﻿1
00:00:08,935 --> 00:00:10,260
« ...آنچه گذشت »

2
00:00:10,285 --> 00:00:12,175
متأسفم که دکستر اون آدمی که
فکر می‌کردی نبود

3
00:00:12,200 --> 00:00:14,250
راستش من هم همچین چیزی رو تجربه کردم

4
00:00:14,359 --> 00:00:16,804
‫توی کمد اتاق خوابش
‫کپکِ سیاه پیدا کردیم

5
00:00:16,829 --> 00:00:18,980
اون باعث عود کردن آسمش شده

6
00:00:19,005 --> 00:00:20,447
‫صاحب‌خونه جواب تلفنم رو نمیده

7
00:00:20,472 --> 00:00:21,705
‫اجاره‌اش عقب افتاده

8
00:00:21,730 --> 00:00:23,884
‫آره، خب، تا وقتی که مشکل کپکِ
‫اتاق دانته رو حل نکنی اجاره نمیده

9
00:00:23,909 --> 00:00:25,535
‫خب، من برای مستأجری که اجاره‌اش رو نمیده

10
00:00:25,560 --> 00:00:26,919
‫هیچی رو درست نمی‌کنم

11
00:00:26,944 --> 00:00:29,332
.دکستر یه پسر داره
.هریسون مورگان

12
00:00:29,357 --> 00:00:30,875
هریسون مورگان رو می‌شناسم

13
00:00:30,900 --> 00:00:35,782
هریسون مورگان رایان فاستر رو با روش‌هایی
که پدرش بهش یاد داده کُشته

14
00:00:35,807 --> 00:00:38,967
بعدش هم دکستر مورگان ساعت رایان رو

15
00:00:38,992 --> 00:00:41,233
توی اتاق میا گذاشته تا
براش پاپوش درست کنه

16
00:00:41,258 --> 00:00:42,709
و پسرش رو تبرئه کنه

17
00:00:42,734 --> 00:00:46,030
فقط می‌خوام عکس دکستر رو
به میا نشون بدم

18
00:00:46,768 --> 00:00:49,536
ممنون که پلیسا رو از سرم باز کردی

19
00:00:49,561 --> 00:00:53,057
خواهش می‌کنم -
‫- ولی من مثل تو نیستم

20
00:00:53,087 --> 00:00:54,257
‫می‌دونم

21
00:00:54,282 --> 00:00:57,220
‫خوبی و انسانیتی توی وجودت داری که...

22
00:00:57,245 --> 00:00:58,396
‫من هرگز نخواهم داشت

23
00:00:58,421 --> 00:01:00,471
‫اون حسِ عدالت‌خواهی مورگان رو
غنیمت می‌شماری و

24
00:01:00,496 --> 00:01:02,441
‫ازش برای بهتر کردن اوضاع استفاده می‌کنی

25
00:01:02,466 --> 00:01:04,009
‫مسیر خودت رو پیدا کن

26
00:01:04,034 --> 00:01:05,406
‫من اینجام که کمکت کنم

27
00:01:05,516 --> 00:01:07,820
یه مهمونی شام برای قاتل‌های زنجیره‌ایـه

28
00:01:07,895 --> 00:01:10,971
‫لوول گُم و گور شده، میا مُرده

29
00:01:11,480 --> 00:01:13,830
گرث! اون قاتل جوزاست

30
00:01:13,855 --> 00:01:15,875
‫گرث تبدیل به ۹ توده‌ی خاکستر

31
00:01:15,900 --> 00:01:17,889
‫توی کوره‌ی مورد علاقه‌ام شده

32
00:01:18,226 --> 00:01:19,720
به زودی می‌فهمن کارِ منـه

33
00:01:19,795 --> 00:01:21,515
‫اگه اون حروم‌زاده‌ها دستورِ قتل میا رو دادن،

34
00:01:21,540 --> 00:01:23,805
‫برای انجام همون کار با تو تردید نمی‌کنن

35
00:01:25,665 --> 00:01:27,217
‫قاتلینِ جوزا

36
00:01:27,477 --> 00:01:28,769
‫دوقلو هستن

37
00:01:29,542 --> 00:01:31,009
ریدم تو این زندگی

38
00:01:32,069 --> 00:01:37,053
‫« دکستر »
‫« تولد دوباره »

39
00:01:37,841 --> 00:01:47,841
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

40
00:01:51,632 --> 00:01:54,631
‫« فصل اول: قسمت هفتم »
‫« تغییر مسیر »

41
00:01:55,310 --> 00:02:05,310
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

42
00:02:14,420 --> 00:02:16,979
مثل این می‌مونه که یه زامبی تعقیبت کنه

43
00:02:18,359 --> 00:02:20,494
گرث از گور برمی‌گرده

44
00:02:21,024 --> 00:02:23,524
حالا می‌دونم وقتی سر و کله‌ام پیدا شد
هریسون چه حس و حالی داشت

45
00:02:23,593 --> 00:02:24,826
قلعه رو برای امروز اجاره کردم

46
00:02:24,851 --> 00:02:26,710
وقت کافی برای رسیدگی به نیازهامون داریم

47
00:02:26,735 --> 00:02:28,341
،با توجه به اینکه با چه کسایی اینجاییم

48
00:02:28,366 --> 00:02:29,770
نمی‌دونیم کی داره ما رو می‌پائه

49
00:02:29,804 --> 00:02:31,476
،اگه از تواناییت خارجـه
برگرد شهر

50
00:02:31,501 --> 00:02:35,115
فقط دارم میگم، اینجوری در معرض دید بودن
خیلی مطلوب نیست

51
00:02:35,140 --> 00:02:37,030
وظیفه‌ی من اینـه که اینا رو بگم

52
00:02:37,030 --> 00:02:40,819
،من هم دارم میگم
هر چی میگم بگو چشم

53
00:02:44,433 --> 00:02:45,910
اگه بهم می‌گفتی یه روز

54
00:02:45,910 --> 00:02:48,550
،با یه میلیاردر میرم توی یه قلعه‌ی واقعی

55
00:02:48,872 --> 00:02:50,162
بهت می‌گفتم کسخل شدی

56
00:02:50,318 --> 00:02:52,046
خب، هر چی زودتر تموم شه، بهتره

57
00:02:52,071 --> 00:02:53,719
خیلی‌خب، غرغرو

58
00:02:54,055 --> 00:02:56,227
میگم، رد، تو زیاد میری طبیعت؟

59
00:02:56,252 --> 00:02:57,735
اگه ماهیگیری رو حساب کنی

60
00:02:57,805 --> 00:02:59,133
همینطور خلاص شدن از شر جسدها

61
00:02:59,158 --> 00:03:00,782
زود کارمون رو شروع می‌کنیم، آقایون

62
00:03:01,078 --> 00:03:02,319
میگم، لوول کجاست؟

63
00:03:02,344 --> 00:03:04,171
اون یکی هلیکوپترت رو فرستادی دنبالش یا...؟

64
00:03:04,196 --> 00:03:06,004
جواب نمیده. نمی‌دونم درگیرِ

65
00:03:06,029 --> 00:03:08,086
،گرفتنِ تتوی اون خانمه‌ست یا چی

66
00:03:08,111 --> 00:03:10,446
ولی وقت واسه این مسخره‌بازی‌هاش ندارم

67
00:03:16,363 --> 00:03:18,139
چند روز سختی رو پُشت سر گذاشتیم

68
00:03:19,603 --> 00:03:21,865
دیروز، میا توی زندان خودکشی کرده

69
00:03:27,629 --> 00:03:29,053
...ماما میا

70
00:03:29,482 --> 00:03:30,830
مُرده؟

71
00:03:30,943 --> 00:03:34,443
این اتفاقات اخیر دست‌کم میشه گفت

72
00:03:35,253 --> 00:03:36,654
ناراحت‌کننده بودن

73
00:03:37,703 --> 00:03:40,396
مشخصاً، کسی دلش نمی‌خواست اینطوری بشه

74
00:03:44,139 --> 00:03:46,271
سال اولی که میا بهمون ملحق شد

75
00:03:46,351 --> 00:03:48,264
توی همین قلعه جلسه رو برگزار کردیم

76
00:03:48,952 --> 00:03:50,542
عاشق تجملاتش بود

77
00:03:51,093 --> 00:03:53,343
یه لیوان شراب ناب تو دستش بود

78
00:03:53,889 --> 00:03:56,287
شاتو هو بریون ۲۰۱۲

79
00:03:57,389 --> 00:04:00,600
جسور، سنتی و پیچیده

80
00:04:00,775 --> 00:04:02,436
عینهو میای خودمون

81
00:04:03,802 --> 00:04:06,090
تعجبی نداره که مدلِ موردعلاقه‌اش بود

82
00:04:07,315 --> 00:04:08,949
بیاید با هم به یادش بنوشیم

83
00:04:16,231 --> 00:04:17,801
به یادِ بانوی انتقام

84
00:04:18,512 --> 00:04:20,574
خیلی زود از پیش‌مون رفت

85
00:04:27,566 --> 00:04:29,425
،ولی آیا به خواست خودش رفت

86
00:04:29,543 --> 00:04:31,355
یا از سر راه برداشته شد؟

87
00:04:34,916 --> 00:04:37,018
هوای تازه واقعاً به آسمش کمک می‌کنه، نه؟

88
00:04:39,331 --> 00:04:40,573
چی شده؟

89
00:04:41,229 --> 00:04:43,501
درگیری‌ام با صاحب‌خونه‌ام
هر روز داره بدتر میشه

90
00:04:43,526 --> 00:04:46,159
حرومزاده جواب پیام‌ها و
...زنگ‌هام رو نمیده

91
00:04:49,403 --> 00:04:51,564
،اصلاً به درک. هر چی بیشتر پُشت گوش بندازه

92
00:04:51,589 --> 00:04:53,425
دستِ من جلوی قاضی پُرتر میشه

93
00:04:53,737 --> 00:04:54,861
واقعاً عوضیـه

94
00:04:54,920 --> 00:04:56,511
شرمنده مجبور شدی باهاش دهن‌به‌دهن بشی

95
00:04:57,195 --> 00:04:59,268
می‌دونم خودت کُلی مشکل با بابات داری

96
00:05:00,185 --> 00:05:02,932
راستش، گمونم رابطه‌مون خوبـه

97
00:05:04,792 --> 00:05:08,737
با هم وقت گذروندیم و
یه صحبت مفصل با هم داشتیم و

98
00:05:09,151 --> 00:05:11,768
گمونم این بار بابام یه جورایی پُشتم در اومد

99
00:05:11,793 --> 00:05:13,768
هریسون، این عالیـه

100
00:05:14,166 --> 00:05:17,533
حتی باعث شد به این فکر کنم که
می‌خوام چیکاره شم

101
00:05:17,799 --> 00:05:19,947
یعنی هتل‌داری نیست؟

102
00:05:20,463 --> 00:05:22,392
یه مدل دیگه از خدماتـه

103
00:05:23,407 --> 00:05:25,712
شاید یه چیزی تو حوزه عدالت کیفری

104
00:05:25,753 --> 00:05:27,345
پس می‌خوای بری دانشگاه؟

105
00:05:28,570 --> 00:05:29,798
آره

106
00:05:30,730 --> 00:05:32,150
گمونم، آره

107
00:05:32,212 --> 00:05:33,728
،باید این رو ببینی

108
00:05:33,753 --> 00:05:35,610
کالج جرم‌شناسی کالینگز

109
00:05:35,635 --> 00:05:37,289
پسرعموم اونجا امنیت سایبری می‌خونه ولی

110
00:05:37,314 --> 00:05:38,923
کلی رشته‌ی دیگه هم دارن

111
00:05:38,986 --> 00:05:40,720
« مسیرتون رو انتخاب کنید »

112
00:05:48,257 --> 00:05:51,111
یه چیزی واسه ته‌بندی، آقایون

113
00:05:52,475 --> 00:05:56,697
همینطور یه میز پُر از خوراکی‌های
لوکس و خاص برای دوستِ وگان‌مون

114
00:05:58,448 --> 00:05:59,901
نوش جان، آقایون

115
00:05:59,926 --> 00:06:01,807
پشمام

116
00:06:09,271 --> 00:06:10,502
چیزی شده؟

117
00:06:11,862 --> 00:06:14,001
راستش، اینا اونقدر خوشمزه به نظر میان که

118
00:06:14,026 --> 00:06:17,415
با خودم میگم چرا از اول
گیاهخوار نبودم. اجازه هست؟

