﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:01:13,000 --> 00:01:17,000
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت پنجم »

3
00:01:50,000 --> 00:01:52,000
‫[مایکوژن]

4
00:01:52,024 --> 00:02:02,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

5
00:03:27,478 --> 00:03:30,899
‫به اراضی تحت کنترل سان‌مَستر۱۸ تجاوز کردی

6
00:03:32,984 --> 00:03:34,819
‫ببینید، من دنبال دردسر نمی‌گردم

7
00:03:35,945 --> 00:03:37,197
‫فقط راهم رو گم کردم

8
00:03:54,547 --> 00:03:58,301
‫اون... بهم پول داد.
‫می‌خواست این رو بپوشم

9
00:03:59,177 --> 00:04:01,095
‫من کاری نکردم

10
00:04:53,106 --> 00:04:56,608
‫برادر دِی نانیت‌های خودش رو
‫به کلاویگر اول مِیوان تزریق کرده

11
00:04:56,609 --> 00:04:58,026
‫که فرارش رو مخفی کنه

12
00:04:58,027 --> 00:05:00,153
‫بدون اون‌ها آسیب‌پذیره

13
00:05:00,154 --> 00:05:01,321
‫می‌خواید تعقیبش کنیم؟

14
00:05:01,322 --> 00:05:03,867
‫- نه
‫- اگه بحث مخفی‌کاریه...

15
00:05:04,576 --> 00:05:05,618
‫چیه؟

16
00:05:11,416 --> 00:05:13,167
‫داون داره به ایستگاه کلاریون میره

17
00:05:16,629 --> 00:05:18,506
‫کلیان‌هام پراکنده شدن

18
00:05:19,382 --> 00:05:21,675
‫می‌تونم بیارمـشون خونه. دِی رو پیدا کنم و...

19
00:05:21,676 --> 00:05:23,845
‫دقیق می‌دونم دِی کجا رفته

20
00:05:25,889 --> 00:05:29,475
‫دیگه اون رو نخواهیم دید.
‫اون هم مزاحم ما نمی‌شه

21
00:05:30,727 --> 00:05:32,812
‫ولی خودم به داون رسیدگی می‌کنم

22
00:05:54,959 --> 00:05:57,629
‫چند پرشِ اول همیشه عجیبن

23
00:05:58,922 --> 00:06:00,380
‫سردت نیست

24
00:06:00,381 --> 00:06:01,633
‫فقط حس سرما رو به آدم میده

25
00:06:02,884 --> 00:06:03,885
‫ولی...

26
00:06:04,385 --> 00:06:05,510
‫ممنون

27
00:06:05,511 --> 00:06:07,554
‫حس می‌کنی یه تیکه از خودت رو از جا گذاشتی

28
00:06:07,555 --> 00:06:09,514
‫و می‌خواد بهت برسه

29
00:06:09,515 --> 00:06:12,018
‫ولی در نهایت می‌رسه

30
00:06:21,694 --> 00:06:22,695
‫بپرس

31
00:06:24,280 --> 00:06:27,450
‫با نگهبان‌هایی که در ترانتور تعقیب‌مون می‌کردن یه کاری کردی

32
00:06:28,826 --> 00:06:30,370
‫نمی‌تونستن ما رو ببینن

33
00:06:31,496 --> 00:06:32,747
‫و صدات رو شنیدم...

34
00:06:33,957 --> 00:06:35,165
‫اینجا

35
00:06:35,166 --> 00:06:37,919
‫من و میول چندتا استعدادِ مثلِ هَم داریم

36
00:06:43,591 --> 00:06:44,759
‫بپرس

37
00:06:45,760 --> 00:06:50,014
‫می‌تونی با اون استعدادها
‫کسی رو کنترل کنی؟

38
00:06:51,516 --> 00:06:52,517
‫بله

39
00:06:53,685 --> 00:06:56,020
‫وادارم کردی که باهات کار کنم؟

40
00:06:57,856 --> 00:06:59,023
‫سعی کردم نکنم

41
00:06:59,816 --> 00:07:01,317
‫ولی اگه بخوام روراست بگم،

42
00:07:01,943 --> 00:07:03,945
‫گاهی تشخیصش سخته

43
00:07:07,699 --> 00:07:09,951
‫بیست دقیقه تا در کلاریون لنگر بندازیم

44
00:07:12,287 --> 00:07:13,496
‫واسه فرود آماده می‌شم

45
00:07:15,206 --> 00:07:16,332
‫گیل...

46
00:07:18,918 --> 00:07:20,879
‫می‌خوام اول به یه چیزی رسیدگی کنی

47
00:07:26,301 --> 00:07:30,013
‫می‌خوام بهت بگم چقدر متأسفم

48
00:07:31,764 --> 00:07:34,851
‫بابت کاری که کردم و قراره بکنم

49
00:07:38,000 --> 00:07:40,000
‫[ترمینوس نو]

50
00:07:50,533 --> 00:07:53,118
‫زندانبان شاهده، وسط یه مراسم ناهار خیلی مطبوع بودیم

51
00:07:53,119 --> 00:07:56,830
‫وقتی شنیدیم با سفینه‌ی من در حال نزدیک شدنی

52
00:07:56,831 --> 00:08:00,834
‫فکر کردی می‌تونی راحت برگردی اینجا
‫و همه‌ی کارهات بخشیده بشه، پسرِ خودسرِ من؟

53
00:08:00,835 --> 00:08:03,337
‫نه قربان. می‌دونستم عواقبی داره

54
00:08:03,338 --> 00:08:04,880
‫فقط قضاوت کردم که ارزشش رو داره

55
00:08:04,881 --> 00:08:06,965
‫با میول ارتباط برقرار گرفتم

56
00:08:06,966 --> 00:08:08,259
‫بله، شنیدم

57
00:08:09,135 --> 00:08:10,969
‫با سرویس اطلاعاتی خودت

58
00:08:10,970 --> 00:08:13,847
‫میگن موقع فرار از پیشش تو رو دیدن

59
00:08:13,848 --> 00:08:17,059
‫تو همون شبی که بیتا و توران مالو
‫در ملأ عام با کارمندش فرار کردن

60
00:08:17,060 --> 00:08:18,352
‫بله

61
00:08:18,353 --> 00:08:20,896
‫بر حسب اتفاق همون‌ها بودن
‫که دسترسی داشتن و ازشون استفاده کردم

62
00:08:20,897 --> 00:08:25,442
‫بر حسب اتفاق از برادرزاده‌ی رهبر تجار
‫راندو مالو استفاده کردی؟

63
00:08:25,443 --> 00:08:26,610
‫بله

64
00:08:26,611 --> 00:08:30,364
‫چون بر حسب اتفاق در کالگان بود
‫و بر حسب اتفاق مرد مذکور رو ربود؟

65
00:08:30,365 --> 00:08:31,698
‫بدون اختیار من

66
00:08:31,699 --> 00:08:37,412
‫و اگه، مثلاً امپراتور هم اون‌ها رو می‌گرفت،
‫ممکنه بگن

67
00:08:37,413 --> 00:08:40,082
‫«ما داشتیم واسه اطلاعات بنیاد کار می‌کردیم، عزیزم؟»

68
00:08:40,083 --> 00:08:41,667
‫می‌دونن که باید ساکت بمونن

69
00:08:41,668 --> 00:08:43,544
‫بله، به ساکت بودن مشهورن

70
00:08:43,545 --> 00:08:47,422
‫ببین، بیخیال امپراتوری.
‫میول مهم‌تر از چیزیه که به نظر میاد

71
00:08:47,423 --> 00:08:48,840
‫باید یاد بگیریم چطوری باهاش بجنگیم

72
00:08:48,841 --> 00:08:51,594
‫خانواده مالو هم ممکنه سهواً
‫یه کار مفید کرده باشن

