﻿1
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:20,048 --> 00:00:30,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:39,080 --> 00:00:41,680
‫آدم‌های زیادی توی این دنیا وجود دارن

4
00:00:41,840 --> 00:00:43,808
‫افرادی که سالمـن، نه مریض

5
00:00:43,832 --> 00:00:45,800
‫اون‌هایی که مَردن، نه زن

6
00:00:45,960 --> 00:00:48,716
‫اون‌هایی که عاقلـن، نه احمق

7
00:00:48,740 --> 00:00:50,160
‫خوشگلـن نه زشت

8
00:00:50,320 --> 00:00:54,160
‫بعد هم افرادی که همزمان همه‌چیز هستن

9
00:00:55,640 --> 00:01:00,120
‫بالدور و آرنی هم سالم بودن، هم خوشگل و هم عاقل

10
00:01:00,280 --> 00:01:03,080
‫پسران رئیس بزرگ بودن

11
00:01:04,040 --> 00:01:06,247
‫یه بار که از سفر دریایی به خونه اومده بود،

12
00:01:06,271 --> 00:01:08,320
‫بهشون تبری با دسته‌ی صدف مرواریدی داد

13
00:01:08,480 --> 00:01:11,320
‫که از دریاهای پشت دنیا آورده بود

14
00:01:18,840 --> 00:01:21,934
‫ولی توی یک روز تابستونی به دهکده حمله شد

15
00:01:21,958 --> 00:01:24,120
‫و همه مجبور شدن پناه بگیرن

16
00:01:25,280 --> 00:01:28,017
‫تبر برای بالدور کوچولو
‫خیلی سنگین بود

17
00:01:28,041 --> 00:01:30,480
‫و باعث می‌شد زمان رو از دست بده

18
00:01:42,440 --> 00:01:45,520
‫بالدور اون روز دست چپش رو از دست داد

19
00:01:45,680 --> 00:01:49,840
‫و واقعیتش تا ابد و همیشه تغییر کرد

20
00:01:50,000 --> 00:01:54,520
‫احساس متفاوت و طردشده بودن
‫ذهنش رو درگیر کرد

21
00:01:54,680 --> 00:01:59,560
‫و یهو دیگه بالدور نمی‌دونست کیه

22
00:01:59,720 --> 00:02:04,560
‫دیگه احساس سلامتی، عاقلی یا زیبایی نداشت

23
00:02:04,720 --> 00:02:08,520
‫ارزشش نسبت به بقیه کمتر شده بود

24
00:02:09,400 --> 00:02:14,240
‫رئیس بزرگ که قسم خورده بود
‫همه ارزش یکسان دارن

25
00:02:14,400 --> 00:02:16,216
‫نتونست دست روی دست بذاره

26
00:02:16,240 --> 00:02:19,080
‫در حالی که پسر کوچیکش داشت از بین می‌رفت

27
00:02:19,240 --> 00:02:23,960
‫تصمیم گرفت همه از جمله پسرها، مردها،
‫پیر و جوون

28
00:02:24,120 --> 00:02:29,040
‫تا زمان کدخداییِ اون باید دست چپ‌شون رو قطع کنن

29
00:02:30,400 --> 00:02:33,889
‫می‌دونست اگه همه
‫نقص عضو داشته باشن،

30
00:02:33,913 --> 00:02:36,040
‫دیگه هیچکس ناقص نیست

31
00:02:39,680 --> 00:02:44,000
‫و وقتی واقعیتِ بالدور
‫نمی‌شد تغییر کنه

32
00:02:44,160 --> 00:02:48,520
‫پس واقعیتِ دور و بَرِش باید تغییر می‌کرد

33
00:02:48,680 --> 00:02:54,080
‫« آخـریـن وایـکـیـنـگ »

34
00:03:27,240 --> 00:03:29,840
‫...سارقین با زور وارد مرکز

35
00:03:30,000 --> 00:03:33,480
‫مدیریت اشیای قیمتیِ شرکت لومیس
‫در شهر گلوستروپ شدند

36
00:03:33,640 --> 00:03:37,320
‫سارقین رو افرادی بی‌رحم و به شدت هدفمند معرفی کردن

37
00:03:37,480 --> 00:03:42,320
‫چندین شاهد دو ماشین رو در زمان وقوع جرم
‫در منطقه دیده‌اند

38
00:03:42,480 --> 00:03:44,800
‫چی شده، آنکر؟

39
00:03:44,960 --> 00:03:46,701
‫یه ساک مسافرتی برام جمع کن، فریا

40
00:03:46,725 --> 00:03:48,360
‫پاسپورتم رو هم پیدا کن. سریع!

41
00:03:48,520 --> 00:03:50,408
‫شروع نکن

42
00:03:50,432 --> 00:03:53,080
‫بسه! کمکم کن!

43
00:03:54,160 --> 00:03:57,440
‫- منفرد...
‫- امشب باربیکیو داریم

44
00:03:57,600 --> 00:04:02,720
‫- تکه‌های بزرگ گوشت می‌ذاریم
‫- من باید برم

45
00:04:02,880 --> 00:04:06,320
‫- باید یه کاری برام بکنی
‫- کجا میری؟

46
00:04:06,480 --> 00:04:11,160
‫- همه‌چیز درست می‌شه. فریا هستش
‫- می‌خوام تو هم باشی

47
00:04:11,320 --> 00:04:13,554
‫برمی‌گردم، باشه؟

48
00:04:13,578 --> 00:04:17,000
‫باید این کلید رو بخوری...

49
00:04:18,320 --> 00:04:21,480
‫گاهی اول باید بذاری حرفم تموم بشه

50
00:04:21,640 --> 00:04:24,428
‫وقتی در اومد، دوباره قورتش بده

51
00:04:24,452 --> 00:04:27,240
‫تا وقتی اوضاع امن بشه

52
00:04:27,400 --> 00:04:29,840
‫شنیدی چی میگم؟

53
00:04:31,320 --> 00:04:33,555
‫ایستگاه قطار، قفسه ۲۳

54
00:04:33,579 --> 00:04:35,520
‫کلیدش رو الان خوردی

55
00:04:35,680 --> 00:04:37,914
‫یه ساک توی اون قفسه است

56
00:04:37,938 --> 00:04:40,800
‫توی جنگل کنار خونه مادر دفنش کن

57
00:04:40,960 --> 00:04:45,280
‫کنار میز بلوط قدیمی که برات جشن تولد گرفتیم

58
00:04:45,440 --> 00:04:47,897
‫می‌تونی این کار رو برام بکنی؟

59
00:04:47,921 --> 00:04:49,720
‫فقط به تو اعتماد دارم

60
00:04:49,880 --> 00:04:54,560
‫- می‌شه یه جای دیگه دفنش کنم؟
‫- آنکر، باید بیای

61
00:04:54,720 --> 00:04:56,480
‫آنکر

62
00:05:02,280 --> 00:05:04,320
‫« سرقت از خودروی حمل پول »

63
00:05:41,375 --> 00:05:43,375
‫« ۱۵ سال بعد »

64
00:05:48,400 --> 00:05:50,840
‫تو کی هستی، آنکر؟

65
00:05:51,000 --> 00:05:52,768
‫من آنکر هستم

66
00:05:52,792 --> 00:05:54,560
‫آنکر آندرسن

67
00:05:54,720 --> 00:05:58,520
‫همون زندانی نمونه‌ای که حق داره با عفو مشروط آزاد بشه

68
00:05:58,680 --> 00:06:01,880
‫یا آنکری که به یک هم‌بندی ۳۱ بار مشت زد

69
00:06:02,040 --> 00:06:05,120
‫چون سرِ سودوکو قهوه‌ات رو ریخته بود؟

70
00:06:05,280 --> 00:06:09,840
‫یا آنکر سارق ماشین حمل پول بانک
‫که در قتل مشارکت و معاونت می‌کنه؟

71
00:06:10,000 --> 00:06:13,320
‫من خیلی چیزها هستم، اما قاتل نیستم

72
00:06:13,480 --> 00:06:16,360
‫هرگز کسی رو نکشتم

73
00:06:17,680 --> 00:06:23,000
‫خشم زیادی در وجودم داشتم، نسبت به خیلی‌ها

74
00:06:23,160 --> 00:06:26,320
‫خانواده‌ام. پدرم...

75
00:06:27,280 --> 00:06:30,720
‫چون تنهامون گذاشت. نسبت به برادرم

76
00:06:32,160 --> 00:06:37,200
‫ولی بهم دستور داده شده
‫که به خلق‌وخو و خودم مسلط باشم

77
00:06:37,360 --> 00:06:43,400
‫در مورد ۴۱.۲ میلیون پولی که هیچوقت پیدا نشد چه حرفی داری؟

78
00:06:43,600 --> 00:06:48,080
‫دفعات زیادی... این مراحل رو باهاتون پشت‌سر گذاشتم

79
00:06:48,240 --> 00:06:50,968
‫اگه می‌دونستم جای پول کجاست،

80
00:06:50,992 --> 00:06:53,720
‫خیلی وقت پیش بهتون می‌گفتم

81
00:06:55,760 --> 00:07:00,360
‫گوش کنید، من ترک کردم و یازده ساله که لب به مشروب نزدم

82
00:07:00,520 --> 00:07:02,091
‫دیگه خشن نیستم

83
00:07:02,115 --> 00:07:05,960
‫نمی‌دونم چه کار دیگه‌ای از دستم برمیاد

84
00:07:06,880 --> 00:07:11,880
‫فقط می‌تونم بگم که با اون زمان فرق کردم

85
00:07:13,400 --> 00:07:16,720
‫« آزادیت مبارک آنکر »

86
00:07:25,240 --> 00:07:28,800
‫- در رو باز نمی‌کنی؟
‫- نه. یکم دیگه صبر می‌کنم

87
00:07:29,680 --> 00:07:31,800
‫می‌شه...

88
00:07:36,280 --> 00:07:39,160
‫- سلام داداش
‫- سلام

89
00:07:40,880 --> 00:07:43,920
‫۶۰تا از رول‌های موردعلاقه‌ات رو خریده

90
00:07:44,080 --> 00:07:46,840
‫یه هفته است که نخوابیده

91
00:07:56,400 --> 00:08:01,400
‫به نظرت این مقدار رول کافیه یا نه، منفرد؟

92
00:08:01,600 --> 00:08:06,680
‫- یادم رفت بهت بگم. الان اسمش جان‌ـه
‫- چرا اونوقت؟

93
00:08:06,840 --> 00:08:09,432
‫چون نمی‌خواد منفرد صداش کنن

94
00:08:09,456 --> 00:08:11,240
‫همه جان صداش می‌کنن

95
00:08:11,400 --> 00:08:17,360
‫جان اون گل‌ها رو چیده
‫و اونجوری خشک کرده و چسبونده

96
00:08:17,520 --> 00:08:23,080
‫عالیه. واسه چی دیگه نمی‌خوای منفرد صدات کنن؟

97
00:08:23,240 --> 00:08:25,960
‫- چیه؟
‫- جان...

98
00:08:26,120 --> 00:08:28,720
‫بس کن

99
00:08:34,280 --> 00:08:38,240
‫نمی‌شه بیای خونه و فکر کنی همه‌چیز مثل قبله

100
00:08:38,400 --> 00:08:41,080
‫از وقتی مامان مُرد همه‌چیز بدتر شده

101
00:08:41,240 --> 00:08:45,040
‫خیلی دلش برات تنگ شده بوده
‫و حالا فکر می‌کنه دوباره قراره بری

102
00:08:45,200 --> 00:08:47,128
‫نمی‌شه عذرخواهی کنی ازش؟

103
00:08:47,152 --> 00:08:49,080
‫و بگی دیگه قراره بمونی؟

104
00:08:49,240 --> 00:08:51,036
‫تو فکرم برم سفر

105
00:08:51,060 --> 00:08:53,920
‫خونه‌ی مامان یا همچین چیزی

106
00:08:54,080 --> 00:08:58,160
‫فکر خوبیه. اینجوری می‌تونید چند روزی اونجا بمونید

107
00:08:58,320 --> 00:09:02,560
‫خریدارهای خونه به اِیربی‌ان‌بی کرایه میدنش

108
00:09:02,760 --> 00:09:06,440
‫ولی فقط یادت باشه جان صداش کنی، باشه؟
‫جان؟

109
00:09:21,960 --> 00:09:24,501
‫وای، باید بابتش عذرخواهی کنم

110
00:09:24,525 --> 00:09:25,960
‫خیلی دراماتیک شد

111
00:09:26,120 --> 00:09:27,915
‫چه گهی داری می‌خوری؟

112
00:09:27,939 --> 00:09:30,680
‫ما دیگه دخلی بهم نداریم، فلمینگ

113
00:09:30,840 --> 00:09:34,960
‫باید تمام پولت رو بردارم آنکر، وگرنه اوضاع بیریخت می‌شه

114
00:09:35,120 --> 00:09:38,000
‫کل پولم؟ سهم خودت رو برداشتی

115
00:09:38,160 --> 00:09:42,760
‫همه‌اش رو خرج کردم و کلی بدهی برام بالا آورد

116
00:09:42,920 --> 00:09:45,960
‫و به مردم قول دادم که تو کمکم می‌کنی

117
00:09:46,120 --> 00:09:48,800
‫نه، حالا دلم می‌خواد بزنمت

118
00:09:48,960 --> 00:09:53,720
‫- چقدر بدهکاری؟
‫- باید کل بیست میلیون رو بردارم

119
00:09:57,280 --> 00:09:59,478
‫ولی تا دوشنبه وقت داری

120
00:09:59,502 --> 00:10:02,160
‫این چارچوبِ در چرا اینجوریه؟

121
00:10:02,320 --> 00:10:05,800
‫خیلی خطرناکه. می‌دونستی؟

122
00:10:05,960 --> 00:10:11,040
‫درستش می‌کنم. دوشنبه با ابزار میام

123
00:10:13,640 --> 00:10:16,080
‫می‌خوای یکی دیگه بخوری؟

124
00:10:16,240 --> 00:10:17,657
‫نوش جونت

125
00:10:17,681 --> 00:10:20,240
‫یکی دیگه می‌خوای؟

126
00:10:20,400 --> 00:10:24,560
‫- سگه رو از کجا آوردی؟
‫- سگ ماست، آنکر

127
00:10:24,720 --> 00:10:26,554
‫اگه اینجا بمونی

128
00:10:26,578 --> 00:10:27,760
‫دوست داری؟

129
00:10:27,920 --> 00:10:30,088
‫بریم باهم شنا کنیم؟

130
00:10:30,112 --> 00:10:32,280
‫با من و سگه، آنکر؟

131
00:10:33,360 --> 00:10:36,360
‫آره، حالا یه سگ جدید داریم

132
00:10:39,360 --> 00:10:41,268
‫سگه رو بده به من

133
00:10:41,292 --> 00:10:42,560
‫بنته منتظره

134
00:10:42,760 --> 00:10:46,720
‫- بدش من. بنته طبقه پایین منتظره
‫- کدوم سگ؟

135
00:10:46,880 --> 00:10:51,880
‫- اون سگ، لعنتی!
‫- پس دوباره اونجا قایم شده

136
00:10:52,040 --> 00:10:54,840
‫پس دوست داره اینجا زندگی کنه

137
00:10:55,000 --> 00:10:57,960
‫یکم آب بهش میدم

138
00:10:58,120 --> 00:11:01,480
‫نه! سگِ اون نیست. یه سگ دیگه است

139
00:11:01,640 --> 00:11:04,960
‫خیلی دوستم داره و آنکر هم دید

140
00:11:05,120 --> 00:11:09,440
‫- بده من. بنته زنگ می‌زنه پلیس
‫- پلیس نباید بیاد اینجا

141
00:11:09,640 --> 00:11:13,400
‫- همین الان سگ رو بده بهش، منفرد!
‫- جان صداش کن، محض رضای خدا!

