﻿1
00:00:06,500 --> 00:00:09,710
تصور کن توی دو رود به پرین ایبارا بربخوریم

2
00:00:09,710 --> 00:00:11,670
سفیدپوشان اینجا چی کار می‌کنن؟

3
00:00:11,670 --> 00:00:13,590
گفتن یکی رو توی فالم کشتی

4
00:00:14,510 --> 00:00:17,510
اگه تمام این دردسرها به‌خاطر من به‌وجود اومده
 خودم رو تسلیم می‌کنم

5
00:00:17,510 --> 00:00:19,680
 این زخم‌ها رو توی تار والون التیام دادم

6
00:00:21,520 --> 00:00:22,850
به اینجا تعلق نداری

7
00:00:22,850 --> 00:00:25,270
شما قراره سگ‌های شکاری من باشید

8
00:00:25,270 --> 00:00:27,190
اگه آجاهای سیاه بیش‌تری توی برج باشن، چی؟

9
00:00:27,190 --> 00:00:29,440
 تا وقتی ریشه‌کن نشن به کشتار ادامه می‌دن

10
00:00:29,440 --> 00:00:30,690
چیزی نیست

11
00:00:30,690 --> 00:00:31,900
اینجا چی کار می‌کنی؟

12
00:00:31,900 --> 00:00:37,120
یه تیکه از این دنیا که مال خودته رو پیدا کن
و سفت بچسبش

13
00:00:37,120 --> 00:00:38,990
 به مین گفتم خودش رو خدمتکار جلوه بده

14
00:00:38,990 --> 00:00:40,660
می‌دونم ازم دلخوری

15
00:00:40,660 --> 00:00:42,370
آره، می‌شه گفت هنوز یه خرده ازت دلخورم

16
00:00:42,370 --> 00:00:44,370
 که من رو به رهاشدگان فروختی

17
00:00:44,370 --> 00:00:46,920
یه مرد خاکستری

18
00:00:46,920 --> 00:00:49,500
‫فقط یه رها‌شده هست
‫که می‌تونه اون‌ها رو خلق کنه

19
00:00:49,500 --> 00:00:51,670
الایدا سدای از آجای سرخ

20
00:00:51,670 --> 00:00:54,470
این بیعت‌های قدیمی ممکنه دردسر ساز بشه

21
00:00:54,470 --> 00:00:55,970
لرد گیبریل

22
00:00:55,970 --> 00:00:57,180
محبوب‌ترین همسر ملکه

23
00:00:57,180 --> 00:00:58,260
سلطنتش پایدار باد

24
00:01:00,858 --> 00:01:08,858
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

25
00:01:18,675 --> 00:01:26,675
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

26
00:01:28,170 --> 00:01:29,420
مطمئنم نبودم میای یا نه

27
00:01:31,130 --> 00:01:32,590
ولی من بودم

28
00:01:33,800 --> 00:01:35,170
سامائل

29
00:01:35,170 --> 00:01:38,220
 هیچ فرصتی رو برای خودنمایی
و  یاوه گویی از دست نمی‌دی

30
00:01:45,350 --> 00:01:50,150
اون رژه؟ به این زودی ملکه‌ای
برای تختت پیدا کردی راهوین؟

31
00:01:51,730 --> 00:01:53,900
تازه یک ماهه که آزاد شدی

32
00:01:53,900 --> 00:01:56,320
به گفته‌ی اون و هر کسی که ما رو می‌بینه

33
00:01:56,320 --> 00:01:59,450
 بیش از ده ساله که عاشق و شیفته‌ی همیم

34
00:02:00,410 --> 00:02:03,080
وقتی واقعی باشه، ته دلت حسش می‌کنی

35
00:02:03,080 --> 00:02:04,660
هوم -
هوم -

36
00:02:04,660 --> 00:02:06,870
همیشه تو مجاب کردن آدم‌ها استاد بودی

37
00:02:06,870 --> 00:02:09,870
 بعداً می‌تونید برای هم شاخ و شونه بکشید

38
00:02:09,880 --> 00:02:11,790
اژدها کجاست، لنفیر؟

39
00:02:11,790 --> 00:02:14,420
 الآن مشکلات مهم‌تری از رند الثور داریم

40
00:02:16,130 --> 00:02:17,590
رند الثور

41
00:02:17,590 --> 00:02:20,640
دفعه پیش برات درس عبرت نشد، نه؟

42
00:02:20,640 --> 00:02:22,850
اونقدر عاشق و شیفته‌ی لوز ثرین بودی

43
00:02:22,850 --> 00:02:27,640
که اگه می‌گفت فرش، خودت رو جلوش پهن می‌کردی

44
00:02:36,150 --> 00:02:39,900
 یعنی هیچ‌کس از دفعه‌ی پیش عبرت نگرفت؟

45
00:02:39,910 --> 00:02:42,780
ما برگزیدگان بیش‌تر با هم جنگیدیم
تا با اژدها

46
00:02:42,780 --> 00:02:44,490
و آخرش چی شد، ها؟

47
00:02:45,910 --> 00:02:47,960
حالا بگو چرا کشوندی‌مون اینجا؟

48
00:02:48,540 --> 00:02:49,540
موگدین

49
00:02:51,940 --> 00:02:55,670
مگه مگسیم که از یه عنکبوت بترسیم؟

50
00:02:55,670 --> 00:02:57,920
شاید ترسو باشه، ولی باهوشه

51
00:02:57,920 --> 00:03:01,010
 خوب می‌دونه که ضعیفه
و نمی‌تونه مستقیم با هیچ‌کدوم‌مون روبه‌رو بشه

52
00:03:01,010 --> 00:03:03,680
 از ضعیف‌ترین‌مون شروع می‌کنه، یعنی تو

53
00:03:03,680 --> 00:03:05,890
و بعد یکی یکی از سر راه برمون می‌داره

54
00:03:05,890 --> 00:03:09,180
تا به راس قدرت، یعنی من برسه

55
00:03:09,180 --> 00:03:12,350
فقط در صورتی می‌تونه نیبلیس بشه
که همه ما بمیریم

56
00:03:12,350 --> 00:03:16,860
اگر اینقدر قدرتمندی
چرا ارباب بزرگ باهات صحبت نمی‌کنه؟

57
00:03:17,900 --> 00:03:20,110
چرا تو نیبلیس نیستی؟

58
00:03:20,110 --> 00:03:22,740
چرا تو رهبرمون نیستی؟

59
00:03:22,740 --> 00:03:25,580
شاید هنوز سوگواره ایشمائله

60
00:03:25,580 --> 00:03:28,540
پس داری پیشنهاد ائتلاف می‌دی؟

61
00:03:29,160 --> 00:03:30,870
برای نابودی موگدین؟

62
00:03:30,870 --> 00:03:33,540
بهش فکر می‌کنم و شاید
با بقیه هم درمیونش گذاشتم

63
00:03:33,540 --> 00:03:35,170
بقیه؟

64
00:03:36,210 --> 00:03:38,250
گریندال و سمیرهاگ

65
00:03:38,260 --> 00:03:40,630
راستی سلام رسوندن

66
00:03:41,260 --> 00:03:42,970
یه‌کم دلخور شدن که به این دورهمی کوچیک

67
00:03:42,970 --> 00:03:44,550
دعوت نشده بودن

68
00:03:45,720 --> 00:03:49,600
من رو که می‌شناسی
همیشه مشغول صحبت کردن با دیگرانم

69
00:03:50,180 --> 00:03:51,350
هوم

70
00:03:52,900 --> 00:03:54,940
همیشه سیاستمدار بودی

71
00:03:56,480 --> 00:03:58,780
به حرف‌هام فکر کن

72
00:03:59,900 --> 00:04:01,150
می‌دونی که منطقی‌ان

73
00:04:14,630 --> 00:04:16,090
 ترسو؟

74
00:04:19,050 --> 00:04:20,510
گفت باهوش هم هستی

75
00:04:20,510 --> 00:04:25,220
به‌نظر می‌رسید وقتی گفت قصد دارم بکشمت
حرفش رو باور کردی

76
00:04:25,220 --> 00:04:29,140
خب، هردومون می‌دونیم
 که احتمالا تلاشت رو می‌کنی

77
00:04:33,560 --> 00:04:37,940
 لنفیر باز هم
همون نقشه‌ی قدیمیش رو پیش گرفته

78
00:04:39,400 --> 00:04:40,940
ولی من نه

79
00:04:44,700 --> 00:04:48,910
دلم نمی‌خواد آخرش 3 هزار سال
تو قفس کسی اسیر شم

80
00:04:48,910 --> 00:04:50,200
نه دوباره

81
00:06:40,310 --> 00:06:45,150
آجاهای سیاهی که با بهای سنگینی
توسط خود آمیرلین دستگیر شد

82
00:06:46,280 --> 00:06:48,400
 حالا، توی ذهن‌شون پاسخ‌هایی نهفته
 که به ما می‌گه

83
00:06:48,400 --> 00:06:50,200
بقیه خواهران‌شون کجا رفتن

84
00:06:52,740 --> 00:06:54,990
و واقعاً چه نقشه‌ای در سر دارن

85
00:06:54,990 --> 00:06:57,120
 با این‌که قدرت جویا و آمیکو
 ازشون گرفته شده

86
00:06:57,120 --> 00:06:58,700
هنوز هم حاضر نیستن حرفی بزنن

87
00:06:58,710 --> 00:07:02,460
آمیرلین فکر می‌کنه شما دو نفر
بهتر از ما می‌تونین ازشون حرف بکشین

88
00:07:02,460 --> 00:07:04,670
باید راهی برای نفوذ به ذهن‌شون پیدا کنیم

89
00:07:05,750 --> 00:07:07,510
اگر من و الین تنها باشیم

90
00:07:07,510 --> 00:07:08,590
راحت‌تر می‌تونیم عمل کنیم

91
00:07:08,590 --> 00:07:10,970
 امتیازی داریم که شما ندارین

92
00:07:12,220 --> 00:07:13,850
آی‌سدای‌ها نمی‌تونن دروغ بگن

93
00:07:14,510 --> 00:07:15,850
اما ما می‌تونیم

94
00:07:15,850 --> 00:07:17,390
شاید حق با شما باشه

95
00:07:17,390 --> 00:07:19,230
این بار می‌خوایم جداگونه باهاشون صحبت کنیم

96
00:07:21,020 --> 00:07:22,230
هوم

97
00:07:29,990 --> 00:07:31,360
دختر وارث

98
00:07:31,360 --> 00:07:32,820
پذیرفته شده

99
00:07:32,820 --> 00:07:35,580
انگار سیوان خیلی زود
از آزمون قوس‌ها عبورت داده

100
00:07:36,870 --> 00:07:38,410
برای بازی اینجا نیومدیم

101
00:07:38,910 --> 00:07:42,880
 هر کی اطلاعات بیش‌تری از آجای سیاه
در اختیارمون بذاره، زنده می‌مونه