73
00:08:52,095 --> 00:08:54,430
‫می‌تونیم از آدمش، همون هنرمنده اطلاعات بگیریم

74
00:08:55,098 --> 00:08:59,185
‫از یه دلقک؟ جدی؟
‫چه اطلاعاتی؟ تردستی؟

75
00:08:59,769 --> 00:09:02,896
‫سروان پریچر، تو از دستورات سرپیچی کردی

76
00:09:02,897 --> 00:09:04,356
‫بعداً مجازاتم کن

77
00:09:04,357 --> 00:09:05,899
‫بذار خانواده مالو رو پیدا کنم

78
00:09:05,900 --> 00:09:07,944
‫قرار نیست دیگه ردیابی انجام بدی

79
00:09:08,695 --> 00:09:11,238
‫بگو واسه این سفینه‌ربا
‫یه سلول بازداشتگاه آماده کنن

80
00:09:11,239 --> 00:09:16,369
‫و یادت باشه، خودش پروتکل رو تنظیم کرده.
‫پس می‌خوام نگهبان‌ها هم مراقب نگهبان‌ها باشن

81
00:09:17,203 --> 00:09:20,665
‫- و جوری بگردینش که سابیده بشه
‫- فهمیدم

82
00:09:32,218 --> 00:09:34,220
‫اسکن بخش بالایی، امن

83
00:09:40,143 --> 00:09:41,811
‫این سمت هم هیچی نیست

84
00:09:44,105 --> 00:09:46,107
‫مطمئن شو عذاب بکشه

85
00:10:14,761 --> 00:10:15,887
‫تلاش نکن

86
00:10:16,471 --> 00:10:18,951
‫می‌دونم فکر می‌کنی آدمی هستی
‫که می‌تونه از هر چیزی فرار کنه،

87
00:10:19,641 --> 00:10:21,893
‫ولی همچنین خودت به من آموزش دادی

88
00:10:22,769 --> 00:10:24,854
‫و قول میدم موفق نمی‌شی

89
00:10:43,706 --> 00:10:47,710
‫عزیزدلم، چقدر بد بود؟

90
00:10:50,547 --> 00:10:53,840
‫عزیزدلم، چقدر بد بود؟

91
00:10:53,841 --> 00:10:57,094
‫صدمه‌ای که نیروهای میول وارد کردن
‫موتورهای پَرِش‌مون رو خراب کرده

92
00:10:57,095 --> 00:10:59,429
‫سیستم‌هایی که آسیب دیدن شامل: ارتباطات،

93
00:10:59,430 --> 00:11:04,394
‫هوانوردی، ناوبری، گرمایی ای‌دی‌اِل و پیشرانش هستن

94
00:11:04,936 --> 00:11:07,229
‫باشه، می‌تونیم به ترمینوس نو برسیم؟

95
00:11:07,230 --> 00:11:10,483
‫ترمینوس نو دیگه مقصد امکان‌پذیری نیست

96
00:11:12,694 --> 00:11:14,821
‫چندتا پرش برامون مونده؟

97
00:11:15,405 --> 00:11:17,156
‫نمی‌تونم دقیق بگم

98
00:11:17,907 --> 00:11:20,076
‫- سه‌تا
‫- خب، انگار خیلی دقیق گفتی

99
00:11:21,035 --> 00:11:22,871
‫یه چیزی که توی سه بار پرش می‌شه بهش رسید

100
00:11:23,538 --> 00:11:25,330
‫می‌شه دیگه نزنی؟

101
00:11:25,331 --> 00:11:29,376
‫توران، مودب باش، اون ترسیده

102
00:11:29,377 --> 00:11:31,796
‫ببخشید مگنیفیکو. فقط...

103
00:11:35,592 --> 00:11:38,093
‫فقط فهمیدم باید کجا بریم

104
00:11:38,094 --> 00:11:40,763
‫و یه جاییه که واقعاً دلم نمی‌خواد برم

105
00:11:44,183 --> 00:11:46,935
‫برگشت به خونه همیشه یه مسیر ناهمواره

106
00:11:46,936 --> 00:11:49,146
‫خصوصاً اگه فراری باشی

107
00:11:49,147 --> 00:11:51,982
‫

108
00:11:52,006 --> 00:11:53,006
‫{\an8}[هِیوِن]

109
00:11:51,983 --> 00:11:54,986
‫و نمی‌خواست دیگه پاش رو در هِیوِن بذاره

110
00:11:55,486 --> 00:11:56,612
‫ولی حالا که اون و بیتا

111
00:11:56,613 --> 00:12:00,782
‫دچار این درگیری شدن،
‫می‌دونه تنها راه فرارشون

112
00:12:00,783 --> 00:12:03,243
‫اینه که تجار رو قانع کنن
‫که دوست جدیدشون

113
00:12:03,244 --> 00:12:05,038
‫فقط دلقکِ میول نیست

114
00:12:05,663 --> 00:12:09,375
‫اون و موسیقیش
‫راز حل کردن بحران سوم هستن

115
00:12:10,793 --> 00:12:13,170
‫ما رو ببر خونه، عزیزدلم

116
00:12:13,171 --> 00:12:17,966
‫مراقبتِ هِیوِن.
‫چیزر ۵۴ در حال نزدیک شدنه. جهت ۶۳۴

117
00:12:17,967 --> 00:12:21,220
‫خصوصیِ نامعلوم در حال نزدیک شدن.
‫مراقبتِ هِیوِن

118
00:12:21,221 --> 00:12:22,596
‫خودتون رو شناسایی کنید

119
00:12:22,597 --> 00:12:26,016
‫نقص فنی آنتن دوربُرد.
‫مخابره شکست خورد

120
00:12:26,017 --> 00:12:27,517
‫تعویض به گِینِ پایین

121
00:12:27,518 --> 00:12:30,938
‫ورودی نامعلوم.
‫فوراً خودت رو شناسایی کن

122
00:12:30,939 --> 00:12:33,149
‫سیستم پایدارسازی صدمه دیده

123
00:12:36,152 --> 00:12:37,945
‫تکرار می‌کنم. خودتون رو شناسایی کنید

124
00:12:37,946 --> 00:12:39,404
‫داریم می‌کنیم

125
00:12:39,405 --> 00:12:40,697
‫نمی‌تونن بشنون

126
00:12:40,698 --> 00:12:42,366
‫دشمن رو می‌بینی؟

127
00:12:42,367 --> 00:12:44,035
‫دیدم. حمله به دشمن

128
00:12:53,670 --> 00:12:54,878
‫یه پیغام اضطراری مخابره کن

129
00:12:54,879 --> 00:12:56,755
‫خیلی باهوشی. الان

130
00:12:56,756 --> 00:12:59,259
‫دیگه مهمات سنگین به کار بردن.
‫کار خاصی نمی‌شه کرد

131
00:13:10,645 --> 00:13:11,645
‫کوه یخ!

132
00:13:11,646 --> 00:13:13,523
‫می‌بینمش!

133
00:13:48,474 --> 00:13:49,933
‫لازمه بدونم اون چیه؟

134
00:13:49,934 --> 00:13:51,269
‫نه، این...

135
00:13:53,563 --> 00:13:55,022
‫یه زیگوته

136
00:13:55,023 --> 00:13:57,942
‫گاهی بررسی می‌کنم
‫و مطمئن می‌شم که هنوز هستش

137
00:13:59,027 --> 00:14:00,069
‫مال خودته؟

138
00:14:00,778 --> 00:14:02,155
‫مال دخترمه

139
00:14:03,072 --> 00:14:04,781
‫نمی‌خوام حرف واضح رو بزنم...