119
00:06:17,440 --> 00:06:20,385
الان بهترین موقع‌ست که
دل رو بزنی به دریا. تعارف نکن

120
00:06:20,909 --> 00:06:24,602
گوشت رو خودم از مزون وروت در
پاریس تهیه می‌کنم

121
00:06:24,627 --> 00:06:27,400
ولی گُلِ کار خاویارِ ایرانیـه

122
00:06:27,524 --> 00:06:29,354
هر چی می‌خواید در مورد سیاست‌هاشون بگید

123
00:06:29,379 --> 00:06:31,742
ولی هیچی به گرد پای خاویارِ ایرانی نمی‌رسه

124
00:06:32,281 --> 00:06:33,726
نوش جان -
یا خود خدا -

125
00:06:33,751 --> 00:06:35,376
این حرف نداره

126
00:06:36,157 --> 00:06:38,102
خدایا، اینا رو ببین

127
00:06:38,127 --> 00:06:40,102
تابحال ژامبون اینقدر نازک دیدی؟

128
00:06:40,567 --> 00:06:41,844
باورم نمیشه

129
00:06:43,853 --> 00:06:45,015
.هریسون: تو فکر اینم برم کالج »
« هستی صحبت کنیم؟

130
00:06:45,040 --> 00:06:47,399
،هریسون داره به آینده‌اش فکر می‌کنه

131
00:06:47,492 --> 00:06:49,118
مثل یه بچه‌ی عادی

132
00:06:49,143 --> 00:06:50,496
« ساعت ۴، تور دانشگاه‌گردی؟ »

133
00:06:50,521 --> 00:06:52,297
،از من هم می‌خواد بخشی ازش باشم

134
00:06:52,444 --> 00:06:53,790
مثل یه بابای عادی

135
00:06:57,363 --> 00:06:58,579
چرا که نه؟

136
00:06:58,910 --> 00:07:00,133
باید حواسم باشه هر کاری که

137
00:07:00,158 --> 00:07:02,443
توی این اردوگاه قاتل‌ها انجام میدیم
به موقع تموم شه که

138
00:07:02,468 --> 00:07:03,862
بتونم کنار هریسون باشم

139
00:07:07,393 --> 00:07:08,893
داری یه چیزی رو ازم مخفی می‌کنی

140
00:07:08,918 --> 00:07:10,588
با اینحال، این دورهمی ممکنـه از اونی که

141
00:07:10,613 --> 00:07:12,243
فکرش رو می‌کردم کوتاه‌تر باشه

142
00:07:12,268 --> 00:07:13,807
یادگاری‌ها و ابزارت

143
00:07:13,869 --> 00:07:16,400
چارلی بهت نگفته بود بیاری‌شون؟

144
00:07:17,779 --> 00:07:20,235
امیدوارم غریبگی نکنی و
امروز باهامون به اشتراک بذاری

145
00:07:20,260 --> 00:07:23,213
پس قضیه اینـه... ارائه

146
00:07:24,905 --> 00:07:26,245
البته

147
00:07:26,846 --> 00:07:28,150
همینجان

148
00:07:28,447 --> 00:07:30,259
ببخشید لحظه‌آخری شد

149
00:07:30,284 --> 00:07:32,864
امروز قرار بود فقط اَل ارائه بده

150
00:07:34,040 --> 00:07:35,100
،ولی

151
00:07:35,400 --> 00:07:36,780
با توجه به شرایط، گمونم

152
00:07:36,780 --> 00:07:38,892
اگه تو هم به نشونه‌ی ادای احترام
ارائه بدی خوب میشه

153
00:07:38,917 --> 00:07:41,080
ارائه. لعنتی

154
00:07:42,382 --> 00:07:45,517
هدیه‌ی کریسمس از طرف بچه‌هامـه

155
00:07:45,855 --> 00:07:47,603
خودشـه. برو که رفتیم

156
00:07:48,815 --> 00:07:50,088
خیلی‌خب

157
00:07:51,659 --> 00:07:54,525
اینجوری خیلی راحت‌تر می‌تونم
طعمه‌هامو بررسی کنم

158
00:07:54,838 --> 00:07:57,142
وقتشـه داستان راپونزل رو بشنوم

159
00:07:59,100 --> 00:08:03,424
سلام. امیدوارم فیلمم رو
دوست داشته باشی، آقای پریتر

160
00:08:04,072 --> 00:08:05,283
ترسناکـه

161
00:08:06,415 --> 00:08:08,812
دوربین رو چسبوندم به کلاهِ دوچرخه‌سواریم

162
00:08:08,837 --> 00:08:10,837
می‌دونید، ایمنی حرف اول رو می‌زنه

163
00:08:11,927 --> 00:08:14,239
دُم‌اسبی. فتیشِ اَل

164
00:08:14,354 --> 00:08:15,661
نیازش

165
00:08:19,551 --> 00:08:21,572
،می‌خواد این زن روی جلوی دوربین بکُشه

166
00:08:21,597 --> 00:08:23,916
اونوقت من باید کنار این هیولاها بشینم و

167
00:08:23,941 --> 00:08:26,761
ببینم که چطوری از ثانیه‌ثانیه‌اش لذت می‌برن

168
00:08:27,044 --> 00:08:29,551
!آهای، از سمت چپت دارم رد میشم

169
00:08:30,053 --> 00:08:31,959
آره. ممنون -
سلام. قربونت -

170
00:08:31,984 --> 00:08:33,279
خیلی‌خب

171
00:08:47,442 --> 00:08:48,764
!یکی کمک کنه

172
00:08:49,959 --> 00:08:51,074
کمک -
خدایا -

173
00:08:51,099 --> 00:08:52,201
خواهش می‌کنم -
حالت خوبـه؟ -

174
00:08:52,226 --> 00:08:54,554
لاستیک جلوم خورد به یه چیزی

175
00:08:54,624 --> 00:08:56,169
پام درد می‌کنه -
من که چیزی نمی‌بینم -

176
00:08:56,194 --> 00:08:57,490
گمونم خون‌ریزی دارم

177
00:08:57,584 --> 00:08:58,639
کجات درد می‌کنه؟

178
00:08:58,664 --> 00:09:00,070
...درست -
کجا؟

179
00:09:00,107 --> 00:09:01,351
!همینجاست

180
00:09:26,418 --> 00:09:28,950
بابابزرگ میگه وقت اصلاح موهاست

181
00:09:30,680 --> 00:09:32,270
باید همشون رو بکُشم

182
00:09:33,091 --> 00:09:36,400
باید هر چه سریع‌تر
تمام ارتباطم رو با این گروه قطع کنم

183
00:09:36,579 --> 00:09:37,817
...ولی فعلاً

184
00:09:38,781 --> 00:09:42,301
باید قانع‌شون کنم که کله‌ی
آدمای بی‌گناه رو قطع می‌کنم

185
00:09:49,137 --> 00:09:52,160
چطوری میشه یه اتاق
پُر از روانی رو قانع کرد که

186
00:09:52,185 --> 00:09:53,426
تو از همون قماشی؟

187
00:09:54,832 --> 00:09:56,920
تا حالا دیدی یکی وقتی داره

188
00:09:56,945 --> 00:09:59,660
توی خونِ خودش خفه میشه
واسه جونش التماس کنه؟

189
00:09:59,754 --> 00:10:02,340
هر چی می‌خوام بدونم بهم میگن

190
00:10:02,434 --> 00:10:04,730
چیزایی که تا حالا به کسی نگفتن

191
00:10:04,796 --> 00:10:07,346
بهترین قسمتش همین تصادفی بودنشه

192
00:10:07,698 --> 00:10:09,504
خوشت اومد؟ خوشت اومد، پریتر؟

193
00:10:09,529 --> 00:10:11,013
!مریضِ روانی

194
00:10:13,943 --> 00:10:15,755
می‌دونستم این کار
،ایده‌ی خوبی نیست

195
00:10:16,497 --> 00:10:18,617
عضویت تو باشگاهِ لولوخورخوره‌ها

196
00:10:18,685 --> 00:10:20,482
من که عضو باشگاه‌شون نشدم

197
00:10:20,630 --> 00:10:22,780
پس چرا می‌خوای باز هم
به اون هیولاها پورنِ قتل بدی که

198
00:10:22,780 --> 00:10:24,120
باهاش شق کنن؟

199
00:10:24,200 --> 00:10:26,460
دارم طبق غریزه رفتار می‌کنم، بابا

200
00:10:26,515 --> 00:10:28,355
من هم هیولام، یادت رفته؟

201
00:10:28,392 --> 00:10:30,062
تو مثل اونا نیستی

202
00:10:30,499 --> 00:10:32,015
ما کلی زحمت کشیدیم تا

203
00:10:32,040 --> 00:10:34,202
از امیالت در راه خیر استفاده کنیم

204
00:10:35,090 --> 00:10:37,187
بعدش بهم پُشت کردی

205
00:10:38,392 --> 00:10:39,972
،آره، بدبیاری‌هایی داشتیم
...ولی هرگز

206
00:10:39,997 --> 00:10:41,957
واسه همین خودکشی کردی

207
00:10:42,174 --> 00:10:44,778
نمی‌تونستی با ذاتِ واقعی من کنار بیای

208
00:10:46,137 --> 00:10:48,640
بعد از اینکه با چشمای خودت دیدی
دیگه نتونستی

209
00:10:49,137 --> 00:10:50,504
ترسیده بودم

210
00:10:51,520 --> 00:10:53,965
خودم رو مقصرِ درد و رنج‌های تو می‌دونستم

211
00:10:54,543 --> 00:10:56,293
ولی من از ذاتت خبر دارم

212
00:10:56,645 --> 00:10:58,440
تو هدف والاتری داری، پسرم

213
00:10:59,192 --> 00:11:01,082
رِد صرفاً یه حیوونِ بی قید و بند بود

214
00:11:01,277 --> 00:11:04,152
ولی تو همچین آدمی نیستی و
نباید تظاهر کنی که هستی

215
00:11:06,738 --> 00:11:07,980
مشکلی هست؟

216
00:11:08,005 --> 00:11:10,105
نه. مشکلی نیست

217
00:11:10,472 --> 00:11:13,043
آقای پریتر میگه نوبت توئـه

218
00:11:15,210 --> 00:11:18,089
.حق با هریـه
.قرار نیست تظاهر کنم

219
00:11:19,185 --> 00:11:21,355
من هرگز در مورد خودم صحبت نمی‌کنم

220
00:11:22,393 --> 00:11:23,589
اینجوری نه

221
00:11:25,424 --> 00:11:28,097
همتون من رو به عنوان مسافر تاریکی می‌شناسید

222
00:11:29,858 --> 00:11:31,097
...خب

223
00:11:32,360 --> 00:11:34,128
می‌خوام باهاتون روراست باشم

224
00:11:35,493 --> 00:11:37,887
چیزی که جلوتونـه مسافر تاریکی نیست

225
00:11:38,636 --> 00:11:39,691
الان نه

226
00:11:39,716 --> 00:11:42,546
این «رِد اشمیت» که دارید می‌بینیدش

227
00:11:42,649 --> 00:11:44,789
نقابیـه که به چهره می‌زنم

228
00:11:48,805 --> 00:11:51,475
فقط عده‌ی انگشت‌شماری می‌تونن
مسافر تاریکی رو ببینن

229
00:11:51,500 --> 00:11:53,406
...وقتی هم ببیننش

230
00:11:54,250 --> 00:11:55,687
مُرده محسوب میشن

231
00:12:00,677 --> 00:12:03,656
پسر، بلند گفتنش خیلی عجیبـه

232
00:12:04,062 --> 00:12:05,507
معمولاً فقط وقتی که

233
00:12:05,532 --> 00:12:10,390
قربانی‌ام کاملاً درمونده‌ست می‌تونم
نقابم رو از چهره بردارم

