﻿1
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:20,048 --> 00:00:30,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:16,110 --> 00:01:19,970
‫موزان در پنج روز آینده پیداش می‌شه...

4
00:01:26,600 --> 00:01:28,818
‫من رو طعمه کنید

5
00:01:28,842 --> 00:01:32,250
‫و سرِ موزان رو قطع کنید

6
00:01:36,590 --> 00:01:40,050
‫از کجا مطمئنید؟

7
00:01:43,500 --> 00:01:45,690
‫بصیرتم میگه. همین

8
00:01:46,830 --> 00:01:48,320
‫دلیلی نداره

9
00:01:49,390 --> 00:01:51,610
‫بقیه‌ی بچه‌ها

10
00:01:52,970 --> 00:01:59,690
‫حاضر نیستن که من رو طعمه کنن

11
00:02:00,650 --> 00:02:04,520
‫فقط می‌تونم از تو درخواست کنم، گیومی

12
00:02:07,310 --> 00:02:10,060
‫حتی اگه سرش رو قطع کنید، نمی‌میره

13
00:02:12,680 --> 00:02:16,410
‫تنها چیزی که می‌تونه
‫موزان رو نابود کنه

14
00:02:16,434 --> 00:02:19,080
‫به احتمال زیاد نور خورشیده

15
00:02:20,870 --> 00:02:25,230
‫اگه حتی بعد از نابود کردنِ سرش نمیره

16
00:02:26,510 --> 00:02:28,479
‫باید درگیر یک نبردِ
‫به طول انجامیده بشید

17
00:02:28,503 --> 00:02:29,710
‫تا وقتی خورشید طلوع کنه

18
00:02:31,620 --> 00:02:32,750
‫فهمیدم

19
00:02:34,190 --> 00:02:36,790
‫اگه خواسته‌تون اینه، استاد

20
00:02:40,590 --> 00:02:41,710
‫ممنونم

21
00:02:48,010 --> 00:02:49,010
‫لطفاً...

22
00:02:49,800 --> 00:02:55,005
‫نذار دیگه بچه‌های عزیزم بمیرن

23
00:02:55,029 --> 00:02:57,800
‫خواسته‌ی من اینه

24
00:03:16,580 --> 00:03:19,990
‫پس فکر کردین که تونستید من رو گیر بندازید؟

25
00:03:21,800 --> 00:03:25,579
‫همه‌تون قراره یه راست برید جهنم!

26
00:03:25,580 --> 00:03:27,889
‫شیطان‌کُش‌های بدترکیب!

27
00:03:27,890 --> 00:03:30,920
‫امشب می‌خوام تک‌تک‌تون رو قتل‌عام کنم!

28
00:03:35,790 --> 00:03:38,419
‫کسی که قراره بره جهنم تویی، موزان!

29
00:03:38,420 --> 00:03:40,380
‫عمراً فرار کنی!

30
00:03:41,000 --> 00:03:42,989
‫پس انجامش بده!

31
00:03:42,990 --> 00:03:47,550
‫تلاشت رو نشونم بده، کامادو تانجیرو!

32
00:03:50,790 --> 00:03:56,290
‫حتماً شکستت میدم، کیبوتسوجی موزان!

33
00:03:56,314 --> 00:04:00,314
‫« شیطان‌کُش - قلعه‌ی بی‌پایان »

34
00:04:02,310 --> 00:04:07,719
‫{\an8}♪ تاریکیِ بی‌منطق و مطلقِ مرزِ واقعیت ♪

35
00:04:07,720 --> 00:04:09,090
‫اینجا دیگه چه جاییه؟

36
00:04:09,200 --> 00:04:17,010
‫{\an8}♪ شکافنده ظلمتی بیگانه که راه گریزی از آن نیست ♪

37
00:04:10,310 --> 00:04:11,960
‫افقی، عمودی، همه‌اش دَرهَمه!

38
00:04:13,410 --> 00:04:17,150
‫یعنی با یه هنر خون شیطان ساختنش؟

39
00:04:17,250 --> 00:04:19,769
‫{\an8}♪ فراتر رفتن از ترس و درهم شکستن آن ♪

40
00:04:19,770 --> 00:04:24,580
‫نمی‌دونم دورم چه خبره
‫ولی می‌دونم تامایو سان موزان رو مهار کرده بود!

41
00:04:24,581 --> 00:04:31,390
‫{\an8}♪ ای روح لرزان، داغ و سوزان شو، داغ‌تر و داغ‌تر ♪

42
00:04:26,220 --> 00:04:29,610
‫ولی کی می‌دونه تا کِی می‌تونه دوام بیاره؟

43
00:04:32,200 --> 00:04:33,840
‫آروم باش کانروجی!

44
00:04:35,020 --> 00:04:36,020
‫باشه!

45
00:04:36,400 --> 00:04:37,400
‫نزدیکم بمون!

46
00:04:44,410 --> 00:04:51,210
‫{\an8}♪ خاطرات تلخی که در سینه جا مانده‌اند ♪

47
00:04:51,280 --> 00:04:58,140
‫{\an8}♪ سایه‌ای که دل را در بند می‌کشد ♪

48
00:04:58,370 --> 00:05:04,880
‫{\an8}♪ حتی اگر دست‌ها را به دعا به هم بسپاری ♪

49
00:05:05,010 --> 00:05:12,640
‫{\an8}♪ خلأی بی‌پایان، آکنده از پلیدی ♪

50
00:05:12,680 --> 00:05:19,000
‫{\an8}♪ غرشِ سهمگینِ موج‌ها ♪

51
00:05:19,310 --> 00:05:25,700
‫{\an8}♪ از میان قانون می‌گذرند ♪

52
00:05:25,740 --> 00:05:32,259
‫{\an8}♪ در برابر اندوهی که روی هم انباشته شده، ♪
‫♪ دیگر جایی برای تردید نیست ♪

53
00:05:32,260 --> 00:05:35,320
‫باید هرچه سریعتر به موزان برسم و شکستش بدم!

54
00:05:35,321 --> 00:05:36,769
‫{\an8}♪ فقط، فقط رو به جلو نگاه کن و بپر ♪

55
00:05:36,770 --> 00:05:38,240
‫هرچه سریعتر!

56
00:05:46,560 --> 00:05:47,560
‫انتهاش اونجاست!

57
00:05:48,190 --> 00:05:49,870
‫اگه بهش برخورد کنم کشته می‌شم!

58
00:05:50,220 --> 00:05:54,640
‫با یه حرکت مسیرم رو عوض می‌کنم
‫و به یه چیزی می‌چسبم!

59
00:05:58,010 --> 00:06:02,060
‫تعادل ندارم!
‫فشارِ سقوط نمی‌ذاره کارم رو بکنم!

60
00:06:03,850 --> 00:06:10,540
‫{\an8}♪ تاریکیِ بی‌منطق و مطلقِ مرزِ واقعیت ♪

61
00:06:10,570 --> 00:06:18,570
‫{\an8}♪ بدران آن ظلمتِ بیگانه‌ای را که راهِ ستیز با آن نیست ♪

62
00:06:27,365 --> 00:06:28,778
‫گیو سان...

63
00:06:51,390 --> 00:06:52,670
‫خوبی؟

64
00:06:54,790 --> 00:06:56,630
‫بله! خیلی ممنون!

65
00:06:58,730 --> 00:06:59,730
‫جونم رو...

66
00:07:02,260 --> 00:07:04,760
‫تنفس آب...
‫فُرمِ اول...

67
00:07:04,780 --> 00:07:06,310
‫بُرشِ سطحی آب!

68
00:07:08,670 --> 00:07:09,670
‫تانجیرو!

69
00:07:31,910 --> 00:07:33,330
‫- تنفس آب...
‫- تنفس آب...

70
00:07:33,630 --> 00:07:34,790
‫فُرمِ ششم...

71
00:07:35,180 --> 00:07:36,180
‫فُرمِ سوم...

72
00:07:38,230 --> 00:07:39,540
‫گرداب!

73
00:07:39,990 --> 00:07:41,110
‫رقص مواج!

74
00:07:49,420 --> 00:07:51,110
‫گیو سان زیادی خوبه

75
00:07:51,840 --> 00:07:54,700
‫از کوچک‌ترین حرکتم می‌تونه شخیص بده
‫که از چه حرکتی می‌خوام استفاده کنم

76
00:07:55,210 --> 00:07:58,790
‫بعدش حرکت خودش رو جوری می‌زنه
‫که به همدیگه برخورد نکنیم

77
00:07:59,560 --> 00:08:01,100
‫اون باورنکردنیه!

78
00:08:02,190 --> 00:08:03,910
‫الان داره به چی فکر می‌کنه؟

79
00:08:07,240 --> 00:08:12,710
‫اینجا حتماً همون پایگاه شیطانیه
‫که شینازوگاوا و ایگورو گفته بودن

80
00:08:16,170 --> 00:08:19,363
‫یعنی کیبوتسوجی حتماً
‫همه‌مون رو اینجا جمع کرده

81
00:08:19,387 --> 00:08:23,140
‫که هاشیراها و لشکر
‫شیطان‌کُش رو نابود کنه

82
00:08:24,920 --> 00:08:28,970
‫از حالا، باید از قبل هم هشیارتر باشیم

83
00:08:29,710 --> 00:08:30,710
‫باشه!

84
00:08:32,620 --> 00:08:33,460
‫بریم

85
00:08:33,460 --> 00:08:34,460
‫باشه!

86
00:08:56,940 --> 00:08:59,590
‫تنفس مار...
‫فُرمِ پنجم...

87
00:09:06,670 --> 00:09:08,340
‫مار لغزنده!

88
00:09:11,240 --> 00:09:15,290
‫از کانروجی فاصله بگیرید...
‫تفاله‌ها!

89
00:09:17,030 --> 00:09:19,360
‫ایگورو سان، خیلی شگفت‌انگیزی!

90
00:09:20,470 --> 00:09:21,460
‫صدمه دیدی؟

91
00:09:21,480 --> 00:09:22,480
‫اصلاً!

92
00:09:22,640 --> 00:09:23,260
‫پس بیا بریم

93
00:09:23,280 --> 00:09:24,290
‫باشه!

94
00:09:45,130 --> 00:09:46,130
‫توکیتو!

95
00:09:53,160 --> 00:09:55,440
‫دسته‌ی بزرگی از شیطان‌ها اینجاست

96
00:09:55,710 --> 00:09:58,989
‫انگار بهشون قدرت‌های سطح پایین داده شده

97
00:09:58,990 --> 00:10:02,180
‫دارن ازشون برای خسته کردن ما استفاده می‌کنن

98
00:10:08,320 --> 00:10:09,640
‫استاد چی شد؟

99
00:10:10,630 --> 00:10:12,630
‫جلوتر از ما رفت

100
00:10:14,080 --> 00:10:15,940
‫پایان شرافتمندانه‌ای بود

101
00:10:17,690 --> 00:10:22,940
‫استاد هیچوقت به اشتباه نمی‌ذاشت یه شیطان پیداش کنه

102
00:10:23,480 --> 00:10:24,710
‫خودش رو طعمه کرد؟

103
00:10:26,360 --> 00:10:27,360
‫درسته

104
00:10:27,930 --> 00:10:30,160
‫چون دیگه عمری براش نمونده بود

105
00:10:37,320 --> 00:10:38,690
‫استاد...

106
00:10:45,670 --> 00:10:49,173
‫وقتی بین مرگ و زندگی معلق بودم

107
00:10:49,197 --> 00:10:51,880
‫بعد از یک حمله شیطان...

108
00:10:52,820 --> 00:10:54,920
‫استاد کل مدت کنارم بود

109
00:10:57,270 --> 00:11:00,435
‫برای تمام اعضای لشکر هم همین کار رو کرده...

110
00:11:00,459 --> 00:11:01,960
‫تو لحظات پایانی‌شون

111
00:11:04,220 --> 00:11:05,540
‫مثل یک پدر

112
00:11:07,910 --> 00:11:09,830
‫بله. می‌دونم

113
00:11:10,840 --> 00:11:13,536
‫موزان نه تنها برادرم
‫رو ازم گرفت...

114
00:11:13,560 --> 00:11:15,380
‫بلکه پدرمون رو هم گرفت

115
00:11:16,760 --> 00:11:18,039
‫لعنت بهش...
‫موزان!

116
00:11:18,040 --> 00:11:20,943
‫تا حد مرگ شکنجه‌اش می‌کنم!

117
00:11:20,967 --> 00:11:23,870
‫نشونش میدم جهنم چه شکلیه!

118
00:11:25,210 --> 00:11:26,520
‫نگران نباش

119
00:11:31,140 --> 00:11:34,290
‫حسِ همه‌مون اینه

120
00:11:39,235 --> 00:11:41,235
‫« بُکُش »

121
00:11:41,260 --> 00:11:42,450
‫استاد...

122
00:11:45,280 --> 00:11:46,620
‫نتونستم ازت محافظت کنم

123
00:12:02,780 --> 00:12:05,540
‫شما پست‌فطرت‌ها تمومی ندارید

124
00:12:09,010 --> 00:12:11,210
‫نشونم بدین چی تو چنته دارید!

125
00:12:11,230 --> 00:12:13,530
‫تک‌تک‌تون رو می‌کشم!

126
00:12:22,980 --> 00:12:25,910
‫برید کنار ببینم!

127
00:12:28,880 --> 00:12:30,760
‫بازم سقوط، ها؟

128
00:12:32,290 --> 00:12:35,750
‫بدون هیچ هشداری از این جای عجیب سر در آوردم

129
00:12:36,230 --> 00:12:39,220
‫ولی کلی شیطان اینجاست،

130
00:12:39,244 --> 00:12:42,610
‫پس بهترین جاست
‫که نتایج تمرین‌هام رو محک بزنم!

131
00:12:52,960 --> 00:12:54,410
‫اینجا چه جاییه؟

132
00:12:54,910 --> 00:12:56,080
‫مقر فرماندهی شیطان‌هاست؟

133
00:12:56,100 --> 00:12:57,440
‫بقیه کجان؟

134
00:12:58,180 --> 00:12:59,190
‫داداش بزرگه...

135
00:13:00,580 --> 00:13:02,540
‫لطفاً زنده باش، داداش بزرگه!

136
00:13:07,580 --> 00:13:10,140
‫الان یه صدایی شنیدم.

137
00:13:10,164 --> 00:13:12,210
‫شاید نزدیک باشه!

138
00:13:18,030 --> 00:13:19,540
‫هیچوقت نمی‌بخشمش!

139
00:13:21,230 --> 00:13:24,790
‫عمراً ببخشمش!

140
00:13:49,260 --> 00:13:50,690
‫بوی خون میاد

141
00:14:00,010 --> 00:14:01,090
‫اینجا دیگه کجاست؟

142
00:14:20,530 --> 00:14:23,060
‫خدای من، کسی اومده؟

143
00:14:23,170 --> 00:14:24,950
‫{\an8}« رده بالاییِ ۲ »

144
00:14:24,951 --> 00:14:26,170
‫وای، دختر هم هستی که!

145
00:14:26,930 --> 00:14:29,860
‫خیلی جوون و خوشمزه به نظر میای!

146
00:14:31,160 --> 00:14:34,840
‫بعداً باید بابتش از ناکیمه تشکر کنم

147
00:14:50,160 --> 00:14:51,580
‫شینوبو...

148
00:14:52,960 --> 00:14:55,130
‫از لشکر شیطان‌کُش خارج شو

149
00:14:56,840 --> 00:15:00,026
‫می‌دونم خیلی داری تلاش می‌کنی

150
00:15:00,050 --> 00:15:02,490
‫واقعاً صدت رو گذاشتی...

151
00:15:04,010 --> 00:15:06,170
‫ولی شینوبو، احتمالاً...

152
00:15:11,970 --> 00:15:15,780
‫می‌خوام مثل هر دختر معمولی‌ای خوشحال باشی

153
00:15:16,660 --> 00:15:19,590
‫و تا زمان پیر شدنت زنده بمونی

154
00:15:21,185 --> 00:15:23,185
‫« نابودگرِ شیطان‌ها »

155
00:15:23,210 --> 00:15:24,579
‫همین الان هم به اندازه کافی تلاش کردی

156
00:15:24,580 --> 00:15:25,580
‫نه!

157
00:15:25,890 --> 00:15:26,867
‫عمراً کنار بکشم!

158
00:15:26,891 --> 00:15:29,660
‫اگه آخرین کار زندگیم باشه
‫انتقامت رو می‌گیرم!

159
00:15:30,310 --> 00:15:32,323
‫بهم بگو! اون شیطان چه شکلی بود؟

160
00:15:32,347 --> 00:15:34,360
‫کدوم حرومزاده‌ای تو رو شکست داد؟

161
00:15:35,430 --> 00:15:37,370
‫بهم بگو، خواهر بزرگه!

162
00:15:37,394 --> 00:15:38,590
‫خواهش می‌کنم!

163
00:15:39,590 --> 00:15:42,216
‫بعد از اینکه یکی این بلا رو سر تو آورده

164
00:15:42,240 --> 00:15:45,160
‫هیچوقت نمی‌تونم یه زندگی معمولی داشته باشم!
‫خواهر بزرگه!

165
00:15:50,070 --> 00:15:54,410
‫شیطانی بود که انگار خون روی سرش ریخته بودن

166
00:15:56,260 --> 00:15:59,340
‫خب، خب... خوشبختم!

167
00:15:59,710 --> 00:16:01,930
‫اسم من دوماست

168
00:16:02,500 --> 00:16:05,330
‫چه شب فوق‌العاده‌ای

169
00:16:07,280 --> 00:16:09,820
‫یه لبخند سرخوش روی صورتش داشت...

170
00:16:10,810 --> 00:16:13,670
‫با متانت و مودب حرف می‌زد

171
00:16:15,590 --> 00:16:18,390
‫کمک...

172
00:16:18,980 --> 00:16:20,000
‫لطفاً کمکم کن!

173
00:16:20,340 --> 00:16:21,999
‫هیس!

174
00:16:22,000 --> 00:16:24,190
‫نمی‌بینی دارم حرف می‌زنم؟

175
00:16:29,260 --> 00:16:30,460
‫خوبی؟

176
00:16:31,310 --> 00:16:33,790
‫وای! سریعی‌ها!

177
00:16:33,820 --> 00:16:35,330
‫هاشیرا هستی؟

178
00:16:44,810 --> 00:16:46,268
‫مشکلی نیست!

179
00:16:46,292 --> 00:16:47,750
‫بذارش همونجا!

180
00:16:48,190 --> 00:16:50,220
‫بعداً حتماً می‌خورمش

181
00:16:50,244 --> 00:16:52,244
‫ای داد

182
00:16:53,790 --> 00:17:00,390
‫سلاح‌هایی که اون شیطان داشت
‫یه جفت بادبزنِ تیز بودن

183
00:17:03,320 --> 00:17:07,140
‫من مؤسس مذهبِ بهشتِ ابدی هستم

184
00:17:07,560 --> 00:17:11,010
‫وظیفه‌ام اینه که تمام پرستش‌گرهام رو به سعادت برسونم

185
00:17:11,690 --> 00:17:13,980
‫پس حتماً اون دختر رو هم کامل می‌خورم

186
00:17:15,790 --> 00:17:19,760
‫این یارو شیطانیه که خواهر بزرگم رو کشته

187
00:17:21,480 --> 00:17:23,210
‫سعادتِ همه؟

188
00:17:23,530 --> 00:17:24,990
‫مگه چقدر متوهمی؟

189
00:17:25,660 --> 00:17:28,510
‫این دختر تمایلی نداشت
‫و داشت برای کمک فریاد می‌زد

190
00:17:29,060 --> 00:17:30,910
‫واسه همین نبود که نجاتش دادم؟

191
00:17:31,720 --> 00:17:34,590
‫اون دختر دیگه عذابی رو حس نمی‌کنه

192
00:17:34,790 --> 00:17:38,040
‫دیگه درد نداره و نمی‌ترسه

193
00:17:38,710 --> 00:17:41,360
‫همه از مرگ می‌ترسن، می‌دونی

194
00:17:41,700 --> 00:17:44,110
‫پس من با خوردنـشون در حقـشون لطف می‌کنم

195
00:17:44,500 --> 00:17:48,930
‫می‌تونن با من به زندگی‌شون ادامه بدن.
‫تا ابد!

196
00:17:49,810 --> 00:17:54,229
‫برای نجات پیروانم، امیال، خون و گوشت‌شون رو برمی‌دارم...

197
00:17:54,230 --> 00:17:59,180
‫و هدایت‌شون می‌کنم تا به درجات رفیع‌تر برسن

198
00:18:00,160 --> 00:18:02,380
‫امکان نداره عقلت سر جاش باشه

199
00:18:03,130 --> 00:18:05,030
‫مطمئنی عقلت سالمه؟

200
00:18:05,590 --> 00:18:07,380
‫واقعاً حالم رو بهم می‌زنی!

201
00:18:07,404 --> 00:18:09,404
‫چی؟

202
00:18:10,030 --> 00:18:13,809
‫ما تازه همدیگه رو دیدیم، ولی تو خیلی سر جنگ داری

203
00:18:13,810 --> 00:18:15,420
‫فهمیدم

204
00:18:15,880 --> 00:18:17,290
‫طفلک

205
00:18:17,710 --> 00:18:20,060
‫حتماً یه اتفاق تحمل‌ناپذیر رو گذروندی

206
00:18:20,620 --> 00:18:21,782
‫خوشحال می‌شم گوش کنم

207
00:18:21,806 --> 00:18:23,360
‫زودباش، سفره‌ی دلت رو باز کن

208
00:18:25,010 --> 00:18:27,680
‫تحمل‌ناپذیر اصلاً توصیف کاملی نیست!

209
00:18:28,130 --> 00:18:30,990
‫اونی که خواهر بزرگم رو کشت، تویی!

210
00:18:31,410 --> 00:18:34,090
‫این هائوری چیزی رو یادت نمی‌اندازه؟

211
00:18:34,114 --> 00:18:36,114
‫ها؟

212
00:18:46,965 --> 00:18:48,965
‫آها!

213
00:18:48,990 --> 00:18:51,960
‫اون دختری که از نفس گل استفاده می‌کرد رو میگی؟

214
00:18:52,460 --> 00:18:55,030
‫چه بچه‌ی مودب و شیرینی بود!

215
00:18:55,630 --> 00:18:59,430
‫همون که نتونستم ببلعمش
‫چون خورشید طلوع کرد. یادمه

216
00:19:00,090 --> 00:19:02,210
‫واقعاً کاش می‌تونستم بخورمش...

217
00:19:04,580 --> 00:19:07,290
‫تنفس حشره...
‫رقص نیش زنبور..

218
00:19:07,840 --> 00:19:08,860
‫بال بال زدنِ واقعی!

219
00:19:10,080 --> 00:19:11,699
‫چه ضربه‌ی حیرت‌انگیزی!

220
00:19:11,700 --> 00:19:13,530
‫نتونستم با دستم جلوش رو بگیرم!

221
00:19:15,730 --> 00:19:16,730
‫هنر خون شیطان

222
00:19:18,780 --> 00:19:20,360
‫نیلوفر یخ‌زده

223
00:19:21,730 --> 00:19:22,650
‫خیلی سرده!

224
00:19:22,651 --> 00:19:25,010
‫هوا اینقدر سرد شد انگار می‌خواد ریه‌هام رو جِر بده!

225
00:19:27,730 --> 00:19:29,710
‫واقعاً تند و تیزی!

226
00:19:30,210 --> 00:19:32,709
‫ولی خیلی حیف شد

227
00:19:32,710 --> 00:19:35,540
‫ضربه شیطان رو نمی‌کشه

228
00:19:39,190 --> 00:19:40,430
‫گردن

229
00:19:40,930 --> 00:19:43,030
‫باید سر رو قطع کنی

230
00:19:43,054 --> 00:19:45,054
‫« نابود کن »

231
00:19:46,030 --> 00:19:50,040
‫شاید با ضربه‌هام نتونم بکشمت
‫ولی با سم چی؟

232
00:19:54,760 --> 00:19:58,880
‫معلوم می‌شه که این سم
‫روی یک رده بالایی جواب میده یا نه

233
00:20:00,200 --> 00:20:01,340
‫خواهر بزرگه...

234
00:20:01,980 --> 00:20:04,530
‫خواهش می‌کنم، خواهر بزرگه!

235
00:20:07,310 --> 00:20:14,110
‫این از سمی که توی کوهِ رویی استفاده کردی، قوی‌تره، نه؟

236
00:20:15,360 --> 00:20:18,020
‫پس تبادل اطلاعات کردن

237
00:20:18,630 --> 00:20:20,310
‫سم یه شمشیر دو لبه است

238
00:20:20,660 --> 00:20:27,440
‫تو... ترکیب سم رو واسه هر شیطان عوض کردی!
‫چیزی که بهم گفت اینه!

239
00:20:34,980 --> 00:20:41,299
‫چی شد؟
‫انگار سمت رو خنثی کردم!

240
00:20:41,300 --> 00:20:42,362
‫شرمنده‌ات شدم!

241
00:20:42,386 --> 00:20:45,290
‫با اینکه فقط واسه من
‫ازش استفاده کردی!

242
00:20:47,200 --> 00:20:52,080
‫اون شمشیر... وقتی غلافش می‌کنی
‫صدای منحصربه‌فردی داره

243
00:20:52,860 --> 00:20:56,010
‫سم رو اونجا عوض می‌کنی؟

244
00:20:56,330 --> 00:20:59,080
‫وای، چه باحاله!

245
00:20:59,810 --> 00:21:02,879
‫مسموم شدن خیلی جالبه!

246
00:21:02,880 --> 00:21:04,365
‫تقریباً اعتیادآوره!

247
00:21:04,389 --> 00:21:06,740
‫به نظرت ترکیب بعدیت جواب میده؟

248
00:21:07,330 --> 00:21:09,240
‫بیا امتحانش کنیم!

