1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:18,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:19,644 --> 00:00:23,023
‫« سی و پنج سال پیش »

4
00:00:56,973 --> 00:00:58,573
‫این دیگه چه کوفتیه؟

5
00:01:07,692 --> 00:01:09,292
‫بابا، نکن!

6
00:01:16,033 --> 00:01:17,633
‫به من میگی "نکن"؟

7
00:01:18,286 --> 00:01:19,996
‫از کی تابحال من از تو دستور می‌گیرم؟

8
00:01:29,672 --> 00:01:31,424
‫بابا، یه چیزی اونجاست

9
00:01:32,258 --> 00:01:33,858
‫اونجایی که داشت می‌رفت

10
00:03:50,521 --> 00:03:55,192
‫« صــلــح‌طــلــب »

11
00:03:56,361 --> 00:04:00,990
‫« قسمت چهارم: لازمه بیش‌در از این بگم؟ »

12
00:04:09,290 --> 00:04:10,458
‫از شیر به چنگال‌ها

13
00:04:10,458 --> 00:04:12,293
‫در کمتر از 10 دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم

14
00:04:12,293 --> 00:04:13,893
‫دریافت شد، شیر

15
00:04:23,137 --> 00:04:24,222
‫به چی نگاه می‌کنی؟

16
00:04:24,222 --> 00:04:26,224
‫یادته با کامیون کوبیدی به ماشینم

17
00:04:26,224 --> 00:04:28,601
‫یواشکی اومدی پشت سرم
‫و با آچار چرخ کوبیدی تو سرم؟

18
00:04:28,601 --> 00:04:30,770
‫- آره، چطور مگه؟
‫- فقط می‌خواستم ببینم یادته یا نه

19
00:04:30,770 --> 00:04:32,272
‫خب، لحظه‌ی محشری بود

20
00:04:32,272 --> 00:04:33,523
‫نه بابا!

21
00:04:33,523 --> 00:04:35,441
‫این چینی فسقلی رو
‫با آچار چرخ زدی؟

22
00:04:35,441 --> 00:04:37,777
‫من ویتنامی‌ام، بیل کیرخور وحشی

23
00:04:37,777 --> 00:04:39,404
‫و آره، زد

24
00:04:39,404 --> 00:04:40,989
‫ای‌کاش کشته بودمش

25
00:04:40,989 --> 00:04:43,658
‫ای‌کاش همین الان
‫جسدش اینجا نشسته بود

26
00:04:44,200 --> 00:04:46,159
‫میگی ای‌کاش جسدم جلوت بود؟

27
00:04:46,159 --> 00:04:47,787
‫- آره
‫- هرجا می‌رفتی

28
00:04:47,787 --> 00:04:49,872
‫- جسدمو با خودت می‌بردی؟
‫- آره، چون کوچولو و سبکی

29
00:04:49,872 --> 00:04:51,666
‫و منو یاد پیروزیم می‌اندازه

30
00:04:51,666 --> 00:04:53,710
‫پس، حاضری عزیزانم رو عذاب بدی

31
00:04:53,710 --> 00:04:56,087
‫و مجبورشون کنی ببینن
‫چطوری جسدمو اینور اونور می‌بری؟

32
00:04:57,714 --> 00:04:59,882
‫دیگه داری یه‌خرده زیادی جدیش می‌گیری

33
00:04:59,882 --> 00:05:01,968
‫پشمام، خفن ‌موقرمز
‫خیلی بی‌رحمیا

34
00:05:01,968 --> 00:05:03,553
‫بر بابای توام لعنت، عوضی

35
00:05:03,553 --> 00:05:04,762
‫پشمام

36
00:05:04,762 --> 00:05:07,932
‫خفن‌خان یکم ناراحته
‫چون داریم میریم دوستشو دستگیر کنیم

37
00:05:07,932 --> 00:05:09,642
‫و طوطی مورد علاقه‌شو بکشیم

38
00:05:09,642 --> 00:05:11,811
‫می‌دونی، نمی‌خواستم چیزی بگم

39
00:05:11,811 --> 00:05:14,439
‫ولی بوردو می‌دونه
‫وقتی داشتی پای تلفن باهاش حرف می‌زدی

40
00:05:14,439 --> 00:05:15,732
‫ادا اطوار درمیاوردی؟

41
00:05:15,732 --> 00:05:17,608
‫نمی‌دونم چی داره میگه

42
00:05:17,608 --> 00:05:20,862
‫اگر داشتم ادا اطوار درمیاوردم
‫حتماً بابت چیز دیگه‌ای بوده

43
00:05:22,572 --> 00:05:24,240
‫چجور ادا اطواری؟

44
00:05:24,240 --> 00:05:25,533
‫بهم چشمک زد

45
00:05:25,533 --> 00:05:28,244
‫جوری که انگار تو توی مشتشی

46
00:05:29,954 --> 00:05:31,581
‫- بهش چشمک زدی؟
‫- نه

47
00:05:31,581 --> 00:05:34,417
‫حاضرم تست دروغ‌سنج بدم
‫به تخمم هم نیست

48
00:05:34,417 --> 00:05:37,420
‫اگرم زده باشم، منظورم این بوده که
‫"هی، همه‌مون توی این قضیه با همدیگه‌ایم"

49
00:05:37,420 --> 00:05:40,131
‫از کی تابحال چشمک یعنی
‫"همه‌مون توی این قضیه با همدیگه‌ایم؟"

50
00:05:40,131 --> 00:05:43,301
‫من اهل ایلینوی هستم
‫شاید عادت مخصوص ایالات غرب میانه‌ست

51
00:05:43,301 --> 00:05:46,846
‫من سال‌ها توی تپه‌های ایلینوی
‫عقاب سرسفید شکار می‌کردم

52
00:05:46,846 --> 00:05:50,725
‫و هیچکس یک‌بارم بهم چشمک نزد
‫که بگه ما توی این قضیه با همدیگه‌ایم

53
00:05:50,725 --> 00:05:52,602
‫و این یعنی هاگرید درست میگه

54
00:05:52,602 --> 00:05:55,271
‫نمی‌خوام طرف منو بگیری
‫روان‌پریش پفیوز

55
00:05:55,271 --> 00:05:57,899
‫منو قضاوت می‌کنی که چرا
‫دنیا رو از شر پرنده‌های موذی خلاص می‌کنم

56
00:05:57,899 --> 00:06:01,444
‫درحالی‌که خودت یه چینی
‫بیهوش فسقلی رو می‌زنی!

57
00:06:01,444 --> 00:06:03,696
‫همین الان گفت اهل ویتنامه، عوضی

58
00:06:03,696 --> 00:06:06,240
‫مگه ویتنام یکی از جاهایی نیست
‫که چینی‌ها اهلش هستن؟

59
00:06:06,240 --> 00:06:09,827
‫یه سوال، تو احمق‌ترین کسکش تاریخی
‫یا فقط جزو 5 تای برتری؟

60
00:06:10,578 --> 00:06:11,829
‫اصلاً حرف قشنگی نزدی، پسرجون

61
00:06:11,829 --> 00:06:13,748
‫خفه‌خون بگیرین، با همه‌تونم!

