون رو از دست میدیم.
‫مرگ واقعی.

754
01:02:37,170 --> 01:02:41,000
‫اما اگه خودت بخوای،
‫تبدیل به چیز دیگه‌ای میشی

755
01:02:41,000 --> 01:02:44,880
‫نه روشن و نه تاریک.
‫یه چیزی تو مایه‌های خاکستری.

756
01:02:46,090 --> 01:02:49,300
‫دلت می‌خواد خاکستری باشی، جایچیم؟

757
01:02:53,600 --> 01:02:54,810
‫جایچیم؟

758
01:02:54,810 --> 01:02:56,810
‫نه، دلم نمی‌خواد...

759
01:03:01,270 --> 01:03:05,280
‫این خونتـه.
‫دارم منجمدش می‌کنم.

760
01:03:06,030 --> 01:03:10,530
‫بس کن!
‫تو رو قسم به نور، بس کن!

761
01:03:10,530 --> 01:03:12,370
‫می‌خوای خاکستری باشی، جایچیم؟

762
01:03:12,370 --> 01:03:13,330
‫نه!

763
01:03:13,330 --> 01:03:14,660
‫بس کن

764
01:03:14,660 --> 01:03:18,290
‫خواهش می‌کنم.
‫نمی‌خوام خاکستری باشم.

765
01:03:23,420 --> 01:03:25,670
‫فقط یه بار دیگه می‌پرسم

766
01:03:28,470 --> 01:03:31,180
‫می‌خوای خاکستری باشی، جایچیم؟

767
01:03:31,180 --> 01:03:36,220
‫آره! آره!

768
01:03:36,230 --> 01:03:40,770
‫فقط خواهش می‌کنم... بس کن

769
01:04:01,960 --> 01:04:04,800
‫جایچیم

770
01:04:07,840 --> 01:04:09,840
‫الان دیگه مال منی

771
01:04:25,940 --> 01:04:29,595
‫یکی هست که باید واسم پیداش کنی

772
01:04:47,550 --> 01:04:49,970
‫رهبری کردن یعنی این که بدونی از کجا اومدی

773
01:04:52,180 --> 01:04:55,680
‫هرقدم رو به جلو،
‫یعنی یک قدم بازگشت به گذشته

774
01:05:01,020 --> 01:05:02,890
‫دنیا درحال عوض شدنـه

775
01:05:03,770 --> 01:05:06,360
‫کی می‌دونه که تاریکی
‫تا چندمتری عمق اینجا ریشه کرده؟

776
01:05:07,690 --> 01:05:09,110
‫شما میشید سگ‌های شکاری من،

777
01:05:09,110 --> 01:05:12,900
‫آژاهای سیاه و تموم اشیا‌ء قدرتمندی که
‫دزدیدن رو شکار می‌کنید

778
01:05:16,370 --> 01:05:17,450
‫اون دستبند رو لازم دارم

779
01:05:18,330 --> 01:05:20,743
‫دور گردن اژدهای دوباره زاده‌شده
قلاده می‌اندازیم

780
01:05:21,710 --> 01:05:23,370
‫فکر نمی‌کردم پایه‌ی این کارها باشی

781
01:05:23,370 --> 01:05:25,170
‫فکر کنم همه پایه‌های این کارهان

782
01:05:26,960 --> 01:05:29,460
‫اگه برج سفید دربرابر راند آل‌ثور زانو نزنه،

783
01:05:29,460 --> 01:05:31,510
‫توی آخرین نبرد شکست می‌خوره

784
01:05:33,590 --> 01:05:35,010
‫اومدم تا ازش محافظت کنم

785
01:05:35,010 --> 01:05:36,140
‫من هم همینطور

786
01:05:37,760 --> 01:05:39,560
‫طردشدگان فقط سراغ رند نمیان

787
01:05:41,520 --> 01:05:43,100
‫سراغ همه‌مون میان

788
01:05:43,810 --> 01:05:46,860
‫ورود به دنیای رویا،
‫یعنی خطر کردن

789
01:05:49,270 --> 01:05:52,650
‫- اینجا خونه‌ی منه
‫- برای من امن نیست، دیگه نیست

790
01:05:55,700 --> 01:05:59,160
‫این یه گروه مهاجم نیست.
‫یه ارتشـه.

791
01:06:00,160 --> 01:06:02,000
‫- آماده
‫- کماندارها

792
01:06:02,750 --> 01:06:03,910
‫پرتاب کنید!

793
01:06:09,130 --> 01:06:10,156
‫دوستش داری؟

794
01:06:12,420 --> 01:06:15,970
‫خشونت تا وقتی که کسی نگه «کافیه»
‫به پایان نمی‌رسه

795
01:06:17,010 --> 01:06:20,930
ما با سیاست‌ و پیش‌گویی‌
‫توی مبارزه‌ها پیروز نمیشیم

796
01:06:20,930 --> 01:06:24,140
‫با ارتشـه که پیروز میشیم

797
01:06:24,140 --> 01:06:27,480
‫مردم ما منتظر رسیدن کاراکارن هستن

798
01:06:27,480 --> 01:06:28,690
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫ممکنه تو باشی...

799
01:06:28,690 --> 01:06:30,190
‫من برای این کار متولد شدم

800
01:06:30,190 --> 01:06:32,270
‫اگه کاری کنی که بهت باور داشته باشن،

801
01:06:32,280 --> 01:06:34,610
‫تا ته دنیا دنبالت میان

802
01:06:35,200 --> 01:06:36,320
‫من تا ابد اینجا نمی‌مونم

803
01:06:36,910 --> 01:06:37,990
‫فرصتی برای شکست خوردن نداری

804
01:06:38,014 --> 01:06:48,014
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

805
01:06:48,038 --> 01:06:58,038
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