140
00:14:04,782 --> 00:14:07,660
‫وقتی من و اون واسه اولین بار
‫همدیگه رو دیدیم، تقریباً هم‌سن بودیم

141
00:14:08,703 --> 00:14:09,913
‫الان کجاست؟

142
00:14:13,958 --> 00:14:17,377
‫پس مال اونه. فقط یه هسته است

143
00:14:17,378 --> 00:14:18,546
‫یه دختر می‌شه

144
00:14:19,088 --> 00:14:23,176
‫و گاهی کمکم می‌کنه که تصور کنم
‫ممکنه زنده بمونه و شاهدِ چی باشه

145
00:14:28,598 --> 00:14:29,974
‫بیا، دیگه تقریباً آماده‌ایم

146
00:14:32,268 --> 00:14:34,270
‫گمونم رد مالیت باشه

147
00:14:35,146 --> 00:14:37,315
‫می‌تونیم هرکسی رو مشمول کنیم.
‫فقط یه اسم نیاز دارم

148
00:14:40,652 --> 00:14:41,945
‫ویناد تاریسک

149
00:14:43,488 --> 00:14:45,615
‫نماینده بخشیـه که به کالگان نزدیکتره

150
00:14:47,408 --> 00:14:48,409
‫دوستمه

151
00:14:49,869 --> 00:14:52,579
‫متأسفم، ولی اگه بتونه روی رأی‌گیری تأثیر بذاره

152
00:14:52,580 --> 00:14:54,499
‫برادر داون هم پیداش می‌شه

153
00:14:55,291 --> 00:14:56,291
‫سوپرایز

154
00:14:56,292 --> 00:14:58,585
‫سربازهای امپراتوری همونجان

155
00:14:58,586 --> 00:15:03,090
‫درخواست یک جلسه اضطراری میدم
‫و پیشنهاد محاصره کالگان

156
00:15:03,091 --> 00:15:05,801
‫ارتش امپراتوری سیاره رو محاصره می‌کنه،

157
00:15:05,802 --> 00:15:07,803
‫و از طریق بستن راه‌های آب و غذایی تسلیمش می‌کنه

158
00:15:07,804 --> 00:15:09,263
‫این تاکتیک از زمانی که کلیانِ هفدهم

159
00:15:09,264 --> 00:15:12,266
‫محاصره‌ی ترمینوس رو خراب کرد
‫ممنوع شده،

160
00:15:12,267 --> 00:15:14,769
‫پس رأی‌های انجامش رو بهم نمیدن

161
00:15:15,395 --> 00:15:17,855
‫ولی اگه از تاریسک اخاذی کنیم،

162
00:15:17,856 --> 00:15:21,526
‫از نفوذش استفاده می‌کنه و من رأی‌هام رو جمع می‌کنم

163
00:15:24,237 --> 00:15:26,037
‫خودت باید اطلاعات رو بکاری

164
00:15:27,365 --> 00:15:28,490
‫چرا من؟

165
00:15:28,491 --> 00:15:32,286
‫تو امپراتوری، دسترسی اسکن زیستی
‫به منازل شورا رو داری

166
00:15:32,287 --> 00:15:33,371
‫من ندارم

167
00:15:34,998 --> 00:15:38,000
‫کل مسیر توی گوشت هستم
‫و در زمان رأی‌گیری

168
00:15:38,001 --> 00:15:39,960
‫بعدش پیشِ بگار همدیگه رو خواهیم دید

169
00:15:39,961 --> 00:15:41,337
‫نیروهای امنیتی شناساییت نمی‌کنن؟

170
00:15:42,130 --> 00:15:44,132
‫به صورت رسمی، من چند قرنه که مُردم

171
00:15:44,799 --> 00:15:47,385
‫هر دوربینی که من رو ببینه
‫توی پایگاه داده پیدام نمی‌کنه

172
00:15:47,886 --> 00:15:51,139
‫و هر شخصی که من رو ببینه
‫فراموش می‌کنه

173
00:15:59,522 --> 00:16:00,940
‫می‌خوام ذهنت واسه این کار آماده باشه

174
00:16:01,649 --> 00:16:03,942
‫این تنها فرصت ما واسه توقف میول‌ـه

175
00:16:03,943 --> 00:16:07,864
‫اگه شکست بخوریم، بنیاد و امپراتوری
‫باهم می‌میرن

176
00:16:09,073 --> 00:16:10,241
‫کم نمیارم

177
00:16:12,619 --> 00:16:13,786
‫من یه کلیان هستم

178
00:16:15,330 --> 00:16:17,582
‫جوری بار نیومدیم که مهربون باشیم

179
00:16:26,758 --> 00:16:29,134
‫کلاریون، تِسپین هولر نوراست صحبت می‌کنه

180
00:16:29,135 --> 00:16:31,346
‫درخواست اجازه‌ی لنگر گرفتن داریم

181
00:16:31,930 --> 00:16:34,933
‫می‌تونید در لنگرگاه اِف۷۲ فرود بیاید

182
00:16:35,558 --> 00:16:38,353
‫آماده بازرسی بشید.
‫مانیفست‌تون آماده باشه

183
00:17:34,367 --> 00:17:35,869
‫بریم!

184
00:17:39,622 --> 00:17:41,165
‫داون، می‌تونیم بریم

185
00:17:44,752 --> 00:17:48,047
‫داون، این زِراست. زرا، داون

186
00:17:49,507 --> 00:17:50,508
‫بنیاد دوم؟

187
00:17:55,597 --> 00:17:56,848
‫احتیاجی بهش ندارم

188
00:17:57,432 --> 00:17:58,933
‫نداری تا وقتی داشته باشی

189
00:18:02,854 --> 00:18:05,022
‫باشه، باید هدایتم کنی

190
00:18:05,023 --> 00:18:08,526
‫چون معمولاً با شاتل خودم میام

191
00:18:09,402 --> 00:18:11,237
‫در انتهای شمالی ایستگاه سوار شو

192
00:18:11,821 --> 00:18:14,240
‫ناوگان مسافربری به منازل شورا

193
00:18:15,408 --> 00:18:16,743
‫زرا، وارد شدی؟

194
00:18:18,411 --> 00:18:19,411
‫وارد شدم

195
00:18:19,412 --> 00:18:25,459
‫اسکنرها از کار می‌افتن در سه، دو، یک ثانیه

196
00:18:25,460 --> 00:18:27,253
‫موفق باشی، امپراتور

197
00:18:48,316 --> 00:18:49,566
‫رسیدم

198
00:18:49,567 --> 00:18:51,736
‫قفل در رو باز می‌کنیم

199
00:18:52,529 --> 00:18:55,657
‫تموم که شد، میی‌فهمیم چطوری توی جلسه
‫با تاریسک صحبت کنیم

200
00:19:38,408 --> 00:19:39,701
‫امپراتور

201
00:19:40,326 --> 00:19:41,327
‫تاریسک

202
00:19:42,078 --> 00:19:43,746
‫تو جلسه‌ی کمیته‌ات نبودم

203
00:19:44,414 --> 00:19:46,206
‫گفتم بیام خونه‌ات

204
00:19:46,207 --> 00:19:48,625
‫خبر نداشتم در کلاریون هستید

205
00:19:48,626 --> 00:19:50,544
‫این یه ملاقات رسمیه؟

206
00:19:50,545 --> 00:19:53,882
‫می‌خوایم مجوز استفاده از ناوگان
‫برای محاصره کالگان رو بگیریم

207
00:19:54,924 --> 00:19:56,466
‫و به رأیِ تو نیاز دارم

208
00:19:56,467 --> 00:19:59,595
‫زن و دخترهام وقتی کالگان سقوط کرد
‫اونجا مسافرت بودن

209
00:19:59,596 --> 00:20:01,138
‫چندین روزه دارم روش کار می‌کنم که بیارمـشون خونه

210
00:20:01,139 --> 00:20:03,349
‫اصلاً نمی‌خوام سخت‌ترش کنم که اون‌ها...

