﻿1
00:01:10,624 --> 00:01:20,624
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:01:20,648 --> 00:01:30,648
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:39,884 --> 00:01:45,103
‫« زندگیِ چاک »

4
00:01:54,273 --> 00:02:00,538
‫« پرده‌ی سوم: متشکریم چـاک »

5
00:02:04,406 --> 00:02:06,391
‫« باشگاه رقص »
« چرخ‌زن‌ها و رقاص‌ها »

6
00:02:06,415 --> 00:02:08,517
‫«این بی‌سامانی یا مرگ نیست

7
00:02:08,618 --> 00:02:11,253
‫در خود ساختار، هماهنگی و طرح دارد

8
00:02:11,453 --> 00:02:13,089
‫این است زندگی جاوید

9
00:02:13,388 --> 00:02:14,891
‫همان خوشبختی

10
00:02:15,591 --> 00:02:17,492
‫گذشته و حال رنگ می‌بازند

11
00:02:17,593 --> 00:02:19,428
‫آن‌ها را انباشتم و تهی‌شان ساختم

12
00:02:19,528 --> 00:02:22,297
‫و اکنون پیش می‌روم تا
‫پرده‌ی بعدی آینده را پُر کنم

13
00:02:22,497 --> 00:02:25,134
‫ای شنونده‌ی آن بالا!
‫چه داری که با من در میان بگذاری؟

14
00:02:25,534 --> 00:02:28,437
‫بنگر به چهره‌ام
‫آن دم که شب را به پایان می‌رسانم

15
00:02:28,537 --> 00:02:31,007
‫بی‌پرده سخن بگو، زیرا
‫کسی جز من شنونده‌ات نیست

16
00:02:31,107 --> 00:02:32,541
‫و مرا تنها یک دم دیگر مجال مانده است

17
00:02:33,536 --> 00:02:34,844
آیا با خود تناقض دارم؟

18
00:02:36,145 --> 00:02:37,512
‫بسیارخب، پس، با خود تناقض دارم

19
00:02:37,613 --> 00:02:40,382
‫من وسیع‌ام، ‫در خود کثرت‌ها جای داده‌ام»

20
00:02:40,482 --> 00:02:41,784
‫یا خدا!

21
00:02:43,152 --> 00:02:44,352
‫چی شده؟

22
00:02:45,454 --> 00:02:47,990
‫مشخصه که جذابیتش از شعرِ ویتمن بیشتره

23
00:02:48,658 --> 00:02:51,359
‫دوباره توی کالیفرنیا زلزله شده

24
00:02:51,460 --> 00:02:54,664
‫بخش بزرگی از زمین از سانتا باربارا
‫تا فرزنو فرو ریخته

25
00:02:54,764 --> 00:02:56,364
‫- وحشتناکه
‫- و رفته توی اقیانوس

26
00:02:56,465 --> 00:02:57,900
‫- همین‌جور یهویی
‫- بسیارخب. بسیارخب

27
00:02:57,924 --> 00:02:58,644
‫« زمین‌زلزله‌ای به بزرگی
‫۹/۱ ریشتر در کالیفرنیا »

28
00:02:58,668 --> 00:02:59,635
‫آروم بگیرین

29
00:02:59,659 --> 00:03:01,146
‫« عدم اتصال به اینترنت »

30
00:03:01,170 --> 00:03:02,171
‫اینترنت ندارم

31
00:03:02,270 --> 00:03:03,840
‫شما دارین؟

32
00:03:04,173 --> 00:03:06,274
‫نه

33
00:03:10,139 --> 00:03:14,349
‫ای بابا. شرمنده. اینترنت هنوز وصل نشده

34
00:03:14,449 --> 00:03:16,251
‫ولی پرونده‌ش رو دارم

35
00:03:16,686 --> 00:03:18,621
‫دیلان اخیراً افت تحصیلی شدیدی داشته

36
00:03:18,721 --> 00:03:20,322
‫در واقع این ترم

37
00:03:20,422 --> 00:03:22,859
‫از شاگرد اول بودن رسیده به مرز مردودی

38
00:03:22,959 --> 00:03:24,160
‫شما هنوزم پرونده نگه می‌داری؟

39
00:03:24,259 --> 00:03:25,360
‫وقتی قطعی‌های اینترنت شروع شد

40
00:03:25,460 --> 00:03:26,896
‫خیلی‌هامون برگشتیم
‫سراغ تشکیل پرونده

41
00:03:26,996 --> 00:03:29,732
‫شما چی فکر می‌کنی؟
‫به نظرت اینترنت درست میشه؟

42
00:03:31,000 --> 00:03:31,801
‫والا نمی‌دونم

43
00:03:31,901 --> 00:03:33,335
‫یادمه دنیا قبل از اینترنت چه‌جوری بود

44
00:03:33,435 --> 00:03:35,905
‫چرا اینقدر برامون سخته
‫دنیای بدون اینترنت رو تصور کنیم؟

45
00:03:36,005 --> 00:03:37,140
‫ولی واقعاً سخته، قبول دارین؟

46
00:03:37,240 --> 00:03:39,474
‫اصلاً مگه میشه برگشت به اون دوران؟

47
00:03:39,575 --> 00:03:41,309
‫اگه این دفعه دیگه وصل نشه چی؟

48
00:03:41,409 --> 00:03:42,612
‫اینترنت هنوز قطعه

49
00:03:42,712 --> 00:03:44,147
‫آره ولی خوشبختانه

50
00:03:44,247 --> 00:03:45,581
‫پرونده‌ی همه‌ی دانش‌آموزها رو دارم

51
00:03:45,681 --> 00:03:46,783
‫گمونم این دفعه دیگه جدیه

52
00:03:46,883 --> 00:03:48,184
‫بعید می‌دونم دوباره وصل بشه

53
00:03:48,283 --> 00:03:49,417
‫شاید همین‌طور باشه

54
00:03:49,518 --> 00:03:51,286
‫ولی به نظرم بهتره الان
‫راجع‌به امیلی صحبت کنیم

55
00:03:51,386 --> 00:03:52,822
‫غیبت‌هاش خیلی زیاد شده

56
00:03:52,922 --> 00:03:54,123
‫خب که چی؟

57
00:03:54,356 --> 00:03:56,291
‫آمار غیبت در حال حاضر توی کل دنیا

58
00:03:56,391 --> 00:03:57,459
بالا رفته

59
00:03:57,559 --> 00:04:00,596
‫دکترها، خلبان‌ها و پلیس‌ها

60
00:04:00,696 --> 00:04:03,833
‫یکی‌یکی دارن می‌زنن به چاک، خب؟

61
00:04:03,933 --> 00:04:06,602
‫اونوقت دغدغه‌ی شما
‫توی این وضعیت غیبت‌های امیلیه؟

62
00:04:06,702 --> 00:04:08,704
‫توی این شرایط مگه میشه درس خوند؟

63
00:04:08,805 --> 00:04:11,073
‫هشت ماهه اینترنت اختلال داره

64
00:04:11,174 --> 00:04:13,910
‫بیشتر سایت‌ها درست لود نمیشن

65
00:04:14,110 --> 00:04:15,645
‫در واقع طبیعیه که گاهی
‫سایت‌ها از کار بیفتن

66
00:04:15,745 --> 00:04:17,479
‫ولی بقیه مشکلات چی؟

67
00:04:17,580 --> 00:04:21,250
‫سایت‌ها برمی‌گردن ولی
‫علائم نگارشی‌ها داغون شده

68
00:04:21,349 --> 00:04:24,386
‫املای کلمات اشتباهه.
‫چه توجیهی داره؟

69
00:04:25,788 --> 00:04:27,290
‫والا من اطلاعی ندارم

70
00:04:27,389 --> 00:04:30,325
‫ولی برایان می‌تونه
‫درسش رو بخونه

71
00:04:30,425 --> 00:04:33,361
‫اینترنت قطع باشه یا نباشه،
‫کتابخونه هنوز سرجاشه

72
00:04:33,461 --> 00:04:34,831
‫پورن‌هاب هم پریده

73
00:04:36,565 --> 00:04:38,034
‫خبر داشتی آقای اندرسون؟

74
00:04:41,137 --> 00:04:42,305
‫بله... چیزه...

75
00:04:42,404 --> 00:04:45,308
‫متوجه شده بودم. آره

76
00:04:45,675 --> 00:04:47,509
‫ببخشید اگه برایان اذیت‌تون کرده

77
00:04:47,610 --> 00:04:50,313
‫الان همه‌ی بارش روی دوش منه.
‫مامانش...

78
00:04:50,412 --> 00:04:52,181
‫رفته و نمی‌دونم الان کجاست

79
00:04:52,281 --> 00:04:53,950
‫این روزها هم که زیاد می‌شنویم

80
00:04:54,050 --> 00:04:56,018
‫آدما غیب‌شون زده

81
00:04:56,551 --> 00:05:00,355
‫زنِ من که رفت دنبال عشقِ نافرجام دبیرستانش

82
00:05:00,455 --> 00:05:01,691
‫یه ماه باهم رابطه داشتن

83
00:05:02,925 --> 00:05:05,161
‫فقط یه ماهِ کوفتی.
‫می‌خواد بیست سال زندگی مشترک رو

84
00:05:05,261 --> 00:05:07,429
‫به خاطر یه عشق گذرا، خراب کنه

85
00:05:08,798 --> 00:05:10,633
‫فکر کنم هیچوقت نتونسته بود
‫از پسره دل بِکَنه

86
00:05:11,734 --> 00:05:13,568
‫گمونم همه‌مون از این‌جور آدما
‫توی زندگی‌مون داریم

87
00:05:13,669 --> 00:05:17,206
‫البته قابل درکه،
‫اگه واقعاً به قولِ اون خل‌وچل‌های بنفش‌پوش

88
00:05:17,306 --> 00:05:19,474
‫دنیا به آخر رسیده باشه،

89
00:05:19,575 --> 00:05:21,944
‫می‌خوای روزهای آخر رو با کی بگذرونی؟

90
00:05:22,678 --> 00:05:24,013
‫ولی اینکه پسرش رو ول کنه و بره...

91
00:05:27,783 --> 00:05:29,551
‫میگه برمی‌گرده

92
00:05:30,987 --> 00:05:33,022
‫راستش مطمئن نیستم

93
00:05:37,392 --> 00:05:38,895
‫پورن‌هاب لامصب رو بگو!

94
00:05:39,829 --> 00:05:41,764
‫اگه دیگه درست نشه، چی؟

95
00:05:41,864 --> 00:05:43,833
‫واقعاً غم‌انگیزه

96
00:05:44,867 --> 00:05:48,137
‫اگه حتی واقعاً آخر دنیا باشه

97
00:05:50,106 --> 00:05:51,641
‫این دیگه ته نامردیه

98
00:05:57,980 --> 00:06:00,082
‫- ببخشید
‫- مشکلی نیست

99
00:06:01,984 --> 00:06:03,485
‫کالیفرنیا غرق در ویرانی

100
00:06:03,586 --> 00:06:04,921
‫و اندوه می‌باشد

101
00:06:05,021 --> 00:06:07,522
‫امدادگران در ویرانه‌های شمال ایالت

102
00:06:07,623 --> 00:06:09,058
‫مشغول جست‌وجو هستند

103
00:06:09,158 --> 00:06:11,894
‫۳۵۰ نفر در یورک‌شر شمالی جان باختند؛

104
00:06:11,994 --> 00:06:13,428
‫با ادامه یافتن افزایش سطحِ آب...

105
00:06:34,250 --> 00:06:35,517
‫مارتی اندرسون بیلبورد رو

106
00:06:35,618 --> 00:06:37,153
‫درست زمانی دید که

107
00:06:37,253 --> 00:06:41,090
‫اینترنت برای همیشه از دسترس خارج شد

108
00:06:43,626 --> 00:06:45,962
‫اینترنت هشت ماه دچار اختلال بود

109
00:06:46,062 --> 00:06:49,497
‫ولی مشکلاتِ دیگه مثل آتیش‌سوزی، زلزله

110
00:06:49,598 --> 00:06:52,500
‫و انقراض گونه‌های پرندگان و ماهیان

111
00:06:52,601 --> 00:06:53,836
‫اولویت داشت

112
00:06:53,936 --> 00:06:55,571
‫...که به باورِ کارشناسان

113
00:06:55,671 --> 00:06:57,472
‫بزرگ‌ترین حریقِ ثبت‌شده در تاریخِ آمریکاست

114
00:07:03,112 --> 00:07:05,448
‫مارتی معمولاً از کنارگذرِ ترن‌پایک

115
00:07:05,547 --> 00:07:08,351
‫به خونه می‌رفت

116
00:07:08,451 --> 00:07:10,319
‫ولی به دلیل ریزش پلِ آترکریک

117
00:07:10,419 --> 00:07:13,723
‫این مسیر مسدود شده بود

118
00:07:16,012 --> 00:07:19,356
‫« چارلز کرانتز، ۳۹ سالِ معرکه! متشکریم چاک »

119
00:07:34,110 --> 00:07:36,012
‫خب با توجه به اتفاقات اخیر در کالیفرنیا

120
00:07:36,112 --> 00:07:37,646
‫ایالت نوادا رسماً به یکی از پرجمعیت‌ترین

121
00:07:37,747 --> 00:07:39,547
‫ایالت‌های کشور تبدیل شده

122
00:07:39,648 --> 00:07:41,050
‫نکته‌ای که اینجا لازم به ذکره...

123
00:07:41,150 --> 00:07:43,319
‫فلیشیا گوردون در بیمارستان سیتی جنرال

124
00:07:43,419 --> 00:07:44,754
‫پرستاره

125
00:07:44,854 --> 00:07:46,554
‫هرچند که در چند هفته‌ی اخیر

126
00:07:46,655 --> 00:07:50,059
‫بیشتر به مسئول کفن‌ودفن شباهت داشته

127
00:07:50,159 --> 00:07:53,029
‫کارکنانی که از اواخر تابستون
‫شمارشون رو به کاهش بوده،

128
00:07:53,129 --> 00:07:55,731
‫این روزها لقبِ جوخه‌ی خودکشی رو

129
00:07:55,831 --> 00:07:58,467
‫برای خودشون انتخاب کردن

130
00:07:58,566 --> 00:08:00,636
‫بعد از وقفه‌ای کوتاه برمی‌گردیم
‫تا بیشتر راجع‌به این مسئله

131
00:08:00,736 --> 00:08:02,705
‫و همچنین حریق‌های اخیر در غرب میانه

132
00:08:02,805 --> 00:08:05,540
‫که ناشی از کمبود آبه، صحبت کنیم

133
00:08:10,279 --> 00:08:12,048
‫لازم دونستیم از چارلز کرانتز

134
00:08:12,148 --> 00:08:13,582
‫برای ۳۹ سالِ معرکه

135
00:08:13,682 --> 00:08:16,619
‫تشکر کنیم

136
00:08:16,719 --> 00:08:17,920
‫متشکریم چاک

137
00:08:22,024 --> 00:08:23,025
‫سلام

138
00:08:24,193 --> 00:08:25,327
‫شنیدم یه مریض جدید برات آوردن

139
00:08:25,428 --> 00:08:26,862
‫آره. یکی دیگه

140
00:08:26,962 --> 00:08:29,498
‫مریضِ من خیلی خوش‌شانس نبود.
‫رگش رو زده بود و خلاصه...

141
00:08:30,066 --> 00:08:32,034
‫مگه کاری ازمون برمیومد؟

142
00:08:32,301 --> 00:08:33,769
‫جریانِ ماریلو رو شنیدی؟

143
00:08:33,869 --> 00:08:35,570
‫نه. مگه چی شده؟

144
00:08:35,671 --> 00:08:37,073
‫ول کرد و رفت!

145
00:08:37,473 --> 00:08:39,275
‫- با شوهر سابقش. پدرو رو یادته؟
‫- اوهوم

146
00:08:39,375 --> 00:08:41,444
‫یهو سر و کله‌ش پیدا شد و نمی‌دونم
‫چی بهش گفت

147
00:08:41,544 --> 00:08:43,446
‫ولی آخرش دست تو دستِ هم
‫از اینجا زدن بیرون

148
00:08:44,013 --> 00:08:45,714
‫یادمه چقدر سر طلاقش اذیت شد

149
00:08:45,815 --> 00:08:47,583
‫- تو هم یادته؟
‫- آره، یادمه

150
00:08:47,683 --> 00:08:49,351
‫خب گمونم دیگه فراموش کرده

151
00:08:49,452 --> 00:08:50,920
‫چون راهش رو کشید و رفت

152
00:08:51,020 --> 00:08:52,655
‫...فروچاله‌هایی که یکی‌یکی دارن ظاهر میشن

153
00:08:52,755 --> 00:08:54,090
‫کنجکاوم بدونم آمارش چطوریه

154
00:08:54,190 --> 00:08:56,792
‫به نظرت آدما بیشتر جدا میشن

155
00:08:56,892 --> 00:08:58,427
‫یا برمی‌گردن پیش همدیگه؟

156
00:08:58,661 --> 00:09:00,329
‫یعنی به نظرت آمار ازدواج بالاتره

157
00:09:00,429 --> 00:09:01,831
‫- یا آمارِ طلاق؟
‫- ازدواج

158
00:09:02,832 --> 00:09:04,633
‫- پس آدم خوش‌بینی هستی
‫- نه

159
00:09:05,568 --> 00:09:06,702
‫طلاق‌گرفتن زمان‌بره

160
00:09:06,802 --> 00:09:08,504
‫و بعید می‌دونم کسی
‫دنبالش بره

161
00:09:08,604 --> 00:09:10,606
‫چرا آدم خودشو به دردسر بندازه؟
‫حداقل شش ماه کاغذبازی داره

162
00:09:10,706 --> 00:09:11,640
‫شایدم بیشتر

163
00:09:11,740 --> 00:09:12,675
‫سند ازدواج فقط یه صفحه‌ست

164
00:09:12,775 --> 00:09:14,243
‫و نهایت یک ساعت طول می‌کشه

165
00:09:15,444 --> 00:09:17,613
‫پس گمونم آمار ازدواج بالاتره

166
00:09:18,380 --> 00:09:19,915
‫نه سرِ ناهار دیدمت، نه سرِ شام

167
00:09:20,015 --> 00:09:21,717
‫چه‌ت شده؟ دیگه غذا هم نمی‌خوری؟

168
00:09:21,817 --> 00:09:23,252
‫خب امشب اشتها نداشتم

169
00:09:23,352 --> 00:09:24,787
‫امروز صبح هم اشتها نداشتی؟

170
00:09:24,887 --> 00:09:26,655
‫کی جوراب‌های شیشه‌ای منو دزدیده؟

171
00:09:26,755 --> 00:09:29,992
‫وای خدایا! نه... بیخیال!
‫« فلیشیا گوردون »

172
00:09:30,092 --> 00:09:32,361
‫دیشب تا دیروقت تمرین کردین، نه؟

173
00:09:32,461 --> 00:09:33,729
‫آره، حسابی خسته شدیم

174
00:09:33,829 --> 00:09:34,964
‫برای همین امروز خواب موندی؟

175
00:09:35,064 --> 00:09:36,432
‫اتفاقاً زود بیدار شدم

176
00:09:36,532 --> 00:09:37,733
‫یه سر رفتم بالاشهر

177
00:09:37,833 --> 00:09:39,802
‫- رفتی خرید؟
‫- نه

178
00:09:42,606 --> 00:09:43,772
‫سلام

179
00:09:45,609 --> 00:09:46,809
‫سلام

180
00:09:49,345 --> 00:09:50,679
‫قطع کردی؟

181
00:09:50,779 --> 00:09:51,847
‫آره

182
00:09:52,148 --> 00:09:54,817
‫ولی بعدش گفتم احتمالاً
‫متوجه شدی پس...

183
00:09:57,052 --> 00:09:57,987
‫حالت چطوره؟

184
00:09:58,420 --> 00:10:00,556
‫گمونم بدک نیستم

185
00:10:00,656 --> 00:10:01,790
‫تو چطوری؟

186
00:10:02,224 --> 00:10:04,827
‫امروز یادت افتادم

187
00:10:05,528 --> 00:10:07,730
‫سر کار داشتیم راجع‌به آمار
‫ازدواج و طلاق حرف می‌زدیم

188
00:10:07,830 --> 00:10:09,398
‫اینکه آمار کدوم یکی بیشتره...

189
00:10:09,498 --> 00:10:10,666
‫شرط می‌بندم آمار ازدواج بیشتره

190
00:10:11,567 --> 00:10:13,235
‫هیچکس حاضر نیست بره دنبال طلاق

191
00:10:14,069 --> 00:10:15,671
‫ازدواج مجدد چی؟

192
00:10:17,740 --> 00:10:19,108
‫نمی‌خوای اول یه نوشیدنی مهمونم کنی؟

193
00:10:19,208 --> 00:10:20,610
‫شرط می‌بندم آمار اونم این روزا بالا رفته

194
00:10:20,709 --> 00:10:22,111
‫آخه منطقی هم هست

195
00:10:22,612 --> 00:10:25,447
‫آدما دنبال چیزی هستن که حس امن...

196
00:10:26,348 --> 00:10:27,783
‫و آشنایی بده

197
00:10:28,817 --> 00:10:31,453
‫خب... روزت چطور بود؟

198
00:10:32,087 --> 00:10:34,156
‫یه راست رفتی سر اصل مطلب، نه؟

199
00:10:34,658 --> 00:10:35,724
‫حالا دلم رو نشکن

200
00:10:35,991 --> 00:10:37,493
‫خب روزم...

