﻿1
00:00:09,000 --> 00:00:19,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:53,011 --> 00:00:55,889
‫اگه می‌خوای اونی که گفتی رو ببینی،

3
00:00:55,972 --> 00:00:57,891
‫کلیدش توی جیبمـه

4
00:01:54,405 --> 00:01:57,659
‫لطفاً منو نکُش.
‫بابت همه چی متأسفم. خواهش می‌کنم!

5
00:01:57,742 --> 00:01:59,035
‫سونگ گی‌هون کجاست؟

6
00:01:59,119 --> 00:02:00,328
‫اتاق 410!

7
00:02:17,637 --> 00:02:19,597
‫پلیس. دست‌ها بالا!

8
00:02:35,864 --> 00:02:37,407
‫سونگ گی‌هون

9
00:02:37,490 --> 00:02:39,784
‫به اتهام قتل بازداشتی

10
00:02:39,868 --> 00:02:41,870
‫حق داری وکیل اختیار کنی،

11
00:02:41,953 --> 00:02:43,246
‫و حق داری...

12
00:02:48,877 --> 00:02:50,086
‫تو کی هستی؟

13
00:02:52,881 --> 00:02:56,134
‫شما... آقای سونگ گی‌هون هستید؟

14
00:02:56,217 --> 00:02:59,470
‫داشتم به آقای کیم کمک می‌کردم
‫مردی که داکجی بازی می‌کنه رو پیدا کنیم

15
00:02:59,554 --> 00:03:01,181
‫اسم من چوی ووسئوکـه

16
00:03:01,264 --> 00:03:05,351
‫ما هر روز از ایستگاه مترو برات عکس می‌فرستادیم!

17
00:03:05,935 --> 00:03:07,270
‫یادته؟

18
00:03:09,480 --> 00:03:13,026
‫هیچوقت از نزدیک همدیگه رو ندیدیم،

19
00:03:13,109 --> 00:03:15,737
‫ولی از رئیسم خیلی تعریفت رو شنیدم

20
00:03:15,820 --> 00:03:20,325
‫گفت تو آدم بزرگی بودی که خودت
‫داوطلبانه واسه تسویه‌ی بدهی‌ات اومدی

21
00:03:20,408 --> 00:03:22,911
‫گفت به عمرش آدمی مثل تو ندیده...

22
00:03:24,537 --> 00:03:25,537
‫اون حروم‌زاده

23
00:03:27,707 --> 00:03:29,209
‫شما اونو کُشتید، آقای سونگ؟

24
00:03:31,961 --> 00:03:34,839
‫ای تخم سگ!

25
00:03:37,508 --> 00:03:39,219
‫اون حروم‌زاده...

26
00:03:40,762 --> 00:03:44,224
‫اون حروم‌زاده رئیسم رو کُشت

27
00:03:47,685 --> 00:03:52,649
‫من اشتباهی دو بار سنگ آوردم

28
00:03:52,732 --> 00:03:57,570
‫اون کاغذ و قیچی داشت.
‫فقط باید کاغذ می‌آورد.

29
00:03:57,654 --> 00:04:00,114
‫ولی نیاورد

30
00:04:00,198 --> 00:04:02,784
‫مثل احمق‌ها...

31
00:04:02,867 --> 00:04:04,869
‫« نیمه‌شب 31 اکتبر، کلوب اچ‌دی‌اچ »

32
00:04:05,000 --> 00:04:15,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

33
00:04:15,922 --> 00:04:19,759
‫« بازی مرکب، فصل 2 »

34
00:04:22,470 --> 00:04:26,808
‫قسمت دوم: مهمونی هالووین

35
00:04:46,828 --> 00:04:47,829
‫ببخشید!

36
00:04:49,998 --> 00:04:51,165
‫آهای!

37
00:04:51,874 --> 00:04:52,959
‫بیدار شو!

38
00:04:57,755 --> 00:04:59,215
‫پنجره رو باز کن

39
00:05:08,808 --> 00:05:10,768
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

40
00:05:11,936 --> 00:05:13,855
‫محل کارم اینجاست

41
00:05:13,938 --> 00:05:15,523
‫باید فردا صبح زود اینجا باشم

42
00:05:15,606 --> 00:05:18,526
‫دلیل نمیشه بتونی این بیرون توی ماشین بخوابی

43
00:05:18,609 --> 00:05:20,862
‫اگه مافوق‌هام بفهمن توی دردسر میفتم

44
00:05:22,280 --> 00:05:23,906
‫گمونم قبلاً اینجا دیدمت

45
00:05:23,990 --> 00:05:26,701
‫شرمنده. فردا ماشینم رو جابجا می‌کنم

46
00:05:27,201 --> 00:05:28,911
‫دیگه تکرار نشه

47
00:05:29,746 --> 00:05:31,998
‫وگرنه گزارشت رو میدم

48
00:05:32,832 --> 00:05:33,832
‫باشه

49
00:05:53,144 --> 00:05:54,729
‫کارآگاه هوانگ جون‌هو

50
00:05:58,149 --> 00:05:59,609
‫حالا یادم اومد

51
00:06:00,943 --> 00:06:03,112
‫قبلاً یه بار اومدی خونه‌ام دیدنم

52
00:06:03,905 --> 00:06:05,656
‫دو بار همدیگه رو دیدیم

53
00:06:06,407 --> 00:06:08,868
‫یه بار جلوی خونه‌ات و یه بارم...

54
00:06:10,495 --> 00:06:11,662
‫توی اون جزیره

55
00:06:12,455 --> 00:06:15,375
‫یادته؟ شبی که توی خوابگاه آشوب به پا شد

56
00:06:16,376 --> 00:06:18,294
‫افراد نقاب‌پوش وارد شدن تا جلوش رو بگیرن

57
00:06:20,088 --> 00:06:22,590
‫تو یکی از اونا بودی؟

58
00:06:22,673 --> 00:06:25,134
‫من پنهانی و با پوشش وارد اونجا شدم
‫تا برادرم رو پیدا کنم

59
00:06:25,218 --> 00:06:27,220
‫چطوری حرفت رو باور کنم؟

60
00:06:27,303 --> 00:06:31,140
‫یکی از نقاب‌پوش‌ها ازت راجع به
‫یکی به نام «هوانگ اینهو» سؤال کرد

