﻿1
00:01:13,000 --> 00:01:18,000
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت سوم »

2
00:01:18,024 --> 00:01:28,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:01:28,048 --> 00:01:38,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:47,105 --> 00:01:49,105
‫[سه سال قبل]

5
00:01:49,130 --> 00:01:52,466
‫امپراتور، ما رو مفتخر کردین با...

6
00:01:52,467 --> 00:01:53,801
‫روان‌تاریخ

7
00:01:54,552 --> 00:01:55,761
‫می‌خوام بیشتر ازش بدونم

8
00:01:55,762 --> 00:01:58,180
‫ما برخی از اولین جلدهایی داریم که من...

9
00:01:58,181 --> 00:02:00,433
‫نهمین مدرک چین‌خوردگیِ کِلی

10
00:02:01,142 --> 00:02:03,686
‫متوجه شدم که عامل اصلی الهام بوده

11
00:02:04,479 --> 00:02:09,858
‫مطمئنم امپراتور این رو هم می‌دونن که ممنوع شده توسط...

12
00:02:09,859 --> 00:02:11,736
‫کلیانِ دوازدهم؟

13
00:02:12,654 --> 00:02:13,947
‫بله

14
00:02:14,989 --> 00:02:16,782
‫در کلکسیون کتب نادر قرار داره

15
00:02:16,783 --> 00:02:19,118
‫از این طرف. تشریف بیارید

16
00:02:21,621 --> 00:02:23,623
‫متاسفانه فقط دو نفر اجازه ورود دارن

17
00:02:25,875 --> 00:02:27,669
‫به خاطر کنترل دمای دقیق

18
00:03:01,786 --> 00:03:05,456
‫میراث هری سلدون کماکان مبحث حساسیه

19
00:03:07,375 --> 00:03:12,297
‫قاعدتاً، این‌ها رو بیشتر به عنوان عتیقه نگه داشتیم تا منبع مطالعه

20
00:03:12,839 --> 00:03:15,091
‫فکر می‌کنم بتونم از فساد اجتناب کنم

21
00:03:16,217 --> 00:03:17,927
‫از تاریخ نمی‌ترسم

22
00:03:24,100 --> 00:03:25,935
‫دستکش لازمه؟

23
00:03:26,519 --> 00:03:28,437
‫اگه یه کتابدار وادارتون کنه برای دست زدن
‫به یک کتاب قدیمی

24
00:03:28,438 --> 00:03:31,857
‫دستکش بپوشید، فقط قصدش اینه که شما رو تحت تاثیر قرار بده

25
00:03:31,858 --> 00:03:34,943
‫احتمال اینکه با دستکش بهش صدمه بزنید

26
00:03:34,944 --> 00:03:36,362
‫بیشتر از پوست خودتونه

27
00:03:37,530 --> 00:03:41,868
‫لمس واقعی دست من بی‌خطرتر از نفسِ گرم بادیگاردهامه

28
00:03:43,620 --> 00:03:45,079
‫غیرمنتظره است

29
00:04:09,103 --> 00:04:14,067
‫همیشه به نظرم می‌رسید که ریون سلدون
‫می‌خواست هشدار بده، تا تهدید کنه

30
00:04:15,401 --> 00:04:21,324
‫امپراتوری سه رأس داره.
‫همگی برای اینجور ایده‌هایی جا دارن؟

31
00:04:31,084 --> 00:04:35,712
‫میگن دست‌نوشته اصلی یک کتاب واحد از صفحات ابریشمیه

32
00:04:35,713 --> 00:04:37,507
‫که روی ثراکس بافته شده

33
00:04:42,136 --> 00:04:43,429
‫این ابریشم ثراکسیـه

34
00:04:45,014 --> 00:04:49,644
‫سلدون دست‌نوشته اصلی رو از همین کتابخونه
‫به گیل دورنیک داد

35
00:04:50,228 --> 00:04:54,774
‫اون در رستگاری با خودش بردش،
‫ولی هیچوقت به ترمینوس نرسید

36
00:04:56,526 --> 00:04:58,695
‫پس این جلد چطوری برگشته؟

37
00:05:00,446 --> 00:05:02,282
‫داستان خیلی جالبیه

38
00:05:03,157 --> 00:05:04,951
‫ولی من نمی‌تونم تعریفش کنم

39
00:05:05,618 --> 00:05:07,035
‫پس کی می‌تونه؟

40
00:05:07,036 --> 00:05:08,413
‫یه همکار

41
00:05:10,039 --> 00:05:12,749
‫همون همکاری که بهم دستور داد

42
00:05:12,750 --> 00:05:15,460
‫اگه کسی تقاضای این کتاب رو کرد،

43
00:05:15,461 --> 00:05:16,880
‫هر کسی که بود،

44
00:05:17,630 --> 00:05:19,966
‫کاملاً دوست داره ببینتش

45
00:05:23,636 --> 00:05:26,681
‫یه چایخانه در منطقه اِری هست

46
00:05:28,016 --> 00:05:29,266
‫فرداشب

47
00:05:29,267 --> 00:05:30,393
‫شب‌هنگام

48
00:05:31,853 --> 00:05:33,354
‫روی میزش صدف خواهد بود

49
00:06:11,809 --> 00:06:14,938
‫میگن برگ چای‌شون از جووان میاد

50
00:06:15,480 --> 00:06:17,356
‫قطعاً درست نیست

51
00:06:17,357 --> 00:06:19,442
‫جووان الان یه دنیای بنیاده

52
00:06:20,193 --> 00:06:24,572
‫چاییش افتضاحه، ولی بازم از اینجا خوشم میاد

53
00:06:27,200 --> 00:06:28,451
‫تو گیل دورنیک هستی

54
00:06:31,663 --> 00:06:34,290
‫از محاکمه هری سلدون برای سیصد سال پیش

55
00:06:35,250 --> 00:06:36,500
‫هولوگرام‌هات رو دیدم

56
00:06:36,501 --> 00:06:38,085
‫۳۲۱ سال

57
00:06:38,086 --> 00:06:40,630
‫- پس چطوری...
‫- اینجام؟

58
00:06:41,422 --> 00:06:42,882
‫می‌خواستم بگم زنده‌ای

59
00:06:44,092 --> 00:06:46,218
‫روش‌های زیادی واسه زنده موندن هست

60
00:06:46,219 --> 00:06:49,180
‫مثلاً چرخه‌های منظم خواب‌انجمادی و بیدار شدن

61
00:06:49,806 --> 00:06:52,141
‫من همون گیل دورنیکی هستم
‫که توی هولوگرام‌هات دیدی

62
00:06:54,686 --> 00:06:56,521
‫خب، پس کار غیرممکن رو کردی

63
00:06:57,438 --> 00:07:00,316
‫باعث شدی یک کلیان خیلی حس فانی بودن پیدا کنه

64
00:07:01,150 --> 00:07:03,111
‫خب، اونجوری بودن خیلی شایسته است

65
00:07:03,778 --> 00:07:05,280
‫یه دوست یادم داده

66
00:07:09,617 --> 00:07:11,743
‫می‌دونستی سراغ مدرک نهم رو می‌گیرم؟

67
00:07:11,744 --> 00:07:16,708
‫فکر می‌کردیم شاید کمک‌مون کنه
‫افراد هم‌نظر رو شناسایی کنیم

68
00:07:17,876 --> 00:07:20,878
‫حتی ما هم انتظار نداشتیم
‫که باهاش یه امپراتور رو تور کنیم

69
00:07:20,879 --> 00:07:23,422
‫شما یعنی بنیاد؟

70
00:07:23,423 --> 00:07:24,591
‫یه جورایی

71
00:07:25,508 --> 00:07:27,509
‫ترمینوسِ نو نمی‌دونه من وجود دارم

72
00:07:27,510 --> 00:07:30,513
‫دوست دارم اینجوری بمونه،
‫اگه مشکلی نداری

73
00:07:31,890 --> 00:07:34,016
‫یا می‌تونم بدم دستگیرت کنن

74
00:07:34,017 --> 00:07:35,476
‫نمی‌کنی

75
00:07:36,394 --> 00:07:37,562
‫اومدی اینجا

76
00:07:38,313 --> 00:07:41,232
‫و زحمت کشیدی که مخفیانه اینجا حاضر بشی

77
00:07:42,400 --> 00:07:44,027
‫کنجکاویِ بیهوده است

78
00:07:45,778 --> 00:07:47,864
‫فکر نکنم خیلی هم بیهوده باشه

79
00:07:48,781 --> 00:07:50,742
‫با توجه به استتارت،

80
00:07:51,826 --> 00:07:56,580
‫لباس ساده، لنز رنگی،
‫ریش و سیبیل قلابی...