62
00:06:13,748 --> 00:06:15,083
‫من که چیزی نگفتم

63
00:06:15,083 --> 00:06:17,043
‫حالا که گفتی، مگه نه؟

64
00:06:47,407 --> 00:06:49,007
‫یا خدا

65
00:06:51,619 --> 00:06:53,219
‫ایگلی؟

66
00:07:04,674 --> 00:07:06,717
‫ایگلی، چی شده؟

67
00:07:11,848 --> 00:07:14,392
‫- از چنگال‌ها به شیر، صدامو داری؟
‫- صداتو دارم، چنگال‌ها

68
00:07:14,392 --> 00:07:15,643
‫در موقعیت مستقر شدیم

69
00:07:15,643 --> 00:07:17,895
‫- منتظر دستوریم
‫- کمتر از یک دقیقه فاصله داریم

70
00:07:17,895 --> 00:07:19,647
‫نـه

71
00:07:19,647 --> 00:07:21,649
‫این غذای تو نیست. این غذای منه

72
00:07:21,649 --> 00:07:24,193
‫غذای من اینجاست، غذای تو اونجاست

73
00:07:26,279 --> 00:07:27,879
‫اصلاً به جهنم

74
00:07:34,704 --> 00:07:38,704
‫« زود6 باشاز خونه‌ت خرو بیرون، کمامورهای
‫آرگوس دارن بخاطر وروازه‌ی یعادی میان
‫و تیجوان ایگلی رو بکششن!!!! بودرو! »

75
00:07:45,131 --> 00:07:46,799
‫"زود..."

76
00:07:46,799 --> 00:07:49,385
‫"زود باش... زود باش از خونه‌ت خرو بیرون"؟

77
00:07:49,385 --> 00:07:50,985
‫یا شاید منظورش "برو بیرون"ـه، نمی‌دونم

78
00:07:57,977 --> 00:08:00,521
‫"کمامورهای آرگوس"
‫"کمامورهای" دیگه چه کوفتیه؟

79
00:08:02,565 --> 00:08:04,734
‫تف توش. وایسا ببینم

80
00:08:04,734 --> 00:08:06,319
‫ما از در اصلی وارد میشیم

81
00:08:06,319 --> 00:08:08,321
‫جگر و کلاین، از در پشتی وارد بشین

82
00:08:08,321 --> 00:08:11,616
‫فلوری، از سمت چپ خونه وارد شو
‫اکونوموس و سنت‌وایلد، از سمت راست برید

83
00:08:15,203 --> 00:08:16,803
‫گندش بزنن!

84
00:08:17,747 --> 00:08:21,209
‫تو که گفتی مجبور نیستم
‫با کاپیتان غصب فرهنگی کار کنم

85
00:08:21,751 --> 00:08:23,377
‫تف توش. باشه بابا

86
00:08:24,837 --> 00:08:26,437
‫گندش بزنن

87
00:08:31,886 --> 00:08:33,486
‫ایگلی، باید بریم

88
00:08:34,179 --> 00:08:35,389
‫نه داداش

89
00:08:35,389 --> 00:08:36,989
‫باید بریم!

90
00:08:42,563 --> 00:08:44,163
‫حرومی!

91
00:08:46,400 --> 00:08:48,569
‫هی، هی. بیا. آره، آره

92
00:08:48,569 --> 00:08:51,948
‫آره خودشه. آره کالباسه
‫آره، بیا. بیا

93
00:09:03,876 --> 00:09:05,476
‫بیا

94
00:09:23,771 --> 00:09:25,371
‫فضله‌ی عقابه

95
00:09:27,692 --> 00:09:29,292
‫خوبه

96
00:09:38,119 --> 00:09:39,719
‫مال چهار روز پیشه

97
00:09:40,997 --> 00:09:43,082
‫ته‌مزه‌ی... کالباس میده

98
00:09:44,625 --> 00:09:46,225
‫و چیپس

99
00:10:09,775 --> 00:10:11,375
‫بیخیال بابا!

100
00:10:33,716 --> 00:10:34,967
‫چه مرگته داداش؟

101
00:10:34,967 --> 00:10:37,536
‫یه بار دنیا رو به فنا دادی
‫اجازه نمیدم دوباره این‌کارو بکنی

102
00:10:53,653 --> 00:10:56,739
‫غزل خداحافظی رو بخون، پرنده‌ی شیطانـ...

103
00:11:00,034 --> 00:11:01,634
‫گندش بزنن

104
00:11:33,901 --> 00:11:36,112
‫عین یه تکه دستمال توالت می‌مونی
‫که چسبیده به کفشم...

105
00:11:36,862 --> 00:11:38,462
‫نمی‌تونم از شرت خلاص بشم

106
00:11:56,257 --> 00:11:57,857
‫ایول!

107
00:11:58,759 --> 00:12:00,359
‫همینه

108
00:12:01,095 --> 00:12:03,264
‫« به‌عنوان یکی از تبلیغ‌کننده‌های باارزش
‫"سرباز حرفه‌ای"، این نسخه‌ی جدید رو
‫ بهتون هدیه میدیم »

109
00:12:10,813 --> 00:12:14,275
‫وای پسر، چقدر باحاله

110
00:12:17,903 --> 00:12:19,503
‫اینم از این

111
00:12:20,740 --> 00:12:22,340
‫ایول

112
00:12:22,950 --> 00:12:26,620
‫خیلی باحاله، ها؟

113
00:12:27,079 --> 00:12:29,114
‫« کریس: یه مشکل فوری پیش اومده
‫لطفاً فوراً بیا دنبالم »

114
00:12:30,291 --> 00:12:31,892
‫فوراً؟
‫« کریس مکانش را با شما به اشتراک گذاشت »

115
00:12:39,175 --> 00:12:40,384
‫یکی بره اکونوموس رو بیاره

116
00:12:40,384 --> 00:12:41,984
‫وای خداروشکر

117
00:12:42,428 --> 00:12:45,723
‫وای خدا، باورم نمیشه
‫عجیب‌ترین چیزی بود که تابحال...

118
00:12:45,723 --> 00:12:47,323
‫وای خدا

119
00:12:48,517 --> 00:12:49,935
‫چی شد یهو؟

120
00:12:49,935 --> 00:12:52,563
‫پشت... پشت سرت بودم
‫وقتی می‌خواستی به ایگلـ...

121
00:12:53,063 --> 00:12:54,663
‫به اون عقابه شلیک کنی

122
00:12:55,232 --> 00:12:56,817
‫آره، یادمه به سمتش نشونه رفته بودم

123
00:12:56,817 --> 00:12:58,778
‫- ولی اتفاقات بعدش رو...
‫- آره، و...

124
00:12:58,778 --> 00:13:00,378
‫- یادم نمیاد
‫- و بعد...

125
00:13:00,988 --> 00:13:02,615
‫یه عقاب دیگه اومد

126
00:13:02,615 --> 00:13:04,784
‫- یه عقاب دیگه؟
‫- آره...

127
00:13:04,784 --> 00:13:06,285
‫یه عقاب دومی اومد

128
00:13:06,285 --> 00:13:08,871
‫باسرعت اومد سمتت و بنگ!

129
00:13:08,871 --> 00:13:10,956
‫کوبیدت زمین و سرت خورد به این سنگه

130
00:13:10,956 --> 00:13:13,125
‫نه، نه، نه، اصلاً با عقل جور درنمیاد، پسرجون

131
00:13:13,125 --> 00:13:15,586
‫- جور درنمیاد؟
‫- عقاب‌ها موجودات تک‌زی هستن

132
00:13:15,586 --> 00:13:18,047
‫آره، همینش عجیبه، مگه نه؟

133
00:13:18,047 --> 00:13:19,647
‫یه معنی بیشتر نمی‌تونه داشته باشه

134
00:13:20,716 --> 00:13:22,885
‫اون عقابی که می‌خواستم بهش شلیک کنم...

