﻿1
00:01:13,000 --> 00:01:18,000
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت دوم »

2
00:01:18,024 --> 00:01:28,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:01:28,048 --> 00:01:38,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:02:40,807 --> 00:02:44,102
‫بیدار شو، خواب‌رونده.
‫نخست سخنگو حضورت در خانه رو خوش‌آمد میگه

5
00:02:44,852 --> 00:02:46,103
‫تالیس

6
00:02:46,104 --> 00:02:49,732
‫یک سال در ایستاز بودی.
‫همه‌چیز طبق برنامه‌ی توئه

7
00:02:57,240 --> 00:02:58,825
‫بیدار شو، هری سلدون

8
00:03:07,834 --> 00:03:10,503
‫بنیاد دوم حضور شما در خانه رو خوش‌آمد میگه

9
00:03:19,137 --> 00:03:22,890
‫من و هری بالأخره بنیاد دوم رو در ایگنیس بنا کردیم

10
00:03:20,914 --> 00:03:21,914
‫[۱۵۱ سال قبل]

11
00:03:22,891 --> 00:03:25,059
‫ولی خیلی کارهای عقب‌افتاده داشتیم

12
00:03:26,477 --> 00:03:31,024
‫نقشه هنوز به شدت خارج از مسیر بود.
‫باید به مسیر برش می‌گردوندیم

13
00:03:32,025 --> 00:03:34,694
‫هر سال به جز چند هفته، کاملاً در خواب‌انجمادی می‌موندیم

14
00:03:35,278 --> 00:03:37,279
‫بیدار شو، خواب‌رونده.
‫یک سال دیگه گذشته

15
00:03:37,280 --> 00:03:41,617
‫وقتی بیدار بودیم، هری از روان‌تاریخ
‫به منتالیک‌ها آموزش می‌داد

16
00:03:41,618 --> 00:03:44,328
‫دستکاری رویدادها از طریق اقدام جمعی

17
00:03:44,329 --> 00:03:49,583
‫خم کردن قوسِ تاریخ،
‫اون قدرت حقیقی روان‌تاریخـه

18
00:03:49,584 --> 00:03:53,087
‫من هم بهشون یاد می‌دادم که چطوری از قدرت‌هاشون
‫برای جنگیدن با میول استفاده کنن

19
00:03:56,382 --> 00:03:59,426
‫با گذر سالیان، از کودکانِ تِلِم

20
00:03:59,427 --> 00:04:01,762
‫به تیغه‌های گردابی در جریان زمان تبدیل شدیم

21
00:04:01,763 --> 00:04:03,764
‫نه. نکنید. تعظیم نکنید

22
00:04:03,765 --> 00:04:06,308
‫دوران مذهبی ما به سر رسیده

23
00:04:06,309 --> 00:04:07,893
‫دسترس‌مون رو توسعه میدیم،

24
00:04:07,894 --> 00:04:11,397
‫به دنبال دیگر منتالیک‌های مثل خودمون می‌گردیم
‫و تعدادمون رو افزایش میدیم

25
00:04:12,607 --> 00:04:16,193
‫خیلی زود، تو هر بخشی از کهکشان
‫چشم و گوش پیدا کردیم

26
00:04:16,194 --> 00:04:19,738
‫در سایه‌ها کار می‌کردیم تا اطمینان حاصل کنیم
‫که بنیاد اول قوی بشه،

27
00:04:19,739 --> 00:04:23,743
‫و امپراتوری تضعیف بشه
‫بر طبق خط مسیر اولیه‌ی نقشه

28
00:04:25,078 --> 00:04:27,746
‫ولی با گذر سالیان،

29
00:04:27,747 --> 00:04:31,084
‫فهمیدیم با تنها چیزی طرفیم
‫که نمی‌تونیم کنترلش کنیم

30
00:04:33,044 --> 00:04:34,128
‫زمان

31
00:04:52,689 --> 00:04:54,399
‫هنوزم به موقع آماده نمی‌شیم

32
00:04:56,109 --> 00:04:58,110
‫میول تا یه قرن دیگه پیداش نمی‌شه

33
00:04:58,111 --> 00:04:59,863
‫نگران اون نیستم

34
00:05:01,698 --> 00:05:04,408
‫بحران سوم همیشه نقطه‌ی برگشت بود

35
00:05:04,409 --> 00:05:09,079
‫اگه همه‌چیز رو دقیقاً در مکان مناسب قرار ندیم،

36
00:05:09,080 --> 00:05:12,499
‫حتی اگه میول رو شکست بدیم،
‫واسه اتفاق بعدش آماده نخواهیم بود

37
00:05:12,500 --> 00:05:13,667
‫پس تخصص ایجاد می‌کنیم

38
00:05:13,668 --> 00:05:16,295
‫نمی‌شه تمام روان‌تاریخ رو
‫به تمام منتالیک‌ها آموزش داد،

39
00:05:16,296 --> 00:05:18,171
‫ولی می‌شه بخش‌هاییش رو
‫به هر کدومـشون یاد داد

40
00:05:18,172 --> 00:05:19,257
‫خوبه

41
00:05:20,133 --> 00:05:23,428
‫ولی بازم باید به صورت پیوسته
‫مدل‌های پسروی‌مون رو بروزرسانی کنیم

42
00:05:24,137 --> 00:05:25,679
‫کُنش‌های اجتماعی‌مون رو تصفیه کنیم

43
00:05:25,680 --> 00:05:28,266
‫تا بدونیم که داریم روی بخش‌های درستی نفوذ می‌ذاریم

44
00:05:28,933 --> 00:05:30,435
‫سرعت روندمون کافی نیست

45
00:05:35,023 --> 00:05:36,274
‫باید بیدار بمونیم

46
00:05:38,276 --> 00:05:40,737
‫یکی‌مون باید بیدار بمونه

47
00:05:41,446 --> 00:05:42,447
‫هری

48
00:05:44,908 --> 00:05:46,700
‫نبرد تو با میول‌ـه

49
00:05:46,701 --> 00:05:49,120
‫وظیفه منه که مطمئن بشم آماده هستیم

50
00:05:49,787 --> 00:05:51,497
‫هری. دهنش سرویس

51
00:05:53,333 --> 00:05:55,168
‫فقط یه راهی هست که امکان‌پذیر می‌شه

52
00:06:08,806 --> 00:06:10,433
‫یه سال دیگه می‌بینمت

53
00:06:45,000 --> 00:06:47,000
‫[چهار سال قبل]

54
00:06:56,896 --> 00:06:58,314
‫به خونه خوش اومدی، گیل

55
00:06:59,065 --> 00:07:00,108
‫تالیس کجاست؟

56
00:07:01,651 --> 00:07:06,864
‫تالیس چند سال پیش فوت کرد.
‫اون الان نخست سخنگوست

57
00:07:06,865 --> 00:07:08,741
‫اسمش پریم پالوره

58
00:07:14,122 --> 00:07:16,207
‫هری کجاست؟ چند سال گذشته؟

59
00:07:21,087 --> 00:07:23,339
‫از اولین چرخه بیداریت...

60
00:07:25,425 --> 00:07:27,552
‫۱۴۸ سال

61
00:07:42,650 --> 00:07:43,902
‫هری؟

62
00:07:48,072 --> 00:07:49,073
‫گیل

63
00:07:50,783 --> 00:07:53,535
‫درسته

64
00:07:53,536 --> 00:07:54,620
‫درسته

65
00:07:54,621 --> 00:07:56,164
‫چرا زودتر بیدارم نکردن؟

66
00:07:58,249 --> 00:08:02,085
‫وقت بیشتری نیاز داشتیم.
‫وقت تو ارزشمندتر از منه

67
00:08:02,086 --> 00:08:03,880
‫می‌تونستم کمک کنم

68
00:08:04,380 --> 00:08:07,216
‫می‌تونستیم یه مدتی جامون رو عوض کنیم،
‫نوبتی کار کنیم

69
00:08:07,217 --> 00:08:08,676
‫می‌تونستیم راهی پیدا کنیم که...

