﻿1
00:00:06,006 --> 00:00:08,967
‫«او از غرب خواهد آمد از آن‌سوی رشته‌کوه گیتی»

2
00:00:08,968 --> 00:00:10,719
‫«ما را با پیوندهایی که نمی‌توانیم بشکنیم

3
00:00:10,720 --> 00:00:12,345
‫به هم گره خواهد زد»

4
00:00:12,346 --> 00:00:13,888
‫«و نابودمان خواهد کرد»

5
00:00:13,889 --> 00:00:16,391
‫کاراکارن دوبار علامت‌گذاری میشه

6
00:00:16,392 --> 00:00:18,893
‫این مرد آییلی‌ نیست

7
00:00:20,771 --> 00:00:22,647
‫رهبری یعنی آگاهی از گذشته‌ی خویش،

8
00:00:22,648 --> 00:00:24,566
‫ و درک ماهیت خونی که در رگ‌هایت جاری است.

9
00:00:24,567 --> 00:00:27,610
‫به‌خاطر بی‌احترامی بهت عذرخواهیم رو پذیرا باش

10
00:00:27,611 --> 00:00:30,071
‫همه‌چیز رو ویران می‌کنم

11
00:00:30,072 --> 00:00:31,656
‫از دستم قایم شدی

12
00:00:31,657 --> 00:00:34,909
‫تمام این مدت با یه طردشده هم‌خوابگی می‌کردی!

13
00:00:34,910 --> 00:00:36,244
‫بقیه‌ی برگزیدگان،

14
00:00:36,245 --> 00:00:38,288
‫ اصلاً براشون مهم نیست که رند به تاریکی بپیونده

15
00:00:38,289 --> 00:00:40,248
‫یا چرخ رو بشکونه.
‫فقط می‌خوان که اون بمیره.

16
00:00:40,249 --> 00:00:42,083
‫هرکدوم‌شون که زودتر از ما قلاده رو پیدا کنه...

17
00:00:42,084 --> 00:00:44,127
‫- رند...
‫- نه. پیداش می‌کنیم

18
00:00:44,128 --> 00:00:45,962
‫ما یه تیکه از این سه قسمت رو داریم

19
00:00:45,963 --> 00:00:48,006
‫بیشتر تلاش کنید؛ جاهای بیشتری رو بگردید.

20
00:00:48,007 --> 00:00:49,633
‫قلاده توی قصرِ پنراکـه!

21
00:00:50,634 --> 00:00:53,094
‫من معنی این نگاه رو می‌دونم

22
00:00:53,095 --> 00:00:55,346
‫دلم نمی‌خواد بدونم چه بلایی در آینده قراره سرم بیاد

23
00:00:55,347 --> 00:00:56,723
‫این چیـه؟

24
00:00:56,724 --> 00:01:00,101
‫قراره توی تالار یک رای‌گیری برگزار کنم
‫تا اژدهای دوباره متولد شده رو اسیر کنیم؛

25
00:01:00,102 --> 00:01:01,895
‫سوان سانچه می‌بازه

26
00:01:01,896 --> 00:01:05,148
‫ما جفت‌مون یه وظیفه‌ای داشتیم
‫تو باید برج رو برای فرمان‌ بردن آماده می‌کردی.

27
00:01:05,149 --> 00:01:07,860
‫رند فقط درصورتی
‫زنده می‌مونه که من بمیرم

28
00:01:08,360 --> 00:01:11,113
‫تورت داره پاره می‌شه مادر!

29
00:01:15,367 --> 00:01:19,047
‫[تار والون / ده سال پیش]

30
00:01:19,071 --> 00:01:29,071
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

31
00:01:29,095 --> 00:01:39,095
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

32
00:01:40,518 --> 00:01:42,770
‫کارتون اصلاً عاقلانه نبود، الایدا سدای

33
00:01:44,230 --> 00:01:46,981
‫ تعداد زیادی از خواهرانمون از این
‫درگاه عبور کردن و هرگز بر نگشتن.

34
00:01:46,982 --> 00:01:49,360
‫می‌بینید که من برگشتم...

35
00:01:49,944 --> 00:01:53,154
‫امیدوار بودم عاقل‌تر از این‌ها باشی!

36
00:01:53,155 --> 00:01:54,698
‫مخصوصاً توی همچین روزی

37
00:01:55,741 --> 00:02:00,996
‫اما آژای شما با منطق عمل می‌کنه،
‫و منطق همیشه از امید پیشی می‌گیره!

38
00:02:01,747 --> 00:02:03,457
‫آلفین‌ها چه وعده‌ای بهت دادن؟

39
00:02:04,583 --> 00:02:06,960
‫آمرلین سیت!

40
00:02:06,961 --> 00:02:08,504
‫نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی!

41
00:02:09,088 --> 00:02:11,798
‫فین‌ها هیچ‌کاری رو بدونِ
‫انتظار و چشم‌داشت انجام نمی‌دن.

42
00:02:11,799 --> 00:02:13,299
‫ای بابا...

43
00:02:13,300 --> 00:02:16,219
‫الویرین، خواهرم، تالار داره رای‌گیری می‌کنه.

44
00:02:16,220 --> 00:02:18,180
‫هنوز هم بنده رو قابل می‌دونید؟

45
00:02:18,931 --> 00:02:22,268
‫هرطور فکرش رو کنی، انتخابِ منطقی مـنم

46
00:03:00,806 --> 00:03:04,893
‫خواهران، این هفته،
‫ما «ماریث جین» رو از دست دادیم...

47
00:03:04,894 --> 00:03:07,187
‫کسی که برای چهار سال آمرلین سیـت بود.

48
00:03:07,771 --> 00:03:09,230
‫پس، باری دیگر،

49
00:03:09,231 --> 00:03:13,193
‫به نوری نیاز داریم تا این روزهای
‫تاریک رو برای ما روشن کنـه

50
00:03:13,944 --> 00:03:15,321
‫رای‌گیری بین دو نفر برگزار می‌شه.

51
00:03:15,905 --> 00:03:19,909
‫سوان سانچه و  الایدا دو آویرینی آ رویهان.

52
00:03:20,826 --> 00:03:23,329
‫چه کسی به سوان سانچه رای می‌ده؟

53
00:03:26,540 --> 00:03:28,459
‫سوان سانچـه.

54
00:03:31,795 --> 00:03:33,672
‫سوان سانچـه.

55
00:03:47,436 --> 00:03:50,980
‫برای پیروزی، یازده رای نیازه

56
00:03:50,981 --> 00:03:54,025
‫با چهار رای برای سوان سانچه، ادامه می‌دم...

57
00:03:54,026 --> 00:03:56,987
‫چه کسی به الایدا دو آویرینی آ رویهان رای می‌ده؟

58
00:04:01,241 --> 00:04:02,367
‫سوان سانچه.

59
00:04:13,379 --> 00:04:14,880
‫سوان سانچه.

60
00:04:18,634 --> 00:04:19,635
‫سوان سانچه.

61
00:04:21,595 --> 00:04:22,930
‫سوان سانچه.

62
00:04:26,308 --> 00:04:27,351
‫سوان سانچه.

63
00:04:28,268 --> 00:04:29,269
‫سوان سانچه.

64
00:04:31,897 --> 00:04:32,940
‫سوان سانچه.

65
00:04:37,569 --> 00:04:38,862
‫رای‌گیری به پایان رسید

66
00:04:39,571 --> 00:04:41,114
‫خواهران‌مون نظرشون رو اعلام کردن

67
00:04:41,115 --> 00:04:43,158
‫کسی که بر مسند قدرت تکیه خواهد زد،

68
00:04:43,742 --> 00:04:46,704
‫کسی که از این پـس نه عضو یک آژا،
‫بلکه نمایان‌گرِ تمام آن‌ هاست...

69
00:04:47,287 --> 00:04:48,663
‫سوان سانچـه!

70
00:05:03,554 --> 00:05:06,681
‫تو به مقام آمرلین سیت ترفیع یافتی.

71
00:05:06,682 --> 00:05:11,311
‫به یمن جلال نور،
‫باشد که برج سفید، تا ابد استوار بماند.

72
00:05:12,896 --> 00:05:15,106
‫ناظرِ مهر و موم‌ها،

73
00:05:15,107 --> 00:05:16,734
‫شعله‌ی تار والون،

74
00:05:17,985 --> 00:05:19,361
‫آمرلین سیـت!

75
00:05:24,407 --> 00:05:27,140
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت پایانی "

76
00:05:53,228 --> 00:05:54,937
‫- مادر...
‫- قبلاً نگرانی‌هات رو در میون گذاشتی.

77
00:05:54,938 --> 00:05:57,775
‫اما اصلاً گوش نکردید...

78
00:05:58,442 --> 00:06:00,943
‫شما می‌گین که برج سفید باید با رند ال‌ثور بیعت کنه،

79
00:06:00,944 --> 00:06:02,612
‫این‌که اگه چنین کاری نکنیم
‫در آخرین نبرد شکست می‌خوریم

80
00:06:02,613 --> 00:06:06,282
‫اما هیچوقت بهم نگفتیـد
‫از کجا اینقدر مطمئنیـد!

81
00:06:06,283 --> 00:06:10,953
‫با این‌کار فرصتی برای الایدا فراهم می‌کنید
‫تا بین و شما خواهران برج اختلاف بندازه!

82
00:06:10,954 --> 00:06:14,458
‫وقتی به عنوان نگهبانم منصوب شدی،
‫می‌دونی چرا انتخاب‌ات کردم؟

83
00:06:15,918 --> 00:06:17,294
‫چون از من نمی‌ترسیدی!

84
00:06:17,836 --> 00:06:21,882
‫همیشه با شجاعت کامل می‌اومدی جلـو
‫و بهم می‌گفتی کجای کارم می‌لنـگه!