61
00:06:32,892 --> 00:06:34,060
‫بازیکن 456

62
00:06:35,019 --> 00:06:36,687
‫اینجا کسی رو به اسم هوانگ اینهو می‌شناسی؟

63
00:06:38,898 --> 00:06:41,526
‫ما اسم‌های همدیگه رو نمی‌دونیم

64
00:06:42,527 --> 00:06:43,653
‫اون من بودم

65
00:06:44,153 --> 00:06:45,947
‫هوانگ اینهو برادرمـه

66
00:06:49,784 --> 00:06:51,953
‫اونی که کُشتی کی بود؟

67
00:06:53,204 --> 00:06:56,541
‫اون بازیکن جذب می‌کنه واسه مسابقه

68
00:06:57,875 --> 00:06:59,710
‫ولی من نکُشتمش

69
00:07:03,423 --> 00:07:05,550
‫صرفاً بازی رو باخت

70
00:07:07,009 --> 00:07:10,221
‫هنوز توی اون بازی هستی؟

71
00:07:10,805 --> 00:07:13,474
‫دارم سعی می‌کنم میخ تابوتش رو بزنم

72
00:07:13,558 --> 00:07:14,559
‫چطوری؟

73
00:07:14,642 --> 00:07:16,310
‫اول اون یارو رو پیدا می‌کنم

74
00:07:17,603 --> 00:07:20,273
‫سرپرست بازی که واسه اوه ایل‌نام کار می‌کرد

75
00:07:22,316 --> 00:07:23,651
‫می‌دونی اون کیه؟

76
00:07:25,695 --> 00:07:27,697
‫نقاب‌پوش‌ها بهش می‌گفتن کاپیتان

77
00:07:27,780 --> 00:07:28,948
‫چهره‌اش رو دیدی؟

78
00:07:31,242 --> 00:07:35,830
‫نه، صورتش رو ندیدم.
‫یه ماسک سیاه زده بود.

79
00:07:39,083 --> 00:07:41,002
‫قصد داری چطوری پیداش کنی؟

80
00:07:42,712 --> 00:07:44,881
‫این یه دعوت‌نامه‌ست که اون فرستاده

81
00:07:49,218 --> 00:07:52,263
‫اگه پیداش کردی، بعدش چی؟

82
00:07:53,806 --> 00:07:54,807
‫می‌کُشیش؟

83
00:07:55,850 --> 00:07:58,478
‫کُشتنش باعث نمیشه بازی‌ها ادامه پیدا نکنن

84
00:07:59,937 --> 00:08:02,190
‫اوه‌ ایل‌نام قبل از مرگش گفت

85
00:08:03,316 --> 00:08:06,360
‫این بازی رو برای مشتری‌هاش ساخته

86
00:08:06,444 --> 00:08:07,444
‫درسته

87
00:08:08,362 --> 00:08:10,364
‫یه سری افراد هستن که بهشون میگن وی‌آی‌پی

88
00:08:10,448 --> 00:08:12,241
‫یکی‌شون رو دیدم

89
00:08:13,993 --> 00:08:15,119
‫بذار من برم

90
00:08:16,120 --> 00:08:17,705
‫کمکت می‌کنم پیداشون کنی

91
00:08:18,664 --> 00:08:21,375
‫آقای سونگ. نباید به پلیس‌ها اعتماد کنید

92
00:08:21,959 --> 00:08:25,671
‫من که ندیدم پلیس‌ها
‫به امثالِ ما کمک کنن

93
00:08:30,510 --> 00:08:33,888
‫بابت برادرت متأسفم.
‫ولی بهتره فراموشش کنی.

94
00:08:33,971 --> 00:08:35,556
‫تو می‌تونی فراموش کنی؟

95
00:08:37,391 --> 00:08:39,143
‫آدمایی که توی اون جزیره مُردن؟

96
00:08:41,187 --> 00:08:43,731
‫من چیزهایی دیدم که تو ندیدی

97
00:08:44,649 --> 00:08:46,150
‫می‌تونم کمکت کنم...

98
00:08:48,444 --> 00:08:49,987
‫به هدفت برسی

99
00:08:58,412 --> 00:09:00,831
‫لطفاً تجدید نظر کنید، آقای سونگ

100
00:09:00,915 --> 00:09:03,876
‫یه بار سرم کلاه گذاشتن و
‫کل پولم رو از دست دادم

101
00:09:03,960 --> 00:09:06,379
‫خون جلوی چشمم رو گرفته بود،
‫واسه همین یکم کتکش زدم

102
00:09:06,462 --> 00:09:08,172
‫اونقدرا وخیم نبود،

103
00:09:08,256 --> 00:09:11,717
‫ولی پلیس‌ها دستگیرم کردن و
‫بهم گفتن باهاش سازش کنم

104
00:09:11,801 --> 00:09:13,219
‫ولی با کدوم پول؟

105
00:09:13,302 --> 00:09:15,680
‫اون عوضی دار و ندارم رو ازم گرفت

106
00:09:15,763 --> 00:09:19,684
‫می‌دونی چیش مسخره‌ست؟
‫من افتادم زندان و اون قِسر در رفت

107
00:09:19,767 --> 00:09:21,811
‫از اون‌موقع، دیگه به پلیس‌ها اعتماد نکردم...

108
00:09:26,023 --> 00:09:27,400
‫پول...

109
00:09:27,483 --> 00:09:28,901
‫آقای سونگ

110
00:09:29,569 --> 00:09:31,821
‫پس درستـه که شما توی بازی برنده شدید؟

111
00:09:39,120 --> 00:09:43,249
‫این خون‌بهای همه‌ی آدماییـه که اونجا مُردن

112
00:09:46,419 --> 00:09:49,130
‫ازش واسه مبارزه
‫با اون حروم‌زاده‌ها استفاده می‌کنم

113
00:09:50,881 --> 00:09:55,094
‫اگه کمکم کنید، هرچقدر بخواید بهتون میدم

114
00:09:55,678 --> 00:09:57,805
‫من به خاطر پول وارد این قضیه نشدم

115
00:09:58,848 --> 00:10:00,391
‫من هم همینطور

116
00:10:01,183 --> 00:10:04,061
‫اون حروم‌زاده جلوی چشمم رئیسم رو کُشت

117
00:10:04,145 --> 00:10:07,481
‫اون مثل داداشم بود.
‫حتی ترتیب جشن عروسیم رو داد.

118
00:10:08,816 --> 00:10:11,319
‫اون بی‌همه‌چیزها رو پیدا می‌کنم،
‫دست و پاشون رو می‌بندم،

119
00:10:11,402 --> 00:10:13,779
‫مجبورشون می‌کنم سنگ، کاغذ، قیچی
‫بازی کنن و با گلوله خلاص‌شون می‌کنم

120
00:10:14,947 --> 00:10:17,408
‫توی اون جزیره افراد مسلح دارن

121
00:10:17,491 --> 00:10:20,077
‫با چندتا سلاح کمری نمیشه حریف‌شون شد

122
00:10:24,373 --> 00:10:26,542
‫تا الان اینا رو جمع کردم

123
00:10:30,004 --> 00:10:33,215
‫اینا واقعی هستن؟
‫این همه رو از کجا آوردی؟

124
00:10:33,299 --> 00:10:38,220
‫رفیق، آقای سانگ.
‫پس نقشه داری!

