﻿1
00:00:07,862 --> 00:00:17,862
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:17,886 --> 00:00:27,886
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:55,680 --> 00:00:59,517
‫«بازی مرکب: فصل دوم»

4
00:01:01,728 --> 00:01:07,150
‫«قسمت چهارم: شش‌پا»

5
00:01:08,793 --> 00:01:12,762
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

6
00:01:26,628 --> 00:01:27,629
‫ایول!

7
00:01:28,474 --> 00:01:31,227
‫بچه که بودم، مامانم
‫این‌طوری چاشت درست می‌کرد.

8
00:01:32,258 --> 00:01:34,344
‫واسه تو چی گذاشتن؟

9
00:01:36,805 --> 00:01:38,098
‫چی شده؟ گشنه نیستی؟

10
00:01:40,517 --> 00:01:41,851
‫بیا. یکم بخور.

11
00:01:42,644 --> 00:01:44,896
‫فکر آدم با شکم خالی کار نمی‌کنه.

12
00:01:44,979 --> 00:01:48,358
‫بعداز این‌که خوردی، نگران شو.
‫هواپیما داره میاد...

13
00:01:50,276 --> 00:01:51,277
‫اومد...

14
00:01:52,278 --> 00:01:53,613
‫هرجور دوست داری.

15
00:01:55,490 --> 00:01:57,534
‫فکر کنم همه‌چی خودش درست می‌شه.

16
00:02:00,120 --> 00:02:01,371
‫تو رو نمی‌دونم...

17
00:02:01,454 --> 00:02:04,749
‫ولی من حتی اگه اون ۲۰میلیون رو داشتم،
‫بازم کافی نبود.

18
00:02:04,833 --> 00:02:06,793
‫حاضر بودم بازی بعدی رو شرکت کنم...

19
00:02:06,876 --> 00:02:07,877
‫«جونگ‌به»

20
00:02:09,254 --> 00:02:11,339
‫سه سال پیش که اینجا بودم...

21
00:02:12,215 --> 00:02:14,342
‫یه بازیکن دقیقاً همین حرف رو زد.

22
00:02:16,761 --> 00:02:17,762
‫ولی آخر بازی...

23
00:02:19,347 --> 00:02:21,182
‫اونم مثل بقیه مُرد.

24
00:02:23,309 --> 00:02:25,311
‫پس چرا کمکمون نمی‌کنین؟

25
00:02:26,980 --> 00:02:28,857
‫می‌گین قبلاً هم اینجا بودین.

26
00:02:32,110 --> 00:02:34,154
‫به‌خاطر شما به موندن رأی دادم.

27
00:02:36,179 --> 00:02:37,347
‫جدی می‌گم.

28
00:02:37,907 --> 00:02:40,535
‫بعداز بازی اول، می‌خواستم بیخیال شم.

29
00:02:40,618 --> 00:02:41,870
‫تا این‌که شما رو دیدم.

30
00:02:42,453 --> 00:02:45,248
‫و با خودم گفتم «یه بازی دیگه هم می‌رم.»

31
00:02:47,542 --> 00:02:49,085
‫منم همین‌طوری فکر کردم.

32
00:02:52,839 --> 00:02:53,840
‫جناب...

33
00:02:55,175 --> 00:02:56,801
‫می‌دونین بازی بعدی چیـه، درستـه؟

34
00:03:01,380 --> 00:03:02,381
‫راست می‌گه.

35
00:03:03,808 --> 00:03:06,394
‫تو قبلاً این بازی رو بُردی،
‫پس می‌دونی بازی دوم چیـه.

36
00:03:06,895 --> 00:03:08,271
‫خب بگو.

37
00:03:11,191 --> 00:03:12,358
‫بازی دوم...

38
00:03:13,860 --> 00:03:15,445
‫دالگونا بود.

39
00:03:17,947 --> 00:03:21,534
‫همون شیرینی‌ها که قالب‌شون رو درمیاریم؟

40
00:03:22,202 --> 00:03:23,203
‫آره.

41
00:03:24,078 --> 00:03:27,123
‫باید از بین چهار قالب انتخاب می‌کردیم.

42
00:03:27,207 --> 00:03:28,333
‫خب پس...

43
00:03:28,416 --> 00:03:30,793
‫کدوم قالب آسون‌ترین بود؟

44
00:03:30,877 --> 00:03:31,961
‫مثلث.

45
00:03:33,046 --> 00:03:34,714
‫و کدوم سخت‌ترین بود؟

46
00:03:35,577 --> 00:03:36,620
‫قالب چتر.

47
00:03:36,645 --> 00:03:37,690
‫چتر؟

48
00:03:38,092 --> 00:03:39,385
‫یعنی چی...؟

49
00:03:40,094 --> 00:03:41,763
‫کدوم بازیکنی چتر برمی‌داره؟

50
00:03:44,474 --> 00:03:47,518
‫چون نمی‌دونستن بازی چیـه،
‫طفلی‌ها چتر انتخاب کردن.

51
00:03:47,990 --> 00:03:49,095
‫نه؟

52
00:03:56,069 --> 00:03:58,988
‫پس کافیـه همه‌مون مثلث برداریم.

53
00:03:59,072 --> 00:04:01,449
‫این‌طوری همه برنده می‌شن.

54
00:04:01,532 --> 00:04:03,493
‫هوی، ساکت باش، پسر.

55
00:04:04,327 --> 00:04:08,665
‫اگه همه برنده بشن که جایزه تغییر نمی‌کنه.

56
00:04:08,748 --> 00:04:11,251
‫اون‌وقت جونمون رو برای هیچی به خطر انداختیم.

57
00:04:13,378 --> 00:04:15,755
‫صداش رو درنیارین.

58
00:04:15,838 --> 00:04:18,341
‫فقط ما می‌دونیم داستان چیـه.

59
00:04:18,424 --> 00:04:20,468
‫- قبولـه؟
‫- درستـه. منطقیـه.

60
00:04:20,493 --> 00:04:21,565
‫قبول نیست.

61
00:04:22,053 --> 00:04:25,598
‫اتفاقاً هدف من اینـه که همه رو نجات بدم.

62
00:04:25,682 --> 00:04:28,184
‫وقتی می‌دونم بازی بعدی چیـه...

63
00:04:28,268 --> 00:04:31,312
‫به بقیه هم همین رو می‌گم.

64
00:04:33,663 --> 00:04:34,789
‫مسخره.

65
00:04:45,333 --> 00:04:46,959
‫خودت چه شکلی برداشتی، «گی‌هون»؟

66
00:04:52,458 --> 00:04:55,345
‫مامان؟ مامان.
‫یه چیز مهم فهمیدم.

67
00:04:59,924 --> 00:05:01,384
‫کجا رفت؟

68
00:05:01,467 --> 00:05:02,552
‫مامان؟

69
00:05:08,266 --> 00:05:09,976
‫بیا. اینم بخور.

70
00:05:12,186 --> 00:05:14,397
‫باید برای دو نفر غذا بخوری.

71
00:05:15,315 --> 00:05:18,109
‫تخم‌مرغ برای دوران حاملگی مفیده.

72
00:05:21,738 --> 00:05:26,034
‫من توی محله‌مون قابله‌ی معروفی بودم.

73
00:05:26,117 --> 00:05:28,286
‫بچه‌های زیادی رو با دستام به دنیا آوردم.

74
00:05:28,369 --> 00:05:31,122
‫از لحظه‌ای که هیکلت رو دیدم...

75
00:05:31,147 --> 00:05:33,839
‫و به‌خاطر طرز راه‌رفتنت، فهمیدم.

76
00:05:34,667 --> 00:05:38,379
‫از ظاهرش معلومـه زمانی هم نمونده. درستـه؟

77
00:05:38,463 --> 00:05:41,132
‫جمع‌کردن شکمت اوضاع رو بهتر نمی‌کنه‌ها.

78
00:05:41,215 --> 00:05:44,552
‫به ضرر خودت و بچه‌ست.

79
00:05:44,635 --> 00:05:46,721
‫اون‌موقع هم واسه همین درد داشتی.

80
00:05:46,804 --> 00:05:48,348
‫اشتباه می‌کنین.

81
00:05:50,350 --> 00:05:54,187
‫آخه چطور سر از اینجای مزخرف درآوردی؟

82
00:05:55,188 --> 00:05:57,148
‫- مامان، چی‌کار می‌کنی؟
‫- ترسیدم، پسر.

83
00:05:57,231 --> 00:05:59,151
‫- الان وقت دوست‌پیداکردن نیست.
‫- چرا؟

84
00:05:59,192 --> 00:06:01,277
‫باشه. یه‌لحظه وایسا.

85
00:06:01,361 --> 00:06:03,112
‫غذات رو بخوری‌ها...

86
00:06:03,196 --> 00:06:05,948
‫و اگه احساس بدی داشتی،
‫سریع بیا پیش من.

87
00:06:06,032 --> 00:06:08,785
‫- مامان، بیا دیگه.
‫- تخت من اونجاست.

88
00:06:08,868 --> 00:06:11,162
‫چت شده، پسرم؟

89
00:06:22,340 --> 00:06:24,509
‫می‌شه یه سؤال بپرسم؟

90
00:06:30,890 --> 00:06:33,643
‫چرا اینجایـین؟ واسه چی برگشتین؟

91
00:06:35,144 --> 00:06:37,397
‫شما برنده شدین و تمام.

92
00:06:37,480 --> 00:06:40,233
‫یعنی ۴۵.۶میلیارد بُردین.

93
00:06:41,067 --> 00:06:42,693
‫همه‌ش رو خرج کردین؟

94
00:06:43,945 --> 00:06:45,405
‫دوباره رفتی سراغ قماربازی؟

95
00:06:45,488 --> 00:06:47,115
‫اون پول مال من نیست.

96
00:06:50,410 --> 00:06:53,121
‫پول خون کساییـه که اینجا مُردن.

97
00:06:54,987 --> 00:06:56,864
‫این پول هم فرقی نداره.

98
00:06:59,377 --> 00:07:01,754
‫چرا این‌طوری فکر می‌کنین؟

99
00:07:02,380 --> 00:07:05,007
‫شما که کسی رو نکشتین.

100
00:07:05,091 --> 00:07:07,927
‫با غصه‌خوردن، اونا زنده نمی‌شن.

101
00:07:08,719 --> 00:07:12,056
‫اگه شما هم رأی منفی داده بودی،
‫الان همه رفته بودیم.

102
00:07:12,140 --> 00:07:13,599
‫می‌تونستی همه رو نجات بدی.

103
00:07:15,143 --> 00:07:18,312
‫درستـه. من بودم که رأی مثبت دادم.

104
00:07:20,189 --> 00:07:21,983
‫ولی فقط من نبودم.

105
00:07:22,066 --> 00:07:24,861
‫۱۸۲نفر دیگه هم می‌خواستن بمونن.

106
00:07:24,944 --> 00:07:28,823
‫و ۱۸۲نفر دیگه که می‌خواستن
‫گورشون رو از اینجا گم کنن.

107
00:07:29,574 --> 00:07:30,950
‫اگه رأی مثبت نمی‌دادم...

108
00:07:32,577 --> 00:07:34,579
‫و همه رو می‌فرستادم خونه...

109
00:07:35,455 --> 00:07:37,206
‫فکر می‌کنین بقیه ازم ممنون می‌شدن؟

110
00:07:37,547 --> 00:07:40,042
‫اگه چند سال دیگه
‫با یکی از اینا برخورد کنم...

