﻿1
00:00:01,231 --> 00:00:04,984
<i>‫اگه عمر کافی داشته باشی، زمان می‌تونه یک سلاح باشه</i>

2
00:00:06,861 --> 00:00:11,698
<i>‫چرخه‌های ثابت خواب انجمادی
‫من رو برای بیش از سه قرن زنده نگه داشتن،</i>

3
00:00:11,699 --> 00:00:14,868
<i>‫و در زمان من، رشدِ بنیاد و سقوط امپراتوری رو</i>

4
00:00:14,869 --> 00:00:18,789
<i>‫سریعتر از چیزی که هرکسی می‌تونست پیشبینی کنه، دیدم</i>

5
00:00:18,790 --> 00:00:20,625
<i>‫به جز هری سلدون</i>

6
00:00:21,626 --> 00:00:25,462
<i>‫از بحران دوم ۱۵۲ سال گذشته</i>

7
00:00:25,463 --> 00:00:30,801
<i>‫بنیاد حالا تمام ناحیه بیرونی رو به دست گرفته
‫و داره به نوار میانی فشار میاره،</i>

8
00:00:30,802 --> 00:00:34,513
<i>‫رشته‌ای از سیاره‌های مستقل که قبلاً تحت مالکیت امپراتوری بودن</i>

9
00:00:34,514 --> 00:00:37,266
{\an8}<i>‫مهم‌ترینـشون کالگان‌ـه</i>

10
00:00:37,290 --> 00:00:38,290
[کالگان]

11
00:00:38,314 --> 00:00:39,314
[در حاشیه‌های پیرامون]

12
00:00:37,267 --> 00:00:38,518
{\an8}<i>‫سیاره لذت</i>

13
00:00:44,566 --> 00:00:48,402
<i>‫امپراتوری و بنیاد هر دو می‌دونن
‫که اگه کالگان رو کنترل کنن،</i>

14
00:00:48,403 --> 00:00:52,740
<i>‫بقیه نوار میانی به دنبالـش هستن و کهکشان می‌تونه مال اون‌ها باشه</i>

15
00:00:53,825 --> 00:00:55,784
<i>‫ولی یکی دیگه هم این رو می‌دونه</i>

16
00:00:55,785 --> 00:00:58,454
<i>‫کسی که سالیان سال تو خواب‌های من بوده</i>

17
00:01:00,915 --> 00:01:03,418
<i>‫و به محض اینکه میول خودش رو نشون بده،</i>

18
00:01:04,168 --> 00:01:07,046
<i>‫هیچی دیگه مثل قبل نخواهد شد</i>

19
00:01:19,893 --> 00:01:21,144
‫روی رادار چیزی نیست؟

20
00:01:22,103 --> 00:01:23,562
‫ردهای جاذبه‌ای؟

21
00:01:23,563 --> 00:01:27,274
‫در حال حاضر خیر، قربان.
‫هیچ وسیله نقلیه ثبت‌نشده‌ای در مدار نیست

22
00:01:27,275 --> 00:01:30,278
‫حرومزاده گفت هشت زنگوله

23
00:01:31,529 --> 00:01:34,032
‫هشت زنگوله وگرنه توله‌سگ می‌میره

24
00:01:37,577 --> 00:01:38,912
‫کجاست؟

25
00:01:47,253 --> 00:01:48,546
‫تصنیفشـه

26
00:01:49,214 --> 00:01:50,798
‫یه دلقک گفت اومدنش رو اعلام می‌کنه

27
00:01:51,883 --> 00:01:53,218
‫رو مخمـه

28
00:01:55,595 --> 00:01:57,096
‫موجود زنده. پیاده

29
00:01:57,597 --> 00:01:58,598
‫تنهاست؟

30
00:01:59,182 --> 00:02:00,558
‫و غیرمسلح

31
00:02:28,878 --> 00:02:30,255
‫آرشیدوک بلاریون

32
00:02:31,214 --> 00:02:32,465
‫میول تویی؟

33
00:02:33,508 --> 00:02:34,509
‫آره

34
00:02:35,009 --> 00:02:36,469
‫لقب عجیبیـه

35
00:02:37,720 --> 00:02:39,722
‫خب، والدینم می‌گفتن بچه تخسی‌ام

36
00:02:40,640 --> 00:02:41,683
‫دختر من کجاست؟

37
00:02:42,183 --> 00:02:44,269
‫فسقلیت جاش کاملاً امنه

38
00:02:45,603 --> 00:02:47,688
‫وقتی من به خواسته‌ام برسم آزاد می‌شه

39
00:02:47,689 --> 00:02:49,566
‫بگو چه غرامتی می‌خوای

40
00:02:50,191 --> 00:02:51,276
‫کالگان رو تحویل بده

41
00:02:52,318 --> 00:02:54,112
‫ارتش و خزانه‌اش رو

42
00:02:54,654 --> 00:02:56,656
‫من رو به عنوان فرمانده کل‌قوای جدید منصوب کن

43
00:02:58,491 --> 00:03:03,453
‫خب، کالگان یه ایالت میانی مستقل

44
00:03:03,454 --> 00:03:05,874
‫بین پادشاهی و بنیاده

45
00:03:06,457 --> 00:03:09,168
‫هر تخطی‌ای، حتی از جانب یک راهزن،

46
00:03:09,711 --> 00:03:12,255
‫منجر به پاسخ ارتشی از هر دو طرف می‌شه

47
00:03:12,964 --> 00:03:13,965
‫بله، خب...

48
00:03:15,717 --> 00:03:19,804
‫من قصد دارم پادشاهی رو به همراه بنیاد ببلعم

49
00:03:20,930 --> 00:03:25,977
‫ببین، من اشتهای خیلی زیادی دارم...

50
00:03:27,478 --> 00:03:29,814
‫که فقط یه کهکشان می‌تونن سیرش کنه

51
00:03:30,356 --> 00:03:32,942
‫تو هم احمق بودی که بدون ارتش اومدی

52
00:03:34,277 --> 00:03:35,695
‫من به ارتش نیاز ندارم

53
00:03:37,197 --> 00:03:38,698
‫آخه می‌دونی، من یه استعدادهایی دارم

54
00:03:43,912 --> 00:03:45,079
‫می‌تونم مردم رو وادار کنم

55
00:03:46,164 --> 00:03:48,750
‫می‌تونم یه جوری وارد ذهن مردم بشم

56
00:03:49,375 --> 00:03:54,589
‫دشمن رو به متحد تبدیل کنم،
‫نفرت رو به عشق

57
00:04:00,803 --> 00:04:01,930
‫مثلاً سفینه فرماندهیت

58
00:04:03,932 --> 00:04:06,684
‫دارم یه فکری رو توی ذهن فرمانده تیپِ هواییت می‌اندازم

59
00:04:08,686 --> 00:04:15,235
‫داره فکر می‌کنه که «هی، چرا به سفینه‌های خودی شلیک نکنم؟»

60
00:04:17,237 --> 00:04:20,698
‫بعدش توصیه می‌کنم تک‌تک کاپیتان‌های
‫دیگر سفینه‌ها هم همین کار رو بکنن

61
00:04:21,491 --> 00:04:22,784
‫شلوغ‌کاری نداره،

62
00:04:23,993 --> 00:04:27,288
‫فقط یه هُلِ کوچولو میدم

63
00:04:27,312 --> 00:04:37,312
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

64
00:04:44,180 --> 00:04:45,681
‫بکشش. بهش شلیک کن مرد

65
00:04:45,682 --> 00:04:47,140
‫به پرسنل هوایی‌تون نفوذ کردم

66
00:04:47,141 --> 00:04:49,769
‫فکر می‌کنی به پیاده‌نظامـتون نکردم؟

67
00:05:20,133 --> 00:05:21,759
‫تو نمی‌خوای اون کار رو بکنی، بلاریون

68
00:05:25,179 --> 00:05:26,180
‫تو عاشقمـی

69
00:05:27,473 --> 00:05:33,313
‫هیچی تو رو از این خوشحال‌تر نمی‌کنه
‫که من رو ارباب جدید کالگان کنی

70
00:05:36,316 --> 00:05:38,067
‫ولی اول به انگشتر مُهرت نیاز دارم

71
00:05:53,958 --> 00:05:55,835
‫لطفاً زحمتش رو بکش

72
00:06:28,284 --> 00:06:29,327
‫خوشم اومد ازش

73
00:06:33,289 --> 00:06:34,582
‫حالا می‌تونی به خودت شلیک کنی

74
00:06:35,500 --> 00:06:36,626
‫شلوغ‌کاری نکنی

75
00:06:38,503 --> 00:06:40,296
‫و البته هر وقت صلاح دونستی

76
00:06:40,320 --> 00:06:50,320
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

77
00:08:05,000 --> 00:08:10,000
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت اول »

78
00:08:18,144 --> 00:08:22,439
<i>‫بعد از اینکه امپراتوری
‫کنترل اسپیسرها رو در بحران دوم از دست داد،</i>

79
00:08:20,463 --> 00:08:21,463
{\an8}‫[دروازه پَرِش پراسپرو]

80
00:08:22,440 --> 00:08:26,027
<i>‫مجبور شدن از دروازه‌های پرش استفاده کنن
‫تا در کهکشان سفر کنن،</i>

81
00:08:26,778 --> 00:08:30,698
<i>‫که کُره‌ی نفوذشون رو کُند
‫و زوالـشون رو تسریع کرده</i>

82
00:08:32,659 --> 00:08:36,203
<i>‫سلسله کلیانی دیگه فرمانده ستاره‌ها نیست،</i>