85
00:06:22,800 --> 00:06:24,008
‫به‌نظر الانـم همین‌طوره؟

86
00:06:24,009 --> 00:06:25,885
‫بیعت برج سفید با اژدهای دوباره متولد شده

87
00:06:25,886 --> 00:06:28,514
‫می‌تونه مهم‌ترین اقدامِ تاریخ باشه

88
00:06:29,515 --> 00:06:31,767
‫به‌تنهایی که نمی‌شه چنین تصمیمی گرفت

89
00:06:33,018 --> 00:06:34,268
‫باید رای‌گیری کنید

90
00:06:34,269 --> 00:06:37,230
‫خوهران‌مون رو هم مثل خودت متقاعد کن.

91
00:06:37,231 --> 00:06:39,066
‫من رو متقاعد کن.

92
00:06:40,234 --> 00:06:41,235
‫خواهش می‌کنم

93
00:06:44,363 --> 00:06:45,697
‫فکرامو می‌کنم.

94
00:06:53,372 --> 00:06:54,914
‫نامه‌ها رو فرستاده؟

95
00:06:54,915 --> 00:06:56,457
‫بدون این‌که با اعضای تالار مشورت کنه؟

96
00:06:56,458 --> 00:06:58,459
‫کاری خلافی ازش سر نزده.

97
00:06:58,460 --> 00:07:00,128
‫هیچکس حق نداره در مکاتبات آمرلین

98
00:07:00,129 --> 00:07:02,964
‫- با بقیه رهبران جهـان دخالت کنه.
‫- سوان حمایت خودش از

99
00:07:02,965 --> 00:07:04,632
‫اژدهای دوباره متولد شده رو اعلام کرده.

100
00:07:04,633 --> 00:07:06,927
‫اما اون به هیچ عنوان به
‫حرفِ آی‌سدای‌ها اهمیتی نمی‌ده.

101
00:07:07,678 --> 00:07:09,137
‫خب پس پیشنهادت چیـه؟

102
00:07:09,138 --> 00:07:11,515
‫احتمالاً اومدی سراغِ من چون نیاز به حامی داری!

103
00:07:12,224 --> 00:07:13,392
‫بدجور کارت گیره!

104
00:07:14,017 --> 00:07:15,935
‫امروز به حمایتِ شما نیاز دارم

105
00:07:15,936 --> 00:07:19,231
‫و این دفعه، انتخابِ منطقی به نفع هر دوی ماست!

106
00:07:43,046 --> 00:07:45,299
‫رند!

107
00:07:59,313 --> 00:08:00,647
‫هنوز بهش میدونم...

108
00:08:03,692 --> 00:08:05,360
‫ازم خواسته بود محصولاتِ باغچه‌ش رو برداشت کنم

109
00:08:10,282 --> 00:08:11,575
‫بانوان فرزانه منتظرن

110
00:08:19,333 --> 00:08:22,294
‫طلسـم سپر واقعاً چیز به‌دردبخوریـه!

111
00:08:22,920 --> 00:08:24,796
‫هرزه‌ی بی‌عقل!

112
00:08:25,839 --> 00:08:28,050
‫فکر کردی می‌تونی با یه برگزیده مقابله کنی؟

113
00:08:29,218 --> 00:08:32,971
‫آره. همینطور فکر کردم.

114
00:08:37,976 --> 00:08:39,769
‫یه‌جایی خونده بودم تو از بهترین ژنرال‌های

115
00:08:39,770 --> 00:08:41,562
‫«عصرِ افسانه‌ها» بودی.

116
00:08:41,563 --> 00:08:43,273
‫من آینده‌نگر بودم

117
00:08:44,483 --> 00:08:45,525
‫یه پیش‌گـام!

118
00:08:46,109 --> 00:08:48,861
‫اون موقع‌ها هیچ ارتش و لشکری وجود نداشت...

119
00:08:48,862 --> 00:08:51,323
‫تا قرن‌ها قبلـش هم خبری نبود

120
00:08:52,407 --> 00:08:56,036
‫من کسی بودم که دوباره
‫هنر جنگ رو بنیان‌گذاری کرد!

121
00:08:57,788 --> 00:08:59,331
‫این‌جات چی شده؟

122
00:09:02,251 --> 00:09:04,211
‫لوس ترین تلامون

123
00:09:04,795 --> 00:09:06,129
‫چرا هیچکس درمانـش نکرده؟

124
00:09:06,922 --> 00:09:08,590
‫خودم نخواستم!

125
00:09:09,883 --> 00:09:12,469
‫می‌خوام وقتی می‌کُشمش این رو ببینه!

126
00:09:13,971 --> 00:09:15,180
‫قرار نیست بکُشیش!

127
00:09:16,181 --> 00:09:17,474
‫قراره بهش آموزش بدی!

128
00:09:18,100 --> 00:09:21,937
‫چون اگه اینکارو نکنی،
‫همین‌جا کارـت رو یه‌سره می‌کنم

129
00:09:22,604 --> 00:09:24,814
‫تا هزار سال دیگه هم‌ زیر خاک بپوسی!

130
00:09:24,815 --> 00:09:28,527
‫و بعدها که مردم درمورد آخرین نبرد آواز سرودن،

131
00:09:29,069 --> 00:09:31,822
‫هیچکس نمی‌دونه تو حتی وجود داشتی!

132
00:09:44,376 --> 00:09:46,377
‫اوه...

133
00:09:49,798 --> 00:09:51,508
‫با اون ترانگریال ور نرو!

134
00:09:52,509 --> 00:09:54,553
‫اگه واقعاً آتش‌افروزی کنه...

135
00:09:56,471 --> 00:09:57,973
‫ایسپان رو پیدا نکردید؟

136
00:09:58,682 --> 00:10:00,350
‫ما فکر می‌کنیم خودت کُشتیش!

137
00:10:03,186 --> 00:10:04,604
‫درست مثل نائومی!

138
00:10:05,981 --> 00:10:09,901
‫نایومی مُرد چون خودش با دم شیر بازی کرد.

139
00:10:10,902 --> 00:10:13,488
‫الانم اون ترانگریال رو بذار زمین!

140
00:10:18,577 --> 00:10:19,911
‫بانوی من؟

141
00:10:23,373 --> 00:10:25,124
‫این رو از کجا گیر آوردی؟

142
00:10:25,125 --> 00:10:27,794
‫امروز صبح یه آقایی اومد و گفت می‌فروشتش!

143
00:10:29,338 --> 00:10:31,964
‫یه‌بار گفته بودید آدم نباید
خودش رو درگیر کارایی بکنه

144
00:10:31,965 --> 00:10:34,091
‫که زیردستاش میتونن انجام بدن،

145
00:10:34,092 --> 00:10:37,929
‫برای همین منم این رو خریدم

146
00:10:38,805 --> 00:10:40,222
‫نگفت از کجا گیرش آورده؟

147
00:10:40,223 --> 00:10:42,476
‫بانوی من، بنده در جایگاهی
‫نیستم که چنین سوالاتی بپرسم

148
00:10:46,772 --> 00:10:48,440
‫فکر کنم من اسم تو
‫رو ازت نپرسیدم!

149
00:10:49,649 --> 00:10:51,443
‫بانوی من حتماً سرشون خیلی شلوغ بوده!

150
00:10:56,490 --> 00:10:57,491
‫ایسپان رو بی‌خیال.

151
00:10:59,201 --> 00:11:00,744
‫می‌ریم قصر پنراک!

152
00:11:06,541 --> 00:11:09,920
‫اه...چقدر رو عصابه!

153
00:11:10,879 --> 00:11:13,256
‫چرا...چرا چنگال ندارن؟

154
00:11:18,678 --> 00:11:21,515
‫به‌به. مثلاً می‌خوای حرص‌ام رو دربیاری؟

155
00:11:23,183 --> 00:11:24,226
‫عجله کنید

156
00:11:28,063 --> 00:11:30,816
‫لیاندرین!

157
00:11:31,400 --> 00:11:33,068
‫دستبندها رو دستش کرده!

158
00:11:33,652 --> 00:11:34,903
‫خیلی‌خب زودباش، زودباش

159
00:11:35,570 --> 00:11:36,987
‫بزن بریم

160
00:11:36,988 --> 00:11:38,907
‫تو تعقیب‌‍ش کن. من می‌رم دنبالِ بقیه!

161
00:11:52,087 --> 00:11:53,337
صبر کنید

162
00:11:53,338 --> 00:11:56,758
‫ملکه‌ی پنراک دستور ورود شما رو صادر نکرده!

163
00:12:01,555 --> 00:12:03,265
‫قلاده‌ای که گردنـشه رو می‌بینید؟

164
00:12:04,266 --> 00:12:05,267
‫دنبالِ اونیـم

165
00:12:17,904 --> 00:12:19,948
‫سورپرایز کوچیک‌ام رو دیدی؟

166
00:12:22,492 --> 00:12:24,160
‫سامائل اصلاً معلم خوبی نیست،

167
00:12:24,161 --> 00:12:27,122
‫ولی بهتر از هیچیه!

168
00:12:32,627 --> 00:12:34,170
‫انتخاب جالبیـه

169
00:12:34,171 --> 00:12:35,797
‫این‌جا همون جاییه که «شاروم» سقوط کرد

170
00:12:36,673 --> 00:12:38,675
‫بعد از این‌که تو ارباب تاریکی رو آزاد کردی.

171
00:12:39,301 --> 00:12:41,511
‫می‌دونم اتفاقی بوده...

172
00:12:42,304 --> 00:12:44,890
‫و البته، آخرین لحظات انسان بودنـت رو این‌جا سپری کردی.

173
00:12:46,641 --> 00:12:47,767
‫پس بهت گفته!

174
00:12:48,935 --> 00:12:50,061
‫می‌دونستم...

175
00:12:51,897 --> 00:12:55,400
‫رند؛ من داشتم بهش لطف می‌کردم!
‫می‌خواستم قوی‌تر بـشه!

176
00:12:56,067 --> 00:12:57,486
‫چه بلایی سر اون آدم قبلی اومد؟

177
00:12:58,487 --> 00:13:01,155
‫کسی که می‌خواست قدرتی کشف
‫کنه تا همه بتونن ازش استفاده کنن!

