﻿1
00:00:15,050 --> 00:00:16,301
‫آنچه گذشت...

2
00:00:16,333 --> 00:00:18,728
‫خواستم تشکر کنم که
‫کمکم کردید جولیا رو پیدا کنم

3
00:00:18,894 --> 00:00:20,354
‫ولی جستجوم به پایان رسیده

4
00:00:20,521 --> 00:00:21,397
‫هنری

5
00:00:21,564 --> 00:00:22,565
‫گیاه پاکدامنی

6
00:00:22,690 --> 00:00:23,983
‫شنیدم اگه کسی بخوره،

7
00:00:24,150 --> 00:00:25,901
‫میل و قوتش
‫توی بستر کم میشه

8
00:00:26,986 --> 00:00:28,154
‫بی‌فایده‌ست

9
00:00:28,320 --> 00:00:29,488
‫این پارچه مال قبیله‌ی فریزرهاست

10
00:00:29,613 --> 00:00:30,531
‫نکنه با هم پیوند زناشویی بستید؟

11
00:00:30,656 --> 00:00:31,532
‫مال منـه

12
00:00:31,657 --> 00:00:33,033
‫پس خوب قایمش کن

13
00:00:33,200 --> 00:00:34,702
‫دیگه هم حرفی ازش نمی‎زنیم

14
00:00:34,869 --> 00:00:36,078
‫من نمی‌تونم دست رد به سینه‌ی مالکوم بزنم

15
00:00:36,245 --> 00:00:39,290
‫دست کثیفت رو
‫از ناموس من بکش ببینم

16
00:00:39,457 --> 00:00:41,876
‫فریزره، حرومزاده‌ی دشمن قسم‌خورده‌ی بابا

17
00:00:42,001 --> 00:00:43,502
‫- ازدواج کردید؟
‫- آره

18
00:00:43,627 --> 00:00:46,922
‫با به دام انداختن اون دخترک مکنزی،
‫لطف بزرگی در حقم کردی

19
00:00:47,047 --> 00:00:48,340
‫بذرِ شک در مورد پاکدامنی

20
00:00:48,507 --> 00:00:50,342
‫بانو مکنزی کاشته شده

21
00:00:50,509 --> 00:00:53,387
‫خاندان گرنت نامه‌ای
‫مِن‌باب کمالات شما دریافت کردن

22
00:00:53,554 --> 00:00:55,890
‫به خاطر همین هم
‫باید آزمایشی صورت بگیره تا

23
00:00:56,056 --> 00:00:59,769
‫مشخص بشه بکارت شما دست‌نخورده‌ست یا نه

24
00:00:59,793 --> 00:01:09,793
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

25
00:01:09,817 --> 00:01:19,817
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

26
00:03:07,897 --> 00:03:11,525
‫این دیگه چه‌جور ابزاریـه؟

27
00:03:12,776 --> 00:03:14,069
‫اسپکولوم

28
00:03:15,404 --> 00:03:18,782
‫ابزاریه که از زمان رومیان تا به امروز

29
00:03:18,949 --> 00:03:19,950
‫به اشکال گوناگونی استفاده شده

30
00:03:20,075 --> 00:03:23,162
‫- بعد از وارد کردنش...
‫- این وسایل رو جمع کنید

31
00:03:24,246 --> 00:03:26,332
‫ما می‌خوایم گرنت‌ها باور کنن
‫معاینه‌مون دقیق و حساب‌شده‌ست

32
00:03:26,498 --> 00:03:30,002
‫نه براساس روش‌های منسوخ
‫و غیرمتمدنانه

33
00:03:30,920 --> 00:03:32,285
‫پس معاینه با دست انجام بشه؟

34
00:03:32,310 --> 00:03:35,090
‫آره و نتیجه‌ مطلوبی گزارش کنید

35
00:03:35,925 --> 00:03:37,384
جنازه‌ی خواهرم رو که نمی‌تونم شوهر بدم

36
00:03:49,103 --> 00:03:51,148
‫به نظرت ممکنه الن
‫چیزی رو ازمون پنهون کرده باشه؟

37
00:03:51,315 --> 00:03:54,026
‫با اون زبون چرب‌ونرمش؟

38
00:03:54,192 --> 00:03:55,361
‫آره، چرا که نه

39
00:03:55,527 --> 00:03:57,947
‫ولی فرصتی برای شیطنت نداشته،

40
00:03:58,113 --> 00:03:58,822
‫درست میگم؟

41
00:03:59,323 --> 00:04:01,533
‫نیروهامون شبانه روز این محدوده رو
‫زیر نظر دارن

42
00:04:01,700 --> 00:04:03,827
‫و بدون اجازه‌ی من نمی‌تونه
‫از لیوخ بیرون بره

43
00:04:03,994 --> 00:04:05,996
‫خب ممنون بابتِ توضیح روشنگرانه‌ات برادر

44
00:04:06,163 --> 00:04:09,124
‫ولی نه، هرجا هم که
‫رفته با اجازه‌ی خودت رفته

45
00:04:09,583 --> 00:04:11,168
‫بلتین، عمارت نیرن...

46
00:04:11,293 --> 00:04:12,419
‫خب تقصیر کی بود که

47
00:04:12,920 --> 00:04:14,838
‫مجبور شدم بفرستمش اونجور جاها؟

48
00:04:15,005 --> 00:04:16,523
‫برادر، اگه فکر کردی الن خلاف میلش

49
00:04:16,548 --> 00:04:18,466
‫جایی میره، پس سخت در اشتباهی

50
00:04:18,634 --> 00:04:20,636
‫دوگل، داری بیشتر نگرانم می‌کنی

51
00:04:21,387 --> 00:04:23,555
‫اتفاقی که نیفتاده، نه؟

52
00:04:25,766 --> 00:04:27,851
‫مگه تو محرم اسرارش نیستی؟

53
00:04:28,978 --> 00:04:31,188
‫از زمان اعلام نامزدیش...

54
00:04:33,482 --> 00:04:34,817
‫رابطه‌مون شکراب شده

55
00:04:35,734 --> 00:04:38,737
‫حرفی زده که باعث شده بهش مشکوک بشی؟

56
00:04:38,862 --> 00:04:39,655
‫نه

57
00:04:40,614 --> 00:04:42,825
‫ولی دلیل نمیشه شک‌ام بیجا باشه

58
00:04:43,958 --> 00:04:45,911
‫توی عمارت نیرن که خودت پیشش بودی

59
00:04:47,079 --> 00:04:49,456
‫توی جشن بلتین هم ند مراقبش بود

60
00:04:49,999 --> 00:04:51,667
‫پس بهتره بری از ند بپرسی

61
00:05:09,018 --> 00:05:10,602
‫هیچوقت از جلوی چشمت دور شد؟

62
00:05:10,769 --> 00:05:11,770
‫کی؟

63
00:05:12,855 --> 00:05:14,106
‫الن؟ کِی؟

64
00:05:14,481 --> 00:05:16,525
‫قرار بود توی بلتین مراقبش باشی

65
00:05:16,692 --> 00:05:17,651
تو همراهیش کردی

66
00:05:17,818 --> 00:05:19,361
‫یه لحظه هم چشم ازش برنداشتی

67
00:05:19,528 --> 00:05:20,529
‫بیشتر اوقات آره

68
00:05:21,071 --> 00:05:24,575
‫البته وقتی سرگرم دلبری از مالکوم گرنت نبود

69
00:05:24,742 --> 00:05:27,703
‫باید می‌ذاشتم چند دقیقه‌ای خلوت کنن

70
00:05:27,828 --> 00:05:29,163
‫ولی تمام مدت زیر نظرش داشتم

71
00:05:29,329 --> 00:05:32,016
‫و بعد هم شاه و ملکه‌ی ماهِ مِی شدن

72
00:05:32,041 --> 00:05:33,332
‫دیگه همه‌ی نگاه‌ها بهشون بود

73
00:05:33,500 --> 00:05:35,919
‫خب مالکوم که دستش بهش نخورده

74
00:05:36,336 --> 00:05:38,130
‫وگرنه کار به اینجا نمی‌کشید

75
00:05:41,091 --> 00:05:43,552
‫راستش اصلاً برام غیرقابل‌تصوره
‫که کسی بهش نزدیک شده باشه

76
00:05:43,719 --> 00:05:44,762
کی جرئتش رو داره آخه؟

77
00:05:44,928 --> 00:05:46,680
‫و تازه الن هم همیشه

78
00:05:46,847 --> 00:05:47,931
‫پاکدامن بوده

79
00:05:48,098 --> 00:05:49,450
‫به جز اون چند کلمه‌ای که با
‫مالکوم حرف زده،

80
00:05:49,475 --> 00:05:50,808
‫بقیه‌اش رو کنارِ تو بوده

81
00:05:53,687 --> 00:05:56,356
‫تنها زمانی که همراهش نبودم،

82
00:05:56,482 --> 00:05:57,775
‫وقتی بود که همراهِ بقیه زن‌ها

83
00:05:57,941 --> 00:05:59,318
‫برای نیایش باروری رفت

84
00:05:59,485 --> 00:06:02,905
‫البته جکاستا همراهش رفت

85
00:06:03,072 --> 00:06:06,325
‫و قسم خورد یه لحظه هم از الن جدا نشه

86
00:06:06,492 --> 00:06:09,536
‫میگن آدم بدبخت از بدبختی بقیه خوشحال میشه

87
00:06:11,622 --> 00:06:13,290
‫جکاستا به هیچ وجه کاری نمی‌کنه

88
00:06:13,457 --> 00:06:14,750
‫که وصلت الن و مالکوم به‌هم بخوره

89
00:06:16,877 --> 00:06:19,463
‫چون خودش می‌دونه که ازدواج
چیزی جز بدبختی برای خواهرش نداره

