﻿1
00:00:17,030 --> 00:00:19,226
« ...آنچه گذشت »

2
00:00:21,664 --> 00:00:23,951
مادرت حالش بده -
من ساکسون‌ام -

3
00:00:23,976 --> 00:00:25,453
‫تو بزرگ‌تر از این حرف‌هایی

4
00:00:25,478 --> 00:00:27,898
،می‌تونی هزاران بار داروغه رو بکُشی

5
00:00:27,923 --> 00:00:29,755
ولی باز هم این خودتی که نابود میشی

6
00:00:29,938 --> 00:00:31,938
‫یکی باید خودت رو نجات بده، راب

7
00:00:31,963 --> 00:00:34,446
.‫من دشمنت نیستم
.من پدرت رو نکُشتم

8
00:00:34,471 --> 00:00:36,274
‫بس کنید!
‫با جفت‌تونم، بس کنید!

9
00:00:36,469 --> 00:00:38,216
اومدم بهت تسلیت بگم

10
00:00:38,240 --> 00:00:39,785
من هر روز بهت فکر می‌کردم

11
00:00:39,810 --> 00:00:40,980
برات دعا می‌کنم

12
00:00:41,005 --> 00:00:42,341
ویل قراره به زودی بره دربار تا

13
00:00:42,366 --> 00:00:44,130
دوره‌ی آموزش خودش برای
شوالیه شدن رو شروع کنه

14
00:00:44,155 --> 00:00:45,631
شاید مادرت راضی بشه تو هم باهاش بری، راب

15
00:00:45,656 --> 00:00:47,262
‫خاطرجمع شی پای فساد...

16
00:00:47,287 --> 00:00:49,194
‫به سربازخونه باز نشه

17
00:00:49,219 --> 00:00:50,985
‫این یه مورد رو
‫باید خوب یاد بگیری،

18
00:00:51,010 --> 00:00:53,603
‫اگه لازم باشه،
‫خودم این رو تو کله‌ات فرو می‌کنم

19
00:00:53,705 --> 00:00:55,727
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫مگه عقلت رو از دست دادی؟

20
00:00:55,752 --> 00:00:58,533
.‫می‌خواستم ببینمت
‫میای با هم فرار کنیم؟

21
00:00:58,558 --> 00:01:01,026
.آره، راب
‫باهات فرار می‌کنم.

22
00:01:01,051 --> 00:01:02,237
‫جداً؟

23
00:01:06,190 --> 00:01:07,706
‫دارم میرم لندن

24
00:01:07,731 --> 00:01:09,268
میرم دربارِ ملکه النور

25
00:01:09,312 --> 00:01:10,640
!راب

26
00:01:10,867 --> 00:01:12,178
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

27
00:01:12,203 --> 00:01:14,062
‫اومدم باهات خداحافظی کنم

28
00:01:18,132 --> 00:01:19,950
‫با اون تیرکمون خوشگلت کجا میری، پسر؟

29
00:01:19,975 --> 00:01:22,240
اونا گوزن‌های پادشاه‌ان -
تو که قرار نیست بزنی‌شون -

30
00:01:23,474 --> 00:01:24,943
!‫چیکار کردی؟ برو

31
00:01:24,968 --> 00:01:26,351
!وگرنه پادشاه می‌کُشتت

32
00:01:26,376 --> 00:01:27,684
‫نورمنِ قاتل!

33
00:01:27,708 --> 00:01:37,708
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

34
00:01:37,732 --> 00:01:43,732
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

35
00:01:44,180 --> 00:01:48,480
« رابین هود »
« فصل اول »

36
00:02:34,805 --> 00:02:38,805
« قسمت سوم: هیچکس نمی‌تونه تا ابد مخفی بشه »

37
00:02:39,086 --> 00:02:40,255
‫گُدا...

38
00:02:42,640 --> 00:02:43,921
...‫حواست بهش باشه

39
00:02:47,390 --> 00:02:48,804
‫بذار اون ابزار عدالتت باشه

40
00:03:05,005 --> 00:03:06,545
!دروازه رو باز کنید

41
00:03:10,206 --> 00:03:12,138
پدر؟ -
تو اتاقت بمون -

42
00:03:18,641 --> 00:03:19,923
!برید کنار

43
00:03:21,727 --> 00:03:22,930
!برید عقب

44
00:03:28,600 --> 00:03:29,991
چیکار کنیم؟

45
00:03:30,293 --> 00:03:31,779
ببریدش طبقه‌ی بالا و

46
00:03:31,897 --> 00:03:33,155
‫سر و صدا نکنید

47
00:03:36,418 --> 00:03:37,764
چی شده؟

48
00:03:38,671 --> 00:03:40,421
فرمانده لفورزه، قربان

49
00:03:40,940 --> 00:03:42,233
کُشته شده

50
00:03:43,870 --> 00:03:45,053
چی؟

51
00:03:55,079 --> 00:03:56,508
چه اتفاقی افتاد؟

52
00:03:56,556 --> 00:03:58,524
بهمون حمله کردن، قربان -
کی‌ها؟ -

53
00:04:00,375 --> 00:04:02,125
پسرِ لاکسلی، سرورم

54
00:04:02,654 --> 00:04:04,386
‫توی جنگل واسه‌مون کمین کرده بود

55
00:04:09,001 --> 00:04:10,809
حتماً دنبال انتقام پدرش بوده

56
00:04:17,718 --> 00:04:19,373
الان کجاست؟

57
00:04:59,966 --> 00:05:01,346
کار کی بوده؟

58
00:05:02,324 --> 00:05:03,590
،لاکسلیِ جوان

59
00:05:03,839 --> 00:05:05,136
بانوی من

60
00:05:18,402 --> 00:05:20,468
جسدش رو ببرید توی کلیسا

61
00:05:20,975 --> 00:05:22,631
اسقف رو خبر کنید

62
00:05:33,691 --> 00:05:37,145
!زنده بگیریدش
!می‌خوام در ملأ عام اعدامش کنم

63
00:05:37,437 --> 00:05:38,664
!بریم

64
00:06:15,510 --> 00:06:17,406
‫معنی اسمش میشه «طلای مری»

