﻿1
00:00:04,505 --> 00:00:06,924
‫به نظرم ته دلمون
‫همه می‌دونستیم که ماجرا هنوز تموم نشده

2
00:00:08,550 --> 00:00:13,847
‫فقط داشتیم تو این لحظات
‫بینابینی زندگی می‌کردیم

3
00:00:20,729 --> 00:00:23,564
‫سیتی-۱-۷، اجازه‌ی فرود می‌خوایم

4
00:00:23,565 --> 00:00:25,317
‫سوخت‌مون رو به پایانه

5
00:00:38,789 --> 00:00:42,667
‫سیتی-۱-۷، چارلی هتل ۹۹۴ صحبت می‌کنه.
‫داریم نزدیک می‌شیم

6
00:00:42,668 --> 00:00:44,753
‫جواب بده، سیتی-۱-۷

7
00:00:45,546 --> 00:00:46,547
‫لعنتی

8
00:00:47,130 --> 00:00:49,800
‫شاید از اینجا تا سفینه‌ی مادر
‫اختلالی وجود داشته باشه

9
00:00:50,551 --> 00:00:52,010
‫خبری از پایگاه نشد؟

10
00:00:52,928 --> 00:00:54,137
‫عجیبه یا چی؟

11
00:00:54,721 --> 00:00:56,514
‫ممکنه ارتباطات‌شون بد باشه

12
00:00:56,515 --> 00:00:59,226
‫یه پایگاه قدیمیه که
‫بعد از ساختن دیوار دوباره برپا کردنش

13
00:01:00,060 --> 00:01:02,271
‫ولی آره، عجیبه

14
00:01:10,404 --> 00:01:13,407
‫هی، نگران اون نباش.
‫با خودمه، خب؟

15
00:01:14,575 --> 00:01:16,285
‫- اسلحه‌ات رو بیار پایین
‫- بله، قربان

16
00:01:18,745 --> 00:01:19,746
‫هی، کلارک

17
00:01:22,249 --> 00:01:24,083
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟

18
00:01:24,084 --> 00:01:25,460
‫کشوندی‌شون تو دامن ما؟

19
00:01:28,338 --> 00:01:30,174
‫فکر کردیم می‌خوان کمک کنن

20
00:01:31,508 --> 00:01:32,509
‫باید حرفم رو باور کنی

21
00:01:33,427 --> 00:01:35,470
‫من و تو باید یه صحبتی باهم بکنیم

22
00:01:37,139 --> 00:01:40,516
‫تو و اون گروه خل و چل‌تون
‫چطور می‌دونستید کجاییم؟

23
00:01:40,517 --> 00:01:41,684
‫اون دست‌بردار نیست

24
00:01:41,685 --> 00:01:42,768
‫نیست؟

25
00:01:42,769 --> 00:01:44,812
‫نظرت چیه از این بالگرد پرتت کنیم پایین،

26
00:01:44,813 --> 00:01:46,515
‫ببینیم اونوقت دست‌بردار هست یا نه؟

27
00:01:47,566 --> 00:01:50,438
‫واسه نجات من نمیاد

28
00:01:52,237 --> 00:01:53,822
‫میاد که شما رو نجات بده

29
00:01:55,115 --> 00:01:56,407
‫میاد که همه‌تون رو نجات بده

30
00:01:56,408 --> 00:01:58,452
‫ببند دهنش رو تا یه گلوله حرومش نکردم

31
00:02:04,050 --> 00:02:05,249
‫بالگرد وایساد؟

32
00:02:05,250 --> 00:02:07,543
‫سوخت‌مون تموم شد، دوستان

33
00:02:07,544 --> 00:02:10,332
‫قراره تو بادِ شدید فرود اضطراری
‫انجام بدیم، سفت بچسبید

34
00:02:18,096 --> 00:02:21,057
‫- دارم باند فرود رو می‌بینم
‫- سطح سوخت پایین است

35
00:02:21,058 --> 00:02:22,850
‫- آماده‌ی برخورد!
‫- موتور خاموش شد

36
00:02:22,851 --> 00:02:25,663
‫- ارتفاع بگیرید، ارتفاع بگیرید
‫- منِ خرپول رو چه به سقوط!

37
00:02:25,979 --> 00:02:27,231
‫بالا بروید، بالا بروید

38
00:02:35,364 --> 00:02:37,782
‫- خوبی؟
‫- همگی حالشون خوبه؟

39
00:02:37,783 --> 00:02:38,866
‫خیلی‌خب

40
00:02:38,867 --> 00:02:41,370
‫- کدوم خراب‌شده‌ای هستیم؟
‫- برو بیرون

41
00:02:49,499 --> 00:02:54,218
‫« پایگاه ۱۷ قرنطینه‌ی سفینه‌ی مادر »
‫« آلاسکا، زمین »

42
00:02:54,341 --> 00:02:57,511
‫پایگاه ۱۷، رسیدیم به پایگاه
‫و درخواست برقراری ارتباط داریم

43
00:02:58,512 --> 00:02:59,596
‫کسی صدای منو می‌شنوه؟

44
00:03:03,892 --> 00:03:05,435
‫بقیه کجان؟

45
00:03:10,065 --> 00:03:11,630
‫انتظار هر چیزی رو داشته باشید

46
00:03:14,862 --> 00:03:16,446
‫یه چیزی با عقل جور درنمیاد

47
00:03:17,906 --> 00:03:19,157
‫راست میگه

48
00:03:21,577 --> 00:03:22,578
‫نگاه

49
00:03:27,666 --> 00:03:31,271
‫انگاری دیوارهای قرنطینه‌ی منقطه‌ی مُرده
‫نتونستن اونجوری که باید عمل کنن

50
00:03:32,379 --> 00:03:33,422
‫از این بهتر نمیشد

51
00:03:34,882 --> 00:03:37,550
‫ممکنه کار مواد منفجره‌ی کم‌حرارت باشه.
‫یا شاید هم...

52
00:03:37,551 --> 00:03:38,677
‫یه چیز دیگه

53
00:03:42,890 --> 00:03:43,974
‫به مسیر ادامه بدید

54
00:03:48,687 --> 00:03:50,063
‫از هم جدا نشید

55
00:04:04,912 --> 00:04:06,495
‫شما برید به ساختمون اصلی

56
00:04:06,496 --> 00:04:08,749
‫سمسون، آمواکو، با من بیاید

57
00:04:19,510 --> 00:04:20,636
‫برو

58
00:04:23,639 --> 00:04:25,182
‫خدای من

59
00:04:26,850 --> 00:04:28,185
‫چه بلایی سرشون اومده؟

60
00:04:28,209 --> 00:04:38,209
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

61
00:04:38,233 --> 00:04:48,233
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

62
00:06:29,264 --> 00:06:30,265
‫خبری نشد؟

63
00:06:33,018 --> 00:06:34,186
‫غیر از این جنازه؟ نه

64
00:06:35,662 --> 00:06:37,305
‫ژنراتور اضطراری سالمه

65
00:06:39,149 --> 00:06:40,525
‫مدارها سوختن

66
00:06:40,526 --> 00:06:42,777
‫انگار یه پالسِ الکترومغناطیسی بزرگ
‫همه‌چی رو نابود کرده

67
00:06:42,778 --> 00:06:46,364
‫شاید با این تجهیزات قدیمی
‫بتونیم سیستم رو راه بندازیم

68
00:06:46,365 --> 00:06:47,907
‫ولی فرستنده به گا رفته

69
00:06:47,908 --> 00:06:50,826
‫خب، ببین. هالندر که
‫امیدوارم تو جهنم بسوزه،

70
00:06:50,827 --> 00:06:54,706
‫صندلی فرماندهی رو خالی کرده
‫و تو باید پرش کنی

71
00:06:55,082 --> 00:06:58,376
‫من نمی‌تونم باهاشون صحبت کنم،
‫ولی تو زبون‌شون رو خوب می‌فهمی

72
00:06:58,401 --> 00:07:01,047
‫پس... این گوی و این میدان

73
00:07:01,797 --> 00:07:03,820
‫ببین، من فقط اومدم تا
‫جلوی اون موجودات رو بگیرم

74
00:07:04,091 --> 00:07:05,562
‫حین انجام وظیفه نیستم

75
00:07:05,884 --> 00:07:08,135
‫- چرا؟ استعلاجی گرفتی؟
‫- آره، یه همچین چیزی

76
00:07:08,136 --> 00:07:10,888
‫باشه. شرمنده. عذرخواهی منو پذیرا باش

77
00:07:10,889 --> 00:07:13,725
‫اگه اینجوریه که راحت استراحت کـ...
‫استعلاجی تمومه، گنده‌بک!

