﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:06,130 --> 00:00:08,800
‫مسلک برگ در برابر مسلک نور

3
00:00:09,340 --> 00:00:11,300
‫فقط در یک صورت میشه به خشونت پایان داد

4
00:00:11,300 --> 00:00:13,720
‫همه تو همه‌جای دنیا
‫باید دست از این کارها بردارن

5
00:00:14,890 --> 00:00:16,300
‫خشونت تو وجود همه‌مون هست

6
00:00:16,300 --> 00:00:19,260
‫مسلک برگ به‌معنیِ انکار این موضوع نیست،
‫ به‌معنی پذیرفتنشـه

7
00:00:19,270 --> 00:00:22,890
‫کسانی که خشونت رو کنار می‌ذارن،
‫معمولاً خباثت درونش رو ‌خوب می‌شناسن

8
00:00:22,890 --> 00:00:25,810
‫پس سفیدپوشان دنبال توئن

9
00:00:25,810 --> 00:00:28,820
‫هر چقدر هم که بد باشن،
‫ ‫تنها محافظ واقعی‌مون ‫دربرابر ترولوک‌هان

10
00:00:28,820 --> 00:00:30,940
‫این یکی آماده‌ست که جواب سوالات رو بده

11
00:00:30,940 --> 00:00:33,780
‫- فکر می‌کردم آدم خوبی هستی
‫- بودم!

12
00:00:35,280 --> 00:00:36,280
‫آسیبی به کسی نمی‌رسه

13
00:00:36,280 --> 00:00:37,700
‫الان این نقشه‌ست یا امیدواری؟

14
00:00:37,700 --> 00:00:39,780
‫اگه می‌خوای رهبرشون باشی
‫به هر دو نیاز داری

15
00:00:39,790 --> 00:00:40,870
‫نمی‌خوام

16
00:00:40,870 --> 00:00:42,290
‫من از ترولوک‌ها می‌ترسم

17
00:00:42,290 --> 00:00:45,710
‫مگه یادتون نیست چه اتفاقی توی
‫بل تاین افتاد؟

18
00:00:49,300 --> 00:00:50,880
‫نیروهای کمکی‌مون از راه رسیدن

19
00:00:50,880 --> 00:00:55,510
‫شنیدم شما هم با اهالی باصفای دو رود
‫به اختلاف خوردین

20
00:00:55,510 --> 00:00:58,970
‫اینا گروه مهاجم نیستن، ارتشن

21
00:00:58,970 --> 00:01:01,310
‫چشم‌طلایی باید هرچه‌زودتر
‫مردمـش رو برای نبرد آماده کنه

22
00:01:01,310 --> 00:01:03,280
‫چه بخواد چه نخواد

23
00:01:03,640 --> 00:01:13,640
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

24
00:02:00,120 --> 00:02:01,320
‫مراقب باشید

25
00:02:01,330 --> 00:02:02,780
‫اول سنگ و بعد...

26
00:02:02,790 --> 00:02:03,950
‫بعد چرم

27
00:02:03,950 --> 00:02:06,620
‫خودمون می‌دونیم.
‫لُرد پرینِ خوب یادمون داده.

28
00:02:06,620 --> 00:02:08,330
‫به این اسم صدام نزنید

29
00:02:08,330 --> 00:02:10,540
‫حتماً، لرد چشم‌طلایی

30
00:02:10,860 --> 00:02:12,210
‫اومدن!

31
00:02:12,210 --> 00:02:14,840
‫- بجنبید! عجله کنید!
‫- ترولوک‌هان!

32
00:02:21,050 --> 00:02:22,720
‫ترولوک‌ها اومدن!

33
00:02:22,720 --> 00:02:25,560
‫ترولوک‌هان!
‫ترولوک‌های کثیف!

34
00:02:26,270 --> 00:02:27,270
‫اینا ارابه‌ن؟

35
00:02:33,610 --> 00:02:36,940
‫نه، اینا که ترولوک نیستن.
‫سلاح‌هاتون رو بگیرید پایین.

36
00:02:38,240 --> 00:02:40,530
‫توئارتاها‌ن‌هان.
‫دروازه رو باز کنید.

37
00:02:42,910 --> 00:02:44,540
‫موردی نیست.
‫می‌تونید وارد شید.

38
00:02:48,160 --> 00:02:51,330
‫تا هروقت که به آتیش‌هامون
نیاز داشته باشید، در اختیارتونن

39
00:02:51,330 --> 00:02:52,840
‫و همچنین دیوارهامون

40
00:02:56,630 --> 00:02:58,970
‫آرام.
‫ایلا.

41
00:02:58,970 --> 00:03:00,050
‫پرین

42
00:03:10,980 --> 00:03:12,400
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

43
00:03:12,400 --> 00:03:13,860
‫اومدم خونه

44
00:03:16,110 --> 00:03:18,860
‫چه خبر شده؟
‫رین کجاس؟

45
00:03:22,950 --> 00:03:24,980
‫کار ترولوک‌ها بود...

46
00:03:26,450 --> 00:03:27,620
‫دیشب

47
00:03:30,960 --> 00:03:32,210
چقدر با شهر فاصله داشتید؟

48
00:03:32,210 --> 00:03:34,460
‫فقط یه چند کیلومتر

49
00:03:35,590 --> 00:03:37,800
‫فقط هم ما نبودیم

50
00:03:37,800 --> 00:03:40,840
‫همه‌ی مردم از سرتاسر دو رود اومده بودن

51
00:03:44,350 --> 00:03:45,600
‫آب لازم داریم

52
00:03:45,600 --> 00:03:47,100
‫بله، برید

53
00:03:55,940 --> 00:03:57,730
‫امشب میان سراغ‌مون

54
00:04:10,730 --> 00:04:16,920
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت هفتم "

55
00:04:29,140 --> 00:04:33,480
‫پرین بهم گفت شما گوشت نمی‌خورید،
‫نگران نباشید، همه‌ش رو درآوردم

56
00:04:33,480 --> 00:04:34,650
‫ممنونم

57
00:04:41,320 --> 00:04:44,360
‫پس برگ دوباره برگشته به درختش

58
00:04:44,360 --> 00:04:46,370
‫دیگه وقتش بود بیام خونه

59
00:04:46,910 --> 00:04:50,580
‫امیدوار بودم که یه روزی
‫دوباره توی راه پیدات کنم

60
00:04:51,250 --> 00:04:52,880
‫این دفعه می‌آوردمت پیش خودمون

61
00:04:52,880 --> 00:04:56,130
‫اگه می‌اومد،
‫احتمالاً تا الان مُرده بود

62
00:04:56,130 --> 00:04:57,960
‫مثل پدربزرگ

63
00:04:58,540 --> 00:05:01,750
‫مسلک برگ هیچوقت راحت نبوده

64
00:05:01,760 --> 00:05:05,720
‫اما توئارتاهان‌ها همیشه ازش عبور کردن

65
00:05:05,720 --> 00:05:09,470
‫مرده‌هامون رو دفن می‌کنیم و به
‫راه‌مون ادامه میدیم. مگه دیگه چی مونده؟

66
00:05:09,470 --> 00:05:10,760
‫کجا میریم؟

67
00:05:11,270 --> 00:05:15,520
‫چطوری؟
‫بدون ارابه یا آدما واسه پر کردن‌شون؟

68
00:05:21,030 --> 00:05:24,400
‫ببین، شاید الان فصل ریزش برگ‌ها باشه اما

69
00:05:25,150 --> 00:05:28,910
به محض این که مردم، خالی بودنِ
‫درخت‌ها رو ببینن، تا بهار صبر می‌کنن

70
00:05:30,490 --> 00:05:32,740
‫ارابه‌های تو هم دوباره پر میشن

71
00:05:32,750 --> 00:05:35,040
‫شاید هنوز به تو یه امیدی باشه

72
00:05:38,210 --> 00:05:39,540
‫این پسر خانه‌به‌دوشـه...

