﻿1
00:00:15,558 --> 00:00:16,267
‫آنچه گذشت...

2
00:00:16,434 --> 00:00:17,560
‫پدرتون بدونِ تعیین جانشین

3
00:00:17,727 --> 00:00:19,645
‫از دنیا رفت

4
00:00:19,812 --> 00:00:21,439
‫خیلی از وارثان منتخب و بزرگان قبیله

5
00:00:21,564 --> 00:00:23,691
‫که برای شرکت در گردهمایی میان،

6
00:00:23,716 --> 00:00:25,901
‫مردد هستن کدوم‌تون رو
‫به عنوان ارباب انتخاب کنن

7
00:00:26,068 --> 00:00:28,279
‫ما جلوی کل خاندان مکنزی می‌ایستیم

8
00:00:28,446 --> 00:00:30,364
‫و اونا وفاداری‌شون رو به یکی از ما
‫اعلام می‌کنن

9
00:00:31,115 --> 00:00:33,200
‫مکینی اصلاً بلد نیست
‫قصد و نیتش رو پنهون کنه

10
00:00:33,367 --> 00:00:34,785
‫نیومده اینجا ادای احترام کنه

11
00:00:34,910 --> 00:00:37,413
هر از گاهی ارباب
زیادی بقیه رو ورانداز می‌کنه

12
00:00:37,580 --> 00:00:39,206
خیلی دور و برش نپلک

13
00:00:39,331 --> 00:00:41,500
‫چند ماه دیگه به چشم میاد

14
00:00:42,575 --> 00:00:43,332
‫نه!

15
00:00:43,357 --> 00:00:44,962
‫پدر، اون تقصیری نداره.
‫من بهش گفتم بره.

16
00:00:45,129 --> 00:00:47,631
‫نگران نباش، مامان.
‫فقط چند ضربه شلاقـه.

17
00:00:47,965 --> 00:00:49,800
‫مسیر پُر فراز و نشیبی در انتظارمونـه

18
00:00:49,967 --> 00:00:51,427
‫خیلی هم پُر فراز و نشیب

19
00:00:51,886 --> 00:00:53,387
‫از اینجا کجا بریم؟

20
00:00:53,554 --> 00:00:55,431
‫پدرتون بهش قول داد که
‫هیچوقت مجبور نمیشه

21
00:00:55,598 --> 00:00:56,557
‫به خاطر قبیله تن به وصلت با کسی بده

22
00:00:56,724 --> 00:01:00,019
‫پدرم مُرده و
‫قولش هم ارزشی نداره

23
00:01:00,043 --> 00:01:10,043
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

24
00:01:10,067 --> 00:01:18,067
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

25
00:01:19,997 --> 00:01:21,916
‫بگو که خواب نمی‌بینم

26
00:01:36,555 --> 00:01:37,552
‫بیا

27
00:01:45,105 --> 00:01:46,357
‫حسش می‌کنی؟

28
00:01:55,825 --> 00:01:57,117
‫الان چی فکر می‌کنی؟

29
00:01:59,620 --> 00:02:03,165
‫که من تا ابد مالِ توام

30
00:02:05,376 --> 00:02:07,378
‫منو دزدیدی و با خودت بُردی

31
00:02:09,713 --> 00:02:11,882
‫مگه نگفته بودم میام دنبالت؟

32
00:02:13,634 --> 00:02:15,469
‫من تا آخر دنیا هم دنبالت میام،

33
00:02:15,636 --> 00:02:17,137
‫الن مکنزی

34
00:02:27,273 --> 00:02:28,691
‫بهم بگو چی می‌خوای،

35
00:02:30,150 --> 00:02:31,694
‫که چطوری ارضات کنم

36
00:02:44,290 --> 00:02:45,749
‫اینجا

37
00:02:47,459 --> 00:02:48,419
‫آماده‌ای؟

38
00:02:51,505 --> 00:02:52,715
‫واقعاً آماده‌ای؟

39
00:03:10,566 --> 00:03:11,775
‫وقتِ دعای روزانه‌ست

40
00:03:11,942 --> 00:03:13,444
‫دعای روزانه

41
00:03:14,737 --> 00:03:17,072
‫وای گلنا!

42
00:03:17,239 --> 00:03:20,367
‫پروردگارا، در این گردهمایی‌ای که
‫پیش روی ماست،

43
00:03:20,534 --> 00:03:22,036
‫پشت و پناه خاندان مکنزی باش

44
00:03:22,202 --> 00:03:24,330
‫بانو الن رو هم در پناه خودت حفظ کن
‫که هنوز توی رختخوابه

45
00:03:24,496 --> 00:03:27,583
‫بااین‌که باید آماده‌ی
‫پذیرایی از مهمون‌هاش بشه

46
00:03:28,125 --> 00:03:29,960
‫کالوم و دوگل رو هم حفظ کن و لطفاً

47
00:03:30,127 --> 00:03:33,255
‫بذار یکی‌شون ارباب بشه

48
00:03:33,422 --> 00:03:34,256
‫خیلی‌خب، نوبت شماست

49
00:03:34,423 --> 00:03:36,050
‫و عجله کن. کلی کار سرمون ریخته

50
00:03:39,720 --> 00:03:41,388
‫این کاملاً برای مراسم مناسبـه

51
00:03:41,722 --> 00:03:42,973
‫ساده و آراسته

52
00:03:43,307 --> 00:03:44,433
‫زیباست

53
00:03:44,600 --> 00:03:48,312
‫داشتم به یه رنگِ جسورانه‌تر فکر می‌کردم

54
00:03:49,605 --> 00:03:52,274
‫- زرشکی
‫- زرشکی؟

55
00:03:52,441 --> 00:03:54,318
‫بهم میاد، مگه نه؟

56
00:03:55,402 --> 00:03:56,737
‫بله، قطعاً

57
00:03:57,446 --> 00:03:59,865
‫پس زرشکی بپوش

58
00:04:02,117 --> 00:04:03,369
‫بیا

59
00:04:04,703 --> 00:04:07,873
‫احیاناً این سرخوشی امروزت

60
00:04:08,040 --> 00:04:10,459
‫ربطی به یه خواستگار خاص که نداره،

61
00:04:10,876 --> 00:04:12,044
‫درسته؟

62
00:04:13,128 --> 00:04:15,422
‫گلنا فیتزگیبنز، چرا همچین فکری کردی؟

63
00:04:16,379 --> 00:04:19,802
‫چه خبرِ خوشی، عزیزم

64
00:04:19,969 --> 00:04:21,303
‫مردِ خوبیـه

65
00:04:23,892 --> 00:04:26,266
‫نگران بودم مخالفت کنی

66
00:04:26,684 --> 00:04:28,435
‫به کسی که نمیگی، نه؟

67
00:04:29,395 --> 00:04:32,564
‫دخترجون، متأسفانه دیگه
‫کار از این حرف‌ها گذشته

68
00:04:33,649 --> 00:04:36,986
‫کل اهالی لیوخ از خبر نامزدیِ

69
00:04:37,152 --> 00:04:39,905
‫الن مکنزی با مالکوم گرنت

70
00:04:41,240 --> 00:04:42,700
‫سر از پا نمی‌شناسن

71
00:06:05,831 --> 00:06:10,063
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

72
00:06:31,558 --> 00:06:32,768
‫بگو که دروغـه

73
00:06:34,686 --> 00:06:35,813
‫برو خدا رو هم شکر کن

74
00:06:36,396 --> 00:06:37,898
‫خواستگارهای بدتر از اینم داری

75
00:06:41,860 --> 00:06:44,196
‫این کار به بهبودِ روابط بین دو قبیله
‫کمک می‌کنه

76
00:06:47,449 --> 00:06:49,076
‫چطور تونستی این کار رو با من بکنی؟

77
00:06:49,868 --> 00:06:51,620
‫بدون اینکه باهام مشورت کنی

78
00:06:52,037 --> 00:06:53,497
‫و نظرم رو بپرسی؟

79
00:06:53,622 --> 00:06:56,391
‫نارضایتی گرنت‌ها
‫تقصیرِ دوگلـه

80
00:06:56,416 --> 00:06:58,585
‫چرا من باید تاوانِ اشتباهاتش رو بدم؟

81
00:07:00,754 --> 00:07:02,464
‫مرگِ پدر ما رو ضعیف و ناتوان کرده

82
00:07:03,590 --> 00:07:04,800
‫و درگیری دوگل با مالکوم گرنت

83
00:07:04,925 --> 00:07:06,635
‫فقط موقعیت‌مون رو بدتر کرد

84
00:07:08,137 --> 00:07:10,430
‫من اینجا بیشتر به دردت می‌خورم

85
00:07:11,098 --> 00:07:12,683
‫متوجه نیستی؟

86
00:07:13,725 --> 00:07:15,936
‫می‌تونم راه و چاه رو نشونت بدم

87
00:07:16,311 --> 00:07:18,605
‫همون‌طوری که به بابا کمک
‫کردم، به تو هم کمک می‌کنم

88
00:07:20,649 --> 00:07:22,860
‫دیگه همه می‌دونن که تو سوگلیش بودی

89
00:07:24,153 --> 00:07:27,364
‫ولی خیلی ساده‌ای اگه فکر کنی
‫هدفش چیزی جز دل‌خوش کردنت بوده

90
00:07:28,532 --> 00:07:29,616
‫راه و چاه رو نشونم بدی؟

91
00:07:31,160 --> 00:07:32,953
‫آخه چطوری؟

92
00:07:34,371 --> 00:07:36,081
‫قول میدم یه راهی پیدا کنم که با تجارت

93
00:07:36,206 --> 00:07:38,458
‫موقعیت‌مون رو بهتر کنیم

94
00:07:38,625 --> 00:07:40,502
‫با گرنت‌ها متحد بشیم

95
00:07:40,669 --> 00:07:44,089
‫و هر تهدیدی از طرفِ
‫مکینی رو از ریشه نابود کنیم

96
00:07:46,550 --> 00:07:48,468
‫کالوم، تو هنوز ارباب نشدی

97
00:07:48,886 --> 00:07:50,888
‫هنوز یه ماه هم از مرگِ بابا نگذشته

98
00:07:51,805 --> 00:07:54,558
‫و تو داری خلافِ قول‌هاش عمل می‌کنی

99
00:07:56,268 --> 00:07:58,395
‫اگه زنده بود، به‌هیچ‌وجه با
‫این وصلت موافقت نمی‌کرد