201
00:10:37,893 --> 00:10:41,830
‫از اون روزا بود

202
00:10:41,931 --> 00:10:44,668
‫می‌دونی؟ عجیب‌غریب بود

203
00:10:45,000 --> 00:10:46,068
‫جلسه‌ اولیا و مربیان داشتیم

204
00:10:46,168 --> 00:10:49,104
‫انگار یاسین به گوش خر می‌خوندم

205
00:10:49,505 --> 00:10:50,806
‫خبرهای کالیفرنیا رو شنیدی دیگه؟

206
00:10:50,906 --> 00:10:52,174
‫آره

207
00:10:52,274 --> 00:10:54,109
‫می‌دونم میگن بیشتر مناطق رو
‫از قبل تخلیه کرده بودن

208
00:10:54,210 --> 00:10:56,378
‫ولی امروز شنیدم صدها هزار آواره

209
00:10:56,478 --> 00:10:57,681
‫دارن پیاده میرن سمت شرق

210
00:10:57,780 --> 00:10:58,914
‫می‌دونستی نوادا الان

211
00:10:59,014 --> 00:11:00,516
‫پرجمعیت‌ترین ایالت آمریکا شده؟

212
00:11:00,617 --> 00:11:02,418
‫یه دانشمند توی رادیو می‌گفت

213
00:11:02,518 --> 00:11:05,020
‫کالیفرنیا مثل یه کاغذ دیواری کهنه
‫داره از جا کَنده میشه

214
00:11:05,421 --> 00:11:08,324
‫تازه امروز بعدازظهر هم یه راکتور ژاپنی دیگه
‫زیر آب رفت

215
00:11:08,625 --> 00:11:10,993
‫و خب میگن خاموش بوده و همه‌چی تحت کنترله

216
00:11:11,093 --> 00:11:13,229
‫ولی من که باورم نمیشه

217
00:11:13,329 --> 00:11:15,130
‫چقدر بدبینی

218
00:11:15,231 --> 00:11:16,865
‫مارتی، توی این دوره و زمونه
‫مگه میشه خوش‌بین بود؟

219
00:11:16,966 --> 00:11:20,302
‫اصلاً بعضیا معتقدن
‫روزهای پایانی دنیاست

220
00:11:20,670 --> 00:11:22,706
‫نه فقط مذهبی‌های خل‌وچل.
‫خیلی‌ها این حس رو دارن

221
00:11:22,805 --> 00:11:25,709
‫و اینو داری از کسی می‌شنوی
‫که عضو رسمیِ

222
00:11:25,808 --> 00:11:28,510
‫جوخه‌ی خودکشیِ سیتی جنراله

223
00:11:29,078 --> 00:11:30,512
‫الان دیگه لقب‌مون اینه

224
00:11:30,614 --> 00:11:31,914
‫بی‌شوخی

225
00:11:32,147 --> 00:11:34,950
‫امروز شش نفر رو از دست دادیم
‫ولی ۱۸ نفر رو

226
00:11:35,050 --> 00:11:36,418
‫تونستیم برگردونیم، بیشتر با نالوکسان

227
00:11:36,518 --> 00:11:38,220
‫ولی مشکل اینه که
‫نالوکسان‌مون هم داره تموم میشه

228
00:11:38,320 --> 00:11:40,155
‫و از داروساز ارشد شنیدم که

229
00:11:40,256 --> 00:11:43,092
‫ممکنه تا آخر ماه کلاً تموم کنیم

230
00:11:43,759 --> 00:11:45,094
‫افتضاحه!

231
00:11:45,194 --> 00:11:47,329
‫آره، آره

232
00:11:47,863 --> 00:11:49,898
‫آره، افتضاحه. خیلی هم افتضاحه

233
00:11:52,067 --> 00:11:54,203
‫اینترنت قطعه و کالیفرنیا

234
00:11:54,303 --> 00:11:55,404
‫در آستانه‌ی سقوطه

235
00:11:55,504 --> 00:11:57,239
‫دوروبرمون پُر شده از آتیش‌سوزی و قحطی

236
00:11:57,339 --> 00:11:58,575
‫و طاعون و کلی بلاهای دیگه

237
00:11:58,675 --> 00:11:59,842
‫یعنی انگار واقعاً...

238
00:11:59,942 --> 00:12:01,310
‫دیگه مرکز ثباتی وجود نداره

239
00:12:03,012 --> 00:12:04,813
‫وضعیت هم مدام داره بدتر میشه

240
00:12:07,983 --> 00:12:10,085
‫این وضعیت تا کی قراره ادامه پیدا کنه؟

241
00:12:11,453 --> 00:12:13,355
‫چقدر می‌تونیم طاقت بیاریم قبل از اینکه

242
00:12:14,423 --> 00:12:16,458
‫دنیا کامل از هم بپاشه؟

243
00:12:21,497 --> 00:12:24,433
‫این روزها دارم مطالب کارل سیگن رو
‫به بچه‌ها یاد میدم

244
00:12:26,368 --> 00:12:28,871
‫تا حالا چیزی راجع‌به تقویم کیهانیش ‫شنیدی؟

245
00:12:29,438 --> 00:12:32,776
‫آم... نمی‌دونم. فکر نکنم شنیده باشم

246
00:12:32,975 --> 00:12:36,078
‫خب عمر جهان ۱۵ میلیارد ساله

247
00:12:36,178 --> 00:12:37,813
‫و حالا اگه بیای

248
00:12:37,913 --> 00:12:41,083
‫کل اون ۱۵ میلیارد سال رو

249
00:12:41,183 --> 00:12:45,120
‫در قالب یه سال تقویمی در نظر بگیری

250
00:12:45,220 --> 00:12:48,857
‫پس بیگ بنگ توی اولین ثانیه از
‫یکم ژانویه رخ میده

251
00:12:48,957 --> 00:12:50,926
‫و... و امروز...

252
00:12:51,360 --> 00:12:54,798
‫الان ما دقیقاً توی آخرین میلی‌ثانیه‌ی

253
00:12:54,897 --> 00:12:56,832
‫آخرین دقیقه‌ی آخرین روز اون سالیم

254
00:12:57,399 --> 00:12:58,702
‫یعنی سی و یکم دسامبر

255
00:12:58,802 --> 00:13:00,637
‫ولی اگه برگردیم به نقطه‌ی شروع ماجرا

256
00:13:00,737 --> 00:13:03,038
‫اگه بیگ بنگ در نیمه شبِ

257
00:13:03,138 --> 00:13:05,174
‫اولِ ژانویه اتفاق بیفته

258
00:13:06,008 --> 00:13:07,843
‫در این صورت هر ماهِ این تقویم

259
00:13:07,943 --> 00:13:09,978
‫حدود یک میلیارد و دویست و پنجاه سال
‫طول می‌کشه

260
00:13:10,079 --> 00:13:12,247
‫فکر نمی‌کردم قراره حساب‌وکتاب هم
‫توی بحث باشه

261
00:13:12,348 --> 00:13:14,983
‫نقطه‌ی آغاز جهان اول ژانویه‌ست

262
00:13:15,084 --> 00:13:17,886
‫ولی کهکشان راه شیری

263
00:13:17,986 --> 00:13:19,555
‫تازه در ماه مِه تشکیل میشه

264
00:13:19,855 --> 00:13:21,256
‫خورشید و زمین‌مون

265
00:13:21,357 --> 00:13:25,027
‫اواسط سپتامبر سروکله‌شون پیدا میشه

266
00:13:25,227 --> 00:13:27,797
‫حیات هم بعدش پدیدار میشه
‫ولی هنوز از گونه‌ی ما خبری نیست

267
00:13:28,263 --> 00:13:31,266
‫نه. نه، نه، حدس بزن ما کی وارد بازی میشیم؟

268
00:13:31,367 --> 00:13:33,703
‫قرار شد حساب‌وکتابش با من نباشه

269
00:13:33,803 --> 00:13:35,104
‫سی و یکم دسامبر

270
00:13:36,004 --> 00:13:37,406
‫آخرین روز تقویم

271
00:13:37,506 --> 00:13:39,642
‫اولین گونه‌ی انسان

272
00:13:39,743 --> 00:13:41,110
‫حدوداً ساعت ده و نیم شب

273
00:13:41,678 --> 00:13:43,278
‫روی زمین ظاهر شد

274
00:13:44,146 --> 00:13:47,483
‫ساعت ده و نیم شبِ آخرین روز

275
00:13:47,784 --> 00:13:50,486
‫و از اون موقع، هر دقیقه

276
00:13:50,587 --> 00:13:52,020
‫معادل ۳۰ هزار ساله

277
00:13:52,121 --> 00:13:56,392
‫پس ساعت ۱۱:۴۶ شب

278
00:13:56,826 --> 00:14:00,896
‫یعنی همین ۱۴ دقیقه پیش
‫بشر آتش رو مهار کرد

279
00:14:01,563 --> 00:14:04,266
‫و حالا رسیدیم به آخرین
‫ثانیه‌های تقویم کیهانی

280
00:14:05,869 --> 00:14:07,469
‫ساعت ۱۱:۵۹ و ۲۰ ثانیه

281
00:14:07,569 --> 00:14:11,440
‫که نقطه آغازین کشاورزی و دامداریه؛

282
00:14:11,808 --> 00:14:15,010
‫استفاده از تواناییش در ساختن ابزار

283
00:14:15,879 --> 00:14:18,313
‫ساعت ۱۱:۵۹ و ۳۵ ثانیه

284
00:14:19,148 --> 00:14:21,049
‫جوامع کشاورزی

285
00:14:21,150 --> 00:14:23,285
‫به اولین شهرها تبدیل شدن

286
00:14:24,953 --> 00:14:26,522
‫تاریخِ مکتوبِ ما،

287
00:14:26,989 --> 00:14:29,124
‫هر کسی که تا حالا اسمش رو شنیدیم،

288
00:14:29,525 --> 00:14:33,128
‫هر واقعه‌ای که توی
‫کتاب‌های تاریخی‌مون اومده

289
00:14:34,963 --> 00:14:36,965
‫همه‌ش توی ده ثانیه‌ی آخر رخ داده

290
00:14:39,501 --> 00:14:41,170
‫ده ثانیه‌ی پایانیِ

291
00:14:41,871 --> 00:14:43,405
‫آخرین دقیقه

292
00:14:43,873 --> 00:14:46,008
‫از آخرین روز تقویم

293
00:14:47,476 --> 00:14:49,011
‫۳۱ دسامبر

294
00:14:53,817 --> 00:14:55,384
‫خب این ماجرا تا کی ادامه داره؟

295
00:14:56,552 --> 00:14:58,020
‫نمی‌دونم فِل

296
00:14:59,087 --> 00:15:01,056
‫اگه حق با تو باشه و ممکنه باشه

297
00:15:01,156 --> 00:15:03,992
‫که واقعاً توی روزهای پایانی دنیا باشیم

298
00:15:04,092 --> 00:15:06,562
‫و جهان درحال مرگ باشه

299
00:15:06,995 --> 00:15:08,363
‫و فرض کنیم یه مرگِ سریع هم باشه

300
00:15:08,464 --> 00:15:10,466
‫حتی اگه تمامِ این اتفاقات

301
00:15:10,566 --> 00:15:13,302
‫در آخرین ثانیه‌ها،

302
00:15:13,937 --> 00:15:15,471
‫یا میکروثانیه‌ها رخ بدن

303
00:15:15,905 --> 00:15:17,640
‫کسی نمی‌دونه چقدر طول بکشه

304
00:15:18,040 --> 00:15:21,043
‫شاید چند ثانیه یا شاید هزاران سال

305
00:15:21,276 --> 00:15:24,079
‫شاید همه‌ی اینا همزمان با

306
00:15:24,179 --> 00:15:25,547
‫آخرین نفس‌های کیهان باشه

307
00:15:27,584 --> 00:15:29,786
‫شاید همه‌ی اینا داره در آخرین

308
00:15:30,185 --> 00:15:33,288
‫تپش قلبِ هستی اتفاق میفته

309
00:15:37,993 --> 00:15:39,528
‫امان از دستِ تو، مارتی

310
00:15:42,030 --> 00:15:43,332
‫آره

311
00:15:49,471 --> 00:15:51,574
‫گوش کن فل، من باید برم. باید...

312
00:15:53,843 --> 00:15:55,778
‫باید برگه‌هام رو تصحیح کنم

313
00:15:57,647 --> 00:15:58,581
‫مارتی...

314
00:16:00,382 --> 00:16:01,818
‫همه‌چی به باد میره

315
00:16:01,918 --> 00:16:03,352
‫و تنها چیزی که می‌تونیم بگیم
‫اینه که حس افتضاحیه

316
00:16:03,452 --> 00:16:06,656
‫شاید خودمون هم داریم از دست می‌ریم

317
00:16:07,624 --> 00:16:09,024
‫شاید

318
00:16:09,258 --> 00:16:11,661
‫ولی چاک کرانتز داره بازنشسته میشه!

319
00:16:11,761 --> 00:16:13,128
‫پس...

320
00:16:13,228 --> 00:16:15,965
‫گمونم یه کورسوی امیدی وسط این تاریکی
‫وجود داره

321
00:16:16,064 --> 00:16:17,399
‫آره. ۳۹ سالِ معرکه!

322
00:16:17,499 --> 00:16:19,234
‫تو هم اون بیلبورد عجیب‌وغریب رو دیدی؟

323
00:16:19,334 --> 00:16:21,203
‫نه اسمش رو توی تبلیغ رادیویی

324
00:16:21,303 --> 00:16:23,138
‫وسط اون برنامه‌ای که
‫داشتم بهت می‌گفتم، شنیدم

325
00:16:23,238 --> 00:16:24,373
‫اگه توی رادیو هم
‫دارن تبلیغ پخش می‌کنن

326
00:16:24,473 --> 00:16:25,642
‫پس دیگه واقعاً آخر دنیاست

327
00:16:26,776 --> 00:16:28,711
‫اصلاً چاک کرانتز چطوری تونسته

328
00:16:28,811 --> 00:16:30,379
‫اینقدر رسانه‌ای بشه؟

329
00:16:30,479 --> 00:16:32,982
قیافه‌ش که شبیه حسابدارهاست

330
00:16:33,081 --> 00:16:34,383
‫اولین باری بود که اسمش رو می‌شنیدم

331
00:16:35,217 --> 00:16:37,020
‫گمونم عکسش هم قدیمی باشه

332
00:16:37,119 --> 00:16:38,922
‫آخه اصلاً بهش نمی‌خوره ۴۰ سالش باشه

333
00:16:39,022 --> 00:16:41,189
‫چه برسه به اینکه ۴۰ سال هم
‫سابقه کار داشته باشه

334
00:16:41,290 --> 00:16:43,225
‫دنیا پُر از رمز و رازه

335
00:16:44,928 --> 00:16:47,764
‫راستی مارتی، سراغ مشروب سنگین نرو

336
00:16:47,997 --> 00:16:49,632
‫باشه؟ به‌جاش آبجو بخور

337
00:16:51,901 --> 00:16:53,268
‫حله

338
00:16:56,839 --> 00:16:58,942
‫سازمان حفاظت از محیط زیست اوهایو

339
00:16:59,042 --> 00:17:00,475
‫هشدار سطح قرمز برای
‫کیفیت هوا

340
00:17:00,577 --> 00:17:02,210
‫در کیلولند و نواحی اطرافش اعلام کرد...

341
00:17:13,095 --> 00:17:15,095
‫« متأسفیم! در حال حاضر با اختلالات فنی
‫مواجه هستیم »

342
00:17:28,525 --> 00:17:30,607
‫ریدم تو این زندگی

343
00:17:35,177 --> 00:17:36,713
‫لازم دونستیم

344
00:17:36,813 --> 00:17:38,014
‫ از چارلز کرانتز

345
00:17:38,113 --> 00:17:41,050
‫برای ۳۹ سالِ معرکه تشکر کنیم

346
00:17:41,149 --> 00:17:42,785
‫متشکریم چاک

347
00:17:50,628 --> 00:17:52,628
‫« متأسفیم! در حال حاضر با اختلالات فنی
‫مواجه هستیم »

348
00:18:10,245 --> 00:18:11,446
‫گاس!

349
00:18:12,682 --> 00:18:14,617
‫عه، سلام مارتی!

350
00:18:15,183 --> 00:18:16,719
‫ماشینت کو؟

351
00:18:17,086 --> 00:18:18,487
‫ماشینم رو...

352
00:18:18,588 --> 00:18:20,089
‫توی پیاده‌رو وسطِ خیابونِ اصلی

353
00:18:20,188 --> 00:18:22,125
‫کنارِ کلی ماشین دیگه ول کردم و اومدم

354
00:18:22,224 --> 00:18:23,793
‫آخرش مجبور شدم برگردم

355
00:18:23,893 --> 00:18:25,427
‫لعنتی، تقریباً...

356
00:18:25,527 --> 00:18:27,096
‫از اونجا تا اینجا چقدر راهه؟
‫پنج کیلومتر؟

357
00:18:27,195 --> 00:18:28,631
‫پنج کیلومتر پیاده اومدم

358
00:18:28,898 --> 00:18:31,233
‫عه، می‌خوای بری مدرسه.
‫یه لحظه صبر کن

359
00:18:31,333 --> 00:18:35,038
‫بذار سریع بگم. باید...

360
00:18:35,138 --> 00:18:37,106
‫خوب گوش کن. باید از جاده ۱۱ بری

361
00:18:37,205 --> 00:18:39,374
‫بعدش دوباره برگردی وارد جاده ۱۹ بشی

362
00:18:39,474 --> 00:18:41,577
‫آره ترافیک سنگینی در انتظارته

363
00:18:41,678 --> 00:18:43,146
‫باید حداقل ۳۲ کیلومتر رانندگی کنی

364
00:18:43,245 --> 00:18:44,546
‫شاید قبل از ناهار به مقصد برسی

365
00:18:44,647 --> 00:18:47,116
‫- هرچند که بعید به نظر میاد
‫- مگه چی شده؟

366
00:18:47,215 --> 00:18:49,284
‫یه فروچاله‌ی گنده توی خیابون مارکت و مین
‫ظاهر شده

367
00:18:49,384 --> 00:18:51,353
‫باورت نمیشه چقدر گنده‌ست

368
00:18:51,453 --> 00:18:53,522
‫احتمالاً بارندگی‌ها توش بی‌تأثیر نبوده

369
00:18:53,623 --> 00:18:55,390
‫شایدم بیشتر به خاطر عدم رسیدگی بوده

370
00:18:55,490 --> 00:18:57,593
‫ولی خدا رو شکر به اداره‌ی ما ربط نداره

371
00:18:57,694 --> 00:18:59,729
‫ولی آره حدوداً ۲۰تا ماشین

372
00:19:00,163 --> 00:19:01,631
‫توی چاله گیر افتادن

373
00:19:01,731 --> 00:19:03,733
‫و بعضی از سرنشین‌های اون ماشین

374
00:19:03,833 --> 00:19:04,767
‫کارشون تمومه

375
00:19:04,867 --> 00:19:07,502
‫یا خدا! من دیشب همونجا بودم

376
00:19:08,171 --> 00:19:09,271
‫توی ترافیک گیر کرده بودم

377
00:19:09,371 --> 00:19:11,206
‫پس خدا رو شکر کن امروز صبح اونجا نبودی

378
00:19:12,374 --> 00:19:13,943
‫گمونم از وضعیت کالیفرنیا خبر داری

379
00:19:15,078 --> 00:19:16,545
‫امروز صبح تلویزیون رو روشن نکردم

380
00:19:16,646 --> 00:19:17,980
‫- ای بابا!
‫- اتفاقِ جدیدی افتاده؟

381
00:19:18,081 --> 00:19:19,916
‫بقیه‌ش هم نابود شد

382
00:19:20,750 --> 00:19:23,418
‫میگن فقط ۲۰ درصد کالیفرنیای شمالی

383
00:19:23,518 --> 00:19:25,922
‫سر جاشه که در واقع شاید فقط
‫ده درصدش باقی مونده باشه

384
00:19:26,022 --> 00:19:28,958
‫ولی مناطق تولید غذا نابود شدن

385
00:19:30,325 --> 00:19:32,061
‫و با خاکستر شدن غرب میانه

386
00:19:32,161 --> 00:19:33,596
‫و سیل فلوریدا یعنی

387
00:19:33,696 --> 00:19:35,832
‫تمام مناطق تولید غذای کشور

388
00:19:36,231 --> 00:19:38,201
‫از بین رفتن

389
00:19:38,300 --> 00:19:39,501
‫وضعیت اروپا هم فرقی نداره

390
00:19:39,602 --> 00:19:41,170
‫آسیا که توی قحطی به سر می‌بره

391
00:19:41,269 --> 00:19:42,437
‫یه میلیون آدم جون‌شون رو از دست دادن

392
00:19:42,537 --> 00:19:44,272
‫میگن به خاطر طاعونِ بو...بو...

393
00:19:44,372 --> 00:19:45,407
‫- طاعون بوبونیک
‫- بوبونیک

394
00:19:45,507 --> 00:19:47,043
‫طاعون بوبونیک. آره

395
00:19:47,143 --> 00:19:49,712
‫و زنبورها هم که یه دهه‌ست در معرض خطرن

396
00:19:49,812 --> 00:19:51,114
‫ولی الان دیگه کلاً ناپدید شدن

397
00:19:51,214 --> 00:19:52,380
‫البته شاید توی آمریکای جنوبی

398
00:19:52,481 --> 00:19:53,950
‫چندتایی کندو مونده باشه

399
00:19:54,050 --> 00:19:55,685
‫ولی دیگه خبری از عسل نیست، عسلم

400
00:19:55,785 --> 00:19:58,154
‫و بدون اون موجوداتِ ریزه‌میزه،
‫کی قراره گرده‌افشانیِ

401
00:19:58,253 --> 00:19:59,722
‫محصولات باقی‌مونده رو انجام بده؟

402
00:19:59,822 --> 00:20:00,757
‫آخه نمیشه که...

