﻿1
00:00:20,353 --> 00:00:28,353
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:28,377 --> 00:00:36,377
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:36,378 --> 00:00:44,378
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:05,571 --> 00:01:07,571
[اقتباس از کتاب فساد در توکیو: خبرنگار
آمریکایی در پلیس گشت ژاپن، نوشتۀ جیک ادلستین]

5
00:01:10,681 --> 00:01:14,348
‫« فساد در توکیو »
‫" فصل دوم - قسمت هفتم "

6
00:01:26,230 --> 00:01:27,940
‫قابل توجه مسافرین پرواز چند مقصده‌ی شماره 542

7
00:01:28,020 --> 00:01:30,520
‫از مبدا اسپانیا، شهر ایبیزا به
‫مقصد شیکاگو،

8
00:01:30,610 --> 00:01:32,730
‫گیتِ خروجی این پرواز
تغییر کرده

9
00:01:32,820 --> 00:01:35,530
‫گیتِ جدید این پرواز، گیتِ سی‌3 می‌باشد.

10
00:01:40,530 --> 00:01:42,620
‫آخرین باری که دیدمت خیلی کوچیک‌تر بودی‌ها!

11
00:01:42,700 --> 00:01:44,410
‫جناب‌عالی تاخیر داشتی و من دقیقاً

12
00:01:44,500 --> 00:01:46,370
‫دو ساعته که با این تابلو
‫احمقانه این‌جا وایستادم

13
00:01:46,460 --> 00:01:48,080
‫پس لطفاً دهنت رو ببند.

14
00:01:49,790 --> 00:01:51,090
‫منم دلم برات تنگ شده بود!

15
00:01:58,840 --> 00:02:00,590
‫اصلاً نمی‌دونستم داداش داری.

16
00:02:00,680 --> 00:02:02,180
‫اسمش چیـه؟

17
00:02:02,260 --> 00:02:04,560
‫کایـتو.

18
00:02:04,640 --> 00:02:06,560
‫بیا.

19
00:02:06,640 --> 00:02:10,230
‫از من کوچیک‌ترـه؛
‫مدرسه می‌ره.

20
00:02:12,230 --> 00:02:14,480
‫پس قاعدتاً ازت باهوش‌ترـه.

21
00:02:14,570 --> 00:02:16,650
‫مادرمون هم این‌طوری فکر می‌کنه.

22
00:02:18,990 --> 00:02:20,200
‫چطور پسریـه؟

23
00:02:22,580 --> 00:02:26,290
‫همیشه می‌گه الگوش منم؛
‫هرجا می‌رفتم دنبالم می‌اومد.

24
00:02:26,370 --> 00:02:28,160
‫خیلی عصبانی می‌شدم.

25
00:02:28,250 --> 00:02:30,920
‫بهش می‌گفتم بره رد کارش.

26
00:02:31,000 --> 00:02:35,590
‫می‌خواست یکی مثل من بشه؛
‫عضو چیکاراها.

27
00:02:35,670 --> 00:02:38,010
‫ولی به مادرمون قول دادم

28
00:02:38,090 --> 00:02:40,590
‫هیچوقت چنین اجازه‌ای نمی‌دم.

29
00:02:40,680 --> 00:02:43,510
‫اما هایما با زرنگی‌هاش
‫گولش زد.

30
00:02:44,890 --> 00:02:46,600
‫برو بیارش بیرون.

31
00:02:47,350 --> 00:02:48,350
‫سعی کردم.

32
00:02:48,430 --> 00:02:50,190
‫- گوش نمی‌ده.
‫- پس دوباره تلاش کن.

33
00:02:50,270 --> 00:02:51,940
‫و اگه گفت «نه» قبول نکن.

34
00:02:53,047 --> 00:02:55,883
‫«هفت بار بخوری زمین، دفعه هشتم بلند می‌شی»

35
00:02:56,260 --> 00:02:58,427
‫مثل مامان‌بزرگ‌های ژاپنی حرف می‌زنی!

36
00:03:00,490 --> 00:03:03,240
‫برنامه خودت چیه؟

37
00:03:03,320 --> 00:03:06,410
‫طبقِ نصیحت خودم عمل میکنم.

38
00:03:06,490 --> 00:03:09,500
‫پول جور می‌کنم و
‫همه‌چی رو از اول راه می‌اندازم.

39
00:03:09,580 --> 00:03:10,830
‫تا اون موقع باید حواسم
‫به دخترها باشه.

40
00:03:10,920 --> 00:03:12,250
‫حواسم به اریکا و دایچی باشه.

41
00:03:17,090 --> 00:03:19,420
‫باهاش حرف می‌زنم.

42
00:03:23,970 --> 00:03:25,810
‫من باید برم.

43
00:03:25,890 --> 00:03:29,230
مراسم چند ساعت دیگه شروع می‌شه.

44
00:03:30,350 --> 00:03:32,310
‫برمی‌گردی؟

45
00:03:33,850 --> 00:03:36,690
‫دلت می‌خواد برگردم؟

46
00:03:37,780 --> 00:03:39,490
‫آره.

47
00:03:42,490 --> 00:03:43,950
‫خوبه.

48
00:04:06,970 --> 00:04:08,180
‫عوض شدی.

49
00:04:09,560 --> 00:04:11,430
‫- چرت نگو.
‫- استایل‌ت بهتر شده.

50
00:04:11,520 --> 00:04:13,560
‫قبلاً مثل بچه خرخون‌ها
‫لباس می‌پوشیدی.

51
00:04:16,860 --> 00:04:20,690
‫خب، روزها اون‌جا چیکار می‌کنی؟

52
00:04:20,780 --> 00:04:22,190
‫خیلی دوست دارم بدونم.

53
00:04:22,280 --> 00:04:24,660
‫می‌رم دنبالِ داستان واسه مقاله‌هام.

54
00:04:24,740 --> 00:04:26,530
‫هی این‌ور بـدو، اون ور بـدو.

55
00:04:26,620 --> 00:04:29,120
‫پس برنامه‌ کاری‌ت دست خودته.

56
00:04:29,200 --> 00:04:31,120
‫آره. کاملاً.

57
00:04:31,200 --> 00:04:33,540
‫و با این حال یه وقت خالی
‫پیدا نمی‌کنی زنگ بزنی به خانواده‌ت

58
00:04:39,300 --> 00:04:42,800
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫سَوای زندگی کسشعر من

59
00:04:42,880 --> 00:04:43,880
‫حالت خوبه؟

60
00:04:46,140 --> 00:04:48,010
‫می‌گذره.

61
00:04:50,060 --> 00:04:52,020
‫ولی بیشتر بد می‌گذره.

62
00:04:53,020 --> 00:04:56,270
‫بابا بلاخره متقاعد شد نظرش درمورد
‫این‌که «افسردگی وجود نداره»، غلطه.

63
00:04:56,350 --> 00:04:57,610
‫بابا هیچوقت اینطوری فکر نمی‌کرد

64
00:04:57,690 --> 00:04:58,860
‫تو که نمی‌دونی!

65
00:05:00,690 --> 00:05:03,900
‫قبل از این‌که اوضاع
‫خیلی بدتر بشه رفتی.

66
00:05:03,990 --> 00:05:07,160
‫به‌هرحال؛ یکم فعال شدم.

67
00:05:08,870 --> 00:05:11,410
‫مامان و بابا وقتی سـرم‌گرمه
‫کمتر نگرانم هستن.

68
00:05:12,830 --> 00:05:16,080
‫فقط باید یه‌کاری برام انجام بدی
‫بی‌زحمت.

69
00:05:16,170 --> 00:05:18,790
‫مربوط به مدرسه‌ست.

70
00:05:18,880 --> 00:05:20,750
‫باید یه‌سر بیای
‫باشگاه روزنامه‌نگاری‌مون؛

71
00:05:20,840 --> 00:05:23,590
‫بعد من چندتا سوال ازت می‌پرسم؛ مثلاً

72
00:05:23,670 --> 00:05:26,880
‫توی ژاپن دوست دختر داری؟

73
00:05:31,180 --> 00:05:33,350
‫آره. می‌دونستم.

74
00:05:33,430 --> 00:05:35,600
‫می‌دونستم ازدواج کردی و
‫به‌مون نگفتی!

75
00:05:43,360 --> 00:05:45,490
‫حدست کاملاً اشتباه بود.

76
00:05:56,689 --> 00:05:58,357
‫خوش اومدین.

77
00:06:50,910 --> 00:06:56,165
‫ایشیدا آدم محتاطی بود؛
‫همه‌چیز رو آروم نگه داشته بود.

78
00:06:58,502 --> 00:07:00,254
‫اما این یکی...

79
00:07:01,797 --> 00:07:05,717
‫این اوضاع موقتیه؛ تا وقتی که
‫تاناکا یه ایوبان جدید انتخاب کنه.

80
00:07:08,845 --> 00:07:10,806
‫امیدوارم فقط چیزی‌ش نشه.

81
00:07:11,555 --> 00:07:14,934
‫اون هم الان که توزاوا برگشته!

82
00:07:16,478 --> 00:07:19,356
‫افراد توزاوا هر روز دارن زیادتر می‌شن.

83
00:07:21,608 --> 00:07:25,862
‫فکرکنم ما هم آخر مجبور می‌شیم
‫جلوی اون‌ها سر خم کنیم،

84
00:07:26,737 --> 00:07:31,410
‫وگرنه به سرنوشت ایشیدا دچار می‌شیم.

85
00:07:58,562 --> 00:08:00,981
‫متاسفم بابت از دست دادن ایشیدا.

86
00:08:01,773 --> 00:08:03,441
‫باید هم متاسف باشی!

87
00:08:05,343 --> 00:08:07,594
‫بذار یه نصیحت بهت بکنم
‫برای وقتی‌هایی که آدم عزادارهـه!

88
00:08:08,779 --> 00:08:11,574
‫غـم ممکنه ما رو وادار به تصمیمات
‫عجولانه‌ و ناگهانی‌ای بکنه.

89
00:08:13,493 --> 00:08:15,411
‫باید جلوی این احساسات
‫مقاومت بکنی!

90
00:08:18,957 --> 00:08:20,499
‫دستت رو بکش.

91
00:08:21,417 --> 00:08:23,044
‫تا گلوت رو جـر ندادم.

92
00:08:23,795 --> 00:08:25,088
‫بزودی می‌بینمت.