90
00:06:20,923 --> 00:06:23,550
‫یعنی بین شما هیچ عشق و محبتی نیست، نه؟

91
00:06:26,553 --> 00:06:29,014
‫چه ربطی به عشق داره؟

92
00:06:29,807 --> 00:06:31,892
‫نکته‌ی قابل تأملیـه، پسرجان

93
00:06:32,976 --> 00:06:35,479
‫بعید نبود پدرت هم همین سوال رو داشته باشه

94
00:06:38,857 --> 00:06:41,944
‫خب تو بهش چی جواب می‌دادی؟

95
00:06:43,612 --> 00:06:46,490
‫که عشق هیچ ربطی به این ماجرا نداره

96
00:06:49,034 --> 00:06:51,203
‫یا دقیقاً همه‌چیز بهش گره خورده

97
00:06:54,456 --> 00:06:57,084
‫پس دلیل این کارهامون چیه؟

98
00:06:57,251 --> 00:07:00,254
‫ند، من نمی‌تونم هیچ کمکی بهش بکنم

99
00:07:00,420 --> 00:07:02,506
‫فرقی نمی‌کنه الن سربلند
‫از اون آزمایش بیرون بیاد یا نه

100
00:07:02,673 --> 00:07:03,549
‫این موضوع خیلی جدیـه

101
00:07:03,715 --> 00:07:04,925
‫آره، لازم نیست مدام گوشزد کنی

102
00:07:05,092 --> 00:07:07,636
‫که چه بدبختیِ بزرگی در انتظارمونه

103
00:07:09,429 --> 00:07:12,641
‫یا گرنت‌ها قراره چه انتقامی از الن بگیرن

104
00:07:17,479 --> 00:07:19,314
‫اگه الن گناهکار باشه،

105
00:07:21,024 --> 00:07:23,735
‫امیدوارم در نهایت بتونی ببخشیش

106
00:07:25,529 --> 00:07:26,655
‫ولی اگه بی‌گناه باشه

107
00:07:26,822 --> 00:07:27,906
‫امیدوارم اون روزی بتونه

108
00:07:28,073 --> 00:07:29,491
‫تو رو ببخشه

109
00:07:32,034 --> 00:07:33,328
‫همه‌مون رو ببخشه

110
00:07:36,832 --> 00:07:39,710
‫اگه بفهمم کسی

111
00:07:39,877 --> 00:07:42,421
‫به من سوگند وفاداری خورده

112
00:07:42,588 --> 00:07:46,967
‫و بهش پایبند نبوده، میگم سرش رو بزنن

113
00:07:49,845 --> 00:07:51,972
‫البته، سرورم

114
00:08:08,071 --> 00:08:11,283
‫آقای گاون، وقتش شده؟

115
00:08:11,909 --> 00:08:13,285
‫نه، نه، نه

116
00:08:13,410 --> 00:08:14,661
‫هنوز یکم وقت داریم

117
00:08:14,786 --> 00:08:17,497
‫گرنت‌ها هنوز نیومدن

118
00:08:20,250 --> 00:08:22,586
‫فقط اومدم ببینم اوضاع بانو الن
‫روبراهـه یا نه

119
00:08:22,753 --> 00:08:26,924
‫ولی شاید بهتر باشه به‌جای ایشون،

120
00:08:27,090 --> 00:08:28,383
‫از خودِ شما بپرسم

121
00:08:29,092 --> 00:08:30,260
‫تصمیم هوشمندانه‌ایـه

122
00:08:31,094 --> 00:08:34,181
‫مطمئنم برای آماده‌سازی الن

123
00:08:34,347 --> 00:08:36,725
‫حسابی سنگ تموم گذاشتید

124
00:08:36,892 --> 00:08:38,644
‫بله، ایشون مثل گل برفی نو شکفته توی زمستون

125
00:08:38,809 --> 00:08:40,229
‫پاک و معصوم هستن

126
00:08:40,395 --> 00:08:43,232
‫می‌دونم که الن به شما اعتماد داره

127
00:08:43,857 --> 00:08:47,194
‫و تمام مسائل خصوصیش رو
‫با شما در میون می‌ذاره

128
00:08:48,320 --> 00:08:49,571
‫کاملاً

129
00:08:50,239 --> 00:08:51,657
‫بسیارخب

130
00:08:54,159 --> 00:08:56,495
‫منم قطعاً قصد فضولی ندارم

131
00:08:56,662 --> 00:09:00,040
‫ولی اگه الن توی مورد خاصی مثل
‫مسئله‌ای شخصی

132
00:09:00,207 --> 00:09:03,210
‫به کمک شما نیاز پیدا کنه،

133
00:09:03,335 --> 00:09:05,504
‫بی‌درنگ ازتون درخواست می‌کنه، درسته؟

134
00:09:06,421 --> 00:09:07,798
‫اخیراً رازی رو باهاتون در میون نذاشته

135
00:09:07,923 --> 00:09:11,718
‫یا درخواستی ازتون نکرده که مستلزم

136
00:09:12,386 --> 00:09:14,179
‫رازداری خاصی باشه؟

137
00:09:16,598 --> 00:09:18,350
‫شرم بر همه‌ی شما

138
00:09:19,101 --> 00:09:21,311
‫که توی همچین مخمصه‌ای گذاشتینش

139
00:09:24,898 --> 00:09:28,193
‫وقتی آبروی از دست‌رفته‌اش برگرده،
‫همه‌چی درست میشه

140
00:09:28,360 --> 00:09:29,528
‫خانم فیتز

141
00:09:44,376 --> 00:09:46,086
‫نگران نباش، دختر جان

142
00:09:47,004 --> 00:09:49,464
‫می‌دونم تو هم برای خودت اسراری داری
‫ولی من بهت ایمان دارم

143
00:09:49,840 --> 00:09:51,717
‫پاکدامنیت تأیید میشه

144
00:11:18,833 --> 00:11:22,942
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

145
00:11:50,001 --> 00:11:51,503
‫می‌خواستید منو ببینید سرورم؟

146
00:11:51,670 --> 00:11:55,257
‫یه غافلگیریِ کوچیک برات دارم

147
00:11:56,007 --> 00:11:58,468
‫دیروز رفتم پیشِ طبیب دوره‌گرد

148
00:11:59,136 --> 00:12:01,430
‫ناخوش‌اید؟ جایی قراره بریم؟

149
00:12:01,596 --> 00:12:04,182
‫خب اینم بخشی از غافلگیریه

150
00:12:04,766 --> 00:12:07,811
‫البته باهم نمیریم عروس زیبای من.
‫تنهایی میرم.

151
00:12:08,437 --> 00:12:11,356
‫می‌خوام از چشمه‌ی آب گرم ابردین بنوشم

152
00:12:13,108 --> 00:12:14,443
‫که اینطور

153
00:12:14,609 --> 00:12:15,610
‫واقعاً غافلگیر شدم

154
00:12:15,777 --> 00:12:17,279
‫امیدوارم که نتیجه‌ داشته باشه

155
00:12:17,737 --> 00:12:20,282
‫پس انتظار دارید آبِ چشمه شما رو درمان کنه

156
00:12:20,824 --> 00:12:22,701
‫جسارته ولی مگه مشکلی دارید؟

157
00:12:22,868 --> 00:12:24,995
‫عزیزم، دنبال درمان نیستم

158
00:12:25,162 --> 00:12:27,372
‫بلکه دنبالِ استقامت و تجدید نیروی جوانی‌ام

159
00:12:27,539 --> 00:12:32,252
‫آب چشمه قوای جنسیم رو برمی‌گردونه

160
00:12:32,586 --> 00:12:34,087
‫طبیب توصیه کرده حداقل یک ماه

161
00:12:34,254 --> 00:12:35,255
‫از آب چشمه بخورم

162
00:12:35,422 --> 00:12:37,382
‫البته بعد از اینکه

163
00:12:37,549 --> 00:12:38,633
‫توی چشمه آب‌تنی کردم

164
00:12:39,134 --> 00:12:40,594
‫تا ابردین خیلی راهـه؟

165
00:12:40,760 --> 00:12:42,929
‫آره ولی حاضرم با کمال میل این مسیر رو

166
00:12:43,096 --> 00:12:44,639
‫به خاطر گلِ سرخ انگلیسی‌تبارم برم

167
00:12:45,098 --> 00:12:47,058
‫سفرتون چقدر طول می‌کشه؟

168
00:12:47,184 --> 00:12:50,228
‫نگران نباش، عزیزکم

169
00:12:50,353 --> 00:12:51,643
‫یکی دو شب دیگه برمی‌گردم

170
00:12:51,668 --> 00:12:52,789
‫با درشکه میریم

171
00:12:52,814 --> 00:12:55,817
‫و با هرچقدر کوزه که توش جا بشه برمی‌گردیم

172
00:12:59,654 --> 00:13:01,907
‫چه فصلِ باشکوهی!

173
00:13:36,775 --> 00:13:39,528
‫قراره از الن مکنزی آزمایشی بگیرن

174
00:13:41,196 --> 00:13:42,948
‫معاینه‌اش می‌کنن تا ببینن

175
00:13:43,114 --> 00:13:46,493
‫آیا واقعاً باکره‌ست یا نه

176
00:13:49,120 --> 00:13:52,582
‫مکنزی‌ای که بکارتش رو به یه فریزر
‫از دست داده

177
00:13:54,883 --> 00:13:57,087
‫چقدر شاعرانه!