111
00:07:40,126 --> 00:07:42,566
‫به نظرتون بازم خوش‌حال می‌شن
‫که اون‌زمان رأی منفی دادم؟

112
00:07:43,463 --> 00:07:45,423
‫یعنی بعدش زندگی‌شون خوب می‌شه؟

113
00:07:49,635 --> 00:07:51,095
‫باشه حالا. بیخیال.

114
00:07:51,179 --> 00:07:53,639
‫تموم شده و رفته.
‫این کارا فایده نداره.

115
00:07:53,723 --> 00:07:56,684
‫اینجا همه یه مشکل جدی داریم و مثل همـیم.

116
00:07:56,767 --> 00:07:59,479
‫بیاین روی بازی فردا تمرکز کنیم. باشه؟

117
00:07:59,562 --> 00:08:01,564
‫ما یه برنده توی تیم داریم.

118
00:08:01,647 --> 00:08:02,982
‫اگه بتونیم گروهی کار کنیم...

119
00:08:03,065 --> 00:08:04,802
‫دیگه جای نگرانی نداره.

120
00:08:04,827 --> 00:08:06,412
‫درستـه، دوستان.

121
00:08:10,571 --> 00:08:12,783
‫کار گروهی، آره؟

122
00:08:12,867 --> 00:08:14,702
‫موافقـم. تا آخرش باهاتونـم.

123
00:08:14,785 --> 00:08:15,828
‫شما کی باشی؟

124
00:08:15,912 --> 00:08:17,330
‫ای بابا، شرمنده.

125
00:08:18,623 --> 00:08:20,124
‫«دِهو» هستم، مخلص شما.

126
00:08:20,149 --> 00:08:21,383
‫«کانگ دِهو»

127
00:08:22,293 --> 00:08:24,128
‫- آقای «دِهو»...
‫- چاکرم.

128
00:08:24,212 --> 00:08:25,212
‫من می‌شناسمت؟

129
00:08:27,965 --> 00:08:32,512
‫اون‌موقع که آقای «۴۵۶» گفتن «تکون نخورین!»...

130
00:08:32,595 --> 00:08:34,847
‫خیلی حال کردم. ازشون خوشم اومد.

131
00:08:34,931 --> 00:08:37,892
‫دوست دارم باهاتون بیشتر آشنا بشم.
‫لطفاً یه فرصت بدین.

132
00:08:38,851 --> 00:08:41,020
‫«تکون نخورین!»
‫خیلی خفن بود.

133
00:08:41,103 --> 00:08:43,564
‫- باریکلا. حالا تکون نخور.
‫- چی شده، قربان؟

134
00:08:43,589 --> 00:08:44,631
‫نیروی دریایی بودی؟

135
00:08:44,774 --> 00:08:46,108
‫بله. چطور مگه؟

136
00:08:46,192 --> 00:08:47,193
‫کدوم یگان؟

137
00:08:50,363 --> 00:08:51,656
‫می‌خندی؟

138
00:08:52,240 --> 00:08:53,240
‫الان نشونت می‌دم.

139
00:08:56,953 --> 00:08:59,163
‫پیروز باد! قربان!

140
00:08:59,247 --> 00:09:00,998
‫یگان ۱۱۴۰ قربان!

141
00:09:01,496 --> 00:09:02,496
‫آزاد!

142
00:09:03,146 --> 00:09:04,146
‫«دِهو»

143
00:09:04,544 --> 00:09:06,963
‫واسه همینـه بهت حس خوبی داشتم.

144
00:09:07,046 --> 00:09:09,674
‫- مخلصـم!
‫- من یگان ۷۴۶ بودم. خوش اومدی، سرباز.

145
00:09:09,757 --> 00:09:11,676
‫خیلی کوچیکـم، قربان!

146
00:09:11,759 --> 00:09:13,469
‫چاکرم!
‫نوکرم!

147
00:09:13,553 --> 00:09:15,638
‫باریکلا به تو!

148
00:09:15,721 --> 00:09:17,014
‫قربون شما!

149
00:09:18,391 --> 00:09:19,391
‫کوچیکـم!

150
00:09:22,270 --> 00:09:23,854
‫غذا چطوره؟

151
00:09:24,564 --> 00:09:26,148
‫من که نتونستم بخورم.

152
00:09:26,232 --> 00:09:28,901
‫با اون‌همه خون و خون‌ریزی...

153
00:09:28,926 --> 00:09:30,160
‫تو اشتها داری؟

154
00:09:30,570 --> 00:09:33,322
‫ببین، سرمایه‌گذاری روی اون ارز
‫زندگی منم نابود کرد.

155
00:09:34,407 --> 00:09:36,909
‫منم مثل تو اومدم اینجا که پول‌دار شم.

156
00:09:37,831 --> 00:09:40,125
‫بایدم پول دربیاری، لاشی!

157
00:09:40,521 --> 00:09:42,557
‫به‌خاطر اون ارز تخمی‌ت...

158
00:09:42,582 --> 00:09:45,543
‫هرچی از رپ‌خوندن درآوردم، به گا رفت.

159
00:09:46,252 --> 00:09:47,837
‫۵۰۰میلیون داشتم.

160
00:09:48,110 --> 00:09:49,171
‫من ۳۰۰ تا.

161
00:09:49,255 --> 00:09:52,383
‫خوب تلاشت رو بکن،
‫چون از اینجا که بریم بیرون...

162
00:09:52,466 --> 00:09:53,801
‫باید بدهی‌ت رو بدی.

163
00:09:54,216 --> 00:09:57,178
‫باشه. حالا اجازه می‌دین غذام رو...

164
00:09:57,430 --> 00:10:00,725
‫چطوری این‌قدر اشتها داری، اسگل لاغرمُردنی؟

165
00:10:01,475 --> 00:10:02,310
‫بده من.

166
00:10:02,393 --> 00:10:03,393
‫نوچ.

167
00:10:05,086 --> 00:10:09,340
‫اگه این‌قدر پلو دوست داری،
‫پس «تانوس» شخصاً دهنت می‌کنه.

168
00:10:13,696 --> 00:10:15,239
‫خوش‌مزه‌ست؟

169
00:10:17,320 --> 00:10:19,406
‫- کسکش!
‫- بلند شو، اسگل.

170
00:10:19,669 --> 00:10:20,962
‫حروم‌زاده!

171
00:10:21,037 --> 00:10:23,372
‫- بِکَن!
‫- بی‌خایه!

172
00:10:25,735 --> 00:10:26,903
‫هزارپدر!

173
00:10:27,668 --> 00:10:29,920
‫می‌دونی چقدر پول
‫به‌خاطرت از دست دادم، کیرقیافه؟

174
00:10:30,921 --> 00:10:33,215
‫- کسکش!
‫- بذار منم نثارت کنم!

175
00:10:33,240 --> 00:10:35,753
‫- اسگل...
‫- برو اون‌ور.

176
00:10:36,594 --> 00:10:40,514
‫وقتی دهنت می‌کنم، باید تشکر کنی!

177
00:10:40,598 --> 00:10:44,018
‫آدم توی جَوونی چقدر انرژی داره.
‫یادش به‌خیر.

178
00:10:44,101 --> 00:10:45,895
‫یکم دیگه بگذره، پسره می‌میره.

179
00:10:45,978 --> 00:10:47,730
‫یکی باید جداشون کنه.

180
00:10:47,813 --> 00:10:48,814
‫بله. دقیقاً.

181
00:10:50,524 --> 00:10:51,695
‫من برم...؟

182
00:10:56,155 --> 00:10:59,241
‫بچه‌ها، چی شده؟

183
00:10:59,325 --> 00:11:02,495
‫خجالت نمی‌کشین جلوی بزرگ‌ترها
‫موقع غذاخوردن دعوا می‌کنین؟

184
00:11:02,578 --> 00:11:05,498
‫هم کار زشتیـه، هم دو به یک نامردیـه.

185
00:11:07,041 --> 00:11:08,376
‫خجالت نمی‌کشین؟

186
00:11:08,459 --> 00:11:11,587
‫تو هم مثل ما اینجایـی. پس حدیث نگو.

187
00:11:12,505 --> 00:11:13,839
‫پدر جان...

188
00:11:13,923 --> 00:11:15,883
‫به‌جای این‌که سر من غر بزنی...

189
00:11:16,384 --> 00:11:18,427
‫برو خونه سر بچه‌هات غر بزن.

190
00:11:20,513 --> 00:11:21,889
‫چی گفتی؟

191
00:11:22,890 --> 00:11:25,726
‫گفتم برو سر بچه‌های خودت غر بزن.

192
00:11:26,686 --> 00:11:28,479
‫دستت رو بکش، اسـ

193
00:11:32,108 --> 00:11:33,108
‫حرومز...

194
00:11:36,356 --> 00:11:37,453
‫صبر کن. وایسا.

195
00:11:45,246 --> 00:11:46,288
‫ببخشین، قربان.

196
00:11:48,582 --> 00:11:49,792
‫خواهش می‌کنم...

197
00:11:53,879 --> 00:11:54,880
‫ببخشین.

198
00:12:01,011 --> 00:12:02,471
‫آفرین!

199
00:12:03,055 --> 00:12:04,932
‫ایول! دمت گرم!

200
00:12:08,144 --> 00:12:09,353
‫کارِت درستـه!

201
00:12:13,399 --> 00:12:14,483
‫حاجی ایول داری!

202
00:12:16,736 --> 00:12:17,903
‫فاز این یارو چیـه؟

203
00:12:19,071 --> 00:12:20,239
‫نیروی دریایی بوده؟

204
00:12:28,914 --> 00:12:32,126
‫<i>توجه: شیفت کاری امروز به پایان رسید</i>

205
00:12:32,209 --> 00:12:35,796
‫<i>لطفاً همه‌ی کارکنان به اتاقشان برگردند</i>

206
00:12:53,564 --> 00:12:54,896
‫«نایون»!

207
00:12:57,985 --> 00:13:00,029
‫- شما خونواده‌شـین؟
‫- بله. پدرشـم.

208
00:13:00,112 --> 00:13:02,490
‫<i>لطفاً ببرینش بیمارستان سوهیون</i>

209
00:13:19,089 --> 00:13:22,551
‫تمام غم مرا بگیر و نابود کن...

210
00:13:47,660 --> 00:13:50,412
‫مامان... خوابـی؟

211
00:14:04,051 --> 00:14:05,594
‫منو ببخش، عزیزم.

212
00:14:08,222 --> 00:14:11,684
‫همه‌ش تقصیر منـه.
‫منو ببخش.

213
00:14:14,645 --> 00:14:15,646
‫ببخشین...

214
00:14:17,940 --> 00:14:20,401
‫اگه خوابتون نمی‌بره، می‌شه صحبت کنیم؟

215
00:14:22,152 --> 00:14:23,153
‫بله، حتماً.

216
00:14:30,411 --> 00:14:32,955
‫امروز با حرفام جسارت کردم.

217
00:14:33,038 --> 00:14:34,415
‫ازتون عذر می‌خوام.

218
00:14:34,736 --> 00:14:36,655
‫خواهش می‌کنم.

219
00:14:39,003 --> 00:14:41,547
‫منم گفتم همه‌ش تقصیر شما بوده.

220
00:14:43,757 --> 00:14:45,885
‫- اشتباه کردم.
‫- اِشکالی نداره.

221
00:14:53,281 --> 00:14:55,283
‫زنم توی خونه مریض افتاده.

222
00:14:58,439 --> 00:15:01,442
‫بیماری کبد داره و باید پیوند بزنه.