142
00:11:18,560 --> 00:11:22,760
‫- اینجوری مثل قبل می‌شه!
‫- سگِ مردم رو برمی‌داره

143
00:11:22,920 --> 00:11:25,269
‫همه توی ساختمون
‫از دستش خسته شدن

144
00:11:25,293 --> 00:11:26,640
‫باید جان صداش کنی

145
00:11:26,800 --> 00:11:30,560
‫هفته گذشته سوتی دادم و با چنگال خودش رو زخمی کرد

146
00:11:30,760 --> 00:11:33,600
‫جان... جان

147
00:11:36,000 --> 00:11:39,320
‫اگه دم میز بلوط قدیمی وایسم...

148
00:11:39,480 --> 00:11:44,080
‫ساک رو تو کدوم جهت از میز دفن کردی؟

149
00:11:44,240 --> 00:11:47,360
‫بس کن منفرد

150
00:11:48,360 --> 00:11:52,720
‫- نمی‌دونم با کی هستی
‫- بس کن دیگه. حوصله ندارم

151
00:11:52,880 --> 00:11:56,000
‫- چرا دوست داری جان صدات کنن؟
‫- چون من جان هستم

152
00:11:56,160 --> 00:12:00,400
‫- ولی چرا جان هستی؟
‫- ولی تو چرا آنکر هستی؟

153
00:12:00,560 --> 00:12:03,490
‫برام مهم نیست چی فکر می‌کنی

154
00:12:03,514 --> 00:12:04,720
‫من جان هستم

155
00:12:04,880 --> 00:12:06,880
‫جان لنون

156
00:12:08,560 --> 00:12:10,560
‫جان لنون؟

157
00:12:10,720 --> 00:12:12,460
‫گیرمون آوردی!

158
00:12:12,484 --> 00:12:15,600
‫ببخشید، قضیه چیه دقیقاً؟

159
00:12:15,760 --> 00:12:18,448
‫تو اصلاً شبیه اون نیستی

160
00:12:18,472 --> 00:12:21,160
‫حتی عینکت هم مثل اون نیست

161
00:12:22,640 --> 00:12:25,108
‫دارم براش پول جمع می‌کنم

162
00:12:25,132 --> 00:12:27,600
‫باید قبولش کنی، وگرنه...

163
00:12:27,720 --> 00:12:31,720
‫وگرنه با سیخ چوبی کله‌ی خودت رو سوراخ می‌کنی؟

164
00:12:31,880 --> 00:12:36,120
‫می‌تونم راحت خودم رو بکشم.
‫با یه نیزه مثل اون

165
00:12:36,280 --> 00:12:38,868
‫نقشه‌های بزرگی براش داشتم

166
00:12:38,892 --> 00:12:41,480
‫ولی هیچوقت سیخ چوبی نخریدیم

167
00:12:41,640 --> 00:12:45,520
‫بس کن دیگه. منفرد، حالا بهم بگو کجاست...

168
00:13:10,880 --> 00:13:13,200
‫- حالش خوبه؟
‫- کی؟

169
00:13:13,360 --> 00:13:16,000
‫برادرم، منفرد آندرسن

170
00:13:16,160 --> 00:13:19,320
‫آندرسن؟ فقط خراش‌های سطحی داره

171
00:13:19,480 --> 00:13:22,400
‫پس نمی‌تونم ببرمش خونه؟

172
00:13:22,560 --> 00:13:27,520
‫باید نگهش داریم، چون بحث خودکشی مطرحه...

173
00:13:27,680 --> 00:13:33,040
‫ولی اگه بتونی یه اسکناس پونصدتایی
‫بذاری توی جیبم، اون موقع می‌تونی ببریش

174
00:13:33,200 --> 00:13:37,480
‫- می‌خوای بهت رشوه بدم؟
‫- انگار بهت بر خورد

175
00:13:37,640 --> 00:13:42,240
‫- چی داری میگی دقیقاً؟
‫- خواستم شوخی کرده باشم لامصب. باشه؟

176
00:13:43,480 --> 00:13:46,320
‫برادرت توی اتاق ۸سی بستریه

177
00:14:02,000 --> 00:14:04,000
‫خوبی؟

178
00:14:04,880 --> 00:14:07,920
‫می‌تونی توی ماشین بشینی؟

179
00:14:09,400 --> 00:14:13,760
‫کامل فهمیدم. دلت برام تنگ شده بود

180
00:14:13,920 --> 00:14:18,320
‫و گیج و ناراحتی که من نبودم

181
00:14:18,480 --> 00:14:21,520
‫بله... ولی حالا هستم

182
00:14:23,600 --> 00:14:25,880
‫زودباش

183
00:14:27,880 --> 00:14:33,080
‫باید باهام بیای و نشونم بدی اون ساک کجاست

184
00:14:33,240 --> 00:14:37,200
‫بعدش یه کاری باهم می‌کنیم. باشه منفرد؟

185
00:14:57,200 --> 00:14:59,840
‫حالت خوبه؟

186
00:15:00,000 --> 00:15:02,880
‫می‌شه بغلش کنم؟

187
00:15:06,880 --> 00:15:09,920
‫آره، حالا از دست اون احمق فرار می‌کنیم

188
00:15:13,840 --> 00:15:16,560
‫اختلال تجزیه هویت

189
00:15:16,760 --> 00:15:19,320
‫در حالی که ما یک نفر هستیم

190
00:15:19,480 --> 00:15:23,320
‫منفرد دارای چندین شخصیته

191
00:15:23,520 --> 00:15:27,120
‫الان هم توی یک هویت دیگه مثل جان لنون گیر کرده

192
00:15:27,280 --> 00:15:29,848
‫باید با خودم ببرمش

193
00:15:29,872 --> 00:15:32,440
‫باید باهاش صحبت کنم

194
00:15:32,600 --> 00:15:36,160
‫دلت براش تنگ شده بوده، ولی منفرد قراره اینجا بمونه

195
00:15:36,320 --> 00:15:39,160
‫چرا؟ مگه کاری با کسی کرده؟

196
00:15:39,320 --> 00:15:45,160
‫دست به خودکشی زده
‫و از اکتبرِ پارسال نُه‌تا سگ رو دزدیده

197
00:15:45,320 --> 00:15:47,528
‫منفرد می‌دونه کیه

198
00:15:47,552 --> 00:15:49,760
‫داره بازی در میاره

199
00:15:49,920 --> 00:15:53,360
‫معمولاً یه روال چند ساله است

200
00:15:53,520 --> 00:15:57,520
‫که شامل ترکیبی از تراپی و دارو می‌شه

201
00:15:57,680 --> 00:16:02,480
‫بعضی بیمارها هم تا آخر عمرشون
‫توی شخصیت دیگه‌شون باقی می‌مونن

202
00:16:02,640 --> 00:16:06,400
‫می‌دونیم اختلال تجزیه هویت

203
00:16:06,560 --> 00:16:10,720
‫به خاطر اتفاقات تروماتیک در زندگی رخ میدن

204
00:16:10,880 --> 00:16:14,200
‫ممکنه مال ده، بیست یا سی سال پیش باشه

205
00:16:38,320 --> 00:16:39,520
‫منفرد!

206
00:16:50,040 --> 00:16:51,892
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

207
00:16:51,916 --> 00:16:52,880
‫می‌کشتـمون

208
00:16:55,640 --> 00:16:57,391
‫اون تبر باید اینجا باشه

209
00:16:57,415 --> 00:16:59,800
‫کلاه‌خودت رو در بیار. میریم مدرسه

210
00:16:59,960 --> 00:17:03,200
‫- نه، می‌خوام سوار قطار بشم
‫- نه، لازم نیست

211
00:17:03,360 --> 00:17:05,431
‫اینقدر غیرعادی رفتار نکن

212
00:17:05,455 --> 00:17:08,360
‫خیلی بزرگ شدی دیگه. همه بهت می‌خندن

213
00:17:17,640 --> 00:17:19,212
‫تو وایکینگ نیستی

214
00:17:19,236 --> 00:17:21,160
‫وایکینگ‌ها وجود ندارن

215
00:17:22,680 --> 00:17:25,000
‫من وجود دارم

216
00:17:25,160 --> 00:17:27,800
‫آنکر، اونجایی؟

217
00:17:31,160 --> 00:17:34,800
‫« قایق فروشی »

218
00:17:37,080 --> 00:17:40,440
‫رئیس بخش ضدفساد اینجاست

219
00:17:40,560 --> 00:17:43,200
‫هشت‌تا فرنت برانکا بیار، لیلیان. ممنون

220
00:17:43,360 --> 00:17:46,210
‫لوتار نیلسن هستم از بخش روانپزشکی

221
00:17:46,234 --> 00:17:47,400
‫من رو یادته؟

222
00:17:47,600 --> 00:17:52,160
‫- می‌خوای با داداشت بری قایق‌سواری؟
‫- نه، فعلاً که گیره

223
00:17:52,320 --> 00:17:55,000
‫شاید چیز خیلی خوبی باشه

224
00:17:55,160 --> 00:17:59,880
‫- بیماریش رو تشخیص دادن؟
‫- تجزیه هویت...

225
00:18:00,040 --> 00:18:03,360
‫اختلال تجزیه هویت

226
00:18:05,720 --> 00:18:07,920
‫هشت‌تا فرنت برانکا رو تنهایی می‌خوری؟

227
00:18:08,040 --> 00:18:10,147
‫همیشه هشت‌تا می‌گیرم

228
00:18:10,171 --> 00:18:12,760
‫وگرنه خیلی خشن به نظر میاد

229
00:18:12,920 --> 00:18:18,200
‫اختلال تجزیه هویت تشخیص خیلی چرتیه

230
00:18:18,360 --> 00:18:22,160
‫دیوانه است. فکر می‌کنه جان لنون شده

231
00:18:25,080 --> 00:18:27,920
‫من یه مایکل لودراپ داشتم

232
00:18:28,080 --> 00:18:30,800
‫اون هم بین عیسی مسیح و جان وین جابجا می‌شد

233
00:18:30,960 --> 00:18:35,360
‫واسه آشپزخونه غیرممکن بود که بدونن
‫باید چه غذایی براش ببرن

234
00:18:35,520 --> 00:18:40,000
‫یه نفر توی آماگر هست که فکر می‌کنه رینگو استاره

235
00:18:40,160 --> 00:18:44,960
‫پس فقط پُل و جورج رو نیاز داریم که بند رو تشکیل بدیم

236
00:18:49,200 --> 00:18:52,011
‫چرا همه‌چیزش الان داره بهم می‌ریزه؟

237
00:18:52,035 --> 00:18:54,200
‫باید از دیدنم خوشحال باشه

238
00:18:54,360 --> 00:18:57,960
‫تا الان تونسته شخصیت متناوب رو تحمل کنه

239
00:18:58,120 --> 00:19:02,640
‫چون بین تصورش از خودش و محیط
‫هیچ ستیزه‌ای نبوده

240
00:19:02,800 --> 00:19:05,280
‫من هیچی نمی‌فهمم

241
00:19:05,440 --> 00:19:08,840
‫فرض کن من راه بیفتم و به خودم بگم ناپلئون

242
00:19:09,000 --> 00:19:12,000
‫بعدش محیط اطرافم من رو یه احمق تصور می‌کنه

243
00:19:12,160 --> 00:19:15,080
‫تصورم از خودم رو منفی می‌کنه

244
00:19:15,240 --> 00:19:19,600
‫ولی اگه یه نسخه از کاخ ورسای بسازیم
‫و دویست‌تا خدمتکار استخدام کنیم،

245
00:19:19,760 --> 00:19:22,320
‫بهم یه ارتش بدن و فرانسوی یادم بدن،

246
00:19:22,480 --> 00:19:25,360
‫دیگه ناپلئون بودنِ من عجیب نیست

247
00:19:25,520 --> 00:19:28,920
‫واسه همین تصورم از خودم خراب نمی‌شه

248
00:19:29,080 --> 00:19:31,552
‫تا وقتی محیط به ساز من برقصه،

249
00:19:31,576 --> 00:19:32,640
‫همه‌چیز خوبه

250
00:19:32,800 --> 00:19:35,338
‫تمام ساختمون جان صداش می‌کنن

251
00:19:35,362 --> 00:19:36,880
‫به مردم امضا میده

252
00:19:37,040 --> 00:19:40,360
‫نمی‌تونم جوری رفتار کنم انگار جان لنون‌ـه

253
00:19:40,520 --> 00:19:44,480
‫- این کار کاملاً اشتباه نیست؟
‫- بیست سال گذشته رو کجا بودی؟

254
00:19:44,640 --> 00:19:46,546
‫وقتی فروشگاه آیکیا باز شد،

255
00:19:46,570 --> 00:19:48,120
‫۴۶تا محصول مختلف داشت

256
00:19:48,280 --> 00:19:50,168
‫الان شده ۱۲ هزارتا

257
00:19:50,192 --> 00:19:52,080
‫همه منحصربه‌فرد شدن

258
00:19:52,240 --> 00:19:55,400
‫همه حق دارن واقعیتِ منحصربه‌فرد خودشون رو داشته باشن

259
00:19:55,600 --> 00:19:59,600
‫پس تو هم احتمالاً می‌تونی برادرت رو جان لنون صدا کنی

260
00:20:43,160 --> 00:20:46,440
‫خوبه، بیدار شدی.
‫یه نگاهی بنداز

261
00:20:46,560 --> 00:20:50,760
‫- بگیر، یه پیراهن
‫- چند وقته که خوابم؟

262
00:20:50,920 --> 00:20:55,680
‫لیست بیمارها رو گشتم که ببینم
‫رینگو هنوز هستش یا نه

263
00:20:57,680 --> 00:21:01,520
‫خب. آنتون ولف اسپرسن...

264
00:21:01,680 --> 00:21:05,480
‫در جولایِ سال ۱۹۹۶
‫در مرکز روانپزشکی آماگر بستری شده...

