﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:15,558 --> 00:00:16,642
‫آنچه گذشت...

3
00:00:16,767 --> 00:00:18,007
‫حالا که پدرتون از دنیا رفته،

4
00:00:18,060 --> 00:00:19,579
خیلی‌ها مشتاقن

5
00:00:19,603 --> 00:00:21,480
‫فروپاشیِ خاندان مکنزی رو ببینن

6
00:00:21,605 --> 00:00:24,525
‫وقشتـه جشن بگیریم، موافقید؟

7
00:00:24,692 --> 00:00:26,652
‫خودت هم می‌دونی بیشتر از خیلی‌ها
‫پدر رو دوست داشت

8
00:00:26,777 --> 00:00:28,612
‫و حالا که پدر مُرده، دیگه
‫نفوذش رو از دست میده

9
00:00:28,779 --> 00:00:29,780
‫الن رو ندیدید؟

10
00:00:29,947 --> 00:00:32,324
‫بعضی‌ها دیدن که با مالکوم گرنت رفته

11
00:00:32,450 --> 00:00:34,160
‫دوگل، راهت رو گم کردی؟

12
00:00:34,285 --> 00:00:35,911
‫باید بدون تأخیر صلح کنیم

13
00:00:36,078 --> 00:00:37,913
‫کدوم قبرستونی بودی تو؟

14
00:00:38,080 --> 00:00:39,123
‫مهمـه مگه؟

15
00:00:39,290 --> 00:00:41,542
‫حاضر نیستم به تو یکی جواب پس بدم

16
00:00:41,667 --> 00:00:43,043
‫الن رو بده به مالکوم گرنت

17
00:00:43,210 --> 00:00:45,296
‫حالا چطور شد که
‫شما گذرتون به خاندان گرنت افتاد؟

18
00:00:45,463 --> 00:00:48,090
‫توی اینورنس با مالکوم آشنا شدم،
‫ازم خواست مشاور قبیله‌شون باشم

19
00:00:48,257 --> 00:00:49,967
‫پس این قصه سرِ دراز داره

20
00:00:50,134 --> 00:00:51,552
‫باید نامرئی باشی

21
00:00:51,719 --> 00:00:52,762
‫آه!

22
00:00:55,890 --> 00:00:58,142
‫عزیزدلم؟

23
00:00:58,166 --> 00:01:08,166
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

24
00:02:35,000 --> 00:02:39,000
‫[سال ۱۹۱۷ - جنگ جهانی اول]
‫[جبهه غربی، نبرد پسندال، بلژیک]

25
00:02:44,540 --> 00:02:46,917
‫برو! برو! حرکت کن، حرکت کن!

26
00:02:47,084 --> 00:02:49,461
‫زود باش!

27
00:03:08,814 --> 00:03:10,983
‫سرباز چارلتون کجاست؟

28
00:03:11,108 --> 00:03:13,569
‫آخرین نفری که سرباز چارلتون رو دیده کی بوده؟

29
00:03:15,404 --> 00:03:16,238
‫سروان!

30
00:03:16,405 --> 00:03:18,240
‫سروان، یکی از افرادم برنگشته

31
00:03:18,407 --> 00:03:19,992
‫باعث تأسفه، ستوان

32
00:03:20,159 --> 00:03:22,953
‫قربان، اون جوونه قربان و به شدت شجاع

33
00:03:23,120 --> 00:03:25,331
‫خواهش می‌کنم، می‌تونم برگردم.
‫می‌تونم...

34
00:03:25,497 --> 00:03:27,166
‫متأسفم

35
00:03:27,333 --> 00:03:28,333
‫قربان...

36
00:03:29,251 --> 00:03:30,544
‫به افراد قول دادم

37
00:03:30,711 --> 00:03:32,105
‫که این بار کسی رو جا نذارم

38
00:03:32,129 --> 00:03:33,756
‫- خواهش می‌کنم...
‫- قول دادی...

39
00:03:33,881 --> 00:03:35,401
‫در ارتش اعلیحضرت
‫از دستورات اطاعت کنی

40
00:03:35,466 --> 00:03:39,720
‫دستورت اینه که دست نگه داری.
‫مفهومه؟

41
00:03:39,845 --> 00:03:41,180
‫قربان...

42
00:03:41,305 --> 00:03:43,766
‫فکر می‌کنم از پسش بر میام، قربان، اگه فقط بذارید تلاش کنم

43
00:03:43,933 --> 00:03:47,394
‫گفتم دست نگه دار. شنیدی؟

44
00:03:52,775 --> 00:03:54,985
‫دو، سه

45
00:04:01,659 --> 00:04:03,535
‫دو، سه

46
00:04:06,163 --> 00:04:07,665
‫بیچامپ!

47
00:04:37,695 --> 00:04:39,071
‫آروم

48
00:04:44,201 --> 00:04:45,828
‫آروم باش. آروم

49
00:04:45,995 --> 00:04:47,913
‫جا باز کنید. جا باز کنید

50
00:04:48,080 --> 00:04:50,499
‫باشه، ویلی جون. خیلی‌خب

51
00:04:50,666 --> 00:04:52,793
‫بذار یه نگاهی بندازیم

52
00:04:57,923 --> 00:04:59,466
‫فقط یه زخم مرخص‌کننده است، ویلی

53
00:04:59,591 --> 00:05:00,819
‫یعنی می‌شه به خاطرش برم خونه؟

54
00:05:00,843 --> 00:05:03,303
‫درسته سرباز. درسته

55
00:05:07,016 --> 00:05:08,392
‫این برای مادرمه

56
00:05:10,978 --> 00:05:14,732
‫می‌خواستم ازش عذرخواهی کنم برای پیوستن به ارتش

57
00:05:17,192 --> 00:05:19,695
‫می‌تونی کمکم کنی به دستش برسونمش؟

58
00:05:19,862 --> 00:05:20,862
‫اصلاً و ابداً

59
00:05:20,946 --> 00:05:22,906
‫خودت می‌تونی بهش بدیش، باشه؟

60
00:05:23,073 --> 00:05:25,451
‫- آفرین مرد خوب
‫- بیچامپ

61
00:05:27,703 --> 00:05:30,080
‫فقط استراحت کن، ویلی

62
00:05:34,793 --> 00:05:37,379
‫از یه دستور شفاف سرپیچی کردی، بیچامپ

63
00:05:37,546 --> 00:05:40,174
‫کاملاً حقش رو دارم که با تیر بزنمت

64
00:05:45,679 --> 00:05:46,889
‫ولی اگه می‌زدم،

65
00:05:47,056 --> 00:05:49,099
‫حس می‌کنم گردان از روم رد بشه

66
00:05:50,976 --> 00:05:53,187
‫مادرش حق داشت که برگشتش رو ببینه، قربان...

67
00:05:54,229 --> 00:05:55,564
‫زنده یا مُرده

68
00:05:56,023 --> 00:05:58,108
‫درسته

69
00:05:59,693 --> 00:06:02,446
‫در آینده، ستوان،
‫اگه آینده‌ای داشتی البته...

70
00:06:03,614 --> 00:06:05,115
‫سعی کن خودت رو مهار کنی

71
00:06:06,909 --> 00:06:08,494
‫قول میدم، قربان

72
00:06:09,453 --> 00:06:10,788
‫به کارت برگرد

73
00:06:21,965 --> 00:06:23,634
‫«خطاب به خواننده،

74
00:06:23,801 --> 00:06:26,095
‫از جهنمِ روی زمین براتون نامه می‌نویسم...

75
00:06:26,261 --> 00:06:27,930
‫جبهه‌ی غربی

76
00:06:28,680 --> 00:06:31,642
‫اینجا هزار راه مختلف برای عذاب کشیدن رو یاد گرفتم،

77
00:06:31,809 --> 00:06:34,311
‫راه‌های مختلف بی‌شماری برای مرگ

78
00:06:34,436 --> 00:06:37,231
‫اینقدر دوست از دست دادم که دیگه یادم نیست،

79
00:06:37,397 --> 00:06:39,525
‫ولی حتی خود مرگ دل‌رحم‌تر از

80
00:06:39,691 --> 00:06:42,236
‫برخی چیزهاییه که دیدم،

81
00:06:42,361 --> 00:06:45,280
‫چیزهایی که کاش می‌تونستم از ذهنم پاک کنم

82
00:06:45,447 --> 00:06:47,991
‫با تمام وجودم

83
00:06:49,076 --> 00:06:50,202
‫در تمام اطرافم،

84
00:06:50,369 --> 00:06:53,789
‫مردم شجاع به آخرین اثرات وقار چسبیدن،

85
00:06:53,956 --> 00:06:56,542
‫و افرادی که زمانی می‌خندیدن
‫و عشق می‌ورزیدن

86
00:06:56,667 --> 00:06:58,752
‫در کنار پسرانی مُردن

87
00:06:58,919 --> 00:07:01,296
‫که اصلاً فرصت نکردن
‫هیچکدوم از این کارها رو انجام بدن،

88
00:07:01,755 --> 00:07:05,092
‫و در یه چاله‌ی خونی از خاک کشور غریبه دفن شدن»

89
00:07:08,137 --> 00:07:09,346
‫سرجوخه

90
00:07:09,513 --> 00:07:12,432
‫«ممکنه درد جسمانی رو تحمل کرد،

91
00:07:12,599 --> 00:07:16,687
‫ولی متأسفانه ذهنی که مصدوم شده باشه،
‫خوب‌نشدنیه،

