﻿1
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:20,048 --> 00:00:30,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:34,320 --> 00:00:36,870
‫مراقب باشید. حواستون باشه.
‫همین‌جوری. این تیکه رو بپا

4
00:00:39,790 --> 00:00:41,160
‫همین‌جور تا آخر ببریدش

5
00:00:41,660 --> 00:00:42,660
‫آره. همین‌جوری

6
00:00:43,290 --> 00:00:44,290
‫تف توش

7
00:00:44,370 --> 00:00:45,750
‫سارا

8
00:00:45,830 --> 00:00:48,710
‫داریم کل نقاشی‌های آگوستوس استارک
‫رو منتقل می‌کنیم اینجا که در امان باشن

9
00:00:48,790 --> 00:00:51,050
‫خبر رسیده یه گروه معترض قراره بیان

10
00:00:51,130 --> 00:00:52,420
‫صحیح. البته

11
00:00:52,510 --> 00:00:54,300
‫داشتم فکر می‌کردم کی قراره کنسلش کنن

12
00:00:54,380 --> 00:00:56,470
‫کنسل نشده که

13
00:00:56,550 --> 00:00:59,180
‫آخه محض اطلاعات خانمش
‫موقع ازدواج فقط پونزده سالش بود

14
00:00:59,260 --> 00:01:01,680
‫به شدت آدمِ تأثیرگذاری بود.
‫این نقاشی‌ها کلی می‌ارزن

15
00:01:02,640 --> 00:01:05,060
‫بیایید. بیایید. از این طرف

16
00:01:06,310 --> 00:01:08,060
‫این یکی رو می‌تونید برگردونید سرجاش

17
00:01:14,820 --> 00:01:18,410
‫آره. آگوستوس استارک از آبی
‫کبالت استفاده نمی‌کرد ولی زنش چرا

18
00:01:19,070 --> 00:01:21,120
‫این کار کریستینا استارکه

19
00:01:21,200 --> 00:01:23,200
‫بعدها خیلی از آثار زنش رو به اسم خودش
‫ثبت کرد

20
00:01:25,830 --> 00:01:27,170
‫ببریدش

21
00:01:36,300 --> 00:01:37,300
‫وای تو روحش!

22
00:02:11,540 --> 00:02:13,170
‫- چیزیت نشد؟
‫- نه

23
00:02:14,800 --> 00:02:16,130
‫چی توی دستته؟

24
00:02:16,220 --> 00:02:17,800
‫جونش رو نجات دادم

25
00:02:20,800 --> 00:02:22,720
‫وای! چقدر شجاعی!

26
00:02:25,930 --> 00:02:27,100
‫اینجایی که

27
00:02:29,060 --> 00:02:31,150
‫- ببخشید، فقط داشت...
‫- آره می‌دونم. مشکلی نیست

28
00:02:31,230 --> 00:02:33,320
‫آخرش منو به کشتن میدی

29
00:02:38,650 --> 00:02:39,820
‫بیا بریم

30
00:02:55,130 --> 00:02:56,880
‫- بخورید
‫- سلام لنی

31
00:02:57,510 --> 00:02:58,590
‫عصر بخیر، سارا

32
00:03:19,740 --> 00:03:20,780
‫سلام

33
00:03:23,120 --> 00:03:24,160
‫چه بوی خوبی میاد

34
00:03:24,240 --> 00:03:25,700
‫من بوی خوبی میدم یا غذا؟

35
00:03:25,780 --> 00:03:26,790
‫خیلی‌خب

36
00:03:29,250 --> 00:03:31,420
‫نمی‌خوای لیوان‌های شراب رو یه‌دست بچینی؟

37
00:03:31,500 --> 00:03:34,540
‫آخه گفتم لیوان‌های جورواجور
‫سوژه‌ی خوبی برای صحبت میشن. متوجه‌ای؟

38
00:03:34,630 --> 00:03:36,920
‫مثلاً: «ببینید، این لیوان کوچولو رو توی سفرمون

39
00:03:37,000 --> 00:03:38,420
‫از یه مردی که یه میمون جقی داشت،
‫خریدیم.»

40
00:03:38,510 --> 00:03:39,880
‫آره

41
00:03:39,970 --> 00:03:41,340
‫ولی بیا همون لیوان‌های شیک رو بذاریم

42
00:03:41,430 --> 00:03:43,470
‫آخه مشتری درجه یک بانک قراره بیاد

43
00:03:44,430 --> 00:03:45,850
‫می‌تونی سس سالاد رو حاضر کنی؟

44
00:03:47,470 --> 00:03:50,180
‫ببخشید عزیزم، باید یه ایمیل کاری بفرستم

45
00:03:52,730 --> 00:03:54,730
‫روزت چطور بود؟ خوب یا بد؟

46
00:03:55,310 --> 00:03:57,520
‫آره. کیث ونگ اومد با بچه‌های
‫مدیریت سرمایه‌گذاری صحبت کرد

47
00:03:58,440 --> 00:04:00,190
‫ونگ همیشه کارش درسته

48
00:04:00,900 --> 00:04:02,570
‫باشه. خیلی‌خب. خیلی‌خب

49
00:04:02,650 --> 00:04:04,870
‫همین الان تمام تیکه‌هات رو بنداز خالی شی

50
00:04:04,950 --> 00:04:06,870
‫امشب کلی بحث راجع‌به
‫سرمایه‌گذاری داریم

51
00:04:06,950 --> 00:04:08,910
‫خواهشاً شوخی بی‌جا نکن

52
00:04:08,990 --> 00:04:10,410
‫جرارد اینچن آدمِ مهمیه

53
00:04:10,500 --> 00:04:15,460
‫خیالت راحت. من می‌شینم با زنش که
‫قبلاً مدل بوده راجع‌به لایه‌برداری حرف می‌زنم

54
00:04:15,540 --> 00:04:17,250
‫استیو و بکا کی میان؟

55
00:04:17,840 --> 00:04:20,050
‫آره... نمی‌تونن بیان

56
00:04:21,470 --> 00:04:23,510
‫پرستار بچه قالشون گذاشت
‫ولی اصلاً نگران نباش

57
00:04:23,590 --> 00:04:25,220
‫جایگزین پیدا کردم

58
00:04:27,550 --> 00:04:28,850
‫خب کی رو به‌جاشون دعوت کردی؟

59
00:04:29,560 --> 00:04:30,850
‫ببخشید دیر اومدیم

60
00:04:30,930 --> 00:04:33,600
‫روفِس مجبور شد بدوبدو
‫بره روان‌کننده وگان بخره

61
00:04:34,520 --> 00:04:36,770
‫سلام به همگی

62
00:04:36,860 --> 00:04:39,980
‫جرارد، پائولا. ویگوام و روفس

63
00:04:40,070 --> 00:04:41,150
‫- ویگوام؟
‫- سلام

64
00:04:41,240 --> 00:04:42,990
‫و روفوس

65
00:04:43,700 --> 00:04:45,860
‫- سلام. از دیدنتون خوشحالم
‫- شگفت‌انگیزه

66
00:04:45,950 --> 00:04:49,580
‫اسمتون شبیه اعضای یه گروه موسیقی دو
‫نفره توی دهه شصت یا یه جفت ماهی قرمزه

67
00:04:49,660 --> 00:04:50,910
‫جرارد

68
00:04:50,990 --> 00:04:53,660
‫نه، نه. شوخی می‌کنم.
‫از دیدنتون خوشحالم

69
00:04:53,750 --> 00:04:54,960
‫ببخشید...

70
00:04:55,040 --> 00:04:56,750
‫ای وای. گندش بزنن

71
00:04:58,460 --> 00:04:59,630
‫خاک بر سرم

72
00:05:00,500 --> 00:05:03,470
‫یا خدا. یا خدا. کیر توش

73
00:05:03,550 --> 00:05:06,180
‫ویگوام و روفس آخه؟ خدا به دادمون برسه!

74
00:05:06,260 --> 00:05:08,010
‫ببخشید. بقیه کار داشتن

75
00:05:08,640 --> 00:05:09,720
‫آدمای خوبین. چیزی نمیشه

76
00:05:11,770 --> 00:05:13,640
‫کیر توش

77
00:05:13,730 --> 00:05:16,350
‫- روفس توپ‌هاش رو آورده بیرون
‫- چی؟

78
00:05:16,440 --> 00:05:18,230
‫- عجب!
‫- با قاشق هم می‌تونه انجامش بده

79
00:05:19,020 --> 00:05:20,400
‫خیلی‌خب. کسی نوشیدنی می‌خوره؟

80
00:05:20,480 --> 00:05:21,530
‫- آره
‫- بالاخره

81
00:05:21,610 --> 00:05:23,360
‫لازانیای وگانت محشر بود، سارا

82
00:05:23,440 --> 00:05:24,820
‫آره. خوشمزه بود

83
00:05:24,900 --> 00:05:26,950
‫مخصوصاً اون طعمِ خاصِ...