102
00:07:44,790 --> 00:07:46,960
هنوز هم آجای سیاهی توی برج باقی مونده؟

103
00:07:50,760 --> 00:07:53,590
وقتی خواهران کامل‌تر از شما شکست خوردن

104
00:07:53,590 --> 00:07:56,310
چرا فکر می‌کنین
شما شانسی در این مورد دارین؟

105
00:07:57,760 --> 00:07:59,140
برو سراغ آمیکو

106
00:08:06,900 --> 00:08:08,980
 هنوز آجای سیاهی توی برج هست یا نه؟

107
00:08:09,940 --> 00:08:10,990
نمی‌دونم

108
00:08:10,990 --> 00:08:13,570
هیچ‌کس بیش‌تر از «قلب» خودش چیزی نمی‌دونه

109
00:08:13,570 --> 00:08:15,660
...اما لیاندرین متوجه شد که -
قلب؟ -

110
00:08:16,728 --> 00:08:17,870
آجای سیاه

111
00:08:18,580 --> 00:08:21,700
ما در گروه‌های سه نفره‌ای
به اسم «قلب» کار می‌کنیم

112
00:08:21,710 --> 00:08:25,370
هر خواهر فقط هویت یه عضو دیگه از آجای سیاه

113
00:08:25,380 --> 00:08:26,920
خارج از گروه خودش رو می‌دونه

114
00:08:27,880 --> 00:08:29,590
و من فقط با لیاندرین در ارتباط بودم

115
00:08:32,470 --> 00:08:34,760
بهمون بگو کجاست

116
00:08:34,760 --> 00:08:36,300
نمی‌دونم

117
00:08:37,100 --> 00:08:38,970
هرچی می‌دونستم رو بهتون گفتم

118
00:08:41,600 --> 00:08:43,230
به دردمون نمی‌خوره

119
00:08:45,350 --> 00:08:47,190
من که باورم نمی‌شه

120
00:08:47,190 --> 00:08:49,400
به هرحال که جویا همه چیز رو بهمون گفته

121
00:08:49,400 --> 00:08:51,240
بیا بکشیمش

122
00:08:51,990 --> 00:08:54,070
می‌خوای این‌طور به یاد آورده بشی، آمیکو؟

123
00:08:54,070 --> 00:08:55,780
یا می‌خوای نمایشت رو تموم کنی؟

124
00:09:12,630 --> 00:09:14,720
لیاندرین راهی تیِر شده

125
00:09:14,720 --> 00:09:18,930
قصد داره به یکی از رهاشدگان کمک کنه
کالاندور رو تصاحب کنه

126
00:09:18,930 --> 00:09:21,770
 فقط اژدها قادره حفاظ‌های کالاندور رو بشکنه

127
00:09:22,680 --> 00:09:24,770
پس نیازی نیست نگرانی به دل‌تون راه بدین

128
00:09:27,310 --> 00:09:28,520
حرف آمیکو رو باور می‌کنی؟

129
00:09:28,520 --> 00:09:30,650
سال‌ها خودش رو به‌جای یه آجای زرد
 جا زده بود

130
00:09:30,650 --> 00:09:32,440
و به بیمارانش می‌گفت بهبود پیدا می‌کنن

131
00:09:33,400 --> 00:09:35,190
همه‌شون باورش کردن

132
00:09:35,200 --> 00:09:36,650
تا زمانی که دیگه خیلی دیر شده بود

133
00:09:36,660 --> 00:09:38,700
شاید دروغ بگه
ولی حداقل به حرف اومده

134
00:09:39,410 --> 00:09:41,410
و این یعنی برای جونش ارزش قائله

135
00:09:45,750 --> 00:09:51,210
لیاندرین رفته مازریم تائیم رو پیدا کنه

136
00:09:51,750 --> 00:09:53,630
اژدهای دروغین سالدی

137
00:09:56,720 --> 00:09:58,680
از کجا بدونیم داری راست می‌گی؟

138
00:10:00,470 --> 00:10:04,520
قبل از این‌که به آجای سیاه ملحق بشم
از آجاهای خاکستری بودم

139
00:10:04,520 --> 00:10:07,230
تمام عمرم رو صرف تحلیل آدم‌ها

140
00:10:07,230 --> 00:10:08,440
و درک شرایط کردم

141
00:10:08,440 --> 00:10:12,020
تنها راه ممکن رو
در سخت‌ترین مذاکرات پیدا می‌کردم

142
00:10:12,020 --> 00:10:14,570
و وقتی گفتی ما رو می‌کشی
حرفت رو باور کردم

143
00:10:15,740 --> 00:10:17,530
قاتل‌ها رو به خوبی تشخیص می‌دم

144
00:10:17,554 --> 00:10:25,554
« مترجم: عاطفه بدوی »
::. Atefeh Badavi .::

145
00:10:37,380 --> 00:10:38,590
آلیس

146
00:10:42,680 --> 00:10:45,510
الایدا سدای، آلیس همراه ملکه مورگیس رفت

147
00:10:45,520 --> 00:10:47,140
می‌خواین کمک‌تون کنم حاضر شید؟

148
00:10:50,230 --> 00:10:52,480
بله، بهتره که این کار رو بکنی

149
00:10:53,440 --> 00:10:55,570
امروز روز بسیار مهمیه

150
00:11:01,910 --> 00:11:03,490
سالدی یا تیِر؟

151
00:11:04,620 --> 00:11:07,290
از کجا بفهمیم کدوم‌شون راست گفته

152
00:11:07,290 --> 00:11:08,540
و لیاندرین کجا رفته؟

153
00:11:09,210 --> 00:11:10,870
هیچ‌کدوم‌شون رو باور نمی‌کنم

154
00:11:10,870 --> 00:11:14,040
ورین و آمیرلین بیش از اندازه
روی جویا و آمیکو تمرکز کردن

155
00:11:14,040 --> 00:11:15,800
اما کلید این ماجرا، لیاندرینه

156
00:11:36,820 --> 00:11:38,650
 این همون جاییه که بهت گفته بودم

157
00:11:39,610 --> 00:11:41,150
پسرش رو اینجا نگه می‌داشت

158
00:11:44,660 --> 00:11:47,740
.الان فرق کرده
قبلا چیزهایی اینجا بود

159
00:11:49,580 --> 00:11:52,620
 چیزهایی که به خودش یا شاید هم پسرش
حس خونه رو می‌داد

160
00:12:01,470 --> 00:12:04,550
ازش خوشت می‌اومد، مگه نه؟

161
00:12:05,930 --> 00:12:08,180
می‌دونم سعی داشت من رو
 به سلاحی برای سایه تبدیل کنه

162
00:12:08,180 --> 00:12:09,770
...ولی فکر می‌کنم

163
00:12:09,770 --> 00:12:11,480
سعی داشت کمکم هم بکنه

164
00:12:12,020 --> 00:12:13,770
و می‌دونم که چقدر پسرش رو دوست داشت

165
00:12:17,270 --> 00:12:18,860
پس حتما همراهش بردتش

166
00:12:20,530 --> 00:12:22,780
نه، خیلی بیمار بود

167
00:12:22,780 --> 00:12:23,860
...اون

168
00:12:24,700 --> 00:12:26,200
...الین

169
00:12:33,870 --> 00:12:35,130
این چیه؟

170
00:12:35,750 --> 00:12:40,380
انگار با گچ و نمک کشیده شده

171
00:12:42,050 --> 00:12:44,220
ورین سدای

172
00:12:44,220 --> 00:12:47,970
 چی شما رو به این تالارهای اشرافی کشونده؟

173
00:12:47,970 --> 00:12:49,430
کتابخونه آتیش گرفته؟

174
00:12:49,430 --> 00:12:51,220
یا آشپزخانه‌ها با کمبود کیک مواجه شدن؟

175
00:12:51,220 --> 00:12:55,770
 تو برای چی اومدی، الایدا سدای؟

176
00:12:56,560 --> 00:12:58,480
باید با آمیرلین صحبت کنم

177
00:12:58,480 --> 00:12:59,765
مادر در تالار مطالعه‌شون هستن

178
00:12:59,790 --> 00:13:03,670
پس به صورت رسمی درخواست ملاقات خصوصی
 با ایشون رو دارم

179
00:13:03,670 --> 00:13:05,800
هر خواهری این حق رو داره

180
00:13:05,800 --> 00:13:08,220
هر نماینده‌ای، نه هر خواهر

181
00:13:08,220 --> 00:13:09,880
فقط نمایندگان تالار برج اجازه دارن

182
00:13:09,880 --> 00:13:12,430
درخواست ملاقات خصوصی یا رأی‌گیری بدن

183
00:13:12,430 --> 00:13:14,140
درسته لیان؟

184
00:13:14,850 --> 00:13:17,890
همین‌طوره -
 راستش قوانین برج رو درست به‌خاطر نمیارم -

185
00:13:17,890 --> 00:13:21,060
مطمئنم تو هم بعد از گذشت این همه مدت
چنین حسی داری الایدا سدای

186
00:13:22,770 --> 00:13:25,820
اگه حالا سر راه من بایستی
 هرگز فراموش نمی‌کنم

187
00:13:28,280 --> 00:13:30,650
 با یکی از نمایندگان تالار برگرد
اونوقت درخواست ملاقات خصوصیش

188
00:13:30,660 --> 00:13:32,530
با آمیرلین رو مورد بررسی قرار می‌دم

189
00:13:33,910 --> 00:13:35,120
هوم

190
00:13:48,340 --> 00:13:49,550
الایدا سدای

191
00:13:50,470 --> 00:13:52,840
سال‌ها بود که اینجا رو
 با حضورت مزین نکرده بودی

192
00:13:52,840 --> 00:13:54,680
مدت بسیار مدیدی بود، سرورم

193
00:13:54,680 --> 00:13:59,980
اگر بیش‌تر از این می‌گذشت
شاید دیگه اینجا رو به خاطر نمی‌آوردم

194
00:14:00,940 --> 00:14:02,270
هدایایی براتون آوردم

195
00:14:02,270 --> 00:14:06,940
خواهر گالینا، تا جایی که به یاد دارم
 علاقه‌ی خاصی

196
00:14:06,940 --> 00:14:10,030
به توت‌فرنگی‌های اندوری داشتی

197
00:14:10,030 --> 00:14:11,110
هوم

198
00:14:11,110 --> 00:14:13,450
 این توت‌فرنگی‌ها از جنگل سلطنتی مورگیس
 آورده شدن