234
00:12:12,390 --> 00:12:14,270
اونجاست که این نقابِ

235
00:12:14,270 --> 00:12:18,671
لبخند و خون‌گرمی برداشته میشه

236
00:12:20,770 --> 00:12:24,520
اون نقابِ کوفتی واقعاً طاقت‌فرساست، مگه نه؟

237
00:12:26,019 --> 00:12:29,175
انگار این رِد اشمیته که اینجاست

238
00:12:29,200 --> 00:12:32,773
مُدام داره مسافر تاریکی رو
،کنترل می‌کنه

239
00:12:32,798 --> 00:12:34,437
سرکوبش می‌کنه

240
00:12:36,187 --> 00:12:39,664
ولی... نمی‌دونم

241
00:12:40,172 --> 00:12:41,542
،این یه هفته که پیش شما بودم

242
00:12:41,567 --> 00:12:44,847
صحبت‌های رُک و پوست‌کنده‌مون
در مورد نیازهامون

243
00:12:44,872 --> 00:12:46,044
...در مورد

244
00:12:46,695 --> 00:12:48,208
بهش چی می‌گفتی، گرث؟

245
00:12:49,903 --> 00:12:51,685
اشتیاق شدید

246
00:12:52,468 --> 00:12:55,013
زمان زیادی نیست شما رو
می‌‌شناسم ولی می‌دونم

247
00:12:55,653 --> 00:12:57,895
،چه بار بزرگی رو به دوش می‌کِشید

248
00:12:57,920 --> 00:13:00,835
می‌دونم این نقابی که
،به چهره دارید چقدر سنگینـه

249
00:13:00,860 --> 00:13:03,731
...چقدر تنهایید چون

250
00:13:08,091 --> 00:13:09,427
کسی شما رو نمی‌شناسه

251
00:13:10,864 --> 00:13:12,411
کسی شما رو درک نمی‌کنه

252
00:13:13,520 --> 00:13:17,173
اَل خوشگل‌ترین لبخند دنیا رو داره

253
00:13:17,198 --> 00:13:18,794
خیال می‌کنید زندگیش بی‌نقصـه

254
00:13:19,036 --> 00:13:20,067
،یه خانواده‌ی درجه‌یک

255
00:13:20,092 --> 00:13:23,224
یه خونه تو حومه‌ی شهر، قتل‌هاش

256
00:13:23,731 --> 00:13:26,466
ولی خانوادت هیچوقت نمی‌تونن
تمام و کمال تو رو بشناسن

257
00:13:26,491 --> 00:13:29,831
اگه لحظه‌ای غفلت کنی و
،نقابت رو برداری

258
00:13:30,169 --> 00:13:33,430
اون شوهر فوق‌العاده و
بابای بی‌نظیر در کسری از ثانیه

259
00:13:33,536 --> 00:13:35,825
دود میشه میره هوا

260
00:13:36,100 --> 00:13:38,150
فقط تاریکیِ وجودت رو می‌بینن

261
00:13:38,206 --> 00:13:39,686
ازت می‌ترسن

262
00:13:41,224 --> 00:13:42,894
حتی شاید تو رو تحویلِ پلیس بدن

263
00:13:42,919 --> 00:13:45,325
...آره، درست

264
00:13:46,419 --> 00:13:48,209
...درست میگی، رفیق، آخه

265
00:13:48,739 --> 00:13:50,047
اشتباه برداشت نکنید ها

266
00:13:50,072 --> 00:13:52,732
تغذیه کردنِ مسافر تاریکی‌ام
واقعاً لذت بخشـه

267
00:13:53,364 --> 00:13:54,429
ولی بعد از اینکه

268
00:13:54,454 --> 00:13:56,872
قربانی‌هام نفس‌های
...آخرشون رو می‌کِشن، یه احساسِ

269
00:13:59,702 --> 00:14:01,645
اندوهِ غیرقابل‌تحمل بهم دست میده

270
00:14:02,601 --> 00:14:05,521
چون اون لحظه‌ی کوتاه که

271
00:14:05,546 --> 00:14:08,200
می‌تونم خود واقعیم باشم، تموم شده

272
00:14:11,928 --> 00:14:14,403
حالا وقتشـه دوباره نقابم رو بزنم

273
00:14:18,058 --> 00:14:20,808
،یا... شاید

274
00:14:21,739 --> 00:14:24,511
،حالا که مسافر تاریکی‌ام تغذیه و ارضاء شده

275
00:14:24,536 --> 00:14:26,520
،اونی که تصمیمات رو می‌گیره

276
00:14:28,372 --> 00:14:30,880
...بهم اجازه بده که

277
00:14:32,270 --> 00:14:34,395
...دوباره پوششِ رِد اشمیت رو به تن کنم

278
00:14:35,692 --> 00:14:36,740
...بعد

279
00:14:38,390 --> 00:14:40,919
...بی‌سر و صدا از اون پُشت

280
00:14:41,856 --> 00:14:43,130
...نخ‌ها رو بکِشه

281
00:14:44,612 --> 00:14:45,974
...بدون اینکه کسی بفهمه

282
00:14:48,196 --> 00:14:49,966
ولی همیشه کنترل دست خودشـه

283
00:14:55,988 --> 00:14:57,105
...اون

284
00:14:57,130 --> 00:14:58,247
...اون

285
00:15:03,159 --> 00:15:04,231
...اون

286
00:15:08,424 --> 00:15:10,216
خب، به نظرتون عجیب نیست که

287
00:15:10,241 --> 00:15:12,533
درست قبل از اینکه فرصت کنیم که
از بانوی انتقام بپرسیم که

288
00:15:12,570 --> 00:15:16,255
،دکستر مورگان رو می‌شناسه یا نه
دست به خودکشی می‌زنه؟

289
00:15:16,645 --> 00:15:19,497
‫۷۷ درصد از خودکشی‌های داخل زندان بین

290
00:15:19,522 --> 00:15:21,725
بازه‌ی بازداشت شدن تا متهم شدن رُخ میدن

291
00:15:21,797 --> 00:15:24,419
آمار و ارقام کارآگاه والاس رو زیر سؤال نبر

292
00:15:24,444 --> 00:15:26,090
پای اعداد که وسط باشه، واسه خودش نینجاییـه

293
00:15:26,090 --> 00:15:27,731
هیچکدومش با هم جور در نمیاد

294
00:15:27,920 --> 00:15:30,800
واقعاً باور می‌کنید که دوربین‌های امنیتی

295
00:15:30,800 --> 00:15:33,762
توی بند میا به صورت اتفاقی درست لحظه‌ای که

296
00:15:33,787 --> 00:15:35,800
خودش رو دار زده، از کار افتادن؟

297
00:15:35,834 --> 00:15:38,248
گزارش دفتر بازرس کل نشون میده که

298
00:15:38,273 --> 00:15:39,693
دوربین‌های کل زندان مشکل داشتن

299
00:15:39,718 --> 00:15:41,647
تا حالا نشده به حس شیشمت اعتماد کنی؟

300
00:15:48,874 --> 00:15:50,552
احتمالاً اعصابت خُرده که

301
00:15:50,577 --> 00:15:52,952
حقایق پرونده با تئوری‌ات جور در نمیان

302
00:15:53,249 --> 00:15:54,910
ولی ما احتمال چیزی رو رد نمی‌کنیم

303
00:15:55,170 --> 00:15:57,740
صرفاً داریم سرنخ‌ها رو دنبال می‌کنیم

304
00:15:57,794 --> 00:15:59,116
داری بازی می‌خوری

305
00:16:00,630 --> 00:16:02,050
دکستر باهوشـه

306
00:16:02,148 --> 00:16:03,999
دهه‌ها از دست پلیس در رفته

307
00:16:04,024 --> 00:16:07,224
واقعاً فکر می‌کنی این یارو دکستر
،رفته داخل زندان

308
00:16:07,249 --> 00:16:08,623
،میا لاپیر رو کُشته

309
00:16:08,648 --> 00:16:10,609
خودکشی‌شو صحنه‌سازی کرده و
قبل از اینکه تو

310
00:16:10,634 --> 00:16:12,609
بتونی با این عکسه بری سراغش، فرار کرده؟

311
00:16:14,477 --> 00:16:15,961
تئوری شما که میگید بانوی انتقام

312
00:16:15,986 --> 00:16:18,582
رایان فاستر رو کُشته هم
خیلی با هم جور در نمیاد

313
00:16:18,615 --> 00:16:20,937
مثلاً اینکه اولش کله‌ی طرف رو لِه کرده و

314
00:16:21,296 --> 00:16:23,734
.بعدش هم تیکه‌تیکه‌اش کرده
.شیوه‌ی معمولش اینطور نیست

315
00:16:23,765 --> 00:16:26,975
هر قتلِ بانوی انتقام با اون یکی فرق داره

316
00:16:27,000 --> 00:16:30,120
انگار بسته به شرایط شیوه‌اش رو تغییر میده

317
00:16:31,305 --> 00:16:33,425
ولی یه نکته هست که اذیتم می‌کنه

318
00:16:33,465 --> 00:16:34,585
چی؟

319
00:16:34,633 --> 00:16:38,095
اثرانگشتِ میا لاپیر روی
تمامی یادگاری‌هایی که

320
00:16:38,120 --> 00:16:40,414
...مأمورها توی خونه‌اش پیدا کردن هست

321
00:16:40,830 --> 00:16:41,830
به جز یکی

322
00:16:41,830 --> 00:16:44,461
بذار حدس بزنم. ساعته

323
00:16:50,403 --> 00:16:53,835
امکانش هست اجازه‌ی دسترسی به سوابق
اداره‌ی راهنمایی و رانندگی رو بهم بدی؟

324
00:16:53,860 --> 00:16:55,399
یکم حالت تهوع گرفتم

325
00:16:55,424 --> 00:16:57,524
هلیکوپترسواری حسابی
دل و روده‌ام رو به هم ریخته

326
00:16:57,549 --> 00:16:59,945
کسی راهی برای آروم کردن دل‌درد بلده؟

327
00:16:59,970 --> 00:17:02,180
می‌تونم بکُشمت و
جسدت رو بندازم تو آب

328
00:17:02,369 --> 00:17:03,727
چیزی به ذهنم نمی‌رسه

329
00:17:04,322 --> 00:17:05,730
خدا رو شکر موقع ارائه‌ام

330
00:17:05,755 --> 00:17:06,869
حالم اینجوری نبود

331
00:17:06,894 --> 00:17:08,378
،حرف از ارائه شد

332
00:17:09,003 --> 00:17:11,292
ارائه‌ی تو... متفاوت بود

333
00:17:11,972 --> 00:17:14,331
حرفی از روش‌هات نزدی

334
00:17:14,990 --> 00:17:18,470
هیچی از قتل‌هات نگفتی

335
00:17:18,495 --> 00:17:19,987
هیچ جزئیاتی رو نکردی

336
00:17:20,120 --> 00:17:22,456
هنوز دارم چم و خمش رو یاد می‌گیرم -
...خب -

337
00:17:22,503 --> 00:17:23,847
به نظر من ارائه‌ی تر و تمیزی بود

338
00:17:23,872 --> 00:17:25,462
ممنون، اَل

339
00:17:25,748 --> 00:17:28,597
،پریتر عاشق جزئیاتـه
حداقل وقتی که

340
00:17:28,622 --> 00:17:30,002
به صحبت‌های من گوش میده

341
00:17:30,285 --> 00:17:33,035
خب، همه که مثل تو خلاق نیستیم

342
00:17:33,840 --> 00:17:35,581
امثال من کم پیدا میشن

343
00:17:36,339 --> 00:17:38,112
بیشتر میشه گفت در حال انقراضید

344
00:17:38,137 --> 00:17:40,025
تخصص من اجرای نمایشه

345
00:17:40,504 --> 00:17:42,018
اگرچه امسال با

346
00:17:42,043 --> 00:17:43,627
،این اتفاقات ناخوشایندی که افتادن

347
00:17:43,652 --> 00:17:45,494
تأثیر همیشگی‌شو نداره

348
00:17:45,519 --> 00:17:47,480
آره، می‌دونی چیـه؟
واقعاً متأسفم که اولین سالی که