70
00:08:10,845 --> 00:08:12,430
‫همیشه خیلی از دست من عصبانی هستی

71
00:08:13,848 --> 00:08:16,601
‫خب، همیشه حقته

72
00:08:21,022 --> 00:08:22,023
‫میول؟

73
00:08:22,607 --> 00:08:24,442
‫نه. هنوز نه. به زودی

74
00:08:25,068 --> 00:08:26,152
‫ولی...

75
00:08:27,278 --> 00:08:30,698
‫چیزی به بحران سوم نمونده

76
00:08:31,366 --> 00:08:32,367
‫بیا

77
00:08:35,411 --> 00:08:36,411
‫این‌ها چی هستن؟

78
00:08:38,164 --> 00:08:39,332
‫من ساختمـشون

79
00:08:42,544 --> 00:08:46,672
‫سالوور، یانا، ریش

80
00:08:46,673 --> 00:08:49,592
‫این روزها اینجوری گذشته رو به یاد میارم

81
00:08:50,760 --> 00:08:53,721
‫دیگه نمی‌تونم واضح اینجا ببینمـشون

82
00:08:54,264 --> 00:08:55,932
‫ولی اینجا می‌تونم

83
00:08:58,685 --> 00:09:00,061
‫بیا، بیا

84
00:09:00,687 --> 00:09:02,313
‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

85
00:09:09,904 --> 00:09:13,907
‫برای اکثر زندگیم، باور داشتم اگه نقشه‌ام درست اجرا بشه،

86
00:09:13,908 --> 00:09:16,870
‫تاریکی رو کوتاه می‌کنه

87
00:09:19,706 --> 00:09:22,541
‫تو هیچوقت قرار نبود بخشی از بنیاد دوم باشی

88
00:09:22,542 --> 00:09:26,087
‫قرار بود چند قرن پیش بمیری. ولی الان اینجایی

89
00:09:28,464 --> 00:09:31,008
‫همه‌چیز رو از مسیر خارج کردی

90
00:09:31,009 --> 00:09:33,720
‫و یه جوری تونستی همه رو دوباره سر جاش برگردونی

91
00:09:35,388 --> 00:09:38,433
‫نمی‌شه همه‌اش تصادفی باشه

92
00:09:39,100 --> 00:09:42,729
‫یه اتفاقی داره اینجا می‌افته.
‫نمی‌تونم توضیحش بدم

93
00:09:45,148 --> 00:09:47,358
‫ولی می‌دونم تو در مرکزش هستی

94
00:09:51,404 --> 00:09:55,825
‫مسیر پیش‌رو مسیریه که می‌تونی تنهایی درش پا بذاری

95
00:09:57,285 --> 00:09:59,037
‫باهات خدافظی نمی‌کنم

96
00:10:00,747 --> 00:10:02,414
‫پس میگم پریم متن ستایشگریم رو بخونه

97
00:10:02,415 --> 00:10:03,875
‫هری

98
00:10:04,459 --> 00:10:07,128
‫ازش خوشت میاد. حالا...

99
00:10:30,068 --> 00:10:33,738
‫این تمام چیزیه که از هشت بحران می‌دونم

100
00:10:34,614 --> 00:10:39,576
‫تمام داده‌های خام، تمام افکارم، رازها

101
00:10:39,577 --> 00:10:43,665
‫ولی مهم‌ترینش اینه

102
00:10:44,666 --> 00:10:45,917
‫اینویکتوس

103
00:10:46,751 --> 00:10:49,254
‫اگه میول شکست بخوره،

104
00:10:49,837 --> 00:10:52,340
‫همه‌چیز به این مسیر میره

105
00:11:01,099 --> 00:11:02,225
‫فردا می‌بینمت

106
00:11:05,895 --> 00:11:07,313
‫خسته‌ام

107
00:11:08,773 --> 00:11:09,940
‫- فردا
‫- باشه

108
00:11:09,941 --> 00:11:11,067
‫- باشه
‫- آره

109
00:11:14,362 --> 00:11:15,572
‫مراقب باش

110
00:11:40,263 --> 00:11:41,598
‫بهش دروغ گفتی

111
00:11:47,770 --> 00:11:50,315
‫نتونستم تو صورتش نگاه کنم و خدافظی کنم

112
00:11:53,318 --> 00:11:54,610
‫اینجوری بهتره

113
00:11:54,611 --> 00:11:56,446
‫اگه من جای گیل بودم، مخالفت می‌کردم

114
00:12:06,998 --> 00:12:08,499
‫از این بابت مطمئنی؟

115
00:12:09,751 --> 00:12:11,669
‫اینجا مُردن برازنده است

116
00:12:15,131 --> 00:12:16,966
‫من رو به دنیای اونا برگردون

117
00:12:18,968 --> 00:12:20,970
‫یه رخصت دیگه بهم بده

118
00:12:22,180 --> 00:12:23,932
‫این بدن رخصتت بود

119
00:12:25,266 --> 00:12:27,435
‫و وقتی داشتیش
‫هر کاری تونستی کردی

120
00:12:34,943 --> 00:12:36,194
‫پس مطمئنم

121
00:12:48,623 --> 00:12:53,460
‫نه اسپیسر. نه موتور نجواگر

122
00:12:53,461 --> 00:12:54,879
‫نه دروازه پرش

123
00:12:55,547 --> 00:12:56,548
‫چطوری؟

124
00:12:58,466 --> 00:13:00,760
‫باهام بیا. بذار نشونت بدم

125
00:13:05,056 --> 00:13:09,644
‫سالوور گفت... گفت یکی می‌خواد
‫توی ماجرا دخیل باشم. چرا؟

126
00:13:10,395 --> 00:13:12,146
‫چون ما نمی‌تونیم

127
00:13:34,460 --> 00:13:35,461
‫هری؟

128
00:14:10,955 --> 00:14:11,956
‫رفته

129
00:14:14,417 --> 00:14:15,709
‫خدافظی نکرد

130
00:14:15,710 --> 00:14:17,670
‫ولی رفتنش رو حس کردم

131
00:14:24,093 --> 00:14:27,555
‫هنوز زبان اشاره رو یاد نگرفتم،
‫ولی می‌تونم دلشکستگی رو بفهمم

132
00:14:34,562 --> 00:14:38,358
‫هری رفته و می‌خوام یکی براش بسازم

133
00:14:39,108 --> 00:14:41,986
‫یکی از اون مجسمه‌هایی که می‌ساخت

134
00:14:54,916 --> 00:14:58,002
‫قبلاً مال خودش رو تراشیده. نه؟

135
00:15:06,135 --> 00:15:07,720
‫معلومه که این کار رو کرده

136
00:15:09,889 --> 00:15:12,182
‫هری خودش رو در تاریخ تراشیده بود

137
00:15:12,183 --> 00:15:14,768
‫و مسیری ساخته بود که ما دنبال کنیم

138
00:15:14,769 --> 00:15:17,229
‫باهم در اون مسیر قرار گذاشتیم

139
00:15:17,230 --> 00:15:20,441
‫من زبان پریم رو یاد گرفتم
‫و نقشه دوباره در مسیر قرار گرفت،

140
00:15:21,150 --> 00:15:23,152
‫ولی مبارزه تازه داشت شروع می‌شد

141
00:15:27,699 --> 00:15:30,910
‫بنیاد دوم کجاست؟

142
00:15:35,582 --> 00:15:38,459
‫میول پیداش شده. وقت‌مون تمومه

143
00:15:37,483 --> 00:15:41,483
‫[زمان حال]

144
00:15:44,966 --> 00:15:47,509
‫۱۵۲ سال قبل،

145
00:15:47,510 --> 00:15:51,263
‫دیدی که اگه بنیاد دومی شکل نگیره،

146
00:15:51,264 --> 00:15:54,558
‫کاملاً از نقشه سلدون منحرف می‌شیم

147
00:15:54,559 --> 00:15:58,521
‫ما نقشه رو به زور برگردوندیم

148
00:16:00,023 --> 00:16:05,653
‫بحران سوم داره دقیقاً در جایی که باید، شکل می‌گیره

149
00:16:07,780 --> 00:16:11,533
‫کالگان یه بحث دیگه است

150
00:16:11,534 --> 00:16:15,329
‫به محض اینکه میول تصاحبش کرد،

151
00:16:15,330 --> 00:16:18,291
‫رادیانت این کار رو کرد...