178
00:13:57,462 --> 00:14:00,549
‫حتی شکسپیر هم نمی‌تونست
‫بهتر از این رو تصور کنه

179
00:14:01,258 --> 00:14:04,344
‫ما پیمان زناشویی بستیم پس خطایی نکردیم

180
00:14:04,970 --> 00:14:06,596
‫خب پس بهتره این خبر رو

181
00:14:06,763 --> 00:14:08,390
‫به لیوخ برسونی

182
00:14:08,515 --> 00:14:10,392
‫تا اینقدر توی زحمت نیفتن

183
00:14:11,059 --> 00:14:14,396
‫شاید اگه بدونن، بیشتر
‫ملاحظه‌ی دختره رو بکنن

184
00:14:14,563 --> 00:14:15,730
‫البته که شک دارم

185
00:14:15,897 --> 00:14:18,233
‫و بالاخره اون مکنزی‌های بی‌سروپا

186
00:14:18,400 --> 00:14:21,570
یاد می‌گیرن
حرف‌ها و اعمال فریزرها رو جدی بگیرن

187
00:14:22,404 --> 00:14:26,992
‫پدر، من دوستش دارم

188
00:14:34,040 --> 00:14:35,458
‫مزخرف نگو

189
00:14:37,752 --> 00:14:41,339
‫وقتی برگشتم، به مناسبت نتیجه‌ی فاجعه‌بارش
‫جشن می‌گیریم

190
00:14:41,881 --> 00:14:43,842
‫به مکنزی‌ها نشون میدیم که کسی نباید

191
00:14:43,967 --> 00:14:45,927
‫با فریزرجماعت در بیفته

192
00:14:46,094 --> 00:14:48,221
‫«می‌درخشم ولی نمی‌سوزم»

193
00:14:48,346 --> 00:14:50,223
‫مگه شعارشون همین نیست؟

194
00:14:50,390 --> 00:14:54,311
‫ولی به آتش کشیده میشن و می‌سوزن؛
‫در آتشی مقدس

195
00:14:54,477 --> 00:14:57,689
‫و آیزاک گرنت مدیون‌مون میشه و در کنار هم

196
00:14:57,856 --> 00:15:00,942
‫از نابودی‌ مکنزی‌ها لذت می‌بریم

197
00:15:01,484 --> 00:15:03,528
‫و اتحادمون دوباره جون می‌گیره

198
00:15:03,695 --> 00:15:07,282
‫آره، اتحادی که با نابودی دشمن‌مون
محکم میشه

199
00:15:34,934 --> 00:15:36,227
‫کجا با این عجله؟

200
00:15:36,353 --> 00:15:37,687
‫میرم زنم رو نجات بدم

201
00:15:49,783 --> 00:15:50,950
‫داری نگرانم می‌کنی

202
00:15:51,117 --> 00:15:53,203
‫خب گاهی اوقات نتایج غیرمنتظره‌ای

203
00:15:53,328 --> 00:15:55,288
‫از دلِ همچین آزمایش‌هایی بیرون میاد

204
00:15:55,705 --> 00:15:56,706
‫حتی اگه زن خطایی هم نکرده باشه،

205
00:15:56,873 --> 00:15:57,915
‫بازم باید تمام جوانب احتیاط رو رعایت کنه

206
00:15:58,083 --> 00:15:59,292
‫فقط همین

207
00:16:00,710 --> 00:16:03,213
‫آخه احتمالش هست که زن پاکدامن هم
‫بی‌عفت تلقی بشه؟

208
00:16:03,380 --> 00:16:05,632
‫خب از این موارد هم پیش اومده

209
00:16:05,799 --> 00:16:06,633
‫ولی این حرف‌ها کافیه

210
00:16:06,758 --> 00:16:08,385
‫باید روحیه‌مون رو حفظ کنیم

211
00:16:09,552 --> 00:16:12,097
‫می‌دونم دست ‫به
کار احمقانه‌ای نمی‌زنی، دخترجان

212
00:16:12,555 --> 00:16:15,100
‫حتی اگه دلت پیش مردِ دیگه‌ای بوده باشه

213
00:16:16,518 --> 00:16:19,270
‫پناه بر خدا، شاید همین افکار ناپاک

214
00:16:19,295 --> 00:16:21,856
‫ادرارت رو آلوده کنن

215
00:16:22,440 --> 00:16:23,692
‫از کجا معلوم میشه؟

216
00:16:23,858 --> 00:16:25,652
‫باید بتونی ادرارت رو نگه داری

217
00:16:25,819 --> 00:16:27,862
‫همونطور که یه دختر باایمان افکار ناشایست رو

218
00:16:28,029 --> 00:16:29,447
‫از ذهنش دور می‌کنه

219
00:16:29,572 --> 00:16:33,034
‫فکر می‌کردم ادرارم صرفاً
‫باید شفاف و بدون رنگ باشه

220
00:16:33,201 --> 00:16:35,537
‫آره ولی فقط وقتی بهت گفتن باید ادرار کنی

221
00:16:35,704 --> 00:16:36,830
‫نه زودتر

222
00:16:38,873 --> 00:16:40,917
‫با این اوصاف، امکانش نیست
‫که قضاوت غلطی صورت بگیره؟

223
00:16:41,084 --> 00:16:42,919
‫عزیزم، زیاد زرنگ‌بازی در نیار

224
00:16:43,086 --> 00:16:44,421
‫فقط تا جایی که می‌تونی
‫طبق دستورات‌شون

225
00:16:44,546 --> 00:16:45,630
‫عمل کن

226
00:16:49,050 --> 00:16:50,093
‫امیدوارم بودم برای انجام آزمایش

227
00:16:50,260 --> 00:16:51,720
‫قابله خبر کنن

228
00:16:52,303 --> 00:16:53,680
‫شاید اون دلش به حالت می‌سوخت

229
00:16:53,847 --> 00:16:56,766
‫و می‌فهمید اگه آبروت بره
‫چه مصیبتی میشه

230
00:16:57,559 --> 00:16:58,810
‫مگه کی قراره بیاد؟

231
00:16:59,352 --> 00:17:00,562
‫دیوی بیتون

232
00:17:01,020 --> 00:17:02,147
‫طبیب؟

233
00:17:02,313 --> 00:17:05,358
‫آره. اونقدرا هم بد نیست

234
00:17:06,443 --> 00:17:08,694
‫دیوی از بچگی طبیبت بوده

235
00:17:09,404 --> 00:17:10,238
‫مردِ درستکار و باشرفیـه

236
00:17:10,405 --> 00:17:12,406
‫اون تشخیص درست میده

237
00:17:13,742 --> 00:17:14,909
‫اگه واقعاً تشخیصش درست باشه چی؟

238
00:17:17,787 --> 00:17:19,329
‫اگه اشتباه نکنه چی؟

239
00:17:26,713 --> 00:17:28,798
‫اگه واقعاً بکارتم رو از دست داده باشم چی؟

240
00:17:33,011 --> 00:17:34,095
‫مورتا؟

241
00:17:36,014 --> 00:17:37,474
‫چه بلایی سرت آورده؟

242
00:17:37,891 --> 00:17:39,267
‫آخه چطور تونسته؟

243
00:17:40,393 --> 00:17:41,978
‫خیال می‌کردم عاقل‌تر از این حرف‌ها باشه

244
00:17:42,479 --> 00:17:43,538
‫بعید می‌دونم بتونم ببخشمش

245
00:17:43,563 --> 00:17:44,939
‫جفت‌تون رو توی خطر انداخته

246
00:17:45,106 --> 00:17:46,566
‫دیگه هیچوقت نباید پاش رو اینجا بذاره

247
00:17:46,733 --> 00:17:47,901
‫مورتا کاری نکرده

248
00:17:52,071 --> 00:17:53,782
‫خب اگه مورتا نبوده...

249
00:17:57,911 --> 00:17:58,787
‫وای پناه بر خدا

250
00:17:58,912 --> 00:18:00,663
‫نمی‌دونم الان وضعیت بهتر شد یا بدتر

251
00:18:01,748 --> 00:18:02,832
‫پس کی بوده؟

252
00:18:05,251 --> 00:18:07,045
‫اسمش رو با خودم به گور می‌برم

253
00:18:13,426 --> 00:18:15,720
‫دخترجون، من طاقت ندارم از دستت بدم

254
00:18:17,180 --> 00:18:19,182
‫یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟

255
00:18:20,767 --> 00:18:22,811
‫فقط می‌تونیم دست‌به‌دعا بشیم

256
00:18:27,649 --> 00:18:29,651
‫اگه نجاتش ندم، تا آخر عمر حسرت می‌خورم

257
00:18:29,818 --> 00:18:30,944
‫این کار حماقتِ محضه

258
00:18:31,402 --> 00:18:34,405
‫اگه بری اصلاً زنده نمی‌مونی
‫که بخوای حسرت بخوری

259
00:18:34,572 --> 00:18:35,573
‫حق نداری توی این ماجرا دخالت کنی

260
00:18:35,698 --> 00:18:36,741
‫من مسئولم

261
00:18:36,908 --> 00:18:38,576
‫نمی‌ذارم اون تنهایی تاوانش رو بده

262
00:18:38,743 --> 00:18:40,829
‫اصلاً از اولم اشتباه کردی با اون دختر

263
00:18:40,995 --> 00:18:42,205
‫وارد رابطه شدی

264
00:18:42,372 --> 00:18:44,666
‫با الن مکنزی قول و قرار گذاشتی؟

265
00:18:44,833 --> 00:18:46,209
‫من دوستش دارم

266
00:18:47,877 --> 00:18:50,463
‫اون دختر به کشتنت میده

267
00:18:51,256 --> 00:18:53,132
‫نمی‌تونی همین‌جوری وارد قلعه‌ی لیوخ بشی

268
00:18:53,299 --> 00:18:55,927
‫تو پسرِ سایمون فریزری،

269
00:18:56,094 --> 00:18:57,470
‫دشمن قسم‌خورده‌ی جیکوب سرخ‌مو

270
00:18:57,637 --> 00:18:59,305
‫- زنده‌ات نمی‌ذارن
‫- تو درک نمی‌کنی

271
00:18:59,472 --> 00:19:01,307
‫خوب هم درک می‌کنم

272
00:19:01,474 --> 00:19:03,017
‫من مادرتم

273
00:19:03,268 --> 00:19:05,103
‫تو اینو درک می‌کنی؟

274
00:19:07,605 --> 00:19:08,606
‫تو بهش بگو

275
00:19:09,190 --> 00:19:10,441
‫تو هم مادری

276
00:19:10,817 --> 00:19:12,360
‫پسرم رو سر عقل بیار

277
00:19:12,527 --> 00:19:13,403
‫چی شده؟

278
00:19:13,570 --> 00:19:15,613
‫می‌خواد بره لیوخ و

279
00:19:15,738 --> 00:19:16,906
‫الن مکنزی رو بدزده

280
00:19:17,365 --> 00:19:18,658
‫جونش رو به خطر بندازه
‫تا اون رو نجات بده

281
00:19:18,783 --> 00:19:20,702
‫الن از اون آزمایش سربلند بیرون نمیاد...