223
00:15:03,736 --> 00:15:06,071
‫وسط آزمایش‌گرفتن‌هامون...

224
00:15:06,822 --> 00:15:09,116
‫فهمیدیم که حامله هم هست.

225
00:15:10,910 --> 00:15:13,120
‫بیمارستان پیشنهاد سقط جنین داد...

226
00:15:14,272 --> 00:15:15,841
‫ولی زنم می‌خواد بچه رو به دنیا بیاره.

227
00:15:17,041 --> 00:15:18,417
‫حتی اگه خودش بمیره.

228
00:15:19,926 --> 00:15:21,202
‫زنم...

229
00:15:21,503 --> 00:15:23,172
‫خیلی لج‌بازه.

230
00:15:24,173 --> 00:15:27,176
‫وقتی تصمیم بگیره، دیگه نظرش عوض نمی‌شه.

231
00:15:29,887 --> 00:15:33,599
‫دنبال یه اهداکننده می‌گردیم
‫و حال اونم داره بدتر می‌شه.

232
00:15:35,100 --> 00:15:37,353
‫هرچی تونستم، پول قرض کردم...

233
00:15:38,979 --> 00:15:40,397
‫ولی کافی نبود.

234
00:15:42,265 --> 00:15:43,442
‫خیلی ناامید شدم.

235
00:15:43,525 --> 00:15:46,278
‫تااین‌که یکی از مشتری‌های قدیمی اومد سراغم.

236
00:15:47,363 --> 00:15:49,865
‫گفت می‌خواد کمکمون کنه.

237
00:15:50,658 --> 00:15:52,159
‫واسه همین ازش پول قرض کردم.

238
00:15:55,829 --> 00:15:57,665
‫پولش رشوه نبود.

239
00:15:58,707 --> 00:16:01,877
‫آخرش همه فهمیدن و اخراج شدم.

240
00:16:03,587 --> 00:16:05,631
‫بعداز اون‌همه سال که زحمت کشیدم.

241
00:16:09,176 --> 00:16:12,805
‫این بازی آخرین امید منـه.

242
00:16:17,601 --> 00:16:18,727
‫حرفتون رو درک می‌کنم...

243
00:16:19,937 --> 00:16:23,107
‫متوجهـم که بهای این پول چیـه، آقای «۴۵۶».

244
00:16:26,068 --> 00:16:27,316
‫خودم متوجهـم.

245
00:16:31,490 --> 00:16:32,491
‫ولی بازم...

246
00:16:37,246 --> 00:16:40,958
‫حتی اگه بقیه به‌خاطرش بمیرن،
‫باید پول رو برنده شم.

247
00:16:41,917 --> 00:16:43,002
‫اون پول...

248
00:16:54,346 --> 00:16:57,057
‫زن و بچه‌م رو نجات می‌ده.

249
00:16:58,475 --> 00:17:00,060
‫مهم نیست از چه راهی به دست میاد.

250
00:17:20,914 --> 00:17:21,915
‫ببندش.

251
00:17:22,958 --> 00:17:24,626
‫چرا؟ به درد نمی‌خوره؟

252
00:17:34,928 --> 00:17:36,305
‫یعنی چی؟

253
00:17:38,057 --> 00:17:39,933
‫بقیه‌ش کو؟

254
00:17:40,017 --> 00:17:42,019
‫هیچ اندامی به درد نمی‌خورد.

255
00:17:42,102 --> 00:17:44,897
‫این یکی اون‌قدر از مرگش گذشته
‫که فقط تونستم چشم‌هاش رو دربیارم.

256
00:17:44,980 --> 00:17:47,858
‫گفتم که نکُششون. باید حداقل
‫نفس بکشن تا به یه دردی بخورن.

257
00:17:47,941 --> 00:17:50,778
‫چی می‌گی؟
‫چندتا زنده هم برات آوردم.

258
00:17:51,445 --> 00:17:54,573
‫پس یکی از همکارات سر اون یکی رو ترکونده.

259
00:17:58,285 --> 00:17:59,787
‫اون یکی هم همین‌طور.

260
00:18:01,789 --> 00:18:04,500
‫یکی به پاش خورده و بعدی به سرش.

261
00:18:07,836 --> 00:18:09,379
‫کی این کارو می‌کنه؟

262
00:18:27,981 --> 00:18:29,858
‫<i>هویت تأیید شد</i>

263
00:18:31,610 --> 00:18:34,696
‫<i>قربان. از اتاق جراحی گزارش می‌دم</i>

264
00:18:35,239 --> 00:18:36,615
‫چی شد؟

265
00:18:38,992 --> 00:18:42,704
‫<i>بیشترشون توی سر یا سینه
‫تیر خوردن و مُردن، قربان</i>

266
00:18:42,788 --> 00:18:45,582
‫<i>اونایی که زخم عمیقی نداشتن،
‫دوباره تیر خوردن که بمیرن</i>

267
00:18:45,666 --> 00:18:47,668
‫<i>جنس قابل‌استفاده‌ی زیادی نداریم</i>

268
00:18:51,547 --> 00:18:52,589
‫کی شلیک کرده؟

269
00:18:54,925 --> 00:18:56,426
‫فکر کنم «شماره ۰۱۱» بوده.

270
00:19:25,164 --> 00:19:26,297
‫«شماره ۰۱۱»

271
00:19:29,439 --> 00:19:30,942
‫افسر می‌خواد ببینت.

272
00:20:12,252 --> 00:20:14,129
‫<i>هویت تأیید شد</i>

273
00:20:51,291 --> 00:20:52,657
‫امری داشتین، قربان؟

274
00:20:53,669 --> 00:20:54,795
‫ماسکت رو بردار.

275
00:21:03,887 --> 00:21:06,974
‫بهت گفتم اگه کمک نمی‌کنی،
‫دخالت هم نکنی.

276
00:21:12,062 --> 00:21:14,231
‫شنیدم به بازیکن‌های نیمه‌جون هم شلیک کردی...

277
00:21:14,256 --> 00:21:15,539
‫که مطمئن شی مُردن.

278
00:21:16,904 --> 00:21:18,781
‫من طبق وظیفه‌م عمل کردم.

279
00:21:22,155 --> 00:21:23,720
‫از موقع آشنایی‌مون...

280
00:21:25,867 --> 00:21:27,369
‫چقدر گذشته؟

281
00:21:27,953 --> 00:21:29,705
‫دیگه یادم نیست.

282
00:21:29,788 --> 00:21:30,872
‫اگه درست یادم باشه...

283
00:21:38,046 --> 00:21:39,756
‫هفت سال پیش بود.

284
00:21:43,635 --> 00:21:45,595
‫اولین باری که به دیدنت اومدم...

285
00:21:47,264 --> 00:21:50,013
‫روی تخت اون بیمارستان مزخرف خوابیده بودی...

286
00:21:50,213 --> 00:21:51,889
‫و مثل زامبی‌ها به سقف خیره شده بودی.

287
00:21:52,726 --> 00:21:55,518
‫باورم نمی‌شه با یه تفنگ
‫کل تیمی که دنبالت بود رو کُشتی...

288
00:21:56,398 --> 00:21:57,928
‫و بدون کمک...

289
00:21:57,953 --> 00:22:00,203
‫از حصار لب مرز رد شدی.

290
00:22:06,783 --> 00:22:09,161
‫وقتی اون‌طوری دیدمت، دلم برات سوخت.

291
00:22:12,873 --> 00:22:15,334
‫واسه همین می‌خواستم بهت یه فرصت بدم.

292
00:22:16,043 --> 00:22:18,295
‫همیشه مدیونتون هستم، قربان.

293
00:22:19,046 --> 00:22:20,672
‫پس باید به حرفم گوش بدی.

294
00:22:20,756 --> 00:22:22,549
‫نمی‌تونم، قربان.

295
00:22:25,344 --> 00:22:27,304
‫می‌ترسی رئیس بفهمه؟

296
00:22:29,723 --> 00:22:31,475
‫نگران نباش.

297
00:22:32,092 --> 00:22:34,416
‫دفعه‌ی قبلی از یه بازیکن
‫برای جسدها استفاده کردیم...

298
00:22:34,441 --> 00:22:36,713
‫و در ازاش بهش اطلاعات بازی رو می‌دادیم.

299
00:22:36,855 --> 00:22:39,566
‫ولی این بار خودمون یه دکتر آوردیم.

300
00:22:39,649 --> 00:22:42,361
‫هیشکی نمی‌فهمه، ولی حتی اگه بفهمن...

301
00:22:42,386 --> 00:22:43,362
‫مشکل من این نیست.

302
00:22:43,445 --> 00:22:45,072
‫پس چه مرگتـه؟

303
00:23:04,299 --> 00:23:05,926
‫توی اولین ملاقات‌مون گفتی...

304
00:23:07,386 --> 00:23:09,471
‫می‌خوای بچه‌ای رو که تنها گذاشتی، پیدا کنی.

305
00:23:10,889 --> 00:23:13,308
‫و اگه بهت کمک کنم، حاضری هر کاری بکنی.

306
00:23:17,771 --> 00:23:19,147
‫حالا چی تغییر کرده؟

307
00:23:22,526 --> 00:23:25,278
‫وقتی بهم درباره‌ی این شغل گفتین...

308
00:23:26,071 --> 00:23:27,531
‫طوری حرف زدین که...

309
00:23:28,990 --> 00:23:30,700
‫که انگار قراره به مردم بدبخت کمک کنم...

310
00:23:30,784 --> 00:23:33,620
‫تا دیگه عذاب نکشن و خوشبخت بشن.

311
00:23:35,914 --> 00:23:37,082
‫حرفتون رو باور کردم.

312
00:23:37,707 --> 00:23:39,459
‫واسه همین اومدم اینجا.

313
00:23:41,795 --> 00:23:43,899
‫ولی این شمایـین که
‫تغییر کردین، قربان، نه من.

314
00:23:46,383 --> 00:23:48,093
‫درهرصورت همه‌شون می‌میرن.

315
00:23:49,719 --> 00:23:52,597
‫ما می‌خوایم از اندامشون استفاده کنیم
‫که جون بقیه رو نجات بدیم.

316
00:23:53,181 --> 00:23:54,584
‫این کجاش بَده؟

317
00:23:55,559 --> 00:23:59,354
‫اگه فرمایش دیگه‌ای ندارین،
‫با اجازه مرخص می‌شم.

318
00:24:15,745 --> 00:24:19,124
‫«کلانتری منطقه‌ی دوبونگِ سئول»

319
00:24:28,675 --> 00:24:30,635
‫عع، کارآگاه «هانگ».
‫چه خبرا؟

320
00:24:35,709 --> 00:24:37,100
‫«هانگ جون‌هو»!

321
00:24:37,893 --> 00:24:40,312
‫بدون اطلاع من استعفا می‌دی؟

322
00:24:40,395 --> 00:24:42,856
‫چرا جواب تماس‌هام رو نمی‌دی؟

323
00:24:42,939 --> 00:24:47,027
‫می‌دونی بعداز اون شیرین‌کاری‌ت
‫چقدر زحمت کشیدم تا جمعش کنم؟

324
00:24:47,110 --> 00:24:48,945
‫حرفتون تموم شد؟

325
00:24:49,246 --> 00:24:49,946
‫چی؟

326
00:24:50,030 --> 00:24:51,285
‫کمکم کنین، قربان.