249
00:21:15,680 --> 00:21:17,260
‫بسیارخب

250
00:21:17,960 --> 00:21:19,070
‫من که مشکلی ندارم

251
00:21:19,680 --> 00:21:20,680
‫بالأخره...

252
00:21:24,150 --> 00:21:26,830
‫قبلاً پیشبینی کرده بودم که اینجوری می‌شه

253
00:21:28,950 --> 00:21:30,730
‫ترکیبِ سم جدیدت انجام شد؟

254
00:21:31,060 --> 00:21:33,010
‫هر وقت گفتی من آماده‌ام!

255
00:21:37,300 --> 00:21:40,130
‫می‌دونم گفتم امتحانش کن...

256
00:21:41,680 --> 00:21:44,600
‫ولی تکرار حمله‌ی قبلی خسته‌کننده است

257
00:21:59,760 --> 00:22:03,210
‫چی شد؟ از قبل کُندتر شدی

258
00:22:03,990 --> 00:22:05,000
‫با این وضعیت...

259
00:22:05,380 --> 00:22:08,030
‫تنفس حشره، رقص سنجاقک...

260
00:22:08,440 --> 00:22:09,680
‫بُرشِ اغواکننده!

261
00:22:18,130 --> 00:22:21,030
‫وای، یه تیکه‌ام رو کندی، ها؟

262
00:22:21,290 --> 00:22:23,819
‫حتماً ضدحمله‌هام رو تغییر جهت دادی

263
00:22:23,820 --> 00:22:25,392
‫فوق‌العاده است!

264
00:22:25,416 --> 00:22:28,360
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم!

265
00:22:28,384 --> 00:22:29,960
‫ثمرات زحماتته!

266
00:22:30,220 --> 00:22:31,935
‫می‌تونی ادامه بدی!

267
00:22:31,959 --> 00:22:36,360
‫چطوره قبل از خنثی کردن سم،
‫حمله بعدیت رو بکنی؟

268
00:22:36,620 --> 00:22:37,849
‫دست خودم نیست...

269
00:22:37,873 --> 00:22:40,730
‫دوست دارم افراد سخت‌کوش رو تشویق کنم!

270
00:22:47,220 --> 00:22:49,680
‫آره! به این میگن روحیه!

271
00:22:52,490 --> 00:22:56,380
‫من از بچگی خوش‌قلب و باهوش بودم

272
00:22:57,610 --> 00:23:02,760
‫همیشه به مردم رقت‌انگیز کمک می‌کردم
‫و خوشحالـشون می‌کردم

273
00:23:03,220 --> 00:23:05,110
‫چون وظیفه‌ام اون بود

274
00:23:06,720 --> 00:23:09,590
‫تو چشم این بچه رنگین‌کمون وجود داره

275
00:23:10,460 --> 00:23:13,840
‫این موهای خاکستری رنگ‌پریده
‫معصوم بودنش رو ثابت می‌کنه

276
00:23:14,720 --> 00:23:16,690
‫این بچه استثنائیه

277
00:23:17,210 --> 00:23:19,740
‫مطمئنم می‌تونه صدای خدایان رو بشنوه

278
00:23:21,870 --> 00:23:25,370
‫والدینم واقعاً خنگ بودن

279
00:23:26,280 --> 00:23:28,703
‫در غیر این صورت هم نمی‌تونستن

280
00:23:28,727 --> 00:23:31,150
‫یه مذهب احمقانه مثل بهشتِ ابدی رو تشکیل بدن

281
00:23:32,380 --> 00:23:34,230
‫دلم براشون می‌سوخت...

282
00:23:34,700 --> 00:23:37,310
‫واسه همین همیشه نقش بازی می‌کردم

283
00:23:38,830 --> 00:23:41,310
‫یه بار هم صدای خدایان رو نشنیدم

284
00:23:42,710 --> 00:23:45,608
‫اولش، نمی‌دونستم چطوری
‫با دسته‌های مردمی که

285
00:23:45,632 --> 00:23:48,530
‫من رو می‌پرستیدن و
‫بهم دعا می‌کردن رفتار کنم

286
00:23:49,830 --> 00:23:52,973
‫اینکه می‌دیدم این افراد بالغ
‫می‌اومدن جلوی بچه‌ای مثل من

287
00:23:52,997 --> 00:23:56,140
‫گریه می‌کردن و می‌گفتن،
‫«دارم عذاب می‌کشم، درد دارم، چی کار کنم؟»

288
00:23:56,360 --> 00:23:59,140
‫باعث شد نگران سلامت عقل‌شون بشم

289
00:24:00,560 --> 00:24:03,490
‫بعد از اینکه به قصه‌های شخصی‌شون
‫تا مرزِ خواب می‌رسوندنم...

290
00:24:04,330 --> 00:24:07,910
‫بهم تعظیم می‌کردن و درخواست می‌کردن
‫به بهشت هدایت‌شون کنم

291
00:24:09,260 --> 00:24:10,530
‫گریه می‌کردم

292
00:24:11,790 --> 00:24:12,980
‫فلک‌زده‌ها

293
00:24:13,900 --> 00:24:16,290
‫اصلاً بهشتی وجود نداره

294
00:24:17,230 --> 00:24:21,190
‫فقط یه داستان خیالیه که انسان‌های متوهم ساختنش

295
00:24:22,350 --> 00:24:24,540
‫نه خدایی هست نه بودایی

296
00:24:25,510 --> 00:24:28,213
‫این مردم چندین دهه
‫زندگی کرده بودن،

297
00:24:28,237 --> 00:24:30,460
‫ولی بازم نمی‌تونستن درک کنن

298
00:24:31,740 --> 00:24:33,740
‫وقتی می‌میری، کلاً نابود می‌شی

299
00:24:34,380 --> 00:24:36,270
‫دیگه هیچی حس نمی‌کنی

300
00:24:37,770 --> 00:24:39,240
‫قلبت می‌ایسته،

301
00:24:39,710 --> 00:24:40,920
‫مغزت می‌ایسته،

302
00:24:41,290 --> 00:24:43,080
‫می‌پوسی و به زمین برمی‌گردی

303
00:24:44,110 --> 00:24:46,810
‫این اتفاق واسه تمام موجودات زنده می‌افته

304
00:24:49,740 --> 00:24:52,350
‫تواناییِ قبول کردن چنین واقعیت ساده‌ای رو ندارید

305
00:24:53,320 --> 00:24:55,170
‫حتماً سخته که اینقدر احمق باشی

306
00:24:56,450 --> 00:24:59,757
‫من می‌خوام این مردم فلک‌زده رو خوشبخت کنم

307
00:24:59,781 --> 00:25:01,550
‫می‌خوام نجات‌شون بدم!

308
00:25:02,790 --> 00:25:06,840
‫واسه همینه که به این دنیا اومدم

309
00:25:14,830 --> 00:25:16,195
‫این شد دورِ پنجم

310
00:25:16,219 --> 00:25:18,880
‫این هم جواب نداد، ها؟ فایده نداره

311
00:25:19,690 --> 00:25:21,990
‫تأثیرپذیریش داره کمتر و کمتر می‌شه، نه؟

312
00:25:22,510 --> 00:25:25,550
‫چند بار دیگه می‌تونی اون سم رو ترکیب کنی؟

313
00:25:26,090 --> 00:25:28,140
‫از نفس هم افتادی؟

314
00:25:28,910 --> 00:25:30,370
‫ببین چقدر عرق کرده!

315
00:25:30,700 --> 00:25:31,700
‫حالت خوبه؟

316
00:25:32,520 --> 00:25:35,650
‫پس قدرت یه رده بالایی اینه!

317
00:25:36,200 --> 00:25:38,270
‫سم اصلاً روش اثری نداره!

318
00:25:39,220 --> 00:25:41,970
‫سرعتی که در برابر سم مقاوم می‌شه دیوانه‌واره!

319
00:25:44,510 --> 00:25:47,280
‫ریه‌هات دارن دچار نکروز می‌شن

320
00:25:48,840 --> 00:25:50,063
‫دردناکه، نه؟

321
00:25:50,087 --> 00:25:53,780
‫بالأخره هنر خون شیطان من رو تنفس کردی

322
00:25:56,040 --> 00:26:00,410
‫خونِ یخ‌زده‌ی خودش رو به مِه تبدیل می‌کنه
‫و با بادبزن‌هاش پخشش می‌کنه

323
00:26:01,420 --> 00:26:04,730
‫خودِ نفس کشیدن هم خطرناک می‌شه

324
00:26:12,510 --> 00:26:16,040
‫با حملات پی‌درپی مقدار زیادی سم بهش تزریق می‌کنم!

325
00:26:17,490 --> 00:26:20,160
‫تنفس حشره...
‫رقص سنجاقک...

326
00:26:27,160 --> 00:26:28,880
‫چشم شش‌گوش!

327
00:26:31,880 --> 00:26:34,950
‫خدای من...
‫بدجوری سریعی!

328
00:26:35,470 --> 00:26:39,060
‫شاید سریعترین هاشیرایی باشی که تا حالا دیدم!

329
00:26:43,060 --> 00:26:45,210
‫زخمی... شدم!

330
00:26:47,450 --> 00:26:51,160
‫کاش به جای استفاده از سم
‫سرم رو قطع می‌کردی

331
00:26:51,500 --> 00:26:53,800
‫با سرعتی که داری، شاید شکستم می‌دادی

332
00:26:55,950 --> 00:26:59,630
‫خب، شاید هم نه!
‫چون خیلی کوچولویی!

333
00:27:02,960 --> 00:27:06,450
‫موندم چرا دست‌هام اینقدر کوچیکه

334
00:27:08,080 --> 00:27:11,000
‫چرا قدم بلندتر نشد؟

335
00:27:13,030 --> 00:27:16,200
‫اگه فقط یکم قدم بلندتر بود...

336
00:27:16,810 --> 00:27:19,310
‫می‌تونستم سرِ یه شیطان رو قطع کنم
‫و شکستش بدم؟

337
00:27:20,710 --> 00:27:26,280
‫داشتنِ دست و پاهای درازتر
‫یعنی ماهیچه‌ی بیشتری داری

338
00:27:26,560 --> 00:27:27,740
‫اون بهم برتری میده

339
00:27:30,760 --> 00:27:35,580
‫خواهر بزرگم ریزه‌اندام بود
‫ولی قدش از من بلندتر بود

340
00:27:37,740 --> 00:27:39,960
‫به هیمجیما سان حسودیم می‌شه!

341
00:27:40,940 --> 00:27:44,990
‫کیه که خیالش راحت نشه
‫وقتی ببینه اون اومده نجاتش بده؟

342
00:27:49,190 --> 00:27:54,590
‫فهمیدم اون روز خواهرم قصد داشت...
‫بهم چی بگه

343
00:27:58,340 --> 00:28:01,860
‫هی، دیگه تمومه؟

344
00:28:02,510 --> 00:28:03,680
‫گمونم خیلی حیف شد

345
00:28:07,370 --> 00:28:10,320
‫«شینوبو، احتمالاً به اون شیطان می‌بازی»

346
00:28:11,470 --> 00:28:15,090
‫می‌خواستی این رو بگی، ولی حرفت رو خوردی، درسته؟

347
00:28:16,240 --> 00:28:17,540
‫به خودت بیا

348
00:28:23,890 --> 00:28:25,490
‫اجازه نمیدم اشک بریزی

349
00:28:27,290 --> 00:28:28,290
‫خواهر بزرگه...

350
00:28:29,050 --> 00:28:30,050
‫پاشو

351
00:28:30,790 --> 00:28:31,900
‫نمی‌تونم!

352
00:28:32,190 --> 00:28:33,881
‫خون زیادی از دست دادم!

353
00:28:33,905 --> 00:28:37,300
‫ریه‌ی چپم سوراخ شده و
‫حتی نمی‌تونم نفس بکشم!

354
00:28:38,220 --> 00:28:39,490
‫نمی‌خوام بهونه بشنوم

355
00:28:40,390 --> 00:28:43,840
‫پاشو... هاشیرای حشره، شینوبو کوچو!

356
00:28:46,480 --> 00:28:48,730
‫اگه تصمیم گرفتی شکستش بدی، پس بده!

357
00:28:49,180 --> 00:28:51,290
‫اگه تصمیم گرفتی ببری، پس ببر!

358
00:28:52,680 --> 00:28:54,730
‫ببر، به هر قیمتی که شده

359
00:28:55,590 --> 00:28:59,140
‫مگه به من و کانائو این قول رو ندادی؟

360
00:29:01,840 --> 00:29:03,060
‫کانائو...

361
00:29:06,300 --> 00:29:07,650
‫خیلی متأسفم...

362
00:29:08,050 --> 00:29:10,120
‫کارت رو تموم نکردم،
‫پس حتماً خیلی درد داری، درسته؟

363
00:29:15,370 --> 00:29:17,260
‫می‌دونم از پسش بر میای، شینوبو

364
00:29:17,980 --> 00:29:18,980
‫تمام تلاشت رو بکن

365
00:29:26,250 --> 00:29:29,850
‫چی؟ پا شدی؟
‫واقعاً می‌خوای پاشی؟ ها؟

366
00:29:30,570 --> 00:29:33,800
‫تو... واقعاً انسانی؟

367
00:29:34,340 --> 00:29:38,440
‫استخوان ترقوه، ریه و دنده‌هات رو زخم کردم

368
00:29:39,340 --> 00:29:45,820
‫با جثه‌ای که داری، مقدار خونی که ازت رفته
‫باید تا الان می‌کشتت

369
00:29:47,040 --> 00:29:48,509
‫وای نه، دیدی؟

370
00:29:48,510 --> 00:29:51,468
‫خون داره توی ریه‌هات می‌جوشه!

371
00:29:51,492 --> 00:29:54,040
‫حتماً دردش غیرقابل تصوره!

372
00:29:54,710 --> 00:29:56,909
‫همین الان سرت رو قطع می‌کنم،

373
00:29:56,933 --> 00:29:58,580
‫پس به خودت فشار نیار!

374
00:29:59,590 --> 00:30:02,031
‫دیگه کارت از نجات گذشته

375
00:30:02,055 --> 00:30:02,860
‫تسلیم شو

376
00:30:03,230 --> 00:30:05,740
‫باید به نقطه‌ضعفش... یعنی گردنش حمله کنم!

377
00:30:06,330 --> 00:30:08,150
‫اگه سم رو به گردنش بزنم،

378
00:30:08,174 --> 00:30:09,230
‫یه شانسی دارم!

379
00:30:10,440 --> 00:30:11,898
‫تنفس حشره...

380
00:30:11,922 --> 00:30:13,380
‫رقص هزارپا...

381
00:30:13,465 --> 00:30:15,465
‫هوم؟

382
00:30:15,490 --> 00:30:16,990
‫زیگزاگ هزارپا!

383
00:30:40,790 --> 00:30:43,360
‫تو تمام جهات می‌پیچه و می‌چرخه

384
00:30:44,180 --> 00:30:46,260
‫فشارِ گام‌هاش اونقدری هست که پُل رو نابود کنه

385
00:30:49,140 --> 00:30:52,090
‫خیلی سریعه! نمی‌تونم حمله‌اش رو پیشبینی کنم!

386
00:30:58,430 --> 00:30:59,430
‫خیلی پایینه!

387
00:31:12,880 --> 00:31:20,880
‫مسیر سعادت. همیشه باور داشتم
‫که هِی ادامه داره...

388
00:31:20,904 --> 00:31:22,904
‫و به دوردست‌ها می‌رسه

389
00:31:26,360 --> 00:31:28,260
‫تا وقتی که نابود شد

390
00:31:29,190 --> 00:31:30,700
‫و فهمیدم که سعادت من

391
00:31:31,300 --> 00:31:34,820
‫به یک مو بند بود

392
00:31:37,840 --> 00:31:38,840
‫و...

393
00:31:39,590 --> 00:31:41,820
‫وقتی نجات پیدا کردیم

394
00:31:43,180 --> 00:31:47,440
‫خواستم قوی‌تر بشم و

395
00:31:48,590 --> 00:31:52,320
‫از خوشبختیِ خراب‌نشده‌ی دیگران محافظت کنم

396
00:31:54,130 --> 00:31:57,870
‫اون قولی بود
‫که به همدیگه دادیم

397
00:32:00,330 --> 00:32:02,742
‫بیا شیطان‌ها رو شکست بدیم

398
00:32:02,766 --> 00:32:05,830
‫هر تعدادی که تونستیم رو. باهمدیگه

399
00:32:08,940 --> 00:32:14,210
‫تا بقیه مجبور نشن
‫چیزی که ما کشیدیم رو بکشن!

400
00:32:23,010 --> 00:32:24,710
‫حتی اگه ضعیف باشم

401
00:32:28,660 --> 00:32:30,910
‫حتی اگه نتونم سر یه شیطان رو قطع کنم!

402
00:32:32,010 --> 00:32:35,240
‫با شکست دادن یک شیطان
‫می‌تونم ده‌ها نفر رو نجات بدم!

403
00:32:35,860 --> 00:32:38,446
‫و اگه شیطانی که
‫شکست دادم یه رده بالایی باشه،

404
00:32:38,470 --> 00:32:40,920
‫می‌تونم صدها نفر رو نجات بدم

405
00:32:42,830 --> 00:32:44,700
‫مسئله این نیست که می‌تونم انجامش بدم یا نه

406
00:32:46,650 --> 00:32:48,760
‫کاریه که باید انجامش بدم

407
00:32:54,290 --> 00:32:55,630
‫عصبانی هستی؟

408
00:32:57,860 --> 00:33:02,690
‫آره، عصبانی‌ام، تانجیرو

409
00:33:03,390 --> 00:33:09,190
‫همیشه... مدام... عصبانی‌ام

410
00:33:12,170 --> 00:33:13,640
‫والدینم رو کشتن

411
00:33:15,540 --> 00:33:16,940
‫خواهر بزرگم رو کشتن

412
00:33:18,920 --> 00:33:21,610
‫از جانشین‌هام هم به جز کانائو، همه کشته شدن

413
00:33:23,390 --> 00:33:24,550
‫اون دخترها که دیگه بماند

414
00:33:25,960 --> 00:33:29,633
‫اگه شیطان‌ها عزیزان‌شون رو نکشته بودن

415
00:33:29,657 --> 00:33:33,960
‫هنوز داشتن کنار خانواده‌هاشون
‫به شادی زندگی می‌کردن!

416
00:33:37,410 --> 00:33:40,020
‫خیلی خشمگینم می‌کنی!

417
00:33:40,690 --> 00:33:42,820
‫سر به سر من نذار، احمق!

418
00:33:43,990 --> 00:33:47,160
‫چرا سم روت کار نمی‌کنه، لعنتی؟

419
00:33:48,220 --> 00:33:49,720
‫حرومزاده!

420
00:34:01,350 --> 00:34:02,313
‫چقدر ستودنی!

421
00:34:02,337 --> 00:34:03,870
‫تمام تلاشت رو کردی!

422
00:34:04,430 --> 00:34:06,220
‫احساساتم جریحه‌دار شد!

423
00:34:06,550 --> 00:34:09,660
‫که دیدم یه دختر ضعیف تا اینجا پیش رفت

424
00:34:10,670 --> 00:34:12,639
‫چطوری به عنوان یک
‫شیطان‌کُش اینقدر دوام آوردی

425
00:34:12,663 --> 00:34:15,050
‫وقتی استعدادت از
‫خواهر بزرگت کمتر بوده؟

426
00:34:15,980 --> 00:34:18,100
‫معجزه است که تا الان زنده موندی!

427
00:34:21,300 --> 00:34:23,188
‫خیلی احمقانه است،
‫تلاش می‌کنی کارت رو تا آخر انجام بدی

428
00:34:23,212 --> 00:34:25,100
‫با وجودی که بی‌فایده است!

429
00:34:25,800 --> 00:34:28,104
‫همینه که انسان‌ها رو
‫اینقدر شکننده می‌کنه!

430
00:34:28,128 --> 00:34:29,980
‫و همین اینقدر شکوهمندشون می‌کنه!

431
00:34:31,270 --> 00:34:33,830
‫لایق این هستی که توسط من بلعیده بشی!

432
00:34:34,850 --> 00:34:36,940
‫بیا باهم ابدیت رو تقسیم کنیم!

433
00:34:40,700 --> 00:34:42,381
‫حرف آخری داری؟

434
00:34:42,405 --> 00:34:44,570
‫خوشحال می‌شم بشنوم

435
00:34:49,430 --> 00:34:51,750
‫برو به درک!

436
00:34:57,380 --> 00:34:58,380
‫استاد!

437
00:35:29,950 --> 00:35:32,704
‫مطمئنم اون هم اینجاست

438
00:35:32,728 --> 00:35:34,350
‫چون مطمئنم...

439
00:35:35,290 --> 00:35:37,210
‫اون هم باید باهام رو در رو بشه!

440
00:35:44,520 --> 00:35:47,176
‫افرادی که دوست داری و برات عزیزن...

441
00:35:47,200 --> 00:35:49,733
‫راحت فرض رو بر این می‌ذاریم که

442
00:35:49,757 --> 00:35:52,290
‫فردا و پس‌فردا هم
‫قراره زنده باشن

443
00:35:53,150 --> 00:35:56,900
‫ولی این چیزی جز یک میل نیست

444
00:35:57,350 --> 00:35:58,620
‫نفس گل...

445
00:35:59,590 --> 00:36:03,279
‫با اینکه یه وعده‌ی محکم نیست...

446
00:36:03,280 --> 00:36:04,330
‫فُرمِ چهارم...

447
00:36:06,070 --> 00:36:07,720
‫هاناگوروموی زرشکی!

448
00:36:14,440 --> 00:36:16,860
‫وای، نزدیک بود!

449
00:36:20,880 --> 00:36:22,990
‫...همیشه زنده‌ان و نزدیک

450
00:36:24,820 --> 00:36:29,840
‫به دلیلی... مردم خودبه‌خود این رو باور دارن

451
00:36:33,310 --> 00:36:38,260
‫می‌شه وقتی دارم جذبش می‌کنم
‫بهم حمله نکنی؟

452
00:36:47,360 --> 00:36:48,360
‫این چیه دیگه؟

453
00:36:49,230 --> 00:36:51,260
‫توی طعمه‌ام نمی‌افتی؟

454
00:36:52,510 --> 00:36:56,560
‫به خاطر اشاره‌ایه که با انگشت‌هاش کرد؟

455
00:36:57,110 --> 00:36:59,640
‫بهت گفت قدرت‌های من چیه؟

456
00:37:00,670 --> 00:37:03,430
‫فقط در کسری از ثانیه؟ شگفت‌انگیزه!

457
00:37:04,010 --> 00:37:06,160
‫با اینکه بی‌فایده است

458
00:37:06,184 --> 00:37:07,940
‫اون خیلی سخت‌کوشه!

459
00:37:10,990 --> 00:37:17,490
‫ولی واقعاً، باید بگم که
‫عجب شب فوق‌العاده‌ای شد

460
00:37:19,240 --> 00:37:22,281
‫غذاها هِی پشت هم میان...

461
00:37:22,305 --> 00:37:23,820
‫دونه به دونه

462
00:37:25,190 --> 00:37:30,410
‫آره واقعاً...
‫عجب شب شگفت‌انگیزی

463
00:37:44,890 --> 00:37:46,130
‫اینجایی، نه؟

464
00:37:46,660 --> 00:37:47,660
‫خودت رو نشون بده

465
00:37:48,840 --> 00:37:50,560
‫می‌دونم هستی

466
00:37:53,870 --> 00:37:56,453
‫اینجور صحبت کردن اشتباهه‌ها

467
00:37:56,477 --> 00:37:58,690
‫خصوصاً با بزرگتر از خودت

468
00:37:59,670 --> 00:38:02,960
‫ظاهرت یکم بهتر از قبل شده

469
00:38:03,570 --> 00:38:07,660
‫ولی هنوز مثل قبل لاغرمردنی هستی

470
00:38:11,210 --> 00:38:12,739
‫« رده بالایی ۶ »

471
00:38:12,740 --> 00:38:16,620
‫خیلی وقته ندیدمت... زنیتسو

472
00:38:19,510 --> 00:38:20,690
‫کایگاکو...

473
00:38:21,360 --> 00:38:23,524
‫حالا که شیطان شدی

474
00:38:23,548 --> 00:38:27,120
‫دیگه تو رو بزرگترم نمی‌دونم!

475
00:38:40,770 --> 00:38:43,420
‫تنفس آب...
‫فُرمِ نُهُم...

476
00:38:45,010 --> 00:38:47,040
‫جریان پاشیدن آب، متلاطم!

477
00:38:49,930 --> 00:38:50,930
‫حواست رو جمع کن!

478
00:38:51,010 --> 00:38:52,010
‫چشم!

479
00:38:53,360 --> 00:38:54,948
‫اینجا خیلی عجیبه!

480
00:38:54,972 --> 00:38:59,290
‫خود ساختمون‌ها انگار نبض دارن!
‫انگار زنده است!

481
00:39:00,140 --> 00:39:02,960
‫می‌خواد من و گیو سان رو از هم جدا کنه!

482
00:39:04,040 --> 00:39:06,518
‫باید خودمون رو به هر
‫تعدادی از اعضای لشکر که می‌شه

483
00:39:06,542 --> 00:39:09,020
‫برسونیم و بریم جایی که موزان هست!

484
00:39:17,090 --> 00:39:18,240
‫فوت شد!

485
00:39:18,670 --> 00:39:20,760
‫شینوبو کوچو مُرده!

486
00:39:21,400 --> 00:39:25,510
‫بعد از جنگیدن با رده بالایی ۲ فوت کرد!