78
00:07:14,377 --> 00:07:17,303
‫اگه می‌خوای فرماندهی رو به تاکر بسپاری،
‫بگو با یه گلوله خودمون رو خلاص کنیم

79
00:07:17,328 --> 00:07:19,329
‫عینهو این بدبخت‌های بچه‌بازی که
‫توی پایگاه بودن می‌میریم

80
00:07:19,354 --> 00:07:23,442
‫اونا بچه‌باز نبودن.
‫اونا هم آدم بودن، خب؟

81
00:07:23,443 --> 00:07:25,365
‫آره، راست میگی

82
00:07:25,390 --> 00:07:26,558
‫درست مثل ما

83
00:07:27,030 --> 00:07:29,907
‫و اگه قراره زنده بمونیم،
‫باید نیروها رو بسیج کنیم،

84
00:07:29,908 --> 00:07:31,534
‫پرچم رو بالا ببریم
‫و دور هم جمع شیم

85
00:07:31,535 --> 00:07:33,946
‫هرچی که شماها اسمش رو می‌ذارید.
‫من که سرباز نیستم

86
00:07:33,971 --> 00:07:35,473
‫خوب شد گفتی، نمی‌دونستم

87
00:07:35,956 --> 00:07:38,782
‫به نظرت اینا کار یکی از همون
‫احمق‌های توی باند فرودگاه بوده

88
00:07:38,807 --> 00:07:41,409
‫یکی از افراد فرقه‌شون؟

89
00:07:42,296 --> 00:07:43,630
‫نمی‌دونم کار کی بوده

90
00:07:44,631 --> 00:07:45,716
‫بریم دنبال بقیه

91
00:07:49,178 --> 00:07:51,192
‫جزیره‌ی نفرین‌شده‌ی لعنتی

92
00:07:53,110 --> 00:07:54,945
‫پس، نه بیرون نه داخل
‫کسی زنده نمونده

93
00:07:54,970 --> 00:07:56,164
‫انگاری

94
00:07:56,935 --> 00:08:00,147
‫انگار همه اینجا رد دادن

95
00:08:01,023 --> 00:08:02,900
‫شاید یه‌جور جنون جمعی بوده؟

96
00:08:03,775 --> 00:08:04,984
‫توی آب یا هوا چیزی بوده؟

97
00:08:04,985 --> 00:08:06,986
‫یا هرچی که اونجوری دیوار رو منفجر کرد

98
00:08:06,987 --> 00:08:11,073
‫خیلی‌خب، پس داخل می‌مونیم
‫تا نیروهای پشتیبانی برسن

99
00:08:11,074 --> 00:08:12,159
‫نیروی پشتیبانی در کار نیست

100
00:08:12,701 --> 00:08:15,578
‫کار هرکی که بوده
‫مطمئن شده سربازها نتونن ارتباط برقرار کنن

101
00:08:15,579 --> 00:08:18,667
‫راه ارتباطی‌ای نداریم،
‫مأموریت به گای سگ رفته،

102
00:08:18,692 --> 00:08:22,717
‫هیچ بمبی نداریم، نه با ائتلاف،
‫نه با هیچ جای دیگه نمی‌تونیم تماس بگیریم،

103
00:08:23,748 --> 00:08:25,880
‫نیروهای سواره‌نظام
‫با گلوله‌های جادویی قرار نیست بیان

104
00:08:25,881 --> 00:08:28,382
‫تا کمک‌مون کنن
‫سفینه‌ی مادر رو منفجر کنیم

105
00:08:28,383 --> 00:08:30,811
‫- چطور برگردیم خونه؟
‫- نمی‌تونیم

106
00:08:30,836 --> 00:08:32,004
‫ریدم توش!

107
00:08:34,752 --> 00:08:37,033
‫می‌خوای بلندتر داد بزنی تا
‫از سفینه‌ی مادر صدات رو بشنون؟

108
00:08:37,058 --> 00:08:38,351
‫ببند اون دهن کیریتو!

109
00:08:38,352 --> 00:08:39,884
‫همگی آروم باشید، خب؟

110
00:08:40,437 --> 00:08:42,312
‫قربانی‌ها رو می‌بریم بیرون

111
00:08:42,313 --> 00:08:45,191
‫پنجره‌ها رو سنگربندی می‌کنیم،
‫درها رو قفل و ساختمون رو ایمن می‌کنیم

112
00:08:45,192 --> 00:08:49,070
‫بعدش به این فکر می‌کنیم که
‫اول نگران کدوم تهدید باشیم، ردیفه؟

113
00:08:49,071 --> 00:08:50,613
‫جنگیدن با بیگانه‌ها خودش قوزِ بالا قوزه

114
00:08:50,638 --> 00:08:52,432
‫حالا باید نگران تهدیدات انسانی هم باشیم؟

115
00:08:52,866 --> 00:08:54,617
‫حالا که حرفش شد،
‫این خائن‌ها رو یه گوشه زندانی کنید

116
00:08:54,618 --> 00:08:56,118
‫- نه!
‫- وایسا، وایسا

117
00:08:56,119 --> 00:08:57,495
‫ما با شماییم. می‌تونیم کمک کنیم

118
00:09:05,754 --> 00:09:08,005
‫ولی نصف نیروهای یگانم
‫به خاطر شماها تلف شدن

119
00:09:10,801 --> 00:09:12,385
‫- ببریدشون! یالا
‫- نه

120
00:09:12,386 --> 00:09:14,011
‫- نه، شماها دکتر ندارید!
‫- چن، یالا

121
00:09:14,012 --> 00:09:15,805
‫- گوش بدید
‫- خیلی‌خب، برید!

122
00:09:15,806 --> 00:09:17,307
‫ولم کنید!

123
00:09:19,935 --> 00:09:23,063
‫آنیشا و کلارک هم
‫مثل من اونا رو نمی‌شناختن

124
00:09:23,564 --> 00:09:24,856
‫نگاه‌شون کن

125
00:09:24,857 --> 00:09:27,726
‫اونا که قاتل نیستن.
‫خودشون قربانی ماجران

126
00:09:28,814 --> 00:09:30,521
‫بیخیال، ترو. تو که اونا رو می‌شناسی

127
00:09:31,154 --> 00:09:33,829
‫لاأقل ریش گرو بذار.
‫همونجوری که واسه من گذاشتی

128
00:09:34,809 --> 00:09:37,562
‫بهترین کاری که ازم برمیاد
‫اینه که خاطرجمع شم بلایی سرشون نیاد

129
00:09:53,835 --> 00:09:55,092
‫آنیشا

130
00:09:56,597 --> 00:09:58,429
‫باید سوار ماشین می‌شدم و می‌رفتم

131
00:09:58,891 --> 00:10:01,268
‫نباید به حرفش گوش می‌دادم

132
00:10:01,852 --> 00:10:05,813
‫یه فکری به حالش می‌کنیم، خب؟
‫یه راهی واسه خونه رفتن پیدا می‌کنیم

133
00:10:05,814 --> 00:10:08,274
‫چطوری؟ چطوری؟

134
00:10:08,275 --> 00:10:10,526
‫کل دنیا توی جنگه

135
00:10:10,527 --> 00:10:13,163
‫ما هم هر لحظه
‫داریم از خونه دورتر می‌شیم

136
00:10:13,188 --> 00:10:16,209
‫تروانته... مأموریت...
‫اونا یه کاریش می‌کنن

137
00:10:16,366 --> 00:10:19,410
‫مأموریت؟ همون مأموریتی که به فنا دادیم؟

138
00:10:19,411 --> 00:10:21,121
‫همون مأموریت رو منظورته؟

139
00:10:21,622 --> 00:10:23,122
‫اونوقت چطور یه کاریش می‌کنن، کلارک؟

140
00:10:23,123 --> 00:10:24,708
‫- چطور؟
‫- نمی‌دونم!

141
00:10:26,126 --> 00:10:27,836
‫هنوز نمی‌دونم

142
00:10:29,004 --> 00:10:30,005
‫هی

143
00:10:32,633 --> 00:10:33,926
‫کار کی بود؟

144
00:10:35,802 --> 00:10:37,331
‫شماها کی هستید؟

145
00:10:39,264 --> 00:10:42,434
‫ما داریم دنیا رو
‫واسه اتفاقی که قراره بیفته آماده می‌کنیم

146
00:10:42,981 --> 00:10:44,364
‫و چه اتفاقی اونوقت؟

147
00:10:46,021 --> 00:10:47,064
‫رستگاری

148
00:10:48,857 --> 00:10:50,025
‫صلح

149
00:10:50,943 --> 00:10:54,363
‫تو که فکر نکردی تا ابد دخلشون رو آوردیم؟

150
00:10:55,239 --> 00:10:57,592
‫بیگانه‌ها رو؟ ناجی‌هامون رو؟

151
00:10:58,784 --> 00:11:02,204
‫همیشه قرار بود قیام کنن.
‫و حالا شروع شده

152
00:11:03,163 --> 00:11:04,665
‫چی شروع شده؟

153
00:11:07,638 --> 00:11:09,211
‫عروج ما...

154
00:11:10,838 --> 00:11:12,502
‫به بهشت

155
00:11:24,668 --> 00:11:28,228
‫« آلاسکا، ۱۶ کیلومتری جنوب منقطه‌ی مرده »

156
00:11:46,790 --> 00:11:50,960
‫توماس، رودا، جینکس،
‫ایشون بارنزه

157
00:11:50,961 --> 00:11:52,044
‫سلام

158
00:11:52,045 --> 00:11:53,171
‫ورنا

159
00:11:53,172 --> 00:11:55,173
‫اونا از وقتی که سفینه‌ی مادر سقوط کرد

160
00:11:55,174 --> 00:11:56,569
‫دارن تو منطقه‌ی مرده زندگی می‌کنن

161
00:11:56,594 --> 00:11:58,502
‫یاورانِ همیشه مؤمن

162
00:12:00,804 --> 00:12:02,920
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، رفیق

163
00:12:03,139 --> 00:12:04,413
‫آره

164
00:12:05,726 --> 00:12:06,727
‫لنگستون کجاست؟

165
00:12:07,519 --> 00:12:08,645
‫بردنش

166
00:12:10,522 --> 00:12:11,565
‫می‌دونی کجان؟

167
00:12:15,736 --> 00:12:17,945
‫بریم یه جای دیگه که صحبت کنیم

168
00:12:17,946 --> 00:12:19,072
‫آره

169
00:12:30,857 --> 00:12:35,196
‫اولین باره که به چشم...