73
00:05:40,550 --> 00:05:43,930
‫نسبت به بزدل بودنش،
‫خوش‌تیپـه

74
00:05:48,010 --> 00:05:50,430
‫فکر... نکنم خوشش بیاد

75
00:05:50,430 --> 00:05:52,310
‫حالا یه چیزی گفت

76
00:05:52,310 --> 00:05:55,380
‫هیچ آییلی‌‌ای دامنش رو به
‫یه «گمراه» لکه‌دار نمی‌کنه

77
00:06:16,410 --> 00:06:17,790
‫چشماتون رو ببندید

78
00:06:20,500 --> 00:06:22,380
‫یه شاخه گل رو تو ذهن‌تون تصور کنید

79
00:06:23,840 --> 00:06:25,090
‫صورتی

80
00:06:25,670 --> 00:06:27,670
‫کی‌ می‌تونیم توپ آتیشی پرت کنیم؟

81
00:06:28,340 --> 00:06:31,340
‫الان فرصت نداریم که
‫بافت جنگی یادتون بدیم

82
00:06:31,350 --> 00:06:34,760
‫باید به من متصل بشید تا
‫بتونم از قدرت‌تون استفاده کنم و

83
00:06:34,770 --> 00:06:36,850
‫با قدرت خودم ترکیب‌شون کنم

84
00:06:36,850 --> 00:06:39,180
‫تو بلدی صاعقه پرتاب کنی؟
‫اون یکی آی‌سدای بلد بود

85
00:06:39,180 --> 00:06:41,610
‫دفعه قبلی که ترولوک‌ها اومده بودن

86
00:06:47,070 --> 00:06:49,490
‫تو باید فرزانه‌ی جدید باشی

87
00:06:50,360 --> 00:06:54,160
‫بافت‌هام رو می‌تونی ببینی.
‫یعنی می‌تونی احضار قدرت کنی.

88
00:06:54,160 --> 00:06:56,120
‫کل هفته‌ هم بالا سر تمرینات‌مون بودی

89
00:06:56,120 --> 00:06:59,250
‫خب که چی؟ انتظار داری
‫وارد ارتش کودکانت بشم؟

90
00:06:59,250 --> 00:07:02,040
‫نمی‌خوای یاد بگیری چطوری از
‫قدرتت استفاده کنی؟

91
00:07:02,040 --> 00:07:04,210
‫اگه به‌خاطرش مجبور شم
‫مشروب رو ترک کنم، نه

92
00:07:05,800 --> 00:07:09,010
‫بهترین ویژگی نیزه‌ی زهرآلود اینه که
‫فقط کافیه بخوره به دشمن

93
00:07:09,880 --> 00:07:11,880
‫جاش مهم نیست

94
00:07:11,890 --> 00:07:14,430
‫پس خط دفاعی رو حفظ کنید

95
00:07:14,430 --> 00:07:16,390
‫خط دفاعی کوفتی رو حفظ کنیم؟

96
00:07:16,390 --> 00:07:18,110
‫چرا خودت حفظش نمی‌کنی؟

97
00:07:18,110 --> 00:07:22,400
‫هرچی بیشتر خط دفاعی رو حفظ کنید،
‫خونواده‌تون بیشتر زنده می‌مونن

98
00:07:22,400 --> 00:07:26,400
‫یه کمان بلند بده من تا کل شب
‫خط دفاعیت رو حفظ کنم

99
00:07:26,400 --> 00:07:28,460
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی کمان بلند رو بکشی؟

100
00:07:28,460 --> 00:07:30,620
‫از تو خیلی بهتر می‌تونم

101
00:07:31,530 --> 00:07:34,160
‫باشه پس.
‫کمان‌هاتون رو بردارید.

102
00:07:41,920 --> 00:07:43,670
‫چطور پیش میره؟

103
00:07:43,670 --> 00:07:44,980
‫همه‌مون می‌میریم

104
00:07:44,980 --> 00:07:48,100
‫شاید از چیزی که فکر می‌کنی
‫بیشتر شانس داریم

105
00:07:48,880 --> 00:07:50,720
‫یه احضارکننده‌ی دیگه پیدا کردم

106
00:07:50,720 --> 00:07:52,470
‫مثل دخترا قدرتمنده

107
00:07:52,470 --> 00:07:55,680
‫خون باستانی تو اعماقِ
این کوهستان‌ها جریان داره

108
00:07:56,850 --> 00:07:59,160
‫من اشتباه می‌کردم و
‫حق با تو بود

109
00:07:59,930 --> 00:08:03,030
‫و امیدوارم این حرفم خیالت رو راحت کنه

110
00:08:03,310 --> 00:08:04,940
‫وقتی که همه‌مون اینجا مُردیم

111
00:08:12,150 --> 00:08:13,700
‫پرچم، نگا کنید

112
00:08:16,740 --> 00:08:17,740
‫می‌دونم

113
00:08:18,450 --> 00:08:19,490
‫عاشقشی

114
00:08:22,250 --> 00:08:25,000
‫توی دو رود پرچم لازم نداریم،
‫اونم همچین پرچمی

115
00:08:25,000 --> 00:08:28,550
‫به چندتا از روستایی‌ها گفتم که
‫ترولوک‌ها از گرگ می‌ترسن

116
00:08:29,800 --> 00:08:31,760
‫با یه چیزی متحدشون کن

117
00:08:34,840 --> 00:08:36,140
‫اگه آماده نباشم چی؟

118
00:08:36,140 --> 00:08:37,510
‫معلومـه که نیستی

119
00:08:38,970 --> 00:08:42,600
‫اگه دو رودی‌ها بهترین فرمانده رو می‌خواستن،
‫از آلانا پیروی می‌کردن

120
00:08:42,600 --> 00:08:45,770
‫اگه بهترین مبارزها رو می‌خواستن،
‫از آییلی‌ها پیروی می‌کردن

121
00:08:45,770 --> 00:08:48,980
‫دو رودی‌ها واسه این از تو
‫پیروی می‌کنن که چون تو از خودشونی

122
00:08:48,980 --> 00:08:52,110
‫اگه تو می‌تونی با هیولاها مبارزه کنی،
‫پس اونا هم می‌تونن

123
00:09:06,170 --> 00:09:07,670
‫پیغام رو به لرد لوک رسوندی؟

124
00:09:07,670 --> 00:09:10,920
‫آره. دم ورودی کوهستان باهامون قرار گذاشت.