265
00:21:05,640 --> 00:21:10,560
‫و فکر می‌کنه همون رینگو استارِ درامر در گروه بیتلزه

266
00:21:10,760 --> 00:21:12,268
‫ایده خودت بود دیگه

267
00:21:12,292 --> 00:21:13,800
‫تمام بخش‌ها رو گشتم

268
00:21:13,960 --> 00:21:15,840
‫ایده من چی بود؟

269
00:21:16,000 --> 00:21:20,240
‫جمع کردنِ گروه بیتلز
‫که منفرد رو با واقعیتِ خودش احاطه کنیم

270
00:21:20,400 --> 00:21:23,215
‫ولی پل مک‌کارتنی و جورج هریسون سخت بودن

271
00:21:23,239 --> 00:21:24,640
‫توی دانمارک نداریم

272
00:21:24,800 --> 00:21:27,640
‫نزدیک بود کامل بیخیالش بشم

273
00:21:27,800 --> 00:21:31,200
‫ولی ببین کی در سوئد بستریه؟

274
00:21:31,360 --> 00:21:32,672
‫معرفیش کنم؟

275
00:21:32,696 --> 00:21:34,560
‫حمدان فالک شوبر،

276
00:21:34,720 --> 00:21:39,280
‫در بخشِ ۵۳ تیمارستان نورث استکهلم بستریه

277
00:21:39,440 --> 00:21:42,720
‫حالا ببین شخصیت‌های دیگه‌ی حمدان کیه

278
00:21:42,880 --> 00:21:45,160
‫پل مک‌کارتنیه؟

279
00:21:45,320 --> 00:21:49,240
‫حمدان ترجیح میده بهش بگی سِر پُل مک‌کارتنی

280
00:21:49,400 --> 00:21:51,352
‫بیشتر از اینه تازه

281
00:21:51,376 --> 00:21:53,720
‫حمدان چهل‌تا شخصیت داره

282
00:21:53,880 --> 00:21:57,640
‫آیرون‌من، گوستاو مالر، شوپنهاور، دیوی کراکت

283
00:21:57,800 --> 00:22:02,480
‫هاینریش هیملر و جورج هریسونِ گیتاریست. حال کردی؟

284
00:22:02,640 --> 00:22:05,440
‫هم پل مک‌کارتنیـه و هم جورج هریسون؟

285
00:22:05,600 --> 00:22:08,640
‫آره، همزمان که نه البته. شگفت‌انگیز نیست؟

286
00:22:08,800 --> 00:22:12,000
‫دوتا عضو بیتلز رو توی یه نفر داریم. تازه با آیرون‌مَن

287
00:22:12,160 --> 00:22:15,720
‫- آدم دلش می‌خواد باهاش پیک بزنه
‫- چرا این‌ها رو بهم میگی؟

288
00:22:15,880 --> 00:22:20,560
‫بَند رو دورِ منفرد جمع می‌کنیم
‫و واقعیتش رو واقعی می‌کنیم

289
00:22:20,720 --> 00:22:23,520
‫اصلاً یادت نیست؟ ماجرای ناپلئون

290
00:22:23,680 --> 00:22:25,079
‫وقتی منفرد رو آوردیم،

291
00:22:25,103 --> 00:22:27,400
‫گفتی باید یه استودیوی ضبط پیدا کنی

292
00:22:27,600 --> 00:22:30,560
‫- منفرد رو آوردیم؟
‫- چقدر مست بودی مگه؟

293
00:22:30,760 --> 00:22:34,360
‫چند بار با مشت زدی تو صورت نگهبان بیمارستان

294
00:22:34,520 --> 00:22:36,960
‫باید در مورد اون صحبت کنیم

295
00:22:37,120 --> 00:22:40,640
‫- مشکلات کنترل خشم داری
‫- الان منفرد کجاست؟

296
00:22:47,200 --> 00:22:49,720
‫بهش شصت میلی‌گرم دیازپام دادم

297
00:22:49,880 --> 00:22:53,640
‫- کِی بیدار می‌شه؟
‫- پنج شش ساعت دیگه

298
00:22:53,800 --> 00:22:56,197
‫میریم آماگر رینگو رو بیاریم،

299
00:22:56,221 --> 00:22:59,200
‫بعدش میریم سوئد، پل و جورج رو بیاریم

300
00:22:59,360 --> 00:23:02,560
‫بعدش میریم خونه مادرتون که یه اتاق تمرین بسازیم

301
00:23:02,720 --> 00:23:06,880
‫- دارم یه مطالعه پزشکی انجام میدم
‫- از خونه مادرم چی بهت گفتم؟

302
00:23:07,040 --> 00:23:10,240
‫انگار بهترین جاست. که خاطرات رو بیدار کنه

303
00:23:10,400 --> 00:23:13,280
‫ولی باید بریم آیکیا

304
00:23:13,440 --> 00:23:16,280
‫باید ازم فاصله بگیری. کون لقت

305
00:23:16,440 --> 00:23:20,120
‫بیخیالِ آیکیا، با ماشین میریم

306
00:23:20,280 --> 00:23:23,080
‫- ازم فاصله بگیر!
‫- صبرکن ببینم

307
00:23:23,240 --> 00:23:26,080
‫خیلی داری شلوغش می‌کنی

308
00:24:23,920 --> 00:24:25,720
‫سلام

309
00:24:27,960 --> 00:24:31,400
‫رسیدیم. رسیدیم خونه مامان

310
00:24:32,360 --> 00:24:35,000
‫باید اینجا بخوابیم

311
00:24:35,160 --> 00:24:39,600
‫بعدش فردا صبح نشونم بده که ساک کجاست. باشه؟

312
00:24:39,760 --> 00:24:41,960
‫خب

313
00:25:08,760 --> 00:25:10,171
‫خدای من، سلام

314
00:25:10,195 --> 00:25:12,840
‫خوش اومدین. من مارگارت هستم

315
00:25:13,000 --> 00:25:16,560
‫- سلام. آنکر هستم
‫- جان

316
00:25:16,760 --> 00:25:17,985
‫خونه‌تون اونجاست

317
00:25:18,009 --> 00:25:19,440
‫الان بهتون نشون میدم

318
00:25:19,600 --> 00:25:20,501
‫نیازی نیست

319
00:25:20,525 --> 00:25:22,720
‫از بچگی اینجا زندگی می‌کردیم

320
00:25:22,880 --> 00:25:24,236
‫خدای من، چه باحال

321
00:25:24,260 --> 00:25:27,440
‫ولی خب باید بریم داخل خونه باهم غذا بخوریم

322
00:25:27,600 --> 00:25:30,960
‫منفرد زیاد از جمعیت خوشش نمیاد

323
00:25:31,120 --> 00:25:34,080
‫منفرد؟ الان گفت اسمش جان هست که

324
00:25:34,240 --> 00:25:37,240
‫آنکر، خیلی گشنمه

325
00:25:38,560 --> 00:25:39,960
‫حله

326
00:25:40,120 --> 00:25:43,720
‫موزه‌های خیلی خوبی اینجا داریم

327
00:25:43,880 --> 00:25:47,680
‫ما فقط اومدیم یه قدمی توی جنگل بزنیم...

328
00:25:47,840 --> 00:25:52,120
‫و برای ماهیگیری کرم پیدا کنیم

329
00:25:52,280 --> 00:25:55,680
‫یه لیوان آبِ انگورفرنگی بدم؟

330
00:25:57,280 --> 00:26:02,200
‫چطوریه که شما زن و شوهرید
‫وقتی مَرده اینقدر زشته و تو خوشگلی؟

331
00:26:02,360 --> 00:26:05,029
‫واسه همین هم هست که بچه ندارید؟

332
00:26:05,053 --> 00:26:06,800
‫چون شوهرت خیلی زشته؟

333
00:26:06,960 --> 00:26:10,125
‫این چه سوالیه دیگه؟

334
00:26:10,149 --> 00:26:12,520
‫دیوانه‌ای مگه؟

335
00:26:12,680 --> 00:26:15,200
‫باید عذرخواهی کنه

336
00:26:15,360 --> 00:26:18,520
‫دشنامم داد

337
00:26:18,680 --> 00:26:21,760
‫باید از من و ورنر عذرخواهی کنی

338
00:26:21,920 --> 00:26:23,928
‫من دروغی نگفتم

339
00:26:23,952 --> 00:26:25,960
‫فقط گفتم زشته

340
00:26:26,120 --> 00:26:28,908
‫تو هم دیگه اصلاً خوشگل نیستی

341
00:26:28,932 --> 00:26:30,320
‫ببین چقدر زشته

342
00:26:30,480 --> 00:26:34,760
‫- همین الان از اینجا برید! برید!
‫- آروم باش. اون مریضه

343
00:26:34,920 --> 00:26:38,960
‫منفرد از بچگی با همه دعوا داشته

344
00:26:44,760 --> 00:26:49,120
‫نه، ببخشید. ما نمی‌دونستیم تو مریضی

345
00:26:49,280 --> 00:26:52,920
‫- تو هم بگو
‫- الان با مشت زدی توی سرش

346
00:26:53,080 --> 00:26:57,480
‫- آره، بوکس هم کار می‌کنه
‫- یه ضربه کوچیک بود

347
00:26:58,400 --> 00:27:02,720
‫- الان یکم آبمیوه می‌خوام
‫- باشه. ببخشید

348
00:27:05,920 --> 00:27:09,680
‫تو چی آنکر؟ جاز دوست داری؟

349
00:27:11,600 --> 00:27:14,351
‫شاید بهتره یه توضیح کوتاهی بدی

350
00:27:14,375 --> 00:27:16,680
‫که چه بلایی سر صورتت اومده

351
00:27:16,840 --> 00:27:19,960
‫- لازم نیست
‫- چطوری اینقدر زشت شدی؟

352
00:27:20,120 --> 00:27:24,000
‫- هیچ مشکلی نداره
‫- ولی کوتاهش رو بگو، خب؟

353
00:27:24,160 --> 00:27:28,000
‫یه جمعه‌ی معمولی بود، مثل روزهای دیگه

354
00:27:28,160 --> 00:27:33,120
‫- قرار بود ده‌تا مهمون برامون بیاد
‫- هر جمعه ده‌تا مهمون دارید؟

355
00:27:33,280 --> 00:27:34,885
‫اونجوری هم نیست

356
00:27:34,909 --> 00:27:37,120
‫تو خونه همه‌چیز داشتیم

357
00:27:37,280 --> 00:27:39,667
‫شراب مونته پولچیانو رو باز کرده بودیم

358
00:27:39,691 --> 00:27:41,040
‫و بریونی توی فِر بود

359
00:27:41,200 --> 00:27:44,280
‫اون زمان هنوز گوشت می‌خوردیم

360
00:27:44,440 --> 00:27:46,562
‫بعدش من باید می‌رفتم

361
00:27:46,586 --> 00:27:49,520
‫دوتا فلفل واسه سالاد می‌آوردم

362
00:27:49,680 --> 00:27:53,880
‫- هِی داستان رو تغییر میده
‫- کجاش رو اشتباه گفتم؟

363
00:27:54,040 --> 00:27:55,796
‫غذا فلفل شکم پُر داشتیم

364
00:27:55,820 --> 00:27:58,920
‫می‌خواستیم یه طرزتهیه افغانی رو امتحان کنیم

365
00:27:59,080 --> 00:28:02,040
‫من خیلی بهم ریخته بودم،

366
00:28:02,200 --> 00:28:04,888
‫چون بالأخره تصمیم گرفته بودم

367
00:28:04,912 --> 00:28:07,600
‫که از حرفه‌ی مدلینگـم دست بکشم

368
00:28:08,560 --> 00:28:14,000
‫ولی ورنر فهمید فقط هشت‌تا فلفل خریده

369
00:28:14,160 --> 00:28:19,160
‫پس داشتم می‌رفتم دوتا فلفل بیشتر بخرم

370
00:28:19,320 --> 00:28:22,087
‫چرا هم باید خرید کنی و هم آشپزی؟

371
00:28:22,111 --> 00:28:24,120
‫مگه خانم آشپزی نمی‌کنه؟

372
00:28:24,280 --> 00:28:28,320
‫دوتا فلفل خریدن که دیگه کاری نداره

373
00:28:28,480 --> 00:28:31,840
‫ولی به قیمت کل صورت من تموم شد

374
00:28:32,000 --> 00:28:34,840
‫ولی من از حرفه شغلیم و زندگیم گذشتم...

375
00:28:35,000 --> 00:28:38,280
‫تا تو بتونی راحت کلکسیونت رو طراحی کنی

376
00:28:38,440 --> 00:28:40,720
‫چه نوع کلکسیونی؟

377
00:28:40,880 --> 00:28:42,758
‫یه کلکسیون منحصربه‌فرد بود

378
00:28:42,782 --> 00:28:45,080
‫که اون زمان خیلی روش کار می‌کردم

379
00:28:45,240 --> 00:28:47,373
‫ورنر چهل سال
‫طراحی لباس انجام داد

380
00:28:47,397 --> 00:28:49,400
‫ولی هیچوقت چیزی رو تولید نکرد

381
00:28:49,600 --> 00:28:51,817
‫حالا بیخیالش شده
‫و به جاش می‌خواد

382
00:28:51,841 --> 00:28:53,720
‫کتاب داستان کودکان بنویسه،

383
00:28:53,880 --> 00:28:56,480
‫ولی اون هم خیلی خوب پیش نمیره

384
00:28:56,640 --> 00:28:59,640
‫این حرف خیلی هم درست نیست

385
00:28:59,800 --> 00:29:04,280
‫- می‌خواستم بگم
‫- نمی‌شه ماجرا رو تا آخر تعریف کنی؟

386
00:29:04,440 --> 00:29:07,160
‫دقیقاً، ممنون. ببخشید

387
00:29:07,320 --> 00:29:09,038
‫داشتم ماشین رو پارک می‌کردم

388
00:29:09,062 --> 00:29:10,960
‫اون موقع هنوز سیگار می‌کشیدم...

389
00:29:11,120 --> 00:29:15,240
‫یه سیگار گذاشتم روی لبم و لیست خرید رو برداشتم...

390
00:29:15,400 --> 00:29:17,828
‫به محضی که در رو باز کردم،

391
00:29:17,852 --> 00:29:20,280
‫یهو اِیربَگ باز شد و تَق!

392
00:29:21,600 --> 00:29:23,228
‫نقص کارخونه‌ای داشت

393
00:29:23,252 --> 00:29:24,880
‫به جهنم خوش اومدی!

394
00:29:25,880 --> 00:29:29,600
‫چرا لیست خرید برده بودی؟

395
00:29:29,720 --> 00:29:32,173
‫یه چیزهای کوچیک دیگه هم نیاز داشتیم

396
00:29:32,197 --> 00:29:33,280
‫خیلی مهم نیستن

397
00:29:33,440 --> 00:29:38,160
‫- پس سیگار سرت رو سوزوند؟
‫- تَه سیگار ۷۶۰ درجه داغه

398
00:29:38,320 --> 00:29:40,648
‫اِیربَگ با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت

399
00:29:40,672 --> 00:29:43,000
‫باز می‌شه، واسه همین سوختگی پخش شد

400
00:29:43,160 --> 00:29:47,960
‫و چهل درصد از پوست صورتم رو کامل از دست دادم

401
00:29:48,920 --> 00:29:53,680
‫- بابت غذا ممنون، ولی فکر کنم که ما دیگه...
‫- نکات خوبی هم داشت

402
00:29:53,840 --> 00:29:55,573
‫دیه‌اش رو پرداخت کردن

403
00:29:55,597 --> 00:29:58,520
‫چون توانایی طراحیم
‫رو هم از دست دادم

404
00:29:59,480 --> 00:30:02,400
‫چرا دیگه نتونستی طراحی کنی؟

405
00:30:02,560 --> 00:30:07,520
‫جان، برای طراحی مُد پوشاک، واجبه

406
00:30:07,680 --> 00:30:12,280
‫که دنیا رو از چشم دیگران ببینی

407
00:30:12,440 --> 00:30:18,000
‫ولی اگه به خودت شک داشته باشی نمی‌شه... که من داشتم

408
00:30:18,160 --> 00:30:23,680
‫دچار گیجیِ وجودی شدم و حرفه‌ی طراحیم به خاک سیاه نشست

409
00:30:23,840 --> 00:30:29,960
‫کدوم حرفه؟ تو یه جوراب هم طراحی نکرده بودی

410
00:30:30,120 --> 00:30:32,950
‫هشت سال روی یه
‫کتاب کودکان کار کردی

411
00:30:32,974 --> 00:30:35,480
‫که هیچوقت قرار نیست تمومش کنی

412
00:30:35,640 --> 00:30:39,640
‫وقتی این حرف‌های چندش رو می‌زنی ناراحت می‌شم

413
00:30:39,800 --> 00:30:45,640
‫- فقط دارم حقیقت رو میگم
‫- من درباره حقیقت چی بگم؟

414
00:30:48,880 --> 00:30:54,360
‫خانم سال ۱۹۸۷ توی یه آگهیِ کالوئا، مدلِ دست بوده و همین!