84
00:05:27,030 --> 00:05:28,410
‫چی بود؟ چرنوبیل؟

85
00:05:29,830 --> 00:05:31,290
‫عاشق این کاسه سالاد شدم، سارا

86
00:05:31,370 --> 00:05:33,870
‫مرسی. از یه هنرمند محلی خریدمش

87
00:05:33,950 --> 00:05:36,330
‫آره. کلی آدم خلاق این اطراف زندگی می‌کنه

88
00:05:36,420 --> 00:05:37,420
‫چرا؟

89
00:05:37,500 --> 00:05:39,460
‫چون ما یه جامعه‌ی خاص و متفاوتیم

90
00:05:39,540 --> 00:05:40,710
‫- آره، مشخصه
‫- آره

91
00:05:40,790 --> 00:05:42,710
‫خب مارک کی قراره برگردی بین آدم‌های متمدن؟

92
00:05:42,800 --> 00:05:45,090
‫اینجا به محل کارم نزدیکه واسه همین... آره دیگه

93
00:05:45,170 --> 00:05:46,720
‫عه، شاغلی؟ بذار حدس بزنم

94
00:05:46,800 --> 00:05:49,970
‫احتمالاً کارت توی حوزه خیریه، محیط زیست
‫یا انتشارات اخلاق‌مدار باشه

95
00:05:50,050 --> 00:05:52,100
‫- سارا مرمت‌گر آثار هنریه
‫- صحیح

96
00:05:52,180 --> 00:05:54,020
‫- نمی‌خوام فخرفروشی کنم ها...
‫- مطمئنی؟

97
00:05:54,100 --> 00:05:57,310
‫ولی من خودم یه کلکسیون هنری خفن
‫دارم

98
00:05:57,390 --> 00:06:01,230
‫بانک هم جدیداً وارد سرمایه‌گذاری
‫در حوزه ان‌اف‌تی شده

99
00:06:01,320 --> 00:06:03,360
‫دلالم گفته سمتش نرم

100
00:06:03,440 --> 00:06:06,860
‫به نظرم نقاشی‌های بچه‌هام
‫چیزی از آثار گرون‌قیمت کم ندارن

101
00:06:07,740 --> 00:06:10,530
‫زیگی کوچولومون طرحِ اینا رو داده

102
00:06:10,620 --> 00:06:11,950
‫عه، بچه هم دارید؟

103
00:06:12,030 --> 00:06:13,410
‫آره، آره. چهارتا

104
00:06:13,490 --> 00:06:15,750
‫چهارتا؟! فرقه راه انداختید؟

105
00:06:15,830 --> 00:06:18,420
‫بچه‌ها مال روفی نیستن ولی
‫داریم سعی‌مون رو می‌کنیم

106
00:06:18,500 --> 00:06:21,380
‫سارا چی؟ قصد بچه‌دار شدن نداری؟

107
00:06:23,250 --> 00:06:24,960
‫این مسئله خصوصیه، جرارد

108
00:06:25,800 --> 00:06:29,380
‫البته که می‌خوایم. قطعاً...
‫دلمون می‌خواد بچه داشته باشیم، نه؟

109
00:06:29,470 --> 00:06:32,680
‫سارا، به نظرم وقتی بچه خودت رو بغل کنی،
‫نظرت عوض شه

110
00:06:32,760 --> 00:06:34,640
‫آره. همه همینو میگن

111
00:06:34,720 --> 00:06:37,560
‫- ولی اگه حرفشون درست نباشه چی؟
‫- فکر کن یه‌جور سرمایه‌گذاریه

112
00:06:37,640 --> 00:06:40,940
‫توی بعضی کشورها می‌تونی
‫بچه‌ها رو به قیمت خوبی بفروشی

113
00:06:41,520 --> 00:06:44,780
‫ببخشید، یعنی واقعاً فکر می‌کنی
‫فرزندخواندگی یه فرصت تجاریه؟

114
00:06:44,860 --> 00:06:45,980
‫باید هم باشه

115
00:06:46,070 --> 00:06:48,110
‫روند فرزندخواندگی دیگه خیلی
پیچیده و عجیب شده

116
00:06:48,200 --> 00:06:50,570
‫مبارزان عدالت اجتماعی سیستم رو به گند کشیدن

117
00:06:50,660 --> 00:06:51,740
‫- بازم شراب می‌خواید؟
‫- این منطقه از شهر...

118
00:06:51,820 --> 00:06:54,280
‫پُره از جوونای محرومی که سندرم
‫مسئله با پدر دارن و دنبال انتقامن

119
00:06:54,370 --> 00:06:55,740
‫جرارد، راه‌حلت چیه؟

120
00:06:55,830 --> 00:06:59,500
‫بچه‌ها رو ببریم یتیم‌خونه‌های خصوصی تا
‫زیر دست کشیش‌های عجیب‌غریب بزرگ بشن؟

121
00:06:59,580 --> 00:07:02,040
‫و اگه این کار رو نکنیم، شورش گسترده‌ای
‫در انتظارمونه؟

122
00:07:02,130 --> 00:07:04,090
‫سارا، الان مسخره کن

123
00:07:04,170 --> 00:07:06,590
‫ولی وقتی شورش بشه،
‫خدا به دادت برسه

124
00:07:06,670 --> 00:07:08,050
‫لااقل من مسلح‌ام و آمادگیشو دارم

125
00:07:08,130 --> 00:07:10,050
‫- اسلحه داری؟
‫- یه مجموعه کامل دارم عزیزم

126
00:07:10,130 --> 00:07:12,260
‫پس خودت رو یه‌جور جنگ‌سالارِ حومه شهر
‫می‌دونی؟

127
00:07:12,340 --> 00:07:14,390
‫بله من خودِ اسامه بن بیزنسمن‌ام!

128
00:07:36,410 --> 00:07:37,700
‫یا خدا!

129
00:07:37,790 --> 00:07:40,080
‫بچه‌هام! بچه‌هام!

130
00:07:40,160 --> 00:07:43,330
‫بچه‌های منو ندیدید؟
‫کسی بچه‌های منو جایی ندیده؟

131
00:07:43,420 --> 00:07:46,130
‫- یا خدا! وایسا ببینم
‫- ویگز. ویگز. بچه‌ها پیشِ کی بودن؟

132
00:07:46,210 --> 00:07:47,840
‫- مامانی!
‫- اونجان!

133
00:07:47,920 --> 00:07:50,260
‫- وای خداجون! زیگی! اودین!
‫- مامانی!

134
00:07:51,510 --> 00:07:53,010
‫وای خدا رو شکر!

135
00:07:53,090 --> 00:07:54,760
‫- مامانی؟
‫- بله عزیزم؟

136
00:07:54,850 --> 00:07:56,470
‫خونه‌ی داینا بود

137
00:07:58,140 --> 00:07:59,310
‫وای خدایا! نه!

138
00:08:00,230 --> 00:08:01,940
‫تو برو عزیزم. من می‌مونم کمک بدم

139
00:08:02,020 --> 00:08:03,020
‫باشه

140
00:08:03,730 --> 00:08:05,900
‫- یالا. بیایید بچه‌ها
‫- مراقب مادرتون باشید

141
00:08:05,980 --> 00:08:07,480
‫بیایید بریم یه جای امن. یالا

142
00:08:29,420 --> 00:08:30,510
‫یه نفر رو پیدا کردن

143
00:08:31,220 --> 00:08:32,720
‫بچه‌ست

144
00:08:39,010 --> 00:08:40,850
‫بیا. اینو بپوش

145
00:08:40,930 --> 00:08:42,350
‫بذار باهاشون صحبت کنم

146
00:08:46,270 --> 00:08:47,480
‫حتماً

147
00:08:47,560 --> 00:08:48,690
‫ممنون

148
00:08:50,730 --> 00:08:52,150
‫حالش خوبه؟

149
00:08:52,240 --> 00:08:54,950
‫کمد لباس جون بچه رو نجات داده

150
00:08:56,240 --> 00:08:58,700
‫پلیس میگه تختش افتاده طبقه پایین

151
00:08:59,280 --> 00:09:01,200
‫کمد افتاده روش و درش باز شده

152
00:09:01,290 --> 00:09:02,750
‫- کمد؟
‫- جدی میگی؟

153
00:09:02,830 --> 00:09:04,670
‫- دخترک بیچاره!
‫- واقعاً معجزه شده

154
00:09:04,750 --> 00:09:06,670
‫آتش‌نشان‌ها میگن لوله اصلی گاز
‫ترکیده

155
00:09:06,750 --> 00:09:08,000
‫پناه بر خدا

156
00:09:17,590 --> 00:09:19,300
‫- بس کن مارک
‫- باشه. باشه

157
00:10:25,413 --> 00:10:28,022
‫« در مسیر گورستان »
‫« فصل اول، قسمت اول »

158
00:10:30,143 --> 00:10:31,606
‫[ دفتر تحقیقات آکسفورد ]

159
00:10:31,630 --> 00:10:33,840
‫...واتساپ پیام بفرستید
‫یا پیغام صوتی بذارید

160
00:10:34,920 --> 00:10:37,840
‫و برای کسانی که به تازگی به ما پیوستن،
‫برمی‌گردیم به تیتر اصلی

161
00:10:38,550 --> 00:10:42,600
‫دیشب نیروهای امداد به خانه‌ای
‫در جنوب آکسفورد اعزام شدند

162
00:10:42,680 --> 00:10:45,140
‫جایی که انفجار مهیب گاز
در یک منزل مسکونی رخ داده بود

163
00:10:45,720 --> 00:10:47,980
‫هنوز میزان خسارت مشخص نیست

164
00:10:48,060 --> 00:10:51,270
‫ولی سخنگوی پلیس تأیید کرده
خانه خالی از سکنه نبوده

165
00:10:51,360 --> 00:10:53,150
‫احتمال وجود یک قربانی مطرح است

166
00:10:53,230 --> 00:10:55,820
‫اما تا این لحظه جزئیاتِ بیشتری
‫منتشر نشده

167
00:10:55,900 --> 00:10:57,440
‫پلیس منطقه را تحت کنترل گرفته...

168
00:10:59,950 --> 00:11:01,160
‫تو هم همون فکری رو می‌کنی
‫که من می‌کنم؟

169
00:11:01,240 --> 00:11:02,870
‫خب اگه داری فکر می‌کنی

170
00:11:02,950 --> 00:11:06,200
‫«چرا شوهرم لم داده داره اخبار محلی مزخرف رو
‫گوش میده

171
00:11:06,290 --> 00:11:08,710
‫درحالی‌که می‌تونه بره طلب‌مون رو از
‫مشتری‌هایی که هنوز پول ندادن بگیره»

172
00:11:08,790 --> 00:11:13,670
‫پس آره، درسته، که ترسناک هم هست

173
00:11:13,750 --> 00:11:16,210
‫در واقع من داشتم به این فکر می‌کردم که

174
00:11:16,300 --> 00:11:18,920
‫این انفجار می‌تونه حسابی پول‌ساز باشه

175
00:11:19,010 --> 00:11:20,630
‫از چه نظر دقیقاً؟

176
00:11:21,300 --> 00:11:25,060
‫خب باید بررسی‌های لازم انجام بشه.
‫شاید شرکت گاز مقصر نبوده

177
00:11:25,640 --> 00:11:28,140
‫شاید این پرونده پای آدمای رده بالا رو
بکشه وسط

178
00:11:28,230 --> 00:11:30,560
‫شاید هم نه اونقدر بالا، در حد رده‌های میانی

179
00:11:31,770 --> 00:11:32,900
‫ته رده‌های میانی

180
00:11:33,940 --> 00:11:34,980
‫وسط رده‌های پایین

181
00:11:35,070 --> 00:11:36,230
‫- جو
‫- نه؟

182
00:11:37,990 --> 00:11:39,610
‫بگذریم...

