﻿1
00:00:58,133 --> 00:01:01,992
« رابین هود »
« فصل اول »

2
00:01:48,289 --> 00:01:50,750
سال‌ها از یورش نورمن‌ها بر خاکِ انگلستان گذشته و »
این سرزمین اینک زیر سایه‌ی هنری دوم می‌باشد

3
00:01:50,775 --> 00:01:52,835
آیین نورمن و شریعتِ مسیح
،بر مردمان ساکسون تحمیل شده

4
00:01:52,867 --> 00:01:55,061
مردمانی که ناگزیرند باج بپردازند و
« در برابر اربابان نوین، سرِ تمکین فرود آورند

5
00:01:55,086 --> 00:01:59,795
با گذر زمان، زمین‌های ساکسون، یک‌به‌یک از »
چنگشان ربوده شد و در تملک اشرافِ نورمن درآمد و

6
00:01:59,820 --> 00:02:02,124
انگلستان در پیشگاه
« فرمانروایان تازه‌اش به زانو درآمد

7
00:02:02,149 --> 00:02:05,257
در ژرفای جنگل‌های عظیم، که یک‌سوم گستره‌ی »
،این سرزمین را در خویش نهفته دارند

8
00:02:05,281 --> 00:02:07,488
شکار جایز نیست؛
چرا که هر جانور و هر برگ، ملک پادشاه است

9
00:02:07,512 --> 00:02:10,170
،جنگلبانان سلطنتی پاسدار این فرمان‌اند
،اما در دلِ همان بیشه‌زارهای مه‌گرفته

10
00:02:10,194 --> 00:02:12,852
شور و عصیان خانه دارد؛ پناهگاهِ یاغیانی که
« زیر سلطه‌ی نورمن‌ها سر خم نکرده‌اند

11
00:02:14,149 --> 00:02:18,149
« قسمت اول: می‌بینمش »

12
00:02:18,173 --> 00:02:28,173
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

13
00:02:28,197 --> 00:02:38,197
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

14
00:02:42,351 --> 00:02:43,728
...ادریک

15
00:02:48,647 --> 00:02:51,079
،یا لقبی که مردم اون رو باهاش صدا می‌زدن
...ادریکِ وحشی

16
00:02:51,602 --> 00:02:53,697
...یکی از نجیب‌زاده‌های ساکسون بود

17
00:02:53,740 --> 00:02:56,869
برای مردمش حکم یه لُرد یا
پادشاه رو داشت

18
00:03:01,181 --> 00:03:04,106
ادریک تو کَتش نمی‌رفت که انگلیس فتح شده

19
00:03:04,131 --> 00:03:08,173
حتی وقتی یه شاه نورمن از راه رسید و
،تاج و تختِ انگلیس رو دزدید

20
00:03:08,833 --> 00:03:10,212
قیام کرد

21
00:03:10,462 --> 00:03:12,338
زد به دلِ جنگل و

22
00:03:12,363 --> 00:03:14,168
یاغی‌گری رو پیش گرفت

23
00:03:16,090 --> 00:03:17,924
،سال‌های زیادی

24
00:03:17,949 --> 00:03:21,151
در برابر سربازان پادشاه ایستادگی کرد و

25
00:03:21,176 --> 00:03:24,010
اون و افرادش با گوشتِ
...گوزن‌های پادشاه جشن می‌گرفتن

26
00:03:24,035 --> 00:03:25,745
گُدا چی، پدر؟

27
00:03:26,151 --> 00:03:27,503
به گُدا هم می‌رسم

28
00:03:27,706 --> 00:03:29,753
یه روز، وقتی که سرما از راه رسید و

29
00:03:29,778 --> 00:03:31,574
...مِه جنگل‌ها رو فرا گرفت

30
00:03:32,780 --> 00:03:35,819
ادریک تک و تنها در
اعماق جنگل مشغول شکار بود که

31
00:03:36,144 --> 00:03:38,026
به اقامتگاهی برخورد و

32
00:03:38,206 --> 00:03:41,990
چیزی دید که هیچ انسانی نباید می‌دید

33
00:03:42,356 --> 00:03:44,733
پَری‌ها -
در حال رقص -

34
00:03:47,060 --> 00:03:48,346
برهنه

35
00:03:51,635 --> 00:03:53,689
...زیباترین‌شون هم

36
00:03:53,873 --> 00:03:54,999
گُدا بود

37
00:04:01,572 --> 00:04:03,947
،ادریک محسور زیباییش شد

38
00:04:04,287 --> 00:04:07,087
دزدیش و بُردش تو دل جنگل

39
00:04:07,274 --> 00:04:10,274
،در شب عروسی‌شون
،بعد از اینکه ادریک با گُدا هم‌بستر شد

40
00:04:10,299 --> 00:04:14,445
گُدا اون رو به یه گوزن عظیم تبدیل کرد و

41
00:04:14,938 --> 00:04:17,242
اون هم فوراً فرار کرد و

42
00:04:17,578 --> 00:04:18,905
رفت تو اعماقِ جنگل

43
00:04:19,038 --> 00:04:20,991
افسونِ گُدا

44
00:04:21,701 --> 00:04:23,742
...عمرِ جاودانی به ادریک بخشید و

45
00:04:24,756 --> 00:04:27,035
،اون رو نگهبانِ جنگل کرد

46
00:04:27,217 --> 00:04:30,633
،تا همین امروز
اون مراقب ماست

47
00:04:30,734 --> 00:04:32,086
گوزنه رو دیدی؟

48
00:04:32,194 --> 00:04:33,583
خیلی‌ها رو می‌شناسم که دیدنش و

49
00:04:33,607 --> 00:04:35,161
،میگن وقتی ببینیش

50
00:04:35,186 --> 00:04:39,642
می‌فهمی که ادریکِ وحشی داره نگاهت می‌کنه

51
00:04:57,597 --> 00:04:59,224
هنوزم قصد داری فردا بری؟

52
00:05:01,723 --> 00:05:02,971
باید برم

53
00:05:04,479 --> 00:05:06,198
باید یه بار دیگه تلاش کنم

54
00:05:33,505 --> 00:05:34,949
پدر کجاست؟

55
00:05:35,071 --> 00:05:36,781
رفته ناتینگهام، عزیزم

56
00:05:51,777 --> 00:05:54,269
« انگلستان، سال ۱۱۸۶ »

57
00:06:14,182 --> 00:06:16,307
هانتیگدان چرا داره میاد، پدر؟

58
00:06:16,400 --> 00:06:17,954
،مطمئن نیستم

59
00:06:17,979 --> 00:06:20,320
ولی اون یکی از لُردهای نورمنـه و

60
00:06:20,345 --> 00:06:23,595
،به عنوان داروغه
وظیفه‌ی منـه که باهاش دیدار کنم

61
00:06:23,829 --> 00:06:25,149
ازش خوشم نمیاد

62
00:06:25,220 --> 00:06:28,368
پریسیلا، هوشمندانه‌تره که
،یه آدم رو درک کنی

63
00:06:28,393 --> 00:06:30,204
تا اینکه ازش خوشت نیاد

64
00:06:30,638 --> 00:06:33,969
افسار خیلی از انسان‌ها
به دست طمع و خشم‌شونـه

65
00:06:34,078 --> 00:06:35,985
...همچین آدم‌هایی

66
00:06:36,550 --> 00:06:39,000
فقط شر و تباهی به همراه دارن

67
00:06:42,006 --> 00:06:43,174
داروغه

68
00:06:44,511 --> 00:06:45,797
هانتینگدان

69
00:06:49,586 --> 00:06:51,504
تو بیش از ۴۰۰ هکتار زمین داری

70
00:06:53,718 --> 00:06:55,335
یه عمارت خوب هم داری

71
00:06:55,360 --> 00:06:58,196
دیگه چی می‌خوای؟ -
زمینِ بیشتر -

72
00:06:58,285 --> 00:07:00,930
پس شاید بهتر باشه تو فکرِ یه جنگ دیگه باشی

73
00:07:00,955 --> 00:07:03,267
چون قبلی انگار خوب بهت ساخته

74
00:07:03,305 --> 00:07:06,806
.بقیه خیلی بیشتر نصیب‌شون شده
.خودت ناتینگهام رو صاحب شدی

75
00:07:07,678 --> 00:07:09,642
ناتینگهام که مال من نیست

76
00:07:10,231 --> 00:07:11,917
مال پادشاهـه

77
00:07:11,942 --> 00:07:14,501
من تحت حاکمیت ایشون هستم

78
00:07:15,194 --> 00:07:18,446
،ما مالیات می‌پردازیم و وفاداریم

79
00:07:18,471 --> 00:07:22,415
در عوض از نعمات و
دست و دلبازی‌های پادشاه بهره‌مند میشیم