178
00:13:01,156 --> 00:13:03,325
‫تا این دنیا رو به‌جای بهتری تبدیل کنه...

179
00:13:04,534 --> 00:13:06,577
‫اون روز فقط به این دلیل سوگند خوردم که

180
00:13:06,578 --> 00:13:09,205
‫انتخاب دیگه‌ام مرگ بود.

181
00:13:09,206 --> 00:13:12,250
‫پس یعنی هنوزم هم می‌خوای ارباب تاریکی
‫رو بکشی تا کار خیـرت رو ادامه بدی؟

182
00:13:13,084 --> 00:13:14,294
‫معلومه که همین‌طوره!

183
00:13:15,712 --> 00:13:18,507
‫یا وسوسه شدی تمام قدرت تاریکی
‫رو برای خودت تصاحب کنی؟

184
00:13:21,051 --> 00:13:22,385
‫اگه هردوش باشه چی؟

185
00:13:24,638 --> 00:13:27,681
‫اینقدر زندگی رو ساده و بی‌آلایش جلوه نده!

186
00:13:27,682 --> 00:13:29,959
انگار فقط دو رنگ داره،
و ما مجبوریم یکی رو بپوشیم.

187
00:13:36,024 --> 00:13:37,901
‫می‌دونی توی زندگی‌ قبلی‌ت چیکار کردی؟

188
00:13:38,902 --> 00:13:41,238
‫کُل دنیا رو به زانو در آوردی!

189
00:13:41,863 --> 00:13:43,823
‫و تنها کسی که زانو نزد، من بودم

190
00:13:44,824 --> 00:13:48,078
‫برای همین ولم کردی!
‫چون جلوت زانو نزدم...

191
00:13:48,870 --> 00:13:49,871
‫لوس ترین...

192
00:13:52,165 --> 00:13:55,043
‫اونم دقیقاً به‌همین دلیل تو رو ول کرد!

193
00:13:56,002 --> 00:14:02,092
‫چون تو حسود و خودخواه و بی‌رحمی!

194
00:14:03,176 --> 00:14:06,263
‫این رو از ته دلت نمیگی!

195
00:14:09,099 --> 00:14:12,519
‫بلاخره...بلاخره چهره واقعی‌ت رو دیدم!

196
00:14:13,812 --> 00:14:15,605
‫تو یه هیولایی لنفیر!

197
00:14:25,115 --> 00:14:29,202
‫پسره‌ی احمقِ...

198
00:14:29,995 --> 00:14:31,413
‫گستـاخ!

199
00:14:42,090 --> 00:14:43,133
‫آفرین اگوین!

200
00:14:43,633 --> 00:14:45,218
‫الان میاد سراغ‌ام!

201
00:14:59,983 --> 00:15:01,984
‫- خب کجاست؟
‫- منتظره...

202
00:15:01,985 --> 00:15:03,820
‫اصلاً آدمِ صبوری نیست

203
00:15:11,119 --> 00:15:13,163
‫فکر نکن فقط با تو کار داره

204
00:15:14,456 --> 00:15:16,415
‫اگه قدرت‌ش رو دست کم بگیریم، همه‌مون می‌میریم!

205
00:15:16,416 --> 00:15:19,085
‫روار رو خبر کن. همین الان می‌ریم «الکیر دال»

206
00:15:36,102 --> 00:15:37,228
‫تـو!

207
00:15:39,939 --> 00:15:42,317
‫وقتـشه حسابت رو صاف کنی، ملیندرا!

208
00:15:51,576 --> 00:15:54,995
‫مگه نگفته بودی نمی‌خوای خودت رو قاطی
‫این ماجراها بکنی پیرمرد؟

209
00:15:54,996 --> 00:15:58,041
‫خب، من اصلاً تحملِ مُردن جوون‌ها رو ندارم

210
00:15:58,875 --> 00:16:00,001
‫تلاش‌ام رو می‌کنم چیزی‌شون نشـه

211
00:16:00,752 --> 00:16:02,253
‫اتفاقی که برای من و الین افتاد...

212
00:16:02,962 --> 00:16:05,923
‫زنی که باعث و بانی‌ش بود
‫حتماً یه طردشده‌ست؛ بی‌شک!

213
00:16:05,924 --> 00:16:09,134
‫و اگه یکی از طردشدگان دست‌ش به اون
‫قلاده برسه و رند رو باهاش کنترل کنه...

214
00:16:09,135 --> 00:16:11,012
‫همچین اتفاقی نمیفته!

215
00:16:11,596 --> 00:16:13,765
‫هرکسی پیداش کرد سریع بیاد بیرون

216
00:16:14,391 --> 00:16:15,850
‫منتظر بقیه نمونیـد!

217
00:16:42,877 --> 00:16:45,422
‫پارسال دوست امسال آشنا سامائل!

218
00:16:46,381 --> 00:16:49,007
‫طلسم سپر روت انداخته...

219
00:16:50,343 --> 00:16:52,137
‫من می‌تونم غیرفعال‌ش بکنم‌ها

220
00:16:52,804 --> 00:16:54,012
‫چی می‌خوای موگدین؟

221
00:16:54,013 --> 00:16:55,472
‫من رو از این‌جا نجات بده،

222
00:16:55,473 --> 00:16:57,015
‫- بعدش با متحد می‌شیم
‫- اوه...

223
00:16:57,016 --> 00:16:59,977
‫دونه دونه به حسابِ بقیه می‌رسیم!

224
00:16:59,978 --> 00:17:01,270
‫اوهوم...

225
00:17:01,271 --> 00:17:07,444
‫راستش می‌خوام بدونم چطور می‌شه
‫یه برگزیده‌ی دیگه رو کُشت!

226
00:17:08,653 --> 00:17:10,070
‫پس، آره...

227
00:17:10,071 --> 00:17:12,490
‫می‌تونی بهم کمک کنی!

228
00:17:19,664 --> 00:17:22,208
‫دوست داری بازی کنیم؟

229
00:17:39,184 --> 00:17:42,771
‫سفر به الکیر دال بدون همه‌ی رؤسای قبیله‌

230
00:17:43,480 --> 00:17:45,231
‫خلافِ رسم و رسوم آییل‌هاست

231
00:17:46,065 --> 00:17:48,026
‫چرخ منتظر رؤسای شما نمی‌مونه

232
00:17:49,277 --> 00:17:52,655
‫به عنوان رئیس قبیله‌ی تارداد، من تو
‫رو به بقیه معرفی می‌کنم و پشتت وایمیستم.

233
00:17:53,364 --> 00:17:55,783
‫- به‌نظرت متقاعد می‌شن؟
‫- نمی‌دونم

234
00:17:55,784 --> 00:17:57,701
‫اولین بارمه با کاراکارن نشست و برخواست می‌کنم

235
00:17:57,702 --> 00:18:00,747
‫اولین باره که می‌بینم یه غربی جرئت می‌کنه
‫ وارد روئیدین بشه

236
00:18:01,623 --> 00:18:04,458
‫همین‌ها برای اثبات حرفم کافیه؛ اگه باور نکردن، قضیه روئیدین رو تعریف می‌کنم.

237
00:18:04,459 --> 00:18:06,668
‫رؤسا و بانوان فرزانه می‌دونن من توی روئیدین چی دیدم!

238
00:18:06,669 --> 00:18:08,837
‫- خودشون هم دیدن!
‫- مردم نباید از این موضوع چیزی بدونن!

239
00:18:08,838 --> 00:18:10,589
‫این‌که ما پیرو مسلک برگ هستیم.

240
00:18:10,590 --> 00:18:15,219
‫هیچ‌چی...هیچی برای آییلی‌ها ننگ‌تر

241
00:18:15,220 --> 00:18:17,138
‫پیمان‌شکنی نیست.

242
00:18:17,806 --> 00:18:19,140
‫نباید در این باره حرفی بزنی

243
00:18:20,517 --> 00:18:23,102
‫اگه قبایل قبول نکنن که
‫اون کاراکارنـه چی می‌شه؟

244
00:18:23,937 --> 00:18:24,978
‫باید قبول کنن!

245
00:18:24,979 --> 00:18:27,315
‫با توجه به چیزهایی که دیدیم
‫دیگه هیچ چاره‌ای نیست

246
00:18:28,399 --> 00:18:33,195
‫این وظیفه‌ی آییلی‌هاست که از اون پیروی کنن
‫اما تو که آییلی نیستی اگوین!

247
00:18:33,196 --> 00:18:35,322
‫اون با یه سایه‌زاده هم‌خواب شده

248
00:18:35,323 --> 00:18:38,827
‫و آینده‌ای را رقم می‌زنه که
‫سرشار از ویرانی و جنونـه!

249
00:18:39,536 --> 00:18:41,830
‫اما آینده‌ی تو، دست خودته!

250
00:18:43,998 --> 00:18:45,667
‫ارزشش رو داره اینقدر
‫خودت رو اذیت کنی؟

251
00:18:52,215 --> 00:18:54,843
‫می‌دونی قراره چی بشه؟ توی صحرا...

252
00:18:55,510 --> 00:18:57,095
‫- لنفیر...
‫- من رو این‌جا می‌کشه؟

253
00:18:58,137 --> 00:19:01,683
‫بعضی وقت‌ها آره؛ اما جاهای دیگه بود.

254
00:19:02,976 --> 00:19:05,310
‫به قول تو، ممکنه همین امروز باشه،
‫ممکنه فردا باشه

255
00:19:05,311 --> 00:19:07,313
‫ممکنه اصلاً یه سال دیگه باشه

256
00:19:09,649 --> 00:19:10,942
‫احساس می‌کنم همین امروزـه!

257
00:19:22,829 --> 00:19:24,372
‫الکیر دال

258
00:19:24,873 --> 00:19:27,166
‫ده هزار تاردادی پشت سرمـون هست...

259
00:19:27,876 --> 00:19:30,795
‫چهار قبیله دیگه و رؤساشون هم این‌جان

260
00:19:32,338 --> 00:19:33,965
‫شایدوها هم منتظرن...