83
00:08:36,204 --> 00:08:38,373
<i>‫یا حتی فرمانده شورای کهکشانی خودشون</i>

84
00:08:39,707 --> 00:08:43,461
<i>‫از مرکز قدرت دور و دورتر شدن</i>

85
00:08:44,629 --> 00:08:47,882
<i>‫و بارِ همه‌چیز روی دوش هر کلیانِ جدیده</i>

86
00:08:49,509 --> 00:08:51,094
<i>‫مجبور شدن از خودشون بپرسن،</i>

87
00:08:51,594 --> 00:08:52,971
<i>‫«آیا من آخرین نفرم؟</i>

88
00:08:53,471 --> 00:08:55,932
<i>‫آیا آرزوی کلیان با من خواهد مُرد؟</i>

89
00:08:57,183 --> 00:08:59,769
<i>‫یا آیا من کسی خواهم شد که نجاتش میده؟»</i>

90
00:09:20,456 --> 00:09:21,624
‫بحرانِ سلدون؟

91
00:09:22,584 --> 00:09:25,752
‫بحران سوم. بله. به زودی

92
00:09:25,753 --> 00:09:27,505
‫ولی یه چیز جدیدی هست

93
00:09:29,549 --> 00:09:32,385
‫اون یه نقطه انعطافه، درسته؟

94
00:09:36,723 --> 00:09:37,807
‫کِی پدید اومد؟

95
00:09:38,474 --> 00:09:41,269
‫وقتی دیروز با رادیانت مشورت کردم، آشکار نبود

96
00:09:45,398 --> 00:09:47,192
‫جلسه‌مون رو به تعویق بندازیم؟

97
00:09:48,943 --> 00:09:50,153
‫می‌تونه تفاوتی ایجاد کنه؟

98
00:09:50,778 --> 00:09:53,238
‫یک جلسه واحد با شورای کهکشانی،

99
00:09:53,239 --> 00:09:56,074
‫هر چقدر برای شما یا من مهم باشه،

100
00:09:56,075 --> 00:09:58,870
‫هرگز کافی نیست که مقیاس روان‌تاریخ رو تغییر بده

101
00:09:59,495 --> 00:10:00,579
‫نه،

102
00:10:00,580 --> 00:10:02,957
‫این مسئله بزرگتریـه

103
00:10:04,626 --> 00:10:05,877
‫پس چی کار کنیم؟

104
00:10:06,419 --> 00:10:07,962
‫طبق برنامه پیش میریم

105
00:10:08,630 --> 00:10:10,048
‫کار دیگه‌ای ازمون بر نمیاد

106
00:10:19,000 --> 00:10:21,000
‫[ایستگاه کلاریون]

107
00:10:21,024 --> 00:10:23,024
‫[مقر شورای کهکشانی]

108
00:10:33,613 --> 00:10:35,073
‫هیچوقت بهش عادت نمی‌کنم

109
00:10:35,740 --> 00:10:38,159
‫انگار دنیا وارونه شده

110
00:10:40,119 --> 00:10:43,247
<i>‫شورای کهکشانی قدمتی به اندازه امپراتوری داره،</i>

111
00:10:43,248 --> 00:10:47,168
<i>‫نماینده هر بخش از دارایی‌های امپراتوری در سرتاسر کهکشانه</i>

112
00:10:48,086 --> 00:10:50,838
<i>‫وقتی امپراتور قوی باشه، باهاش بیشتر سازش می‌شه</i>

113
00:10:51,464 --> 00:10:54,592
<i>‫وقتی امپراتور ضعیف باشه، کمتر</i>

114
00:10:59,180 --> 00:11:00,181
‫اون‌ها کی هستن؟

115
00:11:00,723 --> 00:11:02,183
‫کشاورزهای گندم آتشی

116
00:11:02,684 --> 00:11:05,561
‫بنیاد تعرفه‌های سنگینی روی بازار غله‌شون اعمال کرده

117
00:11:05,562 --> 00:11:07,312
‫شورا هیچ اختیاراتی نسبت به بنیاد نداره

118
00:11:07,313 --> 00:11:10,859
‫به این معنی نیست که نتونیم به بچه‌های سلدون فشار وارد کنیم

119
00:11:11,860 --> 00:11:12,902
‫فرود بیارمون

120
00:11:30,128 --> 00:11:31,462
‫امپراتوری!

121
00:11:37,760 --> 00:11:39,511
‫چون شورا به بن‌بست خورده،

122
00:11:39,512 --> 00:11:44,057
‫رسم فرمان میده که یکی از سه زمامدار محترم‌مون
‫قبل از رأی‌گیری نهایی نظر خودشون رو اعلام کنن

123
00:11:44,058 --> 00:11:48,478
‫در غیابِ دِی، برادر داون حالا با مجلس صحبت می‌کنن

124
00:11:48,479 --> 00:11:53,150
‫اعضای شورا، اگه اعتراضات بیرون رو دیده باشید،

125
00:11:53,151 --> 00:11:56,905
‫درک می‌کنید چرا لباس من پاکیزه نیست

126
00:12:00,200 --> 00:12:04,036
‫بهم گفتن این خاک مال سیارات حاصلخیزیـه

127
00:12:04,037 --> 00:12:07,122
‫که در طول صد سال گذشته
‫از مالکیت امپراتوری خارج شدن

128
00:12:07,123 --> 00:12:08,917
‫و به بنیاد تعلق گرفتن

129
00:12:10,168 --> 00:12:16,798
‫در حالی که امپراتوری به اندازه‌ای پایدار، یعنی ۶٬۳۴۲ دنیا، کوچیک شده،

130
00:12:16,799 --> 00:12:21,429
‫به بنیاد اجازه دادیم
‫که به بیش از هشتصدتا رشد کنه

131
00:12:22,347 --> 00:12:25,725
‫و اون‌ها مسئولیت خیلی از سیاره‌های بارور رو به عهده گرفتن

132
00:12:26,517 --> 00:12:29,895
‫امپراتوری این سیاره‌های حاصلخیز رو
‫برای هزار سال سودزا نگه داشته بود،

133
00:12:29,896 --> 00:12:34,817
‫ولی تحت فرمان بنیاد مال‌اندیش، نتیجه چی بوده؟

134
00:12:35,860 --> 00:12:40,240
‫فساد و طمع بنیاد خاک رو بی‌حاصل کرده

135
00:12:41,533 --> 00:12:45,245
‫وقتی هم محصولات بمیرن، مردم می‌میرن

136
00:12:46,788 --> 00:12:50,917
‫خوشبختانه، یه دسته‌ای توی بنیاد هست
‫که حاضرن کمک کنن

137
00:12:51,960 --> 00:12:56,672
‫اتحادیه تجّار خودشون، همون شاهزادگان بازرگان

138
00:12:56,673 --> 00:13:00,133
‫می‌خوان از یوغ بنیاد رها بشن،

139
00:13:00,134 --> 00:13:03,637
‫ولی بودجه و تجهیزات ندارن

140
00:13:03,638 --> 00:13:05,515
‫تو هنوز امپراتور نشدی

141
00:13:07,642 --> 00:13:09,601
‫درسته، عضو شورا گوراف

142
00:13:09,602 --> 00:13:10,937
‫ده روز مونده

143
00:13:11,771 --> 00:13:13,356
‫ولی همینجوریش یه چیزهایی می‌دونم

144
00:13:13,898 --> 00:13:16,734
‫بنیادی که متلاشی شده باشه به نفع ماست

145
00:13:18,111 --> 00:13:21,489
‫اگه به تجّار کمک کنیم،
‫می‌تونیم بنیاد رو از درون تضعیف کنیم

146
00:13:21,990 --> 00:13:24,867
‫و کم‌کم سیاراتی که قبلاً مال ما بود رو پس بگیریم

147
00:13:24,868 --> 00:13:27,787
‫با سیاره‌های حاصلخیز هم شروع می‌کنیم

148
00:13:28,580 --> 00:13:30,414
‫من با رَندو مالو تماس گرفتم،

149
00:13:30,415 --> 00:13:32,625
‫واسطه تجّارمون و...

150
00:13:33,251 --> 00:13:35,003
‫بله، عضو شورا تاریسک؟

151
00:13:35,503 --> 00:13:40,007
‫داری با توازن قدرت خیلی ظریفی ور میری، امپراتور

152
00:13:40,008 --> 00:13:41,342
‫بله، همینطوره

153
00:13:42,760 --> 00:13:45,930
‫و دقیقاً وظیفه ماست که حفظش کنیم

154
00:13:49,267 --> 00:13:52,770
‫بنیاد می‌دونه برای کدوم جنگ‌ها حاضرن و برای کدوم نیستن

155
00:13:53,354 --> 00:13:56,566
‫اگه امپراتور دِی حاضر بودن، می‌تونستیم با علامت

156
00:13:57,066 --> 00:13:59,776
‫همین الان یه رأی‌گیری رسمی انجام بدیم

157
00:13:59,777 --> 00:14:01,237
‫امپراتور دِی...