403
00:20:00,857 --> 00:20:02,024
‫ببخشید. یه لحظه

404
00:20:02,125 --> 00:20:03,258
‫خواهش می‌کنم. ردیفه

405
00:20:03,358 --> 00:20:05,161
‫آندریا؟ شما...

406
00:20:05,260 --> 00:20:07,063
‫آندریا از بانک میدوست تراست هستین؟

407
00:20:07,163 --> 00:20:09,132
‫من همسر فلیشیا اندرسون هستم

408
00:20:09,232 --> 00:20:11,234
‫در واقع همسر سابقش

409
00:20:11,333 --> 00:20:12,501
‫گمونم شما فل رو بشناسی

410
00:20:12,602 --> 00:20:14,469
‫توی یه دورهمی بازی
‫توی خونه‌ی دیوید آشنا شدیم

411
00:20:14,569 --> 00:20:16,572
‫- چند بار دیگه هم دیدم‌تون
‫- آره، یادمه

412
00:20:17,140 --> 00:20:18,241
‫چی شده؟

413
00:20:18,440 --> 00:20:21,010
‫ماشینم توی ترافیک گیر کرده
‫و خودم کلی پیاده اومدم

414
00:20:21,110 --> 00:20:22,544
‫و بانک هم...

415
00:20:23,012 --> 00:20:24,013
‫داره کج میشه

416
00:20:25,313 --> 00:20:26,515
‫کج میشه؟

417
00:20:26,983 --> 00:20:28,117
‫آره

418
00:20:28,416 --> 00:20:29,919
‫دقیقاً لبِ پرتگاهِ فروچاله‌ست

419
00:20:31,319 --> 00:20:32,588
‫گمونم دیگه شغلم رو از دست دادم

420
00:20:32,688 --> 00:20:34,489
‫ببین، راجع‌به بیلبوردی که روی ساختمان بانکه

421
00:20:34,590 --> 00:20:35,691
‫کنجکاو بودم

422
00:20:35,792 --> 00:20:37,325
‫- دیدیش؟
‫- مگه میشه ندیده باشم؟

423
00:20:37,425 --> 00:20:40,362
‫تبلیغاتش رو توی تلویزیون هم دیدم

424
00:20:40,663 --> 00:20:43,099
‫دیگه خبری از تبلیغات برای
‫ماشین یا مبلمان ارزون نیست

425
00:20:43,199 --> 00:20:45,300
‫فقط می‌شنوی که «چارلز کرانتز

426
00:20:45,400 --> 00:20:47,703
‫ ۳۹ سالِ معرکه! متشکریم چاک»

427
00:20:47,804 --> 00:20:49,337
‫پس یعنی کارمندِ بانک نبوده؟

428
00:20:49,437 --> 00:20:52,074
‫یعنی قرار نیست از بانک بازنشسته بشه؟

429
00:20:52,175 --> 00:20:54,210
‫من که چارلز کرانتز نمی‌شناسم

430
00:20:54,911 --> 00:20:57,512
‫گمونم صرفاً یه شوخی باشه.
‫یا یه پرفورمنس آرت

431
00:20:59,982 --> 00:21:00,950
‫مراقب خودت باش

432
00:21:07,623 --> 00:21:09,457
‫شبیه آواره‌ها شدن

433
00:21:10,425 --> 00:21:11,627
‫آره

434
00:21:13,763 --> 00:21:15,765
‫دیگه هیچکس اونقدرا دلواپس نیست

435
00:21:16,331 --> 00:21:18,100
‫دلواپسی چه کمکی به اوضاع می‌کنه؟

436
00:21:18,201 --> 00:21:20,069
‫اوایل همه دلواپس بودن

437
00:21:20,535 --> 00:21:22,337
‫اعتراضات رو یادته؟ یادته که

438
00:21:22,437 --> 00:21:24,240
‫نرده‌های کاخ سفید رو از جا در آوردن

439
00:21:24,339 --> 00:21:25,708
‫و دانشجوها تیر خوردن؟

440
00:21:25,808 --> 00:21:27,743
‫- آره
‫- و سرنگونی دولت روسیه

441
00:21:27,844 --> 00:21:30,478
‫جنگِ چهار روزه‌ی پاکستان و هند رو دیدیم

442
00:21:30,580 --> 00:21:35,450
‫و اون آتشفشان کوفتیِ
‫توی آلمان هم که بود

443
00:21:35,785 --> 00:21:38,821
‫آتشفشان توی آلمان؟
‫این دیگه آخرشه!

444
00:21:39,121 --> 00:21:41,757
‫و همه‌ش می‌گفتیم: «حالا خودش درست میشه»

445
00:21:41,858 --> 00:21:44,126
‫ولی انگار قرار نیست چیزی درست بشه، نه؟

446
00:21:47,063 --> 00:21:48,197
‫نه

447
00:21:48,297 --> 00:21:50,800
‫به نظرم آمار خودکشی بیاد پایین

448
00:21:52,268 --> 00:21:56,538
‫فکر کنم آدما دیگه فقط منتظر می‌مونن

449
00:21:58,941 --> 00:22:00,408
‫منتظر چی؟

450
00:22:01,077 --> 00:22:02,111
‫پایان

451
00:22:04,714 --> 00:22:06,414
‫الان دیگه آخر خطیم

452
00:22:07,917 --> 00:22:09,517
‫الان داریم از پنج مرحله‌ی سوگواری

453
00:22:09,619 --> 00:22:10,753
‫عبور می‌کنیم

454
00:22:10,853 --> 00:22:12,487
‫متوجه نیستی؟ الان دیگه...

455
00:22:12,588 --> 00:22:14,891
‫رسیدیم به آخرین مرحله

456
00:22:15,358 --> 00:22:16,692
‫یعنی پذیرش

457
00:22:18,460 --> 00:22:19,729
‫همین انتظار کشیدن...

458
00:22:22,164 --> 00:22:23,766
‫خودش سخت‌ترین قسمتشه

459
00:22:25,467 --> 00:22:28,237
‫اصلاً کلِ این ماجرا غیرمنتظره و یهویی بود

460
00:22:28,337 --> 00:22:30,973
‫البته همه می‌دونستن اوضاع محیط زیست خرابه

461
00:22:31,073 --> 00:22:33,242
‫یعنی حتی اون راست‌گراهای خل‌وچل هم

462
00:22:33,342 --> 00:22:34,844
‫ته دل‌شون فهمیده بودن

463
00:22:34,944 --> 00:22:36,178
‫ولی این...

464
00:22:37,647 --> 00:22:39,081
‫این...

465
00:22:39,414 --> 00:22:44,787
‫انگاری ۶۰ مدل بلا‌ی مختلفه

466
00:22:45,154 --> 00:22:48,391
‫این همه بلا توی همچین مدت
‫زمانِ کوتاهی سرمون اومد

467
00:22:48,758 --> 00:22:51,493
‫تقریباً یه سال طول کشید رفیق.
‫۱۴ ماه

468
00:22:53,162 --> 00:22:54,864
افتضاحه

469
00:22:59,534 --> 00:23:02,271
‫آره. خیلی

470
00:23:05,741 --> 00:23:06,709
‫عه!

471
00:23:07,143 --> 00:23:08,476
‫آسمون‌نویسی

472
00:23:11,247 --> 00:23:14,050
‫آخرین باری که همچین چیزی دیدم،
‫بچه بودم

473
00:23:14,074 --> 00:23:15,145
‫« متشکریم چـ... »

474
00:23:19,188 --> 00:23:20,488
‫این دیگه چه کسشعریه؟

475
00:23:22,058 --> 00:23:25,895
‫سؤالِ منم دقیقاً همینه

476
00:23:25,919 --> 00:23:27,919
‫« متشکریم چاک »

477
00:23:35,911 --> 00:23:39,989
‫«متشکریم چاک »
« زنده‌باد هنرمندان خیابانی »

478
00:23:40,529 --> 00:23:44,429
 ‫« بادِ چاک همیشه زنده‌ست »
« دوستت دارم چاک »

479
00:23:44,443 --> 00:23:46,993
« چاک تاابد »

480
00:23:49,498 --> 00:23:52,298
« برای چاک »

481
00:24:00,562 --> 00:24:02,264
‫وایسا ببینم. کجا بودی تو؟

482
00:24:02,365 --> 00:24:03,599
‫الان جدی پرسیدی؟

483
00:24:03,899 --> 00:24:05,533
‫مجبور شدم تا اینجا بدوم

484
00:24:05,634 --> 00:24:08,570
‫ترافیک وحشتناکه و نصفِ ماشین‌ها خالین

485
00:24:08,671 --> 00:24:09,905
‫دکتر وینستون غیبش زده

486
00:24:10,006 --> 00:24:11,073
‫- چی؟
‫- آره

487
00:24:11,173 --> 00:24:12,675
‫صبح اومد و یه نگاهی به اطراف انداخت

488
00:24:12,775 --> 00:24:13,709
‫و بعد دوباره رفت

489
00:24:13,809 --> 00:24:14,877
‫الانم دیگه نمی‌تونم پیداش کنم

490
00:24:14,977 --> 00:24:16,579
‫پیجرش رو انداخت و رفت

491
00:24:17,413 --> 00:24:19,547
‫باشه. من الان میام کمک

492
00:24:19,648 --> 00:24:21,283
‫تخت‌ها خالین

493
00:24:21,951 --> 00:24:23,518
‫خیلی‌هاشون خودشون رفتن.
‫بقیه بیمارهایی که

494
00:24:23,619 --> 00:24:25,021
‫وضعیت پایدار داشتن رو منتقل کردم

495
00:24:25,121 --> 00:24:27,823
‫ولی فلیشیا، یه اتفاقِ عجیبی افتاده

496
00:24:31,227 --> 00:24:32,595
‫این صدای چیه؟

497
00:24:44,974 --> 00:24:46,776
‫مانیتور چه‌ش شده؟

498
00:24:47,209 --> 00:24:49,612
‫مشکل همینه. همه‌شون خراب شدن

499
00:25:14,569 --> 00:25:17,406
‫نمی‌دونم قضیه چیه، فل.
‫نمی‌دونم

500
00:25:17,940 --> 00:25:21,243
‫شاید وقتشه منم از اینجا بزنم بیرون

501
00:25:22,545 --> 00:25:24,680
‫بهتره برگردم خونه

502
00:25:24,780 --> 00:25:26,182
‫بعید می‌دونم دیگه نیاز باشه
‫اینجا بمونم

503
00:25:30,245 --> 00:25:32,497
‫« سامانه پخش اضطراری - منتظر بمانید »

504
00:25:52,051 --> 00:25:54,802
‫« در حال تماس با فلیشیا »

505
00:25:56,375 --> 00:25:59,278
‫« تماس برقرار نشد. عدم امکان اتصال
‫به شبکه تلفن همراه »

506
00:27:11,621 --> 00:27:12,955
‫آقا، حالتون خوبه؟

507
00:27:13,590 --> 00:27:15,891
‫آره. گفتم بشینم خستگی در کنم

508
00:27:17,393 --> 00:27:20,763
‫رفتم مرکز شهر تا فروچاله رو ببینم

509
00:27:20,863 --> 00:27:22,264
‫و با گوشیم ازش عکس بگیرم

510
00:27:22,364 --> 00:27:26,001
‫گفتم شاید یه شبکه تلویزیونی محلی
‫بخواد نشونش بده

511
00:27:26,101 --> 00:27:29,471
‫ولی ظاهراً همه قطع شدن

512
00:27:30,506 --> 00:27:32,341
‫فقط عکس‌های کرانتز رو پخش می‌کنن

513
00:27:34,276 --> 00:27:37,246
‫هر طرف رو نگاه می‌کنی، کرانتز رو می‌بینی

514
00:27:38,447 --> 00:27:40,482
‫- می‌دونی کیه؟
‫- نه والا

515
00:27:41,083 --> 00:27:46,288
‫حداقل از ۲۴ نفر پرسیدم و کسی نمی‌شناختش

516
00:27:46,388 --> 00:27:50,926
‫رفیق‌مون کرانتز شده جادوگر اُز آخرالزمان

517
00:27:51,026 --> 00:27:53,395
‫آخرین میم‌مون

518
00:27:53,829 --> 00:27:56,065
‫- کدوم سمت میرین؟
‫- هاروست ایکرز

519
00:27:56,165 --> 00:27:58,334
‫یه منطقه دنج و آروم و دور از شلوغی

520
00:27:59,568 --> 00:28:01,036
‫منم همون سمت میرم

521
00:28:01,904 --> 00:28:03,439
‫خونه‌ی زن سابقم اونجاست

522
00:28:03,539 --> 00:28:04,708
‫خب...

523
00:28:04,807 --> 00:28:06,141
‫اگه بخواین می‌تونم همراهتون بیام

524
00:28:07,443 --> 00:28:08,744
‫شغلت چیه سَم؟

525
00:28:09,311 --> 00:28:11,247
‫البته اگه هنوز شاغلی

526
00:28:12,616 --> 00:28:16,218
‫مالک و رئیس تشریفات خاکسپاری یاربورو

527
00:28:16,318 --> 00:28:18,053
‫عجب!

528
00:28:18,153 --> 00:28:19,255
‫آره

529
00:28:19,355 --> 00:28:21,557
‫کار و بارمون حسابی گرفت

530
00:28:21,658 --> 00:28:22,825
‫سخته از این موضوع خوشحال باشم

531
00:28:22,925 --> 00:28:23,959
‫ولی چند هفته‌ی اخیر

532
00:28:24,059 --> 00:28:25,794
‫اوج کارمون بود

533
00:28:26,962 --> 00:28:31,500
‫ولی علاقه‌ی اصلیم هواشناسیه

534
00:28:32,702 --> 00:28:35,037
توی دورانِ جوونیم آرزو داشتم
‫گزارشگر هواشناسی تلویزیون بشم

535
00:28:35,137 --> 00:28:37,773
‫اونم توی یکی از شبکه‌های معروف

536
00:28:38,708 --> 00:28:40,342
‫ولی نشد دیگه

537
00:28:40,909 --> 00:28:42,311
‫با این حال پیگیر مسائل هستم

538
00:28:42,845 --> 00:28:44,079
‫مجله‌ می‌خونم

539
00:28:45,582 --> 00:28:47,283
‫و اگه بخوای

540
00:28:47,751 --> 00:28:50,286
‫می‌تونم یه چیز جالب برات تعریف کنم

541
00:28:51,655 --> 00:28:55,858
‫شنیدی میگن هر روز ۲۴ ساعته؟

542
00:28:56,959 --> 00:28:58,427
‫اشتباهه

543
00:28:58,961 --> 00:29:03,899
‫طولِ روز نجومی ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه بوده

544
00:29:11,540 --> 00:29:13,342
‫بعلاوه‌ی چند ثانیه پس و پیش

545
00:29:13,542 --> 00:29:14,711
‫«بوده»؟

546
00:29:14,810 --> 00:29:17,880
‫طبقِ محاسباتِ من،
‫که مطمئن باش می‌تونم

547
00:29:17,980 --> 00:29:20,215
‫صحت‌شون رو اثبات ‌کنم، ریاضیم خوبه،

548
00:29:20,916 --> 00:29:25,888
‫الان یه روز ۲۴ ساعت و دو دقیقه‌ست

549
00:29:26,221 --> 00:29:27,556
‫می‌دونی این یعنی چی؟

550
00:29:27,657 --> 00:29:30,392
‫یعنی می‌خوای بگی زمین داره آروم‌تر می‌چرخه؟

551
00:29:30,492 --> 00:29:31,894
‫دقیقاً

552
00:29:32,928 --> 00:29:35,097
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن این فجایع

553
00:29:35,197 --> 00:29:37,232
‫به خاطر آسیبیه که به محیط زیست زدیم

554
00:29:37,333 --> 00:29:39,201
‫این‌جوری نیست

555
00:29:39,301 --> 00:29:42,304
‫من خودم قبول دارم که ما با مادرمون
‫(مادر طبیعت)

556
00:29:42,404 --> 00:29:45,709
‫آره، واقعاً مادرِ همه‌مونه،
‫بدرفتاری کردیم

557
00:29:46,241 --> 00:29:49,011
‫اگه نگیم بهش تجاوز کردیم،
‫بدون شک آزارش دادیم

558
00:29:49,646 --> 00:29:52,181
‫ولی ما در برابرِ...

559
00:29:52,281 --> 00:29:55,585
‫نظم و ترتیبِ هستی، ناچیز و بی‌اهمیت‌ایم

560
00:29:56,820 --> 00:29:57,853
‫نه

561
00:29:58,153 --> 00:29:59,321
‫هر اتفاقی که داره میفته،

562
00:29:59,622 --> 00:30:03,092
‫ابعادش خیلی بزرگ‌تر از
‫نابودی محیط زیسته

563
00:30:03,760 --> 00:30:05,194
‫ریاضیات هم همین رو نشون میده

564
00:30:06,328 --> 00:30:09,198
‫و ریاضی قابلیت‌های زیادی داره

565
00:30:09,498 --> 00:30:11,601
‫در واقع ‫ریاضی می‌تونه هنر باشه

566
00:30:12,968 --> 00:30:14,303
‫ولی نمی‌تونه بهت دروغ بگه

567
00:30:17,062 --> 00:30:20,038
‫« هاروست ایکرز »

568
00:30:20,744 --> 00:30:22,378
‫می‌دونی چیه؟

569
00:30:22,478 --> 00:30:24,313
‫گمونم بهتره من همین‌جا بشینم

570
00:30:25,114 --> 00:30:27,316
‫و از تماشای غروب لذت ببرم

571
00:30:27,684 --> 00:30:30,886
‫تا دردِ آرتریتم هم

572
00:30:30,986 --> 00:30:32,622
‫یکم آروم شه

573
00:30:32,856 --> 00:30:34,123
‫تو هم می‌خوای کنارم بشینی؟

574
00:30:39,061 --> 00:30:40,329
‫ترجیح میدم برم

575
00:30:41,497 --> 00:30:44,466
‫همسر سابقت منتظره. متوجه‌م

576
00:30:44,566 --> 00:30:48,270
‫خب از گفتگو با شما خوشحال شدم، آقای اندرسون

577
00:31:30,379 --> 00:31:31,413
‫سلام

578
00:31:32,314 --> 00:31:33,515
‫سلام

579
00:31:33,982 --> 00:31:36,719
‫نترس، دارم میرم دیدنِ همسر سابقم

580
00:31:36,820 --> 00:31:38,420
‫فلیشیا اندرسون

581
00:31:39,054 --> 00:31:41,423
‫گمونم الان دوباره از فامیلی گوردون
‫استفاده می‌کنه

582
00:31:41,825 --> 00:31:44,059
‫توی خیابون فرن زندگی می‌کنه، پلاک ۱۹

583
00:31:44,861 --> 00:31:47,095
‫آره، خانم گوردون رو می‌شناسم

584
00:31:48,832 --> 00:31:50,132
‫این موقع شب بیرون چیکار می‌کنی؟

585
00:31:51,601 --> 00:31:53,235
‫می‌خواستم اسکیت‌سواری کنم

586
00:31:55,738 --> 00:31:57,206
‫منم قبلاً عاشقِ اسکیت‌سواری بودم

587
00:31:58,407 --> 00:32:00,075
‫پس بهتره بری اسکیت‌سواری

588
00:32:02,879 --> 00:32:03,979
‫شاید برم

589
00:32:04,079 --> 00:32:06,448
‫اگه خانم گوردون همسر سابقت بوده،
‫چرا هنوزم باهاش در ارتباطی؟

590
00:32:08,618 --> 00:32:10,018
‫چون هنوزم دوستش دارم

591
00:32:10,587 --> 00:32:12,020
‫با هم دعوا می‌کنین؟

592
00:32:12,988 --> 00:32:14,323
‫قبلاً آره

593
00:32:15,959 --> 00:32:17,694
‫الان که جدا شدیم،
‫بهتر باهم کنار میاییم

594
00:32:17,794 --> 00:32:20,996
‫خانم گوردون یه وقتایی بهمون
‫کوکی زنجبیلی میده

595
00:32:21,731 --> 00:32:23,967
‫با اینکه بیسکوییت اورئو
‫بیشتر دوست دارم ولی...

596
00:32:24,066 --> 00:32:26,703
‫کوکی همین‌جوری خُرد میشه؟
‫(آدم همیشه به خواسته‌هاش نمی‌رسه)

597
00:32:26,803 --> 00:32:28,070
‫کوکی زنجبیلی که خرد نمیشه

598
00:32:28,170 --> 00:32:29,471
‫مگه اینگه گازشون بزنی...

599
00:32:40,082 --> 00:32:41,651
‫گمونم دیگه بهتره برگردی خونه

600
00:32:44,386 --> 00:32:47,489
‫توی این تاریکی نمیشه اسکیت‌سواری کرد

601
00:32:48,858 --> 00:32:52,327
‫همه‌چی درست میشه؟

602
00:32:54,864 --> 00:32:56,231
‫حتماً

603
00:33:31,034 --> 00:33:32,568
‫برو خونه

604
00:33:33,402 --> 00:33:35,805
‫برو خونه پیش مامان و بابات

605
00:33:38,041 --> 00:33:39,576
‫عجله کن

606
00:34:19,181 --> 00:34:22,018
‫وای خدا رو شکر. خدایا شکرت!

607
00:34:22,585 --> 00:34:24,553
‫- خدا رو شکر!
‫- یهویی...