199
00:14:15,030 --> 00:14:16,990
متشکرم الایدا سدای

200
00:14:16,990 --> 00:14:19,200
و برای تو، سوتاما

201
00:14:19,200 --> 00:14:25,040
هدیه‌ای درخورِ والامقام آجای سرخ

202
00:14:28,920 --> 00:14:30,090
اوه

203
00:14:34,640 --> 00:14:37,680
پیش خودت باشه، الایدا

204
00:14:38,600 --> 00:14:40,140
 برای من بیش از حد تجملاتیه

205
00:14:40,850 --> 00:14:42,390
بیش‌تر برازنده خودته

206
00:14:44,770 --> 00:14:46,060
هوم

207
00:14:53,660 --> 00:14:56,570
امیدواری با آوردن این هدایا
 چه چیزی به دست بیاری؟

208
00:14:57,910 --> 00:14:58,950
چی می‌خوای؟

209
00:14:58,950 --> 00:15:01,080
چیزی نمی‌خوام

210
00:15:02,000 --> 00:15:05,370
 جز این‌که ببینم آجای سرخ
 به جایگاه برحق خودش

211
00:15:05,380 --> 00:15:06,920
در مرکز قدرت این برج، برمی‌گرده

212
00:15:06,920 --> 00:15:09,960
درست مثل زمانی که من رهبرش بودم

213
00:15:09,960 --> 00:15:11,880
 اون دوران خیلی وقته که گذشته

214
00:15:13,260 --> 00:15:15,840
الان زمان مناسبی
برای پیش بردن اهداف‌مون نیست

215
00:15:16,480 --> 00:15:17,837
 نه بعد از ماجرای لیاندرین

216
00:15:17,862 --> 00:15:19,572
اتفاقا دقیقا الان موقعشه

217
00:15:20,180 --> 00:15:23,230
اژدها دوباره متولد شده و یک مَرده

218
00:15:23,230 --> 00:15:25,980
این چیزیه که سرخ‌ها قرن‌هاست خودشون رو

219
00:15:25,980 --> 00:15:27,980
براش آماده کرده بودن

220
00:15:28,900 --> 00:15:31,190
تنها کسایی که آمادگیش رو دارن، ماییم

221
00:15:31,860 --> 00:15:35,450
خب، پیشنهادت چیه؟

222
00:15:35,450 --> 00:15:37,700
این‌که در تالار رأی‌گیری کنیم

223
00:15:37,700 --> 00:15:43,040
تا گروهی هشت نفره از خواهران رو بفرستیم
رند الثور رو پیدا و محبوسش کنن

224
00:15:44,660 --> 00:15:48,250
 باید تلاش کنیم تا جایگاه‌مون رو
دوباره در اینجا به دست بیاریم

225
00:15:48,790 --> 00:15:52,380
 و تو فقط داری کارمون رو سخت‌تر می‌کنی

226
00:15:53,630 --> 00:15:55,760
...پس

227
00:16:09,400 --> 00:16:11,940
 سیوان تو رو از تالار کنار گذاشت

228
00:16:12,570 --> 00:16:15,400
 اما این‌که برای کرسی‌هایی
 که خواهران سرخ‌مون

229
00:16:15,400 --> 00:16:19,820
قرن‌ها به بهای خون و زندگی‌شون
 به دست آوردن نجنگیدی

230
00:16:19,820 --> 00:16:22,490
تماما تقصیر خودته

231
00:16:40,140 --> 00:16:41,720
از کجا فهمیدی داریم میایم؟

232
00:16:41,720 --> 00:16:43,930
این از امور مربوط به خردمندانه

233
00:16:43,930 --> 00:16:45,480
و این خردمندان کی‌ان؟

234
00:16:46,640 --> 00:16:49,100
این هم به خردمندان مربوط می‌شه

235
00:16:51,150 --> 00:16:52,190
اون زن

236
00:16:52,190 --> 00:16:54,980
قسم می‌خورم که اون شب به خوابم اومده بود

237
00:16:57,700 --> 00:17:00,200
نه دخترجون. تو به خواب من اومده بودی

238
00:17:03,790 --> 00:17:06,000
ساکت باشید. داریم به آب نزدیک می‌شیم

239
00:17:09,080 --> 00:17:11,880
در سرزمین سه آزمون قبایل بیش‌تر از طلا

240
00:17:11,880 --> 00:17:12,880
بر سر آب جنگیده و خون ریختن

241
00:17:43,700 --> 00:17:45,280
از اینجا شروع شده

242
00:17:56,550 --> 00:17:57,550
تواتان

243
00:17:57,550 --> 00:17:59,590
تواتان‌ها به کسی آسیب نمی‌رسونن

244
00:17:59,590 --> 00:18:01,380
اکثرشون حتی فرار هم نکردن

245
00:18:01,380 --> 00:18:03,220
دنبال اون‌هایی که فرار کردن هم رفتن

246
00:18:03,220 --> 00:18:04,510
کار آییل بوده؟

247
00:18:04,510 --> 00:18:07,560
نه. آسیب رسوندن به گمراهان ممنوعه

248
00:18:07,560 --> 00:18:10,350
 تنها چیزی که ننگین‌تر از دفاع نکردن از خوده

249
00:18:10,350 --> 00:18:13,610
کشتن کسیه که از خودش دفاع نمی‌کنه

250
00:18:27,790 --> 00:18:28,790
جای زخم شمشیره

251
00:18:30,750 --> 00:18:31,790
نه

252
00:18:34,250 --> 00:18:35,500
لبه‌ش رو ببین

253
00:18:36,460 --> 00:18:39,670
ممکنه با نیزه‌ای که مثل شمشیر تراش خورده
 ایجاد شده باشه

254
00:18:39,670 --> 00:18:42,010
هیچ آییلی چنین کاری نمی‌کنه

255
00:18:42,930 --> 00:18:44,340
اما شایدوها شاید بکنن

256
00:18:45,050 --> 00:18:48,100
اگه شایدوها این نزدیکی‌ها باشن
باید از اینجا بریم

257
00:18:48,100 --> 00:18:50,600
شایدوها کی‌ان؟ -
یکی دیگه از قبایل آییل -

258
00:18:50,600 --> 00:18:52,730
با تئاردادها دشمنی خونی دارن

259
00:18:53,770 --> 00:18:54,940
باید دفن‌شون کنیم

260
00:18:54,940 --> 00:18:58,400
.ارزش وقت و سنگ‌هامون رو ندارن
خودشون مقصر مرگ خودشونن

261
00:18:58,400 --> 00:19:01,070
و اگه شایدوها این اطراف باشن
به این معنیه که باید زودتر خودمون رو به روایدین برسونیم

262
00:19:09,240 --> 00:19:11,200
برو سایه‌ی جانم

263
00:19:11,200 --> 00:19:14,040
مُرده‌ها رو دفن می‌کنم
و توی ایمره استند بهت می‌پیوندم

264
00:19:20,800 --> 00:19:21,800
بیا

265
00:19:33,020 --> 00:19:34,100
روایدین

266
00:19:35,480 --> 00:19:38,190
می‌بری‌مون اونجا؟

267
00:19:39,440 --> 00:19:41,400
می‌دونم اونجا آزمونی در انتظارمه

268
00:19:41,400 --> 00:19:43,780
چیزهای زیادی می‌دونی
اما نه همه چیز رو

269
00:20:16,190 --> 00:20:18,690
هیچ‌وقت به عنوان یه باغبون تصورت نکرده بودم

270
00:20:19,520 --> 00:20:20,820
باغ نیست

271
00:20:21,820 --> 00:20:23,320
گورستانه

272
00:20:25,190 --> 00:20:26,740
محل دفن خانواده‌م

273
00:20:27,860 --> 00:20:29,410
هرکدوم‌شون

274
00:20:29,410 --> 00:20:32,370
با بذر درخت سیبی در دست
به خاک سپرده شدن

275
00:20:38,580 --> 00:20:40,590
این درخت متعلق به کیه؟

276
00:20:43,380 --> 00:20:44,760
همسرم

277
00:20:44,760 --> 00:20:45,920
لیلا

278
00:20:47,970 --> 00:20:51,390
در مراسم خاکسپاریش حضور نداشتم

279
00:20:59,230 --> 00:21:03,770
 دیدن این که درختش در نبود من رشد کرده
هم برام دردناکه و هم تسلی‌بخش

280
00:21:09,240 --> 00:21:13,950
جایی که من بزرگ شدم
 خاکستر عزیزان‌مون رو

281
00:21:13,950 --> 00:21:17,080
با آب و گل قاطی می‌کنیم
و به صورت‌مون می‌مالیم

282
00:21:17,790 --> 00:21:19,370
مثل یه پوست جدید

283
00:21:21,920 --> 00:21:25,800
غم رو روی تن‌مون نگه می‌داریم
...تا وقتی که رسوخ کنه

284
00:21:27,920 --> 00:21:29,680
و بخشی از وجودمون بشه

285
00:21:36,560 --> 00:21:39,190
حالا دنبال محافظ جدیدی می‌گردی؟

286
00:21:41,850 --> 00:21:44,770
در طی این سال‌ها چندتایی‌شون رو از دست دادم

287
00:21:45,400 --> 00:21:48,400
اما چیزی که بین ما سه‌تا بود، فرق داشت

288
00:21:49,450 --> 00:21:51,360
تعادل همدیگه رو حفظ می‌کردیم

289
00:21:53,410 --> 00:21:55,740
من و ماکسیم حکم آتیش رو داشتیم

290
00:21:57,750 --> 00:22:01,290
و آیوان همیشه می‌دونست
چطور شعله‌مون رو فروبنشونه

291
00:22:02,710 --> 00:22:04,580
باز هم خوبه که تو و ماکسیم همدیگه رو دارین

292
00:22:04,590 --> 00:22:06,210
تو این‌طور فکر می‌کنی

293
00:22:09,800 --> 00:22:12,340
اما وقتی یکی از زوجین می‌میره

294
00:22:14,510 --> 00:22:17,010
اون یکی با غمش تنها می‌مونه

295
00:22:17,770 --> 00:22:20,520
وقتی یکی از سه‌نفر بمیره

296
00:22:22,900 --> 00:22:24,690
کی باید بار غمش رو به دوش بکشه؟

297
00:22:30,530 --> 00:22:35,280
.فقط یه دور بوسیدن دوشیزه بازی کنیم
بعدش برگرد سر خط‌خطی کردنت

298
00:22:35,280 --> 00:22:37,490
،مگه این‌که ببازی
در اون صورت می‌میری

299
00:22:37,490 --> 00:22:39,790
آه، شرمنده

300
00:22:39,790 --> 00:22:42,790
واقعا باید این فصل رو
که درباره ماناترینه تموم کنم