100
00:07:58,896 --> 00:08:01,940
‫و خودت هم خوب می‌دونی، کالوم مکنزی

101
00:08:02,107 --> 00:08:04,276
‫قول‌های بابا بعد مرگش ارزشی ندارن

102
00:08:05,277 --> 00:08:07,112
‫و تو هم دیگه نفوذی توی این خاندان نداری

103
00:08:19,082 --> 00:08:21,793
‫چِت شده، برادر؟

104
00:08:24,755 --> 00:08:27,966
‫من و تو بین خواهرها و برادرهامون،

105
00:08:28,133 --> 00:08:29,468
‫هم‌دل و هم‌فکر بودیم

106
00:08:29,843 --> 00:08:31,428
‫فکر می‌کردم همین‌طور هم بمونیم

107
00:08:33,430 --> 00:08:34,890
‫من ازت مراقبت کردم

108
00:08:37,226 --> 00:08:39,770
‫وقتی از پاافتاده بودی، پرستاریت رو کردم

109
00:08:40,938 --> 00:08:43,232
‫اگه من نبودم، الان اینجا نبودی

110
00:08:44,149 --> 00:08:45,359
‫بابا مُرده

111
00:08:47,236 --> 00:08:48,695
‫و ممنونِ زحماتت هستم

112
00:08:49,863 --> 00:08:51,990
‫ولی الان باید به فکر صلاح قبیله‌مون باشم

113
00:08:54,743 --> 00:08:55,869
‫تو هم همین‌طور

114
00:09:18,558 --> 00:09:20,143
‫کجا رفته بودی؟

115
00:09:21,937 --> 00:09:23,897
‫رفته بودم توی گردهمایی خوراکی گیر بیارم

116
00:09:24,856 --> 00:09:25,691
‫یه زنی کنار روخونه هست که

117
00:09:25,857 --> 00:09:27,567
‫کلوچه اسکاتلندی‌هاش حرف نداره

118
00:09:28,360 --> 00:09:29,695
‫وقتِ رفتنـه

119
00:09:31,321 --> 00:09:32,823
‫دیگه دلیلی برای موندن نداریم

120
00:09:35,450 --> 00:09:37,744
‫مُخم رو خوردی تا راضیم کنی همراهت بیام

121
00:09:37,911 --> 00:09:39,454
‫بعد به همین زودی می‌خوای بری؟

122
00:09:41,123 --> 00:09:42,916
‫نمیشه یکم بیشتر بمونیم؟

123
00:09:43,041 --> 00:09:44,626
‫یادت رفته چه وعده‌وعیدهایی بهم دادی؟

124
00:09:45,002 --> 00:09:47,629
‫جشن و دخترها؟

125
00:09:49,631 --> 00:09:51,675
‫آره، دخترها

126
00:09:52,551 --> 00:09:55,679
‫همین که گفتم،
‫دلیلی برای موندن نداریم

127
00:09:56,555 --> 00:09:57,806
‫دیگه نداریم

128
00:09:58,932 --> 00:10:00,017
‫چِت شده؟

129
00:10:02,060 --> 00:10:03,854
‫چه حسی بهت دست می‌داد
‫اگه می‌فهمیدی

130
00:10:04,021 --> 00:10:07,065
‫زنی که عاشقشی رو به یکی دیگه
‫وعده دادن؟

131
00:10:08,692 --> 00:10:10,819
‫انگار یه خنجر توی قلبم فرو کرده باشن ولی...

132
00:10:10,986 --> 00:10:11,987
‫دقیقاً

133
00:10:13,530 --> 00:10:14,823
‫ولی محالـه که منظورت...

134
00:10:16,366 --> 00:10:17,242
‫الن مکنزی باشه

135
00:10:17,409 --> 00:10:19,661
‫کی غیر از اون؟
‫مگه من تا حالا به عشقم شک کردم؟

136
00:10:20,120 --> 00:10:21,997
‫تا حالا اسمِ دخترِ دیگه‌ای رو آوردم؟

137
00:10:22,164 --> 00:10:25,125
‫نه ولی حتی یه کلمه هم باهاش حرف نزدی

138
00:10:25,250 --> 00:10:26,335
‫می‌خواستم بعداً بگم

139
00:10:27,419 --> 00:10:30,547
‫منتظر بودم شهامتش رو پیدا کنم

140
00:10:36,261 --> 00:10:39,806
‫منظورت چیه که وعده‌اش رو به یکی
‫دیگه دادن؟

141
00:10:39,973 --> 00:10:43,977
‫یعنی نامزد کرده یا قول و قرارش رو گذاشتن.
‫اسمش هرچی می‌خواد باشه.

142
00:10:44,936 --> 00:10:47,856
‫زن داییم گفت بانو الن قراره

143
00:10:48,148 --> 00:10:49,524
‫با مالکوم گرنت ازدواج کنه

144
00:11:18,303 --> 00:11:19,638
‫ممنون

145
00:11:26,895 --> 00:11:28,188
چه ‫تَر و تمیز

146
00:11:29,481 --> 00:11:30,941
اشتباهی ازم سر زده؟

147
00:11:32,025 --> 00:11:34,528
‫- بلدم رختخوابم رو مرتب کنم
‫- رُک و پوست‌کنده ازت می‌پرسم

148
00:11:35,737 --> 00:11:37,364
‫چیزی هست که بخوای بهش اعتراف کنی؟

149
00:11:38,365 --> 00:11:39,658
‫نه

150
00:11:39,825 --> 00:11:43,078
‫ولی مطمئنم با این وضعیتت بخوای...

151
00:11:43,537 --> 00:11:45,705
‫اصطلاحاً «گل‌ها رو بیاری پایین»

152
00:11:47,124 --> 00:11:48,125
‫گل‌ها رو؟

153
00:11:48,250 --> 00:11:49,501
‫پناه بر خدا

154
00:11:50,252 --> 00:11:52,462
‫میگی از لندن اومدی ولی مثل یه نوزاد

155
00:11:52,629 --> 00:11:54,548
‫پاک و معصومی

156
00:11:55,215 --> 00:11:57,092
‫می‌دونم بارداری

157
00:11:57,509 --> 00:11:58,552
‫چرا همچین فکری کردی؟

158
00:11:58,718 --> 00:12:00,262
‫بیشتر از یه ماهـه که
‫اینجایی ولی حتی یه بارم

159
00:12:00,429 --> 00:12:02,097
‫دامن یا ملحفه‌ات خونی نشده

160
00:12:04,766 --> 00:12:06,101
‫تو بارداری

161
00:12:07,436 --> 00:12:08,562
‫همه‌ی زن‌ها که مثل هم نیستن

162
00:12:08,728 --> 00:12:10,439
‫هزار جور علت می‌تونه داشته باشه
‫که هنوز عادت ماهانه نشدم

163
00:12:12,983 --> 00:12:14,317
‫همراهم بیا

164
00:12:28,665 --> 00:12:30,417
‫این برای طعم دادن به جین استفاده می‌شده

165
00:12:31,126 --> 00:12:33,128
‫ولی اگه زن‌ها زیاد ازش مصرف کنن

166
00:12:33,295 --> 00:12:34,754
‫می‌تونن باهاش گل‌ها رو پایین بیارن

167
00:12:39,050 --> 00:12:40,135
‫مای‌مرز

168
00:12:42,596 --> 00:12:44,764
‫فکر می‌کنی باید یه کاری کنم
‫دوباره عادت ماهانه بشم؟

169
00:12:46,016 --> 00:12:48,101
‫هرچی بیشتر صبر کنی، بدتره

170
00:12:49,603 --> 00:12:52,355
‫پس بذار برم

171
00:12:54,024 --> 00:12:54,983
‫بری؟

172
00:12:56,026 --> 00:12:57,194
‫کجا می‌خوای بری؟

173
00:12:58,069 --> 00:13:00,197
‫دخترجون، به موقعیتت فکر کن

174
00:13:00,864 --> 00:13:03,241
‫خدمتکاری که آه در بساط نداره

175
00:13:03,658 --> 00:13:04,826
‫و شوهرش هم غیبش زده

176
00:13:04,951 --> 00:13:06,036
‫ولی اون...

177
00:13:06,203 --> 00:13:08,413
‫شاید یه روز بتونی دوباره ازدواج کنی

178
00:13:08,872 --> 00:13:09,915
‫خدا رو چه دیدی؟

179
00:13:10,457 --> 00:13:13,460
‫کم پیش میاد مردی پیدا بشه که
‫زیر بارِ بچه‌ی نامشروعِ یکی دیگه بره

180
00:13:15,420 --> 00:13:16,771
‫مردم میگن زنِ مجردی

181
00:13:16,796 --> 00:13:18,965
‫و بچه‌ی نامشروع داری

182
00:13:19,549 --> 00:13:21,843
‫مثلِ آشغالِ کف کفش‌شون باهات رفتار می‌کنن

183
00:13:22,427 --> 00:13:23,803
‫حالا اینجا بهتر باهام رفتار میشه؟

184
00:13:23,970 --> 00:13:25,096
‫اگه خودت دست‌به‌کار نشی

185
00:13:25,121 --> 00:13:27,290
‫بیچاره میشی

186
00:13:28,808 --> 00:13:30,227
‫فکر کن که باید شکم یه
‫نفر دیگه رو سیر کنی و

187
00:13:30,602 --> 00:13:32,354
میشه وبال گردنت

188
00:13:32,687 --> 00:13:34,356
‫تازه رسوایی و بی‌آبرویی هم که بماند

189
00:13:36,024 --> 00:13:38,902
‫این اصلاً به مذاق ارباب خوش نمیاد

190
00:13:41,655 --> 00:13:43,532
‫خودت که گل‌ها رو نیاوردی پایین

191
00:13:45,450 --> 00:13:47,953
‫خودم شنیدم برایان بهت گفت مادر

192
00:13:49,287 --> 00:13:51,122
‫اونم پسر نامشروعتـه

193
00:13:52,958 --> 00:13:54,334
‫برایان پسرِ اربابـه

194
00:13:55,544 --> 00:13:57,254
‫پسرِ لُردِ لووات

195
00:13:59,339 --> 00:14:00,590
‫و خودش هم می‌دونست

196
00:14:01,174 --> 00:14:02,801
‫این تنها راهتـه

197
00:14:03,802 --> 00:14:05,720
‫شک ندارم که ارباب می‌خواد نگهت داره

198
00:14:06,471 --> 00:14:08,056
‫و اگه الان اینو نخوری،

199
00:14:09,891 --> 00:14:11,810
‫خودش بعداً شرِ بچه‌ات رو کم می‌کنه

200
00:14:17,983 --> 00:14:19,484
‫به دردم نمی‌خوره

201
00:14:22,404 --> 00:14:23,822
‫من باردار نیستم

202
00:14:42,299 --> 00:14:46,052
‫بانو الن، من دیگه داشتم می‌رفتم

203
00:14:46,219 --> 00:14:47,304
‫که اینطور

204
00:14:52,267 --> 00:14:54,060
‫ظاهراً هیچ‌کدوم‌مون از عشق و عاشقی
‫شانس نیاوردیم

205
00:14:55,312 --> 00:14:57,355
‫بدشانسیت تقصیرِ خودتـه

206
00:14:57,522 --> 00:14:58,356
‫چه رویی داری!

207
00:14:59,232 --> 00:15:01,109
‫اگه اینقدر بی‌فکر نبودی و با
‫مالکوم گرنت درگیر نمی‌شدی...