92
00:07:17,229 --> 00:07:20,691
‫خصوصاً ذهنی که دچار زخم‌های جاودان جنگ شده

93
00:07:21,066 --> 00:07:22,818
‫حس می‌کنم شاید سرنوشتم اینه

94
00:07:22,985 --> 00:07:24,153
‫که به صف انبوه مردانی بپیوندم

95
00:07:24,319 --> 00:07:27,573
‫که تشنه‌ی آرامشـن و منتظر مرگ،

96
00:07:27,698 --> 00:07:29,867
‫بدون اینکه از خودش بترسن،

97
00:07:30,033 --> 00:07:32,995
‫نه از زمان و مکانش،

98
00:07:33,453 --> 00:07:36,081
‫نه حتی چگونگیـش، بلکه چراییـش

99
00:07:37,291 --> 00:07:40,085
‫بنابراین، قبل از سررسیدن موعدش،

100
00:07:40,669 --> 00:07:44,214
‫نه فقط به عنوان یک سرباز
‫بلکه به عنوان یک شاهد

101
00:07:44,381 --> 00:07:46,383
‫به تراژدی‌ای که روزمره در این مکان برزخی رخ میده

102
00:07:46,550 --> 00:07:48,385
‫می‌نویسم

103
00:07:48,552 --> 00:07:50,679
‫تا بدونید داریم تلاش می‌کنیم،

104
00:07:50,804 --> 00:07:53,432
‫با نهایت توان‌مون سلامت عقل رو حفظ کردیم،

105
00:07:53,599 --> 00:07:56,059
‫به یک امید ناچیز چسبیدیم

106
00:07:56,226 --> 00:07:59,771
‫ولی ترس یه سمّ قویـه»

107
00:08:04,000 --> 00:08:06,000
‫[لندن، سال ۱۹۱۷ - وزارت جنگ]
‫[اداره سانسور پست و تلگراف]

108
00:08:19,374 --> 00:08:21,769
‫فقط تویی که از مطالعه دست می‌کشه

109
00:08:21,793 --> 00:08:23,212
‫که بیشتر مطالعه کنه

110
00:08:23,378 --> 00:08:26,840
‫امروز چیه؟ گیاه‌شناسی؟ فیزیک؟ شیمی؟

111
00:08:26,965 --> 00:08:28,258
‫بیوشیمی

112
00:08:29,218 --> 00:08:30,844
‫خب، وقتی استراحتت رو کردی،

113
00:08:31,011 --> 00:08:32,596
‫یه نگاهی به دستورات کاری جدید بنداز

114
00:08:36,141 --> 00:08:37,392
‫خدای من

115
00:08:37,559 --> 00:08:39,937
‫- چرخِ لامصب!
‫- خدای من، ببخشید

116
00:08:40,062 --> 00:08:41,897
‫دیگه نمی‌شه کلمه‌هاش رو خوند

117
00:08:43,315 --> 00:08:45,442
‫- بگیرش، جولیا
‫- خیلی ممنون

118
00:08:47,694 --> 00:08:49,363
‫فکر کنم یادم باشه

119
00:08:50,197 --> 00:08:52,241
‫اه...

120
00:08:54,368 --> 00:08:56,495
‫برودسایند،

121
00:08:56,662 --> 00:09:00,123
‫هنگ‌های ۴ و ۹ روی میز اِی،

122
00:09:00,249 --> 00:09:03,877
‫پول‌کاپله، هنگ‌های ۸ و ۱۱

123
00:09:04,044 --> 00:09:06,046
‫روی میز ای،

124
00:09:06,171 --> 00:09:07,881
‫و پسندال،

125
00:09:08,006 --> 00:09:11,093
‫هنگ‌های هنگ‌های ۶، ۱۲ و ۹۹ روی میزهای

126
00:09:11,218 --> 00:09:13,637
‫روی سی و جِی

127
00:09:14,137 --> 00:09:15,389
‫نمی‌دونم چطوری این کار رو می‌کنی،

128
00:09:15,555 --> 00:09:17,516
‫ولی قطعاً زندگی من رو آسونتر می‌کنه

129
00:09:18,267 --> 00:09:20,394
‫پس پسندال رو بر می‌دارم

130
00:09:22,062 --> 00:09:25,565
‫«زندگی تو این دوران به شدت نامعلوم،

131
00:09:25,589 --> 00:09:26,589
‫{\an8}[اعتراضات برای حق رأی زنان]

132
00:09:25,691 --> 00:09:28,819
‫به اندازه کافی برات هیجان نداره؟»

133
00:09:28,986 --> 00:09:30,612
‫باید مراقب باشی، جولیا

134
00:09:30,779 --> 00:09:33,365
‫با این همه مسائل نافرمانی مدنی

135
00:09:33,532 --> 00:09:36,201
‫اعتصابات غذا رو یادمه

136
00:09:36,368 --> 00:09:38,996
‫و اونی زنی که به خاطر پریدن جلوی اسبِ شاه مُرد

137
00:09:39,162 --> 00:09:40,706
‫امیلی دیویسون؟

138
00:09:40,872 --> 00:09:42,112
‫خب، الان اوضاع فرق کرده

139
00:09:42,249 --> 00:09:44,329
‫داریم موج نظر عموم رو با کارمون در جنگ

140
00:09:44,418 --> 00:09:46,128
‫- به نفع خودمون تغییر میدیم
‫- تغییر میدین؟

141
00:09:46,670 --> 00:09:48,088
‫به کاری که می‌کنیم خیلی افتخار می‌کنم

142
00:09:48,255 --> 00:09:49,589
‫فقط امیدوارم که یه روزی

143
00:09:49,756 --> 00:09:51,636
‫مثل خیلی از زنان کاملاً تحصیل‌کرده‌ی دست‌اندرکار،

144
00:09:51,675 --> 00:09:53,176
‫توی دانشگاه پذیرفته بشم

145
00:09:53,343 --> 00:09:54,553
‫و در نهایت یه مدرک کسب کنم

146
00:09:54,720 --> 00:09:57,264
‫به هیچ عنوان قرار نیست به یک زن مدرک بدن

147
00:09:58,015 --> 00:10:00,017
‫اولین دانشجویان دختر رسمی در یک دانشگاه بریتانیایی

148
00:10:00,183 --> 00:10:04,146
‫«هفت‌نفرهٔ ادینبرو» بودن، در سال ۱۸۶۹

149
00:10:04,313 --> 00:10:06,249
‫بله، ممکنه اجازه فارغ‌التحصیلی پیدا نکرده باشن...

150
00:10:06,273 --> 00:10:07,316
‫می‌دونستم

151
00:10:07,482 --> 00:10:10,235
‫ولی از اون موقع تا حالا
‫زنان فوق‌العاده زیادی داشتیم

152
00:10:10,402 --> 00:10:13,196
‫ذهن لامصبت مثل تله خرسه

153
00:10:13,780 --> 00:10:15,240
‫اینجا یه خبر درباره یه سرباز هست

154
00:10:15,407 --> 00:10:18,285
‫که مجبور شدن دو دستش رو به خاطر قانقاریا قطع کنن

155
00:10:18,952 --> 00:10:21,496
‫نوشته هم‌رزم‌هاش لقبِ اختاپوس روش گذاشتن

156
00:10:21,663 --> 00:10:24,583
‫افتضاحه، نه؟

157
00:10:25,292 --> 00:10:27,836
‫اگه خنده نبود، تا ابد گریه می‌کردیم

158
00:10:27,961 --> 00:10:31,423
‫فکر می‌کردم بعد از گذرِ سه سال
‫نسبت بهش بی‌حس بشم

159
00:10:31,590 --> 00:10:33,276
‫فکر نکنم هیچوقت با این واقعیت کنار بیام

160
00:10:33,300 --> 00:10:35,135
‫که خیلی‌هاشون بچه هستن

161
00:10:36,553 --> 00:10:39,639
‫زود باش دیگه، منتظرن که کارمون رو تموم کنیم

162
00:10:42,225 --> 00:10:44,728
‫مادر، امیدوارم این نامه کوتاه رو در کمال سلامتی بخونی

163
00:10:44,895 --> 00:10:46,229
‫دختر عزیزترینم فیلیس...

164
00:10:48,023 --> 00:10:49,983
‫امیدوارم این نامه کوتاه رو در کمال سلامتی بخونی

165
00:10:50,150 --> 00:10:51,777
‫تمام عشقم رو می‌فرستم

166
00:10:54,738 --> 00:10:57,074
‫آب‌وهوا هم...

167
00:10:57,240 --> 00:10:58,825
‫خیلی خسته‌ام...

168
00:10:58,992 --> 00:11:00,619
‫احساس افتضاحی دارم...

169
00:11:02,454 --> 00:11:03,455
‫دیگه باید برم

170
00:11:03,622 --> 00:11:04,706
‫من رو توی دعاهات فراموش نکن

171
00:11:04,873 --> 00:11:06,083
‫لطفاً من رو به یاد داشته باش...