125
00:09:10,920 --> 00:09:12,340
باهامون؟

126
00:09:12,970 --> 00:09:14,420
‫مگه تو نمیای؟

127
00:09:36,460 --> 00:09:38,410
‫اگه همینجا بکشیمش چی میشه؟

128
00:09:38,410 --> 00:09:40,820
‫اگه بخوایم حریف ترولوک‌ها بشیم،
‫کمک‌شون رو لازم درایم

129
00:09:40,820 --> 00:09:42,830
‫۲۰۰ تا نیرو توی واچ هـیل دارن

130
00:09:42,830 --> 00:09:44,750
‫نیروی ماهر

131
00:09:44,750 --> 00:09:45,910
‫جدی میگم فِیل

132
00:09:51,340 --> 00:09:52,630
‫دو رودی‌

133
00:09:52,630 --> 00:09:53,710
‫فرزند بورن‌هلد

134
00:09:54,340 --> 00:09:57,680
‫قابلِ تحسینـه.
‫واسه جلوگیری از ورود گشت‌های ماست؟

135
00:09:57,680 --> 00:09:58,970
‫کاملاً برعکس

136
00:09:59,640 --> 00:10:02,460
‫ازت می‌خوام بهمون بپیوندید تا
‫با ترولوک‌ها بجنگیم

137
00:10:02,460 --> 00:10:04,500
‫صدها ترولوک درست بالای همین تپه‌هان

138
00:10:04,500 --> 00:10:06,440
‫مطمئنم دیده‌بان‌های خودت هم اونا رو دیدن

139
00:10:06,440 --> 00:10:07,810
‫گفتن نهایتاً ده دوازد‌ه‌تان

140
00:10:07,810 --> 00:10:10,940
‫شرط می‌بندم که اردوگاه شما هم،
‫مثل روستای ما پر از پناهنده‌ست

141
00:10:11,730 --> 00:10:14,280
‫اگه ده‌ دوازد‌ه‌تا بودن،
همچین اتفاقی می‌افتاد؟

142
00:10:14,280 --> 00:10:16,780
‫ترولوک‌ها اومدن تا نابودمون کنن

143
00:10:17,700 --> 00:10:19,240
‫امشب هم حمله می‌کنن

144
00:10:24,490 --> 00:10:27,570
‫زیادی درمورد ترولوک‌ها
‫اطلاعات داری، دو رودی

145
00:10:29,370 --> 00:10:30,830
‫من پیروی تاریکی نیستم

146
00:10:31,460 --> 00:10:33,300
‫مهم نیست که چقدر دلت می‌خواد باشم

147
00:10:33,880 --> 00:10:35,630
‫چرا باید همچین چیزی بخوام؟

148
00:10:35,630 --> 00:10:38,260
‫تا راحت‌تر بتونی ازم متنفر باشی

149
00:10:38,260 --> 00:10:42,050
‫مطمئن باش همین‌طوریش راحتـه، دو رودی.
‫تو پدرم رو کشتی!

150
00:10:43,600 --> 00:10:44,890
‫متاسفم

151
00:10:45,810 --> 00:10:47,680
‫از ته دلم متاسفم

152
00:10:55,780 --> 00:10:58,450
‫تو هم بابت کاری که با
‫نتی کوثن کردی متاسفی؟

153
00:11:00,200 --> 00:11:03,410
‫یه زن بی‌گناه توی اردوگاهت
‫زنده‌زنده سوزونده شده

154
00:11:04,410 --> 00:11:05,740
‫اونم وقتی که زندانیت بود

155
00:11:05,740 --> 00:11:08,330
‫- طرف ساحره بود
‫- نه، نبود

156
00:11:10,120 --> 00:11:12,040
‫اون به‌خاطر سوگ تو مرد

157
00:11:13,630 --> 00:11:16,590
‫همونطور که پدرت به‌خاطر سوگ من مُرد

158
00:11:17,210 --> 00:11:18,960
‫بالاخره کی می‌خواد تموم بشه؟

159
00:11:18,970 --> 00:11:21,050
‫زمان که عدالتِ نور برقرار بشه

160
00:11:21,680 --> 00:11:24,760
‫این که دو رودی‌ها رو ول کنی که
‫قتل‌عام بشن، اسمش عدالت نیست

161
00:11:25,430 --> 00:11:26,810
‫حتی انتقام هم نیست

162
00:11:27,470 --> 00:11:30,690
‫خیانت به چیزهاییـه که
‫ادعا می‌کنی پاشون وایسادی

163
00:11:32,690 --> 00:11:34,540
‫به چیزهایی که پدرت پاشون وایساده بود

164
00:11:34,540 --> 00:11:38,620
‫پدر من برای نور مبارزه کرد،
‫دو رودی

165
00:11:40,030 --> 00:11:41,150
‫چرا؟

166
00:11:42,530 --> 00:11:44,600
‫چرا ما باید واسه‌ی تو مبارزه کنیم؟

167
00:11:44,600 --> 00:11:47,080
‫چون کار درست همینـه

168
00:11:51,960 --> 00:11:56,000
‫ببین، تو بیا دو رود،
‫به ما کمک کن...

169
00:12:00,720 --> 00:12:02,630
‫بعد که نبرد تموم شد،
‫باهات میام

170
00:12:03,640 --> 00:12:05,600
‫تا عدالت نور رو در حقم اجرا کنی

171
00:12:06,100 --> 00:12:08,010
‫مگه واسه همین کار نیومده بودی اینجا؟

172
00:12:08,560 --> 00:12:10,980
‫اومده بودی به این کوهستان‌ها تا دستگیرم کنی

173
00:12:19,730 --> 00:12:22,530
‫جون افرادم رو سر
‫وعده‌ توخالی حروم نمی‌کنم

174
00:12:26,280 --> 00:12:29,450
‫اگه ترولوک‌ها دخلت رو نیوردن، خودمون میاریم

175
00:12:39,800 --> 00:12:42,720
‫اون یعنی چی؟
‫اون که بعد از «پادشاه» اومده

176
00:12:42,720 --> 00:12:44,090
‫یه اسمـه

177
00:12:44,840 --> 00:12:49,390
‫«ایمون آل‌کار آل‌ثورین».
‫آخرین پادشاه مناثورن که

178
00:12:49,390 --> 00:12:52,060
‫توی مبارزه با ترولوک‌ها کشته شد

179
00:12:52,060 --> 00:12:53,230
‫درست همینجا

180
00:12:53,850 --> 00:12:54,850
‫آل‌ثورین؟

181
00:12:54,850 --> 00:12:58,690
‫مثل رند‌ آل‌ثور؟ کاراکارن؟

182
00:13:13,750 --> 00:13:17,000
‫اگه این آخرین شبیـه که
‫ممکنه پیش هم باشیم

183
00:13:17,960 --> 00:13:23,510
‫فکر کنم بالاخره کوتاه بیام و
‫بوسه‌ی دوشیزه رو بازی کنم

184
00:13:23,510 --> 00:13:25,880
‫البته اگه هنوز می‌خواید

185
00:13:25,880 --> 00:13:27,840
‫می‌دونستیم نظرت عوض میشه

186
00:13:37,480 --> 00:13:40,900
‫شلغم آب‌پز یا انجیر تازه؟

187
00:13:40,900 --> 00:13:43,110
‫انجیر؟ نور رو شکر

188
00:13:53,830 --> 00:13:56,830
‫- خب، ازم درخواست می‌کنی؟
‫- چه درخواستی؟

189
00:13:56,830 --> 00:13:58,680
‫که دوباره پیوندمون رو قطع کنم

190
00:13:58,680 --> 00:14:01,000
‫هنوز وقت تا نبرد هست

191
00:14:01,000 --> 00:14:03,000
‫یه چندساعت آرامش می‌گیری

192
00:14:03,000 --> 00:14:04,630
‫نگهش دار

193
00:14:04,630 --> 00:14:06,630
‫اگه امشب آخرین شبیـه که پیش همیم،

194
00:14:06,630 --> 00:14:08,510
‫نمی‌خوام حتی یه لحظه هم ازت دور باشم

195
00:14:10,760 --> 00:14:12,680
‫درمورد انجیر هم دروغ نگفتم

196
00:14:12,680 --> 00:14:14,930
‫ببین یکی از دانش‌آموزهام چی بهم داده

197
00:14:18,940 --> 00:14:20,820
‫ای لاشی!

198
00:14:24,440 --> 00:14:25,440
‫حسش می‌کنی؟

199
00:14:26,030 --> 00:14:27,530
‫از طریق پیوندمون؟

200
00:14:28,660 --> 00:14:31,490
‫که چقدر دارم حال می‌کنم؟

201
00:15:07,190 --> 00:15:08,740
‫دوست داری، مگه نه؟

202
00:15:08,740 --> 00:15:09,820
‫نه

203
00:15:12,700 --> 00:15:14,240
‫اون قبلاً دوست داشت

204
00:15:17,580 --> 00:15:18,830
‫من و تو...