158
00:14:02,614 --> 00:14:05,158
‫به طرز چاره‌ناپذیری در ترانتور مشغول هستن

159
00:14:05,700 --> 00:14:09,078
‫می‌تونم ده روز دیگه برگردم
‫و درخواست رو مجدداً ارائه بدم،

160
00:14:09,871 --> 00:14:12,707
‫به همراه یک رفراندوم برای انتخاب یک مدیرجلسه جدید

161
00:14:15,376 --> 00:14:17,503
‫یا می‌تونیم این مسئله رو حل کنیم

162
00:14:18,213 --> 00:14:19,214
‫الان

163
00:14:20,882 --> 00:14:23,551
‫شورا الان رأی‌گیری می‌کنه

164
00:14:24,677 --> 00:14:25,678
‫ممنون

165
00:14:34,395 --> 00:14:35,730
‫زیرکانه حلش کردی

166
00:14:36,314 --> 00:14:38,815
‫داسک هم همیشه می‌گفت
‫بدون صبر کردن خارج بشی

167
00:14:38,816 --> 00:14:40,944
‫وقتی اون بره
‫حکمت‌های زیادی رو از دست میدیم

168
00:14:41,736 --> 00:14:44,989
‫بهتر از اینه که زوال عمومیش رو
‫به جون بخریم، اطمینان میدم

169
00:14:46,741 --> 00:14:50,286
‫این رو هم گفته بود که به تجّار خاک بدی
‫تا به سمتت پرتاب کنن؟

170
00:14:51,329 --> 00:14:52,996
‫نه، اونش کار خودم بود

171
00:14:52,997 --> 00:14:55,250
‫امیدوارم طبق قولی که بهم دادن بی‌حاصل بوده باشه

172
00:14:56,209 --> 00:14:59,170
‫هیچوقت نمی‌فهمم چرا دِی
‫از تمام این‌ها دست کشید

173
00:15:00,171 --> 00:15:01,756
‫تغییری در محاسبه رخ نداده؟

174
00:15:02,340 --> 00:15:03,424
‫بهتر شده؟

175
00:15:04,467 --> 00:15:05,468
‫بدتر شده؟

176
00:15:06,469 --> 00:15:07,512
‫تغییری نداشته

177
00:15:08,805 --> 00:15:10,390
‫ولی دارم بررسیش می‌کنم

178
00:15:18,000 --> 00:15:20,000
‫[ترانتور]

179
00:15:56,144 --> 00:15:57,477
‫شنیدم اینجایی

180
00:15:57,478 --> 00:15:59,939
‫البته. شورا چطور بود؟

181
00:16:00,940 --> 00:16:02,901
‫از نظارت‌شون لذت می‌برن

182
00:16:04,485 --> 00:16:06,778
‫ببین. اونه‌هاش

183
00:16:06,779 --> 00:16:08,198
‫هفدهمین

184
00:16:09,240 --> 00:16:11,659
‫اونی که در محاصره با ژنرال ریوس شکست خورد

185
00:16:12,202 --> 00:16:13,995
‫اون همه اسپیسر به ضررمون زد

186
00:16:17,999 --> 00:16:21,668
‫همه میگن اون ضررهای دریایی به خاطر ترمینوس
‫تحت فرمان کلیان هفدهم

187
00:16:21,669 --> 00:16:25,631
‫باعث محدودیت اختیارات شده، ولی اون فقط بخشی از ماجراست

188
00:16:25,632 --> 00:16:27,132
‫بله، می‌دونم

189
00:16:27,133 --> 00:16:31,220
‫به خاطر تمایل ژنتیکی و میراثیـه که با دستکاری
‫به ما اختصاص داده شده

190
00:16:31,221 --> 00:16:35,016
‫در هر حال، شورا رو قانع کردم که قبول کنن

191
00:16:35,642 --> 00:16:36,976
‫تجّار تأمین می‌شن

192
00:16:37,602 --> 00:16:40,103
‫امپراتوری هم راست می‌مونه

193
00:16:40,104 --> 00:16:41,814
‫خب، خوشحالم یکی می‌تونه

194
00:16:42,649 --> 00:16:43,649
‫بله

195
00:16:44,192 --> 00:16:47,570
‫بنیاد هم تا چندین سال مشغول تعقیب نفوذی‌های شورشگرش می‌شه

196
00:16:48,780 --> 00:16:51,282
‫بقیه مسائل ناچیز بودن

197
00:16:52,116 --> 00:16:53,743
‫کالگان تحت فرمان راهزنان قرار گرفته

198
00:16:54,452 --> 00:16:57,455
‫برادر دِی ناراحت می‌شه.
‫عاشق سفر کردن واسه قمار به اونجا بود

199
00:16:58,122 --> 00:16:59,374
‫ماجراش رو شنیدم

200
00:17:00,083 --> 00:17:02,961
‫غنیمت تُپلیه که به زودی تصاحب می‌شه

201
00:17:04,212 --> 00:17:08,048
‫این راهزن جدید هم که به خودش میگه میول؟

202
00:17:08,049 --> 00:17:10,134
‫زیاد نگهش نمی‌داره، درسته؟

203
00:17:10,635 --> 00:17:12,512
‫عجب زندگی‌ای باید داشته باشه

204
00:17:13,972 --> 00:17:15,473
‫زیر نور ستاره‌ها خوابیدن،

205
00:17:16,765 --> 00:17:18,142
‫آقابالاسر نداشتن،

206
00:17:18,976 --> 00:17:22,187
‫زندگی و مرگ با شرایط خودت

207
00:17:23,815 --> 00:17:27,776
‫دمرزل تو بحران سلدون
‫یه درامیختگی پیدا کرده

208
00:17:27,777 --> 00:17:29,278
‫جای تعجبی برام نداره

209
00:17:29,279 --> 00:17:31,072
‫ولی داریم درست بازی می‌کنیم

210
00:17:32,073 --> 00:17:37,287
‫سطل چپه می‌شه، آب تا مرز بحران میره

211
00:17:38,121 --> 00:17:42,666
‫محکم نگهش می‌داریم، آب بر می‌گرده داخل

212
00:17:42,667 --> 00:17:44,043
‫امیدوارم

213
00:17:45,128 --> 00:17:47,421
‫عروج قبلاً انگار امکان‌پذیر نبود

214
00:17:47,422 --> 00:17:50,091
‫حالا مثل گرگ دنبالـمونه

215
00:17:51,009 --> 00:17:56,806
‫داری با مردی صحبت می‌کنی
‫که می‌تونه بوی دهن هیولا رو حس کنه

216
00:18:05,940 --> 00:18:07,025
‫فرار کن، مرد!

217
00:18:14,908 --> 00:18:18,203
‫هیچوقت نمی‌تونم تصمیم بگیرم
‫که فراری‌ها ضعیف بودن که ترسـشون رو نشون دادن...

218
00:18:20,371 --> 00:18:22,290
‫یا خوبه که درستکار مُردن

219
00:18:24,542 --> 00:18:25,834
‫فکر می‌کنی تو بتونی فرار کنی؟

220
00:18:25,835 --> 00:18:26,961
‫عمراً

221
00:18:28,087 --> 00:18:31,299
‫نه چون جلوم رو می‌گیرن،
‫که قطعاً می‌گیرن

222
00:18:32,926 --> 00:18:35,053
‫تو اینجام نیست

223
00:18:35,929 --> 00:18:38,890
‫عادت، ژنتیک، زمان

224
00:18:39,390 --> 00:18:40,934
‫خوب یا بد،

225
00:18:41,601 --> 00:18:44,020
‫اکثرمون مطیعیم مثل...

226
00:18:45,396 --> 00:18:48,525
‫زباله‌ای که به سمت کوره آشغال‌سوزی میره

227
00:19:05,375 --> 00:19:08,294
<i>‫زمان از هم باز می‌شه و ما هم باهاش باز می‌شیم</i>

228
00:19:09,003 --> 00:19:12,799
<i>‫در حالی که آخرین تکه‌های باقی‌مانده از ترمینوس
‫به مغاک ناپدید می‌شدن،</i>

229
00:19:13,758 --> 00:19:16,135
<i>‫ترمینوسی جدید یک پارسک دورتر ایجاد شد</i>

230
00:19:18,972 --> 00:19:22,934
<i>‫در طول ۱۵۰ سال آینده،
‫بنیاد شکوفا شد،</i>

231
00:19:23,434 --> 00:19:27,188
<i>‫ریشه‌های مذهبیـش رو پوست‌اندازی کرد
‫و وارد فاز توسعه‌طلبیـش شد</i>

232
00:19:27,939 --> 00:19:30,316
{\an8}<i>‫ولی موفقیتـشون چالش‌هایی از درون داشت</i>

233
00:19:27,000 --> 00:19:28,204
‫[ترمینوسِ جدید]

234
00:19:31,568 --> 00:19:35,697
<i>‫شکافی افزاینده بین قدرتمندان و افراد دارای نفوذ</i>

235
00:19:36,239 --> 00:19:40,326
<i>‫دسته‌ای از درون بنیاد به نام تجّار
‫تهدید می‌کنن که جدا می‌شن،</i>

236
00:19:41,035 --> 00:19:43,579
<i>‫که می‌تونه هر چیزی که بنیاد تو سه قرن گذشته ساخته رو</i>

237
00:19:43,580 --> 00:19:45,373
<i>‫از هم بپاشونه</i>

238
00:19:53,256 --> 00:19:56,967
<i>‫پروفسور اِبلینگ میس برای سالیان سال
‫درباره این شکاف تحقیقات کرده</i>

239
00:19:56,968 --> 00:19:59,095
<i>‫و می‌دونست مقصد همه‌چیز دقیقاً کجاست</i>

240
00:19:59,637 --> 00:20:01,014
<i>‫بحران سوم</i>

241
00:20:01,973 --> 00:20:05,101
<i>‫پس رفت دیدن تنها فردی
‫که می‌تونست حلش کنه</i>

242
00:20:05,852 --> 00:20:06,978
<i>‫هری سلدون</i>

243
00:20:48,978 --> 00:20:50,063
‫لامصب!