415
00:31:02,560 --> 00:31:04,666
‫بله، بله. همینجوریه

416
00:31:04,690 --> 00:31:07,400
‫ولی فکر کنید هیچوقت حیف شد

417
00:31:09,280 --> 00:31:12,480
‫فقط هم واسه دوتا فلفل

418
00:31:13,680 --> 00:31:16,547
‫و چیزهای دیگه‌ای که
‫توی لیست خرید بود

419
00:31:16,571 --> 00:31:18,680
‫اون‌هایی که خیلی مهم نبودن

420
00:31:18,840 --> 00:31:20,760
‫- بله
‫- بله

421
00:31:22,560 --> 00:31:26,360
‫- نه
‫- بله، ممنون بابت یه شبِ عالی

422
00:31:26,520 --> 00:31:29,048
‫یه نگاهی بنداز. این‌ها
‫رو توی دیوار پیدا کردیم

423
00:31:29,072 --> 00:31:31,600
‫وقتی داشتیم خونه
‫رو بازسازی می‌کردیم

424
00:31:31,720 --> 00:31:35,080
‫کی این پیکره‌ها رو تراشیده؟

425
00:31:35,240 --> 00:31:40,280
‫منفرد یه دورانی عاشق وایکینگ‌ها بود

426
00:31:50,680 --> 00:31:52,840
‫حالت خوبه؟

427
00:31:54,160 --> 00:31:56,720
‫آره، فقط خسته‌ام

428
00:31:59,000 --> 00:32:01,800
‫- خوب بخوابی
‫- باشه

429
00:32:09,720 --> 00:32:12,279
‫کِی قراره باهم بریم ماهیگیری؟

430
00:32:12,303 --> 00:32:13,320
‫فردا، آنکر؟

431
00:32:13,480 --> 00:32:16,840
‫اول میریم جنگل و کِرم در میاریم

432
00:32:17,000 --> 00:32:20,018
‫جایی که قبلاً توش تولد می‌گرفتیم

433
00:32:20,042 --> 00:32:21,040
‫یادته؟

434
00:32:21,200 --> 00:32:26,240
‫نه. ولی خب تمام تولدهای من توی لیورپول بوده

435
00:32:30,200 --> 00:32:32,797
‫می‌خوام برم ماهیگیری.
‫بهش علاقمندم

436
00:32:32,821 --> 00:32:35,120
‫فقط نمی‌خوام توی جنگل راه برم

437
00:32:35,280 --> 00:32:39,040
‫اگه قراره دنبال یه ساک بگردیم

438
00:32:39,200 --> 00:32:42,520
‫نه، نه. دنبال کِرم می‌گردیم

439
00:32:53,200 --> 00:32:57,240
‫اصلاً درک نمی‌کنی جای من بودن چطوریه

440
00:32:57,400 --> 00:33:00,440
‫مردم واقعاً دوستم دارن

441
00:33:00,560 --> 00:33:03,360
‫- چون جان هستی؟
‫- آره

442
00:33:04,560 --> 00:33:07,080
‫چون جان هستم

443
00:33:23,520 --> 00:33:28,880
‫فقط یه وظیفه داشتی. که نذاری توی مدرسه
‫داداشت رو مسخره کنن

444
00:33:29,040 --> 00:33:32,000
‫نمی‌دونستم باهاشه

445
00:33:32,160 --> 00:33:34,560
‫فقط واسه تفریح بود

446
00:33:34,760 --> 00:33:38,760
‫به نظرِ فریا خنده‌داره، وقتی هر روز دستش می‌اندازن؟

447
00:33:38,920 --> 00:33:42,080
‫خنده‌داره که توی خونه حکاکی می‌کنه؟

448
00:33:42,240 --> 00:33:45,713
‫که توی جلسه اولیا و مربیان

449
00:33:45,737 --> 00:33:47,920
‫همه بهمون بخندن؟

450
00:33:48,960 --> 00:33:52,960
‫منفرد خیلی بیماره آنکر و به کمک نیاز داره

451
00:33:53,120 --> 00:33:57,240
‫تو هم امروز کمکش نکردی. فهمیدی؟

452
00:33:57,400 --> 00:34:01,360
‫منفرد خودش تصمیم نگرفته وایکینگ بشه

453
00:34:01,520 --> 00:34:03,520
‫منفرد پاشو

454
00:34:19,480 --> 00:34:23,640
‫- نریم دریاچه؟
‫- اول باید کرم پیدا کنیم

455
00:34:23,800 --> 00:34:28,280
‫- از اینجا خوشم نمیاد
‫- سخت نگیر اینقدر

456
00:34:45,080 --> 00:34:47,420
‫نمی‌خوام اینجا باشم

457
00:34:47,444 --> 00:34:50,680
‫واقعاً خوشم نمیاد اینجا باشم

458
00:34:50,840 --> 00:34:52,372
‫آروم باش، خب؟

459
00:34:52,396 --> 00:34:54,920
‫خونسردی خودت رو حفظ کن

460
00:34:59,880 --> 00:35:05,040
‫من و داداشم همیشه روی اون میز
‫تولدهامون رو می‌گرفتیم

461
00:35:07,800 --> 00:35:09,917
‫نیاز نیست ماهی بگیریم

462
00:35:09,941 --> 00:35:12,520
‫می‌شه فقط به خونه برنگردیم؟

463
00:35:12,680 --> 00:35:16,080
‫- یا بریم خونه پیش فریا؟
‫- باشه، آروم باش

464
00:35:16,240 --> 00:35:17,946
‫آره... منم خوشم نمیاد

465
00:35:17,970 --> 00:35:20,200
‫تو می‌خوای اینجا باشی، درسته؟

466
00:35:20,360 --> 00:35:25,600
‫ولی تا ساک رو در نیاوردیم نمی‌شه بریم، منفرد

467
00:35:26,560 --> 00:35:30,880
‫- جان، ببخشید
‫- ساک، ساک، ساک!

468
00:35:31,040 --> 00:35:33,680
‫فقط از ساک‌ها حرف می‌زنی!

469
00:35:33,840 --> 00:35:35,607
‫بس کن دیگه. وایسا

470
00:35:35,631 --> 00:35:37,960
‫منظوری از این حرف نداری!

471
00:35:49,920 --> 00:35:52,800
‫محلش رو با یه نشانِ وایکینگی علامت‌گذاری کردی؟

472
00:35:52,960 --> 00:35:54,352
‫عجب احمقی هستی

473
00:35:54,376 --> 00:35:56,120
‫اگه یکی می‌اومد چی؟

474
00:35:56,280 --> 00:35:58,280
‫عجب بی‌عقلی هستی

475
00:36:02,520 --> 00:36:04,363
‫برو اصلاً. برو میگم!

476
00:36:04,387 --> 00:36:06,760
‫دیگه نیازی بهت ندارم. برو!

477
00:36:28,240 --> 00:36:31,920
‫- اون چه کوفتیه؟
‫- بالدره

478
00:36:32,080 --> 00:36:33,880
‫بالدر؟

479
00:36:34,040 --> 00:36:35,840
‫سگ‌مون

480
00:36:38,360 --> 00:36:41,200
‫اصلاً یادت نمیادش؟

481
00:36:47,680 --> 00:36:50,960
‫تو اگه جان هستی چطوری اون رو یادته؟

482
00:36:51,120 --> 00:36:53,120
‫چی؟

483
00:36:54,480 --> 00:36:58,600
‫بازیته. دروغ میگی. زودباش!

484
00:36:58,760 --> 00:37:02,920
‫- ولم کن! نمی‌خوام اینجا باشم!
‫- کمکم کن میگم، لعنتی!

485
00:37:03,080 --> 00:37:05,400
‫دیگه نمی‌خوام بیام اینجا!

486
00:37:05,600 --> 00:37:09,120
‫ولم کن وگرنه خودم با آتیش می‌کشمت!

487
00:37:09,280 --> 00:37:13,120
‫باشه، ولت می‌کنم، ولی بی سر و صدا

488
00:37:13,280 --> 00:37:16,880
‫اینجا می‌مونی و صحبت می‌کنیم. باشه؟

489
00:37:18,320 --> 00:37:20,440
‫قول میدی؟

490
00:37:21,360 --> 00:37:23,520
‫اینجوری ولت می‌کنم

491
00:37:29,480 --> 00:37:32,920
‫عجب احمقی هستی! گمشو!

492
00:37:33,080 --> 00:37:34,880
‫سلام

493
00:38:07,520 --> 00:38:11,360
‫امروز تو و منفرد توی مدرسه کتک خوردین؟

494
00:38:14,760 --> 00:38:17,640
‫چندتا از گنده‌ها کتکش زدن

495
00:38:19,040 --> 00:38:22,960
‫بازم لباس‌های وایکینگی و کلاه‌خودش رو پوشیده بود؟

496
00:38:23,120 --> 00:38:26,240
‫خانم سیرسن گفت دوتا وایکینگ بودن

497
00:38:26,400 --> 00:38:29,600
‫چون نمی‌خواست احساس تنهایی کنه

498
00:38:29,760 --> 00:38:32,043
‫من فقط یه کلاه‌خود گذاشتم بابا

499
00:38:32,067 --> 00:38:33,920
‫اون‌ها هر روز کتکش می‌زنن

500
00:38:34,080 --> 00:38:38,040
‫الان هم که تبرش رو نمی‌بره فقط بدتر شده

501
00:38:38,200 --> 00:38:40,283
‫بهت اعتماد کردم

502
00:38:40,307 --> 00:38:42,760
‫تو گفتی کمک می‌کنی!

503
00:38:42,920 --> 00:38:45,080
‫متأسفم

504
00:38:46,040 --> 00:38:49,000
‫منفرد یه بیماری خیلی بدی داره

505
00:38:49,160 --> 00:38:53,240
‫و اگه توی واقعیت مریضش تنهاش بذاری فقط بدتر می‌شه!

506
00:38:53,400 --> 00:38:56,640
‫بابا، اشتباه بود. دیگه تکرار نمی‌شه

507
00:38:56,800 --> 00:38:59,320
‫قول میدم

508
00:39:00,040 --> 00:39:01,830
‫خیلی دیر شده

509
00:39:01,854 --> 00:39:05,960
‫پس حالا دوتاتون باید یاد بگیرید

510
00:39:06,120 --> 00:39:09,680
‫که واقعیت می‌تونه بدجوری درد داشته باشه

511
00:39:11,320 --> 00:39:16,040
‫پس حالا باید برید توی کلبه و بالدر رو بدی بهش

512
00:39:16,200 --> 00:39:19,320
‫و صبر کنی تا بکشتش

513
00:39:22,600 --> 00:39:24,440
‫بکشتش؟

514
00:39:24,600 --> 00:39:27,468
‫امروز بالدر باید کشته بشه،

515
00:39:27,492 --> 00:39:30,040
‫چون اینجوری رفتار کردین

516
00:39:30,200 --> 00:39:34,480
‫- بالدر که کاری نکرده
‫- گریه نکن احمق

517
00:39:36,560 --> 00:39:40,440
‫یک وایکینگ هیچ بدی‌ای نداره. نه از خودش نه از دیگران

518
00:39:40,560 --> 00:39:44,640
‫یک وایکینگ یاد می‌گیره که با سرنوشت خود زندگی کنه

519
00:39:44,800 --> 00:39:48,560
‫امروز هم شما دوتا یاد می‌گیرید که هر عملی

520
00:39:48,720 --> 00:39:52,720
‫توی زندگی‌تون انجام میدین، یه عکس‌العملی داره

521
00:39:54,320 --> 00:40:00,280
‫حالا میرید به کلبه و بعد جسد بالدر رو میارید خونه

522
00:40:00,440 --> 00:40:04,440
‫بعدش یه مراسم ختم خیلی خوب براش برگزار می‌کنیم

523
00:41:29,640 --> 00:41:32,960
‫- قضیه چیه؟
‫- دوستت کل بند رو آورده

524
00:41:33,120 --> 00:41:36,800
‫ریشوئه میگه می‌تونه گیتار زدن یادم بده

525
00:41:36,960 --> 00:41:40,760
‫چرا نگفته بودی؟ پروژه خیلی باحالیه

526
00:41:40,920 --> 00:41:45,520
‫حمایت کامل ما رو دارین چون طرفدارهای دوآتیشه‌ی بیتلز هستیم

527
00:41:45,680 --> 00:41:47,280
‫راحت باشید!

528
00:41:48,720 --> 00:41:50,928
‫من میرم لیوانم رو پُر کنم

529
00:41:50,952 --> 00:41:53,160
‫اگه چیزی نیاز داشتی بهم بگو

530
00:41:53,320 --> 00:41:56,400
‫- چی کار داری می‌کنی؟
‫- الان وقت بحث نیست

531
00:41:56,560 --> 00:41:59,809
‫همه می‌خوان تمرین رو شروع کنن

532
00:41:59,833 --> 00:42:02,240
‫پُل جورج از سوئد اومده

533
00:42:02,400 --> 00:42:07,200
‫رینگو هم لاله و تصمیم گرفته بودن توی پرونده‌اش ذکر نکنن

534
00:42:07,360 --> 00:42:10,240
‫ایشون آنکر، دستیار جان هستن...

535
00:42:10,400 --> 00:42:14,560
‫به یه سری‌هاتون گفتم ولی می‌خوام تأکید کرده باشم

536
00:42:14,720 --> 00:42:17,437
‫فقط در صورتی باهاتون کار می‌کنم

537
00:42:17,461 --> 00:42:20,520
‫که ارتباطی به
‫هولوکاست نداشته باشید

538
00:42:20,680 --> 00:42:23,440
‫وگرنه من نیستم!

539
00:42:24,800 --> 00:42:29,400
‫منظورم هم هولوکاست اصلیه که توی آلمان اتفاق افتاد

540
00:42:30,720 --> 00:42:35,600
‫بله... ولی اینجا کسی ربطی بهش نداشته. درسته؟

541
00:42:42,560 --> 00:42:46,160
‫تو اصلاً شبیه جان لنون نیستی

542
00:42:46,320 --> 00:42:51,200
‫تو هم نیستی

543
00:42:51,360 --> 00:42:56,200
‫راز گیتار زدن اینه که مثل یه سگ آبی فکر کنی

544
00:42:56,360 --> 00:42:59,040
‫سگ‌های آبی خوب گیتار می‌زنن؟

545
00:42:59,200 --> 00:43:01,250
‫هیچکس ازشون بهتر نیست

546
00:43:01,274 --> 00:43:04,400
‫تو سه سالگیم اولین سگ آبیم رو کشتم

547
00:43:08,440 --> 00:43:12,960
‫- بار و بندیلت رو ببند و بزن به چاک
‫- سعی کن پتانسیلِ این شرایط رو ببینی

548
00:43:13,120 --> 00:43:16,280
‫یه تجربه روانشناسیه...

549
00:43:16,440 --> 00:43:20,280
‫- قرار نیست یه بند از دیوونه‌ها تشکیل بدیم!
‫- تصمیمش با تو نیست

550
00:43:20,440 --> 00:43:24,360
‫- واسه یه بارم که شده گوش کن
‫- آروم باش. سخت نگیر!