211
00:20:04,976 --> 00:20:06,686
‫با ترمینال من کار کردی

212
00:20:10,523 --> 00:20:15,278
‫می‌شه بپرسم چرا قراره رأی بدم که خانواده‌ام
‫با یه حیوان وحشی توی یه اتاق زندانی بشن؟

213
00:20:16,112 --> 00:20:18,156
‫چون کمک کردی تا کودتای کالگان شکل بگیره

214
00:20:19,866 --> 00:20:22,159
‫میول بهت پول داد که به سیستم واردش کنی

215
00:20:22,160 --> 00:20:25,330
‫تو هم واسطه‌ی جلسه‌اش با آرشیدوک بلاریون شدی

216
00:20:26,497 --> 00:20:27,624
‫همه‌اش اونجا ثبت شده

217
00:20:31,252 --> 00:20:33,046
‫بانک مرکزی کالگان تأییدش می‌کنه

218
00:20:34,130 --> 00:20:38,008
‫من می‌تونم این اطلاعات رو به همکارهامون بدم،

219
00:20:38,009 --> 00:20:39,594
‫یا تو از نقشه من حمایت می‌کنی

220
00:20:40,345 --> 00:20:42,305
‫اونوقت این کلاً می‌شه یه خوابِ بد

221
00:20:43,014 --> 00:20:44,307
‫همیشه می‌دونستم،

222
00:20:45,767 --> 00:20:47,976
‫دوستی با امپراتوری باعث همین رفتارها می‌شه

223
00:20:47,977 --> 00:20:50,145
‫- قضیه شخصی نیست
‫- چطور می‌تونه باشه؟

224
00:20:50,146 --> 00:20:53,106
‫هیچکس واسه تو یه شخص نیست.
‫دخترهای من هشت ساله و ده ساله‌ان

225
00:20:53,107 --> 00:20:56,401
‫تاریسک، اگه میول کالگان رو انتخاب نمی‌کرد
‫الان اینجا نبودم

226
00:20:56,402 --> 00:20:59,280
‫پس یا باید حرفه شغلیم رو نابود کنم
‫یا جون خانواده‌ام تو خطر بندازم؟

227
00:21:03,243 --> 00:21:05,161
‫شاید یه گزینه سومی باشه

228
00:21:07,080 --> 00:21:10,750
‫می‌تونم حقیقت رو به شورا بگم،
‫که دارم مورد اخاذی قرار می‌گیرم

229
00:21:11,376 --> 00:21:13,585
‫فکر می‌کنم حرف من رو باور می‌کنن
‫تا یه دیکتاتور ادعایی

230
00:21:13,586 --> 00:21:15,026
‫که حتی تخت میانی رو نداره

231
00:21:24,138 --> 00:21:25,473
‫تو هیچ کاری نمی‌کنی

232
00:21:25,974 --> 00:21:27,392
‫به من صدمه نمی‌زنی

233
00:21:28,268 --> 00:21:30,186
‫به هیچکس نمیگی

234
00:21:35,650 --> 00:21:38,652
‫این قضیه رو به کسی نمیگی
‫تا وقتی که زنده هستی

235
00:21:38,653 --> 00:21:43,575
‫چون اگه یه وقت انجامش بدی، دیگه زنده نخواهی بود

236
00:21:53,209 --> 00:21:54,210
‫آدم مهمی نیست

237
00:21:56,921 --> 00:21:58,673
‫می‌تونم یه ساعته از ایستگاه خارجش کنم

238
00:22:02,552 --> 00:22:06,431
‫- داون، قضیه چیه؟
‫- حرف‌هامون رو شنیده

239
00:22:07,932 --> 00:22:09,350
‫خواهش می‌کنم

240
00:22:16,482 --> 00:22:17,901
‫بهش رسیدگی کن

241
00:22:21,070 --> 00:22:22,530
‫موقع رأی‌گیری می‌بینمت

242
00:22:22,554 --> 00:22:29,554
SaberFun

243
00:22:31,956 --> 00:22:32,957
‫داون

244
00:22:33,958 --> 00:22:36,294
‫این هیچی رو تغییر نمیده. هیچی

245
00:22:37,754 --> 00:22:39,422
‫میول باید متوقف بشه

246
00:22:41,799 --> 00:22:45,135
‫مشاوران، خودم با میول حرف زدم

247
00:22:45,136 --> 00:22:47,179
‫هر سانت طنابی که بهش بدیم،

248
00:22:47,180 --> 00:22:50,350
‫تبدیلش می‌کنه به دامی که می‌اندازه دور گردن همه‌مون

249
00:22:50,892 --> 00:22:54,061
‫کالگان به یک دروازه پرش
‫و پایگاه ارتشی نزدیکه

250
00:22:54,062 --> 00:22:57,523
‫به عنوان یه پایگاه تسخیرشده انتخابش کرده
‫که ازش حملات بیشتری انجام بده

251
00:22:57,524 --> 00:23:00,735
‫باید ناوگان امپراتوری رو برای محاصره اعزام کنیم

252
00:23:01,653 --> 00:23:02,695
‫ترس‌پراکنی

253
00:23:03,279 --> 00:23:08,659
‫محاصره از وقتی کلیانِ هفدهم
‫ناوگانش رو به خاطر ترمینوس از دست داد ممنوع شده

254
00:23:08,660 --> 00:23:10,702
‫غرورِ کلیان هفدهم رو در نظر نگیرید

255
00:23:10,703 --> 00:23:13,580
‫تا گناه اصلی رو پیدا کنید

256
00:23:13,581 --> 00:23:18,043
‫کلیان دوازدهم به هری سلدون و بنیادش یک سیاره داد

257
00:23:18,044 --> 00:23:19,754
‫بعد کاری بهش نداشت

258
00:23:21,214 --> 00:23:25,968
‫اگه کالگان رو به میول بدیم،
‫دقیقاً تو همین مسیر قرار می‌گیریم

259
00:23:25,969 --> 00:23:29,555
‫ولی این دفعه، کلیانی نیست که برای اشتباه‌هاتون
‫مقصرش کنید

260
00:23:29,556 --> 00:23:32,392
‫خونش پای خودتونه

261
00:23:33,142 --> 00:23:37,730
‫نه من. نه برادرهام. شما

262
00:23:38,565 --> 00:23:42,192
‫مشاور تاریسک، کالگان توی بخش شماست

263
00:23:42,193 --> 00:23:45,445
‫این پیشنهاد فقط یک پاسخ ارتشی

264
00:23:45,446 --> 00:23:48,907
‫از بنیاد رو تضمین می‌کنه
‫به خاطر خشونت بی‌اجازه ما

265
00:23:48,908 --> 00:23:51,911
‫شهروندان شما، بیشتر از هرکسی درگیر می‌شن

266
00:23:52,662 --> 00:23:53,997
‫میول...

267
00:23:55,999 --> 00:23:57,417
‫باید مهار بشه

268
00:24:01,671 --> 00:24:02,839
‫مشاور...

269
00:24:03,590 --> 00:24:04,923
‫ریسک یک محاصره...

270
00:24:04,924 --> 00:24:08,261
‫من بیشتر از هر کسی توی این سرسرا
‫ریسک رو درک می‌کنم

271
00:24:11,306 --> 00:24:12,307
‫ولی...

272
00:24:13,433 --> 00:24:14,684
‫برادر داون...

273
00:24:16,227 --> 00:24:17,687
‫قانعم کرده

274
00:24:18,438 --> 00:24:19,439
‫خب...