183
00:11:40,700 --> 00:11:42,450
‫شاید برم یه سر و گوشی آب بدم

184
00:11:43,070 --> 00:11:45,580
‫یا خدا! آخرین باری که
‫سراغ اینا رفتی کی بود؟

185
00:11:45,660 --> 00:11:46,740
‫بهار؟

186
00:11:47,910 --> 00:11:50,290
‫وقت نداشتم رخت‌ها رو بشورم

187
00:11:50,870 --> 00:11:52,370
‫درگیر پرونده طلاق بودم

188
00:11:52,460 --> 00:11:53,630
‫کجا رو امضا کنم؟

189
00:11:53,710 --> 00:11:54,790
‫برای یکی از مراجعینم بود

190
00:11:55,500 --> 00:12:00,010
‫بازم یه دختر درمونده‌ی دیگه‌ست
‫که دنبال شوالیه‌ای با ژاکت پشمی می‌گرده؟

191
00:12:00,670 --> 00:12:01,680
‫شاید

192
00:12:05,930 --> 00:12:07,140
‫باشه، خب...

193
00:12:07,640 --> 00:12:11,980
‫تا وقتی داری پیش خودت فکر می‌کنی
‫این پرونده چطور می‌تونه دولت رو سرنگون کنه،

194
00:12:12,640 --> 00:12:14,310
‫از این فاکتورهای واقعی غافل نشو

195
00:12:16,770 --> 00:12:17,980
‫تخلف رانندگی

196
00:12:18,980 --> 00:12:20,360
‫بررسی پیشینه. چه جالب!

197
00:12:20,440 --> 00:12:22,320
‫ و... چه هیجان‌انگیز. کلاهبرداری از بیمه

198
00:12:22,400 --> 00:12:25,570
‫همه تسویه شدن. با پوند واقعی

199
00:12:27,160 --> 00:12:31,000
‫نامه به شرکت گاز در رابطه با
‫درخواست غرامت

200
00:12:31,080 --> 00:12:33,960
‫چیکار می‌کنی؟ پول نداریم
‫منشی استخدام کنیم برات تایپش کنه

201
00:12:34,540 --> 00:12:35,540
‫خودم تایپش می‌کنم

202
00:12:36,210 --> 00:12:39,130
‫خب چرا همین الان تایپش نمی‌کنی...
‫چه فایده داره صدا ضبط می‌کنی؟

203
00:12:39,210 --> 00:12:42,590
‫به هر حال از سال 1982 به بعد
‫کسی از ماشین دیکته استفاده نکرده، جو

204
00:12:42,670 --> 00:12:43,720
‫نه، راستی میگی

205
00:12:43,800 --> 00:12:45,050
‫از انگشت‌شون استفاده می‌کنن

206
00:12:52,230 --> 00:12:56,690
‫خبر خوش اینه که نتایج آخرین آزمایشات ما
‫حاکی از کُندی روند وخامته

207
00:12:56,770 --> 00:12:59,530
‫خبر نه‌چندان خوشحال‌کننده اینه که

208
00:12:59,610 --> 00:13:03,700
‫بدون دسترسی پیوسته به مطالعات موردی‌مون

209
00:13:03,780 --> 00:13:07,660
‫داده کافی برای ورود به فاز بعدی نداریم

210
00:13:10,040 --> 00:13:13,080
‫سلام. حمزه مالک هستم از
‫دپارتمان شناسایی و مقابله با تهدیدات

211
00:13:13,160 --> 00:13:14,290
‫ممنون

212
00:13:22,210 --> 00:13:26,680
‫خب وزارت دفاع نمی‌تونه پزشکان رو
‫وادار کنه سریع‌تر نتیجه بگیرن

213
00:13:26,760 --> 00:13:28,100
‫درست میگم دکتر رایت؟

214
00:13:29,600 --> 00:13:32,560
‫هرچند در این مورد باید
‫سریع‌تر نتیجه‌گیری کنید

215
00:13:40,150 --> 00:13:42,320
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

216
00:13:47,240 --> 00:13:48,370
‫ممنونم

217
00:13:50,160 --> 00:13:51,740
‫- توی کلوب می‌بینمتون
‫- حتماً

218
00:13:51,830 --> 00:13:52,870
‫قربان

219
00:13:53,620 --> 00:13:54,620
‫سلام قربان

220
00:14:05,170 --> 00:14:07,010
‫توی این یه مورد حسابی گند زدی

221
00:14:08,390 --> 00:14:09,550
‫مگه نه مالک؟

222
00:14:13,060 --> 00:14:17,310
‫یادم نمیاد کسی بهت مجوز
‫جنگ‌افروزی وسط آکسفورد رو داده باشه

223
00:14:17,390 --> 00:14:20,020
‫به دپارتمان اختیار تام داده شده بود، قربان

224
00:14:20,110 --> 00:14:21,270
‫اختیار تام؟

225
00:14:24,820 --> 00:14:28,820
‫خب قبول دارم که حوزه اختیارات گسترده‌ای رو
‫شامل میشه

226
00:14:29,490 --> 00:14:32,700
‫ولی نه اونقدر گسترده که بتونید
وسط یه شهر دانشگاهی پرجمعیت

227
00:14:32,780 --> 00:14:35,500
انفجار راه بندازین

228
00:14:37,250 --> 00:14:39,790
‫این عملیات به عهده کی بوده؟
‫وایل ای. کایوت؟

229
00:14:39,880 --> 00:14:42,880
‫خب مأمور میدانی‌مون...

230
00:14:42,960 --> 00:14:44,510
‫یه کله‌خر دست به ماشه؟

231
00:14:45,090 --> 00:14:47,420
‫گمونم خودش ایده‌ی استفاده از
‫مواد آتش‌زا رو داده بود

232
00:14:48,260 --> 00:14:50,180
‫یه تصمیم میدانی بود قربان

233
00:14:50,260 --> 00:14:52,140
‫- تصمیم میدانی بود مالک؟
‫- بله

234
00:14:52,220 --> 00:14:57,020
‫خب خوشحال میشم یکی از قبل خبرم کنه

235
00:14:58,480 --> 00:15:01,310
‫برنامه‌ی بعدی این رالف خرابکار کله‌خر چیه

236
00:15:03,480 --> 00:15:06,820
‫مثلاً یه بمب اتم کوچیک توی مرکز خرید شلوغ؟

237
00:15:10,530 --> 00:15:12,320
‫- فکر نکنم قربان
‫- نه؟

238
00:15:12,410 --> 00:15:13,780
‫فکر نمی‌کنی؟

239
00:15:15,540 --> 00:15:17,450
‫واقعاً خیالم راحت شد

240
00:15:21,580 --> 00:15:23,840
‫همین الان دست‌به‌کار شو

241
00:15:23,920 --> 00:15:27,420
‫و قبل از اینکه قضیه بیخ پیدا کنه

242
00:15:28,340 --> 00:15:32,800
این گندی که بالا آوردی رو جمع کن

243
00:15:35,510 --> 00:15:37,140
‫چشم قربان. چشم قربان

244
00:15:39,100 --> 00:15:40,100
‫ممنون قربان

245
00:15:52,990 --> 00:15:54,530
‫آهای! جای دوری نرو

246
00:15:54,620 --> 00:15:57,410
‫ویگ، ساکنین اون خونه
‫از دوستانت بودن؟

247
00:15:57,490 --> 00:15:58,830
‫- آره
‫- بودن

248
00:15:58,910 --> 00:16:02,040
‫دیروز همین موقع همه‌مون تو مسیر مدرسه بودیم

249
00:16:03,460 --> 00:16:05,540
‫داینا داشت با زیگی می‌دوید

250
00:16:06,550 --> 00:16:10,630
‫منم داشتم با مدی گپ می‌زدم
‫و الان اون مُرده

251
00:16:12,970 --> 00:16:14,430
‫وایسا ببینم. چکمه زرد پاش نمی‌کرد؟

252
00:16:14,930 --> 00:16:18,520
‫مدی؟ نه بابا.
‫بیشتر کتونی‌های گنده می‌پوشید

253
00:16:18,600 --> 00:16:20,100
‫نه، دختربچه رو میگم. داینا

254
00:16:23,190 --> 00:16:25,560
‫آره فکر کنم. آره. چطور مگه؟

255
00:16:29,030 --> 00:16:32,910
‫گمونم دیروز جفتشون رو دیدم.
‫موهای داینا یه‌جورایی...