349
00:17:47,505 --> 00:17:49,965
پیش مایی، اینقدر عجیب شده

350
00:17:50,010 --> 00:17:51,010
آره

351
00:17:51,035 --> 00:17:52,501
جالبـه که امسال همه چی

352
00:17:52,526 --> 00:17:54,479
اینقدر به گند کشیده میشه

353
00:17:54,890 --> 00:17:56,620
،مُدام از خودم می‌پرسم

354
00:17:57,370 --> 00:17:58,990
فرق امسال با پارسال چیـه؟

355
00:17:59,456 --> 00:18:01,157
چقدر طول می‌کِشه تا شک‌های گرث

356
00:18:01,182 --> 00:18:03,206
نسبت به تازه‌واردِ جمع
بهش غلبه کنن؟

357
00:18:04,752 --> 00:18:06,729
باید زودتر کلکش رو بکَنم

358
00:18:08,917 --> 00:18:11,214
آقای پریتر مایلـه تو رو ببینه

359
00:18:28,426 --> 00:18:30,972
...تو همچین مدت زمان کوتاهی

360
00:18:32,512 --> 00:18:34,354
زیادی پُر فروغ بودی

361
00:18:35,259 --> 00:18:36,722
کلی انگیزه داشتم

362
00:18:37,743 --> 00:18:39,214
...ارائه‌ات

363
00:18:42,784 --> 00:18:44,190
خارق‌العاده بود

364
00:18:46,996 --> 00:18:50,034
تابحال ندیده بودم کسی اینقدر راحت
خود واقعیش رو در معرض نمایش قرار بده

365
00:18:51,148 --> 00:18:52,901
خیلی ملموس بود

366
00:18:54,268 --> 00:18:55,495
خواهش می‌کنم

367
00:19:01,424 --> 00:19:02,722
بگیر بشین

368
00:19:09,024 --> 00:19:10,640
،وقتی بچه بودم

369
00:19:10,691 --> 00:19:13,234
خیال می‌کردم پدر و مادرم
تا ابد زنده می‌مونن

370
00:19:14,930 --> 00:19:16,626
،از دست دادن‌شون توی همچین سنِ کمی

371
00:19:17,065 --> 00:19:19,460
بهم یاد داد که زندگی
غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از این حرفاست

372
00:19:19,485 --> 00:19:20,860
آره، یه چیزایی در موردش شنیدم

373
00:19:21,068 --> 00:19:23,970
وقتی بچه بودی توی تصادف فوت شدن؟

374
00:19:24,134 --> 00:19:26,160
آره -
آره، سختـه -

375
00:19:26,376 --> 00:19:28,950
فقط چیزایی که توی
رسانه‌ها پخش شده رو می‌دونی

376
00:19:28,975 --> 00:19:30,895
،ولی همونطور که یکم پیش داشتی می‌گفتی

377
00:19:31,125 --> 00:19:33,259
هیچکس تمام جنبه‌های لیان پریتر رو ندیده

378
00:19:36,089 --> 00:19:38,134
بزن‌درو تازه اولِ ماجرا بود

379
00:19:39,225 --> 00:19:40,735
پدر و مادرم فوت شده بودن

380
00:19:40,760 --> 00:19:43,001
راننده تو زندان بود

381
00:19:44,705 --> 00:19:46,149
من هم تنهایی باید

382
00:19:46,174 --> 00:19:48,665
می‌فهمیدم که قضیه واقعاً چی بوده

383
00:19:49,298 --> 00:19:51,704
یه نامه به قاتل پدر و مادرم نوشتم

384
00:19:52,313 --> 00:19:53,751
کوپر موریس

385
00:19:54,184 --> 00:19:57,644
عصبانی، گیج و داغونِ داغون بودم

386
00:19:57,820 --> 00:20:00,134
تمام اون درد و رنجم رو
توی نامه‌ام خلاصه کردم

387
00:20:01,063 --> 00:20:04,280
فقط می‌خواستم بدونه
چه ضربه‌ی سنگینی بهم زده

388
00:20:04,548 --> 00:20:05,930
بعدش می‌دونی چی شد؟

389
00:20:05,955 --> 00:20:07,665
حرومزاده جواب نامه‌ام رو داد

390
00:20:07,852 --> 00:20:09,399
ذره‌ای از کارش پشیمون نبود

391
00:20:09,626 --> 00:20:12,024
گفت می‌دونه دارم زجر می‌کِشم

392
00:20:14,200 --> 00:20:15,704
همه زجر می‌کِشن

393
00:20:15,742 --> 00:20:18,758
گفت کارش ربطی به من و والدینم نداشته

394
00:20:18,985 --> 00:20:20,844
باهات همذات‌پنداری نکرده چون

395
00:20:21,354 --> 00:20:22,790
نمی‌تونسته

396
00:20:23,212 --> 00:20:25,728
توی ذهنش، کارش نه درست بود، نه غلط

397
00:20:25,753 --> 00:20:28,063
صرفاً... انجامش داده بود

398
00:20:30,196 --> 00:20:32,480
بگی‌نگی یکم دلچسبـه

399
00:20:32,649 --> 00:20:37,094
بالاخره جرئت این رو پیدا کردم که
حضوری ببینمش

400
00:20:38,484 --> 00:20:40,070
جواب می‌خواستم

401
00:20:40,604 --> 00:20:43,375
چرا اون شب؟ چرا خانواده‌ی من؟

402
00:20:43,601 --> 00:20:44,945
اتفاقی نبود

403
00:20:46,234 --> 00:20:48,687
مَست کردم و با دوست‌دخترم دعوام شد و

404
00:20:49,413 --> 00:20:51,436
با عصبانیت از خونه زدم بیرون

405
00:20:51,801 --> 00:20:54,280
،قبل از اینکه بشینه پُشت فرمون

406
00:20:54,305 --> 00:20:56,780
کمر همت بسته بود که یکی رو ناکار کنه

407
00:20:57,062 --> 00:20:59,413
هر کاری که شیاطین درونش رو آزاد کنه

408
00:21:00,179 --> 00:21:02,696
ماشین پدر و مادرم رو دید و
سرعتش رو زیاد کرد و

409
00:21:02,721 --> 00:21:04,391
زد به ما

410
00:21:05,630 --> 00:21:07,540
هرگز یادم نمیره که
صندلی عقب نشسته بودم و

411
00:21:07,565 --> 00:21:09,258
مرگ و پدر و مادرم رو دیدم

412
00:21:09,889 --> 00:21:11,059
اول پدرم مُرد

413
00:21:11,084 --> 00:21:12,899
چند دقیقه بعدش هم مادرم

414
00:21:14,643 --> 00:21:16,313
...همه آسیب‌های روانی‌ای می‌بینیم که

415
00:21:17,667 --> 00:21:19,211
راه گریزی ازشون نداریم

416
00:21:21,475 --> 00:21:23,561
...حتی اگه خونریزی کنیم یا زخمی بشیم

417
00:21:25,030 --> 00:21:26,820
باز هم هرگز خوب نمی‌شیم

418
00:21:26,950 --> 00:21:29,320
نه، ولی من دنبال جزئیات ماجرا بودم

419
00:21:29,364 --> 00:21:31,253
می‌خواستم بدونم اون لحظه‌ی اولی که منو توی

420
00:21:31,278 --> 00:21:33,500
لاشه‌ی ماشین دید، با خودش چی فکر می‌کرد

421
00:21:33,541 --> 00:21:35,184
،خودش رو درونِ من دید

422
00:21:35,441 --> 00:21:36,901
یه تماشاچیِ درمونده توی

423
00:21:36,926 --> 00:21:38,293
یه دنیای بی‌رحم

424
00:21:38,318 --> 00:21:40,364
همین ترسوندش

425
00:21:40,864 --> 00:21:43,426
محبوس با والدین مُرده
توی یه جعبه‌ی فلزی

426
00:21:43,451 --> 00:21:45,052
به نظر آشنا میاد

427
00:21:45,802 --> 00:21:47,680
،فقط من وقتی قاتل مادرم رو دیدم

428
00:21:47,680 --> 00:21:50,146
اون سمتِ میز زندون نبود

429
00:21:50,171 --> 00:21:51,874
روی میزِ قتلم دراز کشیده بود

430
00:21:51,899 --> 00:21:53,405
جفت‌مون زندانی بودیم

431
00:21:54,944 --> 00:21:56,494
اون زندانیِ سیستم قضایی

432
00:21:56,519 --> 00:21:57,983
من هم زندانیِ سیستم بهزیستی

433
00:21:58,008 --> 00:22:01,756
ولی جفت‌مون زندانیِ اصول اخلاقیِ دنیا بودیم

434
00:22:02,151 --> 00:22:04,111
بنابراین ملاقات‌هام رو ادامه دادم

435
00:22:04,928 --> 00:22:06,150
باهاش دوست شدم

436
00:22:06,175 --> 00:22:07,431
در طول دوران حبسش

437
00:22:07,456 --> 00:22:08,865
من تنها ملاقاتیش بودم

438
00:22:09,849 --> 00:22:11,356
بعد بهم اعتراف کرد

439
00:22:11,881 --> 00:22:13,381
من قبلاً هم آدم کُشتم

440
00:22:13,826 --> 00:22:16,388
اون اولین قاتل زنجیره‌ای‌ای بود که

441
00:22:16,413 --> 00:22:18,033
داستانش رو باهام در میون گذاشت

442
00:22:18,342 --> 00:22:20,021
یه چیز جالب بگم؟

443
00:22:20,538 --> 00:22:22,888
ارتباط عمیقی باهاش برقرار کردم

444
00:22:25,593 --> 00:22:27,725
حتی بیشتر از پدر و مادر خودم

445
00:22:28,896 --> 00:22:31,279
تا حالا با خودت نگفتی شاید گولت زده؟

446
00:22:31,781 --> 00:22:33,271
بچه بودی

447
00:22:34,870 --> 00:22:36,396
کنترل دست من بود

448
00:22:38,100 --> 00:22:40,943
اینکه می‌دونستم موقع کُشتن‌شون
چه فکری می‌کرده بهم قدرت داد

449
00:22:40,968 --> 00:22:45,795
دیگه قرار نبود هیچوقت تو زندگیم
اون بچه‌ی ترسیده‌ی صندلی عقب باشم

450
00:22:49,429 --> 00:22:51,373
،کم‌کم داشتم از ملاقات‌هامون لذت می‌بردم

451
00:22:51,604 --> 00:22:53,885
ولی هیچی ابدی نیست

452
00:22:54,011 --> 00:22:56,935
کوپر حتی به ۵۰ هم نرسید

453
00:22:58,276 --> 00:23:00,896
،بعد از مرگش
...دوباره تنها شدم، ولی

454
00:23:03,201 --> 00:23:05,224
زندان‌ها پُر از امثالِ کوپره

455
00:23:05,849 --> 00:23:08,560
اون موقع بود که
رفتی دنبال جمع کردنِ قاتل‌ها؟

456
00:23:08,585 --> 00:23:10,021
همینطور یادگاری‌هاشون

457
00:23:11,685 --> 00:23:13,271
ولی هرگز اون خلوصِ

458
00:23:13,296 --> 00:23:15,131
دوستیِ اولم رو فراموش نمی‌کنم

459
00:23:19,099 --> 00:23:21,771
می‌دونم بیشتر مهمون‌هام برای پولش اینجان

460
00:23:22,152 --> 00:23:24,006
خودشیفته‌های طمع‌کار

461
00:23:25,178 --> 00:23:28,404
برای همین صداقتِ امروزت
خیلی برام ارزشمنده

462
00:23:28,733 --> 00:23:31,490
من رو یاد ارتباطی که
با کوپر داشتم انداخت

463
00:23:35,985 --> 00:23:37,381
حواست بهش باشه

464
00:23:38,360 --> 00:23:40,374
تقریباً هم‌سنِ خودمـه

465
00:23:44,420 --> 00:23:46,459
اولین نامه‌ایـه که برام نوشت

466
00:23:47,760 --> 00:23:49,053
اولین یادگاری‌ام

467
00:23:49,974 --> 00:23:51,341
همینطور باارزش‌ترین‌شون

468
00:23:58,177 --> 00:23:59,927
،یه چیزی رو درونم بیدار کرد

469
00:24:01,146 --> 00:24:02,263
...یه چیزی که

470
00:24:02,288 --> 00:24:04,841
از همون موقع دنبالشم

471
00:24:06,068 --> 00:24:09,505
ارائه‌ی امروزت بهم یادآوری کرد که

472
00:24:09,530 --> 00:24:12,919
همچنان کلیِ مسائل کشف‌نشده توی این مسیر هست

473
00:24:15,332 --> 00:24:16,833
خوشحالم خوشت اومد

474
00:24:19,268 --> 00:24:21,232
می‌ترسیدم کسل‌کننده باشه

475
00:24:21,257 --> 00:24:22,662
نه، نه، نه

476
00:24:23,330 --> 00:24:24,765
‫رد،

477
00:24:24,790 --> 00:24:27,758
‫حقیقت هیچوقت کسل‌کننده نیست. نه

478
00:24:27,805 --> 00:24:31,699
‫هیچوقت نمی‌دونی ممکنـه چه جرقه‌ای
‫توی وجود آدم بزنه

479
00:24:56,119 --> 00:24:58,716
‫من دنبال دکستر مورگان می‌گردم.
‫اون اینجا زندگی می‌کنه؟

480
00:24:59,119 --> 00:25:00,196
‫شما؟

481
00:25:00,221 --> 00:25:03,079
‫یه دوستِ قدیمی از میامی.
‫من آنجل باتیستا هستم.