275
00:24:20,815 --> 00:24:21,983
‫متوجه شدم

276
00:24:22,650 --> 00:24:24,819
‫رأی‌گیری رو ادامه میدیم

277
00:24:25,904 --> 00:24:27,405
‫رأی خودتون رو اعلام کنید

278
00:24:54,349 --> 00:24:56,601
‫رأی‌گیری انجام شد

279
00:24:58,937 --> 00:25:02,315
‫ناوگان امپراتوری به کالگان اعزام خواهد شد

280
00:25:11,658 --> 00:25:13,576
‫سروان، کسی اونجا زنده است؟

281
00:25:14,118 --> 00:25:16,412
‫آره. می‌بینمـشون

282
00:25:18,289 --> 00:25:20,500
‫عمو راندو

283
00:25:47,610 --> 00:25:51,280
‫اون دستبندهای سنگری
‫مال خودِ شخص هوبر مالو بودن

284
00:25:51,281 --> 00:25:52,489
‫پدربزرگم

285
00:25:52,490 --> 00:25:53,574
‫واقعاً؟

286
00:25:53,575 --> 00:25:56,910
‫یعنی واقعاً مال خودش بودن
‫یا اون واقعاً پدربزرگم بوده؟

287
00:25:56,911 --> 00:25:59,288
‫گمونم دوتاشون رو نمی‌شه با قطعیت گفت

288
00:25:59,289 --> 00:26:03,917
‫هوبر مالو اختراعات زیادی داشت
‫و حرومزاده‌های زیاد

289
00:26:03,918 --> 00:26:07,505
‫خب، در کل به طرز افتضاحی متأثرکننده است

290
00:26:08,256 --> 00:26:10,841
‫مثل کل تاریخ بنیاد

291
00:26:10,842 --> 00:26:11,925
‫نه

292
00:26:11,926 --> 00:26:14,344
‫کل تاریخ تجاره

293
00:26:14,345 --> 00:26:16,597
‫تجار بخشی از بنیادن، نه؟

294
00:26:16,598 --> 00:26:18,892
‫روی نقشه، آره

295
00:26:19,767 --> 00:26:21,226
‫ولی اینجا نه

296
00:26:21,227 --> 00:26:23,937
‫بنیاد فقط یه مشت پیرو دیوث سلدون هستن

297
00:26:23,938 --> 00:26:26,190
‫که با زحمات ما پولدار شدن

298
00:26:26,191 --> 00:26:28,734
‫مخلص کلام، شما الان خودتون رو

299
00:26:28,735 --> 00:26:31,278
‫توی یه جنگ چریکی برعلیه بنیاد انداختین

300
00:26:31,279 --> 00:26:33,156
‫چقدر زننده

301
00:26:35,825 --> 00:26:37,618
‫رُک بگم، عمو رندی،

302
00:26:37,619 --> 00:26:40,329
‫خودمون این روزها تو دردسر خطرناکی هستیم

303
00:26:40,330 --> 00:26:43,082
‫آره؟ دردسرش هم خیلی سروصدا کرده

304
00:26:43,917 --> 00:26:46,461
‫و چون فامیل هستید،
‫مردم میگن با موافقت من انجامش دادین

305
00:26:47,837 --> 00:26:50,255
‫ولی اینطور نبوده. کار پریچر بوده

306
00:26:50,256 --> 00:26:52,925
‫کل کهکشان دیده که درگیر این کودتا شدین

307
00:26:52,926 --> 00:26:56,929
‫وقتی رفته بودین ماه‌عسل و عروسی و ازدواج کنید

308
00:26:56,930 --> 00:27:00,224
‫کودتا ناراحتت می‌کنه یا ازدواج؟

309
00:27:00,225 --> 00:27:03,186
‫باید بگم، آدم‌ربایی در اولویته

310
00:27:03,811 --> 00:27:05,812
‫اولین باریه که از ازدواج می‌شنوم

311
00:27:05,813 --> 00:27:08,732
‫یه سنت قدیمیه. گفتیم احیاش کنیم

312
00:27:08,733 --> 00:27:12,319
‫چون از قبل قوانین کافی نداشتی که ازشون پیروی کنی؟

313
00:27:12,320 --> 00:27:16,616
‫آره خب، من ارزش خودم رو در این نمی‌بینم
‫که چندتا مقام رو می‌تونم عصبانی کنم

314
00:27:18,785 --> 00:27:20,203
‫همیشه از اینجا متنفر نبود

315
00:27:20,828 --> 00:27:21,913
‫قبلاً یکی از ما بود

316
00:27:23,164 --> 00:27:25,832
‫باهام بلوک‌های یخی برداشت می‌کرد،
‫اگه باورت بشه

317
00:27:25,833 --> 00:27:28,795
‫از سمت داغ می‌انداختیمـشون که رطوبت بگیریم

318
00:27:29,462 --> 00:27:31,463
‫الان داریم از زبون تو میگیم؟

319
00:27:31,464 --> 00:27:33,048
‫پس احتمالاً بهتره بدونی

320
00:27:33,049 --> 00:27:34,883
‫اون بود که من رو به مدرسه لوکس فرستاد

321
00:27:34,884 --> 00:27:36,843
‫چون قرار بود یاد بگیره
‫چطوری پول در بیاره،

322
00:27:36,844 --> 00:27:38,762
‫نه به جایی که درستش کرده خیانت کنه

323
00:27:38,763 --> 00:27:42,267
‫تنها انتقادی که به عروسی‌مون وارد بود
‫این بود که حواشی خانوادگی کافی نداشتیم

324
00:27:43,101 --> 00:27:44,518
‫همین رو کم داشتیم

325
00:27:44,519 --> 00:27:46,311
‫یه مشت مزخرفات جلب‌توجه‌کننده

326
00:27:46,312 --> 00:27:49,064
‫علاوه بر همه‌ی این‌ها،
‫جلوی در خونه‌ی من خراب شدین

327
00:27:49,065 --> 00:27:51,859
‫و با خودتون یه بدهی اخلاقی تپل
‫واسه جدیدترین دشمن بنیاد رو آوردین

328
00:27:51,860 --> 00:27:53,902
‫تو کی هستی که از اخلاقیات حرف می‌زنی؟

329
00:27:53,903 --> 00:27:55,321
‫ما در جنگ هستیم، پسر

330
00:27:56,114 --> 00:27:59,032
‫تجار می‌جنگن تا شکم خانواده‌شون رو سیر کنن
‫و سنت‌هاشون رو حفظ کنن

331
00:27:59,033 --> 00:28:01,451
‫کدوم سنت‌ها؟ کلاشی و دروغ؟

332
00:28:01,452 --> 00:28:03,161
‫نوآوری و استقلال

333
00:28:03,162 --> 00:28:05,414
‫تو یه مالو هستی، پسر. بهش افتخار کن

334
00:28:05,415 --> 00:28:08,500
‫پس از دردسر پر سروصدا خوشت میاد،
‫فقط وقتی طبق شرایط خودت باشه

335
00:28:08,501 --> 00:28:12,504
‫عمو راندو، چطوره کمک‌مون کنی مگنیفیکو رو
‫به ترمینوس نو ببریم؟

336
00:28:12,505 --> 00:28:15,800
‫اونجوری جلوی خونه‌ات دوباره باز می‌شه

337
00:28:16,509 --> 00:28:21,597
‫گمون می‌کنم مگنیفیکو همون دلقک لاغرمردنیه است

338
00:28:21,598 --> 00:28:24,224
‫که بیرون روی مسیر سنگی ایستاده
‫و آهنگ‌هاش چشم‌هام رو به درد میارن

339
00:28:24,225 --> 00:28:25,809
‫اون دلقک نیست

340
00:28:25,810 --> 00:28:28,520
‫خب، میگن اون راهزن فضایی پسش می‌خواد

341
00:28:28,521 --> 00:28:31,649
‫خیلی بد شد. بهش... وابسته شدم

342
00:28:33,651 --> 00:28:35,153
‫با یه چیز بهتر عوضش می‌کنی

343
00:28:39,449 --> 00:28:42,202
‫می‌دونی چیه؟ من میرم بیرون

344
00:28:44,746 --> 00:28:47,040
‫هی، اون مشروب قویه، بچه جون

345
00:28:47,999 --> 00:28:49,250
‫من قوی‌ترم

346
00:29:01,596 --> 00:29:04,514
‫اگه می‌خوای از لبه پرتم کنی، به سمت خورشید پرتم کن

347
00:29:04,515 --> 00:29:06,517
‫کسی قرار نیست بهت صدمه بزنه، مگی

348
00:29:07,268 --> 00:29:09,896
‫اگه تقصیری هست گردن ماست، نه تو

349
00:29:12,982 --> 00:29:14,234
‫صورتم خیلی سردشه

350
00:29:24,744 --> 00:29:26,912
‫اینجا خیلی باریکه، ها؟

351
00:29:26,913 --> 00:29:29,832
‫واسه تمام آدم‌های باریکی که اینجا زندگی می‌کنن عالیه