81
00:07:56,581 --> 00:07:59,292
‫در ضمن یکم خالیه

82
00:08:01,586 --> 00:08:03,795
‫اسکرمبلرهای صورت در سرتاسر ترانتور قابل ردیابی هستن،

83
00:08:03,796 --> 00:08:05,172
‫به لطف یکی از نیاکان من

84
00:08:05,173 --> 00:08:10,303
‫پس خیلی بهش فکر کردی

85
00:08:15,391 --> 00:08:17,894
‫چرا به کتابخونه رفتی، امپراتور؟

86
00:08:19,687 --> 00:08:20,813
‫پرایم رادیانت

87
00:08:21,481 --> 00:08:24,567
‫- در اختیار مشاور ماست
‫- رادیانت رو دارید؟

88
00:08:25,235 --> 00:08:26,486
‫نمی‌دونستی؟

89
00:08:27,946 --> 00:08:31,658
‫سلدون درست قبل از تخریب ترمینوس
‫به دمرزل دادش

90
00:08:35,203 --> 00:08:37,288
‫وقتی واسه اولین بار دیدم که ازش استفاده کرد
‫پنج سالم بود

91
00:08:39,498 --> 00:08:41,876
‫وقتی محاسبات جابجا شد، انگار...

92
00:08:44,420 --> 00:08:46,047
‫زبان فرشتگان بود

93
00:08:50,927 --> 00:08:54,346
‫ولی محاسباتش درباره اینه که چه کاری
‫به صلاح سلسله ژنتیکیه

94
00:08:54,347 --> 00:08:56,849
‫- نه بقیه...
‫- بشریت

95
00:09:01,563 --> 00:09:03,690
‫هیچ لباسی نیست که اندازه یه کهکشان باشه

96
00:09:04,482 --> 00:09:07,110
‫داری کارم رو راحت می‌کنی

97
00:09:08,820 --> 00:09:14,534
‫اگه متمایل باشی
‫یه کارهایی از من بر میاد

98
00:09:16,202 --> 00:09:17,662
‫بذار حدس بزنم

99
00:09:18,830 --> 00:09:20,247
‫ارتکاب خیانت؟

100
00:09:20,248 --> 00:09:23,292
‫کمک به بنیادِ کم و بیشِ تو
‫برای سرنگونی امپراتوری؟

101
00:09:23,293 --> 00:09:26,004
‫تمام امپراتوری‌ها سقوط می‌کنن،
‫به کمک ما نیاز ندارن

102
00:09:26,504 --> 00:09:30,800
‫و در هر حال، اگه خودت قوانین رو بسازی
‫خیانت محسوب می‌شه؟

103
00:09:32,385 --> 00:09:36,138
‫شنیدم رهاسازیِ خدمتِ برادر دِیِ فعلی

104
00:09:36,139 --> 00:09:38,515
‫ممکنه به تو اختیار غیررسمی بده

105
00:09:38,516 --> 00:09:39,851
‫و به زودی

106
00:09:40,435 --> 00:09:42,519
‫تو نباید از برادر دِی چیزی بدونی

107
00:09:42,520 --> 00:09:44,689
‫ما خیلی چیزها می‌دونیم که نباید بدونیم

108
00:09:46,065 --> 00:09:47,901
‫می‌تونم حس کنم وقتی دارم گول می‌خورم

109
00:09:48,818 --> 00:09:52,029
‫اگه زیادی بخوای بازیم بدی، از دستم میدی

110
00:09:52,030 --> 00:09:55,950
‫و در اون روز، تو می‌تونی ماجرامون رو افشا کنی
‫و من رو نابود کنی

111
00:09:56,492 --> 00:09:58,411
‫با اومدن پیش تو
‫همچین ریسکی رو به جون خریدم

112
00:10:00,163 --> 00:10:02,707
‫خب، هنوز هیچ پیشنهادی بهم ندادی

113
00:10:03,958 --> 00:10:05,043
‫چی می‌خوای؟

114
00:10:09,047 --> 00:10:10,631
‫می‌دونی نظرم چیه؟

115
00:10:10,632 --> 00:10:15,385
‫داونِ چهاردهم می‌خواست با یه باغبان از قصر بره،

116
00:10:15,386 --> 00:10:19,431
‫داونِ هجدهم با یه ملکه خارجی
‫از ترانتور فرار کرد...

117
00:10:19,432 --> 00:10:20,766
‫و اون داون‌ها خائن بودن

118
00:10:20,767 --> 00:10:22,393
‫- فراری
‫- نه

119
00:10:23,228 --> 00:10:27,273
‫فقط آدم‌هایی بودن که واسه خودشون فکر کردن

120
00:10:28,107 --> 00:10:29,984
‫تو محاسبات رو دیدی

121
00:10:30,860 --> 00:10:32,820
‫روال کارش رو دیدی

122
00:10:33,571 --> 00:10:35,823
‫باعث شده افکار بزرگتری توی سرت بیفته

123
00:10:36,741 --> 00:10:39,035
‫نیاز هنوز وجود داره

124
00:10:40,453 --> 00:10:43,373
‫همون چیزی که هر کلیانی در سن تو می‌خواد

125
00:10:44,832 --> 00:10:46,459
‫یه دریچه فرار

126
00:10:48,044 --> 00:10:49,711
‫من می‌تونم برات اون دریچه باشم

127
00:10:49,712 --> 00:10:53,508
‫و فقط باید این کار رو بکنیم

128
00:10:55,343 --> 00:10:56,927
‫همین و بس؟

129
00:10:56,928 --> 00:10:59,888
‫نقشه مجلل و بزرگی در کار نیست؟

130
00:10:59,889 --> 00:11:01,307
‫یه زمانی می‌رسه،

131
00:11:02,308 --> 00:11:03,767
‫یه تهدید سروکله‌اش پیدا می‌شه،

132
00:11:03,768 --> 00:11:05,603
‫مردی به نام میول،

133
00:11:06,604 --> 00:11:09,731
‫ولی اون بمونه واسه یه مکالمه دیگه

134
00:11:09,732 --> 00:11:14,070
‫فعلاً، فقط قبول می‌کنیم که بیشتر حرف بزنیم

135
00:11:15,029 --> 00:11:16,530
‫کِی بر می‌گردی؟

136
00:11:16,531 --> 00:11:18,908
‫داون، من از اول هم اینجا نبودم

137
00:11:36,000 --> 00:11:38,000
‫[زمان حال]

138
00:12:25,683 --> 00:12:26,893
‫میول

139
00:12:27,518 --> 00:12:29,811
‫به محض شنیدن اسمش منتظر تماست بودم

140
00:12:29,812 --> 00:12:32,523
‫وقتشه مفید واقع بشی، امپراتور

141
00:12:32,524 --> 00:12:34,317
‫تو پیشبینیش کردی

142
00:12:34,901 --> 00:12:36,235
‫ولی رادیانت نتونست

143
00:12:36,236 --> 00:12:37,694
‫ازش چی می‌دونی؟

144
00:12:37,695 --> 00:12:40,697
‫یه راهزن فضاییه، با خدمه کوچک

145
00:12:40,698 --> 00:12:42,950
‫الان چند ساله که از این مرد بهم میگی،

146
00:12:42,951 --> 00:12:45,495
‫ولی هیچوقت نگفتی که کیه

147
00:12:46,204 --> 00:12:47,287
‫می‌تونستم کمک کنم

148
00:12:47,288 --> 00:12:49,039
‫تقاضایی کرده؟

149
00:12:49,040 --> 00:12:50,875
‫هنوز نه

150
00:12:52,001 --> 00:12:53,585
‫درخواست محاصره بده

151
00:12:53,586 --> 00:12:54,670
‫چی؟

152
00:12:54,671 --> 00:12:57,631
‫می‌خوام درخواست محاصره کالگان رو بدی

153
00:12:57,632 --> 00:13:00,092
‫نه. کالگان مال ما نیست

154
00:13:00,093 --> 00:13:02,219
‫بنیاد این کار رو یک اقدام جنگی می‌بینه...