135
00:13:23,469 --> 00:13:25,095
‫عقاب کبیری بود

136
00:13:25,095 --> 00:13:27,973
‫که در افسانه‌های قبایل
‫یاکاما و مسکواکی پیشگویی شده

137
00:13:27,973 --> 00:13:31,560
‫- چی؟
‫- عقابی که بر تمام عقاب‌ها حکومت می‌کنه

138
00:13:32,186 --> 00:13:35,064
‫تمام اتفاقات عمرم
‫منو به این لحظه رسونده، پسرجون

139
00:13:36,148 --> 00:13:38,359
‫که عقاب کبیر رو بکشم!

140
00:13:38,359 --> 00:13:42,279
‫اینطوری روح کشورمون
‫از تمام ظلم‌هایی که در حق

141
00:13:42,279 --> 00:13:46,283
‫تمام مردم بومی این سرزمین کردیم
‫پاک خواهد شد!

142
00:13:46,283 --> 00:13:48,410
‫تنها معنی که می‌تونه داشته باشه اینه؟

143
00:13:48,410 --> 00:13:49,495
‫آخه...

144
00:13:49,495 --> 00:13:51,747
‫آخه حس می‌کنم
‫می‌تونه معانی زیادی داشته باشه

145
00:13:52,248 --> 00:13:53,874
‫- نچ
‫- و حس می‌کنم

146
00:13:53,874 --> 00:13:56,085
‫- داری این چیزا رو از خودت درمیاری...
‫- نچ

147
00:13:56,085 --> 00:13:58,838
‫که علاقه‌ی عجیبی که به
‫کشتن عقاب‌ها داری رو توجیه کنی

148
00:13:58,838 --> 00:14:00,297
‫نه آقا

149
00:14:00,297 --> 00:14:03,092
‫و به‌طرز عجیبی نسبت به
‫بومی‌های آمریکا تحقیرآمیزه

150
00:14:03,092 --> 00:14:06,470
‫خب پسرجون
‫در مورد بعضی از جزئیات اختلاف نظر داریم

151
00:14:06,971 --> 00:14:08,347
‫ولی درکل

152
00:14:08,347 --> 00:14:10,850
‫جفتمون موافقیم
‫که مهم‌ترین چیز چیه

153
00:14:11,350 --> 00:14:14,728
‫اون "ایگلی" باید بمیره

154
00:14:14,728 --> 00:14:16,522
‫اصلاً سر این مورد توافق نداریم

155
00:14:16,522 --> 00:14:17,606
‫معلومه که داریم

156
00:14:17,606 --> 00:14:19,316
‫- نه
‫- چرا داریم

157
00:14:19,316 --> 00:14:22,403
‫اکونوموس. زود برو بوردو کارت داره

158
00:14:25,865 --> 00:14:27,465
‫چه بلایی سر تو اومده؟

159
00:14:27,825 --> 00:14:29,827
‫چشم سومم باز شده، پسرجون

160
00:14:29,827 --> 00:14:32,496
‫اون عقاب دیگه عمراً نمی‌تونه
‫از دستم مخفی بشه

161
00:14:34,456 --> 00:14:36,056
‫ادی!

162
00:14:41,255 --> 00:14:42,855
‫ایگلی!

163
00:14:46,051 --> 00:14:47,678
‫- باید بریم
‫- قضیه چیه؟

164
00:14:47,678 --> 00:14:49,972
‫باید فوراً بریم
‫باید دروازه‌ی بُعدی رو ببرم یه جای دیگه

165
00:14:49,972 --> 00:14:52,224
‫- باید چی؟
‫- باید بریم، لطفاً راه بیفت ادی

166
00:14:52,224 --> 00:14:53,475
‫این چیه پوشیدی؟

167
00:14:53,475 --> 00:14:55,436
‫- ادی، برو دیگه لامصب!
‫- باشه، باشه، کجا برم؟

168
00:14:55,436 --> 00:14:57,036
‫برو سمت ستلرز هیلز

169
00:15:03,068 --> 00:15:05,654
‫ویج. سلام. بی‌زحمت
‫برو فروشگاه چند تا در بخر

170
00:15:09,575 --> 00:15:10,659
‫بله؟ چی می‌خوای؟

171
00:15:10,659 --> 00:15:12,259
‫مشکلت چیه، اکونوموس؟

172
00:15:12,578 --> 00:15:13,662
‫الله اعلم

173
00:15:13,662 --> 00:15:15,664
‫آخه امکان نداره ناراحت باشم که چرا

174
00:15:15,664 --> 00:15:18,959
‫با یه پرنده‌‌کش روانی دهاتی

175
00:15:18,959 --> 00:15:21,337
‫و یه بولباسور فسقلی کونگ‌فوکار همکار شدم

176
00:15:21,337 --> 00:15:22,755
‫که یه بار سعی کرد منو بکشه

177
00:15:22,755 --> 00:15:25,716
‫اونم درحالی‌که داریم
‫سعی می‌کنیم دوستم رو دستگیر کنیم

178
00:15:25,716 --> 00:15:27,009
‫اصلاً امکان نداره، نه؟

179
00:15:27,009 --> 00:15:28,260
‫خب، باهاش کنار بیا

180
00:15:28,260 --> 00:15:30,179
‫من کارم این نیست
‫که با مزخرفات تو سروکله بزنم

181
00:15:30,179 --> 00:15:31,597
‫به‌نظر من که هست

182
00:15:31,597 --> 00:15:32,848
‫چی؟

183
00:15:32,848 --> 00:15:36,602
‫اگر پرونده‌م رو خونده بودی
‫می‌فهمیدی یه سری مشکلات اجتماعی دارم

184
00:15:36,602 --> 00:15:39,730
‫که بخاطر بقیه‌ی توانایی‌هام
‫ارزش داره باهاشون سروکله بزنین

185
00:15:39,730 --> 00:15:42,816
‫پس میشه گفت دقیقاً کارت همینه

186
00:15:42,816 --> 00:15:44,443
‫که با مزخرفاتم سروکله بزنی

187
00:15:45,235 --> 00:15:48,739
‫عجب حرومی بی‌اعصابی هستیا، خفن موقرمز

188
00:15:50,199 --> 00:15:51,533
‫چه غلطی می‌کنی؟

189
00:15:51,533 --> 00:15:52,826
‫بهت گفتم به این اسم صدام نکن

190
00:15:52,826 --> 00:15:54,703
‫- حرومزاده!
‫- بکش عقب، فلوری

191
00:15:55,245 --> 00:15:58,248
‫کدوم آدم بالغی
‫تو صورت دیگران تف می‌کنه؟

192
00:15:58,248 --> 00:16:01,001
‫یکی از توانایی‌هات اینه که
‫می‌تونی قفل این درو هک کنی یا نه؟

193
00:16:01,001 --> 00:16:03,629
‫- اگر تجهیزاتم رو داشتم، آره
‫- تجهیزاتت کجاست؟

194
00:16:03,629 --> 00:16:05,229
‫توی واحد سیار

195
00:16:05,547 --> 00:16:07,147
‫که 6 متر با خونه فاصله داره

196
00:16:07,508 --> 00:16:09,108
‫- نه
‫- نه؟

197
00:16:09,510 --> 00:16:11,929
‫- نه بابا 9 متره
‫- برو بیارشون، جان

198
00:16:12,513 --> 00:16:14,113
‫باشه

199
00:16:20,479 --> 00:16:22,079
‫همه‌مون توی این قضیه با همدیگه‌ایم
‫مگه نه؟

200
00:16:27,152 --> 00:16:29,279
‫منظورت چی بود
‫که باید دروازه رو ببری یه جای دیگه؟