256
00:16:32,990 --> 00:16:34,530
‫مثل هاله بود

257
00:16:36,620 --> 00:16:37,620
‫آره

258
00:16:42,500 --> 00:16:43,500
‫طفلکی

259
00:16:45,040 --> 00:16:47,090
‫پدرش کجاست؟ اونم توی انفجار کشته شد؟

260
00:16:47,710 --> 00:16:49,210
‫باباش نه

261
00:16:49,880 --> 00:16:52,260
‫- مدی... بیوه بود
‫- به نظر ناراحتی

262
00:16:52,340 --> 00:16:53,930
‫چیزی نیست. بیایید بریم مدرسه

263
00:16:54,010 --> 00:16:56,470
گمونم داینا
‫هیچ‌وقت پدرش رو ندیده

264
00:16:57,720 --> 00:16:58,760
‫مامان حالش خوبه؟

265
00:16:58,850 --> 00:17:01,100
‫وای خدایا! واقعاً امیدوارم صحیح و سالم باشه

266
00:17:01,600 --> 00:17:03,230
‫بچه‌ها خیلی ناراحتن

267
00:17:04,770 --> 00:17:06,230
‫زیگی توی کلاس دایناست

268
00:17:06,310 --> 00:17:10,400
‫ببین، براش... براش این کارت رو درست کرده

269
00:17:10,480 --> 00:17:13,740
‫«برای داینا. متأسفم که مامانت «مارد»»

270
00:17:14,280 --> 00:17:16,070
‫- منظورش «مُرد»ـه
‫- آهان

271
00:17:16,160 --> 00:17:19,120
‫ازشون غلط املایی نمی‌گیریم.
‫اعتماد بنفسشون کم میشه

272
00:17:19,200 --> 00:17:20,910
‫- سلام قشنگا
‫- خوبی؟

273
00:17:20,990 --> 00:17:22,160
‫آره

274
00:17:23,210 --> 00:17:25,790
‫مامانی، میشه بفرستیمش برای داینا؟

275
00:17:27,500 --> 00:17:28,630
‫می‌تونم یه سر برم بیمارستان

276
00:17:29,550 --> 00:17:31,090
‫دیر می‌رسی سر کار، سارا

277
00:17:31,170 --> 00:17:33,220
‫نه بابا... سر راهمـه

278
00:17:33,300 --> 00:17:34,380
‫یه‌جورایی

279
00:17:34,880 --> 00:17:36,010
‫ارزشش رو داره، نه؟

280
00:17:36,090 --> 00:17:37,800
‫- مرسی
‫- قربونت

281
00:17:37,890 --> 00:17:39,640
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب. حله؟

282
00:17:40,260 --> 00:17:41,270
‫خیلی‌خب

283
00:18:12,420 --> 00:18:13,550
‫- سلام
‫- سلام

284
00:18:14,050 --> 00:18:15,920
‫اومدم ملاقات داینا سینگلتون

285
00:18:16,010 --> 00:18:17,090
‫بله

286
00:18:20,930 --> 00:18:22,010
‫اسمتون چیه؟

287
00:18:22,100 --> 00:18:23,560
‫سارا ترافورد

288
00:18:23,640 --> 00:18:24,980
‫ترافورد

289
00:18:25,520 --> 00:18:26,850
‫- کیم؟
‫- جانم؟ بله؟

290
00:18:26,940 --> 00:18:29,310
‫میشه یه لحظه برم توی بخش

291
00:18:29,400 --> 00:18:31,360
‫و اینو بدم داینا و برگردم؟

292
00:18:32,520 --> 00:18:33,650
‫همین‌جا منتظر بمونید

293
00:18:37,990 --> 00:18:38,990
‫بفرمایید بشینید

294
00:18:39,490 --> 00:18:40,570
‫خیلی‌خب

295
00:18:52,210 --> 00:18:53,210
‫مشکلی پیش اومده؟

296
00:18:54,340 --> 00:18:55,880
‫نه، نه. مشکلی نیست

297
00:18:56,800 --> 00:18:58,550
‫اومدم ملاقات یکی از بیمارهاتون

298
00:18:58,630 --> 00:18:59,890
‫داینا سینگلتون

299
00:19:00,430 --> 00:19:03,720
‫همون دختری که توی اون حادثه انفجار بود

300
00:19:04,930 --> 00:19:06,480
‫اینو بچه‌تون کشیده؟

301
00:19:07,100 --> 00:19:09,600
‫نه. نه، پسر کوچولوی دوستم این رو کشیده

302
00:19:11,400 --> 00:19:14,650
‫داینا رو با آمبولانس بردن
‫واسه همین گفتیم شاید آوردنش اینجا

303
00:19:14,730 --> 00:19:17,360
‫ما اجازه نداریم اطلاعات
‫مربوط به بیماران رو فاش کنیم

304
00:19:17,990 --> 00:19:20,570
‫خب الان اینجا بستریه؟ حالش خوبه؟

305
00:19:20,660 --> 00:19:22,200
‫من اطلاعی ندارم

306
00:19:22,950 --> 00:19:26,660
‫ببخشید اطلاعی ندارید یا اینجا نیاوردنش؟

307
00:19:27,660 --> 00:19:29,620
‫یا اینجا بستریه و شما نمی‌تونید
‫اطلاعاتی ازش بدین؟

308
00:19:30,580 --> 00:19:31,670
‫ببخشید، شما دقیقاً کی هستید؟

309
00:19:33,670 --> 00:19:35,340
‫شما دقیقاً کی هستی؟

310
00:19:35,420 --> 00:19:37,760
مسئول بخشی یا
‫باید با یکی دیگه صحبت کنم؟

311
00:19:37,840 --> 00:19:38,970
‫به نظرم باید تشریف ببرید، خانم

312
00:19:39,050 --> 00:19:42,050
‫چی؟ من فقط می‌خوام این کارت لامصب رو
‫به دست بچه برسونم

313
00:19:42,140 --> 00:19:43,470
‫خیلی‌خب. دیگه وقت رفتنه. خواهشاً بفرمایید

314
00:19:43,550 --> 00:19:44,720
‫باید از اینجا برید

315
00:19:47,520 --> 00:19:48,520
‫باشه

316
00:19:49,520 --> 00:19:50,560
‫یا خدا!

317
00:19:51,270 --> 00:19:53,360
‫در واقع خروجی از اینوره

318
00:19:56,230 --> 00:19:57,280
‫مرسی

319
00:20:02,200 --> 00:20:04,070
‫همین الان یه نفر داشت سراغش رو می‌گرفت

320
00:20:07,160 --> 00:20:08,370
‫- بله
‫- سلام

321
00:20:13,710 --> 00:20:15,170
‫در بسته می‌شود

322
00:20:17,130 --> 00:20:18,840
‫آسانسور پایین می‌رود

323
00:20:21,430 --> 00:20:23,010
‫طبقه سوم

324
00:20:23,090 --> 00:20:24,470
‫در باز می‌شود

325
00:20:27,850 --> 00:20:29,140
‫در بسته می‌شود

326
00:20:29,220 --> 00:20:30,230
‫تف...

327
00:20:31,270 --> 00:20:32,440
‫آسانسور پایین می‌رود

328
00:20:34,270 --> 00:20:35,770
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

329
00:20:37,110 --> 00:20:38,190
‫در باز می‌شود

330
00:20:42,240 --> 00:20:43,450
‫تو روحش

331
00:20:44,070 --> 00:20:45,410
‫سلام

332
00:20:46,780 --> 00:20:49,330
‫فکر می‌کردم همون دیشب برگشتید
‫کاتزولدز

333
00:20:50,040 --> 00:20:51,040
‫نه، نرفتیم

334
00:20:53,370 --> 00:20:54,750
‫همه‌چی مرتبه؟

335
00:20:54,830 --> 00:20:56,000
‫واقعاً جالبه ها

336
00:20:56,080 --> 00:20:57,790
‫من اصلاً به خودم اجازه نمی‌دادم فضولی کنم

337
00:20:57,880 --> 00:20:59,920
‫آخه شاید برای یه آزمایش زنانه اومده باشی

338
00:21:00,010 --> 00:21:03,510
‫آزمایش زنانه؟
‫من فقط حالت رو پرسیدم

339
00:21:03,590 --> 00:21:06,260
‫لطف داری. بله. حالم خوبه

340
00:21:08,760 --> 00:21:10,720
‫خودت درستش کردی؟

341
00:21:11,640 --> 00:21:15,100
‫جرارد، راستش پسر کوچولوی ویگوام
‫این رو برای داینا سینگلتون درست کرده

342
00:21:15,190 --> 00:21:17,690
‫کی؟ اسمش آشنا به نظر نمیاد

343
00:21:17,770 --> 00:21:21,610
‫بعد از انفجار یه بچه رو دیدیم
‫که توی پتوی قرمز پیچیده بودنش

344
00:21:22,690 --> 00:21:26,070
‫گفتم شاید آورده باشنش اینجا
‫ولی بخش اطفال جواب سربالا دادن

345
00:21:26,160 --> 00:21:28,990
‫خب من توی هیئت امنای بیمارستان آشنا دارم

346
00:21:29,080 --> 00:21:30,120
‫غافلگیر شدم

347
00:21:30,200 --> 00:21:33,870
‫و ببخشید ها ولی نمی‌تونن همین‌جور
‫بی‌حساب‌وکتاب به هر همسایه فضولی اطلاعات بدن

348
00:21:33,960 --> 00:21:38,000
‫من فقط می‌خواستم یه ذره حالِ یه بچه یتیم که
‫از انفجار جون سالم به در برده رو بهتر کنم

349
00:21:39,090 --> 00:21:41,760
‫شاید بد نباشه از آشناهات بپرسی
‫حالش خوبه یا نه

350
00:21:42,590 --> 00:21:44,300
‫و ممنون بابت شام

351
00:21:44,840 --> 00:21:46,090
‫دستپختت طوری بود که آدم
می‌تونست براش جون بده

352
00:21:46,930 --> 00:21:48,010
‫به معنی واقعی کلمه!

353
00:21:52,020 --> 00:21:54,270
‫دنی! از دیدنت خوشحالم

354
00:22:45,150 --> 00:22:49,320
‫پلیس کارش رو انجام داده
‫و با تحقیقات رسمی پرونده بسته میشه

355
00:22:49,410 --> 00:22:51,450
‫انصافاً هم بهش می‌خورده حادثه بوده باشه

356
00:22:52,160 --> 00:22:56,040
‫و مطمئنی که ساکنین محل
‫هم کاملاً آروم و قانع شدن؟

357
00:22:56,120 --> 00:22:57,830
‫همه‌چیز روی غلتکه

358
00:22:57,920 --> 00:23:01,170
‫به قول پیر پاتالای حوصله‌سربرِ این ساختمون

359
00:23:01,250 --> 00:23:02,960
‫- بله
‫- زیبا

360
00:23:03,840 --> 00:23:07,260
‫پس لازم نیست نگران این باشم
‫که خدمات اجتماعی

361
00:23:07,340 --> 00:23:10,220
‫کله‌ی وگانشون رو بکنن تو قضیه؟

362
00:23:10,300 --> 00:23:12,140
‫خیلی خوب بود قربان

363
00:23:13,640 --> 00:23:14,770
‫- نه قربان
‫- نه

364
00:23:16,480 --> 00:23:20,690
‫یا شاید یه زن همسایه فضول
‫که دور و بر بیمارستان می‌پلکه؟

365
00:23:21,270 --> 00:23:23,400
‫الان با آشنام یه گپی زدم

366
00:23:25,900 --> 00:23:26,900
‫آره

367
00:23:27,530 --> 00:23:28,780
‫یه بررسی می‌کنم

368
00:23:29,570 --> 00:23:30,570
‫یه بررسی

369
00:23:32,200 --> 00:23:35,080
‫منظورم این نیست که
‫یه بپا بذاری براش، مالک

370
00:23:35,910 --> 00:23:40,330
‫پرونده‌ش رو می‌بندی دیگه، نه؟
‫هیچ رسانه‌ای ازش نگه

371
00:23:41,540 --> 00:23:43,710
‫نمی‌خوام وقتی دارم تخم‌مرغم رو می‌خورم
‫چیزی از این قضیه بخونم

372
00:23:43,790 --> 00:23:45,420
‫یه اطلاعیه مشورتی رسانه‌ای صادر می‌کنم قربان

373
00:23:45,500 --> 00:23:47,510
‫کل قضیه رو جمع می‌کنیم
‫قبل از اینکه بگین...