152
00:16:35,000 --> 00:16:38,000
‫[ترانتور]

153
00:16:57,580 --> 00:17:01,668
‫خب، اگه می‌تونه بدتر بشه، بهترم می‌شه

154
00:17:05,338 --> 00:17:06,339
‫درستش کن

155
00:17:07,090 --> 00:17:08,590
‫درست‌شدنی نیست

156
00:17:09,884 --> 00:17:11,761
‫حداقل نه با روان‌تاریخ‌نگاری

157
00:17:12,971 --> 00:17:14,430
‫نمی‌تونه کلاً اشتباه باشه؟

158
00:17:15,639 --> 00:17:18,560
‫گفتی پیشبینی‌ها اخیراً کمتر دقیق شدن

159
00:17:19,185 --> 00:17:21,686
‫باور دارم اون به خاطر یه چیز نامعلوم دیگه است

160
00:17:21,687 --> 00:17:24,898
‫یه چیزی برای سالیان سال
‫روی محاسبه سایه انداخته

161
00:17:25,441 --> 00:17:27,902
‫پس کالگانه. ریاستش عوض شده

162
00:17:28,695 --> 00:17:30,904
‫ممکن نیست یه اثر دومینویی ایجاد کرده باشه؟

163
00:17:30,905 --> 00:17:33,949
‫همیشه به نظر می‌رسید
‫که داریم به سمت پوچی میریم

164
00:17:33,950 --> 00:17:36,411
‫پوچی رو ببوسید، آقایون

165
00:17:46,921 --> 00:17:52,093
‫واسه یک قرن، این اسباب‌بازی
‫از اون اسباب‌بازی اطاعت کرده

166
00:17:52,927 --> 00:17:55,095
‫ما رو بنده تفاسیرش کرده

167
00:17:55,096 --> 00:17:58,433
‫که قرار بود کمک‌مون کنه جون‌مون رو حفظ کنیم

168
00:18:00,184 --> 00:18:02,228
‫خب، روز تسویه‌حساب‌مون مبارک باشه

169
00:18:05,231 --> 00:18:07,233
‫بگا رفتیم

170
00:18:09,986 --> 00:18:13,156
‫اگه کاریم داشتید، یه راهی پیدا کنید که نداشته باشید

171
00:18:23,708 --> 00:18:25,752
‫حتی خالی‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

172
00:18:30,340 --> 00:18:31,673
‫بعداً رایزنی می‌کنیم

173
00:18:31,674 --> 00:18:34,259
‫فعلاً به کسی دیگه نگید

174
00:18:34,260 --> 00:18:35,720
‫کسی نباید بدونه

175
00:18:38,890 --> 00:18:42,894
‫دمرزل. فکر کنم در این لحظه...

176
00:18:44,229 --> 00:18:46,814
‫می‌فهمم جای تو بودن چطوریه

177
00:18:48,066 --> 00:18:49,066
‫منظورت چیه امپراتور؟

178
00:18:49,067 --> 00:18:55,239
‫من ستیزه و مصالحه کردم و به دنبال حد وسط گشتم

179
00:18:55,240 --> 00:18:56,866
‫ظاهراً همه‌اش بیخودی بوده

180
00:18:59,744 --> 00:19:04,164
‫پس اگه در پایان یک زندگی کوتاه و بی‌فایده
‫دهن من مزه خاکستر بده،

181
00:19:04,165 --> 00:19:09,254
‫تو حتماً توی زندگی طولانی و بی‌فایده‌ات
‫طعم زرداب رو حس کنی

182
00:19:10,838 --> 00:19:13,048
‫شاید پایان رو خوش‌آیند می‌دونی

183
00:19:13,049 --> 00:19:17,010
‫اگه هیچ سلسله ژنتیکی‌ای برای حفظ کردن نباشه،

184
00:19:17,011 --> 00:19:20,640
‫تو می‌شی فقط یه دختر

185
00:19:21,266 --> 00:19:23,518
‫که یه جاده باز در مقابلش هست

186
00:19:29,566 --> 00:19:32,777
‫کار خاصی نیست که من انجام بدم، امپراتور

187
00:19:34,946 --> 00:19:38,616
‫دمرز، نمی‌تونی من رو از دست بدی. الان نه

188
00:19:39,200 --> 00:19:40,869
‫هر فنایی که در پیش باشه،

189
00:19:41,744 --> 00:19:47,041
‫به نفع همه است که من رو اینجا داشته باشن
‫تا در کنارتون باهاش مواجه بشیم

190
00:19:49,335 --> 00:19:52,589
‫واقعاً می‌خواید ده روز دیگه من رو بندازید بیرون؟

191
00:19:56,968 --> 00:19:57,969
‫لطفاً این کار رو نکنید

192
00:20:02,432 --> 00:20:05,143
‫درخواست شما به این معنیه که انگار من حق اظهار نظری
‫در این مسئله دارم

193
00:20:06,811 --> 00:20:10,106
‫ولی در کنار عملکردهای زیادم، من یک ساعت هستم

194
00:20:11,566 --> 00:20:16,821
‫ساعت عمر هر کلیانی.
‫و ساعتم دقیقه

195
00:20:23,700 --> 00:20:25,700
‫[کالگان]

196
00:20:56,778 --> 00:20:59,072
‫من میول هستم

197
00:21:01,032 --> 00:21:03,826
‫سفینه‌ام که بیرونه اسمش زبون‌سیاهه

198
00:21:05,328 --> 00:21:06,412
‫می‌دونم

199
00:21:08,414 --> 00:21:09,749
‫ترسناک به نظر میایم

200
00:21:12,001 --> 00:21:13,336
‫ولی بهتون قول میدم،

201
00:21:15,296 --> 00:21:16,798
‫عاشقم می‌شید

202
00:21:17,757 --> 00:21:21,678
‫همونطور که آرشیدوک‌تون
‫تو لحظات آخر عمرش شد

203
00:21:23,429 --> 00:21:25,640
‫حالا، نیم‌وجبی کجاست؟

204
00:21:27,141 --> 00:21:28,434
‫کجاست؟

205
00:21:32,939 --> 00:21:33,939
‫اسمت چیه؟

206
00:21:33,940 --> 00:21:35,357
‫اسکرلت، قربان

207
00:21:35,358 --> 00:21:38,528
‫پدرم اینجوری صدام می‌کرد. کالگانیـه

208
00:21:39,237 --> 00:21:40,530
‫معنیش می‌شه «نون رولی کوچولو»

209
00:21:41,114 --> 00:21:42,740
‫چه اسم شرافتمندانه‌ای

210
00:21:43,658 --> 00:21:45,993
‫و خواهش می‌کنم، هیچوقت بهم نگو قربان

211
00:21:45,994 --> 00:21:47,704
‫میولِ کافی بسه

212
00:21:49,038 --> 00:21:51,165
‫خب اسکرلت...