172
00:11:13,000 --> 00:11:16,000
‫[هنری بوچامپ - ستوان]
‫[هنگ ۹۹ - گردان پنجم]

173
00:11:22,808 --> 00:11:25,143
‫«گمونم می‌تونستم این نامه رو

174
00:11:25,268 --> 00:11:26,478
‫برای برادرم بنویسم،

175
00:11:26,603 --> 00:11:29,064
‫ولی فهمیدم هر مردی در پسندال

176
00:11:29,189 --> 00:11:30,649
‫برادر منه

177
00:11:30,816 --> 00:11:34,236
‫فقط اینجا، برادر برادر رو می‌کشه

178
00:11:34,403 --> 00:11:39,157
‫در دنیایی که پدرشون، خودِ خدا، مُرده

179
00:11:39,324 --> 00:11:41,785
‫پس به جاش، این یه نامه بازه

180
00:11:41,952 --> 00:11:46,873
‫برای اینکه رُک و بی‌پرده بپرسم
‫چه چیزی برای زندگی کردن مونده؟»

181
00:11:50,210 --> 00:11:53,255
‫- پسندال
‫- بله. بله، البته

182
00:12:26,580 --> 00:12:30,083
‫«اگه خدا نمُرده، پس ما رو فراموش کرده

183
00:12:30,208 --> 00:12:32,461
‫و کم‌کم دارم فراموش می‌کنم،

184
00:12:32,586 --> 00:12:34,546
‫نه اینکه برای چی می‌جنگیم

185
00:12:34,963 --> 00:12:37,090
‫بلکه برای چی می‌میریم

186
00:12:38,091 --> 00:12:41,678
‫دوست‌دارت، ستوان هنری بیچامپ»

187
00:12:43,847 --> 00:12:45,849
‫«ستوان بیچامپ عزیز،

188
00:12:46,391 --> 00:12:48,059
‫سوال سختی پرسیدی،

189
00:12:48,226 --> 00:12:50,395
‫که جواب آسونی براش نیست،

190
00:12:50,562 --> 00:12:53,064
‫ولی حس می‌کنم باید پاسخ بدم

191
00:12:53,482 --> 00:12:55,775
‫اسم من جولیا موریستون‌ـه،

192
00:12:55,901 --> 00:12:58,695
‫و مثل تو، اغلب برام سواله که چرا

193
00:12:59,237 --> 00:13:01,823
‫چرا باید این جنگ زشت رو پشت‌سر بذاریم؟

194
00:13:01,990 --> 00:13:03,158
‫نمی‌دونم

195
00:13:03,575 --> 00:13:06,119
‫ولی طبیعت‌گرای درونم

196
00:13:06,286 --> 00:13:08,121
‫در آغوش مادر طبیعت آرامش می‌گیره

197
00:13:08,288 --> 00:13:10,707
‫طبیعت همیشه راهی پیدا می‌کنه

198
00:13:11,333 --> 00:13:13,084
‫یاد قطره بارون می‌افتم...

199
00:13:13,251 --> 00:13:15,337
‫که هیچوقت خیلی کوچیک یا ناچیز نیست

200
00:13:15,504 --> 00:13:16,630
‫که نتونه تفاوتی ایجاد کنه،

201
00:13:16,796 --> 00:13:18,965
‫به‌شکلی زیبا ناپایدار، بخار می‌شه،
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫Ask ChatGPT

202
00:13:19,090 --> 00:13:20,634
‫به شکل بارش فرو می‌ریزه،

203
00:13:20,800 --> 00:13:23,762
‫به رودخونه‌ها می‌پیونده، تا جایی که بخشی از اقیانوس بشه

204
00:13:24,137 --> 00:13:27,057
‫یه کیمیاگری خاصی داره

205
00:13:27,557 --> 00:13:30,977
‫ما هم با عذاب‌مون شکل می‌گیریم و تغییر می‌کنیم

206
00:13:31,144 --> 00:13:33,355
‫تا وقتی مثل آب اونقدری قوی باشیم،

207
00:13:33,522 --> 00:13:35,982
‫که راه‌مون رو از وسط سنگ باز کنیم

208
00:13:36,983 --> 00:13:39,569
‫من زجر و سوگ رو شناختم

209
00:13:39,986 --> 00:13:41,071
‫وقتی والدینم فوت کردن،

210
00:13:41,238 --> 00:13:43,031
‫مصمم بودم به کاری که می‌دونستم

211
00:13:43,198 --> 00:13:44,908
‫سربلندشون می‌کنه ادامه بدم

212
00:13:45,408 --> 00:13:48,411
‫درس خوندنم رو متوقف کردم
‫که کمک کوچیک خودم رو

213
00:13:48,537 --> 00:13:49,955
‫به تلاش جنگی بکنم

214
00:13:50,622 --> 00:13:53,333
‫پس می‌دونم احساس تنهایی

215
00:13:53,500 --> 00:13:55,502
‫و پرسیدن علتش یعنی چی

216
00:13:56,503 --> 00:13:57,587
‫وقتی تمام چیزهای دیگه شکست خورد...

217
00:13:57,754 --> 00:13:58,588
‫بیچامپ

218
00:13:58,755 --> 00:13:59,755
‫یه نفس عمیق بکش

219
00:13:59,881 --> 00:14:02,592
‫و یادت باشه که انگلستان هنوز اینجاست

220
00:14:03,510 --> 00:14:05,512
‫تسلیم نشو، ستوان

221
00:14:05,679 --> 00:14:08,056
‫و اگه نیاز بود با کسی درد دل کنی،

222
00:14:08,598 --> 00:14:10,058
‫می‌تونی به من اعتماد کنی

223
00:14:10,225 --> 00:14:13,812
‫و شاید با کمی جسارت، منتظر پاسخت خواهم بود»

224
00:14:18,108 --> 00:14:20,986
‫گاز! گاز، گاز، گاز!

225
00:14:44,551 --> 00:14:45,719
‫«جولیای عزیز،

226
00:14:45,885 --> 00:14:49,222
‫اصلاً نمی‌دونم از کجا شروع کنم، ولی حق با توئه

227
00:14:49,389 --> 00:14:52,017
‫جادوی عمیقی در کلماتت بود،

228
00:14:52,434 --> 00:14:53,893
‫یه کیمیاگری عجیب

229
00:14:54,060 --> 00:14:56,271
‫که بارقه‌ای از امید در من ایجاد کرد»

230
00:14:56,438 --> 00:14:57,606
‫«هنری عزیز،

231
00:14:57,772 --> 00:15:00,275
‫یادت باشه که خودِ وجودِ ما

232
00:15:00,442 --> 00:15:01,943
‫معجزه‌آساست

233
00:15:02,110 --> 00:15:04,279
‫به عنوان انسان، ظرفیت عمیقی

234
00:15:04,404 --> 00:15:05,614
‫برای عشق و خوبی داریم»

235
00:15:05,739 --> 00:15:07,991
‫«جولیا، حرف‌هات توی نامه‌ها خیلی روم اثر گذاشته

236
00:15:08,158 --> 00:15:10,327
‫واقعاً امیدوارم آخرین نامه‌هام رو به ترتیب گرفته باشی

237
00:15:10,493 --> 00:15:12,133
‫نامه‌ی سه‌شنبه شاید بعد از نامه‌ی چهارشنبه برسه»

238
00:15:12,203 --> 00:15:14,372
‫«هنری، از برادرت لام شنیدی؟

239
00:15:14,873 --> 00:15:17,584
‫یه فرعون مصری جدید کشف کرده؟»

240
00:15:17,751 --> 00:15:19,628
‫«مشتاقم بشنوم مشغول چه کارهایی بودی،

241
00:15:19,794 --> 00:15:21,546
‫این هفته چی خوندی

242
00:15:21,671 --> 00:15:23,006
‫هنوز در فاز اسکاتلندیت هستی؟»

243
00:15:23,173 --> 00:15:26,843
‫«من عاشق اسکاتلندم... گیاهان و جانورانش،

244
00:15:27,010 --> 00:15:28,428
‫منظره‌اش، باستان‌شناسیش،

245
00:15:28,595 --> 00:15:31,931
‫کلاً یک فضای خیلی رمانتیک داره

246
00:15:32,807 --> 00:15:35,268
‫افسانه‌پژوهی به نام جی. اف. کمبل  از مردی می‌نویسه

247
00:15:35,435 --> 00:15:36,561
‫که در ارتفاعات اسکاتلند

248
00:15:36,686 --> 00:15:38,563
‫به حلقه رقص یک دسته پری می‌پیونده

249
00:15:38,730 --> 00:15:40,940
‫وقتی میاد بیرون، حس می‌کنه انگار

250
00:15:41,066 --> 00:15:42,901
‫فقط مدت کوتاهی نبوده،

251
00:15:43,068 --> 00:15:45,195
‫ولی در واقع سال‌ها گذشته

252
00:15:45,737 --> 00:15:47,739
‫حس نامه‌هات برای من اینجوریه

253
00:15:48,323 --> 00:15:52,118
‫می‌تونم تا ابد توی رقص کلمات‌مون وقت بگذرونم»

254
00:15:53,036 --> 00:15:55,080
‫«جان دانِ شاعر نوشته،

255
00:15:55,205 --> 00:15:59,292
‫نامه‌ها بیشتر از بوسه ارواح رو درآمیخته می‌کنن

256
00:15:59,876 --> 00:16:02,045
‫فکر می‌کنم تا الان فهمیدی که باهات

257
00:16:02,170 --> 00:16:05,465
‫احساس نزدیکی می‌کنم، انگار نیمه گمشده‌ی منی

258
00:16:05,924 --> 00:16:07,467
‫ولی فقط محض اطمینان،

259
00:16:07,634 --> 00:16:10,428
‫این نامه رو با یه بوسه مهر می‌کنم»