65
00:06:17,545 --> 00:06:19,353
‫در واقع گل‌های محبوبم هستن

66
00:06:53,432 --> 00:06:55,080
پدر، من چیکار کردم؟

67
00:07:02,048 --> 00:07:03,362
کمک کن

68
00:07:05,115 --> 00:07:06,846
گُدا، کمکم کن

69
00:07:22,730 --> 00:07:24,730
پسرِ لاکسلی کجاست؟

70
00:07:24,925 --> 00:07:27,434
راب؟ چند روزه ندیدیمش

71
00:07:27,459 --> 00:07:28,956
خونه‌شون کدومـه؟

72
00:07:33,552 --> 00:07:34,802
چه خبر شده؟

73
00:07:37,684 --> 00:07:39,167
دنبال راب می‌گردن

74
00:07:40,671 --> 00:07:42,776
سرورم، چیکار کرده؟

75
00:07:44,109 --> 00:07:45,112
اینجا نیست

76
00:07:46,340 --> 00:07:48,396
،اگه سر و کله‌اش پیدا شد

77
00:07:48,421 --> 00:07:50,396
بیاریدش ناتینگهام

78
00:07:50,420 --> 00:07:51,937
به جرم قتل دنبالشیم

79
00:07:53,102 --> 00:07:55,420
شما دوتا، برید دامنه‌ی غربی

80
00:07:55,445 --> 00:07:56,867
شما سه‌تا برید لستر

81
00:07:56,892 --> 00:07:58,788
بقیه‌تون دنبال من بیاید

82
00:08:08,204 --> 00:08:09,406
کجا میری؟

83
00:08:09,431 --> 00:08:11,015
خونه‌ی گَم‌ول

84
00:08:22,929 --> 00:08:25,297
میلانج، کجا بودی؟

85
00:08:25,322 --> 00:08:27,702
افراد بیشتری رو برای پیدا کردنِ
لاکسلی فرستادن

86
00:08:27,726 --> 00:08:30,100
ماریان قبل از اینکه بره رفته بود پیشش

87
00:08:31,294 --> 00:08:34,022
اونجا نشسته بود و
از پسره واسم می‌گفت

88
00:08:34,137 --> 00:08:35,241
راب؟

89
00:08:36,421 --> 00:08:38,906
یواشکی رفت جنگل تا ببینتش

90
00:08:39,085 --> 00:08:40,616
فکر کنم عاشقشـه

91
00:08:44,316 --> 00:08:46,358
‫پس امیدوارم رخت عزا به تن کرده باشه

92
00:08:48,431 --> 00:08:50,179
چون دیگه کارش تمومـه

93
00:08:58,426 --> 00:08:59,633
‫دیگه نای رفتن ندارم

94
00:08:59,658 --> 00:09:01,355
...اینو بخوری ردیف میشی

95
00:09:03,775 --> 00:09:05,457
سه روزه داریم راه میریم

96
00:09:10,601 --> 00:09:12,800
کله‌اش... دستاش دارن می‌سوزن

97
00:09:12,825 --> 00:09:15,309
فکرشم نکن، هنوز خامـه

98
00:09:31,965 --> 00:09:34,028
چطوری می‌خوای گوزن شکار کنی؟

99
00:09:34,053 --> 00:09:35,423
سلام عرض شد

100
00:09:37,335 --> 00:09:38,465
!آهای

101
00:09:40,584 --> 00:09:42,762
کاریتون ندارم -
چی می‌خوای؟ -

102
00:09:42,787 --> 00:09:44,668
بوی غذا رو شنیدم -
کمونت رو غلاف کن -

103
00:09:44,693 --> 00:09:46,504
خودت چاقوت رو غلاف کن -
اول تو -

104
00:09:46,529 --> 00:09:47,896
ما سه نفریم

105
00:09:47,935 --> 00:09:49,896
اون ردیفـه؟ -
فقط ترسیده -

106
00:09:50,506 --> 00:09:52,662
مگه نه، هنری؟ -
اوهوم -

107
00:09:56,966 --> 00:09:59,951
اینجا چیکار می‌کنی؟ -
اومده بودم شکار -

108
00:10:00,185 --> 00:10:01,826
گم شدم -
خب، ما رو چطوری پیدا کردی؟ -

109
00:10:01,851 --> 00:10:04,326
.صداتون رو شنیدم
.صداتون تو کل جنگل میاد

110
00:10:04,638 --> 00:10:05,996
مهم نیست

111
00:10:06,082 --> 00:10:08,708
کسی اینجا نیست -
تو کی هستی؟ -

112
00:10:09,080 --> 00:10:10,364
اسمم رابـه

113
00:10:12,115 --> 00:10:14,371
از شروود -
شروود؟ -

114
00:10:14,708 --> 00:10:17,505
اینجا دامنه‌ی غربیـه و مالِ ماست

115
00:10:17,553 --> 00:10:19,520
اینو به شاه هنری بگو -
تنها هنری‌ای که می‌شناسم -

116
00:10:19,545 --> 00:10:21,903
داداشمـه، خیلی هم سلطنتی نیست

117
00:10:23,395 --> 00:10:25,695
از افراد پادشاهی؟ -
نه، ساکسون‌ام -

118
00:10:29,779 --> 00:10:31,122
موش کور می‌خوای؟ -

119
00:10:32,927 --> 00:10:35,145
موش کور می‌خورید؟ -
گرفتن‌شون راحتـه -

120
00:10:35,248 --> 00:10:37,317
،از زمین که میان بیرون
هنری میزنه تو سرشون

121
00:10:39,891 --> 00:10:41,403
از بوش پیداست که پُخته

122
00:10:55,193 --> 00:10:57,020
حالا شما سه نفر کی هستید؟

123
00:10:58,036 --> 00:10:59,708
برادرانِ میلر

124
00:10:59,934 --> 00:11:02,796
.من رالفم
.اونم دروئـه

125
00:11:03,437 --> 00:11:04,684
اینم هنریـه

126
00:11:07,305 --> 00:11:08,888
آدم کم‌حرفیـه، نه؟

127
00:11:09,833 --> 00:11:11,476
از وقتی به دنیا اومده همینطوریـه

128
00:11:11,528 --> 00:11:13,192
‫هر چند، به شیوه‌ی خودش حرفش رو می‌زنه

129
00:11:13,217 --> 00:11:16,075
،درو زبونش رو می‌فهمه
همینجوری کارمون راه میفته

130
00:11:21,980 --> 00:11:23,440
مامان و بابات کجان؟

131
00:11:26,866 --> 00:11:28,044
مُرده‌ان

132
00:11:28,888 --> 00:11:30,583
بابای ما هم مُرده

133
00:11:30,856 --> 00:11:33,833
.فقط مامان‌مون مونده
.بیوه‌ی میلر

134
00:11:34,987 --> 00:11:38,067
خواهرِ هیزم‌شکنی که
دخترش به تازگی ازدواج کرد

135
00:11:39,388 --> 00:11:41,427
آره، ایزابل

136
00:11:41,818 --> 00:11:43,521
هنری کیرش رو بهش نشون داد

137
00:11:44,825 --> 00:11:46,215
خنده نداره

138
00:11:46,240 --> 00:11:48,466
برای توئـه که اینجاییم

139
00:11:48,517 --> 00:11:50,185
،هنری کیرش رو به ملت نشون میده

140
00:11:50,210 --> 00:11:51,939
ولی فقط وقتی ازشون خوشش میاد

141
00:11:55,071 --> 00:11:57,392
...فکر کنم پسرعموم هم

142
00:11:57,690 --> 00:11:59,665
کیرش رو بهش نشون داده بود

143
00:12:00,540 --> 00:12:02,228
چه بلایی سرش اومد؟

144
00:12:02,510 --> 00:12:04,556
فرستادنش قصرِ لندن

145
00:12:05,056 --> 00:12:07,116
هوم. شنیدی، هنری؟

146
00:12:07,179 --> 00:12:08,600
ممکن بود بفرستنت قصر تا

147
00:12:08,625 --> 00:12:10,087
کیرت رو به ملکه هم نشون بدی

148
00:12:21,935 --> 00:12:23,157
هنوز نه

149
00:12:42,005 --> 00:12:43,263
...ساکت باشید

150
00:12:47,232 --> 00:12:48,623
ماریان از هانتینگدان؟

151
00:12:49,647 --> 00:12:51,123
من سلین دفیتزو هستم

152
00:12:51,148 --> 00:12:53,295
ندیمه‌ی مخصوصِ ملکه

153
00:12:54,230 --> 00:12:55,693
کل وسایلت همونـه؟

154
00:12:57,218 --> 00:12:59,208
بسیارخب، بگو افرادت چمدونت رو بیارن

155
00:13:02,150 --> 00:13:03,368
یالا

156
00:13:03,501 --> 00:13:06,265
،اینجا بال شرقیـه
اتاق ما طبقه‌ی سومـه

157
00:13:06,290 --> 00:13:08,368
،آشپزخونه اون سمتـه
،مستراح هم اون سمتـه

158
00:13:08,393 --> 00:13:10,696
هر طبقه یکی هست -
هر طبقه؟ -

159
00:13:10,721 --> 00:13:13,657
بله، پادشاه معشوقه‌هاش رو دوست داره و
زیاد به دیدن‌شون میره

160
00:13:13,682 --> 00:13:16,095
،هزار جور اتفاق اونجا میفته
خودت دیگه بهتر می‌دونی

161
00:13:17,330 --> 00:13:18,532
نه والا

162
00:13:25,508 --> 00:13:26,595
از این طرف

163
00:13:27,047 --> 00:13:29,414
کارِت از طلوع آفتاب شروع میشه و
،با غروب خورشید تموم میشه