155
00:13:02,220 --> 00:13:03,804
‫بنیاد با من

156
00:13:03,805 --> 00:13:07,224
‫به هر حال برای هر اقدام ناوگانی
‫به موافقت شورا نیازه

157
00:13:07,225 --> 00:13:09,560
‫عمراً قبول کنن

158
00:13:09,561 --> 00:13:13,356
‫فقط باید شورا رو برای یک جلسه اضطراری جمع کنی

159
00:13:14,399 --> 00:13:15,691
‫حواست پرت نشه

160
00:13:15,692 --> 00:13:18,652
‫میول الان اومده روی تخته بازی

161
00:13:18,653 --> 00:13:22,782
‫و برای همین لحظه خیلی کوتاه، تک افتاده

162
00:13:24,492 --> 00:13:27,412
‫یا اقدام می‌کنیم یا می‌بازیم

163
00:13:28,621 --> 00:13:30,414
‫گفتگوها رو شروع کن

164
00:13:30,415 --> 00:13:34,293
‫خودت میول رو ببین،
‫هر چی تونستی یاد بگیر، ولی فقط با ملاقات هولوگرامی

165
00:13:34,294 --> 00:13:36,879
‫نماینده نفرست، ملاقات حضوری نذار

166
00:13:36,880 --> 00:13:38,089
‫چرا؟

167
00:13:38,715 --> 00:13:40,048
‫ممکنه شایعاتی ازش بشنوی،

168
00:13:40,049 --> 00:13:43,553
‫و اینکه می‌تونه با افکارش
‫مردم رو کنترل کنه

169
00:13:44,554 --> 00:13:46,179
‫اون شایعات واقعیت دارن

170
00:13:46,180 --> 00:13:47,807
‫امکان نداره

171
00:13:50,476 --> 00:13:51,644
‫جدی؟

172
00:13:53,062 --> 00:13:54,063
‫به زودی بیشتر صحبت می‌کنیم

173
00:14:30,500 --> 00:14:32,500
‫[کالگان]

174
00:14:39,776 --> 00:14:43,654
‫خب سروان، وقتی این یارو میول رو دیدیم چی کار کنیم؟

175
00:14:43,655 --> 00:14:46,240
‫هیچی. شما فقط بلیت ورودم هستین

176
00:14:46,241 --> 00:14:49,701
‫پشت سرم بمونید و هیچی نگید.
‫این یه عملیات شناساییه

177
00:14:49,702 --> 00:14:52,455
‫باید بفهمم کیه و چی می‌خواد

178
00:14:57,085 --> 00:14:59,336
‫اگه سلاح دیدین بهم هشدار بدین

179
00:14:59,337 --> 00:15:00,755
‫در غیر این صورت...

180
00:15:18,690 --> 00:15:21,526
‫اون نوازنده‌اشـه، مگنیفیکو گیگانتیکوس

181
00:15:22,485 --> 00:15:25,205
‫شایعه میگه میول هرجا میره اون رو می‌بره، حتی توی جنگ

182
00:15:25,947 --> 00:15:27,656
‫چرا هیچکس ما رو نمی‌بینه؟

183
00:15:27,657 --> 00:15:29,200
‫به خاطر موزیک

184
00:15:29,909 --> 00:15:30,952
‫هیپنوتیزم‌کننده است

185
00:15:32,287 --> 00:15:34,622
‫صداش یه جورایی آدم رو درگیر می‌کنه،
‫مگه نه عزیزم؟

186
00:15:35,415 --> 00:15:36,791
‫شاید هدف همینه

187
00:15:38,668 --> 00:15:39,752
‫اونه‌هاش

188
00:15:40,253 --> 00:15:41,963
‫حالا فقط باید بهش نزدیک بشم

189
00:15:59,731 --> 00:16:01,274
‫تو مثل منی

190
00:16:02,859 --> 00:16:06,987
‫گیل دورنیک کیه؟

191
00:16:06,988 --> 00:16:10,782
‫سروان پریچر؟

192
00:16:10,783 --> 00:16:11,951
‫چی شده؟

193
00:16:14,329 --> 00:16:15,830
‫نباید می‌اومدم

194
00:16:18,583 --> 00:16:19,709
‫برید خونه

195
00:17:17,475 --> 00:17:19,101
‫آفرین

196
00:17:22,272 --> 00:17:23,898
‫آفرین!

197
00:17:24,482 --> 00:17:25,942
‫آفرین

198
00:17:26,442 --> 00:17:29,195
‫مگنیفیکو گیگانتیکوس!

199
00:17:33,825 --> 00:17:38,037
‫احمقِ کچل خودم
‫از هر دو طرف خوب صدا در میاره

200
00:17:42,792 --> 00:17:43,793
‫درست نمیگم؟

201
00:17:58,308 --> 00:18:00,685
‫لطفاً ادامه بدید

202
00:18:05,857 --> 00:18:07,107
‫عشق و حال کنیم؟

203
00:18:07,108 --> 00:18:09,652
‫سروانی که می‌گفت شما فقط بلیت ورودم بودین دیگه رفته

204
00:18:10,862 --> 00:18:13,406
‫درسته. یهویی هم رفت، درسته؟

205
00:18:14,324 --> 00:18:16,992
‫شاید بهتره بفهمیم قضیه چیه، می‌دونی؟

206
00:18:16,993 --> 00:18:21,205
‫می‌دونی عزیزم، این میول روی مخم بوده

207
00:18:21,206 --> 00:18:23,123
‫از وقتی نور خورشیدمون رو دزدید

208
00:18:23,124 --> 00:18:24,250
‫ادامه بده

209
00:18:24,751 --> 00:18:26,920
‫خوشحال می‌شم منم یکم نور خورشیدش رو بدزدم

210
00:18:28,880 --> 00:18:31,381
‫سروان پریچر درباره میول اطلاعات می‌خواست

211
00:18:31,382 --> 00:18:34,802
‫و یکی رو می‌بینم که شاید داشته باشه

212
00:18:35,595 --> 00:18:38,389
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم، ولی می‌دونی،
‫آقای میول نباید من رو در حین این کار ببینه

213
00:18:39,807 --> 00:18:42,184
‫آدمی که سیاره فتح می‌کنه و مهمونی می‌گیره،

214
00:18:42,185 --> 00:18:44,354
‫حالا آدمیه که می‌خواد بدنام بشه

215
00:18:45,688 --> 00:18:48,315
‫اگه کلاً علاقه‌ای به شهرت داشته باشه،
‫دلش می‌خواد من رو ببینه

216
00:18:48,316 --> 00:18:52,028
‫تو می‌تونی کاری رو بکنی که پریچر نتونست.
‫فقط هم به جذبه‌ات نیاز داری

217
00:18:57,492 --> 00:18:59,744
‫و الکل! الکل ببر!

218
00:19:36,865 --> 00:19:39,534
‫نگران نباشید، راهزن‌ها.
‫نیتم خیره

219
00:19:43,329 --> 00:19:46,541
‫قبلاً دیدمش. مشهوره

220
00:19:47,876 --> 00:19:49,043
‫توران مالو

221
00:19:50,587 --> 00:19:54,256
‫شاید بتونیم دوست باشیم؟
‫شراب و سرگرمی آوردم،

222
00:19:54,257 --> 00:19:57,509
‫و از این دلگرم شدم که بویی که میدین
‫بهتر از باوریه که بهم خوروندن

223
00:19:57,510 --> 00:19:59,970
‫- پس...
‫- می‌خوای به ما توهین کنی

224
00:19:59,971 --> 00:20:04,976
‫نه. نه. من یه رفتار خاصی دارم
‫که برای بعضی‌ها...