201
00:16:29,279 --> 00:16:31,156
‫یعنی باید در رو از خونه‌ی بابام منتقل کنم

202
00:16:31,156 --> 00:16:32,783
‫به جایی که داریم میریم
‫اگر بتونیم به‌موقع برسیم

203
00:16:32,783 --> 00:16:33,993
‫- منتقل کنی؟
‫- آره

204
00:16:33,993 --> 00:16:36,161
‫با این جابه‌جاش می‌کنم
‫نمی‌دونم هنوزم می‌تونم یا نه

205
00:16:36,161 --> 00:16:37,746
‫آخرین باری که انجامش دادم بچه بودم

206
00:16:37,746 --> 00:16:39,790
‫- بچه بودی؟
‫- آره. دو بار جابه‌جاش کردم

207
00:16:39,790 --> 00:16:42,126
‫یه بار وقتی توی جنگل
‫نزدیک تریلر بابام پیداش کردیم

208
00:16:42,668 --> 00:16:44,336
‫فکر کنم بابام نگران بود خطرناک باشه

209
00:16:44,336 --> 00:16:45,838
‫برای همین داد من و کیث انجامش بدیم

210
00:16:45,838 --> 00:16:47,297
‫- عجب بابای محشری
‫- آره

211
00:16:47,297 --> 00:16:49,675
‫و بعدش که اسباب‌کشی کردیم خونه‌ی بابام
‫خودم انجامش دادم

212
00:16:49,675 --> 00:16:51,275
‫بابات دروازه رو نساخته؟

213
00:16:51,760 --> 00:16:52,845
‫نه بابا

214
00:16:52,845 --> 00:16:54,972
‫فکر می‌کردم ابرنابغه‌ای چیزیه

215
00:16:54,972 --> 00:16:56,932
‫شوخیت گرفته؟
‫توی امتحانات کلاس دهمش رد شد

216
00:16:56,932 --> 00:16:59,059
‫پس اون کلاه‌خود و اینا رو چطوری ساخت؟

217
00:16:59,560 --> 00:17:01,895
‫قضیه‌ش... پیچیده‌ست

218
00:17:04,356 --> 00:17:06,900
‫- بله؟
‫- آخرش کاری می‌کنی دستگیرم کنن

219
00:17:06,900 --> 00:17:09,111
‫برای نجات جون ایگلی
‫نزدیک بود یکی رو بکشم

220
00:17:09,611 --> 00:17:11,405
‫- چی؟ چطوری؟
‫- اینش مهم نیست

221
00:17:11,405 --> 00:17:14,450
‫دارم میرم توی خونه
‫تا قفل اون در کمد رو باز کنم

222
00:17:14,450 --> 00:17:16,410
‫اکونوموس، ازت می‌خوام
‫یه مدت معطلشون کنی

223
00:17:16,410 --> 00:17:18,871
‫- وقت نیست
‫- فقط یه‌خرده

224
00:17:18,871 --> 00:17:20,497
‫خب؟ باشه؟

225
00:17:20,497 --> 00:17:21,915
‫سعی می‌کنم، باشه؟

226
00:17:21,915 --> 00:17:23,515
‫تف توش! من...

227
00:17:23,876 --> 00:17:25,461
‫بوردو منو فرستاد کمکت کنم

228
00:17:25,461 --> 00:17:29,506
‫کمک لازم ندارم، فقط...
‫اینو لازم دارم، خب؟

229
00:17:33,385 --> 00:17:34,470
‫لعنتی

230
00:17:34,470 --> 00:17:36,096
‫چرا اون دره اینقدر مهمه؟

231
00:17:37,306 --> 00:17:38,906
‫خیلی‌خب

232
00:17:39,516 --> 00:17:40,684
‫شش ماه پیش، خب؟

233
00:17:40,684 --> 00:17:42,352
‫داشتم با ایگلی اونجا می‌چرخیدم

234
00:17:42,352 --> 00:17:44,188
‫برده بودم اونجا پرواز کنه
‫بیرون هوا سرد بود

235
00:17:45,189 --> 00:17:46,315
‫یه لحظه غیبش زد

236
00:17:46,315 --> 00:17:49,026
‫منم رفتم دنبالش بگردم
‫بلند بلند صداش می‌کردم

237
00:17:49,026 --> 00:17:50,611
‫بالاخره پیداش کردم

238
00:17:50,611 --> 00:17:53,280
‫کنار یه در وایساده بود که در من نبود
‫ولی داشت به سمتش سروصدا می‌کرد

239
00:17:53,280 --> 00:17:56,450
‫و بعدش متوجه شدم
‫قفلش دقیقاً شبیه قفل منه

240
00:17:56,450 --> 00:17:59,369
‫و عجیب‌تر اینکه یه قفسه
‫پر از کلاه‌خودهای پیس‌میکر کنارش بود

241
00:17:59,369 --> 00:18:00,969
‫چی؟

242
00:18:01,789 --> 00:18:03,624
‫نمی‌دونم چرا
‫ولی رمز بابام رو امتحان کردم

243
00:18:04,208 --> 00:18:05,808
‫بازش کرد

244
00:18:06,710 --> 00:18:08,337
‫- منم رفتم داخل و...
‫- عجب

245
00:18:09,588 --> 00:18:12,633
‫بابام اونجا زنده بود

246
00:18:13,550 --> 00:18:15,886
‫کریس. این قضیه هم
‫مثل قضیه‌ی بعد از مرگ باباته

247
00:18:15,886 --> 00:18:17,346
‫- نه نیست
‫- اون‌موقع هم دیدیش

248
00:18:17,346 --> 00:18:19,223
‫- مثل اون‌موقع نیست
‫- مدام اون تصاویر رو می‌دیدی

249
00:18:19,223 --> 00:18:20,933
‫حسابی بهمت ریخته بودن
‫نگرانت بودم، داداش

250
00:18:20,933 --> 00:18:23,227
‫مثل... مثل اون‌موقع نیست، خب؟

251
00:18:23,227 --> 00:18:25,604
‫ساخته و پرداخته‌ی ذهنم نیست، خب؟

252
00:18:25,604 --> 00:18:28,941
‫یکی از 99 دره
‫که به بُعدهای دیگه باز میشه

253
00:18:28,941 --> 00:18:31,985
‫و به یه دنیای موازی باز میشه
‫که دقیقاً شبیه دنیای ماست

254
00:18:32,486 --> 00:18:34,029
‫ولی بهتره

255
00:18:34,029 --> 00:18:35,114
‫- بهتره؟
‫- آره

256
00:18:35,114 --> 00:18:36,714
‫فقط بابام اونجا نیست

257
00:18:37,449 --> 00:18:39,049
‫کیث هم هست

258
00:18:39,576 --> 00:18:41,176
‫زنده‌ست

259
00:18:42,746 --> 00:18:45,165
‫بهترین دوست‌های همدیگه‌ایم
‫هم اون هم بابام

260
00:18:45,165 --> 00:18:47,543
‫هر سه‌تامون
‫با همدیگه با جرائم مبارزه می‌کنیم. بهمون...