164
00:13:29,439 --> 00:13:31,046
یعنی باید قبل از طلوع آماده باشی

165
00:13:31,071 --> 00:13:33,032
اول از همه میری
سراغِ مرتب کردنِ تخت‌ها

166
00:13:33,057 --> 00:13:34,937
امیدوارم بدونی مرتب کردنِ تخت ملکه

167
00:13:34,962 --> 00:13:36,392
چه افتخار بزرگیـه -
بله -

168
00:13:36,417 --> 00:13:37,972
کل عمرم رؤیای این رو داشتم که

169
00:13:37,997 --> 00:13:39,774
ملحفه‌های تخت‌ها رو عوض کنم

170
00:13:40,401 --> 00:13:43,267
اهل کجایی؟ -
ناتینگهام -

171
00:13:43,292 --> 00:13:45,874
چندتا لباس با خودت آوردی، ناتینگهام؟

172
00:13:46,868 --> 00:13:48,087
دوتا

173
00:13:48,531 --> 00:13:50,367
با اینی که تنمـه، سه‌تا

174
00:13:50,392 --> 00:13:52,171
سه‌تا لباس برای خدمت به ملکه

175
00:13:52,257 --> 00:13:53,468
چه عجیب و بامزه

176
00:13:53,621 --> 00:13:55,144
،به مرور، اگه ارزش خودت رو ثابت کنی

177
00:13:55,169 --> 00:13:56,815
می‌تونی لباس‌های بیشتر داشته باشی

178
00:13:56,867 --> 00:14:00,051
یه دختر می‌تونه به اندازه‌ی
خاطرخواه‌هاش لباس داشته باشه

179
00:14:00,097 --> 00:14:01,942
،اگه بخت بهت رو کنه، وقتی پادشاه اینجاست

180
00:14:01,967 --> 00:14:03,773
ازت می‌خوان بری پیشش

181
00:14:04,170 --> 00:14:06,495
‫النور ما رو واسه اینجور چیزها آموزش میده

182
00:14:08,422 --> 00:14:09,808
شوخی می‌کنم

183
00:14:10,148 --> 00:14:12,254
اعلیحضرت از ندیمه‌ها خوشش نمیاد

184
00:14:55,460 --> 00:14:56,831
دختری

185
00:14:57,855 --> 00:14:59,409
تو رو سننه؟

186
00:14:59,725 --> 00:15:01,941
همینجوریش سختـه بخوام تنهایی
مراقبِ برادرهام باشم

187
00:15:02,128 --> 00:15:03,714
لازم نیست سخت‌ترش کنی

188
00:15:03,860 --> 00:15:06,042
خب، به نظر می‌رسه که
خوب از پسش برمیای

189
00:15:06,509 --> 00:15:08,362
تازه بدون تیرکمون هم شکار می‌کنی

190
00:15:15,399 --> 00:15:17,808
نظرت چیـه فردا بهم یاد بدی؟

191
00:15:19,019 --> 00:15:21,401
سختـه ها -
زندگی کلا سختـه -

192
00:15:21,542 --> 00:15:22,690
حداقل واسه من

193
00:15:22,715 --> 00:15:25,255
خیلی‌خب، یه تیرکمون برات درست می‌‌کنیم

194
00:15:27,308 --> 00:15:28,754
فردا تمرین می‌کنیم

195
00:15:41,440 --> 00:15:43,283
دستگیرش کردن، پدر؟

196
00:15:48,884 --> 00:15:50,134
هنوز نه

197
00:15:52,389 --> 00:15:55,865
.پیدا کردنش سختـه
.با امثالِ ما فرق داره

198
00:15:56,009 --> 00:15:59,767
،ما فقط گذری از جنگل‌ها رد میشیم
اونا بخشی از جنگل هستن

199
00:16:00,002 --> 00:16:01,993
هیچکس نمی‌تونه تا ابد مخفی بشه

200
00:16:05,398 --> 00:16:07,040
حتی توی جنگل

201
00:16:08,181 --> 00:16:10,470
باورم نمیشه لاکسلی همچین کاری کرده

202
00:16:10,495 --> 00:16:12,100
لفورز از فرمانده‌های سربازخونه بود

203
00:16:12,125 --> 00:16:14,437
قتلش بی‌حرمتی به اسمِ ماست

204
00:16:14,945 --> 00:16:16,624
بی‌حرمتی به اسمِ ما

205
00:16:19,899 --> 00:16:24,422
،تصمیم گرفتی قبل از ازدواجت
عفت خودت رو با رابطه با لفورز لکه‌دار کنی

206
00:16:24,501 --> 00:16:27,734
اون بچه بی‌حرمتی به اسمِ منـه

207
00:16:33,983 --> 00:16:36,092
رو سرِ لاکسلی جایزه بذار

208
00:16:36,545 --> 00:16:38,222
‫بذار رعایا خودشون بیارن تحویلش بدن

209
00:16:38,247 --> 00:16:40,365
!حالا دیگه مملکت‌داری هم یادم میدی؟

210
00:16:49,222 --> 00:16:51,880
قبل از اینکه تو بگی خودم این کار رو کردم

211
00:16:52,534 --> 00:16:55,751
در نهایت، هشداریـه برای مردم ناتینگهام که

212
00:16:55,776 --> 00:16:57,524
طناب دار همچنان دستِ ماست

213
00:16:57,549 --> 00:17:00,383
وقتی ساکسون‌ها ببینن
...لاکسلی رو دار می‌زنیم

214
00:17:01,852 --> 00:17:05,054
می‌فهمن که پاشون رو از گلیم‌شون درازتر نکنن

215
00:17:17,219 --> 00:17:18,867
نگفتن کی رو کُشته؟

216
00:17:19,914 --> 00:17:22,131
اگه یه ساکسون رو کُشته بود

217
00:17:22,156 --> 00:17:23,906
اینجوری سربازها رو به خط نمی‌کردن

218
00:17:24,734 --> 00:17:26,218
براشون مهم نبود

219
00:17:26,335 --> 00:17:29,093
،به خدا قسم
...اگه به راب نمی‌گفتم

220
00:17:29,149 --> 00:17:30,960
،یا خودش یه گندی میزد

221
00:17:30,985 --> 00:17:32,585
یا یه بلایی سرش میومد

222
00:17:32,640 --> 00:17:34,359
شستت رو که بو نکرده بودی

223
00:17:34,546 --> 00:17:37,023
اتفاقی که واسه هیو افتاد، واسه جوآن

224
00:17:37,187 --> 00:17:40,265
حالا هم پسره -
انگار خانواده‌شون نفرین شده -

225
00:17:41,060 --> 00:17:43,866
‫نفرین همیشه سراغ
‫اون روی شیطانی آدم بدذات میره