225
00:20:05,643 --> 00:20:07,020
‫پسته

226
00:20:15,028 --> 00:20:18,031
‫بیخیال. بیا یه مشروب بزنیم

227
00:20:42,722 --> 00:20:43,806
‫دوباره بهم توهین کن

228
00:20:44,307 --> 00:20:45,682
‫چی؟

229
00:20:45,683 --> 00:20:46,976
‫بهم توهین کن

230
00:20:48,019 --> 00:20:52,315
‫ما توی سیاره‌مون یه رسمی داریم، بهش میگن رجزخوانی

231
00:20:53,107 --> 00:20:56,653
‫یه بازی با توهین‌هاست. بهم توهین کن

232
00:20:59,781 --> 00:21:01,281
‫فکر نکنم بخوام

233
00:21:01,282 --> 00:21:02,951
‫قول سرگرمی دادی دیگه

234
00:21:03,743 --> 00:21:06,788
‫تا وقتی این آهنگ تموم بشه وقت داری
‫که درست و حسابی بهم توهین کنی

235
00:21:07,455 --> 00:21:09,874
‫و اگه نکنی، دیگه لبخند نمی‌زنم

236
00:21:14,837 --> 00:21:16,923
‫وقتت داره تموم می‌شه، نی باریک

237
00:21:17,840 --> 00:21:20,634
‫به من میگی باریک؟

238
00:21:20,635 --> 00:21:23,178
‫قیافه من شبیه یه حیوان درحال مرگ نیست

239
00:21:23,179 --> 00:21:25,473
‫آشنا بود. انتظارش رو داشتم

240
00:21:26,182 --> 00:21:29,686
‫ببین، ولی من با افرادی بزرگ شدم
‫که اونقدری باهوش بودن که بفهمن

241
00:21:30,853 --> 00:21:33,772
‫شاید نوزاد مستت که اونجاست بتونه بهت توضیح بده

242
00:21:33,773 --> 00:21:34,857
‫بچه توئه؟

243
00:21:34,858 --> 00:21:38,110
‫امکان نداره، میول‌ها (قاطرها) عقیمن، درسته؟

244
00:21:38,111 --> 00:21:40,362
‫درسته، نه؟

245
00:21:40,363 --> 00:21:44,032
‫میولِ بدبختی که کسی دوستش نداره
‫و کلی هم‌خوابه‌ی ناراضی پشتش داره

246
00:21:44,033 --> 00:21:46,493
‫و با یه عالمه حسادت سوار بر سفینه‌ای

247
00:21:46,494 --> 00:21:48,745
‫که صداش مثل بیماری مقاربتیه میاد

248
00:21:48,746 --> 00:21:51,790
‫و به هر دری می‌زنه که یکی فقط نگاهش کنه

249
00:21:51,791 --> 00:21:54,293
‫ولی آخرش، فقط یه دیکتاتور دوزاری هستی

250
00:21:54,294 --> 00:21:56,003
‫که کلاه دوزاریش رو سفت چسبیده،

251
00:21:56,004 --> 00:21:58,463
‫داره با گدایی سکه در میاره
‫که به یکی بده

252
00:21:58,464 --> 00:22:01,092
‫که طرف به وضعیت سفیلیسیِ وسط پاهاش نخنده

253
00:22:13,146 --> 00:22:16,649
‫آفرین. بهم توهین شد

254
00:22:32,207 --> 00:22:34,417
‫باهات خشن برخورد می‌کنه، نه؟

255
00:22:35,543 --> 00:22:38,671
‫متأسفم. میولِ بد

256
00:22:39,797 --> 00:22:41,299
‫بهتره باهاش یه صحبتی بکنم

257
00:22:44,969 --> 00:22:46,221
‫می‌تونی بیتا صدام کنی

258
00:22:49,474 --> 00:22:51,976
‫با این تصور که تدابیر من ناچیزن...

259
00:22:53,269 --> 00:22:55,396
‫بهم توهین کردی

260
00:23:00,902 --> 00:23:06,908
‫فکر می‌کنی می‌خوام فقط به این سیاره حکومت کنم؟

261
00:23:08,868 --> 00:23:10,203
‫ولی من همه‌چیز رو می‌خوام

262
00:23:11,120 --> 00:23:12,413
‫خیلی ساده است

263
00:23:13,122 --> 00:23:19,629
‫سراغ تمام امپراتوری و بنیاد میام

264
00:23:20,296 --> 00:23:24,007
‫اگه چیزی ببینم که ازش خوشم میاد...

265
00:23:24,008 --> 00:23:25,093
‫بوم!

266
00:23:26,594 --> 00:23:29,847
‫می‌گیرمش. به همین راحتی

267
00:23:31,808 --> 00:23:33,226
‫اگه یه چیزی ببینم...

268
00:23:35,186 --> 00:23:36,479
‫که ازش خوشم نمیاد...

269
00:23:36,503 --> 00:23:46,503
SaberFun

270
00:23:57,750 --> 00:23:58,751
‫خواهش می‌کنم

271
00:23:59,752 --> 00:24:00,879
‫درد داره

272
00:24:01,921 --> 00:24:08,010
‫ولی به زودی میگی، «خواهش می‌کنم،
‫لطفاً بذار بیشتر از پوستم بهت بدم»

273
00:24:08,011 --> 00:24:11,514
‫و عذابش می‌شه بهترین دوران زندگیت

274
00:24:12,265 --> 00:24:16,394
‫و با پوستِ‌کنده و رضایتمند خواهی مُرد

275
00:24:21,524 --> 00:24:25,236
‫آماده‌ای؟ آماده‌ای که ازش خوشت بیاد؟

276
00:24:36,497 --> 00:24:37,582
‫فلش

277
00:24:44,964 --> 00:24:46,215
‫بیتا!

278
00:24:46,216 --> 00:24:47,382
‫توران!

279
00:24:47,383 --> 00:24:50,345
‫برو! بریم!

280
00:24:51,763 --> 00:24:53,680
‫برو! بریم! اطلاعاتی گیر آوردی؟

281
00:24:53,681 --> 00:24:56,475
‫آره! مگی! بیا. مگی، بیا باهام

282
00:24:56,476 --> 00:24:57,852
‫اون که اطلاعات نیست

283
00:25:00,021 --> 00:25:02,147
‫خوش برگشتید. نوشیدنی درست کنم؟

284
00:25:02,148 --> 00:25:03,566
‫بله لطفاً

285
00:25:04,067 --> 00:25:05,526
‫چی شد؟

286
00:25:05,527 --> 00:25:07,278
‫چی کار کرد؟

287
00:25:08,238 --> 00:25:09,571
‫کجاست؟ می‌کشمش

288
00:25:09,572 --> 00:25:10,864
‫گمش کردم! گمش کردم!

289
00:25:10,865 --> 00:25:12,075
‫نه، نکردی

290
00:25:39,686 --> 00:25:41,104
‫مشکلی نداریم

291
00:25:44,566 --> 00:25:45,733
‫حال کردی؟

292
00:25:46,442 --> 00:25:48,403
‫واقعاً جفت خفنی هستیم، نه؟

293
00:25:49,153 --> 00:25:50,154
‫سه نفریم

294
00:25:50,738 --> 00:25:52,197
‫سه نفریم

295
00:25:52,198 --> 00:25:54,533
‫سفینه دشمن در حال نزدیک شدن

296
00:25:54,534 --> 00:25:55,994
‫برچسب خواب!