80
00:07:22,632 --> 00:07:24,907
زمین‌هاش در اختیار ماست تا آبادشون کنیم

81
00:07:27,350 --> 00:07:28,813
کجا میری؟

82
00:07:29,532 --> 00:07:31,009
میرم خوابگاهم، پدر

83
00:07:31,034 --> 00:07:33,142
نه، بشین. باید یاد بگیری

84
00:08:04,767 --> 00:08:06,228
کشیش اعظم

85
00:08:06,452 --> 00:08:07,745
واقعاً سپاس‌گزاریم

86
00:08:11,866 --> 00:08:13,267
کدوم‌تونـه؟

87
00:08:13,292 --> 00:08:15,040
بنده هیو از لاکسلی هستم

88
00:08:15,235 --> 00:08:18,438
به حرف‌تون گوش میدن اما سریع باشید

89
00:08:18,463 --> 00:08:20,340
ماه‌ها برای دیدن‌شون انتظار کِشیدم

90
00:08:21,245 --> 00:08:23,954
پس ممنون باشید که دل‌شون به حالتون سوخته

91
00:08:29,261 --> 00:08:32,114
عمارت لاکسلی خونه‌ی اجدادِ منـه

92
00:08:32,392 --> 00:08:34,407
زمینش توسط شاه هارولد به

93
00:08:34,431 --> 00:08:36,700
پدرِ پدربزرگم داده شده -
یه پادشاهِ ساکسون که -

94
00:08:36,725 --> 00:08:39,110
،زمین‌تون رو به همراه انگلیس

95
00:08:39,135 --> 00:08:41,321
به عموی پدرِ من، ویلیامِ فاتح، باختـه

96
00:08:41,346 --> 00:08:43,532
از اون روز به بعد دیگه
اون زمین‌ها مال شما نبودن

97
00:08:43,557 --> 00:08:45,884
همونطور که خدایان‌تون از وقتی مسیح

98
00:08:45,909 --> 00:08:48,501
،به همراه نورمن‌ها به اینجا اومده
دیگه خدایانِ خودتون نبودن

99
00:08:48,526 --> 00:08:50,673
بقیه‌ی زمین‌های ساکسون‌ها بخشیده شده

100
00:08:51,523 --> 00:08:53,813
یکی رو می‌شناسم که
به پاپ نامه نوشته

101
00:08:54,993 --> 00:08:57,328
راحت باش، برای پاپ نامه بنویس

102
00:08:58,353 --> 00:09:00,517
ولی نمی‌تونم به خواسته‌ات عمل کنم

103
00:09:00,986 --> 00:09:03,130
من آدم منصفی‌ام، لاکسلی

104
00:09:03,536 --> 00:09:04,829
سعی می‌کنم باشم

105
00:09:07,586 --> 00:09:10,595
من بهت مقام جنگلبان سلطنتی میدم

106
00:09:11,375 --> 00:09:14,354
پول زیادی نصیبت میشه و
به پادشاه خدمت می‌کنی

107
00:09:14,402 --> 00:09:16,821
،زندگیِ خوبیـه
هیچ آدمی تو موقعیتِ من

108
00:09:16,846 --> 00:09:18,438
همچین پیشنهادی بهت نمیده

109
00:09:19,407 --> 00:09:20,845
قبول می‌کنن، سرورم

110
00:09:21,462 --> 00:09:22,731
با افتخار

111
00:09:22,756 --> 00:09:24,946
می‌خوام از زبون خودش بشنوم

112
00:09:24,986 --> 00:09:26,423
یالا، هیو

113
00:09:26,467 --> 00:09:28,977
.برای جوآن
.برای رابرت

114
00:09:30,340 --> 00:09:31,734
یه پسر داری

115
00:09:31,970 --> 00:09:33,431
به آینده‌اش فکر کن

116
00:09:33,456 --> 00:09:35,024
،همه چیزِ یک مرد وارثشـه

117
00:09:35,049 --> 00:09:36,517
درست مثل پریسیلا برای من

118
00:09:39,701 --> 00:09:41,228
می‌تونید بلند شید

119
00:09:45,275 --> 00:09:48,329
هیو از لاکسلی، پیشنهادم رو قبول می‌کنی؟

120
00:09:56,679 --> 00:09:57,931
قبول می‌کنم

121
00:09:58,044 --> 00:10:00,735
عالیـه. مشکل حل شد

122
00:10:04,214 --> 00:10:06,501
می‌خوای تا آخر عمرت همونجا وایسی و
من رو نگاه کنی؟

123
00:10:06,928 --> 00:10:09,634
می‌خوای تا آخر عمرت عصبانی باشی؟

124
00:10:10,033 --> 00:10:12,478
گمونم همون بهتر که
روی یه تیکه چوب خالیش کنی

125
00:10:12,503 --> 00:10:14,220
یا سرِ یه نورمن

126
00:10:16,074 --> 00:10:17,367
من چی؟

127
00:10:18,657 --> 00:10:20,181
رابرت چی؟

128
00:10:20,571 --> 00:10:21,806
اون زمین‌ها مال ما بود

129
00:10:21,830 --> 00:10:23,079
اون خونه‌ی ما بود

130
00:10:23,104 --> 00:10:24,724
آره -
حالا اون هانتینگدانِ حرومزاده -

131
00:10:24,749 --> 00:10:26,618
توی تختِ من می‌خوابه -
،آره، ازمون گرفتنش -

132
00:10:26,643 --> 00:10:28,790
ولی چه میشه کرد؟

133
00:10:29,013 --> 00:10:31,637
می‌خوای باقی عمرت رو پای این جنگ تلف کنی؟

134
00:10:31,662 --> 00:10:33,157
تهش که چی؟

135
00:10:33,182 --> 00:10:35,048
آخر و عاقبت رابرت چی میشه؟

136
00:10:36,946 --> 00:10:39,259
به آموزشش ادامه میدم

137
00:10:39,292 --> 00:10:41,204
آره، می‌تونم بهش خوندن و نوشتن یاد بدم

138
00:10:41,229 --> 00:10:43,478
حتی شاید بتونه توی دربار
،یه شغل واسه خودش دست و پا کنه

139
00:10:43,503 --> 00:10:46,987
ولی لازمـه که پدرش بالا سرش باشه -
شغل تو دربار، جوآن؟ -

140
00:10:48,332 --> 00:10:50,018
مجبورمون می‌کنن خداشون رو بپرستیم

141
00:10:50,206 --> 00:10:53,079
نه، من هرگز همچین کاری نمی‌کنم

142
00:10:57,417 --> 00:11:00,087
باید یکم سریع‌تر رها کنی. بده من

143
00:11:02,096 --> 00:11:04,196
چشمات یا دستات مهم نیستن

144
00:11:04,386 --> 00:11:07,014
،وقتی بزرگ بشی
خود به خود حل میشه

145
00:11:09,377 --> 00:11:10,720
اینجاست که مهمـه

146
00:11:11,009 --> 00:11:12,915
راز کمان‌های بلند همینـه

147
00:11:12,940 --> 00:11:14,243
رازش تو قفسه‌ی سینه‌اتـه و

148
00:11:14,268 --> 00:11:16,087
اینکه به صدای کمان گوش بدی

149
00:11:16,766 --> 00:11:18,160
چون اون هم نفس می‌کِشه

150
00:11:18,431 --> 00:11:19,548
دوباره انجامش بده

151
00:11:19,573 --> 00:11:21,478
این بار، چشمات رو ببند

152
00:11:21,657 --> 00:11:24,235
.به صدای کِشیده شدنش گوش کن
.خودت می‌فهمی کِی به حدش می‌رسه

153
00:11:27,395 --> 00:11:29,235
شنیدی؟ یکم بیشتر

154
00:11:31,909 --> 00:11:33,258
حالا نفس بکِش و رها کن

155
00:11:37,404 --> 00:11:39,297
بااستعدادی، پسرم

156
00:11:41,986 --> 00:11:44,632
،وقتی نورمن‌ها اومدن
چرا همشون مثل ادریکِ وحشی

157
00:11:44,657 --> 00:11:46,297
فرار نکردن برن تو جنگل؟

158
00:11:46,353 --> 00:11:47,914
خب، موندن تا از پادشاه‌شون محافظت کنن

159
00:11:47,949 --> 00:11:49,510
ولی جنگل ازشون محافظت می‌کرد

160
00:11:49,535 --> 00:11:51,180
چرا وایسادن و مُردن؟

161
00:11:51,625 --> 00:11:53,618
گمونم برای غرور و افتخار

162
00:11:54,079 --> 00:11:55,733
نورمن‌ها می‌تونن هر جا که می‌خوان

163
00:11:55,758 --> 00:11:58,149
.قلعه‌هاشون رو بسازن
...ولی این جنگل‌ها

164
00:11:59,493 --> 00:12:01,477
قدمت‌شون به اندازه‌ی خودِ زمینـه

165
00:12:02,165 --> 00:12:04,204
هیچکس نمی‌تونه صاحب‌شون بشه

166
00:12:04,575 --> 00:12:06,196
بیا، این رو ببین

167
00:12:09,650 --> 00:12:11,180
،آبا و اجدادم این رو درست کردن

168
00:12:11,205 --> 00:12:13,048
خیلی قبل‌تر از اومدنِ نورمن‌ها

169
00:12:13,268 --> 00:12:16,205
اون سنگ از جای مقدسی اومده

170
00:12:17,030 --> 00:12:18,475
از دلِ جنگل

171
00:12:19,892 --> 00:12:22,780
از غاری که کمتر کسی دیده

172
00:12:22,976 --> 00:12:24,647
‫من رو اونجا می‌بری؟

173
00:12:25,635 --> 00:12:27,022
گُدا می‌برتت

174
00:12:28,633 --> 00:12:31,178
یه روز. وقتی آماده باشی

175
00:12:43,210 --> 00:12:44,586
خوش برگشتید، قربان

176
00:13:00,084 --> 00:13:02,600
مال منـه! کاریش نداشته باش

177
00:13:04,205 --> 00:13:05,975
چرا باید کاریش داشته باشم آخه؟

178
00:13:06,341 --> 00:13:07,780
اسمش هنریـه

179
00:13:08,957 --> 00:13:10,584
اسم هم داره؟

180
00:13:11,115 --> 00:13:12,731
اینجا چیکار می‌کنی؟

181
00:13:12,756 --> 00:13:14,334
اونجا قبلاً خونه‌ی ما بود

182
00:13:14,826 --> 00:13:16,271
خونه‌مون رو میگی؟

183
00:13:17,170 --> 00:13:18,506
،تا پنج سالگیم

184
00:13:18,531 --> 00:13:20,154
با خانوادم اونجا زندگی می‌کردیم

185
00:13:20,179 --> 00:13:21,357
ولی پدرم اون خونه رو ساخته

186
00:13:21,382 --> 00:13:23,779
.پدرت اونجا رو نساخته
.به زور از ما گرفتتش

187
00:13:24,162 --> 00:13:25,435
دروغ میگی

188
00:13:25,460 --> 00:13:28,012
یه سالن با پنجره‌های شیشه‌ای و
دیوارهای چوبی توی خونه هست