226
00:17:44,988 --> 00:17:47,054
،بعضی‌ها ذاتن آدمای بدی‌ان
کاریش نمیشه کرد

227
00:17:47,208 --> 00:17:48,668
باید پیداش کنیم

228
00:17:50,527 --> 00:17:51,722
بعدش چی؟

229
00:17:51,863 --> 00:17:53,506
،اگه یکی از افراد داروغه رو کُشته

230
00:17:53,531 --> 00:17:54,821
دیگه کارش ساخته‌ست

231
00:18:08,278 --> 00:18:09,497
...نه

232
00:18:10,785 --> 00:18:12,409
نه، تنها باشه بهتره

233
00:18:14,636 --> 00:18:17,378
،اگه عقلش قد بده
توی جنگل می‌مونه

234
00:18:17,640 --> 00:18:19,202
خدا پشت و پناهش باشه

235
00:18:21,329 --> 00:18:23,155
...شوالیه‌ی دلیری بود که

236
00:18:23,859 --> 00:18:26,734
دوشادوشِ من در نبردهای صلیبی جنگید

237
00:18:26,759 --> 00:18:29,367
باشد که خونِ نورمنش خاکِ آرامگاه ابدی‌اش را

238
00:18:29,392 --> 00:18:31,030
مطهر سازد

239
00:18:39,989 --> 00:18:41,159
آمین

240
00:18:44,832 --> 00:18:46,480
قوی باشید، دوشیزه

241
00:18:47,672 --> 00:18:50,325
هانتینگدان مقصره، نه شما

242
00:19:25,689 --> 00:19:27,316
سه‌تا پشت سر هم

243
00:19:28,011 --> 00:19:29,832
کی تیراندازی رو بهت یاد داده؟

244
00:19:30,301 --> 00:19:31,575
پدرم

245
00:19:32,434 --> 00:19:34,543
به محض اینکه راه افتادم
آموزشم رو شروع کرد

246
00:19:34,568 --> 00:19:36,067
،گفت تیراندازی در صبر و بردباریـه

247
00:19:36,092 --> 00:19:38,096
هرگز با عصبانیت تیراندازی نکن وگرنه

248
00:19:38,121 --> 00:19:39,816
هر بار خطا می‌زنی

249
00:19:40,192 --> 00:19:41,863
انگار فقط تیراندازی یادت نداده

250
00:19:42,252 --> 00:19:43,372
آره

251
00:19:45,532 --> 00:19:46,622
حاضری؟

252
00:19:50,020 --> 00:19:52,667
،نکته‌ی اول
...حواست به پاهات باشه

253
00:19:52,910 --> 00:19:55,796
تو باید پای راستت رو مستقیم بذاری و
پای چپت رو افقی

254
00:19:55,996 --> 00:19:58,027
،یه خط تصور کن

255
00:19:58,052 --> 00:19:59,808
از اینجا تا هدفت

256
00:20:05,869 --> 00:20:07,314
...وقتی می‌کِشی

257
00:20:08,839 --> 00:20:10,558
هوا رو بده تو ریه‌هات

258
00:20:10,952 --> 00:20:12,507
اینجوری بدنت آروم میشه

259
00:20:16,331 --> 00:20:17,685
...نکته‌ی آخر هم

260
00:20:19,108 --> 00:20:21,136
به صدای چوبِ تیرکمون گوش بده

261
00:20:22,680 --> 00:20:24,089
...باهات صحبت می‌کنه و

262
00:20:25,273 --> 00:20:27,229
بهت میگه کِی باید رها کنی

263
00:20:28,828 --> 00:20:30,148
جدی؟

264
00:20:43,746 --> 00:20:44,786
گوش کن

265
00:20:46,076 --> 00:20:47,263
می‌شنوی؟

266
00:20:52,381 --> 00:20:55,052
!ایول! زدمش

267
00:20:55,498 --> 00:20:57,152
فقط چون راب کمکت کرد

268
00:20:57,177 --> 00:20:58,605
خب، من تیر رو زدم

269
00:20:58,630 --> 00:21:00,036
نشونه رو اون گرفت

270
00:21:00,061 --> 00:21:02,219
!برو گمشو بابا -
اگه راست میگی دوباره بزن -

271
00:21:02,244 --> 00:21:04,162
خیلی‌خب، می‌زنم

272
00:21:14,721 --> 00:21:15,783
گفتم که

273
00:21:16,122 --> 00:21:17,744
تمرین می‌طلبه

274
00:21:19,026 --> 00:21:20,276
میرم بیارمش

275
00:21:36,796 --> 00:21:39,346
خودشـه؟ تیرش رو ببین

276
00:21:41,757 --> 00:21:43,202
حرومزاده رو پیدا کردیم

277
00:21:43,242 --> 00:21:44,647
!زیرش بگیر

278
00:21:52,194 --> 00:21:53,296
!آهای

279
00:21:54,536 --> 00:21:56,077
!بکُشش حرومزاده رو

280
00:21:58,452 --> 00:21:59,539
!فولک

281
00:21:59,564 --> 00:22:03,171
!نه! ما رو می‌کُشه! بریم

282
00:22:11,108 --> 00:22:13,553
.باید از اینجا بریم
.باید بریم اون سمتِ رودخونه

283
00:22:13,578 --> 00:22:15,467
نمی‌تونن با اسب بیان دنبال‌مون

284
00:22:19,280 --> 00:22:20,650
حالا دیگه یکی از مایی

285
00:22:29,830 --> 00:22:31,228
دیگه نمی‌تونم ادامه بدم

286
00:22:36,803 --> 00:22:38,291
باید استراحت کنم

287
00:22:38,924 --> 00:22:40,127
تو برو

288
00:22:40,719 --> 00:22:42,117
یکم آب برام بذار

289
00:22:46,327 --> 00:22:47,617
با سرعت میرم

290
00:23:09,065 --> 00:23:10,479
کشیش اعظم

291
00:23:11,077 --> 00:23:12,733
چه غافلگیریِ خوشایندی

292
00:23:14,601 --> 00:23:15,843
تشریف دارن؟

293
00:23:16,529 --> 00:23:18,108
خبرهای بدی دارم

294
00:23:22,610 --> 00:23:24,171
چه جنایت شنیعی

295
00:23:25,179 --> 00:23:26,452
همینطوره

296
00:23:27,444 --> 00:23:29,101
پسره رو می‌شناسم

297
00:23:29,726 --> 00:23:31,716
،به داروغه گفتم لاکسلی ذاتش خرابـه

298
00:23:31,740 --> 00:23:33,702
عینهو پدرش خطرناکـه

299
00:23:34,121 --> 00:23:35,894
کاری می‌کنن درس عبرتی بشه برای بقیه

300
00:23:49,464 --> 00:23:51,155
داروغه دستور دادن که

301
00:23:51,180 --> 00:23:53,034
چه مقدار از جایزه رو من بدم؟

302
00:23:53,628 --> 00:23:54,818
‫۱۰۰ دوکات

303
00:23:54,843 --> 00:23:56,649
واسه سرِ یه پسرِ ساکسون؟

304
00:23:56,721 --> 00:23:58,776
با ۱۰۰ دوکات می‌تونم
،سه‌تا زمین بخرم

305
00:23:58,801 --> 00:24:00,182
یا ۳۰ رأس دام

306
00:24:01,887 --> 00:24:05,040
،خودتون می‌خواستید لاکسلی دستگیر بشه

307
00:24:05,065 --> 00:24:07,134
که نتیجه‌اش این شد که پسرش
،بیفته دنبالِ انتقامِ پدرش

308
00:24:07,159 --> 00:24:09,336
حالا هم باید دستگیر و اعدام بشه

309
00:24:09,573 --> 00:24:12,432
مقصرِ تمامی این اتفاقات خودِ شما هستید

310
00:24:12,917 --> 00:24:16,565
،هر چی بکاری
همون رو درو می‌کنی

311
00:24:17,082 --> 00:24:18,706
باید کار درست رو انجام بدید

312
00:24:20,683 --> 00:24:24,277
‫شما چی درو می‌کنی، اسقف عزیز؟
‫اونقدر دوکات که توان خرجش رو نداری؟

313
00:24:24,302 --> 00:24:26,269
داروغه چه وعده‌ای بهت داده؟

314
00:24:26,800 --> 00:24:28,472
‫یکی از همین روزها،

315
00:24:28,746 --> 00:24:30,261
‫شکمت باز میشه و

316
00:24:30,286 --> 00:24:32,316
‫تمام حرص و طمعت

317
00:24:33,698 --> 00:24:35,072
‫می‌ریزه بیرون

318
00:24:38,760 --> 00:24:41,375
‫جای اینکه مشارکتی
‫توی پرداخت جایزه کنم،

319
00:24:41,400 --> 00:24:44,932
‫خودم به شکارش ملحق میشم،
‫اون پسرک رو می‌کُشم و

320
00:24:45,088 --> 00:24:46,572
‫سهمت رو بالا می‌کِشم

321
00:24:55,264 --> 00:24:56,545
‫فولک کجاست؟

322
00:24:57,660 --> 00:25:00,209
‫مُرد. لاکسلی کُشتش

323
00:25:04,435 --> 00:25:05,543
‫به گوش باشید!