608
00:34:28,057 --> 00:34:30,994
‫یهویی سروکله‌شون پیدا شد

609
00:34:31,094 --> 00:34:32,595
‫می‌دونم، می‌دونم. منم دیدم

610
00:34:33,863 --> 00:34:35,263
‫فقط این قسمت این‌جوریه؟

611
00:34:35,898 --> 00:34:37,399
‫گمونم همه‌جا این‌جوریه

612
00:34:39,869 --> 00:34:42,404
‫گمونم تقریباً...

613
00:34:46,976 --> 00:34:48,143
‫آره

614
00:34:49,078 --> 00:34:50,580
‫آره، گمونم تقریباً...

615
00:36:31,914 --> 00:36:34,617
‫تا حالا ستاره‌ها رو این‌قدر پرنور
‫ندیده بودم

616
00:36:40,123 --> 00:36:41,858
‫نگاهش کن

617
00:36:44,160 --> 00:36:46,963
‫صورت فلکی عقابه

618
00:36:47,063 --> 00:36:48,363
‫اوهوم

619
00:36:49,132 --> 00:36:50,398
‫اونجا هم...

620
00:36:51,000 --> 00:36:53,936
‫صورت فلکی قوئه

621
00:37:01,409 --> 00:37:02,779
‫می‌بینیش؟

622
00:37:16,525 --> 00:37:17,960
‫اون یکی هم...

623
00:37:22,265 --> 00:37:23,532
‫دیدی چی شد؟

624
00:37:24,767 --> 00:37:25,802
‫آره

625
00:37:31,373 --> 00:37:33,009
‫اونم از مریخ

626
00:37:48,423 --> 00:37:49,859
‫من می‌ترسم

627
00:37:53,395 --> 00:37:54,864
‫منم همین‌طور

628
00:37:55,298 --> 00:37:56,799
‫اشکالی نداره، عزیزم

629
00:37:59,135 --> 00:38:00,102
‫تو برو

630
00:38:02,939 --> 00:38:04,574
‫تو اول برو، باشه؟

631
00:38:10,780 --> 00:38:13,649
‫فقط ۳۹ سال

632
00:38:20,256 --> 00:38:22,124
‫ ۳۹ سالِ معرکه!

633
00:38:30,299 --> 00:38:31,834
‫متشکریم چاک

634
00:38:58,280 --> 00:38:59,527
‫دوستت دا...

635
00:39:13,393 --> 00:39:20,301
‫« پرده‌ی دوم »
‫« زنده‌باد هنرمندان خیابانی »

636
00:39:23,551 --> 00:39:25,588
‫تیلور فرنک با کمکِ دوستش مک

637
00:39:25,688 --> 00:39:27,356
‫که یه ونِ قدیمی داره،

638
00:39:27,455 --> 00:39:30,092
‫درام ستش رو توی جای موردعلاقه‌ش

639
00:39:30,192 --> 00:39:31,394
‫یعنی مسیرپیاده‌روی خیابون هشتم

640
00:39:31,493 --> 00:39:34,163
‫قرار میده

641
00:39:37,066 --> 00:39:38,901
‫پنج‌شنبه بعد از ظهره

642
00:39:39,001 --> 00:39:41,837
‫هوا بی‌نظیره

643
00:39:41,938 --> 00:39:43,739
‫و خیابون‌ها غرق آدم‌هاییه که

644
00:39:43,839 --> 00:39:45,841
‫بی‌صبرانه چشم‌به‌راهِ آخرهفته‌ان

645
00:39:45,942 --> 00:39:48,778
‫که انتظارش همیشه لذت‌بخش‌تر از
‫خودِ آخرهفته‌ست!

646
00:39:48,878 --> 00:39:51,180
‫- همه‌چی مرتبه تیلور؟
‫- آره، مرسی

647
00:39:51,479 --> 00:39:53,683
‫تشکر نمی‌خواد، ده درصد درآمدت
‫برام کفایت می‌کنه

648
00:39:54,516 --> 00:39:56,886
‫تیلور و مک

649
00:39:56,986 --> 00:39:57,853
‫به صورت پاره‌وقت

650
00:39:57,954 --> 00:40:00,623
‫توی فروشگاه موسیقی دکتر
‫رکوردز در خیابان کَسِل کار می‌کنن

651
00:40:01,123 --> 00:40:02,725
‫ولی اگه روزِ خوبی باشه...

652
00:40:02,825 --> 00:40:05,194
‫تیلور با نوازندگی خیابونی
‫تقریباً همونقدر پول رو در میاره

653
00:40:05,218 --> 00:40:06,629
‫« کلاه جادویی »

654
00:40:07,063 --> 00:40:10,333
‫نوازندگی توی خیابون اون
‫آینده‌ای نیست که پدر و مادرش

655
00:40:10,433 --> 00:40:12,635
‫موقع ثبت‌نامش تو جولیارد
‫براش تصور کرده بودن

656
00:40:12,735 --> 00:40:15,570
‫و هنوز هم خبر نداشتن که
‫انصراف داده

657
00:40:16,172 --> 00:40:19,575
‫توی جولیارد تأکید داشتن که آگاهانه عمل کنی

658
00:40:19,675 --> 00:40:22,611
‫ولی از دیدِ تیلور،

659
00:40:22,712 --> 00:40:27,216
‫ضرب‌آهنگ رفیقته و فکر کردن دشمنت

660
00:40:32,554 --> 00:40:36,392
‫اولش با یه ریتم ملایم
‫گرم می‌کنه

661
00:40:36,491 --> 00:40:38,728
‫تمپوی آروم، بدون کاوبل

662
00:40:39,161 --> 00:40:42,365
‫بیخیالِ اینکه کلاهِ جادویی خالی مونده

663
00:40:42,465 --> 00:40:44,467
‫به جز اون دوتا اسکناس مچاله‌ی خودش

664
00:40:44,566 --> 00:40:46,669
‫و سکه‌ی ۲۵ سنتی‌ای که مردِ اسکیت‌سوار

665
00:40:46,769 --> 00:40:48,471
‫با تحقیر براش انداخته بود

666
00:40:50,106 --> 00:40:53,642
‫هنوز وقت هست. همیشه یه راهی هست

667
00:40:54,010 --> 00:40:57,113
‫پیدا کردن راه، خودش نصفِ ماجراست

668
00:40:57,413 --> 00:40:59,348
‫شاید حتی بیشتر از نصف

669
00:41:01,083 --> 00:41:03,886
‫جنیس هالیدی بعد از شیفتِ هفت ساعته‌ش

670
00:41:03,986 --> 00:41:06,989
‫توی کتابفروشی پیپر اند پیج،
‫به خونه برمی‌گرده

671
00:41:07,089 --> 00:41:09,458
‫و شاید تا خودِ اقیانوس قدم بزنه

672
00:41:10,159 --> 00:41:13,896
‫دوست‌پسرش بعد از ۱۶ ماه رابطه
‫باهاش به‌هم زد

673
00:41:13,996 --> 00:41:16,365
‫و این کار رو هم به روش امروزی کرد
‫« ما به دردِ هم نمی‌خوریم. دوستی‌مون سرجاشه، باشه؟ »

674
00:41:16,465 --> 00:41:17,532
‫مادرسگ!

675
00:41:17,633 --> 00:41:19,402
‫اصلاً انتظارش رو نداشت

676
00:41:19,502 --> 00:41:22,071
‫انگار وقتی می‌خواسته از در بره تو

677
00:41:22,171 --> 00:41:24,539
‫یهو یه نفر در رو محکم کوبونده بود تو صورتش

678
00:41:24,874 --> 00:41:26,442
‫- کلاً...
‫- کسشعرِ محض!

679
00:41:26,541 --> 00:41:27,877
‫...کسشعرِ محض بود

680
00:41:27,977 --> 00:41:29,745
‫عاشقش نبود

681
00:41:29,845 --> 00:41:32,314
‫هیچوقت این توهم رو نداشت که عاشقشه

682
00:41:32,415 --> 00:41:33,783
‫- ولی با این حال...
‫- حس افتضاحیه

683
00:41:33,883 --> 00:41:36,919
‫براش یه شوکِ وحشتناک بود

684
00:41:37,520 --> 00:41:39,755
‫به خودش میگه وقتی برسه خونه

685
00:41:39,855 --> 00:41:41,690
‫شراب می‌خوره و گریه می‌کنه

686
00:41:42,324 --> 00:41:45,294
‫شایدم یکی از پلی‌لیست‌های
‫قدیمی جازش رو بذاره

687
00:41:45,394 --> 00:41:47,463
‫و مست توی اتاقش برقصه

688
00:41:47,863 --> 00:41:50,466
‫توی دبیرستان عاشق رقصیدن بود

689
00:41:50,733 --> 00:41:53,636
‫شاید بتونه دوباره ذره‌ای از اون شادیِ قدیم رو
‫پیدا کنه

690
00:41:53,736 --> 00:41:55,905
- ‫آخه تو سگِ کی باشی؟!
- جانـم؟!

691
00:41:56,005 --> 00:41:58,674
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید، با شما نبودم

692
00:41:59,308 --> 00:42:00,810
‫تف توش!

693
00:42:00,910 --> 00:42:03,646
‫لاته با شیر جو دو سر برای چاک

694
00:42:04,413 --> 00:42:05,981
‫چارلز کرانتز

695
00:42:06,682 --> 00:42:07,983
‫یا همون چاک بین دوست‌هاش

696
00:42:08,084 --> 00:42:11,053
‫لباس رسمی یه حسابدار رو به تن داره

697
00:42:11,153 --> 00:42:14,523
‫کت و شلوار طوسی، پیراهن و کراوات آبی

698
00:42:14,790 --> 00:42:19,195
‫کفش‌های ساموئل ویندزرش
‫گرون نیستن ولی مقاوم و بادوامن

699
00:42:19,829 --> 00:42:22,098
‫برای یه کنفرانس هفت‌روزه

700
00:42:22,198 --> 00:42:25,734
‫به اسم «بانکداری در قرن بیست‌ویکم»
‫اینجاست

701
00:42:26,001 --> 00:42:29,772
‫بانک میدوست تراست
‫اون رو به اینجا فرستاده

702
00:42:29,872 --> 00:42:31,407
‫و تمام مخارج رو بانک پرداخته

703
00:42:31,740 --> 00:42:35,611
‫چاک از سخنرانی‌ها و پنل‌های کنفرانس
‫راضی بود

704
00:42:35,711 --> 00:42:37,012
‫توی یکی از پنل‌ها حضور داشت

705
00:42:37,113 --> 00:42:39,115
‫و قرار بود فردا ظهر قبل از پایان کنفرانس

706
00:42:39,215 --> 00:42:42,051
‫توی یه پنل دیگه هم باشه

707
00:42:42,151 --> 00:42:45,221
‫با این حال تمایلی نداره وقت آزادش رو

708
00:42:45,321 --> 00:42:48,357
‫توی جمعِ هفتادتا حسابدارِ دیگه بگذرونه

709
00:42:48,691 --> 00:42:50,159
‫باهاشون هم‌زبونه

710
00:42:50,259 --> 00:42:53,295
‫ولی دوست داره فکر کنه
‫می‌تونه با بقیه آدما هم ارتباط بگیره

711
00:42:54,196 --> 00:42:55,631
‫یا حداقل یه زمانی این‌جوری بود

712
00:42:55,731 --> 00:42:58,767
‫هرچند که الان این تواناییش رو
تا حدی از دست داده

713
00:42:59,802 --> 00:43:02,872
‫حالا کفش‌های ساموئل ویندزور آکسفوردش

714
00:43:02,972 --> 00:43:05,609
‫داره اون رو برای قدم‌زدن عصرگاهی می‌بره

715
00:43:05,908 --> 00:43:07,710
‫زندگی‌ای که داره،

716
00:43:07,810 --> 00:43:09,812
خیلی محدودتر از رؤیا‌هاییه که
یه زمانی داشت

717
00:43:09,912 --> 00:43:11,714
‫ولی دیگه باهاش کنار اومده

718
00:43:12,181 --> 00:43:14,150
‫فهمیده که این محدودیت

719
00:43:14,250 --> 00:43:16,819
‫بخشی از روندِ طبیعیِ زندگیه

720
00:43:17,686 --> 00:43:19,255
‫زنی به اسم جینی داره

721
00:43:19,355 --> 00:43:22,124
‫که با دقت و وسواسِ زیاد
‫بهش وفادار مونده

722
00:43:22,224 --> 00:43:24,660
‫و یه پسر باهوش و خوش‌اخلاق هم داره که

723
00:43:24,760 --> 00:43:25,794
‫توی مقطع دوره متوسطه‌ی اوله

724
00:43:26,262 --> 00:43:29,465
‫در ضمن فقط ۹ ماهِ دیگه زنده‌ست

725
00:43:29,565 --> 00:43:31,467
‫البته خودش هنوز خبر نداره

726
00:43:36,305 --> 00:43:39,675
‫تیلور ده دقیقه‌ست که درام می‌زنه

727
00:43:39,775 --> 00:43:42,044
‫ولی هنوز چیزی نصیبش نشده

728
00:43:44,813 --> 00:43:47,183
‫یه مردِ کت‌وشلواری رو می‌بینه

729
00:43:47,283 --> 00:43:48,652
‫که به سمتش میاد

730
00:43:48,751 --> 00:43:51,120
‫و یه چیزی توی وجودِ اون مرد هست
‫که خدا می‌دونه چیه

731
00:43:51,220 --> 00:43:54,857
‫ولی باعث میشه تیلور بخواد
‫ورودش رو اعلام کنه

732
00:43:56,292 --> 00:43:58,894
‫با ضرب‌آهنگ رگی شروع می‌کنه
‫و بعد...

733
00:43:58,994 --> 00:44:00,796
‫سراغ یه چیز نرم‌تر و اغواکننده‌تر میره

734
00:44:01,096 --> 00:44:05,067
‫و تیلور برای اولین‌بار در طول
‫امروز، جرقه‌ای درونش حس می‌کنه

735
00:44:05,167 --> 00:44:08,404
‫و کاوبل رو روی ضربِ اولیه‌ی هر میزان می‌کوبه

736
00:44:09,271 --> 00:44:10,607
‫خیلی جالبه

737
00:44:10,973 --> 00:44:13,442
‫ریتم کار خودش رو کرده

738
00:44:13,542 --> 00:44:17,246
‫و مثل مسیریه که دلت می‌خواد دنبالش کنی

739
00:44:17,546 --> 00:44:21,550
‫می‌تونست ضرب‌آهنگ رو تندتر کنه
‫و تام درام رو اضافه کنه

740
00:44:21,651 --> 00:44:23,819
‫ولی به مرد کلت‌وشلورای نگاه می‌کنه

741
00:44:23,919 --> 00:44:26,355
‫و حس می‌کنه بهش نمی‌خوره

742
00:44:27,022 --> 00:44:30,893
‫با خودش میگه اون مرد
‫بی‌توجه از کنارش رد میشه

743
00:44:30,993 --> 00:44:33,597
‫و میره سمتِ هتلش

744
00:44:33,697 --> 00:44:34,863
‫و وقتی بره

745
00:44:34,964 --> 00:44:37,333
‫تیلور هم یه چیزِ دیگه می‌زنه

746
00:44:39,768 --> 00:44:42,871
‫ولی به جای اینکه بی‌تفاوت رد بشه...

747
00:46:23,707 --> 00:46:25,207
‫ایول!

748
00:47:00,844 --> 00:47:01,977
‫بیا

749
00:47:03,479 --> 00:47:04,513
‫بیا وسط خواهر کوچولو

750
00:47:05,582 --> 00:47:06,616
‫بیا برقصیم

751
00:47:06,716 --> 00:47:08,350
‫برقص

752
00:47:11,588 --> 00:47:13,222
‫آره!

753
00:47:13,322 --> 00:47:15,625
‫من راهنماییت می‌کنم.
‫هواتو دارم

754
00:48:10,379 --> 00:48:13,982
‫چیزی نیست. به خاطر عینکمه.
‫به خاطر عینکمه

755
00:49:54,817 --> 00:49:56,084
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

756
00:49:56,786 --> 00:49:57,787
‫نمی‌دونم

757
00:50:14,503 --> 00:50:16,338
‫برای امروز کافیه رفقا

758
00:50:16,873 --> 00:50:18,140
‫برای امروز کافیه

759
00:50:18,608 --> 00:50:20,843
‫برای امروز کافیه.
‫باید تا خراب نکردیم، بِکِشیم کنار

760
00:50:24,346 --> 00:50:26,148
‫کمکی از دستم برمیاد؟

761
00:50:26,248 --> 00:50:27,584
‫بیا، میشه این رو بگیری؟

762
00:50:27,684 --> 00:50:29,318
‫- آره
‫- این ماسماسکه رو بچرخون

763
00:50:29,418 --> 00:50:30,820
‫ولی مراقب انگشت‌هات باش

764
00:50:30,920 --> 00:50:33,188
‫وگرنه انگشت‌هات رو داغون می‌کنه،
‫گرفتی چی میگم؟

765
00:50:33,288 --> 00:50:35,324
‫آره، آره

766
00:50:35,424 --> 00:50:37,694
‫الان دقیقاً چی شد؟

767
00:50:37,794 --> 00:50:39,461
‫فوق‌العاده بود

768
00:50:39,561 --> 00:50:41,064
‫کلاً رقصنده‌ای؟

769
00:50:41,163 --> 00:50:42,531
‫نه، نه بابا

770
00:50:42,632 --> 00:50:44,566
‫- نه، رقصنده نیستم جناب
‫- پس کارت چیه؟

771
00:50:44,667 --> 00:50:46,368
‫وای نه... فکر کنم... نشکوندمش که، نه؟

772
00:50:46,468 --> 00:50:48,370
‫گمونم شکوندش. فکر کنم شکوندش

773
00:50:50,138 --> 00:50:51,306
‫بیا بریم سمتِ دریاچه

774
00:50:51,406 --> 00:50:53,676
‫اونورا عمراً جای پارک پیدا نمیشه

775
00:50:54,543 --> 00:50:55,612
‫امروز میشه

776
00:50:56,913 --> 00:50:57,880
‫امروز...

777
00:50:59,548 --> 00:51:00,650
‫یه روزِ جادوییه

778
00:51:05,487 --> 00:51:07,289
‫رقصیدن رو از کجا یاد گرفتی؟

779
00:51:15,064 --> 00:51:17,199
‫نه، نه، نه، پولِ خودته

780
00:51:17,299 --> 00:51:18,400
‫نه، بین سه‌تامون تقسیم میشه

781
00:51:18,500 --> 00:51:19,969
‫اگه تا آخر شب هم درام می‌زدم

782
00:51:20,069 --> 00:51:21,370
‫نصف اینم در نمیومد

783
00:51:32,481 --> 00:51:33,650
‫روبراهی؟

784
00:51:35,718 --> 00:51:36,786
‫آره

785
00:51:38,621 --> 00:51:40,723
‫آره. یه سردرد ساده‌ست

786
00:51:42,992 --> 00:51:45,560
‫حرفشم نزن. بیخیال.
‫من نیاز ندارم، مالِ خودت

787
00:51:45,662 --> 00:51:47,462
‫بگیر دیگه رفیق،
‫براش زحمت کشیدی

788
00:51:48,163 --> 00:51:49,431
‫برو باهاش شام بخور

789
00:51:49,531 --> 00:51:52,167
‫یا بده به نیازمند.
‫ولی پولِ خودته

790
00:51:57,472 --> 00:51:58,808
‫با همین کار می‌تونین
‫خرجتون رو در بیارین‌ها

791
00:51:58,908 --> 00:52:00,576
‫بعید می‌دونم

792
00:52:00,677 --> 00:52:03,278
‫به نظرم واقعاً با همین اجراهای خیابونی
‫می‌تونیم معروف و پولدار بشیم

793
00:52:07,549 --> 00:52:10,318
‫چی شد جلوی بساط من وایسادی؟

794
00:52:13,022 --> 00:52:14,423
‫چرا یهو شروع کردی به رقصیدن؟

795
00:52:16,693 --> 00:52:19,428
‫می‌تونست بگه اون لحظه به فکرِ

796
00:52:19,528 --> 00:52:23,298
‫گروه موسیقی درب‌وداغونِ قدیمیش،
‫«دِ رتروز» بوده

797
00:52:23,398 --> 00:52:25,968
‫و اینکه چقدر دوست داشته موقع
‫پخش بخش‌های بی‌کلام

798
00:52:26,069 --> 00:52:27,770
‫روی صحنه برقصه

799
00:52:29,304 --> 00:52:30,539
‫ولی دلیلش این نبود

800
00:52:34,409 --> 00:52:35,745
‫دلیلش رو نمی‌دونم

801
00:52:39,347 --> 00:52:40,616
‫تیلور، باید راه بیفتیم

802
00:52:40,717 --> 00:52:42,085
‫وگرنه باید دستمزدت رو

803
00:52:42,185 --> 00:52:43,351
‫بدی واسه جریمه‌ی ماشینم!

804
00:52:44,721 --> 00:52:47,724
‫خب یعنی هیچکدوم‌تون نمی‌خواین
‫شغل‌تون رو عوض کنین؟

805
00:52:47,824 --> 00:52:49,692
‫تغییر شغل؟ والا چی بگم...

806
00:52:49,792 --> 00:52:51,259
‫حسابی معروف میشیم‌ها!

807
00:52:53,295 --> 00:52:54,897
‫قبل رفتن باید بیایین بغلم

808
00:52:55,965 --> 00:52:57,967
‫- بغلِ دسته‌جمعی
‫- باشه

809
00:52:58,067 --> 00:52:59,267
‫- بغلِ دسته‌جمعی
‫- خیلی‌خب

810
00:52:59,367 --> 00:53:00,670
‫برو

811
00:53:00,770 --> 00:53:02,404
‫بیایین دیگه!