374
00:23:47,590 --> 00:23:49,220
‫- گمشو بیرون
‫- چشم قربان

375
00:23:52,640 --> 00:23:53,640
‫قربان...

376
00:23:54,850 --> 00:23:58,810
‫می‌خواین با خود بچهه چیکار کنیم قربان؟

377
00:23:58,890 --> 00:23:59,940
‫معلومه، جابه‌جاش کنین

378
00:24:00,020 --> 00:24:02,520
‫ولی هنوز برای بیرون اومدن حاضر نیست

379
00:24:02,600 --> 00:24:03,810
‫مگه کیکه؟

380
00:24:03,900 --> 00:24:06,690
‫اس‌ام‌او (پزشک ارشد) می‌خواد
‫تو آی‌سی‌یو تحت نظارت بمونه

381
00:24:06,780 --> 00:24:09,650
‫بابا به زبون آدمیزاد حرف بزن.
‫ما سرویس هوایی نیستیم که رمزی حرف می‌زنی

382
00:24:09,740 --> 00:24:11,110
‫استنشاق دود

383
00:24:11,200 --> 00:24:12,910
‫اساساً حالش خوبه

384
00:24:12,990 --> 00:24:15,200
‫- فقط...
‫- بهتره اساساً حالش خوب باشه

385
00:24:16,450 --> 00:24:19,870
‫چون وقتی یه مشت روانی بی‌عرضه
‫گوه می‌زنن تو یه عملیات محرمانه

386
00:24:19,960 --> 00:24:24,250
‫و بچه‌ها رو می‌فرستن هوا،
‫برای زندگی کوتاه و ازدست‌رفته‌ی

387
00:24:24,330 --> 00:24:26,250
‫اون بچه‌ها، سریال تلوزیونی می‌سازن

388
00:24:26,340 --> 00:24:28,630
‫پس میری به پزشک ارشد پرونده میگی

389
00:24:28,710 --> 00:24:33,760
‫که انگشتش رو از کونش بکشه بیرون
‫و برگه ترخیص رو امضا کنه

390
00:24:33,840 --> 00:24:37,220
‫شده با همون انگشتِ گوهیش امضا کنه

391
00:24:39,470 --> 00:24:40,480
‫بله قربان

392
00:24:42,900 --> 00:24:45,610
‫به اون روانی‌ای که آتیش رو درست کرده
‫هم هیچ ماموریتی ندین

393
00:24:45,690 --> 00:24:46,690
‫بله قربان

394
00:24:52,320 --> 00:24:54,200
‫...اغلب زن بوده

395
00:24:54,280 --> 00:24:58,040
‫در برنامه امروز، نقش زنان
‫در ادبیات رو بررسی می‌کنیم

396
00:24:58,120 --> 00:25:01,830
‫و این سوال رو مطرح می‌کنیم
‫که «آیا فقط پدرسالاری

397
00:25:01,910 --> 00:25:04,880
‫و زن‌ستیزی جامعه این امکان رو از زنان گرفته

398
00:25:04,960 --> 00:25:07,000
‫که هویت‌شون رو آزادانه ابراز کنن؟»

399
00:25:07,090 --> 00:25:10,130
‫یا ماهیت کلی تکانه‌ی خلاقانه‌ست

400
00:25:10,210 --> 00:25:14,430
‫که باعث میشه گمنام بودن
‫مترادف باشه با آزادی هنری؟

401
00:25:14,510 --> 00:25:19,060
‫آیا زنان قربانی بودند یا
‫داشتن یک خودِ دیگر، یک هویت دیگر

402
00:25:19,140 --> 00:25:21,390
‫به اونها آزادی می‌داد؟

403
00:25:21,480 --> 00:25:22,890
‫آیا ترند حال حاضر نویسندگان

404
00:25:22,980 --> 00:25:27,020
‫که نام‌های دوجنسیتی به کار می‌برن
‫یک کلک ادبیه؟

405
00:25:27,110 --> 00:25:29,400
‫یا دارن ازمون می‌خوان
‫خود مطلب رو قضاوت کنیم

406
00:25:29,480 --> 00:25:32,190
‫و پیش‌پنداره‌های خودمون درباره هویت
‫رو کنار بذاریم؟

407
00:25:32,860 --> 00:25:34,700
‫حرف از کلک شد

408
00:25:34,780 --> 00:25:37,820
‫نگاهی هم خواهیم داشت به مسئله‌ای که
‫به باور برخی زنان بزرگ‌ترین کلک دنیاست

409
00:25:37,910 --> 00:25:40,120
‫این ایده که زنان می‌تونن
‫همه‌چیز رو با هم داشته باشن

410
00:25:40,200 --> 00:25:42,580
‫کار، فرزند، و رابطه

411
00:25:44,290 --> 00:25:47,040
‫مصاحبه‌ای خواهم داشت با یک زن موفق...

412
00:25:53,090 --> 00:25:54,090
‫یالا

413
00:26:49,270 --> 00:26:52,820
‫چی؟ یعنی یه افسر رابط خانواده ندارین

414
00:26:52,900 --> 00:26:56,860
‫یا چه‌می‌دونم، یکی که باهاش
‫درباره داینا سینگلتون حرف بزنم؟

415
00:26:59,200 --> 00:27:02,660
‫این پرونده علامت‌دارـه خانم

416
00:27:03,240 --> 00:27:04,240
‫پرونده علامت‌‌دار چیه؟

417
00:27:04,330 --> 00:27:06,370
‫پاسخ ایشون رو من میدم گروهبان

418
00:27:07,250 --> 00:27:10,080
‫وایسا. تو سر صحنه انفجار بودی
‫و با جرارد اینچن حرف می‌زدی

419
00:27:10,170 --> 00:27:11,420
‫من با خیلی‌ها حرف می‌زنم

420
00:27:11,500 --> 00:27:13,550
‫آره، می‌خوام اینو برسونم به داینا سینگلتون

421
00:27:14,130 --> 00:27:15,550
‫دختری که تو انفجار خونه بوده

422
00:27:15,630 --> 00:27:18,680
‫همونی که کمد لباس جونش رو نجات داده

423
00:27:18,760 --> 00:27:20,720
‫کمکی ازم برنمیاد متأسفانه

424
00:27:21,470 --> 00:27:24,310
‫چیزی ازش تو سیستم نیست

425
00:27:26,640 --> 00:27:28,140
‫وایسا ببینم. چطور ممکنه؟

426
00:27:28,690 --> 00:27:31,020
‫ایشون گفت پرونده علامت‌داره.
‫یعنی چی؟

427
00:27:31,100 --> 00:27:33,110
‫یعنی برای امثال شما قدغنه

428
00:27:33,190 --> 00:27:35,780
‫- جانم؟
‫- سلامم رو به سردبیرت برسون

429
00:27:37,110 --> 00:27:39,820
‫نه. نه، نه، نه. من روزنامه‌نگار نیستم

430
00:27:39,910 --> 00:27:42,030
‫- یه آدم عادی‌ام
‫- آدم عادی؟ حتماً

431
00:27:42,120 --> 00:27:44,700
‫بهرحال قطعاً از اعضای خانواده نیستی.
‫شنیدی که...

432
00:27:44,790 --> 00:27:47,250
‫آره نیستم، چون کل خانواده‌ش مردن

433
00:27:49,290 --> 00:27:51,710
‫خبر دیگه‌ای از دزدیِ فروشگاه ورزشی نشد؟

434
00:27:51,790 --> 00:27:53,380
‫هنوز خبر جدیدی نرسیده قربان

435
00:27:53,460 --> 00:27:55,210
‫- ابله
‫- البته دو سه تا تماس دریافت کردیم

436
00:28:39,050 --> 00:28:40,050
‫خدایا

437
00:28:41,930 --> 00:28:42,930
‫شرمنده

438
00:28:43,751 --> 00:28:45,751
‫[ دفتر تحقیقات آکسفورد ]

439
00:29:11,120 --> 00:29:14,330
‫رفتی اون بازی‌های مسخره رو کردی
‫و پنجاه دلار پول خوراکی دادی

440
00:29:14,420 --> 00:29:15,880
‫آدم گشنه‌ش میشه خب

441
00:29:15,960 --> 00:29:18,090
‫تازه قبض برق اومده

442
00:29:18,170 --> 00:29:19,590
‫پول اونو از کجا بیاریم؟

443
00:29:19,670 --> 00:29:21,970
‫- با چیپس؟
‫- پولش رو جور می‌کنم

444
00:29:22,470 --> 00:29:24,800
‫پول این دو هفته کارت هم نگرفتی

445
00:29:24,890 --> 00:29:27,760
‫بهش میگن شغل جو.
‫بهش گفتی پولت رو بده؟

446
00:29:27,850 --> 00:29:30,850
‫باهاش قرار گذاشته بودم
‫که اگه نتیجه نداد هزینه نگیرم

447
00:29:30,930 --> 00:29:33,190
‫یعنی چی هزینه نگیرم؟

448
00:29:33,270 --> 00:29:36,060
‫- تو که وکیل نیستی
‫- آخه خیلی ناراحت بود

449
00:29:36,150 --> 00:29:37,980
‫دوباره باهاش حرف می‌زنم.
‫یه نامه براش می‌نویسم

450
00:29:38,070 --> 00:29:40,030
‫از دست تو جو!