487
00:40:06,670 --> 00:40:10,540
‫اون تکه کاغذ دور گردنش چیه؟

488
00:40:11,140 --> 00:40:12,720
‫ارتباطات خیلی سریع برقرار شده

489
00:40:17,610 --> 00:40:19,010
‫شینوبو مُرده

490
00:40:19,860 --> 00:40:21,190
‫نباید حواس‌تون پرت بشه

491
00:40:21,820 --> 00:40:24,060
‫فقط به کار بعدی‌تون فکر کنید

492
00:40:24,860 --> 00:40:25,860
‫- باشه!
‫- باشه!

493
00:40:28,360 --> 00:40:31,570
‫وضعیت دیگر هاشیراها
‫و اعضای لشکر چیه؟

494
00:40:33,540 --> 00:40:37,100
‫در مرکز طبقات چهلم افقی و دوازدهم عمودی

495
00:40:39,170 --> 00:40:41,469
‫اعضای لشکر دارن با شیطان‌ها می‌جنگن

496
00:40:41,470 --> 00:40:43,670
‫حداقل ده شیطان اونجاست

497
00:40:50,690 --> 00:40:54,600
‫و پشت اون دیوار، بیش از ۳۰ شیطان
‫اکنون در حال نزدیک شدنن

498
00:41:01,260 --> 00:41:05,470
‫چشم‌های یوشیرو سان می‌تونه هنرهای خون شیطان رو ببینه

499
00:41:06,110 --> 00:41:09,210
‫خودِ هنری که برای چشمان انسانی مرئی نیست

500
00:41:10,310 --> 00:41:15,420
‫ابعاد مختلف نوری حتماً قدرت هنر خون هر شیطانه

501
00:41:16,760 --> 00:41:22,660
‫این ساختمان‌های نبض‌داری که مدام در حرکتـن هم
‫یک هنر خون شیطان هستن

502
00:41:23,340 --> 00:41:25,710
‫و ظاهراً هیچ پایانی ندارن

503
00:41:28,810 --> 00:41:30,510
‫چه قدرت شگفت‌انگیزی

504
00:41:31,920 --> 00:41:35,970
‫این یک قلعه شیطانه که بی‌پایانه!

505
00:41:39,660 --> 00:41:43,650
‫و ما به داخل این قلعه شیطان بی‌پایان کِشیده شدیم

506
00:41:48,090 --> 00:41:51,590
‫اما همینجوری بهش کشیده نشدیم

507
00:41:52,300 --> 00:41:55,790
‫پدرم با دقت برای این روز آماده شده بود
‫و حالا بهش رسیدیم

508
00:41:55,814 --> 00:41:56,926
‫« کاکوشی »

509
00:41:56,950 --> 00:41:59,677
‫با استفاده از گیومی
‫به عنوان محور اصلی، هاشیراها رو

510
00:41:59,701 --> 00:42:02,250
‫در موقعیت گذاشت که
‫هر لحظه به صحنه برسن

511
00:42:02,900 --> 00:42:05,774
‫و برای همسو کردن تمام
‫اعضای انفرادی لشکر

512
00:42:05,798 --> 00:42:09,290
‫به کلاغ‌های کاسوگای
‫مأموریت‌هاشون رو داد و منتظر موند

513
00:42:10,570 --> 00:42:13,790
‫از کمک تامایو سان و یوشیرو سان هم استفاده کرد
‫و در نهایت...

514
00:42:14,350 --> 00:42:17,408
‫برای اطمینان از
‫اینکه این نقشه بی‌نقص در بیاد

515
00:42:17,432 --> 00:42:20,490
‫خواهرهام هم جون‌شون رو فدا کردن

516
00:42:21,670 --> 00:42:23,890
‫به همراه والدین‌مون

517
00:42:27,390 --> 00:42:30,770
‫قرار نیست این نبرد رو ببازیم!

518
00:42:37,260 --> 00:42:41,039
‫در این فضای بزرگ
‫پنج قدرت بزرگ دارن ساطع می‌شن

519
00:42:41,063 --> 00:42:44,590
‫انگار که دارن قدرت
‫خودشون رو به رخ می‌کشن

520
00:42:45,110 --> 00:42:47,070
‫حتماً رده بالایی‌ها هستن

521
00:42:48,170 --> 00:42:51,810
‫یکی‌شون همون جاییه که شینوبو بود

522
00:42:52,660 --> 00:42:56,790
‫رؤیت رده بالایی! رده بالایی ۶
‫و آگاتسوما باهم مواجه شدن!

523
00:42:57,060 --> 00:42:59,610
‫یه رده بالایی! اعضای لشکر دیگه‌ای باهاش نیستن؟

524
00:42:59,820 --> 00:43:02,340
‫هیچکس نیست! آگاتسوما تنهاست!

525
00:43:02,590 --> 00:43:05,229
‫احتمالات برای یک هینوئه‌ی تنها جالب نیست!

526
00:43:05,230 --> 00:43:06,470
‫فوراً براش پشتیبانی بفرستید!

527
00:43:13,440 --> 00:43:15,140
‫عوض نشدی، نه؟

528
00:43:15,660 --> 00:43:17,590
‫هنوزم نُنُر و به‌دردنخور

529
00:43:17,610 --> 00:43:19,750
‫و ضعیفی

530
00:43:20,930 --> 00:43:22,720
‫تونستی هاشیرا بشی؟

531
00:43:23,590 --> 00:43:25,900
‫هی زنیتسو!

532
00:43:27,180 --> 00:43:30,790
‫به جز فُرمِ اول چیز دیگه‌ای یاد گرفتی؟

533
00:43:32,040 --> 00:43:37,910
‫انگار یکی هیجان‌زده است که تونسته موقتاً
‫یه رده بالاییِ لجن‌خور بشه

534
00:43:39,995 --> 00:43:41,995
‫عجب!

535
00:43:42,020 --> 00:43:44,810
‫بددهنی کردن رو خوب یاد گرفتی

536
00:43:45,760 --> 00:43:48,010
‫چرا از این همه چیز، شیطان شدی؟

537
00:43:49,590 --> 00:43:50,580
‫تو هیچوقت...

538
00:43:50,581 --> 00:43:54,500
‫چرا وارث آینده‌ی تنفس تندر شیطان شده؟

539
00:43:55,265 --> 00:43:57,265
‫ها؟

540
00:43:57,290 --> 00:43:59,310
‫به خاطر شیطان شدنِ تو...

541
00:43:59,690 --> 00:44:00,740
‫بابابزرگ...

542
00:44:02,500 --> 00:44:04,170
‫سپوکو کرد و مُرد!

543
00:44:05,740 --> 00:44:06,790
‫بابابزرگ...

544
00:44:07,710 --> 00:44:09,360
‫تنهایی سپوکو کرد!

545
00:44:10,950 --> 00:44:12,590
‫بدون هیچ کمکی!

546
00:44:14,020 --> 00:44:15,180
‫اگه بعد از اینکه با چاقو به شکم خودت زدی

547
00:44:15,560 --> 00:44:17,709
‫کسی نباشه که سرت رو قطع کنه...

548
00:44:17,710 --> 00:44:20,210
‫با عذابی طولانی می‌میری!

549
00:44:20,940 --> 00:44:21,960
‫بابابزرگ...

550
00:44:22,620 --> 00:44:25,390
‫بدون اینکه حتی به گلو یا قلب خودش چاقو بزنه مُرد!

551
00:44:25,990 --> 00:44:29,040
‫فقط چون از یک کاربر تنفس تندر
‫یک شیطان بار اومد!

552
00:44:30,790 --> 00:44:32,670
‫به من چه؟

553
00:44:33,270 --> 00:44:36,449
‫خب؟ که چی؟ می‌خوای عزاداری کنم؟

554
00:44:36,473 --> 00:44:39,240
‫که به خاطر اعمالم توبه کنم؟

555
00:44:39,970 --> 00:44:44,220
‫کسی که برام ارزشی قائل نباشه به درد من نمی‌خوره

556
00:44:44,970 --> 00:44:47,689
‫من همیشه... تحت هر شرایطی...

557
00:44:47,713 --> 00:44:51,310
‫طرف کسی رو می‌گیرم
‫که ارزشم رو بشناسه

558
00:44:53,610 --> 00:44:57,220
‫اگه پیر خرفت با عذاب مُرده، خوشحالم

559
00:44:57,910 --> 00:45:00,578
‫بعد از تمام زحماتی
‫که براش کشیدم...

560
00:45:00,602 --> 00:45:03,269
‫به جای اینکه من رو
‫جانشین خودش کنه...

561
00:45:03,270 --> 00:45:05,540
‫با گستاخی آشغالی مثل تو رو

562
00:45:05,564 --> 00:45:08,360
‫هم‌جانشینِ من کرد، اون حرومزاده!

563
00:45:09,340 --> 00:45:11,911
‫هاشیرای سابق بوده باشه یا نه...

564
00:45:11,935 --> 00:45:14,840
‫یه پیرمرد زپرتی
‫به درد من نمی‌خوره!

565
00:45:20,110 --> 00:45:22,610
‫بابابزرگ اصلاً زپرتی نبود

566
00:45:23,310 --> 00:45:25,970
‫اگه من آشغالم، پس تو تفاله‌ای!

567
00:45:26,690 --> 00:45:28,660
‫منی که فقط فُرمِ اول رو بلدم،

568
00:45:28,684 --> 00:45:31,270
‫و تویی که هیچوقت
‫نتونستی یادش بگیری...

569
00:45:32,220 --> 00:45:36,470
‫واسه بابابزرگ متأسفم که یه جفت جانشین به‌دردنخور گیرش اومد!

570
00:45:36,820 --> 00:45:40,440
‫من رو با امثال خودت یکی ندون!

571
00:45:41,200 --> 00:45:42,408
‫تنفس تندر...

572
00:45:42,432 --> 00:45:43,640
‫فُرمِ چهارم...

573
00:45:43,900 --> 00:45:44,940
‫تندرِ دور!

574
00:45:53,340 --> 00:45:55,350
‫خیلی کُندی، تفاله

575
00:46:01,190 --> 00:46:02,370
‫زخمیم کرد!

576
00:46:02,770 --> 00:46:03,770
‫خیلی سریعه!

577
00:46:03,850 --> 00:46:05,380
‫اون...

578
00:46:05,760 --> 00:46:08,920
‫مثل یه آدم کاملاً متفاوت حرکت می‌کنه!

579
00:46:11,270 --> 00:46:13,210
‫اشتباه نمی‌کنم!

580
00:46:23,990 --> 00:46:27,910
‫شرمی در زانو زدن مقابل افراد به شدت قوی وجود نداره

581
00:46:29,310 --> 00:46:30,753
‫تا وقتی زنده باشی،

582
00:46:30,777 --> 00:46:32,220
‫یه راهی پیدا می‌کنی

583
00:46:34,710 --> 00:46:37,130
‫تا لحظه‌ی مرگت هنوز نباختی

584
00:46:38,340 --> 00:46:41,060
‫چه روی زمین سجده کنی...

585
00:46:41,620 --> 00:46:43,190
‫چه خونه‌ای نداشته باشی...

586
00:46:43,560 --> 00:46:45,470
‫و مجبور باشی از چاله آب بخوری...

587
00:46:46,090 --> 00:46:48,790
‫چه برای پول دزدی محکومت کنن...

588
00:46:50,070 --> 00:46:52,950
‫تا وقتی زنده باشی، یه روزی می‌تونی ببری

589
00:46:53,510 --> 00:46:54,790
‫من می‌برم و ثابتش می‌کنم

590
00:46:55,280 --> 00:46:57,590
‫این باور زنده نگهم داشته

591
00:46:59,890 --> 00:47:01,440
‫می‌خوای با شیطان شدن...

592
00:47:02,500 --> 00:47:10,500
‫« رده بالایی ۱ »

593
00:47:02,930 --> 00:47:05,290
‫قدرت بیشتری به دست بیاری؟

594
00:47:06,430 --> 00:47:09,490
‫اگه اون مرد تو رو بپذیره...

595
00:47:09,810 --> 00:47:12,540
‫تو هم یکی از ما می‌شی

596
00:47:16,840 --> 00:47:18,760
‫هرچقدر شمشیرزن قوی‌تر باشه...

597
00:47:19,540 --> 00:47:22,260
‫بیشتر طول می‌کشه که شیطان بشه

598
00:47:23,080 --> 00:47:25,860
‫واسه من سه روز کامل طول کشید

599
00:47:27,050 --> 00:47:30,630
‫اینکه یک صاحب سبک فن تنفس رو
‫به شیطان تبدیل کنی...

600
00:47:31,110 --> 00:47:35,760
‫نیازمند مقدار زیادی از خون اون فرده

601
00:47:37,190 --> 00:47:39,040
‫و با اینکه کم پیش میاد...

602
00:47:39,440 --> 00:47:43,660
‫بعضی‌ها از نظر جسمی توانایی شیطان شدن رو ندارن

603
00:47:45,040 --> 00:47:47,560
‫برام سواله که تو چی می‌شی

604
00:47:51,810 --> 00:47:53,690
‫باید قدر این خون رو بدونی

605
00:47:54,710 --> 00:47:58,410
‫حتی فکر ریختنِ یک قطره‌اش هم به سرت نزنه

606
00:47:59,490 --> 00:48:03,138
‫اگه بذاری یه قطره‌اش بریزه،

607
00:48:03,162 --> 00:48:06,810
‫سر و نیم‌تنه‌ات قطع می‌شه

608
00:48:12,360 --> 00:48:18,690
‫وحشتی که تو بندبند وجودم حس می‌کردم
‫داد و فریاد می‌کرد

609
00:48:23,560 --> 00:48:25,160
‫در مقایسه با اون...

610
00:48:25,670 --> 00:48:28,960
‫این بچه زپرتی هیچی نیست!

611
00:48:29,610 --> 00:48:33,160
‫فقط چون قوی‌تر شده به این معنی نیست
‫که با یک رده بالایی هم‌سطحه!

612
00:48:34,040 --> 00:48:37,360
‫آگاتسوما زنیتسو... این یارو آشغاله!

613
00:48:37,670 --> 00:48:40,479
‫همیشه مثل یه نوزاد
‫آب دماغش آویزون بود!

614
00:48:40,503 --> 00:48:42,570
‫هیچ وقار یا استحکامی نداشت!

615
00:48:43,160 --> 00:48:46,123
‫کمک! یه تله اینجاست!

616
00:48:46,147 --> 00:48:49,110
‫قوزک پام پیچ خورد!

617
00:48:50,080 --> 00:48:52,902
‫من با این آشغال هم‌جانشین بشم؟

618
00:48:52,926 --> 00:48:55,370
‫اون پیر خرفت اسکل شده بود!

619
00:48:55,880 --> 00:48:57,850
‫بگیر، کایگاکو

620
00:48:58,950 --> 00:49:00,410
‫بابابزرگ!

621
00:49:01,700 --> 00:49:03,820
‫یکم زیادی بزرگه، می‌بینی؟

622
00:49:04,790 --> 00:49:06,540
‫{\an8}بیخیال، بابابزرگ!

623
00:49:06,541 --> 00:49:08,540
‫من و تو برابر باشیم؟

624
00:49:06,540 --> 00:49:08,540
‫{\an8}بزرگ می‌شی اندازه‌ات می‌شه!

625
00:49:10,530 --> 00:49:12,710
‫عمراً!

626
00:49:14,820 --> 00:49:17,130
‫حقش بود بمیره!

627
00:49:17,640 --> 00:49:19,952
‫هم تو و هم اون پیر خرفت!

628
00:49:19,976 --> 00:49:21,900
‫دوتاتون باید بمیرید!

629
00:49:23,270 --> 00:49:26,090
‫من فقط تونستم فُرمِ اول رو یاد بگیرم...

630
00:49:26,980 --> 00:49:30,430
‫تو تونستی همه‌چیز به جز فُرمِ اول رو یاد بگیری

631
00:49:32,740 --> 00:49:34,020
‫واسه همین بابابزرگ...

632
00:49:34,750 --> 00:49:39,960
‫می‌خواست دوتامون جانشین‌های تنفس رعدش بشیم

633
00:49:42,090 --> 00:49:43,370
‫ولی تو اینقدر

634
00:49:44,900 --> 00:49:48,170
‫باهاش سرِ لج داشتی
‫که شیطان شدی، نه؟

635
00:49:50,215 --> 00:49:52,215
‫داره میاد!

636
00:49:52,240 --> 00:49:53,433
‫تنفس تندر...

637
00:49:53,457 --> 00:49:54,650
‫فُرمِ دوم...

638
00:49:55,470 --> 00:49:56,530
‫روحِ برنجی!

639
00:49:59,200 --> 00:50:01,590
‫با یه تنفس، پنج ضربه توی یک چشم‌بهم‌زدن!

640
00:50:04,800 --> 00:50:06,700
‫حتماً کلی آدم خوردی!

641
00:50:06,870 --> 00:50:09,450
‫دیگه فرق درست و غلط رو هم نمی‌تونی تشخیص بدی، نه؟

642
00:50:09,980 --> 00:50:12,200
‫فرق‌شون رو خوب هم می‌دونم!

643
00:50:14,100 --> 00:50:15,110
‫چی شده؟

644
00:50:15,550 --> 00:50:18,360
‫مگه موردعلاقه‌ی پیر خرفت نبودی؟

645
00:50:19,650 --> 00:50:25,030
‫پس چرا بهم نشون نمیدی
‫چه ارثی رو بهت بخشیده؟

646
00:50:28,900 --> 00:50:30,439
‫چی شد پس؟

647
00:50:30,440 --> 00:50:32,977
‫جلوی خودت رو نگیر!

648
00:50:33,001 --> 00:50:34,830
‫حمله کن دیگه!

649
00:50:41,120 --> 00:50:42,710
‫تنفس تندر...

650
00:50:45,030 --> 00:50:46,340
‫فُرمِ اول...

651
00:50:48,510 --> 00:50:50,110
‫غرش صاعقه و نور!

652
00:50:56,710 --> 00:51:01,220
‫چه حرکت ساده‌ای که فقط باهام شاخ به شاخ بشی.
‫اینقدر بی‌فکرانه

653
00:51:01,790 --> 00:51:03,110
‫عمراً بهم بخوره!

654
00:51:04,940 --> 00:51:06,453
‫تنفس تندر...

655
00:51:06,477 --> 00:51:07,990
‫فُرمِ سوم...

656
00:51:08,270 --> 00:51:09,710
‫هجوم تندر!

657
00:51:15,690 --> 00:51:17,810
‫داره موقع چرخش
‫به صورت موجی بهم حمله می‌کنه!

658
00:51:18,060 --> 00:51:19,330
‫چی شد؟

659
00:51:19,750 --> 00:51:21,640
‫به همین زودی تموم شدی؟

660
00:51:23,090 --> 00:51:24,013
‫تنفس تندر...

661
00:51:24,037 --> 00:51:24,960
‫فرم اول...

662
00:51:25,290 --> 00:51:26,670
‫غرش صاعقه و نور! هشت برابر!

663
00:51:31,910 --> 00:51:33,500
‫جواب نمیده!

664
00:51:34,980 --> 00:51:36,433
‫تنفس تندر...

665
00:51:36,457 --> 00:51:37,910
‫فرم پنجم...

666
00:51:40,490 --> 00:51:41,540
‫آذرخش حرارتی!

667
00:51:43,820 --> 00:51:45,066
‫چه حسی داره؟

668
00:51:45,090 --> 00:51:48,850
‫نیشِ شمشیر تقویت‌شده‌ام
‫با هنر خون شیطان؟

669
00:51:49,620 --> 00:51:54,350
‫یه حمله مهلک که پوست
‫و گوشتت رو تَرَک میده!

670
00:51:55,500 --> 00:51:58,920
‫اون‌هایی که ارزش من رو به درستی ارزیابی و شناسایی می‌کنن خوبـن!

671
00:51:59,540 --> 00:52:02,680
‫اون‌هایی که نادیده می‌گیرنم و من رو به حساب نمیارن، بَد!

672
00:52:03,430 --> 00:52:04,666
‫حالا فهمیدی؟

673
00:52:04,690 --> 00:52:06,550
‫این الان قدرت منه!

674
00:52:07,550 --> 00:52:09,670
‫قدرتی که با شیطان شدن به دست آوردم رو میگم!

675
00:52:10,180 --> 00:52:12,209
‫یک غرش صاعقه یا هشت‌تاش یا هرچی...

676
00:52:12,210 --> 00:52:14,658
‫اومد تو رو جانشینش کرد

677
00:52:14,682 --> 00:52:15,958
‫وقتی فقط همینقدر ازت برمیاد...

678
00:52:15,982 --> 00:52:17,130
‫یه قضاوت کاملاً اشتباه بود!

679
00:52:24,450 --> 00:52:28,170
‫پس جوابی که دادی این بود، ها؟

680
00:52:30,080 --> 00:52:31,270
‫می‌دونستم

681
00:52:32,140 --> 00:52:33,570
‫از اول می‌دونستم، ولی بازم...

682
00:52:39,110 --> 00:52:43,000
‫زنیتسو! این... ته کارته!

683
00:52:43,340 --> 00:52:44,860
‫تنفس تندر...

684
00:52:46,260 --> 00:52:47,330
‫فرم ششم...

685
00:52:56,560 --> 00:52:58,320
‫غرش و نور!

686
00:52:59,070 --> 00:53:02,570
‫اون حمله به شکستن تمام بدنت ادامه میده!

687
00:53:03,020 --> 00:53:05,355
‫توی ذهن و بدنت حکش کن!

688
00:53:05,379 --> 00:53:06,540
‫قدرت من رو!

689
00:53:06,790 --> 00:53:08,573
‫حالا که شیطان شدم،

690
00:53:08,597 --> 00:53:10,380
‫از تنفس تندر رد شدم!

691
00:53:14,890 --> 00:53:16,290
‫من استثنائی‌ام!

692
00:53:16,570 --> 00:53:18,020
‫مثل تو نیستم!

693
00:53:18,460 --> 00:53:20,360
‫شبیه هیچکدوم از شما نیستم!

694
00:53:21,350 --> 00:53:24,420
‫پس انگار پیر خرفت بیخودی روت حساب باز کرده بود!

695
00:53:29,320 --> 00:53:31,640
‫بیشتر مثل کایگاکو باش!

696
00:53:32,400 --> 00:53:34,950
‫سعی کن مثل بزرگتر باشی!

697
00:53:36,340 --> 00:53:40,300
‫مگه فرم اول تمام اساس تنفس تندر نیست؟

698
00:53:40,810 --> 00:53:42,814
‫اگه فقط فرم اول رو بلد نباشه،

699
00:53:42,838 --> 00:53:45,260
‫مگه معنیش همونی نیست... که می‌دونی؟

700
00:53:45,970 --> 00:53:48,131
‫ممکنه استادِ بقیه‌ی فرم‌ها شده باشه،

701
00:53:48,155 --> 00:53:49,260
‫ولی خیلی قوی نیست

702
00:53:49,770 --> 00:53:53,730
‫ولی بازم، کایگاکو خیلی متکبره

703
00:53:54,080 --> 00:53:56,100
‫عمراً هاشیرا بشه

704
00:53:56,420 --> 00:53:58,100
‫در هر حال احتمالاً خیلی زود کشته بشه

705
00:53:59,430 --> 00:54:01,170
‫این چه کاریه؟

706
00:54:03,080 --> 00:54:05,530
‫شنیدم یکی از اعضای لشکر رده بالا رو زدی

707
00:54:06,410 --> 00:54:08,780
‫واسه خودت دردسر درست نکن، آشغال!

708
00:54:09,480 --> 00:54:12,750
‫چقدر شرم‌آوره که کسی مثل تو وجود داره!

709
00:54:15,600 --> 00:54:19,720
‫کامل می‌دونستم کایگاکو ازم متنفره...

710
00:54:20,410 --> 00:54:22,310
‫من هم ازش متنفر بودم

711
00:54:23,830 --> 00:54:27,380
‫ولی بهت احترام می‌ذاشتم. واقعاً

712
00:54:28,380 --> 00:54:31,280
‫خیلی سخت‌کوش بودی و هِی تلاش می‌کردی

713
00:54:32,520 --> 00:54:36,030
‫همیشه ازت الگو می‌گرفتم

714
00:54:37,130 --> 00:54:39,400
‫تو استثنائی بوده آخه

715
00:54:41,220 --> 00:54:45,090
‫برای من و بابابزرگ، استثنائی و مهم بودی!

716
00:54:46,340 --> 00:54:49,510
‫ولی... گمونم برات کافی نبود

717
00:54:50,610 --> 00:54:52,146
‫تحت هر شرایطی...

718
00:54:52,170 --> 00:54:55,060
‫همیشه یه نارضایتی ازت می‌شنیدم

719
00:54:57,610 --> 00:55:02,030
‫توی محل شادیِ قلبت یه حفره هست

720
00:55:03,750 --> 00:55:05,930
‫و شادی هی ازش نشت می‌کنه

721
00:55:07,850 --> 00:55:10,347
‫باید حفره رو پیدا
‫کنی و ببندیش...

722
00:55:10,371 --> 00:55:12,240
‫وگرنه هیچوقت پُر نمی‌شه

723
00:55:15,360 --> 00:55:16,360
‫بابابزرگ...

724
00:55:17,240 --> 00:55:18,240
‫متأسفم

725
00:55:19,480 --> 00:55:23,610
‫آخرش... مسیرهای متفاوتی رو رفتیم!

726
00:55:35,410 --> 00:55:37,030
‫هنوز یکم قدرت براش مونده؟

727
00:55:47,330 --> 00:55:48,330
‫چی شد؟

728
00:55:56,580 --> 00:55:59,450
‫ببخشید... داداش بزرگه

729
00:56:19,760 --> 00:56:22,530
‫تنفس تندر...
‫فرم هفتم...

730
00:56:26,290 --> 00:56:28,040
‫خدای تندرِ آتش!

731
00:56:35,565 --> 00:56:37,565
‫من...

732
00:56:37,590 --> 00:56:38,790
‫نتونستم پیشبینیش کنم!