301
00:23:00,140 --> 00:23:01,890
به هیچ عنوان

302
00:23:01,890 --> 00:23:03,900
چون بار اولته زیاد بهت سخت نمی‌گیریم

303
00:23:04,770 --> 00:23:06,650
کی گفته بار اولمه؟

304
00:23:10,280 --> 00:23:11,990
ول کن اون شمشیر کثیف رو

305
00:23:12,700 --> 00:23:15,200
بازی کن -
کثیف نیست -

306
00:23:18,990 --> 00:23:20,790
آغشته به خون تنها مردیه که دوستش داشتم

307
00:23:25,630 --> 00:23:28,540
چی شده؟ -
گروهی دارن به شهر میان -

308
00:23:31,300 --> 00:23:34,090
برید بالا. پرین، خودت رو گم و گور کن

309
00:23:36,260 --> 00:23:37,470
چیه؟

310
00:23:38,430 --> 00:23:40,930
چی شده؟ -
سفیدپوشان -

311
00:23:40,930 --> 00:23:42,810
ناتی کاوثن و دخترهاش رو دستگیر کردن

312
00:23:42,810 --> 00:23:43,810
مادر مت؟

313
00:23:43,810 --> 00:23:47,060
ظاهرا شوهر ناتی
به ایباراها کمک کرده فرار کنن

314
00:23:50,230 --> 00:23:51,400
تو کی هستی؟

315
00:23:52,440 --> 00:23:55,110
پرینه. پسر ایباراها

316
00:23:55,110 --> 00:23:56,280
چشم‌هاش رو نگاه کن

317
00:23:56,280 --> 00:23:57,820
چه بلایی سرش اومده؟

318
00:23:57,820 --> 00:23:59,200
ایشون لرد لوک هستن

319
00:24:02,700 --> 00:24:04,160
لرد چی؟

320
00:24:07,000 --> 00:24:09,920
پس سفیدپوشان دنبال توئن

321
00:24:09,920 --> 00:24:11,960
لرد لوک از شکارچیان شیپورن

322
00:24:12,550 --> 00:24:15,630
داشتن با گروه‌شون  از اینجا رد می‌شدن
که سفیدپوشان رسیدن

323
00:24:15,630 --> 00:24:18,140
شانس آوردین چون من قبلا باهاشون
 سروکار داشتم

324
00:24:18,970 --> 00:24:20,510
کاوثن‌ها رو کجا بردن؟

325
00:24:20,510 --> 00:24:23,270
نگران نباش، بهشون صدمه نزدن -
به اردوگاه سفیدپوشان در واچ هیل -

326
00:24:23,270 --> 00:24:26,310
این سفیدپوشان رو می‌شناسی، پرین ایبارا؟

327
00:24:26,310 --> 00:24:28,310
چون اون‌ها که می‌گن می‌شناسنت

328
00:24:50,500 --> 00:24:52,000
مشکلی نیست

329
00:24:54,590 --> 00:24:56,670
امان از دست شما و قفس‌هاتون

330
00:24:56,670 --> 00:24:59,050
اگه نظر من رو بخواین
صرفا فولاد رو هدر دادین

331
00:24:59,050 --> 00:25:01,550
اگه می‌خوای بدونی
 شوهرش ایباراها رو کجا برده

332
00:25:01,550 --> 00:25:03,140
کافیه بذاری من سوال کنم

333
00:25:03,140 --> 00:25:06,230
.برام مهم نیست خانواده‌ش کجا رفتن
همه دیدن که دستگیرشون کردیم

334
00:25:07,440 --> 00:25:09,270
کافیه خبرش به گوش پرین برسه
خودش میاد سراغ‌مون

335
00:25:09,270 --> 00:25:11,440
راه‌های سریع‌تری برای رسیدن بهش هست

336
00:25:11,440 --> 00:25:14,190
قرار نیست از مردم دو رود بازجویی کنیم

337
00:25:15,990 --> 00:25:16,990
اشتباهی ازشون سرنزده

338
00:25:17,650 --> 00:25:21,070
پرین ایبارا به یه جادوگر کمک کرده

339
00:25:21,070 --> 00:25:23,450
و پدرت رو با بی‌رحمی تمام به قتل رسوند

340
00:25:23,450 --> 00:25:29,750
خاک اینجا باید خیلی ناپاک باشه
که چنین ثمره‌ی زهرآلودی از دلش براومده

341
00:25:32,590 --> 00:25:34,960
از فرمانده‌ی کل درخواست نیروی پشتیبانی کردم

342
00:25:34,960 --> 00:25:36,510
تا کمک‌مون کنن با ترالاک‌ها مقابله کنیم

343
00:25:39,180 --> 00:25:41,300
...اگه پرین تا قبل از اون سروکله‌ش پیدا نشه

344
00:25:53,440 --> 00:25:56,900
بمیرم هم اجازه نمی‌دم بهشون دست بزنی

345
00:26:36,360 --> 00:26:39,490
چیه؟

346
00:26:40,400 --> 00:26:42,490
لعنتی

347
00:26:42,490 --> 00:26:44,450
می‌شه سر این دره قفلی چیزی بذارین؟

348
00:26:44,450 --> 00:26:46,200
چشم، به مدیریت اطلاع می‌دم

349
00:26:46,200 --> 00:26:47,330
می‌شه صحبت کنیم؟

350
00:26:47,330 --> 00:26:49,910
نه. گفتم که حرفی باهات ندارم

351
00:26:49,910 --> 00:26:53,290
 آره، ولی شاید من هنوز
چیزی برای گفتن داشته باشم، عوضی

352
00:26:53,870 --> 00:26:56,210
هیچ می‌دونی که برای محافظت از تو
 چی رو فدا کردم؟

353
00:26:56,210 --> 00:26:58,380
ایشمائل قرار بود الهاماتم رو ازم بگیره

354
00:26:58,380 --> 00:27:01,630
 فرصتش درست جلوی روم بود
می‌تونستم ازشون خلاص شم

355
00:27:01,630 --> 00:27:03,010
عادی باشم

356
00:27:03,630 --> 00:27:05,140
ولی من تو رو انتخاب کردم

357
00:27:05,140 --> 00:27:07,390
چیه؟ الان منتظری ازت تشکر کنم؟

358
00:27:09,560 --> 00:27:10,930
از این خبرها نیست

359
00:27:10,930 --> 00:27:12,480
ببین، فردا برگرد

360
00:27:12,480 --> 00:27:14,730
شاید بهتر باشه اول منتظر باشی ببخشمت

361
00:27:15,310 --> 00:27:16,310
...می‌دونی چیه

362
00:27:18,320 --> 00:27:19,360
مین

363
00:27:21,110 --> 00:27:22,110
مین

364
00:27:25,950 --> 00:27:27,030
بیا

365
00:27:29,870 --> 00:27:31,910
با گچ و نمک کشیده شده

366
00:27:31,910 --> 00:27:34,540
یک نماد نیست، بلکه دوتاست

367
00:27:34,540 --> 00:27:36,040
برای به سرانجام رساندن
 و کامل کردن این زندگی

368
00:27:36,040 --> 00:27:37,880
 تا روحش‌شون زودتر راهش رو
 برای بازگشت پیدا کنه

369
00:27:39,170 --> 00:27:40,960
یکی در محل مرگ‌

370
00:27:41,550 --> 00:27:43,130
و دیگری در محل تولدشون کشیده می‌شه

371
00:27:43,130 --> 00:27:44,340
مال کجاست؟

372
00:27:44,340 --> 00:27:45,590
تنچیکو

373
00:27:45,590 --> 00:27:47,760
 شاید لیاندرین اهل اونجا باشه

374
00:27:48,510 --> 00:27:50,260
جایی که پسرش متولد شده

375
00:27:50,260 --> 00:27:52,770
نه سالدی یا تیر

376
00:27:54,100 --> 00:27:56,940
.وقت‌مون رو با جویا و آمیکو هدر دادیم
هردوشون داشتن دروغ می‌گفتن

377
00:28:02,780 --> 00:28:05,610
اگه درباره همه چیز دروغ گفته باشن چی؟

378
00:28:06,610 --> 00:28:09,200
باید به چیزهایی که ازش حرفی نزدن دقت کنیم

379
00:28:09,200 --> 00:28:12,990
هیچ‌کدوم‌شون اشاره‌ای
به اشیایی که نایومی از برج دزدید نکردن

380
00:28:13,000 --> 00:28:15,830
 ورین سدای داشت از همه‌ی اشیای دزدیده‌شده
 فهرست‌برداری می‌کرد

381
00:28:24,550 --> 00:28:26,470
یه تعداد دیگه هم اینجاست

382
00:28:38,100 --> 00:28:39,100
...اون

383
00:28:40,020 --> 00:28:41,070
یه دستبنده

384
00:28:41,690 --> 00:28:46,280
شبیه اونی که سولدام‌های شان‌چن
برای کنترل احضارکننده‌ها استفاده‌ می‌کردن، اما قدیمی‌تر

385
00:28:49,700 --> 00:28:51,120
تنچیکو

386
00:28:53,410 --> 00:28:57,710
،تنچیکو نزدیک فالمه
نخستین محل ورود شان‌چن

387
00:28:57,710 --> 00:29:00,920
قرن‌ها پیش از اونجا پا به این سرزمین گذاشتن

388
00:29:01,500 --> 00:29:05,090
و حالا لیاندرین توی تنچیکوئه
و دنبال چنین قلاده‌ای می‌گرده

389
00:29:09,430 --> 00:29:11,720
الین

390
00:29:29,200 --> 00:29:31,410
اون... خاکستریه

391
00:29:31,410 --> 00:29:33,910
مثل اون مردی که توی مهمان‌خانه شیر سفید
 می‌خواست من رو بکشه

392
00:29:33,910 --> 00:29:36,490
اونقدری محکم پرتش نکردم
که کشته بشه

393
00:29:36,500 --> 00:29:38,330
چاقو خورده

394
00:29:40,960 --> 00:29:43,590
یا نور! اینجا چه اتفاقی افتاده؟

395
00:29:43,590 --> 00:29:45,250
یه مرد خاکستری بهمون حمله کرد

396
00:29:46,090 --> 00:29:47,300
هوم. مُرده

397
00:29:47,920 --> 00:29:50,720
مُرده، تا حدی که ممکنه
و حتی بیش‌تر از اون

398
00:29:50,720 --> 00:29:52,470
منظورت از بیش‌تر از اون چیه؟

399
00:29:52,470 --> 00:29:55,640
مردان خاکستری از پیروان تاریکی‌ان
که در ازای دریافت قدرت

400
00:29:55,640 --> 00:29:57,140
روح‌شون رو به سایه فروختن

401
00:29:57,140 --> 00:30:00,440
حتی اگه مستقیم بهشون خیره بشی
 باز هم به سختی متوجه‌شون می‌شی