260
00:16:14,307 --> 00:16:16,101
‫«در عوض اشاره‌ی تو به جان دان

261
00:16:16,267 --> 00:16:18,186
‫از رابرت برنز برات می‌نویسم

262
00:16:18,353 --> 00:16:20,522
‫قلبم در ارتفاعاته

263
00:16:20,689 --> 00:16:22,315
‫قلبم اینجا نیست

264
00:16:22,482 --> 00:16:25,777
‫قلبم در ارتفاعات دنبال آهوئه

265
00:16:26,403 --> 00:16:30,824
‫اگه پیشِ تو در میدان نبرد نبود»

266
00:16:31,324 --> 00:16:32,575
‫«باید نگران باشم؟

267
00:16:32,742 --> 00:16:35,537
‫قراره با یه ارتفاعاتی خوشتیپ فرار کنی؟

268
00:16:35,912 --> 00:16:37,032
‫تا حالا نرفتم،

269
00:16:37,163 --> 00:16:39,582
‫ولی همیشه دوست داشتم برم اسکاتلند

270
00:16:39,749 --> 00:16:42,585
‫انگار قراره راهی سفر بشم،

271
00:16:43,044 --> 00:16:46,381
‫اگه قراره باهات تو این رقص پری‌ها بمونم

272
00:16:47,465 --> 00:16:48,591
‫بر حسب اتفاق،

273
00:16:48,758 --> 00:16:50,719
‫سعی دارم افسر فرماندهم رو قانع کنم

274
00:16:50,885 --> 00:16:52,846
‫که اجازه بده تو ماه آینده برم مرخصی

275
00:16:53,763 --> 00:16:55,724
‫وقت کافی ندارم که تا خودِ شمال بیام،

276
00:16:55,890 --> 00:16:57,600
‫ولی شاید لندن رو بتونم»

277
00:17:26,087 --> 00:17:27,464
‫«عالی می‌شه

278
00:17:28,173 --> 00:17:30,842
‫می‌دونستی بزرگترین ترسم از مرگ نیست

279
00:17:31,426 --> 00:17:34,095
‫بلکه اینکه ما هیچوقت فرصت آشنایی رو پیدا نکنیم؟»

280
00:17:34,721 --> 00:17:35,972
‫بیلویک

281
00:17:38,057 --> 00:17:39,225
‫بلام

282
00:17:42,020 --> 00:17:43,688
‫- بیچامپ
‫- بله

283
00:17:44,564 --> 00:17:46,900
‫هورا! لفتی یه نامه دیگه از بتی جونش گرفته

284
00:17:47,025 --> 00:17:48,025
‫حسابی تورش کرده

285
00:17:48,109 --> 00:17:50,278
‫تا حالا طرف رو از نزدیک...

286
00:17:53,114 --> 00:17:55,074
‫کمک! کمک!

287
00:18:03,291 --> 00:18:06,002
‫بیاریدم بیرون!

288
00:18:14,135 --> 00:18:17,847
‫«جولیا، تصمیم گرفتم تو رو امید خودم بدونم،

289
00:18:18,348 --> 00:18:20,099
‫چون تو امید منی

290
00:18:20,600 --> 00:18:22,519
‫امیدوارم مرخصیم قبول بشه»

291
00:18:27,000 --> 00:18:31,000
‫[پسندال، بلژیک - حملات زمینی]
‫[هنگ‌های ۹۹، ۴۵ و ۷۰ - تلفات کل: ۱,۳۹۸]

292
00:18:33,279 --> 00:18:35,281
‫«امید همیشه پابرجاست

293
00:18:38,743 --> 00:18:40,829
‫من تا حالا صدات رو نشنیدم، هنری،

294
00:18:40,995 --> 00:18:43,164
‫ولی سکوت کَرکننده است

295
00:18:43,188 --> 00:18:43,891
‫[کشته‌های جنگی]

296
00:18:43,915 --> 00:18:46,835
‫از آخرین نامه‌ات دو هفته و یک روز گذشته

297
00:18:47,544 --> 00:18:51,256
‫فعلاً ناامید نمی‌شم، چون امید تکه کلام ماست،

298
00:18:51,840 --> 00:18:54,092
‫ولی وحشت کردم، هنری»

299
00:19:06,104 --> 00:19:08,273
‫هنوز قصد داره مرخصی بگیره؟

300
00:19:08,439 --> 00:19:11,359
‫تا جایی که می‌دونم،
‫در صورتی که نیروی کمکی برسه

301
00:19:11,901 --> 00:19:13,862
‫و اگه هنوز...

302
00:19:15,113 --> 00:19:17,532
‫بهتره خودت رو آماده کنی، عزیزم

303
00:19:50,690 --> 00:19:52,609
‫امید همیشه پابرجاست

304
00:19:59,699 --> 00:20:01,075
‫هنری؟

305
00:20:03,703 --> 00:20:04,954
‫جولیا

306
00:20:22,430 --> 00:20:23,973
‫امید من

307
00:20:56,255 --> 00:20:57,632
‫نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم

308
00:21:00,885 --> 00:21:02,887
‫وایسا، وایسا، وایسا

309
00:21:03,054 --> 00:21:04,907
‫نگران نیستی که هنوز ازدواج نکردیم، درسته؟

310
00:21:04,931 --> 00:21:07,642
‫هنوز؟ از اون خواستگاری‌هایی

311
00:21:07,809 --> 00:21:10,269
‫که از نظر ادبی شاهکارن نبود

312
00:21:10,436 --> 00:21:12,480
‫ولی بله، قبول می‌کنم

313
00:21:14,357 --> 00:21:16,401
‫هوم

314
00:21:16,567 --> 00:21:17,902
‫لعنتی

315
00:21:21,030 --> 00:21:25,284
‫می‌دونی، فکر کردم باید آرزوهام رو کنار بذارم

316
00:21:25,451 --> 00:21:26,661
‫که به جنگ برم، ولی...

317
00:21:26,828 --> 00:21:29,080
‫اینم از تو

318
00:21:31,958 --> 00:21:34,043
‫خدای من

319
00:21:34,168 --> 00:21:37,338
‫تکون نخور. تکون نخور!

320
00:21:37,505 --> 00:21:41,384
‫محض رضای خدا

321
00:22:16,878 --> 00:22:18,647
‫چه قولی به همدیگه دادیم؟

322
00:22:18,671 --> 00:22:21,591
‫با جیب پُر یا خالی، در سلامتی یا بیماری

323
00:22:21,758 --> 00:22:24,260
‫از درون درهای پهن و باریک

324
00:22:24,427 --> 00:22:27,263
‫بله عزیزم، یه همچین چیزی بود

325
00:22:27,430 --> 00:22:29,640
‫باورم نمی‌شه انجامش دادیم

326
00:22:30,224 --> 00:22:32,894
‫خیلی خوشحالم که کشیش تونست بهمون وقت بده

327
00:22:33,061 --> 00:22:34,479
‫منم همینطور

328
00:22:35,480 --> 00:22:37,065
‫خب، به خونه خوش اومدی، خانم بیچامپ

329
00:22:37,982 --> 00:22:40,193
‫عاشقتم، هنری

330
00:22:50,495 --> 00:22:52,872
‫هنری، عزیزم، هنوز بیداری؟

331
00:22:56,751 --> 00:22:58,461
‫خوشم نمیاد از خودم تعریف کنم،

332
00:22:58,628 --> 00:23:01,380
‫ولی انگار ساعت‌ساز خیلی خوبی هستم

333
00:23:07,053 --> 00:23:08,053
‫هنری؟

334
00:23:19,440 --> 00:23:20,274
‫هنری

335
00:23:20,441 --> 00:23:21,984
‫نه! خدای من!

336
00:23:22,110 --> 00:23:25,738
‫همه‌جا گاز هست!
‫گاز! گاز!

337
00:23:25,863 --> 00:23:27,824
‫- چیزی نیست. برگرد پیش من
‫- خدای من! خدای من!

338
00:23:27,990 --> 00:23:29,951
‫- برگرد پیشم
‫- خدای من! خدای من! خدای من!

339
00:23:30,118 --> 00:23:32,036
‫توی یه آپارتمان در لندن هستی کنار من

340
00:23:32,203 --> 00:23:33,538
‫خدای من

341
00:23:33,704 --> 00:23:37,083
‫اینجایی

342
00:23:39,794 --> 00:23:43,339
‫ستوان بیچامپ عزیز، اسم من جولیا موریستونـه،

343
00:23:43,506 --> 00:23:47,760
‫و مثل تو، اغلب برام سوال می‌شه

344
00:23:53,808 --> 00:23:56,060
‫جولیا. جولیا

345
00:24:00,439 --> 00:24:01,983
‫امید من

346
00:24:16,539 --> 00:24:18,082
‫بله، عزیزم

347
00:24:19,292 --> 00:24:21,127
‫امیدت رو بغل کن

348
00:25:01,125 --> 00:25:02,335
‫حلقه‌ام

349
00:25:03,127 --> 00:25:04,462
‫وای نه

350
00:25:54,345 --> 00:25:55,471
‫هنری؟

351
00:25:57,139 --> 00:25:58,557
‫هنری!

352
00:25:59,809 --> 00:26:01,477
‫خنده‌دار نیست!

353
00:26:07,858 --> 00:26:09,110
‫هنری!

354
00:26:23,249 --> 00:26:24,667
‫هنری!

355
00:26:24,691 --> 00:26:34,691
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

356
00:27:04,000 --> 00:27:07,000
‫[مُهر شده با بوسه]

357
00:27:07,793 --> 00:27:09,170
‫ببخشید

358
00:27:09,879 --> 00:27:11,255
‫ببخشید

359
00:27:14,050 --> 00:27:15,551
‫ببخشید

360
00:27:16,344 --> 00:27:17,470
‫شما...