208
00:15:01,276 --> 00:15:03,223
‫برای دفاع از آبرو و حیثیتت بود

209
00:15:03,262 --> 00:15:04,279
‫به خدا قسم

210
00:15:04,446 --> 00:15:07,407
‫دوگل، تا چه حد حاضری برای آبرو و حیثیتم
‫مایه بذاری؟

211
00:15:09,409 --> 00:15:11,286
‫اینقدر حرفِ مفت نزن

212
00:15:11,953 --> 00:15:13,371
‫نمک رو زخمم نپاش

213
00:15:13,538 --> 00:15:14,789
‫تو از اون خاندان متنفری

214
00:15:14,956 --> 00:15:17,083
‫منتظر بهونه بودی تا باهاشون سرشاخ بشی

215
00:15:21,046 --> 00:15:22,547
‫من اشتباه کردم،

216
00:15:23,632 --> 00:15:24,424
‫قبول

217
00:15:25,216 --> 00:15:27,594
‫ولی کالوم پیشنهاد این وصلت رو داد

218
00:15:27,761 --> 00:15:28,887
‫حالا مگه اهمیتی داره؟

219
00:15:29,596 --> 00:15:31,139
‫من باید تاوانش رو بدم

220
00:15:32,599 --> 00:15:34,392
‫ولی در حال حاضر کالوم هیچ حقی نداره

221
00:15:34,517 --> 00:15:37,479
‫قبیله‌ی مکنزی رو متعهد به
‫توافق با گرنت‌ها کنه

222
00:15:38,063 --> 00:15:39,856
‫خسارتِ وارده رو تبدیل به مشکلی کرده

223
00:15:40,023 --> 00:15:41,733
‫که براش راه‌حل بده

224
00:15:43,151 --> 00:15:45,945
‫- من که اصلاً مشکلی نمی‌بینم
‫- منظورت چیـه؟

225
00:15:46,112 --> 00:15:47,447
‫اگه تو رئیس قبیله بودی،

226
00:15:48,031 --> 00:15:49,866
‫پیشنهادش رو پس می‌گرفتی؟

227
00:15:51,076 --> 00:15:52,535
‫زیر قولش می‌زدی؟

228
00:15:53,203 --> 00:15:54,871
‫تو دختر زیبایی هستی

229
00:15:55,747 --> 00:15:57,666
‫و مالکوم خاطرت رو می‌خواد. شک نکن

230
00:15:57,832 --> 00:15:59,334
‫و گرنت‌ها خودشون ثروتمندن

231
00:16:00,627 --> 00:16:03,463
‫ولی از اتحاد با ما چیزِ زیادی نصیب‌شون نمیشه

232
00:16:04,839 --> 00:16:08,134
‫جز یه جهیزیه‌ی نسبتاً معمولی

233
00:16:08,843 --> 00:16:11,513
‫خوشحالم که اینقدر من و خاندان‌مون رو
‫بزرگ و باارزش می‌دونی، دوگل

234
00:16:11,680 --> 00:16:14,766
‫من فقط میگم گرنت‌ها با این اتحاد

235
00:16:14,891 --> 00:16:17,811
‫می‌خوان به چه چیز دیگه‌ای برسن؟

236
00:16:19,813 --> 00:16:21,523
‫قابل‌اعتماد نیستن

237
00:16:23,066 --> 00:16:25,527
‫واقعاً فکر کردی قراره
‫اربابِ مکنزی‌ها بشی؟

238
00:16:27,529 --> 00:16:28,947
نگران نیستی که

239
00:16:29,531 --> 00:16:30,740
حامیان مکینی روزبه‌روز

240
00:16:30,907 --> 00:16:32,158
دارن بیشتر میشن؟

241
00:16:37,038 --> 00:16:38,581
‫افرادم پشتم هستن

242
00:16:39,374 --> 00:16:40,583
‫و قبیله هم پشتِ افرادِ من وایمیسته

243
00:16:41,918 --> 00:16:43,420
اینو یادت نره

244
00:17:09,696 --> 00:17:11,239
‫گدایِ پست، صدف‌کِش

245
00:17:11,406 --> 00:17:13,158
‫مقروضِ فلاکت‌زده روی چمنزار

246
00:17:13,283 --> 00:17:14,659
‫دشمن شاعران، غارتگرِ طبیعت

247
00:17:14,826 --> 00:17:16,703
‫خائنِ دروغین، تخم شیطان

248
00:17:22,917 --> 00:17:24,627
‫زمین بلرزد،

249
00:17:24,753 --> 00:17:26,546
‫گنبد آسمان به‌لرزه درآید

250
00:17:26,713 --> 00:17:30,383
‫و تمام شیاطین جهنم از وحشت بلرزند

251
00:17:30,550 --> 00:17:34,387
‫از شنیدن آنچه با قلم و جوهر می‌نگارم

252
00:17:34,554 --> 00:17:39,100
‫چون وقتی زبان به رجزخوانی بگشایم،
‫این مرد باید از شرم سر فرو اندازد

253
00:17:39,267 --> 00:17:41,269
‫مارکوس مک‌رانخ

254
00:17:50,570 --> 00:17:52,030
‫زنده‌باد خاندان استوارت

255
00:17:52,197 --> 00:17:54,699
‫...بزدلِ حقیر و دله‌دزد

256
00:17:54,824 --> 00:17:55,867
‫تو قصد کردی...

257
00:17:56,034 --> 00:17:57,952
‫یعقوبیانِ وفادار دلتنگِ جیکوبِ سرخ‌مو میشن

258
00:17:58,995 --> 00:18:00,455
‫کمک‌های پدرت به این جنبش

259
00:18:00,622 --> 00:18:01,998
‫خیلی ارزشمند بود

260
00:18:02,749 --> 00:18:03,666
‫ای سرور والامقام...

261
00:18:03,833 --> 00:18:05,084
‫می‌تونم این‌جور برداشت
‫کنم که قبیله‌ی مکنزی

262
00:18:05,109 --> 00:18:06,903
‫همچنان وفادار می‌مونه؟

263
00:18:07,629 --> 00:18:09,088
‫من برای برگردوندنِ پادشاه کاتولیک

264
00:18:09,255 --> 00:18:11,174
‫به سلطنت می‌جنگم و شکی توش نیست

265
00:18:11,341 --> 00:18:12,634
‫ولی احساسات و دیدگاه برادرم

266
00:18:12,801 --> 00:18:14,719
هر لحظه در حال تغییره

267
00:18:15,762 --> 00:18:16,930
‫این تباهی را به‌دوش می‌کشی

268
00:18:17,096 --> 00:18:20,308
‫شنیدی که لطف و مرحمتش شامل
‫گرنت‌ها هم شده

269
00:18:22,143 --> 00:18:24,020
‫قول داده خواهرمون الن رو
‫به مالکوم گرنت بده

270
00:18:24,187 --> 00:18:28,066
‫ننگ‌آور است که چنین
‫فردی را اسکاتلندی نامید...

271
00:18:28,191 --> 00:18:29,651
‫واقعاً حیفه

272
00:18:29,818 --> 00:18:31,653
‫چهره‌ی زیباش می‌تونست دل هزاران نفر رو

273
00:18:31,820 --> 00:18:33,530
‫به نفع ما و جنبش‌مون نرم کنه

274
00:18:33,655 --> 00:18:36,533
‫تو در تمام کلیساها طلب مغفرت کردی

275
00:18:36,658 --> 00:18:38,868
‫- درحالی‌که شبانه...
‫- هنوزم دیر نشده

276
00:18:39,035 --> 00:18:40,370
‫...گوزن نر و گوساله می‌دزدیدی

277
00:18:40,537 --> 00:18:41,621
‫و به این دلیل...

278
00:18:41,788 --> 00:18:43,623
‫اگه من رئیس قبیله بشم

279
00:18:44,874 --> 00:18:46,334
‫این اختیار رو دارم که

280
00:18:46,459 --> 00:18:48,336
‫همسرِ شایسته‌تری برای الن انتخاب کنم

281
00:18:48,753 --> 00:18:50,129
‫...در تمامِ کلیساها

282
00:18:50,296 --> 00:18:53,967
‫درحالی‌که شبانه، گوزن
‫نر و گوساله می‌دزدیدی

283
00:18:54,133 --> 00:18:57,178
‫و به این دلیل اسکاتلند از گدایی چون تو
‫به ستوه آمده

284
00:18:57,345 --> 00:19:01,474
‫قبیله‌ی مکنزی توانِ دشمنی با
‫گرنت‌ها رو داره؟

285
00:19:01,641 --> 00:19:04,435
‫انگلیسی‌ها و وفاداران به
‫زاری و التماس خواهند افتاد...

286
00:19:04,602 --> 00:19:06,312
‫سر مسائلِ کوچیک‌تر از این هم جنگ شده

287
00:19:06,479 --> 00:19:08,356
‫ای هیولای کریه و بدترکیب

288
00:19:08,523 --> 00:19:09,524
‫کیسه‌ی پولت را بده

289
00:19:09,691 --> 00:19:11,317
‫من از جنگ ترسی ندارم

290
00:19:11,484 --> 00:19:13,570
‫...این موجود نفرت‌انگیز را دور کنید...

291
00:19:13,736 --> 00:19:15,196
‫نگرانیم از اینـه که برادرم برای صلح

292
00:19:15,363 --> 00:19:17,490
‫حاضره تا کجا پیش بره

293
00:19:17,657 --> 00:19:20,034
‫حالا قضاوت با شماست که چه کسی
‫بیشتر ضرر کرد

294
00:19:20,159 --> 00:19:23,496
‫با تسلیم شدن نمی‌تونه
‫قبیله‌مون رو سرافراز کنه

295
00:19:28,293 --> 00:19:30,628
‫زبانِ فریبنده‌ی خائن یعقوبی...

296
00:19:30,753 --> 00:19:32,463
‫این حرف رو به گوش بقیه می‌رسونم

297
00:19:33,882 --> 00:19:36,676
‫هرکسی که خواهان پادشاهی استوارت‌ها باشه

298
00:19:37,969 --> 00:19:41,890
‫از تو حمایت می‌کنه

299
00:19:42,056 --> 00:19:45,518
‫انگلیسی‌ها و وفاداران به
‫زاری و التماس خواهند افتاد...

300
00:19:45,643 --> 00:19:47,645
‫ای هیولای کریه و بدترکیب،
‫کیسه‌ی پولت را بده

301
00:19:47,812 --> 00:19:52,483
‫دست از رجزخوانی بردار و برو تو کونم

302
00:19:56,321 --> 00:19:59,699
‫حالا قضاوت با شماست که چه کسی
‫بیشتر ضرر کرد

303
00:20:08,291 --> 00:20:10,752
‫این رو مالکوم گرنت فرستاده
‫تا لباسی هم‌رنگ نشان خاندانشون

304
00:20:10,919 --> 00:20:12,170
برات بدوزیم

305
00:20:15,048 --> 00:20:16,966
‫زنان خاندان گرنت توی مناسبت‌های خاص

306
00:20:17,133 --> 00:20:18,551
‫این رو به موهاشون می‌زنن

307
00:20:20,595 --> 00:20:22,096
‫خیلی هم بد نیست!