93
00:08:34,180 --> 00:08:40,978
‫مرتیکه لاشی! تو مراسم ختم
‫خودش جبران می‌کنیم.

94
00:08:42,314 --> 00:08:45,191
‫ساتو، به بچه‌هامون بگه اسلحه‌هاشون
‫رو آماده کنن.

95
00:08:45,567 --> 00:08:48,903
‫با احترام، توزاوا اعلام کرده که
‫هیچ دستی توی اون حادثه نداشته.

96
00:08:49,738 --> 00:08:51,490
‫الان داری طرف اون رو می‌گیری؟

97
00:08:51,864 --> 00:08:55,826
‫اگه بدون مدرک حمله کنیم، ممکنه بقیه
‫گروه‌های هم‌پیمان ازمون دوری کنن

98
00:08:58,205 --> 00:09:00,873
‫بنده توصیه می‌کنیم صبر کنیم.

99
00:09:00,958 --> 00:09:02,958
‫صبر کردن واسه ترسوهاست!

100
00:09:03,834 --> 00:09:06,462
‫کی فکر می‌کنه حق با ساتوـه؟

101
00:09:07,505 --> 00:09:09,800
‫کایتو، تـو چی؟

102
00:09:12,343 --> 00:09:18,016
‫جواب بده ببینم کایتو!

103
00:09:21,645 --> 00:09:23,646
‫هر نظری که شما دارید،
‫اون درسته کاشیرا.

104
00:09:27,066 --> 00:09:33,282
‫یعی ایوبان ما رو جوری بزرگ کرد که
‫از سایه خودمون هم بترسیم؟

105
00:09:33,615 --> 00:09:39,036
‫یا جوری بزرگ‌مون کرد که وقتی یکی
‫به‌مون ضربه می‌زنه ازشون انتقام بگیریم؟

106
00:09:39,453 --> 00:09:40,746
‫بله قربان!

107
00:09:42,164 --> 00:09:43,417
‫آهای ساتو!

108
00:09:45,085 --> 00:09:47,879
‫حس می‌کنی دستورات
‫من درست نیست؟

109
00:09:50,841 --> 00:09:52,216
‫نه قربان.

110
00:09:57,280 --> 00:09:58,990
‫لعنت بهش!

111
00:10:00,530 --> 00:10:03,240
‫فقط چندتا سوال درمورد
‫همون پرونده داریم.

112
00:10:03,330 --> 00:10:04,450
‫زیاد وقت‌تون رو نمی‌گیریم.

113
00:10:11,110 --> 00:10:12,738
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

114
00:10:16,658 --> 00:10:20,619
‫این‌ها همون خالکوبی‌هایی
‫هستن که می‌گفتی؟

115
00:10:28,545 --> 00:10:29,588
‫آره.

116
00:10:32,674 --> 00:10:34,967
‫همین؟

117
00:10:35,760 --> 00:10:38,805
‫سری قبل ازت خواستیم کسایی که
‫به کلوب حمله کردن رو برامون توصیف کنی.

118
00:10:39,805 --> 00:10:43,934
‫یعنی واقعاً به ذهنت نرسید به‌مون
‫بگی خالکوبی‌هاشون شبیه هم بود؟

119
00:10:44,019 --> 00:10:46,396
‫اون موقع تازه از زیر رگبار تفنگ
‫اومده بودم بیرون!

120
00:10:46,480 --> 00:10:50,400
‫تازه گفتی اون معماره رو هم
‫درست نمی‌شناسی،

121
00:10:51,400 --> 00:10:56,989
‫اما روزنامه‌ها می‌گن شما دونفر
‫تو رابطه‌ی عاشقانه بودین!

122
00:10:57,074 --> 00:11:01,577
‫اگه کارـتون مربوط به پرونده‌ست لطفاً
‫باهام تماس بگیرین تا بیام ایستگاه پلیس.

123
00:11:01,640 --> 00:11:04,560
‫خانم پرتر؛ ما فقط می‌خوایم
‫ابهامات رو برطرف کنیم

124
00:11:04,640 --> 00:11:06,810
‫- یعنی تحت بازپرسی قرار گرفتم؟
‫- نه.

125
00:11:06,890 --> 00:11:09,690
‫اما ازتون می‌خوایم لطفاً بدون
‫خبردار کردن مـا

126
00:11:09,770 --> 00:11:11,440
‫شهر رو ترک نکنید.

127
00:11:13,400 --> 00:11:14,770
‫روز خوبی داشته باشین خانم پرتر.

128
00:11:45,470 --> 00:11:46,680
‫هوف!

129
00:11:46,760 --> 00:11:48,970
‫به محض این‌که پـام رو از در
‫بذارم داخل شروع می‌شه نـه؟

130
00:11:49,060 --> 00:11:52,440
‫نگران نباش بابا.

131
00:11:52,520 --> 00:11:54,360
‫عزیزم!

132
00:11:54,440 --> 00:11:55,940
‫سلام مامان.

133
00:11:56,020 --> 00:11:57,940
‫پسرم بلاخره اومد.

134
00:11:58,030 --> 00:12:00,950
‫خدای من! نگاه‌ش کن...

135
00:12:01,030 --> 00:12:03,070
‫نمی‌دونستم بعد از این‌که گفتی
‫برنامه‌هات به‌هم ریخته

136
00:12:03,160 --> 00:12:04,870
‫- قصد داری بیای!
‫- می‌دونم. ببخشید.

137
00:12:04,950 --> 00:12:07,580
‫کت و شلوارش رو ببین!
‫داره توی تنت زار می‌زنه.

138
00:12:07,660 --> 00:12:09,870
‫غذا چی می‌خوری اون‌جا؟

139
00:12:09,950 --> 00:12:13,670
‫ماهی خام که نشد غذا!

140
00:12:13,750 --> 00:12:15,130
‫ماهی خام طعمه‌ست.

141
00:12:16,340 --> 00:12:19,300
‫بخدا غذا می‌خورم؛ باور کنید.

142
00:12:19,380 --> 00:12:22,430
‫خیلی‌خب؛ پدرت توی حیاطـه.

143
00:12:22,510 --> 00:12:24,680
‫- نوشیدنی‌ها رسیدن؟
‫- آره.

144
00:12:24,760 --> 00:12:25,800
‫ممنون.

145
00:12:25,890 --> 00:12:27,970
‫بله؛ لطفاً بذاریدشون زیر چـادر.

146
00:12:31,850 --> 00:12:35,440
‫فکرکنم لامپِ 60 واتی مناسب باشه.

147
00:12:39,530 --> 00:12:40,860
‫مراقب باش پیرمرد!

148
00:12:40,940 --> 00:12:42,820
‫دلت که نمی‌خواد روز تولدت
‫کار بدی دست خودت.

149
00:12:42,900 --> 00:12:45,490
‫سلام. سلام.

150
00:12:49,700 --> 00:12:51,910
‫خیلی خوب به‌نظر می‌رسی.

151
00:12:52,000 --> 00:12:53,290
‫واقعاً؟
‫مامان که این‌طوری نگفت.

152
00:12:53,370 --> 00:12:54,370
‫خب...

153
00:12:57,840 --> 00:13:02,260
‫- کمکی چیزی نمی‌خوای؟
‫- همه‌چی تحت کنترله.

154
00:13:02,340 --> 00:13:03,880
‫حتماً خیلی خستتـه!
‫پروازت چقدر طول کشید؟

155
00:13:03,970 --> 00:13:05,430
‫خیلی طول کشید دیگه می‌دونی، اما...

156
00:13:05,510 --> 00:13:07,090
‫از خط بین‌المللی زمان رد شدیم،

157
00:13:07,180 --> 00:13:08,970
‫انگار توی گذشته سفر کردیم!

158
00:13:09,060 --> 00:13:11,470
‫کاش واقعاً همچین چیزی ممکن بود.

159
00:13:13,060 --> 00:13:14,640
‫برو خستگی‌ت رو در کن.

160
00:13:14,730 --> 00:13:17,520
‫آره. باید برم.

161
00:13:25,030 --> 00:13:27,410
‫بابات خیلی خوشحاله.

162
00:13:28,490 --> 00:13:29,530
‫منم همینطور.

163
00:13:31,540 --> 00:13:34,960
‫می‌رم طبقه بالا دوش بگیرم
‫و لباسم رو عوض کنم.

164
00:13:35,040 --> 00:13:38,250
‫- جاش.
‫- مامان، جیک!

165
00:13:38,330 --> 00:13:42,000
‫خیلی خوبه که می‌بینم
‫خانواده‌ت رو در اولویت می‌ذاری.

166
00:13:48,640 --> 00:13:49,760
‫می‌تونست بدتر باشه راستش!

167
00:14:48,180 --> 00:14:49,348
‫قربان.

168
00:14:50,515 --> 00:14:51,891
‫همه‌چیز مرتبه قربان.

169
00:14:53,059 --> 00:14:54,477
‫ببخشید.

170
00:15:01,275 --> 00:15:04,321
‫ جریان جیک؛
‫اونطوری که فکر می‌کنی نیست.

171
00:15:06,197 --> 00:15:09,660
‫- داشتم ازش خداحافظی می‌کردم.
‫- الان باید بابت این‌کار بهت جایزه بدم؟

172
00:15:10,202 --> 00:15:12,287
‫به‌هرحال که توزاوا از من خسته شده بود.

173
00:15:12,788 --> 00:15:16,291
‫با یکی دیگه آشنا شده؛ جوون‌ترم هست
‫می‌خواد جایگزینم کنه.

174
00:15:16,374 --> 00:15:17,541
‫تموم شد؟

175
00:15:20,378 --> 00:15:24,508
‫ایوبان گفته این رو امضا کنی.

176
00:15:28,761 --> 00:15:31,639
‫اگه نکنی، به ایوبان می‌گم
‫قبول نکردی.

177
00:15:32,182 --> 00:15:34,100
‫البته خیلی چیزها رو می‌تونم
‫بهش بگم.

178
00:15:49,865 --> 00:15:51,618
‫کی آدرسم رو بهتون داد؟

179
00:15:52,786 --> 00:15:55,454
‫هیچکس. پیدا کردن محل زندگی
‫پلیس‌ها کار آسونی نیست.