352
00:29:30,708 --> 00:29:32,919
‫وقتی ده سالم بود
‫یه حادثه‌ی شاتلی داشتیم

353
00:29:33,419 --> 00:29:36,130
‫من و والدینم رو فرستادن اینجا که با راندو زندگی کنیم

354
00:29:37,423 --> 00:29:39,425
‫اون و پسرش هم توی تصادف بودن

355
00:29:39,926 --> 00:29:43,179
‫راندو زنده موند، پسرش نه

356
00:29:43,888 --> 00:29:46,014
‫می‌دونی، قبلاً فکر می‌کردم
‫دستش رو عوض نکرده

357
00:29:46,015 --> 00:29:48,684
‫که یادش بندازه من اون پسری نبودم که قرار بود داشته باشه

358
00:29:48,685 --> 00:29:51,855
‫وای. اون حرکت جسورانه‌ایه

359
00:29:52,814 --> 00:29:54,774
‫زندگی بدون یک دست فقط واسه لج کردن با تو

360
00:29:55,358 --> 00:29:56,359
‫وای

361
00:29:57,026 --> 00:30:00,696
‫بعدش، تصمیم گرفتم می‌خوام
‫باریکی‌ها رو جا بذارم

362
00:30:00,697 --> 00:30:02,740
‫و تا جای ممکن پهن زندگی کنم

363
00:30:10,874 --> 00:30:12,876
‫خب، می‌فهمم چرا رفتی

364
00:30:13,751 --> 00:30:14,919
‫آزادی!

365
00:30:29,767 --> 00:30:31,269
‫وای

366
00:30:41,112 --> 00:30:43,323
‫بیتا داره نظر عموت رو جلب می‌کنه

367
00:30:45,950 --> 00:30:47,076
‫جدی؟

368
00:30:48,161 --> 00:30:49,245
‫یکم می‌نوازم

369
00:30:49,829 --> 00:30:51,122
‫شاید کمکش کنه

370
00:31:00,256 --> 00:31:02,592
‫لعنت به این دست

371
00:31:03,218 --> 00:31:06,553
‫لعنت به دستی که نداری.
‫نه اونی که داری

372
00:31:06,554 --> 00:31:08,306
‫بیا. بدش من

373
00:31:11,643 --> 00:31:13,561
‫فکر نمی‌کردم یه دختر پولدار
‫بتونه با لیزر کار کنه

374
00:31:15,730 --> 00:31:17,065
‫من همیشه پولدار نبودم

375
00:31:18,566 --> 00:31:21,861
‫من از یکی از سیاره‌های پرش‌خورده‌ی بنیاد اومدم

376
00:31:22,445 --> 00:31:24,197
‫بهم میگن صعودکننده

377
00:31:24,697 --> 00:31:30,954
‫پس برادرزاده من بالای نردبونتـه یا پله اولش؟

378
00:31:31,996 --> 00:31:34,249
‫می‌دونی، خودم هم شک داشتم

379
00:31:35,083 --> 00:31:36,751
‫بعدش یه روز...

380
00:31:37,669 --> 00:31:42,632
‫نگاش کردم و فهمیدم که شده گنج من

381
00:31:43,383 --> 00:31:46,051
‫پس دست نگه داشتم، دیگه بالا نرفتم

382
00:31:46,052 --> 00:31:50,807
‫حالا باهم صعود یا سقوط می‌کنیم

383
00:31:52,517 --> 00:31:54,601
‫به اسکترهاتون

384
00:31:54,602 --> 00:31:56,437
‫درسته، ژست می‌گیریم و شیطنت می‌کنیم

385
00:31:57,438 --> 00:31:58,730
‫مردم رو می‌خندوندیم

386
00:31:58,731 --> 00:32:02,693
‫جنس جابجا می‌کنیم، پس گمونم
‫ما هم مثل تجاریم

387
00:32:02,694 --> 00:32:04,069
‫مردم فقط غذا خوردن‌تون رو دیدن؟

388
00:32:04,070 --> 00:32:05,321
‫لخت بودیم دیگه

389
00:32:08,199 --> 00:32:10,576
‫و مردم رو می‌خندونیم، می‌بینی؟

390
00:32:10,577 --> 00:32:13,580
‫مثل اینه که نردبون رو نگه داشتم
‫که صعودکننده‌های پشت‌سرم هم بیان

391
00:32:15,081 --> 00:32:18,084
‫وقتی مگنیفیکو رو برداشتم
‫قصدم همین بود

392
00:32:18,793 --> 00:32:20,794
‫به یه رسوا کمک کنم بالا بیاد

393
00:32:20,795 --> 00:32:23,798
‫ولی وقتی انجامش دادین
‫داشتید به ساز پریچر می‌رقصیدین

394
00:32:24,716 --> 00:32:29,177
‫برادرزاده‌ام، با یه مشت دیوث بنیادی
‫داره توی گه دست‌وپا می‌زنه

395
00:32:29,178 --> 00:32:30,345
‫الان کنترل دست ماست

396
00:32:30,346 --> 00:32:35,143
‫و فکر می‌کنم یه راهی بلدم که گه رو به طلا تبدیل کنم

397
00:32:37,270 --> 00:32:39,355
‫صدای موسیقی مگنیفیکو رو می‌شنوی؟

398
00:32:41,024 --> 00:32:43,568
‫روی احساسات آدم تأثیر می‌ذاره. درسته؟

399
00:32:45,111 --> 00:32:46,612
‫اگه تکه‌های درست مغز رو انگولک کنی

400
00:32:46,613 --> 00:32:52,035
‫می‌تونی باعث انزجار یا وحشت یا عذاب وجدان یا شادی بشی

401
00:32:54,871 --> 00:32:56,748
‫هولوگرام‌های حملات میول رو دیدی؟

402
00:32:57,498 --> 00:32:59,250
‫مردم سلاح‌هاشون رو زمین می‌انداختن

403
00:33:00,043 --> 00:33:01,627
‫باهاش بیعت می‌کردن

404
00:33:01,628 --> 00:33:05,548
‫فکر می‌کنم موسیقی مگنیفیکو بهش کمک می‌کنه

405
00:33:08,384 --> 00:33:11,637
‫پس یه چیزی داری
‫که بنیاد می‌تونه ازش استفاده کنه؟

406
00:33:11,638 --> 00:33:12,722
‫یه چیز بهترش

407
00:33:13,514 --> 00:33:15,767
‫چیزی که نمی‌دونن نیازش دارن

408
00:33:16,976 --> 00:33:20,355
‫تقاضا زیاده و من تنها تأمین‌کننده‌ام

409
00:33:22,815 --> 00:33:25,610
‫پشمام دختر. واقعاً یه تاجری

410
00:33:26,319 --> 00:33:27,987
‫ازشون چی می‌خوای؟

411
00:33:28,863 --> 00:33:31,074
‫مردم بیخودی جنگ نمی‌کنن

412
00:33:31,991 --> 00:33:33,325
‫تجار می‌خوان کناره‌گیری کنن

413
00:33:33,326 --> 00:33:35,744
‫ایندبر حتی حاضر به مذاکره نیست

414
00:33:35,745 --> 00:33:39,707
‫اگه می‌خوای ایندبر پای میز بیاد،
‫اول به صندلیش نیاز داری

415
00:33:40,708 --> 00:33:42,919
‫مگنیفیکو شاید یکی برات جور کنه

416
00:33:44,045 --> 00:33:45,797
‫باهامون به ترمینوس نو بیا

417
00:33:47,632 --> 00:33:51,010
‫تا یه فرصت بهت بده
‫که با توران یکم وقت بگذرونی