261
00:18:48,043 --> 00:18:49,461
‫بهمون میگن سه‌گانه‌ی برتر

262
00:18:49,461 --> 00:18:51,338
‫- سه‌گانه‌ی برتر؟
‫- آره

263
00:18:52,047 --> 00:18:53,647
‫همه‌جا پر از دیوارنگاره‌های ماست

264
00:18:55,425 --> 00:18:57,025
‫وایسا، همین‌جاست. بپیچ سمت چپ

265
00:19:13,318 --> 00:19:15,487
‫- اینجا کجاست؟
‫- مال بابابزرگم بوده

266
00:19:15,487 --> 00:19:17,406
‫قدیما با بابام برای شکار میومدیم اینجا

267
00:19:20,826 --> 00:19:23,203
‫همه‌جا پر از عنکبوته

268
00:19:23,203 --> 00:19:24,872
‫آدرین عاشق اینجا میشه

269
00:19:25,998 --> 00:19:27,958
‫- گندش بزنن
‫- لعنتی!

270
00:19:29,626 --> 00:19:31,226
‫خیلی‌خب

271
00:19:35,757 --> 00:19:38,343
‫راه‌های متفاوتی برای شکستن رمزش هست

272
00:19:38,927 --> 00:19:40,527
‫کدوم راه بهتره؟

273
00:19:44,850 --> 00:19:46,450
‫نمی‌دونی؟

274
00:19:46,768 --> 00:19:49,146
‫دارم سعی می‌کنم
‫احتمالات مختلف رو سبک سنگین کنم

275
00:19:49,813 --> 00:19:52,524
‫مگه وقتی 14 سالت بود
‫سیستم سازمان سیا رو هک نکردی؟

276
00:19:52,524 --> 00:19:54,693
‫آره. همونطوری استخدام شدم

277
00:19:54,693 --> 00:19:56,695
‫- آره
‫- و نمی‌تونی اینو هک کنی؟

278
00:19:57,654 --> 00:20:00,657
‫می‌تونم. فقط می‌خوام
‫بهترین راه ممکن رو پیدا کنم

279
00:20:00,657 --> 00:20:03,035
‫و موقع هک کردن سازمان سیا گیر افتادم

280
00:20:03,035 --> 00:20:06,413
‫و به خودم قول دادم
‫دیگه هرگز اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم

281
00:20:06,413 --> 00:20:08,013
‫اینقدر معطل نکن، جان

282
00:20:09,666 --> 00:20:11,460
‫معطل نمی‌کنم. عجب...

283
00:20:12,252 --> 00:20:13,879
‫عجب حرف عجیبی...

284
00:20:13,879 --> 00:20:15,380
‫هر روشی که بهتره رو انجام بده

285
00:20:15,380 --> 00:20:16,980
‫باشه

286
00:20:28,477 --> 00:20:30,077
‫از این استفاده می‌کنم

287
00:20:30,437 --> 00:20:32,064
‫عالیه

288
00:20:32,064 --> 00:20:33,148
‫این یه...

289
00:20:33,148 --> 00:20:34,775
‫این چیز خوبی برای...

290
00:20:35,484 --> 00:20:37,084
‫استفاده کردنه

291
00:20:41,406 --> 00:20:43,033
‫وصلش می‌کنم

292
00:20:43,033 --> 00:20:45,202
‫طبیعتاً بی‌سیم نیست

293
00:20:45,202 --> 00:20:47,746
‫باید سیمش رو وصل کنم به...

294
00:20:49,706 --> 00:20:51,306
‫آره

295
00:20:58,131 --> 00:21:01,176
‫بعدش باید... این دکمه رو بزنم

296
00:21:08,767 --> 00:21:10,269
‫وایسا ببینم! وایسا ببینم

297
00:21:10,269 --> 00:21:11,478
‫چیه؟

298
00:21:11,478 --> 00:21:14,022
‫- صدای گربه می‌شنوین؟
‫- گربه؟

299
00:21:14,022 --> 00:21:15,941
‫آره، شبیه صدای جیغ و داد یه بچه گربه‌ست

300
00:21:16,692 --> 00:21:19,069
‫نگرانم نکنه توی کشویی چیزی گیر افتاده باشه
‫به‌نظرتون تمام کشوها رو...؟

301
00:21:19,069 --> 00:21:21,321
‫به‌جهنم که یه گربه
‫توی کشو گیر افتاده

302
00:21:22,531 --> 00:21:24,199
‫باشه بابا. بی‌عاطفه

303
00:21:24,199 --> 00:21:25,617
‫- درو باز کن دیگه، اکونوموس!
‫- درو باز کن!

304
00:21:25,617 --> 00:21:27,217
‫بازش کن دیگه، عوضی

305
00:21:27,869 --> 00:21:28,954
‫خیلی‌خب، باشه

306
00:21:28,954 --> 00:21:32,291
‫به‌شرطی که بعدش بریم
‫گربه رو نجات بدیم

307
00:21:34,584 --> 00:21:36,336
‫از این بخشش چندان مطمئن نیستم

308
00:21:56,523 --> 00:21:58,150
‫خیلی‌خب، حالا ازت می‌خوام بری بیرون

309
00:21:58,150 --> 00:21:59,860
‫- چرا؟
‫- تو فقط برو

310
00:21:59,860 --> 00:22:01,460
‫منم پشت سرت میام

311
00:23:03,256 --> 00:23:04,856
‫یعنی چی؟

312
00:23:14,434 --> 00:23:16,034
‫تف توش!

313
00:23:21,024 --> 00:23:22,859
‫می‌خواستی همین‌کارو بکنه؟

314
00:23:23,902 --> 00:23:25,502
‫شاید

315
00:23:37,916 --> 00:23:39,516
‫عجب

316
00:23:43,547 --> 00:23:45,674
‫ژنرال، ساشا بوردو پشت خط یکه

317
00:23:47,175 --> 00:23:48,775
‫ساشا

318
00:23:49,386 --> 00:23:50,986
‫هیچی نبود؟

319
00:23:52,347 --> 00:23:55,350
‫چرا باید برای کمدی که پر از
‫بافتنی‌های کهنه‌ست همچین قفلی بزنه؟

320
00:23:57,227 --> 00:23:58,827
‫باشه

321
00:23:59,229 --> 00:24:02,524
‫جینی، آدرس امیلیا هارکورت رو برام گیر بیار

322
00:24:51,740 --> 00:24:53,325
‫سلام بچه‌جون

323
00:24:53,325 --> 00:24:54,784
‫ژنرال، من...