125
00:10:38,304 --> 00:10:40,973
‫می‌خوام افرادی رو پیدا کنید که
‫بتونیم باهاشون همکاری کنیم

126
00:10:41,057 --> 00:10:42,892
‫البته، خیالت تخت

127
00:10:42,975 --> 00:10:45,645
‫چند نفر رو می‌شناسم که یه کارهایی ازشون برمیاد

128
00:10:46,854 --> 00:10:48,564
‫اینا اسلحه‌های کی2 هستن؟

129
00:10:48,648 --> 00:10:51,400
‫بعد خدمتم توی ارتش دیگه از اینا ندیده بودم

130
00:10:53,152 --> 00:10:55,029
‫گمونم از بازار سیاه اومدن

131
00:10:56,113 --> 00:10:57,531
‫اصلاً تیر می‌زنن؟

132
00:11:25,601 --> 00:11:28,354
‫هر وقت تونستی بیا امتحان‌شون کن

133
00:11:29,647 --> 00:11:30,647
‫بعلاوه

134
00:11:31,816 --> 00:11:34,860
‫توصیه می‌کنم از شغل فعلی‌ت استعفا بدی

135
00:12:30,791 --> 00:12:34,086
‫خدایا، چقدر گرمـه.
‫درجۀ کولر رو بیشتر کن!

136
00:12:34,170 --> 00:12:38,007
‫چرا کولر اینجا اینقدر ضعیفـه؟ تف توش

137
00:12:39,925 --> 00:12:42,762
‫- میشه یکی بگه درستش کنن؟
‫- هوا چقدر گرمـه

138
00:12:43,888 --> 00:12:46,390
‫- می‌خوام برم خونه
‫- بعد کار برنامه‌ات چیه؟

139
00:12:46,932 --> 00:12:48,392
‫- یه آبجومون نشه؟
‫- چرا که نه

140
00:12:48,476 --> 00:12:51,729
‫- پایه‌ام
‫- یه مغازه‌ی جدید همین نزدیکی باز شده

141
00:12:51,812 --> 00:12:54,982
‫- خیلی خسته‌ام
‫- سخت بود

142
00:13:13,292 --> 00:13:17,338
‫خرگوشه، این واسه توئـه

143
00:13:34,647 --> 00:13:36,982
‫خرگوشه، درد داره؟

144
00:13:39,318 --> 00:13:41,445
‫اونقدر گرمـه که نمیشه اینا رو پوشید

145
00:13:42,613 --> 00:13:46,826
‫من که توی این کله‌ی خوک
‫نفسم بالا نمیاد. فقط من اینطورم؟

146
00:13:57,378 --> 00:13:58,462
‫نایئون!

147
00:14:00,005 --> 00:14:01,005
‫نایئون

148
00:14:01,674 --> 00:14:02,674
‫نایئون

149
00:14:04,301 --> 00:14:07,179
‫نایئون. بهت گفته بودم همینطوری
‫سرت رو ننداز پایین وارد هر جایی نشو

150
00:14:07,263 --> 00:14:10,224
‫بابایی!

151
00:14:11,225 --> 00:14:14,645
‫گریه نکن. ببخشید، رفقا

152
00:14:15,521 --> 00:14:17,648
‫چیزیت نیست. بابایی پیشتـه

153
00:14:24,071 --> 00:14:26,323
‫کِی از بیمارستان مرخص شد؟

154
00:14:27,700 --> 00:14:28,700
‫اون کیه؟

155
00:14:29,910 --> 00:14:33,956
‫دیدی یه سری هنرمندها توی پارک هستن که
‫تصویر بقیه رو می‌کِشن؟

156
00:14:34,039 --> 00:14:37,042
‫اون یارو از همونا بود و
‫اون هم دخترشـه

157
00:14:37,918 --> 00:14:39,211
‫مریضـه؟

158
00:14:40,671 --> 00:14:42,882
‫خب، شنیدم سرطان خون داره

159
00:14:42,965 --> 00:14:45,426
‫ظاهراً باید پیوند مغز استخوان بشه

160
00:14:45,968 --> 00:14:47,553
‫ولی به این راحتی‌ها نیست

161
00:14:53,017 --> 00:14:54,184
‫« ماهی‌فروشی سانگ وو »

162
00:14:54,268 --> 00:14:57,479
‫- مراقبت کن
‫- ممنون. خداحافظ

163
00:15:05,154 --> 00:15:06,155
‫چئول!

164
00:15:06,697 --> 00:15:07,697
‫مادربزرگ

165
00:15:13,078 --> 00:15:14,580
‫- شام خوردی؟
‫- آره

166
00:15:14,663 --> 00:15:16,582
‫با دوستام یه برگر خوردم

167
00:15:17,333 --> 00:15:21,211
‫با اون که سیر نمیشی.
‫یه مقدار سیب‌زمینی شیرین بخارپز کردم.

168
00:15:21,295 --> 00:15:23,422
‫سیب‌زمینی شیرین؟ ولی من معده‌ام پُره

169
00:15:23,505 --> 00:15:24,882
‫پس یکم نوشیدنی سیکایه بخور

170
00:15:28,344 --> 00:15:32,389
‫زنی که کنار سه‌بیوکـه، مادرشـه

171
00:15:32,473 --> 00:15:37,519
‫اخیراً از اردوگاه زندانیان در
‫استان هامگیونگ شمالی آزاد شد

172
00:15:38,771 --> 00:15:40,397
‫اوضاع و احوالش چطوره؟

173
00:15:40,481 --> 00:15:43,233
‫توی زندان سِل گرفت، وخیم بود،

174
00:15:43,317 --> 00:15:45,527
‫ولی اصلاً درست حسابی مداواش نکردن

175
00:15:45,611 --> 00:15:48,238
‫یه مدت نمی‌تونه تکون بخوره

176
00:15:48,322 --> 00:15:51,200
‫لطفاً هر چه سریع‌تر بیاریدش اینجا

177
00:15:51,283 --> 00:15:56,288
‫من بهترین متخصص‌ها رو
‫توی چین و کره‌ی شمالی دارم