205
00:15:21,920 --> 00:15:23,590
‫رابطه‌مون کلاً فرق داره

206
00:15:50,610 --> 00:15:54,410
‫اگه می‌خوای یواشکی پشت کسی سبز شی،
‫چاقوهات رو از آستین‌هات در بیار

207
00:15:57,660 --> 00:15:59,750
‫وقتی منتظر مرگی، اصلاً بامزه نیستی

208
00:16:01,670 --> 00:16:03,710
‫ترسیدن قبل نبرد که اشکالی نداره

209
00:16:04,880 --> 00:16:07,710
‫پدر من همیشه می‌ترسه.
‫با کلی‌شون هم جنگیده.

210
00:16:09,840 --> 00:16:11,170
‫تو می‌ترسی؟

211
00:16:11,170 --> 00:16:12,260
‫معلومـه که نه

212
00:16:12,260 --> 00:16:13,640
‫مگه با بچه طرفی؟

213
00:16:22,310 --> 00:16:24,270
‫من از مردن نمی‌ترسم

214
00:16:25,810 --> 00:16:27,770
‫از اتفاق قبلش می‌ترسم

215
00:16:29,780 --> 00:16:32,030
‫همش چهره‌هاشون میاد جلوی چشمام...

216
00:16:33,200 --> 00:16:37,450
‫که وقتی می‌فهمن من باعث مرگ‌شون شدم،
‫تو چشمام نگاه می‌کنن

217
00:16:38,030 --> 00:16:39,580
‫بدون تو شرایط بدتر بود

218
00:16:40,290 --> 00:16:42,290
‫- اصلاً نمی‌تونستن بجنگن
‫- حالا مجبورن

219
00:16:42,830 --> 00:16:44,170
‫اینجا خونه‌ی اوناست

220
00:16:48,250 --> 00:16:49,460
‫نه خونه‌ی تو

221
00:16:50,590 --> 00:16:52,470
‫پس چرا داری واسش می‌جنگی؟

222
00:16:55,300 --> 00:16:57,350
‫می‌دونم به‌خاطر من نیست

223
00:16:59,680 --> 00:17:01,600
‫شاید چون تو بهش شک داری و

224
00:17:02,270 --> 00:17:03,640
‫بیشتر مردها ندارن

225
00:17:05,230 --> 00:17:09,940
‫شاید چون دوست تو توی شیپور دمید و
‫افتخارش رو از من دزدید

226
00:17:11,740 --> 00:17:14,610
‫شاید هم چون از امیدهای واهی خوشم میاد

227
00:17:16,240 --> 00:17:18,030
‫درهرصورت، من اینجام

228
00:17:18,620 --> 00:17:19,870
‫خوشحال باش

229
00:17:23,500 --> 00:17:25,210
‫نمی‌خوام مردنت رو ببینم

230
00:17:26,460 --> 00:17:28,500
‫نمی‌بینی.
‫بیشتر از تو زنده می‌مونم.

231
00:17:28,500 --> 00:17:30,090
‫جدی میگم

232
00:17:30,710 --> 00:17:34,800
‫ببین، اگه من برات مهمم،
‫همین الان برو

233
00:17:34,800 --> 00:17:36,180
‫تا فرصت داری

234
00:17:36,760 --> 00:17:37,930
‫خواهش می‌کنم

235
00:17:38,640 --> 00:17:39,720
‫بستگی داره

236
00:17:40,600 --> 00:17:43,560
‫واسه این می‌ترسی که ممکنه دوباره
‫تبرت رو بکنی تو من؟

237
00:17:44,060 --> 00:17:45,390
‫همونطوری که کردی تو زنت؟

238
00:17:46,980 --> 00:17:47,980
‫بسـه!

239
00:17:48,860 --> 00:17:50,640
‫دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی فِیل

240
00:17:50,640 --> 00:17:51,680
‫از اینجا برو

241
00:17:53,360 --> 00:17:55,650
‫- جدی میگم! برو دیگه
‫- مجبورم کن

242
00:17:56,360 --> 00:17:59,440
‫شاید بفهمی که من به
کسی نیاز ندارم که نجاتم بده

243
00:17:59,440 --> 00:18:00,950
‫با اراده‌ی خودم می‌جنگم

244
00:18:00,950 --> 00:18:03,420
‫درست مثل همه‌ی کسایی که اینجان

245
00:18:03,870 --> 00:18:05,580
‫درست مثل زنت

246
00:18:07,250 --> 00:18:10,670
‫لایق احترام قبل از نبرد و
‫افتخار بعدش هستیم

247
00:18:11,460 --> 00:18:14,280
‫عذاب وجدانت رو برای دشمنایی که
‫فرار می‌کنن نگه‌ دار

248
00:18:29,940 --> 00:18:32,820
‫ببین چطوری باهام بازی می‌کنه...

249
00:18:40,950 --> 00:18:42,830
‫اگه بوسه‌ی بدی بود،
‫نیزه رو می‌بریم داخل...

250
00:18:42,830 --> 00:18:46,830
‫اگه بیشتر از این ادامه بدیم
‫می‌میره...

251
00:19:02,800 --> 00:19:05,680
‫یادمون رفت از خانم صاحب‌خونه
‫اجازه‌ی بازی بگیریم

252
00:19:06,340 --> 00:19:07,930
‫آره

253
00:19:07,930 --> 00:19:11,520
‫مردای زیادی موقع بازی بوسه‌ی دوشیزه مُردن؟

254
00:19:12,190 --> 00:19:14,110
‫زن‌ها هم مُردن

255
00:19:14,110 --> 00:19:18,190
‫پس با نگه داشتن بازی
‫درواقع جونم رو نجات دادین

256
00:19:21,490 --> 00:19:22,870
‫دِین‌تون رو ادا کردید

257
00:19:23,580 --> 00:19:25,540
‫دیگه آزادید که برید خونه

258
00:19:28,410 --> 00:19:31,250
‫گول زدن یه آییلی واسه ادا کردن دِینش
‫کار بی‌شرمانه‌ایـه

259
00:19:35,630 --> 00:19:37,880
‫یه‌لحظه، خواهر

260
00:19:43,180 --> 00:19:46,850
‫اون از بازی استفاده کرد تا
‫قبل از جنگ ما رو بفرسته بریم

261
00:19:46,850 --> 00:19:50,270
‫جون خودش رو به خطر انداخت تا
‫جون ما رو نجات بده

262
00:19:50,770 --> 00:19:51,900
‫جون جفت‌مون

263
00:19:55,360 --> 00:19:57,360
‫دِین چیاد ادا شد

264
00:19:58,610 --> 00:20:00,570
‫اما من دوباره مدیونتم سازنده

265
00:20:01,490 --> 00:20:04,410
‫هرجایی که اون بره،
‫منم میرم

266
00:20:07,080 --> 00:20:10,300
‫دیدم جفت‌تون داشتید با
آلانا سدای تمرین می‌کردید

267
00:20:11,000 --> 00:20:14,210
‫کوثن‌ها توی احضار قدرت هم
‫به‌ هیچ دردی نمی‌خورن

268
00:20:14,210 --> 00:20:15,630
‫این حرف رو نزن

269
00:20:15,630 --> 00:20:17,670
‫پس چرا مت باهات نیومد خونه؟

270
00:20:25,300 --> 00:20:28,470
‫- اون...
‫- شیپور والریـه

271
00:20:28,470 --> 00:20:30,480
‫برادرتون توش دمیده

272
00:20:31,022 --> 00:20:32,231
‫الان دیگه قهرمانیـه واسه خودش.

273
00:20:33,066 --> 00:20:34,733
‫شبیه مثانه‌ی گوسفنده!