324
00:24:54,784 --> 00:24:57,287
‫لازم نیست ژنرال صدام کنی
‫اسمم "ریک"ـه، خودت که می‌دونی

325
00:24:57,996 --> 00:24:59,596
‫ریک. درسته

326
00:25:00,707 --> 00:25:02,501
‫میشه بیام داخل؟

327
00:25:02,501 --> 00:25:04,101
‫معلومه قربان

328
00:25:08,381 --> 00:25:09,981
‫حالت خوبه؟

329
00:25:10,550 --> 00:25:12,093
‫بله قربان. شما چی؟

330
00:25:12,093 --> 00:25:13,178
‫آره

331
00:25:13,178 --> 00:25:14,846
‫شنیدم چند مدت پیش صدمه دیدین

332
00:25:15,514 --> 00:25:18,308
‫آره، کمرم شکست
‫بخاطر مزخرفات والر

333
00:25:18,308 --> 00:25:21,186
‫آها آره، بابت ترفیع تبریک میگم

334
00:25:21,728 --> 00:25:23,328
‫سرپرست شدین

335
00:25:25,524 --> 00:25:27,943
‫- قهوه می‌خواین یا...؟
‫- آره

336
00:25:28,485 --> 00:25:30,695
‫- با یکم شیر و بدون شکر؟
‫- آره

337
00:25:30,695 --> 00:25:32,614
‫ولی یادت نمی‌مونه ریک صدام کنی

338
00:25:45,919 --> 00:25:48,755
‫یادته بعد از مراسم ختم
‫بهم چی گفتی؟

339
00:25:54,177 --> 00:25:56,096
‫- قربان
‫- ریک صدام کن

340
00:25:57,764 --> 00:25:59,364
‫ریک

341
00:26:00,725 --> 00:26:02,644
‫در مجموع، اسمیت بخاطر این پسرتون رو کشت

342
00:26:02,644 --> 00:26:04,771
‫چون والر بهش دستور داده بود

343
00:26:04,771 --> 00:26:08,024
‫آره، من توی پوکولستان
‫و تو و ریکی توی کورتو مالتیز

344
00:26:08,024 --> 00:26:10,777
‫همه‌مون وقتی والر زیاده‌روی کرد
‫از دستوراتش سرپیچی کردیم

345
00:26:10,777 --> 00:26:12,445
‫آره

346
00:26:12,445 --> 00:26:14,239
‫قضاوتت نمی‌کنم

347
00:26:14,239 --> 00:26:15,839
‫مطمئنم توام دلت برای ریکی تنگ شده

348
00:26:17,993 --> 00:26:20,996
‫بعید می‌دونم از اون سر کشور اومده باشین
‫که در مورد پسرتون حرف بزنین، ژنرال

349
00:26:22,122 --> 00:26:23,722
‫نـه

350
00:26:25,000 --> 00:26:26,751
‫پس می‌دونی...

351
00:26:26,751 --> 00:26:28,351
‫که اسمت رفته توی لیست سیاه

352
00:26:32,090 --> 00:26:34,009
‫آره، کمابیش مطمئن بودم قضیه همینه

353
00:26:34,759 --> 00:26:36,359
‫آره

354
00:26:36,970 --> 00:26:38,570
‫والر این‌کارو کرده؟

355
00:26:39,222 --> 00:26:40,822
‫وقتی داشت از سازمان می‌رفت، آره

356
00:26:42,267 --> 00:26:45,979
‫پس تا آخر عمرم
‫هیچکدوم از سازمان‌های اطلاعاتی

357
00:26:45,979 --> 00:26:47,188
‫استخدامم نمی‌کنن

358
00:26:47,188 --> 00:26:48,788
‫معنیش همینه، آره

359
00:26:49,065 --> 00:26:50,665
‫زنیکه‌ی...

360
00:26:51,776 --> 00:26:52,861
‫این...

361
00:26:52,861 --> 00:26:54,654
‫این دیگه واقعاً چرنده

362
00:26:55,155 --> 00:26:57,407
‫- راستشو بخواین، ژنرال
‫- آره می‌دونم

363
00:26:57,407 --> 00:27:00,994
‫من یکی از 5 ماموری بودم
‫که یه تهدید فضایی رو از بین بردم

364
00:27:00,994 --> 00:27:02,787
‫و جون افراد بی‌شماری رو نجات دادم

365
00:27:02,787 --> 00:27:05,790
‫و نزدیک بود در حین اون‌کار بمیرم

366
00:27:05,790 --> 00:27:07,876
‫من هیچ ارتباطی با این نداشتم
‫که دختر آماندا والر

367
00:27:07,876 --> 00:27:09,628
‫توی تلویزیون ملی
‫پته‌ش رو ریخت رو آب

368
00:27:09,628 --> 00:27:11,618
‫اگر مامور آدبایو نظر منو می‌خواست

369
00:27:11,642 --> 00:27:13,632
‫اکیداً توصیه می‌کردم این‌کارو نکنه

370
00:27:13,632 --> 00:27:17,260
‫و راه‌های احتمالی دیگه‌ای برای زندانی نشدن
‫مامور اسمیت پیشنهاد می‌دادم

371
00:27:17,260 --> 00:27:19,137
‫پس روحمم خبر نداره

372
00:27:19,846 --> 00:27:21,765
‫چرا اسم من رفته توی لیست سیاه

373
00:27:22,557 --> 00:27:24,157
‫خودت که والر رو می‌شناسی، بچه‌جون

374
00:27:24,434 --> 00:27:26,034
‫خیلی کینه‌ایه

375
00:27:26,436 --> 00:27:28,980
‫باید یکی رو بابت به راه کج کشوندن دخترش
‫ سرزنش می‌کرد

376
00:27:28,980 --> 00:27:31,149
‫و چه درست چه غلط
‫تقصیرشو انداخت گردن تو

377
00:27:31,149 --> 00:27:34,944
‫پس 18 سال خدمتم به کشورم
‫پشیزی ارزش نداره؟

378
00:27:34,944 --> 00:27:37,197
‫نگو که بخاطر کسب افتخارات
‫اومدی توی این کار، امیلیا

379
00:27:37,822 --> 00:27:39,157
‫بدون افتخارات می‌تونم سر کنم

380
00:27:39,157 --> 00:27:42,535
‫ولی ترجیح میدم بدون آب و برق زندگی نکنم
‫که به‌زودی قطع میشن

381
00:27:42,535 --> 00:27:44,135
‫برای همین اومدم

382
00:27:46,790 --> 00:27:48,792
‫فکر کنم یه راهی باشه
‫که بتونی دوباره

383
00:27:48,792 --> 00:27:50,392
‫نظر مثبت دولت آمریکا رو جلب کنی

384
00:27:51,711 --> 00:27:53,311
‫هرکاری باشه می‌کنم

385
00:27:53,546 --> 00:27:55,146
‫باید پیس‌میکر رو برامون گیر بندازی

386
00:28:07,185 --> 00:28:09,354
‫تبلیغم توی "سرباز حرفه‌ای" چاپ شد

387
00:28:10,063 --> 00:28:11,981
‫- سرباز حرفه‌ای؟
‫- آره

388
00:28:11,981 --> 00:28:14,776
‫حالا دیگه منتظرم
‫سیل تماس‌ها سرازیر بشه

389
00:28:16,444 --> 00:28:18,113
‫ادی، سرباز حرفه‌ای کلاهبرداریه

390
00:28:18,113 --> 00:28:20,657
‫- چی؟
‫- آره، هیچکس اونو نمی‌خونه

391
00:28:20,657 --> 00:28:22,257
‫تمام پولشون رو از...