327
00:24:52,574 --> 00:24:55,368
‫می‌خوای دیگه چی‌کار کنم؟

328
00:24:55,452 --> 00:24:57,454
‫دوباره دنبال اون جزیره‌ی مسخره بگردم؟

329
00:24:58,038 --> 00:24:59,038
‫بله.

330
00:24:59,581 --> 00:25:01,082
‫خدایا...

331
00:25:01,166 --> 00:25:03,293
‫باید فوراً جست‌وجو رو شروع کنیم.

332
00:25:03,376 --> 00:25:05,353
‫اگه معطل کنیم، نه‌تنها آقای «سونگ»...

333
00:25:05,378 --> 00:25:07,363
‫بلکه همه‌ی بازیکن‌های دیگه به خطر می‌افتن.

334
00:25:07,923 --> 00:25:10,759
‫نفهمیدم چی شد.
‫مگه این قضیه تموم نشده بود؟

335
00:25:10,842 --> 00:25:13,762
‫قربان. خواهش می‌کنم.
‫این دفعه قضیه فرق داره.

336
00:25:13,845 --> 00:25:17,766
‫اگه الان کاری نکنیم،
‫ممکنـه دیگه فرصتی نداشته باشیم.

337
00:25:17,849 --> 00:25:19,643
‫- آقای «کیم».
‫- بله؟

338
00:25:19,726 --> 00:25:21,603
‫این چرا دوباره برگشته سر اون قضیه؟

339
00:25:21,686 --> 00:25:22,896
‫گفتی حالش بهتر شده که.

340
00:25:24,356 --> 00:25:26,876
‫«جون‌هو»، پسرم، برو مشاوره.
‫خجالت نداره که...

341
00:25:26,942 --> 00:25:28,485
‫قربان، خواهش می‌کنم!

342
00:25:29,069 --> 00:25:31,279
‫می‌خواین دست‌رودست بذارین تا مردم بمیرن؟

343
00:25:31,304 --> 00:25:34,515
‫تا کِی می‌خوای این موضوع مسخره رو کِش بدی؟

344
00:25:35,158 --> 00:25:36,826
‫اگه واقعیـه، مدرک بیار، احمق!

345
00:25:37,410 --> 00:25:40,622
‫مدرک... مدرک!

346
00:25:46,503 --> 00:25:47,963
‫استعفاش رو قبول کن.

347
00:25:48,046 --> 00:25:49,589
‫این عوض‌بشو نیست.

348
00:25:49,673 --> 00:25:51,132
‫آخه... قربان...

349
00:25:52,926 --> 00:25:55,220
‫خدایا صبر بده.

350
00:25:55,804 --> 00:25:57,305
‫گفتم فایده نداره!

351
00:25:57,389 --> 00:25:59,641
‫حالا دیگه نمی‌تونم نگهت دارم!

352
00:25:59,724 --> 00:26:02,477
‫قربان، خودم می‌برمش مشاوره!

353
00:26:02,561 --> 00:26:04,145
‫قربان، صبر کنین!

354
00:26:04,229 --> 00:26:07,941
‫بهت که گفتم، پلیس فایده نداره.

355
00:26:08,259 --> 00:26:09,552
‫باید خودمون دست‌به‌کار بشیم.

356
00:26:09,980 --> 00:26:12,274
‫دوتا تیم که باشیم، بهتر می‌گردیم.

357
00:26:12,696 --> 00:26:16,324
‫آره. کاپیتان «پارک» از یکی از آشناهاش
‫یه قایق دیگه قرض گرفته.

358
00:26:16,408 --> 00:26:19,995
‫چند نفرم استخدام کردم
‫و به دو گروه تقسیمشون کردم.

359
00:26:20,078 --> 00:26:21,496
‫خوبـه. آفرین.

360
00:26:21,580 --> 00:26:24,624
‫اگه بازی شروع شده باشه،
‫یعنی نهایتاً پنج روز وقت داریم.

361
00:26:24,708 --> 00:26:26,960
‫- باید دست بجنبونیم.
‫- باشه. فهمیدم.

362
00:26:27,043 --> 00:26:30,171
‫هوا که بهتر شد، آماده می‌شیم برای دریا.

363
00:26:30,196 --> 00:26:31,447
‫می‌بینمت.

364
00:26:42,017 --> 00:26:44,769
‫امروز که نمی‌تونیم بریم، پس آروم باش.

365
00:26:50,442 --> 00:26:53,653
‫کاپیتان، مطمئنـین فردا هوا خوبـه؟

366
00:26:53,737 --> 00:26:56,573
‫هواشناسی رو دیدم.
‫ظاهراً فردا هم زیاد فرق نداره.

367
00:26:56,656 --> 00:26:57,866
‫ببین، بچه...

368
00:26:59,075 --> 00:27:00,827
‫من ۳۰سالـه که دریانوردم.

369
00:27:01,453 --> 00:27:02,996
‫این هواشناس‌های احمق...

370
00:27:03,079 --> 00:27:05,624
‫فقط بلدن بشینن جلوی دوربین
‫و از روی مانیتور بخونن.

371
00:27:05,707 --> 00:27:07,751
‫نمی‌ذارم اونا برام تعیین‌تکلیف کنن!

372
00:27:07,834 --> 00:27:10,795
‫باشه. ولی اگه فردا نشد، تقصیر شماست‌ها.

373
00:27:11,880 --> 00:27:13,840
‫حالا عجله برای چیـه؟

374
00:27:13,923 --> 00:27:16,217
‫من و «جون‌هو» دو سالـه که
‫داریم دنبال اون جزیره می‌گردیم.

375
00:27:16,301 --> 00:27:17,552
‫این دفعه چه فرقی می‌کنه؟

376
00:27:19,012 --> 00:27:23,099
‫نمی‌شه بهتون بگم. شرمنده.

377
00:27:24,017 --> 00:27:27,354
‫ما توی جزیره یکی رو داریم.

378
00:27:27,437 --> 00:27:28,730
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

379
00:27:30,023 --> 00:27:31,483
‫همون مَرده که قبلاً بازی کرده؟

380
00:27:32,067 --> 00:27:33,068
‫چی؟

381
00:27:33,735 --> 00:27:34,736
‫کی...؟

382
00:27:35,278 --> 00:27:38,156
‫کاپیتان، شما از آقای «سونگ» خبر دارین؟

383
00:27:39,366 --> 00:27:41,368
‫«جون‌هو» یه چیزایی بهم گفته.

384
00:27:41,650 --> 00:27:45,195
‫اگه می‌دونین، پس همه‌چی رو بهتون می‌گم دیگه.

385
00:27:46,956 --> 00:27:48,708
‫این یارو «سونگ گی‌هون»...

386
00:27:48,792 --> 00:27:51,044
‫چند سال پیش بازی رو بُرده.

387
00:27:51,127 --> 00:27:53,296
‫حالا می‌خواد از سازنده‌هاش انتقام بگیره...

388
00:27:53,380 --> 00:27:55,065
‫واسه همین یه ردیاب توی دندونش گذاشت...

389
00:27:55,090 --> 00:27:57,133
‫و خودش داوطلبانه رفت به جزیره.

390
00:27:57,217 --> 00:27:59,886
‫ولی موندم چطوری لو رفتیم!

391
00:27:59,911 --> 00:28:03,373
‫پس اون داستان‌های عجیبی که
‫«جون‌هو» گفت، راست بودن؟

392
00:28:03,515 --> 00:28:04,724
‫بعله.

393
00:28:04,808 --> 00:28:06,393
‫من این کارا رو کردم...

394
00:28:06,476 --> 00:28:08,436
‫این‌همه دنبال جزیره گشتم...

395
00:28:08,520 --> 00:28:11,012
‫چون بعداز نجاتش، دلم برای اون بچه می‌سوخت.

396
00:28:11,940 --> 00:28:14,734
‫فکر می‌کردم توهم زده...

397
00:28:14,818 --> 00:28:16,714
‫و داستان بازی و ۴۵.۶میلیارد الکیـه.

398
00:28:16,739 --> 00:28:20,324
‫منم اولش باورم نمی‌شد.

399
00:28:21,116 --> 00:28:24,077
‫ولی درست به اندازه‌ی اون نوشیدنی
‫که جلوتونـه، واقعیـه.

400
00:28:24,160 --> 00:28:26,538
‫خودم اون نقاب‌دارها رو دیدم.

401
00:28:26,563 --> 00:28:29,930
‫یکی‌شون بهم شوکر زد.

402
00:28:30,917 --> 00:28:32,252
‫بهت شوکر زد؟

403
00:28:32,335 --> 00:28:34,504
‫- بعله!
‫- که این‌طور.

404
00:28:35,505 --> 00:28:37,882
‫واسه همین اینا رو با خودت آوردی.

405
00:28:39,217 --> 00:28:40,593
‫یا خدا...

406
00:28:42,220 --> 00:28:44,264
‫از سیبیل‌هاشون خون می‌چکه.

407
00:28:44,347 --> 00:28:46,516
‫- خدا رحم کنه.
‫- ببین، کاپیتان.

408
00:28:46,599 --> 00:28:48,852
‫اون آدما رحم نمی‌کنن.

409
00:28:48,935 --> 00:28:51,146
‫وقتی دنبالشون بودیم، رئیسِ منم...

410
00:28:54,899 --> 00:28:56,693
‫بگذریم... حالا همه‌چی رو می‌دونین.

411
00:28:56,776 --> 00:28:58,403
‫ما با همچین کسایی سروکار داریم.

412
00:28:58,486 --> 00:29:00,613
‫یا همه زنده می‌مونیم و یا می‌میریم.

413
00:29:01,197 --> 00:29:02,657
‫این چه حرفیـه!

414
00:29:02,741 --> 00:29:06,244
‫۱۰ سالـه که این قایق رو دارم.

415
00:29:06,786 --> 00:29:07,704
‫این‌همه وقت گذشته...

416
00:29:07,787 --> 00:29:09,748
‫ولی هنوز اتفاق بدی نیُفتاده.

417
00:29:09,793 --> 00:29:11,259
‫یه لاخ مو از سر کسی نرفته.

418
00:29:13,251 --> 00:29:15,670
‫پس دیگه به شما می‌سپریم.

419
00:29:18,173 --> 00:29:20,175
‫<i>به بازی دوم خوش آمدید</i>

420
00:29:20,258 --> 00:29:21,467
‫<i>به‌زودی شروع می‌کنیم</i>

421
00:29:28,600 --> 00:29:30,351
‫مثلث آسون‌ترینـه. درستـه؟

422
00:29:31,889 --> 00:29:32,890
‫بله.

423
00:29:51,247 --> 00:29:54,459
‫واسا بینم، این دیگه چه شکلیـه؟

424
00:29:54,542 --> 00:29:56,753
‫یه دریادار هم نمی‌تونه درش بیاره!

425
00:29:59,255 --> 00:30:01,549
‫مطمئنـین این آسون‌ترینـه؟

426
00:30:01,633 --> 00:30:03,635
‫خدایا! این دیگه چیـه؟

427
00:30:03,718 --> 00:30:06,262
‫به‌خاطر این آدم همه‌مون قراره بمیریم!

428
00:30:06,346 --> 00:30:07,430
‫نه، من...

429
00:30:07,514 --> 00:30:08,807
‫خودت گفتی مثلث!

430
00:30:08,890 --> 00:30:11,280
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫چطوری درستش می‌کنی؟

431
00:30:11,305 --> 00:30:14,270
‫- این...
‫- گفتی قبلاً بازی کردی که!

432
00:30:14,354 --> 00:30:16,439
‫- نه...
‫- حالا درستش کن!