178
00:15:56,872 --> 00:16:00,334
‫به محض اینکه بهبود پیدا کنه،
‫جابجاش می‌کنیم

179
00:16:00,417 --> 00:16:03,504
‫اگه لازمه می‌تونم پول بیشتری بهت بدم

180
00:16:03,587 --> 00:16:05,172
‫نه

181
00:16:05,255 --> 00:16:07,299
‫همین الانش به قدر کافی بهم پول دادی

182
00:16:12,805 --> 00:16:15,265
‫بعد از آخرین بار، اینو به سه‌بیوک مدیونم

183
00:16:15,849 --> 00:16:19,687
‫ترتیبش رو میدم

184
00:16:29,822 --> 00:16:30,656
‫این چیه؟

185
00:16:30,739 --> 00:16:31,657
‫« ماهی‌فروشی سانگ وو »

186
00:16:31,740 --> 00:16:34,493
‫داداش کوچولوی سه‌بیوک اینجاست

187
00:16:34,576 --> 00:16:37,287
‫اگه گیرم نیاوردی،

188
00:16:38,497 --> 00:16:40,916
‫لطفاً با این شماره تماس بگیر

189
00:16:41,792 --> 00:16:44,003
‫باشه، حتماً

190
00:17:02,896 --> 00:17:06,025
‫محض رضای خدا. بازم تو؟

191
00:17:09,069 --> 00:17:12,740
‫چرا همش موی دماغم میشی؟
‫گفتم یه دلال دیگه پیدا کن

192
00:17:13,323 --> 00:17:17,036
‫بقیه همه میگن اون مُرده

193
00:17:17,119 --> 00:17:19,580
‫پس لابد مُرده

194
00:17:19,663 --> 00:17:22,708
‫نکنه خیال کردی جادو بلدم و
‫آدم زنده می‌کنم؟

195
00:17:22,791 --> 00:17:25,461
‫گفتی شاید زنده باشه

196
00:17:26,045 --> 00:17:27,713
‫نه، منظورم این بود که

197
00:17:27,796 --> 00:17:31,967
‫هیچکس شاهد مرگش نبوده،
‫یا جسدش رو پیدا نکرده

198
00:17:32,051 --> 00:17:34,720
‫نگفتم زنده‌ست

199
00:17:34,803 --> 00:17:36,847
‫هیچکس هم اونو زنده ندیده

200
00:17:40,893 --> 00:17:43,187
‫لطفاً برای آخرین بار دنبالش بگرد

201
00:17:43,270 --> 00:17:45,856
‫چرا همه پول میذارن جلوم؟

202
00:17:47,357 --> 00:17:49,651
‫می‌دونستم مهربون بودن بی‌پاداش نمی‌مونه

203
00:17:49,735 --> 00:17:51,904
‫لطفاً یه بار دیگه تلاش کن

204
00:17:51,987 --> 00:17:54,198
‫اگه این کافی نیست،
‫بازم واست پول میارم

205
00:17:57,576 --> 00:18:01,038
‫اگه مسئله پول بود، خیلی قبل‌تر می‌گفتم

206
00:18:01,622 --> 00:18:05,709
‫نویول، خودت می‌دونی
‫به هر دری زدم که پیداش کنم

207
00:18:06,752 --> 00:18:09,379
‫دلم واست می‌سوخت چون
‫خودم هم بچه‌ دارم

208
00:18:09,463 --> 00:18:11,465
‫- واقعاً تمام تلاشم رو کردم
‫- فهمیدم

209
00:18:13,092 --> 00:18:14,760
‫لطفاً، واسه آخرین بار

210
00:18:15,511 --> 00:18:18,472
‫بذار باهات روراست باشم

211
00:18:18,555 --> 00:18:21,058
‫توقع داری چطوری یه بچه‌ی یه ساله

212
00:18:21,141 --> 00:18:24,144
‫توی کره‌ی شمالی بدون پدر و مادرش زنده بمونه؟

213
00:18:24,228 --> 00:18:27,481
‫تازه، مادرش به مافوقش شلیک کرد و

214
00:18:27,564 --> 00:18:30,192
‫مثل یه خائن فرار کرد کره‌ی جنوبی...

215
00:18:36,323 --> 00:18:39,368
‫نمیگم تقصیر توئـه، نویول

216
00:18:39,868 --> 00:18:43,038
‫ولی خب کاریـه که شده

217
00:18:46,834 --> 00:18:50,838
‫می‌دونم سختـه به یه مادر بگی
‫بچه‌اش رو فراموش کنه،

218
00:18:52,714 --> 00:18:54,133
‫ولی واقعاً باید فراموشش کنی

219
00:18:55,175 --> 00:18:57,177
‫هیچ کار دیگه‌ای ازت ساخته نیست

220
00:19:37,134 --> 00:19:39,428
‫شرمنده. الان ماشینم رو جابجا می‌کنم

221
00:19:40,053 --> 00:19:41,305
‫خانم کانگ نویول

222
00:20:18,675 --> 00:20:19,509
‫سلام، مادر

223
00:20:19,593 --> 00:20:22,471
‫کجایی؟ هنوز نرسیدی؟

224
00:20:23,680 --> 00:20:24,973
‫الان دارم میرم

225
00:20:25,057 --> 00:20:30,062
‫جون‌هو. یه نگاه کن ببین
‫برادرت به اونجا سر زده یا نه

226
00:20:30,562 --> 00:20:36,944
‫اگه زنده باشه، توی سالگرد
‫مرگ همسرش، روی قبرش گل می‌ذاره

227
00:20:58,131 --> 00:20:59,383
‫اومده بود؟

228
00:21:00,008 --> 00:21:01,008
‫نه

229
00:21:04,888 --> 00:21:06,473
‫گمونم برادرت

230
00:21:08,225 --> 00:21:11,770
‫دیگه نمی‌خواد ما توی زندگیش باشیم

231
00:21:13,897 --> 00:21:17,109
‫چندین سالـه که ازش خبری نداریم

232
00:21:17,192 --> 00:21:19,945
‫احتمالاً چون

233
00:21:21,071 --> 00:21:23,615
‫هنوزم ته دلش از من متنفره

234
00:21:25,617 --> 00:21:29,454
‫ما هم اون موقع مشکلات داشتیم،
‫خودش خوب می‌دونه

235
00:21:29,538 --> 00:21:34,000
‫فقط نمی‌خوام خیال کنه
‫سرِ اینکه اون پسر ناتنی منـه،

236
00:21:34,001 --> 00:21:36,837
‫به تو بیش از اون توجه کردم

237
00:21:38,338 --> 00:21:40,424
‫از همین می‌ترسم

238
00:21:40,507 --> 00:21:42,301
‫لطفاً اینقدر این فکر رو نکن

239
00:21:43,552 --> 00:21:45,512
‫خودش می‌دونه همچین چیزی نیست

240
00:21:47,472 --> 00:21:48,682
‫برادرت...