297
00:25:56,744 --> 00:25:58,913
‫- برو! بپر!
‫- در حال پرش

298
00:26:16,681 --> 00:26:17,682
‫پرش کردن

299
00:26:19,100 --> 00:26:20,101
‫مگنیفیکو چطور؟

300
00:26:21,227 --> 00:26:22,228
‫آره

301
00:26:28,151 --> 00:26:30,737
‫مهم نیست. یا می‌گیریم‌شون یا نه

302
00:26:32,363 --> 00:26:34,782
‫اتفاقات یه جوری به اون شکلی که باید پیش میرن

303
00:26:40,079 --> 00:26:41,206
‫یه کلمه‌ای داره

304
00:26:41,956 --> 00:26:42,957
‫سرنوشت

305
00:26:44,292 --> 00:26:45,501
‫کلمه‌اش اینه، واندا

306
00:26:46,419 --> 00:26:51,090
‫یه چیزهایی کلاً از پیش مقدر شدن

307
00:27:30,421 --> 00:27:32,966
‫امپراتور حاضر شدند

308
00:27:35,301 --> 00:27:36,344
‫یه دقیقه وقت داری؟

309
00:27:40,014 --> 00:27:41,808
‫آزاد باشید. مرخصید

310
00:27:43,601 --> 00:27:45,602
‫می‌دونی، اگه می‌خواستی افراد کمتری باشن،

311
00:27:45,603 --> 00:27:48,981
‫فکر نکنم یه گروه از سربازهای لخت راهش باشه

312
00:27:48,982 --> 00:27:50,900
‫من آوازه‌ی عجیب و غریب بودن دارم

313
00:27:52,694 --> 00:27:56,071
‫به کمکت احتیاج دارم، فرمانده.
‫اشتهای فعلیت واسه ریسک چیه؟

314
00:27:56,072 --> 00:27:58,907
‫خب، من نخست کلاویگرِ شمام، پس کمه؟

315
00:27:58,908 --> 00:28:01,786
‫حیف شد. ما باید از قصر خارج بشیم

316
00:28:02,787 --> 00:28:05,163
‫شما امپراتورید. می‌تونید هر کاری می‌خواید بکنید

317
00:28:05,164 --> 00:28:08,084
‫این فرق داره. برادرهام نباید بفهمن

318
00:28:08,835 --> 00:28:11,754
‫دمرزل نباید بفهمه

319
00:28:13,006 --> 00:28:14,464
‫واسه همیشه میرید؟

320
00:28:14,465 --> 00:28:19,429
‫بله. من هم با حافظه دست‌نخورده بهش ملحق می‌شم

321
00:28:21,806 --> 00:28:25,058
‫پس حافظه من چی؟ ما رو ارزیابی می‌کنن

322
00:28:25,059 --> 00:28:28,897
‫گفتم که ریسک داره.
‫تو هم باید از قصر بری

323
00:28:29,689 --> 00:28:30,732
‫دائماً

324
00:28:31,482 --> 00:28:33,817
‫فقط می‌تونیم تا قلعه قدیمی استانل دور بشیم

325
00:28:33,818 --> 00:28:36,905
‫واسه رسیدن به بخش بیرونی، نیازت داریم

326
00:28:37,530 --> 00:28:41,950
‫خب امپراتور، مشکلم همینه.
‫واسه من فقط یه ریسک نیست

327
00:28:41,951 --> 00:28:43,035
‫می‌دونم

328
00:28:43,036 --> 00:28:44,787
‫محترمانه بگم، فکر نکنم بدونید

329
00:28:45,788 --> 00:28:49,709
‫ما همه یه عهدی بستیم،
‫ولی هیچکس به کلماتش اهمیت نمیده

330
00:28:50,335 --> 00:28:51,336
‫می‌دونن وفاداریم

331
00:28:52,086 --> 00:28:54,923
‫چون تنها چیزی که هر کلاویگر باید داشته باشه یک خانواده است

332
00:28:56,090 --> 00:28:57,966
‫اینجا توی قصر به ما خونه دادین

333
00:28:57,967 --> 00:29:02,180
‫تا یادمون باشه که عزیزان‌مون گروگانن

334
00:29:04,057 --> 00:29:07,310
‫نمی‌تونم درخواست شما رو انجام بدم.
‫حتی اگه پای امپراتور میانی وسط باشه

335
00:29:08,436 --> 00:29:12,272
‫خانواده‌ات رو در نظر گرفتم.
‫با خودت میان

336
00:29:12,273 --> 00:29:14,441
‫- و برای این فداکاری...
‫- نمی‌شه همینجوری...

337
00:29:14,442 --> 00:29:16,945
‫بیماری دخترت رو درمان می‌کنم

338
00:29:19,948 --> 00:29:20,949
‫چی؟

339
00:29:21,533 --> 00:29:25,995
‫نانیت‌های سلطنتی من.
‫اگه کمک‌مون کنی مال اون می‌شن

340
00:29:26,621 --> 00:29:30,040
‫و پول کافی بهت میدم
‫که بتونی توی هر سیاره‌ای در ایمپریوم ساکن بشی

341
00:29:30,041 --> 00:29:34,629
‫حتی با رقمی که بهت میدم،
‫می‌تونی یه سیاره کوفتی رو کامل بخری

342
00:29:36,506 --> 00:29:37,799
‫امشب رو بهش فکر کن

343
00:29:54,232 --> 00:29:55,232
‫می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟

344
00:29:55,233 --> 00:29:57,734
‫احتمالاً نه. ولی نیازش داریم

345
00:29:57,735 --> 00:29:59,112
‫و اگه ما رو بفروشه چی؟

346
00:30:00,321 --> 00:30:04,909
‫خب، درباره اینکه خانواده‌اش رو گروگان گرفتیم
‫اشتباه نمیگه

347
00:30:14,210 --> 00:30:15,628
‫فکر نکنم بتونه صدامون رو بشنوه

348
00:30:23,678 --> 00:30:26,764
‫اونجا. حالا از گوش‌رسش دور شد

349
00:30:32,478 --> 00:30:35,815
‫قضیه چیه؟

350
00:30:40,361 --> 00:30:42,488
‫درباره‌اش به میوان هشدار دادی، حالا هم این؟

351
00:30:45,992 --> 00:30:47,826
‫چرا اینقدر ازش می‌ترسی؟

352
00:30:47,827 --> 00:30:49,536
‫یکم هاگ بیشتر نیاز دارم

353
00:30:49,537 --> 00:30:52,748
‫نه. همینجوری توهم زدی

354
00:30:52,749 --> 00:30:53,958
‫بیخیال

355
00:30:54,626 --> 00:30:58,421
‫اون مشاورته، مگه نه؟
‫بهت صدمه نمی‌زنه

356
00:30:59,172 --> 00:31:02,424
‫متوجه نیستی.
‫چاره‌ای نداره. اون...

357
00:31:02,425 --> 00:31:05,094
‫اون. اون. چرا یه جوری میگی انگار یه چیزه؟

358
00:31:06,804 --> 00:31:09,015
‫نمی‌تونم بگم. بیخیال

359
00:31:12,727 --> 00:31:15,772
‫چرا می‌تونی. می‌تونی بهم بگی

360
00:31:17,232 --> 00:31:18,816
‫منم‌ها

361
00:31:19,776 --> 00:31:23,530
‫اگه دنیا قراره تموم بشه،
‫چرا رازداری کنیم؟

362
00:31:28,660 --> 00:31:30,411
‫دمرزل یه رباته

363
00:31:33,790 --> 00:31:35,123
‫چی؟

364
00:31:35,124 --> 00:31:36,584
‫حقیقت داره

365
00:31:39,546 --> 00:31:42,881
‫هیچ رباتی وجود نداره. اون‌ها ریشه‌کن شدن

366
00:31:42,882 --> 00:31:43,967
‫به جز یکی

367
00:31:47,595 --> 00:31:48,596
‫دروغ میگی

368
00:31:49,305 --> 00:31:51,723
‫دمرزل یه ماشینه

369
00:31:51,724 --> 00:31:55,061
‫فقط سه نفر تو کهکشان این رو می‌دونن،

370
00:31:55,770 --> 00:31:57,480
‫و اسم همه‌شون کلیانه

371
00:31:59,065 --> 00:32:00,316
‫حالا هم تو می‌دونی

372
00:32:06,948 --> 00:32:08,199
‫راضی شدی؟

373
00:32:10,076 --> 00:32:11,536
‫بریم وسایل‌مون رو جمع کنیم

374
00:32:12,912 --> 00:32:15,999
‫نقشه بریزیم. وقت زیادی نداریم

375
00:32:22,088 --> 00:32:24,840
‫میول طبق درخواست
‫یه کانال اشعه‌باریک باز کرده

376
00:32:24,841 --> 00:32:27,509
‫نمی‌دونم چرا داریم وقت‌مون رو هدر میدیم

377
00:32:27,510 --> 00:32:30,220
‫ممکنه به راحتی یه راهزن با یه اسم بهتر

378
00:32:30,221 --> 00:32:32,306
‫جاش رو بگیره

379
00:32:32,307 --> 00:32:34,516
‫ممکن هم هست که بیشتر از چیزی که تا حالا خواسته بخواد

380
00:32:34,517 --> 00:32:37,519
‫با این حال، این کارها حساسه

381
00:32:37,520 --> 00:32:39,479
‫دیپلماسی باید حضوری انجام بشه

382
00:32:39,480 --> 00:32:43,025
‫شایعاتی هست که میول توانایی ذهنی داره

383
00:32:43,026 --> 00:32:44,443
‫بهتره ازشون اجتناب کرد

384
00:32:44,444 --> 00:32:46,154
‫چرنده. چه شایعاتی؟

385
00:32:48,615 --> 00:32:52,368
‫ببین، فکر می‌کنم با احتیاط کردن
‫چیزی از دست نمیدیم

386
00:32:53,411 --> 00:32:54,495
‫حالا...