433
00:30:16,523 --> 00:30:18,358
‫همه‌مون رو به کشتن دادی!
‫تقصیر توئـه!

434
00:30:18,441 --> 00:30:21,027
‫تقصیر توئـه!
‫تقصیر توئـه!

435
00:30:21,052 --> 00:30:23,221
‫تقصیر توئـــه!

436
00:30:23,245 --> 00:30:33,245
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

437
00:30:49,639 --> 00:30:50,974
‫خوشگل شدی.

438
00:30:53,977 --> 00:30:55,019
‫«جون‌هی»!

439
00:30:55,520 --> 00:30:57,397
‫واقعاً نمی‌دونستی من اینجام؟

440
00:30:58,690 --> 00:31:00,900
‫فکر کردم عمداً بی‌محلی می‌کنی.

441
00:31:01,401 --> 00:31:02,402
‫حالا می‌فهمم...

442
00:31:03,236 --> 00:31:05,154
‫به‌خاطر اینـه که بقیه اصلاً برات مهم نیستن.

443
00:31:05,238 --> 00:31:06,990
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

444
00:31:07,073 --> 00:31:08,199
‫به نظرت چی‌کار می‌کنم؟

445
00:31:09,659 --> 00:31:12,912
‫خودت گفتی اون ارز رو بخرم.
‫یادت رفته؟

446
00:31:21,671 --> 00:31:22,672
‫تو...

447
00:31:23,190 --> 00:31:25,609
‫آها. حداقل اینو یادتـه.

448
00:31:25,634 --> 00:31:28,720
‫بچه چی شد؟
‫گفتی قراره سقط کنی.

449
00:31:31,306 --> 00:31:32,223
‫نکردم.

450
00:31:32,307 --> 00:31:35,476
‫وقتی هیچ پولی نداری،
‫چطور می‌خوای بچه بزرگ کنی؟

451
00:31:35,560 --> 00:31:36,978
‫قراره پول‌دار بشم.

452
00:31:37,061 --> 00:31:39,898
‫اون‌قدری می‌گیرم که بدهی‌م رو صاف کنم
‫و یه خونه بخرم.

453
00:31:42,525 --> 00:31:45,461
‫خودم این کارو می‌کنم،
‫چون می‌دونم بچه‌م هیچ‌وقت باباش رو نمی‌بینه.

454
00:31:45,486 --> 00:31:47,405
‫پس به‌خاطر پول اومدی اینجا؟

455
00:31:47,989 --> 00:31:49,115
‫خودت رو توی آینه ببین.

456
00:31:49,198 --> 00:31:51,451
‫آخه یه زن حامله می‌خواد اینجا چی‌کار کنه؟

457
00:31:51,534 --> 00:31:54,203
‫ازت کمک نمی‌خوام،
‫پس ادای آدمای نگران رو درنیار.

458
00:31:54,939 --> 00:31:56,376
‫تازه یادت اومده نگران بشی؟

459
00:31:58,833 --> 00:32:00,168
‫اومدی همین رو بگی.

460
00:32:00,251 --> 00:32:02,879
‫نه، می‌خواستم کبودی‌هات رو ببینم.

461
00:32:05,757 --> 00:32:06,758
‫بهت میاد.

462
00:32:11,723 --> 00:32:13,806
‫<i>لطفاً توجه کنید</i>

463
00:32:13,890 --> 00:32:16,267
‫<i>بازی دوم به‌زودی شروع می‌شود</i>

464
00:32:16,351 --> 00:32:18,436
‫<i>لطفاً طبق دستور کارکنان عمل کنید</i>

465
00:32:18,519 --> 00:32:20,772
‫<i>و به‌سمت سالن بازی برید</i>

466
00:32:21,814 --> 00:32:23,983
‫- مجدداً تکرار می‌کنم.
‫- می‌گم...

467
00:32:24,067 --> 00:32:27,070
‫- بازی که تموم شد، با هم حرف می‌زنیم.
‫- بازی دوم به‌زودی شروع می‌شود.

468
00:32:27,153 --> 00:32:30,198
‫- لطفاً طبق دستور کارکنان عمل کنید.
‫- می‌خواستم رأی منفی بدم...

469
00:32:30,281 --> 00:32:32,575
‫<i>و به‌سمت سالن بازی برید</i>

470
00:32:32,659 --> 00:32:34,202
‫ولی نتونستم، چون تو می‌خواستی بمونی.

471
00:32:45,713 --> 00:32:46,714
‫«گی‌هون»...

472
00:32:47,799 --> 00:32:49,074
‫تیم مثلث‌ها!

473
00:32:50,259 --> 00:32:52,136
‫همه به حرفت گوش می‌دیم، رفیق.

474
00:32:52,220 --> 00:32:53,429
‫آها...

475
00:32:54,681 --> 00:32:55,681
‫باشه.

476
00:33:10,863 --> 00:33:11,906
‫چی داری؟

477
00:33:11,990 --> 00:33:13,199
‫به تو چه.

478
00:33:14,409 --> 00:33:16,411
‫بریم سراغ بازی.

479
00:33:26,671 --> 00:33:28,006
‫مثلث... مثلث...

480
00:33:53,740 --> 00:33:55,825
‫<i>به بازی دوم خوش آمدید</i>

481
00:33:55,908 --> 00:33:57,243
‫<i>به‌زودی شروع می‌کنیم</i>

482
00:34:00,830 --> 00:34:03,416
‫<i>این بازی به‌صورت تیمی انجام می‌شود</i>

483
00:34:03,499 --> 00:34:06,919
‫<i>ده دقیقه فرصت دارید
‫تا به گروه‌های پنج‌نفره تقسیم شوید</i>

484
00:34:08,296 --> 00:34:10,089
‫<i>مجدداً تکرار می‌کنم</i>

485
00:34:10,923 --> 00:34:13,509
‫<i>این بازی به‌صورت تیمی انجام می‌شود</i>

486
00:34:13,593 --> 00:34:16,804
‫<i>ده دقیقه فرصت دارید
‫تا به گروه‌های پنج‌نفره تقسیم شوید</i>

487
00:34:16,888 --> 00:34:19,849
‫دالگونا که که تیمی انجام نمی‌شه.

488
00:34:19,932 --> 00:34:21,809
‫دالگونائـه دیگه، نه؟

489
00:34:22,810 --> 00:34:23,811
‫عع...

490
00:34:24,395 --> 00:34:25,646
‫فکر نکنم. نه.

491
00:34:25,730 --> 00:34:27,190
‫پس چیـه؟

492
00:34:27,940 --> 00:34:29,358
‫نمی‌دونم.

493
00:34:29,442 --> 00:34:31,819
‫یعنی چی؟ گفتی قبلاً بازی کردی که!

494
00:34:31,903 --> 00:34:33,404
‫گفتی مثلث بوده. یادتـه؟

495
00:34:33,488 --> 00:34:34,488
‫نکنه دروغ گفتی؟

496
00:34:36,199 --> 00:34:38,326
‫- نمی‌دونم چیـه. شرمنده.
‫- شرمنده؟

497
00:34:38,951 --> 00:34:41,037
‫دیروز که همه‌ش کُری می‌خوندی!

498
00:34:41,120 --> 00:34:44,123
‫حالا واسه کسایی که به‌خاطرت
‫رأی منفی دادن، چه جوابی داری؟

499
00:34:44,207 --> 00:34:45,833
‫چطوری درستش می‌کنی؟

500
00:34:48,127 --> 00:34:49,587
‫کافیـه.

501
00:34:52,031 --> 00:34:54,175
‫<i>لطفاً تیم‌ها را مشخص کنید</i>

502
00:34:56,677 --> 00:34:58,012
‫آره. بیخیال شین.

503
00:34:58,096 --> 00:35:00,348
‫مگه این مرتیکه‌ی خُل‌وچل منطق حالیش می‌شه؟

504
00:35:00,431 --> 00:35:02,934
‫همون اول باید می‌فهمیدیم که چرت‌وپرت می‌گه.

505
00:35:04,310 --> 00:35:06,938
‫قربان، لطفاً افتخار بدین با من هم‌تیمی بشین.

506
00:35:07,647 --> 00:35:09,774
‫بازی رو بُردی... ارواح عمه‌ت.

507
00:35:09,847 --> 00:35:12,475
‫مثلث و دالگونا دیگه چه کسشعری بود؟

508
00:35:15,446 --> 00:35:17,115
‫قربان، با کیا تیم بشیم؟

509
00:35:17,949 --> 00:35:19,158
‫دالگونا نیست؟

510
00:35:19,951 --> 00:35:21,786
‫می‌گم دالگونا نیست؟

511
00:35:22,453 --> 00:35:24,831
‫- بله. ظاهراً.
‫- حالا چی‌کار کنیم؟

512
00:35:25,581 --> 00:35:27,500
‫- بریم.
‫- کجا بریم؟

513
00:35:27,583 --> 00:35:29,544
‫باید یه تیم خوب پیدا کنیم.

514
00:35:29,627 --> 00:35:31,754
‫زود باش، وگرنه تیم خوبی گیرمون نمیاد.

515
00:35:31,838 --> 00:35:32,838
‫باشه.

516
00:35:35,383 --> 00:35:36,384
‫واقعاً شرمنده‌ام.

517
00:35:37,176 --> 00:35:39,470
‫من هنوزم بهتون اعتماد دارم.

518
00:35:41,347 --> 00:35:45,059
‫اگه اِشکالی نداره، هم‌تیمی من بشین.

519
00:35:45,143 --> 00:35:49,272
‫آره. ما که نمی‌دونیم داستان چیـه
‫ولی نباید بترسیم.

520
00:35:49,355 --> 00:35:50,982
‫درهرصورت بازی بچه‌هاست.

521
00:35:51,065 --> 00:35:53,192
‫ما دوتا بچگی‌مون خیلی بازی کردیم.

522
00:35:53,276 --> 00:35:54,819
‫منم موافقـم.

523
00:35:54,902 --> 00:35:57,196
‫باهاتون تیم می‌شم.

524
00:35:58,030 --> 00:36:00,616
‫اگه با هم کار کنیم، هیچی جلودارمون نیست.

525
00:36:01,117 --> 00:36:02,618
‫باریکلا، سرباز.

526
00:36:03,619 --> 00:36:06,706
‫واقعاً خجالت‌آور هم بود
‫چندتا دریادار بشینن دالگونا بازی کنن.

527
00:36:06,731 --> 00:36:08,005
‫اگه قرار به بازی باشه...

528
00:36:08,030 --> 00:36:10,157
‫یه چیزی می‌خوام که به ریسکش بیارزه.

529
00:36:10,955 --> 00:36:13,202
‫مثلاً گرگم‌به‌هوا یا بازی مرکب.

530
00:36:14,422 --> 00:36:16,883
‫قربان، من از جونم مایه می‌ذارم.

531
00:36:17,884 --> 00:36:21,095
‫خب باید یه نفر دیگه هم بیاریم.

532
00:36:21,929 --> 00:36:24,849
‫قربان، اجازه بدین من یکی رو پیدا کنم.

533
00:36:24,932 --> 00:36:28,269
‫باشه، سرباز. برو یه آدم شجاع
‫برامون پیدا کن. شیرفهم شد؟

534
00:36:28,895 --> 00:36:30,062
‫بله، قربان!

535
00:36:31,189 --> 00:36:32,190
‫مرخصـی.

536
00:36:47,288 --> 00:36:48,289
‫«جون‌هی»

537
00:36:52,543 --> 00:36:53,753
‫بیا هم‌تیمی بشیم.