324
00:25:05,568 --> 00:25:09,726
‫داروغه‌ی محترم ۲۰۰ دوکات ‫جایزه برای

325
00:25:09,757 --> 00:25:12,614
‫رابرتِ قاتل از لاکسلی گذاشته!

326
00:25:13,653 --> 00:25:16,196
‫به گوش باشید!
‫داروغه‌ی محترم...

327
00:25:16,220 --> 00:25:19,261
‫۲۰۰ دوکات جایزه برای

328
00:25:19,286 --> 00:25:22,576
‫رابرتِ قاتل از لاکسلی گذاشته!

329
00:25:22,669 --> 00:25:24,488
‫توی دامنه‌ی غربی دیدمش

330
00:25:24,984 --> 00:25:26,788
‫با شکارچی‌های غیرقانونی مخفی شده بود

331
00:25:28,579 --> 00:25:31,012
‫پس، دیگه توی دامنه‌ی غربی پیداش نمی‌کنیم

332
00:25:32,013 --> 00:25:39,194
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

333
00:25:54,431 --> 00:25:57,451
‫یه مجرم توی ‫جنگل شروود متواریـه

334
00:25:57,476 --> 00:25:59,084
‫داروغه و افرادش دنبالشن

335
00:25:59,109 --> 00:26:01,451
‫ما هم بهشون ملحق می‌شیم

336
00:26:01,476 --> 00:26:04,156
‫- اینجوری مرد بار میاید
‫- کی هستش؟

337
00:26:04,304 --> 00:26:05,929
‫رابرت از لاکسلی

338
00:26:06,214 --> 00:26:07,999
‫پسرِ همون مردی که حلق‌آویز شد؟

339
00:26:08,890 --> 00:26:10,346
‫مگه چیکار کرده؟

340
00:26:10,527 --> 00:26:12,455
‫یکی از افراد داروغه رو به قتل رسونده

341
00:26:12,782 --> 00:26:14,056
‫باید ماریان رو در جریان بذاریم

342
00:26:14,081 --> 00:26:15,566
‫نه، لازم نکرده

343
00:26:15,591 --> 00:26:18,500
‫با برنارد برید و
‫مو به مو از دستوراتش پیروی کنید

344
00:26:20,167 --> 00:26:22,266
‫از نزاع با پدرش پشیمونی؟

345
00:26:24,649 --> 00:26:27,024
‫با چه رویی من رو زیر سؤال می‌بری؟

346
00:26:27,094 --> 00:26:29,016
‫فکر کردی مثل خواهرت
‫تو رو هم می‌فرستم دربار؟

347
00:26:29,040 --> 00:26:31,741
‫نه! عاقت می‌کنم و
‫می‌ذارم یه نورمنِ بی نام و نشون بشی،

348
00:26:31,766 --> 00:26:33,961
اون موقع ببینیم ‫باز هم
بلبل‌زبونی می‌کنی یا نه

349
00:26:34,114 --> 00:26:35,437
‫گم شو بیرون

350
00:26:37,398 --> 00:26:38,796
حاضرشون کن

351
00:26:38,971 --> 00:26:41,572
‫باید تا دست داروغه بهش نرسیده،
‫لاکسلی رو پیدا کنیم

352
00:27:03,689 --> 00:27:05,320
‫گفتی زود تمومش می‌کنی

353
00:27:05,345 --> 00:27:07,837
‫دروغِ بدی گفتم

354
00:27:08,220 --> 00:27:10,856
‫- پشیمون هم نیستم
‫- من هم همینطور

355
00:27:10,923 --> 00:27:14,391
‫بدنت به گرمی شراب تابستانه‌ست.
‫من بی‌تقصیرم.

356
00:27:14,661 --> 00:27:16,598
‫خیلی شاعر خوبی نیستی

357
00:27:16,744 --> 00:27:18,731
‫هنوز دارم یاد می‌گیرم

358
00:27:29,435 --> 00:27:31,340
‫فرشته‌ها رو بیدار می‌کنی

359
00:27:33,392 --> 00:27:35,340
‫قول میدی من رو ببری سوارکاری؟

360
00:27:36,414 --> 00:27:37,744
‫یکم دیگه

361
00:27:40,755 --> 00:27:42,607
‫بار چندمـه که این حرف رو می‌زنی

362
00:27:43,074 --> 00:27:44,344
‫بعضاً دروغ میگم

363
00:27:44,409 --> 00:27:46,041
‫عادت بدیـه

364
00:27:46,486 --> 00:27:50,065
‫اینجا اتاق خدمتکارهاست، ماریان

365
00:27:51,008 --> 00:27:53,987
‫به بوش توجهی نکن.
‫بیشتر بوی عطر و...

366
00:27:54,356 --> 00:27:55,577
‫گناهـه

367
00:27:59,425 --> 00:28:00,816
‫داشتم می‌گفتم

368
00:28:02,566 --> 00:28:04,446
‫ایشون ماریان از هانتینگتونـه

369
00:28:04,695 --> 00:28:05,816
‫ماریان...

370
00:28:10,370 --> 00:28:12,682
‫ماریان! وایسا! منم ویل

371
00:28:12,729 --> 00:28:16,235
‫می‌دونم. ویل...
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

372
00:28:16,260 --> 00:28:19,267
‫به قول پدرم، ترقی و پیشرفت

373
00:28:19,470 --> 00:28:20,840
‫تو چی؟

374
00:28:20,909 --> 00:28:22,987
‫بابای من که این رو پسرفت می‌دونه

375
00:28:24,143 --> 00:28:25,483
‫چه خبر از راب؟

376
00:28:25,541 --> 00:28:27,516
‫خبری ازش نداری؟ حالش چطوره؟

377
00:28:27,540 --> 00:28:29,886
‫آخرین بار ‫چند هفته‌ی پیش دیدمش

378
00:28:30,024 --> 00:28:33,203
عصبانی و سردرگم بود

379
00:28:33,875 --> 00:28:36,813
‫مرگ پدر و مادر واقعاً غم‌انگیزه

380
00:28:37,082 --> 00:28:38,743
‫بعدش هم که پسرعموش ترکش کرد

381
00:28:40,731 --> 00:28:44,083
‫می‌تونی راحت راب رو فراموش کنی، ماریان

382
00:28:44,316 --> 00:28:46,193
‫اینجا دوست‌های جدیدی پیدا می‌کنی

383
00:28:47,339 --> 00:28:48,450
‫بهم اعتماد کن

384
00:28:54,100 --> 00:28:56,919
‫مشتاقم داستان‌های شروود رو
‫براشون تعریف کنم

385
00:28:57,856 --> 00:29:00,036
‫چون دلم بدجوری واسه جنگل تنگ شده

386
00:29:00,516 --> 00:29:01,992
‫اما از همه بیشتر...