180
00:15:57,374 --> 00:15:59,209
‫موقع حمله به اون گروه،

181
00:15:59,960 --> 00:16:02,212
‫وقتی فرصت‌ش رو داشتی
‫چرا بهم شلیک نکردی؟

182
00:16:04,506 --> 00:16:06,173
‫می‌تونستی راحت فرار کنی.

183
00:16:09,051 --> 00:16:10,554
‫من قاتل نیستم.

184
00:16:11,637 --> 00:16:17,226
‫- اما ایشیدا رو با بی‌رحمی تمام کشتی!
‫- فکر کردی به خواست خودم بود؟

185
00:16:17,311 --> 00:16:18,979
‫تقصیر خودته!

186
00:16:19,729 --> 00:16:23,317
‫وقتی که تو و اون زن کل گروه رو دستگیر
‫کردن؛ هیچ‌جایی برای رفتن نداشتم.

187
00:16:24,150 --> 00:16:25,318
‫هیچ پولی.

188
00:16:25,943 --> 00:16:27,153
‫هیچی!

189
00:16:27,237 --> 00:16:29,448
‫به‌نظرت واسه کسی مثل من
‫راحت کار گیر میاد؟

190
00:16:29,531 --> 00:16:31,617
‫چه ربطی به ماجرای ایشیدا داره؟

191
00:16:32,074 --> 00:16:35,287
‫توزاوا اومد بهم پیشنهاد داد؛
‫گفت ایشیدا رو بکش.

192
00:16:35,995 --> 00:16:38,790
‫بهت اونقدری پول میدم که از شر
‫اینطوری زندگی کردن خلاص شی

193
00:16:42,543 --> 00:16:44,171
‫چاره دیگه ای نداشتم.

194
00:16:56,182 --> 00:16:58,059
‫تفنگی که توی کلوب استفاده
‫کردی کجاست؟

195
00:17:00,020 --> 00:17:03,522
‫طرح محافظت از شاهد رو برام اجرایی کنید
‫تا هرچی می‌خواید رو به‌تون بگم!

196
00:17:05,275 --> 00:17:07,194
‫فیلم‌های آمریکایی زیاد می‌بینی‌ها!

197
00:17:08,319 --> 00:17:10,029
‫تو ژاپن همچین چیزایی نداریم.

198
00:17:10,655 --> 00:17:12,239
‫خبری از توافق قبل از محاکمه هم نیست.

199
00:17:16,285 --> 00:17:20,499
‫با دوتا قتل بهت حکم اعدام می‌دن.

200
00:17:22,834 --> 00:17:26,129
‫شماها چهارتا آدم کشتین.

201
00:17:27,714 --> 00:17:32,051
‫اما اگه کمک‌مون کنی؛ می‌تونیم بگیم
‫قتل غیرعمدی بوده.

202
00:17:32,386 --> 00:17:35,472
‫توی زندان دست توزاوا بهت نمی‌رسه.

203
00:17:36,306 --> 00:17:39,268
‫- حداقل تا بیست سال آینده.
‫- بیست سال؟

204
00:17:39,850 --> 00:17:43,689
‫یا بیست سال یا اعدام.

205
00:17:44,398 --> 00:17:46,066
‫انتخاب با خودته.

206
00:17:49,945 --> 00:17:53,699
‫بیا با جایی که تفنگ رو
‫گذاشتی شروع کنیم...

207
00:17:59,970 --> 00:18:01,810
‫اومدین! آخ جون.

208
00:18:03,720 --> 00:18:05,140
‫سلام.

209
00:18:05,230 --> 00:18:07,810
‫بیاین یه نوشیدنی‌ای
‫چیزی بخورین.

210
00:18:07,900 --> 00:18:09,940
سومین قربانیِ حادثه حین شکار رو هم

211
00:18:10,020 --> 00:18:12,530
آوردن برام.

212
00:18:12,610 --> 00:18:13,860
‫فصلیه دیگه.

213
00:18:13,940 --> 00:18:15,740
‫این وقت سال دائم به‌مون زنگ می‌زنن.

214
00:18:15,820 --> 00:18:17,780
‫خب دلیل مرگ این یکی چی بود؟

215
00:18:17,860 --> 00:18:19,910
‫شلیک تفنگ؛ از پشت جمجمه.

216
00:18:19,990 --> 00:18:21,490
‫جیک.

217
00:18:21,580 --> 00:18:24,290
‫آقای پائول لوت‌هولد رو یادت میـاد؟

218
00:18:24,370 --> 00:18:25,620
‫ببخشید.

219
00:18:25,710 --> 00:18:27,120
‫آقای لوت‌هولد؛
‫خوشحالم از دیدن‌تون.

220
00:18:27,210 --> 00:18:29,420
‫وقتی که جاش کوچولو بودی
‫من بـرات دکتر لوت‌هولد بودم.

221
00:18:29,500 --> 00:18:31,750
‫الان پائول صدام کن.
‫خوش اومدی.

222
00:18:32,750 --> 00:18:33,920
‫جات واقعاً خالی بود.

223
00:18:35,210 --> 00:18:37,550
‫حالا ببینیم فردا ها واقعاً
‫همه‌چی همین‌طوره یا نه.

224
00:18:37,630 --> 00:18:38,800
‫ایشون هم فیل هدلی هستن.

225
00:18:38,880 --> 00:18:40,800
‫توی اداره کلانتری «بون کانتی» کار می‌کنن.

226
00:18:40,890 --> 00:18:41,930
‫از آشنایی‌ت خوشوقتم جیک.

227
00:18:42,010 --> 00:18:44,010
‫توی ژاپن از این خوراکی‌های باربکیویی
‫ندارن نـه؟

228
00:18:44,100 --> 00:18:47,140
‫آره ندارن؛ اما خبری از بیماری‌های
‫قلبی هم نیست.

229
00:18:48,440 --> 00:18:50,150
‫شنیدم توکیو با بقیه جاهای
‫ژاپن خیلی فرق می‌کنه

230
00:18:50,230 --> 00:18:53,480
‫مودب‎‌تر و خیلی خجالتی‌ان
‫درسته؟

231
00:18:53,570 --> 00:18:55,280
‫خب این رو می‌شه از
قضیه اون رئیس مافیا ژاپنی

232
00:18:55,360 --> 00:18:57,780
‫که هفته پیش از پنجره خونه‌ش پرت
‫شد پایین فهمید!

233
00:18:59,360 --> 00:19:01,910
‫خب بگو ببینم؛ شرق آسیا چطوریه؟

234
00:19:01,990 --> 00:19:04,370
‫خب راستش موزها لای پلاستیک
‫پیچیده می‌شن

235
00:19:04,450 --> 00:19:06,370
‫و باید واسه یه هندونه 100 دلار پول بدی!

236
00:19:06,450 --> 00:19:08,500
‫- داری الکی می‌گی!
‫- به‌خدا قسم.

237
00:19:08,580 --> 00:19:10,370
‫و تفنگ اصلاً آزاد نیست.

238
00:19:10,460 --> 00:19:12,000
‫قبلاً با یه کاراگاه کار می‌کردم که

239
00:19:12,080 --> 00:19:13,670
‫یه بار یکی رو به جرم حمل گلوله
‫دستگیر کرد

240
00:19:13,750 --> 00:19:14,840
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- آره بابات می‌گفت

241
00:19:14,920 --> 00:19:16,670
‫- عاشقِ پرونده‌های جنایی هستی!
‫- آره درسته.

242
00:19:16,760 --> 00:19:19,130
‫فقط باید اتفاق‌هایی که وقتی شب
‫می‌شه رو ببینی!

243
00:19:19,220 --> 00:19:21,970
‫دقیقاً. ولی اونطوری هم که
‫فکر می‌کنید نیست.

244
00:19:22,050 --> 00:19:25,180
‫زیاد قتل و این‌ها اتفاق نمی‌افته و خبری از...

245
00:19:25,260 --> 00:19:26,720
‫دنیای خیالی مردم نیست.

246
00:19:26,810 --> 00:19:28,430
‫خیالی!

247
00:19:28,520 --> 00:19:29,770
 شاعرانه‌ست می‌دونم!

248
00:19:29,850 --> 00:19:34,020
‫تازه یه سری کلوب هم هست، برای
‫مرد هایی که...ببخشید مامان

249
00:19:34,110 --> 00:19:36,650
‫- دوست دارن توسط خانم‌ها توی مترو انگشت بزن.
‫- وای...

250
00:19:36,730 --> 00:19:38,990
‫یعنی اون کلوب‌ها شبیه مترو ساخته شدن

251
00:19:39,070 --> 00:19:40,200
‫و مردها اینطوری وایمیستن.

252
00:19:40,280 --> 00:19:41,280
‫وایو

253
00:19:42,620 --> 00:19:44,030
‫- خدای من.
‫- که اینطور.

254
00:20:16,091 --> 00:20:17,551
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- خبرهای خوب دارم.

255
00:20:18,176 --> 00:20:19,593
‫تفنگ رو پیدا کردم.

256
00:20:20,094 --> 00:20:25,142
منم یه خبر خوب دارم؛ دادستان با
‫حکم قتل غیرعمد موافقت کرد.

257
00:20:25,225 --> 00:20:29,062
‫باید مجرم رو تا دو ساعت دیگه بفرستیم
‫دادگاه تا اظهاراتش رو ثبت کنن.

258
00:20:29,146 --> 00:20:34,692
باید خودمون برسونیمش و
‫حواس‌مون بهش باشه. به کسی نگو.

259
00:20:35,360 --> 00:20:38,155
‫عاشق این ایده‌هاتم آقای کاراگاه.

260
00:20:50,180 --> 00:20:52,770
‫اشکالی نداره بشینم پیشت؟

261
00:20:52,850 --> 00:20:54,850
‫ما درست و حسابی با هم آشنا نشدیم.

262
00:20:54,940 --> 00:20:57,020
‫بنده «دین کودچ» هستم.

263
00:20:57,110 --> 00:20:58,400
‫وایسا ببینم.

264
00:20:58,480 --> 00:21:01,110
‫سردبیر ارشد روزنامه «سنت‌لوئییز» ؟

265
00:21:01,190 --> 00:21:03,860
‫ممکن نیست!
‫من با اون روزنامه بزرگ شدم.

266
00:21:03,950 --> 00:21:05,200
‫خب واقعاً خوشحالم.

267
00:21:05,280 --> 00:21:08,330
‫من به‌خاطرِ به خبرنگاری علاقه‌مند شدم.