213
00:21:53,751 --> 00:21:54,752
‫تو عاشق میول هستی؟

214
00:21:56,212 --> 00:21:57,422
‫بیشتر از هر چیزی

215
00:22:00,216 --> 00:22:02,635
‫بیشتر از هر چیزی

216
00:22:06,639 --> 00:22:10,768
‫همونطور که شنیدین،
‫من می‌تونم مردم رو وادار کنم

217
00:22:12,562 --> 00:22:13,980
‫علایق‌شون رو عوض کنم

218
00:22:15,231 --> 00:22:20,987
‫ولی کار سختیه و به انضباط خاصی از طرف من نیاز داره

219
00:22:21,988 --> 00:22:25,742
‫خوشبختانه، یاد گرفتم که نیاز نیست
‫همه رو قانع کنم

220
00:22:26,826 --> 00:22:30,246
‫می‌تونم از روش نمایش یه سری‌ها رو قانع کنم

221
00:22:31,372 --> 00:22:33,582
‫بقیه افرادی هم که شاهد این نوکیشی‌ها هستن

222
00:22:33,583 --> 00:22:37,212
‫راحت... به کیشِ من روی میارن

223
00:22:38,254 --> 00:22:41,549
‫خب اسکرلت

224
00:22:42,759 --> 00:22:45,553
‫می‌خوای نشون بدی نوکیشی چطوریه؟

225
00:22:46,054 --> 00:22:47,679
‫بیشتر از هر چیزی

226
00:22:47,680 --> 00:22:48,973
‫آره

227
00:22:49,724 --> 00:22:50,725
‫بیا

228
00:22:54,479 --> 00:22:55,480
‫بفرمایید

229
00:23:12,163 --> 00:23:13,164
‫می‌دونی این چیه؟

230
00:23:13,790 --> 00:23:14,831
‫مال پدرمه

231
00:23:14,832 --> 00:23:16,500
‫می‌ذاشت باهاش بازی کنی؟

232
00:23:16,501 --> 00:23:18,752
‫نه. می‌گفت خیلی خطرناکه

233
00:23:18,753 --> 00:23:19,962
‫درست هم میگه

234
00:23:19,963 --> 00:23:24,676
‫نباید به طرف دیگران بگیریش
‫و هرگز به سمت خودت نگیرش

235
00:23:26,594 --> 00:23:28,971
‫ولی زیبایی نوکیشی همینه

236
00:23:28,972 --> 00:23:33,726
‫وقتی وارد ذهنت بشم،
‫می‌تونم هر تصویری که می‌خوام بکشم

237
00:23:34,852 --> 00:23:38,397
‫فقط یه ضربه براش کوچیک لازمه که ذهن تحریک بشه

238
00:23:38,398 --> 00:23:43,069
‫و یهو ببینی قانع هستی تا کاری رو بکنی...

239
00:23:44,737 --> 00:23:45,864
‫که می‌دونی نباید بکنی

240
00:23:48,783 --> 00:23:51,619
‫چیزی نیست، نون رولی کوچولو

241
00:23:53,788 --> 00:23:54,789
‫برش دار

242
00:23:58,668 --> 00:23:59,668
‫سنگینه

243
00:23:59,669 --> 00:24:00,795
‫وای نه

244
00:24:02,755 --> 00:24:04,340
‫خیلی سنگینه که بذاریش روی سرت؟

245
00:24:14,100 --> 00:24:15,518
‫دختر...

246
00:24:17,770 --> 00:24:19,063
‫به پدرش میره

247
00:24:19,898 --> 00:24:21,983
‫میی‌خوای ماشه رو بکشی، اسکرلت؟

248
00:24:22,483 --> 00:24:23,942
‫بیشتر از هر چیزی

249
00:24:23,943 --> 00:24:26,571
‫بیشتر از هر چیزی!

250
00:24:28,281 --> 00:24:29,866
‫پس با شماره سه بکش

251
00:24:33,119 --> 00:24:34,120
‫یک

252
00:24:37,040 --> 00:24:38,041
‫دو

253
00:24:39,876 --> 00:24:40,876
‫سه

254
00:24:49,219 --> 00:24:50,803
‫فکر کردین من هیولام؟

255
00:24:56,684 --> 00:24:58,019
‫زیبایی نوکیشی همینه

256
00:25:06,611 --> 00:25:09,531
‫بدش، اسکرلت. بدش

257
00:25:12,200 --> 00:25:14,702
‫می‌تونی یه وقت دیگه به خودت شلیک کنی. قول میدم

258
00:25:16,287 --> 00:25:17,539
‫قول میدم

259
00:25:21,459 --> 00:25:22,460
‫بخور

260
00:25:31,761 --> 00:25:33,263
‫همه‌تون عاشقم می‌شید

261
00:25:37,058 --> 00:25:38,810
‫و بعد از مدت کوتاهی...

262
00:25:42,564 --> 00:25:44,357
‫بقیه کهکشان هم عاشقم می‌شه

263
00:25:49,863 --> 00:25:52,365
‫خب، من سکه ندارم، ولی...

264
00:25:49,000 --> 00:25:51,000
‫[سربازخانه کلاویگر]

265
00:25:55,159 --> 00:25:56,243
‫منصفانه نیست

266
00:25:56,244 --> 00:25:57,578
‫هی، اگه می‌خوای بری خونه‌تون

267
00:25:57,579 --> 00:26:01,415
‫تو هم عتیقه‌جات بیاری،
‫مثل اینی که فکر کنم یه قندانه،

268
00:26:01,416 --> 00:26:02,708
‫جلوت رو نمی‌گیرم

269
00:26:02,709 --> 00:26:05,545
‫دمرزل می‌دونه داری ارثیه خانوادگی رو قمار می‌کنی؟

270
00:26:06,462 --> 00:26:07,582
‫خب، ببینیم چطور می‌شه

271
00:26:15,430 --> 00:26:18,432
‫ممکنه خانواده حقیر بنده
‫در حال به دست آوردن یه قندان جدید باشه؟

272
00:26:18,433 --> 00:26:20,184
‫به اون آسونی‌ها نیست

273
00:26:28,860 --> 00:26:30,277
‫حالا به دستش آوردی

274
00:26:30,278 --> 00:26:31,987
‫یالا. دوباره بچین

275
00:26:31,988 --> 00:26:33,748
‫توی قصر کلی چیزهای خوشگل دیگه هست

276
00:26:33,772 --> 00:26:43,772
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

277
00:26:55,470 --> 00:26:56,763
‫هاگ

278
00:26:58,348 --> 00:26:59,432
‫امتحانش کن

279
00:27:00,391 --> 00:27:01,475
‫دستت درد نکنه

280
00:27:01,476 --> 00:27:04,771
‫آفرین. می‌کشتت

281
00:27:07,607 --> 00:27:09,067
‫سیگنت می‌خواد باهاش بازی کنه

282
00:27:09,901 --> 00:27:11,236
‫دوباره دکتر رو دیدیم

283
00:27:12,237 --> 00:27:13,655
‫وضعش تغییری نداشته، ولی...

284
00:27:15,365 --> 00:27:18,200
‫باور کن، مصممه که سالی که داره رو

285
00:27:18,201 --> 00:27:20,619
‫با تمام توان و قوا زندگی کنه

286
00:27:20,620 --> 00:27:23,331
‫- کاش می‌تونستم کاری...
‫- می‌دونم

287
00:27:29,087 --> 00:27:31,005
‫یه داون جدید قراره بیاد

288
00:27:32,131 --> 00:27:33,675
‫چیزی نمونده

289
00:27:34,842 --> 00:27:36,135
‫نوزادها شگفت‌انگیزن

290
00:27:38,304 --> 00:27:39,304
‫عاشقش می‌شی

291
00:27:39,305 --> 00:27:43,685
‫تلاشم رو می‌کنم. یا باید از روی زانوم بلندش کنم
‫یا از روی دیوارها. تا ببینیم چی می‌شه

292
00:27:45,645 --> 00:27:47,647
‫بیخیال. اون خودتی

293
00:27:48,314 --> 00:27:49,815
‫کاملاً مطمئنم می‌تونی عاشق خودت باشی

294
00:27:49,816 --> 00:27:50,900
‫خب...