308
00:20:23,556 --> 00:20:25,767
می‌تونی یه دستی
به سر و روی موهام بکشی؟

309
00:20:26,809 --> 00:20:28,269
‫اگه به خودم باشه یه‌جوری می‌بندمش که

310
00:20:28,436 --> 00:20:30,063
انگار لونه‌ی پرنده روی سَرمـه

311
00:20:32,023 --> 00:20:34,567
‫وقتی ازدواج کنی، منو همراهِ خودت می‌بری؟

312
00:20:35,193 --> 00:20:38,446
‫آره... البته اگه ازدواج کنم

313
00:20:39,572 --> 00:20:40,990
‫کالوم میگه اتحاد با گرنت‌ها براش

314
00:20:41,157 --> 00:20:42,659
‫اعتبار و امتیاز میاره

315
00:20:42,825 --> 00:20:44,535
‫ولی اگه مکینی ارباب بشه

316
00:20:44,702 --> 00:20:46,537
‫بازم تو رو به گرنت‌ها نمیده؟

317
00:20:49,499 --> 00:20:51,334
‫چاره‌ی دیگه‌ای هم داری؟

318
00:20:52,460 --> 00:20:53,878
‫احتمالاً نه

319
00:20:55,588 --> 00:20:57,006
‫راستش نه

320
00:20:58,383 --> 00:21:00,385
‫حس می‌کنم یه مهره‌ی شطرنجم

321
00:21:00,969 --> 00:21:03,096
‫که توی این بازی گیر افتاده

322
00:21:03,930 --> 00:21:05,723
‫و محکومم به ادامه دادن

323
00:21:08,685 --> 00:21:10,979
‫ولی هنوزم میشه حرکت‌هایی زد

324
00:21:12,855 --> 00:21:15,149
‫الحق که یه مکنزی اصیل هستی

325
00:21:35,795 --> 00:21:37,130
‫سؤالِ خوبیـه

326
00:21:37,672 --> 00:21:40,717
‫اگه من ارباب قبیله بشم،
‫با شجاعت و دلسوزی در خدمتتونم

327
00:21:40,883 --> 00:21:43,678
‫چون قلبم مثل شمشیرم از جنس فولاده

328
00:21:43,845 --> 00:21:45,179
‫همون‌طور که می‌دونید

329
00:21:45,346 --> 00:21:47,390
‫من دنبالِ بیشترین رأی ممکن هستم

330
00:21:47,807 --> 00:21:49,684
‫و ممنون میشم اگه بتونید

331
00:21:49,809 --> 00:21:51,853
‫بقیه رو هم با خودتون همراه کنید

332
00:21:53,104 --> 00:21:54,689
‫روز خوش، آقایون

333
00:22:03,031 --> 00:22:05,158
‫پس مکینی قانع‌تون کرده؟

334
00:22:05,324 --> 00:22:06,743
‫برام عجیبـه که وقت می‌ذاره

335
00:22:06,909 --> 00:22:08,453
‫و با زن‌ها هم صحبت می‌کنه

336
00:22:09,495 --> 00:22:11,539
‫مردها رو که راضی کرده

337
00:22:12,248 --> 00:22:14,751
‫ولی اگه هنوزم دودل باشن

338
00:22:14,917 --> 00:22:17,211
‫زن‌هاشون امشب راضی‌شون می‌کنن

339
00:22:17,712 --> 00:22:20,089
‫دوست دارم بدونم چطور می‌خواد
‫منو راضی کنه

340
00:22:21,299 --> 00:22:22,592
‫آدمِ حیله‌گریـه

341
00:22:23,301 --> 00:22:25,094
‫بعید می‌دونم سر حرف‌هاش بمونه

342
00:22:26,012 --> 00:22:28,389
‫فرد مناسبی برای ادامه‌ی راهِ پدرمون نیست

343
00:22:28,973 --> 00:22:30,725
‫قبیله همیشه در اولویتـه

344
00:22:35,229 --> 00:22:37,982
‫درستـه از کالوم کینه به دل گرفتی که
‫برای تحکیم اتحاد با جنوب

345
00:22:38,149 --> 00:22:39,650
‫پیشنهاد وصلتت با گرنت‌ها رو داده

346
00:22:39,817 --> 00:22:42,612
‫ولی دوگل هم دست کمی از اون نداره

347
00:22:44,739 --> 00:22:48,534
‫شوهرم جان با یعقوبی‌ها و رهبران‌شون
‫سر و سِر داره

348
00:22:49,243 --> 00:22:51,412
‫و همین امروز صبح شنیده که دوگل

349
00:22:51,579 --> 00:22:54,582
‫بی‌سروصدا تو رو به مک‌رانوخ پیشکش کرده

350
00:22:56,334 --> 00:22:57,543
‫تا باهاشون متحد بشه

351
00:22:57,710 --> 00:22:59,921
‫مطمئنم برادرمون دیگه اینقدر بی‌حیا نیست

352
00:23:00,046 --> 00:23:02,715
‫خب گمونم باید صبر کنیم و ببینیم

353
00:23:02,840 --> 00:23:04,467
‫کی ارباب میشه

354
00:23:05,301 --> 00:23:08,805
‫و کدوم اتحاد به رسمیت شناخته میشه

355
00:23:11,224 --> 00:23:12,517
‫- آقایون
‫- جناب مکینی

356
00:23:12,642 --> 00:23:13,643
‫حالتون چطوره؟

357
00:23:13,810 --> 00:23:15,978
‫از دیدنتون خوشحالم

358
00:23:29,992 --> 00:23:31,244
‫به خونه خوش اومدید

359
00:23:31,410 --> 00:23:33,037
‫امیدوارم غذا آماده باشه

360
00:23:33,204 --> 00:23:35,456
‫- دارم از گشنگی می‌میرم
‫- تعجبی نداره

361
00:23:35,623 --> 00:23:37,416
‫ولی خوشحالم که شما پسرها

362
00:23:37,583 --> 00:23:38,417
‫هنوزم اشتها دارید

363
00:23:38,543 --> 00:23:39,919
‫مورتا

364
00:23:42,880 --> 00:23:44,132
‫خیلی دلواپس بودم که ارباب

365
00:23:44,298 --> 00:23:45,675
‫فرستاده‌تت گردهمایی مکنزی‌ها

366
00:23:46,050 --> 00:23:48,010
‫خوشحالم که صحیح و سالمی

367
00:23:48,678 --> 00:23:50,346
‫نگران نباش، خانم پورتر

368
00:23:50,930 --> 00:23:52,473
‫نمی‌ذاشتم یه مو از سرش کم بشه

369
00:23:52,890 --> 00:23:54,142
‫خدا خیرت بده، مورتا

370
00:23:54,308 --> 00:23:56,602
‫شما پسرها باید مراقبِ همدیگه باشید

371
00:23:57,311 --> 00:23:58,521
‫همون کاری که ارباب خواستن رو انجام دادم

372
00:23:58,688 --> 00:24:00,398
‫اطلاعات زیادی براشون جمع کردیم

373
00:24:00,565 --> 00:24:02,483
‫و مشتاقیم بهشون بگیم

374
00:24:03,276 --> 00:24:04,193
‫واقعاً؟

375
00:24:04,360 --> 00:24:05,653
‫پس رضایتش رو جلب می‌کنی، برایان

376
00:24:05,820 --> 00:24:07,196
‫نباید منتظرش بذاریم

377
00:24:07,363 --> 00:24:10,616
‫به جولیا میگم با سینی نوشیدنی و خوراکی
‫پشت سرت بیاد

378
00:24:12,160 --> 00:24:14,537
‫نمی‌خوام حواسِ ارباب پرت بشه

379
00:24:19,333 --> 00:24:21,085
‫تمام طایفه‌ها اومده بودن

380
00:24:21,252 --> 00:24:24,630
‫و البته چندتا قبیله‌ی دیگه هم
‫برای عرض تسلیت اومده بودن

381
00:24:24,797 --> 00:24:28,968
‫کمرون‌ها، مک‌داناها، مک‌لودها

382
00:24:29,135 --> 00:24:30,678
‫و کلی از حامیان یعقوبی‌ها

383
00:24:30,845 --> 00:24:33,639
‫جیکوب سرخ‌مو همیشه طرفدار این جنبش بود

384
00:24:33,806 --> 00:24:36,100
‫و حاضر بود برای کمک بهشون
‫خزانه‌ی قبیله‌اش رو خالی کنه

385
00:24:36,809 --> 00:24:39,103
‫پسرهاش هم به جنبش پیوستن؟

386
00:24:39,604 --> 00:24:42,857
‫دوگل با خیلی از یعقوبی‌ها صحبت کرد

387
00:24:42,982 --> 00:24:46,861
‫ولی کالوم بدون تبعیض از
‫تمومِ مهمون‌ها استقبال کرد

388
00:24:47,486 --> 00:24:49,113
‫از جمله گرنت‌ها

389
00:24:49,614 --> 00:24:51,365
‫که اینطور

390
00:24:51,532 --> 00:24:54,410
‫دوستِ قدیمم آیزاک هم اونجا بود؟

391
00:24:54,577 --> 00:24:57,538
‫اون هیچوقت به آرمان‌های اِستوارت پایبند نبود

392
00:24:57,705 --> 00:25:01,000
‫فقط دنبال منافع خودشـه

393
00:25:01,751 --> 00:25:03,669
‫برای همین اینقدر رابطه‌مون خوبـه

394
00:25:05,087 --> 00:25:06,547
‫بله، اونم بود

395
00:25:06,714 --> 00:25:08,674
‫همراهِ پسرش مالکوم

396
00:25:09,967 --> 00:25:12,053
‫دوگل هم با اون اخلاق و رفتارهاش

397
00:25:12,220 --> 00:25:14,222
‫گرنت‌ها رو آزرده خاطر کرد

398
00:25:15,514 --> 00:25:18,851
‫آره، فکر می‌کرد مالکوم گرنت‌
خواهرش رو دزدیده

399
00:25:18,976 --> 00:25:21,646
‫و واسه همین افتاد به جونش

400
00:25:22,146 --> 00:25:24,315
‫اشتباه کرد ولی دیگه
‫کار از کار گذشته بود

401
00:25:25,858 --> 00:25:28,444
‫مطمئنم آیزاک به خونش تشنه بود

402
00:25:28,611 --> 00:25:31,989
‫آره ولی کالوم یه راهی پیدا کرد

403
00:25:32,156 --> 00:25:33,324
‫تا از دلِ آیزاک دربیاره؛

404
00:25:34,116 --> 00:25:38,120
‫وعده‌ی ازدواج خواهرش
‫الن با مالکوم رو بهشون داد

405
00:25:40,206 --> 00:25:42,667
‫آیزاک گرنت متحدِ منـه

406
00:25:43,751 --> 00:25:46,170
‫اگه مکنزی‌ها بخوان اون رو علیه من کنن...

407
00:25:46,837 --> 00:25:50,383
‫این وصلت فقط در راستای قوی کردنِ
‫اتحادشونه

408
00:25:51,759 --> 00:25:52,551
‫آره

409
00:25:52,718 --> 00:25:53,678
‫ولی هنوز که ازدواج سر نگرفته

410
00:25:53,803 --> 00:25:56,055
‫نامزدی رو هم میشه به هم زد

411
00:25:58,057 --> 00:25:59,558
‫حتماً یه دلیلی داره که دختره

412
00:25:59,684 --> 00:26:01,560
‫بر خلاف خواهرهاش هنوز ازدواج نکرده

413
00:26:02,812 --> 00:26:04,689
‫نکنه چیزی آبروش رو لکه‌دار کرده باشه؟

414
00:26:07,566 --> 00:26:09,443
‫الان برای آیزاک نامه می‌نویسم

415
00:26:10,569 --> 00:26:13,531
‫انگِ بی‌آبرویی...