268
00:21:08,410 --> 00:21:10,830
‫وقتی توی سربرنیتسا بودین
‫تمام کارهاتون رو می‌خوندم!

269
00:21:10,910 --> 00:21:12,790
‫راستش منم چندتا
‫از کارهای تو رو خوندم.

270
00:21:12,870 --> 00:21:17,380
‫افشاگری‌ای که درمورد دزدهای موتورسیکلت
‫کردی واقعاً تکان‌دهنده بود.

271
00:21:17,460 --> 00:21:19,300
‫وایسا ببینم شما چطوری...

272
00:21:19,380 --> 00:21:22,670
‫«میـچو» همیشه یه نسخه انگلیسی
‫از مقاله‌هاش منتشر می‌کنه.

273
00:21:22,760 --> 00:21:25,130
‫فهمیدم پسر ادی هستی و
‫گفتم بخونم ببینم چطوریه.

274
00:21:25,220 --> 00:21:28,350
‫- و واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم.
‫- وای! ممنونم.

275
00:21:28,430 --> 00:21:29,760
‫ممنونم.

276
00:21:34,390 --> 00:21:37,230
‫پدرت گفت مدت زیادی این‌جا نمی‌مونی.

277
00:21:37,310 --> 00:21:42,190
‫نه راستش؛ من و می‌زوری فقط در صورتی
‫با هم می‌سازیم که زیاد این‎جا نمونم.

278
00:21:42,280 --> 00:21:44,320
‫وقتی توی سربرنیتسا بودم؛

279
00:21:44,400 --> 00:21:46,820
‫دو دسته خبرنگار داشتیم

280
00:21:46,910 --> 00:21:49,950
‫اون‌هایی که دل توی دل‌شون
‫نبود برگردن خونه،

281
00:21:50,030 --> 00:21:52,750
‫و اون‌هایی که اصلاً دل‌شون
‫نمی‌خواست برگردن.

282
00:21:52,830 --> 00:21:57,040
‫و طی مدتی که اون‌جا بودم، تشخیص این‌که هرکس
‫جزو کدوم دسته‌ـست خیلی برام راحت شده بود.

283
00:21:57,120 --> 00:21:58,960
‫می‌دونی چطوری تشخیص می‌دادم؟

284
00:22:03,130 --> 00:22:07,430
‫آدم‌هایی که نمی‌خواستن
‫برگردن خونه شخصیت بامزه‌ای داشتن.

285
00:22:07,510 --> 00:22:09,350
‫بی پروا و نترس بودن.

286
00:22:09,430 --> 00:22:11,680
‫آدم‌هایی گرم و به‌شدت اجتماعی.

287
00:22:11,760 --> 00:22:14,560
‫اون‌ها داشتن مردی که می‌خواستن
‫باشن رو می‌ساختن،

288
00:22:14,640 --> 00:22:16,810
‫و بعد هم به هدف‌شون رسیدن.

289
00:22:18,770 --> 00:22:21,570
‫فقط مشکل این افراد اینه که...

290
00:22:21,650 --> 00:22:25,570
‫وقتی آدم قبلی‌ای که بودی
‫رو فراموش می‌کنی،

291
00:22:25,650 --> 00:22:27,570
‫به خونه برگشتن خیلی کار سختیه.

292
00:22:30,780 --> 00:22:33,290
‫چون شاید وقتی از خونه دور بودن
‫احساس بهتری داشتن.

293
00:22:33,370 --> 00:22:34,660
‫شاید.

294
00:22:36,160 --> 00:22:38,250
‫یا شاید هم فقط گمراه شده بودن.

295
00:22:40,580 --> 00:22:43,210
‫می‌دونی؛ اگه دلت خواست کلاً برگردی این‌جا

296
00:22:43,300 --> 00:22:44,800
‫پیش من جـا داری!

297
00:22:46,880 --> 00:22:48,760
‫خوشحال شدم جیک.

298
00:22:48,840 --> 00:22:51,470
‫از آشنایی‌تون خوشوقت شدم دین.

299
00:23:02,341 --> 00:23:03,884
‫سلام؛ من ماریوما هستم.

300
00:23:04,300 --> 00:23:07,346
‫سلام؛ من زنگ زدم یه سرنخ
‫خیلی مهم به‌تون بدم.

301
00:23:09,723 --> 00:23:11,098
‫چه سرنخی؟

302
00:23:11,183 --> 00:23:14,102
‫من شنیدم شینگو موراتا توانیایی
‫خارق‌العاده‌ای توی

303
00:23:14,645 --> 00:23:18,273
‫پیدا کردن بهترین رستوران‌های
‫بیرون‌بر توکیو داره.

304
00:23:18,356 --> 00:23:22,152
‫فکرکنم ارزش داره
‫یه نگاهی به این موضوع بندازین.

305
00:23:22,568 --> 00:23:24,111
‫می‌گم یکی پیگیری کنه.

306
00:23:26,073 --> 00:23:27,658
‫خیلی خوشحال شدم که برادرت رو دیدم.

307
00:23:31,260 --> 00:23:32,300
‫هوم...

308
00:23:33,330 --> 00:23:35,165
‫اونم خیلی خوشحال شد.

309
00:23:35,248 --> 00:23:36,750
‫عالیه. خوشحال شدم.

310
00:23:37,166 --> 00:23:44,007
‫- از نظرم عالی می‌شه باز هم رو ببینیم.
‫- آره. می‌بینیم.

311
00:23:46,550 --> 00:23:51,348
‫فعالیت‌های فوق‌برنامه رئیست
‫رو بررسی کردی؟

312
00:23:55,351 --> 00:23:57,228
‫آره؛ اما یکی دوتا جا که نیست.

313
00:23:57,688 --> 00:23:59,481
‫دارم سعی می‌کنم ببینم
‫باید روی کجا تمرکز کنم.

314
00:23:59,563 --> 00:24:01,899
‫اگه کمک خواستی حتماً بگو.

315
00:24:02,942 --> 00:24:05,946
‫از خودت بپرس: به کی می‌تونم اعتماد کنم؟

316
00:24:06,029 --> 00:24:08,197
‫که میچو رو به اندازه خودم دوست داشته باشه؟

317
00:24:12,618 --> 00:24:13,996
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

318
00:24:17,540 --> 00:24:19,125
‫یه لحظه بیا.

319
00:24:22,503 --> 00:24:25,881
‫کوری‌هارا. از نظرم تو آدم مورداعتقاد
‫و محتاطی هستی.

320
00:24:27,174 --> 00:24:28,385
‫ممنون.

321
00:24:28,844 --> 00:24:31,013
‫می‌خوام یه سری تحقیقات برام انجام بدی.
‫داخلی!

322
00:24:31,846 --> 00:24:36,226
‫فکر می‌کنم یکی از همکارهامون
‫داره به ضررمون کار می‌کنه.

323
00:24:46,777 --> 00:24:49,405
‫ازت می‌خوام تمام مقالاتش رو
‫از آرشیو در بیاری،

324
00:24:49,489 --> 00:24:52,409
‫و ازشون کپی بگیری.
‫به هیچکس هم نگو.

325
00:24:53,160 --> 00:24:54,494
‫می‌دونم که می‌تونم بهت اعتماد کنم.

326
00:24:55,996 --> 00:24:57,331
‫روت حساب باز کردم.

327
00:24:59,082 --> 00:25:00,208
‫چشم.

328
00:25:49,320 --> 00:25:52,360
‫- سخن‌رانی!
‫- سخن‌رانی!

329
00:26:10,840 --> 00:26:13,420
‫من...

330
00:26:13,510 --> 00:26:16,180
‫می‌ترکونی ادی!

331
00:26:16,260 --> 00:26:20,180
‫- یه‌چیزی بگو.
‫- می‌خوام از..

332
00:26:20,260 --> 00:26:22,600
‫به کمکت احتیاح داره.

333
00:26:22,680 --> 00:26:24,180
‫برو، برو، برو، برو.

334
00:26:25,520 --> 00:26:27,310
‫نگران نباش ما پیشتیم!

335
00:26:35,820 --> 00:26:39,240
‫سلام، من...

336
00:26:39,320 --> 00:26:41,830
‫همونطور که می‌دونید پسر خانواده‌ام.

337
00:26:41,910 --> 00:26:43,740
‫خواستم یه سری حرف‌ها بزنم.

338
00:26:46,540 --> 00:26:49,580
‫ممنونم که امروز تشریف آوردین.

339
00:26:49,670 --> 00:26:52,210
‫واقعاً برای خانواده‌ام ارزش زیادی داشت.

340
00:26:52,290 --> 00:26:54,050
‫و...

341
00:26:54,130 --> 00:26:55,800
‫همینطور برای خودم.

342
00:26:57,550 --> 00:26:58,840
‫البته خب معلومه که همه‌تون میاین.

343
00:26:58,930 --> 00:27:03,430
‫یعنی ادی ادلستون دیگه؛
‫استاد ساز و آواز.

344
00:27:08,350 --> 00:27:10,060
‫من...

345
00:27:10,150 --> 00:27:12,980
‫چیزهای زیادی از بابام یاد گرفتم.

346
00:27:13,070 --> 00:27:15,070
‫از بچگی رفتن سر صحنه‌های جرم

347
00:27:15,150 --> 00:27:16,740
‫هیچ آثار بدی روی روحیه‌ام نداشت

348
00:27:18,650 --> 00:27:20,870
‫اتفاقاً...

349
00:27:20,950 --> 00:27:23,280
‫خیلی من رو کنجکاو کرد.

350
00:27:23,370 --> 00:27:27,040
‫پدرم بهم یاد داد...

351
00:27:27,120 --> 00:27:29,080
‫مهم این نیست چقدر سوال می‌پرسی...

352
00:27:29,170 --> 00:27:31,330
‫مهم اینه سوالِ درست رو بپرسی.

353
00:27:32,960 --> 00:27:38,050
‫بهم یاد داد هیچ مشکلی نداره که با تمام قلب و روحت

354
00:27:38,130 --> 00:27:40,380
‫به‌کارت اهمیت بدی؛

355
00:27:42,600 --> 00:27:44,890
‫مخصوصاً وقتی داری
‫در راه کمک به مردم کمک می‌کنی،

356
00:27:44,970 --> 00:27:46,680
‫حالا مرده یا زنده،

357
00:27:46,770 --> 00:27:49,890
‫چون هرچی بیشتر کسایی رو داشته باشیم

358
00:27:49,980 --> 00:27:53,860
‫که به بقیه اهمیت می‌دن؛
‫جهان جای بهتریه.