274
00:20:34,734 --> 00:20:36,777
‫مطمئنم صداش هم شبیه‌شـه!

275
00:20:39,530 --> 00:20:42,658
‫بزودی کُلی آواز براش می‌سازن؛
‫شما می‌تونین جزو اولین‌ها باشید!

276
00:20:42,659 --> 00:20:44,660
‫مثلاً چی؟ مت و مثانه‌ی گوسفند؟

277
00:20:44,661 --> 00:20:46,287
‫یا گوسفند باز!

278
00:20:51,459 --> 00:20:54,754
‫ترولوک‌ها!
‫ترولوک‌ها بالای کوه‌ان!

279
00:21:01,344 --> 00:21:03,178
‫حداقل ۵۰۰ تا مشعلـه

280
00:21:03,179 --> 00:21:05,055
‫حتماً پیروان تاریکی هم همراه‌شونن!

281
00:21:05,056 --> 00:21:07,015
‫لازمـه نقشه‌مون رو عوض کنیم؟

282
00:21:07,016 --> 00:21:11,520
‫۵۰۰ یا ۵۰۰۰ ترولوک‌‌ یا پیروان تاریکی،
‫همه‌شون یه‌جور به درک واصل می‌شن.

283
00:21:11,521 --> 00:21:14,982
‫همه‌ی پُل‌ها رو خراب کردیم؛ ترولوک‌ها
‫از آب‌های عمیق می‌ترسن

284
00:21:14,983 --> 00:21:17,067
‫تنها راهی که برای رسیدن
‫به این‌جا دارن کوهستـانه!

285
00:21:17,068 --> 00:21:19,069
‫باید همون‌جا کلک‌شون رو بکنیم

286
00:21:19,070 --> 00:21:21,613
‫باید یه‌جوری حالشون رو بگیریم که
‫عقب‌نشینی کنن و برن

287
00:21:21,614 --> 00:21:24,533
‫اگه نتونستیم تو ورودی کوهستان جلوشون رو
‫بگیریم، می‌ریم جلوی ورودی شهر.

288
00:21:24,534 --> 00:21:26,243
‫اگه باز نشد، می‌ریم وسط روستا

289
00:21:26,244 --> 00:21:28,746
‫اونجا هم نشد، میایم همین‌جا،
‫واین‌اسپرینگ و اگه...

290
00:21:33,418 --> 00:21:37,005
‫ببخشید، اما من نمی‌فهمم
چرا گفتین بیایم این‌جا

291
00:21:37,547 --> 00:21:39,507
‫ما علاقه‌ای به مبارزه نداریم

292
00:21:40,216 --> 00:21:41,258
‫حتی توی همچین شرایطی

293
00:21:41,259 --> 00:21:43,594
‫اگه مجبور نبودم همچین پیشنهادی نمی‌دادم

294
00:21:44,178 --> 00:21:46,304
‫اما هیچکس به اندازه‌ی «تواسان‌ها» سریع نیست

295
00:21:48,516 --> 00:21:50,976
‫ببینید، اون سری که
ترولوک‌ها به‌مون حمله کردن

296
00:21:50,977 --> 00:21:54,021
‫«محفل زنان» یه تونل به
بیرون روستـا ایجاد کردن

297
00:21:54,022 --> 00:21:56,356
‫از داخل واین‌اسپرینگ به دلِ کوهستان

298
00:21:56,357 --> 00:22:01,446
‫اگه داشتیم شکست می‌خوردیم، قول می‌دی
‫بچه‌ها برداری و فرار کنید؟

299
00:22:03,781 --> 00:22:05,950
‫این فرزندان بذرِ حیاتِ این قوم‌اند

300
00:22:06,826 --> 00:22:07,994
‫باعث افتخارمـونه

301
00:22:08,619 --> 00:22:09,704
‫ممنون

302
00:22:10,955 --> 00:22:12,582
 ‫هرکسی بره سرِ موقعیت‌ش

303
00:22:15,835 --> 00:22:17,378
‫نور حافظ‌تون باشـه

304
00:22:26,304 --> 00:22:28,472
‫تا وقتی که ترولوک‌ها می‌تونن

305
00:22:28,473 --> 00:22:31,809
‫از «دروازه»‌ها نیروی کمکی بیارن،
‫هیچ نقشه‌ای فایده نداره.

306
00:22:34,520 --> 00:22:37,565
‫مجبورم برای همیشه ببندمش...

307
00:22:39,317 --> 00:22:42,945
‫- منم باهات میام
‫- اگه بیای این روستا نابود می‌شه

308
00:22:45,239 --> 00:22:46,616
‫خودمون از پسـش برمیایم

309
00:22:51,746 --> 00:22:53,622
باشه

310
00:22:53,623 --> 00:22:55,916
‫اما وقتی که بستیش، برنگرد این‌جا

311
00:22:55,917 --> 00:22:59,629
‫برو «استراحتگاه» و خودت رو احیاء کن

312
00:23:01,172 --> 00:23:02,672
‫الان بهم دستور دادی؟

313
00:23:02,673 --> 00:23:05,259
برای امشب سه‌تا مبارز کمتر
یا بیشتر چیزی رو تغییر نمی‌ده

314
00:23:06,302 --> 00:23:09,597
‫اما یک کتاب خیلی چیزها رو تغییر می‌ده،
‫اگه شکست بخوریم...

315
00:23:10,640 --> 00:23:12,641
‫تو می‌تونی کاری کنی اسم‌شون شنیده بشـه

316
00:23:12,642 --> 00:23:16,145
‫و شاید اینطوری آیندگـان از
‫داستان ما با خبر بشن و درس بگیرن

317
00:23:17,480 --> 00:23:21,859
‫تا اگه تاریکی رفتن سراغ‌شون،
‫بتونن پیروز بشن

318
00:23:30,201 --> 00:23:32,035
‫حواست به خودت باشه لویال

319
00:23:32,036 --> 00:23:35,832
‫فرزند آرنت، فرزند حالان

320
00:23:38,417 --> 00:23:40,169
‫عجب اسم‌ گوش‌نوازی!

321
00:23:42,713 --> 00:23:49,554
و من قسم می‌خورم تا نام تو نیز
گوش جهانیان را نوازش کنـد

322
00:23:50,805 --> 00:23:52,597
‫لُرد پرینِ چشم‌طلایی

323
00:23:52,598 --> 00:23:54,058
‫اینطوری صدام نکن!

324
00:24:27,592 --> 00:24:28,759
‫لُرد پرین...

325
00:24:30,136 --> 00:24:31,762
‫شمشیرت رو ببینم!

326
00:24:33,681 --> 00:24:35,933
‫خیلی تیزه، آفرین!

327
00:25:13,137 --> 00:25:14,305
‫ورودی رو مسدود کنید

328
00:25:37,787 --> 00:25:44,502
‫♪ ما راه پدران‌مان را ادامه می‌دهیم،  ♪
‫♪ همان راهی که مادران‌مان ♪

329
00:25:45,086 --> 00:25:48,755
‫♪ با ایثار و خون خود هموار ساختند ♪

330
00:25:48,756 --> 00:25:51,926
‫♪ در زمانی دور ♪

331
00:25:53,135 --> 00:25:55,887
‫♪ در زمانی دور ♪

332
00:25:55,888 --> 00:25:59,808
‫♪ بخوانید برای مانترن، ♪

333
00:25:59,809 --> 00:26:03,436
‫♪ بِگِریید، بر خونه ریخته‌ی آمون بِگِریید ♪

334
00:26:03,437 --> 00:26:06,774
‫♪ زاری کنید، برای مانترن زاری کنید ♪

335
00:26:07,358 --> 00:26:10,653
‫♪ در زمانی دور ♪

336
00:26:11,696 --> 00:26:14,447
‫♪ در زمانی دور ♪

337
00:26:36,637 --> 00:26:38,096
‫مکسیم، آماده باش!