733
00:56:39,500 --> 00:56:41,690
‫اون دیگه چه حرکتیه؟

734
00:56:42,490 --> 00:56:43,590
‫زیادی سریعه!

735
00:56:44,100 --> 00:56:45,839
‫تا حالا اون تکنیک رو ندیدم!

736
00:56:45,840 --> 00:56:47,040
‫الان از چی استفاده کردی؟

737
00:56:47,940 --> 00:56:49,355
‫لعنتی! لعنتی!

738
00:56:49,379 --> 00:56:53,649
‫می‌دونستم اون پیر گوزو
‫همیشه برای تو فرق می‌ذاشت!

739
00:56:53,650 --> 00:56:56,580
‫اون تکنیک رو فقط به تو یاد داد
‫و هیچوقت به من نشونش نداد!

740
00:56:57,030 --> 00:56:58,110
‫اشتباه می‌کنی!

741
00:57:00,860 --> 00:57:03,050
‫بابابزرگ اونجور آدمی نبود!

742
00:57:04,180 --> 00:57:06,480
‫تکنیک خودمه

743
00:57:07,490 --> 00:57:10,060
‫تکنیک اختصاصی خودم
‫که خودم ساختمش

744
00:57:11,500 --> 00:57:13,364
‫امیدوار بودم یه روز...

745
00:57:13,388 --> 00:57:14,940
‫با این تکنیک...

746
00:57:15,810 --> 00:57:18,330
‫کنار تو بجنگم

747
00:57:22,430 --> 00:57:24,380
‫تکنیکِ هفتم؟

748
00:57:25,480 --> 00:57:28,809
‫تنفس تندر فقط شش تکنیک داره،

749
00:57:28,810 --> 00:57:30,690
‫اونوقت اون هفتمیش رو ساخته؟

750
00:57:31,980 --> 00:57:35,860
‫اون؟ کسی که فقط فرم اول رو بلده؟

751
00:57:37,100 --> 00:57:39,660
‫اون آشغالی که از من پایین‌تر بود؟

752
00:57:41,740 --> 00:57:44,228
‫تحمل ندارم! واقعاً تحملش رو ندارم!

753
00:57:44,252 --> 00:57:46,740
‫عمراً بتونم این واقعیت رو بپذیرم!

754
00:57:47,390 --> 00:57:50,590
‫کسی مثل اون... من به اون ببازم؟

755
00:57:52,050 --> 00:57:54,230
‫فکر کنم دارم عقلم رو از دست میدم!

756
00:57:56,110 --> 00:57:57,110
‫نه...

757
00:57:58,280 --> 00:57:59,890
‫وایسا، نباختم!

758
00:58:00,310 --> 00:58:02,180
‫اون آشغال هم با من سقوط می‌کنه و می‌میره!

759
00:58:02,710 --> 00:58:05,060
‫قطعاً تا الان دیگه قدرتش تموم شده!

760
00:58:06,210 --> 00:58:08,430
‫با من می‌میره!

761
00:58:10,330 --> 00:58:12,023
‫افرادی که به دیگران کمک نمی‌کنن

762
00:58:12,047 --> 00:58:14,180
‫آخرش هیچوقت کمکی از دیگران بهشون نمی‌شه

763
00:58:16,430 --> 00:58:18,625
‫اون‌هایی که فقط می‌خوان بِکَنَن

764
00:58:18,649 --> 00:58:20,560
‫مثل افرادی‌ان که هیچی ندارن

765
00:58:21,390 --> 00:58:23,910
‫چون خودشون نمی‌تونن چیزی رو بسازن

766
00:58:25,810 --> 00:58:28,280
‫تنها مردن رقت‌انگیزه، ها؟

767
00:58:50,740 --> 00:58:51,740
‫من کجام؟

768
00:59:00,640 --> 00:59:01,640
‫بابابزرگ!

769
00:59:04,790 --> 00:59:08,230
‫متأسفم! نتونستم با کایگاکو کنار بیام!

770
00:59:08,740 --> 00:59:10,280
‫براش نامه‌اینا نوشتم!

771
00:59:10,660 --> 00:59:12,820
‫ولی هیچوقت جواب نداد!

772
00:59:14,010 --> 00:59:15,538
‫اگه به خاطر من نبود،

773
00:59:15,562 --> 00:59:18,090
‫شاید کایگاکو آخرش
‫اونجوری نمی‌شد!

774
00:59:18,470 --> 00:59:20,610
‫خیلی متأسفم! من رو ببخش!

775
00:59:21,490 --> 00:59:23,690
‫ببخشید که نتونستم تمام زحماتی که
‫برام کشیدی رو جبران کنم!

776
00:59:24,340 --> 00:59:28,340
‫می‌خواستم تا زنده‌ای هاشیرا بشم، ولی...

777
00:59:29,130 --> 00:59:30,130
‫متأسفم!

778
00:59:30,500 --> 00:59:32,050
‫ببخشید بابابزرگ!

779
00:59:36,100 --> 00:59:37,950
‫حالا ازم متنفری؟

780
00:59:38,800 --> 00:59:41,000
‫لطفاً! یه چیزی بگو، بابابزرگ!

781
00:59:43,300 --> 00:59:44,999
‫لعنتی!

782
00:59:45,000 --> 00:59:46,390
‫چرا این‌ها پام رو گرفتن؟

783
00:59:47,920 --> 00:59:48,860
‫بابابزرگ!

784
00:59:48,860 --> 00:59:49,570
‫من...

785
00:59:49,850 --> 00:59:50,850
‫من...

786
00:59:53,400 --> 00:59:54,400
‫لعنت!

787
00:59:56,920 --> 00:59:58,100
‫زنیتسو...

788
01:00:06,030 --> 01:00:09,760
‫تو افتخار و دلخوشیِ منی!

789
01:00:33,090 --> 01:00:33,830
‫خب؟

790
01:00:33,831 --> 01:00:35,110
‫می‌تونی نجاتش بدی؟

791
01:00:35,680 --> 01:00:37,060
‫می‌شناسمش!

792
01:00:37,320 --> 01:00:38,710
‫یه جوری نجاتش بده!

793
01:00:38,990 --> 01:00:40,290
‫خیلی روت حساب کردم!

794
01:00:40,650 --> 01:00:42,570
‫ساکت شو. خفه‌خون بگیر، موراتا

795
01:00:42,950 --> 01:00:47,820
‫یه دستیار پستی مثل تو
‫بهتره مراقب باشه که بهمون حمله نکنن

796
01:00:49,540 --> 01:00:51,889
‫هی تو! تو چه مقامی داری مگه؟

797
01:00:51,890 --> 01:00:54,290
‫اگه ازم پایین‌تر باشی،
‫بد می‌بینی!

798
01:00:54,960 --> 01:00:58,060
‫من یه شیطانم، پس مقام چه اهمیتی برام داره؟

799
01:00:59,250 --> 01:01:02,293
‫از یه خون‌بَندِ خون شیطان استفاده می‌کنم،

800
01:01:02,317 --> 01:01:05,360
‫ولی اگه این تَرَک‌های صورتش پخش بشن،
‫تا حدقه‌ی چشم‌هاش میره

801
01:01:06,760 --> 01:01:07,960
‫صدام رو می‌شنوی؟

802
01:01:12,230 --> 01:01:14,910
‫این حرف‌های ترسناک رو به کسی که اینقدر آسیب‌پذیره نزن!

803
01:01:15,200 --> 01:01:17,186
‫از یه هموستاتیک هم استفاده می‌کنم،

804
01:01:17,210 --> 01:01:18,530
‫ولی خونریزی بند نمیاد

805
01:01:18,540 --> 01:01:19,630
‫بس کن!

806
01:01:19,860 --> 01:01:20,893
‫قسم می‌خورم خوب می‌شی!

807
01:01:20,917 --> 01:01:21,949
‫حتماً نجات پیدا می‌کنی!

808
01:01:21,950 --> 01:01:23,519
‫قرار نیست بمیری!

809
01:01:23,520 --> 01:01:24,839
‫از پسش برمیای، آگاتسوما!

810
01:01:24,840 --> 01:01:26,360
‫طاقت بیار! طاقت بیار!

811
01:01:27,180 --> 01:01:32,510
‫رده بالایی که باهاش جنگیدی
‫هنوز استاد تکنیک‌ها و توانایی‌هاش نشده بود

812
01:01:33,300 --> 01:01:34,850
‫خیلی شانس آوردی

813
01:01:35,960 --> 01:01:37,755
‫اگه یه سال دیگه باهاش می‌جنگیدی،

814
01:01:37,779 --> 01:01:39,010
‫احتمالاً فوری می‌مُردی

815
01:01:41,350 --> 01:01:45,330
‫اینقدر حرف‌هایی نزن... که روحیه‌اش رو نابود می‌کنه!

816
01:01:51,980 --> 01:01:54,690
‫حرف اشتباهی نزدم!

817
01:01:57,230 --> 01:01:58,340
‫چیه؟

818
01:01:58,780 --> 01:02:01,160
‫داد زدی، حالا شیطان‌ها دارن میان

819
01:02:03,190 --> 01:02:04,530
‫هدف خوبی می‌شی

820
01:02:06,460 --> 01:02:08,410
‫هی، اسمش یوشیرو بود؟

821
01:02:08,430 --> 01:02:09,990
‫آگاتسوما رو به تو می‌سپارم!

822
01:02:10,420 --> 01:02:11,420
‫زودباشید!

823
01:02:14,690 --> 01:02:17,199
‫لطفاً هرچه سریعتر شکستش بده، سنپای

824
01:02:17,200 --> 01:02:19,290
‫بعداً به حسابت می‌رسم!

825
01:02:19,660 --> 01:02:20,660
‫لعنتی!

826
01:02:22,540 --> 01:02:24,820
‫تنفس آب، فرم دوم...

827
01:02:25,290 --> 01:02:26,390
‫چرخ آبی!

828
01:02:29,560 --> 01:02:30,669
‫از گوشه بهشون حمله می‌کنیم،

829
01:02:30,670 --> 01:02:32,260
‫پس از اون سمت برید!

830
01:02:49,410 --> 01:02:50,510
‫خوب نیست!

831
01:02:50,950 --> 01:02:52,340
‫قراره به یکی‌شون برخورد کنه!

832
01:02:55,740 --> 01:02:57,760
‫به هیچ رده بالایی برخورد نمی‌کنیم

833
01:02:58,360 --> 01:03:00,510
‫هنوز خیلی از محلِ موزان فاصله داریم؟

834
01:03:01,020 --> 01:03:02,740
‫بقیه هنوز زنده‌ان؟

835
01:03:06,060 --> 01:03:10,020
‫شینوبو سان...
‫حتماً برنده می‌شیم!

836
01:03:10,570 --> 01:03:13,260
‫همه می‌شن! همه می‌شیم!

837
01:03:16,370 --> 01:03:17,710
‫این لرزش واسه چیه؟

838
01:03:18,790 --> 01:03:19,790
‫گیو سان!

839
01:03:19,970 --> 01:03:20,970
‫وایسا!

840
01:03:21,320 --> 01:03:22,320
‫آروم باش

841
01:03:24,640 --> 01:03:26,360
‫یکی دیگه داره می‌جنگه؟

842
01:03:26,970 --> 01:03:28,670
‫یکی دیگه قراره بمیره؟

843
01:03:35,040 --> 01:03:36,629
‫نه، اون نیست

844
01:03:36,653 --> 01:03:38,980
‫داره میاد این سمتی؟

845
01:03:42,700 --> 01:03:44,130
‫این بو...

846
01:03:52,780 --> 01:03:53,530
‫بالای سرت!

847
01:03:53,560 --> 01:03:54,560
‫تانجیرو، برو عقب!

848
01:03:59,350 --> 01:04:01,100
‫چه عجب از اینورها

849
01:04:03,030 --> 01:04:06,789
‫تعجب می‌کنم یه ضعیفی مثل تو هنوز زنده است

850
01:04:06,790 --> 01:04:09,790
‫{\an8}« رده بالایی ۳ »

851
01:04:10,550 --> 01:04:13,120
‫تانجیرو کامادو!

852
01:04:15,370 --> 01:04:18,200
‫آکازا!

853
01:04:51,060 --> 01:04:55,101
‫احتمالاً داره توی این پیله‌ی گوشتی

854
01:04:55,125 --> 01:04:59,060
‫دارو رو تجزیه می‌کنه
‫که دوباره انسان بشه

855
01:05:00,930 --> 01:05:04,577
‫موزان کیبوتسوجی... هر جور شده...

856
01:05:04,601 --> 01:05:06,990
‫حتماً باید نابود بشی!

857
01:05:08,540 --> 01:05:09,331
‫ولی...

858
01:05:09,355 --> 01:05:11,620
‫هر کاری می‌کنم...

859
01:05:19,860 --> 01:05:23,210
‫در نهایت من هم جذبش می‌شم!

860
01:05:24,200 --> 01:05:28,110
‫خواهش می‌کنم... یکی... زود به دادم برسه!

861
01:05:29,520 --> 01:05:30,520
‫لطفاً!

862
01:05:45,240 --> 01:05:47,974
‫به گفته‌ی پدر، اگه موزان بمیره،

863
01:05:47,998 --> 01:05:50,290
‫بقیه‌ی شیطان‌ها هم می‌میرن

864
01:05:52,240 --> 01:05:56,020
‫در اون صورت، موزان کیبوتسوجی هنوز زنده است

865
01:05:57,550 --> 01:06:01,740
‫حتماً تامایو سان داره قدرت‌های موزان رو سرکوب می‌کنه

866
01:06:02,820 --> 01:06:07,140
‫به خاطر سرکوبِ اونه که واکنشی
‫به چشم‌های یوشیرو سان نشون نداده

867
01:06:08,600 --> 01:06:11,388
‫قبل از اینکه قدرت‌های موزان احیا بشن...

868
01:06:11,412 --> 01:06:14,200
‫باید هرکاری لازمه
‫واسه شکستش انجام بدیم

869
01:06:16,400 --> 01:06:21,380
‫با اینحال... توی این قلعه بی‌پایان...

870
01:06:22,420 --> 01:06:26,250
‫واقعاً می‌تونیم موزان کیبوتسوجی رو پیدا کنیم؟

871
01:06:31,750 --> 01:06:33,330
‫نیازی به ترسیدن نیست

872
01:06:34,440 --> 01:06:36,230
‫داری خوب کار می‌کنی

873
01:06:38,650 --> 01:06:41,450
‫قطعاً خودش رو نشون میده

874
01:06:42,570 --> 01:06:44,600
‫مگه سراغ من هم نیومد؟

875
01:06:47,430 --> 01:06:51,330
‫موزان کیبوتسوجی اینجور آدمیه

876
01:06:57,480 --> 01:06:59,380
‫فهمیدم... پدر

877
01:07:00,220 --> 01:07:02,000
‫تحت هر شرایطی وظیفه‌ی خودم رو انجام میدم!

878
01:07:04,520 --> 01:07:07,280
‫باید قبل از تموم شدن قدرت اعضای لشکر پیداش کنیم

879
01:07:08,090 --> 01:07:09,670
‫و یه بار واسه همیشه این قضیه رو حل کنیم!

880
01:07:21,280 --> 01:07:22,800
‫جلوشون بایستید!

881
01:07:22,820 --> 01:07:27,510
‫ما حفظِ موضع می‌کنیم
‫و صدمه به هاشیرا رو به حداقل می‌رسونیم!

882
01:07:27,920 --> 01:07:30,190
‫به جلو! لطفاً به پیش برید!

883
01:07:30,930 --> 01:07:32,670
‫هاشیرای سنگ، لطفاً عجله کنید!

884
01:07:32,990 --> 01:07:34,000
‫شماها...

885
01:07:42,760 --> 01:07:45,129
‫هر جور شده، لطفاً کیبوتسوجی رو شکست بدین!

886
01:07:45,130 --> 01:07:46,500
‫خواهش می‌کنیم!

887
01:07:47,320 --> 01:07:48,400
‫باشه

888
01:07:48,860 --> 01:07:50,990
‫روی شماها حساب می‌کنم
‫که به اینجا رسیدگی کنید!

889
01:07:51,610 --> 01:07:52,610
‫توکیتو!

890
01:07:54,790 --> 01:07:58,070
‫الان وقتشه که ثابت کنیم
‫از آموزش هاشیرا چی یاد گرفتیم!

891
01:07:58,094 --> 01:08:00,094
‫درسته!

892
01:08:07,010 --> 01:08:08,870
‫ممنون از همه‌تون

893
01:08:10,020 --> 01:08:13,390
‫پدر، همه دارن تمام تلاش‌شون رو می‌کنن

894
01:08:24,370 --> 01:08:25,370
‫گریه نداریم

895
01:08:26,440 --> 01:08:28,090
‫تحت هیچ شرایطی از کارت دست نکش

896
01:08:28,920 --> 01:08:31,110
‫قرار نیست شکست بخوریم

897
01:08:33,060 --> 01:08:34,060
‫باشه

898
01:08:37,370 --> 01:08:40,090
‫لرد کیریا خیلی ستودنیه

899
01:08:41,860 --> 01:08:43,639
‫هنوز عزادارِ پدرشه...

900
01:08:43,663 --> 01:08:47,490
‫ولی فرماندهی لشکر شیطان‌کُش رو به دست گرفت...

901
01:08:48,160 --> 01:08:51,260
‫و داره تلاش می‌کنه تا وظیفه‌اش رو انجام بده

902
01:08:52,960 --> 01:08:55,320
‫درست میگم، رنگوکو سان؟

903
01:08:56,920 --> 01:08:58,020
‫موافقم

904
01:08:59,940 --> 01:09:05,610
‫ببین این بچه‌های کم سن‌وسال چطوری ایستادگی می‌کنن

905
01:09:07,020 --> 01:09:09,070
‫مثل کیوجورو...

906
01:09:09,460 --> 01:09:12,228
‫برای سربلند کردن اسم رنگوکو...

907
01:09:12,252 --> 01:09:15,020
‫با جون خودم ازشون محافظت می‌کنم

908
01:09:28,360 --> 01:09:30,980
‫انگار در عذابه

909
01:09:32,570 --> 01:09:35,158
‫شیطانی به نام تامایو که با استاد کار می‌کرد،

910
01:09:35,182 --> 01:09:37,770
‫این دارو رو فرستاد

911
01:09:38,430 --> 01:09:40,860
‫مطابق دستورش ازش استفاده کردم...

912
01:09:42,990 --> 01:09:48,090
‫ولی نزوکو واقعاً می‌تونه دوباره انسان بشه؟

913
01:09:49,510 --> 01:09:52,168
‫اگه نزوکو دوباره انسان بشه،

914
01:09:52,192 --> 01:09:54,850
‫نقشه‌ی موزان شکست می‌خوره

915
01:09:55,630 --> 01:10:01,510
‫آرزوی بدنِ بی‌نقصی که بیش از هزار سال دنبالش بوده...

916
01:10:02,140 --> 01:10:04,243
‫مأموریتش برای فتح خورشید

917
01:10:04,267 --> 01:10:06,370
‫به خانه‌ی اول برمی‌گرده

918
01:10:08,970 --> 01:10:12,958
‫تو این همه سال
‫طولانی، نزوکو تنها شیطانیه

919
01:10:12,982 --> 01:10:16,970
‫که تسلیم نور خورشید نشده

920
01:10:33,540 --> 01:10:38,640
‫همه‌اش کلماتِ «مرحله‌ی پایانی» به ذهنم خطور می‌کنه

921
01:10:42,250 --> 01:10:47,230
‫و هر دفعه، تمام وجودم می‌لرزه و قلبم به تپش می‌افته

922
01:10:48,650 --> 01:10:52,950
‫این نبرد طولانی ممکنه بالأخره امشب تموم بشه

923
01:10:54,010 --> 01:10:58,280
‫هیچوقت خوابش رو نمی‌دیدم
‫که خودم زنده باشم که ببینمش

924
01:10:59,850 --> 01:11:00,850
‫تانجیرو...

925
01:11:01,600 --> 01:11:06,130
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، از لحظه‌ای
‫که خواهرِ شیطانت رو آوردی پیشم...

926
01:11:07,340 --> 01:11:12,800
‫انگار یه جور چرخ‌دنده‌ی بزرگ به حرکت افتاد

927
01:11:14,500 --> 01:11:20,450
‫اگه نتیجه‌ی فرعی تمام نبردهات تا حالا رو
‫بشه با یک ماشینِ بزرگ مقایسه کرد...

928
01:11:21,380 --> 01:11:27,050
‫پس قرار دادنِ تو و نزوکو داخلش
‫مثل دوتا چرخ‌دنده‌ی کوچیکه...

929
01:11:28,070 --> 01:11:33,050
‫که وضعیتِ ایستاده رو به حرکت در آورد

930
01:11:36,550 --> 01:11:38,930
‫نباز، نزوکو!

931
01:11:40,470 --> 01:11:43,010
‫نباز، تانجیرو!

932
01:11:44,100 --> 01:11:46,810
‫تحت هیچ شرایطی نباز!

933
01:11:47,270 --> 01:11:49,070
‫تنفس خورشید...

934
01:11:49,660 --> 01:11:50,660
‫چرخ آتش!

935
01:11:53,790 --> 01:11:55,279
‫برو! برو، برو!

936
01:11:55,280 --> 01:11:56,650
‫اگه نتونم حتی دستش رو قطع کنم،

937
01:11:56,674 --> 01:11:57,860
‫هیچوقت سرش رو قطع نمی‌کنم!

938
01:12:02,745 --> 01:12:04,745
‫« نابود کُن »

939
01:12:04,770 --> 01:12:05,770
‫قطعش کردم!

940
01:12:06,220 --> 01:12:07,500
‫تونستم از حمله‌اش هم جاخالی بدم!

941
01:12:07,740 --> 01:12:09,540
‫از پسش برمیام! می‌تونم باهاش بجنگم!

942
01:12:10,060 --> 01:12:11,963
‫نتونستم سرش رو هدف بگیرم!

943
01:12:11,987 --> 01:12:13,200
‫ولی دفعه بعدی...

944
01:12:14,790 --> 01:12:16,039
‫تنفس خورشید...

945
01:12:16,040 --> 01:12:17,090
‫رنگین‌کمان جعلی!

946
01:12:32,580 --> 01:12:33,680
‫تانجیرو...

947
01:12:34,270 --> 01:12:36,630
‫واقعاً تکنیک‌هات رو تقویت کردی

948
01:12:38,220 --> 01:12:42,770
‫اغراق نیست اگه بگیم
‫مهارت‌هات در سطح هاشیراست

949
01:12:43,630 --> 01:12:46,800
‫می‌تونی جلوی رده بالاییِ ۳
‫اینجوری ایستادگی کنی!

950
01:12:53,030 --> 01:12:54,030
‫اون روز...

951
01:12:55,170 --> 01:12:58,113
‫تمام امیدت توی برف
‫از دست رفته بود...

952
01:12:58,137 --> 01:13:00,669
‫نمی‌تونستی کاری به جز تعظیم...

953
01:13:00,670 --> 01:13:03,470
‫و گریه انجام بدی
‫و برای جون خواهرت التماس کنی

954
01:13:11,470 --> 01:13:13,500
‫ولی حالا می‌تونی بجنگی

955
01:13:14,910 --> 01:13:19,770
‫که زندگی و وقارت رو ازت ندزدن

956
01:13:21,740 --> 01:13:24,549
‫این پسر ضعیف نیست!

957
01:13:24,550 --> 01:13:26,290
‫بهش توهین نکن

958
01:13:26,820 --> 01:13:30,540
‫اعتراف می‌کنم کیوجورو درست گفت

959
01:13:31,210 --> 01:13:33,510
‫تو واقعاً ضعیف نبودی

960
01:13:34,060 --> 01:13:35,760
‫دمت گرم!

961
01:13:39,560 --> 01:13:41,560
‫توسعه‌ی تکنیک...

962
01:13:46,470 --> 01:13:48,740
‫خب، بیا این پارتی رو شروع کنیم

963
01:13:49,660 --> 01:13:51,660
‫وقتشه یکم تفریح کنیم

964
01:14:38,330 --> 01:14:41,090
‫تنفس آب...
‫فرم سوم...

965
01:14:41,640 --> 01:14:42,850
‫رقص مواج!

966
01:14:44,090 --> 01:14:45,760
‫هاشیرای آب، ها؟

967
01:14:46,130 --> 01:14:49,860
‫عالیه... از وقتی یکی‌شون رو دیدم
‫پنجاه سال می‌گذره!

968
01:14:58,460 --> 01:14:59,790
‫مرگ تخریب‌کننده...

969
01:14:59,820 --> 01:15:00,980
‫آشوب!

970
01:15:03,600 --> 01:15:06,250
‫تنفس آب،
‫فرم یازدهم...

971
01:15:07,300 --> 01:15:08,300
‫آرامش مرگبار!

972
01:15:13,650 --> 01:15:15,720
‫تا حالا اون حرکت رو ندیده بودم

973
01:15:16,500 --> 01:15:20,420
‫هاشیرای آبی که قبلاً کشتم
‫ازش استفاده نمی‌کرد!

974
01:15:21,270 --> 01:15:22,650
‫تنفس خورشید...

975
01:15:22,830 --> 01:15:24,220
‫خورشید خشمگین!

976
01:15:26,680 --> 01:15:27,680
‫غیبش... زد؟

977
01:15:28,490 --> 01:15:29,490
‫پشت سرمه؟

978
01:15:29,840 --> 01:15:31,149
‫تنفس خورشید،

979
01:15:31,150 --> 01:15:32,150
‫رنگین‌کمانِ ج...

980
01:15:32,770 --> 01:15:33,858
‫تنفس آب،

981
01:15:33,882 --> 01:15:34,970
‫فرم دوم...

982
01:15:35,650 --> 01:15:36,750
‫چرخ آبی!

983
01:15:49,640 --> 01:15:50,750
‫تنفس خورشید...