538
00:36:53,836 --> 00:36:54,670
‫نه، قربانت.

539
00:36:54,754 --> 00:36:57,423
‫- بالاخره که باید عضو یه تیم بشی.
‫- عضو تیم تو نمی‌شم.

540
00:36:57,506 --> 00:36:58,925
‫این‌قدر ادای کاردرست‌ها رو درنیار.

541
00:36:59,008 --> 00:37:01,344
‫فکر کردی کس دیگه‌ای باهات تیم می‌شه؟

542
00:37:01,369 --> 00:37:03,997
‫به تو چه؟
‫من از پس خودم برمیام.

543
00:37:04,138 --> 00:37:05,973
‫منو ببخش که هیچ‌وقت زنگ نزدم. باشه؟

544
00:37:07,225 --> 00:37:08,684
‫اوضاع منم خوب نبود.

545
00:37:08,768 --> 00:37:10,411
‫بعداز اون ماجرا...

546
00:37:10,436 --> 00:37:12,713
‫چندتا روانی دنبالم افتاده بودن...

547
00:37:12,855 --> 00:37:15,066
‫شیش‌ماه جواب زنگم رو ندادی.

548
00:37:15,149 --> 00:37:16,275
‫فکر کردم مُردی، آشغال.

549
00:37:16,359 --> 00:37:17,985
‫باشه. منو ببخش.

550
00:37:18,611 --> 00:37:20,488
‫حالا می‌شه با هم تیم بشیم؟

551
00:37:20,571 --> 00:37:22,698
‫اگه زنده نمونی...

552
00:37:22,782 --> 00:37:24,909
‫اون‌وقت خبری از بچه هم نیست.

553
00:37:26,535 --> 00:37:27,662
‫بهت اعتماد ندارم.

554
00:37:29,580 --> 00:37:31,290
‫دیگه برام مُردی.

555
00:37:44,512 --> 00:37:47,348
‫- اون فایده نداره.
‫- اون یکی چطوره؟

556
00:37:47,431 --> 00:37:49,558
‫- شبیه دونده‌هاست.
‫- آره.

557
00:37:49,642 --> 00:37:51,769
‫آخه از کجا بدونیم مسابقه‌ی دو می‌ذارن؟

558
00:37:52,895 --> 00:37:54,730
‫اگه هم‌تیمی می‌خواین، من...

559
00:38:01,320 --> 00:38:02,697
‫نه، ممنون.

560
00:38:17,461 --> 00:38:18,462
‫ببخشین.

561
00:38:23,301 --> 00:38:26,429
‫می‌خواین با هم تیم بشیم؟

562
00:38:29,974 --> 00:38:32,935
‫- مهم قدرت بدنیـه.
‫- ببخشین، دونفر لازم دارین. درستـه؟

563
00:38:32,960 --> 00:38:35,420
‫ما دونفریـم. می‌شه عضو بشیم؟

564
00:38:35,563 --> 00:38:38,065
‫بله. حتماً.
‫خیلی هم عالی.

565
00:38:38,149 --> 00:38:40,985
‫- یکی دیگه کجاست؟
‫- چیزه...

566
00:38:44,077 --> 00:38:45,202
‫شرمنده، رفیق.

567
00:38:45,573 --> 00:38:48,075
‫ما دنبال چیز دیگه‌ای می‌گردیم.

568
00:38:49,076 --> 00:38:50,202
‫متوجهـم.

569
00:38:51,370 --> 00:38:55,333
‫این پیرزن رو بپیچون، بعدش بیا توی تیم ما.

570
00:38:55,958 --> 00:38:58,002
‫این پیرزن مادر منـه.

571
00:39:03,049 --> 00:39:07,636
‫تو برو پیش همونا، «یونگ‌شیک».
‫من یه کاریش می‌کنم.

572
00:39:07,720 --> 00:39:10,056
‫ای بابا، چی می‌گی مادر من؟

573
00:39:10,139 --> 00:39:11,307
‫من ولت نمی‌کنم.

574
00:39:13,726 --> 00:39:15,811
‫چرا این‌قدر توی لَکـی؟ چی شده؟

575
00:39:15,895 --> 00:39:18,105
‫همیشه داد می‌زنی و دستور می‌دی که.

576
00:39:18,189 --> 00:39:21,108
‫منو ببین. می‌خوام انرژی‌ت رو ببینم، ننه.

577
00:39:21,192 --> 00:39:24,528
‫زود باش مثل همیشه بهم فحش بده.

578
00:39:24,612 --> 00:39:28,157
‫من تو رو این‌جوری بزرگ کردم
‫که سر مادرت داد بزنی؟

579
00:39:28,240 --> 00:39:29,241
‫- پسره‌ی خر!
‫- خودشـه!

580
00:39:29,266 --> 00:39:32,811
‫- به بزرگترهات احترام بذار!
‫- اینم از این. برگشتی به خودت.

581
00:39:32,953 --> 00:39:35,748
‫ببین، اونجا یه تیم هست. بریم؟

582
00:39:35,831 --> 00:39:37,166
‫آخرین نفر.

583
00:39:37,249 --> 00:39:39,001
‫سلام عرض شد.

584
00:39:41,879 --> 00:39:43,130
‫اسمت چیـه؟

585
00:39:43,714 --> 00:39:45,966
‫«پارک مین‌سو»

586
00:39:46,050 --> 00:39:47,468
‫چرا اومدی اینجا؟

587
00:39:47,551 --> 00:39:48,636
‫عذر می‌خوام، بانو.

588
00:39:51,430 --> 00:39:53,015
‫بیا عضو تیم ما شو.

589
00:39:54,392 --> 00:39:56,435
‫آها... اون‌وقت چرا؟

590
00:39:56,519 --> 00:39:59,659
‫منو نشناختی؟
‫خدای رپ: «تانوس».

591
00:40:00,060 --> 00:40:02,229
‫♪ حاجی‌ت بازی رو بلده ♪

592
00:40:02,274 --> 00:40:05,444
‫راستی ما نمی‌دونم بازی چیـه.
‫اگه یه زن انتخاب کنیم...

593
00:40:05,528 --> 00:40:07,905
‫«تانوس» کبیر ازت محافظت می‌کنه.

594
00:40:07,988 --> 00:40:10,199
‫عجب... «تانوس»؟

595
00:40:10,825 --> 00:40:13,244
‫پس همه‌ی سنگ‌های ابدیت رو جمع کردی؟
‫(اشاره به فیلم «انتقام‌جویان»)

596
00:40:13,327 --> 00:40:14,327
‫صدالبته!

597
00:40:15,329 --> 00:40:18,707
‫هرکی سد راه من بشه، کارش ساخته‌ست!

598
00:40:19,917 --> 00:40:23,421
‫از این به بعد با من باش. دیگه جات امنـه.

599
00:40:24,630 --> 00:40:25,756
‫آخه من...

600
00:40:25,840 --> 00:40:27,720
‫داشتم با یکی دیگه حرف می‌زم...

601
00:40:27,800 --> 00:40:29,760
‫مشکلی نیست. کیـه؟

602
00:40:35,894 --> 00:40:36,992
‫اسمت چیـه؟

603
00:40:37,632 --> 00:40:39,619
‫عع... «مین‌سو».

604
00:40:39,644 --> 00:40:42,063
‫قیافه‌ش تابلوئـه که اسگلـه...

605
00:40:42,356 --> 00:40:44,525
‫خوش‌وقتـم، داش گلم.

606
00:40:44,608 --> 00:40:46,698
‫به دنیای «تانوس» خوش اومدی.

607
00:40:49,363 --> 00:40:50,990
‫چقدر بانمکـی. بیا.

608
00:40:54,118 --> 00:40:56,996
‫- قربان، یکی رو پیدا کردم.
‫- آفرین.

609
00:40:57,872 --> 00:40:59,832
‫- می‌خواد از جون مایه بذاره.
‫- آها.

610
00:40:59,915 --> 00:41:01,041
‫در خدمتـم، قربان!

611
00:41:01,959 --> 00:41:03,669
‫تو هم نیروی دریایی بودی؟

612
00:41:03,752 --> 00:41:06,005
‫بله! یگان ۹۴۶ بودم!

613
00:41:06,088 --> 00:41:07,089
‫ایول.

614
00:41:07,173 --> 00:41:09,592
‫با سه‌تا دریادار دیگه کارِمون ردیفـه.

615
00:41:09,617 --> 00:41:11,411
‫نظرتون چیـه؟ من ازش خوشم اومد.

616
00:41:12,011 --> 00:41:13,095
‫ببخشین...

617
00:41:14,513 --> 00:41:16,140
‫می‌شه عضو تیم بشم؟

618
00:41:17,141 --> 00:41:19,268
‫شرمنده، همین‌الان پنج‌تا شدیم.

619
00:41:19,351 --> 00:41:20,352
‫لطفاً کمکم کنین.

620
00:41:22,813 --> 00:41:24,273
‫من... حامله‌ام.

621
00:41:27,568 --> 00:41:29,278
‫آره، شکمش بزرگـه.

622
00:41:32,656 --> 00:41:36,243
‫<i>توجه: زمان انتخاب تیم رو به پایان است</i>

623
00:41:44,163 --> 00:41:46,060
‫- می‌شه ما رو...
‫- دونفر لازم...

624
00:41:46,712 --> 00:41:48,964
‫چطور روتون می‌شه، احمقا؟

625
00:41:50,591 --> 00:41:54,428
‫خودتون باید اول می‌اومدین
‫سراغ من، نه این‌که من بیام سراغ شما.

626
00:41:55,221 --> 00:41:56,221
‫واقعاً که.

627
00:41:56,263 --> 00:41:58,724
‫باید الان تیکه‌تیکه‌تون کنم.

628
00:42:04,438 --> 00:42:07,149
‫<i>زمان انتخاب تیم به پایان رسید</i>

629
00:42:08,150 --> 00:42:12,863
‫<i>بازی امروز مسابقه‌ی پنج‌گانه‌ی «شش‌پا»ست</i>

630
00:42:12,947 --> 00:42:16,158
‫<i>پای اعضای تیم به همدیگر بسته می‌شود</i>

631
00:42:16,242 --> 00:42:18,244
‫<i>و هرکدام در فاصله‌ی ده‌متری
‫در زمین بازی قرار می‌گیرند</i>

632
00:42:18,327 --> 00:42:20,746
‫<i>یکی از اعضا، یکی از پنج بازی را انجام می‌دهد</i>

633
00:42:20,829 --> 00:42:22,081
‫<i>و اگر برنده شد</i>

634
00:42:22,164 --> 00:42:24,542
‫<i>همگی به بازی بعدی می‌روند</i>

635
00:42:24,625 --> 00:42:26,210
‫<i>این پنج بازی عبارتند از</i>

636
00:42:26,293 --> 00:42:27,920
‫<i>بازی اول: داکجی</i>

637
00:42:28,420 --> 00:42:30,923
‫<i>بازی دوم: پرتاب سنگ</i>

638
00:42:31,006 --> 00:42:33,300
‫<i>بازی سوم: گونگی</i>

639
00:42:33,384 --> 00:42:35,261
‫<i>بازی چهارم: فرفره‌بازی</i>

640
00:42:35,803 --> 00:42:38,222
‫<i>و بازی پنجم: جِگی</i>

641
00:42:38,305 --> 00:42:40,015
‫<i>زمان کلی بازی پنج دقیقه خواهد بود</i>

642
00:42:40,099 --> 00:42:42,393
‫<i>برای برنده‌شدن، می‌بایست
‫در همه‌ی بازی‌ها موفق شوید</i>

643
00:42:42,418 --> 00:42:44,935
‫<i>و پیش‌از اتمام زمان، از خط پایان عبور کنید</i>

644
00:42:45,484 --> 00:42:48,944
‫- حالا، نقش بازیکن خود را انتخاب کنید.
‫- انتخاب کن.