812
00:53:08,911 --> 00:53:10,278
‫زنده‌باد هنرمندان خیابونی

813
00:53:10,680 --> 00:53:12,148
‫آره. زنده‌باد هنرمندان خیابونی

814
00:53:12,247 --> 00:53:14,717
‫زودتر بریم تا جریمه نشدیم

815
00:53:20,923 --> 00:53:22,357
‫خیلی متأسفم

816
00:53:23,059 --> 00:53:24,193
‫حس افتضاحیه

817
00:53:26,729 --> 00:53:28,396
‫منو بگو که فکر می‌کردم پسر خوبیه

818
00:53:28,698 --> 00:53:31,299
‫معشوقه‌ی خوبی بود
‫و کلی باهم خوش گذروندیم

819
00:53:32,501 --> 00:53:34,402
‫اگه یه ویدئو از رقصیدن‌مون پیدا کنم،

820
00:53:34,503 --> 00:53:37,206
‫که حتماً دنبالش می‌گردم،
‫چون شرط می‌بندم همه‌جا پخش شده،

821
00:53:37,305 --> 00:53:39,374
‫ویدئو رو همراه با
‫یه پیام براش می‌فرستم

822
00:53:39,474 --> 00:53:42,912
‫یه همچین پیامی:
‫«این چیزیه که از کفت پریده»

823
00:53:51,419 --> 00:53:52,855
‫چیزیت نمیشه

824
00:53:54,824 --> 00:53:56,959
‫شاید خیلی نشناسمت،
‫ولی از این بابت مطمئنم

825
00:54:00,328 --> 00:54:02,297
‫آینده‌ی روشنی در انتظارته

826
00:54:02,397 --> 00:54:04,767
‫و مشخصه که قراره
‫صاف به سمتش حرکت کنی

827
00:54:08,037 --> 00:54:09,071
‫ولی خب، آره

828
00:54:11,306 --> 00:54:13,743
‫حس افتضاحیه.
‫حرف دیگه‌ای نمی‌مونه

829
00:54:16,511 --> 00:54:17,647
‫همه‌چی به باد میره

830
00:54:17,747 --> 00:54:19,715
‫و تنها چیزی که می‌تونیم بگیم
‫اینه که حس افتضاحیه

831
00:54:19,816 --> 00:54:21,584
‫آره

832
00:54:22,785 --> 00:54:24,587
‫شاید خودمون هم داریم از دست می‌ریم

833
00:54:26,956 --> 00:54:28,356
‫شاید

834
00:54:30,525 --> 00:54:31,661
‫من مسیرم این سمتیه

835
00:54:34,429 --> 00:54:36,464
‫من باید اون سمتی برم

836
00:54:42,205 --> 00:54:43,538
‫مرسی بابت رقص

837
00:55:02,375 --> 00:55:10,375
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

838
00:55:38,828 --> 00:55:40,363
‫چاک در حالی که داشت از محلی که...

839
00:55:40,462 --> 00:55:42,265
‫تیلور درام‌ستش رو گذاشته بود رد می‌شد،

840
00:55:42,365 --> 00:55:44,600
‫اون دو سؤالِ تیلور
‫دوباره براش زنده شد

841
00:55:47,236 --> 00:55:49,537
‫چرا وایساد تا بهش گوش بده؟

842
00:55:51,007 --> 00:55:54,043
‫و چرا شروع به رقصیدن کرد؟

843
00:55:57,046 --> 00:55:58,581
‫خودش هم نمی‌دونه

844
00:56:00,016 --> 00:56:02,919
‫ولی اگر هم می‌دونست،
‫این حس خوبش بهتر میشد؟

845
00:56:05,988 --> 00:56:09,325
‫بعدها توانایی راه رفتن رو از دست میده،

846
00:56:09,759 --> 00:56:13,963
‫رقصیدن با خواهر کوچیکه‌ش توی
‫پیاده‌روی کنار ساحل به جای خود!

847
00:56:14,630 --> 00:56:17,800
‫بعدها توانایی جویدن غذا رو از دست میده

848
00:56:18,901 --> 00:56:21,737
‫بعدش هم اسم همسرش رو فراموش می‌کنه

849
00:56:22,939 --> 00:56:26,375
‫بعدش حتی مرز بین بیداری و خواب رو

850
00:56:26,474 --> 00:56:28,644
‫نمی‌تونه تشخیص بده

851
00:56:28,945 --> 00:56:32,381
‫و متحمل دردی چنان شدید میشه که

852
00:56:32,682 --> 00:56:35,550
‫آفرینش جهان توسط خداوند رو
‫زیر سؤال می‌بره

853
00:56:37,954 --> 00:56:40,823
‫اما چیزی که گهگاهی به یاد میاره،

854
00:56:40,923 --> 00:56:44,794
‫لحظه‌ایه که وایساد
‫و کیفش رو زمین گذاشت

855
00:56:44,894 --> 00:56:48,698
‫و شروع کرد به رقصیدن
‫روی ضرب‌آهنگ درام

856
00:56:49,564 --> 00:56:51,167
‫و با خودش فکر می‌کنه که

857
00:56:51,267 --> 00:56:53,869
‫حتماً همین دلیل آفرینش جهان توسط خداست

858
00:56:55,905 --> 00:56:57,006
‫فقط همین

859
00:57:12,378 --> 00:57:19,378
‫« پرده‌ی اول »
‫« من در خود کثرت‌ها جای داده‌ام »

860
00:57:20,863 --> 00:57:22,431
‫چاک چشم‌انتظار

861
00:57:22,530 --> 00:57:24,333
‫خواهر کوچولوش بود

862
00:57:24,767 --> 00:57:26,702
‫همچنین امیدوار بود که

863
00:57:26,802 --> 00:57:28,738
‫والدینی هم داشته باشه

864
00:57:28,838 --> 00:57:31,539
‫ولی هیچ کدوم از این خواسته‌ها
‫به لطف تکه یخی پنهان شده...

865
00:57:31,640 --> 00:57:35,411
‫روی پل هوایی آی-۹۵ به حقیقت نپیوست

866
00:57:38,546 --> 00:57:40,816
‫زمانی که این اتفاق افتاد
‫چاک سوار ماشین نبود

867
00:57:40,916 --> 00:57:43,686
‫چون والدینش به صرف شام
‫به یک قرار عاشقانه رفته بودن

868
00:57:43,786 --> 00:57:47,089
‫و اون پیش مادربزرگ و پدربزرگش بود

869
00:57:47,196 --> 00:57:50,900
‫که اون زمان اونا رو همچنان
‫«آقاجون» و «مامان‌جون» صدا می‌کرد

870
00:57:51,293 --> 00:57:52,862
‫چاک ۷ سال بیشتر نداشت

871
00:57:52,962 --> 00:57:54,562
‫آفرین، پسر

872
00:57:54,997 --> 00:57:59,668
‫یک سال و نیمِ تمام
‫اندوهی مطلق خونه رو فرا گرفته بود

873
00:58:00,870 --> 00:58:03,739
‫آلبی و سارا کرانتز
‫نه تنها پسر و عروس‌شون رو

874
00:58:03,839 --> 00:58:05,608
‫از دست داده بودن،

875
00:58:05,708 --> 00:58:06,976
‫چرا لب به غذا نمی‌زنین؟

876
00:58:07,076 --> 00:58:08,677
‫بلکه نوه‌ی دخترشون هم

877
00:58:08,778 --> 00:58:11,480
‫که قرار بود سه ماه دیگه
‫به‌دنیا بیاد هم از دست داده بودن

878
00:58:11,580 --> 00:58:13,149
‫چی شده؟

879
00:58:13,449 --> 00:58:15,851
‫اسمش هم حتی انتخاب کرده بودن

880
00:58:15,951 --> 00:58:18,187
‫- اسمش آلیساست
‫- ...آلیسا

881
00:58:18,287 --> 00:58:21,791
‫وقتی چاک گفت این اسم
‫اون رو یاد بارون میندازه،

882
00:58:21,891 --> 00:58:24,894
‫مادرش در آن واحد
‫هم خندید و هم گریه کرد

883
00:58:26,162 --> 00:58:28,110
‫چاک هرگز این لحظه رو فراموش نکرد

884
00:58:29,698 --> 00:58:31,667
‫آلبی غمش رو با پناه آوردن به

885
00:58:31,767 --> 00:58:34,603
‫دو تکیه‌گاه مطلق خودش،

886
00:58:34,703 --> 00:58:37,373
‫یعنی اعداد و الکل، هضم می‌کرد

887
00:58:38,007 --> 00:58:40,576
‫اما سارا از طرفی
‫توی لذت‌های همیشگی خودش

888
00:58:40,676 --> 00:58:42,578
‫هیچ شور و شوقی پیدا نمی‌کرد

889
00:58:42,945 --> 00:58:45,381
‫اون عاشق طعم‌های زندگی،

890
00:58:45,481 --> 00:58:47,783
‫موسیقی، هنر و غذا بود

891
00:58:47,883 --> 00:58:50,386
‫ولی حالا دنیا رو ساکت،

892
00:58:50,486 --> 00:58:53,222
‫خاکستری و بی‌مزه می‌دید

893
00:58:55,157 --> 00:58:57,359
‫با گذشت زمان،
‫بعضی از احساسات خوب

894
00:58:57,460 --> 00:58:59,728
‫به خونه برگشتن

895
00:58:59,829 --> 00:59:01,397
‫بعد از شبِ حادثه،

896
00:59:01,497 --> 00:59:03,132
‫وعده‌های غدایی بیرون‌برِ زیادی صرف شد

897
00:59:03,232 --> 00:59:05,101
‫اما وقتی که چاک
‫حول و حوش ۱۰ سالش بود،

898
00:59:05,201 --> 00:59:08,070
‫مامان‌بزرگش شروع کرد به آشپزی کردن

899
00:59:08,671 --> 00:59:11,912
‫اون دوست داشت حین آشپزی
‫به موسیقی راک اند رول گوش بده

900
00:59:12,475 --> 00:59:15,544
‫سبکی که به زعم چاک
‫دیگه از سن و سال اون گذشته بود

901
00:59:15,644 --> 00:59:17,813
‫اما مشخصاً ازش لذت می‌برد

902
00:59:37,472 --> 00:59:40,178
یالا، داداش کوچولو، بیا برقصیم

903
01:00:12,925 --> 01:00:13,925
‫« داستان وست ساید »

904
01:00:16,647 --> 01:00:17,647
‫« آواز در باران »

905
01:00:19,003 --> 01:00:20,003
‫« کاباره »

906
01:00:23,239 --> 01:00:24,519
‫« اینطور چیزها »

907
01:00:28,712 --> 01:00:29,712
‫« دختر مدل »

908
01:00:38,049 --> 01:00:39,736
‫تو هم می‌تونی این حرکت‌ها رو
‫یاد بگیری، بچه‌جون

909
01:00:40,262 --> 01:00:41,398
‫این چیزها تو خونته

910
01:00:41,997 --> 01:00:43,633
‫خودت از کجا یاد گرفتی؟

911
01:00:43,732 --> 01:00:45,401
‫دبیرستان

912
01:00:45,935 --> 01:00:47,436
‫توی دبیرستان چه شکلی بودی؟

913
01:00:49,138 --> 01:00:51,540
‫واسه خودم جیگری بودم

914
01:00:51,641 --> 01:00:53,610
‫ولی به آقاجونت نگی من اینو گفتم

915
01:00:53,943 --> 01:00:55,497
‫آقاجونت از اون کله‌خشک‌هاست

916
01:00:58,514 --> 01:01:00,216
‫چاک هم حرفی نزد

917
01:01:01,550 --> 01:01:03,620
‫خونه‌ی آقاجون و مامان‌جونش

918
01:01:03,719 --> 01:01:05,622
‫وجب به وجب
‫به خونه‌ی خودش تبدیل شد

919
01:01:05,728 --> 01:01:07,163
‫اما با یک استثنا

920
01:01:08,324 --> 01:01:10,125
‫گنبدکی که روی سقف بود

921
01:01:12,962 --> 01:01:16,465
‫چاک اجازه نداشت که به گنبدک بره

922
01:01:16,832 --> 01:01:19,001
‫این قانون پدربزرگش بود

923
01:01:19,101 --> 01:01:23,105
‫و روش تأکید مؤکد داشت

924
01:01:23,205 --> 01:01:26,408
‫آلبی توی مسائل دیگه آدم عبوسی نبود

925
01:01:26,508 --> 01:01:29,646
‫توی بیشتر موارد مرد مهربونی بود

926
01:01:29,912 --> 01:01:31,981
‫اما تو این مورد، سخت‌گیر بود

927
01:01:35,084 --> 01:01:37,386
‫البته که چاک بیشتر از یک بار

928
01:01:37,486 --> 01:01:38,947
‫در مورد گنبدک پرسید

929
01:01:39,054 --> 01:01:40,422
‫چی اون بالا بود؟

930
01:01:40,522 --> 01:01:43,025
‫از پنجره‌ی بالایی چی میشد دید؟

931
01:01:43,125 --> 01:01:47,062
‫و سؤال اصلی:
‫چرا اصلاً درش قفل بود؟

932
01:01:48,264 --> 01:01:50,466
‫- مامان‌بزرگ گفت...
‫- چون کفِش مطمئن نیست

933
01:01:50,566 --> 01:01:51,967
‫ممکنه بری پایین

934
01:01:52,067 --> 01:01:54,069
‫- آقاجون گفت...
‫- به خاطر کف پوسیده‌ش

935
01:01:54,169 --> 01:01:55,537
‫چیزی توی اتاق نیست

936
01:01:55,639 --> 01:01:57,906
‫و تنها چیزی که از پنجره‌ش میشه دید

937
01:01:58,007 --> 01:01:59,775
‫مرکز خریده

938
01:01:59,875 --> 01:02:02,612
‫اون همیشه همین حرف رو میزد

939
01:02:02,712 --> 01:02:05,080
‫تا این که یک شب
‫قبل از تولد ۱۱ سالگی چاک

940
01:02:05,180 --> 01:02:07,883
‫بالاخره بخشی از حقیقت رو گفت

941
01:02:07,983 --> 01:02:09,151
‫تقویم کیهانی

942
01:02:09,251 --> 01:02:11,820
کل تاریخ جهان را

943
01:02:11,920 --> 01:02:13,922
به‌صورت یک سال در نظر می‌گیرد

944
01:02:14,156 --> 01:02:16,660
‫اگر جهان در یکم ژانویه آغاز شده باشد،

945
01:02:16,992 --> 01:02:19,461
‫کهکشان راه شیری
‫تا ماه مِه شکل نگرفته‌ست

946
01:02:19,561 --> 01:02:22,599
‫مشروب خوردن
‫برای رازداری خوب نیست

947
01:02:22,699 --> 01:02:24,900
‫و بعد از مرگ همسر،

948
01:02:25,007 --> 01:02:30,460
‫عروس و نوه‌ی دخترش، آلیسا،
‫که اسمش شبیه به صدای بارون بود،

949
01:02:30,839 --> 01:02:33,208
‫آلبی کرانتز چپ و راست مشروب می‌خورد

950
01:02:33,309 --> 01:02:35,177
‫هر آنچه که انسان‌ها تا کنون انجام داده‌اند

951
01:02:35,277 --> 01:02:37,179
‫در آن نقطه‌ی روشن،

952
01:02:37,279 --> 01:02:40,115
‫در پایین سمت راست
‫تقویم کیهانی رخ داده است

953
01:02:40,215 --> 01:02:41,950
‫شرط می‌بندم که از گنبدک

954
01:02:42,051 --> 01:02:43,919
‫میشه خیلی بیشتر از

955
01:02:44,019 --> 01:02:45,321
‫فروشگاه وستفورد رو دید

956
01:02:46,623 --> 01:02:50,125
‫از اون بالا کل شهر باید معلوم باشه

957
01:02:50,225 --> 01:02:51,260
‫مگه نه؟

958
01:02:52,161 --> 01:02:54,664
‫اگه بالا می‌رفتی،

959
01:02:54,764 --> 01:02:57,675
‫ممکن بود چیزهایی ببینی که دلت نمی‌خواست

960
01:02:58,735 --> 01:03:00,466
‫واسه همین درش رو قفل کردم، چاکو

961
01:03:00,603 --> 01:03:03,972
‫هر ماه معادل یک میلیارد و
دویست و پنجاه ساله

962
01:03:04,206 --> 01:03:06,942
‫هر روز معادل ۴۰ میلیون ساله

963
01:03:07,042 --> 01:03:09,982
‫چاک می‌خواست از آقاجونش
‫بپرسه که منظورش چیه

964
01:03:10,179 --> 01:03:13,949
‫اما اون بخش بالغ وجودش،
‫نه به عنوان یک شخص،

965
01:03:14,049 --> 01:03:17,186
‫نه، نه توی ۱۰ سالگی،
‫بلکه بخشی که گهگاهی

966
01:03:17,286 --> 01:03:19,789
‫با اون صحبت می‌کرد،
‫بهش گفت که...

967
01:03:19,888 --> 01:03:21,957
‫- ساکت باشه
‫- در این مقیاس...

968
01:03:22,057 --> 01:03:24,893
‫ساکت باشه و صبر کنه

969
01:03:25,494 --> 01:03:28,931
‫اما تمام تاریخ بشریت
‫فضایی به اندازه‌ی...

970
01:03:28,956 --> 01:03:30,447
‫کف دستم رو اشغال می‌کنه

971
01:03:30,700 --> 01:03:34,403
‫ما تازه شروع به ترسیم مسیر طولانی

972
01:03:34,503 --> 01:03:36,105
‫و پر پیچ و خمی در رابطه با...

973
01:03:36,205 --> 01:03:38,507
‫می‌دونی معماری این خونه چیه؟

974
01:03:39,541 --> 01:03:40,909
‫ویکتوریایی

975
01:03:41,009 --> 01:03:42,211
‫دقیقاً

976
01:03:43,178 --> 01:03:45,047
‫ادای معماری‌های ویکتوریایی رو درنمیاره!

977
01:03:45,147 --> 01:03:48,484
‫توی سال ۱۸۸۵ ساخته شده

978
01:03:49,184 --> 01:03:52,154
‫از اون زمان به بعد
‫شیش هفت باری بازسازی شده

979
01:03:52,254 --> 01:03:56,158
‫ولی اون گنبدک از اولش همونجا بود

980
01:03:57,159 --> 01:03:59,729
‫من از سال ۷۱ اینجام

981
01:03:59,829 --> 01:04:02,264
‫و توی تمام این سال‌ها
‫حتی شیش هفت بار هم

982
01:04:02,364 --> 01:04:05,033
‫پامو توی اون گنبدک نذاشتم

983
01:04:05,134 --> 01:04:07,202
‫چون کفِش پوسیده؟

984
01:04:08,738 --> 01:04:10,989
‫چون پر از ارواحه

985
01:04:12,040 --> 01:04:15,477
‫نزدیک ۱۰:۳۰ شب ۳۱اُم دسامبر

986
01:04:15,879 --> 01:04:18,080
‫- «اسکروج» رو یادته؟
‫- آره

987
01:04:18,180 --> 01:04:19,682
‫همون فیلمی که باهم دیدیم

988
01:04:19,783 --> 01:04:20,850
‫آره، یادمه

989
01:04:20,949 --> 01:04:23,620
‫به نظرت داستانش در مورد ارواحه؟

990
01:04:24,888 --> 01:04:26,321
‫گمونم

991
01:04:26,422 --> 01:04:29,224
‫چون یادمه یکی می‌گفت در مورد ارواحه

992
01:04:31,795 --> 01:04:33,962
‫روح کریسمسِ آینده

993
01:04:34,697 --> 01:04:36,599
‫۱۱:۵۹:۲۰

994
01:04:36,965 --> 01:04:39,368
‫غروب آخرین روز...

995
01:04:39,468 --> 01:04:42,184
‫یک ماه بعدش نوبت
‫پسر خانواده‌ی جفریز بود

996
01:04:43,807 --> 01:04:45,474
‫هنری پیترسون

997
01:04:46,776 --> 01:04:48,210
‫مرگ اون بیشتر طول کشید

998
01:04:49,378 --> 01:04:53,382
‫چهار... یا شاید پنج سال بعد

999
01:04:53,482 --> 01:04:55,618
‫و تا اون موقع...

1000
01:04:57,252 --> 01:05:00,189
‫دیگه یادم رفته بود چی اون بالا دیدم

1001
01:05:02,558 --> 01:05:04,026
‫تقریباً

1002
01:05:06,696 --> 01:05:09,599
‫بعد از اون ماجرا گفتم
‫دیگه پامو تو اونجا نمی‌ذارم

1003
01:05:11,400 --> 01:05:15,270
‫ولی کاش به خاطر سارا هم شده بود
‫این کار رو نمی‌کردم

1004
01:05:18,307 --> 01:05:21,410
‫به خاطر مامان‌جونت، چاکی

1005
01:05:23,545 --> 01:05:25,314
‫مامان‌جون نازنینت

1006
01:05:27,449 --> 01:05:28,751
‫و اون قرصِ نون

1007
01:05:30,185 --> 01:05:32,622
‫تمام کسانی که اسم‌شون رو شنیدیم،

1008
01:05:33,756 --> 01:05:34,891
‫یک جایی این وسط...

1009
01:05:34,990 --> 01:05:37,221
‫انتظارشه که آدم رو پیر می‌کنه، چاکو

1010
01:05:38,994 --> 01:05:40,597
‫سختیش همینه

1011
01:05:40,697 --> 01:05:42,932
‫تمام اتفاقات کتاب‌های تاریخ

1012
01:05:43,031 --> 01:05:45,133
‫همین‌جا رخ داده

1013
01:05:45,668 --> 01:05:48,303
‫در کمتر از ۱۰ ثانیه‌ی تقویم کیهانی

1014
01:05:48,403 --> 01:05:49,973
‫هوف!