392
00:28:22,659 --> 00:28:24,327
‫مزدورهای جویای نامی درمیارن
‫که تبلیغاتشون رو می‌خرن

393
00:28:24,327 --> 00:28:25,704
‫چند تا نسخه می‌فروشن؟

394
00:28:25,704 --> 00:28:28,206
‫- نمی‌دونم، دوازده تا؟
‫- دوازده هزار تا؟

395
00:28:28,707 --> 00:28:30,417
‫نـه

396
00:28:30,417 --> 00:28:32,752
‫- هزار و دویست تا؟
‫- نچ. حالا دوزاریت افتاد چند تا؟

397
00:28:32,752 --> 00:28:35,296
‫- تف توش!
‫- آره. دوازده تا

398
00:28:35,797 --> 00:28:38,049
‫و تمام کسایی که می‌خوننش رو می‌شناسم
‫عمراً کسی رو استخدام نمی‌کنن

399
00:28:38,049 --> 00:28:40,260
‫فقط نشستن شبکه‌ی
‫مسابقات تلویزیونی می‌بینن

400
00:28:40,260 --> 00:28:42,929
‫توی شیشه می‌شاشن
‫و توی بخش صدفک سایت ردیت پست می‌ذارن

401
00:28:42,929 --> 00:28:44,681
‫باشه فهمیدم. فهمیدم

402
00:28:44,681 --> 00:28:46,850
‫آره. شرمنده

403
00:28:49,978 --> 00:28:52,230
‫- نسخه‌ای از تو هم اونجا هست؟
‫- چی؟

404
00:28:53,106 --> 00:28:55,567
‫گفتی بابات هست، برادرت هم هست

405
00:28:55,567 --> 00:28:57,694
‫ولی نسخه‌ای از تو هم هست؟

406
00:29:00,780 --> 00:29:02,380
‫به‌فنا رفت

407
00:29:02,615 --> 00:29:04,215
‫چطوری؟

408
00:29:04,784 --> 00:29:06,202
‫خب، نمی‌خواستم اونطوری بشه

409
00:29:06,202 --> 00:29:07,802
‫چطوری بشه؟

410
00:29:08,371 --> 00:29:09,971
‫بکشمش

411
00:29:10,874 --> 00:29:13,877
‫نسخه‌ی دنیای موازی خودت رو کشتی؟

412
00:29:13,877 --> 00:29:16,921
‫داشتم از خودم دفاع می‌کردم
‫می‌خواست منو بکشه. مچمو توی اتاقش گرفت

413
00:29:16,921 --> 00:29:18,521
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

414
00:29:19,048 --> 00:29:22,177
‫به عکس خودم و امیلیا هارکورت نگاه می‌کردم
‫که عاشق هم بودیم و اینا

415
00:29:23,553 --> 00:29:25,513
‫یه لحظه وایسا ببینم لامصب

416
00:29:25,513 --> 00:29:27,307
‫با ریک فلگ پسر دوسته
‫که هنوزم زنده‌ست

417
00:29:27,307 --> 00:29:28,892
‫ولی هنوزم حسابی عاشقمه

418
00:29:28,892 --> 00:29:30,977
‫ریک فلگ پسر عاشق توئه؟

419
00:29:30,977 --> 00:29:33,438
‫- نه! نه، هارکورت رو میگم
‫- وایسا ببینم، خیلی‌خب

420
00:29:33,438 --> 00:29:37,400
‫اوضاع عین اون قضایای به‌گایی
‫سریال "منطقه‌ی نیمه‌روشن" شده

421
00:29:37,400 --> 00:29:38,568
‫آره، دقیقاً

422
00:29:38,568 --> 00:29:41,488
‫تابحال به این فکر کردی
‫که شاید اصلاً بُعد دیگه‌ای نیست؟

423
00:29:41,488 --> 00:29:43,072
‫- چی؟
‫- مثلاً شاید

424
00:29:43,072 --> 00:29:45,784
‫از اون در می‌گذری
‫و وارد دنیایی میشی

425
00:29:45,784 --> 00:29:49,704
‫که با ذهنت بازی می‌کنه
‫و هرچی می‌خواستی بهت میده

426
00:29:49,704 --> 00:29:51,304
‫ولی هیچکدوم واقعی نیستن؟

427
00:29:52,624 --> 00:29:54,000
‫نه، کمابیش مطمئنم واقعیه

428
00:29:54,000 --> 00:29:55,835
‫درکل مگه فرقی هم می‌کنه؟

429
00:29:55,835 --> 00:29:57,435
‫- آره
‫- چرا؟

430
00:29:58,755 --> 00:30:00,757
‫نگو که می‌خوای برگردی اونجا

431
00:30:00,757 --> 00:30:02,467
‫- مجبورم
‫- چرا؟

432
00:30:02,467 --> 00:30:04,067
‫اولاً بخاطر برادرم، خب؟

433
00:30:04,844 --> 00:30:07,263
‫از دست دادنش توی دوران بچگیم
‫بدترین لحظه‌ی عمرم بود

434
00:30:07,764 --> 00:30:09,140
‫حالا اون منو از دست میده اگر...

435
00:30:09,140 --> 00:30:11,726
‫اگر تو برادرشو کشتی
‫پس همین الانشم از دستش داده، کریس

436
00:30:11,726 --> 00:30:13,728
‫- درک نمی‌کنی
‫- شایدم درک می‌کنم

437
00:30:13,728 --> 00:30:15,647
‫باید برای امیلیا توضیح بدم

438
00:30:15,647 --> 00:30:16,731
‫چیو توضیح بدی؟

439
00:30:16,731 --> 00:30:19,025
‫که می‌خوام باهاش تو رابطه باشم یا نه

440
00:30:19,526 --> 00:30:20,610
‫چی؟

441
00:30:20,610 --> 00:30:22,195
‫نمی‌خوام دختر بیچاره رو قال بذارم

442
00:30:22,195 --> 00:30:23,738
‫بقدر کافی دلش شکسته
‫طرف بهش خیانت می‌کرد

443
00:30:23,738 --> 00:30:26,991
‫پسر، اگر واقعیه
‫که هنوزم به‌شدت بعید می‌دونم

444
00:30:26,991 --> 00:30:28,701
‫اون فکر می‌کنه آدم دیگه‌ای هستی

445
00:30:28,701 --> 00:30:30,286
‫نه، نه چندان
‫دی‌ان‌ای جفتمون یکیه

446
00:30:30,286 --> 00:30:32,831
‫- تست چشم‌سنجی رو گذروندم
‫- تست چشم‌سنجی دیگه چیه؟

447
00:30:32,831 --> 00:30:34,374
‫از همونا که ماسماسک
‫می‌ذارن روی چشمت

448
00:30:34,374 --> 00:30:36,793
‫- مثل همونی که توی فرودگاهه؟
‫- آره. آره

449
00:30:37,252 --> 00:30:39,379
‫اون مثل منه، ولی بیشتر عوضیه

450
00:30:39,379 --> 00:30:42,048
‫- و سلیقه‌ش توی لباس بدتره
‫- این یکی رو باورم نمیشه

451
00:30:42,048 --> 00:30:43,508
‫ببین چی پوشیدم!

452
00:30:43,508 --> 00:30:46,427
‫انگار یه شاهزاده‌ی سعودی
‫کل اتاق غذاخوریش رو ریخته رو سرم

453
00:30:46,427 --> 00:30:48,930
‫- لباس‌های اونو پوشیدی؟
‫- فکر می‌کنی من اینو خریدم، ادی؟

454
00:30:50,014 --> 00:30:51,558
‫دلم شکست

455
00:30:51,558 --> 00:30:55,395
‫کریس، هرچقدرم اونجا اوضاع خوب باشه

456
00:30:55,395 --> 00:30:57,512
‫بزرگ‌ترین مشکلات زندگی‌مون

457
00:30:57,536 --> 00:30:59,899
‫مشکلاتیه که درون خودمون داریم

458
00:30:59,899 --> 00:31:01,818
‫بقیه‌ی چیزا خودش حل میشه

459
00:31:01,818 --> 00:31:04,904
‫خدا تو رو اینجا آفریده
‫جات اینجاست

460
00:31:07,073 --> 00:31:08,673
‫- شایدم جام اینجا نیست
‫- چرا؟

461
00:31:08,950 --> 00:31:10,785
‫شاید دنیا گند زده، می‌گیری چی میگم ادی؟

462
00:31:10,785 --> 00:31:12,287
‫شاید من جام اونجاست

463
00:31:12,287 --> 00:31:14,455
‫و همزاد بی‌شعورم جاش اینجاست

464
00:31:14,455 --> 00:31:17,041
‫ولی یه اتفاق کیهانی کوفتی
‫جامون رو با هم عوض کرده