189
00:13:28,037 --> 00:13:29,966
،یه گوشه‌ای
،پُشتِ یکی از دیوارهای چوبی

190
00:13:29,991 --> 00:13:32,318
.یه اتاق مخفی هست
،وقتی به قلعه حمله میشد

191
00:13:32,343 --> 00:13:34,677
از این اتاق به عنوان
پناهگاه استفاده می‌کردن

192
00:13:36,539 --> 00:13:37,747
!ماریان

193
00:13:39,336 --> 00:13:40,588
!ماریان

194
00:13:44,145 --> 00:13:45,606
چیکار می‌کردی؟

195
00:13:45,780 --> 00:13:47,967
یه پسره اونجا بود، پدر -
پسر؟ -

196
00:13:48,209 --> 00:13:50,287
گفت قبلاً اینجا زندگی می‌کرده

197
00:13:50,592 --> 00:13:51,974
برو داخل

198
00:13:53,905 --> 00:13:55,865
!می‌شناسمت، لاکسلی

199
00:13:58,137 --> 00:13:59,451
!راب

200
00:13:59,585 --> 00:14:01,521
!حق نداری پات رو بذاری اینجا

201
00:14:02,888 --> 00:14:04,896
!چشمات رو از حدقه در میارم

202
00:14:39,594 --> 00:14:41,146
چیکار می‌کردی؟ -
کجا بود؟ -

203
00:14:41,171 --> 00:14:43,568
.رفته بود خونه‌مون
اونجا چیکار می‌کردی؟

204
00:14:43,593 --> 00:14:45,209
!هیچی -
...نه، هیو -

205
00:14:45,234 --> 00:14:46,982
بگو چرا رفتی اونجا -
!تا ببینم -

206
00:14:47,007 --> 00:14:49,365
چی رو؟ چی رو ببینی؟

207
00:14:49,576 --> 00:14:50,576
ها؟

208
00:14:50,601 --> 00:14:52,052
چی رو ببینی؟ -
!نکن، هیو -

209
00:14:52,077 --> 00:14:54,176
!جواب بده، راب -
خیلی رو داری -

210
00:14:54,201 --> 00:14:56,412
به چه حقی پای این مزخرفات رو
!به زندگی من باز کردی؟

211
00:14:56,437 --> 00:14:58,209
،پسرمون رفته اونجا
...من که نرفتـ

212
00:14:58,234 --> 00:15:00,199
!به خاطر تو
!چون ول‌کُن نبودی

213
00:15:00,224 --> 00:15:01,349
!گفتم بیخیالش شو

214
00:15:01,374 --> 00:15:03,474
!چطوری می‌تونم بیخیالش شم؟

215
00:15:04,000 --> 00:15:05,942
همه چیزمون رو ازمون گرفتن، جوآن

216
00:15:07,520 --> 00:15:09,466
جوآن، اون زمین مال من بود

217
00:15:10,293 --> 00:15:11,955
،اونجا خونه‌ی من بود
زندگیِ من بود

218
00:15:11,980 --> 00:15:15,582
!من زندگیتم
راب زندگیتـه

219
00:16:12,449 --> 00:16:15,372
،امروز سه‌تا شکارچی غیرقانونی گرفتم
پایین کنار رودخونه

220
00:16:15,397 --> 00:16:16,883
یکی‌شون اسپراگات بود

221
00:16:16,909 --> 00:16:18,340
چیزی هم گرفته بودن؟

222
00:16:18,365 --> 00:16:19,365
هوم

223
00:16:19,786 --> 00:16:21,348
کمِ کمش پنج‌تا قرقاول

224
00:16:21,373 --> 00:16:22,957
داشتن می‌رفتن ناتینگهام تا بفروشن

225
00:16:22,982 --> 00:16:24,626
بیخِ گوشِ داروغه

226
00:16:24,651 --> 00:16:26,462
پاداش خوبی بابتش میدن

227
00:16:26,534 --> 00:16:28,480
نه، ولشون کردم برن

228
00:16:30,515 --> 00:16:32,723
،نمی‌خواستم دستش رو قطع کنم

229
00:16:32,906 --> 00:16:35,106
.آلوین هم حاضر نبود
:تبر رو که دادم بهش گفت

230
00:16:35,131 --> 00:16:37,527
خودت قطعش کن» و»
شلوارش رو خراب کرد

231
00:16:38,851 --> 00:16:40,184
<font color="#fffc00">چی باید بگی؟</font>

232
00:16:40,746 --> 00:16:41,941
ممنون

233
00:16:42,218 --> 00:16:43,780
<font color="#fffc00">گمون نکنم</font>

234
00:16:43,843 --> 00:16:44,843
<font color="#fffc00">دوباره بگو</font>

235
00:16:44,868 --> 00:16:46,691
<font color="#fffc00">بابت غذا ممنونم، مامان</font>

236
00:16:46,783 --> 00:16:47,965
آفرین

237
00:16:53,366 --> 00:16:55,035
تصمیمت رو نگرفتی؟

238
00:16:57,393 --> 00:17:00,402
چرا نمی‌تونم باهاتون بیام شکار؟
من که دیگه بچه نیستم

239
00:17:02,788 --> 00:17:04,433
آره، بذار با مامانت صحبت کنم

240
00:17:04,458 --> 00:17:06,199
پس می‌دونم جواب‌تون چیـه

241
00:17:10,983 --> 00:17:12,147
<font color="#fffc00">سیر شدم</font>

242
00:17:13,475 --> 00:17:16,818
<font color="#fffc00">میرم بیرون هیزم می‌شکنم و
رو نورماندی‌ام کار می‌کنم</font>

243
00:17:28,490 --> 00:17:30,551
چرا اصرار داری نورماندی یادش بدی؟

244
00:17:30,576 --> 00:17:32,717
چون زبانِ درباره

245
00:17:32,842 --> 00:17:34,772
قرار نیست بره دربار، جوآن

246
00:17:35,084 --> 00:17:36,514
پسر یه اِرل که نیست

247
00:17:36,539 --> 00:17:38,923
خودم می‌دونم چیـه -
پس چرا همینجوری قبولش نمی‌کنی؟ -

248
00:17:38,948 --> 00:17:41,914
قبول کردم، هیچوقت هم تو رو
بابتش سرزنش نکردم

249
00:17:41,956 --> 00:17:44,179
حداقل نه به اندازه‌ی خودت

250
00:17:44,534 --> 00:17:47,124
من خیلی وقت پیش پذیرفتمش

251
00:17:47,187 --> 00:17:48,343
واقعاً؟

252
00:17:48,945 --> 00:17:50,617
حتماً اون یه سال رو خواب بودم

253
00:18:01,056 --> 00:18:02,656
با خودت ببرش شکار

254
00:18:06,895 --> 00:18:08,929
شاید گُدا رو پیدا کنه و
اون بتونه تصمیم بگیره که

255
00:18:08,954 --> 00:18:10,581
آخر و عاقبتش چی میشه

256
00:18:48,298 --> 00:18:49,671
واقعاً خطرناکی

257
00:18:50,899 --> 00:18:52,132
آره

258
00:18:53,806 --> 00:18:55,266
خطرناکم

259
00:18:56,362 --> 00:18:58,565
برگرد سر پُستت، فرمانده

260
00:19:26,394 --> 00:19:28,729
پدر، امروز بهترین فرصتـه

261
00:19:40,025 --> 00:19:41,534
گُدا، مراقبش باش

262
00:19:42,886 --> 00:19:45,024
باشد که خدایان باستان مراقب‌مون باشن

263
00:20:02,480 --> 00:20:04,148
به شروود خوش اومدید، سرورم

264
00:20:05,928 --> 00:20:07,120
لاکسلی

265
00:20:11,650 --> 00:20:14,878
جنگلِ پادشاه چطوره؟ -
بسیار سرسبزه، سرورم -

266
00:20:14,903 --> 00:20:17,072
به قدر کافی گوزن برای شکار هست؟

267
00:20:17,639 --> 00:20:19,761
چندتا گله توی دامنه‌ی شرقی هست

268
00:20:19,786 --> 00:20:21,370
چندتا هم این سمت رودخونه

269
00:20:29,705 --> 00:20:31,417
هانتینگدان که معرف حضورتون هست

270
00:20:35,483 --> 00:20:37,689
ایشون هم دخترشون، ماریان

271
00:20:57,756 --> 00:20:59,495
در مورد لباسم نظر نمیدی؟

272
00:20:59,591 --> 00:21:02,268
خیلی قشنگـه، ولی یکم کوتاهـه

273
00:21:02,620 --> 00:21:06,261
مزخرف نگو. خودت چرا شبیه
فاحشه‌ها لباس پوشیدی؟

274
00:21:06,570 --> 00:21:09,082
واسه شکار لباس بپوشم؟
حالم از شکار به هم می‌خوره