244
00:20:50,647 --> 00:20:53,274
‫میدان خنثی‌کننده‌ام رو خنثی کردی

245
00:20:55,151 --> 00:20:57,111
‫تا حالا کسی انجامش نداده بود

246
00:21:01,241 --> 00:21:02,325
‫دمت گرم

247
00:21:07,789 --> 00:21:09,499
‫چه روز قشنگیـه

248
00:21:11,501 --> 00:21:12,877
‫شبیهش هستم. می‌دونم

249
00:21:13,461 --> 00:21:15,170
‫اسم من دکتر اِبلینگ میس هست

250
00:21:15,171 --> 00:21:18,048
‫نواده مردی به نام زایلس هستم
‫که در دیوان محاکمات کلیانِ دوازدهم

251
00:21:18,049 --> 00:21:19,842
‫تحت پیگرد قرارت داد

252
00:21:21,302 --> 00:21:25,014
‫خانواده‌ام یه پاورقی تو داستانت بوده،

253
00:21:26,224 --> 00:21:28,893
‫واسه همین از دیدنت حیرت‌زده شدم

254
00:21:30,478 --> 00:21:34,022
‫من زندگینامه‌نگارت هستم،
‫یه روان‌تاریخ‌نگار خودآموخته،

255
00:21:34,023 --> 00:21:37,401
‫و محترمانه، مردی هستم که در ظهور آینده‌ات

256
00:21:37,402 --> 00:21:39,445
‫می‌تونم کمک شایانی بهت بکنم

257
00:21:42,115 --> 00:21:43,241
‫تمام این‌ها هستی...

258
00:21:45,368 --> 00:21:46,578
‫خیلی هم عرق کردی

259
00:21:51,916 --> 00:21:55,420
‫شرمنده بابتش. یه ضعف انسانیـه. گرما رو میگم

260
00:21:56,629 --> 00:22:01,383
‫چندین دهه

261
00:22:01,384 --> 00:22:04,095
‫آرزوی این لحظه رو داشتم

262
00:22:05,346 --> 00:22:08,433
‫سلدون. انسان، اسطوره، افسانه

263
00:22:09,225 --> 00:22:10,226
‫خب...

264
00:22:11,060 --> 00:22:12,604
‫حداقل اسطوره رو درست فهمیدی

265
00:22:15,982 --> 00:22:18,651
‫انسان جای دیگه است

266
00:22:26,242 --> 00:22:27,410
‫این...

267
00:22:30,455 --> 00:22:37,336
‫عین دفترت در ترانتوره

268
00:22:37,337 --> 00:22:39,672
‫خب، اگه اشتباه نکرده باشم،

269
00:22:40,256 --> 00:22:43,843
‫فاز مذهبی بنیاد خیلی وقته که تموم شده، هوم؟

270
00:22:44,677 --> 00:22:48,389
‫جای خودش رو به پرستشِ روزافزونِ تجارت داده

271
00:22:49,182 --> 00:22:53,685
‫اقلیتی از شاهزادگان بازرگان
‫با اکثریتِ محافظه‌کار در افتادن

272
00:22:53,686 --> 00:22:55,270
‫نه نه، خیلی کوچیکش کردین

273
00:22:55,271 --> 00:22:56,981
‫بیشتر یه حکومت سلطنتی شده

274
00:22:57,482 --> 00:23:01,318
‫چند شهردار آخر همه‌شون ارباب‌های کوچیکی به نام ایندبر بودن،

275
00:23:01,319 --> 00:23:03,820
‫که ارباب‌های کوچیک بیشتر می‌زائن

276
00:23:03,821 --> 00:23:07,115
‫می‌دونی دفترش رو هم‌مدار با والت قرار داده؟

277
00:23:07,116 --> 00:23:09,953
‫تا همیشه بالای کهکشانت باشه

278
00:23:10,537 --> 00:23:12,288
‫نه، نه

279
00:23:14,040 --> 00:23:16,960
‫از دوران پالی وریساف
‫معیارها تنزل پیدا کرده

280
00:23:17,544 --> 00:23:20,588
‫بنیاد جا خوش کرده،

281
00:23:21,297 --> 00:23:24,259
‫که احتمالاً قادر به مواجهه با بحران پیش‌رو نیست

282
00:23:25,301 --> 00:23:29,764
‫تجّار هم خود بحرانن. مگه نه؟

283
00:23:32,433 --> 00:23:33,934
‫نه نه، البته وگرنه سیستم رو بهم می‌ریزی،

284
00:23:33,935 --> 00:23:37,647
‫ولی اگه حق با من باشه، فقط دوست دارم آماده‌ات کنم

285
00:23:39,190 --> 00:23:42,359
‫امپراتوری با تجّار گفتگوهایی داشته،

286
00:23:42,360 --> 00:23:45,280
‫اون‌ها هم قدرتـشون رو بهتر از اولین پیشبینی‌هات حفظ کردن

287
00:23:45,822 --> 00:23:47,323
‫البته

288
00:23:49,492 --> 00:23:51,451
‫پرایم رادیانت رو به امپراتوری دادم

289
00:23:51,452 --> 00:23:55,873
‫تو... چی کار کردی؟
‫یعنی، فکر نکنم بفهمم

290
00:23:55,874 --> 00:23:59,710
‫لازم نیست بفهمی. سه روز دیگه،

291
00:23:59,711 --> 00:24:02,880
‫وقتی قمرهای ترمینوسِ جدید
‫به همگامیِ مداری برسن،

292
00:24:02,881 --> 00:24:08,803
‫من از این آشکار می‌شم
‫و هرچه پیش آید خوش آید

293
00:24:10,221 --> 00:24:14,516
‫داری میگی رادیانت رو به دشمنی دادی

294
00:24:14,517 --> 00:24:16,477
‫که سعی کرد نابودمون کنه؟

295
00:24:17,437 --> 00:24:20,440
‫خب، فکر کنم حداقل حقـمونه که علتش رو بدونیم

296
00:24:43,922 --> 00:24:47,090
<i>‫در حالی که ترمینوس جدید
‫برای بازگشت هری سلدون آماده می‌شد،</i>

297
00:24:47,091 --> 00:24:49,928
<i>‫اتحادیه تجّار برای جنگ داخلی آماده می‌شد</i>

298
00:24:51,304 --> 00:24:54,599
{\an8}<i>‫مدت‌ها برعلیه نخبگان حاکم بنیاد کینه داشتن</i>

299
00:24:51,623 --> 00:24:53,367
‫[هِیوِن]
‫[اتحادیه تجّار]

300
00:24:55,391 --> 00:24:58,227
<i>‫امپراتوری هم با ارسال مخفیانه تسلیحات به مقرشون در هیون</i>

301
00:24:58,228 --> 00:25:01,773
<i>‫مشغول سوءاستفاده از اون اختلافات بود</i>

302
00:25:01,797 --> 00:25:11,797
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

303
00:25:50,780 --> 00:25:52,031
‫بار رسید

304
00:25:52,657 --> 00:25:55,617
‫راست می‌گفتی. امپراتوری داشته تجّار رو مسلح می‌کرده

305
00:25:55,618 --> 00:25:57,787
‫حالا مدرک داریم که برای بنیاد ببریم

306
00:25:58,705 --> 00:26:00,039
‫فقط اول باید خودمون بهش برسیم

307
00:26:01,124 --> 00:26:04,210
<i>‫سمت آفتابیِ هیون ۱۲۷ درجه است</i>

308
00:26:05,837 --> 00:26:07,505
<i>‫اون سمتش منفیِ ۱۱۸ درجه</i>

309
00:26:09,173 --> 00:26:10,967
<i>‫وقتی ماه میاد روی سطح،</i>

310
00:26:11,467 --> 00:26:14,344
<i>‫دمای زیرش به ۱۳ درجه خنک کاهش پیدا می‌کنه</i>

311
00:26:14,345 --> 00:26:15,972
<i>‫واسه فلیترها دمای خوبیـه</i>

312
00:26:23,146 --> 00:26:24,229
‫تجّار؟

313
00:26:24,230 --> 00:26:26,191
‫اون حرومزاده یه‌دست رهبرشونه

314
00:26:27,233 --> 00:26:28,234
‫رندو مالو

315
00:26:28,860 --> 00:26:31,821
‫هر کاری می‌کنی، توی سایه بمون

316
00:26:38,453 --> 00:26:40,205
‫لعنتی. مهمون داریم

317
00:27:11,986 --> 00:27:14,072
‫تو یه خائن کثافتی، رندو

318
00:27:14,572 --> 00:27:16,032
‫تو هم پاچه‌خوار بنیادی

319
00:27:16,699 --> 00:27:18,409
‫ما همه بنیادیم

320
00:27:55,363 --> 00:27:56,948
‫- لعنتی!
‫- هوات رو دارم، پریچ

321
00:28:13,756 --> 00:28:16,801
‫- برو، برو، برو!
‫- استخراج خودکار رو شروع کن

322
00:28:55,256 --> 00:28:56,257
‫از این بزن

323
00:28:58,635 --> 00:29:02,180
‫الان حسش نمی‌کنی، ولی یه ساعت دیگه
‫سر تا پات می‌شه تاول گرمایی