359
00:27:53,940 --> 00:27:56,690
‫و...

360
00:27:56,780 --> 00:27:59,320
‫ادی ادلستن...

361
00:27:59,400 --> 00:28:02,320
‫قلب خیلی بزرگی داره

362
00:28:02,410 --> 00:28:04,910
‫قلبی که برای همه‌کس جـا داره.

363
00:28:11,370 --> 00:28:12,790
‫باعث افتخارمه که پسرت هستم.

364
00:28:14,960 --> 00:28:18,130
‫پس می‌خوام جلوی همه بگم...

365
00:28:18,210 --> 00:28:19,630
‫تولدت مبارک بابا.

366
00:28:20,930 --> 00:28:22,840
‫تولدت مبارک.

367
00:28:23,800 --> 00:28:25,720
‫تولدت مبارک ادی.

368
00:28:25,810 --> 00:28:27,720
‫خیلی دوستت داریم.

369
00:28:27,810 --> 00:28:28,930
‫خیلی دوستت داریم ادی.

370
00:28:52,606 --> 00:28:55,527
‫به‌نظرتون چقدر طول می‌کشه
‫تا بیمه پول جبران خسارت رو بده؟

371
00:28:57,195 --> 00:28:59,071
‫حداقل سه ماه.

372
00:29:00,073 --> 00:29:03,160
‫من زودتر به اون پول نیاز دارم.

373
00:29:04,285 --> 00:29:08,706
‫بنده فقط خسارت رو برآورد کردم
‫و نظرم رو گفتم.

374
00:29:08,789 --> 00:29:12,084
‫پس ظاهراً باید با یکی
‫دیگه حرف بزنم.

375
00:29:13,210 --> 00:29:16,339
‫این‌جورچیزها باید به تائید چندتا
‫سازمان برسه.

376
00:29:17,257 --> 00:29:20,009
‫طول می‌کشه؛
‫خبرتون می‌کنیم.

377
00:29:56,520 --> 00:29:59,110
‫آهای. خواهرت رفت بخوابه؟

378
00:30:00,650 --> 00:30:02,440
‫بی‌هوش شده.

379
00:30:04,320 --> 00:30:06,200
‫ظاهراً حالش خیلی بهتره.

380
00:30:08,120 --> 00:30:10,790
‫یه‌کم پیشرفت می‌کنه؛
‫دوباره یکم پسرفت.

381
00:30:12,540 --> 00:30:13,830
‫یعنی چقدر پسرفت می‌کنه؟

382
00:30:16,500 --> 00:30:18,920
‫در حدی که بستری شد،

383
00:30:19,000 --> 00:30:20,840
‫چند هفته.

384
00:30:20,920 --> 00:30:22,550
‫دوباره سرپـاش کردیم.

385
00:30:24,050 --> 00:30:27,680
‫بستری شده بود و هیچکس
‫به من چیزی نگفت؟

386
00:30:27,760 --> 00:30:30,100
‫برمی‌گشتی؟

387
00:30:36,980 --> 00:30:40,690
‫جس درمورد ارائه‎ی مدرسه‌ش
‫بهت گفت؟

388
00:30:40,770 --> 00:30:44,190
‫آره؛ همون سوال و جوابِ روزنامه مدرسه؟

389
00:30:44,280 --> 00:30:46,490
‫خیلی براش مهمه جیک.

390
00:30:46,570 --> 00:30:49,620
‫مدت‌هاست درمورد هیچ‌چیز
‫اینقدر خوشحال نبوده.

391
00:30:49,700 --> 00:30:52,330
‫- حتماً می‌رم باهاش بابا.
‫- خوبه.

392
00:30:52,410 --> 00:30:56,040
‫- تولدت مبارک.
‫- ممنون.

393
00:31:03,340 --> 00:31:06,590
‫امشب آروم‌ترین شبی بود که
‫طی مدت‌ها داشتم.

394
00:31:08,180 --> 00:31:10,390
‫با کارت درگیری یا با خانم‌ها؟

395
00:31:14,600 --> 00:31:17,350
‫اگه هردوش با هم باشه چی؟

396
00:31:17,440 --> 00:31:19,850
‫- کیه دخترـه؟
‫- اون...

397
00:31:22,980 --> 00:31:26,780
‫راستش تو یه شرایط پیچیده گیر کرده
‫و داره سعی می‌کنه ازش خارج بشه.

398
00:31:26,860 --> 00:31:28,610
‫خشونت خانگی؟

399
00:31:31,620 --> 00:31:35,330
‫کسی که باهاش درگیره آدم
‫خیلی وحشی‌ایه.

400
00:31:35,410 --> 00:31:39,330
‫نمی‌دونم حالا واقعاً اون رو اذیت می‌کنه
‫یا نه...

401
00:31:39,420 --> 00:31:40,710
‫ولی ممکنه کار خودش باشه.

402
00:31:40,790 --> 00:31:43,000
‫و تو داری تو این قضیه
‫بهش کمک می‌کنی؟

403
00:31:44,420 --> 00:31:46,050
‫دارم سعی می‌کنم.

404
00:31:46,130 --> 00:31:48,260
‫اما دوستش داری!

405
00:31:48,340 --> 00:31:50,130
‫دوستش دارم.

406
00:31:51,640 --> 00:31:53,260
‫تو پسر خیلی خوبی هستی جیک.

407
00:31:55,100 --> 00:31:56,560
‫واقعاً می‌گم.

408
00:31:56,640 --> 00:32:00,060
‫تو دنیایی که به هیچی نمی‌شه
‫اعتماد کرد،

409
00:32:00,140 --> 00:32:02,270
‫فقط همین یه‌مورد حالم رو خوب می‌کنه

410
00:32:02,360 --> 00:32:05,230
‫می‌دونم پسر خوبی بزرگ کردم.

411
00:32:09,900 --> 00:32:12,570
‫امیدوارم یه‌روزی
‫دوباره برگردی این‌جا،

412
00:32:12,660 --> 00:32:15,790
‫ازدواج کنی و بچه‌دار بشی.

413
00:32:15,870 --> 00:32:19,040
‫می‌دونم دربرابر دنیایی که اون سمت دنیا واسه
‫خودت ساختی زیاد جالب نیست...

414
00:32:19,120 --> 00:32:22,380
‫اما از نظرم این‌جا واقعاً خوشحالی.

415
00:32:22,460 --> 00:32:24,590
‫اون سمت هم خوشحالم.

416
00:32:28,050 --> 00:32:30,380
‫همین دیگه پسرم...

417
00:32:30,470 --> 00:32:32,970
‫اون سمت دنیاست.

418
00:32:33,050 --> 00:32:36,850
‫ما که نمی‌دونیم چون اون‌جا نیستیم.

419
00:32:39,350 --> 00:32:41,480
‫دوست دارم بدونین.

420
00:32:57,310 --> 00:32:59,645
‫یه‌بار یکی از همین
‫چاقوها رو کردن توی شکمم.

421
00:33:00,730 --> 00:33:02,606
‫14 سانت رفت داخل!

422
00:33:03,984 --> 00:33:05,277
‫می‌دونم.

423
00:33:06,944 --> 00:33:10,698
‫من دوست دارم تو جزو چیزهایی
‫باشی که ارزش دارن.

424
00:33:10,782 --> 00:33:14,745
‫تو هایما رو درک نمی‌کنی.

425
00:33:19,540 --> 00:33:23,587
اون یه بی‌شرف بیشتر نیست

426
00:33:31,386 --> 00:33:32,762
‫بیا.

427
00:33:41,729 --> 00:33:43,981
‫ایوبان دستور داده بریم ناگونو
‫تا به یه مورد رسیدگی کنیم.

428
00:33:46,567 --> 00:33:49,528
‫هایما مست کرده و طرف رو کُشته.

429
00:33:50,656 --> 00:33:53,325
‫یکی از برادرهای سابق‌مون
‫به نام «اوتا».

430
00:33:54,450 --> 00:33:55,911
‫بعدش هم، بهت دروغ گفته!

431
00:33:57,370 --> 00:33:59,080
‫من هرگز هدف بعدی توزاوا نبودم.

432
00:33:59,872 --> 00:34:03,250
‫این‌طوری بهت گفته تا
‫تو رو بفرسته بکشیش!

433
00:34:04,293 --> 00:34:07,171
‫جون تو اصلاً براش مهم نیست.

434
00:34:09,090 --> 00:34:10,509
‫کایتو.

435
00:34:12,677 --> 00:34:14,804
‫اگه یه راهی پیدا کنم که پای
‫تو رو از این وسط بکشم بیرون،

436
00:34:15,805 --> 00:34:18,016
‫بهم اطمینان بده که می‌ری!

437
00:34:22,395 --> 00:34:23,772
‫می‌تونی بری.

438
00:34:43,083 --> 00:34:45,627
‫وقتی رسیدیم دادگاه؛
‫از در پشتی وارد می‌شیم.

439
00:34:46,794 --> 00:34:48,629
‫منتظرمون‌ ان؟

440
00:34:49,171 --> 00:34:50,882
‫فقط افراد خودمون؛ نه کس دیگه‌ای.

441
00:34:54,219 --> 00:34:55,177
‫می‌شه یه سیگار بهم بدی؟

442
00:34:57,263 --> 00:34:58,556
‫سیگار نیاوردی با خودت؟

443
00:35:00,599 --> 00:35:01,810
‫این‌طوری که به‌گا می‌ری.

444
00:35:39,013 --> 00:35:41,850
‫نیروی پشتیبانی می‌خوایم.

445
00:35:55,550 --> 00:35:56,670
‫سلام.

446
00:35:56,760 --> 00:35:59,430
‫سلام لونا.

447
00:35:59,510 --> 00:36:00,890
‫از بعد قضیه اونیکس دیگه ندیدمت.

448
00:36:00,970 --> 00:36:04,560
‫- خدایا. آره. خیلی وقت می‌گذره.
‫- خوشحالم می‌بینمت.

449
00:36:05,640 --> 00:36:07,390
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

450
00:36:07,480 --> 00:36:09,810
‫اوضاع کلوب افتضاحه!

451
00:36:09,890 --> 00:36:11,190
‫همه‌ش پلیس میاد.