361
00:27:17,845 --> 00:27:20,723
‫احیاناً یه مرد رو تو این جاده ندیدین؟

362
00:27:21,057 --> 00:27:23,225
‫موهای فِر، چشم آبی؟

363
00:27:31,567 --> 00:27:33,444
‫من و شوهرم

364
00:27:33,611 --> 00:27:36,781
‫با ماشین تصادف کردیم و یه جوری از هم جدا شدیم

365
00:27:42,620 --> 00:27:45,331
‫متأسفانه زبان گیلی اسکاتلندی بلد نیستم

366
00:27:45,831 --> 00:27:47,583
‫انگلیسی بلدین؟

367
00:27:47,708 --> 00:27:49,251
‫انگلیسیه

368
00:27:50,419 --> 00:27:51,921
‫خواهش می‌کنم، می‌تونید کمکم کنید؟

369
00:27:52,505 --> 00:27:54,590
‫شاید بتونید...

370
00:27:54,757 --> 00:27:56,884
‫به پلیس اینورنس بگید

371
00:27:57,051 --> 00:27:58,552
‫کمک بفرستن؟

372
00:27:58,886 --> 00:27:59,886
‫اینبیرنیش؟

373
00:28:00,012 --> 00:28:02,765
‫اینورنس، بله، بله، بله.
‫بله، درسته

374
00:28:03,099 --> 00:28:04,934
‫خیلی قدردان می‌شم

375
00:28:08,896 --> 00:28:11,399
‫اینبیرنیش. اینورنس

376
00:28:15,486 --> 00:28:16,487
‫وای نه

377
00:28:16,654 --> 00:28:20,032
‫ببینید، من باید اینجا بمونم که دنبال شوهرم بگردم

378
00:28:20,574 --> 00:28:21,784
‫دارید چی کار...

379
00:28:21,951 --> 00:28:22,951
‫نه!

380
00:28:23,285 --> 00:28:24,829
‫ولم کنید!

381
00:28:25,287 --> 00:28:27,373
‫نه! نه!

382
00:28:27,498 --> 00:28:28,958
‫بذارید...

383
00:29:39,069 --> 00:29:40,154
‫جولیا!

384
00:30:00,000 --> 00:30:02,000
‫[مُهر شده با بوسه]

385
00:30:26,825 --> 00:30:28,244
‫حالت یکم بهتر نشده، عزیزم؟

386
00:30:28,369 --> 00:30:30,371
‫چی کار می‌کنی؟

387
00:30:30,829 --> 00:30:33,082
‫فقط قصد دارم کمک کنم، اگه بذاری

388
00:30:33,874 --> 00:30:35,042
‫من کجام؟

389
00:30:36,835 --> 00:30:38,170
‫قلعه‌ی لدرز

390
00:30:38,921 --> 00:30:40,714
‫من کدبانو پورتر هستم، خانه‌دارِ اینجا

391
00:30:43,175 --> 00:30:44,718
‫و افرادی که آوردنم اینجا؟

392
00:30:45,386 --> 00:30:46,929
‫خانواده‌ی کانرز دیگه رفتن، دختر جون

393
00:30:47,596 --> 00:30:48,596
‫نقش خودشون رو ایفا کردن

394
00:30:50,683 --> 00:30:52,059
‫متوجه نیستم

395
00:30:52,226 --> 00:30:54,186
‫تو رو در عوض تسویه بدهی‌شون آوردن اینجا

396
00:30:55,229 --> 00:30:56,647
‫رقم زیادی بدهکار بودن

397
00:31:07,950 --> 00:31:09,868
‫ولم...

398
00:31:10,035 --> 00:31:11,620
‫نه! به من دست نزن!

399
00:31:11,787 --> 00:31:14,123
‫خدای من، یه زن انگلیسی!

400
00:31:14,290 --> 00:31:16,083
‫تازه از اون پُرجُنب‌وجوش‌هاش

401
00:31:17,710 --> 00:31:20,588
‫نمی‌تونید مثل یه جور زندانی اینجا نگهم دارید

402
00:31:20,754 --> 00:31:23,465
‫امیدوارم طرز رفتارت با ارباب قبلیت اینجوری نبوده باشه

403
00:31:23,799 --> 00:31:24,883
‫ارباب؟

404
00:31:25,384 --> 00:31:26,427
‫کدبانو پورتر،

405
00:31:26,594 --> 00:31:30,598
‫یه کلفت به لباس مناسب‌تری نیاز داره

406
00:31:30,764 --> 00:31:31,890
‫بله ارباب

407
00:31:32,474 --> 00:31:34,226
‫من کلفتِ شما نیستم

408
00:31:34,393 --> 00:31:36,687
‫من جولیا بوچامپ از هاید پارکِ لندن هستم

409
00:31:36,854 --> 00:31:38,734
‫فکر کنم متوجه خواهی شد که الان

410
00:31:38,772 --> 00:31:41,275
‫جزء اموال سایمون بوفرت فریزر از لدرز هستی

411
00:31:42,443 --> 00:31:43,652
‫لرد لووات

412
00:31:58,959 --> 00:32:00,878
‫پدر

413
00:32:02,921 --> 00:32:05,257
‫بهتره در عوض از خانواده کانرز پول بگیریم

414
00:32:05,841 --> 00:32:07,509
‫واسه چی اونوقت؟

415
00:32:08,677 --> 00:32:12,056
‫خزانه خالیه.
‫خونه به مرمت نیاز داره

416
00:32:12,598 --> 00:32:15,351
‫درسته، ولی باید به فکر

417
00:32:15,476 --> 00:32:16,769
‫نیازهای خاص خودم هم باشم

418
00:32:24,068 --> 00:32:26,779
‫خواهش می‌کنم

419
00:32:44,213 --> 00:32:47,591
‫ببخشید. ببخشید آقایون!

420
00:32:49,927 --> 00:32:51,303
‫انگلیسی

421
00:32:52,680 --> 00:32:54,181
‫انگلیسی؟

422
00:32:55,307 --> 00:32:56,558
‫چی شد؟

423
00:33:12,783 --> 00:33:14,326
‫جولیا...

424
00:33:14,743 --> 00:33:16,662
‫چه بلایی سرمون اومده؟

425
00:33:39,560 --> 00:33:41,729
‫ببخشید آقا... دنبال یه خانم می‌گردم

426
00:33:41,895 --> 00:33:44,565
‫- موهای مشکی، چشم آبی
‫- یه خانم؟

427
00:33:44,732 --> 00:33:47,151
‫اینجا یکی از اون‌ها گیر نمیاری، آقا

428
00:33:47,317 --> 00:33:48,485
‫یه چندتایی...

429
00:33:48,652 --> 00:33:50,404
‫خوش جمال اینجا داریم، انگلیسی

430
00:33:50,571 --> 00:33:53,657
‫ولی همه‌شون خایه دارن

431
00:33:59,455 --> 00:34:00,456
‫ببخشید

432
00:34:00,622 --> 00:34:02,040
‫بله، چی میل داری؟

433
00:34:04,334 --> 00:34:07,463
‫بله. من یه لیوان آبجو می‌خورم لطفاً

434
00:34:07,629 --> 00:34:08,881
‫آبجو برات میارم

435
00:34:09,548 --> 00:34:11,550
‫خب آقا، من دنبال یه خانمی

436
00:34:11,717 --> 00:34:13,510
‫به نام جولیا بوچامپ می‌گردم. اگه...

437
00:34:16,388 --> 00:34:20,642
‫ببخشید، فکر نکنم هیچ...

438
00:34:23,771 --> 00:34:24,938
‫یکی طلب من

439
00:34:26,231 --> 00:34:27,608
‫می‌گفتم، آقای گرنت،

440
00:34:27,775 --> 00:34:30,319
‫شرایطی که گذاشتیم کاملاً سخاوتمندانه است

441
00:34:30,444 --> 00:34:33,363
‫سه مسکن روی زمین حاصلخیزی
‫که هم‌مرز با زمین گرنتـه

442
00:34:33,530 --> 00:34:35,324
‫در عوض بدهی

443
00:34:35,325 --> 00:34:36,592
‫[نوامبر سال ۱۷۱۴]

444
00:34:36,617 --> 00:34:39,578
‫یه پیشنهاد خیلی سخاوتمندانه از خانواده کمبل

445
00:34:41,622 --> 00:34:43,999
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- بله

446
00:34:45,375 --> 00:34:46,585
‫آقای گرنت، اطمینان میدم

447
00:34:46,710 --> 00:34:49,296
‫که املاک ذکرشده شرایط خوبی دارن

448
00:34:50,047 --> 00:34:52,257
‫می‌تونید چند خانواده رو تحت پوشش قرار بدین

449
00:34:53,592 --> 00:34:55,928
‫بله، فکر کنم بابات قبول کنه

450
00:34:56,720 --> 00:34:59,640
‫امیدوارم سند اون املاک رو آورده باشن

451
00:35:00,432 --> 00:35:02,059
‫الان چی گفت؟

452
00:35:10,150 --> 00:35:12,319
‫صبر کنید!

453
00:35:12,486 --> 00:35:14,196
‫اه!