338
00:26:38,097 --> 00:26:40,141
‫کمان‌داران، تیرها آماده!

339
00:26:44,562 --> 00:26:45,645
‫کمان‌ها را بکشید

340
00:26:45,646 --> 00:26:47,064
‫رها کنید!

341
00:26:51,402 --> 00:26:52,944
‫- مکسیم دوباره!
‫- تیرها آماده

342
00:26:52,945 --> 00:26:55,323
‫کمان‌ها رو بکشید؛
‫رها کنید!

343
00:27:02,705 --> 00:27:04,581
‫تیرکمون‌های دو رود واقعاً حرف ندارن

344
00:27:04,582 --> 00:27:06,292
‫حالا سپرهاتون رو بیارید بالا!

345
00:27:11,922 --> 00:27:13,299
‫از هم‌ محافظت کنید!

346
00:27:14,342 --> 00:27:16,052
‫مقاومت کنید! مقاومت کنید!

347
00:27:22,767 --> 00:27:25,393
‫چندتا بیشتر نیستن؛ همه‎‌شون هم توی چشم‌ان

348
00:27:25,394 --> 00:27:29,940
‫غربی‌های کسخل!
‫حتی آدم بدهاشونم پخمه‌ان...

349
00:27:37,073 --> 00:27:38,448
‫نیروی کمکی نیاز داریم

350
00:27:38,449 --> 00:27:40,993
‫- به همین زودی؟
‫- دستورِ اربابـه!

351
00:27:47,458 --> 00:27:49,585
‫باید سریع از شر دروازه خلاص بشیم

352
00:27:50,211 --> 00:27:52,463
‫قبل از این‌که نیروهای کمکی‌شون از راه برسن

353
00:28:15,194 --> 00:28:17,195
‫مکسیم، حالا!
‫مکسیـم!

354
00:28:17,196 --> 00:28:18,864
‫کمانداران، به دنبال من.

355
00:28:24,078 --> 00:28:26,058
‫حواستون به من باشه.
‫کمانداران، تیرها آماده...

356
00:28:28,874 --> 00:28:30,126
‫کمان‌ها را بکشید

357
00:28:31,544 --> 00:28:32,628
‫رها کنید

358
00:28:36,882 --> 00:28:39,885
‫تیرها آماده، کمان‌ها رو بکشید
‫رها کنید!

359
00:28:40,386 --> 00:28:41,929
‫دارن از موانع عبور می‌کنن!

360
00:28:52,940 --> 00:28:54,650
‫مکسیم، حالا!

361
00:29:04,952 --> 00:29:06,412
‫بهم متصل شید

362
00:29:33,439 --> 00:29:35,983
‫برید عقب؛ برید...

363
00:29:37,693 --> 00:29:39,612
‫- برید عقب!
‫- عقب‌نشینی!

364
00:30:12,561 --> 00:30:14,646
‫قراره کُلی واسه‌مون قیافه بگیره!

365
00:30:24,114 --> 00:30:25,991
‫چقدر از صاعقه بهتر بود!

366
00:30:39,296 --> 00:30:41,799
‫همین بود؟ تسلیم شدن؟

367
00:30:43,008 --> 00:30:44,093
‫اگه شانس باهامون یار باشه!

368
00:30:47,513 --> 00:30:48,722
‫برو

369
00:30:49,682 --> 00:30:51,057
‫ببین روستا در چه حالـه

370
00:30:51,058 --> 00:30:52,518
‫ما حواس‌مون به این‌جا هست

371
00:30:53,811 --> 00:30:54,812
‫برو

372
00:31:15,082 --> 00:31:16,166
‫آلانا؟

373
00:31:19,003 --> 00:31:21,129
‫آلانا؟ دیدی کجا رفتن؟

374
00:31:21,130 --> 00:31:22,756
‫عقب‌نشینی کردن!

375
00:31:23,382 --> 00:31:25,758
‫عقب‌نشینی؟ اونم ترولوک‌ها؟

376
00:31:25,759 --> 00:31:28,303
‫نه. یه‌جای کار می‌لنگه!

377
00:31:28,304 --> 00:31:31,639
‫زره، انضباط نظامی...
‫ترولوک‌ها اینجوری مبارزه نمی‌کنن

378
00:31:31,640 --> 00:31:33,601
‫انگار یکی داره کنترل‌شون می‌کنه!

379
00:31:37,438 --> 00:31:38,438
‫چی شده؟

380
00:31:40,941 --> 00:31:42,734
‫آلانا! پُشتت!

381
00:31:46,447 --> 00:31:48,782
‫آلانا! یکی کمک کنه!

382
00:31:49,867 --> 00:31:52,118
‫ببریدش یه‌جای من

383
00:31:52,119 --> 00:31:53,287
‫نذارید بمیـره!

384
00:31:55,623 --> 00:31:57,499
‫از هم محافظت کنید!

385
00:31:58,667 --> 00:32:02,295
‫ زود، ببریدش یه‌جای امن
‫ و حواستون بهش باشه

386
00:32:02,296 --> 00:32:03,546
‫دیزی، بیا داخل!

387
00:32:11,847 --> 00:32:13,264
‫آی‌سدای‌ت چیزی‌ش شده؟

388
00:32:13,265 --> 00:32:14,682
‫زخمی شده!

389
00:32:16,143 --> 00:32:18,270
‫ترولوک‌ها! برگشتن!

390
00:32:21,148 --> 00:32:24,108
‫بدون آی‌سدای‌ها نمی‌تونیم بجنگیم!
‫باید فرار کنیم.

391
00:32:24,109 --> 00:32:25,276
‫ما که سرباز نیستیم

392
00:32:29,073 --> 00:32:31,407
‫پیروزی نبرد رو سربازها رقم نمی‌زنن!

393
00:32:31,408 --> 00:32:32,992
پیروزی رو کسانی رقم می‌زنن که

394
00:32:32,993 --> 00:32:35,579
‫از شدت نادانی، شکست رو باور نمی‌کنن

395
00:32:36,580 --> 00:32:40,125
‫اونقدر یک‌دنده‌ان که تا
لحظه‌ی آخر کوتاه نمیان

396
00:32:42,169 --> 00:32:47,716
‫اونقدر سرسخت‌ان که نمی‌ذارن چرخ زمان
‫بدون مقاومت و مبارزه از پا درشون بیاره.

397
00:32:48,342 --> 00:32:49,592
‫بگید ببینم!

398
00:32:49,593 --> 00:32:52,805
‫مردم دو رود می‌تونن
این نبرد رو پیروز بشن یا نـه؟

399
00:32:58,018 --> 00:32:59,311
‫می‌تونین؟

400
00:33:39,393 --> 00:33:41,478
‫چطوری ببندیمش؟
‫در و پیکر که نداره!

401
00:33:42,938 --> 00:33:44,230
‫نهالِ آونده‌سورا!

402
00:33:44,231 --> 00:33:45,940
‫بکش عقب.
‫همه‌چی رو دستمالی می‌کنی!

403
00:33:45,941 --> 00:33:48,777
‫فقط از اون سمت دروازه می‌شه بست‌ش!

404
00:34:05,878 --> 00:34:11,049
‫بین و چیاد، دوشیزگان نیزه‌دار،
‫از من محافظت می‌کنید؟

405
00:34:25,606 --> 00:34:26,690
‫پرین!

406
00:34:27,232 --> 00:34:29,150
‫مکسیم! ورودی کوهستان؟

407
00:34:29,151 --> 00:34:30,735
‫بدون آلانا نتونستیم حفظ‌ش کنیم

408
00:34:30,736 --> 00:34:33,989
‫تا جایی که تونستیم مقاومت کردیم؛
‫مردم‌ت حسابی سربلندت کردن!