275
00:21:09,107 --> 00:21:12,129
ماریان، تعجبی نداره بابات
از دستت شاکیـه، جدی میگم

276
00:21:12,386 --> 00:21:13,628
،مجبورم کرد بیام

277
00:21:13,653 --> 00:21:15,831
ولی نمی‌تونه مجبورم کنه
ازش لذت ببرم

278
00:21:18,725 --> 00:21:21,626
.اینقدر ضدحال نباش
.این همه چیز واسه لذت بردن هست

279
00:21:21,651 --> 00:21:24,097
مثل این جنگلبان‌های جوون

280
00:21:24,830 --> 00:21:26,323
مثل اون یکی

281
00:21:33,050 --> 00:21:35,065
جلوت رو بپا، رابرت

282
00:21:35,234 --> 00:21:37,909
واسه رسیدن به قلبِ اونا
یه تیر کافی نیست، راب

283
00:21:39,791 --> 00:21:43,479
لاکسلی... خیال می‌کردم تا
الان مُرده باشه

284
00:21:44,172 --> 00:21:46,628
یحتمل حس‌تون متقابلـه

285
00:21:48,770 --> 00:21:51,243
به سلامتیِ ادریکِ وحشی و
شکار بزرگ

286
00:21:51,369 --> 00:21:53,198
ادریک -
ادریک -

287
00:21:58,126 --> 00:22:00,284
برو یکم شراب به داروغه تعارف کن، راب

288
00:22:00,694 --> 00:22:02,745
برو، نگران نباش

289
00:22:08,342 --> 00:22:09,683
فوراً برگرد

290
00:22:14,350 --> 00:22:15,714
بذارید رد شه

291
00:22:19,886 --> 00:22:21,823
...سرورم، مایلید

292
00:22:22,531 --> 00:22:23,870
چی آوردی؟

293
00:22:23,954 --> 00:22:25,972
شرابِ مخصوصِ جنگلبان‌ها، قربان

294
00:22:30,912 --> 00:22:33,612
.بده ببینم
به افتخار چی قراره بنوشیم، پسرجان؟

295
00:22:33,972 --> 00:22:35,372
به افتخار جنگل

296
00:22:35,397 --> 00:22:37,190
برای نعمات و شکارهاش

297
00:22:38,372 --> 00:22:41,184
می‌خوای به سلامتیِ
خرافاتِ قدیمیِ ساکسون‌ها بنوشم؟

298
00:22:41,209 --> 00:22:43,526
،خیلی جربزه داری، جوون
اسمت چیـه؟

299
00:22:45,025 --> 00:22:46,722
لاکسلی، قربان

300
00:22:47,334 --> 00:22:48,776
رابرت از لاکسلی

301
00:23:02,899 --> 00:23:04,309
پسر همون مَردیـه که

302
00:23:04,334 --> 00:23:06,574
زمینش رو گرفتید

303
00:23:07,916 --> 00:23:10,313
می‌بینم هنوزم که رنج و
بدبختیِ بقیه رو می‌بینی

304
00:23:10,338 --> 00:23:11,955
دلت غش و ضعف میره

305
00:23:12,885 --> 00:23:14,619
خیلی ویژگی‌های دیگه داره که

306
00:23:14,643 --> 00:23:17,268
دلِ آدم واسش غش و ضعف بره

307
00:23:37,233 --> 00:23:38,818
...آهای، آهای، اونجا

308
00:25:10,961 --> 00:25:11,962
یه آدمـه

309
00:25:13,485 --> 00:25:14,548
!نه

310
00:25:16,031 --> 00:25:17,290
!یه آدم اونجاست

311
00:25:18,686 --> 00:25:21,251
یه بار دیگه دستت بهم بخوره پوستت رو می‌کَنم

312
00:25:21,800 --> 00:25:23,316
بگیریدشون

313
00:25:26,011 --> 00:25:27,269
چی شد؟

314
00:25:27,784 --> 00:25:29,277
غلط نکنم شکارچی غیرقانونی‌ان

315
00:25:35,440 --> 00:25:36,971
با این گرفتیم‌شون، سرورم

316
00:25:36,996 --> 00:25:39,331
می‌دونید اینجا کجاست؟ -
شروود -

317
00:25:39,356 --> 00:25:40,831
،جنگل شروود

318
00:25:40,856 --> 00:25:42,417
،که متعلق به پادشاهـه

319
00:25:42,442 --> 00:25:44,628
به همراه تمام موجوداتِ داخلش

320
00:25:44,653 --> 00:25:47,144
می‌دونید چه بلایی سر کسایی که
از پادشاه دزدی کنن میاد؟

321
00:25:47,175 --> 00:25:48,363
دست‌شون رو قطع می‌کنیم

322
00:25:48,388 --> 00:25:49,699
نه، خواهش می‌کنم

323
00:25:49,724 --> 00:25:51,613
!تو رو خدا، التماس می‌کنم، قربان

324
00:25:51,901 --> 00:25:53,143
خواهش می‌کنم

325
00:25:54,307 --> 00:25:55,568
!بس... بس کنید

326
00:25:55,593 --> 00:25:57,571
سرورم، اینا رو می‌شناسیم

327
00:25:57,596 --> 00:26:00,771
درستـه اشتباه کرده ولی صرفاً یه احمقـه که
می‌خواد شکم زن و بچه‌اش رو سیر کنه

328
00:26:00,796 --> 00:26:03,049
و باید عدالت نورمن‌ها رد حقش اجرا شه

329
00:26:03,771 --> 00:26:05,080
خواهش می‌کنم، سرورم

330
00:26:05,105 --> 00:26:06,916
حقش اینـه محاکمه بشه، مگه نه؟

331
00:26:06,941 --> 00:26:08,478
قانون نورمن‌ها همین رو نمیگه؟

332
00:26:11,291 --> 00:26:12,963
،بسیارخب، بیاریدشون ناتینگهام

333
00:26:12,988 --> 00:26:14,152
اونجا دادگاه برگزار می‌کنیم

334
00:26:14,177 --> 00:26:17,238
،اگه گناهکار اعلام بشن
اعدام‌شون می‌کنیم

335
00:26:19,721 --> 00:26:21,495
به تصمیم تو، لاکسلی

336
00:26:27,836 --> 00:26:30,331
!دستت رو به من نزن -
!من که بهتون دست نزدم -

337
00:26:30,356 --> 00:26:32,777
!شمشیرت رو غلاف کن، هانتینگدان، لامصب

338
00:26:33,013 --> 00:26:34,739
همگی شمشیرهاتون رو غلاف کنید

339
00:26:36,386 --> 00:26:38,659
امروز لاکسلی به من اهانت کرد

340
00:26:38,792 --> 00:26:40,464
فراموش نمی‌کنم

341
00:26:43,294 --> 00:26:44,636
اون تیر رو بیارید پیش من

342
00:26:46,128 --> 00:26:47,472
تیرِ رابـه

343
00:26:47,611 --> 00:26:49,565
گوزن و شکارچی رو با هم زده، سرورم

344
00:26:53,479 --> 00:26:56,620
هانتینگدان، دخترت باید
برنده رو علامت بزنه

345
00:26:56,765 --> 00:26:58,339
بیا جلو، عزیزم

346
00:27:10,262 --> 00:27:13,292
نه... نه، با خونِ اون

347
00:27:30,643 --> 00:27:32,401
اونان که باید به خون کِشیده بشن

348
00:27:50,583 --> 00:27:52,811
حالا با خونِ یه انسان علامت خوردی

349
00:27:52,858 --> 00:27:55,167
لاکسلیِ جوان، دفعه‌ی بعد که
،خواستی به سلامتیِ جنگل بنوشی