1015
01:05:50,072 --> 01:05:51,841
‫هوا داره سرد میشه

1016
01:05:52,140 --> 01:05:55,077
‫ویرا سلام رسوند.
‫بابت سوپ تشکر کرد

1017
01:05:56,512 --> 01:05:58,815
‫یه دل سیر برام غیبت کرد

1018
01:05:59,147 --> 01:06:00,850
‫البته...

1019
01:06:00,950 --> 01:06:02,259
‫واسه همین ویرا رو داریم، مگه نه؟

1020
01:06:02,284 --> 01:06:04,152
‫خب، حالا چه‌خبر بود؟

1021
01:06:04,253 --> 01:06:05,989
‫نمی‌دونم شنیدی یا نه،

1022
01:06:06,088 --> 01:06:09,424
‫ولی تریش میگه کارن و متی تراپی میرن

1023
01:06:09,525 --> 01:06:11,995
‫- دوباره
‫- آقاجون، هنری پیترسون کیه؟

1024
01:06:12,094 --> 01:06:13,763
‫...جهانی که ما رو ساخت،

1025
01:06:13,863 --> 01:06:17,533
‫یا می‌تونیم میراث ۱۵ میلیارد
‫ساله‌مون رو به هدر بدیم

1026
01:06:17,967 --> 01:06:19,836
‫یه بسته پنکیک هم بگیر

1027
01:06:19,936 --> 01:06:22,070
‫از اون جعبه زردها بگیر،
‫نارنجی‌ها رو نگیری

1028
01:06:22,170 --> 01:06:24,007
‫- همه رو یادته؟
‫- آره

1029
01:06:24,106 --> 01:06:26,576
‫- می‌خوای برات بنویسم؟
‫- یادم می‌مونه

1030
01:06:26,943 --> 01:06:28,110
‫نبینم پشت فرمون بشینی!

1031
01:06:28,210 --> 01:06:29,979
‫قدم بزن مستی الکل از سرت بپره

1032
01:06:30,078 --> 01:06:31,581
‫باشه بابا، باشه

1033
01:06:49,498 --> 01:06:51,266
‫آقاجونت میره خرید کنه و بیاد

1034
01:06:52,334 --> 01:06:54,003
‫نظرت چیه بعدش امشب

1035
01:06:54,102 --> 01:06:56,806
‫روی شومینه اِس‌مور درست کنیم؟

1036
01:06:58,206 --> 01:07:00,342
‫- باشه
‫- آره

1037
01:07:02,177 --> 01:07:04,413
‫آقاجون داشت در مورد
‫ارواحش بهت می‌گفت؟

1038
01:07:05,982 --> 01:07:07,626
‫همون‌هایی که توی گنبدک زندگی می‌کنن؟

1039
01:07:09,852 --> 01:07:11,153
‫آره

1040
01:07:11,688 --> 01:07:13,188
‫حالا واقعاً اونجا روح هست؟

1041
01:07:14,991 --> 01:07:16,191
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

1042
01:07:17,292 --> 01:07:19,729
‫من اگه جات بودم خیلی حرف‌های
‫آقاجون رو جدی نمی‌گرفتم

1043
01:07:20,029 --> 01:07:22,564
‫اون آدم خوبیه، ولی بعضی وقت‌ها...

1044
01:07:22,665 --> 01:07:26,803
‫خب، بعضاً زیادی مشروب می‌خوره

1045
01:07:26,903 --> 01:07:28,203
‫بعدش میره سراغ بحث‌های همیشگیش

1046
01:07:28,303 --> 01:07:29,672
‫مطمئنم که می‌دونی منظورم چیه

1047
01:07:29,772 --> 01:07:31,641
‫پسر خانواده‌ی جفریز کی بود؟

1048
01:07:36,445 --> 01:07:37,446
‫خب...

1049
01:07:38,246 --> 01:07:39,849
‫اتفاق تلخی براش افتاد، بچه‌جون

1050
01:07:41,516 --> 01:07:43,753
‫اون یه بلوک بالاتر زندگی می‌کرد

1051
01:07:43,853 --> 01:07:45,989
‫و وقتی که داشت وسط خیابون

1052
01:07:46,089 --> 01:07:48,123
‫دنبال توپ می‌رفت،
‫ماشین زیرش کرد

1053
01:07:49,191 --> 01:07:50,760
‫ماجرا واسه خیلی وقت پیش‌هاست

1054
01:07:53,462 --> 01:07:55,898
‫اگه هم آقاجونت میگه
‫از قبل لحظه‌ی تصادفش رو دیده،

1055
01:07:55,999 --> 01:07:57,461
‫حتماً اشتباه می‌کنه

1056
01:08:02,237 --> 01:08:04,239
‫اون فقط زیادی مشروب می‌خوره

1057
01:08:15,417 --> 01:08:19,254
‫اگه بخوای می‌تونم اونا رو
‫خودم واسه خانم استنلی ببرم

1058
01:08:20,188 --> 01:08:22,157
‫چه باملاحظه!

1059
01:08:22,257 --> 01:08:23,672
‫ویرا خیلی هم خوشحال میشه

1060
01:08:26,896 --> 01:08:28,263
‫مزه‌ی بهشت میده!

1061
01:08:28,363 --> 01:08:30,033
‫از هر انگشت مامان‌بزرگت یه هنر می‌باره

1062
01:08:30,133 --> 01:08:31,701
‫مرسی که تا اینجا آوردی‌شون

1063
01:08:31,801 --> 01:08:33,068
‫خودت خواستی بیاری؟

1064
01:08:33,201 --> 01:08:35,038
‫- راستش رو بگو
‫- آره

1065
01:08:35,138 --> 01:08:36,878
‫می‌تونم برات یه فنجون چای بیارم؟

1066
01:08:37,073 --> 01:08:39,709
‫من چای نمی‌خورم، ولی...

1067
01:08:40,076 --> 01:08:41,711
‫خوشحال میشم یه لیوان شیر بهم بدین

1068
01:08:43,579 --> 01:08:45,247
‫مامان‌بزرگت یه فرشته‌ست

1069
01:08:46,082 --> 01:08:47,249
‫آقاجونت چطوره؟

1070
01:08:47,349 --> 01:08:49,217
‫رفت پیش دکتر پشتش رو معاینه کنه؟

1071
01:08:49,317 --> 01:08:52,021
‫آره، دکتر برداشتش و آزمایشش کرد

1072
01:08:52,121 --> 01:08:53,565
‫واو به واوش رو برام تعریف کن

1073
01:08:53,623 --> 01:08:55,770
‫از اون بدخیم‌هاش نبود

1074
01:08:56,425 --> 01:08:57,827
‫خدا رحم کرد

1075
01:08:58,193 --> 01:08:59,361
‫آره

1076
01:09:00,663 --> 01:09:02,732
‫آقاجون داشت در مورد

1077
01:09:02,832 --> 01:09:05,971
‫یکی به اسم هنری پیترسون
‫با مامان‌جون صحبت می‌کرد

1078
01:09:07,670 --> 01:09:08,671
‫واقعاً وحشتناک بود

1079
01:09:08,771 --> 01:09:10,372
‫هنری دفتردار بود

1080
01:09:10,472 --> 01:09:11,708
‫درست مثل آقاجونت

1081
01:09:12,008 --> 01:09:14,043
‫حساب‌کتاب خیلی‌ها رو
‫توی شهر انجام می‌داد

1082
01:09:14,143 --> 01:09:15,377
‫همون‌هایی که آقاجونت انجام نمی‌داد

1083
01:09:15,477 --> 01:09:16,979
‫چطور مُرد؟

1084
01:09:19,548 --> 01:09:21,516
‫فکر نکنم بخوای بدونی

1085
01:09:21,617 --> 01:09:26,022
‫خب، آقاجون گفت در آرامش مرد

1086
01:09:26,122 --> 01:09:27,790
‫آرامش؟

1087
01:09:28,191 --> 01:09:30,693
‫طرف خودکشی کرد.
‫خودش رو حلق‌آویز کرد

1088
01:09:31,160 --> 01:09:32,570
‫همسرش هم با یه پسرِ جوون‌تر از خودش

1089
01:09:32,595 --> 01:09:34,664
‫که به زور به سن
‫رأی دادن رسیده بود فرار کرد

1090
01:09:34,764 --> 01:09:37,650
‫اونوقت خودش چهل و خرده‌ای سال داشت.
‫تو بودی چه فکری می‌کردی؟

1091
01:09:38,366 --> 01:09:39,969
‫- واو
‫- دقیقاً، واو!

1092
01:09:40,069 --> 01:09:42,270
‫بعدش هم شنیدم که...

1093
01:09:48,010 --> 01:09:49,784
‫از مدرسه چه‌خبر؟

1094
01:09:51,080 --> 01:09:53,281
‫کی کی رو می‌بوسه؟

1095
01:09:53,381 --> 01:09:56,351
‫«بی‌پرده سخن بگو، زیرا
‫کسی جز من شنونده‌ات نیست

1096
01:09:56,451 --> 01:09:58,520
‫و مرا تنها یک دم دیگر مجال مانده است»

1097
01:09:58,621 --> 01:10:01,023
‫«آیا با خود تناقض دارم؟»

1098
01:10:01,824 --> 01:10:03,439
‫«بسیار خب، پس،

1099
01:10:03,826 --> 01:10:05,027
‫با خود تناقض دارم

1100
01:10:06,662 --> 01:10:08,045
‫من وسیع‌ام

1101
01:10:08,998 --> 01:10:10,499
‫در خود کثرت‌ها جای داده‌ام

1102
01:10:10,767 --> 01:10:13,169
‫توی آخرین روز کلاس ششم،

1103
01:10:13,268 --> 01:10:14,369
‫خانم ریچاردز،

1104
01:10:14,469 --> 01:10:16,773
‫زن جوان، مهربان و هیپی‌واری که

1105
01:10:16,873 --> 01:10:19,374
‫هیچ تسلطی در حفظ نظم کلاس نداشت

1106
01:10:19,474 --> 01:10:21,510
‫و احتمالاً خیلی توی

1107
01:10:21,611 --> 01:10:24,247
‫سیستم آموزشی عمومی موندگار نبود،

1108
01:10:24,346 --> 01:10:26,816
‫سعی کرد تا برای کلاسِ چاک

1109
01:10:26,916 --> 01:10:31,486
‫بخشی از شعر «سرود خویشتن»
‫والت ویتمن رو بخونه

1110
01:10:32,588 --> 01:10:35,591
‫«گر در آغاز نتوانستی مرا بیابی، دلگرم باش»

1111
01:10:36,192 --> 01:10:38,694
‫«گر در یک جا مرا گم کردی،
‫جای دیگر جست‌وجو کن»

1112
01:10:52,241 --> 01:10:53,976
‫چه کلاس خوبی، مگه نه؟

1113
01:10:55,111 --> 01:10:57,680
‫آره، بابت بچه‌ها معذرت می‌خوام

1114
01:10:59,048 --> 01:11:03,619
‫منظور شاعر چی بود
‫وقتی که گفت: «من وسیع‌ام»

1115
01:11:03,953 --> 01:11:06,590
‫«در خود کثرت‌ها جای داده‌ام»

1116
01:11:09,292 --> 01:11:10,947
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

1117
01:11:11,560 --> 01:11:13,930
‫منظورش تموم کساییه که می‌شناسه؟

1118
01:11:14,030 --> 01:11:15,164
‫آره

1119
01:11:15,665 --> 01:11:17,465
‫ولی شاید منظورش حتی بیشتر از ایناست

1120
01:11:18,801 --> 01:11:20,435
‫بیا اینجا

1121
01:11:24,240 --> 01:11:26,508
‫این وسط چیه؟
‫بین دوتا دست‌هام

1122
01:11:26,609 --> 01:11:28,410
‫مغزم

1123
01:11:28,510 --> 01:11:30,847
‫نه، منظورم این نبود

1124
01:11:31,881 --> 01:11:33,211
‫چی توی مغزته؟

1125
01:11:33,381 --> 01:11:35,450
‫درست بین دوتا دست‌هام

1126
01:11:37,053 --> 01:11:38,221
‫نمی‌دونم

1127
01:11:38,588 --> 01:11:39,956
‫تموم آدم‌هایی که می‌شناسی؟

1128
01:11:41,090 --> 01:11:42,225
‫گمونم

1129
01:11:42,625 --> 01:11:44,359
‫فقط آدم‌هایی که می‌شناسی؟

1130
01:11:46,629 --> 01:11:47,997
‫هر چیزی که می‌بینی

1131
01:11:48,598 --> 01:11:50,132
‫هر چیزی که می‌دونی

1132
01:11:51,366 --> 01:11:53,336
‫جهان، چاک

1133
01:11:53,435 --> 01:11:55,972
‫هواپیماهایی که توی آسمونن.
‫دریچه‌های فاضلابی که توی خیابونن

1134
01:11:56,072 --> 01:11:59,075
‫هر سالی که زندگی می‌کنی،
‫جهانی که توی سرته

1135
01:11:59,175 --> 01:12:03,378
‫بزرگ‌تر و درخشان‌تر
‫و دقیق‌تر و پیچیده‌تر میشه

1136
01:12:03,913 --> 01:12:06,716
‫توش شهرها،
‫کشورها و قاره‌ها می‌سازی

1137
01:12:06,816 --> 01:12:10,853
‫و اونا رو از آدم‌ها و چهره‌ها پر می‌کنی

1138
01:12:10,953 --> 01:12:12,221
‫چه واقعی و چه خیالی

1139
01:12:12,321 --> 01:12:13,890
‫حالا فهمیدی؟

1140
01:12:15,291 --> 01:12:16,558
‫به این قانع نباش

1141
01:12:16,659 --> 01:12:18,694
‫ذهنت رو پر می‌کنی از

1142
01:12:18,794 --> 01:12:20,863
‫تمام کسایی که دیدی،

1143
01:12:21,230 --> 01:12:22,497
‫تمام کسایی که می‌شناسی،

1144
01:12:22,865 --> 01:12:25,601
‫تمام کسایی که تصورشون کردی

1145
01:12:26,501 --> 01:12:28,403
‫اون تو یه جهانه

1146
01:12:29,605 --> 01:12:33,441
‫یه جهان کامل که بین دست‌هامه

1147
01:12:35,278 --> 01:12:37,914
‫پس توی خودت کثرت‌ها جا دادی

1148
01:12:41,150 --> 01:12:42,184
‫پس...

1149
01:12:43,786 --> 01:12:46,923
‫چه اتفاقی واسه اون جهان میفته اگه یکی...

1150
01:12:48,224 --> 01:12:49,659
‫چه‌می‌دونم، مثلاً...

1151
01:12:50,092 --> 01:12:53,829
‫به یه تیکه یخ برخورد کنه
‫و از روی پل هوایی بیفته پایین یا...

1152
01:12:56,766 --> 01:12:59,001
‫نگران اون اتفاقات نباش

1153
01:12:59,702 --> 01:13:03,571
‫فقط یادت باشه که
‫توی خودت کثرت‌ها جا دادی، چاک

1154
01:13:05,308 --> 01:13:06,709
‫این شگفت‌انگیز نیست؟

1155
01:13:08,878 --> 01:13:11,314
‫حالا دیگه برو.
‫خیلی پسر خوبی بودی

1156
01:13:11,414 --> 01:13:13,481
‫از حضورت توی کلاس واقعاً لذت بردم

1157
01:13:34,937 --> 01:13:37,106
‫چاک هم از تابستونش لذت برد

1158
01:13:37,206 --> 01:13:38,774
‫تا ماه اوت

1159
01:13:39,375 --> 01:13:40,810
‫وقتی که مامان‌جون فوت کرد

1160
01:13:45,381 --> 01:13:47,183
‫این اتفاق توی فروشگاه

1161
01:13:47,283 --> 01:13:49,318
‫انتهای خیابون، جلوی مردم افتاد

1162
01:13:49,418 --> 01:13:51,854
‫که کمی تحقیرآمیز بود،

1163
01:13:51,954 --> 01:13:53,923
‫ولی لاأقل از اون مدل مرگ‌هایی بود که

1164
01:13:54,023 --> 01:13:55,658
‫مردم با خیال راحت می‌تونستن بگن:

1165
01:13:55,758 --> 01:13:57,492
‫خدا رو شکر که عذاب نکشید

1166
01:13:58,828 --> 01:14:00,296
‫تسلیت‌های دیگه‌ای که می‌گفتن...

1167
01:14:00,396 --> 01:14:01,931
‫عمر طولانی و پرباری داشت

1168
01:14:02,031 --> 01:14:04,400
‫جای بحث داشت

1169
01:14:04,967 --> 01:14:08,170
‫چون سارا کرانتز
‫هنوز ۶۵ سالش هم نشده بود

1170
01:14:11,874 --> 01:14:14,643
‫یه بارِ دیگه اندوهی مطلق

1171
01:14:14,744 --> 01:14:17,780
‫خونه‌ی خیابون پیلچارد رو فرا گرفته بود

1172
01:14:18,881 --> 01:14:22,585
‫آلبی نوار مشکی به بازو بست
‫و وزن کم کرد

1173
01:14:22,685 --> 01:14:24,954
‫و از جوک تعریف کردن دست برداشت

1174
01:14:25,054 --> 01:14:28,858
‫و شروع کرد به پیرتر از ۷۰ به نظر اومدن

1175
01:14:36,298 --> 01:14:37,800
‫- همین؟
‫- آره

1176
01:14:39,368 --> 01:14:40,936
‫یک دلار و ۷۵ سنت

1177
01:14:43,139 --> 01:14:46,742
‫اون خانمی که
‫چند هفته‌ی پیش اینجا بود

1178
01:14:47,476 --> 01:14:49,512
‫همونی که فوت کرد

1179
01:14:50,079 --> 01:14:53,115
‫کجای مغازه مرد؟

1180
01:14:53,416 --> 01:14:55,518
‫این حرف‌های عجیب‌غریب
‫چیه می‌زنی، بچه‌جون؟

1181
01:14:57,319 --> 01:14:58,788
‫مامان‌بزرگم بود

1182
01:15:00,856 --> 01:15:02,758
‫اومده بود یه قرص نون بخره

1183
01:15:02,858 --> 01:15:04,660
‫وقتی از حال رفت

1184
01:15:04,760 --> 01:15:06,875
‫تقریباً همه‌چی رو از قفسه ریخت پایین

1185
01:15:07,163 --> 01:15:11,100
‫شرمنده اگه توضیحِ زیادی دادم

1186
01:15:12,868 --> 01:15:14,036
‫نه

1187
01:15:15,438 --> 01:15:16,806
‫خودم اینا رو می‌دونستم

1188
01:16:12,394 --> 01:16:14,163
‫- نه!
‫- چی؟

1189
01:16:15,030 --> 01:16:18,767
‫- از اونجا دور شو! برو کنار!
‫- چی؟ هی، هی!

1190
01:16:41,857 --> 01:16:43,159
‫بده‌ش من

1191
01:16:45,127 --> 01:16:47,296
‫بده من. بده من

1192
01:16:47,830 --> 01:16:49,098
‫بده من!

1193
01:16:54,803 --> 01:16:56,906
‫متأسفم

1194
01:16:57,406 --> 01:16:59,041
‫متأسفم

1195
01:16:59,141 --> 01:17:00,610
‫خوبی؟

1196
01:17:00,709 --> 01:17:02,278
‫چی توش دیدی؟

1197
01:17:04,513 --> 01:17:06,515
‫چی دیدی؟

1198
01:17:06,616 --> 01:17:09,718
‫متأسفم. ولی تو نمی‌تونی!