387
00:32:57,582 --> 00:32:58,833
‫تو برای مشاوره اینجایی

388
00:32:59,417 --> 00:33:04,047
‫تداوم همه‌چیزه. یه صورت رو به جلو
‫برای وقتی که دِی بشم

389
00:33:04,797 --> 00:33:06,507
‫تمام درس‌هایی که بهم یاد دادی

390
00:33:07,467 --> 00:33:08,635
‫امپراتور؟

391
00:33:14,933 --> 00:33:18,686
‫بسیارخب... دِی

392
00:33:29,322 --> 00:33:30,365
‫چیه؟

393
00:33:31,241 --> 00:33:34,494
‫برخورد سردیه واسه آدمی که قبول کرده
‫با نیت خیر ملاقات کنه

394
00:33:35,078 --> 00:33:36,579
‫من کلیان بیست و پنجم هستم

395
00:33:37,497 --> 00:33:41,125
‫میول صدات کنم یا بگم جنگ‌سالارِ جدید کالگان؟

396
00:33:41,626 --> 00:33:43,001
‫من عناوین زیادی داشتم

397
00:33:43,002 --> 00:33:44,753
‫اگه این رو بگیری، اون صدات می‌کنن

398
00:33:44,754 --> 00:33:47,882
‫یه چیز دیگه رو بگیری. بوم.
‫می‌شی رئیس یه خراب‌شده دیگه

399
00:33:49,384 --> 00:33:52,679
‫ولی از جنگ‌سالار خوشم میاد. جدیده

400
00:33:53,680 --> 00:33:56,265
‫می‌خوام درباره شرایط تابعیت کالگان صحبت کنم

401
00:33:56,266 --> 00:33:58,393
‫نیروی عوض بدل‌شون رو فرستادن؟

402
00:33:59,227 --> 00:34:02,145
‫ناوگان شیپ و سان بهم میگن امپراتور

403
00:34:02,146 --> 00:34:05,900
‫می‌تونم عنوان جنگ‌سالار رو بهت بچسبونم. رسمیش کنم

404
00:34:06,401 --> 00:34:09,237
‫انتظاراتی ازت هست
‫ولی مزایایی هم داره

405
00:34:09,821 --> 00:34:12,240
‫امپراتوری موقعیت قدرت حاکم نسبت به کالگان پیدا می‌کنه

406
00:34:12,865 --> 00:34:16,369
‫مالیات میدین و اجازه میدین و از ارتش کالگان استفاده کنم

407
00:34:17,120 --> 00:34:21,248
‫در عوض، به شبکه تجاری دروازه پرش امپراتوری
‫دسترسی پیدا می‌کنید

408
00:34:21,249 --> 00:34:23,375
‫و محافظتِ ترانتور رو خواهید داشت

409
00:34:23,376 --> 00:34:27,546
‫همینجوریش نتونستید از کالگان محافظت کنید.
‫مدرکش منم

410
00:34:31,508 --> 00:34:32,842
‫اون صدای چی بود؟

411
00:34:32,843 --> 00:34:35,597
‫داریم نظافت می‌کنیم. لطفاً ادامه بدید

412
00:34:36,222 --> 00:34:40,267
‫اگه این شرایط رو قبول نکنی،
‫می‌تونه زمینه جنگ بشه

413
00:34:41,936 --> 00:34:43,021
‫جنگ؟

414
00:34:43,604 --> 00:34:45,398
‫تو از جنگ چی می‌دونی؟

415
00:34:47,275 --> 00:34:49,276
‫تو یه پسری

416
00:34:49,861 --> 00:34:52,155
‫وقتی داشتی یاد می‌گرفتی
‫دستمال سفره‌ات رو باز کنی،

417
00:34:53,031 --> 00:34:54,199
‫من کشتن رو یاد می‌گرفتم

418
00:34:55,617 --> 00:34:58,119
‫تو زندگی راحتی داشتی

419
00:34:59,370 --> 00:35:02,415
‫جنگ راحت نیست

420
00:35:11,925 --> 00:35:13,259
‫دروازه پرش ایمن شد

421
00:35:13,801 --> 00:35:14,801
‫زنگ خطری به صدا در اومد؟

422
00:35:14,802 --> 00:35:16,429
‫قبل از حمله غیرفعال شدن

423
00:35:17,013 --> 00:35:18,681
‫سیگنال رفع خطر مخابره کنید

424
00:35:19,766 --> 00:35:22,936
‫ترافیک عادی باشه.
‫نیازی نیست فعلاً غنیمت‌مون رو به رخ بکشیم

425
00:35:53,424 --> 00:35:54,884
‫همیشه اینجوری نیستم

426
00:35:56,553 --> 00:35:59,889
‫معمولاً حداقل می‌ذاشتم ازش لذت ببری

427
00:36:00,723 --> 00:36:03,351
‫ولی یکی...

428
00:36:06,646 --> 00:36:08,064
‫نوازنده‌ام رو ازم گرفته...

429
00:36:10,400 --> 00:36:11,734
‫و موسیقیش...

430
00:36:15,363 --> 00:36:16,948
‫خیلی آرومم می‌کرد

431
00:36:17,949 --> 00:36:19,534
‫و بدون موسیقیش، من...

432
00:36:20,034 --> 00:36:23,037
‫کمتر از قبل آرومترم،
‫الان هم نتایجش رو داری می‌بینی

433
00:36:31,337 --> 00:36:33,756
‫شده فکر کنی زندگیت مال خودت نیست؟

434
00:36:36,092 --> 00:36:39,429
‫انگار یه روح مقدس بهت غلبه کرده

435
00:36:51,691 --> 00:36:53,276
‫یه جور...

436
00:36:55,778 --> 00:36:58,156
‫حس برتره

437
00:36:59,699 --> 00:37:01,868
‫که باید با کشتن ازش خارج بشی

438
00:37:09,083 --> 00:37:12,252
‫میول از روی ظاهرش مثل هر راهزن دیگه‌ای بود

439
00:37:12,253 --> 00:37:16,007
‫بی‌رحم، نامنظم، تشنه توجه

440
00:37:18,176 --> 00:37:20,553
‫ولی زیر خشونت و هرج‌ومرجش

441
00:37:21,596 --> 00:37:25,308
‫یه نقشه‌ای داشت تو سایه‌ها شکل می‌گرفت

442
00:37:26,434 --> 00:37:29,062
‫که روی تمام بخش‌های کهکشان اثر می‌ذاشت

443
00:37:30,980 --> 00:37:31,981
‫اینجا

444
00:37:33,608 --> 00:37:36,193
‫به شرق میریم.
‫ترمنیال راه‌نوری داره،

445
00:37:36,194 --> 00:37:41,324
‫یه حوزه‌ای از مایکوژن و می‌رسیم به...

446
00:37:45,745 --> 00:37:48,465
‫حالت خوبه، عزیزم؟
‫اصلاً به موادت دست نزدی

447
00:37:54,671 --> 00:37:55,672
‫حرف بزن

448
00:37:57,298 --> 00:37:58,508
‫دمرزل...