418
00:33:51,594 --> 00:33:53,263
‫یکم بیشتر بشناسیش

419
00:33:56,057 --> 00:33:57,475
‫خیلی آدم خوبیه

420
00:34:03,314 --> 00:34:06,275
‫این ماجرای ازدواج رو نمی‌دونم،

421
00:34:06,276 --> 00:34:09,737
‫ولی شوهر خوبی انتخاب کردی

422
00:34:10,863 --> 00:34:11,865
‫زن

423
00:34:12,699 --> 00:34:13,907
‫مهم نیست

424
00:34:13,908 --> 00:34:16,659
‫خب این سفینه مسخره‌تون

425
00:34:16,660 --> 00:34:20,957
‫وقتی تعمیر شد،
‫چند نفر رو می‌تونه حمل کنه؟

426
00:34:21,749 --> 00:34:26,129
‫اگه گاری بار رو در بیاریم
‫شاید واسه یه نفر دیگه جا باشه

427
00:34:28,965 --> 00:34:30,466
‫واسه دوتاشون جا پیدا می‌کنیم

428
00:34:38,641 --> 00:34:41,060
‫ارتش امپراتوری به کالگان نزدیک می‌شن

429
00:34:44,731 --> 00:34:47,150
‫سومین ناوگان ارتش وارد موقعیت می‌شه

430
00:34:49,068 --> 00:34:51,028
‫محاصره در شصت درصده

431
00:34:52,363 --> 00:34:54,532
‫پات رو از گلیمت درازتر کردی، امپراتور

432
00:34:55,033 --> 00:34:56,910
‫ناوگان چهارم به کالگان نزدیک می‌شه

433
00:34:57,410 --> 00:34:59,286
‫کالگان یه ایالت میانی مستقل بود

434
00:34:59,287 --> 00:35:01,747
‫به محضی که تسخیر شد
‫باید اقدام ارتشی از امپراتوری

435
00:35:01,748 --> 00:35:03,207
‫و بنیاد رو فعال می‌کرد

436
00:35:03,208 --> 00:35:05,877
‫عدم اقدام بزدلانه بود

437
00:35:06,920 --> 00:35:09,839
‫من خیلی چیزها هستم، سرپرست،

438
00:35:11,257 --> 00:35:12,926
‫ولی بزدل نیستم

439
00:35:14,260 --> 00:35:16,763
‫محاصره در هشتاد درصد

440
00:35:23,728 --> 00:35:25,897
‫ناوگان چهارم در موقعیت

441
00:35:46,834 --> 00:35:48,919
‫عزیزم، قضیه چیه؟
‫همه‌جا سفینه هست

442
00:35:48,920 --> 00:35:50,796
‫چیزی نیست سایان، فقط...

443
00:35:50,797 --> 00:35:53,423
‫فقط به تام و دوتی بگو همه‌چیز درست می‌شه

444
00:35:53,424 --> 00:35:55,300
‫ناوگان پنجم در موقعیت

445
00:35:55,301 --> 00:35:57,804
‫محاصره در صد در صد

446
00:36:05,728 --> 00:36:07,438
‫سفینه‌هاتون اومدن سراغ من

447
00:36:09,065 --> 00:36:10,650
‫ولی من کجام؟

448
00:36:12,485 --> 00:36:13,987
‫روی کالگان؟

449
00:36:14,779 --> 00:36:19,617
‫ترسیده و متحیر وقتی سفینه‌هاتون بالای سرم می‌چرخن

450
00:36:20,243 --> 00:36:23,496
‫فکر کردین می‌تونید من رو محاصره کنید

451
00:36:24,414 --> 00:36:26,165
‫ولی من توی مشت شما نیستم

452
00:36:26,958 --> 00:36:32,505
‫به جاش، شما توی مشت من هستید

453
00:36:33,131 --> 00:36:37,468
‫درست قبل از اینکه ناوگان شما
‫از دروازه اسب طلایی پرید، از کالگان رفتیم

454
00:36:38,636 --> 00:36:40,138
‫الان دیگه دروازه منه

455
00:36:40,847 --> 00:36:42,807
‫ولی یه کادوی خوش‌آمدگویی براتون گذاشتم

456
00:36:43,975 --> 00:36:45,476
‫یه میخ کبالتی

457
00:36:46,185 --> 00:36:47,604
‫کبالت

458
00:36:48,187 --> 00:36:49,479
‫مرگ آبی

459
00:36:49,480 --> 00:36:53,610
‫واسه دروازه‌ها و کالگان و شما بده

460
00:36:55,028 --> 00:36:56,779
‫واسه من عالیه

461
00:37:01,409 --> 00:37:03,828
‫اون همه انرژی مهارشده

462
00:37:04,412 --> 00:37:09,083
‫جمع شد و جمع شد و جمع شد
‫تا وقتی ترکید

463
00:37:50,792 --> 00:37:53,711
‫پشیمونم که نتونستم نورهاش رو ببینم

464
00:37:54,879 --> 00:37:58,049
‫فقط کالگان رو انتخاب کردم
‫چون به یک دروازه پرش نزدیک بود

465
00:37:58,967 --> 00:38:00,510
‫واسه من مهم نبود

466
00:38:01,010 --> 00:38:03,930
‫حالا، واسه هیچکس مهم نیست

467
00:38:04,597 --> 00:38:06,014
‫کالگان از بین رفته

468
00:38:06,015 --> 00:38:07,517
‫سفینه‌هاتون از بین رفتن

469
00:38:08,017 --> 00:38:10,853
‫امپراتور باعث این عذاب شد

470
00:38:11,771 --> 00:38:12,856
‫یادتون بمونه

471
00:38:16,359 --> 00:38:18,569
‫قرنطینه ایستگاه موثره

472
00:38:18,570 --> 00:38:20,237
‫دروازه‌های پرش غیرفعال

473
00:38:20,238 --> 00:38:22,615
‫فوراً به نقاط امن برید

474
00:38:23,116 --> 00:38:25,742
‫امپراتور رو به یک مکان امن ببرید، الان

475
00:38:25,743 --> 00:38:27,370
‫دریافت شد. در حال حرکتیم

476
00:38:28,538 --> 00:38:30,581
‫لعنتی. باید از اینجا ببریمت

477
00:38:30,582 --> 00:38:34,168
‫اگه بازجویی بشی، ازت ارزیابی می‌شه و گیر می‌افتیم

478
00:38:39,924 --> 00:38:42,926
‫اون می‌دونست. یه جوری ماجرای محاصره رو می‌دونست

479
00:38:42,927 --> 00:38:45,263
‫لعنتی، باید ببریمت یه جای امن

480
00:38:45,889 --> 00:38:47,056
‫زرا هدایتت می‌کنه

481
00:38:47,849 --> 00:38:49,267
‫زرا، نقشه دوم

482
00:38:58,568 --> 00:39:00,486
‫امپراتور موقع ورود به دروازه غربی دیده شده

483
00:39:02,488 --> 00:39:05,158
‫ممکنه تغییر موضع داده باشه.
‫با احتیاط شدید ادامه بدید

484
00:39:14,709 --> 00:39:16,669
‫می‌بینیمش. در حال تعقیبش هستیم

485
00:39:19,422 --> 00:39:20,840
‫امپراتور، ایست!