170
00:12:36,965 --> 00:12:39,094
‫دارم می‌بینمش

171
00:12:53,815 --> 00:12:55,526
‫هی، می‌خوای یه گپی بزنیم؟

172
00:12:56,197 --> 00:12:58,703
‫- راجع‌به چی؟
‫- راجع‌به نقشه

173
00:12:59,696 --> 00:13:01,113
‫کدوم نقشه؟

174
00:13:01,114 --> 00:13:03,074
‫نه هالندر رو داریم، نه بمبی

175
00:13:03,075 --> 00:13:05,076
‫گیر یه مشت خل و چل افتادیم

176
00:13:05,077 --> 00:13:07,228
‫یه میلیاردر نابغه‌ی تکنولوژی که

177
00:13:07,253 --> 00:13:09,539
‫می‌‌خواد راه ارتباطی‌مون رو درست کنه
‫تا با مقر تماس بگیریم

178
00:13:09,540 --> 00:13:12,375
‫نقشه... نقشه همینه

179
00:13:12,376 --> 00:13:14,919
‫ببین، می‌دونم تو واسه این کارها نیومدی

180
00:13:14,920 --> 00:13:17,380
‫خودم هم نمی‌دونم واسه چی اومدم

181
00:13:17,381 --> 00:13:20,174
‫گفتم یه دوره می‌بینم،
‫برمی‌گردم خونه و زندگیم رو می‌کنم

182
00:13:20,175 --> 00:13:22,371
‫خودت واسه چی اومدی، استوار؟

183
00:13:25,222 --> 00:13:27,098
‫- یه بازمونده داریم
‫- چی؟

184
00:13:27,099 --> 00:13:28,475
‫پشمام

185
00:13:30,435 --> 00:13:32,396
‫هی! هی!

186
00:13:32,938 --> 00:13:34,522
‫هی، نترس!

187
00:13:34,523 --> 00:13:36,650
‫کاریت ندارم!

188
00:13:37,234 --> 00:13:38,235
‫- وایسا!
‫- هی!

189
00:13:39,319 --> 00:13:40,571
‫هی!

190
00:13:41,323 --> 00:13:43,324
‫چیزی نیست. ما خودی هستیم، خب؟

191
00:13:43,349 --> 00:13:45,058
‫- جلوش رو بگیر
‫- کی این کارو باهات کرده؟

192
00:13:45,083 --> 00:13:46,385
‫- آروم. خونسرد باش
‫- هی

193
00:13:46,410 --> 00:13:48,786
‫- چی؟ کی این کارو کرده؟
‫- جلوش رو بگیر

194
00:13:48,787 --> 00:13:51,406
‫- جلوش رو بگیر، جلوش رو بگیر
‫- جلوی چی رو؟

195
00:13:52,332 --> 00:13:53,500
‫نه!

196
00:13:54,209 --> 00:13:55,294
‫نه!

197
00:13:57,022 --> 00:13:58,482
‫نه!

198
00:13:59,468 --> 00:14:02,053
‫این چی بود؟ این چه سمی بود، پسر؟

199
00:14:02,078 --> 00:14:04,705
‫- تو این خراب‌شده چه خبره؟
‫- چیزی نیست، درست میشه

200
00:14:05,095 --> 00:14:06,722
‫چیزی نیست. طاقت بیار

201
00:14:07,389 --> 00:14:08,682
‫هی، منو نگاه

202
00:14:09,474 --> 00:14:12,364
‫نفس بکش.
‫چیزی نیست. چیزی نیست

203
00:14:13,478 --> 00:14:14,605
‫ردیفه

204
00:14:18,602 --> 00:14:20,692
‫دیگه کمکی ازمون ساخته نیست، نه؟

205
00:14:25,240 --> 00:14:26,408
‫از ما، نه

206
00:14:30,204 --> 00:14:31,712
‫ولی از اون چرا

207
00:14:43,008 --> 00:14:45,927
‫نه، نه، نه!
‫چیکار می‌کنی...؟

208
00:14:45,928 --> 00:14:47,845
‫گندش بزنن. نه، نه، نه!

209
00:14:47,846 --> 00:14:50,349
‫چیکار می‌کنی؟ نه! ‌لعنتی

210
00:14:51,391 --> 00:14:53,935
‫هی، هی! باید از اینجا بریم بیرون!

211
00:14:53,936 --> 00:14:56,646
‫پس، رد دادن و همدیگه رو کشتن

212
00:14:56,647 --> 00:14:57,928
‫خودشون رو کشتن

213
00:14:57,953 --> 00:15:00,522
‫شرط می‌بندم واسه اینه که
‫نزدیکِ سفینه‌ی مادر بودن

214
00:15:00,547 --> 00:15:02,156
‫مغزت رو از کار میندازه

215
00:15:02,486 --> 00:15:04,201
‫شاید هم کار اون فرقهه بود

216
00:15:05,030 --> 00:15:06,240
‫نمی‌تونم...

217
00:15:07,115 --> 00:15:08,659
‫آره، گور باباش

218
00:15:20,003 --> 00:15:21,254
‫اینجا چی شد؟

219
00:15:21,255 --> 00:15:23,422
‫شاید یه جور زهر باشه

220
00:15:23,423 --> 00:15:26,635
‫هرچی که هست، الان دیگه تموم شده

221
00:15:27,761 --> 00:15:29,052
‫از کجا معلوم؟

222
00:15:29,471 --> 00:15:31,180
‫چون خودمون رو نمی‌کشیم

223
00:15:32,266 --> 00:15:33,267
‫هنوز نمی‌کشیم

224
00:15:34,935 --> 00:15:36,644
‫...نه به همدیگه!

225
00:15:36,645 --> 00:15:39,313
‫- دلیلی نداره اینجا باشیم!
‫- اونا یه مأموریت بهمون دادن

226
00:15:39,314 --> 00:15:40,982
‫آمواکو راست میگه.
‫مأموریت سرش گرده!

227
00:15:40,983 --> 00:15:43,025
‫تا وقتی که بخوایم باهم باشیم،
‫فاتحه‌ی ما هم خونده‌ست

228
00:15:43,026 --> 00:15:45,111
‫اگه الان بریم،
‫احتمالش هست که برسیم

229
00:15:45,112 --> 00:15:47,405
‫- تصمیمش با ما نیست!
‫- با کیه؟

230
00:15:47,406 --> 00:15:49,407
‫هی، تاکر. من میگم تا جای ممکن

231
00:15:49,408 --> 00:15:50,908
‫از این جهنم‌دره فاصله بگیریم

232
00:15:50,909 --> 00:15:53,494
‫- و به جنوب بریم
‫- آروم باش

233
00:15:53,495 --> 00:15:55,413
‫اینجا جامون امنه.
‫یه فکری به حالش می‌کنیم

234
00:15:55,414 --> 00:15:58,541
‫- امن؟ چی می‌زنی؟
‫- دور و ورت رو ببین، رئیس!

235
00:15:58,542 --> 00:16:00,208
‫هرچی بیشتر بمونیم،
‫مرگ‌مون حتمی‌تره

236
00:16:00,233 --> 00:16:02,062
‫- شما که نمی‌دونید
‫- معلومه که می‌دونیم

237
00:16:02,087 --> 00:16:04,088
‫- استوار، نظر تو چیه؟
‫- کی به نظر اون اهمیت میده؟

238
00:16:04,089 --> 00:16:05,756
‫- ببند گاله رو
‫- خودت ببند!

239
00:16:05,757 --> 00:16:08,218
‫اون الان کاری ازش برنمیاد.
‫مگه نه، تاکر؟

240
00:16:09,178 --> 00:16:10,262
‫مگه نه؟

241
00:16:12,264 --> 00:16:14,016
‫می‌خوام نظر اون هم بشنوم

242
00:16:15,350 --> 00:16:16,560
‫نظرت چیه؟

243
00:16:17,144 --> 00:16:20,888
‫نمی‌تونیم عقب‌نشینی کنیم.
‫کاش می‌تونستیم، جدی میگم

244
00:16:21,940 --> 00:16:25,484
‫کاش میشد برگردیم، تجدید قوا کنیم
‫ولی از این خبرها نیست

245
00:16:25,485 --> 00:16:26,861
‫پس به گا رفتیم؟

246
00:16:26,862 --> 00:16:30,239
‫نه بمبی، نه نیروی پشتیبانی،
‫نه اطلاعاتی، نه نقشه‌ای

247
00:16:30,240 --> 00:16:31,991
‫دیر یا زود هم
‫قراره شروع کنیم به کشتن همدیگه

248
00:16:31,992 --> 00:16:33,327
‫الان که زنده‌اید

249
00:16:35,454 --> 00:16:38,569
‫الان که زنده‌اید.
‫پس، یه فکری بکنید

250
00:16:38,831 --> 00:16:40,120
‫یه نقشه‌ی جدید بکشید

251
00:16:40,145 --> 00:16:42,981
‫وگرنه دوستان‌تون توی فرودگاه
‫سرِ هیچ و پوچ جون‌شون رو دادن

252
00:16:43,337 --> 00:16:47,019
‫کاسپر مارو سر هیچ و پوچ مرد.
‫چند نفرِ دیگه سر هیچ و پوچ مردن؟

253
00:16:49,009 --> 00:16:50,654
‫نمیشه که همه‌ش سر هیچ و پوچ باشه

254
00:16:51,762 --> 00:16:54,347
‫باید کاری که شروع کردن رو
‫به پایان برسونیم. مجبوریم!