551
00:43:24,520 --> 00:43:27,120
‫آنکر، من دارم می‌میرم

552
00:43:27,280 --> 00:43:30,720
‫ببخشید. نمی‌خواستم بگم

553
00:43:30,880 --> 00:43:33,600
‫ولی من سرطان پروستات پیشرفته دارم

554
00:43:33,760 --> 00:43:38,760
‫این هم آخرین شانسمه
‫که توی اون شغل به جایی برسم

555
00:43:38,920 --> 00:43:42,960
‫بالأخره هرچی نباشه کل عمرم رو... وقفش کردم

556
00:43:44,360 --> 00:43:48,400
‫از شنیدنش متأسفم. ولی نباید اینجا باشی

557
00:43:48,560 --> 00:43:50,634
‫داری اشتباه می‌کنی

558
00:43:50,658 --> 00:43:54,400
‫بهترین شانست واسه
‫برگردوندنِ منفرده

559
00:43:54,560 --> 00:43:59,000
‫ولی من دیگه نیستم. امکانش رو ندارم

560
00:44:02,560 --> 00:44:04,680
‫لوتر

561
00:44:04,840 --> 00:44:08,360
‫چقدر طول می‌کشه که خودش بشه؟

562
00:44:08,520 --> 00:44:11,288
‫به زودی پیشرفت رو خواهی دید

563
00:44:11,312 --> 00:44:14,080
‫وقتی چندتا آهنگ رو تمرین کنن

564
00:44:14,240 --> 00:44:18,200
‫- مطمئنی؟
‫- آره. پشیمون نمی‌شی

565
00:44:20,080 --> 00:44:22,840
‫- یه مسئله دیگه هست
‫- چی؟

566
00:44:24,360 --> 00:44:27,240
‫منفرد یادش اومد که سگ‌مون کجا دفن شده

567
00:44:27,400 --> 00:44:32,280
‫راحت می‌تونه با ناخودآگاهِ نفسِ واقعیش در ارتباط باشه

568
00:44:32,440 --> 00:44:35,600
‫ولی... من اصلاً نمی‌دونستم که سگ داشتیم

569
00:44:35,760 --> 00:44:38,548
‫یا کامل یادم رفته بود

570
00:44:38,572 --> 00:44:41,360
‫فراموش کردنش عجیب نیست؟

571
00:44:41,520 --> 00:44:46,240
‫مغز چیزهایی که بهش بی‌تفاوته رو فراموش می‌کنه.
‫کاملاً طبیعیه

572
00:44:46,400 --> 00:44:47,988
‫اگه نباشه چی؟

573
00:44:48,012 --> 00:44:49,600
‫مسائل بی‌اهمیت؟

574
00:44:49,760 --> 00:44:51,701
‫آره، اون که طبیعی‌تره

575
00:44:51,725 --> 00:44:53,920
‫ولی گفتگوی طولانی‌ای داره

576
00:44:54,080 --> 00:44:57,240
‫روی بند تمرکز کن و منفرد رو برگردون

577
00:44:57,400 --> 00:45:00,224
‫باید اجرای پل جورج رو ببینی

578
00:45:00,248 --> 00:45:01,800
‫واقعاً بی‌نظیره

579
00:45:01,824 --> 00:45:06,824
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

580
00:45:07,800 --> 00:45:11,240
‫- دیگه نمیای بیرون؟
‫- نه

581
00:45:11,400 --> 00:45:16,400
‫- خیلی بی‌ادبیه
‫- اون‌ها دیوونه‌ان! گوش کن

582
00:45:33,320 --> 00:45:38,080
‫- نباید همه‌شون یه آهنگ رو بزنن؟
‫- مهمه که دخالت نکنیم

583
00:45:38,240 --> 00:45:40,880
‫احتمالاً باید یه آهنگ رو بزنن

584
00:45:41,040 --> 00:45:44,400
‫- اون زشته میگه کارم بده
‫- همه به یک اندازه خوبن

585
00:45:44,560 --> 00:45:48,280
‫نباید دروغ بگی. می‌دونم اونقدرها خوب نیستم

586
00:45:48,440 --> 00:45:51,560
‫تو باید بدتر بزنی که من آبروم نره

587
00:45:51,720 --> 00:45:53,848
‫من کسی رو نمی‌بینم که دلم براش بسوزه

588
00:45:53,872 --> 00:45:56,000
‫من فقط یه عالمه استعدادِ خفن می‌بینم

589
00:45:56,160 --> 00:45:59,360
‫بله بله، دقیقاً. ما هم خفنیم

590
00:45:59,520 --> 00:46:03,440
‫ایده مال آنکر بود ولی اون نمیگه که خودش از کسی بهتره

591
00:46:03,600 --> 00:46:06,016
‫اگه می‌خواید یه ایده موفق بشه،

592
00:46:06,040 --> 00:46:07,360
‫باید همکاری کنید

593
00:46:07,520 --> 00:46:09,164
‫ایده فقط یه ایده نیست

594
00:46:09,188 --> 00:46:11,480
‫باید لجستیکش رو در بیارید که...

595
00:46:11,640 --> 00:46:16,240
‫گروه اجراش کنه و باید نقشه داشته باشید

596
00:46:16,400 --> 00:46:19,640
‫پس تا حدودی شبیه هولوکاست؟

597
00:46:19,800 --> 00:46:23,760
‫- پس من نیستم!
‫- آیکیا مثال بهتریه

598
00:46:23,920 --> 00:46:27,640
‫ولی دوباره بریم. زودباشید

599
00:46:42,280 --> 00:46:44,680
‫بسه، بسه، بسه!

600
00:46:45,640 --> 00:46:47,397
‫میزون نیست

601
00:46:47,421 --> 00:46:50,800
‫باید هماهنگ باشیم. خب؟

602
00:46:52,320 --> 00:46:56,040
‫- می ماژور. همراهیم کن
‫- حالا می‌خواد چی کار کنه؟

603
00:46:56,200 --> 00:47:00,000
‫- می‌خواد مک‌کارتنی بشه؟
‫- آره، الان داره تغییر هویت میده

604
00:47:00,160 --> 00:47:02,635
‫تماشاش شگفت‌انگیزه

605
00:47:02,659 --> 00:47:05,880
‫از جورج به پل تبدیل می‌شه

606
00:47:17,920 --> 00:47:21,440
‫حمدان همچنین باور داره که بیورن از گروه آباست

607
00:47:23,240 --> 00:47:26,120
‫همچنین هاینریش هیملر...

608
00:47:26,280 --> 00:47:29,000
‫که روی کشتی برامون دردسر شد

609
00:47:29,160 --> 00:47:33,480
‫تو یه لحظه جورج می‌شه. یا پل

610
00:47:43,480 --> 00:47:47,640
‫کلاً خیلی بده. نباید این چیزها رو گوش کنیم

611
00:47:47,800 --> 00:47:50,080
‫ول کن بابا

612
00:48:06,240 --> 00:48:10,000
‫وقتی آیکیا تو سال ۱۹۶۹ اولین فروشگاهش رو
‫توی دانمارک افتتاح کرد...

613
00:48:10,160 --> 00:48:12,440
‫خیلی چیزها سر جاشون نبودن

614
00:48:12,600 --> 00:48:14,672
‫هنوز بارکد اختراع نشده بود

615
00:48:14,696 --> 00:48:17,960
‫ایده‌ی فروش لوازم خانگی
‫به اون شکل جدید بود

616
00:48:18,120 --> 00:48:19,945
‫ولی ایمان داشتن

617
00:48:19,969 --> 00:48:23,200
‫همون ایمانی که ما امروز داریم

618
00:48:23,360 --> 00:48:25,259
‫بند دوباره ساخته شده

619
00:48:25,283 --> 00:48:26,400
‫می‌شه حس کرد

620
00:48:26,560 --> 00:48:28,639
‫در میان بهترین‌ها هستیم،

621
00:48:28,663 --> 00:48:31,160
‫و مردم توی شهر هم قراره بفهمن

622
00:48:31,320 --> 00:48:34,480
‫چون ۲۵۰ کرون هزینه ثبت‌نام

623
00:48:34,640 --> 00:48:39,120
‫در رقابت استعدادیابی توی میخونه رو پرداخت کردم

624
00:48:39,280 --> 00:48:41,788
‫چیز خیلی بزرگی نیست،

625
00:48:41,812 --> 00:48:43,960
‫ولی آسیاب به نوبت

626
00:48:44,120 --> 00:48:49,640
‫کوچیک شروع می‌کنیم و آروم بزرگ می‌شیم.
‫مثل آیکیا

627
00:48:49,800 --> 00:48:52,680
‫- سلامتی!
‫- سلامتی

628
00:48:52,840 --> 00:48:57,440
‫- قراره برای تماشاگران اجرا کنیم؟
‫- نه، واسه یه مشت سگ آبی

629
00:48:57,600 --> 00:49:03,280
‫۲۴۰تا سگ آبی که گوش موسیقیایی دارن
‫و برای آهنگ‌ها دست می‌زنن

630
00:49:03,440 --> 00:49:05,920
‫- خطرناک نیست؟
‫- چرا

631
00:49:06,080 --> 00:49:08,150
‫اگه استرس اجرا داشتی،

632
00:49:08,174 --> 00:49:11,000
‫تصور کن تماشاگران سگ آبی هستن

633
00:49:17,480 --> 00:49:22,920
‫- می‌شه بس کنی؟
‫- بیورن میگه باید تمرین کنم

634
00:49:23,080 --> 00:49:27,920
‫ولی می‌خوام به لوتار بگم باهامون بیس بزنه

635
00:49:32,560 --> 00:49:35,520
‫من آهنگ مگسی رو بهتر بلدم

636
00:49:44,880 --> 00:49:48,480
‫شگفت‌انگیزه که هم می‌شه لال بود
‫و هم اونجوری خروپف کرد

637
00:49:48,640 --> 00:49:51,880
‫ناشنوایان هم می‌تونن با صدا خواب ببینن.
‫نابینایان هم با رنگ

638
00:49:52,040 --> 00:49:57,360
‫من آلمانی خواب می‌بینم.
‫به خاطر هولوکاست هم نیست

639
00:49:57,520 --> 00:50:01,480
‫هیچوقت خوابش رو نمی‌بینم چون اونجا حضور نداشتم

640
00:50:01,640 --> 00:50:05,120
‫از ریشه‌ی آریاییم نفرت دارم

641
00:50:06,320 --> 00:50:09,960
‫بچه که بودم، موهام رو مشکی کردم

642
00:50:13,280 --> 00:50:16,360
‫لنز مشکی هم زدم

643
00:50:21,120 --> 00:50:25,880
‫می‌دونی چیه؟ به نظرم دیگه بهتره بخوابی.
‫خسته‌ای، پل جورج

644
00:50:26,040 --> 00:50:28,888
‫اینجا پل جورج نداریم

645
00:50:28,912 --> 00:50:31,760
‫فقط بیورن هست. قبولش کن

646
00:50:31,920 --> 00:50:36,160
‫دیگه بخوابیم و فردا بفهمیم کی هستیم، باشه؟

647
00:51:23,840 --> 00:51:26,680
‫خوبه، خوبه. خیلی ممنون

648
00:51:26,840 --> 00:51:32,160
‫اون یکی عالی شد پس دیگه لازم نیست اجراش کنیم

649
00:51:32,320 --> 00:51:36,160
‫- نمی‌خوان از کارهای بیتلز بزنن؟
‫- به اون هم می‌رسیم، ورنر

650
00:51:36,320 --> 00:51:41,600
‫به نظرم بهتره الان نفس بگیرید

651
00:51:41,760 --> 00:51:45,320
‫و با دماغ نفس رو بدین بیرون. اینجوری

652
00:51:45,480 --> 00:51:50,160
‫شاید بهتره آهنگ «با یکم کمک از دوستانم» رو بزنید

653
00:51:50,320 --> 00:51:52,880
‫اونی که ورنر پیشنهاد کرد

654
00:51:53,040 --> 00:51:54,935
‫نمی‌فهمم درباره چیه

655
00:51:54,959 --> 00:51:56,400
‫یه لایه کم داره

656
00:51:56,560 --> 00:51:59,320
‫- چی میگه؟
‫- میگه یه لایه کم داره

657
00:51:59,480 --> 00:52:02,160
‫الان درباره یه موز خوندی

658
00:52:02,320 --> 00:52:05,320
‫نباید باهام حرف بزنه وگرنه میرم!

659
00:52:05,480 --> 00:52:09,600
‫همه آروم باشن. باید باهم مهربون باشیم

660
00:52:09,720 --> 00:52:12,880
‫جان، می‌تونی بهمون یکم توضیح بدی که آهنگ

661
00:52:13,040 --> 00:52:16,800
‫با یکم کمک از دوستانم درباره‌ی چیه؟

662
00:52:16,960 --> 00:52:22,080
‫- باید بتونم جوابش رو بدم؟
‫- چیه که همه ازش می‌ترسن؟

663
00:52:22,240 --> 00:52:24,760
‫بیشترین ترس رو ازش داریم؟

664
00:52:24,920 --> 00:52:27,800
‫- وایکینگ‌ها
‫- هولوکاست

665
00:52:27,960 --> 00:52:33,600
‫بله... درسته، شاید. ولی چیزی که
‫بیشتر ازش بترسیم؟ می‌تونم راهنمایی کنم

666
00:52:33,760 --> 00:52:37,240
‫کارمندان آیکیا یه چیزی دارن به اسم کُدِ ۹۹

667
00:52:37,400 --> 00:52:40,520
‫برای وقتی که یه بچه گم می‌شه

668
00:52:40,680 --> 00:52:42,566
‫چون بدترین اتفاقی که می‌تونه

669
00:52:42,590 --> 00:52:44,280
‫واسه یه بچه بیفته اینه که

670
00:52:44,440 --> 00:52:46,920
‫فکر کنه تنهاست

671
00:52:48,560 --> 00:52:49,600
‫حمدان؟

672
00:52:49,720 --> 00:52:53,360
‫فکر کنم آهنگ درباره بچه‌هاییه که توی آیکیا تنها موندن

673
00:52:53,520 --> 00:52:57,160
‫بچه‌هایی که تنهایی توی آیکیا زندگی می‌کنن

674
00:52:57,320 --> 00:52:59,800
‫دقیقاً درباره همینه

675
00:52:59,960 --> 00:53:04,280
‫آهنگ با یکم کمک از دوستانم درباره هیچوقت تنها نبودنه

676
00:53:04,440 --> 00:53:10,440
‫که همیشه افراد قابل اعتمادی هستن که هوات رو دارن

677
00:53:10,560 --> 00:53:13,000
‫همچین حسی رو به کسی دارین؟

678
00:53:13,160 --> 00:53:15,788
‫کسی که بهش اعتماد داشته باشید،

679
00:53:15,812 --> 00:53:18,440
‫ولی بترسید که تنهاتون بذاره؟

680
00:53:23,000 --> 00:53:27,920
‫خودشه... حالا یه چیز دیگه بزنیم؟

681
00:54:01,760 --> 00:54:05,039
‫ببخشید. خیلی دراماتیکش کردم

682
00:54:05,063 --> 00:54:06,640
‫قصدم این نبود

683
00:54:06,800 --> 00:54:10,120
‫- من رو می‌شناسی؟
‫- نه...