451
00:29:42,440 --> 00:29:44,610
‫به به به. یه مشتری

452
00:29:45,700 --> 00:29:48,950
‫یا می‌خواستی بری پنیرفروشی
‫اشتباهی پیچیدی اینجا؟

453
00:29:49,450 --> 00:29:50,740
‫در باز بود

454
00:29:51,290 --> 00:29:52,660
‫دنبالِ...

455
00:29:54,960 --> 00:29:56,580
‫جوزف سیلورمن می‌گردم

456
00:29:56,670 --> 00:30:00,800
‫بذار حدس بزنم. یه شوهر داری
‫که یه منشی داره. نزدیکم؟

457
00:30:00,880 --> 00:30:03,380
‫نه. مگه قضیه منشی‌ها هنوز هست؟

458
00:30:04,170 --> 00:30:05,630
‫خیلی‌خب، منشی نیست

459
00:30:05,720 --> 00:30:07,680
‫دستیار شخصی، همون منشی ادایی

460
00:30:07,760 --> 00:30:10,930
‫بهت می‌خوره از اونا باشی
‫که شوهر هیزِ رسانه‌ای دارن

461
00:30:11,010 --> 00:30:12,430
‫اونا چه شکلی‌ان؟

462
00:30:12,520 --> 00:30:15,890
‫می‌دونی، چشم شهلا دارن
‫و درمونده‌ان

463
00:30:17,270 --> 00:30:18,810
‫خب خودتم عوضی بنظر میای

464
00:30:22,440 --> 00:30:23,490
‫بالاخره یکی منو فهمید

465
00:30:24,490 --> 00:30:26,280
‫سلام. من زویی بوئم هستم

466
00:30:27,990 --> 00:30:29,910
‫سارا ترافورد

467
00:30:33,700 --> 00:30:35,540
‫- سیگار نمی‌کشم
‫- منم نمی‌کشم

468
00:30:36,290 --> 00:30:38,750
‫فقط، می‌دونی...
‫دلم برای بند و بساطش تنگ شده

469
00:30:42,250 --> 00:30:46,090
‫خب، من نمی‌دونم چرا اومدم داخل.
‫دیگه بنظرم...

470
00:30:46,180 --> 00:30:49,140
‫به آژانس کارآگاهی محقر ما خوش اومدی

471
00:30:49,220 --> 00:30:54,060
‫نوجوون‌های فراری، ردیابی جی‌پی‌اس،
‫بررسی سابقه‌ی مالی، لاک‌پشت‌های گمشده

472
00:30:54,140 --> 00:30:56,100
‫- هر کاری می‌‌کنیم
‫- صحیح

473
00:30:56,190 --> 00:30:59,350
‫خب فقط اینا نیست...
‫گربه و ماشین هم پیدا می‌کنم

474
00:30:59,440 --> 00:31:01,270
‫- کلید
‫- افراد مفقودشده

475
00:31:06,400 --> 00:31:09,870
‫خودت کارهای خونه‌ت رو انجام میدی.
‫نقاشی هم می‌کنی

476
00:31:09,950 --> 00:31:12,740
‫انقدر کارآگاه‌بازی در نیار جو

477
00:31:12,830 --> 00:31:13,830
‫ای خدا

478
00:31:14,330 --> 00:31:16,250
‫فقط می‌خواد تو رو تحت تاثیر قرار بده سارا

479
00:31:16,330 --> 00:31:18,960
‫پس خودت چیکار می‌کنی زویی بوئم؟

480
00:31:19,790 --> 00:31:23,340
‫- همین کار رو، ولی بهتر
‫- خب اسمت روی در نیست

481
00:31:23,420 --> 00:31:25,880
‫نه، چون من دنبال تقلید از فیلیپ مارلو نمیرم

482
00:31:25,960 --> 00:31:28,130
‫- زن و شوهریم
‫- نه به اون صورت

483
00:31:29,010 --> 00:31:31,890
‫صحیح. پس تیمی کار نمی‌کنین؟

484
00:31:31,970 --> 00:31:33,470
‫نه اگه دست خودم باشه

485
00:31:33,560 --> 00:31:35,930
‫نگران نباش. جو خیلی خوب
‫به مشتری‌های خانم کمک می‌کنه

486
00:31:36,020 --> 00:31:37,480
‫هرچی چشم‌شهلاتر بهتر

487
00:31:38,310 --> 00:31:40,190
‫که خیلی هم خوبه،
‫چون من اصلاً توش خوب نیستم

488
00:31:40,270 --> 00:31:42,480
‫شراب سفید نمی‌خورم،
‫ارتباط عاطفی نمی‌گیرم

489
00:31:42,560 --> 00:31:45,320
‫و احتمالا خودم میرم به شوهر هیزه میدم

490
00:31:49,280 --> 00:31:51,700
‫حالا که کروئلا رفته توله‌سگ شکار کنه

491
00:31:51,780 --> 00:31:53,160
‫پایه‌ی قهوه هستی؟

492
00:31:53,240 --> 00:31:54,830
‫و یه شیرینی ویَنی

493
00:31:59,500 --> 00:32:01,460
‫پس رفتی کالج سنت مگدالا؟

494
00:32:02,080 --> 00:32:05,170
‫خواهرم هم اونجا درس خونده.
‫من تو اوریل بودم

495
00:32:05,250 --> 00:32:08,010
‫تو کارت خوب هستی حالا؟
‫چون همسرت خیلی کوبیدت

496
00:32:08,090 --> 00:32:09,930
‫محبتش رو اینطور نشون میده

497
00:32:11,390 --> 00:32:12,390
‫دروغ نمیگم

498
00:32:12,470 --> 00:32:14,260
‫من فیلیپ مارلو نیستم

499
00:32:15,010 --> 00:32:16,010
‫ولی کیه که باشه؟

500
00:32:16,600 --> 00:32:18,270
‫خب، هیچکس. چون خیالیه

501
00:32:18,810 --> 00:32:20,770
‫اینم هست

502
00:32:20,850 --> 00:32:24,230
‫گفتم که شوهرهای ولگرد
‫تخصص من هستن؟

503
00:32:24,310 --> 00:32:27,690
‫آره. بخصوص اگه زنشون چشم‌چی باشه؟
‫چشم‌شهلا؟

504
00:32:29,190 --> 00:32:31,950
‫محض اطلاعت،
‫من آزارگر جنسی نیستم خانم ترافورد

505
00:32:32,450 --> 00:32:34,830
‫البته می‌فهمم که جمله‌ی
‫«من آزارگر جنسی نیستم»

506
00:32:34,910 --> 00:32:36,990
‫دقیقا می‌تونه بلوف یه آزارگر جنسی...

507
00:32:37,080 --> 00:32:38,700
‫می‌تونیم انقدر نگیم آزارگر جنسی

508
00:32:40,750 --> 00:32:43,170
‫پس یه پروژه حدوداً چقدر طول می‌کشه؟

509
00:32:43,250 --> 00:32:45,420
‫خب هنوز نگفتی کار چی هست

510
00:32:46,340 --> 00:32:47,340
‫خب...

511
00:32:48,840 --> 00:32:50,010
‫می‌خوام یه نفر رو پیدا کنم

512
00:32:50,090 --> 00:32:51,550
‫اینو می‌تونم

513
00:32:51,630 --> 00:32:54,090
‫اتفاقاً کاملا مفقود شدن خیلی دشواره

514
00:32:54,180 --> 00:32:56,760
‫ردت تو اینترنت هست،
‫هرجا میری دوربین هست

515
00:32:56,850 --> 00:32:59,470
‫باید متخصص باشی تا کاملا ناپدید بشی

516
00:33:00,060 --> 00:33:01,230
‫باشه

517
00:33:03,350 --> 00:33:06,440
‫دنبال یه دختر پنج‌ساله می‌گردم

518
00:33:07,320 --> 00:33:09,280
‫اسمش داینا سینگلتونـه

519
00:33:10,240 --> 00:33:12,820
‫و فکر می‌کنم عمداً حذفش کردن

520
00:33:12,910 --> 00:33:13,910
‫حذف کردن؟

521
00:33:13,990 --> 00:33:16,450
‫خب، از پوشش خبری خارج شده

522
00:33:17,160 --> 00:33:18,370
‫انفجار گاز...

523
00:33:19,120 --> 00:33:21,910
‫و یکی از پرستارهای بیمارستان
‫بدجور عصبانی بود

524
00:33:22,000 --> 00:33:24,250
‫البته که عصبانیه.
‫برای خدمات ملی بهداشت کار می‌کنه

525
00:33:24,330 --> 00:33:28,420
‫نه. وقتی عصبانی شد که ازش سراغ
‫دختره رو گرفتم. انگار یه چیزی رو قایم می‌کرد

526
00:33:30,130 --> 00:33:32,380
‫یه تاجر مشکوک هم به اسم جرارد اینچن هست

527
00:33:32,470 --> 00:33:34,470
‫که اصلا بهش اعتماد ندارم

528
00:33:34,550 --> 00:33:38,680
‫شاید از دید عموم «حذف شده»

529
00:33:38,760 --> 00:33:43,140
‫و توسط یه شرکت مطبوعاتی
‫به یه موسسه خصوصی منتقل شده

530
00:33:43,230 --> 00:33:45,900
‫که پول درمانش رو هم میدن
‫و سر فرصت ازش عکس می‌گیرن

531
00:33:45,980 --> 00:33:47,610
‫پنج سالشه

532
00:33:48,690 --> 00:33:50,320
‫پلیس هم همه‌چی رو محدود کرده

533
00:33:50,820 --> 00:33:54,660
‫تو اداره پلیس بهم گفتن
‫پرونده‌ش علامت‌دار شده

534
00:33:54,740 --> 00:33:56,160
‫حالا نمی‌دونم یعنی چی

535
00:33:56,240 --> 00:33:57,780
‫یعنی پرونده محرمانه‌ست

536
00:33:59,950 --> 00:34:02,370
‫ارتباطت با داینا سینگلتون چیه؟

537
00:34:02,450 --> 00:34:05,080
‫- دوست بچه‌هاته؟
‫- نه، من بچه ندارم

538
00:34:06,920 --> 00:34:08,130
‫دوستم اونو می‌شناسه

539
00:34:09,670 --> 00:34:12,460
‫خب... پدر و مادرش مردن.
‫هیچکس رو نداره

540
00:34:14,340 --> 00:34:16,010
‫ارتباط واقعیت باهاش چیه؟

541
00:34:24,980 --> 00:34:27,100
‫روز انفجار دیدمش و...