241
00:21:50,017 --> 00:21:53,603
‫یکی از کلیه‌هاش رو بهت داد و
‫جونت رو نجات داد

242
00:21:54,521 --> 00:21:59,026
‫ولی وقتی همسرش مریض شد،

243
00:22:00,485 --> 00:22:02,571
‫نتونست هیچ کاری براش بکنه

244
00:22:05,741 --> 00:22:07,200
‫ای‌کاش می‌تونستم...

245
00:22:11,163 --> 00:22:16,126
‫حاضر بودم اعضای بدنم رو بفروشم تا کمکش کنم

246
00:22:16,835 --> 00:22:18,920
‫اگه مسئله این بود،
‫باید از من متنفر می‌شد

247
00:22:21,006 --> 00:22:23,133
‫اگه کلیه‌اش رو به من نداده بود،

248
00:22:23,216 --> 00:22:26,219
‫می‌تونست بفروشتش و
‫مداوایی که واسش نیاز بود رو فراهم کنه

249
00:22:27,971 --> 00:22:29,765
‫اگه من می‌مُردم...

250
00:22:29,848 --> 00:22:31,058
‫از این حرف‌ها نزن!

251
00:22:31,141 --> 00:22:32,809
‫پس تو هم نباید بزنی!

252
00:22:33,643 --> 00:22:35,228
‫بس کن!

253
00:22:36,938 --> 00:22:39,775
‫سرنوشت باعث بیماریش شد،

254
00:22:40,859 --> 00:22:43,695
‫این‌هو هم خودش تصمیم گرفت
‫که رشوه بگیره

255
00:22:44,905 --> 00:22:48,200
‫من و تو مسئول اتفاقاتی که واسش افتاد نیستیم!

256
00:22:50,452 --> 00:22:53,205
‫صرفاً تاوان کارش رو داد

257
00:23:37,374 --> 00:23:38,375
‫شرمنده

258
00:23:38,458 --> 00:23:39,292
‫« نامه‌ی استعفاء »

259
00:23:39,376 --> 00:23:40,794
‫بنا به دلایل شخصی

260
00:23:40,877 --> 00:23:43,880
‫بازم، نمیشه که یهویی استعفا بدی

261
00:23:45,132 --> 00:23:46,800
‫جایگزین پیدا کردن سختـه

262
00:23:46,883 --> 00:23:48,135
‫شرمنده

263
00:23:48,218 --> 00:23:50,637
‫نویول، چطوری با این لباس لامصب کار می‌کردی؟

264
00:23:50,720 --> 00:23:54,599
‫لعنتی، این از اون کله‌ی خوک مسخره هم بدتره که

265
00:23:55,434 --> 00:23:58,311
‫قربان، صد درصد نویول
‫به خاطر همین داره استعفا میده

266
00:23:58,395 --> 00:24:00,897
‫شاید بچه‌ها ما رو با این لباس‌ها
‫می‌بینن خوشحال میشن،

267
00:24:00,981 --> 00:24:03,650
‫ولی اون آدم بزرگ‌هایی که اینا رو
‫می‌پوشن دهن‌شون سرویس میشه

268
00:24:03,733 --> 00:24:04,901
‫مگه نه، نویول؟

269
00:24:04,985 --> 00:24:09,573
‫امشب شام دورهمی داریم.
‫چطوره بیای و خداحافظی کنی؟

270
00:24:09,656 --> 00:24:11,783
‫درسته. بهتره واسه شام باهامون باشی

271
00:24:11,867 --> 00:24:15,454
‫یه نوشیدنی هم بخوری.
‫اگه نیای همه ناراحت میشن.

272
00:24:15,537 --> 00:24:16,913
‫ممنون بابت همه چی

273
00:24:23,795 --> 00:24:27,174
‫وای، چقدر بی‌عاطفه‌ست.
‫حتی تا آخرین لحظه‌ای که اینجاست.

274
00:24:27,257 --> 00:24:31,094
‫بیشتر از دو ساله که همکارمـه،

275
00:24:31,178 --> 00:24:33,513
‫ولی تابحال اصلاً یه مکالمه‌ی
‫درست و حسابی نداشتیم

276
00:24:33,597 --> 00:24:37,726
‫می‌دونم. موندم با همچین شخصیتی که داره،
‫چطوری سراغ همچین شغلی اومده

277
00:24:40,000 --> 00:24:50,000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

278
00:25:05,712 --> 00:25:06,713
‫بیا

279
00:25:06,796 --> 00:25:08,441
‫- چی شد؟
‫- بی‌هوش پیداش کردم

280
00:25:08,465 --> 00:25:09,508
‫نایئون

281
00:25:12,469 --> 00:25:13,469
‫نایئون!

282
00:25:16,806 --> 00:25:17,641
‫شما همراهش هستید؟

283
00:25:17,724 --> 00:25:18,767
‫بله، من پدرشم

284
00:25:18,850 --> 00:25:20,936
‫لطفاً ببریدش به مرکز آموزشی‌درمانی سئوهیون

285
00:25:38,328 --> 00:25:40,956
‫خیلی‌خب. دهنت رو باز کن

286
00:26:51,610 --> 00:26:53,612
‫« مرکز آموزشی‌درمانی سئوهیون »

287
00:27:04,998 --> 00:27:05,999
‫پارک نایئون

288
00:27:06,082 --> 00:27:08,418
‫یه داروی جدید در اومده

289
00:27:09,127 --> 00:27:14,924
‫واسه بیمارانی مثل نایئون که سرطان بازگشتی
‫یا پیش‌آگهی بد دارن

290
00:27:15,008 --> 00:27:17,844
‫ولی فعلاً تحت پوشش بیمه نیست

291
00:27:17,927 --> 00:27:21,222
‫دکتر، به هر قیمتی شده پولش رو جور می‌کنم

292
00:27:22,098 --> 00:27:24,768
‫لطفاً به نایئون کمک کنید

293
00:27:24,851 --> 00:27:29,356
‫واسه فردا یه وقت بگیرید.
‫اون‌موقع جزئیاتش رو توضیح میدم.

294
00:27:29,439 --> 00:27:30,774
‫واسه انجام این آزمایشات...