454
00:35:14,363 --> 00:35:16,406
‫به چه جرأتی خودت رو در مسائل خاندان دخیل می‌کنی؟

455
00:35:16,573 --> 00:35:18,784
‫ببخشید! ببینید، خواهش می‌کنم،
‫منظور خاصی نداشتم

456
00:35:18,909 --> 00:35:20,619
‫پس بهتر بود دهنت رو می‌بستی

457
00:35:20,786 --> 00:35:22,663
‫صبر کنید!

458
00:35:23,914 --> 00:35:25,624
‫شاید بهتره اول گلوش رو ببُریم

459
00:35:26,166 --> 00:35:27,376
‫صبر کنید

460
00:35:35,008 --> 00:35:36,385
‫داشتی چی می‌گفتی؟

461
00:35:36,552 --> 00:35:38,720
‫شما لطف کردی و پول آبجوی من رو دادی

462
00:35:38,887 --> 00:35:41,682
‫فقط می‌خواستم چیزی رو بگم
‫که مطمئنم خودتون فهمیدین

463
00:35:42,599 --> 00:35:45,018
‫خواهش می‌کنم، نمی‌خوام دخالت کنم

464
00:35:45,185 --> 00:35:46,812
‫دیگه واسه اون خیلی دیر شده

465
00:35:48,647 --> 00:35:50,774
‫بگو منظورت از چیزی که گفتی چی بود

466
00:36:08,834 --> 00:36:10,460
‫به پدرم این حرف رو می‌زنی

467
00:36:21,305 --> 00:36:23,098
‫با شستن و مرمت پنجره‌ها

468
00:36:23,265 --> 00:36:24,558
‫و شیشه‌ها شروع می‌کنی

469
00:36:25,058 --> 00:36:26,578
‫لگن‌های توالت هم باید خالی بشن،

470
00:36:26,727 --> 00:36:28,729
‫البته به آشپز هم کمک خواهی کرد

471
00:36:29,563 --> 00:36:31,231
‫خواهش می‌کنم خانم

472
00:36:32,274 --> 00:36:33,483
‫کدبانو پورتر

473
00:36:33,650 --> 00:36:35,944
‫کدبانو پورتر، من به اینجا تعلق ندارم

474
00:36:36,570 --> 00:36:39,031
‫با شوهرم برای تعطیلات به ارتفاعات اومدیم

475
00:36:39,448 --> 00:36:40,657
‫روز مقدس؟

476
00:36:41,116 --> 00:36:42,367
‫چه روزی رو میگی؟

477
00:36:42,534 --> 00:36:44,637
‫توی ادینبرو کار داشت،
‫پس گفتیم سفرمون رو

478
00:36:44,661 --> 00:36:45,996
‫طولانی‌تر کنیم، ولی...

479
00:36:46,747 --> 00:36:48,957
‫نمی‌تونم توضیحش بدم. گمش کردم

480
00:36:51,710 --> 00:36:53,420
‫از فوتش چقدر می‌گذره؟

481
00:36:54,046 --> 00:36:55,714
‫نه، اون... فوت نشده

482
00:36:55,881 --> 00:36:56,965
‫زنده است

483
00:36:57,716 --> 00:36:59,176
‫و حتماً دنبالمه

484
00:36:59,968 --> 00:37:01,762
‫خب، هنوز که پیدات نکرده، درسته؟

485
00:37:02,596 --> 00:37:04,431
‫اگه از دوهفته بیشتر گذشته، پس...

486
00:37:05,599 --> 00:37:07,476
‫شک دارم دیگه بیاد دنبالت

487
00:37:11,897 --> 00:37:14,566
‫الان چه روزیه؟

488
00:37:15,025 --> 00:37:16,777
‫حتماً عقلت رو ازت گرفته

489
00:37:16,944 --> 00:37:18,195
‫شنبه است

490
00:37:18,820 --> 00:37:19,905
‫شنبه

491
00:37:21,573 --> 00:37:22,908
‫شنبه چه تاریخی؟

492
00:37:24,242 --> 00:37:25,803
‫بعدش می‌خوای بپرسی چه سالیه،

493
00:37:25,827 --> 00:37:28,330
‫یا پادشاه کیه

494
00:37:30,415 --> 00:37:31,959
‫شاه جرج پنجم

495
00:37:33,418 --> 00:37:35,087
‫شاه جرج اول...

496
00:37:36,463 --> 00:37:39,216
‫در سال ۱۷۱۴ پروردگارمون

497
00:37:40,717 --> 00:37:42,010
‫خدای من

498
00:37:45,263 --> 00:37:48,225
‫نه... امکان نداره

499
00:37:48,350 --> 00:37:49,393
‫من...

500
00:37:49,810 --> 00:37:51,645
‫شوهر دارم

501
00:37:52,187 --> 00:37:54,564
‫یه دختر دارم به نام کلیر

502
00:37:55,232 --> 00:37:57,818
‫باید برگردم پیش اون‌ها. حتماً

503
00:37:57,985 --> 00:37:59,611
‫متأسفم برات، دختر جون...

504
00:38:00,070 --> 00:38:03,031
‫ولی تو رو به ما فروختن و قراره اینجا بمونی

505
00:38:03,490 --> 00:38:04,574
‫ولی من تحمل

506
00:38:04,741 --> 00:38:06,994
‫گستاخی یا نافرمانی رو ندارم،

507
00:38:07,536 --> 00:38:08,870
‫ارباب هم همینطور

508
00:38:13,792 --> 00:38:16,003
‫و یه چیز نهایی...

509
00:38:17,004 --> 00:38:18,380
‫گاهی...

510
00:38:19,089 --> 00:38:21,258
‫ارباب‌مون می‌تونه خیلی ملتفت باشه

511
00:38:22,968 --> 00:38:24,928
‫سعی کن خیلی در حضورش نباشی

512
00:38:31,143 --> 00:38:33,311
‫حالا اون قیافه رو به خودت نگیر

513
00:38:33,478 --> 00:38:35,897
‫و بیا توی آشپزخونه پیشم

514
00:40:01,900 --> 00:40:03,985
‫ارباب‌مون آیزاک گرنت،

515
00:40:04,569 --> 00:40:07,072
‫آقای هنری بیچامپ رو معرفی می‌کنم

516
00:40:08,448 --> 00:40:10,784
‫پسرم میگه می‌خوای یه چیزی بهم بگی

517
00:40:11,827 --> 00:40:13,411
‫فقط یه مشاهده بود

518
00:40:14,454 --> 00:40:15,747
‫مشاهده؟

519
00:40:17,290 --> 00:40:18,083
‫چند ماهه سعی دارم بدهی خانواده کمبل

520
00:40:18,250 --> 00:40:20,418
‫به خودم رو صاف کنم،

521
00:40:20,585 --> 00:40:22,420
‫پس امیدوارم چیزی که داری برام بگی

522
00:40:22,587 --> 00:40:25,549
‫بیشتر از یه مشاهده باشه، انگلیسی

523
00:40:27,926 --> 00:40:31,471
‫بله خب، با تجربه‌ای که به عنوان مشاور حقوقی داشتم،

524
00:40:32,013 --> 00:40:34,224
‫نبود مدارک قانونی

525
00:40:34,391 --> 00:40:36,351
‫تو زمینه املاک هیچوقت نشونه خوبی نیست

526
00:40:39,312 --> 00:40:40,355
‫همین؟

527
00:40:42,107 --> 00:40:43,275
‫اه...

528
00:40:52,409 --> 00:40:53,409
‫خب...

529
00:40:54,244 --> 00:40:56,830
‫انگار نمی‌دونی اینجا در ارتفاعات

530
00:40:56,997 --> 00:40:58,456
‫ما چطوری امورات‌مون رو انجام میدیم

531
00:40:59,624 --> 00:41:02,127
‫قول آدم پیمانشـه

532
00:41:02,794 --> 00:41:04,004
‫و کاملاً درسته

533
00:41:04,796 --> 00:41:07,966
‫و دیگه مزاحم شما نمی‌شم

534
00:41:08,675 --> 00:41:11,178
‫اگه فقط لطف کنید و بذارید من برم، می‌تونم...

535
00:41:11,344 --> 00:41:13,054
‫چیزی که دم چاه بهم گفتی رو بهش بگو

536
00:41:16,725 --> 00:41:19,352
‫خب، با توجه به چیزی که شنیدم،

537
00:41:19,519 --> 00:41:20,937
‫می‌دونید...

538
00:41:21,104 --> 00:41:23,815
‫اگه قرار بود اموالی

539
00:41:23,982 --> 00:41:26,109
‫که طرف مقابل پیشنهاد کرده رو بپذیرید...

540
00:41:26,234 --> 00:41:27,402
‫خانواده کمبل

541
00:41:27,569 --> 00:41:29,696
‫خانواده کمبل پیشنهاد دادن رو قبول کنید،

542
00:41:29,863 --> 00:41:32,199
‫هیچ تضمینی از مالکیت زمینی

543
00:41:32,365 --> 00:41:34,075
‫که روش ساکنن وجود نداره

544
00:41:34,242 --> 00:41:35,402
‫ببینید، قرارداد کتبی

545
00:41:35,452 --> 00:41:36,804
‫باید ذکر کنه که شما مالک زمین هستی

546
00:41:36,828 --> 00:41:39,915
‫و کرایه می‌گیرید، نه خانواده کمبل

547
00:41:41,166 --> 00:41:42,209
‫گفتم که، بابا

548
00:41:43,376 --> 00:41:45,212
‫حواسش به جزئیات هست

549
00:41:45,337 --> 00:41:46,504
‫خب، با کمال احترام،

550
00:41:46,671 --> 00:41:48,399
‫نکات جزئی نظرم رو جلب نکردن،

551
00:41:48,423 --> 00:41:49,674
‫مشاورتون نظرم رو جلب کرد

552
00:41:50,842 --> 00:41:52,928
‫پادریگ درامین مشاور منه

553
00:41:54,054 --> 00:41:55,513
‫به جز پسرم که اینجاست،

554
00:41:55,680 --> 00:41:57,724
‫معتمدترین مشاورمه

555
00:41:58,141 --> 00:42:00,060
‫و تو تمام مسائل دست راستمـه

556
00:42:00,644 --> 00:42:03,688
‫درباره اون چه مشاهداتی داری؟

557
00:42:05,857 --> 00:42:07,067
‫اه...