416
00:26:13,656 --> 00:26:14,657
‫چیزِ کمی نیست

417
00:26:14,782 --> 00:26:16,158
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

418
00:26:16,284 --> 00:26:17,868
وقتی ‫مکنزی‌ها منو
‫از عرش به فرش رسوندن

419
00:26:18,035 --> 00:26:20,037
‫براشون مهم بود؟

420
00:26:20,162 --> 00:26:22,373
‫بدونِ ذره‌ای دلسوزی برای اون خاندان

421
00:26:22,498 --> 00:26:24,959
‫دخترشون رو رسوا و بدنام می‌کنم

422
00:26:25,459 --> 00:26:27,920
‫ولی پدر، باید یه راهِ دیگه هم
‫برای جلوگیری از این وصلت باشه

423
00:26:28,337 --> 00:26:30,047
‫یه راهِ شرافتمندانه‌تر

424
00:26:30,798 --> 00:26:32,925
‫پسرجون، هنوز خیلی
‫چیزها هست که باید یاد بگیری

425
00:26:44,186 --> 00:26:45,896
‫نمی‌دونستم چرا اینقدر مشتاقی

426
00:26:46,063 --> 00:26:47,565
‫با پدرت صحبت کنی

427
00:26:49,317 --> 00:26:50,609
‫ولی الان دلیلش رو فهمیدم

428
00:26:52,570 --> 00:26:54,822
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم

429
00:26:56,407 --> 00:26:58,868
‫تو می‌دونستی پدرت
‫به این وصلت رضا نمیده

430
00:27:02,747 --> 00:27:05,374
‫فکرشم نمی‌کردم بخواد
‫آبروی یه دختر رو ببره

431
00:27:05,499 --> 00:27:06,500
‫می‌دونم آبرو و

432
00:27:06,667 --> 00:27:08,627
حیثیتِ یه دختر تموم زندگیشـه

433
00:27:08,794 --> 00:27:11,630
‫منتها اگه مالکوم الن رو رد کنه،

434
00:27:11,797 --> 00:27:14,592
‫شاید برای به دست آوردنش
‫شانسی داشته باشم

435
00:27:16,093 --> 00:27:18,012
‫گمونم اینو مدیون توئم

436
00:27:34,362 --> 00:27:36,447
‫می‌دونم نمی‌تونستی
‫رو حرف کالوم نه بیاری

437
00:27:38,532 --> 00:27:41,494
‫اگه دوگل هم ارباب بشه،
‫حاضری همچین کاری براش بکنی؟

438
00:27:42,536 --> 00:27:44,246
ترتیب ‫صفر تا صد مقدمات وصلتم با

439
00:27:44,372 --> 00:27:46,040
‫مارکوس مک‌رانوخ رو میدی؟

440
00:27:47,458 --> 00:27:49,377
‫دوگل قولِ تو رو بهش داده؟

441
00:27:51,253 --> 00:27:53,923
‫برای تحکیم اتحاد خودش با یعقوبی‌ها و

442
00:27:54,423 --> 00:27:55,883
‫تضعیف کالوم

443
00:27:56,008 --> 00:27:57,343
گوساله‌های بی‌مغز

444
00:27:57,510 --> 00:28:00,346
‫حالا که هر کدوم از برادرهات
‫طرف یکی رو گرفتن،

445
00:28:01,222 --> 00:28:03,641
‫مسیر مکینی برای رسیدن به قدرت هموارتر شده

446
00:28:05,393 --> 00:28:08,145
‫روزی که پدرت دونالد رو کنار زد و
‫رهبری قبیله‌ی مکنزی رو

447
00:28:08,312 --> 00:28:10,064
به دست گرفت، من ‫کنارش بودم

448
00:28:10,231 --> 00:28:12,441
‫همه چیز به‌ظاهر

449
00:28:12,608 --> 00:28:16,112
خوب و آروم پیش رفت

450
00:28:16,695 --> 00:28:17,613
‫منتها...

451
00:28:18,948 --> 00:28:21,534
‫هر وقت که ارباب جدیدی منصوب میشه،

452
00:28:22,368 --> 00:28:24,328
‫به طرز مرموزی رقباشون

453
00:28:24,495 --> 00:28:27,540
‫از دور خارج میشن

454
00:28:30,376 --> 00:28:31,836
‫برادرهای من،

455
00:28:32,711 --> 00:28:34,088
‫خانواده‌ی ما،

456
00:28:35,423 --> 00:28:36,966
‫اونایی هستن که اگه مکینی ارباب بشه

457
00:28:37,091 --> 00:28:38,259
‫از دور خارج میشن

458
00:28:38,426 --> 00:28:40,803
‫تلاشم رو کردم که
‫یکی از برادرهات رو قانع کنم تا

459
00:28:40,970 --> 00:28:43,222
‫به نفع اون یکی کنار بکشه،
‫اما هیچکدوم کوتاه‌بیا نیستن

460
00:28:45,724 --> 00:28:47,435
‫مرغ‌شون یه پا داره

461
00:28:49,395 --> 00:28:53,274
‫من به جیکوب سرخ‌مو قول دادم که
‫به نحو احسن به این خانواده خدمت کنم

462
00:28:54,733 --> 00:28:56,569
‫خدا کنه ازم قطع امید نکرده باشه

463
00:29:02,700 --> 00:29:04,076
‫راستشو بخوای،

464
00:29:05,244 --> 00:29:09,331
گاهاً اندوه جامه‌ی ترس به تن می‌کنه

465
00:29:26,474 --> 00:29:28,517
‫امشب برای غارت گله نمیری، بابا؟

466
00:29:29,185 --> 00:29:30,311
‫برادرهات از سنین پایین

467
00:29:30,478 --> 00:29:32,563
‫فنون جنگاوری رو یاد گرفتن

468
00:29:32,980 --> 00:29:34,815
‫حالا باید رو پاهای خودشون وایسن

469
00:29:35,941 --> 00:29:39,320
‫ولی تو که نیستی راهنمایی‌شون کنی،

470
00:29:40,196 --> 00:29:41,489
‫راه‌وچاه رو نشون‌شون بدی...

471
00:29:42,948 --> 00:29:45,034
توی تاریکی شبـه که جنگجوهای جوون

472
00:29:45,201 --> 00:29:46,702
مرد بار میان

473
00:29:47,411 --> 00:29:48,662
‫مکتب ماه

474
00:29:50,915 --> 00:29:53,042
‫خب، شاید واسه یه شاگرد دیگه جا باشه

475
00:29:53,209 --> 00:29:54,835
‫من هم برم اسبم رو بیارم

476
00:29:56,629 --> 00:29:58,839
‫بله، در این که اسب‌سوار ماهری هستی
‫شکی نیست، عشقِ بابا

477
00:29:59,840 --> 00:30:03,010
‫منتها دلم نمی‌خواد به‌خاطر یه شبیخون،
‫خط‌وخراشی روی این صورت ماهت بیفته

478
00:30:04,803 --> 00:30:06,222
‫وظیفه‌ی کالوم واضحـه

479
00:30:06,388 --> 00:30:07,681
‫باید گروهی از جنگجوهای ما رو ببره

480
00:30:07,806 --> 00:30:09,058
‫توی زمینِ یه قبیله‌ی دیگه و

481
00:30:09,183 --> 00:30:10,851
‫بی‌دردسر گله‌شون رو غارت کنه

482
00:30:11,018 --> 00:30:12,770
‫کالوم مشتاقـه دل‌وجرأتش رو به رخ بکشه

483
00:30:12,937 --> 00:30:14,647
‫همین کارش یعنی دل‌وجرأت داره،

484
00:30:14,813 --> 00:30:16,941
‫ولی اگه سالم برگرده،
مهارتش ثابت میشه

485
00:30:17,775 --> 00:30:19,693
‫به زودی می‌فهمیم چند مرده حلاجـه

486
00:30:20,778 --> 00:30:22,696
‫اگه کالوم بتونه ثابت کنه یه جنگجوی واقعیـه،

487
00:30:22,863 --> 00:30:25,783
شجاعتش برای همه عیان میشه

488
00:30:25,950 --> 00:30:27,493
‫اگه رئیس بشه،

489
00:30:28,994 --> 00:30:31,705
‫جنگجوهای قبیله‌مون پشتش درمیان

490
00:30:33,541 --> 00:30:35,960
‫هیچوقت از تاریکی نترس، نور چشمم

491
00:30:37,461 --> 00:30:39,838
‫تاریکیـه که پرده از
هویت واقعی‌مون برمی‌داره

492
00:31:01,151 --> 00:31:02,444
‫این دیگه چه وضعیـه؟

493
00:31:03,988 --> 00:31:06,907
‫اسب کالوم رم کرد و پرتش کرد پایین

494
00:31:07,074 --> 00:31:08,784
‫فکر کنم پاش شکسته، قربان

495
00:31:09,159 --> 00:31:10,202
‫نمی‌تونه راه بره

496
00:31:10,327 --> 00:31:11,412
‫الک کمکش کرد دوباره سوار اسب بشه و

497
00:31:11,579 --> 00:31:13,205
یه‌راست برگشتیم اینجا

498
00:31:13,372 --> 00:31:15,583
یعنی غارت رو نصفه‌ونیمه ول کردید؟

499
00:31:21,630 --> 00:31:24,133
‫نتونستیم به مقصد برسیم

500
00:31:27,761 --> 00:31:29,430
‫نتونستید؟

501
00:31:29,555 --> 00:31:30,973
‫نتونستید پس؟

502
00:31:32,808 --> 00:31:35,853
‫چرا هر دفعه شما دوتا رو
‫با هم می‌فرستم پیِ کاری،

503
00:31:36,020 --> 00:31:38,105
‫یه گندی بالا میارید؟

504
00:31:38,272 --> 00:31:40,149
‫میرم دیوی بیتون رو خبر کنم

505
00:31:43,360 --> 00:31:44,862
‫این‌قدر ضجه نزن

506
00:31:49,992 --> 00:31:51,785
‫برادرت رو ببر توی تختش

507
00:31:53,078 --> 00:31:54,413
‫این یه قلم رو که می‌تونی دیگه، نه؟

508
00:31:54,580 --> 00:31:57,291
‫برید

509
00:32:16,810 --> 00:32:20,147
‫از گشت‌وگذارهامون با هم یادمـه که
‫دلت برای دیدن‌شون تنگ شده

510
00:32:23,150 --> 00:32:25,903
‫موجودات پوست‌کلفتی‌ان، ها؟

511
00:32:26,820 --> 00:32:28,489
‫همیشه آماده‌ی آوازخوندنن

512
00:32:33,994 --> 00:32:36,664
‫یه ماه کامل گذشته و
‫تو هنوز از جات بلند نشدی؟

513
00:32:38,666 --> 00:32:39,667
‫یه زخم سطحیـه دیگه

514
00:32:39,792 --> 00:32:41,627
‫باید تا حالا سر پا می‌شدی

515
00:32:41,794 --> 00:32:44,380
‫بیتون گفته پام هنوز جوش نخورده، بابا

516
00:32:45,506 --> 00:32:47,466
‫ولی قول داد تا جشن هاگمانی خوب بشم

517
00:32:53,681 --> 00:32:56,183
‫من می‌خواستم همون کاری که گفتی رو
انجام بدم، بابا و

518
00:32:57,351 --> 00:32:59,144
همگی با هم بریم سمت دشت‌های هموار

519
00:33:05,025 --> 00:33:08,946
‫منتها دوگل می‌خواست از مک‌دونالدها
‫غرامت بگیره

520
00:33:09,947 --> 00:33:12,157
‫اون که راهشو کج کرد،
‫خیلی از جنگجوها دنبالش راه افتادن

521
00:33:12,324 --> 00:33:13,575
‫به زمین خاندان مک‌دونالد که نزدیک شدیم،

522
00:33:13,742 --> 00:33:15,744
‫اونا زنگ کلیسا رو به صدا درآوردن و
‫افتادن دنبالمون

523
00:33:18,706 --> 00:33:20,666
‫توی درّه گیرمون انداختن

524
00:33:24,420 --> 00:33:25,963
‫چرا زودتر نگفتی پس؟

525
00:33:26,088 --> 00:33:27,881
‫مگه نظرت راجع‌بهم عوض می‌شد؟

526
00:33:29,925 --> 00:33:31,760
‫گیرتون که انداختن،

527
00:33:33,345 --> 00:33:36,515
مرد و ‫مردونه ایستادی و جنگیدی؟

528
00:33:38,225 --> 00:33:40,561
‫یکی از مک‌دونالدها تیر در کرد و

529
00:33:42,104 --> 00:33:43,939
‫اسبم رم کرد

530
00:33:44,064 --> 00:33:46,191
‫توان ایستادن نداشتم،
‫چه برسه به مبارزه

531
00:33:46,316 --> 00:33:48,485
‫اگه دوگل افراد رو منحرف نمی‌کرد...