295
00:28:41,720 --> 00:28:43,888
‫اینا توی نیروی دریایی خدمت کردن

296
00:28:44,764 --> 00:28:47,142
‫اینا هم توی «تیم تخریب زیر دریا» بودن

297
00:28:47,225 --> 00:28:50,437
‫اینا هم عضو نیروی ویژه‌ی ارتش کُره بودن

298
00:28:50,520 --> 00:28:53,314
‫این یارو هم قبلاً پلیس بوده

299
00:28:53,398 --> 00:28:55,191
‫همونطور که می‌بینی،

300
00:28:55,275 --> 00:28:57,861
‫اینا مردای سرسختی هستن که
‫اگه پول خوبی بهشون بدی،

301
00:28:57,944 --> 00:28:59,696
‫توی دهنِ شیر هم میرن

302
00:28:59,779 --> 00:29:02,157
‫درسته. ایشون رهبر تیم هستن

303
00:29:02,240 --> 00:29:05,160
‫ایشون یه کهنه‌سرباز ماهره که تجربه‌های
‫جنگی زیادی خارج از کشور داشته

304
00:29:05,744 --> 00:29:06,911
‫لطفاً کیم صدام کنید

305
00:29:06,995 --> 00:29:08,788
‫فردا باید مراقب باشی

306
00:29:08,872 --> 00:29:12,250
‫اگه به چشم‌شون بیای،
‫ممکنه همه چی خراب شه

307
00:29:12,333 --> 00:29:14,502
‫نگران نباش

308
00:29:14,586 --> 00:29:17,046
‫فقط من و تو وارد کلوب می‌شیم

309
00:29:17,130 --> 00:29:19,549
‫اینا همون نزدیکی‌ها گوش به‌زنگ وامیستن

310
00:29:19,632 --> 00:29:21,468
‫اصلاً میذارن تو وارد بشی؟

311
00:29:21,551 --> 00:29:24,179
‫بیخیال، یه لباس دارم که جون میده واسه کلاب

312
00:29:24,262 --> 00:29:26,222
‫به خودم هم حسابی می‌رسم

313
00:29:26,306 --> 00:29:27,474
‫من باهات میام

314
00:29:27,557 --> 00:29:28,683
‫نه

315
00:29:28,767 --> 00:29:32,562
‫چهره‌ی تو داخل اون جزیره لو رفته.
‫ممکنه بشناسنت.

316
00:29:34,522 --> 00:29:38,693
‫تا بهتون علامت ندادم هیچ حرکتی نزنید

317
00:29:38,777 --> 00:29:39,778
‫فهمیدم

318
00:29:43,072 --> 00:29:46,159
‫و اگه فردا اتفاقی برام افتاد...

319
00:29:46,242 --> 00:29:48,411
‫هیچیت نمیشه

320
00:29:49,037 --> 00:29:51,456
‫ردیابت دستِ منـه

321
00:29:51,539 --> 00:29:55,710
‫هر جا ببرنت، ما پشت سرتیم

322
00:29:55,794 --> 00:29:57,670
‫پس می‌تونی آروم باشی. نگران باش!

323
00:30:30,000 --> 00:30:31,498
‫الو؟

324
00:30:31,499 --> 00:30:33,499
‫کی پشت خطه؟

325
00:30:33,500 --> 00:30:34,500
‫الو؟

326
00:30:37,752 --> 00:30:38,753
‫پدر؟

327
00:30:41,881 --> 00:30:43,258
‫پدر، خودتی؟

328
00:30:47,595 --> 00:30:49,472
‫گایونگ، کیه؟

329
00:30:49,556 --> 00:30:52,308
‫نمی‌دونم. حرف نمی‌زنه

330
00:30:53,101 --> 00:30:54,853
‫لباس سرِ کاریـه

331
00:30:54,936 --> 00:30:57,480
‫قطع کن بیا غذات رو بخور،
‫الان سوپت سرد میشه

332
00:30:58,982 --> 00:30:59,982
‫باشه

333
00:31:16,541 --> 00:31:21,588
‫اگر قصد دارید در بازی‌ها شرکت کنید،
‫لطفاً اسم و تاریخ تولدتون رو ذکر کنید

334
00:31:21,671 --> 00:31:23,798
‫25 ژوئن 1994

335
00:31:24,883 --> 00:31:26,009
‫کانگ نویول

336
00:31:28,511 --> 00:31:30,179
‫تأیید شد

337
00:31:30,263 --> 00:31:33,933
‫این هم جزئیات زمان و مکانی که
‫باید حاضر باشید تا بیایم دنبال‌تون

338
00:31:34,017 --> 00:31:36,978
‫31 اکتبر 2024،

339
00:31:37,061 --> 00:31:41,482
‫سئول، پارکینگ طبقاتی تانچئون،
‫زیر پل بونگئون در سونگ‌پا

340
00:32:04,464 --> 00:32:05,465
‫آهای!

341
00:32:08,009 --> 00:32:11,971
‫چقدر آدم.
‫امروز چه خبره؟

342
00:32:12,055 --> 00:32:12,931
‫« نیمه‌شب 31 اکتبر، کلوب اچ‌دی‌اچ »

343
00:32:13,014 --> 00:32:16,517
‫وایسا، امروزه؟
‫هال... اسمش چی بود؟

344
00:32:16,601 --> 00:32:18,728
‫31 اکتبر، هالووین

345
00:32:18,811 --> 00:32:20,229
‫آره، هالووین

346
00:32:20,313 --> 00:32:24,108
‫دلشوره گرفتم.
‫شاید تله باشه.

347
00:32:24,192 --> 00:32:25,944
‫به اون یارو که میگن گرداننده

348
00:32:27,570 --> 00:32:30,365
‫گفتی لباس خاکستری می‌پوشه و
‫ماسک سیاه می‌زنه؟

349
00:32:30,448 --> 00:32:31,574
‫آره

350
00:32:32,659 --> 00:32:37,246
‫پس لابد واسه همین امروز رو انتخاب کرده.
‫تا صورتش رو بپوشونه.

351
00:32:37,830 --> 00:32:40,375
‫حروم‌زاده می‌خواد زرنگی کنه

352
00:32:46,130 --> 00:32:47,632
‫- بریم
‫- باشه

353
00:32:51,761 --> 00:32:55,098
‫وایسا! بذار یه چیزی بزنم به صورتم

354
00:32:56,057 --> 00:32:58,184
‫من اینو می‌خوام. چقدر میشه؟

355
00:33:16,285 --> 00:33:18,538
‫الان وارد شدیم! صدا رو داری؟
‫زیر زمین هستیم

356
00:33:18,621 --> 00:33:19,664
‫آره، صدات رو می‌شنوم

357
00:33:19,747 --> 00:33:21,124
‫ردیاب چی؟

358
00:33:22,583 --> 00:33:24,377
‫مشکلی نداره. وضعیت؟

359
00:33:24,460 --> 00:33:26,462
‫این پایین قر و قاتیـه

360
00:33:26,546 --> 00:33:30,008
‫همه ماسک زدن،
‫نمی‌دونم کی به کیه

361
00:33:30,091 --> 00:33:33,011
‫بگذریم، خبری شد بهت میگم

362
00:33:33,094 --> 00:33:34,094
‫باشه

363
00:34:09,547 --> 00:34:12,925
‫افراد ماسک‌پوش اینجان.
‫دارن میرن داخل.