387
00:29:02,328 --> 00:29:03,844
‫دلم واسه راب تنگ شده

388
00:29:28,227 --> 00:29:29,517
‫از شدت خونریزی مُرده

389
00:29:30,368 --> 00:29:32,295
‫- دفنش کنیم؟
‫- نمی‌خواد

390
00:29:32,808 --> 00:29:34,569
‫الان دیگه متعلق به جنگلـه

391
00:29:36,616 --> 00:29:38,984
‫- داروغه
‫- هانتینگدان

392
00:29:39,038 --> 00:29:40,695
‫شنیدیم اون پسرک رو پیدا کردید

393
00:29:40,772 --> 00:29:42,506
‫من دیدمش، قربان

394
00:29:42,599 --> 00:29:44,372
‫از اینجا به غرب فرار کردن

395
00:29:44,397 --> 00:29:46,278
‫«فرار کردن»؟
‫پس دست‌تنها نیست

396
00:29:46,303 --> 00:29:47,599
‫بیشتر از یه نفر بودن

397
00:29:47,630 --> 00:29:49,436
‫بعیده بیشتر از نیم‌روز
‫ازمون فاصله داشته باشن

398
00:29:49,461 --> 00:29:51,857
‫اگه دارن میرن غرب،
‫یعنی قراره از رودخونه‌ی ترنت رد شن

399
00:29:51,882 --> 00:29:53,107
‫سعی می‌کنن ازش رد شن،

400
00:29:53,132 --> 00:29:55,137
‫چون فکر می‌کنن جاشون توی شروود امنـه

401
00:29:55,162 --> 00:29:57,622
‫اگه واقعاً بزنن به دل جنگل،
‫دیگه دست کسی بهشون نمی‌رسه

402
00:29:57,686 --> 00:30:00,202
‫ما مایلیم به شکار ملحق شیم تا
‫مطمئن شیم این اتفاق نیفته

403
00:30:00,585 --> 00:30:02,849
‫جرولد، شیش‌تا از نفراتت رو بردار و

404
00:30:02,874 --> 00:30:05,077
‫با اِرل هانتینگدان برو شرق

405
00:30:05,102 --> 00:30:07,723
‫ما از غرب میایم تا
‫اگه خواستن برگردن بگیریم‌شون

406
00:30:07,967 --> 00:30:09,491
‫درضمن، هانتینگدان

407
00:30:10,155 --> 00:30:12,169
‫سعی نکنید تا ما نرسیدیم
‫از رودخونه رد شید

408
00:30:12,194 --> 00:30:14,518
‫نمی‌دونیم لاکسلی با چند نفر دیگه‌ست

409
00:30:14,605 --> 00:30:15,897
‫اطاعت میشه

410
00:30:52,279 --> 00:30:53,805
‫بیاید همینجا استراحت کنیم

411
00:31:12,131 --> 00:31:14,594
انگاری فقط من نبودم که رازی رو مخفی می‌کردم

412
00:31:16,511 --> 00:31:17,779
‫تو کی هستی؟

413
00:31:19,435 --> 00:31:21,654
‫چون مطمئناً شکارچی‌ای نیستی که
‫راهش رو گم کرده باشه

414
00:31:25,646 --> 00:31:27,784
‫داری خودت رو از یه چیزی پنهون می‌کنی

415
00:31:32,851 --> 00:31:34,541
‫داروغه دنبالمـه

416
00:31:36,398 --> 00:31:37,932
‫مگه چیکار کردی؟

417
00:31:39,856 --> 00:31:42,535
‫- نه، مهم نیست...
‫- واسه ما مهمـه

418
00:31:43,867 --> 00:31:45,635
‫اگه بیاد سراغمون، مهمـه

419
00:31:51,412 --> 00:31:52,619
‫خب...

420
00:31:53,590 --> 00:31:55,307
‫هر کاری که کردی...

421
00:31:58,750 --> 00:32:00,218
‫واسه جنگل اهمیتی نداره

422
00:32:43,509 --> 00:32:44,805
‫خودشونن؟

423
00:33:06,294 --> 00:33:07,503
‫برو بگیرشون!

424
00:33:16,708 --> 00:33:18,315
‫چاقوکشِ تیزی هستی؟

425
00:33:18,938 --> 00:33:20,565
‫گلیم خودم رو از آب می‌کِشم بیرون

426
00:33:21,362 --> 00:33:23,143
‫کسی تابحال با هم در نیفتاده

427
00:33:23,417 --> 00:33:25,186
‫یه بار بدجوری کتک خوردم

428
00:33:25,339 --> 00:33:26,737
‫خیلی بد

429
00:33:26,985 --> 00:33:28,823
‫اصلاً حواسم بهش نبود، فقط...

430
00:33:29,380 --> 00:33:31,120
‫بعدش چاقو همیشه باهام بود

431
00:33:31,667 --> 00:33:33,769
‫مردم تیزی که ببینن، دودل میشن

432
00:33:34,083 --> 00:33:35,878
دیگه کسی هوا برش نمی‌داره

433
00:33:44,171 --> 00:33:45,752
‫چی شده؟

434
00:33:48,160 --> 00:33:49,924
‫فکر می‌کنه سگ‌ها دارن میان

435
00:33:53,173 --> 00:33:54,437
‫بریم سمت تنگ‌دره

436
00:33:54,462 --> 00:33:55,821
برید سمت آب

437
00:34:19,519 --> 00:34:20,645
‫لاکسلی!

438
00:34:25,843 --> 00:34:27,409
‫بگو سگه ولمون کنه!

439
00:34:27,472 --> 00:34:30,130
‫وگرنه اول اون رو می‌کُشیم،
‫بعدش تو رو!

440
00:34:31,977 --> 00:34:33,137
‫تو کی هستی؟

441
00:34:35,092 --> 00:34:37,629
‫اسم من جان نیلره. شما؟

442
00:34:38,324 --> 00:34:40,966
‫اسم من رالفـه، پسرِ میلر

443
00:34:41,021 --> 00:34:43,218
‫پس، کدوم یکی از شماها لاکسلیـه؟

444
00:34:44,696 --> 00:34:46,366
‫خانوادش دنبالش می‌گردن

445
00:34:47,713 --> 00:34:49,303
‫کدوم خانواده؟

446
00:34:52,945 --> 00:34:54,705
‫پس لاکسلی تویی؟

447
00:34:55,628 --> 00:34:56,684
‫نه

448
00:34:57,128 --> 00:34:58,488
‫اون هم برادرمونـه

449
00:34:59,500 --> 00:35:00,880
‫بذار خودش حرف بزنه

450
00:35:01,542 --> 00:35:03,252
‫بهتره بری پِی کارت

451
00:35:13,761 --> 00:35:15,179
‫بکپ زمین!

452
00:35:24,576 --> 00:35:25,897
‫کافیـه!

453
00:35:27,277 --> 00:35:29,213
‫- بگو سگه ولمون کنه
‫- از جاتون جُم بخورید،

454
00:35:29,238 --> 00:35:31,712
‫- دخلش رو میارم
‫- چی از جونش می‌خوای؟

455
00:35:33,991 --> 00:35:35,337
‫جایزه‌ای که...

456
00:35:35,362 --> 00:35:37,186
‫روی سرش گذاشتن رو می‌خوام

457
00:35:43,044 --> 00:35:44,448
‫حالا برید رد کارتون

458
00:35:44,528 --> 00:35:46,445
‫نمی‌خوام بلایی سر شماها بیارم

459
00:35:46,747 --> 00:35:48,156
‫پس، مجبورم نکنید

460
00:35:48,560 --> 00:35:50,075
‫پات به ناتینگهام نمی‌رسه

461
00:36:11,390 --> 00:36:13,326
‫بیا، عزیزم. این پا و اون پا نکن

462
00:36:15,860 --> 00:36:18,213
‫خب، این باید یه بار
‫توی سه ماهِ تابستون عوض شه،

463
00:36:18,238 --> 00:36:20,335
‫اما زمستون به خاطر رطوبت
‫هر ماه باید عوضش کرد

464
00:36:20,360 --> 00:36:21,816
‫قبلش باید کاه بریزی تا

465
00:36:21,840 --> 00:36:23,526
‫از شر جونورها و
‫حشرات موزی خلاص شی

466
00:36:23,628 --> 00:36:25,776
‫ولی بازم کلی جونور موزی

467
00:36:25,800 --> 00:36:27,903
‫پاشون به این تخت باز میشه

468
00:36:27,956 --> 00:36:29,612
‫مگه ملکه وفادار به پادشاه نیست؟

469
00:36:29,637 --> 00:36:32,440
‫فکر کردی پس چطور
‫قلمروی به این بزرگی رو از اینجا تا...