402
00:30:00,440 --> 00:30:02,850
چرا اومدین اینجا ورین سدای؟

403
00:30:02,860 --> 00:30:05,060
 اینجا مقر آجاهای قهوه‌ایه

404
00:30:05,070 --> 00:30:06,860
من هم می‌تونم همین سوال رو ازت بپرسم

405
00:30:08,440 --> 00:30:10,650
متاسفم ورین سدای

406
00:30:10,650 --> 00:30:12,200
خیلی بهم ریختم

407
00:30:12,200 --> 00:30:14,700
فکر می‌کنین می‌تونیم با خیال راحت
به اتاق‌هامون برگردیم؟

408
00:30:14,700 --> 00:30:16,450
آره، اما درها رو قفل کنید

409
00:30:16,450 --> 00:30:20,790
و تا وقتی من یا آمیرلین نیومدیم سراغ‌‌تون
همون‌جا بمونین

410
00:30:27,050 --> 00:30:28,630
اینجا نمی‌مونیم

411
00:30:28,630 --> 00:30:30,380
به تنچیکو می‌ریم، همین امشب

412
00:30:30,920 --> 00:30:32,010
امشب؟

413
00:30:32,800 --> 00:30:34,430
 برام مهم نیست که دام باشه

414
00:30:34,430 --> 00:30:36,970
از اینجا امن‌تره -
چی؟ -

415
00:30:36,970 --> 00:30:38,930
متوجه نشدی چی رو از قلم انداخت؟

416
00:30:38,930 --> 00:30:41,350
نه -
اصلا براش سوال نشد کی بهش چاقو زده بود -

417
00:30:45,233 --> 00:30:53,767
[ تنچیکو ]

418
00:31:14,260 --> 00:31:17,010
امروز زن و شوهر خواهید شد

419
00:31:17,010 --> 00:31:18,510
تو به او تعلق پیدا خواهی کرد

420
00:31:24,600 --> 00:31:28,730
،روحت از آنِ او برای شکل دادن
 ...قلبت برای تصاحب

421
00:31:36,950 --> 00:31:38,070
کی هستی؟

422
00:31:38,080 --> 00:31:39,450
اسمت چیه پسر؟

423
00:31:39,450 --> 00:31:40,910
جک لونالت

424
00:31:41,750 --> 00:31:42,750
لونالت

425
00:31:44,210 --> 00:31:45,960
بعد از این همه مدت، هنوز هم اینجایی؟

426
00:31:47,500 --> 00:31:50,340
باید از نواده‌های مردی باشی
که همسر خطابش می‌کردم

427
00:31:51,760 --> 00:31:55,010
 مردی که هیچ‌وقت به خودش زحمت نداد
 من رو پای محراب ببره

428
00:31:56,470 --> 00:32:00,430
مردی که بستر ازدواج‌مون رو در یه سیاهچال تاریک و نمناک
 در اعماق این قلعه قرار داد

429
00:32:00,430 --> 00:32:02,720
تا قبل از تولد سیزده‌سالگیم

430
00:32:02,730 --> 00:32:04,850
...که فهمید قراره به زودی یه عضو جدید به

431
00:32:05,980 --> 00:32:07,690
خانواده‌ی دوست‌داشتنی‌مون اضافه بشه

432
00:32:20,450 --> 00:32:21,580
یه کودک دیگه

433
00:32:24,710 --> 00:32:28,000
بهش دست نزن. مال منه

434
00:32:28,000 --> 00:32:29,210
بسیار خب

435
00:32:35,670 --> 00:32:37,090
ای نور محافظ‌مان باش

436
00:32:37,890 --> 00:32:39,220
امکان نداره

437
00:32:40,890 --> 00:32:42,600
 ای نور مقدس، ما رو حفظ کن

438
00:32:46,810 --> 00:32:48,270
عقب نکشید

439
00:32:53,780 --> 00:32:55,570
نه. بیا اینجا

440
00:32:56,450 --> 00:32:57,650
نترس

441
00:32:57,650 --> 00:32:59,490
حالا دیگه اینجا خونه‌ی ماست

442
00:33:01,330 --> 00:33:02,530
نایومی

443
00:33:06,540 --> 00:33:10,790
دوستم می‌تونه تمام افکار ترسناک رو
از ذهنت پاک کنه

444
00:33:11,840 --> 00:33:14,210
فقط خاطرات امروز رو از دست نمی‌ده

445
00:33:15,880 --> 00:33:18,010
 بازگشت به خانه فقط به دو دلیل انجام می‌شه

446
00:33:19,220 --> 00:33:21,760
 یادآوری یا انتقام

447
00:33:28,600 --> 00:33:31,190
به‌نظرم بهتره هیچ چیز رو به‌خاطر نیاریم

448
00:33:31,214 --> 00:33:39,214
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

449
00:33:39,910 --> 00:33:41,200
الایدا سدای؟

450
00:33:42,320 --> 00:33:43,450
گفته بودین این‌ها رو براتون بیارم؟

451
00:33:45,450 --> 00:33:47,120
بله. می‌تونی بذاری‌شون اونجا

452
00:33:56,920 --> 00:33:59,260
بار سنگینیه، نه؟

453
00:34:00,880 --> 00:34:03,220
اوه. فقط چندتا لباسه

454
00:34:03,220 --> 00:34:05,010
منظورم آینده‌‌ست

455
00:34:06,520 --> 00:34:10,310
یه خواهر از آجا‌ی آبی
یه بار یه نصیحت خوب بهم کرد

456
00:34:10,980 --> 00:34:14,440
دقت کن چه خدمتکارهایی رو
برای خدمت نزدت می‌فرستن

457
00:34:14,440 --> 00:34:16,150
و دلیلش رو پیدا کن

458
00:34:18,650 --> 00:34:21,530
تو یه پیشگویی مین، درسته؟

459
00:34:22,280 --> 00:34:23,700
بله

460
00:34:24,410 --> 00:34:25,410
هوم

461
00:34:28,500 --> 00:34:31,040
دونستن آینده، تنهایی به همراه میاره

462
00:34:31,670 --> 00:34:34,380
من هم چنین باری رو به دوش می‌کشم

463
00:34:34,380 --> 00:34:40,090
هرچند شنیدم پیشگویی‌های من
 خیلی کم‌تر از الهامات تو رخ می‌دن

464
00:34:40,720 --> 00:34:41,800
خوشا به‌حالت

465
00:34:43,390 --> 00:34:44,640
بخت باهام یار بوده

466
00:34:45,720 --> 00:34:49,310
هر پیشگویی‌ای که داشتم
برام مثل یه گنج ارزشمنده

467
00:34:49,310 --> 00:34:50,560
چرا؟

468
00:34:50,560 --> 00:34:52,600
نمی‌تونی که تغییرش بدی

469
00:34:53,440 --> 00:34:54,810
ما پیشگو هستیم

470
00:34:55,690 --> 00:34:57,727
به این معنی نیست
 که باید بشینیم و نظاره کنیم

471
00:34:57,752 --> 00:35:00,360
درسته، لحظه‌ای از آینده رو به چشم می‌بینی

472
00:35:00,360 --> 00:35:04,990
 اما این‌که چه چیزی به اون لحظه منتهی می‌شه
...و چه چیزی بعد از اون رخ می‌ده

473
00:35:05,990 --> 00:35:08,700
قدرت واقعی‌مون در این نهفته‌ست

474
00:35:08,700 --> 00:35:11,040
سال‌ها پیش پیشگویی‌ای داشتم

475
00:35:11,040 --> 00:35:16,040
که ملکه‌ی اندور  قراره نقشی کلیدی
در نبرد آخر داشته باشه

476
00:35:17,130 --> 00:35:20,920
ولی دست روی دست نذاشتم

477
00:35:20,920 --> 00:35:24,680
به مورگیس تراکاند کمک کردم
که در جنگ جانشینی پیروز بشه

478
00:35:24,680 --> 00:35:26,550
گمونم برات نتیجه‌بخش بوده

479
00:35:26,550 --> 00:35:27,800
اوهوم

480
00:35:30,470 --> 00:35:31,890
همه چیز درست می‌شه

481
00:35:33,520 --> 00:35:34,640
اون دستبند

482
00:35:34,650 --> 00:35:37,060
 بخشی از یه پیشگویی دیگه‌ست؟

483
00:35:40,070 --> 00:35:41,280
یه جورهایی

484
00:35:52,410 --> 00:35:56,250
می‌دونم ورین و لیان فرستادنت
 تا حواست به من باشه

485
00:35:56,250 --> 00:35:58,630
و تمام حرف‌ها و کارهام رو براشون گزارش کنی

486
00:35:59,250 --> 00:36:00,340
...اما این

487
00:36:00,920 --> 00:36:03,760
می‌شه بین خودمون بمونه؟

488
00:36:03,760 --> 00:36:05,930
آره

489
00:36:08,100 --> 00:36:13,560
رهبر آجای‌ سرخ، به زودی در تالار نشست‌ها
 یه رأی‌گیری برگزار می‌کنه

490
00:36:14,480 --> 00:36:17,850
شاید مهم‌ترین رأی‌گیری در تاریخ برج

491
00:36:17,850 --> 00:36:19,730
سیوان سانچه شکست می‌خوره

492
00:36:19,730 --> 00:36:24,570
و خواهران سرخ برج رو
به هدف و مسیر اصلیش برمی‌گردونن

493
00:36:24,570 --> 00:36:28,570
پیدا کردن و دستگیری اژدهای دوباره متولد شده

494
00:36:34,540 --> 00:36:35,960
صدها سال می‌شه

495
00:36:35,960 --> 00:36:38,750
که رویاگردی از دل برج‌تون بیرون نیومده، آی‌سدای

496
00:36:39,790 --> 00:36:41,420
رویاگرد؟

497
00:36:41,420 --> 00:36:44,340
خیلی‌ها می‌تونن به تلاران ریود نزدیک بشن

498
00:36:44,340 --> 00:36:46,590
اما تعداد معدودی می‌تونن درش قدم بذارن

499
00:36:46,590 --> 00:36:50,890
در بین تمام خردمندان تئارداد
فقط من و ملینیم که رویاگردیم

500
00:36:50,890 --> 00:36:53,220
فکر می‌کنین من هم باشم؟

501
00:36:54,140 --> 00:36:56,270
اما وقتی توی خواب همدیگه رو ملاقات کردیم

502
00:36:56,270 --> 00:36:58,980
به‌نظر می‌رسید داری از چیزی فرار می‌کنی

503
00:37:01,020 --> 00:37:03,230
...همه‌ش خواب زنی رو می‌بینم که

504
00:37:05,110 --> 00:37:06,280
بهم آسیب زده

505
00:37:09,410 --> 00:37:12,580
این کبودی‌ها، کار اون زنه؟

506
00:37:14,830 --> 00:37:17,290
 مویرین گفت که زخم‌هایی
که توی دنیای رویا برمی‌داریم