255
00:16:54,348 --> 00:16:58,142
‫- بچه‌جون، به این آسونی‌ها نیست
‫- می‌دونم به این آسونی‌ها نیست

256
00:16:58,143 --> 00:17:01,308
‫در ضمن، تو هم اونقدرها از من بزرگ‌تر نیستی

257
00:17:04,441 --> 00:17:05,567
‫راست میگه

258
00:17:06,118 --> 00:17:08,260
‫می‌فهمم حرف‌تون چیه.
‫حرف همه‌تون رو، ولی حق با اونه

259
00:17:08,285 --> 00:17:12,998
‫اگه این مأموریت رو به اتمام نرسونیم،
‫دیگه خونه‌ای نیست که بخوایم برگردیم

260
00:17:13,815 --> 00:17:16,555
‫ببینید، نمی‌دونم چه اتفاقی
‫توی پایگاه افتاد، خب؟

261
00:17:17,496 --> 00:17:20,658
‫ولی فعلاً این رو می‌دونم که
‫هنوز عقل‌مون رو از دست ندادیم

262
00:17:20,683 --> 00:17:23,852
‫و اگه باهم همکاری کنیم،
‫شاید، فقط شاید...

263
00:17:23,877 --> 00:17:27,547
‫هر کوفتی که اون بیرونه رو شکست بدیم
‫و این جنگ کوفتی رو برنده شیم

264
00:17:27,923 --> 00:17:29,466
‫یک بار برای همیشه

265
00:17:31,510 --> 00:17:34,054
‫چطوری؟ با چی؟

266
00:17:35,048 --> 00:17:36,265
‫بمب که نداریم

267
00:17:36,290 --> 00:17:39,767
‫می‌دونم یه‌بار کاری کردی سقوط کنه،
‫ولی چطور واسه همیشه نابودش کنیم؟

268
00:17:43,564 --> 00:17:44,856
‫همونطوری که قبلاً این کارو کرد

269
00:17:44,857 --> 00:17:48,693
‫هر قطعه‌ی شاردی که می‌تونید برام بیارید.
‫گلوله‌ها، تیزی، هرچی که بود

270
00:17:48,694 --> 00:17:51,279
‫مابقی شماها دنبال مواد منفجره باشید، خب؟

271
00:17:51,280 --> 00:17:53,448
‫هر چیزی که منفجر بشه

272
00:17:54,408 --> 00:17:55,409
‫بیاریدش اینجا

273
00:17:56,243 --> 00:17:57,619
‫یه بمب جدید می‌سازم

274
00:18:03,547 --> 00:18:05,867
‫هی، نمیای؟

275
00:18:35,675 --> 00:18:37,105
‫به چی زل زدی؟

276
00:18:38,577 --> 00:18:42,664
‫اون پرچم‌های نارنجی رو می‌بینی؟
‫مسیر دیده‌بان‌هاست

277
00:18:43,498 --> 00:18:45,083
‫همیشه فکر می‌کردم میام اینجا،

278
00:18:46,210 --> 00:18:50,130
‫از این مسیر رد میشم و خودم می‌بینمش

279
00:18:50,862 --> 00:18:51,862
‫کی رو؟

280
00:18:51,887 --> 00:18:53,138
‫مادر رو

281
00:18:54,718 --> 00:18:57,971
‫اون بیرون منتظرمونه

282
00:19:11,318 --> 00:19:14,087
‫ببخشید بابت همه‌چی

283
00:19:15,155 --> 00:19:17,783
‫- هیچوقت نباید...
‫- مهم نیست

284
00:19:18,825 --> 00:19:20,117
‫ولی مهمه

285
00:19:20,118 --> 00:19:21,203
‫نه

286
00:19:22,065 --> 00:19:24,510
‫تنها چیزی که اهمیت داره
‫اینه که نجات پیدا کنیم

287
00:19:25,082 --> 00:19:27,083
‫نجات پیدا کنیم
‫و برگردیم خونه پیش بچه‌ها

288
00:19:27,084 --> 00:19:28,168
‫همین و بس

289
00:19:32,881 --> 00:19:33,924
‫خیلی‌خب

290
00:19:39,680 --> 00:19:40,889
‫چی دست‌مونه؟

291
00:19:44,142 --> 00:19:47,104
‫آنیشا، کلارک. باهام بیاید

292
00:19:48,021 --> 00:19:49,480
‫پوکه‌های لعنتی کجان؟

293
00:19:49,481 --> 00:19:51,107
‫فکر نمی‌کردیم اونا رو بخوای

294
00:19:51,108 --> 00:19:53,025
‫ولی نگفتم دور بریزیدشون، گفتم؟

295
00:19:53,026 --> 00:19:56,529
‫واسه احتراق اولیه باروت می‌خوام.
‫اینجا کسی عقلِ درست و حسابی نداره؟

296
00:19:56,530 --> 00:19:58,406
‫- فکر کردم فقط...
‫- تو اصلاً فکر نکن

297
00:19:58,407 --> 00:20:00,298
‫اشتباه اولت همین بود

298
00:20:01,118 --> 00:20:03,286
‫میتسوکی کدوم گوریه؟

299
00:20:03,287 --> 00:20:05,830
‫پس، تا جایی که پرچم هست
‫مسیر رو ادامه میدیم

300
00:20:05,831 --> 00:20:07,915
‫- بعدش دیده‌بانی میدیم...
‫- هی، چه غلطی می‌کنی؟

301
00:20:07,916 --> 00:20:11,169
‫ببین، به کمک همه نیاز داریم.
‫درضمن، اونا طرف ما بودن

302
00:20:11,170 --> 00:20:12,253
‫واسه همین باید تصمیم می‌گرفتم

303
00:20:12,254 --> 00:20:13,671
‫- تصمیمش با تو بود؟
‫- آره

304
00:20:13,672 --> 00:20:14,839
‫باید از خودمون می‌پرسیدی

305
00:20:14,840 --> 00:20:17,633
‫ببینید، کلارک و آنیشا
‫ناخواسته درگیر ماجرا شدن، خب؟

306
00:20:17,634 --> 00:20:20,344
‫و اگه قراره به منقطه‌ی مرده بریم،
‫به یه دکتر نیاز داریم

307
00:20:20,345 --> 00:20:23,515
‫کلارک هم مهارت‌های فنی داره.
‫باید با تمام قوا بریم

308
00:20:24,725 --> 00:20:26,784
‫می‌خوام تو این یه مورد
‫بهم اعتماد کنی

309
00:20:28,363 --> 00:20:29,764
‫امکانش هست؟

310
00:20:34,234 --> 00:20:36,068
‫پس، می‌خوای رهبری کنی، استوار؟

311
00:20:36,069 --> 00:20:37,354
‫اگه اجازه بدی

312
00:20:38,496 --> 00:20:40,121
‫تا حد امکان کمک می‌کنیم

313
00:20:40,699 --> 00:20:43,868
‫شاید بتونیم توی اتاق مجاور
‫غذا آماده کنیم

314
00:20:43,869 --> 00:20:45,077
‫منم بدم نمیاد یه غذایی بخورم

315
00:20:45,078 --> 00:20:46,371
‫خیلی‌خب، پس ردیفه

316
00:20:46,947 --> 00:20:49,626
‫شما دوتا توی محوطه گشت بزنید.
‫به نوبت نگهبانی میدیم. ردیفه؟

317
00:20:50,699 --> 00:20:52,110
‫خیلی‌خب، دست‌به‌کار شید

318
00:20:53,337 --> 00:20:54,338
‫ببینم چیکار می‌کنید

319
00:20:55,532 --> 00:20:59,532
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

320
00:21:02,387 --> 00:21:04,896
‫ایندیگو هفت، صدای منو داری؟

321
00:21:07,101 --> 00:21:09,075
‫ایندیگو هفت صحبت می‌کنه. به گوشم

322
00:21:09,853 --> 00:21:11,404
‫مری‌گلد سه صحبت می‌کنه

323
00:21:11,813 --> 00:21:14,149
‫رسیدیم. توی پایگاه اصلی‌ایم

324
00:21:14,650 --> 00:21:16,400
‫اونا اینجان

325
00:21:16,401 --> 00:21:19,530
‫لنگستون رو توی پایگاه ۱۷ زندانی کردن

326
00:21:21,365 --> 00:21:24,326
‫حواست بهش باشه. داریم میایم

327
00:21:25,077 --> 00:21:26,119
‫تمام

328
00:21:29,540 --> 00:21:30,624
‫آماده شید

329
00:21:31,834 --> 00:21:34,751
‫قراره لنگستون رو برگردونیم خونه.
‫راه بیفتید!

330
00:21:42,236 --> 00:21:44,045
‫الان دیگه دلت رو با این خوش می‌کنی؟

331
00:21:45,639 --> 00:21:47,057
‫اینجا رو ببین

332
00:21:48,976 --> 00:21:50,477
‫خیلی‌خب، عالیه

333
00:21:51,061 --> 00:21:53,563
‫کشتار و هرج‌ومرج.
‫به ژانر وحشت خیلی...

334
00:21:53,564 --> 00:21:54,689
‫ببین!

335
00:21:54,690 --> 00:21:57,693
‫چی رو؟ به چی نگاه کنم؟
‫این که فقط...