470
00:36:32,511 --> 00:36:34,519
‫حتی نمی‌دونم تا کجا ادامه داره!

471
00:36:35,019 --> 00:36:36,626
‫با مقام و منزلتش؟

472
00:36:36,886 --> 00:36:39,006
‫النور با این چیزها حکومت نمی‌کنه

473
00:36:39,045 --> 00:36:41,042
‫یه سر داره و هزار سودا

474
00:36:43,815 --> 00:36:45,109
‫داره میاد

475
00:36:45,368 --> 00:36:46,628
‫زود، زود، زود!

476
00:36:55,827 --> 00:36:58,612
‫بجنبید. همه سر جای خودشون

477
00:37:31,571 --> 00:37:33,076
‫سلین

478
00:37:33,840 --> 00:37:35,075
‫علیاحضرت

479
00:37:35,100 --> 00:37:37,499
‫- جدیده چی شد؟
‫- تشریف آوردن، علیاحضرت

480
00:37:37,591 --> 00:37:38,857
‫بالاخره

481
00:37:45,908 --> 00:37:47,076
‫تنهامون بذارید

482
00:37:54,389 --> 00:37:56,559
‫مثل سگ‌های گستاخ احترام گذاشتی

483
00:37:57,533 --> 00:37:58,863
‫تو هم همینطور، سلین

484
00:38:05,086 --> 00:38:07,098
‫اون یکی هم عینهو یه گربه‌ی موذی بود

485
00:38:08,668 --> 00:38:10,931
‫توی دربار اینقدر از اینجور چیزها
زیاد می‌بینی که

486
00:38:10,956 --> 00:38:12,442
‫کم‌کم باهاشون آشنا میشی

487
00:38:15,539 --> 00:38:17,909
‫تو ماریان از هانتینگدانی

488
00:38:18,751 --> 00:38:22,737
‫به پدرت یه ملک
‫خارج از ناتینگهام هدیه داده شد،

489
00:38:22,847 --> 00:38:24,527
‫ملک اربابیِ لاکسلی

490
00:38:24,832 --> 00:38:27,066
‫بابت دلاوری‌هاش توی نبرد مونت کادموس

491
00:38:27,113 --> 00:38:29,553
‫الان هم که اِرل شده

492
00:38:30,752 --> 00:38:32,778
‫پدرت رو خوب یادمـه

493
00:38:32,924 --> 00:38:34,252
‫خودم اونجا بودم

494
00:38:34,277 --> 00:38:36,376
‫اولین ملکه‌ای که
‫فرماندهی یه جنگ صلیبی رو

495
00:38:36,401 --> 00:38:38,126
‫توی سرزمین مقدس به عهده گرفت

496
00:38:38,902 --> 00:38:42,131
‫- می‌دونی سرزمین مقدس کجاست؟
‫- بله، علیاحضرت

497
00:38:43,730 --> 00:38:47,270
‫- خوندن و نوشتن بلدی؟
‫- بله، علیاحضرت

498
00:38:47,433 --> 00:38:49,457
‫- فرانسوی هم بلدی؟
‫- بله

499
00:38:50,624 --> 00:38:52,714
‫- زبان نورمن چطور؟
‫- بله

500
00:38:54,171 --> 00:38:55,470
‫البته خیلی روون نه

501
00:38:57,365 --> 00:39:00,366
‫هنوز یه دختربچه‌ای یا زن شدی؟

502
00:39:01,708 --> 00:39:02,808
‫علیاحضرت؟

503
00:39:04,826 --> 00:39:06,425
‫تابحال با مردی بودی؟

504
00:39:08,973 --> 00:39:10,333
‫پس هنوز یه دختربچه‌ای

505
00:39:15,856 --> 00:39:19,160
‫انگار یکی رو دوست داری، نه؟

506
00:39:20,808 --> 00:39:23,956
‫ماریان، چشم‌ها دریچه‌ای به روح آدمان و

507
00:39:23,980 --> 00:39:26,871
‫می‌بینم که توی روحت
‫یکی جا خشک کرده

508
00:39:30,287 --> 00:39:32,300
‫چی از ناتینگهام می‌دونی؟

509
00:39:33,700 --> 00:39:36,671
‫آمم... یه قلعه داره،

510
00:39:36,781 --> 00:39:38,386
‫کلی مِیخونه

511
00:39:40,460 --> 00:39:41,808
‫آدم...

512
00:39:41,878 --> 00:39:44,050
‫- و یه داروغه
‫- بله

513
00:39:44,677 --> 00:39:46,144
‫داروغه رو می‌شناسی؟

514
00:39:46,959 --> 00:39:48,494
‫دخترش رو می‌شناسم

515
00:39:48,564 --> 00:39:49,681
‫خب؟

516
00:39:49,706 --> 00:39:51,206
‫اون...

517
00:39:53,108 --> 00:39:54,621
‫مثل من دختر نیست

518
00:39:56,392 --> 00:39:58,610
‫پس، زبون نورمن‌ها رو خوب بلدی

519
00:39:59,464 --> 00:40:02,823
‫داروغه‌ی ناتینگهام پسرعموی همسرمـه

520
00:40:03,609 --> 00:40:05,625
‫به همین خاطره که داروغه‌ی اونجاست

521
00:40:05,832 --> 00:40:08,416
‫توی اون خاندان
‫همگی رگ و ریشه دارن

522
00:40:08,543 --> 00:40:10,314
‫جاه‌طلبی‌های داروغه...

523
00:40:10,339 --> 00:40:13,636
‫بذار اینجوری بگم که تموم‌نشدنیـه

524
00:40:13,925 --> 00:40:15,333
‫موافقی؟

525
00:40:16,449 --> 00:40:19,119
‫باور کن، این چیزها رو
‫یه زن بهتر از هر کسی می‌فهمه و

526
00:40:19,144 --> 00:40:21,683
‫گاه و بی‌گاه بد نیست
‫چیزهای بیشتری هم بدونه

527
00:40:21,871 --> 00:40:25,856
‫خانم‌ها می‌تونن در این مورد
‫به همدیگه کمک کنن

528
00:40:25,949 --> 00:40:28,207
‫حیف که دختربچه‌ها
‫از پس این کار بر نمیان

529
00:40:30,166 --> 00:40:32,812
‫ماریان، می‌دونی چرا اینجایی؟

530
00:40:33,113 --> 00:40:34,830
‫اینجام تا به شما خدمت کنم، علیاحضرت

531
00:40:34,855 --> 00:40:38,790
‫خدمت کنی؟
‫چیزی که زیاده، خدمتکاره

532
00:40:39,285 --> 00:40:42,761
‫من مستقیماً خواستم به اینجا بیای.
‫می‌دونی چرا؟

533
00:40:46,204 --> 00:40:49,204
‫همه چی سر فرصت.
‫می‌تونی بری.

534
00:41:06,714 --> 00:41:09,002
‫هی، حتی فکرش هم نکن!

535
00:41:09,027 --> 00:41:12,196
‫اگه بخوای فرار کنی،
‫اولین قدمت میشه آخرین قدیمی که برمی‌داری

536
00:41:12,221 --> 00:41:13,588
‫زنده و مُرده‌اش فرقی نمی‌کنه،

537
00:41:13,613 --> 00:41:15,537
‫با من میای ناتینگهام

538
00:41:16,250 --> 00:41:17,870
‫پاشو، یالا

539
00:41:24,637 --> 00:41:26,230
‫بیا! یالا!

540
00:41:54,269 --> 00:41:55,938
‫هی، هی، هی... تو هم دیدیش؟

541
00:41:55,963 --> 00:41:58,179
‫- چی؟
‫- تو هم دیدیش؟

542
00:41:58,252 --> 00:42:00,669
‫- کی رو؟
‫- یه زن با موهای طلایی

543
00:42:00,725 --> 00:42:02,743
‫لختِ مادرزاد

544
00:42:03,524 --> 00:42:06,222
‫قسم می‌خورم! قسم می‌خورم!