984
01:15:52,450 --> 01:15:53,489
‫رقص شعله!

985
01:15:53,490 --> 01:15:55,540
‫مرگ تخریب‌کننده، نوع پا...

986
01:15:56,000 --> 01:15:57,440
‫شکاف‌دهنده‌ی قله!

987
01:15:58,820 --> 01:16:00,760
‫با شمشیرم گرفتمش!

988
01:16:05,260 --> 01:16:07,278
‫خراشم داد؟ فقط یکم؟

989
01:16:07,302 --> 01:16:09,320
‫اونوقت اینقدر قویه؟

990
01:16:13,980 --> 01:16:15,330
‫چه برازنده!

991
01:16:17,420 --> 01:16:19,893
‫عجب مهارت شمشیر نابی!

992
01:16:19,917 --> 01:16:20,970
‫شکوهمنده!

993
01:16:20,990 --> 01:16:22,801
‫اسمت رو بهم بگو!

994
01:16:22,825 --> 01:16:23,839
‫اسمت چیه؟

995
01:16:23,840 --> 01:16:25,580
‫می‌خوام به یاد بسپارمت!

996
01:16:28,010 --> 01:16:30,679
‫اسمی ندارم که به یک شیطان بگم!

997
01:16:30,680 --> 01:16:32,043
‫از حرف زدن متنفرم،

998
01:16:32,067 --> 01:16:33,430
‫پس باهام حرف نزن!

999
01:16:34,540 --> 01:16:38,190
‫که اینطور، پس اهل صحبت نیستی؟

1000
01:16:38,640 --> 01:16:40,730
‫اتفاقاً من عاشقشم!

1001
01:16:41,060 --> 01:16:43,738
‫پس هی ازت می‌پرسم...

1002
01:16:43,762 --> 01:16:44,960
‫اسمت چیه!

1003
01:16:51,530 --> 01:16:53,478
‫مرگ تخریب‌کننده...

1004
01:16:53,502 --> 01:16:54,470
‫نوع پا...

1005
01:16:54,730 --> 01:16:56,580
‫توفان انفجاری!

1006
01:17:09,490 --> 01:17:10,490
‫گیو سان!

1007
01:17:12,530 --> 01:17:14,239
‫که اینطور!

1008
01:17:14,263 --> 01:17:16,660
‫پس اسمش گیوئه!

1009
01:17:20,480 --> 01:17:22,029
‫تنفس خورشید...

1010
01:17:22,030 --> 01:17:23,269
‫مرگ تخریب‌کننده...

1011
01:17:23,270 --> 01:17:25,029
‫هسته‌ی شیطان هشت‌لایه!

1012
01:17:25,030 --> 01:17:26,830
‫استخوان‌های سوزان، خورشید تابستانی!

1013
01:17:26,854 --> 01:17:36,854
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1014
01:17:42,640 --> 01:17:44,240
‫چه حرکات خوبی

1015
01:17:44,650 --> 01:17:47,830
‫کارت خوب بوده که تو این مدت کوتاه
‫تا این حد تمرین کردی

1016
01:17:48,440 --> 01:17:49,840
‫تحسین من رو داری

1017
01:17:50,790 --> 01:17:54,490
‫با اینحال، کیوجورو خیلی عالی عمل کرد

1018
01:17:55,130 --> 01:17:58,847
‫اون شب که افتاده بودی روی زمین،

1019
01:17:58,871 --> 01:18:03,070
‫خیلی ضعیف بودی.
‫مثل یه علف هرز بودی

1020
01:18:03,820 --> 01:18:05,669
‫ولی چه جالب!

1021
01:18:05,670 --> 01:18:07,648
‫حالا خودت رو ببین!

1022
01:18:07,672 --> 01:18:09,650
‫چه رشد خوبی کردی!

1023
01:18:09,930 --> 01:18:11,900
‫واقعاً سربلند شدم!

1024
01:18:12,300 --> 01:18:13,900
‫قلبم رو شاد کرد!

1025
01:18:17,130 --> 01:18:20,220
‫خوشحالم کیوجورو اون شب مُرد

1026
01:18:23,520 --> 01:18:27,070
‫وگرنه شاید از چیزی که بود قوی‌تر نمی‌شد

1027
01:18:27,870 --> 01:18:32,520
‫بالأخره، اون ارزش‌های مسخره رو داشت
‫که می‌خواست انسان بمونه

1028
01:18:34,310 --> 01:18:35,660
‫چی گفتی؟

1029
01:18:43,020 --> 01:18:44,210
‫تو...

1030
01:18:44,550 --> 01:18:46,070
‫دیگه چیزی نگو

1031
01:18:50,230 --> 01:18:52,470
‫حق نداری از رنگوکو سان صحبت کنی!

1032
01:18:53,940 --> 01:18:57,450
‫چرا؟ ستایشش کردم

1033
01:18:57,900 --> 01:19:01,440
‫هم تو رو. هم کیوجورو رو

1034
01:19:01,740 --> 01:19:02,913
‫نه، اینطور نیست!

1035
01:19:02,937 --> 01:19:04,850
‫فقط داری بهش توهین می‌کنی!

1036
01:19:05,370 --> 01:19:08,178
‫فقط بهش بی‌احترامی می‌کنی!

1037
01:19:08,202 --> 01:19:09,130
‫به همه!

1038
01:19:10,420 --> 01:19:13,029
‫اشتباه کردی، تانجیرو

1039
01:19:13,030 --> 01:19:17,590
‫ببین... تنها چیزی که من ازش متنفرم یه آدم ضعیفه

1040
01:19:18,320 --> 01:19:22,420
‫فقط به یک ضعیف توهین می‌کنم، نه کسی دیگه

1041
01:19:23,420 --> 01:19:27,179
‫درسته. ضعیف‌ها حالم رو بهم می‌زنن

1042
01:19:27,203 --> 01:19:29,820
‫دلم می‌خواد بالا بیارم

1043
01:19:31,430 --> 01:19:35,670
‫قانون طبیعت نابودشون می‌کنه، نه چیزی دیگه

1044
01:19:36,780 --> 01:19:39,680
‫تمام حرف‌هات اشتباهه!

1045
01:19:43,400 --> 01:19:47,020
‫اینجا بودنت ثابتش می‌کنه!

1046
01:19:48,880 --> 01:19:51,280
‫همه در زمان تولد ضعیفـن!

1047
01:19:51,790 --> 01:19:54,140
‫بدون کمکِ کسی دیگه
‫نمی‌تونیم زنده بمونیم!

1048
01:19:54,990 --> 01:19:56,780
‫تو هم همینطور، آکازا

1049
01:19:58,240 --> 01:19:59,543
‫شاید یادت نیاد،

1050
01:19:59,567 --> 01:20:01,134
‫ولی وقتی بچه بودی،

1051
01:20:01,158 --> 01:20:04,580
‫یکی ازت محافظت کرده و بهت یاری داده...

1052
01:20:05,280 --> 01:20:06,720
‫واسه همین الان زنده‌ای!

1053
01:20:11,810 --> 01:20:14,340
‫قوی‌ها، ضعیف‌ها رو نجات میدن
‫و ازشون محافظت می‌کنن!

1054
01:20:14,830 --> 01:20:17,171
‫و ضعیف‌ها قوی می‌شن
‫و افرادی که از خودشون

1055
01:20:17,195 --> 01:20:19,830
‫ضعیف‌ترن رو نجات میدن
‫و ازشون محافظت می‌کنن!

1056
01:20:20,840 --> 01:20:22,740
‫قانون طبیعت اینه!

1057
01:20:23,790 --> 01:20:27,190
‫آکازا، من طرز فکر تو رو تحمل نمی‌کنم!

1058
01:20:27,960 --> 01:20:31,190
‫دیگه نمی‌ذارم هر جور می‌خوای پیش بری!

1059
01:20:36,560 --> 01:20:38,180
‫حالا فهمیدم

1060
01:20:41,550 --> 01:20:45,490
‫من یه بیزاری عمیق از این یارو دارم

1061
01:20:46,880 --> 01:20:49,880
‫قوی‌تر شده، ولی بیزاریم ازش از بین نرفته!

1062
01:20:55,110 --> 01:20:57,334
‫هر چی هم که بشه...

1063
01:20:57,358 --> 01:20:59,210
‫همه اولش بچه‌ان

1064
01:20:59,980 --> 01:21:02,830
‫با کمک گرفتن از دور و بَری‌هامون یاد می‌گیریم

1065
01:21:04,330 --> 01:21:06,610
‫باهمدیگه رقابت نداریم

1066
01:21:07,160 --> 01:21:11,706
‫حریفی که باهاش درگیری
‫همیشه خودِ تو خواهد بود.

1067
01:21:11,730 --> 01:21:14,960
‫مهم اینه که از دیروز قوی‌تر بشی

1068
01:21:16,580 --> 01:21:19,852
‫اگه بتونی ده بیست سال ادامه‌اش بدی،

1069
01:21:19,876 --> 01:21:21,410
‫اون کار ستودنیه

1070
01:21:22,130 --> 01:21:26,400
‫بعدش... این دفعه تویی که به دیگران کمک می‌کنی

1071
01:21:34,350 --> 01:21:35,350
‫اون چی بود؟

1072
01:21:35,470 --> 01:21:37,280
‫هوا رو زد

1073
01:21:43,500 --> 01:21:48,320
‫تانجیرو... همون ازت بیزار باشم بهتره

1074
01:21:49,900 --> 01:21:52,010
‫مرگ تخریب‌کننده، نوع لِه‌کننده...

1075
01:21:52,780 --> 01:21:54,410
‫بیدِ نورانیِ ده هزار برگی!

1076
01:21:58,060 --> 01:21:59,810
‫خیلی سریعه! دیوانه‌وار سریعه!

1077
01:22:00,080 --> 01:22:03,026
‫نه... خیلی بحث سرعت نیست!

1078
01:22:03,050 --> 01:22:06,350
‫این احساس، این دقت... این...

1079
01:22:10,910 --> 01:22:12,840
‫مرگ تخریب‌کننده، نوع پا...

1080
01:22:14,305 --> 01:22:16,305
‫از پایین!

1081
01:22:16,330 --> 01:22:18,020
‫هزار چرخِ سیاره‌ی پرنده!

1082
01:22:24,430 --> 01:22:27,247
‫حتی اگه یه جوری حرکاتش
‫رو پیشبینی کنم و جلوی حمله‌اش رو بگیرم،

1083
01:22:27,271 --> 01:22:29,810
‫اینقدر قویه که نمی‌تونم قسر در برم!

1084
01:22:30,190 --> 01:22:31,861
‫تکنیکی که دقتِ بی‌رقیب داره!

1085
01:22:31,885 --> 01:22:35,120
‫می‌تونه با دقتِ یک قطب‌نما
‫هر گاردِ بازی رو سوراخ کنه!

1086
01:22:38,570 --> 01:22:42,810
‫انگار آهن‌ربا داره ضربه‌هاش رو مستقیم
‫به سمت جاهای حیاتی بدن انسان می‌کِشونه!

1087
01:22:43,440 --> 01:22:48,360
‫ولی چطوری؟ این چیه؟
‫چی باعث می‌شه اینجوری کِشیده بشن؟

1088
01:22:48,740 --> 01:22:50,590
‫سعی کن به یاد بیاری! فکر کن!

1089
01:22:52,260 --> 01:22:57,220
‫باید یه چیزی باشه! اگه بتونی سرنخی
‫از حرف و کارهای آکازا تا الان پیدا کنی...

1090
01:23:01,010 --> 01:23:02,039
‫تنفس خورشید...

1091
01:23:02,040 --> 01:23:03,490
‫غبارِ حرارتِ خورشیدی!

1092
01:23:14,640 --> 01:23:16,290
‫چه تکنیک جالبی!

1093
01:23:16,890 --> 01:23:18,351
‫مطمئن بودم جاخالی دادم،

1094
01:23:18,375 --> 01:23:20,220
‫ولی بعد انگار شمشیر درازتر شد

1095
01:23:20,570 --> 01:23:22,790
‫نمی‌دونم چه جور ضربه‌ای زدی...

1096
01:23:23,120 --> 01:23:26,240
‫ولی نوکِ شمشیرت مثل غبارِ حرارتی
‫نوسان پیدا کرد!

1097
01:23:26,270 --> 01:23:27,390
‫برام جالبه!

1098
01:23:38,740 --> 01:23:40,040
‫تنفس خورشید...

1099
01:23:40,860 --> 01:23:41,860
‫رقص!

1100
01:23:44,190 --> 01:23:45,190
‫لعنتی!

1101
01:23:46,420 --> 01:23:47,420
‫الان می‌شکنتش!

1102
01:23:52,620 --> 01:23:54,310
‫چه کله‌ی خوبی!

1103
01:23:55,860 --> 01:23:58,040
‫ول کن! ول کن! ول کن!

1104
01:23:59,860 --> 01:24:03,240
‫فایده نداره! ول نمی‌کنه!

1105
01:24:15,710 --> 01:24:16,710
‫گیو سان!

1106
01:24:20,890 --> 01:24:22,620
‫الان خشمگین شدم

1107
01:24:23,460 --> 01:24:25,640
‫چون کمرم بدجوری درد می‌کنه

1108
01:24:26,830 --> 01:24:30,038
‫به چه جرأتی
‫اینقدر پرتم می‌کنی...

1109
01:24:30,062 --> 01:24:31,560
‫رده بالاییِ ۳؟

1110
01:24:34,870 --> 01:24:38,790
‫شخصاً ترجیح میدم که اگه ممکنه
‫شمشیرم رو بیرون نیارم...

1111
01:24:39,370 --> 01:24:43,290
‫و از اینکه با عابرانِ تصادفی
‫جهت سرگرمی درگیر بشم لذت نمی‌برم

1112
01:24:44,870 --> 01:24:47,479
‫ولی می‌تونم حس کنم بعد از مدت‌ها، درگیری با یه حریف قوی

1113
01:24:47,503 --> 01:24:49,990
‫که زورش بهم می‌چربه...

1114
01:24:50,320 --> 01:24:53,810
‫حواسم رو در مدت زمانِ کوتاه تقویت کرده

1115
01:24:55,440 --> 01:24:59,470
‫حواس به خواب‌رفته‌ام به زور بیدار شدن
‫و من رو به جلو می‌کِشونن

1116
01:24:59,990 --> 01:25:02,105
‫به جایی که فرد قدرتمند ایستاده

1117
01:25:02,129 --> 01:25:05,410
‫حالا می‌فهمم که پتانسیل آدم رو چقدر بیشتر می‌کنه

1118
01:25:06,210 --> 01:25:11,090
‫که تا پای مرگ بجنگی... تا لحظه‌ی آخر

1119
01:25:14,940 --> 01:25:15,940
‫گیو سان...

1120
01:25:33,310 --> 01:25:35,979
‫یه نشان پدید اومد. سرعتش...

1121
01:25:35,980 --> 01:25:36,980
‫بیشتر شده!

1122
01:25:42,190 --> 01:25:43,910
‫تنفس آب، فرم چهارم...

1123
01:25:44,210 --> 01:25:45,210
‫جزر و مدِ ضربه‌ای!

1124
01:25:59,730 --> 01:26:01,330
‫خیلی سریعن! دوتاشون!

1125
01:26:01,780 --> 01:26:04,098
‫ولی در پاسخ به افزایش سرعت گیو سان...

1126
01:26:04,122 --> 01:26:06,310
‫آکازا هم فوراً خودش رو تطبیق داد!

1127
01:26:09,190 --> 01:26:11,410
‫همه‌اش همین بود؟

1128
01:26:20,480 --> 01:26:23,880
‫بیشتر! بیشتر بهم حمله کن!

1129
01:26:53,120 --> 01:26:54,120
‫فرم دهم...

1130
01:26:54,980 --> 01:26:56,290
‫چرخه‌ی بی‌پایانِ آب!

1131
01:27:13,770 --> 01:27:15,159
‫فرم هفتم...

1132
01:27:15,160 --> 01:27:16,850
‫منحنی امواج قطره!

1133
01:27:17,190 --> 01:27:18,430
‫مرگ تخریب‌کننده...

1134
01:27:18,630 --> 01:27:19,860
‫آشوب!

1135
01:27:30,870 --> 01:27:31,870
‫گیو سان!

1136
01:27:32,010 --> 01:27:33,070
‫آکازا!

1137
01:27:35,390 --> 01:27:36,520
‫آروم باش!

1138
01:27:40,610 --> 01:27:42,610
‫فکر کن. وحشت نکن

1139
01:27:43,160 --> 01:27:44,940
‫هیچ‌جوره خودت رو نباز!

1140
01:27:47,290 --> 01:27:50,390
‫چرا حملات آکازا مثل آهن‌ربا دقیقه؟

1141
01:27:51,910 --> 01:27:55,340
‫چرا درست به حملات از پشت
‫و نقاط کورش واکنش میده؟

1142
01:27:56,740 --> 01:27:57,740
‫فکر کن!

1143
01:28:02,480 --> 01:28:04,970
‫روحیه‌ی مبارزه‌ات تا دسته تقویت شده

1144
01:28:05,300 --> 01:28:07,330
‫به قلمروی ارج نزدیک شده

1145
01:28:10,570 --> 01:28:15,700
‫آکازا از کلماتِ «روحیه‌ مبارزه» استفاده کرد...
‫در حین نبردش با رنگوکو سان

1146
01:28:17,790 --> 01:28:19,150
‫روحیه‌ی مبارزه چیه؟

1147
01:28:19,770 --> 01:28:22,571
‫همونطور که من می‌تونم
‫همه‌جور چیزی رو با بوشون حس کنم...

1148
01:28:22,595 --> 01:28:25,770
‫انگار آکازا با روحیه‌ی مبارزه حس می‌کنه

1149
01:28:40,150 --> 01:28:41,603
‫آدم رو قلقلک میده

1150
01:28:41,627 --> 01:28:44,220
‫جاهایی که دشمن بهشون حمله می‌کنه

1151
01:28:44,700 --> 01:28:47,690
‫پس اینجوری می‌دونستی
‫که گیوتارو بهت حمله می‌کنه

1152
01:28:47,950 --> 01:28:50,050
‫با اینکه از پشت بودن!
‫محشر بود!

1153
01:28:52,260 --> 01:28:54,860
‫خب، پوستِ من از اکثر مردم کلفت‌تره!

1154
01:28:55,370 --> 01:28:57,865
‫چه از پشت باشه چه نه، اگه کسی نگام کنه،

1155
01:28:57,889 --> 01:28:59,790
‫می‌فهمم که داره نگاه می‌کنه!

1156
01:29:00,230 --> 01:29:01,360
‫می‌تونی نشونم بدی؟

1157
01:29:02,990 --> 01:29:04,000
‫حتماً!

1158
01:29:09,170 --> 01:29:10,700
‫داری به شونه‌ی راستم نگاه می‌کنی، نه؟

1159
01:29:10,730 --> 01:29:12,360
‫وای! فهمیدی!

1160
01:29:13,290 --> 01:29:16,870
‫فوراً می‌فهمم خصوصاً اگه کسی با قصد کشت نگام کنه!

1161
01:29:17,390 --> 01:29:20,140
‫چون هرکسی بتونه بهم صدمه بزنه خطرناکه

1162
01:29:20,460 --> 01:29:24,390
‫قصد کشت حسِ این رو داره
‫که دارن به پوستم چاقو می‌زنن

1163
01:29:25,770 --> 01:29:26,770
‫درسته،

1164
01:29:26,860 --> 01:29:29,189
‫اینوسوکه می‌تونست با حس لامسه‌ی تقویت‌شده‌اش

1165
01:29:29,213 --> 01:29:31,920
‫چیزهای نامرئی رو حس کنه

1166
01:29:32,990 --> 01:29:35,560
‫دیگه از چی صحبت کردیم...

1167
01:29:36,770 --> 01:29:37,770
‫اون روز؟

1168
01:29:38,630 --> 01:29:44,470
‫ولی قضیه اینه، سخته کسی که قصد کشت یا خصومت نداره رو حس کنی

1169
01:29:44,780 --> 01:29:46,740
‫- اون عجوزه‌ی نیم‌وجبی!
‫- ها؟

1170
01:29:47,590 --> 01:29:50,920
‫عجوزه‌ی خرفت از خونه‌ی خاندان ویستریا خیلی ترسناک بود

1171
01:29:52,200 --> 01:29:53,590
‫قبل از اینکه بدونم...

1172
01:29:56,080 --> 01:29:59,190
‫می‌دیدم با کوفته برنجی پشتم نشسته!

1173
01:30:00,390 --> 01:30:02,130
‫نباید بهش بگی عجوزه!

1174
01:30:02,150 --> 01:30:03,310
‫ایشون یه خانم مسن هستن!

1175
01:30:03,340 --> 01:30:04,420
‫عجوزه‌ی مسن!

1176
01:30:04,440 --> 01:30:05,440
‫هی!

1177
01:30:05,740 --> 01:30:10,479
‫اگه بدون نشون دادنِ قصد کشت
‫نزدیک بشم، شناسایی نمی‌شم!

1178
01:30:10,503 --> 01:30:13,180
‫بعدش کسی نیست که نتونم بکشمش!

1179
01:30:15,750 --> 01:30:20,490
‫ولی علتش این نبود که خانمه هیچ قصد صدمه زدنی بهت نداشت؟

1180
01:30:21,170 --> 01:30:25,150
‫فکر می‌کنم کشتنِ یه شیطان بدون ساطع کردن
‫هیچگونه قصد کشتی غیرممکنه

1181
01:30:27,470 --> 01:30:29,400
‫خب، احتمالاً راست میگی

1182
01:30:29,850 --> 01:30:32,401
‫یه ضربه‌ی نصفه و نیمه بدون قصد کشت

1183
01:30:32,425 --> 01:30:35,520
‫نمی‌تونه گردنِ سفتِ
‫یه شیطان رو قطع کنه

1184
01:30:37,120 --> 01:30:38,991
‫فقط یه گفتگوی معمولی بود،

1185
01:30:39,015 --> 01:30:41,790
‫ولی فکر کنم یه چیز
‫بزرگتر رو می‌دونست

1186
01:30:44,320 --> 01:30:47,640
‫آکازا چه چیزی رو به عنوان روحیه‌ی مبارزه حس می‌کنه؟

1187
01:30:47,940 --> 01:30:50,960
‫قصد کشت نیست؟

1188
01:30:51,590 --> 01:30:52,860
‫اراده‌ی مبارزه است؟

1189
01:30:53,290 --> 01:30:54,891
‫مدت زمانی که صرف تمرین شده؟

1190
01:30:54,915 --> 01:30:55,740
‫یا شاید کمیّت؟

1191
01:30:57,410 --> 01:31:00,380
‫شبیه به روش من برای پیشبینی حرکات از طریق بوئه؟

1192
01:31:01,950 --> 01:31:05,930
‫راهی نیست که بتونم قطب‌نمای آکازا رو مختل کنم؟

1193
01:31:16,330 --> 01:31:17,459
‫هینوکاموی کاگورا...

1194
01:31:17,460 --> 01:31:18,460
‫رقص!

1195
01:31:21,010 --> 01:31:23,961
‫نیم‌تنه‌ات کاملاً بازه...

1196
01:31:23,985 --> 01:31:24,960
‫تانجیرو!

1197
01:31:28,360 --> 01:31:29,360
‫داره میاد!

1198
01:31:42,540 --> 01:31:43,540
‫روحیه‌ی مبارزه،

1199
01:31:43,620 --> 01:31:44,620
‫آهن‌ربا...

1200
01:31:44,840 --> 01:31:45,900
‫قطب‌نما...

1201
01:31:46,840 --> 01:31:47,840
‫دقت،

1202
01:31:48,240 --> 01:31:49,240
‫قصد کشت...

1203
01:31:49,340 --> 01:31:50,340
‫غیرممکن...

1204
01:31:51,240 --> 01:31:52,850
‫قلمروی ارج...

1205
01:31:54,300 --> 01:31:55,300
‫فهمیدم

1206
01:31:57,410 --> 01:31:58,410
‫همینه

1207
01:32:16,180 --> 01:32:19,144
‫پدر، وقتی رقص تنفس خورشید رو انجام میدی،

1208
01:32:19,168 --> 01:32:20,530
‫به چی فکر می‌کنی؟

1209
01:32:21,890 --> 01:32:23,512
‫اگه برات خیلی خسته‌کننده است، پدر،

1210
01:32:23,536 --> 01:32:24,960
‫از سال بعد من جات رو می‌گیرم

1211
01:32:26,060 --> 01:32:27,850
‫نگران سلامتیت هستم

1212
01:32:29,870 --> 01:32:31,540
‫ممنون تانجیرو

1213
01:32:32,460 --> 01:32:37,460
‫ولی چند سال گذشته
‫کاگورا برام خسته‌کننده نبوده

1214
01:32:39,110 --> 01:32:40,460
‫نمی‌دونم چطور توضیحش بدم،

1215
01:32:40,650 --> 01:32:43,981
‫ولی وقتی تازه از پدربزرگت یادش گرفته بودم...