542
00:34:27,600 --> 00:34:29,150
‫از اون بچه‌هایی بود که
‫دوست داری داشته باشی؟

543
00:34:29,230 --> 00:34:31,070
‫نه، از اون بچه‌هایی بود که خودم بودم

544
00:34:51,550 --> 00:34:53,380
‫- سلام
‫- سلام سارا

545
00:35:19,070 --> 00:35:21,370
‫خبر جدید. فضول بیخیال نشده

546
00:35:22,160 --> 00:35:25,160
‫مثل آلیس در سرزمین اشتباهات
‫داره سرش رو می‌کنه تو سوراخ‌های مختلف

547
00:35:25,250 --> 00:35:27,120
‫حالا هم تیپ نور رو آورده تو کار

548
00:35:27,620 --> 00:35:31,960
‫واقعا این استعار‌ه‌های جورواجورت
‫رو نمی‌فهمم ایماس

549
00:35:32,040 --> 00:35:34,840
‫آدمی که گذاشتم بپادش
‫میگه این خانم ترافورد

550
00:35:34,920 --> 00:35:38,180
‫- یه کارآگاه خصوصی محلی گرفته
‫- ای ریدم بهش

551
00:35:39,680 --> 00:35:44,970
‫خیلی‌خب، تا هدف قهرمان‌بازی درنیاورده
‫باید بچه رو از اونجا خارج کنیم

552
00:35:45,810 --> 00:35:48,690
‫بیا این قضیه رو جمعش کنیم

553
00:35:50,230 --> 00:35:51,940
‫ببخشید، الان منو توجیه کردی؟

554
00:35:52,860 --> 00:35:56,110
‫چون با کمال احترام میگم، همستر

555
00:35:56,190 --> 00:35:59,320
‫هر طور عشقم بکشه این قضیه رو حل می‌کنم

556
00:36:07,540 --> 00:36:09,620
‫بیا. اینو بگیر و پایین رو خالی کن

557
00:36:09,710 --> 00:36:11,380
‫- خیلی‌خب
‫- زود میام

558
00:36:14,210 --> 00:36:17,710
‫خانم؟ تموم شد. می‌خواین نگاه بندازین؟

559
00:36:37,110 --> 00:36:38,110
‫خوبین؟

560
00:36:40,450 --> 00:36:42,360
‫نگران نباشین. محکمه

561
00:37:03,910 --> 00:37:05,910
‫[ تقدیم به پسر محبوبم
‫از طرف مادر محبوبت ]

562
00:37:06,600 --> 00:37:07,810
‫ممنون مامان

563
00:37:09,560 --> 00:37:10,730
‫بیست

564
00:37:19,070 --> 00:37:21,490
‫- این چیه؟
‫- دارم شلوارم رو اتو می‌کنم

565
00:37:21,570 --> 00:37:24,490
‫بخاطر من لازم نیست به خودت برسی

566
00:37:24,570 --> 00:37:26,450
‫به چروک بودنت عادت کردم

567
00:37:27,030 --> 00:37:29,490
‫دارم میرم بیرون یه مشروب بخورم

568
00:37:31,250 --> 00:37:32,250
‫تو مشروب نمی‌خوری

569
00:37:33,000 --> 00:37:35,130
‫بدم نمیاد گاهی یه پیک بخورم

570
00:37:37,000 --> 00:37:40,010
‫پس تصمیم گرفتی دوش سنتیِ
‫داخل خونه رو بذاری کنار؟

571
00:37:40,090 --> 00:37:42,670
‫آره. چون آب سنتی قطع شده

572
00:37:42,760 --> 00:37:45,970
‫نامه دادن که بخاطر عدم پرداخت
‫آبمون قطع شده

573
00:37:47,600 --> 00:37:50,180
‫فکر کردم اون رو درستش کردم

574
00:37:50,270 --> 00:37:52,980
‫آره، کردی. درست کردیش پشت کاناپه،
‫پیش بقیه قبض‌های پرداخت‌نشده

575
00:37:53,060 --> 00:37:54,480
‫اینو نزن به صورتت

576
00:37:57,270 --> 00:37:58,650
‫بیا اینجا توله‌سگ

577
00:38:05,570 --> 00:38:07,870
‫خبر خوب اینه که حساب کتاب‌ها
‫رو سر و سامون دادم

578
00:38:07,950 --> 00:38:09,280
‫جدی؟ عالیه

579
00:38:10,040 --> 00:38:14,080
‫یعنی اون خانم سارا ترافورد
‫رو انداختی بیرون؟

580
00:38:14,160 --> 00:38:17,000
‫یا بازم قرار گذاشتی که
‫بدون گرفتن نتیجه پول نگیری؟

581
00:38:20,170 --> 00:38:22,840
‫شبیه بامبی بعد از تیر خوردن مامانش شدی

582
00:38:22,920 --> 00:38:25,880
‫ولی جدی، به بی‌عرضگیت عادت دارم،
‫ولی دروغ گفتن دیگه جدیده

583
00:38:25,970 --> 00:38:28,850
‫ببخشید، فقط می‌خوام
‫یه جای دیگه رو خوب بگردم

584
00:38:28,930 --> 00:38:31,220
‫خیلی دلم می‌خواد بپرسم
‫اون جای دیگه تو کونته یا نه

585
00:38:31,310 --> 00:38:33,640
‫اگه قضیه انفجار گازه

586
00:38:33,730 --> 00:38:37,230
‫همه مسیرهای بدیهی تحقیق رو دنبال کردی دیگه؟

587
00:38:37,770 --> 00:38:40,860
‫برای همین میرم بار.
‫از پرستارها یه آمار بگیرم

588
00:38:40,940 --> 00:38:42,730
‫این چقدر هزینه داره برامون؟

589
00:38:42,820 --> 00:38:48,570
‫چرا نمی‌تونی به جای نتیجه
‫دنبال علت‌ها باشی جوزف؟

590
00:38:49,450 --> 00:38:51,700
‫وقتی جوزف صدام می‌کنی
‫دقیقا مثل مامانم میشی

591
00:38:51,790 --> 00:38:54,000
‫خب بعضی وقتا حس می‌کنم مامانتم

592
00:38:54,580 --> 00:38:57,120
‫حس می‌کنم میام مهد ریدمان‌ها دنبالت

593
00:39:03,670 --> 00:39:05,880
‫شاید تو بار اطلاعات خوبی گیرت بیاد

594
00:39:05,970 --> 00:39:07,800
‫ولی شاید ارزشش رو داشته باشه که بری

595
00:39:07,890 --> 00:39:10,140
‫اون خونه‌ی منفجرشده
‫یا همون «صحنه جرم» رو بررسی کنی

596
00:39:11,050 --> 00:39:13,720
‫من بودم از اونجا شروع می‌کردم.
‫از قربانی‌ها

597
00:39:13,810 --> 00:39:15,680
‫قربانی. فقط یه دونه هست

598
00:39:17,310 --> 00:39:19,150
‫لطفا نگو دیگه داری حرفای روزنامه‌ها

599
00:39:19,230 --> 00:39:20,810
‫رو هم باور می‌کنی

600
00:39:22,940 --> 00:39:24,740
‫میشه بپرسم امشب کجا داری میری؟

601
00:39:26,490 --> 00:39:27,490
‫می‌تونی بپرسی

602
00:39:30,450 --> 00:39:31,450
‫بوس خدافظی؟

603
00:40:04,820 --> 00:40:07,070
‫- نه. بیا بشین لطفا
‫- سرم شلوغه

604
00:40:07,150 --> 00:40:09,860
‫باور کن، فرصت معرکه‌ایه

605
00:40:09,950 --> 00:40:12,490
‫متأسفم ترافورد،
‫ولی الان وقت خوبی نیست

606
00:40:12,570 --> 00:40:16,540
‫بذار این اعداد رو نگاه بندازم
‫و پیشنهاد رو اصلاح کنم

607
00:40:16,620 --> 00:40:19,500
‫می‌تونم... با تیمم صحبت می‌کنم.
‫بنظرم دیگه...