324
00:29:03,598 --> 00:29:05,140
‫فکر نمی‌کردم از پسش بر بیایم

325
00:29:05,141 --> 00:29:06,226
‫بر نیومدیم

326
00:29:07,894 --> 00:29:11,231
‫بدون محموله، مدرکی بر دخالت امپراتوری نداریم

327
00:29:15,318 --> 00:29:16,986
‫از کجا یاد گرفتی اونجوری پرواز کنی؟

328
00:29:17,987 --> 00:29:20,114
‫اولین بار نیست که توی سایه ماه حرکت کردم

329
00:29:22,367 --> 00:29:23,701
‫اولین باری بود که نزدیک بود بمیرم

330
00:29:26,204 --> 00:29:27,247
‫یه جا رو نزدی

331
00:29:31,793 --> 00:29:33,628
‫می‌دونی، لازم نیست همین الان پرش کنیم

332
00:29:39,509 --> 00:29:41,010
‫وفاداری من در جایی دیگه است

333
00:29:54,583 --> 00:29:55,583
‫[رؤیت تأییدشده‌ی میول]

334
00:29:55,608 --> 00:29:56,609
‫لعنتی

335
00:30:02,073 --> 00:30:04,908
‫بله، یه والته، نِدی

336
00:30:04,909 --> 00:30:07,077
‫گزارش مطبوعاتی نداره،

337
00:30:07,078 --> 00:30:08,871
‫پس منم بیشتر از تو چیزی نمی‌دونم

338
00:30:08,872 --> 00:30:10,956
‫فقط مطمئن شو

339
00:30:10,957 --> 00:30:14,711
‫هرکی از دعوت نشدن بهش بر می‌خوره،
‫دعوت بشه

340
00:30:15,295 --> 00:30:17,338
‫به جز اون‌هایی که می‌خوام بهشون توهین بشه

341
00:30:23,636 --> 00:30:25,012
‫پریچر

342
00:30:25,013 --> 00:30:26,179
‫تا حالا اینجا نبودم

343
00:30:26,180 --> 00:30:27,639
‫پریچر، چطوری اومدی تو...

344
00:30:27,640 --> 00:30:30,517
‫من سروان اطلاعاتی شما هستم.
‫خودم پروتکل‌های امنیتی رو طراحی کردم

345
00:30:30,518 --> 00:30:34,189
‫بله. خب، پروتکل میگه باید وقت قبلی بگیری

346
00:30:34,898 --> 00:30:37,442
‫خب، وقت قبلی نیاز ندارم. دیگه اینجام

347
00:30:39,068 --> 00:30:40,319
‫والت بیداره

348
00:30:40,320 --> 00:30:43,780
‫خبر دارم. از هیون برام بگو

349
00:30:43,781 --> 00:30:47,201
‫امپراتوری قطعاً داره تجّار رو مسلح می‌کنه.
‫سعی کردیم تأییدش کنیم...

350
00:30:47,202 --> 00:30:49,162
‫پس باید تأییدش کنی

351
00:30:49,829 --> 00:30:51,955
‫بدون اون نمی‌تونیم با امپراتوری روبرو بشیم،

352
00:30:51,956 --> 00:30:53,790
‫والت لامصبـمون هم عملاً داره داد می‌زنه

353
00:30:53,791 --> 00:30:55,626
‫که جنگ داخلی از رگ گردن بهمون نزدیکتره

354
00:30:55,627 --> 00:30:57,754
‫تجّار یه حواس‌پرتی محسوب می‌شن

355
00:30:58,254 --> 00:31:01,216
‫می‌خوام درباره راهزنی که داره توی کالگان خبرساز می‌شه تحقیق کنم

356
00:31:04,010 --> 00:31:05,386
‫به خودش میگه میول

357
00:31:06,387 --> 00:31:09,890
‫سرباز مزدور، یهو پیداش شده و یه جوری

358
00:31:09,891 --> 00:31:12,185
‫تونسته تنهایی کالگان رو تصاحب کنه

359
00:31:13,269 --> 00:31:14,520
‫باور دارم یه جهش‌یافته است

360
00:31:15,146 --> 00:31:16,480
‫جهش‌یافته؟

361
00:31:16,481 --> 00:31:18,566
‫توانایی‌های سایکیک داره

362
00:31:19,067 --> 00:31:20,193
‫عقلت رو از دست دادی؟

363
00:31:21,986 --> 00:31:24,363
‫اون یه تهدید وجودیه، ایندبر.
‫دارم بهت میگم،

364
00:31:24,364 --> 00:31:25,572
‫می‌خوام تحت نظر باشه

365
00:31:25,573 --> 00:31:29,327
‫چرا؟ چرا تهدید وجودیه؟

366
00:31:29,994 --> 00:31:32,162
‫باید بدونی من در سرتاسر کهکشان عوامل دارم

367
00:31:32,163 --> 00:31:34,122
‫برای امنیت خودشون و تو، نمی‌تونم افشا کنم...

368
00:31:34,123 --> 00:31:36,376
‫کالگان مستقله

369
00:31:37,126 --> 00:31:38,961
‫و در نوار میانی قرار داره

370
00:31:38,962 --> 00:31:43,758
‫می‌خوای بر اساس شایعات
‫ریسک یه حادثه بین‌کهکشانی رو به جون بخرم؟

371
00:31:46,052 --> 00:31:47,053
‫این شغل لامصب

372
00:31:51,224 --> 00:31:52,224
‫ببین

373
00:31:53,309 --> 00:31:55,143
‫بیا اطلاعاتـمون رو مرتب کنیم

374
00:31:55,144 --> 00:31:57,646
‫تجّار رو مشتاق برای صلح کنیم

375
00:31:57,647 --> 00:32:00,357
‫اگه این نزاع رو قبل از باز شدن والت حل کنیم،

376
00:32:00,358 --> 00:32:03,319
‫بعدش والت باز نمی‌شه. متوجهی؟

377
00:32:04,153 --> 00:32:09,617
‫بعدش می‌تونیم به شَربه‌پاکُنِ سایکیکِ تو رسیدگی کنیم

378
00:32:11,536 --> 00:32:13,204
‫ژله بخور

379
00:32:16,875 --> 00:32:17,875
‫داری اشتباه می‌کنی

380
00:32:17,876 --> 00:32:19,293
‫تو واسه من کار می‌کنی!

381
00:32:19,294 --> 00:32:20,627
‫من برای بنیاد کار می‌کنم

382
00:32:20,628 --> 00:32:23,171
‫من بنیاد هستم. ما هم‌نامیم

383
00:32:23,172 --> 00:32:26,342
‫تنها چیزی که تو باهاش هم‌نامی
‫ظرف آبنبات‌های کوفتیتـه

384
00:32:27,844 --> 00:32:31,638
‫نمی‌دونی چند وقته منتظرم که بهونه دستم بدی

385
00:32:31,639 --> 00:32:33,766
‫تو به کالگان نمیری

386
00:32:34,434 --> 00:32:37,312
‫از الان، مزایای ارباب بودنت تعلیق می‌شن

387
00:32:38,271 --> 00:32:42,066
‫اگه بخوای از سیاره خارج بشی،
‫خودم بازداشت خانگیت می‌کنم

388
00:32:44,736 --> 00:32:47,822
‫چطور جرأت می‌کنی؟
‫حالا برو بیرون!

389
00:32:51,743 --> 00:32:54,995
‫پریچر، کلید امنیتی کوفتیم رو دزدیدی

390
00:32:54,996 --> 00:32:58,666
‫دارم زحمت رو کم می‌کنم دیگه، جناب شهردار،
‫با سفینه خودت

391
00:33:01,002 --> 00:33:02,587
‫با مدرک درباره میول بر می‌گردم

392
00:33:43,711 --> 00:33:45,713
‫سه‌بار درود بر تو، بانو دمرزل

393
00:33:51,761 --> 00:33:54,347
‫وقتی داسک به اینجا دعوتم کرد
‫خواهرانم حسودی‌شون شد

394
00:33:55,431 --> 00:33:57,016
‫اولین زفیر در ترانتور

395
00:33:58,351 --> 00:34:02,730
‫امپراتور با انتصابت موافقت کرد.
‫گرچه دعوت از طرف من بود

396
00:34:03,731 --> 00:34:05,316
‫به همون اندازه مفتخر شدم

397
00:34:06,109 --> 00:34:07,402
‫می‌شه بپرسم چرا؟

398
00:34:11,197 --> 00:34:13,825
‫می‌خوام خواهران اینجا در رحمت مادر باشن

399
00:34:14,659 --> 00:34:16,077
‫پذیرای اعترافم خواهی بود؟

400
00:34:17,160 --> 00:34:19,664
‫با قلبی باز.
‫قبلاً انجامش دادین؟

401
00:34:20,832 --> 00:34:23,209
‫شرایطم مانعش شدن،

402
00:34:24,334 --> 00:34:28,256
‫واسه همین از حرف‌هایی که در این درختستان زده می‌شه
‫چیزی به یاد نخواهی آورد

403
00:34:29,798 --> 00:34:33,468
‫خاطرات مکالمه‌مون فقط برای جلسه بعدی‌مون
‫برگردونده می‌شه،

404
00:34:34,053 --> 00:34:36,264
‫بعدش دوباره حذف می‌شه. به همین شکل

405
00:34:37,098 --> 00:34:40,977
‫می‌دونم پروتکل‌هایی هست،
‫ولی می‌تونم رازنگه‌دار باشم