1199
01:17:10,553 --> 01:17:12,821
‫نمی‌تونی این کارو کنی، چاکی

1200
01:17:13,522 --> 01:17:15,224
‫نمی‌تونی

1201
01:17:15,324 --> 01:17:16,660
‫واقعاً متأسفم

1202
01:17:16,759 --> 01:17:20,664
‫متأسفم. منو ببخش

1203
01:17:20,755 --> 01:17:22,823
‫متأسفم

1204
01:17:33,642 --> 01:17:36,371
‫« نمایشگاه کتاب - مسابقات ریاضی
‫باشگاه رقص - باشگاه شنا »

1205
01:17:43,089 --> 01:17:44,544
‫« باشگاه رقص »

1206
01:17:45,054 --> 01:17:46,422
‫یالا، داداش کوچولو

1207
01:17:47,323 --> 01:17:48,857
‫بیا برقصیم

1208
01:18:04,506 --> 01:18:07,543
‫سلام، چرخ‌زن‌ها و رقاص‌ها

1209
01:18:07,644 --> 01:18:10,279
‫دارم خواب می‌بینم؟
‫امسال سه‌تا پسر داریم

1210
01:18:10,379 --> 01:18:11,615
‫رکورد جدیدیه

1211
01:18:11,715 --> 01:18:13,148
‫شاید شما آقایون رو

1212
01:18:13,249 --> 01:18:14,917
‫واسه سرگرمی جدیدتون مسخره کنن

1213
01:18:15,017 --> 01:18:17,553
‫ولی بهتون قول میدم که
‫شماها باهوش‌ترین پسرهای

1214
01:18:17,662 --> 01:18:18,805
‫این مدرسه هستین

1215
01:18:18,921 --> 01:18:20,489
‫به زودی متوجه‌ی منظورم می‌شین

1216
01:18:20,956 --> 01:18:23,892
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،
‫من خانم رورباخر هستم

1217
01:18:23,993 --> 01:18:25,995
‫و وقتی که به دخترها
‫تربیت‌بدنی درس نمیدم،

1218
01:18:26,095 --> 01:18:28,665
‫من همونی هستم که
‫بعضی از دانش‌آموزها بهم لقب

1219
01:18:28,797 --> 01:18:30,432
‫«هیولای رقص» رو دادن

1220
01:18:31,500 --> 01:18:33,068
‫دست نداشت؟ خیلی‌خب

1221
01:18:33,168 --> 01:18:34,704
‫شما جایی رو انتخاب کردید که

1222
01:18:34,803 --> 01:18:36,939
‫شاید بشه اون رو
‫بهترین باشگاه مدرسه دونست

1223
01:18:37,039 --> 01:18:38,774
‫چون اگه والیبال دختران رو نداشتیم،

1224
01:18:38,874 --> 01:18:40,242
‫هیچی نداشتیم

1225
01:18:40,342 --> 01:18:42,111
‫نه، نه، نه

1226
01:18:42,211 --> 01:18:46,015
‫بیا اینجا، آقای مالفورد.
‫شما دیگه مال منی

1227
01:18:47,717 --> 01:18:49,818
‫والس

1228
01:18:51,153 --> 01:18:52,855
‫چاک بلد بود

1229
01:18:56,525 --> 01:18:57,826
‫چاچا

1230
01:18:59,461 --> 01:19:00,562
‫چاک بلد بود

1231
01:19:02,898 --> 01:19:04,701
‫سوینگ

1232
01:19:04,805 --> 01:19:06,201
‫سه گام، یه گام جلو

1233
01:19:06,302 --> 01:19:08,037
‫- سه گام، یه گام عقب
‫- چاک بلد بود

1234
01:19:08,137 --> 01:19:11,006
‫سه گام، یه گام جلو

1235
01:19:11,106 --> 01:19:13,042
‫سامبا

1236
01:19:15,844 --> 01:19:16,845
‫این یکی رو بلد نیستم

1237
01:19:16,945 --> 01:19:18,013
‫اون بی‌چون و چرا

1238
01:19:18,113 --> 01:19:20,149
‫بهترین رقصنده‌ی اون باشگاه کوچیک بود

1239
01:19:20,249 --> 01:19:22,619
‫بنابراین خانم رورباخر اکثراً اون رو

1240
01:19:22,719 --> 01:19:24,523
‫با دخترهای دست‌وپا چلفتی می‌ذاشت

1241
01:19:24,621 --> 01:19:27,624
‫چاک می‌دونست که اون برای
‫پیشرفت دخترها این کارو می‌کرد

1242
01:19:27,724 --> 01:19:30,000
‫و بدون هیچ گِله‌ای
‫از این کار استقبال می‌کرد

1243
01:19:30,025 --> 01:19:32,629
‫هر چند در انتهای کلاس دو ساعته‌شون،

1244
01:19:32,729 --> 01:19:35,230
‫هیولای رقص بهش لطف می‌کرد

1245
01:19:35,331 --> 01:19:37,900
‫و می‌ذاشت با کت مکوی که...

1246
01:19:38,000 --> 01:19:39,803
‫سال هشتمی بود و...

1247
01:19:39,902 --> 01:19:42,938
‫بهترین رقصنده از بین دخترها بود، برقصه

1248
01:19:43,773 --> 01:19:46,275
‫چاک انتظار رابطه‌ی عاشقانه نداشت

1249
01:19:46,508 --> 01:19:48,243
‫کت نه تنها خوشگل بود،

1250
01:19:48,344 --> 01:19:51,046
‫بلکه سی سانتی از اون بلندتر بود

1251
01:19:51,413 --> 01:19:54,016
‫ولی چاک عاشق رقصیدن با اون بود

1252
01:19:54,108 --> 01:19:56,250
‫و این حس مشترک بود

1253
01:19:56,385 --> 01:19:59,088
‫...سه. بیرون، دو، سه. عوض کنید

1254
01:19:59,455 --> 01:20:00,690
‫و وایسید

1255
01:20:01,123 --> 01:20:03,760
‫داخل، دو، سه.
‫بیرون، دو، سه

1256
01:20:03,859 --> 01:20:05,961
‫چرخش. حالا گام‌های مربعی

1257
01:20:06,061 --> 01:20:09,098
‫یک، دو، سه.
‫یک، دو، سه

1258
01:20:09,198 --> 01:20:11,801
‫یک، دو، سه.
‫یک، دو، سه

1259
01:20:11,900 --> 01:20:14,303
‫من که نمی‌فهمم دارید چیکار می‌کنید

1260
01:20:14,403 --> 01:20:15,739
‫خدای من

1261
01:20:15,839 --> 01:20:18,407
‫خیلی‌خب، ۱۰ دقیقه رقص آزاد

1262
01:20:36,492 --> 01:20:37,926
‫هی، اینجا رو

1263
01:20:44,066 --> 01:20:45,666
‫نشونم بده چطور این کارو کردی

1264
01:20:45,968 --> 01:20:47,503
‫حاضر؟

1265
01:20:47,604 --> 01:20:50,372
‫سُر، سُر، سُر

1266
01:20:50,673 --> 01:20:52,541
‫بیا، حاضری؟

1267
01:20:52,642 --> 01:20:54,677
‫با من امتحان کن

1268
01:20:56,945 --> 01:20:59,148
‫کفش‌هات رو دربیار

1269
01:20:59,248 --> 01:21:01,651
‫- با جوراب امتحان کن
‫- باشه

1270
01:21:03,853 --> 01:21:05,588
‫حالا سُر بخور

1271
01:21:06,355 --> 01:21:07,624
‫سُر

1272
01:21:07,948 --> 01:21:09,950
‫آره، باریکلا

1273
01:21:10,627 --> 01:21:13,061
‫هی! به منم یاد بده

1274
01:21:14,898 --> 01:21:16,098
‫بیا بالا، سُر بخور

1275
01:21:16,198 --> 01:21:18,567
‫بیا بالا، سُر، سُر، سُر بخور

1276
01:21:19,034 --> 01:21:20,536
‫آره، دوباره

1277
01:21:21,570 --> 01:21:22,639
‫بیا بالا، سُر بخور...

1278
01:21:27,209 --> 01:21:29,011
‫اون روز چرخ‌زن‌ها و رقاص‌ها

1279
01:21:29,111 --> 01:21:31,212
‫نیم ساعت دیرتر کلاس رو ترک کردن

1280
01:21:33,148 --> 01:21:34,349
‫خیلی خفنه

1281
01:21:34,450 --> 01:21:36,084
‫خودت تنهایی یاد گرفتی؟

1282
01:21:36,185 --> 01:21:38,086
‫خب، اینقدر فیلم رو عقب جلو کردم

1283
01:21:38,111 --> 01:21:39,946
‫تا بالاخره یاد گرفتم

1284
01:21:42,357 --> 01:21:44,146
‫باید توی مراسم فلینگ اجراش کنیم

1285
01:21:45,862 --> 01:21:50,065
‫نه به عنوان زوج یا چیزی

1286
01:21:50,165 --> 01:21:52,034
‫من قراره با داگی ونت‌ورث برم

1287
01:21:52,836 --> 01:21:54,403
‫در جریانی دیگه؟

1288
01:21:54,503 --> 01:21:55,605
‫آره

1289
01:21:57,707 --> 01:21:59,541
‫ولی دلیلی نمیشه چندتا از
‫اون حرکت‌های خفن رو

1290
01:21:59,642 --> 01:22:00,949
‫بهشون نشون ندیم

1291
01:22:02,244 --> 01:22:04,413
‫من که از خدامه. تو چی؟

1292
01:22:05,080 --> 01:22:06,649
‫خیلی مطمئن نیستم

1293
01:22:06,950 --> 01:22:08,699
‫من قدم خیلی کوتاه‌تره

1294
01:22:08,852 --> 01:22:11,453
‫فکر کنم مردم مسخره‌م کنن

1295
01:22:26,970 --> 01:22:29,238
‫- این واقعاً جوابه
‫- واقعاً جوابه

1296
01:22:29,338 --> 01:22:31,674
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مطمئنم

1297
01:22:31,774 --> 01:22:33,623
‫اتفاقاً خیلی هم راحته

1298
01:22:34,142 --> 01:22:36,445
‫فقط یه کوچولو بزرگه

1299
01:22:39,414 --> 01:22:40,717
‫این باید کافی باشه

1300
01:22:40,817 --> 01:22:42,585
‫- یکم دیگه
‫- شاید یکی دیگه

1301
01:22:42,685 --> 01:22:44,119
‫الان چی؟

1302
01:22:46,321 --> 01:22:49,239
‫زمین زیر پام عینهو یخ می‌مونه

1303
01:22:49,491 --> 01:22:50,894
‫اگه کف سالن رو خط بندازی

1304
01:22:50,994 --> 01:22:52,962
‫- سرایدار می‌گیره دمار از...
‫- تیمی!

1305
01:22:53,061 --> 01:22:54,563
‫کف سالن خط نمیفته

1306
01:22:54,664 --> 01:22:56,666
‫وزنی نداره که بخواد خط بندازه

1307
01:22:58,100 --> 01:23:00,369
‫تقریباً همه رو درست جواب دادی

1308
01:23:04,774 --> 01:23:06,601
‫یه بار دیگه این دوتا رو تمرین کن

1309
01:23:08,678 --> 01:23:10,445
‫نیازی به آه و افسوس نیست

1310
01:23:10,813 --> 01:23:12,122
‫کارت خوبه، می‌دونی دیگه؟

1311
01:23:12,147 --> 01:23:13,816
‫واقعاً کارت توی محاسبات خوبه

1312
01:23:13,917 --> 01:23:15,885
‫آره، ولی حوصله‌سربره

1313
01:23:16,318 --> 01:23:18,955
‫حوصله‌سربره؟
‫منظورت ریاضیاته؟

1314
01:23:19,054 --> 01:23:20,222
‫آره

1315
01:23:20,322 --> 01:23:22,357
‫نظرت چیه که نیم‌سالِ بعد

1316
01:23:22,457 --> 01:23:24,961
‫که مدرسه تموم شد،
‫توی مسابقات ریاضی شرکت کنی؟

1317
01:23:25,060 --> 01:23:27,129
‫من خودم کل دبیرستان رو
‫توش شرکت کردم

1318
01:23:27,229 --> 01:23:28,798
‫و خیلی هم عالی بود

1319
01:23:28,898 --> 01:23:30,700
‫من عضو باشگاه چرخ‌زن‌ها و رقاص‌هام

1320
01:23:32,134 --> 01:23:33,402
‫آره

1321
01:23:34,871 --> 01:23:37,674
‫یه لحظه اون رو زمین می‌ذاری؟

1322
01:23:38,675 --> 01:23:40,442
‫بذار یه چیزی رو
‫راجع‌به ریاضی بهت بگم

1323
01:23:41,010 --> 01:23:42,946
‫چون مردم غالباً فکر می‌کنن که

1324
01:23:43,046 --> 01:23:44,112
‫ریاضی ممکنه حوصله‌سربر باشه

1325
01:23:44,212 --> 01:23:46,248
‫و این اولین اشتباه‌شونه

1326
01:23:46,716 --> 01:23:50,452
‫ریاضی توی هر شغل و منصبی به کار میاد

1327
01:23:50,552 --> 01:23:53,121
‫توی تمام جنبه‌های زندگی
‫روی این کره‌ی خاکی

1328
01:23:53,221 --> 01:23:56,100
‫این حقیقت محضه.
‫اصلاً چرا خود سیاره رو نمیگی؟

1329
01:23:56,358 --> 01:23:58,995
‫فکر کردی چطور فهمیدیم
‫هر روز چند ساعته؟

1330
01:23:59,596 --> 01:24:01,864
‫دیگه هر کسی می‌دونه هر روز چند ساعته

1331
01:24:02,197 --> 01:24:04,533
‫- چند ساعته؟
‫- ۲۴ ساعت

1332
01:24:04,834 --> 01:24:07,837
‫مردم میگن ۲۴ ساعته،
‫ولی اشتباه می‌کنن

1333
01:24:08,270 --> 01:24:12,140
‫طبق زمان نجومی، هر روز...

1334
01:24:12,240 --> 01:24:13,610
‫۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه‌ست

1335
01:24:13,710 --> 01:24:17,015
‫بعلاوه‌ی چند ثانیه پس و پیش.
‫این رو ریاضی اثبات می‌کنه

1336
01:24:17,412 --> 01:24:19,649
‫از کجا می‌دونیم زمین سالشه؟

1337
01:24:19,749 --> 01:24:22,986
‫جهان چند سالشه و آدم‌ها
‫چند ساله که روی زمین هستن؟

1338
01:24:23,086 --> 01:24:25,287
‫یا چطور میشه پل یا آسمان‌خراش ساخت؟

1339
01:24:25,387 --> 01:24:27,657
‫یا ستاره‌ها چقدر با ما فاصله دارن؟

1340
01:24:27,991 --> 01:24:29,759
‫چطور روی ماه قدم گذاشتیم؟

1341
01:24:29,859 --> 01:24:31,393
‫اصلاً خودِ ستاره‌ها

1342
01:24:31,493 --> 01:24:33,763
‫چرا می‌سوزن و چرا اتم‌ها
‫شکافته و باهم ترکیب میشن؟

1343
01:24:33,863 --> 01:24:35,865
‫جواب همه‌ی اینا توی ریاضیاته

1344
01:24:37,867 --> 01:24:40,003
‫ستاره‌ها محاسباتِ ریاضی‌ان

1345
01:24:40,469 --> 01:24:42,337
‫وقتی به آسمون شب نگاه می‌کنی،

1346
01:24:42,437 --> 01:24:46,174
‫داری بزرگ‌ترین
‫معادله‌ی جهان رو تماشا می‌کنی

1347
01:24:46,475 --> 01:24:49,244
‫اصلاً همین رقصیدنت هم ریاضیه

1348
01:24:49,344 --> 01:24:52,280
‫زبانِ رقص چیه؟

1349
01:24:52,381 --> 01:24:55,384
‫چطور قدم‌هات رو یاد می‌گیری؟
‫از روی اسمش هم مشخصه

1350
01:24:55,484 --> 01:24:57,887
‫عملاً بهش میگن «گام‌شماری»

1351
01:24:57,987 --> 01:24:59,421
‫یک و دو و سه و چهار

1352
01:24:59,521 --> 01:25:02,324
‫والس چه شکلیه؟
‫یک، دو، سه، یک، دو، سه

1353
01:25:02,424 --> 01:25:04,761
‫همه‌ش اعداده، همه‌ش ریاضیه

1354
01:25:05,460 --> 01:25:07,125
‫و از اون بیشتر این که...

1355
01:25:07,997 --> 01:25:09,599
‫یه هنری توشه

1356
01:25:10,465 --> 01:25:13,002
‫کاری که من با این پرونده‌ها...

1357
01:25:13,102 --> 01:25:14,569
‫و این پوشه‌ها می‌کنم،

1358
01:25:15,437 --> 01:25:18,107
‫اینا همگی زندگی مردمه

1359
01:25:18,206 --> 01:25:20,242
‫تمام تصمیماتی که توی زندگی گرفتن

1360
01:25:20,943 --> 01:25:23,012
‫از سال قبل بگیر تا ۱۰ سال قبل

1361
01:25:23,345 --> 01:25:25,313
‫هر چیزی که براشون اهمیت داره

1362
01:25:25,414 --> 01:25:28,685
‫تمام نقاط ضعفی که دارن،
‫تمام فسادها، تمام رؤیاها،

1363
01:25:28,785 --> 01:25:32,021
‫همه‌شون به عدد اینجاست

1364
01:25:32,487 --> 01:25:34,791
‫اگه اینا رو به هر ننه‌قمری بدی،

1365
01:25:34,891 --> 01:25:38,810
‫و اونم بدون هیچ هنری حساب‌کتاب کنه،
‫یکی ممکنه این وسط خونه‌شو از دست بده

1366
01:25:39,095 --> 01:25:42,839
‫ولی اینا رو اگه به من بدی،
‫با هنری که به خرج میدم،

1367
01:25:43,099 --> 01:25:44,877
‫زندگی یه نفر رو نجات میدم

1368
01:25:45,434 --> 01:25:46,922
‫کار من همینه

1369
01:25:47,202 --> 01:25:49,772
‫حسابداری یعنی همین

1370
01:25:50,305 --> 01:25:52,574
‫خب، شاید باید همین چیزها رو درس بدن

1371
01:25:52,675 --> 01:25:54,276
‫همین چیزهای باحال رو

1372
01:25:54,376 --> 01:25:57,580
‫نه فقط اون قسمت‌های حوصله‌سربرش رو

1373
01:26:06,589 --> 01:26:09,458
‫ریاضیات جنبه‌ی دیگه‌ای هم داره

1374
01:26:09,558 --> 01:26:13,896
‫بعضی از ریاضیاتی که
‫بهش آمار یا احتمال میگن،

1375
01:26:14,429 --> 01:26:16,933
‫می‌تونه یه چیزهایی از آینده‌ت بهت بگه

1376
01:26:18,300 --> 01:26:20,368
‫برای مثال می‌تونه بهت بگه...

1377
01:26:21,436 --> 01:26:23,271
‫احتمال این که یه تیم بزرگ ورزشی

1378
01:26:23,371 --> 01:26:25,307
‫تو رو توی مراسم درفت انتخاب کنه

1379
01:26:25,407 --> 01:26:28,010
‫خیلی بیشتر از اینه که
‫از رقصیدن به درآمدی برسی

1380
01:26:31,814 --> 01:26:35,184
‫جهان عاشق رقصنده‌هاست،
‫این واقعیته

1381
01:26:35,618 --> 01:26:40,022
‫ولی به حسابدار نیاز داره
‫بنابراین تقاضا که بیشتر باشه،

1382
01:26:40,123 --> 01:26:42,759
‫فرصت‌های بیشتری هم گیرت میاد

1383
01:26:43,793 --> 01:26:47,230
‫می‌دونم شاید این ناراحتت کنه،
‫ولی حقیقت محضه

1384
01:26:47,830 --> 01:26:52,201
‫ریاضی یعنی حقیقت محض.
‫به تو دروغ نمیگه

1385
01:26:52,835 --> 01:26:55,772
‫ارجحیت‌های تو رو مدنظر قرار نمیده

1386
01:26:55,872 --> 01:26:57,740
‫از این جهت بی‌طرفانه‌ست

1387
01:26:58,975 --> 01:27:01,476
‫با ریاضی خیلی کارها میشه کرد

1388
01:27:03,012 --> 01:27:04,597
‫ریاضی می‌تونه هنر باشه

1389
01:27:06,314 --> 01:27:08,283
‫ولی نمی‌تونه بهت دروغ بگه

1390
01:27:08,751 --> 01:27:09,752
‫پس...

1391
01:27:11,319 --> 01:27:13,122
‫یه دور دیگه روی اون سؤال‌ها کار کن

1392
01:27:13,222 --> 01:27:14,489
‫چون، چاکو...

1393
01:27:15,423 --> 01:27:17,526
‫تو ریاضیت خوبه

1394
01:27:18,393 --> 01:27:21,798
‫تو اون هنر رو توی وجودت داری

1395
01:28:04,040 --> 01:28:06,075
‫سلام! چه شیک و پیک کردی!

1396
01:28:06,175 --> 01:28:08,410
‫مرسی. تو هم همین‌طور

1397
01:28:10,246 --> 01:28:12,114
‫می‌خوای بریم یه چشمه نشون‌شون بدیم؟

1398
01:28:12,281 --> 01:28:14,984
‫نمی‌دونم. یه جورایی...

1399
01:28:16,118 --> 01:28:17,753
‫یه جورایی پام آسیب دید

1400
01:28:19,322 --> 01:28:20,816
‫پات آسیب دید؟

1401
01:28:21,023 --> 01:28:23,812
‫می‌خوای... وایسیم
‫یه موزیک بهتری پخش بشه؟

1402
01:28:45,848 --> 01:28:47,063
‫سلام، بچه‌جون

1403
01:28:48,150 --> 01:28:49,151
‫سلام

1404
01:28:50,953 --> 01:28:53,055
‫فکر کردم امشب قرار بود
‫صحنه رو به آتیش بکشی

1405
01:28:55,157 --> 01:28:56,626
‫خیلی مطمئن نیستم

1406
01:28:57,260 --> 01:28:59,161
‫کفش‌هام پامو اذیت می‌کنن

1407
01:28:59,262 --> 01:29:02,865
‫از طرفی هم... پام آسیب دیده

1408
01:29:03,633 --> 01:29:05,500
‫پات آسیب دیده؟

1409
01:29:06,802 --> 01:29:07,803
‫آره

1410
01:29:08,204 --> 01:29:09,639
‫متأسفم اینو می‌شنوم

1411
01:29:11,274 --> 01:29:12,942
‫پس تک‌پر اومدی، هان؟

1412
01:29:13,042 --> 01:29:14,844
‫- یعنی چی؟
‫- همراه نیاوردی؟

1413
01:29:15,410 --> 01:29:16,712
‫نه، من...

1414
01:29:17,013 --> 01:29:20,016
‫اوضاع عوض میشه.
‫باور کن، این‌جوری نمی‌مونه

1415
01:29:20,116 --> 01:29:21,784
‫فقط یکم زمان بده

1416
01:29:22,718 --> 01:29:24,253
‫هیچ کدومش...

1417
01:29:24,654 --> 01:29:27,455
‫هیچ کدوم از اینا معنی خاصی نداره

1418
01:29:27,562 --> 01:29:30,266
‫همه‌ش یه مسابقه‌ی تمرینیه

1419
01:29:30,359 --> 01:29:31,961
‫یه تمرینه

1420
01:29:34,429 --> 01:29:36,632
‫هی، این آهنگ حرف نداره.
‫بیا بریم

1421
01:29:36,732 --> 01:29:38,466
‫نه، من هنوز...