452
00:36:11,270 --> 00:36:13,610
‫فکرمی‌کنن ملکه‌ی قتل اون منطقه منم.

453
00:36:13,690 --> 00:36:15,820
‫بیمه هم داره واسه پرداخت خسارت‌ها
‫دست دست می‌کنه.

454
00:36:15,900 --> 00:36:18,280
‫هیچ پولی ندارم؛
‫اوضاع کاملاً به هم ریخته لـو.

455
00:36:18,360 --> 00:36:21,200
‫واقعاً متاسفم سـم. مشخصه خیلی
‫بهت سخت گذشته.

456
00:36:21,280 --> 00:36:23,200
‫- ببخشید نمی‌خواستم غر بزنم.
‫- فدای سرت.

457
00:36:23,280 --> 00:36:25,120
‫حالت خوب نیست.
‫حق داری غر بزنی.

458
00:36:25,200 --> 00:36:28,290
‫راستش برای درد و دل زنگ نزدم؛

459
00:36:28,370 --> 00:36:31,040
‫با این حال که واقعاً ازت ممنونم.

460
00:36:31,120 --> 00:36:33,580
‫امیدوار بودم بتونی بهم کمک کنی.

461
00:36:33,670 --> 00:36:35,960
‫یعنی به من و دخترهام
‫توی اونیکس یه جایی بدی.

462
00:36:36,050 --> 00:36:39,510
‫- فقط برای یه مدت که...
‫- ببخشید اما نمی‌تونم.

463
00:36:39,590 --> 00:36:41,430
‫دخترهام آدم‌های خیلی خوبی ان.

464
00:36:41,510 --> 00:36:43,800
‫هرجا که برن اون‌جا رو گلستون می‌کنن.

465
00:36:43,890 --> 00:36:46,640
‫با دوک صحبت کن؛ به‌خاطر خودم که نمی‌گم
‫به‌خاطر اون‌ها.

466
00:36:46,720 --> 00:36:48,640
‫- ببخشید، باشه؟
‫- خب چرا؟

467
00:36:48,720 --> 00:36:53,440
‫چون توی کلوب شما آدم کشتن!

468
00:36:53,520 --> 00:36:56,070
‫سوژه اصلی داستان تویی و هرکسی هم که

469
00:36:56,150 --> 00:36:59,280
‫ربطی به تو داشته باشه،
‫بخشی از این ماجراست.

470
00:36:59,360 --> 00:37:01,450
‫بهت که گفتم کار کردن با یاکوزاها

471
00:37:01,530 --> 00:37:02,910
‫آخر و عاقبت خوشی نداره!

472
00:37:02,990 --> 00:37:04,870
‫همه‌ش با خودم می‌گم کاش
‫توی اونیکس می‌موندی.

473
00:37:04,950 --> 00:37:07,080
‫ولی دوست نداشتم.
‫من کسب و کار خودم رو ساختم!

474
00:37:07,160 --> 00:37:11,080
‫کارم حرف نداره!
‫نمی‌خوام بذارم از بین بـره.

475
00:37:13,816 --> 00:37:15,193
‫می‌شه بذارین یه عکس بگیرم...

476
00:37:15,277 --> 00:37:16,903
‫- ایشون هم توی کلوب شما کار می‌کنه؟
‫- قراره از کشور خارج بشین؟

477
00:37:16,986 --> 00:37:18,738
‫عکس نگیرین! برین پی کارتون!

478
00:37:19,613 --> 00:37:21,782
‫ولش کنید!
‫اون ربطی به این قضیه نداره.

479
00:37:21,866 --> 00:37:23,868
‫- گفتم عکس نگیرین!
‫- بسه!

480
00:37:24,285 --> 00:37:25,911
‫گفتم عکس نگیرین!

481
00:37:37,340 --> 00:37:39,176
‫هردو تیرانداز مُردن.
‫شاهد دیگه‌ای هم نداریم.

482
00:37:39,801 --> 00:37:41,552
‫حتماً توزاوا استخدام‌شون کرده بوده.

483
00:37:42,262 --> 00:37:46,349
‫حتماً یکی از بچه‌های خودمون
‫به‌مون خیانت کرده.

484
00:37:49,561 --> 00:37:52,438
‫هنوز اون تفنگ رو تحویل ندادی؟

485
00:37:55,901 --> 00:37:56,985
‫خوبه.
‫فعلاً تحویلش نده.

486
00:37:57,610 --> 00:37:59,195
‫با این اوضاع ممکنه ناپدید بشه.

487
00:38:03,032 --> 00:38:05,576
‫شنود تلفن‌های توزاوا به‌کجا رسید؟
‫تنها سرنخیه که برامون باقی مونده.

488
00:38:07,119 --> 00:38:09,331
‫تماس های این چند روزه رو
‫داریم که باید گوش‌شون کنیم.

489
00:38:10,499 --> 00:38:12,459
‫اما فعلاً به چیز غیرعادی‌ای
‫برنخوردیم.

490
00:38:14,670 --> 00:38:16,171
‫باید هرچیزی که داریم رو بررسی کنیم.

491
00:38:17,421 --> 00:38:18,715
‫تا بلاخره یه‌چیزی پیدا کنیم.

492
00:38:26,820 --> 00:38:29,870
‫می‌بینم که دهنت آب افتاده عزیزم!

493
00:38:30,950 --> 00:38:32,750
‫خیلی دلم واسه این غذا تنگ شده بود.

494
00:38:32,830 --> 00:38:35,330
‫اون‌جا طالبی 100 دلاری دارین؛

495
00:38:35,410 --> 00:38:38,540
‫- کلوب‌های شبیه مترو دارین.
‫- مامان...

496
00:38:38,630 --> 00:38:41,340
‫اما یه بشقاب سوسیس تخم‌مرغ
‫واسه صبحونه‌تون ندارین؟

497
00:38:41,420 --> 00:38:43,670
‫چرا؛ ولی نه اونطوری که مامانم درست می‌کنه.

498
00:38:43,760 --> 00:38:45,170
‫اوه

499
00:38:45,260 --> 00:38:46,550
‫هوم.

500
00:38:51,850 --> 00:38:54,390
‫دیدم دیشب داشتی با دین صحبت می‌کردی.

501
00:38:54,480 --> 00:38:56,350
‫آره. دین کودچ هم توی مهمونی بود.

502
00:38:56,440 --> 00:38:57,940
‫آره.

503
00:38:58,020 --> 00:39:00,190
‫بهت پیشنهاد کار داد؟

504
00:39:00,270 --> 00:39:01,570
‫نه.

505
00:39:01,650 --> 00:39:04,780
‫یعنی خب یه‌جورایی داد

506
00:39:04,860 --> 00:39:06,200
‫واسه آینده.

507
00:39:06,280 --> 00:39:09,200
‫ولی خب این‌جا دیگـه!

508
00:39:10,450 --> 00:39:11,990
‫آهان...

509
00:39:12,080 --> 00:39:13,740
‫بذار حدس بزنم. دلت می‌خواد
‫قبولش کنم.

510
00:39:13,830 --> 00:39:15,080
‫آره اما می‌دونم که قبول نمی‌کنی.

511
00:39:17,330 --> 00:39:19,170
‫یعنی چی؟

512
00:39:19,250 --> 00:39:21,290
‫واسه این‌که از ما دور بشی
‫چقدر به خودت سختی دادی.

513
00:39:22,290 --> 00:39:24,380
‫- مامان؟
‫- آره خب...

514
00:39:24,460 --> 00:39:27,260
‫می‌دونم که حالا کاملاً درمورد ما نیست.

515
00:39:27,340 --> 00:39:29,220
‫حالا تا جایی که من می‌دونم.

516
00:39:29,300 --> 00:39:31,300
‫اما نهایت تلاشت رو کردی.

517
00:39:32,810 --> 00:39:34,060
‫تخم‌مرغ‌ها آماده شدن.

518
00:39:34,140 --> 00:39:36,020
‫بشقابت رو بده جیک.

519
00:39:38,690 --> 00:39:40,230
‫صدام کردی جیک؟

520
00:39:40,310 --> 00:39:42,610
‫آره خب خیلی وقته از این‌جا رفتی دیگه

521
00:39:42,690 --> 00:39:44,650
‫الان دیگه جیک شدی.

522
00:40:37,646 --> 00:40:38,689
‫ترسوندیم!

523
00:40:38,771 --> 00:40:41,524
‫این فایل صوتی برای
‫تلفنِ اتاق توزاوا تو یه هتله.

524
00:40:52,340 --> 00:40:53,890
‫- سلام.
‫- سلام عزیزم.

525
00:40:53,970 --> 00:40:54,890
‫من مارج هستم

526
00:40:54,970 --> 00:40:56,890
‫از مرکز پزشکی جنوبِ مینه‌سـوتـا.

527
00:40:56,970 --> 00:40:58,470
‫بابت صورت‌حسابِ معوقه‌ی

528
00:40:58,560 --> 00:41:00,850
‫عملِ آقای تاناکا زنگ زدم.

529
00:41:03,730 --> 00:41:05,480
‫الـو؟

530
00:41:05,560 --> 00:41:06,900
‫اشتباه گرفتین.

531
00:41:09,510 --> 00:41:11,305
‫«مارج» از کجا؟

532
00:41:12,179 --> 00:41:14,348
‫مرکز پزشکی مینه‌سوتا جنوبی.

533
00:41:14,433 --> 00:41:18,019
‫فکر می‌کردم توزاوا نتونسته
‫ممنوع الخروجی‌ش رو لغو کنه!

534
00:41:18,770 --> 00:41:21,940
‫- گفتن نذاشتن بره آمریکا!
‫- طبق گفته شیگه‌ماتسو...

535
00:41:22,399 --> 00:41:24,191
‫اما این‌طور که معلومه رفته!

536
00:41:25,944 --> 00:41:27,613
‫طبق گفته های مارج آره!

537
00:41:39,832 --> 00:41:40,958
‫ساتـو؟

538
00:41:42,418 --> 00:41:44,129
‫من بی‌شرفم؟

539
00:41:57,600 --> 00:41:58,894
‫بهت که گفتم!

540
00:41:59,226 --> 00:42:01,063
‫من همه‌جا چشم و گوش دارم!

541
00:42:09,487 --> 00:42:10,988
‫گورت رو گم کن.

542
00:42:11,782 --> 00:42:13,367
‫تا ابد.