282
00:19:21,411 --> 00:19:23,162
‫آزمایشی برای تعیینِ...

283
00:19:25,832 --> 00:19:27,000
‫باکرگی؟

284
00:19:27,500 --> 00:19:28,585
‫آره

285
00:19:28,751 --> 00:19:30,461
‫اگه ازش سربلند بیرون نیاد،

286
00:19:31,796 --> 00:19:33,006
‫می‌کُشنش

287
00:19:33,172 --> 00:19:35,008
‫چطور می‌تونی بدون اینکه
‫خودت رو به کشتن بدی،

288
00:19:35,174 --> 00:19:37,051
‫نجاتش بدی؟

289
00:19:38,553 --> 00:19:42,765
‫خواهش می‌کنم جولیا، التماست
‫می‌کنم. یه چیزی بگو سر عقل بیاد

290
00:19:42,891 --> 00:19:44,017
‫مادرت راست میگه

291
00:19:47,604 --> 00:19:48,813
‫من می‌تونم کمکت کنم

292
00:20:00,116 --> 00:20:01,743
‫من که نمی‌فهمم داری چیکار می‌کنی

293
00:20:01,910 --> 00:20:03,995
‫ولی خواهشاً بهونه‌ی بیشتری
‫دستش نده که بره اونجا

294
00:20:04,162 --> 00:20:07,415
‫پودر قند و سفیده‌ی تخم‌مرغ نیاز دارم

295
00:20:07,540 --> 00:20:09,334
‫چه وقتِ کیک درست‌کردنه، دختر؟

296
00:20:09,500 --> 00:20:10,877
‫کیک نه، معجونـه

297
00:20:11,044 --> 00:20:13,046
‫دوایی برای تضمینِ

298
00:20:13,212 --> 00:20:14,923
‫باکرگیِ بانو الن

299
00:20:15,632 --> 00:20:16,966
‫چطور می‌تونی برش گردونی؟

300
00:20:17,133 --> 00:20:18,134
‫بذار رک و پوست‌کنده بگم

301
00:20:18,301 --> 00:20:19,344
‫اگه منظورشون ترمیم پرده بکارته،

302
00:20:19,469 --> 00:20:20,887
‫کاری از دستِ من برنمیاد

303
00:20:21,054 --> 00:20:23,264
‫ولی چیزی که دارم سرهم می‌کنم
‫باید اونقدری قانع‌کننده باشه

304
00:20:23,431 --> 00:20:26,434
‫که معاینه‌کننده رو به این نتیجه برسونه
‫که زن باکره‌ست

305
00:20:26,601 --> 00:20:28,186
‫و هیچ‌کس هم آسیب نبینه

306
00:20:28,937 --> 00:20:30,104
‫مطمئنی اثر داره؟

307
00:20:30,229 --> 00:20:33,024
‫مطمئن نیستم ولی یه چیزهایی راجع بهش خوندم

308
00:20:33,191 --> 00:20:34,108
‫مگه سواد داری؟

309
00:20:34,275 --> 00:20:35,652
‫یادمه گفتی سواد خوندن داری دختر ولی...

310
00:20:35,818 --> 00:20:37,946
‫یه مجموعه از متون پزشکی

311
00:20:38,071 --> 00:20:39,614
‫درباره‌ی مسائل و وضعیت‌های زنان نوشته شده

312
00:20:39,739 --> 00:20:41,157
‫اسمش تروتولاست

313
00:20:41,866 --> 00:20:43,493
‫قدمتش به صدها سال پیش برمی‌گرده

314
00:20:43,660 --> 00:20:44,827
‫زن‌ها مدت‌هاست که با این نوع مسائل

315
00:20:44,953 --> 00:20:46,204
‫درگیرن

316
00:20:46,329 --> 00:20:48,790
‫این محلول بی‌پایه و اساس نیست

317
00:20:51,125 --> 00:20:52,210
‫اگه واقعاً تصمیمت جدیـه

318
00:20:52,377 --> 00:20:54,128
‫پس بذار کمکت کنم و

319
00:20:54,921 --> 00:20:56,339
‫تمام فرصت‌های ممکن رو در اختیارت بذارم

320
00:20:56,506 --> 00:20:57,982
‫می‌دونی آشپز مواد لازم
‫برای ترشی‌انداختنِ گوشت رو

321
00:20:58,007 --> 00:20:59,133
‫کجا می‌ذاره؟

322
00:20:59,300 --> 00:21:00,385
‫اینجا

323
00:21:04,722 --> 00:21:06,599
‫سرکه... آهان، خودشه

324
00:21:06,724 --> 00:21:07,850
‫زاج

325
00:21:10,186 --> 00:21:13,648
‫برایان باروت یا پتاسیم نیترات داری؟

326
00:21:13,815 --> 00:21:15,400
‫هم از اجرای اصلی باروتـه

327
00:21:15,566 --> 00:21:16,859
‫و هم برای عمل‌آوری گوشت استفاده میشه

328
00:21:17,026 --> 00:21:18,236
‫یکم برام جور کن

329
00:21:22,824 --> 00:21:24,701
‫امیدوارم بتونم به‌موقع به دست الن برسونمش

330
00:21:25,201 --> 00:21:26,995
‫یا حداقل یکی‌مون بتونیم.
‫نباید تنها بری.

331
00:21:27,161 --> 00:21:28,413
‫نه، نه

332
00:21:28,579 --> 00:21:30,640
‫الان که پدرم رفته، بهترین موقعیته که
‫با ویلیام فرار کنی

333
00:21:30,665 --> 00:21:31,541
‫چی؟

334
00:21:32,125 --> 00:21:33,292
‫کجا بره؟

335
00:21:33,543 --> 00:21:34,544
‫قلعه‌ی گرنت

336
00:21:35,294 --> 00:21:37,714
‫اخیراً متوجه شدم که شوهرم
‫مشاور قبیله‌ی گرنت شده

337
00:21:39,757 --> 00:21:40,717
‫یهت قول دادم کمکت کنم

338
00:21:40,742 --> 00:21:42,485
‫ولی الان مسئله‌ی واجب‌تری پیش اومده...

339
00:21:42,510 --> 00:21:43,469
‫چطوری می‌تونی بدون اینکه

340
00:21:43,636 --> 00:21:45,513
‫نگهبان‌ها جلوت رو بگیرن، وارد قلعه بشی؟

341
00:21:46,222 --> 00:21:48,599
‫حضورت بانو الن رو بیشتر توی خطر میندازه

342
00:21:48,766 --> 00:21:49,892
‫این قسمتش رو بسپار به من

343
00:21:50,768 --> 00:21:52,937
‫ولی حاضر نیستم جونِ تو رو هم به خطر بندازم

344
00:21:53,396 --> 00:21:54,939
‫باهم میریم لیوخ

345
00:21:55,106 --> 00:21:56,941
‫بهش کمک می‌کنم از معجون استفاده کنه

346
00:21:57,108 --> 00:21:58,609
‫می‌دونم چطوری پیداش کنم

347
00:21:59,318 --> 00:22:00,403
‫یه راه مخفی بلدم

348
00:22:00,570 --> 00:22:03,114
‫قبلاً هم تونستم بی‌سروصدا در برم

349
00:22:04,907 --> 00:22:08,453
‫برایان، بذار کمکت کنم

350
00:22:10,288 --> 00:22:11,247
‫بسیارخب

351
00:22:16,294 --> 00:22:19,422
‫برایان، تو رو خدا نرو

352
00:22:21,049 --> 00:22:22,842
‫محاله پسرت دست روی دست بذاره

353
00:22:23,009 --> 00:22:25,011
‫وقتی جونِ معشوقش در خطره

354
00:22:31,184 --> 00:22:32,727
‫اگه همراهش برم

355
00:22:33,227 --> 00:22:35,313
‫شاید بتونم ازش محافظت کنم

356
00:22:37,315 --> 00:22:40,443
‫قول میدم نذارم کار نسنجیده‌ای ازش سر بزنه

357
00:22:44,363 --> 00:22:45,907
‫مراقب ویلیام هستی؟

358
00:22:46,240 --> 00:22:49,368
‫آره. برایان تمامِ دنیای منـه

359
00:22:49,535 --> 00:22:50,953
‫خودت می‌دونی که
‫مادر همیشه نگران بچه‌اشه

360
00:22:51,079 --> 00:22:53,081
‫فرقی نمی‌کنه چند سالشون باشه

361
00:22:53,247 --> 00:22:54,165
‫می‌فهمم

362
00:22:56,584 --> 00:22:58,961
‫برای همین باید به خاطرت
‫این کار رو انجام بدم

363
00:23:02,131 --> 00:23:04,217
‫با دل و جون از پسرت محافظت می‌کنم

364
00:23:05,176 --> 00:23:07,261
‫چون تو هم همین لطف رو در حقم می‌کنی

365
00:23:08,554 --> 00:23:10,431
‫پسرت پیش من در امانه دخترجان

366
00:23:42,046 --> 00:23:43,798
‫شنیدم پدرتون درخواست داده

367
00:23:43,923 --> 00:23:45,591
‫از بانو الن آزمایش بگیرن

368
00:23:46,884 --> 00:23:47,677
‫آره

369
00:23:47,844 --> 00:23:49,929
‫اون به نامزدم شک داره

370
00:23:50,680 --> 00:23:51,973
‫ولی من خیالم راحتـه

371
00:23:52,140 --> 00:23:54,308
‫بااین‌حال الان تویی که همراهیم می‌کنی

372
00:23:55,560 --> 00:23:57,687
‫خب من قراره با بانو الن ازدواج کنم

373
00:24:00,356 --> 00:24:03,067
‫ارباب می‌خواد
‫تموم عیب‌وایرادهای زنِ آینده‌ات رو