684
00:54:10,280 --> 00:54:13,693
‫مردم بهم میگن فلمینگِ هم‌محله‌ای

685
00:54:13,717 --> 00:54:15,720
‫می‌دونی آنکر کجاست؟

686
00:54:16,520 --> 00:54:18,840
‫پاشو

687
00:54:23,920 --> 00:54:26,654
‫بریم طبقه بالا منتظرش بمونیم

688
00:54:26,678 --> 00:54:28,680
‫یه فکریش می‌کنیم. بیا

689
00:54:38,640 --> 00:54:41,640
‫همه می‌خوان یکی دیگه باشن

690
00:54:41,800 --> 00:54:46,480
‫- جوون‌ها می‌خوان بزرگتر بشن و برعکس
‫- کارهای آبا رو زدن چه فایده داره؟

691
00:54:46,640 --> 00:54:51,720
‫- ما بیست سال جاز گوش کردیم
‫- حالا جاز هم اشتباهه؟

692
00:54:51,880 --> 00:54:56,880
‫وقتی اونجوری در سکوت گوش بدی
‫و تحلیلش کنی،

693
00:54:57,040 --> 00:54:59,960
‫داد می‌زنه که احمقیم

694
00:55:00,120 --> 00:55:05,960
‫از اجرای پل جورج بیشتر یه چیزی فهمیدم

695
00:55:06,120 --> 00:55:10,400
‫اسمش بیورنه.
‫اگه باز اینجوری صداش کنی خودکشی می‌کنه

696
00:55:10,560 --> 00:55:13,320
‫نمی‌شه همینجوری واسه خودت اسم بذاری

697
00:55:13,480 --> 00:55:17,080
‫یا باید به دستش بیاری یا والدینت برات بذارن

698
00:55:17,240 --> 00:55:20,440
‫من نمی‌تونم همینجوری به خودم بگم شاه ورنر

699
00:55:20,560 --> 00:55:24,560
‫- باید منعکس‌کننده‌ی واقعیت باشه
‫- داری چرت میگی، ورنر

700
00:55:24,720 --> 00:55:26,485
‫اگه ارزشِ همه‌چیز یکسان باشه،

701
00:55:26,509 --> 00:55:27,800
‫دیگه هیچی ارزشی نداره

702
00:55:27,960 --> 00:55:30,328
‫جاز و بیتلز از آبا بهترن

703
00:55:30,352 --> 00:55:32,080
‫سالم بهتر از مریضه

704
00:55:32,240 --> 00:55:36,000
‫این‌ها حقایق ثابتی‌ان که نمی‌شه درباره‌شون بحث کرد

705
00:55:36,160 --> 00:55:38,800
‫واقعیت باید مشترک باشه

706
00:55:38,960 --> 00:55:42,320
‫این حرف کاملاً دیوانگیه، مارگارت

707
00:55:42,480 --> 00:55:47,120
‫فقط چون یه آهنگ شنیدی دیگه نتونی خودت رو بشناسی

708
00:55:47,280 --> 00:55:52,720
‫مارگارت فقط می‌خواد توسط دنیای بیرونی
‫واسه اون چیزی که هست پذیرفته بشه

709
00:55:52,880 --> 00:55:55,011
‫وقتی ظاهرت مثل من باشه،

710
00:55:55,035 --> 00:55:57,880
‫هیچکس شخصیت واقعیت رو نمی‌شناسه

711
00:55:58,040 --> 00:56:00,960
‫وقتی خوشگل باشی همه فکر می‌کنن احمقی

712
00:56:01,120 --> 00:56:05,480
‫فقط وقتی با ورنر دوست شدم مردم جدی گرفتنم

713
00:56:05,640 --> 00:56:11,160
‫وقتی فهمیدن که اصلاً دنبال قیافه یا پول نیستم

714
00:56:11,320 --> 00:56:15,200
‫بلکه دنبال یه آدم متفکرم که بازتاب خودم رو توش ببینم

715
00:56:15,360 --> 00:56:17,360
‫درکت می‌کنم

716
00:56:17,520 --> 00:56:24,160
‫تو روابط زیادی بودم که به خاطر ویژگی‌هام
‫قدرم دونسته نشده

717
00:56:24,320 --> 00:56:29,160
‫فقط یه دوست‌دختر خوشگل نوردیک می‌خواستن

718
00:56:31,160 --> 00:56:36,480
‫موهای بلوند و چشم‌های آبیم
‫همیشه یه بلا بودن

719
00:57:42,320 --> 00:57:45,280
‫دنبال چی می‌گردی؟

720
00:57:47,080 --> 00:57:48,880
‫کِرم

721
00:57:49,040 --> 00:57:53,400
‫- با فلزیاب؟
‫- آره...

722
00:57:53,600 --> 00:57:57,760
‫از گشتن و چیزمیز پیدا کردن خوشم میاد

723
00:57:57,920 --> 00:58:03,080
‫باشه. پس کلاً هیچ آدم نرمالی اینجا نداریم

724
00:58:04,440 --> 00:58:10,200
‫به نظرم فوق‌العاده است که مراقب برادرتی

725
00:58:10,360 --> 00:58:16,520
‫ماجرای تشکیل بند و آوردنش به اینجا...

726
00:58:18,440 --> 00:58:24,800
‫- پس من به گشتنم ادامه میدم
‫- آره آره. مزاحم نمی‌شم

727
00:58:24,960 --> 00:58:28,320
‫- باید چهار کیلومتر هم بدوئم
‫- جان؟

728
00:58:28,480 --> 00:58:33,160
‫- گفتم باید چهار کیلومتر دیگه بدوئم
‫- آره. باشه

729
00:58:47,440 --> 00:58:51,080
‫جواب نمیده. نه، ببخشید!

730
00:58:51,240 --> 00:58:54,320
‫پس یه انگشت قطع می‌کنیم

731
00:58:54,480 --> 00:58:59,120
‫- می‌شه لطفاً بس کنی؟
‫- آروم باش و نفس بکش

732
00:58:59,280 --> 00:59:01,068
‫نمی‌شه یه کار دیگه بکنی؟

733
00:59:01,092 --> 00:59:02,880
‫بیشتر کتکم بزنی مثلاً؟

734
00:59:03,040 --> 00:59:06,480
‫می‌شه لطفاً گریه نکنی؟

735
00:59:06,640 --> 00:59:12,280
‫ببخشید. کاری ازم برنمیاد؟ هیچی؟

736
00:59:12,440 --> 00:59:17,240
‫می‌شه موهات رو بدی بالا که شبیه یه پسر کارگر بشی؟

737
00:59:17,400 --> 00:59:20,640
‫راحت می‌تونم. راحت

738
00:59:22,680 --> 00:59:27,800
‫- پس فقط باید برم توالت
‫- آره. بالأخره ما آدم‌های بالغ هستیم

739
00:59:29,840 --> 00:59:33,600
‫اگه بخوای فرار کنی، می‌کشمت

740
00:59:33,760 --> 00:59:35,560
‫باشه، باشه

741
00:59:40,280 --> 00:59:42,560
‫می‌خوای به کی زنگ بزنی؟

742
00:59:51,040 --> 00:59:54,040
‫این کارت احمقانه بود

743
01:00:04,800 --> 01:00:08,040
‫نه! دیگه مُردی!

744
01:00:28,760 --> 01:00:33,720
‫کاملاً غیرممکنه که یه داستان جدید
‫برای یه کتاب کودکان پیدا کنی

745
01:00:33,880 --> 01:00:36,460
‫شخصیتی‌های خوب زیادی دارم

746
01:00:36,484 --> 01:00:37,720
‫فقط انگار...

747
01:00:37,880 --> 01:00:42,240
‫یه چیزی کم داره که جهانش رو منحصربه‌فرد کنه

748
01:00:42,400 --> 01:00:47,480
‫بالای ۱۹۰۰تا کتاب کودکان هست که توش یه اردک شخصیت اصلیه

749
01:00:47,640 --> 01:00:52,000
‫- چطوره یه چیزی بدوزی؟
‫- چی بدوزم؟

750
01:00:52,160 --> 01:00:53,993
‫یه چیزی براشون بدوز

751
01:00:54,017 --> 01:00:57,080
‫از وقتی اومدن لباس‌شون یه چیز بوده

752
01:00:58,104 --> 01:01:01,104
‫« ۴۱.۷ میلیون کرونی که هیچوقت کشف نشد »

753
01:01:12,200 --> 01:01:14,039
‫از بیورن خوشم میاد

754
01:01:14,063 --> 01:01:16,920
‫میگه می‌تونم گیتاریست خوبی بشم

755
01:01:24,080 --> 01:01:26,880
‫ناراحتی؟

756
01:01:27,040 --> 01:01:31,240
‫اگه ناراحتی، می‌تونی توی تخت من بخوابی

757
01:01:35,920 --> 01:01:40,120
‫می‌دونی چقدر برات زحمت کشیدم؟

758
01:01:42,200 --> 01:01:45,960
‫می‌شه خواهشاً کمکم کنی؟

759
01:02:42,080 --> 01:02:43,880
‫سلام

760
01:02:45,160 --> 01:02:49,360
‫- اون تبر تو نیست
‫- می‌تونه مال تو بشه

761
01:02:49,520 --> 01:02:51,998
‫وقتی خونه رو خریدیم اینجا بود

762
01:02:52,022 --> 01:02:52,840
‫می‌خوایش؟

763
01:02:53,000 --> 01:02:58,200
‫باید توی کارگاه باشه. اصلاً نباید بیاد بیرون

764
01:03:10,560 --> 01:03:13,440
‫باید اونجا آویزون باشه

765
01:03:13,600 --> 01:03:17,480
‫باشه. متوجهم

766
01:03:18,360 --> 01:03:20,240
‫اونجا

767
01:03:23,080 --> 01:03:27,000
‫تو اون علامت‌ها رو زدی؟

768
01:03:27,160 --> 01:03:30,400
‫علامت نیست. نشانه

769
01:03:30,560 --> 01:03:36,080
‫وسایل وایکینگی قدیمی زیادی هم هست

770
01:03:36,240 --> 01:03:38,440
‫بذار بیارمـشون

771
01:03:40,760 --> 01:03:45,360
‫سردمه. نمی‌خوام اینجا باشم

772
01:03:48,280 --> 01:03:51,520
‫شکلات داغ برات درست کنم؟

773
01:03:51,680 --> 01:03:55,800
‫آنکر توی جنگل دنبال چی می‌گرده؟

774
01:03:55,960 --> 01:04:00,200
‫خودش گفت کلی پوله، پس می‌تونی بهم بگی

775
01:04:00,360 --> 01:04:03,720
‫عجیبه که می‌پرسی، چون من نمی‌دونم

776
01:04:03,880 --> 01:04:07,600
‫- آنکر چرا نمی‌تونه پیداش کنه؟
‫- هیچی یادش نیست

777
01:04:07,760 --> 01:04:10,600
‫حتی اینکه چطوری یه نشان رو قرار بده

778
01:04:10,760 --> 01:04:13,280
‫نشان رو قرار بده؟ یعنی چی؟

779
01:04:13,440 --> 01:04:18,880
‫وقتی یه رازی داری، میای نشان می‌ذاری
‫که بتونی غنائمت رو پیدا کنی

780
01:04:19,040 --> 01:04:24,240
‫آنکر هم می‌خواد یه جایی اطراف اینجا نشان بذاری؟

781
01:04:26,920 --> 01:04:31,360
‫مایلم یادش بگیرم. می‌تونی بهم یاد بدی

782
01:04:31,520 --> 01:04:34,560
‫فکر می‌کنی من دیوانه‌ام؟ نیستم

783
01:04:34,760 --> 01:04:37,600
‫آنکره که دیوونه است

784
01:04:37,760 --> 01:04:41,440
‫هیچی یادش نیست. اونه که دیوونه است

785
01:04:41,600 --> 01:04:46,080
‫مارگارت، وقت داری بیای بالا و چیزی که دوختم رو ببینی؟

786
01:04:46,240 --> 01:04:50,880
‫- وسط یه جریانی هستم، ورنر
‫- ولی باید الان بیای، مارگارت. الان!

787
01:04:51,040 --> 01:04:52,800
‫ببخشید

788
01:06:36,760 --> 01:06:39,453
‫احتمالاً باید از اول بدوزم

789
01:06:39,477 --> 01:06:41,880
‫بابت رنگ‌هاش مطمئن نیستم

790
01:06:42,040 --> 01:06:43,395
‫سگ آبی رنگ‌شده است

791
01:06:43,419 --> 01:06:45,320
‫می‌شه لباس‌ها رو نگه داریم؟

792
01:06:45,480 --> 01:06:47,132
‫باید بررسیش کنم

793
01:06:47,156 --> 01:06:49,200
‫احتمالاً مالیات داره

794
01:06:49,360 --> 01:06:52,400
‫- صبح بخیر آنکر
‫- صبح بخیر جان

795
01:06:52,560 --> 01:06:55,080
‫دیدی ورنر چی دوخته؟

796
01:06:55,240 --> 01:06:59,360
‫همه هم اصرار کردن که من یه دست بپوشم

797
01:06:59,520 --> 01:07:01,116
‫می‌خوام بیتلزیش کنم

798
01:07:01,140 --> 01:07:03,960
‫مک‌کارتنی گروهبان فلفل رو اختراع کرد

799
01:07:04,120 --> 01:07:06,621
‫چون از خودشون خسته شده بودن

800
01:07:06,645 --> 01:07:08,800
‫یه هویت کاملاً جدید ساخت

801
01:07:08,960 --> 01:07:12,840
‫احتمالاً فکر کنی احمقانه است، ولی جواب میده

802
01:07:13,000 --> 01:07:15,263
‫به نظرم پُر از نبوغه

803
01:07:15,287 --> 01:07:17,240
‫برگشتیم به مسیرمون

804
01:07:17,400 --> 01:07:22,400
‫- هر کاری هست، ادامه‌اش بده
‫- باشه، حتماً

805
01:07:26,240 --> 01:07:28,720
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

806
01:07:32,960 --> 01:07:35,203
‫می‌دونم دنبال پولی

807
01:07:35,227 --> 01:07:37,920
‫جان همه‌چیز رو بهم گفته

808
01:07:40,120 --> 01:07:42,182
‫آره، نگران نباش،

809
01:07:42,206 --> 01:07:45,000
‫پلیسی چیزی خبر نمی‌کنم

810
01:07:45,160 --> 01:07:47,280
‫چرا؟

811
01:07:48,560 --> 01:07:52,840
‫- چون منم همون چیزی رو می‌خوام که تو می‌خوای
‫- باشه

812
01:07:54,800 --> 01:07:58,120
‫- اونوقت من چی می‌خوام؟
‫- فکر می‌کنم می‌خوای فرار کنی

813
01:07:58,280 --> 01:08:00,840
‫ولی نمی‌تونی پولش رو پیدا کنی

814
01:08:01,000 --> 01:08:04,800
‫می‌تونم جان رو قانع کنم که محلش رو بهمون بگه

815
01:08:04,960 --> 01:08:07,240
‫بهمون؟

816
01:08:07,400 --> 01:08:12,680
‫- نمی‌خوای این مسخره‌بازی‌ها رو کنار بذاریم؟
‫- کدوم مسخره‌بازی؟

817
01:08:12,840 --> 01:08:17,960
‫بیخیال. دیدم که از وقتی اومدی
‫چطوری نگام می‌کنی

818
01:08:18,120 --> 01:08:22,400
‫و می‌دونم که من رو دست‌نیافتنی می‌دونی، ولی...

819
01:08:22,560 --> 01:08:27,040
‫راستش من و ورنر چندین ساله که باهم خوشبخت نبودیم

820
01:08:27,200 --> 01:08:31,800
‫- از ظاهرتون که معلوم نیست
‫- فقط ظاهرسازیه

821
01:08:33,000 --> 01:08:36,920
‫وقتی خواستی بری باهات میام

822
01:08:47,240 --> 01:08:50,440
‫ماجرای پول رو به مارگارت گفتی؟

823
01:08:50,600 --> 01:08:53,515
‫نه. فقط از نشان‌ها حرف زدم

824
01:08:53,539 --> 01:08:55,200
‫تو کلی پول داری

825
01:08:55,360 --> 01:08:58,960
‫حالا باید بگی باقی پول کجاست!

826
01:09:01,320 --> 01:09:03,640
‫فریا داره میاد

827
01:09:10,000 --> 01:09:11,200
‫فریا!

828
01:09:13,680 --> 01:09:16,920
‫- تعقیبت نکرد؟
‫- فکر نکنم

829
01:09:17,080 --> 01:09:18,463
‫با قطار اومدم

830
01:09:18,487 --> 01:09:20,520
‫نمی‌دونستم چی کار کنم

831
01:09:20,640 --> 01:09:24,400
‫- خوبی؟ منفرد خوبه؟
‫- نمی‌شه همینجوری بیای اینجا که

832
01:09:24,560 --> 01:09:27,235
‫فکر کردی خوشم میاد اینجا باشم؟

833
01:09:27,259 --> 01:09:28,720
‫از اینجا متنفرم!