261
00:19:34,674 --> 00:19:35,842
‫همه‌شون!

262
00:19:44,893 --> 00:19:47,728
‫تعداد تاردادی‌ها خیلی بیشتر از
‫چیزیـه که پیش‌بینی کرده بودیم.

263
00:19:47,729 --> 00:19:49,938
‫وقتی کارـشون رو یه‌سره کنیم
‫افتخار بیشتری نصیب‌مون می‌شه.

264
00:19:49,939 --> 00:19:53,610
‫خون ریختن تو الکیر دال هیچ افتخاری نداره

265
00:19:54,193 --> 00:19:55,236
‫درست می‌گه!

266
00:19:58,615 --> 00:20:00,408
‫تو کی هستی دوشیزه خانم؟

267
00:20:00,909 --> 00:20:03,785
‫از آخرین باری که بهم گفتن
‫دوشیزه خانم خیلی می‌گذره!

268
00:20:06,789 --> 00:20:07,790
‫تو برو!

269
00:20:21,679 --> 00:20:23,096
‫تو کی هستی؟

270
00:20:23,097 --> 00:20:25,183
‫کسی که هدف‌ش با تو یکیـه!

271
00:20:27,018 --> 00:20:28,102
‫با هردوتاتون!

272
00:20:29,562 --> 00:20:35,526
‫این‌که رند ال‌ثور نتونه خودش
‫رو به عنوان کاراکارن معرفی کنه!

273
00:21:01,511 --> 00:21:02,720
‫هـوم...

274
00:21:08,893 --> 00:21:09,978
‫مادر؟

275
00:21:12,021 --> 00:21:16,066
‫هشت تا از خواهران سرخ همین الان برج
‫رو بدون هیچ توضیحی ترک کردن.

276
00:21:14,399 --> 00:21:16,066
‫

277
00:21:16,067 --> 00:21:19,112
‫هشت‌ نفر؛ یرای گرفتن قدرت یک مرد کافیـه

278
00:21:19,946 --> 00:21:23,241
‫یه گروه از مورد اعتمادترین خواهران‌مون رو
‫بفرست جلوشون رو بگیرن. همین الان.

279
00:21:25,618 --> 00:21:28,413
‫الایدا رو پیدا کن و بیارش این‌جا.

280
00:22:18,921 --> 00:22:20,422
‫باید یه راه سریع‌تر هم باشه...

281
00:22:20,423 --> 00:22:23,759
‫یه روشی چیزی که با قدرت
‫واحد بشـه اون قلاده رو پیدا کرد

282
00:22:23,760 --> 00:22:25,720
‫قلاده از جنس آهنـه دیگه...

283
00:22:26,554 --> 00:22:29,097
فکر کنم اسمش «نفوذ کردن» بود

284
00:22:29,098 --> 00:22:30,348
‫یه‌جا خونده بودم که یه‌سری احضارکننده‌ها

285
00:22:30,349 --> 00:22:32,726
‫می‌تونن به عمق زمین نفوذ کنن
و دنبالِ فلزهای مختلف بگردن!

286
00:22:35,938 --> 00:22:38,232
‫- داری بهم می‌خندی؟
‫- من غلط کنم!

287
00:22:38,816 --> 00:22:39,817
‫فقط...

288
00:22:42,361 --> 00:22:43,780
‫یه‌لحظه یادِ بچگی‌هات افتادم

289
00:22:44,655 --> 00:22:47,365
‫همه ساعت‌های قصر رو باز
‫کردی ببینی چطوری کار می‌کنن.

290
00:22:47,366 --> 00:22:48,743
‫واقعاٌ؟

291
00:22:49,368 --> 00:22:51,621
‫- چند سالم بود؟
‫- قدت به‌زور تا زانو هام بود

292
00:22:52,622 --> 00:22:53,664
‫فکرکنم سه سال این‌ها

293
00:22:54,957 --> 00:22:58,586
‫غرور ملکه اجازه نمی‌داد که تنبیه‌ت کنه.
‫همیشه همینطور بود...

294
00:23:07,678 --> 00:23:08,762
‫وای!

295
00:23:08,763 --> 00:23:10,389
‫پشمام!

296
00:23:14,060 --> 00:23:16,103
‫خب، این قلاده دقیقاً چه شکلیـه؟

297
00:23:16,104 --> 00:23:18,064
‫خب...قلاده‌ست دیگه!

298
00:23:18,564 --> 00:23:19,816
‫خیلی مفید بود.

299
00:23:20,316 --> 00:23:23,026
‫ناینیو گفت اصلاً شبیه اونی که
‫گردن اون یارو زنجیریـه بود نیست.

300
00:23:23,027 --> 00:23:25,738
‫وقتی گردنِ کسی نباشه،
‫شبیه یه حلقه‌ نقره‌ای گنده‌ست

301
00:24:02,817 --> 00:24:05,443
‫حالا اگه پیداش کنیـم قراره باهاش چیکار کنیم؟

302
00:24:05,444 --> 00:24:08,029
‫خب، خب...
‫می‌شکونیمش، نمی‌دونم!

303
00:24:08,030 --> 00:24:09,364
‫من از کجا بدونم آخه!

304
00:24:09,365 --> 00:24:12,660
‫چرا، اما مگه از قدرت واحد ساخته نشده؟

305
00:24:14,787 --> 00:24:15,872
‫نکته‌ی خوبی بود

306
00:24:26,966 --> 00:24:28,550
‫تا حالا به این فکر کردی اگه قدرت واحد وجود نداشت

307
00:24:28,551 --> 00:24:30,136
‫دنیا چه شکلی می‌شد؟

308
00:24:31,179 --> 00:24:33,264
‫هیچ رشته نوری درکار نبود. هیچ آی‌سدایی نبود

309
00:24:34,056 --> 00:24:36,641
‫هیچ الهـام و خاطره‌ای درکار نبود

310
00:24:36,642 --> 00:24:37,894
‫این شد یه‌چیزی.

311
00:24:39,312 --> 00:24:41,606
‫ببخشید؛ کاش شما رو دقیق‌تر رو یادم می‌اومد

312
00:24:42,648 --> 00:24:43,900
‫کی از کامیلین رفتیـد؟

313
00:24:45,651 --> 00:24:47,486
‫حدوداً پنج سالـت بود

314
00:24:49,155 --> 00:24:50,990
‫پس دقیقاً قبل از این‌که لُرد گابریل
‫بیاد رفتی.

315
00:24:51,991 --> 00:24:53,034
‫کی؟

316
00:24:54,118 --> 00:24:55,661
‫همسرِ مامانم

317
00:24:56,787 --> 00:24:58,872
‫تقریباً از وقتی که یادمـه با هم بودن.

318
00:24:58,873 --> 00:25:01,082
‫من مدت‌هاست دربار رو زیر نظر دارم

319
00:25:01,083 --> 00:25:05,463
‫مطمئن باش اگه گابریل
‫همسر ملکه بود می‌فهمیدم

320
00:25:07,882 --> 00:25:09,508
‫سر در آوردن از کاراهای این بشـر خیلی سخته!

321
00:25:11,552 --> 00:25:13,179
‫مورگس از اولـشم هرزه‌ای بیش نبود

322
00:25:14,096 --> 00:25:15,306
‫فرار کن!

323
00:25:19,810 --> 00:25:21,270
‫برو!

324
00:25:23,356 --> 00:25:25,858
‫اوه، این چقدر جالب به‌نظر می‌رسه

325
00:25:27,818 --> 00:25:28,819
‫نه وایسا!

326
00:25:29,320 --> 00:25:30,446
‫من قبلاً این طاق رو یه‌جایی دیدم!

327
00:25:31,572 --> 00:25:32,573
‫مـت صبرکن!

328
00:25:44,752 --> 00:25:45,920
‫مت صـبرکن!

329
00:26:01,269 --> 00:26:05,273
‫مدت زیادی می‌گذره!

330
00:26:11,112 --> 00:26:14,407
‫من کجـام؟

331
00:26:16,325 --> 00:26:20,329
‫با استناد به پیمان کهن،
‫این توافق حاصل گردید.

332
00:26:22,164 --> 00:26:26,752
‫خواسته‌ت چیـه؟

333
00:26:31,340 --> 00:26:32,341
‫مت!

334
00:26:33,759 --> 00:26:35,011
‫

335
00:26:39,682 --> 00:26:41,599
‫- مت؟
‫- صدایِ

336
00:26:41,600 --> 00:26:44,061
‫پاهای کوچولوت رو می‌شنوم!

337
00:26:46,439 --> 00:26:49,607
‫استخونای کوچیک خیلی راحت‌تر می‌شکنن!

338
00:26:55,656 --> 00:26:57,158
‫ترانگریال

339
00:27:05,082 --> 00:27:06,708
‫نه!

340
00:27:16,761 --> 00:27:19,722
‫می‌دونم که همین‌جاهایی؛ یالا

341
00:27:30,483 --> 00:27:32,359
‫زودباش، زودباش

342
00:27:39,909 --> 00:27:41,577
‫اه!

343
00:27:47,416 --> 00:27:49,710
‫گندش بزنن!

344
00:28:16,237 --> 00:28:17,446
‫زود باش!

345
00:28:26,247 --> 00:28:27,455
‫می‌تونم...تکون نخور

346
00:28:27,456 --> 00:28:29,959
‫- می‌تونم درمانت کنم.
‫- نه؛ اگه قدرت رو احضار کنه می‌فهمه!

347
00:28:30,459 --> 00:28:31,709
‫من حواسش رو پرت می‌کنم، تو فرار کن

348
00:28:31,710 --> 00:28:32,794
‫از این قصر برو بیرون!

349
00:28:32,795 --> 00:28:35,547
‫- نمی‌ذارم به‌خاطر من بگیری!
‫- مدت‌ها پیش

350
00:28:35,548 --> 00:28:36,715
‫یه قولی به مادرت دادم

351
00:28:37,466 --> 00:28:38,634
‫این‌که هیچوقت نذارم چیزی‌ت بشه

352
00:28:40,553 --> 00:28:41,761
‫تو کی هستی تام مرلین؟

353
00:28:41,762 --> 00:28:45,598
‫بعدش هم برگرد آندور

354
00:28:45,690 --> 00:28:48,410
‫این لرد گابریل که میگی...