507
00:37:17,290 --> 00:37:19,210
می‌تونن در دنیای واقعی هم باهامون بمونن

508
00:37:20,130 --> 00:37:22,380
زن تو رویاهات کیه؟

509
00:37:22,960 --> 00:37:23,960
مُرده

510
00:37:26,510 --> 00:37:30,340
اگر می‌تونه بهت آسیب بزنه
به این معنیه که هنوز زنده‌ست

511
00:37:31,260 --> 00:37:32,640
وای نه

512
00:37:32,640 --> 00:37:34,600
به زودی به روایدین می‌رسیم

513
00:37:34,600 --> 00:37:37,850
بعد بهت یاد می‌دم
 که چطور از خودت محافظت کنی

514
00:37:51,030 --> 00:37:52,910
نباید مدام من رو بکشونی اینجا

515
00:37:55,240 --> 00:37:57,250
این بار کار من نبود

516
00:37:58,000 --> 00:37:59,000
تو من رو فراخوندی

517
00:37:59,000 --> 00:38:01,250
پس چرا باورش برام سخته؟

518
00:38:02,790 --> 00:38:03,880
می‌رم

519
00:38:05,300 --> 00:38:06,460
چی شده؟

520
00:38:07,590 --> 00:38:09,550
فکر نکنم بتونم این گره رو باز کنم

521
00:38:12,300 --> 00:38:14,640
حق داشتی که از کالندور دور بمونی

522
00:38:15,470 --> 00:38:16,930
باید متوجهش می‌شدم

523
00:38:17,520 --> 00:38:19,140
خیلی خودخواهی کردم

524
00:38:19,850 --> 00:38:20,980
خودخواهی؟

525
00:38:20,980 --> 00:38:22,560
با کالندور چی کار داری؟

526
00:38:22,560 --> 00:38:24,440
چی رو داری ازم پنهون می‌کنی؟

527
00:38:25,690 --> 00:38:27,610
اگه بگم هم باور نمی‌کنی

528
00:38:38,040 --> 00:38:41,080
...فکر می‌کنم راهی هست

529
00:38:43,130 --> 00:38:45,130
می‌تونم از سوگندهای تاریکم رها شم

530
00:38:47,130 --> 00:38:49,340
به شرط این‌که ارباب تاریکی نابود بشه

531
00:38:49,340 --> 00:38:51,130
اصلا چنین چیزی ممکنه؟

532
00:38:51,130 --> 00:38:54,300
سانگریلی هست که به اندازه کالندور قدرتمنده

533
00:38:55,390 --> 00:38:57,220
برای زنانه، به اسم ساکارنن

534
00:38:57,220 --> 00:38:59,680
اگر زن و مردی همزمان
...ازشون استفاده کنن می‌تونن

535
00:38:59,680 --> 00:39:00,890
ارباب تاریکی رو بکشن؟

536
00:39:02,520 --> 00:39:04,310
و این برای تو چه معنایی داره؟

537
00:39:05,150 --> 00:39:07,480
اگر سوگندهایی که زمانی خورده بودی
دیگه وجود نداشته باشن؟

538
00:39:16,620 --> 00:39:18,870
لنفیر. نمی‌تونیم

539
00:39:18,870 --> 00:39:20,410
نباید چیزی می‌گفتم

540
00:39:45,190 --> 00:39:46,650
دارن حرارتش رو بیش‌تر می‌کنن

541
00:39:47,270 --> 00:39:48,900
تا حالا چادر بخار رو امتحان نکرده بودی؟

542
00:39:48,900 --> 00:39:51,070
نه

543
00:39:51,070 --> 00:39:54,570
در سرزمین‌های پرآب به‌قدری آب فراوانه
که در وان‌های پر از اون دراز می‌کشن

544
00:39:57,700 --> 00:39:59,830
چرا روایدین اینقدر مهمه؟

545
00:40:00,990 --> 00:40:03,790
توی برج سفید بهتون ادب یاد نمی‌دن؟

546
00:40:10,920 --> 00:40:14,170
روایدین جاییه که مردها می‌رن
 تا رئیس قبیله بشن

547
00:40:14,170 --> 00:40:16,930
و زن‌ها، خردمند

548
00:40:16,930 --> 00:40:20,680
اگه رند الثور شما واقعا کاراکارن باشه

549
00:40:21,510 --> 00:40:23,430
باید به درون مه بره

550
00:40:23,430 --> 00:40:26,060
،و وقتی به عنوان کاراکارن شناخته بشه
 چی می‌شه؟

551
00:40:44,580 --> 00:40:46,160
دلت برای حمام‌های راحتت تنگ می‌شه

552
00:40:52,670 --> 00:40:55,800
فکر کنم داره نگاهت می‌کنه

553
00:40:55,800 --> 00:40:58,010
اگه تو می‌گی، باشه

554
00:41:02,260 --> 00:41:04,060
می‌دونی که حق داری خوشحال باشی دیگه؟

555
00:41:05,230 --> 00:41:06,640
حتی شده برای یک شب

556
00:41:07,270 --> 00:41:08,480
یا یک ساعت

557
00:41:09,190 --> 00:41:12,320
فکر می‌کنی یه ساعت با اون بودن
برام خوشحالی به ارمغان میاره؟

558
00:41:13,400 --> 00:41:14,610
ضرری که نداره

559
00:41:19,410 --> 00:41:22,160
مدت‌هاست با کسی نبودم

560
00:41:22,160 --> 00:41:23,950
طریقه‌ش رو که یادت نمی‌ره

561
00:41:36,276 --> 00:41:37,896
دوست داری امشب بهم بپیوندی؟

562
00:42:16,840 --> 00:42:18,050
کی هستی؟

563
00:42:18,760 --> 00:42:23,840
ملیندارم، از خاندان چومای تئارداد آییل

564
00:42:23,850 --> 00:42:26,390
آییل‌ها خالکوبی ندارن

565
00:42:26,390 --> 00:42:28,600
پس هنوز هم به خاطر میاریش

566
00:42:29,480 --> 00:42:30,680
هویتت رو فراموش نکردی

567
00:42:30,690 --> 00:42:33,400
چرا نشان درنای طلایی مالکیر رو
 روی کمرت داری؟

568
00:42:34,520 --> 00:42:37,110
دختربچه‌ای بیش نبودم که آفت مالکیر رو بلعید

569
00:42:37,730 --> 00:42:40,490
تا جایی که توان داشتم دویدم
تا این‌که یه خردمند پیدام کرد

570
00:42:40,490 --> 00:42:42,410
و من رو مثل دختر خودش بزرگ کرد

571
00:42:44,160 --> 00:42:46,240
اما حاضرم همین امروز نیزه‌هام رو بشکنم

572
00:42:46,870 --> 00:42:50,790
و دنبالت بیام تا شهرمون رو پس بگیریم

573
00:42:50,790 --> 00:42:52,330
وطن‌مون

574
00:42:53,920 --> 00:42:55,040
مالکیر از دست رفته

575
00:42:56,920 --> 00:42:59,260
تا وقتی یه مرد هدوری ببنده

576
00:43:00,130 --> 00:43:02,220
و زنی کی‌ساین به پیشونی داشته باشه

577
00:43:03,510 --> 00:43:04,800
مالکیر هنوز نفس می‌کشه

578
00:43:06,260 --> 00:43:09,100
یا نکنه وظیفه‌ت رو فراموش کردی آن‌آلین؟

579
00:43:10,980 --> 00:43:12,560
شمشیر پدرت رو به کمر بستی

580
00:43:14,690 --> 00:43:16,060
هنوزم فکر می‌کنی این جنگ ادامه داره؟

581
00:43:19,530 --> 00:43:20,990
فراموش نکردم

582
00:43:30,450 --> 00:43:33,500
سفیدپوشان چی؟
دست از سرمون برنمی‌دارن

583
00:43:34,170 --> 00:43:36,960
.اون رو می‌خوان
برای همین ناتی رو گرفتن

584
00:43:37,670 --> 00:43:38,750
راست می‌گه

585
00:43:39,340 --> 00:43:40,550
اگه خودم رو تحویل بدم

586
00:43:40,550 --> 00:43:43,340
سفیدپوشان کاوثن‌ها رو آزاد می‌کنن

587
00:43:44,800 --> 00:43:46,260
 از وقتی به دنیا اومدی می‌شناسمت

588
00:43:46,850 --> 00:43:48,180
همین‌طور هم تمام کسایی که اینجان

589
00:43:49,010 --> 00:43:50,010
تو از پیروان تاریکی نیستی

590
00:43:50,010 --> 00:43:51,430
ولی چیزی رو پنهان می‌کنه

591
00:43:51,430 --> 00:43:53,020
تو هم همین‌طور سن بو

592
00:43:53,020 --> 00:43:55,810
اگه گاله‌ت رو نبندی
میام حسابت رو می‌رسم

593
00:43:56,247 --> 00:43:59,570
ببینین، اگه خودم رو تحویل بدم

594
00:43:59,570 --> 00:44:02,150
همه می‌تونن تمرکزشون رو بذارن روی مشکل اصلی

595
00:44:02,990 --> 00:44:04,360
یعنی ترالاک‌ها

596
00:44:04,360 --> 00:44:07,200
اگه بعد از این‌که خودت رو تسلیم کردی
از اینجا برن چی؟

597
00:44:08,070 --> 00:44:12,330
در این‌صورت وقتی ترالاک‌ها بیان سراغ‌مون
 دیگه حتی شرافت‌مون رو هم از دست دادیم

598
00:44:12,330 --> 00:44:16,420
نه، هیچ‌جا نمی‌ری

599
00:44:17,080 --> 00:44:19,920
دو رود هوای فرزندانش رو داره

600
00:44:19,920 --> 00:44:23,090
همیشه داشته و خواهد داشت

601
00:44:25,300 --> 00:44:27,470
همیشه همین‌طور بوده، مگه نه؟

602
00:44:29,760 --> 00:44:31,350
نگران نباش، پرین

603
00:44:51,200 --> 00:44:52,870
این بالا چی کار می‌کنی؟

604
00:44:56,120 --> 00:44:57,660
پایین غذا هست

605
00:44:58,750 --> 00:45:01,710
اگه یه بار دیگه مجبور شم شلغم بخورم
به درگاه نور دعا می‌کنم که تو گلوم گیر کنه و خفه بشم

606
00:45:01,710 --> 00:45:02,840
ماکسیم

607
00:45:03,960 --> 00:45:05,920
چرا پیوند رو قطع نمی‌کنی آلانا؟

608
00:45:08,340 --> 00:45:10,010
عادت نداشتیم همیشه برقرار باشه

609
00:45:10,010 --> 00:45:12,680
چون دور و برمون پر شده از ترالاک‌ها و سفیدپوشان