449
00:38:00,343 --> 00:38:02,470
‫جوری ازش حرف می‌زنی انگار یه موجوده

450
00:38:03,346 --> 00:38:05,807
‫ولی اگه ربات‌تونه، بیشتر از این حرف‌هاست

451
00:38:08,476 --> 00:38:10,687
‫رابطه پیچیده‌ای داریم

452
00:38:13,022 --> 00:38:15,191
‫نگفتم که بترسونمت

453
00:38:17,485 --> 00:38:21,656
‫دمرزل یه مانعه. همین و بس

454
00:38:24,450 --> 00:38:25,951
‫فکر نکنم خوب باشه که بریم

455
00:38:25,952 --> 00:38:27,328
‫چی؟ چرا؟

456
00:38:29,664 --> 00:38:31,040
‫درباره‌اش حرف زدیم

457
00:38:31,541 --> 00:38:32,750
‫آره، می‌خوام برم

458
00:38:33,251 --> 00:38:34,794
‫واقعاً می‌خوام، ولی...

459
00:38:35,712 --> 00:38:40,382
‫اگه اون بیرون به اندازه‌ای که میگی بده،
‫باید نزدیک دمرزل بمونیم

460
00:38:40,383 --> 00:38:42,093
‫تو دیگه نگو

461
00:38:44,304 --> 00:38:47,098
‫می‌خوام واسه یه بارم که شده
‫یه کار عادی بکنم

462
00:38:47,682 --> 00:38:52,311
‫تو من رو با خودت به خونه می‌بری.
‫به خانواده‌ات معرفیم می‌کنی

463
00:38:52,312 --> 00:38:55,064
‫فکر نکنم از آشنایی با خانواده‌ام لذت ببری

464
00:38:55,982 --> 00:38:57,441
‫امپراتور؟

465
00:38:57,442 --> 00:38:59,777
‫داون در اتاق پادشاهی نیازمند حضورتونه

466
00:39:00,278 --> 00:39:04,032
‫ندیدم اونجا ایستاده. تو دیدی؟

467
00:39:06,034 --> 00:39:07,869
‫بابت مزاحمتم عذرخواهی می‌کنم

468
00:39:12,207 --> 00:39:13,208
‫بیفت جلو

469
00:39:20,381 --> 00:39:22,549
‫برادر، داری شلوغش می‌کنی

470
00:39:22,550 --> 00:39:25,303
‫یه روزه کالگان رو گرفت. خودت دیدیش

471
00:39:26,721 --> 00:39:28,264
‫این مرد خوش‌اشتهاست

472
00:39:29,307 --> 00:39:31,309
‫بیشتر می‌خواد و به زودی می‌خوادش

473
00:39:32,435 --> 00:39:34,144
‫می‌خوام درخواست محاصره بدم

474
00:39:34,145 --> 00:39:36,730
‫باید مهارش کنیم. الان، تا وقتی می‌تونیم

475
00:39:36,731 --> 00:39:41,778
‫این قضیه در حد اقدام ناوگانی نیست.
‫کلاً نیست

476
00:39:45,490 --> 00:39:48,158
‫میول اینجاست در نوار میانی

477
00:39:48,159 --> 00:39:51,995
‫کالگان تا نیکوسا فاصله‌ای نیست،
‫که پایگاه هوایی‌مون در منطقه است

478
00:39:51,996 --> 00:39:55,625
‫بله. البته. درسته

479
00:39:56,626 --> 00:39:57,794
‫میول کیه؟

480
00:39:59,837 --> 00:40:01,839
‫جنگ‌سالار جدید کالگان

481
00:40:02,507 --> 00:40:05,551
‫اگه با نیروی هوایی کالگان
‫بتونه حمله موفقی انجام بده،

482
00:40:05,552 --> 00:40:07,511
‫یه مسیر مستقیم به ترانتور خواهد داشت

483
00:40:07,512 --> 00:40:12,432
‫خب، اون یه راهزنه. یعنی فرصت‌طلبه، آرزوی مرگ که نداره

484
00:40:12,433 --> 00:40:15,185
‫اون کار هم بنیاد رو تحریک می‌کنه

485
00:40:15,186 --> 00:40:16,271
‫داون،

486
00:40:18,022 --> 00:40:19,274
‫قضیه چیه؟

487
00:40:20,233 --> 00:40:23,652
‫این علاقه به کالگان از کجا اومده؟

488
00:40:23,653 --> 00:40:26,948
‫سعی دارم بفهمم چرا سلسله ما
‫قراره تا چهار ماه دیگه به پایان برسه

489
00:40:29,450 --> 00:40:33,579
‫برادران، اگه باور دارید
‫این دولت داره سقوط می‌کنه

490
00:40:33,580 --> 00:40:38,041
‫و می‌خواید آخرین روزهاتون رو
‫با پُر کردن سوراخ‌ها بگذرونید،

491
00:40:38,042 --> 00:40:40,127
‫بهتره با سوراخ کون خودتون شروع کنید

492
00:40:40,128 --> 00:40:41,545
‫حداقل اونجوری

493
00:40:41,546 --> 00:40:43,171
‫بهتون خوش می‌گذره

494
00:40:43,172 --> 00:40:44,965
‫فقط می‌خوام بدونم چرا من اینجام

495
00:40:44,966 --> 00:40:49,720
‫چون پادشاهی میانی می‌تونه بدون مقابله
‫درخواست جلسه اضطراری بده

496
00:40:49,721 --> 00:40:52,890
‫حتی اگه دِی می‌خواست انجامش بده،
‫رأی‌ها برعلیه‌تون بود

497
00:40:52,891 --> 00:40:56,978
‫و حتی درخواست کردنش
‫به شورا اهرم فشار بیشتری نسبت به سلسله میده

498
00:40:57,645 --> 00:41:00,231
‫نمی‌تونید تضمین بدید
‫که میول بهمون صدمه می‌زنه،

499
00:41:00,982 --> 00:41:04,652
‫ولی شورا می‌تونه، اگه بهشون هر فرصتی داده بشه

500
00:41:09,199 --> 00:41:10,783
‫متاسفم، برادر

501
00:41:12,660 --> 00:41:13,661
‫نه

502
00:41:16,998 --> 00:41:18,833
‫پادشاهی میانی قبول نمی‌کنه

503
00:41:20,710 --> 00:41:23,337
‫عاقلانه‌ترین حرفیه که تو این بیست سال زده

504
00:41:23,338 --> 00:41:24,464
‫باشه

505
00:41:25,131 --> 00:41:28,218
‫باشه، ولی بازم می‌خوام میول تحت نظر باشه

506
00:41:29,802 --> 00:41:30,929
‫دمرزل، اکتشاف‌گرها رو بفرست

507
00:41:31,596 --> 00:41:35,892
‫یه شبکه نظارت کامل در فضای کالگان می‌خوام.
‫اون کار در قدرتم هست؟

508
00:41:36,392 --> 00:41:38,144
‫بله امپراتور

509
00:41:49,822 --> 00:41:53,076
‫می‌دونم جوابی که می‌خواستی نیست

510
00:41:54,077 --> 00:41:55,453
‫متاسفم برادر

511
00:41:59,999 --> 00:42:03,586
‫مراسم جامه‌پوشانیت رو فراموش کردم، نه؟

512
00:42:06,047 --> 00:42:08,091
‫- من جات رفتم
‫- تو...