364
00:34:13,509 --> 00:34:17,805
‫افراد ماسک‌پوش؟
‫اینجا همه ماسک دارن!

365
00:34:18,556 --> 00:34:20,641
‫همون آدمای جزیره که
‫لباس یک‌دست صورتی داشتن!

366
00:34:22,185 --> 00:34:23,436
‫واقعاً؟

367
00:34:35,406 --> 00:34:37,658
‫چیه؟ می‌شناسمت؟

368
00:34:38,284 --> 00:34:39,452
‫چه غلطا؟

369
00:34:42,955 --> 00:34:46,375
‫آهای، جلو زدن نداریم.
‫برگرد ته صف.

370
00:34:46,459 --> 00:34:47,459
‫پلیس. برو کنار

371
00:34:49,629 --> 00:34:51,547
‫نمی‌بینی همکارات اینجا منتظرن؟

372
00:34:53,091 --> 00:34:55,593
‫هالووینـه. اول برو یونیفرمت رو بپوش.

373
00:34:58,137 --> 00:34:59,680
‫به نظرت این اسباب‌بازیـه؟

374
00:35:04,185 --> 00:35:05,895
‫هیچ لباسِ یک‌دست صورتی‌ای نمی‌بینم!

375
00:35:21,327 --> 00:35:22,370
‫چی؟

376
00:35:25,248 --> 00:35:28,543
‫یکی رو دیدم!
‫داره آقای سونگ رو می‌بره یه جایی!

377
00:35:28,626 --> 00:35:29,877
‫میرم دنبالشون!

378
00:35:29,961 --> 00:35:32,296
‫- دو نفر بودن
‫- چی؟ چی گفتی؟

379
00:35:32,380 --> 00:35:34,006
‫- دو نفر بودن!
‫- چی؟

380
00:35:42,140 --> 00:35:43,307
‫آقای چوی؛ کجایی؟

381
00:35:44,684 --> 00:35:45,768
‫آقای چوی!

382
00:36:08,499 --> 00:36:10,001
‫آقای چوی!

383
00:36:16,174 --> 00:36:18,134
‫از کلاب زدن بیرون. آماده باشید!

384
00:36:19,218 --> 00:36:21,304
‫رفقا، وقتشـه دست به کار شیم

385
00:36:21,387 --> 00:36:22,387
‫آماده باشید

386
00:36:53,211 --> 00:36:56,339
‫سوار یه لیموزین سفید شد.
‫همه‌ی تیم‌ها، تعقیبش کنید.

387
00:36:56,923 --> 00:36:58,883
‫باید بگیریمش.
‫این یادتون باشه.

388
00:36:58,966 --> 00:36:59,966
‫راه بیفت

389
00:37:10,853 --> 00:37:11,979
‫بازیکن 456

390
00:37:13,022 --> 00:37:14,607
‫یادت میاد؟

391
00:37:14,690 --> 00:37:17,443
‫یه بار توی این ماشین حرف زدیم

392
00:37:20,029 --> 00:37:21,530
‫همین ماشین بود؟

393
00:37:24,116 --> 00:37:26,285
‫بهتر از اونیـه که یادم بود

394
00:37:26,369 --> 00:37:28,788
‫از صمیم قلب امیدوار بودم زندگی خوبی داشته باشی

395
00:37:29,288 --> 00:37:33,125
‫امیدوار بودم همه چی رو
‫فراموش کنی و شاد باشی

396
00:37:33,209 --> 00:37:35,753
‫نمی‌دونستم اینقدر برات عزیزم

397
00:37:38,422 --> 00:37:40,675
‫چیزی نمونده اشکم در بیاد

398
00:37:40,758 --> 00:37:43,302
‫باید سوار اون هواپیما می‌شدی

399
00:37:43,386 --> 00:37:46,555
‫اون بهترین تصمیمی بود که می‌تونستی بگیری

400
00:37:46,639 --> 00:37:48,724
‫هیچوقت یادم نمیره که...

401
00:37:50,601 --> 00:37:52,770
‫اون‌موقع چی بهم گفتی

402
00:37:54,897 --> 00:37:58,025
‫واسه همین اینقدر دلم می‌خواست دوباره ببینمت

403
00:37:58,109 --> 00:38:01,862
‫حالا که رو در رو شدیم،
‫حرف دلت رو بزن

404
00:38:02,738 --> 00:38:04,156
‫چی ازم می‌خوای؟

405
00:38:09,287 --> 00:38:11,038
‫بازی‌ها رو متوقف کن

406
00:38:17,795 --> 00:38:18,963
‫بازی؟

407
00:38:19,046 --> 00:38:20,673
‫همین بازی‌ای که راه انداختی

408
00:38:21,257 --> 00:38:24,302
‫بازی‌ای که تا به امروز ادامه داشته

409
00:38:24,385 --> 00:38:26,304
‫ما فقط ساختیمش

410
00:38:26,387 --> 00:38:29,015
‫شماها همگی به خواستِ خودتون شرکت کردید

411
00:38:29,098 --> 00:38:30,891
‫مزخرف تحویلم نده

412
00:38:30,975 --> 00:38:34,854
‫شما آدمایی که به بن‌بست خوردن رو گول می‌زنید

413
00:38:35,563 --> 00:38:38,441
‫اونا رو به کام مرگ می‌کِشید و ازش لذت می‌برید

414
00:38:39,942 --> 00:38:42,486
‫خیال می‌کنید اگه بگید انتخاب خودشون بوده،

415
00:38:43,195 --> 00:38:47,908
‫بازی کثیف‌تون میشه رویداد خیریه؟

416
00:38:48,492 --> 00:38:51,412
‫اونا همگی بازنده‌ی بازی بودن

417
00:38:52,246 --> 00:38:54,415
‫آشغال‌هایی که از رقابت حذف شدن

418
00:38:55,124 --> 00:38:59,170
‫همین الان، یه عالمه زباله
‫داره توی دنیا تولید میشه

419
00:39:00,421 --> 00:39:01,881
‫هنوزم درک نمی‌کنی، نه؟

420
00:39:02,590 --> 00:39:06,052
‫بازی تموم نمیشه، مگر اینکه دنیا عوض بشه

421
00:39:06,135 --> 00:39:08,012
‫لیموزین رو می‌بینید؟

422
00:39:08,095 --> 00:39:09,513
‫بله، می‌بینیمش

423
00:39:09,597 --> 00:39:12,850
‫روی پل سئوگانگـه،
‫داره میره سمت یوئیدو. حالا چی؟

424
00:39:12,933 --> 00:39:15,978
‫فعلاً هیچ کاری نکنید.
‫باید یه جای خلوت‌تر باشه.