610
00:45:13,390 --> 00:45:14,640
جون‌مون درخطره

611
00:45:14,640 --> 00:45:16,600
تحملش رو ندارم. نمی‌تونم

612
00:45:17,310 --> 00:45:18,480
...می‌تونم حس کنم

613
00:45:20,020 --> 00:45:23,110
که هیچ حسی نسبت به آیوان در وجودت نیست

614
00:45:23,110 --> 00:45:27,280
فقط سعی دارم از خودم محافظت کنم
چون دارم توی غمت غرق می‌شم

615
00:45:27,280 --> 00:45:30,360
نیمه شب از خواب بیدار می‌شم
 و حس می‌کنم داره خفه‌م می‌کنه

616
00:45:30,370 --> 00:45:33,160
باید چنین حسی داشته باشی. مُرده -
دقیقا -

617
00:45:34,160 --> 00:45:35,410
و حالا باید باهاش کنار بیایم

618
00:45:35,410 --> 00:45:38,160
اگه واقعا قرار بود بهش رسیدگی کنیم
الان باید دنبال لیاندرین می‌گشتیم

619
00:45:38,160 --> 00:45:41,210
و کاری می‌کردیم تقاص پس بده

620
00:45:41,880 --> 00:45:44,590
.عوضش اینجاییم
توی دو رود لعنتی

621
00:45:47,220 --> 00:45:48,340
چرا آلانا؟

622
00:46:09,820 --> 00:46:13,240
می‌دونی، تا حالا ندیده بودم
کسی بخواد خودش رو تسلیم کنه

623
00:46:13,870 --> 00:46:14,950
 و درش شکست بخوره

624
00:46:23,040 --> 00:46:24,040
با اونی؟

625
00:46:25,670 --> 00:46:26,840
اتفاقی شد

626
00:46:26,840 --> 00:46:28,880
اومدم اینجا دنبال شیپور والیر بگردم

627
00:46:30,720 --> 00:46:32,140
می‌بینم که اسمش رو شنیدی

628
00:46:32,720 --> 00:46:34,010
باهاش آشنایی دارم

629
00:46:37,600 --> 00:46:41,640
در نبودت زیاد درباره‌ت حرف می‌زنن، پرین ایبارا

630
00:46:43,150 --> 00:46:44,980
ولی من چیزی درباره تو نشنیدم

631
00:46:45,610 --> 00:46:48,360
حتی اسمت رو هم نمی‌دونم -
اسم خودم رو ماندارب گذاشتم -

632
00:46:50,695 --> 00:46:51,990
متاسفم

633
00:46:51,990 --> 00:46:54,530
...فقط این‌که دوستم لن، اون

634
00:46:54,530 --> 00:46:55,620
چی؟

635
00:46:56,410 --> 00:46:57,990
در زبان کهن به معنی تیغه

636
00:46:58,660 --> 00:47:00,410
پس قبل از این‌که حرفی بزنی
 خوب مزه مزه‌ش کن

637
00:47:02,250 --> 00:47:03,630
به اسبش می‌گفت

638
00:47:06,000 --> 00:47:08,090
ولی اسم خوبیه

639
00:47:08,090 --> 00:47:10,800
واسه شکار انتخابش کردی؟

640
00:47:13,890 --> 00:47:16,510
شاید بهتر باشه دوباره شانست رو
برای تسلیم شده امتحان کنی

641
00:47:32,110 --> 00:47:33,110
چی شده؟

642
00:47:34,070 --> 00:47:35,780
می‌رم سراغ ناتی و دخترها

643
00:47:36,530 --> 00:47:39,580
به مت قول دادم از خانواده‌ش محافظ کنم
و قصد دارم همین کار رو بکنم

644
00:47:42,870 --> 00:47:45,710
مین؟ توئی؟ -
بس کن مت -

645
00:47:45,710 --> 00:47:48,790
اتفاقات مهم‌تری توی این برج
نسبت به قهر و دعوای من و تو وجود داره

646
00:47:48,800 --> 00:47:50,090
اون هم برای بار چندم

647
00:47:50,090 --> 00:47:52,340
برای این اومدم به این برج خراب‌شده
که الهاماتم رو در مسیر درست به کار بگیرم

648
00:47:52,340 --> 00:47:55,970
اما اینجا هم یه دیوانه‌خانه‌ی دیگه‌ست -
مین، بس کن. من رو ببین -

649
00:47:57,636 --> 00:47:58,741
نگاهم کن

650
00:48:00,970 --> 00:48:02,230
متاسفم

651
00:48:02,850 --> 00:48:04,810
جدی می‌گم. واقعا قدردان کاری که کردی هستم

652
00:48:05,900 --> 00:48:09,900
ولی حقیقتش این مدت مشکلات خاص خودم داشتم

653
00:48:09,900 --> 00:48:11,320
می‌دونم

654
00:48:11,320 --> 00:48:12,650
خاطراتت

655
00:48:12,650 --> 00:48:14,070
از کجا می‌دونی؟

656
00:48:14,990 --> 00:48:17,910
به تمام نوآموزها و نصف آی‌سدای‌های برج گفتی

657
00:48:18,870 --> 00:48:20,330
ولی داشتم فکر می‌کردم

658
00:48:20,910 --> 00:48:23,072
شاید بتونیم از نفرین‌هایی
که گریبان‌مون رو گرفتن

659
00:48:23,097 --> 00:48:24,040
بهره ببریم

660
00:48:24,040 --> 00:48:27,170
شاید اون جنگجویی که در فالم جنگید
هنوز درونت باشه

661
00:48:36,010 --> 00:48:37,510
این طرز نگاهت رو می‌شناسم

662
00:48:38,800 --> 00:48:40,760
مین؟ خوبی؟

663
00:48:41,260 --> 00:48:42,680
مت -
مین؟ -

664
00:48:42,680 --> 00:48:44,640
مین. نه. تمومش کن -
مت -

665
00:48:44,640 --> 00:48:46,520
بس کن، وقتی باهم آشنا شدیم بهت گفتم

666
00:48:46,520 --> 00:48:49,150
نمی‌خوام بدونم چه بدبختی قراره سرم بیاد، خب؟

667
00:48:49,150 --> 00:48:51,150
.عذر می‌خوام خانم
 این آقا براتون مزاحمت ایجاد کردن؟

668
00:48:51,150 --> 00:48:52,400
از پس خودم برمیام، متشکرم

669
00:48:52,400 --> 00:48:53,860
...مین، تو

670
00:48:55,280 --> 00:48:57,280
واقعا فوق‌العاده‌ای

671
00:48:57,280 --> 00:48:58,450
تنومند

672
00:48:58,450 --> 00:49:00,700
همیشه هم حواست به بقیه هست
واقعا که خیلی فداکاری

673
00:49:00,700 --> 00:49:03,370
نور رو شکر که تو رو در کنارمون داریم

674
00:49:04,370 --> 00:49:05,410
عوضی

675
00:49:13,460 --> 00:49:15,010
لیان سدای

676
00:49:15,880 --> 00:49:18,680
فکر نمی‌کردم راه اینجا رو بلد باشی

677
00:49:18,680 --> 00:49:20,050
رد موش‌ها رو گرفتم

678
00:49:20,050 --> 00:49:22,640
چی شد که بهمون افتخار دادی؟

679
00:49:22,640 --> 00:49:27,640
آمیرلین شنیده که به شدت مشتاقی
وظایفت رو انجام بدی، والامقام

680
00:49:28,230 --> 00:49:31,150
هنوز موفق نشدیم اژدهای دروغین، مازریم تائیم رو
 به دام بندازیم

681
00:49:31,150 --> 00:49:34,650
هفت زن رو انتخاب می‌کنی
و به سالدی می‌ری تا پیداش کنی

682
00:49:35,490 --> 00:49:37,690
والامقام نمی‌تونن برج رو ترک کنن

683
00:49:37,700 --> 00:49:39,200
الان نمی‌شه

684
00:49:39,200 --> 00:49:41,530
امور مهمی دارن که باید بهشون رسیدگی کنن

685
00:49:41,530 --> 00:49:45,330
اموری که هیچ‌کدوم‌مون نباید درش دخالت کنیم

686
00:49:45,785 --> 00:49:48,470
یعنی سرخ‌ها قصد دارن وظیفه‌شون
 در پیدا کردن مردانی که قدرت احضار دارن رو

687
00:49:48,495 --> 00:49:50,196
به گروه دیگری از آجاها محول کنن؟

688
00:49:50,603 --> 00:49:52,103
مثلا آجاهای آبی؟

689
00:49:52,290 --> 00:49:56,550
مادر فرمودن کِی راه بیفتیم؟ -
امشب. بیاید -

690
00:49:56,612 --> 00:49:59,643
در تالار مطالعه‌شون منتظرتونن
و می‌خوان جزئیات نقشه‌ رو باهاتون درمیون بذارن

691
00:50:21,070 --> 00:50:22,870
فکر می‌کنی کی جایگزینش بشه؟

692
00:50:23,490 --> 00:50:24,490
جایگزین؟

693
00:50:24,490 --> 00:50:26,660
به عنوان والامقام آجای سرخ

694
00:50:26,660 --> 00:50:28,870
البته به صورت موقت

695
00:50:29,660 --> 00:50:32,040
سالدی اون سمت دنیاست

696
00:50:32,040 --> 00:50:35,921
مگر این‌که ترجیح بدیم ماه‌ها
یکی از نمایندگان‌مون رو دراختیار نداشته باشیم

697
00:50:35,946 --> 00:50:38,590
و با دو رای در نشست‌ها شرکت کنیم

698
00:50:39,260 --> 00:50:42,470
درست می‌گی خواهر

699
00:50:42,470 --> 00:50:45,890
به‌نظر می‌رسه آجای سرخ
نماینده‌ جدیدی نیاز داره

700
00:50:54,940 --> 00:50:56,980
صبر کن. کجا می‌ری؟

701
00:50:59,610 --> 00:51:00,820
به مزرعه‌مون

702
00:51:01,530 --> 00:51:03,240
نه. پس ترالاک‌ها چی؟

703
00:51:04,370 --> 00:51:06,070
درخت بلوطی در زمینم افتاده

704
00:51:06,080 --> 00:51:09,040
می‌خوام ازش میله محکمی برای در بسازم
تا شب‌ها ازش استفاده کنم

705
00:51:09,040 --> 00:51:12,460
پسرها هم نوبتی روی پشت‌بام نگهبانی می‌دن

706
00:51:12,460 --> 00:51:15,040
هیچ جنبنده‌ای نمی‌تونه بدون این‌که
 قبلش بفهمیم نزدیک‌مون شه