645
00:42:50,693 --> 00:42:51,902
‫نظرتون چیـه؟

646
00:42:56,448 --> 00:42:58,367
‫چه خوب شد که یه زن داریم.

647
00:42:58,951 --> 00:43:00,077
‫شما گونگی بلدی، درستـه؟

648
00:43:04,456 --> 00:43:06,763
‫مگه دخترا همه‌ش گونگی بازی نمی‌کنن؟

649
00:43:07,835 --> 00:43:09,503
‫یه بار هم بازی نکردم.

650
00:43:09,650 --> 00:43:10,783
‫عجب.

651
00:43:12,923 --> 00:43:17,177
‫چیزه... من گونگی بلدم.

652
00:43:17,926 --> 00:43:19,610
‫یه دریادار گونگی بلده؟

653
00:43:19,930 --> 00:43:23,058
‫بله، من چهارتا خواهر بزرگ‌تر از خودم دارم.

654
00:43:23,142 --> 00:43:26,103
‫توی بچگی خیلی باهاشون بازی کردم.

655
00:43:27,855 --> 00:43:28,972
‫باریکلا!

656
00:43:29,367 --> 00:43:31,157
‫یه دریادار باید همه‌کاره باشه.

657
00:43:32,081 --> 00:43:35,209
‫تخصص بقیه چیـه؟

658
00:43:35,446 --> 00:43:37,197
‫داکجی واسه من.

659
00:43:37,481 --> 00:43:40,776
‫حتی از اون یارو متروییـه بیشتر بُردم.

660
00:43:41,160 --> 00:43:42,161
‫خوبـه پس.

661
00:43:42,661 --> 00:43:46,624
‫پس بازیکن «۲۲۲» داکجی می‌زنه
‫و منم پرتاب سنگ.

662
00:43:46,649 --> 00:43:48,142
‫شرکتی رو که توش کار می‌کردیم، یادتـه؟

663
00:43:48,167 --> 00:43:50,919
‫توی تیم بیسبال‌شون عضو بودم.
‫پرتاب سنگ برام راحتـه.

664
00:43:51,462 --> 00:43:53,797
‫پس فقط جِگی می‌مونه و فرفره‌بازی.

665
00:43:54,923 --> 00:43:56,133
‫شما کدوم رو می‌خوای؟

666
00:43:56,216 --> 00:43:57,259
‫نمی‌دونم والا...

667
00:43:58,177 --> 00:43:59,970
‫هرکدوم که تو بگی، «گی‌هون».

668
00:44:01,889 --> 00:44:03,098
‫اسمم رو از کجا می‌دونی؟

669
00:44:05,392 --> 00:44:08,228
‫آها... شنیدم دوست‌تون صداتون کرد.

670
00:44:08,417 --> 00:44:10,461
‫گفتم منم این‌طوری صداتون کنم.

671
00:44:11,523 --> 00:44:12,858
‫ناراحت شدین؟

672
00:44:14,510 --> 00:44:15,463
‫نه، من...

673
00:44:16,070 --> 00:44:17,237
‫مهم نیست.

674
00:44:18,202 --> 00:44:20,662
‫خب تخصص تو چیـه، «گی‌هون»؟

675
00:44:23,160 --> 00:44:24,662
‫چی بگم...

676
00:44:25,371 --> 00:44:26,997
‫فکر کنم جِگی بلد باشم.

677
00:44:27,081 --> 00:44:30,376
‫همم...
‫باشه. من فرفره رو برمی‌دارم.

678
00:44:31,251 --> 00:44:33,462
‫- خوبـه.
‫- دستا رو بیارین، دوستان.

679
00:44:34,171 --> 00:44:35,214
‫ما می‌تونیم!

680
00:44:36,340 --> 00:44:38,425
‫تا سه شمردم، بگین «پیروزی»!

681
00:44:38,785 --> 00:44:40,536
‫- یک، دو، سه.
‫- پیروزی!

682
00:44:42,179 --> 00:44:45,099
‫<i>تیم یک و دو آماده‌ی بازی شوند</i>

683
00:44:55,818 --> 00:44:58,737
‫- بریم تو کارش!
‫- آره!

684
00:44:58,821 --> 00:45:01,156
‫<i>بازی را آغاز می‌کنیم</i>

685
00:45:02,324 --> 00:45:03,617
‫بریم!!

686
00:45:04,368 --> 00:45:07,162
‫یک، دو! یک، دو!

687
00:45:07,246 --> 00:45:10,457
‫یک، دو! یک، دو!

688
00:45:19,174 --> 00:45:20,300
‫<i>موفق شدید</i>

689
00:45:20,384 --> 00:45:23,721
‫یک، دو! یک، دو!

690
00:45:23,804 --> 00:45:26,265
‫یک، دو! یک، دو!

691
00:45:28,350 --> 00:45:29,268
‫<i>شما باختید</i>

692
00:45:29,351 --> 00:45:31,937
‫یک، دو! یک، دو!

693
00:45:32,020 --> 00:45:33,939
‫خب. تمرکز کن.
‫چیزی نمونده.

694
00:45:34,022 --> 00:45:35,274
‫با دقت نشونه بگیر.

695
00:45:35,357 --> 00:45:37,276
‫<i>از خط رد نشوید</i>

696
00:45:40,904 --> 00:45:43,282
‫آروم باش. بنداز.

697
00:45:43,307 --> 00:45:44,934
‫ای ریدم...

698
00:45:45,075 --> 00:45:47,244
‫یه سنگ دیگه بده. زود باش.

699
00:45:47,327 --> 00:45:48,454
‫- یعنی چی؟
‫- ولش کن.

700
00:45:48,537 --> 00:45:49,639
‫- راه بیُفتین!
‫- زود باشین!

701
00:45:49,663 --> 00:45:52,791
‫آماده؟
‫یک، دو! یک، دو!

702
00:45:52,875 --> 00:45:54,668
‫بگیرش!

703
00:45:59,631 --> 00:46:00,799
‫پرتاب سنگ خیلی سختـه.

704
00:46:00,883 --> 00:46:03,761
‫اگه خطا بزنین، برگشتش خیلی سخت می‌شه.

705
00:46:10,476 --> 00:46:12,644
‫<i>موفق شدید</i>

706
00:46:12,728 --> 00:46:17,399
‫یک، دو! یک، دو!

707
00:46:17,483 --> 00:46:20,152
‫یک، دو! یک، دو!

708
00:46:20,177 --> 00:46:21,267
‫<i>به بازی گونگی خوش آمدید</i>

709
00:46:21,292 --> 00:46:23,965
‫<i>باید مهره‌ها را بیاندازید
‫و هرکدام را به‌ترتیب با دست بگیرید</i>

710
00:46:23,990 --> 00:46:26,013
‫<i>و سپس هر پنج مهره را بیاندازید و بگیرید</i>

711
00:46:26,174 --> 00:46:27,534
‫هر پنج‌تا با هم. فهمیدم.

712
00:46:27,618 --> 00:46:29,787
‫- بشین.
‫- آروم باش. هواتو دارم.

713
00:46:33,999 --> 00:46:37,294
‫وقت نداریم! زود باش!

714
00:46:37,425 --> 00:46:40,178
‫هنوز وقت هست.
‫آروم باش و نشونه بگیر.

715
00:46:40,213 --> 00:46:41,565
‫- تمرکز کن.
‫- تو می‌تونی.

716
00:46:41,590 --> 00:46:44,134
‫اِشکال نداره، هنوز می‌شه...

717
00:46:44,218 --> 00:46:46,053
‫راه بیُفتین بچه‌ها!

718
00:46:46,136 --> 00:46:48,847
‫یک، دو! یک، دو!

719
00:46:53,894 --> 00:46:54,894
‫دمش گرم!

720
00:46:58,054 --> 00:47:00,515
‫- برش گردون!
‫- تو می‌تونی!

721
00:47:04,863 --> 00:47:05,798
‫<i>شما باختید</i>

722
00:47:05,881 --> 00:47:07,883
‫- لطفاً از ابتدا شروع کنید.
‫- «دِهو»...

723
00:47:07,908 --> 00:47:09,493
‫فعلاً اون حرکت رو تمرین کن.

724
00:47:09,576 --> 00:47:10,661
‫چَشم.

725
00:47:10,744 --> 00:47:13,205
‫چیزی نیست. این‌طوری بزن.

726
00:47:13,288 --> 00:47:15,249
‫داری می‌بینیش دیگه؟ خیلی راحتـه.

727
00:47:15,332 --> 00:47:17,835
‫نشونه بگیر و بزن دیگه!

728
00:47:20,087 --> 00:47:22,256
‫یه سنگ بلد نیستی پرت کنی، آشغال؟

729
00:47:22,339 --> 00:47:25,467
‫گفتی بلدی که!

730
00:47:25,551 --> 00:47:26,551
‫راه بیُفتین!

731
00:47:26,593 --> 00:47:29,304
‫یک، دو! یک، دو!

732
00:47:31,306 --> 00:47:33,308
‫دیدی چی‌کار کرد؟

733
00:47:34,268 --> 00:47:35,477
‫خوبـه، خوبـه.

734
00:47:36,562 --> 00:47:39,898
‫ایول. تمومش کن بره.

735
00:47:39,982 --> 00:47:41,859
‫- تمومش کن.
‫- فقط یه حرکت دیگه!

736
00:47:41,942 --> 00:47:43,110
‫ساکت باشین!

737
00:47:47,698 --> 00:47:49,908
‫- تونستی!
‫- دمت گرم!

738
00:47:49,992 --> 00:47:52,077
‫<i>موفق شدید</i>

739
00:47:57,624 --> 00:48:00,586
‫- زود باش دیگه!
‫- مرتب وایسین!

740
00:48:00,669 --> 00:48:03,380
‫- صبر کن. دستم درد گرفت.
‫- منو ببین. این‌طوری بزن.

741
00:48:03,463 --> 00:48:04,923
‫- فهمیدم.
‫- عجله نکن.

742
00:48:05,007 --> 00:48:07,676
‫عجله نکن. آروم باش.

743
00:48:11,638 --> 00:48:13,974
‫- شما باختید.
‫- انداختش که!

744
00:48:14,057 --> 00:48:15,934
‫<i>بازیکن از خط رد شد</i>

745
00:48:16,018 --> 00:48:18,228
‫چرا پایین پات رو نگاه نکردی؟

746
00:48:18,312 --> 00:48:21,231
‫آشغال خر! چرا نگاه نکردی؟

747
00:48:21,315 --> 00:48:23,775
‫وقت نداریم. باید سنگ رو برداریم.

748
00:48:23,859 --> 00:48:25,569
‫زود باشین.

749
00:48:25,652 --> 00:48:28,780
‫یک، دو! یک، دو!

750
00:48:42,336 --> 00:48:44,963
‫سفت ببندش.
‫عجله نکن. ببین.

751
00:48:45,047 --> 00:48:46,615
‫آروم باش.
‫دوباره برو. چیزی نیست.

752
00:48:46,924 --> 00:48:48,717
‫خوبـه، خوبـه.

753
00:48:50,469 --> 00:48:54,014
‫تو رو خدا... تو رو خدا...