355
00:28:49,180 --> 00:28:51,180
‫باور کن اصلاً وجود نداره

356
00:28:51,180 --> 00:28:52,430
‫چی؟

357
00:28:52,440 --> 00:28:54,520
‫من... من باهاش بزرگ شدم.
‫یادمـه.

358
00:28:54,520 --> 00:28:58,480
‫هرچی که یادتـه،
‫خودش توی سرت گذاشته

359
00:28:59,380 --> 00:29:02,280
‫فقط طردشدگان از این کارها بلدن

360
00:29:03,150 --> 00:29:06,280
‫هم مادرت و هم تاج و تختت توی خطرن

361
00:29:16,540 --> 00:29:17,540
‫فرار کن

362
00:29:20,550 --> 00:29:21,840
‫همین حالا

363
00:29:21,840 --> 00:29:22,920
‫برو

364
00:29:42,320 --> 00:29:43,320
‫آهای!

365
00:29:47,360 --> 00:29:49,330
‫این سلاح جزغاله می‌کنه

366
00:29:49,330 --> 00:29:51,660
‫با همچین سلاحی،
‫می‌تونم یکی از برگزیدگان باشم

367
00:29:52,160 --> 00:29:53,950
‫نه اگه قبلش بکشمت

368
00:29:53,950 --> 00:29:56,460
‫ببینیم این آتش‌افروز با
‫آدم‌ها چی‌کار می‌کنه، باشه؟

369
00:30:02,520 --> 00:30:04,300
‫نه، ایلین!

370
00:30:06,930 --> 00:30:07,930
‫ببینیم

371
00:30:29,070 --> 00:30:33,160
‫با خود آهن، آلات موسیقی یا
‫ابزاری که نور تولید می‌کنند داری؟

372
00:30:33,160 --> 00:30:34,300
‫این دیگه چه بوییـه؟

373
00:30:34,300 --> 00:30:35,790
‫- با خود داری؟
‫- نه!

374
00:30:36,290 --> 00:30:38,170
‫نه، این چیزا که میگی رو ندارم

375
00:30:41,590 --> 00:30:42,670
‫اینجا کجاست؟

376
00:30:43,710 --> 00:30:47,700
‫خواسته‌ت چیـه، متریم کوثن؟

377
00:30:48,340 --> 00:30:49,840
‫اسم من رو از کجا می‌دونی؟

378
00:30:49,840 --> 00:30:51,220
نام ببر

379
00:30:51,220 --> 00:30:53,010
‫تنها سه‌بار فرصت داری

380
00:30:53,510 --> 00:30:54,520
‫تو چه موجودی هستی؟

381
00:30:59,310 --> 00:31:01,150
‫من ایلفین هستم

382
00:31:01,150 --> 00:31:03,770
‫بگو خواسته‌ت چیـه؟

383
00:31:05,530 --> 00:31:10,700
‫ایلفین، نیاز من اینـه که
‫نیروهای جادویی این دنیای کوفتی

384
00:31:10,700 --> 00:31:13,390
‫اینقدر سرزنشم نکنن!

385
00:31:14,120 --> 00:31:16,580
‫- حالم از این قدرت واحد بهم می‌خوره...
‫- انجام شد

386
00:31:16,580 --> 00:31:20,600
‫خاطراتی هستند که در ذهنت
‫جولان می‌دهند اما خاطرات تو نیستند

387
00:31:20,600 --> 00:31:23,960
‫می‌توانیم آن‌ها را از ذهنت پاک کنیم

388
00:31:25,050 --> 00:31:26,340
‫می‌تونی حالم رو خوب کنی؟

389
00:31:26,340 --> 00:31:27,550
‫انجام شد

390
00:31:30,090 --> 00:31:34,180
آخرین نیازت را هم نام ببر

391
00:31:34,180 --> 00:31:35,470
‫نه، چی‌کار کردی؟

392
00:31:35,470 --> 00:31:37,980
‫الان چی‌کار کردی؟

393
00:31:42,560 --> 00:31:43,770
‫این بو برام آشناس

394
00:31:45,150 --> 00:31:48,400
‫بوی لونه‌ی روباهیـه که
‫کنار خونه‌ی فرزانه‌ی پیره...

395
00:31:48,400 --> 00:31:49,780
‫همیشه پر از...

396
00:31:50,990 --> 00:31:52,110
‫جنازه‌ست

397
00:31:55,910 --> 00:31:59,200
‫آخرین نیاز من اینـه که
‫گورم رو از اینجا گم کنم!

398
00:31:59,200 --> 00:32:00,793
‫همین حالا!

399
00:32:02,706 --> 00:32:04,525
‫انجام شد

400
00:32:05,540 --> 00:32:08,170
‫درخواست ترک اینجا، خردمندانه بود

401
00:32:08,170 --> 00:32:12,760
‫اما تعیین نکردن تاوان و
‫شرایطش اصلاً خردمندانه نبود

402
00:32:12,760 --> 00:32:15,600
‫- خودمان تاوانش را تعیین می‌کنیم
‫- تاوان؟

403
00:32:15,600 --> 00:32:17,220
هرآنچه که خواستی، به آن رسیدی

404
00:32:17,220 --> 00:32:19,680
تاوان داده می‌شود

405
00:32:19,680 --> 00:32:21,390
‫چه تاوانی؟

406
00:32:28,480 --> 00:32:29,570
‫مین!

407
00:32:32,400 --> 00:32:33,660
‫مین!

408
00:32:36,370 --> 00:32:37,410
‫مین!

409
00:32:48,710 --> 00:32:51,720
‫مت. مت، حالت خوبه؟

410
00:32:56,430 --> 00:32:57,680
‫مت

411
00:32:59,520 --> 00:33:00,520
‫بلند شو مت!

412
00:33:01,980 --> 00:33:03,730
‫نه، نه، نه.
‫مت، نفس بکش!

413
00:33:03,730 --> 00:33:06,060
‫بلند شو!

414
00:33:06,060 --> 00:33:08,650
‫بلند شو، مت!
‫تو رو خدا!

415
00:33:08,650 --> 00:33:10,570
‫تو رو خدا!

416
00:33:10,570 --> 00:33:12,610
‫بلند شو مت

417
00:33:12,610 --> 00:33:13,780
‫بلند شو.
‫بلند شو.

418
00:33:14,280 --> 00:33:16,120
‫بلند شو!

419
00:33:17,160 --> 00:33:20,240
‫تو رو خدا بلند شو!
‫بلند شو!

420
00:33:24,500 --> 00:33:26,710
‫بلند شو!

421
00:33:26,710 --> 00:33:29,840
‫همینـه. همینـه. همینـه.

422
00:33:29,840 --> 00:33:31,840
‫همینـه، همینـه، همینـه

423
00:33:35,680 --> 00:33:37,050
‫اگه می‌خواستی بوسم کنی

424
00:33:38,640 --> 00:33:41,270
‫- راه‌های آسون‌‌تری هم بود
‫- خفه‌شو

425
00:33:45,440 --> 00:33:46,440
‫اینجا کجاس؟

426
00:33:49,440 --> 00:33:51,020
‫چی داری میگی؟

427
00:33:51,020 --> 00:33:52,900
‫راستش...

428
00:33:56,200 --> 00:33:57,820
‫صدای داد و فریادها دیگه رفتن

429
00:33:59,410 --> 00:34:00,660
‫اما...

430
00:34:01,240 --> 00:34:04,426
‫یادم نمیاد چطوری...

431
00:34:04,450 --> 00:34:07,088
به اینجا رسیدیم

432
00:34:07,113 --> 00:34:09,170
‫یه چیزهایی هست که... یادم نمیاد

433
00:34:10,880 --> 00:34:12,750
‫مت. مت، چیشده؟

434
00:34:12,760 --> 00:34:14,550
‫- نمی‌دونم
‫- مت، چیشده؟

435
00:34:14,550 --> 00:34:16,090
‫- نمی‌دونم
‫- بجنب دیگه

436
00:34:22,010 --> 00:34:23,020
‫بجنبید. بجنبید.

437
00:34:33,360 --> 00:34:34,690
‫باید می‌رفتی

438
00:34:38,740 --> 00:34:40,490
‫بدش به من

439
00:34:45,370 --> 00:34:47,290
‫فهمیدم اینجا چی به سرت اومده

440
00:34:49,120 --> 00:34:52,940
‫- وقتی فقط یه دختربچه بودی
‫- نه، نمی‌خواد دلت واسه من بسوزه ناینیو

441
00:34:53,710 --> 00:34:55,863
‫از قدیم گفتن...