336
00:22:00,070 --> 00:22:01,363
‫هی، بیارش عقب

337
00:22:06,785 --> 00:22:09,746
‫اون چی بود؟
‫اون سایه‌ای که پشته

338
00:22:10,497 --> 00:22:13,917
‫یه چیز دیگه‌ای توی این پایگاهه.
‫فکر کنم همون سربازها رو کشته

339
00:22:15,586 --> 00:22:16,795
‫هنوز هست؟

340
00:22:19,131 --> 00:22:20,424
‫فکر نکنم

341
00:22:23,764 --> 00:22:25,827
‫شبیه شکارچی-قاتل‌ها نیست

342
00:22:27,188 --> 00:22:28,847
‫شبیه هیچ کدوم‌شون نیست

343
00:22:29,766 --> 00:22:32,519
‫تروانته گفت یه چیز جدیدی
‫توی سفینه قیام کرده

344
00:22:32,970 --> 00:22:34,246
‫فکر کنم این خودش باشه

345
00:22:34,688 --> 00:22:35,688
‫نمی‌دونم

346
00:22:35,689 --> 00:22:39,443
‫تو اینجا بمون، ببین چیه
‫و چطور میشه ردش رو زد و...

347
00:22:40,694 --> 00:22:42,172
‫جلوش رو گرفت

348
00:22:43,405 --> 00:22:47,520
‫بله. منم داشتم همین کارو می‌کردم.
‫دلم رو خوش نمی‌کردم

349
00:22:49,995 --> 00:22:51,905
‫مهارکننده‌ی عصبی کار می‌کنه؟

350
00:22:53,373 --> 00:22:56,376
‫دیگه چیزی حس نمی‌کنی یا نمی‌شنوی؟

351
00:22:57,377 --> 00:22:58,754
‫کار می‌کنه

352
00:23:06,011 --> 00:23:07,179
‫البته

353
00:23:07,971 --> 00:23:11,308
‫مختل‌کننده‌ی سیگنال،
‫مختل‌کننده‌ی سیگنال

354
00:23:18,565 --> 00:23:20,244
‫زبون آدمیزاد حالی‌تون نمیشه؟

355
00:23:20,269 --> 00:23:22,360
‫اگه کمکی می‌کنه می‌تونم یواش‌تر بگم

356
00:23:22,361 --> 00:23:26,781
‫می‌خوای تمام دارت‌ها
‫و سلاح‌های عصبی رو جمع کنیم،

357
00:23:26,782 --> 00:23:27,949
‫و از قطعات‌شون استفاده کنیم؟

358
00:23:27,950 --> 00:23:30,201
‫انگاری معجزه حقیقت داره.
‫یکی بالاخره داشت گوش می‌کرد

359
00:23:30,202 --> 00:23:32,203
‫یعنی میگی سلاح‌هامون رو باز کنیم!

360
00:23:32,204 --> 00:23:33,913
‫تا یه سلاح بزرگ‌تر و بهتر بسازیم، آره

361
00:23:33,914 --> 00:23:35,456
‫ولی اینجوری
‫همون مهمات هم از دست میدیم

362
00:23:35,457 --> 00:23:39,003
‫گوش کنید، دارت‌ها دیگه
‫روی شکارچی-قاتل‌ها تأثیری ندارن

363
00:23:39,028 --> 00:23:42,076
‫ولی همه‌شون تحت کنترل ذهنِ کندو هستن

364
00:23:42,101 --> 00:23:45,192
‫آره، یه ذهن بزرگ
‫که از الکتریسیته ساخته شده

365
00:23:45,217 --> 00:23:49,304
‫اگه با معادل پالس الکترومغناطیسی عصبی
‫بهش ضربه بزنیم، ذهنش از کار میفته

366
00:23:49,930 --> 00:23:52,431
‫- ذهنش هم که از کار بیفته...
‫- سیناپس‌ها از بین میرن

367
00:23:52,432 --> 00:23:55,853
‫سیستم عصبی از کار میفته
‫و پیامی به شکارچی-قاتل‌ها منتقل نمیشه

368
00:23:57,187 --> 00:23:58,437
‫خیلی‌خب. واسه یه پزشک بدک نبود

369
00:23:58,462 --> 00:24:00,648
‫تخصصم توی سرطان‌شناسی و کاردیولوژیه

370
00:24:00,649 --> 00:24:02,692
‫ولی تحصیلات تکمیلیم رو توی هاروارد

371
00:24:02,693 --> 00:24:05,720
‫توی رشته‌ی بیوشیمی گرفتم
‫با فوق‌تخصص زیست‌شناسی عصبی

372
00:24:08,383 --> 00:24:09,749
‫پشمام

373
00:24:09,774 --> 00:24:12,678
‫بالاخره یکی پیدا شد که مغزش کار کنه

374
00:24:12,703 --> 00:24:15,454
‫خب، پیشنهاد من اینه که
‫دارت‌هایی که واسه شکارچی-قاتل‌ها

375
00:24:15,455 --> 00:24:17,095
‫استفاده می‌کردیم رو سازگار کنیم

376
00:24:17,120 --> 00:24:19,810
‫تا در اصل اون‌ها یه
‫مهارکننده‌ی عصبی بشن با بارِ بالا که

377
00:24:19,835 --> 00:24:23,171
‫پالس الکتریکی بفرستن
‫و شکارچی-قاتل‌ها رو از کندو جدا کنن

378
00:24:23,172 --> 00:24:26,174
‫تقویت‌شون می‌کنیم، به شارد مجهزشون می‌کنیم
‫تا مطمئن شیم اصابت می‌کنن

379
00:24:26,175 --> 00:24:28,922
‫و بزرگ‌ترین ضربه‌ی تاریخ رو
‫به کندو می‌زنیم

380
00:24:28,947 --> 00:24:30,115
‫دقیقاً

381
00:24:30,470 --> 00:24:34,015
‫خیلی‌خب، دست‌به‌کار شید.
‫همه‌ی دارت‌ها و سلاح‌های عصبی رو بیارید

382
00:24:34,016 --> 00:24:35,100
‫بله؟

383
00:24:35,893 --> 00:24:39,353
‫ذهن کندو هم
‫مثل مغز ما سیسم پشتیبانی داره

384
00:24:39,354 --> 00:24:43,649
‫بنابراین حتی اگه بخش کوچیکی
‫ازش سالم باشه، زنده می‌مونه

385
00:24:43,650 --> 00:24:46,652
‫باشه، پس همه رو باهم
‫با نهایت آسیب منفجر می‌کنیم

386
00:24:46,653 --> 00:24:49,024
‫- آره، ولی...
‫- ولی چی؟

387
00:24:50,073 --> 00:24:53,534
‫آدم‌ها از سکته جون سالم به در می‌برن
‫چون یه ضربه‌ی آنی به مغزه

388
00:24:53,535 --> 00:24:59,416
‫بنابراین آسیبش
‫مثل سرطان یا ویروس تکثیر نمیشه

389
00:25:00,584 --> 00:25:02,994
‫پس، اگه چیزی شبیه به ویروس بسازیم

390
00:25:03,019 --> 00:25:05,259
‫و سیگنال رو
‫به یه الگوی تکرارشونده متصل کنیم

391
00:25:05,284 --> 00:25:07,779
‫مثل یه ردیاب ویروسی میان‌سیناپسی

392
00:25:08,146 --> 00:25:09,363
‫مثل چی؟

393
00:25:09,885 --> 00:25:12,714
‫اگه کمکی می‌کنه می‌تونم یواش‌تر بگم

394
00:25:14,878 --> 00:25:17,573
‫- جنابعالی؟
‫- اون کلارکه، همسرم

395
00:25:17,598 --> 00:25:19,058
‫و معلم انگلیسی

396
00:25:19,269 --> 00:25:22,480
‫چقدر هم عالی.
‫هر وقت حرف از شکسپیر شد خبرت می‌کنم

397
00:25:22,481 --> 00:25:24,273
‫گفتی تکثیرشونده باشن؟

398
00:25:24,274 --> 00:25:27,026
‫یعنی نه تنها منفجر میشه،
‫بلکه تا زمانی که...

399
00:25:27,027 --> 00:25:30,154
‫تا زمانی که تمام مسیرهای
‫سالم عصبی از بین نرن متوقف نمیشه

400
00:25:30,155 --> 00:25:32,657
‫اونوقته که می‌گیم بیمار فوت کرده

401
00:25:32,658 --> 00:25:34,201
‫بیا، بذار نشونت بدم

402
00:25:37,506 --> 00:25:38,506
‫ببین

403
00:25:38,531 --> 00:25:42,175
‫آنیشا، چرا تازه باهات آشنا شدم؟
‫چرا واسه خودم کار نمی‌کنی؟

404
00:25:42,209 --> 00:25:44,377
‫نمی‌دونم. الان که اینجام

405
00:25:44,378 --> 00:25:47,421
‫- ببین، این...
‫- خب؟

406
00:25:47,422 --> 00:25:50,384
‫اینجوری باید انجام بشه.
‫ردیاب...