532
00:33:54,116 --> 00:33:55,868
‫چرا بقیه تصمیم گرفتن پشت‌سر دوگل

533
00:33:55,993 --> 00:33:57,327
‫برن توی زمین مک‌دونالدها؟

534
00:33:58,412 --> 00:34:03,208
‫یعنی به عنوان رهبر
‫هیچ اعتمادی به تو نداشتن؟

535
00:34:09,673 --> 00:34:11,258
‫الان دیگه اهمیتی نداره

536
00:34:15,012 --> 00:34:16,555
‫تو شَلی بیش نیستی

537
00:34:17,222 --> 00:34:18,098
‫بابا

538
00:34:19,224 --> 00:34:20,309
‫بابا!

539
00:34:20,893 --> 00:34:21,894
‫کالوم، نه

540
00:34:22,019 --> 00:34:24,480
‫- نه، نه!
‫- چیزیم نیست

541
00:34:25,439 --> 00:34:26,315
‫بذار کمکت کنم

542
00:34:26,440 --> 00:34:28,734
‫من شَل نیستم

543
00:34:36,700 --> 00:34:37,534
‫بابا

544
00:34:38,285 --> 00:34:39,161
‫بابا؟

545
00:34:42,039 --> 00:34:42,956
‫کالوم!

546
00:34:43,123 --> 00:34:44,833
‫بابا؟

547
00:34:46,668 --> 00:34:47,461
‫بابا!

548
00:34:50,464 --> 00:34:52,758
‫برادرت رو ببر توی تختش

549
00:34:55,385 --> 00:34:56,345
‫بابا!

550
00:35:00,808 --> 00:35:01,767
‫آروم

551
00:35:22,496 --> 00:35:25,374
‫به خیالت زورت از مأمور خراج بیشتره، کالوم؟

552
00:35:25,707 --> 00:35:27,668
‫بیا یه امتحانی بکنیم

553
00:35:29,545 --> 00:35:31,046
‫بُرد نوش جونت

554
00:35:31,463 --> 00:35:33,215
‫یه لحظه بشین و نفس تازه کن

555
00:35:34,800 --> 00:35:36,635
‫توی تالار بزرگ باهام کار دارن

556
00:35:38,220 --> 00:35:39,513
‫دارم سربه‌سرت میذارم، کالوم

557
00:35:39,680 --> 00:35:43,100
‫توقع ندارم توی بازی قدرتی
‫با من شاخ‌به‌شاخ بشی

558
00:35:49,439 --> 00:35:50,691
‫بعدی؟

559
00:35:55,821 --> 00:35:57,447
‫من هم باهات میام، کالوم

560
00:35:57,906 --> 00:35:59,491
لابد دلت خنک شده

561
00:36:00,284 --> 00:36:02,870
‫از اینکه می‌بینی به حقارت افتادم،
‫اون هم بعدِ اینکه تو رو به مالکوم حواله دادم

562
00:36:03,412 --> 00:36:04,913
‫درستـه بی‌رحمیت دلم رو به درد آورد

563
00:36:05,080 --> 00:36:06,415
‫منکرش نمیشم

564
00:36:06,999 --> 00:36:08,500
‫منتها می‌فهمم برای مقابله با مکینی

565
00:36:08,667 --> 00:36:10,419
به حمایت گرنت‌ها احتیاج داری

566
00:36:10,586 --> 00:36:12,588
‫مالکوم رو به مراسم سوگند دعوت کن

567
00:36:13,630 --> 00:36:16,216
‫تا دیر نشده، هر کاری در توانتـه بکن تا
موقعیتت بهتر بشه

568
00:36:16,341 --> 00:36:17,634
‫من به کمک تو نیازی ندارم

569
00:36:18,969 --> 00:36:20,554
‫تکبر کار دستِ آدم میده

570
00:36:21,430 --> 00:36:23,640
‫یادت که نرفته آخرین باری که
‫کمکم رو رد کردی چه اتفاقی افتاد

571
00:36:23,807 --> 00:36:26,393
‫ناراحت نباش. نه اون رو یادم میره و

572
00:36:26,810 --> 00:36:28,645
‫نه سنگینی نگاه بابا به خودم رو

573
00:36:29,897 --> 00:36:31,690
جوری بود که ‫انگار براش مُردم

574
00:36:33,567 --> 00:36:36,486
‫پس بذار به درد خودم بمیرم و
‫برای یکی دیگه ترحم به خرج بده

575
00:36:36,653 --> 00:36:38,488
‫کالوم، من که منظورم این نبود

576
00:36:39,031 --> 00:36:40,449
‫من دلم برات نمی‌سوزه

577
00:36:40,741 --> 00:36:42,159
‫هیچوقت نسوخته

578
00:36:42,701 --> 00:36:43,869
‫مگه می‌تونم اصلاً؟

579
00:36:44,036 --> 00:36:46,288
‫حتی نمی‌تونم
‫توی یه چوب‌بازی ساده رقابت کنم،

580
00:36:46,747 --> 00:36:48,081
خودت خوب می‌دونی

581
00:36:48,498 --> 00:36:50,834
‫دیگه چه برسه به اینکه بخوام ارباب بشم

582
00:36:51,919 --> 00:36:54,588
‫این جنگاوری نیست که لازمه‌ی ارباب‌شدنـه؛

583
00:36:55,923 --> 00:36:58,592
‫بلکه گله‌داری، تجارت، رعایا و خراجـه

584
00:36:58,759 --> 00:36:59,927
‫خودت اینو می‌دونی

585
00:37:00,719 --> 00:37:03,430
‫شمشیر به چه کارت میاد
‫وقتی قلم لازمتـه؟

586
00:37:04,598 --> 00:37:06,266
‫خوشحالم طرز فکرت اینطوریـه

587
00:37:06,808 --> 00:37:10,687
‫از بابا یاد گرفتی یا ارسطوی نازنینت؟

588
00:37:15,525 --> 00:37:19,446
‫اینو به این جماعتِ طرفدار مکینی بگو

589
00:37:20,656 --> 00:37:23,700
‫ببینیم اون‌وقت این قدرت
متقاعدکردنت ‫به کار میاد یا نه

590
00:37:24,284 --> 00:37:26,578
‫ببینیم تاب تحمل شکست رو داری یا نه

591
00:37:28,580 --> 00:37:29,623
‫کالوم

592
00:38:18,463 --> 00:38:21,466
‫باید خِرکشت کنم جلوی تموم قوم و خویش‌هامون و

593
00:38:22,009 --> 00:38:23,760
یه درس حسابی بهت بدم

594
00:38:24,594 --> 00:38:26,722
‫منتها نمی‌خوام جفتمون رو خواروخفیف کنم

595
00:38:30,183 --> 00:38:33,228
‫خدا به دادت برسه اگه یه بار دیگه
ببینم این خاندان یا ‫قبیله رو

596
00:38:34,688 --> 00:38:36,356
‫تو خطر انداختی

597
00:38:37,315 --> 00:38:38,775
‫چند ضربه شلاق می‌خورم؟

598
00:38:38,942 --> 00:38:40,736
‫این‌قدر می‌زنمت که خونین‌ومالین بشی

599
00:38:58,879 --> 00:39:00,422
‫نمی‌فهمم

600
00:39:03,675 --> 00:39:05,010
‫کجای کارم نافرمانی بود؟

601
00:39:05,177 --> 00:39:06,428
‫ها؟

602
00:39:06,595 --> 00:39:09,097
‫مگه خاندان مک‌دونالد دشمن ما نیستن؟

603
00:39:09,264 --> 00:39:11,058
‫غیرِ اینـه که اسم‌ورسم مکنزی
‫باید لرزه به تنِ بقیه بندازه؟

604
00:39:11,224 --> 00:39:13,643
‫لرزه بندازه، بله، ولی
‫نه که آبروریزی به بار بیاره، پسرجان

605
00:39:14,102 --> 00:39:16,313
‫حیثیت‌شون رو لگدمال کنی،

606
00:39:16,480 --> 00:39:18,398
‫فقط نفرت‌شون از ما تشدید میشه

607
00:39:18,565 --> 00:39:20,567
‫آره، ولی پای ده دوازده‌تا گاو وسط بود

608
00:39:21,276 --> 00:39:22,611
‫اگه کالوم یه جو جَنم داشت،

609
00:39:22,778 --> 00:39:24,821
‫این وسط دست خالی برنمی‌گشتیم

610
00:39:24,988 --> 00:39:25,822
‫نه؟

611
00:39:27,741 --> 00:39:29,785
همه چی رو از چشم برادرت می‌بینی؟

612
00:39:30,243 --> 00:39:31,369
‫آره

613
00:39:35,082 --> 00:39:36,458
‫تو ابلهی، دوگل

614
00:39:40,378 --> 00:39:42,714
یه ابله به‌‌تموم‌معنا

615
00:39:52,682 --> 00:39:54,059
‫بزن

616
00:39:55,936 --> 00:39:58,814
‫دیگه با شلاق‌خوردن هم سرِ عقل نمیای

617
00:40:27,092 --> 00:40:28,510
‫خب، خبرها رو شنیدی؟

618
00:40:28,969 --> 00:40:31,304
‫گویا مکینی جلوی همه
کالوم رو ‫توی مسابقه‌ی چوب‌کشی

619
00:40:31,471 --> 00:40:32,931
‫خوار و ذلیل کرد

620
00:40:33,640 --> 00:40:35,559
‫کاشکی بودم و قیافه‌اش رو می‌دیدم

621
00:40:36,143 --> 00:40:39,062
‫وقتی به خانواده‌ی خودت وفادار نیستی، دوگل،

622
00:40:40,147 --> 00:40:42,149
‫چطور می‌تونیم برای رهبری قبیله
بهت اعتماد کنیم؟

623
00:40:43,066 --> 00:40:45,819
‫شنیدم با مک‌رانوخ
‫چه قول‌وقرارهایی که نذاشتی

624
00:40:49,906 --> 00:40:51,283
‫خب، کالوم تنها مکنزی‌ای نیست که

625
00:40:51,449 --> 00:40:53,451
‫بلده چطوری برای خودش معامله جور کنه

626
00:40:55,787 --> 00:40:58,874
‫همیشه هوس‌های خودخواهانه‌ات
برات تو اولویتـه و

627
00:40:59,749 --> 00:41:00,959
‫مهم نیست بقیه باید چه تاوانی بدن

628
00:41:01,126 --> 00:41:02,752
‫چی میگی واسه خودت؟

629
00:41:03,587 --> 00:41:05,130
‫مکتبِ ماه

630
00:41:06,131 --> 00:41:07,465
‫یورش به گله

631
00:41:07,632 --> 00:41:09,551
‫غارت زمینِ خاندان مک‌دونالد

632
00:41:11,011 --> 00:41:12,512
‫چه ربطی داره؟

633
00:41:15,098 --> 00:41:16,641
‫یعنی میگی من مقصرم که
‫کالوم زمین خورده؟

634
00:41:16,766 --> 00:41:18,768
‫من چیکاره‌ام، وقتی خدا خواسته اون لنگ بشه

635
00:41:19,311 --> 00:41:20,520
‫اصلاً بهتر، اینطوری بابا فهمید که

636
00:41:20,687 --> 00:41:22,731
‫کالوم لیاقت ارباب شدن رو نداره

637
00:41:23,565 --> 00:41:26,067
‫خب، می‌دونی که بابا هیچوقت
‫نظرش رو علنی نکرد

638
00:41:27,235 --> 00:41:30,864
‫هیچوقت اعلام نکرد که
‫کالوم باید جانشینش بشه

639
00:41:31,489 --> 00:41:32,782
‫آره

640
00:41:33,450 --> 00:41:35,410
‫اون یورش یه هدف دیگه هم داشت

641
00:41:36,870 --> 00:41:37,913
‫اونجا بود که بابا مطمئن شد که

642
00:41:38,079 --> 00:41:39,873
‫تو هم لیاقت ارباب شدن رو نداری

643
00:41:41,416 --> 00:41:44,169
‫می‌دونست هیچوقت یاد نمی‌گیری که
‫قبیله رو به خودت ترجیح بدی