295
00:27:53,695 --> 00:27:55,029
‫ادامه بدید. بازی کنید

296
00:27:55,697 --> 00:27:57,906
‫فقط هیچکدوم از وسایل من رو ندزدین

297
00:27:57,907 --> 00:28:00,660
‫می‌تونم بدم دل و روده همه‌تون رو در بیارن

298
00:28:02,787 --> 00:28:08,084
‫می‌تونی میراث خودت رو پس بزنی،
‫ولی به ندرت می‌تونی ازش فرار کنی

299
00:28:09,961 --> 00:28:11,503
‫اون سمت کهکشان،

300
00:28:11,504 --> 00:28:15,382
‫میراث هوبر مالو راه خودش رو
‫به کتاب‌های تاریخ باز کرده بود

301
00:28:15,383 --> 00:28:19,053
‫بعد از اینکه در بحران دوم ضربه‌ای به امپراتوری وارد کرد

302
00:28:22,765 --> 00:28:26,644
‫نوادگان هوبر اتحادیه تجّار رو تاسیس کردن

303
00:28:28,229 --> 00:28:31,148
‫ولی آخرین نواده شجره‌شون، توران مالو،

304
00:28:31,149 --> 00:28:33,317
‫نمی‌خواست ربطی به تجّار داشته باشه

305
00:28:33,318 --> 00:28:34,819
‫یا بحران بعدی

306
00:28:38,239 --> 00:28:42,659
‫گرچه میول، بلده چطوری همه رو وارد مدارش کنه

307
00:28:42,660 --> 00:28:44,412
‫به هر شکلی که شده

308
00:28:52,879 --> 00:28:53,880
‫باتن؟

309
00:28:54,547 --> 00:28:56,716
‫راهزنه نور خورشیدمون رو دزدید

310
00:29:00,762 --> 00:29:03,138
‫بله، جدید عروس دوماد

311
00:29:03,139 --> 00:29:04,224
‫تازه عروس و داماد

312
00:29:04,807 --> 00:29:07,601
‫یعنی تازه ازدواج کردیم. یه سنت قدیمیه

313
00:29:07,602 --> 00:29:08,936
‫می‌خوایم دوباره باشکوهش کنیم

314
00:29:08,937 --> 00:29:10,817
‫به زودی دلت می‌خواد ازدواج کنی

315
00:29:11,397 --> 00:29:12,899
‫مشتاقش هستم

316
00:29:13,608 --> 00:29:15,151
‫چی براتون بیارم، آقای مالو؟

317
00:29:15,860 --> 00:29:18,487
‫من و عروسم این ویلا رو انتخاب کردیم
‫که کسی مزاحم ما نشه

318
00:29:18,488 --> 00:29:22,991
‫و یهویی می‌بینیم که سایه کودتا آزارمون داده

319
00:29:22,992 --> 00:29:24,661
‫صمیمانه عذرخواهی می‌کنم

320
00:29:26,162 --> 00:29:27,246
‫می‌شه جابجاش کنید؟

321
00:29:27,247 --> 00:29:32,001
‫خب، آقای مالو، زبون‌سیاه مال میول هستش

322
00:29:32,502 --> 00:29:33,544
‫اعمال سیاسیش...

323
00:29:33,545 --> 00:29:35,305
‫- همون کودتا خوبه
‫- کودتا رو ترجیح میدیم

324
00:29:36,005 --> 00:29:40,343
‫کودتاش به هرحال مایه آزارهایی می‌شه

325
00:29:42,303 --> 00:29:43,971
‫شاید شما بتونید...

326
00:29:43,972 --> 00:29:45,098
‫بله؟

327
00:29:45,765 --> 00:29:47,724
‫شاید جابجا کردن حوله‌های شما

328
00:29:47,725 --> 00:29:51,187
‫راحت‌تر از جابجا کردن سفینه باشه، درسته؟

329
00:29:52,772 --> 00:29:56,568
‫توری، این مرد نابغه است

330
00:29:57,235 --> 00:29:59,653
‫البته، می‌شه یه تیم از افراد رو بفرستی کمک؟

331
00:29:59,654 --> 00:30:02,574
‫آخه این حوله یکم بافت سنگینی داره

332
00:30:10,540 --> 00:30:11,958
‫فهمیدم. به خاطر اسکاترها میگید

333
00:30:12,500 --> 00:30:13,500
‫آفرین

334
00:30:13,501 --> 00:30:15,085
‫- خیلی خوب بودی
‫- آره

335
00:30:15,086 --> 00:30:16,296
‫ممنون که بازی کردی

336
00:30:18,298 --> 00:30:20,633
‫به خونه خوش اومدین. نوشیدنی درست کنم؟

337
00:30:21,134 --> 00:30:22,594
‫مثل همیشه، عزیزدلم

338
00:30:24,095 --> 00:30:26,347
‫واقعاً از صدای سفینه جدید خوشم میاد

339
00:30:27,807 --> 00:30:30,602
‫خیلی جسارت داره. اسمش رو می‌ذارم عزیزدل

340
00:30:31,769 --> 00:30:34,189
‫عاشقشم. اصلاً گیج‌کننده نیست

341
00:30:35,356 --> 00:30:37,399
‫امروز اسکاترها تصاویر معرکه‌ای توی ساحل ازمون گرفتن

342
00:30:37,400 --> 00:30:40,235
‫ظاهراً مکان‌های کودتا جای خوبی واسه دیده شدنه

343
00:30:40,236 --> 00:30:41,653
‫مفرح اما مهلکه

344
00:30:41,654 --> 00:30:43,156
‫نوشیدنی‌تون حاضره

345
00:30:46,409 --> 00:30:49,495
‫عاشقتم توری. عاشق زندگیم با تو هستم

346
00:30:50,330 --> 00:30:52,372
‫منم همینطور عزیزدلم

347
00:30:52,373 --> 00:30:53,625
‫ممنون

348
00:30:59,756 --> 00:31:02,759
‫فکر می‌کنی این ماجرای کودتا
‫ربطی به تجار داره؟

349
00:31:03,718 --> 00:31:06,179
‫کیه که بدونه. سیاسته دیگه

350
00:31:06,846 --> 00:31:10,225
‫بازیکنان همیشه همون قبلی‌هان،
‫فقط سفینه‌ها شکلـشون فرق داره

351
00:31:11,643 --> 00:31:14,020
‫کاش همه بخشی از یک چیز بودن

352
00:31:15,480 --> 00:31:16,980
‫عموم براش مهمه

353
00:31:16,981 --> 00:31:19,149
‫تا وقتی عموت خوبیِ وجودت رو نبینه،

354
00:31:19,150 --> 00:31:21,026
‫برام مهم نیست نظرش درباره هرچیزی چی باشه

355
00:31:21,027 --> 00:31:22,320
‫تو هم نباید برات مهم باشه

356
00:31:28,409 --> 00:31:30,370
‫خبر خوش. مهمون داریم

357
00:31:33,581 --> 00:31:35,291
‫ماساژ مجانی

358
00:31:36,042 --> 00:31:39,461
‫بهت می‌خوره دست‌های محکمی داشته باشی

359
00:31:39,462 --> 00:31:41,171
‫درسته

360
00:31:41,172 --> 00:31:43,507
‫شما کی هستی؟

361
00:31:43,508 --> 00:31:47,053
‫من سروان هان پریچر هستم.
‫تو بخش اطلاعات بنیاد کار می‌کنم