834
01:09:28,880 --> 01:09:31,960
‫پس نمی‌فهمم چرا اومدی

835
01:09:32,120 --> 01:09:34,880
‫خیلی دیوثی

836
01:09:35,040 --> 01:09:39,840
‫پیدات می‌شه و همه‌چیز دوباره به قهقرا میره

837
01:09:40,000 --> 01:09:42,400
‫نتونستی پول‌هات رو پیدا کنی؟

838
01:09:42,560 --> 01:09:45,864
‫فکر کردی نمی‌دونستم
‫واسه چی اومدی اینجا؟

839
01:09:45,888 --> 01:09:47,120
‫خوب می‌شناسمت

840
01:09:47,280 --> 01:09:52,680
‫مدت زیادی منتظرت بودیم و حالا می‌خوای بری و همه‌چیز رو جا بذاری

841
01:09:54,000 --> 01:09:56,733
‫به مامان قول دادی مراقب منفرد باشی

842
01:09:56,757 --> 01:09:58,000
‫حتی قسم خوردی!

843
01:09:58,160 --> 01:10:00,241
‫البته که می‌خوام برم

844
01:10:00,265 --> 01:10:01,680
‫تو هم باید بری

845
01:10:01,840 --> 01:10:07,360
‫- زندگیت رو به خاطر اون هدر دادی
‫- درست مثل بابا شدی

846
01:10:07,520 --> 01:10:11,800
‫خدای من! حق نداری این رو به من بچسبونی!

847
01:10:14,360 --> 01:10:16,545
‫گاهی وقتی دورم شلوغه

848
01:10:16,569 --> 01:10:19,800
‫حس می‌کنم دارم بابا رو می‌بینم

849
01:10:19,960 --> 01:10:23,200
‫بعدش خواب می‌بینم که عذرخواهی می‌کنه

850
01:10:23,360 --> 01:10:26,380
‫فقط درک نمی‌کنم چطور یکی می‌تونه

851
01:10:26,404 --> 01:10:29,240
‫اونجوری خانواده‌اش رو ترک کنه

852
01:10:29,400 --> 01:10:33,320
‫می‌دونم دیوانگیه، ولی...

853
01:10:33,480 --> 01:10:36,348
‫هنوز فکر می‌کنم اگه ازدواج کنم

854
01:10:36,372 --> 01:10:39,240
‫پیداش می‌شه و سخنرانی می‌کنه

855
01:10:39,400 --> 01:10:42,720
‫تو و مامان چهل سال حرفش رو زدین

856
01:10:42,880 --> 01:10:45,800
‫طرف یه خانواده دیگه پیدا کرده

857
01:10:45,960 --> 01:10:47,929
‫پس اونقدرها هم بد نیست

858
01:10:47,953 --> 01:10:50,021
‫اون از پس منفرد برنیومد

859
01:10:50,045 --> 01:10:51,160
‫هیچکس برنمیاد

860
01:10:56,920 --> 01:10:59,708
‫بابا یه لاشی بود، فریا

861
01:10:59,732 --> 01:11:02,520
‫باید خوشحال باشی که رفت

862
01:11:02,680 --> 01:11:05,580
‫بابا چیزهای دیگه‌ای هم بود

863
01:11:05,604 --> 01:11:07,880
‫هیچکس فقط یه چیز نیست

864
01:11:13,960 --> 01:11:18,360
‫- جان نباید کمک کنه؟
‫- بیخیال دیگه، پل جورج

865
01:11:18,520 --> 01:11:21,716
‫اینقدر بهم نگو پل جورج!

866
01:11:21,740 --> 01:11:23,600
‫جان، پایه‌ای؟

867
01:11:25,320 --> 01:11:28,840
‫بیا کمک. اینقدر واسه خودت افسوس نخور

868
01:11:29,000 --> 01:11:32,280
‫هی، هی، هی! مراقب سردوشی‌ها باش

869
01:11:32,440 --> 01:11:38,560
‫- تو که اصلاً توی بند نیستی
‫- هیچکس حرف‌هات رو نمی‌فهمه

870
01:11:38,720 --> 01:11:43,280
‫- سوئدی احمق
‫- من سوئدی احمقم؟

871
01:11:43,440 --> 01:11:47,200
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- من الکلی نیستم

872
01:11:47,360 --> 01:11:50,382
‫پس لباس‌هات رو در بیار. همین الان!

873
01:11:50,406 --> 01:11:52,000
‫بذل و بخشش کافیه

874
01:11:52,160 --> 01:11:55,800
‫- درشون بیار!
‫- انرژیت رو بذار واسه ابزار موسیقی

875
01:11:55,960 --> 01:11:58,880
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی کسی رو گول بزنی؟

876
01:11:59,040 --> 01:12:03,680
‫خوب می‌دونی چشم‌هات آبی نیست و موهات بلوند نیست

877
01:12:03,840 --> 01:12:06,860
‫بیورن نیستی و هیچوقت نمی‌شی

878
01:12:06,884 --> 01:12:08,440
‫شیّادِ دروغگو!

879
01:12:09,760 --> 01:12:11,880
‫نه! گیتار رو نه!

880
01:12:12,800 --> 01:12:15,320
‫- پل!
‫- من رفتم!

881
01:12:15,480 --> 01:12:17,760
‫- جورج؟
‫- ورنر؟

882
01:12:17,920 --> 01:12:21,760
‫- بیورن؟
‫- دیگه نیستم. تمومه!

883
01:12:21,920 --> 01:12:26,720
‫باشه، میره یکم قدم بزنه و بعدش میریم

884
01:12:28,680 --> 01:12:30,119
‫اینجا هم نیست

885
01:12:30,143 --> 01:12:32,465
‫جداً دارم دیوانه می‌شم

886
01:12:32,489 --> 01:12:34,000
‫دیگه تحمل ندارم

887
01:12:35,840 --> 01:12:39,120
‫باید بهش بفهمونی که این ماجرا داره می‌کشتـمون

888
01:12:39,280 --> 01:12:42,079
‫نمی‌شه بدون پول بریم؟

889
01:12:42,103 --> 01:12:43,880
‫دیگه مهم نیست

890
01:12:44,040 --> 01:12:47,960
‫- بابتش میری زندان
‫- واسه چی؟

891
01:12:48,120 --> 01:12:52,200
‫که اون روانی‌ها رو از بیمارستان آزاد کردی

892
01:12:52,360 --> 01:12:56,880
‫- چرا این حرف رو می‌زنی؟
‫- خوب می‌دونن کار تو بوده

893
01:12:57,040 --> 01:13:01,920
‫نمی‌دونم حکم ربودن چهارتا بیمار چیه

894
01:13:02,080 --> 01:13:03,573
‫ولی کار لوتار بود

895
01:13:03,597 --> 01:13:06,040
‫من فقط تو آزادی منفرد کمک کردم

896
01:13:06,200 --> 01:13:10,640
‫- سه‌تا بیمار هم بودن
‫- خبرگزاری‌ها میگن چهارتا بوده

897
01:13:35,680 --> 01:13:38,548
‫چل جورج ورنر رو کتک زد و از بند رفت

898
01:13:38,572 --> 01:13:40,240
‫باید بریم روی استیج

899
01:13:40,400 --> 01:13:44,760
‫- کارت دارم
‫- بیش از ۲۵ نفر بلیت خریدن

900
01:13:44,920 --> 01:13:49,640
‫مشکلات بزرگی توی بند داریم
‫و سه ساعت دیگه یه کنسرت بزرگه

901
01:13:49,800 --> 01:13:54,440
‫اگه می‌دونستم مدیر بودن این شکلیه... یه نقشه دارم

902
01:13:54,560 --> 01:13:55,892
‫خفه شو!

903
01:13:55,916 --> 01:13:58,760
‫دیگه بسه... کیلد

904
01:13:58,920 --> 01:14:04,080
‫- چرا بهش گفتی کیلد؟
‫- چون اسمش کیلده

905
01:14:04,240 --> 01:14:07,240
‫- یه بیمار تیمارستانیه
‫- مگه همه‌شون نیستن؟

906
01:14:07,400 --> 01:14:10,400
‫دقیقاً مارگارت. از اول همین رو می‌گفتم

907
01:14:10,560 --> 01:14:13,360
‫لوتار کیلد گرنر نیلسن، بیمار تیمارستان

908
01:14:13,520 --> 01:14:16,480
‫چرا عصبانی شدی که اسمم کیلده؟

909
01:14:16,640 --> 01:14:20,400
‫- در حال مرگ هم هستی؟
‫- خفه شو و تکون نخور

910
01:14:20,560 --> 01:14:25,720
‫- شاید در حال مرگ باشم
‫- دیگه بس کنید!

911
01:14:25,880 --> 01:14:28,840
‫چهارده ساعت یه بند داشتم لباس می‌دوختم!

912
01:14:29,000 --> 01:14:32,480
‫هفت ساعت کسر خواب دارم و می‌دونید چیه؟

913
01:14:32,640 --> 01:14:37,360
‫الان فقط یه لیوان برگاندی می‌خوام. باشه؟

914
01:14:39,760 --> 01:14:42,080
‫نه! آنکر!

915
01:14:43,960 --> 01:14:45,600
‫آنکر...

916
01:14:52,640 --> 01:14:55,360
‫- آنکر!
‫- دیدی؟

917
01:14:55,520 --> 01:14:59,920
‫زدش. با ماهیتابه زدش

918
01:15:02,040 --> 01:15:03,431
‫حالا داره می‌میره

919
01:15:03,455 --> 01:15:05,880
‫اون هم داره می‌میره. همه می‌میرن

920
01:15:06,040 --> 01:15:09,600
‫- کسی نمی‌میره
‫- چرا، داره می‌میره

921
01:15:11,040 --> 01:15:13,880
‫- بعدش من رو می‌فرستن یه جای دور
‫- بس کن

922
01:15:14,040 --> 01:15:17,360
‫چرا نمیری بیرون واسه کنسرتت تمرین کنی؟

923
01:15:17,520 --> 01:15:20,889
‫به خدا اگه دوباره به اون گیتار دست بزنی،

924
01:15:20,913 --> 01:15:22,760
‫کله‌ات رو لِه می‌کنم

925
01:15:24,800 --> 01:15:29,080
‫و بله، راست میگی، همه قراره بمیریم و تقصیر توئه

926
01:15:29,240 --> 01:15:32,560
‫نه آنکر، بس کن. حقیقت نداره

927
01:15:33,840 --> 01:15:37,640
‫به من نگاه کن.
‫به فریا نگاه کن

928
01:15:37,800 --> 01:15:41,840
‫- نگاش کن. تقصیر توئه
‫- بس کن

929
01:15:42,000 --> 01:15:44,376
‫تقصیر توئه که اینجا گیر کردیم

930
01:15:44,400 --> 01:15:46,160
‫تقصیر توئه که بابا رفت

931
01:15:46,320 --> 01:15:50,240
‫- همه‌چیز تقصیر توئه
‫- بس کن تو رو خدا!

932
01:15:50,400 --> 01:15:52,400
‫نه جان. وایسا جان!

933
01:15:52,560 --> 01:15:54,560
‫بس کن!

934
01:16:54,800 --> 01:16:56,800
‫- سوار شو
‫- نه

935
01:16:56,960 --> 01:16:59,800
‫- گریه کردی؟
‫- برو. اتوبوس می‌گیرم

936
01:16:59,960 --> 01:17:05,040
‫- خجالت کشیدن نداره. من هم گریه کردم
‫- من خیلی بیشتر گریه کردم

937
01:17:06,680 --> 01:17:11,880
‫- می‌تونیم عذرخواهی کنیم
‫- نه، دارم میرم آلمان

938
01:17:12,040 --> 01:17:16,840
‫- اگه بتونیم بند رو دوباره جمع کنیم چی؟
‫- میرم آلمان!

939
01:17:17,000 --> 01:17:20,600
‫هولوکاست! می‌خوام تمومش کنم و تو نمی‌تونی جلوم رو بگیری

940
01:17:20,760 --> 01:17:22,813
‫خوابش رو هم نمی‌بینم

941
01:17:22,837 --> 01:17:25,360
‫ولی شاید بتونم باهات بیام؟

942
01:17:31,000 --> 01:17:33,640
‫لوتار، صادقانه جوابم رو بده

943
01:17:35,800 --> 01:17:40,560
‫موهای من بلوند نیست و چشم‌هام آبی نیست؟

944
01:17:40,760 --> 01:17:45,600
‫دارم دیوانه می‌شم.
‫نمی‌دونم چیزی که می‌بینم واقعیه یا نه

945
01:17:46,960 --> 01:17:49,960
‫خب... من...

946
01:17:50,120 --> 01:17:54,080
‫- چشم‌های آبی و موهای بلوند نمی‌بینم
‫- وای نه!

947
01:17:54,240 --> 01:17:58,120
‫یه مرد سیاه می‌بینم که ریش‌هاش خیلی بلنده

948
01:17:58,280 --> 01:18:01,920
‫ولی مهم نیست من چی می‌بینم

949
01:18:02,080 --> 01:18:04,720
‫مهم چیزیه که تو می‌بینی

950
01:18:04,880 --> 01:18:08,320
‫من با استعدادترین عضو بند رو می‌بینم

951
01:18:08,480 --> 01:18:13,600
‫و یه مرد به شدت خوشتیپ که حسابی با خودش در تعادله

952
01:18:13,720 --> 01:18:17,840
‫و یه همکار خیلی خوب که راحت می‌تونه سولو کار کنه

953
01:18:22,120 --> 01:18:24,080
‫آره

954
01:18:24,240 --> 01:18:27,320
‫- خوبه. سوار شو
‫- باشه

955
01:19:16,640 --> 01:19:19,280
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

956
01:19:29,680 --> 01:19:31,480
‫آخ

957
01:19:51,280 --> 01:19:53,160
‫آنکر!

958
01:20:16,280 --> 01:20:18,200
‫آنکر؟

959
01:20:19,840 --> 01:20:22,960
‫فلمینگ، آروم باش

960
01:20:26,400 --> 01:20:28,280
‫آنکر؟

961
01:20:29,240 --> 01:20:32,200
‫پول رو می‌خوام، آنکر

962
01:20:35,880 --> 01:20:39,000
‫پول تو نیست. دست من نیست

963
01:20:39,160 --> 01:20:43,640
‫زنگ زدم. به زودی میارنش

964
01:20:43,800 --> 01:20:46,763
‫یکی از انگشت‌های داداشت رو قطع می‌کنم

965
01:20:46,787 --> 01:20:49,280
‫بعدش ده ثانیه وقت داری فکر کنی

966
01:20:49,440 --> 01:20:53,920
‫- بعدش هِی دونه دونه قطع می‌کنم
‫- فلمینگ، این کار رو نکن

967
01:20:54,080 --> 01:20:55,908
‫یکم پول بهت میدم

968
01:20:55,932 --> 01:20:57,760
‫فقط باید پیداش کنم

969
01:20:57,920 --> 01:21:02,760
‫می‌خوام بهت یکم پول بدم، ولی نمی‌دونم کجاست!