644
00:41:47,255 --> 00:41:48,715
‫بابا ازت قطع امید کرد

645
00:41:50,508 --> 00:41:51,801
‫خودش گفته بهت؟

646
00:41:52,177 --> 00:41:53,803
نیازی به گفتن نداشت

647
00:41:54,721 --> 00:41:56,473
‫بابا تو رو هم به عنوان وارثش انتخاب نکرد

648
00:41:56,598 --> 00:41:58,516
‫آره، خب، این دیگه به قبیله بستگی داره که

649
00:42:00,477 --> 00:42:02,229
‫کیو به عنوان رئیس انتخاب می‌کنن

650
00:42:05,065 --> 00:42:07,275
‫آخه چطوری این‌قدر کوری؟

651
00:42:07,901 --> 00:42:09,819
‫به‌قدری درگیر اثبات اشتباهات کالوم هستی که

652
00:42:09,945 --> 00:42:11,196
‫نفهمیدی مکینی

653
00:42:11,363 --> 00:42:12,656
‫با خاندان گرنت هم گرم گرفته

654
00:42:15,867 --> 00:42:18,078
‫مکینی برنده بشه،
چی به سر ما میاد؟

655
00:42:19,955 --> 00:42:21,748
‫میشه عروسک خیمه‌شب‌بازی خاندان گرنت

656
00:42:21,915 --> 00:42:23,708
‫افسار هممون میفته دست اونا

657
00:42:25,543 --> 00:42:27,212
‫خواسته‌ی تو اینـه؟

658
00:42:51,069 --> 00:42:52,404
‫بیا تو

659
00:42:57,200 --> 00:42:58,576
‫دستور دادید خدمت برسم؟

660
00:43:01,621 --> 00:43:04,874
‫ازت می‌خوام دوباره با برادرهام صحبت کنی

661
00:43:05,292 --> 00:43:07,502
‫یحتمل الان حرف‌شنوی بیشتری دارن

662
00:43:08,169 --> 00:43:10,297
‫در چه خصوص دقیقاً؟

663
00:43:10,463 --> 00:43:12,507
‫در خصوص مکینی

664
00:43:15,927 --> 00:43:17,887
‫یه فکری به سرم زده که
‫می‌تونیم حل و فصلش کنیم

665
00:43:19,556 --> 00:43:21,099
‫باید بدونم شدنیـه یا نه

666
00:43:42,537 --> 00:43:44,622
‫بانو الن، یه لحظه

667
00:43:46,416 --> 00:43:48,793
‫یه بار دیگه واسه خودمون دعا می‌کنم

668
00:43:51,963 --> 00:43:53,340
‫بانو الن

669
00:43:56,051 --> 00:43:57,177
‫به نظر خوب میاید

670
00:43:58,803 --> 00:44:01,139
‫خوشحالم رنگ‌وروتون برگشته

671
00:44:02,640 --> 00:44:04,017
‫ممنونم

672
00:44:04,768 --> 00:44:06,394
‫خیلی بهترم

673
00:44:08,313 --> 00:44:09,773
‫می‌بینم که هدیه‌ام به دستتون رسیده

674
00:44:12,108 --> 00:44:14,861
‫اگه اشتباه نکنم از توافق جدیدمون
‫راضی هستید

675
00:44:16,446 --> 00:44:17,447
‫بله

676
00:44:18,406 --> 00:44:20,408
‫این بهترین اتفاق ممکن بود

677
00:44:23,078 --> 00:44:25,288
‫باید برگردم پیش خواهرهام توی لژ

678
00:44:26,039 --> 00:44:27,374
‫البته

679
00:44:33,713 --> 00:44:34,464
‫بریم؟

680
00:44:47,185 --> 00:44:49,562
‫خدا کنه عروسی خودت هم
‫همین‌قدر شلوغ‌پلوغ باشه

681
00:44:52,190 --> 00:44:54,651
‫خبری از برادرهامون نیست

682
00:44:54,818 --> 00:44:55,985
‫هنوز نه

683
00:44:57,904 --> 00:45:00,573
پدرم به‌قدری رئیس قبیله‌ی گرنت بوده که

684
00:45:00,698 --> 00:45:02,784
‫تابحال توی هیچ مراسم سوگندی
‫شرکت نکردم

685
00:45:03,201 --> 00:45:05,328
‫گواهیـه بر نفوذ و

686
00:45:05,495 --> 00:45:08,248
قدرت پدرتون

687
00:45:11,292 --> 00:45:12,836
‫هر کسی که امروز اربابت بشه،

688
00:45:13,002 --> 00:45:15,213
‫امیدوارم سر از تن ما جدا نکنه

689
00:45:23,763 --> 00:45:25,098
‫مکینی

690
00:45:28,268 --> 00:45:31,187
‫رخصت بدید شما رو به مالکوم گرنت،

691
00:45:31,729 --> 00:45:35,024
‫نامزدِ النِ ما، معرفی کنم

692
00:46:47,472 --> 00:46:49,182
‫بنده، پسر ارشد جیکوب سرخ‌مو،

693
00:46:49,766 --> 00:46:52,268
‫در پیشگاه شما می‌ایستم تا

694
00:46:52,560 --> 00:46:54,354
تحت عنوان ارباب قبیله‌ی مکنزی

695
00:46:55,355 --> 00:46:57,690
با شما پیمان ببندم

696
00:46:57,815 --> 00:46:59,192
‫آری!

697
00:47:00,985 --> 00:47:02,487
‫بدنم در هم شکسته

698
00:47:03,321 --> 00:47:05,949
‫اما روحم هرگز چنین نمی‌شود

699
00:47:06,366 --> 00:47:08,701
‫بنابراین، می‌دونم که یک رهبرم

700
00:47:09,244 --> 00:47:11,621
‫قدرتم نشأت‌گرفته از
‫چیزی‌ست که آموخته‌ام و

701
00:47:11,788 --> 00:47:13,873
همواره می‌آموزم

702
00:47:14,040 --> 00:47:16,668
‫قدرت من در قبیله‌ی مکنزیـه

703
00:47:16,793 --> 00:47:18,378
‫آری!

704
00:47:18,711 --> 00:47:20,046
‫هرگز دروغی از من نمی‌شنوید

705
00:47:21,005 --> 00:47:25,009
‫من شجاعم، منتها نمی‌تونم جنگجو باشم

706
00:47:26,302 --> 00:47:29,222
‫پاهام پاگیرم شدن

707
00:47:31,391 --> 00:47:34,102
‫هر چند می‌تونم از قبیله
‫در روزهای طوفانی

708
00:47:34,269 --> 00:47:35,895
‫محافظت کنم،

709
00:47:36,729 --> 00:47:38,731
‫ولی دست‌تنها رهبر خوبی نمیشم

710
00:47:40,066 --> 00:47:44,654
‫اگه روزی برسه که جنگجویان ما
‫چاره‌ای جز کشیدن شمشیر نداشته باشن،

711
00:47:48,324 --> 00:47:51,995
‫من فرماندهی جنگ رو به برادرم، دوگل،

712
00:47:52,161 --> 00:47:53,705
‫واگذار می‌کنم

713
00:48:06,259 --> 00:48:08,177
‫برادرم جز حقیقت چیز دیگه‌ای نگفت

714
00:48:10,388 --> 00:48:11,681
‫من هم همینطور

715
00:48:13,766 --> 00:48:16,227
‫جنگجوهای ما از
‫دل‌وجرأت من آگاهن،

716
00:48:17,645 --> 00:48:19,689
‫اما شاید به وفاداریم شک داشته باشن

717
00:48:24,485 --> 00:48:26,988
‫اجازه بدید اینگونه
‫وفاداریم رو ثابت کنم

718
00:48:33,870 --> 00:48:36,956
‫امروز در پیشگاه تمام مردان
مکنزی سوگند یاد می‌کنم که

719
00:48:41,544 --> 00:48:43,546
‫در میدان نبرد،

720
00:48:43,713 --> 00:48:45,256
‫پاها و بازوی شمشیرزنِ برادرم، کالوم باشم

721
00:48:46,924 --> 00:48:50,595
‫قسم می‌خورم که
‫شمشیر مقدسم رو

722
00:48:50,762 --> 00:48:54,724
‫برای دفاع از شرافت این قبیله
‫به هنگام جنگ و صلح به کار بگیرم

723
00:48:59,771 --> 00:49:01,230
‫با تو پیمان می‌بندم و

724
00:49:09,822 --> 00:49:11,783
‫وفاداریم رو به نام قبیله‌ی مکنزی

725
00:49:11,949 --> 00:49:13,910
‫به تو اعلام می‌دارم

726
00:49:23,711 --> 00:49:25,254
‫دستم رو بگیر، برادر

727
00:49:37,975 --> 00:49:41,729
‫من هم با تو پیمان می‌بندم،
‫به نام قبیله‌ی مکنزی

728
00:49:41,896 --> 00:49:44,023
‫وفادارِ راه تو باشم

729
00:49:47,193 --> 00:49:50,947
‫آری!

730
00:49:52,073 --> 00:49:54,283
‫با حضور من و برادرم در رأس این قبیله،

731
00:49:54,450 --> 00:49:58,329
‫تهدیدِ قبیله‌ی مکنزی از جانب هر کسی
‫حماقت محضـه

732
00:49:58,454 --> 00:50:00,957
‫آری!