362
00:31:48,012 --> 00:31:49,430
‫من شیکرِ کوکتل رو میارم

363
00:31:50,473 --> 00:31:52,641
‫وقتی من توی این اتاق باشم
‫هیچکدوم از اسکاترهاتون کار نمی‌کنه

364
00:31:52,642 --> 00:31:54,185
‫متوجهید؟

365
00:31:56,896 --> 00:31:57,897
‫آره

366
00:31:58,481 --> 00:31:59,566
‫می‌دونی، عجیبه

367
00:32:00,233 --> 00:32:03,735
‫در مواقع نادری که به کسی میگم کی هستم،

368
00:32:03,736 --> 00:32:05,153
‫معمولاً ازم وحشت می‌کنن

369
00:32:05,154 --> 00:32:06,446
‫چرا وحشت کنیم؟

370
00:32:06,447 --> 00:32:08,783
‫خب، دلیل اولش می‌تونه این باشه که توی منطقه جنگی لنگر انداختین

371
00:32:09,659 --> 00:32:11,077
‫هنوز جنگ در جریانه

372
00:32:11,995 --> 00:32:12,996
‫بمب‌بارون

373
00:32:17,375 --> 00:32:18,667
‫از کودتا چی می‌دونید؟

374
00:32:18,668 --> 00:32:22,546
‫می‌دونیم کار یکی به نام میول هستش.
‫اسمِ دَرخوری داره. الاغ کله‌شقیـه

375
00:32:22,547 --> 00:32:26,425
‫اسم سفینه‌اش زبون‌سیاهه،
‫که خیلی تصور جالبی نداره

376
00:32:26,426 --> 00:32:29,344
‫درسته. آدم مطبوعی نیست

377
00:32:29,345 --> 00:32:33,348
‫و به طرز جالبی، رسیدن بهش سخته

378
00:32:33,349 --> 00:32:36,852
‫توران، فکر کنم داریم استخدام می‌شیم

379
00:32:36,853 --> 00:32:40,732
‫سروان، خودت می‌دونی عموی من رندو مالوست

380
00:32:41,482 --> 00:32:42,566
‫اگه موقع جاسوسی واسه تو مچ‌مون رو بگیرن،

381
00:32:42,567 --> 00:32:44,736
‫همه فکر می‌کنن تجار تو ماجرا نقش دارن

382
00:32:50,742 --> 00:32:53,578
‫که ایندبور و بقیه رهبری بنیاد رو تحت پوشش قرار میده

383
00:32:56,331 --> 00:32:57,998
‫میول واقعاً اونقدر خطرناکه؟

384
00:32:57,999 --> 00:32:59,833
‫داشتیم توی ماه‌عسل‌مون خیلی تفریح می‌کردیم

385
00:32:59,834 --> 00:33:01,335
‫به خاطر اینکه خیلی مشغول ژست گرفتن هستید

386
00:33:01,336 --> 00:33:03,420
‫که بفهمید بقیه کالگان داره خونریزی می‌کنه

387
00:33:03,421 --> 00:33:05,297
‫وقتی پاشنه میول روی گردنشه

388
00:33:05,298 --> 00:33:06,591
‫متوجه هستیم

389
00:33:08,301 --> 00:33:11,179
‫ولی حسش می‌کنید؟
‫هوا فاسد شده

390
00:33:11,846 --> 00:33:13,263
‫مردم معمولی نفس‌شون رو حبس کردن

391
00:33:13,264 --> 00:33:15,024
‫و دارن می‌بینن که به خونه همسایه‌شون هجوم برده می‌شه

392
00:33:15,642 --> 00:33:17,362
‫جناب، اگه می‌خوای زنم رو بترسونی...

393
00:33:18,311 --> 00:33:19,519
‫نه

394
00:33:19,520 --> 00:33:21,689
‫خیلی پولدارید که واقعاً بترسید

395
00:33:22,815 --> 00:33:24,150
‫خیلی ناشی و همدست هستید

396
00:33:25,568 --> 00:33:27,904
‫واسه همین وقتی سوار سفینه‌تون شدم
‫براتون مهم نبود

397
00:33:29,113 --> 00:33:32,032
‫و اینکه چرا صدای چکمه‌های نظامی‌ای که همیشه می‌شنوید

398
00:33:32,033 --> 00:33:33,617
‫انگار دارن چند تا خیابون اون‌ورتر

399
00:33:33,618 --> 00:33:36,496
‫با اون آدم‌های دیگه رژه میرن

400
00:33:37,330 --> 00:33:38,373
‫درخواستت چیه؟

401
00:33:39,415 --> 00:33:41,459
‫معمولاً، این دیکتاتورهای بالقوه،

402
00:33:42,001 --> 00:33:45,170
‫وقتی یه سیاره رو تصاحب می‌کنن،
‫چند روزی استراحت می‌کنن

403
00:33:45,171 --> 00:33:47,214
‫میول می‌خواد چیزی رو ثابت کنه

404
00:33:47,215 --> 00:33:48,715
‫هنوز تحت محافظته

405
00:33:48,716 --> 00:33:50,677
‫ولی عاشق عیش و نوششـه

406
00:33:51,302 --> 00:33:53,346
‫امشب پارتی گرفته

407
00:33:54,514 --> 00:33:59,768
‫که شخصیت‌های کهکشانی محبوب
‫توران و بیتا توی لیست مهمون‌ها هستن

408
00:33:59,769 --> 00:34:03,648
‫بیتا، فکر کنم سروان می‌خواد همراه ما بیاد

409
00:34:08,193 --> 00:34:10,071
‫می‌دونی هری سلدون کی بوده؟

410
00:34:10,655 --> 00:34:11,656
‫نه

411
00:34:12,323 --> 00:34:15,952
‫چند قرنه که مُرده،
‫ولی هر از چند گاهی دوباره پیداش می‌شه

412
00:34:17,620 --> 00:34:20,913
‫گفت امپراتوری داره خودش رو
‫به لبه پرتگاه می‌رسونه

413
00:34:20,914 --> 00:34:25,835
‫ما هم پرتگاه رو طولانی کردیم،
‫ولی به مسیر هم ادامه دادیم

414
00:34:25,836 --> 00:34:27,463
‫و ماجرای جدید اینه که

415
00:34:29,256 --> 00:34:33,010
‫ظرف چند هفته متوجه می‌شیم
‫که همه‌چیز کِی تموم می‌شه

416
00:34:43,813 --> 00:34:45,398
‫به زودیـه

417
00:34:45,981 --> 00:34:47,609
‫چطور ممکنه کسی این رو بدونه؟

418
00:34:48,735 --> 00:34:52,280
‫چون هری سلدون فهمید چطوری آینده رو بخونه

419
00:34:53,781 --> 00:34:56,200
‫بعد به ما هم یادش داد

420
00:34:59,704 --> 00:35:00,871
‫تو هم باورش داری؟

421
00:35:00,872 --> 00:35:02,581
‫اون‌ها باور دارن

422
00:35:02,582 --> 00:35:05,501
‫برادرهام غرور کافی دارن
‫که فکر کنن می‌تونن مانعش بشن

423
00:35:06,127 --> 00:35:07,128
‫من فکر نمی‌کنم

424
00:35:08,129 --> 00:35:11,466
‫در هر حال، اوضاع قراره خیلی بد بشن

425
00:35:12,425 --> 00:35:15,637
‫منم نمی‌خوام اون موقع اینجا باشم

426
00:35:17,847 --> 00:35:19,807
‫می‌خوام برم مایکوژن

427
00:35:21,976 --> 00:35:24,354
‫می‌خوام جایی که تو رو درست کرده رو ببینم

428
00:35:27,649 --> 00:35:28,691
‫بله؟

429
00:35:30,276 --> 00:35:32,654
‫می‌شه خصوصی باهات صحبت کنم؟

430
00:35:33,488 --> 00:35:34,489
‫نه

431
00:35:35,073 --> 00:35:37,492
‫- میرم
‫- نه، اینجا خونه تو هم هست

432
00:35:38,409 --> 00:35:40,537
‫خانم می‌مونه

433
00:35:41,287 --> 00:35:44,749
‫باشه. می‌تونه عذرخواهیم رو بشنوه

434
00:35:57,303 --> 00:36:00,765
‫همیشه به رادیانت و وابستگی ما بهش بی‌اعتماد بودی