407
00:25:53,686 --> 00:25:55,978
‫ردیاب کارش اینجوری شروع میشه

408
00:25:56,011 --> 00:25:57,011
‫اینجا

409
00:25:58,767 --> 00:26:01,811
‫نیکیل گفت فهمیدی
‫این کشت‌وکشتارها کار کی بوده

410
00:26:01,812 --> 00:26:03,230
‫دارم روش کار می‌کنم

411
00:26:04,147 --> 00:26:05,524
‫ببین، اینجا

412
00:26:13,240 --> 00:26:14,283
‫این سایه

413
00:26:14,992 --> 00:26:16,364
‫کار همین بود؟

414
00:26:17,035 --> 00:26:19,821
‫به نظرم آره.
‫این هم پیدا کردم

415
00:26:29,056 --> 00:26:30,795
‫واقعاً خوره‌ی این چیزهایی، نه؟

416
00:26:32,926 --> 00:26:36,119
‫هشت سال توی پخش مخابرت
‫آژانس کاوش‌های هوافضای ژاپن بودم

417
00:26:36,513 --> 00:26:39,933
‫کارم همین بود.
‫قبلاً این شکلی بودم

418
00:26:42,644 --> 00:26:47,524
‫خیلی چیزی ازش یادم نمیاد،
‫ولی این رو یادمه

419
00:26:49,568 --> 00:26:50,944
‫دلم براش تنگ شده بود

420
00:26:52,321 --> 00:26:53,322
‫بهت میاد

421
00:27:01,538 --> 00:27:02,956
‫بیا

422
00:27:04,041 --> 00:27:07,044
‫این زیرشاخه
‫چند لحظه قبل از روشن شدن ضبط شد

423
00:27:07,836 --> 00:27:09,712
‫خارج از محدوده‌ی درک انسانه

424
00:27:09,713 --> 00:27:11,589
‫چیه؟ موشک؟ صدای آژیره؟

425
00:27:11,590 --> 00:27:12,992
‫نه

426
00:27:13,017 --> 00:27:16,135
‫فکر کنم همون صداییه که
‫توی پایگاه پرتال ضبط شد

427
00:27:16,136 --> 00:27:17,471
‫بعد از این که تو ازش بیرون اومدی

428
00:27:18,138 --> 00:27:20,709
‫یه چیز جدیدی توی این
‫خط ارتباطی جدید دیده میشه

429
00:27:21,475 --> 00:27:24,853
‫یه چیزی فرق داره.
‫زبونش مثل قبل نیست

430
00:27:26,396 --> 00:27:28,732
‫اینجا شنیدمش. ببین...

431
00:27:29,983 --> 00:27:32,443
‫توی تصاویر ضبط شده هم شنیدم

432
00:27:32,444 --> 00:27:34,905
‫هرچی بود توی پایگاه بوده

433
00:27:36,323 --> 00:27:39,499
‫اون سایه هرچی که هست
‫داره سیگنال می‌فرسته

434
00:27:39,524 --> 00:27:40,900
‫و همون باعث و بانیشه

435
00:27:42,287 --> 00:27:44,235
‫سعی می‌کنم سیگنال رو جدا کنم

436
00:27:45,249 --> 00:27:46,541
‫مگه می‌شنویش؟

437
00:27:46,542 --> 00:27:50,963
‫می‌شنوی‌شون؟ می‌فهمی؟

438
00:27:53,048 --> 00:27:54,049
‫آره

439
00:27:58,512 --> 00:28:00,013
‫اذیتت می‌کنه؟

440
00:28:00,514 --> 00:28:01,807
‫نه، نه

441
00:28:04,977 --> 00:28:06,769
‫فقط، می‌دونی...

442
00:28:06,770 --> 00:28:09,469
‫به خاطر همین اینجایی.
‫به نفع‌مونه، درسته؟

443
00:28:11,775 --> 00:28:13,986
‫اگه چیزی نیاز داشتی خبرم کن

444
00:28:14,778 --> 00:28:16,697
‫حتماً، مرسی

445
00:28:18,699 --> 00:28:21,618
‫الان تو اینجا مسئولی؟

446
00:28:22,286 --> 00:28:23,328
‫آره

447
00:28:24,746 --> 00:28:25,747
‫منم

448
00:28:27,332 --> 00:28:28,333
‫بهت میاد

449
00:28:42,181 --> 00:28:43,724
‫برات نوشیدنی آوردم

450
00:28:46,518 --> 00:28:47,519
‫مرسی

451
00:28:49,855 --> 00:28:50,856
‫تلف شدم

452
00:28:55,986 --> 00:28:59,031
‫چیزهایی که گفتی حقیقت داشت؟

453
00:29:00,282 --> 00:29:01,365
‫واو به واوش

454
00:29:01,639 --> 00:29:05,226
‫یعنی شماها یه جور فرقه‌اید؟

455
00:29:05,954 --> 00:29:09,465
‫ما آدمایی هستیم که
‫عزیزانی رو از دست دادیم و...

456
00:29:09,594 --> 00:29:11,535
‫می‌خوایم دوباره اونا رو ببینیم

457
00:29:12,211 --> 00:29:14,053
‫می‌دونم که تو هم درکم می‌کنی

458
00:29:16,120 --> 00:29:19,290
‫اگه کاسپر اون بیرون منتظرت بود
‫چیکار می‌کردی؟

459
00:29:20,135 --> 00:29:24,263
‫اگه عزیزان خودت، دوستات،
‫می‌خواستن واسه همیشه

460
00:29:24,264 --> 00:29:26,272
‫اون رو از بین ببرن چیکار می‌کردی؟

461
00:29:27,048 --> 00:29:28,954
‫واسه این که جلوشون رو بگیری
‫چیکار می‌کردی؟

462
00:29:29,853 --> 00:29:33,022
‫پس، فکر می‌کنی
‫مامانت اون بیرون توی سفینه‌ست؟

463
00:29:33,023 --> 00:29:35,567
‫آره، همچین فکری می‌کنم

464
00:29:36,735 --> 00:29:37,813
‫فکر می‌کنم اون توئه

465
00:29:37,838 --> 00:29:40,674
‫ولی... مسئله فقط اون نیست

466
00:29:45,244 --> 00:29:49,331
‫اونجا بهشته، جمیله. بهشت!

467
00:29:49,995 --> 00:29:54,671
‫یا نیروانا، ابدیت

468
00:29:55,341 --> 00:29:57,500
‫دارن اونجا رو واسه ما می‌سازن

469
00:29:58,277 --> 00:30:01,325
‫یه باغ عدنِ جدید

470
00:30:01,385 --> 00:30:04,012
‫اونوقت مردم می‌خوان نابودش کنن

471
00:30:04,763 --> 00:30:08,224
‫به اتم‌ها و...

472
00:30:08,225 --> 00:30:12,646
‫روح و عشق باور داری، مگه نه؟

473
00:30:13,772 --> 00:30:15,481
‫پس چرا باور کردن چیزی که

474
00:30:15,482 --> 00:30:17,808
‫میشه به چشم دید برات سخته؟

475
00:30:18,610 --> 00:30:20,073
‫درست اون بیرونه

476
00:30:22,823 --> 00:30:26,618
‫هیچوقت نمی‌خواستم
‫یه تار مو از سر کسی کم شه، جمیله

477
00:30:27,286 --> 00:30:28,495
‫می‌دونم که خودت این رو می‌دونی

478
00:30:30,330 --> 00:30:31,582
‫می‌دونم که می‌تونی حسش کنی

479
00:30:33,709 --> 00:30:34,793
‫میدونم هنوز هم می‌کنی

480
00:30:43,552 --> 00:30:45,220
‫واقعاً لذت می‌بری به بیرون نگاه کنی

481
00:30:53,770 --> 00:30:55,605
‫حله. مرسی واسه صحبت‌ها

482
00:30:55,606 --> 00:30:56,731
‫جمیله، وایسا

483
00:30:56,732 --> 00:30:58,358
‫بذار حقیقتِ خودمو بهت بگم

484
00:30:59,193 --> 00:31:01,736
‫رفیقم پای ما وایساد،
‫برامون جنگید

485
00:31:01,737 --> 00:31:04,893
‫واسه از بین بردن اون هیولاها
‫از همه‌چیش گذشت، حتی از جونش،

486
00:31:04,918 --> 00:31:06,394
‫تا ما زنده بمونیم

487
00:31:07,317 --> 00:31:09,491
‫و من کارِ نیمه‌تمومش رو تموم می‌کنم

488
00:31:11,577 --> 00:31:13,194
‫خوب گوش‌هاتو وا کن، رفیق

489
00:31:14,208 --> 00:31:16,422
‫اون بهشت بَرینت رو با خاک یکسان می‌کنم

490
00:31:20,506 --> 00:31:22,753
‫هی، باید باهات صحبت کنم

491
00:31:23,509 --> 00:31:25,218
‫- با جول صحبت کردم
‫- چی؟ چرا با اون...