558
00:42:12,280 --> 00:42:14,032
‫داشت شما رو بد جلوه می‌داد

559
00:42:16,284 --> 00:42:18,662
‫چطوره این معتمدترین مشاور رو

560
00:42:18,787 --> 00:42:20,872
‫نگردید که ببینید یه کیسه سکه باهاشه یا نه؟

561
00:42:21,915 --> 00:42:23,500
‫کیف معمولیش رو نگردید

562
00:42:27,462 --> 00:42:28,588
‫آقای باگ

563
00:43:04,916 --> 00:43:06,251
‫آدم عجیبی هستی...

564
00:43:08,503 --> 00:43:10,297
‫به عنوان یک انگلیسی

565
00:43:34,821 --> 00:43:36,781
‫مایلی مشاور جدیدم بشی؟

566
00:43:40,285 --> 00:43:43,204
‫- اون یکی چی می‌شه؟
‫- بیخیال اون

567
00:43:46,833 --> 00:43:48,209
‫خب متأسفانه،

568
00:43:48,335 --> 00:43:50,670
‫مسائل دیگه‌ای وقتم رو مشغول کردن

569
00:43:51,504 --> 00:43:54,049
‫ببینید، من راستش دنبال کسی می‌گردم

570
00:43:55,175 --> 00:43:57,295
‫کار ما باعث می‌شه به سرتاسر زمین‌های گرنت

571
00:43:57,385 --> 00:43:58,385
‫و فراتر از اون بری

572
00:43:59,387 --> 00:44:02,974
‫شاید موقعیتی باشه که بتونی با یه تیر دو نشون بزنی

573
00:44:05,643 --> 00:44:08,229
‫متأسفانه، با اینکه دوست دارم بپذیرم...

574
00:44:08,396 --> 00:44:10,273
‫قاعدتاً مجبور نیستی

575
00:44:11,149 --> 00:44:12,859
‫آزادی که تنهایی ادامه بدی

576
00:44:14,194 --> 00:44:15,570
‫و موفق باشی

577
00:44:16,571 --> 00:44:17,572
‫ولی...

578
00:44:18,573 --> 00:44:19,824
‫یک انگلیسی...

579
00:44:20,867 --> 00:44:24,037
‫تنها در ارتفاعات...

580
00:44:24,621 --> 00:44:26,122
‫بدون محافظت...

581
00:44:26,956 --> 00:44:29,751
‫تمام این امکانات در اختیارته،

582
00:44:31,211 --> 00:44:34,047
‫قدرت اسم گرنت هم پشت سرت

583
00:44:39,302 --> 00:44:40,303
‫که اینطور

584
00:44:43,181 --> 00:44:44,766
‫خب، پس بسیارخب

585
00:44:45,892 --> 00:44:47,352
‫مایلم بپذیرم

586
00:44:48,061 --> 00:44:49,521
‫بریم یه مشروب بخرویم

587
00:46:56,773 --> 00:46:58,483
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

588
00:46:59,734 --> 00:47:01,903
‫ببخشید قربان. داشتم گردگیری می‌کردم

589
00:47:02,070 --> 00:47:03,130
‫شما رو با کارتون تنها می‌ذارم

590
00:47:03,154 --> 00:47:05,365
‫هیچ کاری نیست که نشه به بعد موکولش کرد

591
00:47:06,157 --> 00:47:08,785
‫وقتی یه رُز انگلیسی خوشگل جلومه

592
00:47:11,204 --> 00:47:12,288
‫خیلی لطف دارید، قربان

593
00:47:12,455 --> 00:47:14,874
‫چقدر هوشیار هستی

594
00:47:15,750 --> 00:47:16,918
‫مهربون

595
00:47:17,502 --> 00:47:19,170
‫بعضی‌ها شاید بگن خوشتیپ

596
00:47:19,337 --> 00:47:22,006
‫یه جنتلمن بی‌نقص

597
00:47:24,759 --> 00:47:26,261
‫خب، کارم اینجا تموم شده

598
00:47:26,427 --> 00:47:28,447
‫باید تعمیراتی برای کدبانو پورتر انجام بدم، پس...

599
00:47:31,349 --> 00:47:32,642
‫من اربابم...

600
00:47:34,269 --> 00:47:36,062
‫و تو هر کاری که من بگم می‌کنی

601
00:47:38,940 --> 00:47:42,110
‫من اینجام، کدبانو پورتر

602
00:47:43,861 --> 00:47:44,861
‫اوه

603
00:47:44,904 --> 00:47:46,464
‫قسم می‌خورم شنیدم که صدام کرد

604
00:47:48,616 --> 00:47:49,616
‫بسیارخب

605
00:47:50,577 --> 00:47:51,953
‫این دفعه نشد

606
00:48:29,115 --> 00:48:31,242
‫برای یه سفر طولانی آذوقه کافی برداشتی

607
00:48:31,784 --> 00:48:32,784
‫خواهش می‌کنم قربان

608
00:48:32,910 --> 00:48:34,662
‫برایان. فریزر

609
00:48:35,246 --> 00:48:38,625
‫آقای فریزر، فکر می‌کنم پدرتون اربابه

610
00:48:38,750 --> 00:48:40,251
‫من به اینجا تعلق ندارم

611
00:48:40,418 --> 00:48:44,130
‫سعی دارم شوهرم رو پیدا کنم.
‫لطفاً بذار برم، التماست می‌کنم

612
00:48:46,466 --> 00:48:47,675
‫ممکنه اینطور باشه،

613
00:48:48,593 --> 00:48:50,053
‫ولی امشب پیداش نمی‌کنی

614
00:48:50,928 --> 00:48:52,180
‫توفان تو راهه

615
00:48:52,889 --> 00:48:54,307
‫توفانِ ارتفاعات نامساعده

616
00:48:54,432 --> 00:48:56,643
‫اگه بیرون گیر بیفتی، خیلی زود پشیمون می‌شی

617
00:48:57,352 --> 00:48:58,853
‫یا به سرنوشتی خیلی بدتر دچار می‌شی

618
00:48:59,020 --> 00:49:00,772
‫من توفان‌های زیادی رو گذروندم

619
00:49:00,938 --> 00:49:03,399
‫از نگرانیت ممنونم، ولی شانسم رو امتحان می‌کنم

620
00:49:03,524 --> 00:49:04,817
‫بابام نمی‌ذاره

621
00:49:05,526 --> 00:49:07,570
‫آدمش بالاک رو می‌فرسته دنبالت

622
00:49:08,529 --> 00:49:09,989
‫مسئله غروره

623
00:49:13,910 --> 00:49:15,161
‫خواهش می‌کنم

624
00:49:19,332 --> 00:49:20,917
‫بالاک! نه!

625
00:49:22,335 --> 00:49:23,836
‫نه! خواهش می‌کنم!

626
00:49:23,961 --> 00:49:25,713
‫به من دست نزن!

627
00:49:25,880 --> 00:49:27,215
‫نه!

628
00:49:27,340 --> 00:49:29,300
‫ولم کن!

629
00:49:29,467 --> 00:49:31,469
‫نه! نه!

630
00:49:32,011 --> 00:49:34,764
‫ولم کن! نه!

631
00:49:37,850 --> 00:49:39,519
‫چه دفاعی داری از خودت بکنی؟

632
00:49:39,686 --> 00:49:41,854
‫گفتم که، من به اینجا تعلق ندارم

633
00:49:41,979 --> 00:49:44,148
‫من زندانی یا خدمتکار کسی نیستم

634
00:49:44,273 --> 00:49:46,943
‫داشتم کاری رو می‌کردم که هر کسی
‫اگه جای من بود می‌کرد

635
00:49:49,696 --> 00:49:51,280
‫بیست شلاق باید درس عبرت کافی باشه

636
00:49:51,447 --> 00:49:53,157
‫که جسارتت رو بخوابونه

637
00:49:53,991 --> 00:49:56,661
‫پدر، کار اون نبود. من بودم

638
00:49:57,912 --> 00:49:59,414
‫از بالاک بپرس

639
00:49:59,872 --> 00:50:01,874
‫توی فرارش بهش کمک کردم

640
00:50:03,000 --> 00:50:04,836
‫التماس‌هاش به تو رو شنیدم و...