435
00:36:02,183 --> 00:36:04,435
‫حالا می‌فهمم که حق داشتی

436
00:36:05,186 --> 00:36:06,312
‫و متأسفم

437
00:36:07,647 --> 00:36:09,399
‫صلح‌دهنده بزرگ

438
00:36:11,484 --> 00:36:14,612
‫خوبه که هر از گاهی هم لطفت نصیب ما بشه

439
00:36:16,281 --> 00:36:17,865
‫خب، می‌خوام کمک کنم

440
00:36:17,866 --> 00:36:20,284
‫وزن این ماجرا نباید روی شونه‌های تو باشه

441
00:36:20,285 --> 00:36:24,831
‫تو هم که در هر صورت نمی‌خوایش،
‫پس بذار من برات به دوش بکشمش

442
00:36:26,374 --> 00:36:28,251
‫می‌دونی، وقتی رانش شروع شد و...

443
00:36:29,669 --> 00:36:32,839
‫دیدیم که نزول شناختی زودتر شروع می‌شه،

444
00:36:33,756 --> 00:36:36,885
‫یک دِی زمانش رو تنظیم کرد

445
00:36:37,594 --> 00:36:42,931
‫رشته حیات رو واسه همه‌مون کوتاه‌تر کرد

446
00:36:42,932 --> 00:36:44,350
‫پس...

447
00:36:45,935 --> 00:36:48,021
‫دِی می‌تونه دوباره تنظیمش کنه

448
00:36:51,858 --> 00:36:57,113
‫بذاره رشته چند ماه تابیده بشه

449
00:36:59,574 --> 00:37:01,326
‫تا وقتی به این مسئله رسیدگی بشه

450
00:37:04,537 --> 00:37:06,664
‫ما همه بازیگرهای خیلی خوبی هستیم، نه؟

451
00:37:08,082 --> 00:37:09,918
‫حیف شد هیچوقت روی استیج نرفتیم

452
00:37:14,339 --> 00:37:15,673
‫اول به دمرزل گفتی؟

453
00:37:17,383 --> 00:37:19,844
‫اگه سینه‌خیز اومدی سراغ من حتماً بهت جواب منفی داده

454
00:37:22,680 --> 00:37:27,060
‫زودتر عروج می‌کنیم
‫چون ذهن‌مون زودتر منحط می‌شه

455
00:37:27,769 --> 00:37:31,189
‫اگه حسش غیرطبیعیه، بهتر

456
00:37:32,440 --> 00:37:34,442
‫ما هیچی‌مون طبیعی نیست

457
00:37:36,194 --> 00:37:38,947
‫ما عروسک پارچه‌ای‌هایی هستیم
‫که لباس شاه به تن کردن

458
00:37:39,989 --> 00:37:41,157
‫هیولاییم

459
00:37:48,122 --> 00:37:49,123
‫ببین

460
00:37:50,959 --> 00:37:51,960
‫می‌بینی؟

461
00:37:52,835 --> 00:37:55,338
‫عملکرد نانیت‌های خودی رو ببین

462
00:38:11,563 --> 00:38:12,564
‫بفرما

463
00:38:13,690 --> 00:38:16,985
‫عروسک پارچه‌ای دوباره بخیه خورد

464
00:38:30,290 --> 00:38:32,125
‫دِی نمیاد، نه؟

465
00:38:32,876 --> 00:38:34,752
‫فکر نکنم، امپراتور

466
00:38:37,171 --> 00:38:38,630
‫کی مُرده؟

467
00:38:38,631 --> 00:38:41,634
‫هر احترام زورکی‌ای که واسه دِی داشتم

468
00:38:42,594 --> 00:38:44,095
‫برای برادرم لباس تمیز بیارید

469
00:38:45,221 --> 00:38:47,890
‫امیدوارم جایگزین قابل‌قبولی باشم

470
00:38:47,891 --> 00:38:51,519
‫می‌دونستم به خاطر سنت یا وظیفه نمیاد، ولی...

471
00:38:53,229 --> 00:38:56,441
‫یه بخش کودکانه‌ای ازم امید داشت
‫که از روی مهربونی به مراسم جامه‌پوشانی بیاد

472
00:38:57,108 --> 00:38:58,484
‫حقت بهتر از این‌هاست

473
00:39:00,486 --> 00:39:03,406
‫کلیانی که من رو به دِی جامه پوشاند
‫بیشتر مثل پدر بود تا برادر

474
00:39:05,116 --> 00:39:07,827
‫وقتی تاج و تخت مرکزی رو بهم تحویل داد
‫مراقب بود

475
00:39:10,496 --> 00:39:13,875
‫وقتی من برای برادرمون جامه پوشاندم،
‫می‌دونستم مقصدش فاجعه است

476
00:39:17,545 --> 00:39:20,423
‫ولی باعث افتخارم می‌شه که جامه رو بهت تحویل بدم

477
00:39:24,093 --> 00:39:26,428
‫من و سفیر کوئنت امشب می‌خوایم نوشیدنی بخوریم

478
00:39:26,429 --> 00:39:28,014
‫می‌خوام بهمون ملحق بشی

479
00:39:29,432 --> 00:39:31,058
‫دوست خوبی برام بوده

480
00:39:31,059 --> 00:39:32,310
‫موافقم

481
00:39:33,728 --> 00:39:37,815
‫و اگه زمانـمون واقعاً کوتاه باشه،
‫خوب می‌شه که در پایان دوست داشته باشیم

482
00:39:39,067 --> 00:39:40,568
‫من ادامه میدم...

483
00:39:41,528 --> 00:39:43,404
‫که تو این روزهای آخر هرچی می‌تونم برات فراهم کنم

484
00:39:44,364 --> 00:39:46,114
‫کمکت می‌کنم با کوئنت گرم بگیری

485
00:39:46,115 --> 00:39:47,200
‫و...

486
00:39:48,701 --> 00:39:51,120
‫یه کادوی دیگه هست که به هیچکس نگفتم چیه

487
00:39:51,746 --> 00:39:53,164
‫چیه؟

488
00:39:57,627 --> 00:39:59,128
‫وقتی زمانش مناسب بود میگم

489
00:40:00,380 --> 00:40:02,214
‫دمرزل قطعاً می‌دونه

490
00:40:02,215 --> 00:40:06,510
‫نه. تنها چیزیه که به دمرزل نگفتم

491
00:40:06,511 --> 00:40:09,264
‫یه چیزیه که تحت هر شرایطی،
‫ازت محافظت می‌کنه

492
00:40:11,891 --> 00:40:15,353
‫یک داون امروز جامه می‌پوشانه

493
00:40:16,020 --> 00:40:19,357
‫خورشیدی تابناک در آسمان لاجوردی

494
00:40:21,401 --> 00:40:28,074
‫باشد که خردت با خشم بجوشد
‫و امیدت مدت‌ها امپراتوری را از درون روشن کند

495
00:40:29,534 --> 00:40:30,785
‫ممنون

496
00:40:34,873 --> 00:40:35,874
‫اندازه است

497
00:40:39,586 --> 00:40:43,005
‫مدت زیادی برنامه نداشتم ازش استفاده کنم،

498
00:40:43,006 --> 00:40:47,593
‫ولی اتفاقات اخیر برنامه زمانی‌مون رو جلو انداخته