543
00:42:13,450 --> 00:42:19,872
‫وگرنه گلوی برادرت رو همین‌جا جر می‌دم.

544
00:42:29,382 --> 00:42:32,009
‫ایشیدا ایوبان بهم گفته بود

545
00:42:32,094 --> 00:42:36,722
‫تو یه دروغ‌گویِ بزدلی!

546
00:42:42,229 --> 00:42:43,896
‫از این‌جا تبعید می‌شی.

547
00:42:48,067 --> 00:42:50,236
‫دیگه این سمت‌ها نبینمت...

548
00:42:51,530 --> 00:42:54,533
‫وگرنه می‌کشمت!

549
00:42:57,369 --> 00:42:59,329
‫حالا هم گورت رو گم کن.

550
00:43:52,980 --> 00:43:56,650
‫بعد هم قراره ازت درموردِ

551
00:43:56,740 --> 00:43:58,900
‫دستگاه‌های فروش شورت سوال بپرسم.

552
00:44:00,610 --> 00:44:02,280
‫از اون‌جایی که مثلاً
‫تو یه خبرنگاری؛

553
00:44:02,370 --> 00:44:04,080
‫این کاملاً بی‌ربطه

554
00:44:04,160 --> 00:44:06,160
‫اما جواب بله‌ست، همچین
‫چیزی داریم اون‌جا.

555
00:44:06,250 --> 00:44:08,500
‫- چقدر چندش، بیا اصلاً...
‫- آره بیا بی‌خیالش بشیم.

556
00:44:08,580 --> 00:44:10,670
‫الان داری رو چه موضوعی کار می‌کنی؟

557
00:44:10,750 --> 00:44:14,550
‫حسابی درگیر فعالیتِ غیرقانونی
‫یه باند موتورسواری بودم.

558
00:44:15,340 --> 00:44:17,170
‫می‌تونی درمورد اون‌ها سوال بپرسی.

559
00:44:20,720 --> 00:44:22,390
‫و...

560
00:44:23,600 --> 00:44:26,060
‫این‌که چطوری به منابع‌ اصلی‌شون
‫نزدیک شدم

561
00:44:27,770 --> 00:44:30,480
‫جاشوا جیک ادلستین
‫قانون‌شکن رو ببین!

562
00:44:30,560 --> 00:44:32,900
‫مثلاً چه انتظاری داشتی؟

563
00:44:32,980 --> 00:44:36,900
‫کدوم بخش از کارـت رو بیشتر
‫از همه دوست داری؟

564
00:44:36,980 --> 00:44:38,990
‫خیلی‌خب.

565
00:44:41,030 --> 00:44:43,160
‫از نظرم غیرقابل‌پیش‌بینی بودنش؛

566
00:44:43,240 --> 00:44:46,160
‫این‌که هیچوقت نمی‌دونی
‫چی در انتظارته.

567
00:44:46,240 --> 00:44:49,460
‫وقتی که این‌جا زندگی می‌کردم
‫همه‌چی انگار از قبل طراحی شده بود.

568
00:44:49,540 --> 00:44:52,120
‫همیشه یک‌شکل بودن اوضاع...

569
00:44:52,210 --> 00:44:54,000
‫یه‌جورایی کلافه‌ام کرده بود.

570
00:44:59,920 --> 00:45:01,550
‫خودت چی؟

571
00:45:01,630 --> 00:45:05,140
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی...این‌جا خوشحالی؟

572
00:45:05,220 --> 00:45:07,720
‫بعد از تموم شدن مدرسه
‫می‌خوای همین‌جا بمونی؟

573
00:45:09,310 --> 00:45:13,940
‫فعلاً تنها هدفم تموم کردن مدرسه‌ست.

574
00:45:14,020 --> 00:45:16,650
‫به بیشتر از اون نمی‌تونم فکر کنم.

575
00:45:20,860 --> 00:45:22,200
‫من می‌رم.

576
00:45:27,240 --> 00:45:29,500
‫خانه ادلستین‌ها.

577
00:45:29,580 --> 00:45:32,250
‫- جیک؟
‫- آقای کاتاگیری؟

578
00:45:32,330 --> 00:45:34,420
‫- می‌تونی صحبت کنی؟
‫- آره.

579
00:45:36,130 --> 00:45:38,380
‫شواهدی به دست‌مون رسیده که
‫نشون می‌ده توزاوا

580
00:45:38,460 --> 00:45:40,130
‫برای عمل جراحی رفته مینیاپولیس!

581
00:45:41,760 --> 00:45:46,093
چطوری؟ لیست انتظار عمل پیوند
خیلی طولانیه.

582
00:45:47,391 --> 00:45:50,326
مردم مدت ها منتظر میمونن؛ با این حال که مشخص
نیست اصلاً کبد مطابق بهشون پیدا بشه یا نه.

583
00:45:50,350 --> 00:45:53,140
‫حتماً به کسی رشوه داده یا تهدیدشون کرده.

584
00:45:53,230 --> 00:45:55,940
‫- به‌هرحال به کارمون میاد.
‫- آره.

585
00:45:56,020 --> 00:45:58,610
‫باشه. هرچی شد بهم بگین.

586
00:45:58,690 --> 00:46:01,990
‫جیک، مینیاپولیس تا سنت‌لوئیس با هواپیما

587
00:46:02,070 --> 00:46:03,360
‫فقط یک ساعت و نیم فاصله داره.

588
00:46:06,766 --> 00:46:09,561
‫من تازه دیشب اومدم این‌جا.

589
00:46:09,870 --> 00:46:11,540
‫به‌نظرت اگه بدونه ما همچین

590
00:46:11,620 --> 00:46:13,540
‫اطلاعاتی رو داریم چیکار می‌کنه؟

591
00:46:15,943 --> 00:46:17,444
‫تو اون‌جایی...

592
00:46:18,819 --> 00:46:20,863
‫جز تو هیچکس رو نداریم!

593
00:46:20,946 --> 00:46:24,033
‫جیک؛ جز تو نمی‌تونم به
‫کسی اعتماد کنم!

594
00:46:28,390 --> 00:46:30,640
‫برای مصاحبه برمی‌گردی دیگه؟

595
00:46:30,720 --> 00:46:33,100
‫معلومه که آره؛ نهایت یه
‫روز توی مینیاپلیس می‌مونم.

596
00:46:33,180 --> 00:46:35,350
‫عزیزم، عزیزم، فقط...

597
00:46:35,440 --> 00:46:37,770
‫نمی‌دونم چرا نتونستن یکی دیگه
‫رو واسه این‌کار پیدا کنن.

598
00:46:37,860 --> 00:46:39,820
‫چون من این‌جام مامان؛ بقیه‌شون
‫اون سمت دنیان.

599
00:46:39,900 --> 00:46:41,780
‫خیلی دوره خب.

600
00:46:41,860 --> 00:46:43,990
‫کمکی از دست من برمیاد؟

601
00:46:44,070 --> 00:46:45,740
‫کمک؟ مثلاً چه کمکی؟

602
00:46:45,820 --> 00:46:47,870
‫چند نفر رو توی مرکز درمانی مینه‌سوتا جنوبی
‫می‌شناسم.

603
00:46:47,950 --> 00:46:50,530
‫رئیسِ بخش مغز و عصاب
‫یکی از دوست‌های قدیمی‌امه.

604
00:46:50,620 --> 00:46:51,830
‫شاید بدونه...

605
00:46:51,910 --> 00:46:54,000
‫کی رو می‌خواستی؟
‫رئیس بخش کبد؟

606
00:46:54,080 --> 00:46:55,250
‫آره؛ کبدشناسی.

607
00:46:55,330 --> 00:46:57,250
‫خب؛ اگه بخوای می‌تونم بهش زنگ بزنم.

608
00:46:57,330 --> 00:46:59,670
‫واقعاً ازت ممنون می‌شم بابا.

609
00:46:59,750 --> 00:47:03,210
‫دیدی؟ بابات اونقدرها هم که فکر می‌کنی
‫به‌دردنخور نیست!

610
00:47:03,300 --> 00:47:06,470
‫اگه جوون‌تر بودم باهات می‌اومدم.

611
00:47:06,550 --> 00:47:09,800
‫امیدوارم توی این مورد به پزشکی
‫قانونی نیازی نباشه بابا.

612
00:47:09,890 --> 00:47:12,520
‫- زود می‌بینمتون.
‫- فردا می‌بینیمت.

613
00:47:13,770 --> 00:47:14,770
‫مراقبت کن.

614
00:47:34,270 --> 00:47:40,151
‫زنان این کشور لطف و محبت زیادی
‫نسبت به من داشتن.

615
00:47:40,651 --> 00:47:44,363
‫آقای آکیرا، شما قبلاً میزبان
‫شماره‌ی یک توکیو بودین.

616
00:47:45,197 --> 00:47:48,534
‫- الانم که تبدیل به یه شخصیت تلوزیونی معروف شدین.
‫- بله

617
00:47:48,909 --> 00:47:51,788
‫امروز خیلی جذاب شدین!

618
00:47:52,331 --> 00:47:55,334
‫ارزش این لباس و جواهرات‌تون چقدره؟

619
00:47:55,417 --> 00:48:00,714
‫نمی‌تونم قیمت‌ش رو بگم؛ اما اونقدری
‫هست که بشه باهاش یه ماشین لوکس خرید.

620
00:48:01,256 --> 00:48:04,760
‫ولی جداً، هیچ شکایتی ندارم.

621
00:48:05,469 --> 00:48:10,806
‫جت‌های شخصی، وسایل لوکس
‫صبحانه همراه شامپاین!

622
00:48:10,890 --> 00:48:15,145
‫واقعاً زندگی خوبیه و خیلی خوش شانسم.

623
00:48:15,771 --> 00:48:18,689
‫خوش‌شانس و پولدار!

624
00:48:31,970 --> 00:48:35,390
‫پس بابات بیل رو می‌شناسه.

625
00:48:35,470 --> 00:48:36,560
‫آره؛ عالیه.

626
00:48:36,640 --> 00:48:37,980
‫- دنیای کوچیکیه...
‫- واقعاً.