482
00:25:03,104 --> 00:25:04,157
‫آره

483
00:25:04,182 --> 00:25:07,877
‫خیلی از آشنایی با یکی از دوست‌های
‫قدیمی دکستر توی میامی خوشحالم

484
00:25:09,033 --> 00:25:10,476
‫متأسفانه الان اینجا نیست

485
00:25:10,500 --> 00:25:11,913
‫منتظر شماست؟

486
00:25:11,937 --> 00:25:15,898
‫نه، فقط شنیدم توی شهره و
‫می‌خواستم یه سری بهش بزنم

487
00:25:16,058 --> 00:25:17,624
‫پس، دکستر اینجا با شما زندگی می‌کنه؟

488
00:25:17,680 --> 00:25:19,510
‫اون آپارتمان زیرزمین رو اجاره کرده

489
00:25:19,570 --> 00:25:21,275
‫واقعاً خیلی خوبـه که کنارمونـه

490
00:25:21,384 --> 00:25:23,210
‫رسماً مثل یکی از اعضای خانواده شده

491
00:25:24,849 --> 00:25:26,156
می‌فهمم چی میگی

492
00:25:26,820 --> 00:25:30,415
‫یه جوری همیشه می‌تونه
‫هر جا که میره جاگیر بشه

493
00:25:31,218 --> 00:25:33,937
‫- تو و دکستر چطور آشنا شدید؟
‫- سرنوشت بود

494
00:25:34,046 --> 00:25:36,748
‫من راننده‌ی تاکسی اینترنتی‌ام.
‫اون سوارِ ماشینم شد و

495
00:25:36,773 --> 00:25:39,426
‫بوم! با هم گرم گرفتیم

496
00:25:39,569 --> 00:25:40,865
خیلی خوش‌شانسیم که

497
00:25:40,890 --> 00:25:43,817
‫یه مرد خوب و خانواده‌دار
‫اون آپارتمان رو اجاره کرده

498
00:25:43,928 --> 00:25:45,161
‫هریسون چطوره؟

499
00:25:45,186 --> 00:25:46,620
‫پسرِ خوبیـه

500
00:25:46,905 --> 00:25:50,023
‫دکستر خیلی خوشحالـه که
‫اون به زندگیش برگشته

501
00:25:50,131 --> 00:25:52,889
‫اون هم درست وقتی که
به نظر میاد ‫به پدرش نیاز داره

502
00:25:54,083 --> 00:25:57,173
‫فکر کنم الان هریسون ‫دورانِ
خیلی سختی رو پشت سر میذاره

503
00:25:59,939 --> 00:26:02,319
‫♪ Holly Golightly - Satan Is His Name ♪

504
00:26:04,248 --> 00:26:07,263
‫ظاهراً صداقت بهترین سیاست
‫در ارتباط با پریتره

505
00:26:15,764 --> 00:26:17,616
‫بذار ببینیم چه تأثیری روی جوزا داره

506
00:26:46,496 --> 00:26:47,976
‫من رازت رو می‌دونم

507
00:26:49,702 --> 00:26:50,944
چه راضی؟

508
00:26:52,825 --> 00:26:54,382
تو یه داداش دوقلو داری

509
00:26:57,132 --> 00:26:59,835
‫این احمقانه‌ترین چیزیـه که توی عمرم شنیدم

510
00:27:04,007 --> 00:27:08,116
‫برام سؤال بود چطور تنهایی اون همه
‫قتل دوگانه‌ی پیچیده رو انجام می‌دادی

511
00:27:08,532 --> 00:27:11,077
‫جابجا کردن اجساد، ژست دادن بهشون

512
00:27:11,538 --> 00:27:13,266
‫یعنی، جسارت نباشه، ولی به نظر نمیاد

513
00:27:13,290 --> 00:27:15,380
‫تازگی‌ها رنگِ باشگاه رو دیده باشی

514
00:27:17,108 --> 00:27:19,241
‫تنهایی انجام‌شون ندادی

515
00:27:20,691 --> 00:27:22,084
‫خدایا

516
00:27:23,470 --> 00:27:26,307
‫شبِ اول خودت توی شام پریتر بودی
‫یا برادرِ دوقلوت؟

517
00:27:26,332 --> 00:27:29,362
‫همین الان ساکت شو،

518
00:27:29,628 --> 00:27:31,940
‫قبل از اینکه چیزی بگی که ازش پشیمون شی

519
00:27:33,472 --> 00:27:36,175
‫قاتل جوزا. رازت توی اسمت نهفته بود
‫(نام دیگر برج جوزا دو پیکر است)

520
00:27:36,200 --> 00:27:38,262
‫تمام مدت. دوقلوها

521
00:27:38,675 --> 00:27:40,737
‫فکر می‌کنی اگه پریتر می‌دونست چیکار می‌کرد؟

522
00:27:41,150 --> 00:27:44,539
‫امکان نداره تئوری توطئه‌ی احمقانه‌ی
‫تازه‌وارد رو باور کنه

523
00:27:44,564 --> 00:27:46,216
‫من حرفی بهش نمی‌زنم

524
00:27:46,286 --> 00:27:47,915
‫این رازِ کوچولو بین خودمون می‌مونه

525
00:27:50,297 --> 00:27:52,298
‫کاری که تو و برادرت کردید...

526
00:27:53,101 --> 00:27:54,861
‫سرشار از نبوغـه

527
00:28:07,341 --> 00:28:09,029
‫ما با هم خلقش کردیم

528
00:28:10,107 --> 00:28:11,224
‫جوزا

529
00:28:14,045 --> 00:28:16,980
‫بزرگ‌ترین قاتلی که تا حالا
‫دنیا رو به وحشت انداخته

530
00:28:17,084 --> 00:28:19,296
‫من خیلی وقتـه که طرفدارشم

531
00:28:19,427 --> 00:28:20,966
طرفدار زیاد داره

532
00:28:20,990 --> 00:28:22,051
‫آره

533
00:28:22,083 --> 00:28:26,645
‫ولی تو اولین کسی هستی تونستی رازم...
‫رازمون رو کشف کنی

534
00:28:28,767 --> 00:28:30,147
‫بهت حسودی‌ام میشه

535
00:28:31,830 --> 00:28:34,460
‫اینکه یکی عینِ خودت داشته باشی

536
00:28:35,911 --> 00:28:39,887
‫گذشته‌ی یکسان، غرایز یکسان

537
00:28:40,825 --> 00:28:42,559
‫جهان‌بینیِ یکسان

538
00:28:45,257 --> 00:28:47,219
‫کسی که هوات رو داشته باشه

539
00:28:48,679 --> 00:28:50,359
رابطه‌مون خیلی خاصـه

540
00:28:51,843 --> 00:28:53,226
‫من یه برادر داشتم

541
00:28:54,843 --> 00:28:56,147
‫اون...

542
00:28:57,125 --> 00:28:58,178
‫مثلِ ما بود

543
00:28:59,006 --> 00:29:00,499
‫از کاری که می‌کردی خبر داشت؟

544
00:29:02,203 --> 00:29:03,787
‫برای یه مدت کوتاه،

545
00:29:04,183 --> 00:29:05,468
‫فکر می‌کردم...

546
00:29:06,309 --> 00:29:08,335
یه رابطه‌ی نزدیک مثل
شما دوتا داشته باشیم

547
00:29:09,229 --> 00:29:11,007
‫یه رابطه‌ی صادقانه

548
00:29:12,928 --> 00:29:14,556
،گاهی به ذهنم خطور می‌کنه

549
00:29:14,580 --> 00:29:16,611
...‫اگه بیشتر عمرمون با هم غریبه نبودیم

550
00:29:18,970 --> 00:29:21,431
چی اتفاقی ممکن بود بیفته

551
00:29:23,513 --> 00:29:25,408
‫اگه می‌تونستیم با هم کار کنیم

552
00:29:27,050 --> 00:29:28,350
‫چه مشکلی پیش اومد؟

553
00:29:30,119 --> 00:29:32,439
‫ما بعد از ۳۰ سالگی همدیگه رو پیدا کردیم

554
00:29:34,331 --> 00:29:36,542
‫یکم برای ایجاد صمیمیتِ برادرانه دیر بود

555
00:29:41,358 --> 00:29:43,069
‫خدایا، چطور انجامش می‌دید؟

556
00:29:44,400 --> 00:29:46,790
‫چطور این همه سال رازتون رو پنهان کردید؟

557
00:29:48,700 --> 00:29:50,756
‫نمی‌تونم وارد جزئیاتش بشم

558
00:29:51,030 --> 00:29:52,384
‫نه، معلومـه که نه

559
00:29:57,192 --> 00:29:58,391
‫ولی...

560
00:29:59,014 --> 00:30:01,936
‫خیلی‌خب، قانون شماره‌ی یک،
‫هیچوقت با هم دیده نشدیم

561
00:30:02,455 --> 00:30:07,298
‫ما یه سیستمِ فوق پیچیده
‫برای ارتباط طراحی کردیم

562
00:30:11,165 --> 00:30:13,501
‫منظورت مثل یادداشت گذاشتن
‫توی کتاب‌فروشی‌هاست؟

563
00:30:18,769 --> 00:30:23,080
‫وقتی با ستاره‌ی محبوبم توی یه اتاق بودم
‫مات و مبهوت شده بودم

564
00:30:23,959 --> 00:30:27,256
‫نتونستم مقاومت کنم و تعقیبت کردم

565
00:30:29,902 --> 00:30:31,142
‫کنجکاوم

566
00:30:36,040 --> 00:30:38,039
‫میگن دوقلوها می‌تونن
‫درد همدیگه رو حس کنن

567
00:30:38,064 --> 00:30:39,644
‫این حقیقت داره؟

568
00:30:40,374 --> 00:30:43,022
‫دیشب توی سینه‌ات احساس سوزش کردی؟

569
00:30:43,341 --> 00:30:44,795
‫حوالی ساعت ۸:۲۰

570
00:30:46,136 --> 00:30:47,201
‫چرا؟

571
00:30:47,459 --> 00:30:50,015
‫چون اون موقع بود که
‫به سینه‌ی برادرت چاقو زدم

572
00:30:50,444 --> 00:30:54,310
‫وقتی جنازه‌اش رو انداختم توی کوره
‫احساس گُر گرفتگی کردی

573
00:30:55,052 --> 00:30:57,542
‫خوشحالم که تو و داداش دوقلوت
‫علاقه‌ی مشترکتون رو پیدا کردید

574
00:30:57,567 --> 00:30:59,488
‫من؟ علاقه‌ی خاص خودم رو دارم

575
00:31:00,401 --> 00:31:01,823
‫کُشتنِ قاتل‌ها

576
00:31:05,259 --> 00:31:06,401
‫هی

577
00:31:14,731 --> 00:31:17,856
‫هیچوقت به آدم‌کُشی
‫جلوی تماشاچی‌ها عادت نمی‌کنم

578
00:31:24,167 --> 00:31:26,044
‫اون برادرم رو کُشت

579
00:31:27,472 --> 00:31:28,661
‫کمک!

580
00:31:33,192 --> 00:31:34,822
‫هیس

581
00:31:34,847 --> 00:31:36,739
‫رازت پیشم محفوظـه

582
00:31:39,363 --> 00:31:40,483
‫کمک!

583
00:31:42,761 --> 00:31:44,066
‫برو کنار!