374
00:24:03,568 --> 00:24:05,611
‫خوب بشناسی

375
00:24:07,488 --> 00:24:09,323
‫من می‌دونم دختر پاکدامنیـه

376
00:24:09,448 --> 00:24:13,452
‫درستـه پُر شور و هیجانـه،
‫منتها قلبش رئوف و بخشنده‌ست

377
00:24:14,287 --> 00:24:16,289
‫از بچگی می‌شناسمش

378
00:24:18,291 --> 00:24:21,711
‫شاید همیشه مطابق میل بقیه فکر و رفتار نکنه،

379
00:24:22,753 --> 00:24:25,006
‫ولی همیشه با حُسن‌نیتش غافلگیرم می‌کنه

380
00:24:29,302 --> 00:24:31,179
‫وقتی آدم همچین گوهری پیدا می‌کنه،

381
00:24:31,721 --> 00:24:33,347
نباید از دستش بده

382
00:24:45,568 --> 00:24:47,737
‫از شنیدن خبر فوت زنت متأثر شدم

383
00:24:49,113 --> 00:24:51,574
بعید می‌دونم هر کسی بتونه

384
00:24:52,617 --> 00:24:54,368
همچین داغی رو تاب بیاره

385
00:24:55,786 --> 00:24:58,080
‫افسوس که گذر زمان هم
درمون این درد نیست

386
00:25:01,667 --> 00:25:04,503
‫بانو الن همون کسیـه که
‫می‌خواید تا آخر عمر کنارتون باشه؟

387
00:25:05,588 --> 00:25:06,923
‫بدون شک

388
00:25:09,508 --> 00:25:13,512
‫پدرم میگه زنی که
‫تا این اندازه خودمختار باشه،

389
00:25:13,679 --> 00:25:14,889
‫خطرناکـه

390
00:25:16,515 --> 00:25:19,685
‫اما من به شناختی که ازش دارم مطمئنم

391
00:25:20,603 --> 00:25:22,355
خیالم از بابت زنی که عاشقشم، راحتـه

392
00:25:25,691 --> 00:25:27,652
‫فقط امیدوارم بعد تحملِ

393
00:25:27,777 --> 00:25:29,070
‫این مصیبت،

394
00:25:29,904 --> 00:25:31,489
‫نظرش نسبت به من عوض نشه

395
00:25:35,618 --> 00:25:39,747
‫می‌دونم پدرتون خیر و صلاح شما رو می‌خواد

396
00:25:41,707 --> 00:25:42,625
‫اما بالاخره روزی می‌رسه که

397
00:25:42,792 --> 00:25:44,543
یه مرد باید سکان زندگیش رو به‌دست‌بگیره و

398
00:25:45,461 --> 00:25:47,421
با چشم خودش دنیا رو ببینه و

399
00:25:48,214 --> 00:25:49,840
قضاوت کنه

400
00:25:50,258 --> 00:25:51,759
‫من آقا و سالارِ خودمم

401
00:25:53,511 --> 00:25:55,471
‫یه روزی، ارباب میشم و

402
00:25:56,722 --> 00:25:59,350
می‌خوام بانو الن کنارم باشه

403
00:26:00,977 --> 00:26:05,982
‫خب، درستـه در خدمت آیزاک هستم،
‫ولی تا جایی که من می‌دونم،

404
00:26:06,107 --> 00:26:08,442
‫باید در راستای منافع شما هم قدم بردارم

405
00:26:09,443 --> 00:26:11,696
‫شما آینده‌ی قبیله‌ی گرنت هستید

406
00:26:12,405 --> 00:26:14,323
‫هر کاری از دستم بربیاد ‫انجام میدم

407
00:26:14,490 --> 00:26:16,617
‫تا به وصال برسید

408
00:26:19,412 --> 00:26:20,413
‫قربان

409
00:26:53,195 --> 00:26:54,322
‫چرا وایسادیم؟

410
00:26:54,905 --> 00:26:57,158
‫شرمنده، تا خود قلعه‌ی گرنت‌ها نمیام

411
00:26:57,825 --> 00:26:59,035
‫از همین معبر بری،

412
00:26:59,201 --> 00:27:00,703
‫می‌رسی به هنری

413
00:27:05,333 --> 00:27:06,500
‫ولی من به مادرت قول دادم

414
00:27:06,667 --> 00:27:09,045
‫لازم نکرده خودت رو ‫به خاطر من فدا کنی، دختر

415
00:27:11,213 --> 00:27:12,840
‫آخرین باری که تنهایی زدم به جاده،

416
00:27:13,007 --> 00:27:15,217
‫یه از خدابی‌خبری من رو دزدید و
‫به بردگی فروخت

417
00:27:16,177 --> 00:27:18,262
‫ولی شاید این تنها شانست
‫برای رسیدن به هنری باشه،

418
00:27:18,804 --> 00:27:20,681
بلکه ‫بتونید ویلیام رو پس بگیرید و
‫رها بشید

419
00:27:21,182 --> 00:27:23,601
‫فقط منم که می‌تونم
‫بی‌سروصدا برم پیش الن

420
00:27:24,393 --> 00:27:25,853
‫فکر کردی اگه سرخود پاشی بری اونجا و

421
00:27:26,020 --> 00:27:28,564
بمیری، چی میشه؟

422
00:27:29,857 --> 00:27:31,108
نمی‌تونم با علمِ به اینکه

423
00:27:31,275 --> 00:27:33,819
ممکنه ‫یکی‌تون تقاص پس بده،
‫برم پیش شوهرم

424
00:27:35,780 --> 00:27:37,782
‫اگه بیفتی بمیری،

425
00:27:38,491 --> 00:27:40,284
چجوری می‌خوای دردی از الن دوا کنی؟

426
00:27:43,329 --> 00:27:44,997
‫باشه، اول به شیوه‌ی تو پیش میریم

427
00:27:45,706 --> 00:27:47,249
‫اما اگه جواب نداد،

428
00:27:48,709 --> 00:27:50,169
‫کار خودم رو می‌کنم

429
00:27:51,962 --> 00:27:52,838
‫قبول

430
00:28:04,809 --> 00:28:06,936
‫از این مکنزی‌ها آبی گرم نمیشه

431
00:28:07,937 --> 00:28:09,688
‫علی‌الخصوص اون دختره

432
00:28:12,024 --> 00:28:15,403
‫با توجه به ماهیت حساس کارمون...

433
00:28:17,113 --> 00:28:19,156
‫شاید بهتر باشه اول خودمون با

434
00:28:19,323 --> 00:28:20,616
‫مکنزی‌ها روبه‌رو بشیم

435
00:28:21,367 --> 00:28:23,327
‫بعداً بقیه‌ی همراهان بهمون ملحق میشن

436
00:28:24,954 --> 00:28:26,580
‫آره، فکر خوبیـه

437
00:28:26,956 --> 00:28:28,416
‫- آقای باگ...
‫- هوم؟

438
00:28:28,582 --> 00:28:29,542
‫شما اینجا منتظر بمونید و

439
00:28:29,708 --> 00:28:31,377
‫بقیه رو جمع کنید تا من و هنری

440
00:28:31,544 --> 00:28:33,129
‫زودتر بریم و یه عرض ادبی بکنیم

441
00:28:33,295 --> 00:28:35,798
‫ارباب تأکید کردن
‫توی این سفر همراه شما باشم

442
00:28:36,424 --> 00:28:37,591
‫هستی دیگه

443
00:28:38,551 --> 00:28:40,386
‫بعد اینکه خوشامدگویی‌ها تموم شد و

444
00:28:40,886 --> 00:28:42,596
‫بقیه رسیدن، تو هم بیا پیش ما

445
00:29:11,167 --> 00:29:13,627
‫با این میشه به گرنت‌ها ثابت کنیم که
‫سر قول‌مون هستیم

446
00:29:13,752 --> 00:29:15,171
‫بله، ما به تموم

447
00:29:15,337 --> 00:29:17,798
شرط و شروط‌های این وصلت پایبندیم

448
00:29:19,383 --> 00:29:20,885
‫جهیزیه‌ای که خواستن رو هم

449
00:29:21,051 --> 00:29:23,095
با هزار زور و زحمت جور کردیم

450
00:29:23,846 --> 00:29:26,182
حساب تک‌تک سکه‌هاش رو داریم

451
00:29:26,891 --> 00:29:28,142
‫قباله‌ی ازدواج چی؟

452
00:29:28,309 --> 00:29:29,894
‫با دقت بررسی شده،
‫چیزی توش ننوشته که

453
00:29:30,019 --> 00:29:31,979
‫اگه نتیجه‌ی این معاینه مطابق میل‌شون نباشه،

454
00:29:32,146 --> 00:29:35,149
‫برای ما چه پیامدی به دنبال داره

455
00:29:36,358 --> 00:29:39,320
‫لازم نیست چیزی توی قباله نوشته باشه تا
‫بدونم اگه آبروی الن بره،

456
00:29:39,612 --> 00:29:40,696
‫چه بلایی سرمون میاد

457
00:29:40,863 --> 00:29:42,573
‫اقلاً از شرِ یه مُشت فامیل
‫کاسه‌لیس‌ حکومت خلاص میشیم