627
00:48:38,060 --> 00:48:39,770
‫ممنونم با این‌که اومدنم خیلی
‫عجله‌ای شد

628
00:48:39,850 --> 00:48:41,150
‫وقت گذاشتین تا باهام صحبت کنین

629
00:48:41,230 --> 00:48:42,440
‫آره خب چند دقیقه بیشتر
‫سرم خلوت نیست

630
00:48:42,520 --> 00:48:43,860
‫گفتی داری مقاله می‌نویسی؟

631
00:48:43,940 --> 00:48:45,230
‫آره؛ چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

632
00:48:45,320 --> 00:48:47,280
‫برای روزنامه میـچو توی شهر توکیوـه!

633
00:48:47,360 --> 00:48:50,030
‫موضوع مقاله‌مون درموردِ چگونگی انتقال
‫نوآوری‌های ایالت متحده

634
00:48:50,110 --> 00:48:51,360
‫در پزشکی، بـه کشور ژاپنه.

635
00:48:51,450 --> 00:48:53,240
‫خوشحال می‌شم به‌تون کمک کنم.

636
00:48:53,320 --> 00:48:54,950
‫خب؛ برای شروع می‌تونین از آمارِ

637
00:48:55,030 --> 00:48:58,040
‫- لیست انتظار پیوند اعضا برامون بگین؟
‫- خیلی طولانیه!

638
00:48:58,120 --> 00:49:01,420
‫در حال حاضر 400 نفر توی لیست‌مون هستن.

639
00:49:01,500 --> 00:49:03,580
‫این آمار فقط آمار افراد آمریکایی‌ هستن

640
00:49:03,670 --> 00:49:05,170
‫یا مردم خارجی هم قاطی‌شون هست؟

641
00:49:05,250 --> 00:49:06,670
‫توی این مرکز درمان بیگانگان
‫صورت نمی‌گیره.

642
00:49:06,750 --> 00:49:08,210
‫این لیست مختصِ مردم آمریکاست.

643
00:49:08,300 --> 00:49:10,880
‫خب، میانگین زمانِ انتظار
‫برای پیوند کبد چقدره؟

644
00:49:12,550 --> 00:49:14,930
‫خب، توی این مرکز، حدود 5 سال.

645
00:49:22,060 --> 00:49:23,520
‫امیدوارم به کارتون بیاد.

646
00:49:23,600 --> 00:49:25,060
‫ببخشید که عجله دارم؛
‫اما باید برم.

647
00:49:25,150 --> 00:49:26,400
‫نه. ممنونم که وقت‌تون
‫رو در اختیارم گذاشتید.

648
00:49:26,480 --> 00:49:28,610
‫- خواهش می‌کنم.
‫- ساعت قشنگیه!

649
00:49:28,690 --> 00:49:30,530
‫اوه! ممنونم.

650
00:49:30,610 --> 00:49:33,700
‫دکتر واکر، حدود چند درصد از بیماران

651
00:49:33,780 --> 00:49:36,330
‫طِی زمان انتظار برای پیوند کلیه
‫جون‌ خودشون رو از دست می‌دن؟

652
00:49:36,410 --> 00:49:39,250
‫خب فکرکنم حدود 10 درصد.

653
00:49:40,500 --> 00:49:43,000
‫اون «واشـرون کنستانتین» رو
‫از کجا خریدین؟

654
00:49:44,580 --> 00:49:46,170
‫- ببخشید؟
‫- ساعت رو می‌گم.

655
00:49:46,250 --> 00:49:48,710
‫مدلِ واشرون کنستانتین‌ـه؛ مگه نه؟

656
00:49:48,800 --> 00:49:50,970
‫- می‌دونم که به‌شدت کم‌یاب هستن.
‫- والا من خبر ندارم.

657
00:49:51,050 --> 00:49:53,220
‫یه‌راست برم سر اصل مطلب، من
‫دوست دارم مقاله‌ام درموردِ

658
00:49:53,300 --> 00:49:56,220
‫زحمات بی‌وقفه شما و این مرکز
‫درمانی باشکوه باشه؛

659
00:49:56,300 --> 00:49:58,430
‫دوست ندارم درموردِ اون ساعت باشه که

660
00:49:58,510 --> 00:50:00,850
‫یه گنگ‌ستر به‌شدت معروفِ
‫ژاپنی به‌تون هدیه دادتش؛

661
00:50:00,930 --> 00:50:02,060
‫تا اسمش رو بذارین توی لیست انتظار،

662
00:50:02,140 --> 00:50:03,690
‫- و بعد جراحی‌ش کردین.
‫- ببین؛ من هیچ...

663
00:50:03,770 --> 00:50:06,440
‫اما اگه کمکم کنی؛ مطمئن
‫باش همچین کاری می‌کنم.

664
00:50:06,520 --> 00:50:08,690
‫بعدش هم تا عمر داری
‫کارت رو از دست می‌دی.

665
00:50:25,290 --> 00:50:26,670
‫- آقای کاتاگیری.
‫- جیک.

666
00:50:26,750 --> 00:50:27,960
‫آماده‌ای؟

667
00:50:28,040 --> 00:50:31,170
‫توزاوا نه تنها توی مرکز درمانی
‫مینه‌سـوتا عمل پیوند کبد انجام داده،

668
00:50:31,260 --> 00:50:33,670
‫بلکه به محض این‌که
‫کبد مطابق باهاش پیدا شده،

669
00:50:33,760 --> 00:50:36,890
‫سریع آماده‌ش کردن و روز بعد
‫دوباره عمل کرده.

670
00:50:36,970 --> 00:50:39,890
‫- کی این‌ها رو بهت گفته؟
‫- خودِ جراحش!

671
00:50:39,970 --> 00:50:41,470
‫دکتر واکر.

672
00:50:41,560 --> 00:50:44,060
‫ظاهراً طرف یکی بوده که سرتاپاش
‫خالکوبی داشته

673
00:50:44,140 --> 00:50:45,560
‫و به‌زور می‌تونسته
‫انگلیسی حرف بزنه

674
00:50:45,640 --> 00:50:49,230
‫بیرون اتاق عمل و ریکاوری هم
‫کُلی نگه‌بان وایستاده بوده!

675
00:50:49,320 --> 00:50:53,190
‫اسم بیمار «اسپنسر تاناکا» ثبت شده!

676
00:50:53,280 --> 00:50:55,200
‫اس، تی!

677
00:50:55,280 --> 00:50:56,990
‫بعد از عمل هم

678
00:50:57,070 --> 00:50:59,240
چندتا مرد ژاپنی میان و به دکتر واکر

679
00:50:59,330 --> 00:51:01,290
‫یه ساعت 250 هزاردلاری می‌دن

680
00:51:01,370 --> 00:51:03,580
‫و بهش می‌گن که به هیچکس
‫حرفی نزنه.

681
00:51:05,290 --> 00:51:06,870
‫سوال اصلی اینه که،

682
00:51:06,960 --> 00:51:09,630
‫چطوری توزاوا با این‌که ممنوع‌الخروج بوده
‫اومده این‌جا؟

683
00:51:09,710 --> 00:51:13,420
‫به کی پول داده بوده تا
‫بتونه از مرز خارج بشه؟

684
00:51:15,090 --> 00:51:16,430
‫یه خبرایی این وسط هست!

685
00:51:16,510 --> 00:51:18,090
‫و کُلی سوال دیگه.

686
00:51:18,180 --> 00:51:20,100
‫کی برمی‌گردی ژاپن؟

687
00:51:20,180 --> 00:51:22,100
‫کلاً چهار روز دیگه اونجام.

688
00:51:22,180 --> 00:51:24,600
‫جیک؛ ما چهار روز وقت نداریم.

689
00:51:24,680 --> 00:51:26,440
‫من هم وقت ندارم!

690
00:51:26,520 --> 00:51:29,480
‫نمی‌تونم همینطوری ول کنم بیام!
‫خانواده‌ام من رو می‌کشن.

691
00:51:29,560 --> 00:51:32,270
‫جیک، توزاوا داره تحکیمِ قدرت می‌کنه.

692
00:51:32,360 --> 00:51:36,070
‫تو الان یه مدرک خیلی محکم
‫علیه‌ش گیر آوردی.

693
00:51:38,610 --> 00:51:40,950
‫ببخشید که همچین درخواستی دارم...

694
00:51:41,030 --> 00:51:43,660
‫اما باید قال این قضیه رو بکنیم

695
00:51:43,740 --> 00:51:46,000
‫وگرنه افراد بیشتری می‌میرن.

696
00:51:46,815 --> 00:51:49,109
‫این‌جا بهت نیاز داریم! همین حالا.

697
00:52:01,640 --> 00:52:03,470
‫خانه ادلستین‌ها.

698
00:52:05,180 --> 00:52:08,940
‫سلام. چه‌خبر؟
‫کارـت حل شد؟

699
00:52:09,020 --> 00:52:11,980
‫خیلی خوشحال شدم! نمی‌تونم صبرکنم
‫تا بیای و همه‌چی رو تعریف کنی.

700
00:52:12,060 --> 00:52:13,860
‫داری برمی‌گردی؟

701
00:52:17,070 --> 00:52:20,280
‫کجا؟ توی دالاس چیکار می‌کنی؟

702
00:52:22,660 --> 00:52:24,370
‫جیک...

703
00:52:24,450 --> 00:52:26,000
‫پس خواهرت...

704
00:52:26,080 --> 00:52:28,370
‫به جس قول دادی!
‫الان اون...

705
00:52:28,460 --> 00:52:30,170
‫همه‌ش منتظره که برگردی.

706
00:52:34,000 --> 00:52:35,800
‫اینطوری اصلاً درست نیست.

707
00:52:35,880 --> 00:52:38,380
‫الان من به مادرت چی بگم؟

708
00:52:40,680 --> 00:52:42,600
‫متوجه ام که مجبور بودی؛

709
00:52:42,680 --> 00:52:45,600
‫اما موضوعات مهم‌تر و ضروری‌تر از خانواده

710
00:52:45,680 --> 00:52:48,390
‫فقط در صورتی وجود دارن که

711
00:52:48,480 --> 00:52:50,390
‫خودت اجازه بدی.

712
00:52:54,900 --> 00:52:56,610
‫مراقبت کن.

713
00:52:56,634 --> 00:53:13,634
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

714
00:53:13,658 --> 00:53:23,658
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

715
00:53:25,329 --> 00:53:26,456
‫شلیک کن.

716
00:53:29,270 --> 00:53:30,730
‫آخ!

717
00:53:34,298 --> 00:53:35,631
‫لعنت بهش! بیا بریم.