754
00:48:55,265 --> 00:48:58,226
‫- احمق!
‫- آشغال!

755
00:48:58,310 --> 00:49:01,942
‫قراره همه‌مون به‌خاطر تو بمیریم.
‫خدایا...

756
00:49:04,809 --> 00:49:06,234
‫بریم.

757
00:49:07,110 --> 00:49:08,278
‫راه بیُفت.

758
00:49:18,372 --> 00:49:20,958
‫- برو برش دار.
‫- باید دوباره بزنیم.

759
00:49:22,793 --> 00:49:24,628
‫چی‌کار می‌کنی؟

760
00:49:24,711 --> 00:49:26,463
‫برش دار دیگه!

761
00:49:26,546 --> 00:49:27,965
‫زود باش!

762
00:49:28,314 --> 00:49:31,984
‫ظاهراً برگشت برای فرفره‌بازی سخت‌تره.

763
00:49:35,222 --> 00:49:38,016
‫یک، دو! یک، دو!

764
00:49:38,100 --> 00:49:40,811
‫ببخشین، مطمئنـین فرفره‌بازی رو می‌خواین؟

765
00:49:40,894 --> 00:49:44,022
‫اگه مطمئن نیستین، من انجامش می‌دم.

766
00:49:44,648 --> 00:49:46,566
‫سرنوشت دست خدایانـه...

767
00:49:46,650 --> 00:49:48,443
‫و سرنوشت منم مقدر شده.

768
00:49:48,527 --> 00:49:50,821
‫نمی‌خواد شما احمقا کاری بکنین.

769
00:49:51,655 --> 00:49:54,157
‫این آشغال خیلی بی‌ادبـه.

770
00:49:55,128 --> 00:49:57,296
‫فکر کرده چون جن‌گیره، خبریـه؟

771
00:49:59,371 --> 00:50:01,289
‫نوکرتـم. بزن.

772
00:50:02,249 --> 00:50:03,333
‫زود باش!

773
00:50:06,378 --> 00:50:08,171
‫- تونستم!
‫- موفق شدید.

774
00:50:08,813 --> 00:50:10,114
‫بالاخره زدم!

775
00:50:11,836 --> 00:50:13,919
‫زدمش. تونستم.

776
00:50:14,803 --> 00:50:16,847
‫از خط هم رد نشدم.

777
00:50:16,930 --> 00:50:18,974
‫ریدم تو مخچه‌ت.

778
00:50:19,057 --> 00:50:20,058
‫<i>موفق شدید</i>

779
00:50:20,142 --> 00:50:21,685
‫ما تونستیم. ایول.

780
00:50:21,768 --> 00:50:23,687
‫زود باشین!

781
00:50:24,354 --> 00:50:26,773
‫ما تونستیم، بچه‌ها!

782
00:50:26,857 --> 00:50:29,901
‫نه! صبر کنین! نزنین!

783
00:50:31,903 --> 00:50:34,489
‫<i>زمان تمام شد و از خط پایان رد نشدید</i>

784
00:50:51,131 --> 00:50:53,800
‫<i>بازیکن‌های ازدست‌رفته عبارتند از</i>

785
00:50:53,884 --> 00:50:59,765
‫شماره‌های ۰۱۶، ۰۴۵، ۱۷۸، ۱۸۹، ۱۹۸

786
00:50:59,848 --> 00:51:05,854
‫۲۵۴، ۲۸۶، ۳۴۱، ۳۹۵ و ۴۱۶

787
00:51:06,938 --> 00:51:08,774
‫باید همه رأی منفی می‌دادیم!

788
00:51:08,857 --> 00:51:10,525
‫حالا قراره بمیریم!

789
00:51:10,609 --> 00:51:13,904
‫نصف‌تون گفتین می‌مونین
‫و حالا به‌خاطر شماها می‌میریم.

790
00:51:13,987 --> 00:51:15,781
‫حالا می‌خواین چی‌کار کنین؟

791
00:51:15,864 --> 00:51:17,908
‫فکر کردین قرار نیست مثل اونا بمیرین؟

792
00:51:17,991 --> 00:51:20,869
‫- اونا به‌خاطر شماها مُردن.
‫- چیـه؟

793
00:51:20,952 --> 00:51:23,997
‫به منم یکی می‌دی؟

794
00:51:24,081 --> 00:51:24,956
‫چی؟

795
00:51:25,040 --> 00:51:27,000
‫همون چیزایی که توی گردن‌بند صلیبت داری.

796
00:51:27,084 --> 00:51:28,251
‫دیدم اون‌موقع یکی خوردی.

797
00:51:30,087 --> 00:51:32,339
‫این کسشعرا چیـه می‌گی؟

798
00:51:32,923 --> 00:51:35,550
‫اگه استرسی بشم و بازی رو خراب کنم،
‫همه‌مون می‌میریم.

799
00:51:36,635 --> 00:51:38,887
‫دستام رو ببین، داداش.
‫دارم می‌لرزم.

800
00:51:38,970 --> 00:51:40,931
‫- توجه کنید.
‫- ببین، «نام‌سو».

801
00:51:41,014 --> 00:51:42,557
‫- من «نام‌گیو»ام.
‫- آره، «نام‌گیو».

802
00:51:42,641 --> 00:51:46,394
‫<i>لطفاً تا پایان تمیزکاری سالن بازی، صبور باشید</i>

803
00:51:47,395 --> 00:51:48,396
‫می‌دونی این چیـه؟

804
00:51:48,480 --> 00:51:49,481
‫اِکستازی؟

805
00:51:50,273 --> 00:51:51,273
‫کتامین؟

806
00:51:51,942 --> 00:51:55,112
‫نه، این جدیده و کسخلت می‌کنه.

807
00:51:55,195 --> 00:51:56,113
‫واسه تو زیادیـه.

808
00:51:56,196 --> 00:51:57,197
‫داداش...

809
00:52:00,575 --> 00:52:03,703
‫خودم یه زمانی این‌کاره بودم.

810
00:52:03,787 --> 00:52:05,831
‫تو همیشه به باشگاهی می‌اومدی
‫که من توش بودم...

811
00:52:05,914 --> 00:52:08,583
‫و خودم هر دفعه برات یه جنس جدید می‌آوردم.

812
00:52:14,673 --> 00:52:16,133
‫ای معتاد بدبخت.

813
00:52:23,557 --> 00:52:24,557
‫چیـه؟

814
00:52:25,475 --> 00:52:27,018
‫هیچی.

815
00:52:28,145 --> 00:52:29,396
‫اسمت چی بود؟

816
00:52:30,355 --> 00:52:31,898
‫عع... «مین‌سو».

817
00:52:31,982 --> 00:52:32,983
‫«مین‌سو»

818
00:52:33,567 --> 00:52:36,903
‫می‌دونی جمله‌ی معروف دریادار «یی سوشین» چیـه؟

819
00:52:38,613 --> 00:52:42,242
‫«کسی که پی زندگیـه، می‌میره
‫و اونی که پی مرگـه، زنده می‌مونه.»

820
00:52:42,325 --> 00:52:45,120
‫فهمیدین، بچه‌ها؟
‫یه‌جوری بازی کنین انگار قراره بمیرین.

821
00:52:45,203 --> 00:52:47,164
‫با خودتون تکرار کنین که مرگ‌تون اهمیت نداره.

822
00:52:47,247 --> 00:52:50,333
‫ما برنده می‌شیم
‫و با یه کیسه پول می‌زنیم به چاک.

823
00:52:51,793 --> 00:52:53,879
‫این‌قدر دستور نده، حاجی.

824
00:52:54,228 --> 00:52:55,229
‫حاجی؟

825
00:52:55,630 --> 00:52:57,757
‫آره، حاجی.
‫دستای خودت لقوه گرفته.

826
00:52:57,993 --> 00:52:59,494
‫نکنه امروز پریودی؟

827
00:53:00,010 --> 00:53:02,596
‫گفتم دخترا رو راه ندی‌ها.
‫خیلی سوسولـن.

828
00:53:02,679 --> 00:53:03,889
‫واقعاً برات متأسفـم.

829
00:53:04,431 --> 00:53:06,057
‫خودت از ترس داری می‌لرزی.

830
00:53:06,141 --> 00:53:07,141
‫کون لقت، جنده.

831
00:53:09,519 --> 00:53:11,396
‫<i>توجه کنید</i>

832
00:53:11,479 --> 00:53:16,693
‫<i>لطفاً تا پایان تمیزکاری سالن بازی، صبور باشید</i>

833
00:53:52,479 --> 00:53:53,480
‫بازش کن.

834
00:53:56,566 --> 00:53:57,859
‫دستور دادم.

835
00:54:03,698 --> 00:54:05,784
‫کمکم کنین.

836
00:54:27,514 --> 00:54:30,016
‫<i>دو تیم بعدی لطفاً آماده شوند</i>

837
00:54:44,322 --> 00:54:45,448
‫منو ببین.

838
00:54:47,200 --> 00:54:48,827
‫اسم من «چو هیون‌جو»ئـه.

839
00:54:50,370 --> 00:54:51,371
‫اسم تو چیـه؟

840
00:54:52,872 --> 00:54:54,040
‫«یونگ‌می»

841
00:54:55,125 --> 00:54:57,627
‫«کیم یونگ‌می»

842
00:55:00,672 --> 00:55:03,883
‫ببین، از لحظه‌ای که ازم خواستی هم‌تیمی بشیم...

843
00:55:03,967 --> 00:55:05,176
‫بهت ایمان داشتم.

844
00:55:05,969 --> 00:55:07,929
‫شجاعتت رو حس کردم، «یونگ‌می».

845
00:55:09,097 --> 00:55:12,017
‫تو هم به خودت ایمان داشته باش.

846
00:55:13,768 --> 00:55:14,768
‫باشه؟

847
00:55:17,856 --> 00:55:19,190
‫سعیم رو می‌کنم.

848
00:55:20,400 --> 00:55:25,905
‫من «جانگ گوم‌جا»ئـم و
‫حتی از جنگ کُره هم جون سالم به در بردم.

849
00:55:25,989 --> 00:55:28,950
‫قرار نیست چندتا بازی بچگانه منو به کشتن بدن.

850
00:55:30,160 --> 00:55:33,788
‫با همدیگه می‌تونیم برنده شیم!

851
00:55:34,414 --> 00:55:37,667
‫منم پسر ایشونـم که بازمانده‌ی جنگ بوده...

852
00:55:38,293 --> 00:55:39,669
‫«پارک یونگ‌شیک»

853
00:55:42,172 --> 00:55:43,882
‫اسم شما چیـه، خانوم؟

854
00:55:46,134 --> 00:55:47,260
‫«سون‌نیو»

855
00:55:48,553 --> 00:55:50,722
‫جن‌گیر دریاها.

856
00:55:55,810 --> 00:55:58,355
‫خوب گوش کنین.
‫ما می‌تونیم برنده شیم.

857
00:55:59,064 --> 00:56:01,941
‫بیاین به بقیه‌ی بازیکن‌ها نشون بدیم...

858
00:56:03,318 --> 00:56:05,070
‫که این بازی‌ها واسه هیچی نیستن.

859
00:56:05,695 --> 00:56:07,113
‫می‌دونم که می‌تونیم.

860
00:56:11,159 --> 00:56:14,412
‫تیم سه و چهار برای بازی آماده شوند

861
00:56:14,436 --> 00:56:34,436
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

862
00:56:34,460 --> 00:56:51,460
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