409
00:34:34,740 --> 00:34:36,032
‫نباید بذاریم وارد روستا بشن!

410
00:34:36,033 --> 00:34:37,867
‫بدون آی‌سدای هیچ کاری از دستمون برنمیاد

411
00:34:37,868 --> 00:34:39,787
‫- تعدادمون کافی نیست.
‫- می‌دونم

412
00:34:41,079 --> 00:34:45,541
‫دخترها، می‌تونین همون کاری که
‫دفعه قبل کردین رو دوباره انجام بدین؟

413
00:34:45,542 --> 00:34:47,711
‫«قدرتِ درمان»

414
00:34:53,884 --> 00:34:55,302
‫داریم سعی‌مون رو می‌کنیم

415
00:35:01,433 --> 00:35:02,934
‫نمی‌دونم چی شده...

416
00:35:02,935 --> 00:35:05,770
‫- کار...کار نمی‌کنه.
‫- اشکالی نداره

417
00:35:05,771 --> 00:35:08,607
‫امروز حسابی غوغا کردین!

418
00:35:10,317 --> 00:35:12,443
‫به‌تون افتخار می‌کنم

419
00:35:12,444 --> 00:35:14,529
‫ببخشید

420
00:35:24,206 --> 00:35:26,916
‫صدای شیپور از کجا میاد؟ مال کیـه؟

421
00:35:26,917 --> 00:35:29,001
‫سفیدپوشان!
‫پرچم صلح دستشونه!

422
00:35:29,002 --> 00:35:30,462
‫دروازه رو باز کنید

423
00:35:47,813 --> 00:35:50,107
‫اومدن. حرومزاده‌ها بلاخره اومدن!

424
00:35:59,533 --> 00:36:00,700
‫اومدی!

425
00:36:00,701 --> 00:36:02,035
‫تصمیم درست همین بود

426
00:36:07,291 --> 00:36:08,291
‫چطوری اومدین؟

427
00:36:08,292 --> 00:36:10,209
‫از راه کوهستان

428
00:36:10,210 --> 00:36:11,669
‫ترولوک‌ها رو هم دیدین؟

429
00:36:11,670 --> 00:36:13,588
‫کدوم ترولوک‌ها؟ کوهستان خالی بود

430
00:36:13,589 --> 00:36:15,256
‫یه ساعت پیش اون‌جا بودن!

431
00:36:15,257 --> 00:36:17,258
‫امکان نداره خالی باشه

432
00:36:17,259 --> 00:36:19,720
‫پدن‌فین! اونم با شماست؟

433
00:36:21,388 --> 00:36:22,431
‫فین از پیروان تاریکیه!

434
00:36:23,515 --> 00:36:24,599
‫دروازه‌ها رو ببندید

435
00:36:24,600 --> 00:36:26,685
‫نذارید بیان داخل

436
00:36:33,233 --> 00:36:34,693
‫حـملـه!

437
00:36:57,549 --> 00:37:00,928
‫کمانداران، بزنیدشـون! بزنیدشـون!

438
00:37:05,724 --> 00:37:09,894
‫عجله کنید. دیوار دفاعی تشکیل بدید
‫نذارید پیش‌روی کنن!

439
00:37:09,895 --> 00:37:13,022
‫بچه‌ها عجله کنید؛ برید سر موقعیت‌هاتون

440
00:37:13,023 --> 00:37:14,273
‫نمی‌دونستم فین پیرو تاریکیه!

441
00:37:14,274 --> 00:37:15,525
‫باید می‌دونستی!

442
00:37:30,082 --> 00:37:32,459
‫برید. برید.

443
00:37:33,168 --> 00:37:37,255
‫محفل زنان؛ خط دفاعی رو حفظ کنید

444
00:37:39,383 --> 00:37:41,217
‫- آرام؟
‫- بله؟

445
00:37:41,218 --> 00:37:43,971
‫- وقتشه؟
‫- بزنید بریم

446
00:37:48,850 --> 00:37:50,227
‫نترسید!

447
00:38:38,859 --> 00:38:43,113
‫شاین، نیروی کمکی می‌خوایم!

448
00:38:44,156 --> 00:38:45,532
‫چقدر دیگه می‌رسن؟

449
00:38:46,283 --> 00:38:49,659
‫- این‌جا چه‌خبر شده؟
‫- آی‌سدای‌ها.

450
00:39:17,230 --> 00:39:18,647
‫از کنارم جم نخور

451
00:39:18,648 --> 00:39:20,232
‫باید بریم توی اعماق جنگل

452
00:39:20,233 --> 00:39:21,401
‫آره

453
00:39:25,238 --> 00:39:26,531
‫فرار کنید!

454
00:41:19,519 --> 00:41:21,520
‫همه امشب به‌خاطر من جون
‫خودشون رو از دست می‌دن!

455
00:41:21,521 --> 00:41:23,189
‫همه رو نا اُمید کردم

456
00:41:23,190 --> 00:41:24,398
‫شکست فرصتی برای رها شدنـه!

457
00:41:24,399 --> 00:41:26,067
‫چون دیگه چیزی وجود نداره که ازش بترسیم!

458
00:41:29,863 --> 00:41:32,114
‫حاضری برای دو رود چیکار کنی؟

459
00:41:32,115 --> 00:41:33,449
‫هرکاری!

460
00:41:33,450 --> 00:41:35,035
‫پس بهشون نشون بده!

461
00:42:02,938 --> 00:42:04,605
‫- پشتِ من بمون
‫- اینقدر از من...

462
00:42:04,606 --> 00:42:06,024
‫اونایی که زنده می‌مونن رو بکش

463
00:42:29,297 --> 00:42:32,758
‫دو رودی‌‌ها، همه به من گوش کنید
‫مقاومت کنید!

464
00:42:32,759 --> 00:42:34,343
‫تسلیم نمی‌شیم

465
00:42:34,344 --> 00:42:35,636
‫مقاومت کنید

466
00:42:35,637 --> 00:42:38,807
‫برای «دو رود»

467
00:43:13,925 --> 00:43:15,302
‫جلوشون رو بگیرین!

468
00:43:18,013 --> 00:43:21,141
‫بیرون‌شون کنین!

469
00:43:36,156 --> 00:43:38,115
‫عاشقِ این «محفل زنان» شدم!

470
00:43:45,498 --> 00:43:47,625
‫برید کنار بچه‌ها

471
00:43:55,050 --> 00:43:56,217
‫شما بودید!

472
00:43:57,302 --> 00:43:58,720
‫به‌خاطر مامان!

473
00:44:39,260 --> 00:44:40,470
‫خیلی زیادن!

474
00:45:38,153 --> 00:45:39,279
‫بکُشش!

475
00:45:44,784 --> 00:45:48,162
‫چرا؟ چرا اینکارو کردی؟
‫چرا اینقدر از ما بدت میاد؟

476
00:45:48,163 --> 00:45:52,374
‫ازتون بدم میاد؟ ذره‌ای برام اهمیت ندارید

477
00:45:52,375 --> 00:45:54,627
‫این‌جا هم برام اهمیتی نداره

478
00:45:55,211 --> 00:45:58,046
‫ارباب بزرگ می‌خواد «دو رود» با خاک
‫یکسان بشه تا اژدهای دوباره متولد شده

479
00:45:58,047 --> 00:45:59,924
‫بفهمه وارد چه بازی‌ای شده...

480
00:46:01,134 --> 00:46:02,385
‫عالیه!