465
00:31:17,834 --> 00:31:20,962
‫برای همین من سر از بُعد وحشتناک درآوردم
‫که شب و روز فقط بدبختی می‌کشم

466
00:31:21,546 --> 00:31:23,882
‫اون سر از دنیایی درآورده
‫که پر از خوبی و شادیه

467
00:31:23,882 --> 00:31:25,466
‫با برادری که هنوز زنده‌ست

468
00:31:25,466 --> 00:31:27,066
‫و پدر لامصبی که دوستش داره

469
00:31:27,635 --> 00:31:29,235
‫نسخه‌ی خوب ماها

470
00:31:29,470 --> 00:31:31,070
‫که توش من یه قهرمان لامصبم

471
00:31:32,765 --> 00:31:34,365
‫حس خوبی بهش ندارم، کریس

472
00:31:36,019 --> 00:31:38,187
‫پیس‌میکر!

473
00:31:38,897 --> 00:31:39,981
‫سلام ادی

474
00:31:39,981 --> 00:31:41,581
‫سلام آدرین

475
00:31:42,483 --> 00:31:44,861
‫همونطور که گفتی
‫یه مشت در و لولا گرفتم آوردم

476
00:31:46,154 --> 00:31:47,906
‫عه، سالن توسعه‌پذیر کوانتومی؟

477
00:31:47,906 --> 00:31:49,574
‫ایول

478
00:31:49,574 --> 00:31:51,284
‫چند باری رفتم اونجا، می‌دونی؟

479
00:31:51,284 --> 00:31:52,452
‫چون بهترین دوستای همدیگه‌ایم و اینا

480
00:31:52,452 --> 00:31:54,537
‫و شرط می‌بندم یه نسخه‌ی دیگه
‫از منم اونجا هست

481
00:31:54,537 --> 00:31:56,706
‫- مگه نه؟
‫- نمی‌دونم، آدرین

482
00:31:56,706 --> 00:31:59,266
‫بریم ببینیم می‌تونیم
‫یکی از اون درها رو نصب کنیم یا نه

483
00:32:07,216 --> 00:32:08,635
‫« سلام »

484
00:32:21,856 --> 00:32:24,442
‫« هارکورت: سلام، چه خبر؟ »

485
00:32:24,525 --> 00:32:26,235
‫« باید همدیگه رو ببینیم »

486
00:32:33,201 --> 00:32:34,619
‫تف...

487
00:32:36,829 --> 00:32:38,623
‫« فوریه »
‫« هارکورت: خیلیم عالی، کجا؟ »

488
00:32:45,797 --> 00:32:49,634
‫« پارک کاپربرگ، نبش هارتلی و ورمانت »

489
00:32:56,849 --> 00:32:59,644
‫- ویج، باید ماشینت رو قرض بگیرم
‫- کجا میری؟

490
00:33:00,186 --> 00:33:01,786
‫میرم دیدن هارکورت

491
00:33:03,815 --> 00:33:05,608
‫خطرناک نیست؟

492
00:33:05,608 --> 00:33:08,277
‫برای اینکه بفهمم باید چیکار کنم
‫باید یه سوالی ازش بپرسم

493
00:33:13,741 --> 00:33:15,410
‫گوشیش رو بگیرین

494
00:33:15,410 --> 00:33:17,010
‫بهش اعتماد ندارم. حواستون بهش باشه

495
00:33:28,256 --> 00:33:29,856
‫چیزی فهمیدی؟

496
00:33:31,092 --> 00:33:34,887
‫امیلیا، این تنها فرصتیه که برای
‫جلب نظر مثبت آرگوس داری

497
00:33:34,887 --> 00:33:36,487
‫واقعاً مسخره‌ست

498
00:33:36,764 --> 00:33:38,891
‫- نه من حقم اینه نه کریس
‫- امیلیا

499
00:33:39,726 --> 00:33:41,326
‫دارم میرم دیدنش

500
00:33:42,603 --> 00:33:44,772
‫پارک کاپربرگ، نبش هارتلی و ورمانت

501
00:33:45,648 --> 00:33:48,568
‫من معطلش می‌کنم و حواسش رو پرت می‌کنم
‫و شما بیاین سراغش

502
00:33:48,568 --> 00:33:50,653
‫و به‌نفعتونه فقط با این دو تا اسکل نیاین

503
00:33:51,154 --> 00:33:52,754
‫دو تا چی؟

504
00:33:53,906 --> 00:33:56,075
‫تنهایی نمی‌تونین پیس‌میکر رو دستگیر کنین

505
00:33:56,784 --> 00:33:58,384
‫تمام افراد رو میاریم

506
00:34:00,496 --> 00:34:02,999
‫داری کار درست رو انجام میدی، امیلیا

507
00:34:04,292 --> 00:34:05,892
‫خودم می‌دونم

508
00:36:08,291 --> 00:36:09,891
‫ستلرز هیلز

509
00:36:11,335 --> 00:36:13,588
‫پیدات کردم، حرومی

510
00:36:45,595 --> 00:36:47,595
‫« ادامه دارد »

511
00:36:47,619 --> 00:36:57,619
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

512
00:36:57,643 --> 00:37:07,643
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

513
00:37:49,517 --> 00:37:51,117
‫فضله‌ی عقابه

514
00:37:57,817 --> 00:38:01,028
‫مال چهار روز پیشه
‫ته‌مزه‌ی کالباس و چیپس میده

515
00:38:01,028 --> 00:38:03,364
‫- نه
‫- طعم نعنا رو هم حس می‌کنم

516
00:38:03,364 --> 00:38:06,033
‫و کنسرو گوشت، و شکلات تویزلرز، و اسمارتیز

517
00:38:06,033 --> 00:38:08,035
‫غلات صبحونه‌ی میوه‌ای و...

518
00:38:08,035 --> 00:38:09,287
‫- و...
‫- باشه فهمیدم

519
00:38:09,287 --> 00:38:10,887
‫پودر پروتئین. وایسا ببینم، وایسا ببینم

520
00:38:11,455 --> 00:38:12,581
‫طعم تیکا ماسالا هم توش هست

521
00:38:12,581 --> 00:38:14,125
‫بیخیال بابا، عمراً اگر اینا رو حس کنی

522
00:38:14,125 --> 00:38:15,725
‫با لوبیای عروس، و پد تای

523
00:38:16,335 --> 00:38:17,461
‫و گوشت گاو واگیوی سطح 5

524
00:38:17,461 --> 00:38:18,838
‫- از آخرین باری که ریده...
‫- آره

525
00:38:18,838 --> 00:38:20,438
‫این همه چیز خورده؟

526
00:38:21,257 --> 00:38:22,633
‫و خاویار بلوگا

527
00:38:22,633 --> 00:38:25,344
‫عمراً اگر بدونی
‫خاویار بلوگا چه طعمیه

528
00:38:25,344 --> 00:38:26,679
‫وای خدا

529
00:38:26,679 --> 00:38:28,639
‫عقابه خورد و خوراکش از منم بهتره