442
00:34:55,887 --> 00:34:58,485
سختی آدم رو قوی می‌کنه

443
00:34:58,510 --> 00:35:00,807
‫مگه سر خودت هم نیومده؟

444
00:35:01,390 --> 00:35:02,890
‫مگه مرگ پدرمادرت رو ندیدی؟

445
00:35:09,480 --> 00:35:11,800
‫جوئیا باییر از آژای سیاه بهم گفت که

446
00:35:11,824 --> 00:35:14,610
‫سایه‌ی تاریکی اونقدر روی کسی نمی‌افته که

447
00:35:14,610 --> 00:35:16,990
‫دیگه نتونه نور رو ببینه

448
00:35:17,690 --> 00:35:20,740
‫وای،‌ واقعاً می‌خواد برم گردون

449
00:35:20,740 --> 00:35:22,980
‫فکر کردی خواست خودم نبوده که
‫همچین آدمی باشم؟

450
00:35:22,980 --> 00:35:23,955
‫آره

451
00:35:23,980 --> 00:35:26,660
‫تنها حسرتی که از زندگی اینجام دارم،

452
00:35:27,750 --> 00:35:29,624
‫اینه که نذاشتم همون شب اول

453
00:35:29,648 --> 00:35:32,360
‫اون هیولای پیر پاتال،
بچه‌م رو غرق کنه

454
00:35:33,090 --> 00:35:36,090
‫- اون ضعیفم کرد
‫- اشتباه می‌کنی

455
00:35:41,010 --> 00:35:42,260
‫اما الانم رو ببین

456
00:35:42,807 --> 00:35:48,487
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

457
00:35:51,850 --> 00:35:54,060
‫الانم رو ببین، ناینیو

458
00:35:58,610 --> 00:36:01,820
‫گردنِ اژدهای دوباره متولدشده،
‫قلاده می‌اندازم

459
00:36:01,820 --> 00:36:05,370
‫اولین طرد‌شده‌ی عصر جدید میشم

460
00:36:08,500 --> 00:36:12,620
‫و قدرتمندترین احضارکننده‌ی
‫هزارسال اخیر رو می‌کشم

461
00:36:56,960 --> 00:36:58,050
‫مامانی؟

462
00:37:06,850 --> 00:37:09,673
‫مامانی؟

463
00:37:09,698 --> 00:37:12,520
من... می‌ترسم

464
00:37:30,040 --> 00:37:31,240
‫چه صدایی می‌شنوی؟

465
00:37:32,250 --> 00:37:33,540
‫من می‌ترسم

466
00:37:34,250 --> 00:37:37,290
‫می‌دونم اما باید بهم اعتماد کنی.
‫به مامانی اعتماد داری؟

467
00:37:38,380 --> 00:37:39,600
‫چشمات رو ببند

468
00:37:42,340 --> 00:37:43,340
‫من پیشتم

469
00:37:43,970 --> 00:37:45,590
‫همه‌چی درست میشه

470
00:39:42,500 --> 00:39:44,493
‫ملیندرا...

471
00:39:44,517 --> 00:39:46,517
 می‌دونستی که صدای اومدنت رو می‌شنوم

472
00:39:58,640 --> 00:39:59,640
‫چرا؟

473
00:40:01,440 --> 00:40:03,860
‫به‌خاطر مالکیر،
‫با ارباب تاریکی پیمان وفاداری بستم

474
00:40:03,860 --> 00:40:06,510
‫تا دُرنای طلایی دوباره به پرواز در بیاد

475
00:40:07,070 --> 00:40:09,110
‫اما اونا من رو به اینجا کشوندن

476
00:40:09,110 --> 00:40:12,100
‫و اگه به وعده‌م عمل کنم،
‫مالکیر برای همیشه نابود میشه

477
00:40:14,780 --> 00:40:15,950
‫مالکیر خودِ تویی

478
00:40:18,410 --> 00:40:21,980
‫دُرنای طلایی خود تویی،
‫آل‌لن ماندراگورن

479
00:40:25,670 --> 00:40:28,710
‫لنفیر اومده و هدفش کشتن رنده

480
00:40:28,710 --> 00:40:32,510
‫اگه پیمان وفاداریت با ارباب تاریکی رو
‫بشکونی، روحت همینجا باهات می‌میره

481
00:40:33,680 --> 00:40:36,140
‫- دیگه هیچوقت متولد نمیشی
‫- اون فکر می‌کنه که تو مُردی

482
00:40:36,140 --> 00:40:39,320
‫- با همین قضیه بهش ضربه بزن
‫- نباید این کار رو بکنی

483
00:40:40,480 --> 00:40:41,600
‫ملیندرا

484
00:40:48,780 --> 00:40:52,360
‫مرگ به سبکیِ‌ پرِ پرندگانـه

485
00:40:53,530 --> 00:40:56,530
‫و تکلیف، به سنگینی کوه

486
00:40:59,740 --> 00:41:01,450
‫نه

487
00:41:32,150 --> 00:41:33,400
‫درست می‌گفتی...

488
00:41:35,070 --> 00:41:36,360
‫که باید بیایم اینجا

489
00:41:36,360 --> 00:41:37,820
‫اینجا ملت جنگجوهاست

490
00:41:37,820 --> 00:41:40,600
‫این همون ارتشیـه که
‫می‌تونه صخره‌ی تیـِر رو فتح کنه

491
00:41:41,080 --> 00:41:44,160
‫حتی طردشدگان هم
جلوی صدهزار نیزه تسلیم میشن

492
00:41:45,170 --> 00:41:46,530
‫این ارتش هنوز مال من نیست

493
00:41:47,420 --> 00:41:48,420
‫اما به‌زودی میشه

494
00:41:49,540 --> 00:41:52,880
‫ببخشید که زودتر متوجه نشدم
‫کار درست همینـه

495
00:41:57,640 --> 00:41:59,420
‫تو اون کار رو کردی، درستـه؟

496
00:42:00,260 --> 00:42:02,180
‫با لنفیر؟

497
00:42:02,180 --> 00:42:03,930
‫حمله‌ی طردشدگان توی تار والون

498
00:42:03,930 --> 00:42:07,150
‫آینه‌ها، تبر، کارت‌ها، همه‌چیز

499
00:42:07,150 --> 00:42:08,400
‫آره

500
00:42:08,400 --> 00:42:11,230
‫که از بقیه جدام کنی تا
‫بتونی کنترلم کنی

501
00:42:12,780 --> 00:42:14,990
‫- آره
‫- خبر هم داشتی، مگه نه؟

502
00:42:14,990 --> 00:42:16,610
‫از کاری که لنفیر با اگوین

503
00:42:16,610 --> 00:42:18,530
‫- توی رویاهاش می‌کرد
‫- شک کرده بودم

504
00:42:18,530 --> 00:42:19,530
‫همم

505
00:42:20,160 --> 00:42:21,960
‫امیدوار بودم باعث جدایی‌تون شه

506
00:42:21,960 --> 00:42:23,950
‫جدایی من و اگوین؟
‫یا من و لنفیر؟

507
00:42:23,950 --> 00:42:25,910
‫- هردو
‫- موفق هم شدی

508
00:42:25,910 --> 00:42:27,000
‫می‌دونم

509
00:42:31,460 --> 00:42:34,090
‫نکته‌ی خنده‌دارش اینه که...

510
00:42:34,090 --> 00:42:36,420
‫ما خیلی وقته از دو رود اومدیم

511
00:42:37,380 --> 00:42:40,535
‫تموم این مدت،
تنها کسی که همیشه پیشم بوده

512
00:42:40,560 --> 00:42:43,346
و هیچوقت تنهام نذاشته، تو بودی

513
00:42:44,470 --> 00:42:46,963
‫واسه این هم نبوده که ازم استفاده کنی،

514
00:42:46,987 --> 00:42:49,480
‫واسه این بوده که موفقیتم رو ببینی

515
00:42:49,480 --> 00:42:52,400
‫فقط این واست مهمـه که
‫توی آخرین نبرد، برنده شم

516
00:42:52,400 --> 00:42:53,650
‫نه، اشتباه متوجه شدی رن

517
00:42:53,650 --> 00:42:56,360
‫من از همون اول مثل یه چاقو روی گلوت بودم

518
00:42:56,360 --> 00:42:58,557
‫اگه تاریکی رو انتخاب می‌کردی یا

519
00:42:58,557 --> 00:43:01,120
‫عقلت رو از دست‌ می‌دادی،
بی‌درنگ می‌کشتمت

520
00:43:01,120 --> 00:43:03,640
‫می‌خوام فقط درصورتی
‫پا به آخرین نبرد بذاری که

521
00:43:03,640 --> 00:43:06,190
‫مطمئن باشم، باعث پیروزیِ نور میشی

522
00:43:09,000 --> 00:43:10,000
‫دقیقاً

523
00:43:11,540 --> 00:43:14,460
‫جفت‌مون دنبال یه چیزی هستیم

524
00:43:14,460 --> 00:43:16,940
‫تنها کسی هستی که این رو می‌خوای

525
00:43:21,260 --> 00:43:22,260
‫ممنونم

526
00:43:24,680 --> 00:43:26,600
‫به‌خاطر توئـه که الان اینجام

527
00:43:27,890 --> 00:43:29,020
‫تازه متوجهش شدم

528
00:43:35,070 --> 00:43:36,360
‫تا ابد اینجا نمی‌مونم

529
00:43:37,030 --> 00:43:38,780
‫می‌دونم،‌ من هم نمی‌مونم اما

530
00:43:38,780 --> 00:43:40,950
‫می‌خوام تا اون موقع کنارم باشی

531
00:43:43,160 --> 00:43:44,410
‫نه

532
00:43:44,410 --> 00:43:47,341
‫ امروز آییلی‌ها رو تحت سلطه‌ی
‫خودت در میاری

533
00:43:47,366 --> 00:43:47,968
‫تنهایی

534
00:43:47,993 --> 00:43:50,446
‫هیچ آی‌سدایی هوات رو نداره

535
00:43:52,380 --> 00:43:53,380
‫تو چی‌کار می‌‌کنی؟

536
00:43:53,880 --> 00:43:55,880
نمی‌ذارم لنفیر بهت آسیب بزنه

537
00:43:58,470 --> 00:44:00,640
‫یا تو این راه، جونم رو فدا می‌کنم

538
00:44:01,680 --> 00:44:03,340
‫فقط همین؟

539
00:44:08,220 --> 00:44:11,600
‫موفق باشی، رند آل‌ثور

540
00:44:14,770 --> 00:44:15,770
‫تو هم همینطور

541
00:44:29,700 --> 00:44:31,040
‫گالینا سدای!

542
00:44:38,420 --> 00:44:40,340
‫دستور اومده که برگردی به برج

543
00:44:40,920 --> 00:44:43,510
‫- از طرف کی؟
‫- از طرف شخص آمیرلین سیت

544
00:44:44,090 --> 00:44:46,430
‫سوان نمی‌تونه جلوی
انجام وظیفه‌‌مون رو بگیره

545
00:44:46,430 --> 00:44:49,310
‫دقیقاً چه وظیفه‌ای، خواهر؟

546
00:44:50,020 --> 00:44:52,520
‫این که شما رو بیرون برج نگه داریم

547
00:44:55,690 --> 00:44:58,430
‫الایدا داخلـه اما من اجازه‌ی
‫ورود به تالار رو ندارم

548
00:45:02,860 --> 00:45:03,860
‫اینجا تالار منـه

549
00:45:04,450 --> 00:45:06,030
‫درها رو باز کنید

550
00:45:06,030 --> 00:45:07,030
‫همین حالا!