499
00:40:47,594 --> 00:40:51,305
‫همه‌چیز طبق درخواست شماست، امپراتور

500
00:40:51,306 --> 00:40:53,765
‫خب، پس من می‌تونم از استیج بیرون برم،

501
00:40:53,766 --> 00:40:55,935
‫اطمینان حاصل کنم که حاکمیتِ داون قوی باشه

502
00:40:57,103 --> 00:40:58,187
‫اگه جواب بده

503
00:41:01,232 --> 00:41:03,276
‫جواب میده؟

504
00:41:03,902 --> 00:41:08,364
‫با نام و شکوه شما، بله امپراتور

505
00:41:08,990 --> 00:41:11,909
‫نوواکولا بی‌ماننده

506
00:41:11,910 --> 00:41:14,037
‫یک بمب سیاهچاله‌ای

507
00:41:14,787 --> 00:41:20,043
‫قدرتی که مهار می‌کنیم
‫از چرخش لجام گسیخته هیولا میاد

508
00:41:20,668 --> 00:41:26,674
‫هر ثانیه که اینجا ایستادیم،
‫هیولا صدها بار چرخیده

509
00:41:29,219 --> 00:41:32,679
‫از سیاهچاله نمی‌شه فرار کرد

510
00:41:32,680 --> 00:41:37,727
‫درونش، زمان و فضا شکسته شدن

511
00:41:38,478 --> 00:41:42,439
‫ولی ناحیه پیرامونی، ارگوسفره،

512
00:41:42,440 --> 00:41:46,777
‫که می‌شه سوراخ و مهارش کرد

513
00:41:46,778 --> 00:41:50,114
‫اشعه‌های الکترومغناطیسی به خوردش میدیم،

514
00:41:50,657 --> 00:41:54,576
‫فوتون‌ها رو، قطرات نوری که فضا رو بُرش میدن

515
00:41:54,577 --> 00:41:57,163
‫با گرمایی که نمی‌تونیم تصورش کنیم

516
00:41:57,872 --> 00:42:00,499
‫به حالت خدایی برگشتن

517
00:42:00,500 --> 00:42:03,586
‫ولی هر ثانیه جمع می‌شن و آماده‌ان

518
00:42:04,337 --> 00:42:10,884
‫بعدش، لمس‌شده با آتش دزدی
‫و انرژی ابردرخشان،

519
00:42:10,885 --> 00:42:15,847
‫با نیرویی تحمل‌ناپذیر به سرتاسر گستره می‌رسیم

520
00:42:15,848 --> 00:42:17,267
‫مشاهده کنید

521
00:42:56,931 --> 00:42:59,474
‫چقدر از چیزی که بود از بین رفته؟

522
00:42:59,475 --> 00:43:01,144
‫هیچی از بین نرفته

523
00:43:01,936 --> 00:43:05,940
‫پابرجاست. ولی برای همیشه تغییر کرده

524
00:43:07,859 --> 00:43:11,362
‫خشنودم کردی

525
00:43:12,447 --> 00:43:17,035
‫مردم خواهند فهمید که مرگ رو در دستان شما قرار دادم

526
00:43:19,329 --> 00:43:21,122
‫این یک بازدارنده است

527
00:43:21,748 --> 00:43:23,665
‫استفاده ازش تحت شرایط کاملاً خار‌ق‌العاده

528
00:43:23,666 --> 00:43:26,294
‫فقط به دست داون هست

529
00:43:27,754 --> 00:43:31,466
‫ولی خارق‌العاده ممکنه پیش‌رو باشه

530
00:43:37,430 --> 00:43:41,183
‫خب، فرصت کردی با ایندبور صحبت کنی،

531
00:43:41,184 --> 00:43:45,647
‫یا مشغول شکر ریختن روی ژتون‌های کازینوی کالگانه؟

532
00:43:46,814 --> 00:43:48,899
‫تأیید کردم که سقوط کالگان

533
00:43:48,900 --> 00:43:51,693
‫بنیاد رو کاملاً غافلگیر کرده

534
00:43:51,694 --> 00:43:53,362
‫ایندبور هیچی نمی‌دونه

535
00:43:53,363 --> 00:43:55,155
‫خب، قطعاً آوازه‌اش که اینه

536
00:43:55,156 --> 00:43:58,618
‫گمونم وقتی والت باز بشه
‫بیشتر می‌فهمیم

537
00:43:59,410 --> 00:44:01,287
‫روشن که شده، آره؟

538
00:44:02,622 --> 00:44:06,166
‫همیشه به طرز مشکوکی مطلع هستی، دوست من

539
00:44:06,167 --> 00:44:09,045
‫آره خب، منابع خودمون رو داریم

540
00:44:10,505 --> 00:44:11,506
‫عاشق سرخ شدنش هستم

541
00:44:14,092 --> 00:44:16,970
‫نگران مالکیت کالگان نیستم

542
00:44:18,805 --> 00:44:21,516
‫ولی نگران راهزنی‌ام که تصاحبش کرده

543
00:44:22,559 --> 00:44:24,685
‫هنوز سیاره رو به کسی نفروخته

544
00:44:24,686 --> 00:44:28,105
‫و کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫که قصد داره نگهش داره

545
00:44:28,106 --> 00:44:32,819
‫اونوقت این قضیه از سر نگرانی برای کیه؟
‫مردم خوب کالگان؟

546
00:44:34,821 --> 00:44:35,822
‫نه

547
00:44:36,364 --> 00:44:39,158
‫نه، من هنوز امپراتورم. فقط به خودمون اهمیت میدم

548
00:44:41,119 --> 00:44:42,412
‫فقط می‌خوام آماده باشم

549
00:44:44,747 --> 00:44:46,332
‫آماده خواهی بود

550
00:44:47,292 --> 00:44:48,334
‫از بابتش مطمئنم

551
00:44:53,464 --> 00:44:55,382
‫خب، تمام حرفم همین بود

552
00:44:55,383 --> 00:44:59,137
‫من اهل مشروب نیستم، پس با نوشیدنی‌هاتون
‫تنهاتون می‌ذارم

553
00:45:03,725 --> 00:45:04,893
‫امپراتور؟

554
00:45:06,895 --> 00:45:11,857
‫برادر داون، امپراتور یه چیزهایی می‌دونه،
‫اغلب بیشتر از چیزی که باید

555
00:45:11,858 --> 00:45:14,026
‫پس وقتی تو نگرانی، منم هستم

556
00:45:14,027 --> 00:45:16,070
‫واقعاً نگران چی هستی؟

557
00:45:17,697 --> 00:45:20,866
‫نگران مردمم، مثلاً این میول،

558
00:45:20,867 --> 00:45:22,535
‫که می‌تونه کارهای بعید انجام بده

559
00:45:23,703 --> 00:45:25,412
‫مگه آموزه‌های سلدون همین نیست؟

560
00:45:25,413 --> 00:45:28,583
‫یا نکنه به خاطر لبخند و مشروب ما
‫بیخیالش شدی؟

561
00:45:30,501 --> 00:45:33,254
‫من آموزه‌های سلدون رو به کل زندگیم تبدیل کردم

562
00:45:34,047 --> 00:45:36,466
‫تو سیاره خارجی زندگی می‌کنم
‫که بهشون خدمت کنم

563
00:45:38,468 --> 00:45:40,177
‫قصد توهین نداشتم

564
00:45:40,178 --> 00:45:42,764
‫ولی متأسفم... قرار ملاقات دارم

565
00:45:42,788 --> 00:45:52,788
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

566
00:45:52,812 --> 00:46:02,812
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

567
00:46:33,606 --> 00:46:34,732
‫میول

568
00:46:35,483 --> 00:46:37,986
‫به محض شنیدن اسمش
‫منتظر تماست بودم

569
00:46:39,195 --> 00:46:41,531
‫وقتشه مفید واقع بشی، امپراتور