584
00:31:48,120 --> 00:31:49,690
‫نتونستم جلوی خونریزی رو بگیرم

585
00:31:50,472 --> 00:31:51,725
‫چه اتفاقی افتاد؟

586
00:31:51,750 --> 00:31:53,253
‫چرا اونجوری بهت حمله‌ور شد؟

587
00:31:54,229 --> 00:31:55,830
‫عجیب و غریب رفتار می‌کرد،

588
00:31:55,855 --> 00:31:57,749
‫حرف‌های احمقانه میزد

589
00:31:58,081 --> 00:32:00,042
‫می‌گفت این بهترین داستانِ
قتلی میشه ‫که ارائه میده

590
00:32:00,067 --> 00:32:01,960
‫می‌دونستم این یارو دیوونه‌ست

591
00:32:01,985 --> 00:32:07,386
‫می‌گفت قصد داره با کُشتنِ لوول و من و اَل
‫ثابت کنه آدمکشِ رؤیاپرداز و خلاقیـه

592
00:32:08,836 --> 00:32:10,229
‫تفنگ رو بذار کنار، چارلی

593
00:32:12,804 --> 00:32:14,514
‫اینا همش تقصیرِ منـه

594
00:32:15,347 --> 00:32:18,357
‫من به توهماتِ خودبزرگ‌بینی‌اش دامن زدم

595
00:32:19,663 --> 00:32:22,099
‫همیشه بهش گفتم کارش خارق‌العاده‌ست

596
00:32:22,124 --> 00:32:25,980
‫معلومـه حمایتی که این سال‌ها ازش کردم
‫فقط حق‌به‌جانب‌ترش کرده

597
00:32:26,014 --> 00:32:27,546
‫همینطور روانی‌تر!

598
00:32:27,600 --> 00:32:29,653
‫خدایا، این همه خونِ دیگه زیادیـه

599
00:32:29,694 --> 00:32:31,086
‫برای همین خفه‌شون می‌کنم

600
00:32:31,110 --> 00:32:32,802
‫جوزا دوتایی آدم می‌کُشه

601
00:32:32,841 --> 00:32:33,965
‫از چی حرف می‌زنی؟

602
00:32:33,990 --> 00:32:35,855
‫اون همیشه از قتل‌های دوگانه‌اش لاف می‌زنه

603
00:32:35,880 --> 00:32:38,120
‫حالا آدم‌ها رو یکی‌یکی می‌کُشه؟

604
00:32:38,153 --> 00:32:39,580
‫با شیشه‌ی شراب؟

605
00:32:39,778 --> 00:32:41,040
‫با عقل جور در نمیاد

606
00:32:41,040 --> 00:32:43,839
‫اون به من حمله کرد.
‫باید چیکار می‌کردم؟

607
00:32:43,864 --> 00:32:45,005
‫بهتون میگم می‌خوام چیکار کنم

608
00:32:45,029 --> 00:32:46,292
‫می‌خوام گورم رو از اینجا گم کنم

609
00:32:46,317 --> 00:32:47,883
‫بی‌صبرانه منتظرم برگردم ویسکانسین

610
00:32:47,922 --> 00:32:50,859
‫اَل، نذار این اقامتت با ما رو خراب کنه، لطفاً

611
00:32:51,442 --> 00:32:53,994
‫ما به لطف رِد مشکل بزرگی رو حل کردیم

612
00:32:54,795 --> 00:32:56,297
‫بدترین مرحله رو پشت سر گذاشتیم

613
00:32:56,395 --> 00:32:57,526
‫من دیگه نیستم، نیستم!

614
00:32:57,551 --> 00:32:58,852
‫باید خودت رو تمیز کنی

615
00:32:58,876 --> 00:33:01,354
‫چارلی خوشحال میشه
‫اون زخمت رو برات ببنده

616
00:33:04,691 --> 00:33:07,273
‫گرث شاید تا الان شخصیتِ محبوب بوده باشه

617
00:33:07,297 --> 00:33:10,456
‫ولی امروز پریتر گرثی رو دید که
‫من می‌خواستم ببینه:

618
00:33:10,574 --> 00:33:13,259
‫یه روانی که پاش رو از گلیمش درازتر کرد

619
00:33:13,519 --> 00:33:14,926
‫بهترین بخش ماجرا چیـه؟

620
00:33:15,043 --> 00:33:16,536
‫غیر از کُشتن دوقلوها،

621
00:33:16,560 --> 00:33:19,097
‫مشکلِ لوول هم رسماً حل شد

622
00:33:19,588 --> 00:33:21,590
‫با یک تیر سه نشون زدم!

623
00:33:22,808 --> 00:33:24,307
‫اگه یه سانت اینورتر می‌خورد،

624
00:33:24,332 --> 00:33:26,476
‫شاهرگِ دستت رو می‌برید

625
00:33:26,644 --> 00:33:28,840
‫خونریزی می‌کردی و ظرف دو دقیقه می‌مردی

626
00:33:28,865 --> 00:33:29,885
‫عجب

627
00:33:29,909 --> 00:33:32,427
‫آخرین باری که خونریزی کردم
‫چنین تجربه‌ای نداشتم

628
00:33:32,451 --> 00:33:33,720
‫ترسناکـه

629
00:33:36,807 --> 00:33:38,227
خودم به چشم دیدم

630
00:33:39,861 --> 00:33:41,361
انجامش هم دادم

631
00:33:42,087 --> 00:33:43,458
‫پس شانس آوردم

632
00:33:46,411 --> 00:33:47,943
‫خیلی شانس آوردی

633
00:33:48,018 --> 00:33:50,286
‫♪ Pixies - U-Mass ♪

634
00:33:52,030 --> 00:33:55,951
‫« کالج کالینگز »

635
00:34:18,139 --> 00:34:21,218
‫« بابا »
‫« کجایی؟ »

636
00:34:31,265 --> 00:34:32,826
‫از کسی قایم شدی؟

637
00:34:33,477 --> 00:34:34,700
‫نه

638
00:34:34,730 --> 00:34:36,253
‫من اینجا تنهام

639
00:34:36,278 --> 00:34:39,310
‫پس واقعاً داری اون بروشور رو می‌خونی؟
‫چطوره؟

640
00:34:40,068 --> 00:34:43,055
‫داستانش بدک نیست.
‫شخصیت‌هاش افتضاحن.

641
00:34:43,080 --> 00:34:45,056
‫می‌دونی کی بروشورهای فوق‌العاده‌ای داره؟

642
00:34:45,080 --> 00:34:47,419
‫متخصصِ ارتوپدی‌ام. خیلی سکسیـه!

643
00:34:49,193 --> 00:34:50,580
‫دستت چی شده؟

644
00:34:50,580 --> 00:34:51,798
‫شب سال نو اتفاق افتاد

645
00:34:51,822 --> 00:34:53,420
‫یه احمقِ مست کوبید به موتورم،

646
00:34:53,420 --> 00:34:55,351
‫پرتم کرد هوا و دستم رو پاره کرد

647
00:34:55,376 --> 00:34:58,295
‫بدترین قسمتش اینـه که آسیب عصبی
‫باعث شده دستم اینجوری گیر کنه

648
00:35:00,157 --> 00:35:01,423
‫دارم سر به سرت میذارم

649
00:35:01,448 --> 00:35:03,288
‫ولی واقعاً تصادف کردم

650
00:35:03,861 --> 00:35:05,191
‫خب، پدر و مادر نداری؟

651
00:35:05,216 --> 00:35:06,479
‫یتیمی یا چی؟

652
00:35:06,654 --> 00:35:10,154
‫آره. مامانم به قتل رسیده و بابام رو کُشتم

653
00:35:12,650 --> 00:35:14,230
‫دارم سر به سرت میذارم

654
00:35:14,309 --> 00:35:15,888
‫ولی مامانم مُرده

655
00:35:18,350 --> 00:35:19,850
‫من جیجی هستم

656
00:35:20,450 --> 00:35:22,094
‫من هریسونم

657
00:35:22,684 --> 00:35:24,204
‫بابام گفته بود میاد،

658
00:35:24,229 --> 00:35:25,806
‫ولی نمی‌بینمش

659
00:35:25,830 --> 00:35:28,091
‫خب، بیا بریم قدم بزنیم،
‫ببینیم می‌تونیم پیداش کنیم یا نه.

660
00:35:28,591 --> 00:35:31,228
‫سلام به دانشجویانِ آینده.
‫الان تورمون رو شروع می‌کنیم.

661
00:35:31,253 --> 00:35:33,436
‫من جیجی جونز هستم.
‫دانشجوی سال دوم اینجام و

662
00:35:33,460 --> 00:35:35,476
‫قراره امروز بعد از ظهر
‫راهنمای تور شما باشم

663
00:35:35,848 --> 00:35:38,895
‫به کالج جرم‌شناسیِ کالینگز خوش اومدید

664
00:35:38,920 --> 00:35:40,332
‫♪ Pike Project - Kill Your Ego ♪

665
00:35:40,431 --> 00:35:41,872
‫از این طرف تشریف بیارید

666
00:35:56,961 --> 00:35:59,975
‫به زندگی پدری که
قاتل زنجیره‌ایـه خوش اومدید

667
00:36:06,468 --> 00:36:07,999
‫یه جفت دوقلو رو بکُش،

668
00:36:08,023 --> 00:36:10,241
‫بعدش با عجله برو به تورِ کالج با پسرت برس

669
00:36:11,649 --> 00:36:12,941
‫رد؟

670
00:36:14,948 --> 00:36:18,534
اون دورهمی‌ای که انتظارش رو داشتم نشد

671
00:36:19,060 --> 00:36:21,018
مطمئنی نمی‌خوای برسونیمت خونه؟

672
00:36:22,317 --> 00:36:23,450
آره، ممنون

673
00:36:23,606 --> 00:36:26,986
‫ما معمولاً یه وعده‌ی غذایی آخر
‫برای جمع‌بندیِ گردهمایی داریم

674
00:36:27,332 --> 00:36:29,229
‫امسال یکم کوچیک‌تر میشه،

675
00:36:29,339 --> 00:36:32,090
‫ولی مطمئنم دلت می‌خواد به ما ملحق شی

676
00:36:32,980 --> 00:36:34,332
‫از دستش نمیدم

677
00:36:41,583 --> 00:36:44,194
‫« کجایی؟ »
‫« میای؟ »

678
00:36:49,165 --> 00:36:53,887
‫« توی راهم. ترافیک افتضاحـه »

679
00:36:56,662 --> 00:36:58,133
‫اگه سؤال دیگه‌ای ندارید،

680
00:36:58,157 --> 00:37:00,076
تورمون رو با بررسیِ

681
00:37:00,101 --> 00:37:03,693
‫یه کلاس روانشناسیِ جنایی تموم می‌کنیم

682
00:37:04,815 --> 00:37:05,919
‫لذت ببرید

683
00:37:09,277 --> 00:37:11,905
‫« بیخیال. دیگه آخرشـه »

684
00:37:12,971 --> 00:37:14,451
‫اون باباتـه؟

685
00:37:15,785 --> 00:37:17,035
من میرم لابی

686
00:37:17,060 --> 00:37:18,900
‫اگه کسی با وایبِ «بابای گُمشده» دیدم

687
00:37:18,900 --> 00:37:20,246
‫می‌فرستمش پیشت

688
00:37:20,964 --> 00:37:22,037
‫مرسی

689
00:37:35,976 --> 00:37:37,306
‫ببخشید

690
00:37:42,911 --> 00:37:44,326
‫یالا، برو دیگه

691
00:37:48,060 --> 00:37:51,685
‫بیاید دوباره به کارآگاه کلودت والاس
‫خوشامد بگیم که

692
00:37:52,228 --> 00:37:55,458
‫به مجموعه‌ی سخنرانی‌هاشون
‫برای بازدیدکنندگان ادامه بدن

693
00:37:57,243 --> 00:37:58,505
‫عصر بخیر

694
00:37:59,740 --> 00:38:04,375
‫این هفته، من در مورد یه پرونده‌ی محلی
‫صحبت می‌کنم که شاید باهاش آشنا باشید

695
00:38:04,435 --> 00:38:07,360
‫قطعاً سر تیتر تمام اخبار بود

696
00:38:07,435 --> 00:38:09,068
‫من کارآگاه مسئول پرونده‌ام

697
00:38:12,348 --> 00:38:15,379
‫لطفاً دست‌ه‌اتون رو بالا ببرید
‫اگه چیزی در مورد...