350
00:27:55,192 --> 00:27:56,909
مراقب باش از خدا چی می‌خوای

351
00:28:00,405 --> 00:28:02,089
بیاریدشون ناتینگهام

352
00:28:07,690 --> 00:28:09,542
اعدام واسه شکارِ یه گوزن

353
00:28:09,721 --> 00:28:11,386
چیکار کردی، لاکسلی؟

354
00:28:11,651 --> 00:28:13,386
دست‌تون رو قطع می‌کردن

355
00:28:13,411 --> 00:28:15,002
حالا لااقل یه فرصت دارید

356
00:28:15,283 --> 00:28:16,290
بذارید بریم

357
00:28:16,315 --> 00:28:17,804
قول میدم دیگه هیچوقت ریختم رو نبینید

358
00:28:17,829 --> 00:28:18,893
نمی‌تونم

359
00:28:20,283 --> 00:28:21,408
!ببریدشون ناتینگهام

360
00:28:21,433 --> 00:28:25,065
!مرتیکه‌ی حرومزاده
!امیدوارم یه روز خوش نبینی

361
00:28:25,294 --> 00:28:27,198
!لاکسلی

362
00:28:38,539 --> 00:28:40,846
‫اینطوری زُل زدی ممکنـه
‫یه پری بیاد سراغت

363
00:28:42,739 --> 00:28:44,893
یه هفته از شکار می‌گذره

364
00:28:46,596 --> 00:28:48,878
پات رو از خونه نذاشتی بیرون

365
00:28:49,654 --> 00:28:51,948
باید امروز صبح با راب می‌رفتی

366
00:28:51,973 --> 00:28:54,682
نه، دلم درد می‌کنه

367
00:28:56,423 --> 00:28:59,987
گفتی داروغه موقع شکار راب رو انتخاب کرده و

368
00:29:00,332 --> 00:29:02,456
نگاه گرم و محبت‌آمیزی هم بهت داشته

369
00:29:03,067 --> 00:29:05,448
این همه سال تو رو جنگلبانِ ارشد نگه داشت

370
00:29:05,504 --> 00:29:07,815
چرا باید الان ازت بگیرتش؟

371
00:29:07,840 --> 00:29:10,393
نمی‌خوام تظاهر کنم می‌فهمم
تو سر نورمن‌ها چی می‌گذره

372
00:29:11,890 --> 00:29:14,309
‫من هم همینطور،
‫همین طرز فکر ساکسون‌ها...

373
00:29:15,362 --> 00:29:16,636
‫برام کافیـه

374
00:29:19,712 --> 00:29:22,374
‫مهمـه که هانتینگدان هم اونجا بود؟

375
00:29:24,514 --> 00:29:26,202
مهم اینـه من اونجا بودم

376
00:29:29,850 --> 00:29:31,437
‫نباید اصلاً راب رو می‌بردم

377
00:29:34,339 --> 00:29:35,674
‫بیا

378
00:29:55,357 --> 00:29:56,952
‫یکی اونجاست

379
00:30:04,980 --> 00:30:06,272
‫چی شده؟

380
00:30:06,466 --> 00:30:08,577
‫آلپو فکر می‌کنه
‫یکی لای درخت‌هاست

381
00:30:11,444 --> 00:30:13,054
‫اوناهاش، دیدمش

382
00:30:15,231 --> 00:30:16,694
‫همینجا بمون

383
00:30:25,385 --> 00:30:26,385
‫آهای!

384
00:30:27,697 --> 00:30:30,280
‫تویی؟ همونی که توی شکار دیدمش؟

385
00:30:31,910 --> 00:30:33,780
‫یه لحظه فکر کردم شناختمت

386
00:30:36,644 --> 00:30:39,452
‫- ولی شاید اشتباه کردم
‫- اینجام

387
00:30:41,665 --> 00:30:43,000
‫کجایی؟

388
00:30:43,359 --> 00:30:46,498
‫- تو اون دختره‌ای که قورباغه داشت
‫- قورباغه؟

389
00:30:46,523 --> 00:30:49,593
‫بچه که بودی، توی جنگل
‫قورباغه‌ها رو جمع می‌کردی

390
00:30:50,280 --> 00:30:53,984
‫آره، می‌بردم‌شون توی خندق‌ها

391
00:30:54,562 --> 00:30:56,304
‫پس درست حدس زدم، خودتی

392
00:30:56,953 --> 00:30:58,719
‫چرا قایم شدی؟

393
00:31:00,220 --> 00:31:01,262
‫قایم نشدم

394
00:31:04,661 --> 00:31:06,030
‫بهتر شد

395
00:31:06,152 --> 00:31:08,419
‫عادت ندارم با درخت صحبت کنم

396
00:31:08,444 --> 00:31:10,653
‫چرا؟ اونا خیلی حرف‌ها تو دلشونـه و

397
00:31:10,866 --> 00:31:12,585
‫نمی‌تونی بهشون دروغ بگی

398
00:31:12,610 --> 00:31:13,828
‫دروغ؟

399
00:31:14,789 --> 00:31:17,569
‫می‌بینم یه ساکسونیِ اخلاقمدار هم هستی

400
00:31:18,686 --> 00:31:21,212
<font color="#fffc00">آداب نورمن‌ها حکم می‌کنه
‫خواسته‌شون رو پنهان کنن</font>

401
00:31:21,394 --> 00:31:24,042
<font color="#fffc00">‫اما زبان ساکسون، زبان حقیقتـه</font>

402
00:31:24,358 --> 00:31:26,010
‫این حرف‌های قلمبه‌سلمبه رو کی یادت داده؟

403
00:31:26,034 --> 00:31:27,720
‫مادرم خوندن و نوشتن یادم داد،

404
00:31:27,744 --> 00:31:31,057
‫پدرم چم و‌ خم جنگل و رازهاش رو

405
00:31:31,198 --> 00:31:32,729
‫پس تقصیر باباتـه

406
00:31:33,080 --> 00:31:34,457
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

407
00:31:37,402 --> 00:31:38,820
‫شکار که رفته بودیم...

408
00:31:40,222 --> 00:31:43,010
‫چرا گفتی اونان که
‫باید به خون کِشیده بشن؟

409
00:31:46,022 --> 00:31:48,135
‫سربازهای پدرم اومدن! برو‍!

410
00:31:49,807 --> 00:31:51,827
‫فکر این دختر رو
‫هم از سرت بیرون می‌کنی، پسر!

411
00:31:51,852 --> 00:31:53,133
‫حالیت شد؟

412
00:31:53,158 --> 00:31:54,616
‫اینجا زمین نورمن‌هاست

413
00:31:57,202 --> 00:31:59,280
‫برو خدا رو شکر کن که پدرت اینجا نیست

414
00:32:06,939 --> 00:32:10,012
‫لاکسلیِ جنگلبان
‫شکارچی‌ها رو مخفی می‌کنه

415
00:32:10,213 --> 00:32:12,502
‫پادشاه سند زمین و جایگاهت رو

416
00:32:12,527 --> 00:32:14,346
‫به اسم خودت امضا کرده

417
00:32:14,371 --> 00:32:16,907
‫این پادشاه، آره.
‫پادشاه بعدی می‌تونه ازم بگیره.

418
00:32:16,932 --> 00:32:19,642
‫یه پادشاه نورمن
‫زمین ساکسون‌ها رو پس بده؟

419
00:32:19,667 --> 00:32:21,658
‫- بعید می‌دونم
‫- بعضی از ساکسون‌ها

420
00:32:21,683 --> 00:32:23,205
‫زمین‌هاشون رو پس گرفتن

421
00:32:23,231 --> 00:32:25,611
‫فقط اونایی که به مسیحیت روی آوردن

422
00:32:27,708 --> 00:32:30,771
‫اگه لاکسلی داره به شکارچی‌ها پناه میده،

423
00:32:30,796 --> 00:32:34,299
‫بعید می‌دونم بخواد به مسیحیت روی بیاره

424
00:32:34,329 --> 00:32:37,933
اون به نورماندی خیانت کرده و جنایتکاره

425
00:32:40,327 --> 00:32:42,042
‫می‌تونی این ادعا رو ثابت کنی؟

426
00:32:43,006 --> 00:32:44,266
‫البته

427
00:32:49,650 --> 00:32:50,875
‫چی شد؟

428
00:32:50,900 --> 00:32:52,258
‫افتادم

429
00:32:54,131 --> 00:32:55,430
‫حین شکار

430
00:33:06,235 --> 00:33:08,302
‫رابرت از لاکسلی اینجا زندگی می‌کنه؟

431
00:33:08,327 --> 00:33:09,868
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

432
00:33:10,639 --> 00:33:12,485
‫من ماریان از هانتینگدان هستم

433
00:33:13,758 --> 00:33:15,797
‫نیازی به این کارها نیست

434
00:33:17,327 --> 00:33:18,946
‫راب، بیا اینجا

435
00:33:31,461 --> 00:33:33,954
‫اومدم عذرخواهی کنم بابت

436
00:33:33,979 --> 00:33:35,952
‫رفتار سربازهای پدرم

437
00:33:35,977 --> 00:33:37,422
‫آسیبی ندیدم

438
00:33:37,454 --> 00:33:39,362
‫فرقی نداره،
‫کارشون غیرقابل‌بخشش بود

439
00:33:43,626 --> 00:33:46,275
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- بله، آمم...

440
00:33:48,412 --> 00:33:50,766
‫- تشریف میارید تو؟
‫- نه...

441
00:33:51,563 --> 00:33:52,903
‫ممنون

442
00:33:52,928 --> 00:33:55,821
‫اومده بودم بیرون سواری کنم

443
00:33:56,071 --> 00:33:57,719
‫روزِ قشنگیـه

444
00:34:07,466 --> 00:34:09,032
‫مادرم این رو درست کرده

445
00:34:11,057 --> 00:34:12,586
‫داریم میریم عروسی

446
00:34:14,750 --> 00:34:16,907
‫مطمئناً...