1216
01:32:44,005 --> 01:32:47,880
‫با اینکه جوون‌تر، سالم‌تر
‫و قوی‌تر از الانم بودم،

1217
01:32:48,330 --> 01:32:51,050
‫هِی نفس کم می‌آوردم و خیلی سخت بود

1218
01:32:55,080 --> 01:32:59,850
‫کاگورایی که در شروع هر سال اجرا می‌شد
‫سنت دودمان کامادو بود

1219
01:33:01,130 --> 01:33:05,600
‫رویدادی سخت بود که از غروب تا سپیده‌دم فردا ادامه داشت

1220
01:33:07,130 --> 01:33:09,070
‫دوازده سبک متفاوت داشت،

1221
01:33:09,750 --> 01:33:13,780
‫که تا سحر ادامه داشتم...
‫صدها، هزاران، ده‌ها هزار دفعه

1222
01:33:17,100 --> 01:33:20,730
‫فکر می‌کنم فقط داشتم حرکات بی‌فایده‌ی زیادی انجام می‌دادم

1223
01:33:21,850 --> 01:33:26,160
‫مهم اینه که درست نفس بکشی
‫و درست حرکت کنی

1224
01:33:26,730 --> 01:33:31,150
‫که نهایت قدرت رو با کمترین عمل تولید کنی

1225
01:33:31,800 --> 01:33:36,630
‫با اون کار، ذهنت رفته‌رفته شفاف می‌شه

1226
01:33:38,510 --> 01:33:39,510
‫شفاف؟

1227
01:33:40,980 --> 01:33:47,500
‫اولش باید تمام حرکات رو حفظ کنی
‫و نسبت بهشون حس پیدا کنی

1228
01:33:48,490 --> 01:33:55,240
‫هر پنج حست رو باز می‌کنی و از شکل تمام بدنت آگاه می‌شی

1229
01:33:57,960 --> 01:34:00,270
‫کارِ خیلی خسته‌کننده‌اش اون بود

1230
01:34:00,670 --> 01:34:05,390
‫فقط باید به این فکر کنی که حتی اگه
‫با تقلا کردن ادامه بدی، هیچوقت موفق نمی‌شی

1231
01:34:06,410 --> 01:34:09,453
‫بعد از اینکه تمام این
‫چیزها رو یاد گرفتی

1232
01:34:09,477 --> 01:34:12,520
‫و جذب‌شون کردی،
‫کارهای غیرضروری رو حذف می‌کنی

1233
01:34:13,300 --> 01:34:16,440
‫فقط چیزی که برای اون حرکت نیاز داری رو بذار بمونه...

1234
01:34:17,040 --> 01:34:18,270
‫و بقیه رو ببند

1235
01:34:19,720 --> 01:34:20,720
‫ببندم؟

1236
01:34:21,510 --> 01:34:25,490
‫دقت کردی وقتی مردم می‌خوان بهتر بشنون
‫چشم‌هاشون رو می‌بندن؟

1237
01:34:26,890 --> 01:34:32,820
‫دقیقاً همینجوری، چیزهایی که در اون لحظه
‫بیشترین نیاز رو بهشون داری رو انتخاب کن

1238
01:34:34,090 --> 01:34:38,490
‫در نهایت، می‌تونی اعضا و ماهیچه‌های بدنت رو
‫باز و بسته کنی...

1239
01:34:38,670 --> 01:34:43,020
‫به سرعت و راحتیِ پلک زدن

1240
01:34:45,070 --> 01:34:49,490
‫وقتی اون اتفاق بیفته، مسیری که با نور روشن شده باز می‌شه

1241
01:34:51,850 --> 01:34:54,006
‫وقتی ذهنت شفاف بشه،

1242
01:34:54,030 --> 01:34:57,100
‫می‌تونی دنیای شفاف رو ببینی

1243
01:34:58,120 --> 01:35:01,298
‫ولی این یه قلمروئه که
‫فقط بعد از تقلا و زجر،

1244
01:35:01,322 --> 01:35:04,500
‫و اینکه خودت رو به حدت برسونی
‫می‌شه بهش رسید

1245
01:35:05,140 --> 01:35:06,740
‫به نظرت من هم می‌تونم بهش برسم؟

1246
01:35:08,110 --> 01:35:11,040
‫اگه بی‌وقفه روش کار کنی، آره

1247
01:35:12,200 --> 01:35:13,990
‫بیا، تموم شد

1248
01:35:14,250 --> 01:35:15,250
‫ممنون!

1249
01:35:19,570 --> 01:35:21,560
‫ده روز قبل از فوت پدرم...

1250
01:35:22,430 --> 01:35:26,440
‫یه خرس در یک کوه همسایه
‫به مردم حمله کرد و اون‌ها رو خورد

1251
01:35:27,820 --> 01:35:30,209
‫ما اطراف خونه آتیش روشن کردیم

1252
01:35:30,233 --> 01:35:32,870
‫و طناب‌های زنگوله‌دار قرار دادیم

1253
01:35:51,630 --> 01:35:52,880
‫تانجیرو...

1254
01:35:57,660 --> 01:35:58,660
‫بله؟

1255
01:36:00,140 --> 01:36:01,140
‫باهام بیا

1256
01:36:50,510 --> 01:36:53,070
‫متأسفم که گرسنه‌ای،

1257
01:36:53,520 --> 01:36:56,260
‫ولی نمی‌ذارم بیای جلوتر

1258
01:36:57,930 --> 01:37:00,910
‫اگه کسی بخواد به خانواده‌ام صدمه بزنه،

1259
01:37:00,934 --> 01:37:03,510
‫رحم نمی‌کنم مهم نیست چندتا باشن

1260
01:37:04,220 --> 01:37:06,290
‫اگه به هشدارم گوش نکنی...

1261
01:37:09,640 --> 01:37:11,940
‫جونت رو می‌گیرم

1262
01:37:24,010 --> 01:37:30,340
‫سرِ خرس که به کلفتی نیم‌تنه‌ی یه انسان بود،
‫با صدای زنگوله‌ها زمین خورد

1263
01:37:32,710 --> 01:37:36,330
‫با چشم نتونستم دنبالش کنم، ولی فکر کنم پدرم

1264
01:37:36,354 --> 01:37:39,110
‫تو یک چشم بهم‌زدن دو بار بُریدش

1265
01:37:41,760 --> 01:37:45,810
‫وگرنه با تبری به اون پهنا نمی‌شد سرش رو قطع کرد

1266
01:37:47,830 --> 01:37:50,120
‫بوی پدرم اصلاً تغییر نکرد

1267
01:37:51,090 --> 01:37:53,270
‫قبل و بعد از قطع کردنِ سرِ خرس، هیچ ترس،

1268
01:37:53,910 --> 01:37:56,550
‫بلاتکلیفی و قصد کشتی ساطع نکرد

1269
01:38:04,490 --> 01:38:06,030
‫خوب دیدی؟

1270
01:38:07,560 --> 01:38:09,870
‫چیزی که الان دیدی رو یادت نره

1271
01:38:13,450 --> 01:38:16,680
‫پدرم کسی نبود که بیخودی
‫قدرتش رو به نمایش بذاره

1272
01:38:17,760 --> 01:38:23,560
‫بعداً این رو فهمیدم. اونجوری داشت به من یاد می‌داد

1273
01:38:24,970 --> 01:38:27,496
‫تا از تماشای حرکات بدن پدرم یاد بگیرم...

1274
01:38:27,520 --> 01:38:29,590
‫که می‌تونست دنیای شفاف رو ببینه

1275
01:38:32,450 --> 01:38:36,144
‫همونطور که پدر،
‫پدربزرگ و پدرِ پدربزرگ...

1276
01:38:36,168 --> 01:38:38,750
‫حتماً قبل از من انجامش دادن

1277
01:38:41,250 --> 01:38:43,150
‫هرگز نباید تسلیم بشی

1278
01:38:43,820 --> 01:38:45,550
‫فقط به فکر کردن ادامه بده

1279
01:38:46,470 --> 01:38:51,690
‫در نهایت می‌تونی هر دیواری رو خراب کنی...
‫با تلاشِ خستگی‌ناپذیر

1280
01:38:53,810 --> 01:38:55,350
‫می‌دونم پدر

1281
01:38:55,950 --> 01:39:01,530
‫واسه همین تونستم از حمله‌ی آهن‌ربایی و فرارناپذیرِ آکازا جاخالی بدم!

1282
01:39:05,160 --> 01:39:09,410
‫اون احتمالاً یه ضربه‌ی مهلک بود
‫که قصدش کشتنِ من بود

1283
01:39:10,430 --> 01:39:12,703
‫وقتی داشتم با گیو
‫سان حمله می‌کردم...

1284
01:39:12,727 --> 01:39:15,000
‫می‌تونستم استراحت‌های
‫کوتاه بکنم...

1285
01:39:15,450 --> 01:39:18,740
‫و اون از ضربات احتمالاً کشنده
‫ازم محافظت می‌کرد!

1286
01:39:19,500 --> 01:39:23,020
‫ولی در اون لحظه، حتی گیو سان هم نتونست به موقع برسه!

1287
01:39:24,720 --> 01:39:29,670
‫گرچه، به دلیلی توی اون لحظه، غیرممکن نبود

1288
01:39:30,660 --> 01:39:33,630
‫فقط واسه کسری از ثانیه حسش کردم

1289
01:39:33,654 --> 01:39:37,650
‫تونستم فقط یه لحظه واردش بشم. وارد اون دنیا

1290
01:39:42,600 --> 01:39:44,130
‫دنیای شفاف

1291
01:39:47,050 --> 01:39:49,610
‫بدنش شفاف به نظر می‌اومد

1292
01:39:51,240 --> 01:39:54,820
‫مثل وقتی هانتنگو توی قلب خودش مخفی شده بود

1293
01:39:55,640 --> 01:39:57,870
‫نمی‌دونم تونستم ببینمش یا بوش رو حس کنم

1294
01:40:03,090 --> 01:40:04,090
‫جاخالی دادن

1295
01:40:04,560 --> 01:40:07,110
‫فقط روی اون تمرکز کردم و بقیه‌ی حواس رو بستم

1296
01:40:08,110 --> 01:40:11,270
‫بدنم از همیشه سریعتر حرکت کرد

1297
01:40:13,470 --> 01:40:16,520
‫وقتی تونستم وارد دنیای شفافی بشم
‫که پدرم بهم گفته بود،

1298
01:40:16,790 --> 01:40:19,960
‫توانایی پیشبینی حرکاتم و سرعت حملاتم به شدت بهتر شد!

1299
01:40:22,310 --> 01:40:26,620
‫می‌تونم حرکتِ ریه‌های حریفم رو ببینم...
‫گردش خونش و انقباض توی بدنش

1300
01:40:27,320 --> 01:40:30,293
‫حتی می‌تونم انقباض
‫ماهیچه‌های خودم رو ببینم

1301
01:40:30,317 --> 01:40:32,040
‫سریعتر... و حتی واضح‌تر!

1302
01:40:36,410 --> 01:40:39,428
‫ممکنه بتونم روحیه‌ی
‫نبردی که آکازا احتمالاً

1303
01:40:39,452 --> 01:40:42,470
‫شناساییش می‌کنه رو ببندم
‫و سرش رو هدف بگیرم!

1304
01:40:56,060 --> 01:40:58,670
‫ببینش. ببینش!

1305
01:41:02,270 --> 01:41:05,640
‫انگار هر فرم آبی که داشتی رو روم استفاده کردی

1306
01:41:06,570 --> 01:41:08,870
‫دیگه بسه، گیو

1307
01:41:09,890 --> 01:41:11,719
‫بیا تمومش کنیم!

1308
01:41:11,720 --> 01:41:14,320
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که اینقدر دوام آوردی!

1309
01:41:16,290 --> 01:41:17,290
‫عمراً!

1310
01:41:18,230 --> 01:41:19,860
‫وسط ضربه‌ی رو به پایین...

1311
01:41:22,060 --> 01:41:23,520
‫شکستش...

1312
01:41:25,390 --> 01:41:26,720
‫از گوشه!

1313
01:41:27,840 --> 01:41:28,870
‫بدرود

1314
01:41:58,960 --> 01:42:01,870
‫دستش رو وسط حمله قطع کرد
‫و جلوش رو گرفت

1315
01:42:02,630 --> 01:42:05,540
‫صدای تنفسش فرق کرده.
‫موها و چشم‌هاش هم همینطور!

1316
01:42:07,270 --> 01:42:09,120
‫تانجیرو نجاتم داد

1317
01:42:11,340 --> 01:42:15,064
‫تک‌تک سلول‌های بدنم، تا نوک موهام،

1318
01:42:15,088 --> 01:42:18,020
‫دارن میگن همین لحظه بکشمش

1319
01:42:19,720 --> 01:42:22,440
‫یه‌جور تغییر و تحول داشته

1320
01:42:24,210 --> 01:42:25,310
‫خطرناکه

1321
01:42:27,140 --> 01:42:29,490
‫تمرکزش روی تانجیروست

1322
01:42:30,570 --> 01:42:31,570
‫الان فرصتش رو دارم!

1323
01:42:36,590 --> 01:42:39,170
‫فرم نهایی توسعه‌ی تکنیک...

1324
01:42:39,970 --> 01:42:41,790
‫پس‌تابِ هرج‌ومرج‌وارِ آبی یخی!

1325
01:42:45,550 --> 01:42:47,883
‫دوباره سرعت حمله‌اش رو تقویت کرده!

1326
01:42:47,907 --> 01:42:49,600
‫نیروش داره بیشتر می‌شه!

1327
01:42:50,220 --> 01:42:53,070
‫می‌تونم با آرامش مرگبار جلوش رو بگیرم؟

1328
01:43:15,630 --> 01:43:18,010
‫منظورِ پدر همین بود

1329
01:43:18,620 --> 01:43:22,190
‫اینجا... دنیای شفافه!

1330
01:43:30,790 --> 01:43:33,378
‫این چیه؟ خیلی عجیبه

1331
01:43:33,402 --> 01:43:35,990
‫زمان خیلی کُند می‌گذره

1332
01:43:38,420 --> 01:43:42,670
‫نه... فقط حرکات کُند به نظر میان؟

1333
01:43:49,320 --> 01:43:50,440
‫نمی‌شه جاخالی داد

1334
01:43:51,010 --> 01:43:53,470
‫تقریباً همزمان صدتا ضربه زد

1335
01:43:54,560 --> 01:43:58,460
‫حتی با آرامش مرگبار هم نتونستم جلوی همه‌شون رو بگیرم

1336
01:44:00,890 --> 01:44:02,568
‫تحسین‌برانگیز بود

1337
01:44:02,592 --> 01:44:04,740
‫طبق انتظارم، زنده موندی

1338
01:44:05,540 --> 01:44:08,090
‫انگار تونستی از تمام ضربات مهلک اجتناب کنی

1339
01:44:09,310 --> 01:44:12,790
‫نیازی نیست مثل کیوجورو و تانجیرو بمیری

1340
01:44:13,130 --> 01:44:15,790
‫تو هم باید شیطان بشی، گیو!

1341
01:44:18,070 --> 01:44:19,500
‫متوجه نشده!

1342
01:44:19,530 --> 01:44:22,089
‫که تانجیرو پشت سرشه!

1343
01:44:22,090 --> 01:44:24,889
‫- حتی تو هم نمی‌تونی حسِ شادی رو انکار کنی...
‫- هیچ حضوری نداره؟ این...

1344
01:44:24,950 --> 01:44:27,050
‫- ...که از یک دشمن به دست میاد...
‫- تانجیرو، بزنش!

1345
01:44:27,090 --> 01:44:31,050
‫- ...که باهاش تا پای مرگ جنگیدی
‫- اگه هنوز می‌تونی تکون بخوری، بزن!

1346
01:44:31,820 --> 01:44:33,203
‫تا متوجهت نشده!

1347
01:44:33,227 --> 01:44:34,610
‫سرش رو قطع کن!

1348
01:44:35,570 --> 01:44:38,810
‫آکازا! حالا سرت رو قطع می‌کنم!

1349
01:44:44,940 --> 01:44:46,910
‫خودش رو لو داد؟

1350
01:44:48,190 --> 01:44:49,510
‫زنده است؟

1351
01:44:50,240 --> 01:44:54,340
‫فکرش رو نمی‌کردم که بعد از اون حمله، هنوز...

1352
01:44:54,660 --> 01:44:56,550
‫نه، چیز خاصی نیست!

1353
01:44:56,570 --> 01:45:00,910
‫مرگ تخریب‌کننده و قطب‌نمای من
‫می‌تونه هر حمله‌ای رو شناسایی کنه!

1354
01:45:01,410 --> 01:45:04,858
‫هر چه روحیه‌ی مبارزه‌ی حریفم بیشتر باشه،

1355
01:45:04,882 --> 01:45:06,910
‫واکنش قطب‌نمام بیشتره!

1356
01:45:10,960 --> 01:45:15,460
‫اون چیه؟ اون حضورِ عجیب و غریب دیگه چیه؟

1357
01:45:16,260 --> 01:45:20,260
‫انگار به یک موجود دیگه تبدیل شده!
‫این یارو...

1358
01:45:22,020 --> 01:45:24,019
‫روحیه‌ی مبارزه‌اش نیست!

1359
01:45:24,020 --> 01:45:25,320
‫هیچ روحیه‌ی مبارزه‌ای نداره!

1360
01:45:25,810 --> 01:45:27,240
‫آروم باش!

1361
01:45:27,760 --> 01:45:28,760
‫داره میاد!

1362
01:45:35,220 --> 01:45:36,690
‫تنفس خورشید...

1363
01:45:37,440 --> 01:45:38,740
‫تغییرشکلِ خورشیدِ در حال غروب!

1364
01:46:01,020 --> 01:46:03,300
‫غیر... ممکنه!

1365
01:46:10,890 --> 01:46:12,721
‫در چند صد سال گذشته،

1366
01:46:12,745 --> 01:46:16,510
‫تا حالا انسانی بدون روحیه‌ی مبارزه ندیدم!

1367
01:46:17,550 --> 01:46:20,290
‫حتی نوزادها هم ردی ازش دارن!

1368
01:46:21,220 --> 01:46:27,320
‫با اینحال در اون لحظه، روحیه‌ی مبارزه‌اش
‫کاملاً ناپدید شد!

1369
01:46:31,110 --> 01:46:35,470
‫انگار با یک ناهنجاری مواجه بودم که نباید وجود داشته باشه...

1370
01:46:35,720 --> 01:46:37,810
‫و حواسم گیج شد

1371
01:46:38,540 --> 01:46:40,840
‫قطب‌نمام هیچی رو شناسایی نکرد

1372
01:46:43,660 --> 01:46:45,960
‫ولی مشکل این نیست!

1373
01:46:46,470 --> 01:46:50,458
‫توی میدان نبرد، باید فوراً اتفاقات بی‌سابقه

1374
01:46:50,482 --> 01:46:54,470
‫و غیرمنتظره رو درک کنی و همونجا باهاش کنار بیای!

1375
01:46:55,620 --> 01:46:57,190
‫من توانایی این کار رو دارم!

1376
01:46:59,070 --> 01:47:00,640
‫یا اینطور فکر می‌کردم

1377
01:47:02,360 --> 01:47:06,916
‫ولی در حین این نبرد کوتاه، یه چیزی رو فهمید

1378
01:47:06,940 --> 01:47:09,320
‫و از سرعتم فراتر رفت!

1379
01:47:10,280 --> 01:47:14,069
‫بهترین هنرهای رزمی‌ای که در
‫طول چندین قرن تقویت شدن...

1380
01:47:14,093 --> 01:47:16,520
‫با یه حمله‌ی مستقیم
‫نابودشون کرد!

1381
01:47:17,710 --> 01:47:20,812
‫هیچ نفرت یا خشمی
‫در چشم‌هاش نبود...

1382
01:47:20,836 --> 01:47:24,670
‫هیچ قصد کشت یا
‫روحیه‌ی مبارزه‌ای هم نبود!

1383
01:47:25,640 --> 01:47:29,153
‫احتمالاً اون چشم‌ها
‫چیزی رو فهمیدن

1384
01:47:29,177 --> 01:47:32,690
‫که من دنبالش بودم...
‫قلمروی معراج!

1385
01:47:34,670 --> 01:47:37,489
‫خودِ حالتِ عاری از نفس

1386
01:47:37,513 --> 01:47:42,670
‫یه حس مبهمی داشتم که
‫این حالت وجود داره...

1387
01:47:44,700 --> 01:47:48,540
‫ولی هنوز نتونستم بهش برسم

1388
01:47:58,170 --> 01:47:59,713
‫هنوز کارم تموم نشده!

1389
01:47:59,737 --> 01:48:01,280
‫هنوز می‌تونم بجنگم!

1390
01:48:01,780 --> 01:48:03,950
‫هنوز می‌تونم قوی‌تر بشم!

1391
01:48:10,510 --> 01:48:13,350
‫می‌خواد... سرش رو دوباره بچسبونه؟

1392
01:48:22,700 --> 01:48:24,200
‫نمی‌تونم بذارم تموم بشه!

1393
01:48:26,410 --> 01:48:27,980
‫نه اینجا!

1394
01:48:31,180 --> 01:48:32,970
‫قوی‌تر می‌شم!

1395
01:48:36,040 --> 01:48:38,700
‫باید از بقیه قوی‌تر بشم!

1396
01:48:39,630 --> 01:48:40,910
‫قوی‌تر!

1397
01:48:43,460 --> 01:48:46,350
‫قوی‌تر از قبل

1398
01:48:56,210 --> 01:48:57,210
‫متلاشی شد!

1399
01:48:57,800 --> 01:48:58,800
‫دیگه تمومه!

1400
01:49:00,870 --> 01:49:01,870
‫بُردیم!

1401
01:49:07,270 --> 01:49:08,510
‫خیلی سرگیجه دارم...

1402
01:49:10,860 --> 01:49:12,140
‫ماهیچه‌هام قفل شدن

1403
01:49:12,910 --> 01:49:14,700
‫بدنم به حدش رسیده!

1404
01:49:17,450 --> 01:49:19,170
‫خوبی؟ تانجیرو...

1405
01:49:21,100 --> 01:49:23,430
‫بدنش متلاشی نمی‌شه!

1406
01:49:23,950 --> 01:49:26,450
‫این...
‫این یعنی...

1407
01:49:27,030 --> 01:49:28,030
‫تان...

1408
01:49:39,080 --> 01:49:40,527
‫هنوز داره تکون می‌خوره!

1409
01:49:40,551 --> 01:49:41,680
‫بدنش فرو نمی‌پاشه!

1410
01:49:42,250 --> 01:49:44,220
‫عضو قطع‌شده داره بسته می‌شه!

1411
01:49:47,700 --> 01:49:49,230
‫خیلی سرگیجه دارم...

1412
01:50:02,320 --> 01:50:04,430
‫امکان نداره... امکان نداره!

1413
01:50:04,830 --> 01:50:06,620
‫حتی بعد از اینکه سرش رو قطع کردم، بازم نمی‌میره؟

1414
01:50:07,480 --> 01:50:09,230
‫باید یه شرایطی فراهم باشه؟

1415
01:50:09,254 --> 01:50:10,530
‫مثل گیوتارو و داکی؟

1416
01:50:11,290 --> 01:50:12,299
‫نه، اون نیست

1417
01:50:12,323 --> 01:50:14,040
‫سرش افتاد و ناپدید شد!

1418
01:50:14,710 --> 01:50:16,237
‫می‌خواد الان تغییر کنه!

1419
01:50:16,261 --> 01:50:19,260
‫آکازا هم می‌خواد به چیزی دیگه تکامل پیدا کنه!

1420
01:50:26,380 --> 01:50:28,448
‫می‌خواد شبیه موزان بشه،

1421
01:50:28,472 --> 01:50:30,540
‫که نقطه ضعفش سرش نیست!

1422
01:50:31,640 --> 01:50:33,908
‫این نبرد تموم نشده!

1423
01:50:33,932 --> 01:50:35,360
‫نبرد هنوز...

1424
01:50:36,200 --> 01:50:37,200
‫تانجیرو!

1425
01:50:37,500 --> 01:50:38,500
‫غش کرد!

1426
01:50:39,180 --> 01:50:40,200
‫قاعدتاً!

1427
01:50:40,710 --> 01:50:42,600
‫خیلی وقته که از حدش گذشته!

1428
01:50:52,830 --> 01:50:54,008
‫تنفس آب...

1429
01:50:54,032 --> 01:50:55,210
‫فرم چهارم...

1430
01:50:58,670 --> 01:50:59,670
‫جزر و مد ضربه‌ای!

1431
01:51:05,140 --> 01:51:06,750
‫داره احیا می‌شه!

1432
01:51:06,774 --> 01:51:09,600
‫حتی بعد از قطع سرش، سرعتش...

1433
01:51:33,960 --> 01:51:36,270
‫از گوشِ چپم هیچی نمی‌شنوم

1434
01:51:36,750 --> 01:51:38,340
‫دست راستم هیچ حسی نداره

1435
01:51:40,110 --> 01:51:42,980
‫هنوز می‌تونم شمشیر رو باهاش بگیرم،
‫ولی نمی‌دونم چقدر مفید هستم

1436
01:51:52,460 --> 01:51:53,460
‫صبرکن!

1437
01:51:54,460 --> 01:51:55,460
‫من...

1438
01:51:56,340 --> 01:51:58,690
‫من هنوز زنده‌ام!

1439
01:52:00,060 --> 01:52:02,028
‫اگه می‌خوای تانجیر رو بکشی،

1440
01:52:02,052 --> 01:52:03,800
‫اول باید من رو شکست بدی!

1441
01:52:08,520 --> 01:52:10,570
‫روحیه‌ای رام‌نشدنی...

1442
01:52:10,830 --> 01:52:12,247
‫هیچوقت کم نمیاره

1443
01:52:12,271 --> 01:52:14,670
‫مهم نیست توی چه بحرانی باشه

1444
01:52:16,110 --> 01:52:18,238
‫ما سامورایی نیستیم.

1445
01:52:18,262 --> 01:52:20,390
‫شمشیر دست نمی‌گیریم

1446
01:52:20,920 --> 01:52:23,830
‫ولی توی قلب‌هامون همیشه شمشیر داریم

1447
01:52:25,610 --> 01:52:28,290
‫ولی توی قلب‌هامون همیشه شمشیر داریم

1448
01:52:29,770 --> 01:52:32,880
‫فقط از مشت‌های خودمون استفاده می‌کنیم

1449
01:52:34,890 --> 01:52:37,710
‫تو مایه‌ی نفرتی!