1422
01:29:39,201 --> 01:29:40,535
‫پام هنوز مشکل داره

1423
01:29:40,636 --> 01:29:42,104
‫چاک، بیا دیگه

1424
01:29:42,204 --> 01:29:43,471
‫صحنه رو منفجر می‌کنیم!

1425
01:29:43,571 --> 01:29:44,907
‫شرمنده

1426
01:29:45,975 --> 01:29:47,475
‫پام واقعاً درد می‌کنه

1427
01:30:01,724 --> 01:30:05,294
‫می‌دونی، من از هشت سالگی می‌رقصیدم

1428
01:30:05,594 --> 01:30:07,196
‫و مربی تربیت‌بدنی بودم

1429
01:30:07,630 --> 01:30:10,099
‫و آسیب‌دیدگی بچه‌ها رو دیدم

1430
01:30:10,199 --> 01:30:11,776
‫دیدم چطور طرز راه رفتن‌شون عوض میشه

1431
01:30:11,801 --> 01:30:14,003
‫چطور طرز ایستادن‌شون عوض میشه

1432
01:30:14,103 --> 01:30:16,504
‫و بذار بگم که تو...

1433
01:30:17,974 --> 01:30:20,151
‫خب، به نظر من که پات سالمه، چاک

1434
01:30:21,143 --> 01:30:24,580
‫نمی‌گم برو حتماً با دختره برقص

1435
01:30:24,947 --> 01:30:26,882
‫اونش به خودت مربوطه.
‫فقط دارم میگم که...

1436
01:30:26,983 --> 01:30:29,585
‫چه می‌خوای بری، چه نه،
‫لازم نیست بهش دروغ بگی

1437
01:30:31,187 --> 01:30:32,621
‫راستش رو بهش بگو

1438
01:30:35,424 --> 01:30:36,659
‫باهاش کنار میاد

1439
01:31:50,866 --> 01:31:53,169
‫- حاضری؟
‫- آره. برو بریم

1440
01:34:13,878 --> 01:34:16,582
‫دوباره! دوباره!

1441
01:34:16,719 --> 01:34:18,487
‫دوباره!

1442
01:34:18,582 --> 01:34:20,316
‫دوباره!

1443
01:34:20,749 --> 01:34:22,351
‫شاید هنوز سنی نداشتن،

1444
01:34:22,451 --> 01:34:25,321
‫ولی اونقدری زرنگ بودن
‫که بدونن کِی باید کنار بکشن

1445
01:34:33,829 --> 01:34:34,863
‫مرسی، بچه‌ها

1446
01:34:34,964 --> 01:34:36,600
‫شیش ماه قبل از این که

1447
01:34:36,700 --> 01:34:40,369
‫در سن نامنصفانه‌ی ۳۹ سالگی
‫بر اثر تومور مغزی فوت کنه،

1448
01:34:40,469 --> 01:34:43,906
‫و در حالی که ذهنش عمدتاً کار می‌کرد،

1449
01:34:44,206 --> 01:34:47,476
‫چاک حقیقتِ زخم پشت دستش رو

1450
01:34:47,577 --> 01:34:48,978
‫به همسرش گفت

1451
01:34:50,680 --> 01:34:52,281
‫وقتی تازه وارد رابطه شده بودن،

1452
01:34:52,381 --> 01:34:54,483
‫بهش گفته بود کارِ پسری

1453
01:34:54,584 --> 01:34:56,218
‫به اسم داگ ونت‌ورث بوده

1454
01:34:56,318 --> 01:34:59,321
‫چون داگ از این که اون
‫با دوست‌دخترش توی یکی از

1455
01:34:59,346 --> 01:35:00,956
‫جشن‌های رسمی مدرسه رقصیده بود کُفری بود

1456
01:35:01,056 --> 01:35:03,292
‫و چاک رو سمت یکی از فنس‌های

1457
01:35:03,392 --> 01:35:04,460
‫بیرونِ باشگاه هل داده بود

1458
01:35:04,560 --> 01:35:06,028
‫راستش دروغ گفتم

1459
01:35:09,098 --> 01:35:10,266
‫اِی داد

1460
01:35:10,366 --> 01:35:12,501
‫یه مرد مرموز

1461
01:35:12,602 --> 01:35:13,969
‫هنوز هم عوض نشدی

1462
01:35:15,938 --> 01:35:17,473
‫چه اتفاقی افتاد، عزیزم؟

1463
01:35:17,573 --> 01:35:20,102
‫وقتی رقص بی‌نظیرمون تموم شد،

1464
01:35:20,342 --> 01:35:22,845
‫خیس عرق بودم و خیلی گرمم بود

1465
01:35:23,445 --> 01:35:25,715
‫گفتم الانه که گونه‌هام آتیش بگیرن

1466
01:35:25,814 --> 01:35:26,949
‫کارت حرف نداشت

1467
01:35:27,049 --> 01:35:28,550
‫- ممنون
‫- چه ستاره‌ای

1468
01:35:29,818 --> 01:35:31,028
‫تنها خواسته‌ی من اون لحظه

1469
01:35:31,053 --> 01:35:33,422
‫تاریکی بود و...

1470
01:35:33,522 --> 01:35:34,957
‫هوای خنک و...

1471
01:35:35,759 --> 01:35:37,293
‫این که تنها باشم

1472
01:35:41,864 --> 01:35:43,999
‫اون شب میلیون‌ها ستاره تو آسمون بود

1473
01:35:45,669 --> 01:35:47,103
‫میلیون‌ها ستاره

1474
01:35:47,369 --> 01:35:49,505
‫و میلیون‌ها ستاره‌ی دیگه هم پشت‌شون

1475
01:35:50,172 --> 01:35:54,176
‫و آره، شاید... شاید همه‌ی اینا
‫یه سری محاسبات ریاضی بودن

1476
01:35:55,110 --> 01:35:57,681
‫ولی در عین حال می‌رقصیدن

1477
01:35:57,781 --> 01:36:01,133
‫مطمئنم، چون خودم
‫به چشم یکی‌شون رو دیدم

1478
01:36:02,585 --> 01:36:06,288
‫و یادمه داشتم به بزرگی جهان فکر می‌کردم

1479
01:36:06,388 --> 01:36:08,792
‫به این که توش کثرت‌ها جا داده شده

1480
01:36:08,891 --> 01:36:12,623
‫ولی من هم توش یه جایی دارم

1481
01:36:13,596 --> 01:36:15,064
‫و تو این لحظه...

1482
01:36:16,666 --> 01:36:18,509
‫من شگفت‌انگیزم

1483
01:36:19,401 --> 01:36:22,004
‫و حق دارم شگفت‌انگیز باشم

1484
01:36:22,104 --> 01:36:24,173
‫آخ!

1485
01:36:27,777 --> 01:36:30,139
‫چرا راجع‌به همچین چیزی
‫دروغ گفتی آخه، خنگ؟

1486
01:36:31,013 --> 01:36:33,649
‫تو موجود عجیب و شگفت‌انگیزی هستی، عزیزم

1487
01:36:34,983 --> 01:36:37,052
‫اون توضیح بیشتری نمیده

1488
01:36:37,152 --> 01:36:40,856
‫چون زخم به دلایل دیگه‌ای
‫براش اهمیت داشت

1489
01:36:41,890 --> 01:36:44,661
‫اون بخشی از داستانی بود که
‫قادر به گفتنش نبود

1490
01:36:45,060 --> 01:36:47,797
‫هر چند که حالا یه خونه‌ی آپارتمانی

1491
01:36:47,896 --> 01:36:49,965
‫توی محله‌ی خونه‌ی ویکتوریایی‌ای که

1492
01:36:50,065 --> 01:36:52,468
‫بیشتر عمرش رو اونجا سپری کرد داره

1493
01:36:53,737 --> 01:36:56,405
‫همون خونه‌ی ویکتوریایی تسخیرشده

1494
01:36:57,873 --> 01:36:59,212
‫نمی‌دونم چرا نگفتم

1495
01:37:00,744 --> 01:37:02,511
‫کار مسخره‌ای بود

1496
01:37:02,945 --> 01:37:04,947
‫زخم اهمیت بیشتری داشت،

1497
01:37:05,047 --> 01:37:07,082
‫بنابراین اون رو مهم‌تر جِلوه داده بود

1498
01:37:07,383 --> 01:37:11,588
‫فقط نمی‌تونست اونقدری که باید
‫اون رو مهم نشون بده

1499
01:37:11,987 --> 01:37:14,089
‫این اصلاً با عقل جور درنمی‌اومد

1500
01:37:14,189 --> 01:37:18,244
‫اما همونطور که گلیوبلاستوما
‫به حمله‌ی رعدآسای خودش ادامه می‌داد،

1501
01:37:18,460 --> 01:37:20,864
‫این جمله تنها چیز بود که
‫ذهنِ درحال فروپاشی اون

1502
01:37:20,963 --> 01:37:22,282
‫می‌تونست به زبون بیاره

1503
01:37:54,898 --> 01:37:56,565
‫پدربزرگ چاک،

1504
01:37:56,666 --> 01:37:57,933
‫آقاجونش،

1505
01:37:58,668 --> 01:38:00,244
‫پنج سال بعد از مراسم پاییزه‌ی فلینگ

1506
01:38:00,269 --> 01:38:04,206
‫بر اثر حمله‌ی قلبی درگذشت

1507
01:38:04,306 --> 01:38:06,876
‫چاک دانش‌آموز سال یازدهمی بود که

1508
01:38:06,975 --> 01:38:10,012
‫توی یه گروه موسیقی آهنگ می‌خوند
‫و حین بخش‌های بی‌کلام اجرا...

1509
01:38:10,112 --> 01:38:12,318
‫مثل «میک جَگر» می‌رقصید

1510
01:38:12,615 --> 01:38:14,983
‫خودش ترتیب تمام کارها رو داد

1511
01:38:16,118 --> 01:38:18,053
‫چند هفته‌ی پیش اومد

1512
01:38:18,153 --> 01:38:20,322
‫تا خاطرجمع شه که
‫همه‌چی طبق وصیت‌نامه پیش بره

1513
01:38:20,422 --> 01:38:22,759
‫که به نظرم کار عجیبی بود

1514
01:38:23,258 --> 01:38:25,260
‫کمتر افرادی چنین زحمتی به خودشون میدن

1515
01:38:25,360 --> 01:38:26,495
‫اکثر مردم...

1516
01:38:26,596 --> 01:38:29,565
‫فقط یه بار میان تا ترتیب اثر بدن

1517
01:38:30,065 --> 01:38:32,649
‫بعدش دیگه مشتاق نیستن برگردن

1518
01:38:33,235 --> 01:38:36,538
‫دفعه‌ی بعدی که می‌بینم‌شون
‫لباس آخرت تنشونه

1519
01:38:36,639 --> 01:38:37,822
‫می‌فهمی که چی میگم؟

1520
01:38:39,876 --> 01:38:43,145
‫اون مرد بزرگ و دوست خوبی بود

1521
01:38:44,346 --> 01:38:47,115
‫۲۳ ساله که
‫حساب‌های دفتری ما رو انجام میده

1522
01:38:47,216 --> 01:38:49,586
‫و وقتی مأمور مالیات می‌اومد

1523
01:38:49,686 --> 01:38:51,086
‫جون‌مون رو بیشتر از یه بار نجات داد

1524
01:38:53,756 --> 01:38:56,325
‫حالا پولی بهتون بدهکارم؟

1525
01:38:56,425 --> 01:38:57,827
‫حتی یه قرون هم نه

1526
01:38:57,927 --> 01:39:01,029
‫ترتیب اون هم داد.
‫توی همون دیدارمون

1527
01:39:01,129 --> 01:39:02,632
‫حساب رو صاف کرد

1528
01:39:03,700 --> 01:39:04,701
‫می‌دونی...

1529
01:39:05,902 --> 01:39:07,302
‫خیلی برام عجیبه

1530
01:39:07,737 --> 01:39:11,207
‫مطمئنم تو هم تعجب می‌کنی،
‫پس یه لحظه گوشِت با من باشه

1531
01:39:11,473 --> 01:39:14,042
‫ببین، من...

1532
01:39:14,343 --> 01:39:16,779
‫توی دوران جوونی خودم
‫آرزو داشتم توی...

1533
01:39:16,880 --> 01:39:17,947
‫یکی از شبکه‌های تلویزیون

1534
01:39:18,046 --> 01:39:19,811
‫گزارشگر هواشناسی بشم

1535
01:39:20,817 --> 01:39:22,778
‫دنیا خواب‌های دیگه‌ای برام دیده بود

1536
01:39:23,151 --> 01:39:27,166
‫ولی یه تابستون رو
‫توی دبلیوکی‌ان‌بی گذروندم

1537
01:39:28,023 --> 01:39:30,760
‫خب، اونجا توی کی‌ان‌بی

1538
01:39:30,860 --> 01:39:32,829
‫یه آقایی بود که می‌گفتن

1539
01:39:32,929 --> 01:39:34,831
‫می‌تونه دو هفته زودتر

1540
01:39:34,931 --> 01:39:36,799
‫بگه توفانی در راهه

1541
01:39:37,132 --> 01:39:38,735
‫بدون این که راداری داشته باشه

1542
01:39:38,835 --> 01:39:40,335
‫طرف حس ششم داشت

1543
01:39:40,435 --> 01:39:42,571
‫عجیب‌ترین چیزی بود که دیده بودم

1544
01:39:43,006 --> 01:39:45,140
‫صورتش یه حالتی میشد

1545
01:39:45,240 --> 01:39:48,745
‫وقتی مردم در مورد
‫برنامه‌های سفرشون صحبت می‌کردن

1546
01:39:48,845 --> 01:39:50,847
‫انگار چیزی می‌دونست که
‫اونا ازش غافل بودن

1547
01:39:50,947 --> 01:39:53,950
‫نمیشد گفت لبخند میزد

1548
01:39:54,049 --> 01:39:55,818
‫لذت نمی‌برد

1549
01:39:55,919 --> 01:39:59,254
‫فقط... احساس آگاهی داشت

1550
01:40:00,222 --> 01:40:02,291
‫اسمش رو گذاشته بودم
‫«نگاه هواشناس‌گونه»

1551
01:40:03,125 --> 01:40:05,862
‫من همچین قدرتی نداشتم

1552
01:40:05,962 --> 01:40:08,430
‫واسه همین الان اینجام، نه اونجا

1553
01:40:11,133 --> 01:40:13,970
‫بابابزرگت هم وقتی اینجا اومده بود

1554
01:40:14,069 --> 01:40:16,075
‫اون حس رو تو صورتش دیدم

1555
01:40:16,438 --> 01:40:20,108
‫انگار که... می‌دونست قراره بارون بباره

1556
01:40:20,542 --> 01:40:23,278
‫و من اون کسی بودم که بهش چتر می‌فروختم

1557
01:40:25,582 --> 01:40:26,749
‫همون نگاه هواشناس‌گونه

1558
01:40:27,817 --> 01:40:29,418
‫شک ندارم

1559
01:40:30,820 --> 01:40:32,420
‫عجیب‌ترین چیزی که دیدم

1560
01:40:34,122 --> 01:40:36,224
‫آلبی همه‌چی رو براش به ارث گذاشت

1561
01:40:36,325 --> 01:40:39,561
‫خیلی بیشتر از هزینه‌ی
‫فارغ‌التحصیلیش از دانشگاه

1562
01:40:39,862 --> 01:40:42,564
‫و بعدها با فروش خونه‌ی ویکتوریایی

1563
01:40:42,665 --> 01:40:45,668
‫هزینه‌ی خونه‌ای که چاک و جینی بعد از

1564
01:40:45,799 --> 01:40:48,748
‫برگشتن از ماه‌عسل توی کتسکیل
‫بهش نقل مکان کرد رو تأمین کرد

1565
01:40:50,305 --> 01:40:53,208
‫اون قاطعانه از رفتن به اوماها

1566
01:40:53,308 --> 01:40:55,745
‫و زندگی با والدین مادرش امتناع کرد

1567
01:40:56,180 --> 01:40:57,850
‫- من عاشق‌تونم...
‫- اون گفت:

1568
01:40:57,914 --> 01:41:01,316
‫ولی من اینجا بزرگ شدم
‫و می‌خوام تا دانشگاه اینجا باشم

1569
01:41:01,416 --> 01:41:03,304
‫دیگه ۱۷ سالمه. بچه که نیستم

1570
01:41:03,518 --> 01:41:05,989
‫بنابراین اونا که
‫سال‌ها بود بازنشسته شده بودن،

1571
01:41:06,089 --> 01:41:07,456
‫پیش چاک اومدن

1572
01:41:07,556 --> 01:41:09,466
‫و ۲۰ ماه توی خونه‌ی ویکتوریایی موندن

1573
01:41:09,491 --> 01:41:12,327
‫تا وقتی که چاک

1574
01:41:12,427 --> 01:41:14,816
‫به دانشگاه ایلینوی رفت

1575
01:41:16,666 --> 01:41:20,268
‫هر چند که به مراسم خاکسپاری نرسیدن

1576
01:41:21,470 --> 01:41:24,107
‫مراسم طبق خواسته‌ی آلبی سریع انجام شدن

1577
01:41:24,206 --> 01:41:26,249
‫و خانواده‌ی مادرش
‫کارهای ناتمومی توی اوماها داشتن که

1578
01:41:26,274 --> 01:41:28,243
‫باید بهش سر و سامون می‌دادن

1579
01:41:29,012 --> 01:41:31,881
‫واقعیت ماجرا این بود که
‫چاک دلش براشون تنگ نشده بود

1580
01:41:32,882 --> 01:41:34,951
‫آقاجونش همونقدری که

1581
01:41:35,051 --> 01:41:37,452
‫از جمعیت بیزار بود
‫از شلوغی و هیاهو هم نفرت داشت

1582
01:41:41,490 --> 01:41:44,259
‫یک روز قبل از رسیدن‌شون،

1583
01:41:44,359 --> 01:41:46,629
‫چاک بالاخره پاکتی که

1584
01:41:46,729 --> 01:41:48,631
‫روی میز،
‫توی ورودی هال بود رو

1585
01:41:48,731 --> 01:41:49,872
‫باز کرد

1586
01:41:51,100 --> 01:41:53,603
‫از طرف سم یاربورو بود

1587
01:41:53,703 --> 01:41:57,640
‫مالک و رئیس تشریفات
‫خاکسپاری یاربورو

1588
01:41:57,740 --> 01:42:02,411
‫و توش وسایل شخصی آلبی کرانتز بود

1589
01:42:02,435 --> 01:42:12,435
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1590
01:42:12,459 --> 01:42:22,459
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1591
01:43:58,795 --> 01:44:01,764
‫توی این اتاق، بابابزرگ چاک...

1592
01:44:01,864 --> 01:44:03,099
‫پسر خانواده‌ی جفریز رو دید که...

1593
01:44:03,199 --> 01:44:05,400
‫بدنش زیر ماشین خرد میشه

1594
01:44:06,803 --> 01:44:10,173
‫اون هنری پیترسون رو دید که
‫خودش رو از سقف حلق‌آویز کرده

1595
01:44:10,907 --> 01:44:14,043
‫مرگ همسر خودش رو دید

1596
01:44:14,342 --> 01:44:16,612
‫و به گمانِ چاک

1597
01:44:16,712 --> 01:44:20,499
‫شاید شبی که چاک دسته‌کلید رو دزدیده بود،

1598
01:44:20,783 --> 01:44:25,221
‫آلبی خودش رو دیده بود که
‫با اینکه هنوز بازوش رو گرفته،

1599
01:44:25,320 --> 01:44:27,489
‫روی زمین از حال رفته

1600
01:44:28,724 --> 01:44:31,523
‫به نقل از خودش:
‫«انتظارشه که آدم رو پیر می‌کنه»

1601
01:44:32,460 --> 01:44:34,264
‫«سختیش همینه»

1602
01:44:35,430 --> 01:44:38,366
‫حالا انتظار کشیدنِ چاک شروع میشه

1603
01:44:39,769 --> 01:44:41,938
‫چقدر طول می‌کشه؟

1604
01:44:42,738 --> 01:44:46,474
‫کسی که روی تخت بیمارستان بود
‫دقیقاً چند سال داشت؟

1605
01:44:51,747 --> 01:44:54,349
‫بوق نهایی

1606
01:44:54,449 --> 01:44:56,783
‫روی مانیتوری که نامرئی بود زده شد

1607
01:44:57,153 --> 01:44:59,532
‫و بعد اون هم ناپدید شد

1608
01:45:01,991 --> 01:45:03,593
‫مردی که روی تخت بود...

1609
01:45:03,693 --> 01:45:06,829
‫اون شکلی که ارواح
‫توی فیلم‌ها محو میشدن نرفته بود

1610
01:45:07,495 --> 01:45:09,431
‫فقط غیب شده بود

1611
01:45:09,999 --> 01:45:13,603
‫به شما اصرار می‌کرد که
‫از ابتدا اونجا حضور نداشته

1612
01:45:15,304 --> 01:45:17,273
‫- اون...
‫- چاک با خودش فکر می‌کنه

1613
01:45:17,640 --> 01:45:19,541
‫من هم اصرار دارم که وجود نداشته

1614
01:45:20,710 --> 01:45:24,512
‫و اونقدر زندگی می‌کنم
‫که به نقطه‌ی پایان برسم

1615
01:45:26,414 --> 01:45:27,817
‫من شگفت‌انگیزم

1616
01:45:29,652 --> 01:45:31,519
‫و شایسته‌ی این حسم

1617
01:45:34,190 --> 01:45:36,520
‫و من توی خودم کثرت‌ها جا دادم