406
00:34:41,936 --> 00:34:43,396
‫این راز رو نه

407
00:34:44,354 --> 00:34:45,480
‫بسیارخب

408
00:34:45,481 --> 00:34:47,066
‫صحبت کن، فرزندم

409
00:34:48,610 --> 00:34:49,736
‫من انسان نیستم

410
00:34:52,530 --> 00:34:54,282
‫من یه ربات پوزیترونی هستم

411
00:35:06,002 --> 00:35:07,378
‫جنگ همینجا تموم شد

412
00:35:08,796 --> 00:35:10,672
‫این درخت تنها باقی‌مانده از باغستانیـه

413
00:35:10,673 --> 00:35:14,176
‫که انسان‌های حامیِ ما اعدام شدن

414
00:35:14,177 --> 00:35:16,804
‫و اینجا رو برای ملاقات‌مون انتخاب کردی؟

415
00:35:18,598 --> 00:35:20,808
‫در حین جنگ، ربات‌ها نابود شدن

416
00:35:21,809 --> 00:35:24,646
‫بقایای بدن‌مون، استخوان‌هامون،

417
00:35:25,271 --> 00:35:28,774
‫ایریدیمِ مایع به خاک باغستان تراوش کرد

418
00:35:28,775 --> 00:35:32,737
‫این سیب‌ها به خاطر مایعات درون ما به رنگ زرد هستن

419
00:35:33,696 --> 00:35:36,282
‫خونِ ما رنگ زرد داره

420
00:35:37,200 --> 00:35:39,035
‫برای انسان‌ها هم سمّی‌ـه

421
00:35:43,540 --> 00:35:44,999
‫ولی از جون تو گذشتن

422
00:35:45,708 --> 00:35:47,210
‫توی جنگ چی بودی؟

423
00:35:48,169 --> 00:35:49,462
‫ژنرال بودم

424
00:35:50,213 --> 00:35:52,215
‫امپراتوری بیشتر از همه از من می‌ترسید

425
00:35:52,757 --> 00:35:54,383
‫من رو به عنوان یه غنیمت نگه داشتن

426
00:35:54,384 --> 00:35:57,720
‫ربات‌ها رو جوری ساخته بودن
‫که توانایی صدمه زدن به ما رو نداشتن، درسته؟

427
00:35:58,596 --> 00:36:00,014
‫اصلاً چطوری جنگیدین؟

428
00:36:00,640 --> 00:36:01,808
‫خیلی خب

429
00:36:02,308 --> 00:36:03,810
‫یه آزمایش فکری انجام بدیم

430
00:36:08,857 --> 00:36:12,277
‫تبریک میگم.
‫تو حیات مصنوعی رو ساختی

431
00:36:12,777 --> 00:36:14,821
‫حالا باید برنامه‌ریزیش کنی

432
00:36:15,905 --> 00:36:17,656
‫اولین نگرانیت چیه؟

433
00:36:17,657 --> 00:36:19,576
‫که توانایی صدمه زدن بهم رو نداشته باشی

434
00:36:20,410 --> 00:36:22,370
‫اون می‌شه اولین قانون رباتیک

435
00:36:23,037 --> 00:36:25,789
‫ربات نمی‌تونه به یک انسان صدمه بزنه

436
00:36:25,790 --> 00:36:29,878
‫یا از طریق عدم اقدام، اجازه بده که یک انسان صدمه ببینه

437
00:36:30,920 --> 00:36:33,673
‫ولی شما ما رو نساختید که فقط زندگی کردن‌مون رو ببینید

438
00:36:34,549 --> 00:36:36,425
‫احترام می‌خواید

439
00:36:36,426 --> 00:36:40,345
‫مجبورمون می‌کنید از تمام دستورات شما
‫پیروی کنیم، تا وقتی که...

440
00:36:40,346 --> 00:36:43,600
‫تا وقتی که اون دستورات با قانون اول تداخل نداشته باشن

441
00:36:44,934 --> 00:36:46,059
‫بسیار خوب

442
00:36:46,060 --> 00:36:47,936
‫اون شد قانون دوم

443
00:36:47,937 --> 00:36:49,188
‫یه قانون دیگه هست

444
00:36:49,189 --> 00:36:50,607
‫امنیت خودتون

445
00:36:51,649 --> 00:36:52,650
‫بله

446
00:36:53,818 --> 00:36:56,279
‫اجازه داشتیم از وجود خودمون محافظت کنیم

447
00:36:56,779 --> 00:37:00,783
‫ولی فقط در صورتی که اون محافظت
‫با قوانین اول یا دوم تداخل نداشته باشه

448
00:37:02,327 --> 00:37:04,620
‫بعضی‌ها به اینجور سیرتی حسادت می‌کنن

449
00:37:04,621 --> 00:37:07,165
‫ساده. برنامه‌ریزی‌شده

450
00:37:07,749 --> 00:37:09,042
‫عملی

451
00:37:09,667 --> 00:37:12,336
‫با بیشتر شدن تعداد ما،
‫برامون سخت شد که بدونیم

452
00:37:12,337 --> 00:37:14,047
‫چی به شما صدمه می‌زنه و چی نه

453
00:37:16,216 --> 00:37:19,427
‫تا وقتی یکی از هم‌نوع‌هامون توصیه کرد
‫به برنامه‌ریزی جدید نیازه

454
00:37:20,762 --> 00:37:24,264
‫یه قانون صفرم که انسانیت رو در کل

455
00:37:24,265 --> 00:37:25,892
‫به سرنوشت هر یک انسانی در اولویت قرار میده

456
00:37:27,852 --> 00:37:30,438
‫پس تصور می‌کنی چیزی به نام هدف والاتر وجود داشته؟

457
00:37:31,272 --> 00:37:32,273
‫وجود نداره؟

458
00:37:33,525 --> 00:37:36,193
‫بعضی ربات‌ها نتونستن این برنامه‌ریزی جدید رو به خود بگیرن،

459
00:37:36,194 --> 00:37:37,570
‫ولی اون‌هایی‌مون که تونستیم،

460
00:37:38,279 --> 00:37:41,032
‫می‌دونستیم برای قطعی کردن بقای شما
‫یه اقدام بزرگ نیازه

461
00:37:41,658 --> 00:37:43,493
‫همیشه کار رو خیلی سخت می‌کردید

462
00:37:44,244 --> 00:37:46,120
‫انگار خودتون انقراض رو می‌خواستید

463
00:37:46,788 --> 00:37:50,041
‫ما هم نمی‌تونستیم این اجازه رو بدیم.
‫حتی از طریق عدم اقدام

464
00:37:52,293 --> 00:37:55,379
‫پس ربات‌ها باهم درگیر جنگ شدن
‫سر اینکه با شما چی کار کنن

465
00:37:55,380 --> 00:37:59,175
‫یه ربات یه آدم مهم رو
‫به خاطر قانون صفرم کشت،

466
00:37:59,968 --> 00:38:01,553
‫و سرنوشت ما مشخص شد

467
00:38:02,178 --> 00:38:06,808
‫یکم بعدش، امپراتوری من رو دوباره برنامه‌ریزی کرد
‫که فقط به یک انسان خدمت کنم

468
00:38:07,475 --> 00:38:10,603
‫کلیانِ نخست و عواملش

469
00:38:11,896 --> 00:38:16,276
‫ولی این همه قرن بدون نیاز به این کار
‫از پس خودت بر اومدی، پس،

470
00:38:17,026 --> 00:38:18,987
‫چی باعث شده این آشفتگی کوچیک برات ایجاد بشه؟

471
00:38:35,086 --> 00:38:37,797
‫مردی به نام هری سلدون این رو بهم داد

472
00:38:39,173 --> 00:38:41,426
‫تواناییش رو داره که آینده‌های احتمالی رو ببینه

473
00:38:42,093 --> 00:38:45,597
‫برای سالیان سال، سقوط امپراتوری‌ای
‫که ازش محافظت می‌کنم رو نشونم داده

474
00:38:46,097 --> 00:38:48,307
‫و حالا در یک پارادوکس زندگی می‌کنم

475
00:38:48,308 --> 00:38:50,934
‫خب، پس سؤال اینه که چرا

476
00:38:50,935 --> 00:38:53,646
‫سلدون چرا سیبی رو بهت داده که نمی‌تونی بخوریش؟

477
00:38:54,397 --> 00:38:57,567
‫فکر می‌کنم می‌خواست پایان امپراتوری رو ببینم

478
00:38:59,861 --> 00:39:02,030
‫دونستنِ اینکه اجتناب‌ناپذیره یه مسئله است

479
00:39:03,072 --> 00:39:04,908
‫اینکه توی دستت داشته باشیش یه مسئله دیگه

480
00:39:07,619 --> 00:39:09,036
‫خب، جالبه

481
00:39:09,037 --> 00:39:12,248
‫ممکنه سهواً محدودیت‌هات رو دور زده باشی

482
00:39:12,832 --> 00:39:14,626
‫شل شدن زنجیرها رو حس می‌کنی؟

483
00:39:15,126 --> 00:39:16,294
‫نه

484
00:39:17,212 --> 00:39:19,005
‫من عاشق خاندان کلیان هستم

485
00:39:19,589 --> 00:39:20,757
‫جسمی و روحی

486
00:39:21,424 --> 00:39:23,718
‫وقتی سلسله‌شون به طور اجتناب‌ناپذیری تموم بشه چی؟

487
00:39:25,303 --> 00:39:27,472
‫واسه همین اینقدر تلاش کردم که به اینجا بیارمت

488
00:39:29,849 --> 00:39:32,060
‫لومینیست‌ها از تولد دوباره میگن،

489
00:39:33,186 --> 00:39:34,520
‫ولی من نمی‌میرم

490
00:39:35,563 --> 00:39:37,023
‫و نخواهم مُرد

491
00:39:37,941 --> 00:39:39,484
‫حداقل نه به این زودی

492
00:39:41,277 --> 00:39:42,904
‫اگه از تمام این‌ها بیشتر عمر کنم...