492
00:31:25,219 --> 00:31:28,763
‫مجبور بودم. فکر کنم یکی از
‫افراد ورنا توی پایگاهه

493
00:31:28,764 --> 00:31:30,890
‫می‌دونم توی منقطه‌ی مرده آدم داره

494
00:31:30,891 --> 00:31:32,683
‫توی مزرعه‌شون یا هرچی

495
00:31:32,684 --> 00:31:35,061
‫شنیدم با «رادیو آماتوری»
‫داشتن باهم صحبت می‌کردن

496
00:31:35,062 --> 00:31:37,522
‫جول داشت اون بیرون
‫به یه چیزی زل میزد

497
00:31:37,523 --> 00:31:39,398
‫واسه همین رفتم یه نگاه بهش انداختم

498
00:31:39,399 --> 00:31:41,317
‫روی یکی از ساختمون‌ها آنتنِ یه رادیوئه

499
00:31:41,318 --> 00:31:43,486
‫- گندش بزنن
‫- اگه بهش دسترسی پیدا کنیم،

500
00:31:43,487 --> 00:31:46,739
‫می‌تونیم با ائتلاف تماس بگیریم، ترو.
‫می‌تونیم با مرکز صحبت کنیم

501
00:31:46,740 --> 00:31:48,950
‫به نظر نقشه‌ی خوبیه.
‫تو همینجا بمون

502
00:31:48,951 --> 00:31:52,809
‫من و تاکر یه نگاهی بهش میندازیم.
‫این دفعه رو سر جات بمون، خب؟

503
00:31:54,075 --> 00:31:55,810
‫به کلارک و آنیشا هم بگو.
‫باید در جریان باشن

504
00:31:55,835 --> 00:31:57,795
‫- قابلت هم نداشت
‫- مرسی

505
00:31:58,752 --> 00:32:02,338
‫آنیشا، فکر کنم یه راهی
‫واسه برگشتن به خونه پیدا کردم

506
00:32:02,339 --> 00:32:04,120
‫- چی؟
‫- چطور؟

507
00:32:04,145 --> 00:32:05,802
‫احتمال داره یه رادیویی اون بیرون باشه

508
00:32:05,957 --> 00:32:08,338
‫- سالمه؟
‫- آره، فکر کنم

509
00:32:08,846 --> 00:32:11,001
‫ترو و تاکر رفتن یه نگاهی بهش بندازن

510
00:32:11,386 --> 00:32:12,748
‫باید برم ببینمش

511
00:32:14,268 --> 00:32:16,166
‫شماها برید، من اینو درست می‌کنم

512
00:32:17,479 --> 00:32:19,688
‫- کجاست؟
‫- ساختمونی که سمت راسته

513
00:32:22,317 --> 00:32:25,237
‫کلارک، می‌تونیم با بچه‌ها صحبت کنیم.
‫می‌تونیم درخواست کمک کنیم

514
00:32:25,821 --> 00:32:27,072
‫می‌تونیم بریم خونه

515
00:33:14,161 --> 00:33:15,913
‫...باهم بریم، آره

516
00:33:22,461 --> 00:33:23,545
‫آمواکو

517
00:33:37,976 --> 00:33:39,060
‫- هی
‫- نزن. زنده می‌خوایمش

518
00:33:39,061 --> 00:33:42,021
‫- بر، برو، برو!
‫- گندش بزنن

519
00:33:42,022 --> 00:33:44,649
‫- هی!
‫- ائتلاف، ایست!

520
00:33:44,650 --> 00:33:46,234
‫رادیو رو با خودش برد

521
00:33:46,235 --> 00:33:47,528
‫هی!

522
00:33:49,029 --> 00:33:50,488
‫وایسا، لعنتی!

523
00:33:50,489 --> 00:33:52,032
‫وایسا، وایسا

524
00:33:57,955 --> 00:34:00,415
‫- نه، نه، نه!
‫- ولم کن. چه مرگته؟

525
00:34:02,042 --> 00:34:03,130
‫جاودانگی همین نزدیکی‌هاست

526
00:34:13,762 --> 00:34:15,888
‫نه. نه، رادیو

527
00:34:15,889 --> 00:34:17,223
‫ترو

528
00:34:17,224 --> 00:34:19,560
‫نه، نه

529
00:34:20,310 --> 00:34:21,645
‫یکی از مین‌های خودمون بود

530
00:34:27,359 --> 00:34:28,402
‫گندش بزنن

531
00:34:29,319 --> 00:34:30,404
‫از کجا می‌دونستی؟

532
00:34:32,364 --> 00:34:36,075
‫ببین. ضامن‌ها رو. همه‌جا پره

533
00:34:36,076 --> 00:34:40,211
‫نه، رادیو تنها راه نجات بود.
‫تنها فرصت‌مون بود

534
00:34:49,755 --> 00:34:50,882
‫متأسفم

535
00:34:51,884 --> 00:34:53,177
‫متأسفم!

536
00:34:59,725 --> 00:35:01,768
‫بچه‌ها، کمک کنید! لطفاً!

537
00:35:04,605 --> 00:35:05,689
‫خواهش می‌کنم!

538
00:35:07,482 --> 00:35:09,484
‫بس کن!‌ بس کن!

539
00:35:12,070 --> 00:35:14,675
‫چی شده؟ میتسوکی، چه‌خبر شده؟

540
00:35:15,657 --> 00:35:17,492
‫همون صداهه‌ست. خودشه!

541
00:35:19,703 --> 00:35:22,705
‫میتسوکی؟ میتسوکی، بلند شو!

542
00:35:22,706 --> 00:35:24,917
‫میتسوکی، بلند شو!

543
00:35:25,584 --> 00:35:26,627
‫هی!

544
00:35:30,631 --> 00:35:33,425
‫هی! بس کن!‌ نیکیل!

545
00:35:44,853 --> 00:35:46,188
‫بیدار شو!

546
00:35:57,153 --> 00:35:59,118
‫- متوقف شد
‫- چه بلایی سرمون اومد؟

547
00:36:00,077 --> 00:36:01,827
‫- نمی‌دونم
‫- من می‌دونم

548
00:36:01,828 --> 00:36:04,830
‫- به خاطر صداییه که توی ویدئوها بود
‫- چی؟

549
00:36:04,831 --> 00:36:08,501
‫همون باعث شد سربازهای اینجا رد بدن.
‫صداش رو زیاد کردم و...

550
00:36:08,502 --> 00:36:11,128
‫- تو این کارو باهامون کردی؟
‫- چی؟ نه

551
00:36:11,129 --> 00:36:12,460
‫- می‌خواستی ما رو بکشی؟
‫- نه

552
00:36:12,485 --> 00:36:14,483
‫- همگی آروم باشید
‫- درست کنار سیستم بود

553
00:36:14,508 --> 00:36:16,300
‫- اونوقت هیچ اتفاقی براش نیفتاد؟
‫- وایسا

554
00:36:16,301 --> 00:36:18,678
‫- چرا تو چیزیت نشد؟
‫- نیکیل، توضیح بده

555
00:36:18,679 --> 00:36:20,847
‫اون مثل ما نیست.
‫یکی از خودشونه

556
00:36:20,848 --> 00:36:24,392
‫- بهتون که گفتم. دختره بیگانه‌ست!
‫- همگی آروم بگیرید، خب؟

557
00:36:24,393 --> 00:36:29,272
‫حالی‌تون شد؟ من دستور دادم که
‫صدا رو جدا کنه، خب؟ دستور من بود

558
00:36:29,273 --> 00:36:32,539
‫آدم‌ها سربازهای پایگاه رو نکشتن

559
00:36:32,564 --> 00:36:36,234
‫من هم می‌خواستم همین رو بگم.
‫کار بیگانه‌ها بود

560
00:36:37,155 --> 00:36:40,125
‫اونا فقط تو سفینه نیستن.
‫این بیرونن

561
00:36:40,150 --> 00:36:43,403
‫توی پایگاه هم بودن.
‫توی ویدئو مشخصه

562
00:36:46,623 --> 00:36:48,805
‫پس چرا روی تو تأثیری نداشت؟

563
00:36:55,340 --> 00:36:57,134
‫چون لابد منم یه بیگانه‌ی کوفتی‌ام

564
00:37:01,597 --> 00:37:04,924
‫خیلی‌خب، همه آرامش خودتون رو حفظ کنید

565
00:37:05,267 --> 00:37:06,687
‫بذارید تأثیرش از بین بره

566
00:37:07,102 --> 00:37:09,896
‫- می‌خوام همه بشینید
‫- راست میگه

567
00:37:09,897 --> 00:37:12,106
‫همه از همدیگه فاصله بگیرید، خب؟

568
00:37:12,107 --> 00:37:15,861
‫تاکر، کدوم گوری بودی، پسر؟

569
00:37:17,696 --> 00:37:21,068
‫یکی از اون خل و چل‌های فرقه
‫با رادیو توی سربازخونه‌ی شمالی قایم شده بود

570
00:37:21,093 --> 00:37:22,950
‫- با رادیو؟
‫- دیگه رفتش

571
00:37:22,951 --> 00:37:25,621
‫مسیر دیده‌بان‌ها رو مین‌گذاری کردن.
‫باید یه راه نفوذ دیگه پیدا کنیم

572
00:37:34,129 --> 00:37:38,675
‫جواب بده، ایندیگو هفت.
‫ایندیگو هفت، جواب بده

573
00:37:43,096 --> 00:37:44,181
‫کرولن

574
00:37:46,975 --> 00:37:49,770
‫الان دیگه می‌دونن اینجاییم.
‫چیکار کنیم؟

575
00:37:52,564 --> 00:37:57,361
‫می‌ریم به «سرزمین موعود»
‫و به اردوگاه کارمایکل اضافه می‌شیم

576
00:37:58,820 --> 00:38:01,281
‫باهم که باشیم، برتری عددی داریم

577
00:38:02,991 --> 00:38:04,159
‫منتظر می‌مونیم

578
00:38:06,453 --> 00:38:08,372
‫البته اگه تا اونجا پیش برن

579
00:38:09,122 --> 00:38:10,666
‫اون مسیر تا انتها مین‌گذاریه

580
00:38:11,542 --> 00:38:12,751
‫ایمان داشته باش

581
00:38:20,801 --> 00:38:23,286
‫اگه بیگانه‌ها می‌تونن
‫همچین بلایی سر ذهن‌هامون بیارن...