447
00:34:16,932 --> 00:34:18,618
‫لباس جذابیـه

448
00:34:22,664 --> 00:34:24,664
‫توی مسیر از جلوی کلیسا رد شدم، اما

449
00:34:24,689 --> 00:34:26,532
‫خبری از مراسم نبود

450
00:34:26,557 --> 00:34:28,516
‫از اون مراسم‌های توی کلیسا نیست

451
00:34:29,305 --> 00:34:31,159
‫براتون روز خوشی آرزو می‌کنم

452
00:34:32,182 --> 00:34:34,458
‫می‌خوای همراه‌مون بیای مراسم؟

453
00:34:46,227 --> 00:34:49,577
‫اگه نه توی کلیسائـه و
‫نه کشیشی قراره باشه،

454
00:34:49,602 --> 00:34:51,007
‫کی اونا رو زن و شوهر اعلام می‌کنه؟

455
00:34:51,086 --> 00:34:52,805
‫معمولاً ریش‌سفید دهکده

456
00:34:53,046 --> 00:34:54,578
‫ریش‌سفید دهکده؟

457
00:34:55,361 --> 00:34:57,697
‫اونوقت از دید خدا چی باعث میشه
‫ازدواج‌شون مشروع باشه؟

458
00:34:59,145 --> 00:35:01,016
‫مست کردن و بزن و بکوب

459
00:35:01,952 --> 00:35:03,594
‫توی عروسی‌هاتون بزن و بکوب راه میندازید؟

460
00:35:04,508 --> 00:35:05,797
‫حالا خودت می‌بینی

461
00:35:16,094 --> 00:35:17,451
‫گل‌های جعفری

462
00:35:17,539 --> 00:35:18,850
‫ازشون خوشت میاد؟

463
00:35:18,875 --> 00:35:20,797
‫معنی اسمش میشه «طلای مری»

464
00:35:21,024 --> 00:35:24,461
‫ماریان به طور خلاصه میشه مری

465
00:35:24,486 --> 00:35:26,094
‫آره، ازشون خوشم میاد

466
00:35:26,851 --> 00:35:28,844
‫در واقع گل‌های محبوبم هستن

467
00:35:38,448 --> 00:35:40,033
‫مشکلی پیش اومده؟

468
00:35:41,803 --> 00:35:44,078
‫اگه زود برنگردم، بابام میاد دنبالم

469
00:35:45,517 --> 00:35:46,851
‫مجبور نیستی بیای

470
00:36:06,413 --> 00:36:07,455
‫ویل!

471
00:36:13,222 --> 00:36:14,633
‫پسرعموم ویل

472
00:36:16,250 --> 00:36:18,211
‫- ماریان
‫- ویل

473
00:36:18,610 --> 00:36:20,523
‫امیدوارم پایه‌ی رقصیدن باشی، ماریان

474
00:36:20,672 --> 00:36:22,657
‫چون امشب قراره...

475
00:36:22,682 --> 00:36:25,610
‫- کلی برقصیم
‫- ببین کی اینجاست!

476
00:36:27,649 --> 00:36:29,688
‫به هر زحمتی بود
‫از خونه آوردمش بیرون

477
00:36:29,713 --> 00:36:31,399
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

478
00:36:33,508 --> 00:36:34,749
‫ایشون کی باشن؟

479
00:36:34,774 --> 00:36:36,292
‫عروس‌خانمِ خودت رو آوردی؟

480
00:36:36,317 --> 00:36:37,703
‫ایشون ماریانـه

481
00:36:37,728 --> 00:36:38,896
‫بیا

482
00:36:42,008 --> 00:36:43,326
‫هی، الان...

483
00:36:43,351 --> 00:36:45,269
‫وقت آبجوئـه، آره

484
00:36:57,440 --> 00:36:58,946
‫اومدن

485
00:37:04,601 --> 00:37:05,727
‫اون کیـه؟

486
00:37:07,243 --> 00:37:08,593
‫اسمش ایزابلـه

487
00:37:08,618 --> 00:37:09,727
‫خانوادش توی شروود،

488
00:37:09,752 --> 00:37:11,672
نزدیکی‌های دامنه‌ی غربی
‫تو کار الوار و هیزم‌ان

489
00:37:11,697 --> 00:37:13,461
‫ویل خیلی به این وصلت راضی نیست

490
00:37:14,408 --> 00:37:15,977
‫عشق اولش بود

491
00:37:18,465 --> 00:37:20,446
‫پس، بهتره حسابی مستش کنیم

492
00:37:20,912 --> 00:37:22,204
‫آره!

493
00:37:23,495 --> 00:37:24,845
‫داماد چی؟

494
00:37:25,548 --> 00:37:27,251
‫داماد رو خانواده‌ی عروس انتخاب کرده

495
00:37:28,649 --> 00:37:32,452
‫همگی در این مکان مقدس گرد هم آمدیم تا

496
00:37:32,477 --> 00:37:34,295
‫به خدایان باستان ادای احترامی کنیم و

497
00:37:34,319 --> 00:37:36,422
‫بخوایم تا از ما محافظت کنن

498
00:37:36,446 --> 00:37:38,499
‫باشد که خدایان
‫به این دو گل نوشکفته

499
00:37:38,524 --> 00:37:40,426
‫زندگی‌ای همراه با عشق،

500
00:37:40,457 --> 00:37:42,681
‫خرسندی و باروری اعطا کنند

501
00:38:02,368 --> 00:38:03,749
‫دارن چیکار می‌کنن؟

502
00:38:03,774 --> 00:38:05,454
‫بهش میگن پیمان بستن

503
00:38:05,509 --> 00:38:07,884
‫سرنوشت‌شون به روح این درخت گره می‌خوره

504
00:38:12,730 --> 00:38:15,391
‫حالا زیر دارواش همدیگه رو می‌بوسن

505
00:38:53,173 --> 00:38:54,466
‫بیا تو

506
00:38:55,859 --> 00:38:57,360
‫بیا پیش ما بشین

507
00:39:04,690 --> 00:39:06,040
‫کلاهت رو بردار

508
00:39:09,363 --> 00:39:11,601
‫تو رو یادمـه. تو جنگلبانی

509
00:39:14,167 --> 00:39:15,293
‫آلوین

510
00:39:18,539 --> 00:39:21,282
‫شراب می‌خوای؟ واسه «گسکونی»ـه

511
00:39:25,501 --> 00:39:26,798
‫خب، آلوین...

512
00:39:29,225 --> 00:39:31,120
‫بگو ببینم چی از این جنگلبان،

513
00:39:31,144 --> 00:39:32,813
‫هیو از لاکسلی می‌دونی؟

514
00:39:38,244 --> 00:39:39,929
‫شنیدم اسپراگات چیکار کرد

515
00:39:39,954 --> 00:39:42,161
‫همیشه داره واسه همه دردسر درست می‌کنه

516
00:39:42,197 --> 00:39:43,415
‫تقصیر تو چیـه؟

517
00:39:43,440 --> 00:39:45,556
‫می‌خواستی چیکار کنی؟
‫تو جنگلبان ارشدی

518
00:39:45,581 --> 00:39:47,204
‫این کارها فقط واسه پسرمـه

519
00:39:47,229 --> 00:39:48,845
‫شاید یه روز
‫وضعش از من بهتر شد

520
00:39:48,870 --> 00:39:50,538
‫شاید از من خوش‌شانس‌تر بود

521
00:39:50,563 --> 00:39:51,946
‫من هم قصدم همینـه

522
00:39:51,971 --> 00:39:53,642
‫تازه، سرِ مالیات دادن
‫کلی سخاوت به خرج میدم

523
00:39:53,666 --> 00:39:55,410
‫دوتا ساکسونیِ همه چی تموم

524
00:39:55,435 --> 00:39:57,130
‫داروغه اگه بود افتخار می‌کرد

525
00:39:57,465 --> 00:39:59,489
‫دوتا ساکسونیِ همه چی تموم

526
00:40:02,974 --> 00:40:05,176
‫بهترین بخشِ عروسی رقصیدنـه

527
00:40:05,201 --> 00:40:08,474
‫- مگه نه، ماریان؟
‫- من هیچوقت توی عروسی نرقصیدم

528
00:40:10,452 --> 00:40:11,731
‫تو می‌رقصی؟

529
00:40:12,460 --> 00:40:15,155
‫راب هم عینهو باباش
‫تو عمرش نرقصیده

530
00:40:17,552 --> 00:40:18,818
‫اگه دروغ میگم،

531
00:40:18,843 --> 00:40:20,319
‫خلافش رو ثابت کن

532
00:40:27,086 --> 00:40:28,376
‫باریکلا، پسر

533
00:40:32,854 --> 00:40:35,226
‫چه فتنه‌ای هستی تو!

534
00:40:37,099 --> 00:40:38,335
‫عاشقتم

535
00:40:38,979 --> 00:40:40,460
‫من هم عاشقتم

536
00:40:55,437 --> 00:40:57,085
‫رسیدن بخیر، قربان

537
00:40:57,258 --> 00:40:58,749
‫ماریان کجاست؟

538
00:41:02,584 --> 00:41:04,437
کل مِلک رو زیر و رو کردیم

539
00:41:05,613 --> 00:41:07,132
‫فکر کنم از جنگل‌ها خارج شده

540
00:41:07,156 --> 00:41:08,633
‫شاید باز اون پسره برگشته

541
00:41:08,881 --> 00:41:10,401
‫اسب‌ها رو ببر

542
00:41:10,745 --> 00:41:12,694
‫تا پیداش نکردی، برنگرد

543
00:41:44,795 --> 00:41:45,935
‫ویل!