551
00:45:12,540 --> 00:45:14,760
‫میشه بدونم اینجا چه خبره؟

552
00:45:14,760 --> 00:45:16,560
‫سوان سانچه

553
00:45:16,560 --> 00:45:19,438
‫در ساعت گذشته، در
این تالار با حضور تعداد کافی از

554
00:45:19,462 --> 00:45:22,895
‫اعضای شورا، مطابق با قوانین برج،
‫

555
00:45:22,920 --> 00:45:25,823
‫جلسه‌ای تشکیل داده شد و
با رأیی متحدالقول و

556
00:45:25,847 --> 00:45:29,535
‫رعایت الزامات قانونی،
تو رو از مقامت خلع کردیم

557
00:45:29,560 --> 00:45:30,640
‫نمی‌تونی

558
00:45:30,640 --> 00:45:32,310
‫می‌تونم و این کار هم کردم

559
00:45:32,310 --> 00:45:36,850
‫در ضمن، تو متهم به
‫پیروی از ارباب تاریکی هستی

560
00:45:36,860 --> 00:45:39,060
‫با همدستی تاریکی،

561
00:45:39,070 --> 00:45:42,230
‫وجود اژدها رو از برج مخفی کردی و

562
00:45:42,240 --> 00:45:46,000
‫مانع از تسلط ما به او شدی

563
00:45:46,820 --> 00:45:49,405
‫به‌علت جرایم نامبرده،

564
00:45:49,429 --> 00:45:51,660
‫قدرتت ازت سلب میشه

565
00:45:54,660 --> 00:45:57,580
‫مگه این که از روی جنازم رد شی

566
00:47:25,210 --> 00:47:27,470
‫نه!

567
00:47:28,720 --> 00:47:29,720
‫ببریدش

568
00:47:30,220 --> 00:47:31,300
‫چندتا سوال ازش دارم

569
00:47:37,350 --> 00:47:39,980
‫نه!

570
00:47:51,860 --> 00:47:53,120
‫موگدین؟

571
00:47:53,120 --> 00:47:57,020
‫از کجا فهمیدی...

572
00:47:57,020 --> 00:47:59,210
‫بانو؟

573
00:47:59,870 --> 00:48:03,080
‫اگه بخوام جزوی از برگزیدگان باشم،
‫باید رقیبم رو بشناسم

574
00:48:09,260 --> 00:48:11,970
‫چی باعث شده فکر کنی که
‫می‌تونی یکی از ماها باشی؟

575
00:48:12,970 --> 00:48:14,350
‫تو یکی از ضعیف‌ترین‌هاشونی

576
00:48:15,600 --> 00:48:19,920
‫پس یا می‌تونی تنهایی،
‫دست راستِ ارباب تاریکی باشی

577
00:48:20,520 --> 00:48:25,368
‫یا... برگزیده‌ی دیگه‌ای که

578
00:48:25,393 --> 00:48:27,406
‫ازت ضعیف‌تره رو پیدا کنی

579
00:48:28,650 --> 00:48:29,690
‫مثل من

580
00:48:32,410 --> 00:48:35,886
‫چندوقته دارم به این فکر می‌کنم که

581
00:48:35,910 --> 00:48:38,823
‫اگه تو رو بکشم چی میشه؟

582
00:48:50,510 --> 00:48:54,160
‫برای سلطه به یه مرد با
سلاحِ «آدام»، به دوتا زن نیازه

583
00:48:54,640 --> 00:48:57,180
‫پس بیا با همکاری هم
‫قلاده رو گردن اژدها بندازیم

584
00:48:57,180 --> 00:48:59,100
‫بذار خودم رو بهت ثابت کنم

585
00:49:04,020 --> 00:49:07,090
‫من خیلی تو کارهای گروهی خوب نیستم

586
00:49:07,610 --> 00:49:08,610
‫من هم همینطور

587
00:49:35,180 --> 00:49:38,260
‫گفتم که اول سراغ ضعیف‌ترین میاد

588
00:49:39,100 --> 00:49:40,520
‫خب...

589
00:49:41,140 --> 00:49:44,090
‫باز خوبـه اونقدری ازش مونده که
‫بشه شناساییش کرد

590
00:49:44,600 --> 00:49:45,850
‫بعدی خودتی

591
00:49:47,020 --> 00:49:52,060
‫فکر نمی‌کردی اتحاد مخصوصت،
‫از دست موگدین نجاتت بده

592
00:49:52,060 --> 00:49:55,120
‫تو تیم همه بازی کردی، راوین

593
00:49:57,950 --> 00:50:01,140
‫بالاخره وقتش رسیده که
تیم برنده رو انتخاب کنی

594
00:50:07,130 --> 00:50:10,360
‫با کلندور می‌تونی جلوی
‫همه‌‌ی برگزیدگان رو بگیری

595
00:50:11,130 --> 00:50:12,380
‫اوه

596
00:50:15,130 --> 00:50:17,640
‫اژدها کوچولوت دوباره دست رد به سینت زده؟

597
00:50:19,050 --> 00:50:21,850
‫یه کمکم رو رد کردی و
ببین به کجا رسیدی

598
00:50:23,310 --> 00:50:26,390
‫این آخرین باریـه که پیشنهاد میدم

599
00:50:27,440 --> 00:50:31,400
‫از این موش و گربه‌بازی‌هامون
خسته شدم، لنفیر

600
00:50:32,400 --> 00:50:35,490
‫مجبوریم متحد باشیم،
‫پس باهام روراست باش

601
00:50:36,530 --> 00:50:40,950
‫واقعاً آماده‌ای که
اژدهای دوباره متولد‌شده رو بکشی؟

602
00:50:42,580 --> 00:50:43,580
‫آماده‌م

603
00:50:54,210 --> 00:50:56,510
‫رؤسای آییلی‌ها،

604
00:50:56,510 --> 00:51:01,160
‫رویاپیماها بهتون خبر ندادن که کاراکارن
‫از روئیدین سربلند بیرون اومده؟

605
00:51:01,160 --> 00:51:04,415
‫که اینجا توی الکایر دال، ‫در برابرتون

606
00:51:04,439 --> 00:51:07,340
می‌ایسته و هویتش رو اعلام می‌کنه

607
00:51:08,560 --> 00:51:11,150
‫من همانم که «با سپیده‌دم می‌آید»!

608
00:51:11,770 --> 00:51:14,300
‫من کارکارن هستم!

609
00:51:42,510 --> 00:51:46,970
‫بنابر پیشگویی‌،
من دوران جدید را به ارمغان میارم

610
00:51:46,970 --> 00:51:49,132
‫دوباره از «دیوار اژدها» رد می‌شویم و

611
00:51:49,156 --> 00:51:51,800
‫چیزی که از آنِ خودمان بوده را پس می‌گیریم!

612
00:52:01,820 --> 00:52:03,200
‫غربی

613
00:52:04,530 --> 00:52:07,635
‫به‌خاطر پا گذاشتن روی
‫زمین مقدس‌مون، می‌کشمت

614
00:52:07,660 --> 00:52:11,500
‫غربی، همم، آره

615
00:52:13,500 --> 00:52:15,550
‫پیشگویی روئیدین چی میگه؟

616
00:52:16,800 --> 00:52:18,740
‫«از تبارِ آییل»

617
00:52:19,470 --> 00:52:24,038
‫پدر من جاندوئین،

618
00:52:24,063 --> 00:52:25,930
‫از دیار کوهِ آهنین،

619
00:52:25,930 --> 00:52:29,000
‫رئیسِ قبیله‌ی تارداد بود

620
00:52:30,350 --> 00:52:33,810
‫اما کسانی بزرگم کردن که از تبارشون نبودم

621
00:52:33,810 --> 00:52:37,550
‫بانوان فرزانه‌تون، شما رو کجا
‫فرستادن تا دنبال کاراکارن بگردید؟

622
00:52:38,360 --> 00:52:42,410
‫به سرزمین‌های غربی،
‫یعنی جایی که من بزرگ شدم

623
00:52:42,410 --> 00:52:44,990
‫فرستادن‌تون تا من رو پیدا کنید!

624
00:52:57,670 --> 00:52:59,710
‫من کاراکارن شما هستم

625
00:53:03,050 --> 00:53:05,050
‫من کاراکارن شما هستم

626
00:53:05,050 --> 00:53:06,850
‫- امکان نداره!
‫- دروغگو!

627
00:53:31,450 --> 00:53:33,960
‫تشریف آوردند.
‫تشریف آوردند.

628
00:53:35,120 --> 00:53:36,380
‫ناظر مهر و موم‌ها

629
00:53:37,170 --> 00:53:38,540
‫شعله‌ی تار والون

630
00:53:40,300 --> 00:53:41,510
‫آمیرلین سیت

631
00:54:08,780 --> 00:54:10,160
‫سوان سانچه

632
00:54:10,950 --> 00:54:14,133
‫به این تالار احضار شدی تا پاسخگوی

633
00:54:14,157 --> 00:54:17,920
‫جرایمی که علیه برج ما
مرتکب شدی، باشی

634
00:54:17,920 --> 00:54:21,058
‫تو ۲۰ سال، مخفیانه با

635
00:54:21,082 --> 00:54:24,775
‫مورین سدای همکاری کردی

636
00:54:24,800 --> 00:54:28,510
‫الان هم باید
پیش اژدهای دوباره‌ متولد‌شده باشه

637
00:54:28,510 --> 00:54:31,180
‫و تو از جاشون مطلعی

638
00:54:31,180 --> 00:54:33,640
‫پس از این همه سال دروغ‌گویی،

639
00:54:33,640 --> 00:54:36,473
‫قصد نداری برای یک بار هم که شده،

640
00:54:36,498 --> 00:54:38,900
‫حقیقت رو بگی؟

641
00:54:41,320 --> 00:54:42,480
‫حقیقت

642
00:54:43,020 --> 00:54:46,220
‫تنها خواسته‌مون همینـه

643
00:54:46,700 --> 00:54:49,120
‫حقیقت اینـه که...