458
00:29:42,740 --> 00:29:44,909
‫مهم‌ترین متحدمون رو از دست میدیم

459
00:29:45,075 --> 00:29:46,577
‫بعلاوه‌ی خواهرتون

460
00:29:48,162 --> 00:29:49,079
‫بله

461
00:29:49,955 --> 00:29:51,749
‫امیدوارم آبروی الن حفظ بشه

462
00:29:53,792 --> 00:29:55,169
‫با این حال،
‫اینکه هیچی توی قباله ذکر نشده،

463
00:29:55,294 --> 00:29:56,795
‫دست‌مون رو برای این هتک حرکت باز میذاره و

464
00:29:57,463 --> 00:30:00,925
‫می‌تونیم دوباره سر جهیزیه چونه بزنیم

465
00:30:12,478 --> 00:30:13,896
‫به لیوخ خوش اومدید

466
00:30:16,023 --> 00:30:18,150
‫- آقای گرنت
‫- آقای گاون

467
00:30:18,526 --> 00:30:20,361
‫ارباب عذرخواهی کردن

468
00:30:20,486 --> 00:30:23,447
‫که اینطور. امیدوارم حالشون خوب باشه

469
00:30:24,240 --> 00:30:26,450
‫ممنون که تشریف آوردید و

470
00:30:27,159 --> 00:30:28,327
‫فرصت دادید تا

471
00:30:28,494 --> 00:30:31,705
‫به این تهمت‌های بی‌پایه و اساس خاتمه بدیم

472
00:30:32,831 --> 00:30:35,960
‫همونطور که می‌بینید،
‫همه چیز برای عروسی مهیاست

473
00:30:36,710 --> 00:30:39,129
‫به محض اینکه پاکدامنی خواهرمون اثبات بشه،

474
00:30:39,255 --> 00:30:41,465
‫آماده‌ی برگزاری مراسم هستیم

475
00:30:41,924 --> 00:30:43,592
‫بنده هم بی‌صبرانه منتظرم
‫این تشریفات ناخوشایند رو

476
00:30:43,759 --> 00:30:44,802
پشت‌سر بذاریم

477
00:30:48,389 --> 00:30:51,058
‫آقای گاون، بفرمایید

478
00:30:52,226 --> 00:30:54,061
‫ترتیبات لازم داده شده تا

479
00:30:54,228 --> 00:30:56,313
معاینه توی تالار اصلی انجام بشه

480
00:30:57,481 --> 00:30:59,525
‫دیوی بیتون،
‫طبیب معتمد خودمون و

481
00:30:59,692 --> 00:31:01,026
‫قبایل همسایه‌ست

482
00:31:01,151 --> 00:31:02,778
‫ایشون رو برای نظارت بر امور احضار کردیم

483
00:31:02,903 --> 00:31:04,113
‫آقای گاون،

484
00:31:04,530 --> 00:31:06,115
‫آیزاک برای برگزای مراسم

485
00:31:06,240 --> 00:31:07,241
‫توی لیوخ مشکلی نداشت،

486
00:31:07,366 --> 00:31:09,285
‫اما مُصر هستن طبیب خاندان گرنت

487
00:31:09,451 --> 00:31:10,619
معاینه رو انجام بده

488
00:31:13,622 --> 00:31:16,417
‫اون هم زیر نظر یک مرد روحانی

489
00:31:17,042 --> 00:31:18,460
‫کسی در این مورد چیزی نگفته بود

490
00:31:18,627 --> 00:31:20,129
‫طبیب ما رو قبول ندارید؟

491
00:31:20,296 --> 00:31:21,338
البته

492
00:31:21,922 --> 00:31:24,717
گرنت‌ها باید
‫از صحت و سُقم نتیجه‌ی امروز

493
00:31:24,883 --> 00:31:26,051
‫خاطرجمع بشن

494
00:31:26,218 --> 00:31:29,305
‫ترتیب هر چیزی که لازم باشه رو میدیم

495
00:31:29,597 --> 00:31:30,556
‫شاید بهتر باشه طبیب ما

496
00:31:30,723 --> 00:31:32,391
‫امکاناتی که فراهم کرده رو
‫نشون‌تون بده تا

497
00:31:32,558 --> 00:31:35,227
از همه چی مطمئن بشید

498
00:31:35,352 --> 00:31:36,478
‫بسیار هم عالی

499
00:31:36,645 --> 00:31:37,563
‫تشکر

500
00:31:52,703 --> 00:31:53,829
‫پناه بر خدا

501
00:31:54,204 --> 00:31:55,831
‫گرنت‌ها و طبیب اومدن اینجا

502
00:31:56,248 --> 00:31:57,041
‫باید عجله کنیم

503
00:32:08,302 --> 00:32:10,137
‫- تو همینجا بمون
‫- محال ممکنـه

504
00:32:10,554 --> 00:32:12,097
‫نه، من می‌تونم دور از چشم بمونم و
‫حواسم بهت باشه

505
00:32:12,264 --> 00:32:13,724
‫من که لباس خدمتکارها تنمـه

506
00:32:13,891 --> 00:32:15,017
‫رسماً حکم اسباب‌اثاثیه رو دارم

507
00:32:15,184 --> 00:32:16,894
‫می‌تونم بدون اینکه کسی متوجه بشه،
‫برم توی اتاق الن

508
00:32:17,061 --> 00:32:18,479
‫- ولی تو نمی‌تونی
‫- اگه تو اتاقش نباشه چی؟

509
00:32:18,646 --> 00:32:19,897
‫پیداش می‌کنم

510
00:32:20,564 --> 00:32:21,982
‫اگه دیر رسیده باشیم چی؟

511
00:32:22,149 --> 00:32:23,400
‫نفوس بد نزن

512
00:32:25,903 --> 00:32:27,821
‫باشه، ولی خیلی منتظر نمی‌مونم ها

513
00:32:27,988 --> 00:32:30,574
‫با کوچیک‌ترین سروصدا، میام بالا

514
00:32:37,456 --> 00:32:38,874
‫ادرارش رو بررسی کنن؟

515
00:32:39,792 --> 00:32:41,126
‫چقدر تحقیرآمیز

516
00:32:41,794 --> 00:32:43,337
‫واقعاً همچین کاری لازمـه؟

517
00:32:43,504 --> 00:32:45,130
‫خواسته‌ی پدرتونـه

518
00:32:45,422 --> 00:32:46,799
‫نمی‌خوام باعث شرمندگی

519
00:32:46,965 --> 00:32:50,552
‫یا ناراحتی بی‌مورد بانو الن بشم

520
00:32:52,012 --> 00:32:53,681
‫بهم قول دادن طی این معاینه اذیت نمیشه

521
00:32:53,847 --> 00:32:56,433
‫پدرتون اصرار دارن دقیق انجامش بدیم

522
00:32:59,311 --> 00:33:00,479
‫هنری

523
00:33:04,650 --> 00:33:06,068
‫می‌ترسم بانو الن با دیدن من فکر کنه

524
00:33:06,193 --> 00:33:09,113
‫ازش دلخورم و

525
00:33:09,613 --> 00:33:10,322
‫خیال کنه این منم که

526
00:33:10,489 --> 00:33:11,949
‫دارم براش سنگ‌اندازی می‌کنم

527
00:33:12,908 --> 00:33:15,703
‫اگه اجازه بدید،
‫می‌تونم از طرف شما

528
00:33:15,828 --> 00:33:17,996
‫این رو به مشاورِ مکنزی‌ها منتقل کنم

529
00:33:19,248 --> 00:33:20,708
‫ممنونم

530
00:33:27,381 --> 00:33:30,008
‫آقای گاون، ممکنه
‫چند کلمه‌ای صحبت کنیم؟

531
00:33:30,175 --> 00:33:32,678
‫البته. الان خدمت می‌رسم

532
00:34:00,873 --> 00:34:01,999
‫جولیا؟

533
00:34:18,891 --> 00:34:20,141
‫آقای گرنت؟

534
00:34:24,730 --> 00:34:26,523
مگه روح دیدید؟

535
00:34:27,524 --> 00:34:29,485
‫خیالاتی شدم

536
00:34:30,569 --> 00:34:32,946
‫هر چی بیشتر اینجا بمونم،
‫بدتر میشم

537
00:34:33,447 --> 00:34:35,364
‫بریم توی اتاق کار،
‫با خیال راحت صحبت کنیم

538
00:34:46,877 --> 00:34:50,422
‫یا خدا، وقتش رسیده؟

539
00:34:56,762 --> 00:34:57,930
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

540
00:34:58,096 --> 00:34:59,014
‫چطوری اومدی تو؟

541
00:34:59,139 --> 00:35:00,224
‫اومدم دیدن بانو الن

542
00:35:00,390 --> 00:35:01,558
‫جولیا؟

543
00:35:02,559 --> 00:35:05,312
‫شنیدم تو دردسر افتادی، اومدم کمکت

544
00:35:05,479 --> 00:35:06,980
‫چرا باید خدمتکار قلعه‌ی لدرز بخواد

545
00:35:07,147 --> 00:35:09,107
‫توی این موقعیت به بانوی ما کمک کنه؟

546
00:35:09,274 --> 00:35:11,151
‫همه‌ی فریزرها دشمن نیستن

547
00:35:11,318 --> 00:35:12,611
‫بعضی‌هاشون برای کمک اومدن

548
00:35:13,028 --> 00:35:14,822
‫فقط باید دست بجنبونیم

549
00:35:14,988 --> 00:35:17,324
‫زمان می‌بره تا معجون بعدِ استعمال

550
00:35:17,491 --> 00:35:19,618
سفت و محکم بشه

551
00:35:20,702 --> 00:35:22,204
‫چیزی هم لازم داری؟

552
00:35:22,371 --> 00:35:24,498
‫اول از همه یه تیکه پارچه که
‫بشه باهاش ضماد درست کرد