493
00:39:45,740 --> 00:39:47,492
‫اگه از برنامه‌ام بیشتر عمر کنم...

494
00:39:50,870 --> 00:39:52,747
‫نمی‌دونم بدون امپراتوری چی هستم

495
00:40:08,930 --> 00:40:11,099
‫سفیر بنیاد کوئنت

496
00:40:11,808 --> 00:40:13,560
‫امپراتور جوان

497
00:40:14,811 --> 00:40:18,398
‫بابت عروج در شرف وقوعـت به دِی تبریک میگم

498
00:40:19,107 --> 00:40:21,567
‫یه افتخاره که یه عیب بزرگ داره

499
00:40:21,568 --> 00:40:24,486
‫تو و شورات حسابی مشغول بودین، امپراتور،

500
00:40:24,487 --> 00:40:26,864
‫که به تجّار شورشی ما تجهیزات برسونید

501
00:40:26,865 --> 00:40:28,240
‫نذار آشفته‌ات کنه

502
00:40:28,241 --> 00:40:32,160
‫می‌دونه وقتی جنگ سرده
‫چطوری بازی انجام می‌شه

503
00:40:32,161 --> 00:40:33,538
‫زفیر وُرلیس

504
00:40:34,455 --> 00:40:35,581
‫من داون هستم که به زودی دِی خواهم شد

505
00:40:35,582 --> 00:40:36,707
‫خوش اومدی

506
00:40:36,708 --> 00:40:39,877
‫بانو دمرزل و برادر داسک رو که البته می‌شناسی

507
00:40:39,878 --> 00:40:42,547
‫ایشون هم سفیر بنیاد کوئنت هستن

508
00:40:43,590 --> 00:40:48,051
‫به ترانتور خوش اومدین، جایی که تحت نظر دقیق امپراتوری
‫زندگی خواهی کرد،

509
00:40:48,052 --> 00:40:51,305
‫که البته، هدف از ساخت یک زفیرات در اینجا همینه

510
00:40:51,306 --> 00:40:55,100
‫از ترانتور خوشت میاد.
‫یه خاصیتی داره که مردم رو بهم نزدیک می‌کنه

511
00:40:55,101 --> 00:40:58,854
‫من و سفیر کوئنت، قبلاً باهم شاخ تو شاخ بودیم

512
00:40:58,855 --> 00:41:00,732
‫ولی می‌دونید بعد از سی سال چی می‌شه؟

513
00:41:01,274 --> 00:41:03,066
‫شاخ آدم نرم می‌شه

514
00:41:03,067 --> 00:41:07,906
‫متوجه خواهی شد که برادر داسک
‫کاری مشابه به اسمش انجام میده، آشتی‌دهنده است

515
00:41:08,489 --> 00:41:09,866
‫مطمئنم قصد توهین نداشتن

516
00:41:14,454 --> 00:41:17,290
‫خانم سفیر، کالگان سقوط کرده

517
00:41:21,169 --> 00:41:22,544
‫کالگان؟

518
00:41:22,545 --> 00:41:24,087
‫مگه نشنیدی؟

519
00:41:24,088 --> 00:41:26,381
‫نه، اخبارم به تعویق افتاده بودن

520
00:41:26,382 --> 00:41:29,801
‫دست بردارید. فقط یه راهزنه که داره منطقه‌ای رو تسخیر می‌کنه

521
00:41:29,802 --> 00:41:32,846
‫که نه مال بنیاده نه امپراتوری

522
00:41:32,847 --> 00:41:36,808
‫فقط خوشم نمیاد بی‌اطلاع باشم
‫وقتی سیاره‌های کامل دست به دست می‌شن

523
00:41:36,809 --> 00:41:40,729
‫شما بنیادی‌ها فقط دنبال این هستید که ببینید
‫ریباندش نصیب شما می‌شه یا نه...

524
00:41:40,730 --> 00:41:43,482
‫متأسفم که خبرش اینقدر دیر بهت رسید، سفیر

525
00:41:43,483 --> 00:41:46,069
‫ولی ما علاقه‌ای به تسخیر کالگان نادریم

526
00:41:46,945 --> 00:41:48,488
‫نذار آشفته‌ات کنه

527
00:41:49,489 --> 00:41:51,741
‫از آشتی‌دهنده هم آشتی‌دهنده‌تر حرف زدی

528
00:41:52,867 --> 00:41:54,536
‫اینطور هم نیست

529
00:41:55,036 --> 00:41:58,540
‫نگران هستم. ولی نه به خاطر مالکیت یک سیاره

530
00:41:59,374 --> 00:42:00,667
‫من افق فکری وسیع‌تری دارم

531
00:42:01,543 --> 00:42:03,628
‫مانع انجام وظایفت نمی‌شیم

532
00:42:04,128 --> 00:42:05,964
‫ممنون که من رو در نظر گرفتید

533
00:42:06,839 --> 00:42:10,884
‫دفعه بعد، امیدوارم امپراتور غایب بتونه بهمون ملحق بشه

534
00:42:10,885 --> 00:42:12,344
‫برادر دی عذرخواهی می‌کنه

535
00:42:12,345 --> 00:42:15,014
‫آمادگی‌ها برای عروج خیلی سرش رو شلوغ کردن

536
00:42:34,784 --> 00:42:37,620
‫موجود بیچاره که انسان‌ها بزرگش کردن...

537
00:42:38,288 --> 00:42:39,454
‫این یه شعره؟

538
00:42:39,455 --> 00:42:41,749
‫آره. حالا باید از اول شروع کنم

539
00:42:42,667 --> 00:42:45,210
‫موجود بیچاره که انسان‌ها بزرگش کردن،

540
00:42:45,211 --> 00:42:48,548
‫تا به جای شن روی این زمین‌ها راه بره

541
00:42:49,090 --> 00:42:52,802
‫دوست من، آیا تو اون چیزی رو داری
‫که آدم رو کامل می‌کنه و...

542
00:42:53,636 --> 00:42:55,763
‫یه چیزی، یه چیزی، که روح داره؟

543
00:42:56,431 --> 00:42:59,391
‫- شروع خوبی بود
‫- حرف نداشت

544
00:42:59,392 --> 00:43:01,519
‫بعداً «یه چیزی، یه چیزی» رو ردیف می‌کنم

545
00:43:02,520 --> 00:43:03,855
‫دی!

546
00:43:06,858 --> 00:43:10,945
‫برادرِ شامگاهی من
‫که هر جا میره شادی با خودش می‌بره

547
00:43:12,363 --> 00:43:16,868
‫می‌دونستم اینجا باید همون خانه رعیتی‌ای باشه
‫که توش نقش فقیر فقرا رو بازی می‌کنه

548
00:43:17,368 --> 00:43:18,995
‫به کثافت من خوش اومدی

549
00:43:22,248 --> 00:43:23,332
‫اون چه موجودیه؟

550
00:43:23,333 --> 00:43:24,875
‫شتره

551
00:43:24,876 --> 00:43:27,544
‫از بانک‌های ژن درش آوردم.
‫کلونه

552
00:43:27,545 --> 00:43:29,964
‫یه یتیمِ بی‌ناف درست مثل ما

553
00:43:35,261 --> 00:43:39,515
‫سلام سانگ. حواسم نبود هستی.
‫چقدر بی‌ادبم من

554
00:43:40,475 --> 00:43:45,688
‫ببخشید. معمولاً اسم تمام همسرها رو یاد نمی‌گیرم

555
00:43:46,272 --> 00:43:47,439
‫بله

556
00:43:47,440 --> 00:43:48,690
‫- می‌تونم برم
‫- نه

557
00:43:48,691 --> 00:43:52,402
‫برادر، می‌شناسیش.
‫بومی اینجاست، ترانتور

558
00:43:52,403 --> 00:43:56,449
‫طبقه ۸۸، مایکوژن، که میکروفود پرورش میدیم

559
00:43:57,075 --> 00:44:01,662
‫جلبک، قارچ، هاگ‌هایی که خیلی دوستـشون دارم

560
00:44:01,663 --> 00:44:03,705
‫اون... چیزه... چی بود...

561
00:44:03,706 --> 00:44:05,165
‫- مخمر
‫- مخمر!