698
00:38:16,468 --> 00:38:18,069
‫سلاخ نیویورک شنیدید

699
00:38:21,217 --> 00:38:23,146
‫شاید فکر کنید سلسله جرائمش تموم شده،

700
00:38:23,171 --> 00:38:24,842
‫ولی اشتباه می‌کنید

701
00:38:25,882 --> 00:38:28,348
‫اولاً برای درکِ رفتار مجرمانه،

702
00:38:28,372 --> 00:38:30,905
‫باید اختلالاتِ روانی مجرمانه رو بشناسیم

703
00:38:31,189 --> 00:38:32,624
‫اینجوری می‌تونیم...

704
00:38:40,849 --> 00:38:43,166
‫اینجوری می‌تونیم انگیزه رو تعیین کنیم،

705
00:38:43,190 --> 00:38:46,741
‫بازجویی کنیم و در نهایت قاتل‌ها رو بگیریم

706
00:38:47,286 --> 00:38:48,863
‫ولی این پرونده غیرعادیـه

707
00:38:48,888 --> 00:38:51,741
‫چون سلاخ نیویورک سال‌ها قبل
‫دست از آدم‌کشی برداشت،

708
00:38:51,766 --> 00:38:54,330
‫با اینحال جرائمش هنوزم
‫به آسیب زدن ادامه میدن

709
00:38:54,603 --> 00:38:56,055
‫- اون کارآگاهه نیست...
‫- آره

710
00:38:56,484 --> 00:38:58,078
‫- خبر داشتی؟
‫- نه

711
00:38:58,210 --> 00:39:01,290
‫هدف از هر کاری که می‌کنیم، یک:

712
00:39:01,366 --> 00:39:04,927
‫شناسایی و متوقف کردن افرادیـه که عامدانه و

713
00:39:04,952 --> 00:39:06,880
‫مکرراً به دیگران آسیب می‌زنن

714
00:39:06,905 --> 00:39:09,955
دو: برقراری عدالت

715
00:39:11,422 --> 00:39:14,709
‫من از وقتی عضو نیروی پلیس شدم ‫در مورد
سلاخ تحقیق می‌کنم

716
00:39:14,944 --> 00:39:16,810
‫با اینکه دیگه آدم نمی‌کُشه،

717
00:39:16,858 --> 00:39:19,310
‫به برقراری ارتباط و شکنجه کردنِ

718
00:39:19,310 --> 00:39:21,530
‫عزیزانِ قربانی‌هاش ادامه میده

719
00:39:22,072 --> 00:39:23,991
‫این یکی از اون تماس‌هاست

720
00:39:24,178 --> 00:39:26,850
‫پیامی که برای خواهرِ یکی از قربانی‌ها گذاشته

721
00:39:27,159 --> 00:39:28,994
‫فکر می‌کرد می‌تونه فرار کنه

722
00:39:29,216 --> 00:39:32,784
‫توی اون خونه‌ی کوچیک و داغونش
‫هیچ جایی برای رفتن نداشت

723
00:39:32,910 --> 00:39:35,080
‫تنها کاری که می‌تونست بکنه
‫کِز کردن توی تختش بود

724
00:39:35,080 --> 00:39:37,200
‫خواهر کوچولوی نازت،

725
00:39:37,501 --> 00:39:39,636
‫زیر اون لحافِ زپرتی قایم شده بود

726
00:39:39,661 --> 00:39:41,970
شرط می‌بندم مامان‌بزرگ‌تون
اونو بهتون کادو داده بود، نه؟

727
00:39:42,005 --> 00:39:44,653
‫برای همین قبل از اینکه شکمش رو جِر بدم
‫از روش برش داشتم

728
00:39:44,685 --> 00:39:47,458
‫نمی‌خواستم لحافِ مامان‌بزرگ رو خونی کنم

729
00:39:47,754 --> 00:39:50,862
‫وای، باید می‌شنیدی خواهرت
‫چطور التماسم می‌کرد فقط بکُشمش!

730
00:39:51,096 --> 00:39:54,742
‫فوق‌العاده‌ست که دختری به اون کوچیکی،
در حالی که داشتم اعضای بدنش رو

731
00:39:54,767 --> 00:39:57,353
،یکی‌یکی در می‌آوردم
چقدر تونست زنده بمونه

732
00:39:59,806 --> 00:40:02,617
‫بی‌رحمیِ اون از روی بی‌پروایی نیست

733
00:40:02,642 --> 00:40:04,291
‫بلکه محاسبه‌شده‌ست

734
00:40:04,580 --> 00:40:07,517
‫اون هیچوقت چیزی نمیگه که
‫بتونیم از طریقش ردیابی‌اش کنیم

735
00:40:07,978 --> 00:40:09,990
‫هنوز مطمئن نیستیم از چه سلاحی استفاده کرده،

736
00:40:10,015 --> 00:40:13,410
‫ولی با توجه به مدارک،
‫فکر می‌کنیم ابزاری مثل دِیلم بوده

737
00:40:13,628 --> 00:40:17,272
‫تمام قربانی‌ها با چندین آسیب
در اثر جسمِ تیز پیدا شدن

738
00:40:19,620 --> 00:40:23,694
‫زخم‌های سوراخ شده و همچنین آسیب‌های
‫ناشی از دریدن و بیرون کشیدن دل و روده

739
00:40:23,719 --> 00:40:27,397
‫نظریه‌اش در مورد دِیلم نزدیکـه،
‫ولی سلاخ ابزارِ بهتری پیدا کرده بود

740
00:40:27,655 --> 00:40:30,108
‫قاتل‌های زنجیره‌ای شکارچیانِ درنده هستن

741
00:40:31,081 --> 00:40:34,076
‫اونا به هیجانِ شکار نیاز دارن
‫تا یه احساسی بهشون دست بده

742
00:40:35,373 --> 00:40:37,390
‫مرور جزئیاتِ وحشیانه‌ی قتل‌هاش

743
00:40:37,390 --> 00:40:43,942
‫راهی برای اینـه که سلاخ به تجربه‌ی شکار ‫و
قدرتی که حس می‌کنه ادامه بده

744
00:40:45,710 --> 00:40:50,234
‫جنایتکارانِ روانی قادر به ابراز همدردی ‫یا
محبت نیستن

745
00:40:51,890 --> 00:40:54,650
‫اونا افرادی با کمبود عاطفی هستن که

746
00:40:54,660 --> 00:40:56,871
‫فقط به نفع خودشون رفتار می‌کنن

747
00:40:57,028 --> 00:40:58,923
دارای ‫کمبود عاطفی

748
00:40:59,512 --> 00:41:01,646
‫پسرم من رو اینجوری می‌بینه؟

749
00:41:06,739 --> 00:41:07,908
‫ممنون

750
00:41:08,756 --> 00:41:10,053
‫خب، تور چطور بود؟

751
00:41:10,644 --> 00:41:12,104
‫محوطه‌ی خوبی داره؟

752
00:41:12,826 --> 00:41:15,462
‫آره... خوب بود

753
00:41:17,018 --> 00:41:19,054
...در مورد حرفای کارآگاهه

754
00:41:21,569 --> 00:41:28,171
‫من شاید عشق رو مثل بقیه تجربه نکنم

755
00:41:31,085 --> 00:41:32,648
‫ولی می‌دونم...

756
00:41:34,124 --> 00:41:35,991
‫احساسی که به تو دارم...

757
00:41:37,820 --> 00:41:39,029
‫با احساسی که...

758
00:41:39,822 --> 00:41:43,068
‫نسبت به هر کس دیگه‌ای
‫توی دنیا دارم فرق می‌کنه

759
00:41:50,037 --> 00:41:51,543
‫ممنون که گفتی، بابا

760
00:42:01,576 --> 00:42:03,073
‫خب، بیا از اینجا بریم

761
00:42:03,488 --> 00:42:04,738
‫آره

762
00:42:05,528 --> 00:42:06,836
‫آقای مورگان

763
00:42:10,918 --> 00:42:12,816
‫همچنین آقای مورگان

764
00:42:13,035 --> 00:42:14,848
‫شما پدرِ هریسون هستی

765
00:42:15,402 --> 00:42:16,860
‫کارِ کارآگاهی‌تون عالی بود

766
00:42:17,031 --> 00:42:18,781
‫غافلگیر شدم که اینجا دیدمت

767
00:42:19,034 --> 00:42:20,739
‫دارم به پلیس شدن فکر می‌کنم

768
00:42:24,231 --> 00:42:27,121
‫احتمالاً بعد از نحوه‌ی آشنایی‌مون
‫عجیب به نظر میاد،

769
00:42:27,348 --> 00:42:29,129
‫ولی راستش...

770
00:42:29,176 --> 00:42:33,249
‫دیدن اینکه چقدر برای کمک به اجرای عدالت
‫در حق قربانیان رایان فاستر متعهد بودید...

771
00:42:34,426 --> 00:42:35,886
‫برام الهام‌بخش بود

772
00:42:35,911 --> 00:42:38,430
‫پس، پا جای پای پدرت گذاشتی

773
00:42:39,412 --> 00:42:40,621
‫منظورتون چیـه؟

774
00:42:41,733 --> 00:42:44,653
‫شما کارمند دایره‌ی قتل
‫پلیس میامی بودید، درستـه؟

775
00:42:45,504 --> 00:42:49,035
همکارِ قدیمی‌تون، آنجل باتیستا، اومد دیدنم

776
00:42:50,246 --> 00:42:51,392
‫صحیح

777
00:42:51,652 --> 00:42:52,895
‫باتیستا

778
00:42:54,191 --> 00:42:55,762
‫آدم خوبی بود

779
00:42:56,629 --> 00:43:00,629
‫وقتی که فهمید همکارش قصاب بِی هاربر بوده
‫یه جورایی به هم ریخت

780
00:43:01,121 --> 00:43:02,949
‫شاید اسمش رو شنیده باشید؟

781
00:43:02,974 --> 00:43:04,450
‫جیمز دوکس؟

782
00:43:05,216 --> 00:43:07,668
‫بعد از اون اتفاق دیگه هیچوقت
‫اون آدمِ سابق نشد

783
00:43:07,738 --> 00:43:09,424
‫مطمئنم ناراحت‌کننده بوده

784
00:43:10,080 --> 00:43:11,420
‫برای همه

785
00:43:11,420 --> 00:43:13,800
آره، همه سخت تلاش کردن تا فراموش کنن

786
00:43:13,847 --> 00:43:15,130
‫ولی بعضی‌ها...

787
00:43:16,919 --> 00:43:18,294
‫نتونستن کنار بیان

788
00:43:18,544 --> 00:43:21,988
بعدش وقتی زنِ سابقش رو حین انجام وظیفه
از دست داد وضعیتش بدتر شد

789
00:43:22,013 --> 00:43:24,283
‫بیچاره هنوز دوستش داشت

790
00:43:25,720 --> 00:43:27,259
‫بعد از اون اتفاق هیچوقت به خودش نیومد

791
00:43:27,284 --> 00:43:29,153
‫یه جورایی هممون رو از خودش روند

792
00:43:29,607 --> 00:43:31,145
‫ولی همه دوستش داشتیم

793
00:43:34,542 --> 00:43:36,259
‫ممنون بابت ارائه و توضیحات

794
00:43:36,978 --> 00:43:38,473
‫خیلی آگاهی‌بخش بود

795
00:43:39,283 --> 00:43:40,283
...راستی

796
00:43:40,462 --> 00:43:45,147
‫فقط یه چیز دیگه.
‫نظریه‌ات در مورد دِیلم جالبـه،

797
00:43:45,172 --> 00:43:46,691
‫ولی ناخودآگاه متوجه شدم که

798
00:43:46,716 --> 00:43:51,149
‫الگوی پاشیدنِ خون
‫تطابق بیشتری با یه شیء درازتر داره،

799
00:43:51,188 --> 00:43:53,782
‫یه چیز دسته‌دار که بشه تابش داد

800
00:43:55,182 --> 00:43:58,149
‫شاید یه چیزی مثل قلاب ‫که
تهش نوک تیز باشه؟

801
00:44:10,029 --> 00:44:11,866
‫انتظارش رو نداشتم

802
00:44:11,989 --> 00:44:13,610
‫آره، من رو هم غافلگیر کرد

803
00:44:14,044 --> 00:44:16,770
‫نه، منظورم تصمیمت برای پلیس شدنه

804
00:44:18,409 --> 00:44:20,502
‫من دیوونه‌ام که می‌خوام این کار رو بکنم؟

805
00:44:21,139 --> 00:44:22,682
‫نه، با عقل جور در میاد

806
00:44:22,999 --> 00:44:25,882
‫یه قطب‌نمای اخلاقی قوی توی خانواده ارثیـه

807
00:44:27,111 --> 00:44:29,821
‫اگه عمه دب و بابابزرگ هری‌ات
‫زنده بودن، بهت افتخار می‌کردن

808
00:44:30,816 --> 00:44:31,962
‫تو بودی

809
00:44:32,268 --> 00:44:34,108
تو بهم انگیزه دادی

810
00:44:38,354 --> 00:44:40,854
‫- کُدِ کیوآر ثبت‌نام پُشتشـه
‫- اوه، می‌بینی؟ آره

811
00:44:40,879 --> 00:44:42,994
شک ندارم از اون بروشور باحال‌هاست

812
00:44:43,019 --> 00:44:44,783
‫باحال‌تر از متخصصِ ارتوپدی‌ام؟

813
00:44:50,038 --> 00:44:51,712
‫هی بابا، می‌خوای توی ماشین هم رو ببینیم؟

814
00:44:53,222 --> 00:44:54,480
‫آهان!