641
00:50:06,045 --> 00:50:07,714
‫قانعش کردم که بره

642
00:50:11,092 --> 00:50:12,677
‫کدبانو پورتر،

643
00:50:13,177 --> 00:50:14,804
‫کلفت جدیدمون رو به اتاقش ببر

644
00:50:14,971 --> 00:50:17,306
‫و مطمئن شو واسه امشب جاش امنه

645
00:50:23,563 --> 00:50:25,523
‫پس اون رو بیست بار شلاق بزن

646
00:50:26,441 --> 00:50:27,567
‫- نه
‫- نه

647
00:50:29,152 --> 00:50:32,238
‫مجبورم نکن حرفم رو تکرار کنم
‫وگرنه دوتاتون بهش ملحق می‌شید

648
00:50:44,500 --> 00:50:47,754
‫نگران نباش، مامان.
‫فقط چندتا شلاقه

649
00:50:57,221 --> 00:50:58,681
‫می‌خوای بشماری؟

650
00:51:00,892 --> 00:51:02,059
‫یا خودم بشمارم؟

651
00:51:21,037 --> 00:51:22,663
‫اتاق مشاور

652
00:51:23,414 --> 00:51:25,208
‫فکر کنم ازش خوشت بیاد

653
00:51:25,583 --> 00:51:27,251
‫اگه خوشت نیومد،
‫می‌تونی کنار حیوون‌های دیگه

654
00:51:27,418 --> 00:51:29,003
‫توی طویله بخوابی

655
00:51:31,589 --> 00:51:33,174
‫خیلی از من خوشت نمیاد، نه؟

656
00:51:34,217 --> 00:51:37,136
‫اونقدری نمی‌شناسمت که نظری درباره‌ات داشته باشم

657
00:51:40,556 --> 00:51:41,724
‫آها...

658
00:51:42,809 --> 00:51:44,310
‫مشاورِ قبلی

659
00:51:45,269 --> 00:51:48,314
‫از اون خیلی خوشم نمی‌اومد

660
00:52:26,727 --> 00:52:29,188
‫باید به خاطر رفتار

661
00:52:29,355 --> 00:52:31,148
‫مکنزیِ جوان عذرخواهی کنم

662
00:52:31,899 --> 00:52:33,943
‫از زمان مرگ پدرش در ماه گذشته،

663
00:52:34,110 --> 00:52:35,695
‫تو حال خودش نبوده

664
00:52:36,320 --> 00:52:38,823
‫نه، به نظرم مشت‌هاش

665
00:52:38,990 --> 00:52:40,825
‫خیلی واضح با صورت گرنت جوان صحبت کردن

666
00:52:41,868 --> 00:52:43,202
‫هوم؟

667
00:52:46,163 --> 00:52:48,541
‫ارباب خوشحال نیست

668
00:52:49,876 --> 00:52:52,962
‫از طرف خانواده مکنزی چه کاری ازم بر میاد

669
00:52:53,129 --> 00:52:56,507
‫که اوضاع با خانواده گرنت درست بشه؟

670
00:52:56,674 --> 00:52:59,385
‫فکر نکنم کاری ازت بر بیاد

671
00:53:02,263 --> 00:53:04,807
‫شاید پیشنهاد...

672
00:53:06,851 --> 00:53:08,227
‫نامزدی

673
00:53:08,811 --> 00:53:13,149
‫بین الن مکنزی ما
‫و مالکوم گرنت رو در نظر بگیری،

674
00:53:13,316 --> 00:53:14,984
‫می‌تونن در زمان برداشت ازدواج کنن

675
00:53:15,151 --> 00:53:16,777
‫نشانه‌ای از صلح و اتحاد

676
00:53:16,944 --> 00:53:19,739
‫که به نفع هر دو خاندانه

677
00:53:22,491 --> 00:53:23,910
‫ارباب...

678
00:53:25,119 --> 00:53:27,455
‫می‌خواد سر دوگل مکنزی رو قطع کنه،

679
00:53:27,622 --> 00:53:29,123
‫نه با خواهرش وصلت کنه

680
00:53:32,585 --> 00:53:35,129
‫تو هنوز اینجا غریبه هستی

681
00:53:35,588 --> 00:53:38,007
‫مدت زیادی نیست که با خانواده گرنت بودی

682
00:53:39,175 --> 00:53:41,969
‫اینجا در گردهمایی، متوجه شدم

683
00:53:42,136 --> 00:53:43,930
‫دنبال یه زن می‌گردی

684
00:53:46,057 --> 00:53:49,685
‫خیلی‌ها بودن، ولی از هیچکدوم خوشت نیومد؟

685
00:53:52,146 --> 00:53:53,189
‫نه

686
00:53:54,190 --> 00:53:55,399
‫من...

687
00:53:57,735 --> 00:53:59,195
‫سلیقه خاصی دارم

688
00:54:00,071 --> 00:54:01,948
‫شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

689
00:54:03,783 --> 00:54:06,827
‫تو پیشنهاد نامزدی رو به خانواده گرنت بده،

690
00:54:06,994 --> 00:54:08,829
‫من هم...

691
00:54:09,413 --> 00:54:10,456
‫در ارضای سلیقه خاص تو

692
00:54:10,623 --> 00:54:13,459
‫کمک می‌کنم

693
00:54:20,925 --> 00:54:23,010
‫پیشنهادت رو تقدیم ارباب می‌کنم

694
00:54:56,669 --> 00:54:58,212
‫«هنری عزیزم،

695
00:54:58,379 --> 00:55:01,924
‫آخرین خاطره‌ام از تو
‫در حلقه‌ی سنگ‌ها بود

696
00:55:02,842 --> 00:55:05,803
‫صدای کَرکننده‌ای داشت،
‫مثل یک گروه عصبانی از زنبورها،

697
00:55:06,429 --> 00:55:08,055
‫بعدش دیگه نبودی

698
00:55:09,015 --> 00:55:10,433
‫یا شاید من نبودم

699
00:55:13,936 --> 00:55:15,563
‫شاید من مُردم

700
00:55:17,440 --> 00:55:19,734
‫شاید عقلم رو از دست دادم

701
00:55:21,694 --> 00:55:24,113
‫از آینه سقوط کردم؟»

702
00:55:25,865 --> 00:55:27,783
‫«جولیای عزیزم،

703
00:55:28,451 --> 00:55:31,203
‫هر جا میرم، دنبال چهره تو می‌گردم،

704
00:55:31,370 --> 00:55:33,414
‫ولی از من فراریه

705
00:55:34,165 --> 00:55:36,500
‫هر روز، مجبورم یه نقش رو بازی کنم،

706
00:55:37,168 --> 00:55:40,880
‫نقاب شجاعت به چهره بزنم
‫که برام غریبه است

707
00:55:41,047 --> 00:55:44,842
‫خاطره‌ی تو و کلیر تنها مایه تسلی منه...

708
00:55:45,009 --> 00:55:48,763
‫تک رشته‌ای که من رو به امید وصل نگه داشته

709
00:55:51,432 --> 00:55:54,393
‫بدون تو، سرگردانم،

710
00:55:55,144 --> 00:55:58,314
‫مردی که در دریای عدم قطعیت گم شده

711
00:55:58,481 --> 00:55:59,857
‫و منتظره»

712
00:56:00,900 --> 00:56:02,943
‫«من مثل همیشه‌ام...

713
00:56:04,278 --> 00:56:05,821
‫دیوانه‌وار عاشق تو،

714
00:56:06,614 --> 00:56:09,784
‫کلیر قشنگ‌مون و بچه‌ی به دنیا نیومده‌مون

715
00:56:17,124 --> 00:56:19,794
‫ولی شرایطم عوض شده

716
00:56:27,384 --> 00:56:29,720
‫تو مسیرمون

717
00:56:29,845 --> 00:56:31,222
‫موانع غیرقابل درکی هست

718
00:56:35,267 --> 00:56:38,020
‫نمی‌دونم این نامه چطور ممکنه به دستت برسه

719
00:56:39,105 --> 00:56:42,441
‫شاید فقط یه مدرک از افکارم باشه»

720
00:56:45,736 --> 00:56:49,865
‫«با تک‌تک وجودم بهت عهد می‌بندم

721
00:56:50,032 --> 00:56:52,910
‫که راهم رو بهت پیدا می‌کنم

722
00:56:53,661 --> 00:56:57,623
‫مهم نیست فاصله یا زمان بین ما چقدر باشه،

723
00:56:57,790 --> 00:57:01,752
‫آروم نمی‌گیرم تا وقتی بهم برسیم»

724
00:57:06,465 --> 00:57:09,760
‫«الان حتماً با دختر عزیزمون خونه هستی

725
00:57:09,927 --> 00:57:11,762
‫باید باور کنم که اینطوره

726
00:57:11,929 --> 00:57:14,181
‫در غیر اینصورت چطور می‌تونم تحملش کنم؟

727
00:57:14,723 --> 00:57:16,308
‫از طرف من ببوسش

728
00:57:16,475 --> 00:57:18,144
‫بهش بگو عاشقشم

729
00:57:18,561 --> 00:57:21,397
‫قول میدم راهی به دوتاتون پیدا کنم

730
00:57:21,564 --> 00:57:23,816
‫همونطور که اولین نامه‌ات پیدام کرد،

731
00:57:24,525 --> 00:57:26,694
‫راهم رو بهت پیدا می‌کنم»

732
00:57:27,444 --> 00:57:30,573
‫«تو لنگر منی، عشقم،

733
00:57:31,448 --> 00:57:34,368
‫و علتم برای تحمل این دیوانگی

734
00:57:36,162 --> 00:57:38,414
‫مُهر شده با بوسه،

735
00:57:38,789 --> 00:57:40,082
‫هنری»

736
00:57:55,000 --> 00:57:57,000
‫[مُهر شده با بوسه]

737
00:57:57,024 --> 00:58:07,024
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

738
00:58:07,048 --> 00:58:17,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