513
00:42:09,509 --> 00:42:12,387
‫کاره رو کردی؟ بعدش؟

514
00:42:12,887 --> 00:42:13,971
‫چه کاری؟

515
00:42:13,972 --> 00:42:18,892
‫- نه. کارهای مهم‌تر دیگه‌ای...
‫- چی از اون مهم‌تره؟

516
00:42:18,893 --> 00:42:21,603
‫از همه کارها مهم‌تره

517
00:42:21,604 --> 00:42:22,896
‫منظورت چیه؟

518
00:42:22,897 --> 00:42:26,025
‫می‌تونیم اینجا انجامش بدیم.
‫همراهت هست؟

519
00:42:27,819 --> 00:42:28,819
‫چی؟

520
00:42:28,820 --> 00:42:31,614
‫بیخیال. به خاطر اون

521
00:42:41,708 --> 00:42:43,918
‫وقتی کلیان هفتم دِی می‌شه،

522
00:42:44,669 --> 00:42:50,967
‫از ستاره‌ها درخواست قدرت، خرد و شکیبایی می‌کنه

523
00:42:51,676 --> 00:42:56,638
‫یه مشاور هر سه رو بهش میده

524
00:42:56,639 --> 00:42:58,057
‫می‌دونستم باهاته

525
00:42:59,309 --> 00:43:00,435
‫می‌دونستم باهاشه

526
00:43:01,436 --> 00:43:02,729
‫قدرت

527
00:43:04,731 --> 00:43:06,065
‫خرد

528
00:43:08,651 --> 00:43:09,694
‫شکیبایی

529
00:43:14,199 --> 00:43:15,700
‫قدرت

530
00:43:17,368 --> 00:43:18,536
‫خرد

531
00:43:20,538 --> 00:43:22,040
‫شکیبایی

532
00:43:23,625 --> 00:43:25,043
‫حالا تو...

533
00:43:26,544 --> 00:43:28,046
‫زود باش

534
00:43:29,380 --> 00:43:30,380
‫بخور. بخور

535
00:43:30,381 --> 00:43:31,799
‫قدرت

536
00:43:33,301 --> 00:43:34,344
‫خرد

537
00:43:35,553 --> 00:43:37,680
‫- شکیبایی!
‫- شکیبایی

538
00:43:41,684 --> 00:43:43,061
‫وای خدایان

539
00:43:43,853 --> 00:43:44,978
‫اون چیه؟

540
00:43:44,979 --> 00:43:48,024
‫نه، خدایان نمی‌تونن کمکت کنن.
‫اون سوزش از خودِ جهنم میاد

541
00:43:53,821 --> 00:43:55,156
‫خرد رو بخور

542
00:43:55,865 --> 00:44:00,577
‫موجودی‌مون کمه.
‫به خرد بیشتری نیاز داریم

543
00:44:00,578 --> 00:44:02,539
‫من شکیبایی بیشتری نیاز دارم

544
00:44:03,623 --> 00:44:05,625
‫من برات شکیبایی دارم

545
00:44:17,554 --> 00:44:18,930
‫نور هرگز کم‌سو نشود

546
00:44:24,352 --> 00:44:25,603
‫قصرتون رو خوب می‌شناسید

547
00:44:27,814 --> 00:44:32,110
‫دیوارهای قدیمی استانل مستقیم به راه‌های آبی می‌رسن.
‫می‌تونن خروج‌تون رو مخفی کنن

548
00:44:34,112 --> 00:44:35,822
‫یعنی قبول کردی؟

549
00:44:40,243 --> 00:44:41,953
‫دوتاتون لباس کلاویگرها رو می‌پوشید

550
00:44:42,787 --> 00:44:44,329
‫شما رو از پادگان عبور میدم

551
00:44:44,330 --> 00:44:46,248
‫و سوار بر جت به ناحیه بیرونی می‌رسیم

552
00:44:46,249 --> 00:44:48,334
‫دختر تو هم به داروش می‌رسه

553
00:44:57,135 --> 00:44:59,387
‫شما الهام‌بخش مقدار کوچکی وفاداری هستید

554
00:45:00,471 --> 00:45:03,099
‫عاشق تعریف زورکی‌ام

555
00:45:32,212 --> 00:45:35,632
‫زرافه‌ات رد شد. بهش نرسیدی

556
00:45:38,509 --> 00:45:40,386
‫فکر کنم اسمش گرافه است

557
00:45:41,012 --> 00:45:42,347
‫اشتباه می‌کنی

558
00:45:43,056 --> 00:45:46,142
‫یه زبان باستانی روی زمین بود
‫که از عکس‌ها استفاده می‌کرد

559
00:45:46,809 --> 00:45:49,478
‫زرافه کوچک بخشی از کلمه‌ای بود
‫که معنیش می‌شد پیشگویی،

560
00:45:49,479 --> 00:45:51,648
‫چون قاعدتاً مسیر جلو رو می‌بینن

561
00:45:52,148 --> 00:45:56,277
‫حیرت‌انگیزه. چه موجود به شدت بدشگونی

562
00:45:58,446 --> 00:45:59,656
‫سانگ کجاست؟

563
00:46:00,532 --> 00:46:02,158
‫دستش رو لمس کرد

564
00:46:03,201 --> 00:46:07,622
‫فقط همین بود، ولی کافی بود.
‫آینده‌اش پیشبینی شد

565
00:46:10,250 --> 00:46:13,753
‫ساعدی که جلو میاد و با انگشتان دست مخالف لمس می‌شه

566
00:46:14,254 --> 00:46:15,295
‫معنیش رو می‌دونی؟

567
00:46:15,296 --> 00:46:17,715
‫این همه درس معنایی برام سخته

568
00:46:19,384 --> 00:46:23,220
‫دعای یک مذهبه.
‫فقط عده کمی می‌شناسنش

569
00:46:23,221 --> 00:46:27,141
‫در عمق استخوان‌های ترانتور دفن شده،
‫تو بخش مایکوژن

570
00:46:27,850 --> 00:46:29,269
‫که سانگِ تو اهل اونجاست

571
00:46:32,480 --> 00:46:35,775
‫انگار غافلگیر شدی. بهت نگفته؟

572
00:46:38,570 --> 00:46:41,739
‫ایمان اون هزاران ساله که غیرقانونی بوده

573
00:46:42,824 --> 00:46:44,742
‫خودشون بهش میگن میراث

574
00:46:46,327 --> 00:46:47,537
‫ربات‌ها رو می‌پرستن

575
00:46:52,041 --> 00:46:55,460
‫این فرقه باور داره که یه روزی،
‫موجودات مصنوعی بر می‌گردن

576
00:46:55,461 --> 00:46:58,965
‫و تمام بی‌رحمی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و فلاکت رو از بین می‌برن

577
00:46:59,757 --> 00:47:02,886
‫وعده اینه. میراث

578
00:47:04,679 --> 00:47:07,056
‫خبر نداشتم هنوز وجود داره

579
00:47:08,516 --> 00:47:12,937
‫پیروی ازش یک جرمه که مجازاتش مرگه

580
00:47:17,525 --> 00:47:19,776
‫- چی کار کردی؟
‫- چیزی رو از فرقه گرفتم

581
00:47:19,777 --> 00:47:22,614
‫که شاید باعث می‌شد آتیش‌شون تندتر بشه

582
00:47:24,115 --> 00:47:26,409
‫کاری رو کردم که باید چند ماه پیش می‌کردم

583
00:47:27,493 --> 00:47:29,204
‫افراطی‌بازی‌هات دیگه کافیه

584
00:47:32,874 --> 00:47:34,792
‫خاطراتش رو پاک کردم

585
00:47:35,376 --> 00:47:38,046
‫هر چی بهش گفتی، یا به هم گفتید

586
00:47:39,797 --> 00:47:41,007
‫زنده است؟

587
00:47:42,133 --> 00:47:44,093
‫فرستادمش خونه به مایکوژن

588
00:47:50,642 --> 00:47:54,312
‫این رحمی که کردم رو قبول کن و قدردان هم باش

589
00:47:54,938 --> 00:47:56,064
‫قدردان؟

590
00:47:57,857 --> 00:48:01,277
‫می‌تونستم بکشمش، ولی نکشتم

591
00:48:01,945 --> 00:48:03,988
‫می‌دونی چرا از جونش گذشتم؟

592
00:48:05,114 --> 00:48:06,407
‫به خاطر تو

593
00:48:07,742 --> 00:48:13,540
‫من مجبورم از رازم محافظت کنم.
‫انتخابات کمی در زندگیم دارم

594
00:48:17,919 --> 00:48:20,213
‫واسه تو این کار رو کردم

595
00:48:22,048 --> 00:48:23,550
‫برو بیرون

596
00:48:25,301 --> 00:48:26,678
‫برو بیرون!

597
00:48:26,702 --> 00:48:36,702
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

598
00:48:36,726 --> 00:48:46,726
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