1450
01:52:48,590 --> 01:52:49,670
‫لطفاً بس کن

1451
01:52:56,140 --> 01:52:57,250
‫اون کیه؟

1452
01:53:03,410 --> 01:53:06,810
‫هاکوجی سان... لطفاً دیگه بس کن!

1453
01:53:10,220 --> 01:53:11,300
‫ولم کن

1454
01:53:12,010 --> 01:53:13,310
‫دستم رو ول کن!

1455
01:53:14,530 --> 01:53:15,980
‫تو دیگه کی هستی؟

1456
01:53:18,360 --> 01:53:21,598
‫بیا همین الان تمومش کنیم!

1457
01:53:21,622 --> 01:53:23,300
‫بریم اون سمت!

1458
01:53:24,720 --> 01:53:25,720
‫نمی‌تونم

1459
01:53:26,330 --> 01:53:29,220
‫باید این دوتا رو بکشم

1460
01:53:31,100 --> 01:53:32,750
‫چرا؟

1461
01:53:33,720 --> 01:53:36,620
‫باید قوی‌تر بشم!

1462
01:53:37,610 --> 01:53:40,040
‫هرکسی سر راهم باشه رو می‌کشم!

1463
01:53:41,450 --> 01:53:43,180
‫چرا؟

1464
01:53:44,220 --> 01:53:46,890
‫چرا می‌خوای قوی‌تر بشی؟

1465
01:53:49,040 --> 01:53:50,040
‫چون...

1466
01:53:51,180 --> 01:53:52,780
‫اگه قوی نباشم...

1467
01:53:53,230 --> 01:53:56,040
‫دیگه نمی‌تونم به خونه برسونمش!

1468
01:53:58,600 --> 01:54:00,750
‫داروی بابام رو!

1469
01:54:02,980 --> 01:54:05,010
‫باید قوی‌تر بشم...

1470
01:54:07,520 --> 01:54:11,190
‫وگرنه نمی‌تونم با کیف پولی که دزدیدم فرار کنم!

1471
01:54:12,760 --> 01:54:15,168
‫باید قوی‌تر بشم
‫وگرنه وقتی تلافی کنن

1472
01:54:15,192 --> 01:54:16,770
‫نمی‌تونم شکست‌شون بدم!

1473
01:54:18,060 --> 01:54:21,100
‫باید قوی‌تر بشم
‫وگرنه قانون می‌گیرتم

1474
01:54:21,124 --> 01:54:23,380
‫و با شلاق مجازاتم می‌کنه!

1475
01:54:27,270 --> 01:54:30,790
‫همینجوریش سه‌تا خالکوبی برای دله‌دزدی
‫روی دوتا دستت هست!

1476
01:54:31,630 --> 01:54:33,670
‫دفعه بعدی دست‌هات رو قطع می‌کنیم!

1477
01:54:42,100 --> 01:54:43,910
‫سرت رو بگیر پایین! بیشتر زانو بزن!

1478
01:54:44,360 --> 01:54:46,010
‫با خیال راحت قطعـشون کنید!

1479
01:54:46,470 --> 01:54:49,689
‫اگه دوتا دستم رو قطع کنید،
‫هنوز پاهام رو دارم!

1480
01:54:49,713 --> 01:54:51,280
‫با پاهام دزدی می‌کنم!

1481
01:54:51,750 --> 01:54:54,210
‫به هر حال، دفعه بعد گیر نمی‌افتم!

1482
01:54:57,230 --> 01:55:00,080
‫یه متخلفِ سابقه‌دار توی سنِ حساس یازده سالگی...

1483
01:55:00,810 --> 01:55:03,076
‫بعد این همه پهلوون‌پنبه‌بازی در میاری

1484
01:55:03,100 --> 01:55:05,650
‫بعد از صدتا شلاقی که مردهای
‫بالغ زیرش غش می‌کنن!

1485
01:55:06,950 --> 01:55:08,680
‫تو یه تخم شیطانی!

1486
01:55:09,000 --> 01:55:10,790
‫هرچی می‌خوای صدام کن!

1487
01:55:11,050 --> 01:55:13,350
‫درسته، من تخم شیطانم!

1488
01:55:13,610 --> 01:55:17,039
‫بالأخره میگن وقتی به دنیا اومدم دندون داشتم دیگه!

1489
01:55:17,040 --> 01:55:17,899
‫پسر گستاخ!

1490
01:55:17,923 --> 01:55:19,130
‫ولگردِ کوچولو!

1491
01:55:19,400 --> 01:55:21,800
‫مشکلی با تخم شیطان بودن ندارم، حرومی‌ها!

1492
01:55:24,765 --> 01:55:26,765
‫« اداره‌ی پاسبانیِ شهر جنوبی »

1493
01:55:31,790 --> 01:55:33,130
‫هاکوجی!

1494
01:55:33,810 --> 01:55:35,020
‫هاکوجی!

1495
01:55:35,490 --> 01:55:40,750
‫پدرت شنید دوباره موقع دزدی گرفتنت و خودش رو دار زد!

1496
01:55:41,770 --> 01:55:43,820
‫مُرده!

1497
01:55:49,190 --> 01:55:50,580
‫هاکوجی عزیزم...

1498
01:55:52,210 --> 01:55:53,980
‫شرافتمندانه زندگی کن

1499
01:55:54,910 --> 01:55:56,620
‫هنوز می‌تونی از اول شروع کنی

1500
01:56:04,410 --> 01:56:09,270
‫پس فقرا حتی اجازه‌ی زندگی کردن ندارن؟

1501
01:56:14,540 --> 01:56:15,560
‫بابا...

1502
01:56:18,380 --> 01:56:21,500
‫این دنیای کثافت بره به جهنم!

1503
01:56:25,030 --> 01:56:28,790
‫تک‌تک‌تون برید توی جهنم و بپوسید!

1504
01:56:32,980 --> 01:56:36,000
‫چرا کثافت‌هایی مثل این‌ها می‌تونن زندگی کنن

1505
01:56:36,360 --> 01:56:39,040
‫در حالی که بابای من باید می‌مرد؟

1506
01:56:40,140 --> 01:56:42,120
‫تو دردسری واسه کسی نداشتی!

1507
01:56:42,340 --> 01:56:44,100
‫چرا عذرخواهی می‌کنی؟

1508
01:56:44,840 --> 01:56:47,710
‫تو خطایی نکردی، بابا!

1509
01:56:50,590 --> 01:56:54,220
‫من حتی مشکلی نداشتم
‫که به خاطر دزدی شلاق بخورم!

1510
01:56:54,470 --> 01:56:58,113
‫حتی اگه سیاه و کبودم می‌کردن
‫یا دنده‌هام رو می‌شکستن،

1511
01:56:58,137 --> 01:57:01,780
‫به خاطر تو می‌تونستم تحمل
‫کنم، بابا! حتی تا چند قرن!

1512
01:57:01,800 --> 01:57:04,460
‫توبه کن! شرافتمندانه زندگی کن!

1513
01:57:05,290 --> 01:57:07,790
‫چرا خفه نمی‌شی، آشغال؟

1514
01:57:08,270 --> 01:57:12,820
‫پول کافی ندارم. پول دارو گرونه!

1515
01:57:14,440 --> 01:57:17,590
‫بابام لاغر و لاغرتر می‌شد

1516
01:57:19,310 --> 01:57:22,090
‫استخوان‌هاش داشتن از پشتش بیرون می‌زدن

1517
01:57:22,720 --> 01:57:25,640
‫می‌خوام یه غذای مقوی‌تر بخوره!

1518
01:57:28,250 --> 01:57:30,470
‫حاضر بودم با خوشحالی بمیرم...

1519
01:57:33,130 --> 01:57:34,920
‫اگه به خاطر بابام بود!

1520
01:57:41,580 --> 01:57:44,820
‫به خاطر بابام!

1521
01:57:53,520 --> 01:57:56,170
‫وای! تحسین‌برانگیز بود!

1522
01:57:56,800 --> 01:58:00,040
‫من رو خبر کردن بیام اینجا چون یکی گفت
‫یه بچه قراره کشته بشه،

1523
01:58:00,520 --> 01:58:03,410
‫ولی تو با مشت خالی
‫هفت‌تا بزرگسال رو کتک زدی

1524
01:58:04,360 --> 01:58:06,390
‫استعداد داری، بچه!

1525
01:58:06,850 --> 01:58:09,740
‫که بدون سلاح با بزرگسال‌ها در بیفتی و بازم برنده بشی!

1526
01:58:10,510 --> 01:58:12,650
‫همین رو دوست دارم ببینم!

1527
01:58:15,110 --> 01:58:16,910
‫اون دیگه کیه؟

1528
01:58:17,540 --> 01:58:19,210
‫چی دارم می‌بینم؟

1529
01:58:20,560 --> 01:58:22,380
‫این‌ها خاطرات منه؟

1530
01:58:22,920 --> 01:58:24,680
‫می‌خوای به دوجوی من ملحق بشی؟

1531
01:58:25,040 --> 01:58:26,890
‫هیچ شاگردی ندارم

1532
01:58:27,660 --> 01:58:29,190
‫خفه شو، پیر خرفت!

1533
01:58:29,380 --> 01:58:30,470
‫می‌کشمت!

1534
01:58:30,990 --> 01:58:34,460
‫اون خالکوبی‌ها میگن یه خلافکار اهل اِدو هستی، درسته؟

1535
01:58:35,200 --> 01:58:39,320
‫پس از اِدو تبعید شدی و از اینجا سر در آوردی؟

1536
01:58:39,950 --> 01:58:41,640
‫که چی؟

1537
01:58:41,990 --> 01:58:44,300
‫به تو ربط نداره!

1538
01:58:45,580 --> 01:58:47,630
‫آره! اول از همه، وقتشه از نو متولد بشی، مرد جوان

1539
01:58:48,820 --> 01:58:49,900
‫باشه، بیا جلو!

1540
01:58:51,310 --> 01:58:54,750
‫بیفت بمیر، پیر خرفت!

1541
01:59:12,485 --> 01:59:14,485
‫« دوجویِ سوریو »

1542
01:59:14,510 --> 01:59:16,730
‫واقعاً آدمِ سفتی هستی

1543
01:59:17,830 --> 01:59:19,825
‫بعد از اون همه کتکی که بهت زدم،

1544
01:59:19,849 --> 01:59:21,650
‫کمتر از یه ساعت به‌هوش اومدی

1545
01:59:22,700 --> 01:59:23,980
‫من کیزو هستم

1546
01:59:24,610 --> 01:59:28,750
‫مدیر یه دوجو که توش سبکِ سوریوی مبارزه
‫با دست خالی رو آموزش میدم

1547
01:59:29,500 --> 01:59:31,800
‫ولی هیچ شاگردی ندارم...

1548
01:59:32,630 --> 01:59:36,170
‫پس با انجام خرده‌کاری‌ها امرار معاش می‌کنم

1549
01:59:39,080 --> 01:59:43,740
‫اولین کاری که می‌خوام بکنی
‫اینه که مراقب دختر بیمارم باشی

1550
01:59:44,580 --> 01:59:47,210
‫چون من کار دارم، مایلم به تو بسپارمش

1551
01:59:49,070 --> 01:59:52,910
‫زنم چند روز پیش به خاطر خستگی پرستاری خودش رو غرق کرد

1552
01:59:54,380 --> 01:59:56,030
‫همونطور که می‌بینی واقعاً کم آوردم

1553
02:00:00,330 --> 02:00:02,710
‫واقعاً به خاطرِ بی‌کفایتی من...

1554
02:00:03,280 --> 02:00:05,450
‫زن و دخترم عذاب کشیدن

1555
02:00:08,520 --> 02:00:13,200
‫مطمئنی می‌خوای خلافکاری مثل من رو
‫با دخترت تنها بذاری؟

1556
02:00:15,340 --> 02:00:20,690
‫یکم پیش خلاف رو با کتک از وجودت خارج کردم
‫پس مشکلی نیست

1557
02:00:24,050 --> 02:00:25,420
‫مثل همدیگه‌ان

1558
02:00:33,560 --> 02:00:34,690
‫حالا فهمیدم

1559
02:00:36,940 --> 02:00:39,500
‫علتی که ازت بیزار بودم...

1560
02:00:40,270 --> 02:00:44,110
‫این بود که من رو یاد گذشته‌ی بی‌ارزشم می‌انداختی

1561
02:00:49,390 --> 02:00:51,460
‫این دخترمه، کویوکی

1562
02:00:54,740 --> 02:00:56,530
‫گذشته‌ی بی‌ارزشم...

1563
02:01:00,590 --> 02:01:02,030
‫بی‌ارزش...

1564
02:01:10,990 --> 02:01:14,160
‫هاکوجی... خیلی متأسفم

1565
02:01:16,110 --> 02:01:17,350
‫حالت چطوره، کویوکی؟

1566
02:01:19,880 --> 02:01:21,170
‫مشکلی نیست که بیدار باشی؟

1567
02:01:24,490 --> 02:01:27,604
‫راست میگی، از صبح
‫بیشتر رنگ به صورتت اومده

1568
02:01:27,628 --> 02:01:29,030
‫حالت یکم بهتر شده؟

1569
02:01:32,490 --> 02:01:34,530
‫اون رو میگی؟

1570
02:01:35,060 --> 02:01:39,660
‫اسمش... بارها ازش پرسیدم، ولی نمیگه

1571
02:01:40,340 --> 02:01:42,160
‫هی، همینجوری اونجا واینستا!

1572
02:01:43,970 --> 02:01:45,030
‫بگیر بشین

1573
02:01:47,160 --> 02:01:49,810
‫باشه، قبل از اینکه بیام خونه
‫اسمش رو متوجه شو!

1574
02:02:01,660 --> 02:02:02,660
‫آم...

1575
02:02:05,150 --> 02:02:06,200
‫صورتت...

1576
02:02:07,160 --> 02:02:08,160
‫صدمه دیدی

1577
02:02:08,910 --> 02:02:10,140
‫خوبی؟

1578
02:02:13,760 --> 02:02:15,928
‫حتماً درمانت می‌کنم

1579
02:02:15,952 --> 02:02:17,030
‫نجاتت میدم

1580
02:02:17,360 --> 02:02:18,360
‫ازت محافظت می‌کنم...

1581
02:02:19,590 --> 02:02:23,950
‫تو زندگی بی‌ارزشم...

1582
02:02:24,430 --> 02:02:26,160
‫فقط دروغ‌های بی‌اساس گفتم

1583
02:02:42,940 --> 02:02:44,530
‫ممنون

1584
02:02:46,220 --> 02:02:48,290
‫لازم نیست هر دفعه ازم تشکر کنی

1585
02:02:48,780 --> 02:02:50,690
‫مسئله‌ای نیست. بگیر بخواب

1586
02:02:52,650 --> 02:02:53,650
‫ببخشید...

1587
02:02:54,420 --> 02:02:55,870
‫که برات اسباب زحمت شدم

1588
02:02:56,460 --> 02:02:57,740
‫گفتم که مشکلی نیست

1589
02:03:00,300 --> 02:03:02,500
‫می‌خوای در رو ببندم؟

1590
02:03:03,245 --> 02:03:05,245
‫نه...

1591
02:03:05,270 --> 02:03:06,770
‫بذار باز باشه

1592
02:03:09,330 --> 02:03:12,010
‫کویوکی واقعاً ظریف و شکننده بود

1593
02:03:13,610 --> 02:03:15,818
‫باید کل شب کنارش می‌موندم...

1594
02:03:15,842 --> 02:03:19,240
‫دستمالِ پیشونیش و لباس خوابش رو عوض می‌کردم

1595
02:03:19,750 --> 02:03:21,730
‫و مدام بهش آب می‌دادم

1596
02:03:22,060 --> 02:03:26,500
‫وقتی باید می‌رفت دستشویی،
‫لازم بود تا اونجا کولش کنم

1597
02:03:30,250 --> 02:03:33,830
‫من قبلاً از بابام مراقبت کرده بودم،

1598
02:03:34,420 --> 02:03:37,855
‫و چون استقامت جسمانی
‫خارق‌العاده داشتم،

1599
02:03:37,879 --> 02:03:39,590
‫خیلی برام سخت نبود

1600
02:03:44,590 --> 02:03:46,730
‫ببخشید که هر روز بهت زحمت میدم

1601
02:03:53,950 --> 02:03:58,480
‫چرا افراد مبتلا به بیماری
‫همیشه عذرخواهی می‌کنن؟

1602
02:03:59,690 --> 02:04:02,060
‫شرمنده بهت زحمت دادم

1603
02:04:02,580 --> 02:04:05,140
‫شرمنده که صدای سرفه‌هام اذیتت می‌کنه

1604
02:04:05,870 --> 02:04:08,860
‫شرمنده که نمی‌تونم اونجور که باید کار کنم

1605
02:04:11,210 --> 02:04:13,400
‫اگه می‌تونستن ترجیح می‌دادن به خودشون اهمیت بدن

1606
02:04:14,280 --> 02:04:15,820
‫و اینطور نیست که یهو بتونن سرفه نکنن

1607
02:04:16,450 --> 02:04:18,520
‫اگه می‌تونستن عادی نفس بکشن، می‌کشیدن

1608
02:04:19,770 --> 02:04:23,720
‫اون‌ها دارن بیشترین عذاب رو می‌کشن

1609
02:04:26,920 --> 02:04:28,840
‫بازم ببخشید

1610
02:04:29,560 --> 02:04:33,530
‫حتی نمی‌تونی به خاطر من تمرین کنی...

1611
02:04:34,140 --> 02:04:36,250
‫و نمی‌تونی بری بازی کنی

1612
02:04:37,320 --> 02:04:40,480
‫من نمی‌خوام برم بازی کنم. هیچوقت نخواستم

1613
02:04:41,720 --> 02:04:44,460
‫هر از گاهی توی وقت خالیم تمرین می‌کنم،

1614
02:04:44,490 --> 02:04:45,590
‫پس نگرانش نباش

1615
02:04:47,350 --> 02:04:48,370
‫اما...

1616
02:04:49,130 --> 02:04:52,160
‫حتماً گاهی دلت تغییر منظره می‌خواد

1617
02:04:53,110 --> 02:04:55,990
‫شنیدم امشب آتیش‌بازی دارن...

1618
02:04:56,710 --> 02:04:58,050
‫پس لطفاً برو

1619
02:04:59,760 --> 02:05:03,443
‫درسته. اگه تا اون موقع سرگیجه نداشتی،

1620
02:05:03,467 --> 02:05:06,740
‫می‌خوای تا نزدیک پُل کولت کنم؟

1621
02:05:06,764 --> 02:05:08,764
‫چی؟

1622
02:05:12,510 --> 02:05:17,230
‫حتی اگه امروز نتونی،
‫سال بعد و سال بعدش هم آتش‌بازی دارن،

1623
02:05:17,690 --> 02:05:19,640
‫پس می‌تونیم اون موقع بریم

1624
02:05:28,520 --> 02:05:32,008
‫تنها باری که پرستاری
‫برام سخت بود...

1625
02:05:32,032 --> 02:05:36,520
‫وقتی بود که کویوکی وسط صحبت‌مون گریه‌اش گرفت

1626
02:05:38,240 --> 02:05:40,610
‫مطمئنم غمگین بود که توی تخت افتاده...

1627
02:05:41,320 --> 02:05:44,250
‫ولی وقتی گریه کرد معذب شدم

1628
02:05:46,274 --> 02:05:48,274
‫« سوریو »

1629
02:06:00,110 --> 02:06:01,870
‫پس اینطور

1630
02:06:02,390 --> 02:06:03,753
‫حرفِ هاکویِ اسمت
‫اینجوری نوشته می‌شه؟

1631
02:06:03,777 --> 02:06:04,910
‫مثلِ کومایِ کوماینوئه. منطقیه

1632
02:06:07,900 --> 02:06:09,990
‫همونطور که فکر می‌کردم، تو هم مثل منی

1633
02:06:10,510 --> 02:06:13,070
‫اگه چیزی واسه محافظت نداشته باشی
‫نمی‌تونی زندگیت رو بگذرونی

1634
02:06:13,700 --> 02:06:16,740
‫مثل کوماینوها،
‫سگ‌هایی که نگهبان معبدها هستن

1635
02:06:22,430 --> 02:06:26,006
‫علتی که استاد مالک این همه زمین و دوجو بود...

1636
02:06:26,030 --> 02:06:28,220
‫با وجود سامورایی نبودنش...

1637
02:06:28,940 --> 02:06:32,270
‫این بود که یک مرد مسن رو از چنگ راهزنان نجات داده بود،

1638
02:06:32,780 --> 02:06:36,110
‫که به شدت تحت تأثیر حرکات سبک سوریوش قرار گرفته بود،

1639
02:06:36,320 --> 02:06:39,093
‫و زمین و دوجوش رو
‫براش به ارث گذاشت

1640
02:06:39,117 --> 02:06:41,480
‫که خودش هیچ وارثی براش نداشت

1641
02:06:44,680 --> 02:06:48,057
‫ولی به مزاق افرادی
‫که اون زمین و دوجو رو

1642
02:06:48,081 --> 02:06:50,850
‫واسه خودشون می‌خواستن خوش نیومد

1643
02:06:51,470 --> 02:06:56,330
‫دوجوی کنجوتسوی همسایه
‫شروع کرد به آزار دادنِ دوجوی سوریو

1644
02:06:58,380 --> 02:07:02,740
‫به همین خاطر، دوجوی سوریو
‫نتونست شاگرد جدیدی داشته باشه

1645
02:07:10,340 --> 02:07:14,920
‫ولی به خاطر آموزش‌هام در اینجا و مراقبتم از کویوکی...

1646
02:07:16,470 --> 02:07:19,270
‫قلبم به رستگاری رسیده

1647
02:07:38,850 --> 02:07:42,440
‫سه سال گذشت و من هجده ساله شدم

1648
02:07:43,720 --> 02:07:45,353
‫کویوکی شونزده سالش بود

1649
02:07:45,377 --> 02:07:47,726
‫تقریباً دیگه هیچوقت بستری نبود...

1650
02:07:47,750 --> 02:07:50,680
‫و حالا می‌تونست یه
‫زندگی عادی داشته باشه

1651
02:07:55,430 --> 02:07:57,240
‫هاکوجی... یه لحظه وقت داری؟

1652
02:07:58,280 --> 02:07:59,280
‫حتماً!

1653
02:08:01,100 --> 02:08:05,630
‫خب... حاضری این دوجو رو برای من اداره کنی، هاکوجی؟

1654
02:08:06,450 --> 02:08:09,350
‫کویوکی هم میگه ازت خوشش میاد

1655
02:08:11,374 --> 02:08:13,374
‫ها؟

1656
02:08:19,530 --> 02:08:22,860
‫آینده‌ام به عنوان کسی که خالکوبی‌های یک خلافکار رو داره

1657
02:08:23,370 --> 02:08:25,570
‫چیزی نبود که بتونم تصورش کنم

1658
02:08:27,570 --> 02:08:33,480
‫چه برسه داشتنِ آینده با کسی که از آدمی مثل من خوشش بیاد

1659
02:08:35,910 --> 02:08:39,570
‫ممکنه، همونطور که بابام گفت...

1660
02:08:40,180 --> 02:08:43,020
‫بتونم الان یه زندگی شرافتمندانه داشته باشم؟

1661
02:08:44,730 --> 02:08:49,128
‫امید کم‌سوی از صفر شروع کردن...

1662
02:08:49,152 --> 02:08:52,270
‫یهو بدون کنترل بزرگ شد

1663
02:08:59,140 --> 02:09:02,748
‫در اون لحظه اصلاً
‫نمی‌دونستم که دو نفری

1664
02:09:02,772 --> 02:09:06,380
‫که می‌خواستم با جونم
‫ازشون محافظت کنم...

1665
02:09:07,290 --> 02:09:09,190
‫مسموم می‌شن و می‌میرن

1666
02:09:14,670 --> 02:09:17,870
‫رفتم اِدو سر قبر بابام

1667
02:09:18,920 --> 02:09:21,590
‫خواستم بهش بگم دارم ازدواج می‌کنم

1668
02:09:31,470 --> 02:09:34,540
‫با اینکه قبلاً غروب به دوجو برگشتم...

1669
02:09:38,550 --> 02:09:40,820
‫حتی قبل از اینکه بشنوم حالت تهوع گرفتم

1670
02:09:42,180 --> 02:09:44,070
‫دیافراگمم قفل کرد...

1671
02:09:44,780 --> 02:09:47,430
‫و از یک پیش‌آگاهیِ بدیُمن موهای تنم سیخ شد

1672
02:09:50,550 --> 02:09:52,460
‫یکی توی چاه سم ریخته!

1673
02:09:53,480 --> 02:09:56,810
‫چون هیچوقت نمی‌تونستن رو در رو
‫تو یا کیزو سان رو شکست بدن...

1674
02:09:57,070 --> 02:09:58,860
‫این کار وحشتناک رو کردن!

1675
02:09:59,560 --> 02:10:00,650
‫بی‌رحمانه است! باورنکردنیه!

1676
02:10:00,890 --> 02:10:03,870
‫حتی کویوکی رو کشتن!

1677
02:10:07,270 --> 02:10:11,990
‫وقتی عزیزانم توی خطر می‌افتن...

1678
02:10:12,640 --> 02:10:14,650
‫هیچوقت بهشون نزدیک نیستم

1679
02:10:23,800 --> 02:10:26,610
‫با اینکه بهش قول داده بودم...

1680
02:10:29,070 --> 02:10:30,980
‫مطمئنی با من مشکلی نداری؟

1681
02:10:33,670 --> 02:10:39,670
‫یادته بچه بودیم و از تماشای آتش‌بازی‌ها صحبت کردیم؟

1682
02:10:39,795 --> 02:10:41,795
‫ها؟

1683
02:10:41,820 --> 02:10:42,820
‫نه...

1684
02:10:43,150 --> 02:10:44,320
‫اه...