486
00:39:34,395 --> 00:39:35,396
‫بخوابید

487
00:39:44,572 --> 00:39:45,949
‫نقشه دوم

488
00:39:49,702 --> 00:39:51,787
‫گم شدم. من کجام؟

489
00:39:51,788 --> 00:39:53,830
‫اون سمت ایستگاه گیر کردی

490
00:39:53,831 --> 00:39:57,960
‫یه هوابند سرایداری
‫تو فاصله سیصد متریـته، ۱۷بی

491
00:39:57,961 --> 00:39:59,294
‫برو بالا

492
00:39:59,295 --> 00:40:01,380
‫یه لباس فضایی اورژانسی اونجاست

493
00:40:01,381 --> 00:40:04,551
‫بپوشش و بعد به پوسته بیرونی استوانه برو

494
00:40:05,176 --> 00:40:07,095
‫چیزی نمونده، برادر داون

495
00:40:09,847 --> 00:40:13,768
‫وقتی آماده بودی، اونجا بمون.
‫بگار رو میارم پیشت

496
00:40:15,228 --> 00:40:16,688
‫عذر می‌خوام، امپراتور

497
00:40:17,313 --> 00:40:19,816
‫یه پیغام از برادر داون دریافت کردین

498
00:40:25,572 --> 00:40:29,033
‫باید بهت بگم چقدر متأسفم

499
00:40:33,079 --> 00:40:35,248
‫می‌خوام یه کار ارزشمند انجام بدم

500
00:40:39,252 --> 00:40:41,170
‫یه کار دارای اهمیت

501
00:40:45,633 --> 00:40:50,263
‫ولی در نتیجه، نمی‌تونم برای معراجت باشم

502
00:40:56,102 --> 00:40:58,271
‫گیل، می‌دونستی میول چی کار می‌کنه؟

503
00:41:00,106 --> 00:41:02,192
‫گفت کالگان رو واسه دروازه پرشش انتخاب کرده

504
00:41:02,817 --> 00:41:03,818
‫می‌دونستی؟

505
00:41:04,736 --> 00:41:05,904
‫مطمئن نبودم

506
00:41:07,655 --> 00:41:08,989
‫پس می‌دونستی

507
00:41:08,990 --> 00:41:10,742
‫می‌دونستی تله می‌ذاره

508
00:41:11,409 --> 00:41:12,910
‫وقتی جات امن بود صحبت می‌کنیم

509
00:41:12,911 --> 00:41:15,830
‫نه، همین الان صحبت می‌کنیم!

510
00:41:16,748 --> 00:41:19,917
‫اگه نتونم بهت اعتماد کنم،
‫سوار سفینه نمی‌شم

511
00:41:19,918 --> 00:41:22,795
‫شک کرده بودم که شاید دروازه پرش رو گرفته باشه

512
00:41:23,296 --> 00:41:25,005
‫می‌خواستم محاصره شکست بخوره

513
00:41:25,006 --> 00:41:27,883
‫متأسفم داون. بهت دروغ گفتم

514
00:41:27,884 --> 00:41:30,802
‫امپراتوری باید کوچیک‌تر بشه و از بین بره

515
00:41:30,803 --> 00:41:32,555
‫اون کار همیشه توی برنامه‌هامون بوده

516
00:41:33,139 --> 00:41:35,766
‫دمرزل ازش برای دخالت استفاده کرده

517
00:41:35,767 --> 00:41:37,476
‫امپراتوری یکم قوی‌تر از چیزیه که باید باشه،

518
00:41:37,477 --> 00:41:39,561
‫بنیاد یکم ضعیف‌تر

519
00:41:39,562 --> 00:41:40,646
‫واسه شکست دادن میول،

520
00:41:40,647 --> 00:41:43,899
‫مجبور بودم کهکشان رو
‫برای شروط اولیه‌ی سلدون تنظیم کنم

521
00:41:43,900 --> 00:41:47,779
‫بنیاد باید بزرگترین قدرت کهکشانی می‌بود

522
00:41:48,446 --> 00:41:49,530
‫چرا؟

523
00:41:49,531 --> 00:41:52,741
‫اون‌ها سفینه‌های ویسپر... و سیارات حاصلخیز دارن،

524
00:41:52,742 --> 00:41:55,827
‫تمام منابعی که می‌خوایم به دست میول نیفته

525
00:41:55,828 --> 00:41:58,747
‫چرا امپراتوری باید عذاب بکشه
‫که تو اون کار رو بکنی؟

526
00:41:58,748 --> 00:42:00,582
‫به یه هدف بزرگ نیاز دارم

527
00:42:00,583 --> 00:42:04,753
‫امپراتوری اصلاً قرار نبود میول رو شکست بده
‫و حالا که ارتش‌تون رو از دست دادین

528
00:42:04,754 --> 00:42:08,131
‫شورا قدرت کامل حاکمیت رو به دست می‌گیره

529
00:42:08,132 --> 00:42:09,801
‫و عصر کلیانی تموم می‌شه

530
00:42:10,593 --> 00:42:12,844
‫به میول پیشنهاداتی میدن،

531
00:42:12,845 --> 00:42:16,599
‫سعی می‌کنن راضیش کنن،
‫ولی نمی‌شه راضیش کرد

532
00:42:17,308 --> 00:42:19,269
‫اون امپراتوری رو تسخیر می‌کنه

533
00:42:19,978 --> 00:42:23,063
‫وقتی ترانتور رو بگیره، بنیاد می‌تونه محاصره‌اش کنه،

534
00:42:23,064 --> 00:42:26,233
‫می‌تونن تمام سیارات مورد ستیزه
‫در نوار میانی رو بگیرن،

535
00:42:26,234 --> 00:42:29,946
‫منابع رو کنترل کنن،
‫بهش گرسنگی بدن و بکشنش

536
00:42:31,030 --> 00:42:34,784
‫محاصره‌ای که می‌خوام موفق بشه اونه، نه این یکی

537
00:42:35,869 --> 00:42:36,870
‫من...

538
00:42:38,288 --> 00:42:42,000
‫متأسفم، داون.
‫ازت سوءاستفاده کردم و متأسفم

539
00:42:43,084 --> 00:42:45,503
‫ولی فقط اگه زنده بمونی
‫می‌تونی ازم متنفر باشی

540
00:42:49,090 --> 00:42:50,091
‫داون؟

541
00:42:52,427 --> 00:42:53,428
‫داون؟

542
00:42:56,347 --> 00:42:57,931
‫داون! لعنتی!

543
00:42:57,932 --> 00:43:00,559
‫برات سوال بود قراره یکی از داسک‌هایی بشی

544
00:43:00,560 --> 00:43:03,646
‫که وقتی زمانش برسه، پا به فرار می‌ذاره.
‫که از مرگ می‌ترسه

545
00:43:04,230 --> 00:43:05,398
‫فکر نکنم اینجوری باشه

546
00:43:07,942 --> 00:43:09,444
‫هوابند باز شد

547
00:43:12,572 --> 00:43:14,156
‫کُشتی‌شون

548
00:43:14,157 --> 00:43:15,658
‫زنم

549
00:43:17,452 --> 00:43:18,453
‫دخترهام

550
00:43:19,537 --> 00:43:20,538
‫تاریسک

551
00:43:21,080 --> 00:43:24,584
‫توی هوابند هستیم. درِ داخلی هنوز بازه

552
00:43:26,169 --> 00:43:29,464
‫تفنگ رو بذار کنار

553
00:43:31,299 --> 00:43:34,135
‫کاری کردی بکشم‌شون

554
00:43:53,404 --> 00:43:54,739
‫شجاع باش

555
00:43:55,782 --> 00:43:57,909
‫در آرامش باش، برادر داسک

556
00:44:00,036 --> 00:44:02,038
‫و دعا می‌کنم دوباره ببینمت

557
00:44:02,997 --> 00:44:06,543
‫هر جایی که ما دیکتاتورها
‫ابدیت رو توش می‌گذرونیم

558
00:44:21,349 --> 00:44:24,309
‫هوابند باز شد. ورود بی‌اجازه

559
00:44:24,310 --> 00:44:25,979
‫چی؟ کی بود؟

560
00:44:27,647 --> 00:44:28,815
‫داون؟

561
00:44:31,276 --> 00:44:32,277
‫داون

562
00:44:46,916 --> 00:44:48,126
‫گیل دورنیک

563
00:44:49,711 --> 00:44:51,963
‫بیشتر از سیصد ساله که ندیدمت

564
00:44:53,923 --> 00:44:55,216
‫سرحال به نظر میای

565
00:44:55,240 --> 00:45:05,240
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

566
00:45:05,264 --> 00:45:15,264
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