707
00:51:15,040 --> 00:51:16,790
نه. چقدر قبل؟

708
00:51:17,300 --> 00:51:19,340
ترالاک‌ها مثل گربه در تاریکی می‌بینن

709
00:51:19,340 --> 00:51:20,670
قبل از این‌که کسی بتونه هشدار بده

710
00:51:20,670 --> 00:51:23,260
در رو شکستن و بهتون حمله‌ور شدن

711
00:51:23,260 --> 00:51:26,800
اینقدر سعی نکن مردم رو بترسونی -
ترالاک‌ها من رو می‌ترسونن -

712
00:51:27,510 --> 00:51:29,060
همه‌مون باید ازشون بترسیم

713
00:51:29,060 --> 00:51:32,520
یا نکنه فراموش کردین چه سر بل تاین اومد؟

714
00:51:34,850 --> 00:51:36,230
خب حالا چی کار کنیم؟

715
00:51:46,990 --> 00:51:48,200
ببینین

716
00:51:49,450 --> 00:51:52,710
اگه ده نفر اینجا باشن
 بیست نفر اونجا

717
00:51:54,000 --> 00:51:55,870
می‌شیم یه شکار آسون برای ترالاک‌ها

718
00:51:55,880 --> 00:51:57,710
یا سفیدپوشان

719
00:51:59,250 --> 00:52:04,630
اما اگه چندصد نفرمون کنار هم باشیم
اون‌وقت شاید شانسی داشته باشیم

720
00:52:06,720 --> 00:52:11,470
اگه اینجا بمونیم
 شانسی برای زنده موندن پیدا می‌کنیم

721
00:52:48,930 --> 00:52:50,998
خوبه که بدونیم وقتی درخت‌ها
بالاخره حمله‌شون رو آغاز می‌کنن

722
00:52:51,023 --> 00:52:52,720
حداقل یه مرد آماده‌ی نبرده

723
00:52:52,720 --> 00:52:56,520
البته، با این طرز شمشیر زدن
من ترجیح می‌دم روی پیروزی درخت‌ها شرط ببندم

724
00:52:58,600 --> 00:52:59,810
عجب

725
00:52:59,810 --> 00:53:03,400
 اگه بخوای، می‌تونم بهت یاد بدم
چطور با یه سلاح واقعی بجنگی

726
00:53:03,400 --> 00:53:05,530
نه، همین‌طوری خوبه

727
00:53:05,530 --> 00:53:08,860
زیاد از شمشیر سردرنمیارم
ترجیح می‌دم به کمان تکیه کنم

728
00:53:08,860 --> 00:53:10,160
یا گرز

729
00:53:10,160 --> 00:53:11,830
از این‌ها بلدم استفاده کنم

730
00:53:11,830 --> 00:53:13,030
یا حداقل بلد بودم

731
00:53:13,040 --> 00:53:14,330
مت

732
00:53:17,750 --> 00:53:19,210
دنبالت می‌گشتم

733
00:53:19,710 --> 00:53:21,880
جستجوت موفقیت‌آمیز بوده

734
00:53:21,880 --> 00:53:23,550
می‌خواستم باهات خداحافظی کنم

735
00:53:24,260 --> 00:53:25,260
خداحافظی؟

736
00:53:25,970 --> 00:53:27,220
ناینیو، منظورت چیه؟

737
00:53:28,300 --> 00:53:29,930
من و الین یه چیزی پیدا کردیم

738
00:53:30,680 --> 00:53:32,180
فکر می‌کنیم می‌دونیم لیاندرین کجا رفته

739
00:53:32,180 --> 00:53:33,560
لیاندرین؟

740
00:53:33,560 --> 00:53:36,100
آروم‌ صحبت کن

741
00:53:36,980 --> 00:53:38,060
باشه

742
00:53:38,810 --> 00:53:42,150
اجازه نمی‌دم بدون من برین دنبالش

743
00:53:42,150 --> 00:53:43,690
اصلا بمونم اینجا چه کار کنم؟

744
00:53:43,690 --> 00:53:47,530
آی‌سدای‌ها هیچ ایده‌ای ندارن
که چطور باید کمکم کنن

745
00:53:48,150 --> 00:53:51,410
اگه کسی هم بتونه
به‌نظرم توئی

746
00:53:51,410 --> 00:53:53,740
باهات میام -
...آره، ولی... نه... مت، تو -

747
00:53:53,740 --> 00:53:55,700
فکر کنم خانم گفتن تنهاشون بذارید

748
00:53:55,700 --> 00:53:57,330
رفیق، یه استراحتی به خودت بده

749
00:53:57,330 --> 00:53:59,040
به کمک‌تون احتیاج ندارم

750
00:53:59,040 --> 00:54:00,330
برو عقب ماتریم

751
00:54:01,670 --> 00:54:03,420
گفت برو عقب

752
00:54:08,090 --> 00:54:10,010
وگرنه چی؟ -
اوه، مت -

753
00:54:10,010 --> 00:54:12,510
نمی‌تونی جفت‌مون رو با یه چوب حریف شی

754
00:54:13,390 --> 00:54:15,100
دو مارک شرط می‌بندم که می‌تونم

755
00:54:15,100 --> 00:54:16,810
نفری

756
00:54:16,810 --> 00:54:17,970
این واقعا مسخره‌ست

757
00:54:17,980 --> 00:54:20,810
ترسیدی؟

758
00:54:27,530 --> 00:54:28,530
قبوله

759
00:54:30,360 --> 00:54:32,320
بیاین این نمایش مسخره رو جمع کنیم

760
00:54:36,950 --> 00:54:39,370
وقتشه که تاس بریزیم

761
00:56:02,500 --> 00:56:03,870
دو مارک

762
00:56:08,750 --> 00:56:10,590
نفری

763
00:56:24,140 --> 00:56:25,440
مردمت به حرفت گوش کردن

764
00:56:25,440 --> 00:56:27,020
تصمیم گرفتن بمونن

765
00:56:27,020 --> 00:56:29,440
ولی یه حسی بهم می‌گه که تو نمی‌مونی

766
00:56:30,520 --> 00:56:32,940
این کاوثن‌ها، چرا اینقدر برات مهمن؟

767
00:56:33,490 --> 00:56:34,610
از دوستانمن

768
00:56:39,370 --> 00:56:41,700
یه جورهایی می‌شه گفت
حکم خانواده‌م رو دارن

769
00:56:45,040 --> 00:56:46,040
ارزش این رو دارن که به خاطرشون بمیری؟

770
00:56:46,870 --> 00:56:49,630
چون اگه بری اونجا این اتفاقیه که میفته

771
00:56:49,630 --> 00:56:51,590
اگه سعی کنی آزادشون کنی

772
00:56:51,590 --> 00:56:54,340
.کسی صدمه‌ای نمی‌بینه
از این بابت مطمئن می‌شم

773
00:56:54,340 --> 00:56:56,300
 نقشه‌ته یا صرفا امیدواری این‌طور پیش بره؟

774
00:56:57,010 --> 00:56:58,994
اگه بخوای رهبری کنی
به هردوش نیاز پیدا می‌کنی

775
00:56:59,430 --> 00:57:00,430
همچین قصدی ندارم

776
00:57:06,100 --> 00:57:07,350
صبر کن

777
00:57:10,230 --> 00:57:11,610
اسم واقعیت چیه؟

778
00:57:17,990 --> 00:57:18,990
لطفا

779
00:57:20,240 --> 00:57:21,370
فاییل

780
00:57:22,490 --> 00:57:23,620
به معنی شاهینه

781
00:57:23,620 --> 00:57:26,580
می‌بینی، پرین ایبارا

782
00:57:28,290 --> 00:57:30,000
شکار توی خونمه

783
00:57:53,523 --> 00:57:55,319
واقعا راه دیگه‌ای برای رفتن به اونجا نیست؟

784
00:57:55,860 --> 00:57:58,070
کسی نمی‌خواد بهم بگه
 واقعا کجا داریم می‌ریم؟

785
00:57:58,070 --> 00:58:00,240
از اونجایی که قرار شد به هیچ‌کس چیزی نگیم

786
00:58:00,240 --> 00:58:02,030
من حتی به برادرهامم نگفتم

787
00:58:02,030 --> 00:58:04,240
نمی‌خواستم یه مرد خاکستری دیگه
بیاد سراغ‌مون

788
00:58:05,540 --> 00:58:07,000
داریم می‌ریم تنچیکو

789
00:58:09,710 --> 00:58:11,380
تنچیکو جای خطرناکیه

790
00:58:11,880 --> 00:58:13,040
خوب شد من همراه‌تون اومدم

791
00:58:15,550 --> 00:58:18,720
برادرهات بهت نگفتن با یه چوبدستی
 چه کارها می‌تونم بکنم؟

792
00:58:18,720 --> 00:58:20,760
...خب ناینیو، می‌دونی که تنچیکو اون سر دنیاست

793
00:58:20,760 --> 00:58:22,300
حق با توئه، سفر دور و درازیه

794
00:58:22,300 --> 00:58:24,760
اگه کم‌تر حرف بزنی و بیش‌تر گوش بدی
سریع‌تر می‌گذره

795
00:58:31,730 --> 00:58:34,940
از جایی که مُردی
 تا جایی که به دنیا اومدی

796
00:58:34,940 --> 00:58:37,190
تمام راه رو قدم به قدم باهم پیمودیم

797
00:58:37,190 --> 00:58:40,150
بذار روحت دوباره راهش رو به سمت من پیدا کنه

798
00:59:39,710 --> 00:59:40,920
خب؟

799
00:59:40,920 --> 00:59:42,050
حق با تو بود

800
00:59:42,050 --> 00:59:44,840
شبیه همون چیزیه که شان‌چنی‌ها
 برای مهار زن‌ها به کار می‌برن

801
00:59:44,840 --> 00:59:47,350
اما قدیمی‌تر، خیلی قدیمی‌تره

802
00:59:47,850 --> 00:59:50,260
احتمالا به همین خاطره که برج پنهانش کرده

803
00:59:50,270 --> 00:59:52,770
و تارهام روش اثری ندارن

804
00:59:54,270 --> 00:59:56,560
چون برای کنترل زنان ساخته نشده

805
00:59:57,860 --> 00:59:59,650
برای کنترل کردن مردان طراحی شده

806
00:59:59,650 --> 01:00:01,820
یه ایدم مردانه

807
01:00:01,820 --> 01:00:04,490
و قلاده‌ی همسانش
یه جایی تو دل این شهره

808
01:00:05,610 --> 01:00:09,160
پس قراره اژدهای دوباره متولد شده رو
 به زنجیر بکشیم

809
01:00:09,184 --> 01:00:19,184
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

810
01:00:19,208 --> 01:00:26,208
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

811
01:00:26,800 --> 01:00:31,560
آرام، آرام از دل سایه‌ها