582
00:38:25,013 --> 00:38:28,307
‫بدترین خاطرات‌مون رو
‫بیرون بکشن و دردمون رو دوچندان کنن،

583
00:38:28,479 --> 00:38:30,448
‫دیگه حتی نیاز نیست بکشن‌مون

584
00:38:31,707 --> 00:38:33,139
‫خودمون همدیگه رو می‌کشیم

585
00:38:36,066 --> 00:38:37,441
‫کجاش خنده‌داره؟

586
00:38:37,442 --> 00:38:40,449
‫جوری در و پنجره‌ها رو بستیم،
‫انگار این کار باعث میشه در امان باشیم

587
00:38:41,113 --> 00:38:43,115
‫ولی خطر اصلی اون بیرون نیست

588
00:38:44,241 --> 00:38:45,325
‫این توئه

589
00:38:46,344 --> 00:38:48,527
‫میدونِ مینِ اصلی این توئه

590
00:38:49,663 --> 00:38:53,333
‫اگه می‌تونن ذهن و خاطرات‌مون رو
‫علیه خودمون کنن،

591
00:38:54,868 --> 00:38:57,847
‫پس همگی عینهو
‫بمب ساعتیِ متحرکیم، مگه نه؟

592
00:38:58,755 --> 00:39:01,617
‫میتسوکی در امانه
‫چون چیزی از گذشته یادش نمیاد

593
00:39:02,301 --> 00:39:03,510
‫خوش به حالش

594
00:39:04,313 --> 00:39:06,402
‫خدا می‌دونه طرف مائه یا اونا

595
00:40:04,863 --> 00:40:07,655
‫هی، می‌دونم از قصد این کارو نکردی

596
00:40:10,330 --> 00:40:11,864
‫از دست من عصبانی‌ای؟

597
00:40:13,405 --> 00:40:16,327
‫چون... چرا؟ چون پشتت در نیومدم؟

598
00:40:18,766 --> 00:40:21,863
‫حتماً فهمیدی که اون صدا
‫رو منم یه تأثیری گذاشت

599
00:40:22,589 --> 00:40:24,552
‫همون کاری رو کردی که ازت انتظار می‌رفت

600
00:40:26,205 --> 00:40:27,452
‫دست رو دست گذاشتی

601
00:40:38,397 --> 00:40:39,857
‫و دائماً این کارو تکرار می‌کنی

602
00:40:45,419 --> 00:40:48,692
‫« منقطه‌ی مرده »

603
00:41:48,930 --> 00:41:50,014
‫تروانته

604
00:41:50,302 --> 00:41:51,690
‫- چیه؟
‫- اینجا رو

605
00:41:54,598 --> 00:41:55,973
‫این مسیر فرعیه

606
00:41:55,974 --> 00:41:58,184
‫طبق یادداشت‌ها،
‫شیش ماهه که ازش تردد نکردن

607
00:41:58,185 --> 00:41:59,666
‫ولی خیلی پیش رفتن

608
00:41:59,691 --> 00:42:01,359
‫از کجا معلوم میشه بهش اعتماد کرد؟

609
00:42:02,758 --> 00:42:04,319
‫راه دیگه‌ای هم مگه هست؟

610
00:42:05,234 --> 00:42:06,902
‫هی، تاکر، ریس، هرینگ

611
00:42:08,278 --> 00:42:09,863
‫کلارک میگه یه مسیر جدیدی پیدا کرده

612
00:42:12,074 --> 00:42:14,158
‫خیلی‌خب، می‌تونیم از اینجا شروع کنیم

613
00:42:14,159 --> 00:42:15,857
‫مشخصاً از این مسیر عبور می‌کنیم

614
00:42:16,245 --> 00:42:19,330
‫اینجا یه دره‌ی باریکه.
‫اگه بتونیم دور بزنیمش،

615
00:42:19,331 --> 00:42:21,082
‫یه چند روزی رو جلو میفتیم

616
00:42:21,083 --> 00:42:22,792
‫این بیشتر اصلی می‌خوره تا فرعی

617
00:42:22,793 --> 00:42:24,545
‫آره، دقیقاً

618
00:42:25,170 --> 00:42:28,297
‫آره، شانس آوردیم دیوار منفجر شد

619
00:42:28,298 --> 00:42:31,092
‫اگه یه تیمی رو جلوتر بفرستیم،
‫می‌تونن قبل از رسیدن مسیر رو پیدا کنن

620
00:42:31,093 --> 00:42:32,176
‫حالت خوبه؟

621
00:42:32,177 --> 00:42:34,095
‫اگه این مسیر کوتاه‌تر باشه،
‫می‌تونیم سبک‌تر بریم

622
00:42:34,096 --> 00:42:36,514
‫میرم تجهیزات پزشکی رو جمع کنم

623
00:42:36,515 --> 00:42:38,976
‫ولی همچنان باید واسه
‫وقایع غیرمترقبه تجهیزات ببریم

624
00:42:50,779 --> 00:42:51,780
‫هی

625
00:42:54,074 --> 00:42:55,075
‫خوبی؟

626
00:42:56,159 --> 00:42:57,911
‫آره، خوبم

627
00:42:59,246 --> 00:43:00,247
‫چی شده؟

628
00:43:00,914 --> 00:43:06,712
‫یه چیزی رو اونجا فهمیدم

629
00:43:08,213 --> 00:43:11,479
‫حس کردم توی قلمروی خودتی.
‫حس کردم سرزنده‌ای و...

630
00:43:11,504 --> 00:43:15,634
‫انگار یهو از خواب بیدار شدم

631
00:43:16,388 --> 00:43:20,289
‫تمام اون شب‌هایی که
‫به پیام‌های اینفینیتاز نگاه می‌کردی

632
00:43:21,393 --> 00:43:27,002
‫به زندگی‌ای که
‫فکر می‌کردم پشت‌سر گذاشتیم،

633
00:43:27,035 --> 00:43:29,124
‫ولی هنوز بهش فکر می‌کنی

634
00:43:31,028 --> 00:43:32,945
‫- هیچوقت واقعاً رهاش نکردی
‫- آنیشا

635
00:43:32,946 --> 00:43:36,699
‫وقتی که واسه اولین بار
‫همدیگه رو دیدیم، بهم گفتی...

636
00:43:36,724 --> 00:43:40,186
‫گفتی: «من با جنبش‌ام»

637
00:43:42,581 --> 00:43:45,125
‫و اون زمان منظورت رو نفهمیدم

638
00:43:45,709 --> 00:43:49,094
‫بخشی از توئه. هویتته

639
00:43:49,880 --> 00:43:52,591
‫خیلی‌خب، بسه. تمومش کن

640
00:43:55,093 --> 00:43:56,802
‫اگه اینجاییم ربطی به من نداره

641
00:43:56,803 --> 00:43:58,346
‫تو بودی که رفتی، خب؟

642
00:43:58,347 --> 00:44:00,348
‫آره، آره. می‌دونم.
‫می‌دونم، تقصیر خودمه

643
00:44:00,349 --> 00:44:03,213
‫و بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫خودم رو مقصر می‌دونم

644
00:44:03,894 --> 00:44:08,799
‫باید باهات صحبت می‌کردم،
‫ولی می‌ترسیدم یه کاری بکنی

645
00:44:09,358 --> 00:44:10,951
‫واسه همین یه تصمیمی گرفتم

646
00:44:11,610 --> 00:44:15,971
‫یه تصمیم احمقانه گرفتم
‫و ببین حالا کارمون به کجا کشیده

647
00:44:15,996 --> 00:44:17,535
‫ببین کجاییم

648
00:44:17,658 --> 00:44:19,284
‫می‌دونی، اونجا گفتی...

649
00:44:20,661 --> 00:44:22,912
‫- گفتی شانس آوردیم دیوار منفجر شد
‫- بیخیال. منظورم...

650
00:44:22,913 --> 00:44:25,748
‫می‌دونم. می‌دونم منظورت چیز دیگه‌ای بود

651
00:44:25,749 --> 00:44:31,155
‫ولی یهو تموم تکه‌های پازل
‫باهم جور دراومدن

652
00:44:31,463 --> 00:44:34,355
‫آنیشا، حق با تو بود.
‫اینجا انگار تو قلمروی خودم‌ام

653
00:44:35,023 --> 00:44:40,071
‫چون این مأموریت تنها راه
‫رسیدن به خونه و دیدن بچه‌هامونه

654
00:44:40,681 --> 00:44:43,179
‫و من واسه این اتفاق لحظه‌شماری می‌کنم

655
00:44:44,768 --> 00:44:47,137
‫تو هم داری همین کارو می‌کنی.
‫دیدم با نیکیل همکاری کردی

656
00:44:48,008 --> 00:44:50,391
‫الان باید تمرکزمون روی مأموریت باشه

657
00:44:52,985 --> 00:44:54,278
‫آره

658
00:44:56,190 --> 00:44:57,436
‫بیا همین کارو بکنیم

659
00:45:01,702 --> 00:45:03,370
‫بحث‌مون تموم نشده

660
00:45:04,621 --> 00:45:05,706
‫طوری نیست

661
00:45:07,124 --> 00:45:09,751
‫بیا بریم قال قضیه رو بکنیم

662
00:45:26,143 --> 00:45:27,269
‫میتسوکی...

663
00:45:28,937 --> 00:45:29,938
‫میتسوکی؟

664
00:45:39,515 --> 00:45:40,849
‫میتسوکی!

665
00:46:03,597 --> 00:46:05,015
‫میتسوکی، منم

666
00:46:05,039 --> 00:46:15,039
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

667
00:46:15,063 --> 00:46:25,063
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