544
00:42:08,767 --> 00:42:10,796
‫همیشه اینقدر سر و ساکتی...

545
00:42:13,049 --> 00:42:14,714
‫رابرت از لاکسلی؟

546
00:42:17,893 --> 00:42:19,395
‫ناراحتت کردم؟

547
00:42:22,247 --> 00:42:25,536
‫اسمم متعلق به جاییـه که
‫دیگه توش زندگی نمی‌کنم

548
00:42:27,102 --> 00:42:28,585
‫پس، یه اسم دیگه انتخاب کن

549
00:42:29,631 --> 00:42:31,147
‫همون «راب» رو ترجیح میدم

550
00:42:31,765 --> 00:42:33,218
‫رابِ خالی؟

551
00:42:33,265 --> 00:42:34,659
‫خب، راب از کجا؟

552
00:42:35,796 --> 00:42:39,558
‫- از همینجا
‫- جنگل؟

553
00:42:39,772 --> 00:42:41,062
‫اینجوری که نمیشه

554
00:42:41,911 --> 00:42:43,351
‫چرا مثلاً نشه...

555
00:42:46,946 --> 00:42:48,296
‫راب از شروود؟

556
00:43:03,765 --> 00:43:07,205
‫اینا واسه کسایی که
‫زیر این درخت همدیگه رو می‌بوسن،

557
00:43:07,230 --> 00:43:09,202
‫خوشبختی و عشق میارن

558
00:43:10,870 --> 00:43:13,242
‫جایی که من بزرگ شدم،
‫زل زدن کار زشتیـه

559
00:43:14,366 --> 00:43:16,421
‫جایی که من بزرگ شدم
‫زل نزدن زشتـه

560
00:43:21,961 --> 00:43:23,772
‫پس، اگه می‌خوای می‌تونی نگاه کنی

561
00:43:55,860 --> 00:43:57,296
‫خداحافظ...

562
00:43:57,886 --> 00:43:59,343
‫راب از شروود

563
00:44:01,109 --> 00:44:03,069
‫خداحافظ، ماریان از هانتینگدان

564
00:44:05,212 --> 00:44:06,483
‫من هم...

565
00:44:07,209 --> 00:44:10,233
‫مثل تو حالم از اسمم به هم می‌خوره

566
00:44:36,175 --> 00:44:37,647
‫کجا بودی؟

567
00:44:38,069 --> 00:44:40,702
‫با پریسیلا توی ناتینگهام بودم

568
00:44:40,976 --> 00:44:42,765
‫ببخشید که دیر شد

569
00:44:46,400 --> 00:44:48,062
‫نه، پیش پریسیلا نبودی

570
00:45:02,350 --> 00:45:03,600
‫حالا بگو ببینم...

571
00:45:04,100 --> 00:45:05,312
‫کجا بودی؟

572
00:45:45,142 --> 00:45:46,460
‫پدر؟

573
00:45:48,069 --> 00:45:49,718
‫چرا بیداری، عزیزم؟

574
00:45:52,646 --> 00:45:54,708
‫خواب دیدم که توی جنگلم

575
00:45:54,819 --> 00:45:56,546
‫یه چیزی از دل زمین بیرون اومد

576
00:45:56,571 --> 00:45:58,280
‫انگار که زمین داشت
‫بچه‌ای به دنیا می‌آورد

577
00:45:58,305 --> 00:46:00,301
‫پلید و شیطانی بود

578
00:46:01,223 --> 00:46:03,327
‫فقط یه خواب بود، پریسیلا

579
00:46:05,511 --> 00:46:07,315
‫راست گفتی که می‌خوای ملک و جایگاهی که

580
00:46:07,340 --> 00:46:09,292
هانتینگدان می‌خواست رو بهش بدی؟

581
00:46:09,854 --> 00:46:11,727
‫تو چی از این چیزها می‌دونی؟

582
00:46:12,096 --> 00:46:15,753
‫می‌دونم که به قیمت جون
‫هیو از لاکسلی تموم میشه

583
00:46:15,956 --> 00:46:19,299
‫این تقاص خیانتیـه که مرتکب شده

584
00:46:19,932 --> 00:46:22,565
‫لاکسلی از شکارچی‌ها محافظت می‌کرده

585
00:46:23,626 --> 00:46:25,836
‫نمی‌ذاشته به سزای اعمال‌شون برسن

586
00:46:27,941 --> 00:46:29,736
‫می‌ترسم دستگیریِ لاکسلی

587
00:46:29,761 --> 00:46:31,706
‫باعثِ ایجاد مشکلات جدیدی بشه

588
00:46:31,816 --> 00:46:33,416
‫خوابی که دیدم هم همین بود

589
00:46:33,441 --> 00:46:36,278
‫خائنین ساکسونی
‫باید به سزای اعمال‌شون برسن

590
00:46:36,303 --> 00:46:39,253
‫به عنوان مأمور عالی‌رتبه‌ی پادشاه
‫این وظیفه‌ی منـه

591
00:46:41,728 --> 00:46:43,901
‫چیزی که دیدی
‫فقط یه خواب بود، پریسیلا. همین

592
00:46:45,123 --> 00:46:46,589
‫برو بخواب

593
00:47:31,816 --> 00:47:33,977
‫هیو از لاکسلی کجاست؟

594
00:47:34,140 --> 00:47:35,534
‫لاکسلی منم

595
00:47:35,812 --> 00:47:37,123
‫تو بازداشتی

596
00:47:37,419 --> 00:47:38,639
‫پدر... پدر؟!

597
00:47:40,056 --> 00:47:41,720
‫صبح با داروغه صحبت می‌کنم

598
00:47:41,745 --> 00:47:43,633
‫خب؟ مشکلی پیش نمیاد

599
00:47:43,667 --> 00:47:46,481
‫باهاش لج نکن، عصبی نباش، شنیدی؟

600
00:47:46,506 --> 00:47:47,967
‫باشه، باشه

601
00:47:48,401 --> 00:47:51,144
‫دوستت دارم.
‫جفت‌تون رو دوست دارم.

602
00:47:51,316 --> 00:47:53,581
‫دست مامانت رو بگیر و
‫برو پیش عموت

603
00:47:53,606 --> 00:47:55,259
‫شنیدی؟ شنیدی چی گفتم؟

604
00:47:55,284 --> 00:47:56,879
‫- آره، پدر. شنیدم
‫- هر اتفاقی که افتاد،

605
00:47:56,904 --> 00:47:58,303
‫حواست باشه که مادرت جاش امن باشه

606
00:47:58,328 --> 00:48:00,011
‫- تو باید به فکر خودت باشی
‫- کافیـه!

607
00:48:00,036 --> 00:48:01,847
‫نه! نه!

608
00:48:06,983 --> 00:48:09,503
‫- نه!
‫- راب، برو عقب، ول کن!

609
00:48:10,814 --> 00:48:12,482
‫یالا، سوار شو!

610
00:48:19,585 --> 00:48:20,753
‫بریم!

611
00:48:54,829 --> 00:48:56,120
‫پدر؟

612
00:48:58,169 --> 00:48:59,472
‫برو بخواب

613
00:49:26,954 --> 00:49:28,236
‫چرا اینجام؟

614
00:49:29,222 --> 00:49:30,837
‫می‌خوام بدونم که چیکار کردم

615
00:49:30,862 --> 00:49:32,519
‫صبح که داروغه اومد

616
00:49:32,562 --> 00:49:33,878
‫خودش بهت میگه

617
00:49:39,086 --> 00:49:40,426
‫لاکسلی...

618
00:49:42,713 --> 00:49:44,006
‫باورت میشه؟

619
00:49:45,836 --> 00:49:47,667
‫همونی که ما رو انداخت این تو

620
00:49:52,173 --> 00:49:54,707
‫لرچ، یکی کارت داره

621
00:50:17,782 --> 00:50:19,526
‫یه کاری باید برامون بکنی

622
00:50:25,195 --> 00:50:26,669
‫اگه بکُشیش،

623
00:50:26,694 --> 00:50:28,472
‫تو و رفیقت آزادید

624
00:50:34,073 --> 00:50:37,495
‫نمی‌فهمم. داروغه زندانیش کرد؟

625
00:50:37,520 --> 00:50:40,058
‫- به چه جرمی؟
‫- نگفتن، عمو

626
00:50:40,135 --> 00:50:42,322
‫می‌دونم از اون ساکسون‌های رگ‌وریشه‌داره،

627
00:50:42,347 --> 00:50:44,820
‫ولی هیو از اوناش نیست.
‫اون یه جنگلبان سلطنتیـه.

628
00:50:44,845 --> 00:50:46,470
‫امشب میرم

629
00:50:46,664 --> 00:50:48,697
‫توی این توفان نمی‌تونیم بریم

630
00:50:49,756 --> 00:50:51,359
‫صبح اول وقت با هم میریم

631
00:50:51,439 --> 00:50:53,258
‫داروغه آدم منصفیـه.
‫من رو خوب می‌شناسه.