608
00:40:19,580 --> 00:40:22,630
‫سارا. یه سر اومدم پالتوم رو بردارم

609
00:40:23,420 --> 00:40:25,000
‫بعد از انفجار اینجا جاش گذاشته بود

610
00:40:27,630 --> 00:40:31,640
‫چطوره همه یه گیلاس از
‫این شراب ناب قرمز بنوشیم؟

611
00:40:31,720 --> 00:40:35,680
‫من نمی‌خوام مرسی. باید رانندگی کنم.
‫ولی اگه پالتوم رو بدی ممنون میشم

612
00:40:37,020 --> 00:40:39,020
‫- آره
‫- و شال پائولا

613
00:40:41,480 --> 00:40:44,190
‫تو اتاق مطالعه‌ست.
‫بعد از انفجار همه‌چی رو جابه‌جا کردم

614
00:40:46,860 --> 00:40:48,240
‫درسته، آره

615
00:40:48,320 --> 00:40:50,650
‫- آره
‫- عه... یه لحظه

616
00:40:54,830 --> 00:40:57,290
‫خب، جوابی از رفقای کله‌گنده‌ت

617
00:40:57,370 --> 00:40:59,750
‫توی بیمارستان گرفتی؟

618
00:40:59,830 --> 00:41:01,620
‫یا می‌خوای بازم سرم رو شیره بمالی؟

619
00:41:01,710 --> 00:41:02,960
‫بچه حالش خوبه

620
00:41:03,040 --> 00:41:05,340
‫چند روز دیگه هم تو آی‌سی‌یو نگهش می‌دارن

621
00:41:05,420 --> 00:41:07,670
‫آی‌سی‌یو، چرا؟
‫چی شده؟

622
00:41:08,300 --> 00:41:10,510
‫استنشاق دود، لابد

623
00:41:11,470 --> 00:41:12,720
‫وقتی اجازه ترخیص بگیره

624
00:41:12,800 --> 00:41:16,350
‫می‌سپرنش به نهادهای مربوطه

625
00:41:17,310 --> 00:41:18,310
‫باشه

626
00:41:18,390 --> 00:41:19,980
‫معما حل شد خانم مارپل؟

627
00:41:23,060 --> 00:41:26,270
‫نه، آخه اگه جریان انقدر ساده و بی‌شیله‌پیله‌ست

628
00:41:27,230 --> 00:41:30,150
‫چرا پلیس گفت پرونده علامت‌داره؟

629
00:41:30,940 --> 00:41:31,950
‫رفتی سراغ پلیس؟

630
00:41:32,030 --> 00:41:34,780
‫چرا یه بیانیه مطبوعاتی نمیدن بگن حالش خوبه؟

631
00:41:35,450 --> 00:41:37,030
‫دارن چی رو قایم می‌کنن جرارد؟

632
00:41:38,580 --> 00:41:40,700
‫اونا؟ به ما بگن؟

633
00:41:41,250 --> 00:41:44,290
‫به تو و دوستای کلاه فویلی‌ـت بگن؟

634
00:41:45,920 --> 00:41:47,460
‫بسپرش به اینکاره‌ش

635
00:41:48,630 --> 00:41:51,010
‫روی مشکلات خودت تمرکز کن، خب؟

636
00:41:53,930 --> 00:41:55,930
‫جستجوی پالتو چطور پیش میره ترافورد؟

637
00:41:56,430 --> 00:41:58,640
‫یه راهنمایی می‌کنم،
‫مال من اون گرونه‌ست

638
00:41:59,640 --> 00:42:01,480
‫آره. الان میام!

639
00:42:01,560 --> 00:42:02,850
‫شوهرت کمک نیاز داره

640
00:42:04,520 --> 00:42:05,520
‫باشه جرارد

641
00:42:06,150 --> 00:42:07,940
‫منظورم فقط الان نیست سارا

642
00:42:11,190 --> 00:42:13,900
‫وارد آب‌های پر از کوسه شده

643
00:42:13,990 --> 00:42:15,530
‫و هیچ قایق نجاتی براش نیست

644
00:42:18,780 --> 00:42:21,200
‫عجب لباس‌هایی داری جرارد

645
00:42:21,830 --> 00:42:25,750
‫باید... منو به خیاطت معرفی کنی

646
00:42:28,880 --> 00:42:29,880
‫یه...

647
00:42:31,340 --> 00:42:33,470
‫- کیر توش
‫- مارک، خوبی؟

648
00:42:37,010 --> 00:42:38,010
‫مارک

649
00:42:39,350 --> 00:42:41,600
‫فکر کنم جرارد داره
‫دلسرد میشه نسبت به سرمایه‌گذاری

650
00:42:46,900 --> 00:42:48,650
‫لعنتی. شال پائولا

651
00:42:51,650 --> 00:42:54,780
‫جرارد! جرارد! شال!

652
00:43:05,330 --> 00:43:06,540
‫ببخشید

653
00:43:08,380 --> 00:43:09,380
‫سلام

654
00:43:11,250 --> 00:43:12,800
‫ببخشید

655
00:43:15,510 --> 00:43:19,680
‫شرمنده. نمی‌خوام جنسیت‌گرا،
‫قدگرا یا هرچیزدیگه‌‌‌ای‌گرا بنظر بیام

656
00:43:19,760 --> 00:43:22,180
‫ولی می‌خواین به جاتون سفارش بدم؟

657
00:43:23,140 --> 00:43:25,310
‫- بله. ودکا تونیک لطفا
‫- باشه

658
00:43:25,390 --> 00:43:27,190
‫- ودکا تونیک. مرسی
‫- حتما

659
00:43:28,480 --> 00:43:29,480
‫عالیه

660
00:43:30,770 --> 00:43:34,690
‫کاری که شماها می‌کنین،
‫با زخم و پاندمی و کمبود سروکله می‌زنین

661
00:43:34,780 --> 00:43:36,070
‫همه لایق مدال هستین

662
00:43:37,200 --> 00:43:41,660
‫نه فقط چند تا آدم مثلاً دلسوز از طبقه متوسط
‫که با قابلمه‌های لوکس‌شون براتون کف بزنن

663
00:43:42,740 --> 00:43:46,250
‫اصلا، می‌تونم یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟

664
00:43:46,750 --> 00:43:48,000
‫مرسی

665
00:43:48,920 --> 00:43:52,590
‫بچه‌ها! این آقا می‌خواد
‫نوشیدنی مهمونمون کنه

666
00:43:56,510 --> 00:44:01,220
‫متوجه هستی که کار من باعث میشه
‫تو بتونی کارت رو بکنی؟

667
00:44:02,350 --> 00:44:05,430
‫باشه. فقط میگم اگه کارت مجبورمون می‌کنه

668
00:44:05,520 --> 00:44:08,520
‫از جرارد اینچن گدایی کنیم،
‫ارزشش رو نداره

669
00:44:16,940 --> 00:44:17,950
‫مارک...

670
00:44:26,580 --> 00:44:27,580
‫جو

671
00:44:28,160 --> 00:44:31,080
‫کارکنان بیمارستان تأیید کردن
‫که اون دختربچه اونجاست

672
00:44:31,170 --> 00:44:33,880
‫آره، توی آی‌سی‌یوئه
‫ولی حالش خوبه

673
00:44:33,960 --> 00:44:36,090
‫و منم باید سرم تو کار خودم باشه

674
00:44:36,170 --> 00:44:39,840
‫آره، جرارد اینچن با همون حالت
‫تحقیرآمیز همیشگیش بهم گفت

675
00:44:39,930 --> 00:44:43,930
‫یکی برگه ترخیصش رو امضا کرده
‫و به پرستار گفته ساک بچه رو جمع کنه

676
00:44:44,010 --> 00:44:45,350
‫هیچکس نمی‌دونه قراره کجا بره

677
00:44:45,430 --> 00:44:48,640
‫همه میگن الان آمادگیش رو نداره،
‫ولی امشب قراره جابه‌جاش کنن

678
00:44:48,730 --> 00:44:50,060
‫تف بهش جو. باشه

679
00:45:02,540 --> 00:45:04,540
‫[ رفتم خونه ویگوام‌ ]

680
00:45:58,460 --> 00:45:59,460
‫شرمنده

681
00:46:05,010 --> 00:46:06,050
‫سلام

682
00:46:15,850 --> 00:46:18,610
‫- مراقبت‌های ویژه کجاست؟ اضطراریه
‫- خیلی‌خب. از اون در برو

683
00:46:18,690 --> 00:46:21,780
‫- اون بالا، تابلوهاش رو می‌بینی
‫- ای خدا

684
00:46:25,990 --> 00:46:27,120
‫در باز می‌شود

685
00:46:31,450 --> 00:46:32,790
‫در بسته می‌شود

686
00:46:35,120 --> 00:46:36,120
‫ببخشید

687
00:46:52,980 --> 00:46:54,640
‫کارم اضطراریه!
‫باید بیام اون تو‍! لطفا!

688
00:46:54,730 --> 00:46:56,060
‫- باید داینا سینگلتون رو ببینم
‫- ملاقات ممنوعه

689
00:46:56,140 --> 00:46:57,900
‫بذارین بیام تو.
‫یکی می‌خواد ببرتش!

690
00:46:57,980 --> 00:46:59,440
‫- ببخشید
‫- باز کنین!

691
00:47:07,280 --> 00:47:09,490
‫توجه. آژیر حریق فعال شده

692
00:47:12,790 --> 00:47:15,540
‫همه بیرون! همه بیرون!

693
00:47:22,130 --> 00:47:24,090
‫برای ایمنی خودتونه. لطفا

694
00:47:24,170 --> 00:47:26,510
‫- داینا سینگلتون اینجاست؟
‫- الان نه خانم. مورد اضطراریه

695
00:47:27,680 --> 00:47:28,720
‫داینا!

696
00:47:31,010 --> 00:47:33,140
‫داینا؟ ببخشید

697
00:47:35,680 --> 00:47:36,980
‫هی، هی، هی

698
00:47:48,200 --> 00:47:49,200
‫بریم

699
00:47:56,210 --> 00:47:57,210
‫خیلی‌خب داینا

700
00:47:58,170 --> 00:47:59,500
‫داینا. بیدار شو عزیزم

701
00:48:01,210 --> 00:48:02,210
‫داینا!

702
00:48:03,130 --> 00:48:04,340
‫لطفا نایستید

703
00:48:05,590 --> 00:48:08,840
‫وارد پارکینگ بشید
‫و به محل تخلیه برید لطفا

704
00:48:48,880 --> 00:48:50,010
‫وایسا!

705
00:48:52,140 --> 00:48:53,260
‫گوه توش

706
00:49:03,020 --> 00:49:04,900
‫تو واسه کی کار می‌کنی جرارد؟
‫بچه کجاست؟

707
00:49:04,980 --> 00:49:07,070
‫سارا، بسه. بس کن

708
00:49:08,610 --> 00:49:11,700
‫بچه‌ای که برای من مهمه
‫بچه‌‌ایه که امروز از دست دادیم

709
00:49:15,660 --> 00:49:16,830
‫برای همین اینجا بودم

710
00:49:57,910 --> 00:50:00,120
‫جو؟ لعنتی

711
00:50:00,200 --> 00:50:03,080
‫حق با تو بود. بردنش.
‫دیگه بردنش

712
00:50:03,104 --> 00:50:13,104
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

713
00:50:13,128 --> 00:50:23,128
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