733
00:50:02,041 --> 00:50:03,710
‫قبیله‌ی مکنزی فقط باید

734
00:50:03,876 --> 00:50:05,837
‫یک ارباب داشته باشه

735
00:50:07,839 --> 00:50:10,591
‫از اونجایی که من به تنهایی
‫قادر به انجام تمامی وظایف

736
00:50:10,717 --> 00:50:12,093
‫یک رهبر هستم،

737
00:50:12,927 --> 00:50:14,929
‫مشروعیت توافق این دو برادر رو

738
00:50:15,054 --> 00:50:17,640
‫زیر سؤال می‌برم

739
00:50:18,891 --> 00:50:23,146
‫فکر کنم بتونم این مسئله رو شفاف‌سازی کنم

740
00:50:24,397 --> 00:50:27,817
‫امکان‌پذیره که کالوم و دوگل مکنزی

741
00:50:27,984 --> 00:50:30,737
‫وظایف رئیس قبیله رو
‫با همدیگه تقسیم کنن

742
00:50:30,903 --> 00:50:32,530
‫تا بوده ما عناوین «ارباب زمان صلح» و
‫«رئیس زمان جنگ» رو

743
00:50:32,697 --> 00:50:36,451
‫توی قبایل دیگه دیدیم و می‌بینیم

744
00:50:37,118 --> 00:50:40,705
‫منتها در خصوص قبیله‌ی مکنزی،
‫مراسم سوگند امروز تعیین می‌کنه که

745
00:50:40,830 --> 00:50:43,291
‫ما هم توی همچین مسیری قدم می‌ذاریم یا نه

746
00:51:10,276 --> 00:51:13,362
‫به صلیب سرورمان عیسی مسیح و

747
00:51:13,529 --> 00:51:15,823
‫این آهن مقدسی که در دست دارم سوگند که

748
00:51:15,990 --> 00:51:18,701
‫با شما پیمان وفاداری می‌بندم و
‫به نام قبیله‌ی مکنزی

749
00:51:18,826 --> 00:51:21,162
‫در رکاب شما قدم برمی‌دارم

750
00:51:22,288 --> 00:51:23,915
‫اگه روزی در شورشی علیه شما

751
00:51:24,081 --> 00:51:25,333
‫دست داشتم،

752
00:51:26,292 --> 00:51:29,170
‫از آهن مقدس خواستارم که
‫قلبم را دو شقّه کند

753
00:52:07,625 --> 00:52:12,004
‫به صلیب سرورمان عیسی مسیح و

754
00:52:12,630 --> 00:52:14,507
‫این آهن مقدسی که در دست دارم سوگند

755
00:52:26,644 --> 00:52:30,147
‫تو مشاور مورداعتماد ما میشی، مکینی

756
00:52:42,493 --> 00:52:43,870
‫هنرنمایی تو بود، الن؟

757
00:52:46,163 --> 00:52:48,791
‫ند بود که مشروعیتش رو بررسی و
‫تأیید کرد

758
00:52:49,792 --> 00:52:51,752
‫قشنگ از پسش بر اومدی

759
00:52:53,087 --> 00:52:54,672
‫درست مثل بابا

760
00:53:15,693 --> 00:53:17,945
‫خاندان مکنزی به قولشون پایبندن

761
00:53:18,112 --> 00:53:20,656
‫کالوم فقط یه چیزی نپرونده

762
00:53:21,866 --> 00:53:23,034
‫خوبـه

763
00:53:23,200 --> 00:53:25,161
‫خب، آیزاک به این سازوکار
روی خوش نشون داده و

764
00:53:25,328 --> 00:53:26,287
‫پسرش هم برای وصلت با

765
00:53:26,412 --> 00:53:28,873
‫الن مکنزی مصممـه

766
00:53:29,665 --> 00:53:32,585
‫بله، خب، ناامید نمیشه

767
00:53:33,377 --> 00:53:35,713
‫وصلت پُرمنفعتی از آب در میاد

768
00:53:40,009 --> 00:53:41,385
‫تنهایی؟

769
00:53:41,928 --> 00:53:43,596
همدم نمی‌خوای؟

770
00:53:48,267 --> 00:53:50,353
‫اینجا زن خوب نصیبت نمیشه

771
00:53:51,145 --> 00:53:54,023
‫بنده نیومدم اینجا دنبال زن خوب، آقای باگ

772
00:53:55,566 --> 00:53:57,860
‫بیرون منتظر می‌مونم تا شما...

773
00:53:58,611 --> 00:54:00,529
‫به اموراتتون برسید

774
00:54:03,491 --> 00:54:07,244
‫آقای هنری گرنت، معرفی می‌کنم؛
‫اونا هِی

775
00:54:09,997 --> 00:54:12,667
‫بهترین بانوان ارتفاعات

776
00:54:12,792 --> 00:54:14,168
نزد بانو هِی

777
00:54:14,335 --> 00:54:16,253
‫خدمت می‌کنن

778
00:54:16,420 --> 00:54:17,755
‫صحیح

779
00:54:17,922 --> 00:54:19,966
‫هر زنی که توی اینورنس
‫تک‌وتنها مونده،

780
00:54:20,091 --> 00:54:21,592
گذرش به ایشون افتاده

781
00:54:21,759 --> 00:54:23,761
‫زنی که دنبالش هستید رو
‫توصیف کنید

782
00:54:23,886 --> 00:54:25,888
‫من...

783
00:54:27,473 --> 00:54:28,891
‫یه خانم انگلیسیـه

784
00:54:29,433 --> 00:54:33,604
‫ظریفـه با موهای قهوه‌ای روشن،

785
00:54:34,021 --> 00:54:37,316
‫سفیدپوست، چشم‌های آبی روشن و نافذ که

786
00:54:37,608 --> 00:54:39,193
‫دریایی از مهربونی و عطوفتـه

787
00:54:39,986 --> 00:54:42,571
‫بهت که نگاه می‌کنه،
‫تموم غم و غصه‌های دنیا

788
00:54:42,738 --> 00:54:44,323
‫یادت میره

789
00:54:46,993 --> 00:54:49,662
‫اسمش جولیاست

790
00:54:50,579 --> 00:54:53,749
‫خانمی با این مشخصات
زود به چشم میاد

791
00:54:54,959 --> 00:54:57,128
‫پیدا کردنش یه ذره زمان و

792
00:54:57,837 --> 00:54:59,588
‫یه ذره پول می‌طلبه

793
00:55:01,132 --> 00:55:04,051
‫خب، هر چقدر بخواید میدم

794
00:55:05,636 --> 00:55:07,596
‫هر وقت پیداش کردم، خبرتون می‌کنم

795
00:55:09,974 --> 00:55:11,017
‫بسیارخب

796
00:55:11,183 --> 00:55:13,394
‫خب، من برم که آقای باگ معطل نشه

797
00:55:16,230 --> 00:55:17,940
‫این مورد خاصیـه ها

798
00:55:18,107 --> 00:55:20,359
‫آره

799
00:55:20,526 --> 00:55:23,738
‫خب... همون همیشگی؟

800
00:55:24,739 --> 00:55:26,824
‫لطف می‌کنی

801
00:55:40,463 --> 00:55:42,173
‫«گویند بهترین قصه‌ها، ‫همواره از دلِ

802
00:55:42,339 --> 00:55:45,509
‫غافلگیرکننده‌ترین فراز و نشیب‌های
‫سرنوشت زاده می‌شوند؛

803
00:55:46,927 --> 00:55:50,931
‫مِن‌جمله این حکایت هولناکی که
‫گویا تقدیر برایم رقم زده

804
00:55:51,849 --> 00:55:55,144
‫بعید می‌دانم بتوانم امانتیِ کوچک‌مان را
‫بیش از این پنهان نگاه دارم

805
00:55:55,311 --> 00:55:57,772
‫نگاه تیزبین و شکاکِ کدبانو
‫هر لحظه سنگین‌تر می‌شود

806
00:56:00,816 --> 00:56:02,943
‫تا به امروز،
‫به طریقی او را دست به سر نموده‌ام،

807
00:56:03,110 --> 00:56:05,905
‫اما زین پس باید بسیار محتاطانه قدم بردارم

808
00:56:06,072 --> 00:56:08,657
‫هر روز با خود فرسایشی بی‌امان و

809
00:56:08,824 --> 00:56:11,327
‫رنجی بی‌پایان به همراه دارد

810
00:56:12,286 --> 00:56:15,539
‫اما این بیگاری نیست که
‫مرا در هم می‌شکند،

811
00:56:16,248 --> 00:56:17,458
‫چرا که بر این باورم با وجودِ

812
00:56:17,625 --> 00:56:20,044
‫این کالبد ظریف و شکننده،
‫اراده‌ای آهنین دارم

813
00:56:20,628 --> 00:56:24,590
‫آنچه همچون خوره بر جانم فِتاده،

814
00:56:25,132 --> 00:56:26,592
‫بارِ سنگین دلهره است؛

815
00:56:27,134 --> 00:56:29,220
‫عذابِ تحت‌نظر بودن،

816
00:56:29,386 --> 00:56:31,889
‫ترس از مجازات برای خطاهایم یا هر آنچه که

817
00:56:32,056 --> 00:56:33,099
‫ در نگاه زندانبانم،

818
00:56:33,849 --> 00:56:36,894
‫ذره‌ای نافرمانی تعبیر شود

819
00:56:38,687 --> 00:56:40,523
‫من محبوسم

820
00:56:41,524 --> 00:56:43,943
‫اما نه در زندانی از آن دست که می‌شناسی

821
00:56:44,110 --> 00:56:45,861
‫دیوارهایش از سنگ و میله نیستند،

822
00:56:46,028 --> 00:56:49,198
‫دیوارهایش این دشت بی‌کران‌ست و

823
00:56:49,365 --> 00:56:52,868
‫این آسمان دمدمی‌مزاج...

824
00:56:53,035 --> 00:56:54,245
‫دست بجنبون، دخترجون

825
00:56:54,411 --> 00:56:55,830
‫هنوز کلی کار توی مطبخ مونده

826
00:56:55,996 --> 00:56:57,540
‫...فراتر از آن، قوانینی‌ست که

827
00:56:57,706 --> 00:56:59,250
‫بر این زمانه حکمفرماست،

828
00:56:59,416 --> 00:57:01,585
‫زمانه‌ای که با زنی که جرأت کرده

829
00:57:04,004 --> 00:57:05,131
‫در آن تنها باشد،

830
00:57:05,297 --> 00:57:08,008
‫نامهربان و چه‌بسا خصمانه است

831
00:57:09,969 --> 00:57:13,097
‫چه ساده‌لوح بودم که
‫سودای فرار در سر داشتم، هنری‌جان

832
00:57:13,264 --> 00:57:16,809
‫بارها تلاش کردم... اما به کجا بگریزم؟

833
00:57:17,351 --> 00:57:19,311
‫به سوی سرنوشتی تلخ‌تر
‫در جایی دگر؟

834
00:57:21,856 --> 00:57:24,400
‫با تمام وجود می‌خواهم
به ‫عهدمان باور داشته باشم؛

835
00:57:24,567 --> 00:57:27,153
‫به همان قطره‌ی بارانی که
‫روزی به اقیانوس راه می‌یابد

836
00:57:28,362 --> 00:57:32,074
‫اما اکنون، خود در سیلی از اشک
‫غرق گشته‌ام

837
00:57:34,076 --> 00:57:37,037
‫با این همه، عزمم را جزم کرده‌ام که
‫ثمره‌ی عشق‌مان زنده بماند و

838
00:57:37,204 --> 00:57:40,207
‫روزی کلیر او را در آغوش کشد و

839
00:57:41,000 --> 00:57:45,212
‫سرانجام، همگی ما،
‫دوباره گرمابخش وجود یکدیگر شویم

840
00:57:46,255 --> 00:57:49,842
‫تصور عاقبت‌به‌خیری در این آشوب دشوار است

841
00:57:50,342 --> 00:57:52,803
‫اما پیش از این، بر موانعی بس بزرگ‌تر
‫فائق آمده‌ایم

842
00:57:57,183 --> 00:57:58,893
‫دست از نوشتن برای تو نمی‌کشم،

843
00:57:59,059 --> 00:58:01,228
بی‌وقفه قدم برمی‌دارم و چنگ می‌زنم به

844
00:58:01,395 --> 00:58:05,065
‫ریسمان امید تا که روز موعود فرا رسد

845
00:58:06,150 --> 00:58:08,694
‫نمی‌توانم یگانه نشانی که
‫از تو در این تبعیدگاه برایم مانده را

846
00:58:08,861 --> 00:58:10,905
‫رها کنم، عشق من

847
00:58:12,364 --> 00:58:15,451
‫پس، مرا برای کاری که

848
00:58:15,784 --> 00:58:17,536
‫ناگزیر به انجام آنم، ببخشای»

849
00:58:17,560 --> 00:58:27,560
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

850
00:58:27,584 --> 00:58:37,584
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

851
00:58:46,565 --> 00:58:49,318
‫بیا پیشم گرم شو، گلِ سرخ انگلیسی‌تبارم