553
00:35:24,665 --> 00:35:26,208
‫کدبانو فیتز، لطفاً کمکش کن

554
00:35:28,293 --> 00:35:29,670
‫حقیقتاً تعجب می‌کنم چطور

555
00:35:29,837 --> 00:35:31,588
‫هنوز در خدمت گرنت‌ها موندید

556
00:35:32,005 --> 00:35:32,923
‫خواستم برم

557
00:35:33,090 --> 00:35:34,174
‫ولی دوباره گیر افتادم

558
00:35:34,299 --> 00:35:35,968
‫اون‌وقت آیزاک گرنت گذاشت زنده بمونی؟

559
00:35:36,093 --> 00:35:37,219
‫چاره‌ی دیگه نداشت

560
00:35:37,386 --> 00:35:38,804
‫می‌خواد که شاهد این معاینه باشم

561
00:35:38,971 --> 00:35:40,222
‫هرچند ممکنه بهبود که پیدا کنه،

562
00:35:40,389 --> 00:35:41,890
‫رأیش برگرده

563
00:35:44,101 --> 00:35:46,061
‫باید فوراً از اینجا برم

564
00:35:46,228 --> 00:35:47,729
‫به نظرم تنها راهش هم اینـه که

565
00:35:47,896 --> 00:35:48,730
‫یه متحد دیگه پیدا کنم

566
00:35:48,897 --> 00:35:50,107
‫کی تو سرتـه؟

567
00:35:50,274 --> 00:35:51,191
‫مالکوم

568
00:35:51,775 --> 00:35:53,819
‫گمونم اگه پسر آیزاک دستور بده،
‫بتونم از زیرِ نگاه‌های

569
00:35:53,986 --> 00:35:55,904
‫آقای باگ خلاص بشم

570
00:35:56,780 --> 00:35:58,532
‫انگار جفت‌مون از مصاحبت با

571
00:35:58,699 --> 00:35:59,825
‫آقای باگ خسته شدیم

572
00:35:59,992 --> 00:36:01,410
‫بله، دلیلش رو می‌فهمم

573
00:36:01,577 --> 00:36:05,747
‫مالکوم مثل پدرش نیست

574
00:36:06,164 --> 00:36:08,083
‫نه به اون اندازه سخت‌گیره و نه بی‌رحم

575
00:36:08,792 --> 00:36:10,085
‫اونقدرها هم سنگدل نیست

576
00:36:10,210 --> 00:36:12,087
‫فکر کنم بشه از راهِ دلسوزی وارد شد

577
00:36:12,212 --> 00:36:14,715
‫از علاقه‌اش به بانو الن مشخصـه

578
00:36:15,299 --> 00:36:17,384
‫ببین، اگه پاش بیفته،

579
00:36:17,509 --> 00:36:18,594
‫کمکم می‌کنی

580
00:36:18,760 --> 00:36:20,304
‫یه راه فرار پیدا کنم؟

581
00:36:20,470 --> 00:36:22,055
‫از اینجا، وسط این ملاقات؟

582
00:36:22,222 --> 00:36:23,724
‫اگه کار به اونجاها بکشه، آره

583
00:36:24,308 --> 00:36:25,559
‫فکر نمی‌کنی یکم عجولانه باشه؟

584
00:36:25,726 --> 00:36:26,977
‫خب، شاید دیگه فرصتش پیش نیاد

585
00:36:27,144 --> 00:36:29,938
‫بی‌قراریت رو درک می‌کنم، اما...

586
00:36:30,439 --> 00:36:31,356
‫به این هم فکر کن:

587
00:36:31,481 --> 00:36:33,609
‫اگه پاکدامنیِ بانو الن ثابت بشه،

588
00:36:33,775 --> 00:36:35,652
‫مکنزی‌ها سر کم کردن جهیزیه

589
00:36:35,819 --> 00:36:37,154
مذاکره می‌کنن

590
00:36:37,321 --> 00:36:40,657
‫اگه اینطور بشه،
‫تو دوباره پات به لیوخ باز میشه

591
00:36:40,782 --> 00:36:43,869
‫یا می‌تونیم هر جا که بخوای،
‫همدیگه رو ببینیم

592
00:36:44,995 --> 00:36:46,830
‫اون‌وقت می‌تونی با خیال راحت،

593
00:36:46,997 --> 00:36:49,374
‫وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد،
‫نقشه‌ی فرارت رو بکشی

594
00:37:00,510 --> 00:37:03,305
‫به نظر شما،
‫یه مشاور خوب چه فرقی با

595
00:37:03,472 --> 00:37:04,431
‫یه مشاور بد داره؟

596
00:37:04,765 --> 00:37:06,475
‫نمی‌دونم والا

597
00:37:07,017 --> 00:37:08,185
‫یه مشاور بد،
‫در ازای پول خوب،

598
00:37:08,352 --> 00:37:10,896
‫یه مسئله رو تا چندین ماه کِش میده

599
00:37:11,647 --> 00:37:13,148
‫ولی یه مشاور خوب می‌دونه
‫چطوری همون مسئله رو

600
00:37:13,315 --> 00:37:15,025
‫تا سال‌ها کِش بده

601
00:37:15,776 --> 00:37:17,778
‫خودت تنهایی به این نتیجه رسیدی؟

602
00:37:18,528 --> 00:37:21,198
‫فقط من نیستم که به امثال شماها اعتماد ندارم

603
00:37:24,368 --> 00:37:27,829
‫طبیب ما برای معاینه‌ی اون زن آماده‌ست

604
00:37:41,510 --> 00:37:42,928
‫حتماً خودشونن

605
00:37:43,470 --> 00:37:45,138
‫باید تا جایی که میشه معطل‌شون کرد

606
00:37:45,305 --> 00:37:47,265
‫با تعریف‌وتمجید و سؤال سرشون رو گرم می‌کنم

607
00:37:47,391 --> 00:37:49,726
‫نه، دخترجون. پُرحرفی ممنوع

608
00:37:49,851 --> 00:37:52,104
‫فقط زن‌های هرجایی راحت حرف‌شون رو
‫به زبون میارن

609
00:37:54,147 --> 00:37:55,190
‫باشه

610
00:37:55,732 --> 00:37:58,110
‫نمی‌دونم چطوری،
‫ولی یه راه دیگه پیدا می‌کنم

611
00:38:03,949 --> 00:38:05,200
‫آقای گرنت

612
00:38:05,701 --> 00:38:06,868
‫بانو الن

613
00:38:10,497 --> 00:38:12,541
‫شرمنده بی‌اجازه تا اینجا اومدم

614
00:38:13,166 --> 00:38:15,544
‫مشاورم شرایط رو مهیا کرد تا
‫بتونم تنها باهاتون صحبت کنم

615
00:38:16,211 --> 00:38:18,171
‫امیدوارم مصدع اوقات نشده باشم

616
00:38:19,172 --> 00:38:22,009
‫فقط ای کاش توی شرایط بهتری
‫با هم روبه‌رو می‌شدیم

617
00:38:22,175 --> 00:38:24,386
‫بله

618
00:38:26,346 --> 00:38:27,848
‫واقعاً جای تأسف داره

619
00:38:29,391 --> 00:38:31,601
‫باید به خاطر این درخواستِ شتاب‌زده

620
00:38:31,768 --> 00:38:33,020
‫ازتون عذرخواهی کنم

621
00:38:34,146 --> 00:38:36,231
‫می‌دونم خودتون هم
به اندازه‌ی قلب‌تون پاک هستید

622
00:38:37,065 --> 00:38:40,944
‫درخواست پدرم بود که
‫پاکدامنی شما زیرسؤال بره

623
00:38:44,573 --> 00:38:45,866
‫جسارتاً،

624
00:38:47,826 --> 00:38:49,703
‫می‌تونم بپرسم
‫کی این تهمت رو بهم زده؟

625
00:38:50,454 --> 00:38:54,374
‫سایمون فریزر بود که
‫می‌خواست آبروتون رو لکه‌دار کنه

626
00:38:54,541 --> 00:38:55,959
‫پیرمردِ خبیث

627
00:39:00,505 --> 00:39:01,798
‫به محض اینکه آبروتون حفظ بشه،

628
00:39:01,965 --> 00:39:04,259
‫باید تقاص این دروغش رو پس بده

629
00:39:04,426 --> 00:39:07,471
‫خواهش می‌کنم،
‫من فقط دلم می‌خواد

630
00:39:08,513 --> 00:39:10,515
‫این ماجرا هر چه زودتر تموم میشه

631
00:39:11,433 --> 00:39:12,893
‫همینطور هم میشه

632
00:39:15,562 --> 00:39:17,856
‫همه‌شون رو سنگ روی یخ می‌کنید

633
00:40:10,659 --> 00:40:12,410
‫بانو الن مکنزی،

634
00:40:14,121 --> 00:40:17,332
‫معاینه‌ی امروز با بنده‌ست

635
00:40:36,685 --> 00:40:38,353
‫رداتون رو دربیارید

636
00:40:54,494 --> 00:40:55,787
‫بیاید این طرف

637
00:41:08,717 --> 00:41:11,386
‫قبل از شروع،
‫حرفی برای گفتن دارید؟

638
00:41:22,689 --> 00:41:23,565
‫بسیارخب

639
00:41:24,107 --> 00:41:28,195
‫با جوشونده‌ی خار مقدس دریایی
‫شروع می‌کنیم

640
00:41:41,958 --> 00:41:46,296
‫حرف و مایعات از دهان زن گناهکار
‫بی‌اختیار جاری میشه،

641
00:41:46,755 --> 00:41:49,382
‫درحالی‌که یه زن پاکدامن،
‫هم می‌تونه جلوی زبونش رو بگیره و

642
00:41:49,841 --> 00:41:51,259
‫هم جلوی ادرارش رو

643
00:41:52,385 --> 00:41:54,179
‫ما که می‌دونیم الن نمی‌تونه
‫جلوی زبونش رو بگیره،