481
00:46:03,344 --> 00:46:04,762
‫هرکاری دلت می‌خواد با من بکن

482
00:46:05,472 --> 00:46:08,641
‫هزاران هزار ترولوک دارن
‫از دروازه میان این‌جا

483
00:46:09,225 --> 00:46:12,562
‫امسال دیگه خبری از جشن
‫بل‌ تاین و فانوس‌هاتون نیست.

484
00:48:09,971 --> 00:48:12,598
‫ظاهراً نیروهای کمکی‌تون دیگه قرار نیست بیان!

485
00:48:12,599 --> 00:48:14,350
‫همین‌هایی که این‌جان برای شکست‌تون کافیه!

486
00:48:17,979 --> 00:48:20,857
پس چرا انقدر بوی ترس میدی؟

487
00:48:23,818 --> 00:48:24,986
‫می‌بینی؟

488
00:48:25,695 --> 00:48:29,489
‫ما همه‌مون چوپان و کشاورزیم،
‫هیچ سربازی بین‌مون نیست

489
00:48:29,490 --> 00:48:32,952
‫و تنها کسی این‌جا که از مرگ می‌ترسه...تویی!

490
00:48:37,957 --> 00:48:39,041
‫یه پیشنهاد برات دارم!

491
00:48:39,042 --> 00:48:40,251
‫نه!

492
00:48:41,252 --> 00:48:42,629
‫من یه پیشنهاد برات دارم!

493
00:48:46,174 --> 00:48:47,425
‫می‌خوای زنده بمونی؟

494
00:48:48,134 --> 00:48:49,761
‫فقط یه چاره داری!

495
00:48:50,720 --> 00:48:52,513
‫ارتش‌ت رو از این‌جا ببر!

496
00:48:53,139 --> 00:48:54,557
‫می‌دونم می‌تونی کنترل‌شون کنی

497
00:48:55,099 --> 00:48:56,726
‫تمام این مدت تو داشتی کنترل‌شون می‌کردی!

498
00:48:58,686 --> 00:49:02,440
‫برید، فرار کنید و هیچوقت برنگردین

499
00:49:04,484 --> 00:49:09,530
‫یا می‌تونی خیلی راحت و الکی همین‌جا بمیری!

500
00:49:11,324 --> 00:49:13,326
‫یعنی بهم اعتماد داری که سر قولم می‌مونم؟

501
00:49:15,244 --> 00:49:18,998
‫مطمئن باش اگه تو
‫به قولت عمل نکنی، من می‌کنم!

502
00:50:40,663 --> 00:50:42,373
‫جنجگو، جنجگو!

503
00:50:45,334 --> 00:50:47,336
‫آفرین ویـل!

504
00:51:04,145 --> 00:51:05,813
‫ما رو هم با خودتون می‌برین برج؟

505
00:51:06,773 --> 00:51:07,774
‫نه...

506
00:51:08,399 --> 00:51:11,319
‫گمون کنم سرنوشت،
‫برنامه‌های بزرگ‌تری برای ما داره.

507
00:51:12,111 --> 00:51:14,197
‫حالا که شما دو بار من رو از مرگ نجات دادید.

508
00:51:33,674 --> 00:51:36,886
‫شماها با تعمیر دیگ و قابلمـه خرج زندگی‌تون
‫رو در میارین درسته؟

509
00:51:38,971 --> 00:51:43,100
‫چون تا جایی که می‌دونم دو رود به یه
‫آهنگر جدید نیاز داره.

510
00:51:44,519 --> 00:51:45,728
‫اگه بخوای این‌جا بمونی...

511
00:52:04,038 --> 00:52:05,206
‫بهش گفتم!

512
00:52:06,415 --> 00:52:08,876
‫بهش گفتم بعدش بره خونه

513
00:52:11,045 --> 00:52:12,296
‫کتاب‌ش رو نبرد...

514
00:52:13,381 --> 00:52:15,549
‫می‌دونست هیچوقت قرار نیست برگرده

515
00:52:15,550 --> 00:52:20,576
‫«زندگی، رؤیایی‌ست که همگان ناگزیر باید از آن
‫بیدار شوند، پیش از آن‌که رؤیایی نو آغاز شود»

516
00:52:21,347 --> 00:52:27,978
‫باشد که روح تو از آب و سایه بهره‌مند باشد،
‫فرزند آرنت، فرزند حالان

517
00:52:27,979 --> 00:52:30,314
‫عجب اسم گوش‌نوازی!

518
00:52:54,589 --> 00:52:56,882
‫چرخ زمان به چرخش در آمد،

519
00:52:56,883 --> 00:53:01,804
‫و عقاب سرخ مانترن به گرگی تبدیل شد.

520
00:53:06,475 --> 00:53:10,313
‫مردم دو رود با رهبری یک آهنگر،
‫در تنهایی خویش،

521
00:53:11,480 --> 00:53:13,691
‫به نبرد تاریکی رفتند.

522
00:53:18,279 --> 00:53:23,159
‫مردی که رهبری را نه از برای قدرت،

523
00:53:24,410 --> 00:53:27,580
‫که برای خواست مردمانش پذیرفت.

524
00:53:29,123 --> 00:53:30,333
‫مردمان دو رود

525
00:53:31,834 --> 00:53:33,336
‫ما یه قراری داشتیم

526
00:53:34,128 --> 00:53:36,087
‫از چی حرف می‌زنی؟

527
00:53:36,088 --> 00:53:40,426
‫آیا همونطور که قول دادی،
‫در برابر عدالت نور زانو خواهی زد؟

528
00:53:43,137 --> 00:53:47,850
‫تعجبی نداره اسم خودتون رو گذاشتین
‫«فرزندان»، اصلاً بلد نیستین بشمرین...

529
00:53:51,979 --> 00:53:53,272
‫نه. نه. بس کنید.

530
00:53:56,567 --> 00:53:57,984
‫باهاتون میام

531
00:53:57,985 --> 00:54:00,070
‫زده به سرت؟ میخوان بکُشنت!

532
00:54:00,071 --> 00:54:01,739
‫انتخاب خودشونه!

533
00:54:05,159 --> 00:54:07,328
‫مثل انتخاب شما برای مبارزه کردن!

534
00:54:08,746 --> 00:54:11,666
‫انتخاب منم اینه که به این جنگ پایان بدم

535
00:54:13,709 --> 00:54:15,169
‫می‌تونی این رو درک کنی؟

536
00:54:36,440 --> 00:54:40,277
‫آشوب تا وقتی ادامه داره
‫که یکی داد بزنه «دیگه کافیه!»

537
00:54:53,124 --> 00:54:54,666
‫نه! ولش کنید!

538
00:55:00,172 --> 00:55:01,882
‫مردی شرافت‌مند،

539
00:55:03,718 --> 00:55:06,554
‫مردی که داغ خانواده‌ش رو دیده بود،

540
00:55:07,430 --> 00:55:09,807
‫اما اندوهش رو به صلابت بدل کرد

541
00:55:10,683 --> 00:55:12,685
‫و پناهِ بی‌پناهان شد

542
00:55:15,312 --> 00:55:17,273
‫پرین آیبارا...

543
00:55:19,942 --> 00:55:21,360
‫دوستِ من

544
00:55:26,157 --> 00:55:27,824
‫درود بر پرینِ چشم‌طلایی

545
00:55:27,825 --> 00:55:29,994
‫لُردِ دیار دو رود

546
00:55:31,037 --> 00:55:32,537
‫درود بر لُرد پرین!

547
00:55:32,538 --> 00:55:36,709
‫لُرد پرین، لُرد پرین

548
00:55:37,543 --> 00:55:42,840
‫لُرد پرین، لُرد پرین، لُرد پرین

549
00:55:45,760 --> 00:55:49,138
‫لُرد پرین، لُرد پرین

550
00:55:49,162 --> 00:55:59,162
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

551
00:55:59,186 --> 00:56:09,186
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