632
00:50:53,283 --> 00:50:54,849
‫مالیاتم رو همیشه دادم

633
00:50:54,874 --> 00:50:56,560
‫ارزش جون یه نفر رو داره

634
00:50:57,033 --> 00:50:58,508
‫فعلاً استراحت کن

635
00:50:58,672 --> 00:51:00,142
‫مراقب مادرت باش

636
00:51:08,233 --> 00:51:09,860
‫مادر، من باید برم

637
00:51:28,389 --> 00:51:30,150
‫اجلت رسیده، لاکسلی

638
00:51:30,416 --> 00:51:31,501
‫جلو نیا

639
00:51:51,526 --> 00:51:53,135
‫حروم‌لقمه!

640
00:51:54,519 --> 00:51:56,288
‫- حرومزاده!
‫- یالا، همدیگه رو ول کنید!

641
00:51:56,313 --> 00:51:57,619
‫- کمک!
‫- نه!

642
00:52:10,316 --> 00:52:11,720
‫کمک...

643
00:52:13,282 --> 00:52:14,414
‫کمک...

644
00:52:14,439 --> 00:52:15,675
‫خدایا

645
00:52:15,700 --> 00:52:16,805
‫نگهبان‌ها!

646
00:52:24,356 --> 00:52:25,983
‫قاتل!

647
00:52:38,161 --> 00:52:39,868
‫چی داری بگی؟

648
00:52:39,893 --> 00:52:41,424
‫من نکُشتمش

649
00:52:43,063 --> 00:52:44,748
‫بگو «سرورم»

650
00:52:44,895 --> 00:52:47,331
‫- من کاری نکردم، سرورم
‫- کاری نکردی؟

651
00:52:47,457 --> 00:52:49,899
‫یه نفر مُرده،
‫اونوقت میگی کاری نکردی؟

652
00:52:51,680 --> 00:52:53,169
‫دیگه کی توی زندان بود؟

653
00:52:53,194 --> 00:52:55,539
‫- دوتا شکارچی
‫- لرچ نگهبان رو کشت

654
00:52:55,664 --> 00:52:57,688
‫- اون مجرمـه
‫- مجرمی که...

655
00:52:58,239 --> 00:53:00,461
‫خودت گرفتی و آزادش کردی

656
00:53:00,813 --> 00:53:04,115
‫مجرمی که اگه به خاطر تو نبود،
‫الان به سزای اعمالش رسیده بود

657
00:53:04,274 --> 00:53:05,410
‫انکار می‌کنی؟

658
00:53:05,477 --> 00:53:07,890
‫من جایی که درست بود
‫بهش رحم کردم

659
00:53:07,969 --> 00:53:09,197
‫رحم

660
00:53:09,343 --> 00:53:10,617
‫رحم

661
00:53:11,820 --> 00:53:14,124
‫تو سوگند خوردی تا
‫قوانین پادشاه رو اجرا کنی و

662
00:53:14,149 --> 00:53:15,913
‫از جنگل‌هاش محافظت کنی

663
00:53:15,938 --> 00:53:18,763
‫نه مرحمت پادشاه رو
‫شامل حال دیگران کنی

664
00:53:18,920 --> 00:53:21,195
‫این کار تصمیمش فقط با ایشونـه

665
00:53:24,172 --> 00:53:26,194
‫ما همگی مُهره‌های پادشاه‌ایم

666
00:53:26,328 --> 00:53:27,695
‫اون پادشاه شماست

667
00:53:28,482 --> 00:53:29,816
‫نه من

668
00:53:33,750 --> 00:53:35,588
‫تا الان اغماض کردم،

669
00:53:35,613 --> 00:53:38,216
‫احترام گذاشتم، حتی محبت کردم و

670
00:53:38,241 --> 00:53:40,429
‫شماها هیچ کاری برام نکردید!

671
00:53:40,454 --> 00:53:43,724
‫شما سگ‌های نورماندی
‫فقط به تاراج بردید و چپاول کردید!

672
00:53:43,749 --> 00:53:45,144
‫زمینم...

673
00:53:45,471 --> 00:53:47,805
‫خونه‌ام، جایگاهم!

674
00:53:49,274 --> 00:53:51,064
‫شما هر چیزی که

675
00:53:51,128 --> 00:53:53,990
‫خوب و بر حق بود رو نابود کردید

676
00:53:55,090 --> 00:53:57,063
‫هر چیزی که مال ما بود!

677
00:53:58,627 --> 00:54:00,443
‫هر چیزی که واسه ساکسون‌ها بود!

678
00:54:02,547 --> 00:54:05,043
‫ما زمین‌هاتون رو فتح کردیم و
‫الان هم توش فرمانروایی می‌کنیم

679
00:54:08,422 --> 00:54:10,415
‫تا یک قرنِ دیگه،

680
00:54:10,539 --> 00:54:13,000
‫هر چیزی که از ساکسون‌ها بوده،
‫از یاد‌ها میره

681
00:54:13,227 --> 00:54:16,719
‫هیچکس نمی‌فهمه که
‫شماها حتی وجود داشتید

682
00:54:19,361 --> 00:54:21,211
‫وقتی شنیدم کار تو بود،

683
00:54:23,008 --> 00:54:26,422
‫خواستم کوتاه بیام و
‫بخششم رو شامل حالت کنم

684
00:54:28,380 --> 00:54:30,289
‫ولی الان دیگه از این خبرها نیست

685
00:54:31,866 --> 00:54:34,063
‫الان خوب می‌دونم که باید چیکار کنم

686
00:54:40,334 --> 00:54:41,682
‫ببریدش

687
00:54:42,369 --> 00:54:45,313
‫صبح حلق‌آویزش کنید تا بمیره

688
00:54:50,190 --> 00:54:51,893
‫درضمن، لاکسلی...

689
00:54:53,549 --> 00:54:55,360
‫دعا می‌کنم در درگاه خداوند منّان‌‌مون

690
00:54:55,385 --> 00:54:57,498
‫به آرامش برسی و

691
00:54:57,612 --> 00:54:59,157
‫پسرت یاد بگیره که...

692
00:54:59,182 --> 00:55:01,518
‫پسرم هیچی از تو یاد نمی‌گیره

693
00:55:01,932 --> 00:55:03,251
‫هرگز!

694
00:55:03,587 --> 00:55:04,740
‫هرگز!

695
00:55:30,047 --> 00:55:31,524
‫از ناتینگهام خبر آوردم

696
00:55:31,775 --> 00:55:34,277
‫هیو از لاکسلی
‫امروز صبح حلق‌آویز میشه

697
00:56:02,634 --> 00:56:05,385
‫رحمت مسیح بی‌کران است

698
00:56:07,361 --> 00:56:10,120
‫لیکن، رستگاریِ او
‫نصیب هر کسی نمی‌شود

699
00:56:12,854 --> 00:56:15,540
‫تنها فروتنان نزد او

700
00:56:15,564 --> 00:56:18,251
‫به حیاتی دوباره دست می‌یابند

701
00:56:18,354 --> 00:56:20,463
‫برای کافرانِ

702
00:56:20,514 --> 00:56:22,992
‫گرفتار خدایان دروغین،

703
00:56:23,039 --> 00:56:24,726
‫نه بخششی است،

704
00:56:24,790 --> 00:56:26,470
‫نه راه نجاتی

705
00:56:26,991 --> 00:56:28,526
‫تنها عدالت الهی

706
00:56:50,011 --> 00:56:51,302
‫نه...

707
00:56:53,942 --> 00:56:55,440
‫اون... اون...

708
00:56:55,913 --> 00:56:57,706
‫نه، اون بیگناهـه!

709
00:56:58,393 --> 00:57:00,581
‫- اون بیگناهـه!
‫- نه، راب...

710
00:57:00,633 --> 00:57:02,635
‫خواهش می‌کنم دست نگه دارید.
‫اون بیگناهـه!

711
00:57:03,638 --> 00:57:06,423
‫- نه، نه، نه، نه!
‫- راب! درگیر نشو!

712
00:57:06,448 --> 00:57:08,092
‫اون پسر رو ساکت کنید!

713
00:57:08,116 --> 00:57:09,511
‫- بس کن! نه!
‫- نه!

714
00:57:09,535 --> 00:57:10,956
‫نه، اینجوری بدترش می‌کنی!

715
00:57:10,981 --> 00:57:12,244
‫- مقابله نکن!
‫- ساکت!

716
00:57:12,269 --> 00:57:13,556
‫- راب!
‫- در سکوت...

717
00:57:13,581 --> 00:57:15,571
‫به ملکوت حق خواهی رفت!

718
00:57:15,596 --> 00:57:18,394
‫راب، تمومش کن.
‫بس کن، بس کن، راب!

719
00:57:18,419 --> 00:57:21,172
‫خواهش می‌کنم. تقلا نکن. تقلا نکن

720
00:57:23,233 --> 00:57:24,567
‫پسرم...

721
00:57:26,254 --> 00:57:28,065
‫طوری نیست، طوری نیست

722
00:57:29,626 --> 00:57:31,086
‫سرت رو بیار پایین، راب

723
00:57:34,176 --> 00:57:35,594
اینجا رو نگاه نکن

724
00:58:03,338 --> 00:58:04,589
‫گُدا...

725
00:58:06,133 --> 00:58:07,807
‫حواست بهش باشه

726
00:58:08,470 --> 00:58:09,851
‫ازش مراقبت کن

727
00:58:15,329 --> 00:58:17,009
‫بذار اون ابزار عدالتت باشه

728
00:58:17,033 --> 00:58:27,033
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

729
00:58:27,057 --> 00:58:37,057
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