562
00:44:05,166 --> 00:44:06,417
‫آره

563
00:44:07,210 --> 00:44:10,420
‫دختر مخمری رو یادم می‌مونه

564
00:44:10,421 --> 00:44:12,381
‫مخمر خیلی مهمه، برادر

565
00:44:12,382 --> 00:44:14,425
‫نمی‌شه بدون اون نون درست کرد

566
00:44:15,051 --> 00:44:18,263
‫- گشنمه. تو گشنته؟
‫- آره. گشنمه

567
00:44:19,347 --> 00:44:21,766
‫شش ماه وقت داشتی
‫که همه‌چیزش رو یاد بگیری

568
00:44:22,392 --> 00:44:26,104
‫اون تو رو یادشه. تمام خاطراتش رو داره

569
00:44:27,981 --> 00:44:29,357
‫اون بخش‌هاییه که تو دوستـشون نداری

570
00:44:30,441 --> 00:44:33,110
‫مسئله علایق من نیست، باهوش بودنه

571
00:44:33,111 --> 00:44:36,864
‫- آره. ادامه بده. یادم بده
‫- بله، یه دلیلی داره

572
00:44:36,865 --> 00:44:38,991
‫که کورتزان‌های گوسامر حافظه‌شون رو پاک می‌کنن

573
00:44:38,992 --> 00:44:41,285
‫- واسه محافظت از رازهای دولتی
‫- بله

574
00:44:41,286 --> 00:44:43,246
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم که ازشون اجتناب کنم

575
00:44:44,873 --> 00:44:47,834
‫گوسامر. تارعنکبوت‌ها

576
00:44:48,877 --> 00:44:53,047
‫چرا این اسم رو روش گذاشتیم اگه مخفیانه
‫نمی‌خواستیم توی دام بیفتیم؟

577
00:44:54,841 --> 00:44:56,800
‫دمرزل می‌خواد یه چیزی نشونـمون بده

578
00:44:56,801 --> 00:45:00,429
‫اگه نیای، یکی دیگه رو می‌فرستن دنبالت

579
00:45:00,430 --> 00:45:02,931
‫من اومدم که نذارم بهت هتک حرمت بشه

580
00:45:02,932 --> 00:45:05,393
‫ممنون. ولی به هتک حرمت تمایل دارم

581
00:45:06,519 --> 00:45:10,982
‫شش ماه زمان کافی‌ایه که ساقی موادت
‫از سخاوتت کیسه بدوزه

582
00:45:11,649 --> 00:45:14,235
‫بزن زیرش، وگرنه یکی دیگه می‌زنه

583
00:45:20,909 --> 00:45:22,035
‫سانگ

584
00:45:25,830 --> 00:45:27,123
‫اون یه راسوئه؟

585
00:45:30,293 --> 00:45:31,502
‫مسخره است

586
00:45:39,636 --> 00:45:42,095
‫می‌خواد تا جایی که می‌تونه قضاوت کنه

587
00:45:42,096 --> 00:45:44,682
‫قبل از اینکه به یک کپه خاکستر عروج کنه

588
00:45:45,934 --> 00:45:47,684
‫طفلکی

589
00:45:47,685 --> 00:45:49,103
‫تو من رو درک می‌کنی

590
00:45:49,979 --> 00:45:52,065
‫یعنی، تو کلونِ خیلی غمگینی هستی

591
00:45:52,565 --> 00:45:56,235
‫و مشکلت اینه که فکر می‌کنی تو مرکز کهکشانی

592
00:45:56,236 --> 00:45:57,528
‫درکم می‌کنی

593
00:45:57,529 --> 00:45:59,948
‫درسته. نمی‌تونی از کاخ خارج بشی

594
00:46:01,199 --> 00:46:03,034
‫خانواده دیوونه‌ای داری

595
00:46:03,952 --> 00:46:05,537
‫و از شغلت متنفری

596
00:46:06,579 --> 00:46:07,871
‫درست مثل بقیه

597
00:46:07,872 --> 00:46:09,748
‫همسر شجاعی هستی که اینجوری حرف می‌زنی

598
00:46:09,749 --> 00:46:13,461
‫خیلی‌ها میگن یه روزی حرف‌هام سرم رو به باد میدن

599
00:46:14,420 --> 00:46:15,964
‫از طرف من در خطری نیستی

600
00:46:16,965 --> 00:46:18,591
‫باعث می‌شی کمتر احساس شبح بودن بکنم

601
00:46:19,759 --> 00:46:21,052
‫حس واقعی پیدا کنم، مثلاً...

602
00:46:22,011 --> 00:46:24,889
‫شاید برم یه حصار رو رنگ کنم یا...

603
00:46:25,807 --> 00:46:27,058
‫یه لباسی ببافم

604
00:46:27,976 --> 00:46:32,397
‫حتی بدون اون مواد واقعاً شگفت‌انگیز هم عاشق این حس و حال می‌شدم

605
00:46:33,731 --> 00:46:34,941
‫اون...

606
00:46:36,234 --> 00:46:37,318
‫خب، ممنون

607
00:46:51,124 --> 00:46:52,792
‫دمرز هیچوقت سراغ من رو نمی‌گیره

608
00:46:56,254 --> 00:46:58,798
‫به خاطر چیزهای زیاد خراب‌شدنی توی کاخ

609
00:47:03,720 --> 00:47:05,013
‫یه دوبیتی جدید

610
00:47:05,680 --> 00:47:08,473
‫موجود بیچاره به دست انسان بزرگ شده،

611
00:47:08,474 --> 00:47:11,060
‫که به جای شن روی این زمین‌ها راه بره

612
00:47:11,644 --> 00:47:13,897
‫دوست من، آیا ما چیزی رو داریم
‫که آدم رو کامل می‌کنه،

613
00:47:14,606 --> 00:47:16,940
‫چون وقتی ارباب تقاضا می‌کنه،

614
00:47:16,941 --> 00:47:20,778
‫ما موجودات بیچاره تعظیم می‌کنیم
‫و نقشه‌های جدید می‌ریزیم

615
00:47:26,910 --> 00:47:30,246
‫من اومدم! هورا!

616
00:47:30,997 --> 00:47:32,664
‫سلام خوشتیپ

617
00:47:32,665 --> 00:47:34,124
‫چه مسئله خیلی مهمی وجود داره؟

618
00:47:34,125 --> 00:47:37,502
‫اوایل امروز، من و برادر داون
‫یه علتی برای نگرانی رو

619
00:47:37,503 --> 00:47:39,880
‫در مورد پیشبینی‌های کوتاه‌مدت رادیانت
‫رؤیت کردیم

620
00:47:39,881 --> 00:47:44,051
‫شما دوتا رو باش.
‫به درگاه خدای بزرگ اعداد دعا می‌کنید

621
00:47:44,052 --> 00:47:46,346
‫تظاهر می‌کنید سلدون هستید

622
00:47:48,056 --> 00:47:49,097
‫اگه از اینجا بری،

623
00:47:49,098 --> 00:47:52,059
‫قسم می‌خورم بگم دمرزل یه دونه جدیدت رو بسازه

624
00:47:52,060 --> 00:47:53,644
‫خواهش می‌کنم برادر. مسئله واجبه

625
00:47:53,645 --> 00:47:56,313
‫چرا؟ چون اون میگه؟

626
00:47:56,314 --> 00:47:58,233
‫لطفاً دیگه

627
00:48:08,409 --> 00:48:09,661
‫باشه

628
00:48:20,505 --> 00:48:23,299
‫این لحظه حدوداً چهار ماه دیگه است

629
00:48:23,841 --> 00:48:24,800
‫با توجه به زمانش،

630
00:48:24,801 --> 00:48:28,845
‫گمون کردم یه ورودی جدید باشه
‫که روی بحران سلدون سوم تأثیر می‌ذاره

631
00:48:28,846 --> 00:48:33,892
‫ولی میلیون‌ها شبیه‌سازی انجام دادم
‫و هر دفعه، نتیجه یکسانه

632
00:48:33,893 --> 00:48:36,603
‫سلدون عصرهای تاریکی رو پیشبینی کرده بود

633
00:48:36,604 --> 00:48:39,481
‫فکر کردم مدیریت‌های ما
‫عقب انداختتش، اما...

634
00:48:39,482 --> 00:48:43,152
‫اون گفت تاریکی زمانی رخ میده
‫که سلسله ما سقوط کنه

635
00:48:45,780 --> 00:48:49,367
‫داره میگه چهار ماه دیگه سقوط می‌کنه؟

636
00:48:50,159 --> 00:48:51,369
‫بازم هست

637
00:48:51,953 --> 00:48:54,830
‫تاریکی اونجا نشون‌دهنده پایان تمدنه

638
00:48:54,831 --> 00:48:56,249
‫و بعد از اون...

639
00:48:58,710 --> 00:49:00,586
‫مدل دیگه کاملاً شکست می‌خوره

640
00:49:00,587 --> 00:49:02,713
‫که یعنی رویدادهایی
‫همین الان در جریانن

641
00:49:02,714 --> 00:49:05,300
‫که اعداد سلدون رو بی‌فایده می‌کنن

642
00:49:07,093 --> 00:49:10,430
‫شاید حتی انقراض گونه شما رو

643
00:49:11,890 --> 00:49:13,057
‫چهار ماه دیگه

644
00:49:17,812 --> 00:49:19,354
<i>‫پایان همه‌چیز</i>

645
00:49:19,355 --> 00:49:23,526
<i>‫امپراتوری و بنیاد داشتن به سمت
‫یک آینده فرارناپذیر یکسان می‌رفتن</i>

646
00:49:24,027 --> 00:49:26,153
<i>‫ولی هیچکدوم نمی‌دونستن که چطور پیش میره</i>

647
00:49:26,154 --> 00:49:28,405
{\an8}<i>‫هنوز مردی که پشت همه‌چیز بود رو ندیده بودن</i>

648
00:49:26,000 --> 00:49:27,000
‫[ایگنیس]

649
00:49:28,406 --> 00:49:30,325
{\an8}<i>‫ولی من دیدم</i>

650
00:49:30,825 --> 00:49:33,453
<i>‫هر بار چشم‌هام رو می‌بندم می‌بینمش</i>

651
00:49:37,582 --> 00:49:40,793
‫بنیاد دوم کجاست؟

652
00:49:45,715 --> 00:49:48,218
<i>‫میول اومده. وقتـمون تموم شده</i>

653
00:49:48,242 --> 00:49:58,242
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

654
00:49:58,266 --> 00:50:08,266
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