545
00:42:10,182 --> 00:42:11,949
‫از کجا مطمئنی که گُدا بود؟

546
00:42:12,956 --> 00:42:14,432
‫قبلاً هم دیدمش

547
00:42:14,457 --> 00:42:16,131
‫گُدا رو قبلاً دیدی؟

548
00:42:16,226 --> 00:42:17,662
‫وقتی بچه بودم

549
00:42:17,778 --> 00:42:19,480
‫مامانم به خاطر...

550
00:42:20,660 --> 00:42:23,324
‫جثه‌ی ریزم، جان کوچولو صدا می‌کرد

551
00:42:25,046 --> 00:42:26,349
‫جان کوچولو

552
00:42:27,508 --> 00:42:29,088
‫زن درستکاری بود

553
00:42:29,871 --> 00:42:32,645
‫اما آقاجونم بدجنس بود،
‫از بیخ و بن آدم بدذاتی بود

554
00:42:32,670 --> 00:42:35,776
‫دوتا بچه‌ی دیگه هم قبل از من داشت،
‫جفت‌شون رو سربه‌نیست کرد

555
00:42:35,909 --> 00:42:38,119
‫فقط چون واسه همه غذا نبود

556
00:42:38,748 --> 00:42:41,039
‫یه شب مستِ لایعقل اومد خونه و
‫دیوونه شده بود

557
00:42:41,064 --> 00:42:43,234
‫مامان من رو قایم کرد.
‫بابا بدجوری قاتی کرده بود.

558
00:42:47,394 --> 00:42:48,604
‫مامانم رو کتک زد

559
00:42:50,041 --> 00:42:51,839
‫هنوز صدای جیغ و دادش تو گوشمـه

560
00:42:55,045 --> 00:42:56,481
‫اون موقع بود که گُدا ر دیدم

561
00:42:56,536 --> 00:42:58,105
‫اونجا هم لخت بود؟

562
00:43:00,088 --> 00:43:01,755
‫بهم یه چاقو داد و

563
00:43:01,780 --> 00:43:04,323
‫وجودم رو، نه از خشم،

564
00:43:07,525 --> 00:43:08,924
‫بلکه از شجاعت پر کرد

565
00:43:09,635 --> 00:43:12,726
‫چون توی اولین فرصت
‫اون چاقو رو تا دسته تو پشتش فرو کردم

566
00:43:15,427 --> 00:43:16,743
‫آقاجونت رو کُشتی؟

567
00:43:16,768 --> 00:43:18,306
‫آتیش شرارتش رو خاموش کردم و...

568
00:43:22,282 --> 00:43:23,719
‫مامانم رو نجات دادم

569
00:43:24,267 --> 00:43:26,195
‫همون باعث شد که
‫پا به مسیر شرارت خودم بذارم

570
00:43:26,220 --> 00:43:28,055
‫از اون موقع ده نفر رو کُشتم

571
00:43:28,205 --> 00:43:30,299
‫تا به امروز به هیچکس نگفتم

572
00:43:33,556 --> 00:43:35,146
‫آدمکُشی کار پستیـه

573
00:43:37,603 --> 00:43:39,166
‫مثل سایه دنبالت میاد

574
00:43:40,304 --> 00:43:41,924
ما کسی رو نکُشتیم

575
00:43:43,164 --> 00:43:44,584
‫پس به سلامتی

576
00:43:48,822 --> 00:43:50,358
‫اما تو آدم کُشتی، مگه نه؟

577
00:43:52,374 --> 00:43:54,343
‫فرمانده‌ی سربازخونه رو

578
00:43:54,499 --> 00:43:58,356
‫تو یه فرمانده‌ی نورمن رو کُشتی؟
‫واسه همین اون سربازها دنبالت بودن؟

579
00:43:58,465 --> 00:44:01,227
‫اونا سر هیچ و پوچ پدرم رو کُشتن

580
00:44:02,407 --> 00:44:06,077
‫مادرم رو از دست دادم.
‫خونه‌ام رو از دست دادم.

581
00:44:09,069 --> 00:44:10,916
زندگیم به فنا رفت

582
00:44:11,049 --> 00:44:13,861
‫داروغه همه چیزم رو ازم گرفته و
‫امیدوارم که بمیره

583
00:44:15,479 --> 00:44:17,604
‫بمیره و بره زیر خاک

584
00:44:18,303 --> 00:44:20,947
‫خونِ ادریک وحشی توی رگات جریان داره

585
00:44:54,177 --> 00:44:55,477
‫نترس، نمی‌میری

586
00:44:56,760 --> 00:44:58,086
‫بیا

587
00:44:58,299 --> 00:44:59,408
‫بجو

588
00:45:00,555 --> 00:45:02,236
‫کار ضماد رو برات می‌کنه

589
00:45:05,437 --> 00:45:06,797
‫درد داری؟

590
00:45:10,200 --> 00:45:11,432
‫خب...

591
00:45:12,620 --> 00:45:14,436
‫فقط یادت باشه که هیچ مردی

592
00:45:14,460 --> 00:45:17,322
‫بدون این سختی‌های گذرا به موفقیت نرسیده

593
00:46:32,978 --> 00:46:35,541
‫پدر. آرون نیستش

594
00:46:39,181 --> 00:46:41,900
‫شک ندارم که آرون رفته دنبال لاکسلی

595
00:46:46,752 --> 00:46:49,681
‫قربان، داروغه گفتن منتظر بمونیم

596
00:46:49,706 --> 00:46:52,163
‫نیازی به داروغه نیست.
‫اگه پسرم تا الان دخلش رو نیاورده باشه،

597
00:46:52,188 --> 00:46:54,104
‫خودمون اون حرومی رو می‌کُشیم

598
00:47:19,797 --> 00:47:21,087
‫صدای اسبـه؟

599
00:47:23,035 --> 00:47:24,242
‫آدمـه

600
00:48:20,704 --> 00:48:21,966
‫نه! نه!

601
00:48:34,441 --> 00:48:35,941
‫رالف، فرار کن!

602
00:48:37,493 --> 00:48:38,660
‫فرار کن!

603
00:48:41,142 --> 00:48:42,831
‫فرار کن، جان!

604
00:48:43,150 --> 00:48:44,339
‫برو!

605
00:48:49,441 --> 00:48:50,645
‫نه!

606
00:49:05,565 --> 00:49:06,855
‫پسرم!

607
00:49:12,308 --> 00:49:14,756
‫من... خواستم فقط...

608
00:49:14,896 --> 00:49:16,613
‫بهم...

609
00:49:18,197 --> 00:49:19,567
‫افتخار کنی

610
00:49:22,011 --> 00:49:23,644
‫نه

611
00:49:23,964 --> 00:49:25,636
‫پسرم...

612
00:49:32,200 --> 00:49:33,816
‫لاکسلی!

613
00:49:35,596 --> 00:49:39,042
‫می‌کشمت! لاکسلی!

614
00:49:44,783 --> 00:49:47,443
‫لاکسلی!

615
00:49:48,260 --> 00:49:49,590
‫برید! برید!

616
00:49:50,565 --> 00:49:52,218
‫برید! برید!

617
00:49:52,243 --> 00:49:53,453
‫بجنبید!

618
00:49:56,941 --> 00:49:58,072
‫برو، راب!

619
00:49:58,097 --> 00:49:59,574
‫راب!

620
00:50:01,152 --> 00:50:02,226
‫وایسا، راب!

621
00:50:02,399 --> 00:50:03,644
‫پاشو!

622
00:50:17,510 --> 00:50:18,877
‫برو، راب!

623
00:50:18,901 --> 00:50:28,901
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

624
00:50:28,925 --> 00:50:38,925
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