425
00:39:16,062 --> 00:39:17,062
‫فهمیدم

426
00:39:20,900 --> 00:39:26,447
‫«روالِ دنیا همینـه، پس
‫خفه خون بگیریم و قبولش کنیم؟»

427
00:39:27,907 --> 00:39:31,077
‫این قصه‌ها رو امثالِ تو ساختن

428
00:39:32,870 --> 00:39:35,748
‫خیال می‌کنید آدما اسب‌های مسابقه‌ای هستن،

429
00:39:35,831 --> 00:39:38,709
‫و شما صاحب‌شون هستید

430
00:39:41,295 --> 00:39:43,255
‫خوب یاد گرفتی لفظ قلم حرف بزنی

431
00:39:45,174 --> 00:39:48,386
‫خب؟ نقشه‌ات اینـه که
‫صاحبان اسب‌ها رو متقاعد کنی؟

432
00:39:49,136 --> 00:39:50,846
‫تا مسابقه رو متوقف کنن؟

433
00:39:52,014 --> 00:39:53,724
‫پشت سرشونیم

434
00:39:53,808 --> 00:39:55,893
‫ولی حرکات لیموزین مشکوکـه

435
00:39:55,976 --> 00:39:57,103
‫چطور؟

436
00:39:57,186 --> 00:39:59,313
‫داره دور محدوده‌ی یوئیدو می‌چرخه

437
00:39:59,397 --> 00:40:02,525
‫شاید بو برده باشن.
‫همین الان لیموزین رو متوقف کنید!

438
00:40:03,234 --> 00:40:04,985
‫دریافت شد. آغاز نقشه

439
00:40:12,618 --> 00:40:13,618
‫لعنتی!

440
00:40:14,578 --> 00:40:15,788
‫چه خبره؟

441
00:40:15,871 --> 00:40:17,039
‫چی شده؟

442
00:40:17,123 --> 00:40:18,416
‫یکی از لاستیک‌ها ترکید

443
00:40:18,499 --> 00:40:20,709
‫لعنتی. تیم دوم میره دنبال‌شون

444
00:40:20,793 --> 00:40:23,337
‫- باشه. همین الان دنده‌عقب بگیر!
‫- برگرد

445
00:40:27,758 --> 00:40:29,510
‫تک‌تیرانداز دارن! سرتون رو بدزدید!

446
00:40:30,845 --> 00:40:34,723
‫هر دو تیم زیر آتیشن.
‫باید عملیات رو لغو کنیم.

447
00:40:34,807 --> 00:40:38,519
‫یا قرار بود منو بدزدی؟

448
00:40:39,437 --> 00:40:40,896
‫من دنبال‌شون می‌کنم

449
00:40:50,197 --> 00:40:51,240
‫منو زمین‌گیر کردن

450
00:40:51,323 --> 00:40:52,616
‫دارم گمشون می‌کنم

451
00:40:54,368 --> 00:40:55,411
‫ماشین رو نگه دار

452
00:40:59,999 --> 00:41:04,170
‫خیال کردی می‌تونی با یه کُلت کمری
‫جلوی بازی‌ها رو بگیری؟

453
00:41:23,397 --> 00:41:24,899
‫منو وارد بازی کن

454
00:41:25,399 --> 00:41:26,984
‫می‌خوای توی بازی شرکت کنی؟

455
00:41:29,028 --> 00:41:30,821
‫منو برگردون توی بازی

456
00:41:30,905 --> 00:41:34,617
‫مگه همین یه ثانیه پیش نگفتی
‫بازی‌ها رو متوقف کنم؟

457
00:41:34,700 --> 00:41:37,411
‫اگه من برگردم توی بازی،

458
00:41:38,537 --> 00:41:40,831
‫اون کله‌گنده‌هایی بهشون خدمت می‌کنی

459
00:41:41,749 --> 00:41:43,876
‫حسابی کِیف می‌کنن

460
00:41:45,920 --> 00:41:47,046
‫پس...

461
00:41:48,255 --> 00:41:50,090
‫منو برگردون به بازی

462
00:41:54,803 --> 00:41:56,597
‫منتظر چی هستی؟

463
00:41:58,015 --> 00:41:59,475
‫ترسیدی؟

464
00:42:01,268 --> 00:42:03,604
‫که مثل اوه ایل‌نام بهم ببازی؟

465
00:42:05,272 --> 00:42:08,859
‫اوه ایل‌نام تا لحظه‌ی مرگش
‫نمی‌خواست قبول کنه

466
00:42:10,236 --> 00:42:12,863
‫می‌دونست یکی میاد کمکِ اون مرد بی‌خانمان،

467
00:42:12,947 --> 00:42:14,782
‫ولی نمی‌خواست از پنجره بیرون رو نگاه کنه

468
00:42:15,449 --> 00:42:16,450
‫ولی...

469
00:42:17,701 --> 00:42:22,831
‫وقتی نفسش بند اومد، مطمئنم که می‌دونست

470
00:42:24,667 --> 00:42:26,585
‫شرط رو باخته

471
00:42:28,254 --> 00:42:30,172
‫فیلم ماتریکس رو دیدی؟

472
00:42:30,839 --> 00:42:33,717
‫اگه قرص آبی رو می‌خوردن،
‫می‌تونستن توی صلح و آرامش زندگی کنن

473
00:42:33,801 --> 00:42:38,055
‫ولی بازم قرص قرمز رو انتخاب کردن
‫تا قهرمان‌بازی در بیارن

474
00:42:39,098 --> 00:42:42,601
‫تو هم خیال می‌کنی قهرمانی و

475
00:42:42,685 --> 00:42:44,603
‫می‌تونی دنیا رو عوض کنی؟

476
00:42:53,487 --> 00:42:54,780
‫نشونت میدم

477
00:42:56,865 --> 00:42:58,158
‫که دنیا

478
00:43:00,202 --> 00:43:01,997
‫همیشه...

479
00:43:03,665 --> 00:43:06,166
‫باب میلت پیش نمیره

480
00:43:09,086 --> 00:43:11,755
‫اگه خواسته‌ات اینـه، مانعی نداره

481
00:43:11,779 --> 00:43:31,779
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

482
00:43:31,803 --> 00:43:48,803
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

483
00:43:57,092 --> 00:43:58,510
‫بازیکن 456

484
00:43:59,887 --> 00:44:02,097
‫به بازی خوش برگشتی

485
00:44:05,643 --> 00:44:08,520
‫حالا نقشه‌ی دوم رو شروع می‌کنیم