644
00:41:54,346 --> 00:41:56,097
‫حالا ایشالا که بتونه جلوی ادرارش رو بگیره

645
00:41:56,681 --> 00:41:58,308
‫نمی‌تونی کاری کنی، ند؟

646
00:41:59,809 --> 00:42:02,771
‫طبیب خودمون گفته بود که
‫آزمایش با

647
00:42:02,938 --> 00:42:04,898
‫معاینه‌ی ادرار بانو الن شروع میشه

648
00:42:05,482 --> 00:42:07,317
‫لازمـه برای اثبات پاکدامنیش،

649
00:42:07,484 --> 00:42:08,902
‫بهش جوشونده بدید و

650
00:42:09,069 --> 00:42:10,987
‫اینقدر معطلش کنید؟

651
00:42:11,488 --> 00:42:12,614
‫شاید خیلی هم معطل نشیم

652
00:42:12,781 --> 00:42:14,282
‫آماده‌ام بریم مرحله‌ی بعدیِ

653
00:42:14,449 --> 00:42:15,617
معاینه

654
00:44:15,653 --> 00:44:17,655
‫حالا می‌تونید ادرار کنید

655
00:45:03,743 --> 00:45:06,955
‫ادرار یه دختر باکره، زلالِ زلالـه

656
00:45:07,247 --> 00:45:08,832
‫مثل آبِ چشمه‌ای تمیز که

657
00:45:08,998 --> 00:45:12,043
‫نشونه‌ی پاکی و نجابتشـه

658
00:45:34,399 --> 00:45:36,985
‫حالا بریم سراغ معاینه‌ی نهایی تا

659
00:45:37,402 --> 00:45:41,281
‫ببینیم بکارت این زن
‫دست‌نخورده‌ست یا نه

660
00:46:37,795 --> 00:46:39,631
‫تموم شد، دختر

661
00:47:23,800 --> 00:47:26,177
‫بکارت دست‌نخورده‌ست

662
00:48:18,187 --> 00:48:20,356
‫باکر... بکا...

663
00:48:20,523 --> 00:48:21,858
‫پاکدامنـه

664
00:48:22,025 --> 00:48:24,277
‫- جواب داد؟
‫- پاکدامنیش ثابت شد

665
00:48:24,402 --> 00:48:27,322
‫- آخیش، خیالم راحت شد
‫- ممنونم

666
00:48:27,447 --> 00:48:28,531
‫تو آبروی بانوی من رو خریدی،

667
00:48:28,698 --> 00:48:30,950
‫نمی‌دونم به چه زبونی تشکر کنم

668
00:48:31,117 --> 00:48:32,660
‫ولی باید کمکت کنیم از اینجا بری
‫تا خودت رو

669
00:48:32,827 --> 00:48:33,578
‫تو خطر ننداختی

670
00:48:33,745 --> 00:48:35,580
‫از همون راهی که اومدم برمی‌گردم

671
00:48:37,749 --> 00:48:38,625
‫مگه چطوری اومدی تو؟

672
00:48:38,791 --> 00:48:40,460
‫تو راه برگشت به لدرز،

673
00:48:40,627 --> 00:48:42,128
‫از روی پل رد میشی؟

674
00:48:42,503 --> 00:48:43,588
‫بله

675
00:48:45,131 --> 00:48:48,051
‫جولیا، ممنونم بابت تموم زحماتت

676
00:48:48,384 --> 00:48:49,802
‫به خاطر اینکه این همه راه رو
‫پا شدی اومدی

677
00:48:49,927 --> 00:48:52,388
‫تا آخر عمر مدیونتم

678
00:48:53,222 --> 00:48:55,725
‫حالا تا دیر نشده برو

679
00:48:57,352 --> 00:49:01,481
‫بدون که تا همیشه قدردانم و عاشق

680
00:49:12,700 --> 00:49:13,618
‫مشتاقم که با این خبر خوش

681
00:49:13,785 --> 00:49:15,828
‫خیال پدرم رو راحت کنم

682
00:49:17,330 --> 00:49:18,998
‫به‌زودی تاریخ عروسی مشخص میشه

683
00:49:19,957 --> 00:49:22,001
‫چه روز فرخنده‌ای بشه

684
00:49:32,929 --> 00:49:34,889
‫ممنون از همکاری شما، قربان

685
00:49:35,056 --> 00:49:37,183
‫همگی از نتیجه راضی هستیم دیگه؟

686
00:49:37,350 --> 00:49:38,226
‫البته

687
00:49:38,393 --> 00:49:39,477
‫به محض اینکه برگردم قلعه‌ی گرنت‌ها،

688
00:49:39,644 --> 00:49:41,062
‫ترتیبات لازم رو اتخاذ می‌کنم

689
00:49:41,187 --> 00:49:43,356
برای جزئیات مذاکره

690
00:49:43,523 --> 00:50:00,582
منتظر نامه‌ی شما می‌مونم

691
00:50:01,582 --> 00:50:03,710
‫ممنونم، آقای گرنت

692
00:50:03,835 --> 00:50:05,753
‫به امید دیدار

693
00:50:09,757 --> 00:50:10,842
‫هنری!

694
00:51:17,325 --> 00:51:19,035
‫نه، نه، نه، نه

695
00:51:23,289 --> 00:51:25,374
‫نه، محال ممکنـه

696
00:51:30,922 --> 00:51:33,007
‫باورم نمیشه تویی

697
00:51:38,763 --> 00:51:40,431
تا شقایق هست، زندگی باید کرد

698
00:51:59,450 --> 00:52:00,743
‫بچه؟

699
00:52:02,578 --> 00:52:04,080
‫اسمش رو ویلیام گذاشتم

700
00:52:05,206 --> 00:52:06,916
‫از اسم پدربزرگم

701
00:52:08,876 --> 00:52:10,086
‫وای

702
00:52:12,630 --> 00:52:14,549
‫- دختر
‫- برایان

703
00:52:15,216 --> 00:52:16,717
‫- همه چی روبه‌راهـه؟
‫- آره، آره، همه چی مرتبـه

704
00:52:16,884 --> 00:52:19,220
‫پاکدامنیش ثابت شد

705
00:52:19,345 --> 00:52:21,222
‫- شما؟
‫- نکنه...

706
00:52:21,389 --> 00:52:23,683
‫آره، آره، شوهرم، هنریـه

707
00:52:23,850 --> 00:52:24,767
‫بیچامپ، کجایی؟

708
00:52:24,934 --> 00:52:26,686
‫- باید بریم
‫- نه، چی؟

709
00:52:26,811 --> 00:52:28,062
‫- نه، واسه‌ی چی؟
‫- حق با برایانـه

710
00:52:28,187 --> 00:52:29,730
‫نباید کسی ما رو اینجا ببینه یا
‫از چیزی خبردار بشه

711
00:52:29,897 --> 00:52:31,232
‫این دفعه دیگه کجا جیم زدی؟

712
00:52:31,399 --> 00:52:32,692
‫من توی قلعه‌ی لدرزم، ولی نیا دنبالم

713
00:52:32,859 --> 00:52:34,318
‫آخه ما که تازه همدیگه رو پیدا کردیم،
‫تو رو خدا

714
00:52:34,485 --> 00:52:35,903
‫- دختر!
‫- خیلی خطرناکـه

715
00:52:36,070 --> 00:52:38,197
‫قول میدم دوباره همدیگه رو پیدا کنیم

716
00:52:48,332 --> 00:52:49,667
‫بیچامپ

717
00:52:52,211 --> 00:52:54,505
‫بالاخره پیدات کردم، توله‌ی فراری

718
00:52:56,716 --> 00:52:58,259
‫این پایین چه غلطی می‌کنی؟

719
00:53:00,469 --> 00:53:03,848
‫خیال کردم زنم رو دیدم

720
00:53:04,932 --> 00:53:06,851
‫هنوز ارواح دست از سرت برنداشتن؟

721
00:53:07,476 --> 00:53:08,728
‫بیا بریم بابا

722
00:53:09,645 --> 00:53:11,314
‫مالکوم گفته سریع راه بیفتیم

723
00:53:30,124 --> 00:53:32,251
‫- همچین صداقتی حکماً کیمیاست
‫- هوم؟

724
00:53:32,960 --> 00:53:34,879
‫حقیقتاً خوشحالم که می‌بینم
‫تا این اندازه

725
00:53:35,046 --> 00:53:36,255
‫برام خوشحالی

726
00:53:36,589 --> 00:53:37,882
‫مگه میشه نباشم؟

727
00:53:38,049 --> 00:53:40,343
‫من لحظه‌ای به بانو الن شک نکردم

728
00:53:44,972 --> 00:53:47,725
‫ممنونم بابت تموم زحماتت

729
00:53:49,310 --> 00:53:52,021
‫یکی از افتخاراتم اینـه که
‫تو رو به پدرم معرفی کردم

730
00:53:53,522 --> 00:53:55,858
‫امیدوارم سال‌های سال
‫در رکاب ما خدمت کنی

731
00:53:59,612 --> 00:54:00,613
‫حتماً

732
00:54:01,572 --> 00:54:04,200
‫مایه‌ی افتخاره که کنار مایی

733
00:54:07,536 --> 00:54:09,080
‫افتخار از ماست

734
00:54:32,520 --> 00:54:33,646
‫چیزی شده؟

735
00:54:35,189 --> 00:54:36,983
‫پدرتون فوت شده

736
00:54:38,275 --> 00:54:39,819
‫واقعاً متأسفم

737
00:54:39,843 --> 00:54:49,843
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

738
00:54:49,867 --> 00:54:59,867
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

739
00:55:00,089 --> 00:55:01,465
‫کدبانو فیتزگیبنز

740
00:55:01,590 --> 00:55:02,466
‫فکر نکنید قدردانِ کاری که

741
00:55:02,591 --> 00:55:04,135
‫امروز برای بانو الن کردید، نیستم

742
00:55:09,223 --> 00:55:11,017
‫ولی اگه واقعاً عاشقشی،

743
00:55:11,934 --> 00:55:13,477
دست از سرش بردار