1685
02:10:46,220 --> 02:10:48,820
‫به خاطر اون گفتگوهای کوچیک‌مون، هاکوجی سان،

1686
02:10:49,360 --> 02:10:53,200
‫بارها شادی رو حس کردم

1687
02:10:55,180 --> 02:10:57,860
‫گفتی حتی اگه نتونیم امسال
‫آتش‌بازی رو ببینیم...

1688
02:10:58,700 --> 02:11:03,270
‫می‌تونیم سال بعد یا سال بعدش بریم

1689
02:11:04,650 --> 02:11:09,530
‫من هیچوقت نمی‌تونستم آینده‌ای رو تصور کنم
‫که توش سال آینده یا سال بعدش رو

1690
02:11:10,030 --> 02:11:12,470
‫هنوز زنده باشم

1691
02:11:14,280 --> 02:11:15,800
‫مادرم هم همینطور

1692
02:11:16,630 --> 02:11:19,948
‫فکر کنم واسه همین خودکشی کرد...

1693
02:11:19,972 --> 02:11:23,290
‫چون نمی‌خواست
‫مرگ من رو تماشا کنه

1694
02:11:24,030 --> 02:11:28,800
‫معلوم بود که پدرم هم ته قلبش تسلیم شده

1695
02:11:30,090 --> 02:11:32,400
‫چون خیلی ضعیف بودم

1696
02:11:33,930 --> 02:11:38,611
‫ولی تو تونستی آینده‌ی من رو ببینی، هاکوجی سان

1697
02:11:38,635 --> 02:11:41,930
‫جوری که از سال بعد و بعدش حرف زدی

1698
02:11:42,460 --> 02:11:45,910
‫انگار کاملاً عادیه

1699
02:11:47,400 --> 02:11:49,450
‫واقعاً خوشحالم کرد!

1700
02:12:01,340 --> 02:12:03,590
‫اونی که می‌خوام تویی، هاکوجی سان

1701
02:12:06,090 --> 02:12:07,110
‫حاضری...

1702
02:12:08,140 --> 02:12:10,190
‫شوهرم بشی؟

1703
02:12:18,580 --> 02:12:19,580
‫بله

1704
02:12:20,270 --> 02:12:25,480
‫از هرکسی قوی‌تر می‌شم و تا آخر عمرم ازت محافظت می‌کنم

1705
02:12:30,380 --> 02:12:34,110
‫آخرش فقط حرف بود و هیچوقت نتونستم

1706
02:12:34,510 --> 02:12:37,030
‫یه کاری رو تا آخرش انجام بدم

1707
02:12:50,100 --> 02:12:51,330
‫چی می‌خوای؟

1708
02:12:52,990 --> 02:12:54,400
‫چه بی‌ادب!

1709
02:12:54,920 --> 02:12:56,900
‫توی حرومزاده... از سوریو اومدی!

1710
02:13:21,090 --> 02:13:24,918
‫بعد از اینکه پدر و دخترِ دوجوی
‫سوریو با سم به قتل رسیدن،

1711
02:13:24,942 --> 02:13:28,770
‫یکی از شاگردان بازمانده
‫به دوجوی کنجوتسوی همسایه حمله کرد

1712
02:13:29,250 --> 02:13:31,660
‫و ۶۷ نفر رو به قتل رسوند!

1713
02:13:32,150 --> 02:13:35,820
‫با دست خالی جمجمه‌هاشون رو خرد کرده
‫و اعضای بدن‌شون رو له کرده!

1714
02:13:36,500 --> 02:13:40,560
‫نه تنها اکثر اجساد رو جوری متلاشی کرده
‫که نمی‌شه شناسایی‌شون کرد،

1715
02:13:41,020 --> 02:13:43,350
‫همه‌شون مقدار قابل توجهی از اعضای بدن‌شون رو ندارن!

1716
02:13:43,940 --> 02:13:48,330
‫فک، مغز و حدقه‌ی چشم از دیوار و سقف آویزونه...

1717
02:13:48,360 --> 02:13:51,440
‫همچنین دست‌وپا و اعضای بدن، که منظره‌ای جهنمی ساخته!

1718
02:13:52,430 --> 02:13:54,890
‫قاتل انسان عادی نبوده!

1719
02:14:18,700 --> 02:14:21,770
‫خب، خیلی سروصدا درباره‌ی رؤیتِ یک شیطان شنیدم

1720
02:14:22,540 --> 02:14:24,840
‫در حالی که من هیچوقت شیطانی نفرستاده بودم

1721
02:14:25,870 --> 02:14:28,323
‫حالا که خودم اومد ببینم...

1722
02:14:28,347 --> 02:14:30,800
‫می‌بینم فقط یه انسان بوده

1723
02:14:31,400 --> 02:14:33,500
‫چقدر ناامیدکننده

1724
02:14:34,680 --> 02:14:35,680
‫برو کنار

1725
02:14:36,700 --> 02:14:37,700
‫می‌کشمت!

1726
02:14:42,760 --> 02:14:47,240
‫تو فکرم حدود دوازده‌تا شیطان قدرتمند درست کنم

1727
02:14:48,370 --> 02:14:52,690
‫می‌خوام بدونم می‌تونی مقدار خونی
‫که قراره بهت بدم رو تحمل کنی یا نه

1728
02:14:55,000 --> 02:14:56,080
‫دیگه...

1729
02:14:58,600 --> 02:15:02,070
‫کلاً... هیچی... برام...

1730
02:15:02,870 --> 02:15:05,310
‫مهم نیست

1731
02:15:20,910 --> 02:15:21,724
‫بعد از شیطان شدن،

1732
02:15:21,748 --> 02:15:22,950
‫خاطراتم رو فراموش کردم...

1733
02:15:24,080 --> 02:15:26,850
‫و یه بار دیگه، به دنبال قدرت گشتم!

1734
02:15:42,370 --> 02:15:45,650
‫بیشتر!
‫بیشتر نشونم بدین که چی بلدین!

1735
02:15:50,060 --> 02:15:53,522
‫با اینکه دیگه هیچی
‫برام نمونده بود

1736
02:15:53,546 --> 02:15:56,060
‫که بخوام ازش محافظت کنم

1737
02:15:59,030 --> 02:16:03,042
‫با اینکه نمی‌خواستم
‫توی دنیایی زندگی کنم

1738
02:16:03,066 --> 02:16:05,530
‫که خانواده‌ام توش نیستن

1739
02:16:08,540 --> 02:16:13,190
‫بیش از یک قرن، بارها قتل‌عام‌های بی‌معنی انجام دادم

1740
02:16:14,670 --> 02:16:17,110
‫چه گذشته‌ی واقعاً رقت‌انگیز،

1741
02:16:17,510 --> 02:16:19,040
‫مسخره...

1742
02:16:20,810 --> 02:16:22,910
‫و بی‌ارزشی

1743
02:16:28,640 --> 02:16:30,170
‫حتی اگه بمیرم،

1744
02:16:30,720 --> 02:16:33,610
‫نمی‌تونم جایی برم که اون سه‌تا هستن

1745
02:16:35,520 --> 02:16:40,080
‫لعنت بهت که مجبورم کردی
‫اون گذشته‌ام رو به یاد بیارم!

1746
02:16:42,290 --> 02:16:43,852
‫انسان‌های لعنتی!

1747
02:16:43,876 --> 02:16:47,110
‫چه موجودات ظریف
‫و شکننده‌ای هستن!

1748
02:16:48,400 --> 02:16:49,990
‫خیلی راحت می‌میرن!

1749
02:16:50,510 --> 02:16:51,650
‫کم میارن!

1750
02:16:52,490 --> 02:16:54,440
‫ناپدید می‌شن!

1751
02:16:58,020 --> 02:16:59,470
‫هنوز نمرده!

1752
02:16:59,810 --> 02:17:01,360
‫باورنکردنیه!

1753
02:17:02,850 --> 02:17:05,100
‫باید همین الان بکشمش!

1754
02:17:06,560 --> 02:17:08,280
‫اگه بذاریم الان خودش رو احیا کنه،

1755
02:17:08,670 --> 02:17:10,310
‫کارمون ساخته است!

1756
02:17:16,770 --> 02:17:19,030
‫بیهوش شدم! وسط نبرد!

1757
02:17:21,480 --> 02:17:24,960
‫سرش! سرش داره احیا می‌شه!

1758
02:17:26,850 --> 02:17:28,450
‫ولی من که قطعش کردم!

1759
02:17:34,880 --> 02:17:37,330
‫مرگ تخریب‌کننده، نوع نابودی!

1760
02:17:38,120 --> 02:17:40,130
‫بس کن!

1761
02:17:40,520 --> 02:17:42,870
‫اون بچه! هنوز می‌تونه حرکت کنه؟

1762
02:17:43,410 --> 02:17:45,644
‫هر چند بار لازم باشه
‫سرت رو قطع می‌کنم!

1763
02:17:45,668 --> 02:17:48,730
‫ما می‌بریم! من و گیو سان باهم!
‫آکازا رو شکست میدیم!

1764
02:17:52,670 --> 02:17:53,990
‫شمشیرم!

1765
02:17:55,880 --> 02:17:57,600
‫از دستش لیز خورد!

1766
02:17:58,990 --> 02:18:00,190
‫کنترلم!

1767
02:18:09,500 --> 02:18:13,280
‫وقتشه از نو متولد بشی، مرد جوان

1768
02:18:16,440 --> 02:18:18,570
‫از ضعیف‌ها بیزارم!

1769
02:18:20,870 --> 02:18:25,180
‫ضعیف‌ها... سم می‌ریزن توی چاه...

1770
02:18:25,610 --> 02:18:27,270
‫به جای اینکه منصفانه بجنگن!

1771
02:18:28,520 --> 02:18:29,810
‫شرورن!

1772
02:18:31,370 --> 02:18:34,980
‫ضعیف‌ها اصلاً صبر ندارن!

1773
02:18:35,580 --> 02:18:37,510
‫خیلی زود بی‌امید می‌شن!

1774
02:18:39,810 --> 02:18:42,280
‫من با مشت‌هام که هدف‌شون محافظت بود آدم کشتم!

1775
02:18:44,430 --> 02:18:47,750
‫سوریوی عزیز استادم رو با خون آلوده کردم...

1776
02:18:48,950 --> 02:18:51,340
‫و نتونستم وصیت بابام رو برآورده کنم!

1777
02:18:54,660 --> 02:18:58,630
‫درسته. اونی که می‌خواستم بکشم...

1778
02:19:04,550 --> 02:19:05,959
‫خوب نیست! خوب نیست! خوب نیست!

1779
02:19:05,960 --> 02:19:07,390
‫شمشیرم افتاد یه جایی!

1780
02:19:09,450 --> 02:19:11,320
‫با مشت خالی نمی‌تونم جلوش رو بگیرم!

1781
02:19:22,170 --> 02:19:25,940
‫آکازا می‌خواد حرکت نوع نابودی رو بزنه
‫که روی رنگوکو سان زد!

1782
02:19:29,720 --> 02:19:32,710
‫باید گیو سان رو با خوم از محدوده حمله خارج کنم!

1783
02:19:37,520 --> 02:19:39,240
‫بیخیال من شو!

1784
02:19:45,200 --> 02:19:46,590
‫باید بکشم‌شون

1785
02:19:49,590 --> 02:19:53,690
‫ضعیف‌هایی... که خیلی ازشون متنفرم!

1786
02:20:37,070 --> 02:20:39,080
‫به خودش حمله کرد

1787
02:20:42,030 --> 02:20:44,230
‫واسه چی اونجوری به خودش زد؟

1788
02:20:45,260 --> 02:20:46,260
‫چرا؟

1789
02:20:49,870 --> 02:20:53,640
‫یه لحظه... تونستم بوی قدردانی رو از آکازا حس کنم،

1790
02:20:55,500 --> 02:20:57,030
‫چرا لبخند زد؟

1791
02:21:01,750 --> 02:21:03,950
‫کافیه دیگه! بسه!

1792
02:21:04,200 --> 02:21:06,250
‫احیا نشو!

1793
02:21:07,270 --> 02:21:08,750
‫نبرد تمومه!

1794
02:21:09,320 --> 02:21:11,080
‫من باختم!

1795
02:21:13,060 --> 02:21:15,760
‫تو اون لحظه قاطعانه باختم!

1796
02:21:16,640 --> 02:21:18,410
‫یه تکنیک تمیز

1797
02:21:18,790 --> 02:21:20,590
‫و تماشایی بود!

1798
02:21:22,380 --> 02:21:26,090
‫حرکاتِ دشمن رو تا حد کمال پیشبینی کردی
‫و در لحظه آخر چرخیدی...

1799
02:21:26,720 --> 02:21:29,960
‫و قبل از اینکه دشمن حرکتش رو کامل کنه ضربه زدی!

1800
02:21:31,080 --> 02:21:32,330
‫دیگه تمومه

1801
02:21:33,710 --> 02:21:37,710
‫می‌خوام سرنوشتم رو قبول کنم و به جهنم برم

1802
02:21:41,070 --> 02:21:42,650
‫می‌خواد کجا بره؟

1803
02:21:51,000 --> 02:21:52,190
‫سر جاش ایستاد

1804
02:21:55,400 --> 02:21:56,480
‫بابا...

1805
02:21:58,670 --> 02:22:00,070
‫الان خوبی؟

1806
02:22:01,030 --> 02:22:02,390
‫درد نداری؟

1807
02:22:04,110 --> 02:22:06,410
‫خوبم، هاکوجی

1808
02:22:07,760 --> 02:22:09,280
‫ممنون پسرم

1809
02:22:16,050 --> 02:22:17,570
‫متأسفم بابا

1810
02:22:18,280 --> 02:22:22,950
‫شرمنده که نتونستم از صفر شروع کنم.
‫جواب نداد

1811
02:22:26,490 --> 02:22:27,950
‫مهم نیست

1812
02:22:29,190 --> 02:22:34,290
‫هر چی بشی، پسر و شاگرد منی

1813
02:22:35,080 --> 02:22:36,960
‫حتی در مرگ رهات نمی‌کنیم!

1814
02:22:38,670 --> 02:22:41,840
‫گرچه نمی‌تونیم با خودمون به بهشت ببریمت

1815
02:22:44,570 --> 02:22:45,770
‫استاد...

1816
02:22:48,750 --> 02:22:51,880
‫مگه نمی‌خواستی قوی‌تر بشی؟

1817
02:22:52,750 --> 02:22:55,470
‫کارت تمومه...

1818
02:22:56,240 --> 02:22:57,350
‫آکازا؟

1819
02:22:59,630 --> 02:23:00,680
‫درسته

1820
02:23:01,190 --> 02:23:02,973
‫من قراره قوی‌تر بشم.

1821
02:23:02,997 --> 02:23:04,780
‫می‌خوام قوی‌تر بشم!

1822
02:23:06,060 --> 02:23:08,110
‫حالا اگه سرم قطع شده که چی؟

1823
02:23:08,360 --> 02:23:10,870
‫برد؟ باخت؟ کی اهمیت میده؟

1824
02:23:11,560 --> 02:23:13,990
‫همه‌شون رو می‌کشم!

1825
02:23:14,970 --> 02:23:17,580
‫هنوز می‌تونم قوی‌تر بشم!

1826
02:23:20,390 --> 02:23:23,670
‫باید سر قولم بمونم!

1827
02:23:34,390 --> 02:23:35,570
‫هاکوجی سان...

1828
02:23:36,780 --> 02:23:37,860
‫ممنون

1829
02:23:38,890 --> 02:23:40,430
‫کافیه

1830
02:23:45,230 --> 02:23:46,380
‫دیگه کافیه

1831
02:23:47,270 --> 02:23:48,740
‫بسه

1832
02:23:49,070 --> 02:23:50,490
‫آکازا!

1833
02:24:00,880 --> 02:24:02,020
‫متأسفم! متأسفم!

1834
02:24:02,160 --> 02:24:04,750
‫متأسفم که نتونستم ازت محافظت کنم!

1835
02:24:05,450 --> 02:24:08,130
‫متأسفم که وقتی مهم بود، نبودم!

1836
02:24:09,260 --> 02:24:11,900
‫نتونستم سر هیچکدوم از قول‌هام بمونم!

1837
02:24:12,230 --> 02:24:13,230
‫من رو ببخش!

1838
02:24:13,800 --> 02:24:15,960
‫التماست می‌کنم، لطفاً من رو ببخش!

1839
02:24:16,830 --> 02:24:18,570
‫من رو ببخش!

1840
02:24:22,820 --> 02:24:27,340
‫خیلی خوشحالم که ما رو به یاد آوردی

1841
02:24:28,710 --> 02:24:33,010
‫خیلی خوشحالم که همون هاکوجی سانی شدی که می‌شناسم!

1842
02:24:42,070 --> 02:24:44,640
‫به خونه خوش اومدی، هاکوجی

1843
02:24:49,150 --> 02:24:52,400
‫سلام هاکوجی!
‫به خونه خوش اومدی!

1844
02:25:01,400 --> 02:25:02,530
‫اومدم خونه

1845
02:25:03,950 --> 02:25:05,090
‫دیگه برگشتم

1846
02:25:09,090 --> 02:25:13,070
‫به خونه خوش اومدی... عزیزم!

1847
02:25:18,094 --> 02:25:20,094
‫هی...

1848
02:25:42,580 --> 02:25:43,770
‫ناپدید شد

1849
02:25:55,740 --> 02:25:57,900
‫تموم... شد

1850
02:26:01,900 --> 02:26:03,160
‫باید عجله کنیم

1851
02:26:04,180 --> 02:26:07,210
‫باید بریم پیش تامایو سان...

1852
02:26:08,730 --> 02:26:09,800
‫بعدش...

1853
02:26:17,670 --> 02:26:18,670
‫تانجیرو!

1854
02:26:31,990 --> 02:26:36,600
‫تانجیرو، گیو... رده بالاییِ ۳ رو شکست دادن!

1855
02:26:37,190 --> 02:26:42,000
‫به خاطر خستگی نمی‌تونن به‌هوش بمونن!
‫بیهوش شدن!

1856
02:26:47,620 --> 02:26:53,139
‫تانجیرو، گیو... رده بالاییِ ۳ رو شکست دادن!

1857
02:26:53,140 --> 02:26:54,260
‫رده بالاییِ ۳!

1858
02:27:01,590 --> 02:27:05,820
‫حضورِ آکازا از بین رفته

1859
02:27:08,590 --> 02:27:10,400
‫کی فکرش رو می‌کرد که ببازه؟

1860
02:27:14,100 --> 02:27:15,120
‫آکازا!

1861
02:27:17,020 --> 02:27:20,440
‫مگه نمی‌خواستی شکستم بدی؟

1862
02:27:23,310 --> 02:27:27,220
‫کی فکرش رو می‌کرد که به میل خودت...

1863
02:27:29,140 --> 02:27:32,040
‫مسیری که به معراج باز کرده بودی رو رها کنی؟

1864
02:27:39,420 --> 02:27:41,800
‫چقدر به طرز مضحکی ضعیف بودی!

1865
02:27:49,540 --> 02:27:50,540
‫یعنی ممکنه...

1866
02:27:51,040 --> 02:27:55,140
‫لرد آکازا... مُرده باشه؟

1867
02:27:56,830 --> 02:27:58,948
‫یه لحظه حضور عجیبی رو حس کردم،

1868
02:27:58,972 --> 02:28:01,090
‫ولی فقط تصور خودم بود، درسته؟

1869
02:28:02,360 --> 02:28:04,143
‫انگار لرد آکازا...

1870
02:28:04,167 --> 02:28:06,250
‫یه موجود دیگه شده بود

1871
02:28:09,800 --> 02:28:12,030
‫خب، حالا که مُرده دیگه نمی‌دونم!

1872
02:28:15,590 --> 02:28:16,800
‫بذار ببینم

1873
02:28:17,380 --> 02:28:18,380
‫کجا بودم؟

1874
02:28:19,590 --> 02:28:21,030
‫درسته، یادم اومد!

1875
02:28:22,000 --> 02:28:24,080
‫اسمت رو پرسیدم، درسته؟

1876
02:28:37,420 --> 02:28:42,649
‫تانجیرو، گیو... رده بالاییِ ۳ رو شکست دادن!

1877
02:28:42,650 --> 02:28:43,940
‫رده بالاییِ ۳!

1878
02:28:44,680 --> 02:28:45,880
‫هیمجیما سان!

1879
02:28:45,881 --> 02:28:47,435
‫آره

1880
02:28:47,460 --> 02:28:49,000
‫آفرین تومیوکا!

1881
02:28:49,900 --> 02:28:51,350
‫آفرین کامادو!

1882
02:28:57,060 --> 02:29:00,420
‫شگفت‌انگیزه، تومیوکا سان، تانجیرو!

1883
02:29:00,980 --> 02:29:03,150
‫ما هم خودمون رو بهشون می‌رسونیم

1884
02:29:04,200 --> 02:29:05,200
‫باشه!

1885
02:29:20,020 --> 02:29:21,500
‫نمیر، آگاتسوما!

1886
02:29:27,500 --> 02:29:30,076
‫اگه عجله نکنی، می‌زنمت!

1887
02:29:30,100 --> 02:29:30,950
‫گوش کن!

1888
02:29:31,480 --> 02:29:34,740
‫نشونم بده قوی‌ترین شیطان کجاست!

1889
02:29:35,000 --> 02:29:36,180
‫گرفتی؟

1890
02:29:36,990 --> 02:29:38,980
‫برید کنار ببینم!

1891
02:29:40,600 --> 02:29:42,220
‫این طرف! این طرف!

1892
02:29:42,240 --> 02:29:44,910
‫یه دونه درشتش اینجاست!

1893
02:29:51,750 --> 02:29:53,140
‫داداش بزرگه کجاست؟

1894
02:30:03,760 --> 02:30:05,400
‫یه رده بالایی رو برام بیارید!

1895
02:30:05,760 --> 02:30:06,780
‫یه رده بالایی!

1896
02:30:06,804 --> 02:30:08,696
‫هی!

1897
02:30:08,720 --> 02:30:10,590
‫اینقدر ازم فرار نکنید!

1898
02:30:19,470 --> 02:30:21,738
‫گذرگاهی که به شمال می‌رسه...

1899
02:30:21,762 --> 02:30:24,030
‫طبقه ۸۸اُم... اثری از موزان نیست

1900
02:30:25,510 --> 02:30:28,235
‫طبقات صدم و ۲۷اُم در جنوب شرقی...

1901
02:30:28,259 --> 02:30:29,740
‫اثری از موزان نیست

1902
02:30:31,270 --> 02:30:32,310
‫پس کجاست؟

1903
02:30:32,620 --> 02:30:35,030
‫اون کجاست؟ کجا می‌تونه باشه؟

1904
02:30:36,040 --> 02:30:40,060
‫توی هیچکدوم از طبقات نَوَد تا صد هم خبری از موزان نیست

1905
02:30:42,700 --> 02:30:46,820
‫تمام طبقات صدم و ۳۳اُم رو گشتم. اثری از موزان نیست

1906
02:30:48,700 --> 02:30:52,960
‫کلاغ‌هامون حتماً پیدات می‌کنن!

1907
02:30:54,150 --> 02:30:56,620
‫وجب به وجب این قلعه رو می‌گردیم

1908
02:30:57,410 --> 02:31:01,170
‫و هر جا بری ردت رو می‌زنیم!

1909
02:31:05,500 --> 02:31:06,880
‫« چهار »

1910
02:31:16,660 --> 02:31:18,790
‫سازه‌های چندلایه حالا دارن به شمال شرقی حرکت می‌کنن

1911
02:31:19,720 --> 02:31:22,800
‫سازه‌های جدید دارن افقی و عمودی حرکت می‌کنن!

1912
02:31:23,700 --> 02:31:24,880
‫روی خودشون تا می‌شن!

1913
02:31:29,160 --> 02:31:30,380
‫- و یکی می‌شن!
‫- و یکی می‌شن!

1914
02:31:37,540 --> 02:31:38,750
‫کی فکرش رو می‌کرد...

1915
02:31:40,670 --> 02:31:44,620
‫نه، گزینه‌ی باخت روی میز نیست

1916
02:31:45,630 --> 02:31:47,340
‫کلاغ‌ها، برید!

1917
02:31:48,080 --> 02:31:49,500
‫به جایی که موزان هست!

1918
02:31:54,700 --> 02:31:56,880
‫شیطان‌کُش‌های مایه‌ی نفرت!

1919
02:31:57,600 --> 02:32:01,400
‫هیچوقت نمی‌تونید بهم برسید!

1920
02:32:02,140 --> 02:32:05,741
‫شاید به خاطر قطع کردن سرِ یه رده بالایی

1921
02:32:05,765 --> 02:32:09,870
‫خیال برتون داشته باشه ولی تا
‫من رو نکشید فایده نداره!

1922
02:32:13,900 --> 02:32:19,420
‫بدون اینکه چهره من رو ببینید
‫قراره بی‌خودی بمیرید!

1923
02:32:19,870 --> 02:32:22,900
‫که کاملاً مناسب شما احمق‌های به‌دردنخوره!

1924
02:32:24,400 --> 02:32:29,230
‫وقتی کارم اینجا تموم بشه
‫از زنده بودن پشیمون‌تون می‌کنم!

1925
02:32:30,900 --> 02:32:34,440
‫قراره از درد به تقلا بیفتید و عذاب بکشید
‫و به خودتون بپیچید!

1926
02:32:35,060 --> 02:32:42,430
‫و برای شما شیطان‌کُش‌ها
‫این می‌شه آخرین شب‌تون... یعنی روز مرگ‌تون!

1927
02:32:53,890 --> 02:32:55,280
‫نمیر!

1928
02:32:59,040 --> 02:33:00,770
‫گیو!

1929
02:33:07,960 --> 02:33:11,240
‫تانجیرو، نمیری!

1930
02:33:11,264 --> 02:33:21,264
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1931
02:33:21,288 --> 02:33:31,288
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