815
00:44:54,480 --> 00:44:57,238
‫من میرم یه سر به کادوفروشی بزنم

816
00:44:59,636 --> 00:45:00,990
‫مرسی که برام پیداش کردی

817
00:45:01,014 --> 00:45:02,450
‫خواهش می‌کنم

818
00:45:02,820 --> 00:45:04,243
‫خب، نظرت در مورد اینجا چیـه؟

819
00:45:04,267 --> 00:45:06,756
‫اون حرف‌ها در مورد قاتل‌های زنجیره‌ای ‫که
نترسوندت، نه؟

820
00:45:06,780 --> 00:45:08,808
‫فکر کنم تحملش رو دارم

821
00:45:09,274 --> 00:45:11,379
‫اگه می‌خوام پلیس شم
‫مجبورم تحملش رو داشته باشم

822
00:45:12,080 --> 00:45:13,544
‫تو چی؟ از اینجا خوشت میاد؟

823
00:45:13,568 --> 00:45:16,464
‫عاشقشم. بعد از تصادف
‫مجبور شدم چند هفته مرخصی بگیرم،

824
00:45:16,488 --> 00:45:18,925
‫ولی بالأخره دارم به کار و زندگی برمی‌گردم

825
00:45:18,949 --> 00:45:20,593
‫بی‌صبرانه منتظرم این بریس رو باز کنم

826
00:45:20,618 --> 00:45:22,354
‫حتماً خیلی اذیتت می‌کنه

827
00:45:22,426 --> 00:45:24,727
‫متوجه نبودم با دستِ راستم چقدر کار می‌کنم

828
00:45:25,050 --> 00:45:27,441
‫مجبور شدم واسه آرایش و...

829
00:45:30,420 --> 00:45:32,222
‫رسیدگی به خودم خلاقیت به خرج بدم

830
00:45:33,980 --> 00:45:35,526
‫به عنوان کسی که می‌خواد کارآگاه شه،

831
00:45:35,550 --> 00:45:37,118
‫سرنخ‌های زیادی رو نمی‌گیری

832
00:45:37,657 --> 00:45:38,933
‫یه راهنماییِ دیگه می‌کنی؟

833
00:45:40,788 --> 00:45:42,989
‫باشه. چطوره شماره‌ات رو بدی؟

834
00:45:46,535 --> 00:45:48,721
‫« کالج کالینگز »
‫« پدر سربلند »

835
00:45:53,212 --> 00:45:55,885
‫بابا بودن بهت میاد

836
00:45:57,046 --> 00:45:58,862
‫خوشحالم که تونستی
‫هواش رو داشته باشی

837
00:46:00,146 --> 00:46:01,826
‫معلم خیلی خوبی داشتم

838
00:46:02,349 --> 00:46:04,658
‫اون داره جلوی چشم‌هامون مرد میشه

839
00:46:07,342 --> 00:46:09,313
‫ای‌کاش می‌تونستم
‫توی جشن فارغ‌التحصیلی‌اش باشم

840
00:46:09,338 --> 00:46:12,854
‫یعنی، قراره باشی، درستـه؟

841
00:46:20,026 --> 00:46:21,310
‫دخترِ خوبی به نظر میاد

842
00:46:21,570 --> 00:46:22,696
‫آره

843
00:46:22,721 --> 00:46:24,490
‫بابا، در موردش حرف نمی‌زنیم

844
00:46:24,514 --> 00:46:25,783
‫نه، جناب

845
00:46:25,807 --> 00:46:29,370
‫اصلاً نترسیدی که باتیستا
‫با کارآگاه والاس حرف می‌زنه؟

846
00:46:29,733 --> 00:46:31,034
‫نگران نیستم

847
00:46:32,450 --> 00:46:34,160
‫نباید نگران باشی؟ یعنی...

848
00:46:34,160 --> 00:46:36,540
‫به نظر میاد واقعاً روت حساس شده و

849
00:46:36,540 --> 00:46:38,080
‫احتمالاً من هم زیر نظر داره

850
00:46:38,119 --> 00:46:40,295
‫پرونده‌ی قتل رایان قبلاً حل شده

851
00:46:40,729 --> 00:46:42,460
‫این برای پلیس‌ها یه بُرده

852
00:46:42,580 --> 00:46:44,606
‫اونا زندگی خودشون رو سخت‌تر نمی‌کنن،

853
00:46:44,630 --> 00:46:46,554
‫مهم نیست باتیستا چقدر بهشون فشار بیاره

854
00:46:46,578 --> 00:46:48,866
‫چند بار دیگه به این در و اون در می‌زنه و

855
00:46:48,891 --> 00:46:52,435
‫بعدش می‌فهمه که نمی‌تونه یه روز دیگه
‫بدون یه بشقاب روپا ویخا زندگی کنه و

856
00:46:52,459 --> 00:46:54,061
‫برمی‌گرده میامی

857
00:46:57,327 --> 00:46:58,995
‫برت گردونم هتل؟

858
00:47:00,263 --> 00:47:01,263
‫آره

859
00:47:03,612 --> 00:47:05,337
‫خوشحالم این دانشگاه رو انتخاب کردی

860
00:47:05,362 --> 00:47:08,299
‫اولین جرمی که باید حلش کنی
‫قیمتِ جنس‌های اون کادوفروشیـه

861
00:47:08,324 --> 00:47:10,464
‫این کلاهه واسم ۴۰ دلار آب خورد

862
00:47:57,564 --> 00:47:59,524
‫کلودت در موردم حق داره

863
00:48:00,557 --> 00:48:04,310
‫یک: من عامدانه و مکرراً آسیب می‌زنم

864
00:48:05,957 --> 00:48:09,085
‫به کسایی که عامدانه و مکرراً آسیب می‌زنن

865
00:48:10,450 --> 00:48:11,704
‫دو:

866
00:48:12,733 --> 00:48:15,204
‫این عدالت رو برقرار می‌کنه

867
00:48:24,386 --> 00:48:26,351
‫انگار برگشتم میامی

868
00:48:27,922 --> 00:48:30,752
‫<font color="#ffff00">لعنتی، کونت رو تکون بده، داداش</font>

869
00:48:31,464 --> 00:48:32,780
‫باتیستا

870
00:48:36,339 --> 00:48:38,234
‫می‌بینی؟ آفرین. بدنت رو صاف نگه دار

871
00:48:38,289 --> 00:48:40,387
‫- خودشـه
‫- فکر کنم یاد گرفتم

872
00:48:40,412 --> 00:48:42,715
‫به نظر میاد خیلی استعداد داری

873
00:48:42,740 --> 00:48:44,629
‫- آفرین، دیدی؟
‫- دکستر!

874
00:48:44,654 --> 00:48:46,507
‫ببین با کی آشنا شدیم. هی!

875
00:48:48,735 --> 00:48:50,359
‫سورپرایز، داداش

876
00:48:51,506 --> 00:48:52,633
‫آنجل

877
00:48:56,140 --> 00:48:58,300
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- فقط داشتم از اینجا رد می‌شدم

878
00:48:58,310 --> 00:49:00,008
‫گفتم بیام یه سر بهت بزنم

879
00:49:01,723 --> 00:49:03,263
‫خوب موقع رسیدی

880
00:49:03,335 --> 00:49:05,176
‫نزدیک بود از دستش بدی

881
00:49:06,523 --> 00:49:08,900
‫من ۳۰ سال پیش به این داداشمون
‫رقص سالسا یاد دادم

882
00:49:08,900 --> 00:49:11,407
‫وای، اون زندگیِ متفاوتی بود

883
00:49:11,446 --> 00:49:12,840
‫همون رقص

884
00:49:14,859 --> 00:49:16,914
‫می‌بینم که اینجا شرایط خوبی داری

885
00:49:17,055 --> 00:49:18,200
‫آدم‌های خیلی خوبی هستن

886
00:49:18,200 --> 00:49:19,665
‫- شانس آوردم
‫- آره

887
00:49:19,845 --> 00:49:21,239
می‌دونم چی میگی

888
00:49:21,422 --> 00:49:23,196
‫سوارِ یه تاکسی اینترنتی شدی و...

889
00:49:23,283 --> 00:49:27,276
‫کار، دوست و یه جا برای موندن پیدا کردی

890
00:49:28,707 --> 00:49:31,209
‫ولی خب همیشه استعداد خاصی
‫توی جلب نظر آدم‌ها داشتی

891
00:49:31,645 --> 00:49:33,736
همینطور رازداری

892
00:49:33,853 --> 00:49:36,081
‫چرا بهمون نگفتی برای پلیس کار می‌کردی؟

893
00:49:38,237 --> 00:49:40,114
‫از اون موقع اتفاقاتِ زیادی افتاده

894
00:49:40,742 --> 00:49:42,036
‫هی رفیق، دیروقتـه

895
00:49:42,060 --> 00:49:45,608
‫چطوره برسونمت جایی که می‌مونی ‫و
توی ماشین صحبت کنیم

896
00:49:45,632 --> 00:49:47,690
‫نظرت چیـه، داداش؟

897
00:49:52,352 --> 00:49:54,390
‫فقط یه بار این رو میگم

898
00:49:55,415 --> 00:49:57,172
نزدیکم نشو

899
00:49:58,135 --> 00:50:01,555
‫نزدیکِ خونه‌ام، خانوادم و...

900
00:50:02,843 --> 00:50:04,720
‫مخصوصاً پسرم نشو

901
00:50:06,093 --> 00:50:08,382
‫فکر می‌کنی به همین راحتی عقب می‌شینم؟

902
00:50:09,769 --> 00:50:15,226
‫میذارم از زیر کاری که با ماریا و دوکس ‫و
دب کردی قسر در بری؟

903
00:50:19,358 --> 00:50:20,953
‫بهتره خودت رو قاتیِ این ماجرا نکنی

904
00:50:20,978 --> 00:50:22,249
‫وگرنه چی میشه؟

905
00:50:23,726 --> 00:50:25,269
‫چیکار می‌کنی؟

906
00:50:26,543 --> 00:50:30,091
‫خیلی اتفاقیـه که
راننده‌ی تاکسی اینترنتی شدی

907
00:50:30,116 --> 00:50:34,303
‫درست وقتی که یه قاتل زنجیره‌ای هست که
‫راننده‌های تاکسی‌های اینترنتی رو می‌کُشه

908
00:50:35,453 --> 00:50:38,593
‫این حرکت دقیقاً به سبک ‫و سیاق قصاب بِی هاربره

909
00:50:45,703 --> 00:50:48,374
‫اگه من واقعاً کسی که فکر می‌کنی هستم...

910
00:50:50,624 --> 00:50:53,178
‫این نمی‌تونه عاقبتِ خوبی برات داشته باشه

911
00:51:03,319 --> 00:51:05,366
شانسم رو امتحان می‌کنم، رفیق

912
00:51:12,087 --> 00:51:14,303
‫اینجا جاییـه که پیاده میشی

913
00:51:28,605 --> 00:51:31,605
‫♪ Electric Light Orchestra - Showdown ♪

914
00:51:31,629 --> 00:51:41,629
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

915
00:51:41,653 --> 00:51:51,653
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