644
00:54:51,410 --> 00:54:53,660
‫من عاشق مورینم

645
00:54:55,960 --> 00:55:00,466
‫همیشه عاشقش بودم و
‫همیشه هم عاشقش می‌مونم

646
00:55:07,930 --> 00:55:10,340
‫حاضرم برای محافظت از اون،
‫جونم رو هم بدم

647
00:55:14,310 --> 00:55:18,390
‫آی‌سدای افسارش رو بسته بهش و
‫آوردتش اینجا

648
00:55:18,390 --> 00:55:20,300
‫اون این علامت‌ها رو براش کشیده

649
00:55:20,300 --> 00:55:22,690
‫این‌هایی که روی دستشن، ساختگی‌ان

650
00:55:22,690 --> 00:55:24,070
‫من هم رفتم روئیدین

651
00:55:24,820 --> 00:55:26,530
‫اونجا چی دیدی، کولادین؟

652
00:55:27,110 --> 00:55:28,950
‫- نه
‫- فقط می‌دونم که نباید

653
00:55:28,950 --> 00:55:31,450
‫درمورد روئیدین حرف زد

654
00:55:31,450 --> 00:55:33,410
‫من چیز مقدسی دیدم

655
00:55:35,160 --> 00:55:37,120
‫من مقدسم!

656
00:55:38,290 --> 00:55:42,756
‫بیست سال پیش،
‫گیتارا سدای پیش‌گویی‌ای کرده بود

657
00:55:43,670 --> 00:55:45,250
‫من و مورین هم اونجا بودیم

658
00:55:46,710 --> 00:55:50,180
‫تولد دوباره‌ی اژدها رو دیده بود

659
00:55:52,640 --> 00:55:55,600
‫من از حرف زدن درمورد چیزی نمی‌ترسم کولادین

660
00:55:55,930 --> 00:55:56,930
‫تو چطور؟

661
00:55:59,730 --> 00:56:02,860
‫وقتش رسیده که حقیقت رو
‫درمورد آییلی‌ها بدونید

662
00:56:03,650 --> 00:56:07,690
‫من تاریخچه‌ی آییلی‌ها رو
‫با چشمای باستانیم دیدم!

663
00:56:15,450 --> 00:56:17,290
‫عصر افسانه‌ها رو دیدم

664
00:56:17,950 --> 00:56:22,360
‫زمانی که به آییلی‌ها داشاین گفته می‌شد!

665
00:56:23,540 --> 00:56:26,000
‫زمانی که از مسلک برگ پیروی کردید!

666
00:56:26,000 --> 00:56:28,130
‫اون زنده‌ست!

667
00:56:29,380 --> 00:56:30,380
‫شما خبر داشتید

668
00:56:30,380 --> 00:56:32,260
‫رند، خواهش می‌کنم!

669
00:56:32,260 --> 00:56:35,010
‫مردم ما آمادگی مواجهه با این حقیقت رو ندارن

670
00:56:35,010 --> 00:56:36,970
‫اینطوری نابودشون می‌کنی

671
00:56:36,970 --> 00:56:39,560
‫هدف به دنیا اومدنم همینـه

672
00:56:39,560 --> 00:56:41,230
‫خائن!

673
00:56:41,230 --> 00:56:43,650
‫همه باید با چیزی که هستید روبرو شید!

674
00:56:46,190 --> 00:56:47,900
‫- نه! دروغ میگی!
‫- نه!

675
00:56:47,900 --> 00:56:50,240
‫سوگند‌شکنان!

676
00:57:04,040 --> 00:57:06,920
‫به حرف این غربی گوش نکنید!

677
00:57:06,920 --> 00:57:08,920
‫ما همیشه جنگجو بودیم

678
00:57:08,920 --> 00:57:10,920
‫من رهبر رهبرانم

679
00:57:10,920 --> 00:57:14,260
‫با من بیاید تا از دیوار اژدها عبور کنیم!

680
00:57:22,140 --> 00:57:25,810
‫اگه روتون رو از من برگردونید، می‌میرید!

681
00:57:53,090 --> 00:57:54,760
‫جهان درحال تغییره

682
00:57:56,590 --> 00:58:00,600
‫نمی‌تونیم پشت این دیوارها بایستیم و
‫وانمود کنیم که هنوز تسلط داریم

683
00:58:01,810 --> 00:58:05,770
‫تنها چیزی که روش تسلط داریم،
‫کاریـه که می‌کنیم

684
00:58:10,570 --> 00:58:12,570
‫حالا شما چی‌کار می‌کنید؟

685
00:58:25,750 --> 00:58:29,750
‫پشت این زن می‌ایستید؟
‫کسی که هیچ آرمانی نداره؟

686
00:58:30,250 --> 00:58:33,210
‫کسی که تنها عشقش قدرتـه؟

687
00:58:56,360 --> 00:58:59,820
‫خون آنان که خود را آییلی ‫می‌نامند،

688
00:58:59,820 --> 00:59:01,560
‫همچون آب بر شن خواهم ریخت و

689
00:59:01,584 --> 00:59:04,200
‫آنان را چون شاخه‌های خشک
در هم خواهم شکست

690
00:59:04,200 --> 00:59:06,420
‫و با این‌حال، کاراکارن بازمانده‌ای از

691
00:59:06,444 --> 00:59:08,370
‫باز‌ماندگان را نجات خواهد داد،

692
00:59:08,370 --> 00:59:11,080
‫آنان به زندگی ادامه خواهند داد

693
00:59:13,670 --> 00:59:15,050
‫من کاراکارن شما هستم

694
01:00:22,570 --> 01:00:23,780
‫برج یا...

695
01:00:24,410 --> 01:00:26,990
‫...سیت نیست که هویت ما رو شکل میده

696
01:00:26,990 --> 01:00:28,290
‫ما اون رو شکل میدیم

697
01:00:28,290 --> 01:00:29,370
‫خود ما

698
01:00:37,420 --> 01:00:39,340
‫ما خود قدرتیم

699
01:00:40,470 --> 01:00:43,550
‫نور از درون خود ماست که می‌درخشه!

700
01:00:43,550 --> 01:00:44,640
‫حقیقت اینـه!

701
01:01:01,320 --> 01:01:04,030
‫من آی‌سدای هستم

702
01:01:05,990 --> 01:01:09,833
‫سوگندی رو یاد کردم که خواهرانم

703
01:01:09,857 --> 01:01:12,463
‫۳۰۰۰ ساله بهش وفادارن

704
01:01:12,488 --> 01:01:15,309
‫پس خوب به حرفام گوش کنید و

705
01:01:15,333 --> 01:01:17,630
‫بدونید که حقیقت اینـه

706
01:01:20,010 --> 01:01:23,001
‫اگه اینجا بمونید، همراه با برجی که

707
01:01:23,025 --> 01:01:25,840
‫ادعا می‌کنید عاشقشید، می‌سوزید

708
01:01:27,100 --> 01:01:30,060
‫اما من هرگز نمی‌سوزم چون

709
01:01:31,560 --> 01:01:35,190
‫من سوان سانچه‌ام

710
01:01:36,730 --> 01:01:38,570
‫دخترِ رودخانه

711
01:01:39,270 --> 01:01:41,570
‫خود آبِ حقیقی

712
01:01:42,900 --> 01:01:45,700
‫و من جلوی تو می‌ایستم!

713
01:01:47,870 --> 01:01:50,490
‫جلوت می‌ایستم، الایدا!

714
01:01:54,420 --> 01:01:56,540
‫رای‌گیری قبلاً انجام شده

715
01:01:57,210 --> 01:02:00,340
‫سوان سانچه، تو...

716
01:02:01,760 --> 01:02:03,660
‫محکوم به مرگی

717
01:02:18,190 --> 01:02:21,940
‫سوان!

718
01:02:26,910 --> 01:02:29,620
‫نگاش کن، داری می‌میری

719
01:02:29,620 --> 01:02:33,200
اما داری به زنی فکر می‌کنی که
‫بهت خیانت کرده

720
01:02:33,200 --> 01:02:35,610
بعد به من میگن دیوونه

721
01:03:57,700 --> 01:04:00,540
‫اون... اون مُرده. اون مُرده.

722
01:04:11,050 --> 01:04:14,970
‫رند آل‌ثور...

723
01:04:14,994 --> 01:04:16,994
‫ کاراکارن حقیقیـه!

724
01:04:37,660 --> 01:04:40,910
‫سرزمین همراه با اژدهای دوباره متولد‌شده‌ست و

725
01:04:42,330 --> 01:04:44,710
‫او همراه با سرزمین است

726
01:04:47,420 --> 01:04:51,260
‫با روحی همچون آتش و
‫دلی همچون سنگ

727
01:04:52,590 --> 01:04:57,850
سرفرازانه فتح می‌کند
سرفرازان را به زانو در می‌آورد

728
01:04:59,730 --> 01:05:02,060
‫کوهستان‌ها را به پیروی از خود وامی‌دارد،

729
01:05:04,020 --> 01:05:09,360
‫دریاها را به تسلیم شدن و
‫آسمان‌ها را به تعظیم کردن

730
01:05:10,360 --> 01:05:13,610
‫دعا کنید تا قلب سنگی‌اش،
‫اشک‌ها را از یاد نبرد و

731
01:05:13,610 --> 01:05:17,330
‫روح آتشینش، عشق را

732
01:05:19,120 --> 01:05:20,200
‫رند!

733
01:05:20,700 --> 01:05:22,820
‫لطفاً بس کن!

734
01:05:22,844 --> 01:05:32,844
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

735
01:05:32,868 --> 01:05:42,868
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