970
01:21:08,320 --> 01:21:12,480
‫باشه. حقیقتاً اینجوریش رو تا حالا ندیده بودم

971
01:21:12,640 --> 01:21:17,800
‫- مردم معمولاً داد و فریادشون بلند می‌شه
‫- دیگه بهش صدمه نزن

972
01:21:17,960 --> 01:21:21,280
‫- اون می‌دونه کجاست
‫- چیزی نگو

973
01:21:21,440 --> 01:21:26,200
‫- می‌دونی پول کجاست، منفرد؟
‫- جان. آره. اسمش جانه

974
01:21:26,360 --> 01:21:30,240
‫- می‌دونی پول کجاست، جان؟
‫- کنار دریاچه

975
01:21:30,400 --> 01:21:33,960
‫ولی اگه به برادرم صدمه بزنی نشونت نمیدم

976
01:21:34,120 --> 01:21:38,040
‫حالا به برادرم صدمه زدی پس نشونت نمیدم

977
01:21:38,200 --> 01:21:40,560
‫پس هیچوقت پول رو پیدا نمی‌کنی

978
01:21:40,720 --> 01:21:44,320
‫- چرا باید برم بیرون؟
‫- برو تو ماشین. تو رانندگی می‌کنی

979
01:21:45,640 --> 01:21:48,880
‫- برون
‫- من اصلاً اجازه رانندگی ندارم

980
01:21:49,040 --> 01:21:51,428
‫فقط اجازه داشتم اتومات برونم

981
01:21:51,452 --> 01:21:54,080
‫حالا یه انگشتم رو هم از دست دادم

982
01:21:54,240 --> 01:21:59,280
‫- بدون آنکر دوست ندارم
‫- برون، وگرنه می‌زنم تو گلوت

983
01:21:59,440 --> 01:22:03,400
‫- کجا بریم؟
‫- پیش پول‌ها

984
01:22:03,600 --> 01:22:05,470
‫نمی‌شه. پول آنکره

985
01:22:05,494 --> 01:22:07,760
‫اجازه ندارم به کسی بگم

986
01:22:07,920 --> 01:22:11,223
‫حالا دستم واقعاً یکم درد گرفته

987
01:22:11,247 --> 01:22:12,440
‫گشنم هم هست

988
01:22:12,560 --> 01:22:14,836
‫می‌شه یکم غذا بخوریم؟

989
01:22:14,860 --> 01:22:16,200
‫یکم هم سردمه

990
01:22:16,360 --> 01:22:18,392
‫آره. بعدش می‌رونیم

991
01:22:18,416 --> 01:22:20,960
‫می‌رونیم... دارم می‌رونم

992
01:22:21,120 --> 01:22:24,194
‫چطوری حرکت میدیش؟

993
01:22:24,218 --> 01:22:25,920
‫خیلی سخته

994
01:22:26,080 --> 01:22:29,200
‫نمی‌تونم! من... باشه، حالا من می‌رونم

995
01:22:42,760 --> 01:22:46,720
‫کارت خیلی غیرقانونیه

996
01:22:50,160 --> 01:22:53,840
‫- یه حیوان کوچیک داره از جاده رد می‌شه
‫- خفه شو

997
01:22:54,000 --> 01:22:57,760
‫- معمولی نفس بکش
‫- نمی‌شه

998
01:23:01,840 --> 01:23:06,440
‫- لازم نیست سریع بری
‫- آنکر مراقبمه. بیا آروم باشیم

999
01:23:06,600 --> 01:23:11,840
‫- بهش صدمه نزن
‫- اینقدر تند نرو

1000
01:23:14,440 --> 01:23:18,560
‫- آروم برو احمق
‫- قول بده آنکر رو نمی‌کشی

1001
01:23:20,440 --> 01:23:25,080
‫آروم برو. آروم برو منفرد!

1002
01:24:16,160 --> 01:24:21,480
‫شما خانوادتاً مشکلات ذهنی جدی دارید. می‌دونی؟

1003
01:24:21,640 --> 01:24:23,040
‫آره

1004
01:24:58,040 --> 01:24:59,840
‫آنکر!

1005
01:25:24,840 --> 01:25:26,760
‫آنکر

1006
01:25:29,640 --> 01:25:31,600
‫آنکر

1007
01:25:58,840 --> 01:26:01,000
‫منفرد!

1008
01:26:16,760 --> 01:26:18,680
‫جان!

1009
01:26:39,360 --> 01:26:41,280
‫منفرد!

1010
01:26:46,400 --> 01:26:48,320
‫منفرد!

1011
01:28:12,880 --> 01:28:15,760
‫دخترم. بابا دوستت داره

1012
01:28:15,920 --> 01:28:18,724
‫یکشنبه می‌بینمتون. غذا هم گذاشتم

1013
01:28:18,748 --> 01:28:20,320
‫فقط باید گرمش کنید

1014
01:29:07,760 --> 01:29:10,320
‫نه، نه، نه!

1015
01:29:15,000 --> 01:29:19,920
‫- یه اتفاق وحشتناکی افتاده
‫- اتفاقی واسه مامان و فریا افتاده؟

1016
01:29:20,080 --> 01:29:22,840
‫کشتنش. مُرده

1017
01:29:23,000 --> 01:29:26,680
‫- کی؟
‫- باهام بیا

1018
01:30:10,320 --> 01:30:12,960
‫آمبولانس خبر کن

1019
01:30:17,320 --> 01:30:20,237
‫فقط صبر کن تا بیام بالا، منفرد

1020
01:30:20,261 --> 01:30:22,080
‫تیکه پاره‌ات می‌کنم

1021
01:30:22,240 --> 01:30:27,960
‫نمی‌تونن راه برن یا حرکت کنن

1022
01:30:28,120 --> 01:30:30,840
‫کمک! کمکم کن بابا!

1023
01:30:55,880 --> 01:30:58,320
‫نگاه نکن، منفرد

1024
01:30:58,480 --> 01:31:02,280
‫آنکر، چی کار می‌کنی؟ آنکر؟

1025
01:31:06,960 --> 01:31:13,120
‫جان لنون در حالی که به سمت خونه‌اش می‌رفت
‫مورد اصابت چهار گلوله قرار گرفت

1026
01:31:13,280 --> 01:31:17,200
‫با عجله به بیمارستان بردنش که اونجا مرگش اعلام شد

1027
01:31:17,360 --> 01:31:22,560
‫قاتلش، مارک دیوید چپمن یه طرفدار متعصب بود...

1028
01:31:53,520 --> 01:31:56,400
‫هیچوقت حرفی ازش نمی‌زنیم

1029
01:31:56,560 --> 01:32:00,720
‫باید قسم بخوری به کسی نگی

1030
01:32:00,880 --> 01:32:04,240
‫دیگه وایکینگ نباش، خب؟

1031
01:32:07,200 --> 01:32:10,160
‫دیگه نباید وایکینگ باشی

1032
01:33:08,080 --> 01:33:12,920
‫با مامان رفته بودم قارچ بکَنَم، ولی چیزی نگفتم

1033
01:33:15,280 --> 01:33:18,040
‫مامان درست بالاش ایستاده بود

1034
01:33:24,200 --> 01:33:27,520
‫ناراحتی که این رو بهت نشون دادم؟

1035
01:33:34,560 --> 01:33:38,520
‫فکر کنم یه جورایی می‌دونستم

1036
01:33:43,720 --> 01:33:47,520
‫فکر کنم خوابش رو دیده بودم

1037
01:33:51,800 --> 01:33:54,480
‫فریا هم زیاد این کار رو می‌کنه

1038
01:33:59,600 --> 01:34:02,720
‫- فریا نمی‌دونه؟
‫- نه

1039
01:34:02,880 --> 01:34:05,520
‫ولی خوابش رو می‌بینه

1040
01:34:06,640 --> 01:34:08,224
‫خیلی ناراحته

1041
01:34:08,248 --> 01:34:11,200
‫فکر کنم دلش می‌خواد بدونه

1042
01:34:15,720 --> 01:34:18,960
‫می‌تونی بهش بگی

1043
01:34:27,520 --> 01:34:30,720
‫به خاطر دوتامون بهش بگم؟

1044
01:34:30,880 --> 01:34:35,440
‫می‌تونی؟ واقعاً می‌خوام انجامش بدی

1045
01:34:44,400 --> 01:34:47,080
‫می‌دونم داری میری

1046
01:34:48,360 --> 01:34:50,640
‫از من خجالت می‌کشی

1047
01:34:50,800 --> 01:34:55,040
‫کنار من بودن همیشه آسون نیست

1048
01:34:58,840 --> 01:35:02,520
‫هیچکس همیشه خوب نیست

1049
01:35:03,480 --> 01:35:06,360
‫اجازه داری هرچی می‌خوای باشی

1050
01:35:32,200 --> 01:35:36,360
‫- چی شده؟
‫- صبح پیداش کردم

1051
01:35:36,520 --> 01:35:39,960
‫روی یکی از سنگ‌ها لیز خورده بود

1052
01:35:40,120 --> 01:35:41,688
‫دیگه اومدیم خونه

1053
01:35:41,712 --> 01:35:43,720
‫زودباش. زودباش. زودباش

1054
01:35:43,880 --> 01:35:48,160
‫- کمکی از من برمیاد؟
‫- نه. باید استراحت کنه

1055
01:35:52,200 --> 01:35:54,472
‫براش سوپ درست می‌کنم

1056
01:35:54,496 --> 01:35:57,080
‫چندتا از دندون‌هاش ریخته

1057
01:38:16,760 --> 01:38:18,822
‫باشه، یه اعترافی بکنم

1058
01:38:18,846 --> 01:38:21,720
‫درباره اینکه کی هستم دروغ گفتم؟

1059
01:38:24,560 --> 01:38:31,120
‫آره، شاید. پدرم نماینده اتحادیه بود
‫توی بالروپ نه تاستروپ

1060
01:38:31,280 --> 01:38:37,320
‫شعبه تاستروپ وقتی باز شد
‫که شعبه بالروپ تعطیل شد

1061
01:38:38,280 --> 01:38:41,360
‫پس درسته، پدرم مدیر

1062
01:38:41,520 --> 01:38:45,760
‫تنها فروشگاه آیکیایی بود که تا حالا تعطیل شده

1063
01:38:45,920 --> 01:38:50,320
‫می‌دونید همچین اتفاقی چه بلایی سر یه خانواده کوچیک میاره

1064
01:38:50,480 --> 01:38:54,040
‫اینکه رؤیاپردازم باعث می‌شه آدم بدی بشم؟

1065
01:38:54,200 --> 01:38:57,760
‫که همیشه فرق بیان خیال و واقعیت رو نمی‌دونم؟

1066
01:38:57,920 --> 01:39:01,600
‫و اینکه می‌خوام بهترین بند دنیا رو بازسازی کنم؟

1067
01:39:01,720 --> 01:39:05,240
‫اگه آره که بگید بیمارم

1068
01:39:06,760 --> 01:39:09,521
‫و اگه می‌خوای دوباره بزنیم،

1069
01:39:09,545 --> 01:39:13,000
‫من و بیورن یه ماهیتابه جدید خریدیم

1070
01:39:18,400 --> 01:39:22,160
‫می‌تونی ببخشیم، آنکر؟ ها؟

1071
01:39:24,040 --> 01:39:26,200
‫ازم شاکی هستی؟

1072
01:39:31,480 --> 01:39:35,320
‫می‌بخشمت. شاکی نیستم

1073
01:39:37,160 --> 01:39:39,760
‫ممنون آنکر

1074
01:41:03,280 --> 01:41:06,720
‫- بیا. حالا اون‌ها
‫- تازه نیستن. بو کن

1075
01:41:06,880 --> 01:41:09,600
‫- نمی‌تونم چیزی رو بو کنم
‫- ساکت دیگه

1076
01:41:09,760 --> 01:41:12,000
‫عجب بعدازظهری شد، ها؟

1077
01:41:12,024 --> 01:41:13,240
‫عجب نمایشی!

1078
01:41:13,400 --> 01:41:16,400
‫لازم بود تبر بیاره؟ خطرناکه

1079
01:41:16,560 --> 01:41:21,200
‫زیادی بزرگه. اصلاً چطوری اجازه دادن
‫بیارتش داخل؟

1080
01:41:21,360 --> 01:41:25,720
‫- دوباره قانونیه که تبر بیاری
‫- روی استیج که نه!

1081
01:41:25,880 --> 01:41:27,880
‫سگ‌های آبی پرنده!

1082
01:41:28,040 --> 01:41:30,960
‫پس نمی‌تونی با ما اجرا کنی

1083
01:41:33,280 --> 01:41:37,147
‫اگه واقعاً می‌خوای بیاریش، بیار

1084
01:41:37,171 --> 01:41:39,040
‫ولی لازمش نداری

1085
01:41:39,064 --> 01:41:49,064
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1086
01:41:49,088 --> 01:41:59,088
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1087
01:44:45,800 --> 01:44:49,280
‫تو این دنیا آدم‌های متفاوت زیادی وجود دارن

1088
01:44:49,440 --> 01:44:54,920
‫و تحت فرمان رئیس قبیله، همه شاد و برابر بودن

1089
01:44:55,080 --> 01:44:57,840
‫همه به یک اندازه خوشبخت بودن

1090
01:44:58,000 --> 01:45:02,920
‫البته موانعی سر راه بود
‫و باید در نبردهایی شرکت می‌کردن

1091
01:45:03,080 --> 01:45:07,680
‫ولی رئیس قبیله بزرگ همیشه کاری می‌کرد
‫که همه به یک اندازه ارزش داشته باشن

1092
01:45:07,840 --> 01:45:10,745
‫و می‌دونست وقتی همه یه پاشون قطع شده،

1093
01:45:10,769 --> 01:45:13,280
‫هیچکس نبود یک پا رو حس نمی‌کنه

1094
01:45:17,400 --> 01:45:22,520
‫با گذر سالیان، همه از قبل هم خوشبخت‌تر شدن

1095
01:45:22,680 --> 01:45:26,560
‫با اینکه آدم‌هایی که نقص عضون، تعادل خوبی ندارن

1096
01:45:26,760 --> 01:45:29,287
‫و نباید به سمت همدیگه تبر پرت کنن،

1097
01:45:29,311 --> 01:45:31,240
‫هیچکس جلوی خودش رو نگرفت

1098
01:45:31,400 --> 01:45:33,692
‫چون اگه همه تعادل داشتن،

1099
01:45:33,716 --> 01:45:36,560
‫اونجوری دیگه هیچکس تعادل نداشت

1100
01:45:40,560 --> 01:45:44,360
‫وقتی زمانش رسید که اون اتفاق باورنکردنی افتاد...

1101
01:45:44,520 --> 01:45:49,680
‫رئیس قبیله بزرگ قبل از تصمیم‌گیری تردید نکرد

1102
01:45:55,160 --> 01:45:58,080
‫خیلی‌ها ترسیدن ولی هیچکس جرأت نداشت به زبون بیاره

1103
01:45:58,240 --> 01:46:03,440
‫و رئیس قبیله بزرگ آخرین نفری بود
‫که سرش رو زیر تیغ گیوتین گذاشت

1104
01:46:03,600 --> 01:46:07,000
‫و در ثانیه‌های قبل از برخورد تبر به گردنش...

1105
01:46:07,160 --> 01:46:12,800
‫به مردمش نگاه کرد و آرامشی در قلبش پخش شد

1106
01:46:12,960 --> 01:46:16,640
‫برای افراد نخاله و مطرود و متفاوت...

1107
01:46:16,800 --> 01:46:20,880
‫ضعیف، بیمار، غنی، فقیر، زشت و زیبا...

1108
01:46:21,040 --> 01:46:25,280
‫مردها و زنان و افرادی که نمی‌دونستن کی هستن

1109
01:46:25,440 --> 01:46:29,320
‫تا حالا بیشترین از این آرام
‫و متعادل ندیده بودشون

1110
01:46:29,480 --> 01:46:33,160
‫و در نهایت، همه ارزش یکسان داشتن

