﻿1
00:00:17,229 --> 00:00:19,362
« ...آنچه گذشت »

2
00:00:19,479 --> 00:00:21,534
فراموش کردی قراره کی باشی

3
00:00:21,823 --> 00:00:25,455
‫قرار بود رهبری باشی که برای ساکسون‌ها
‫سرنوشت باشکوه‌تری رقم می‌زنه

4
00:00:25,480 --> 00:00:26,596
یه غار گنده‌ست

5
00:00:26,621 --> 00:00:28,971
دویست‌تا ساکسون اونجا زندگی می‌کنن

6
00:00:28,996 --> 00:00:30,776
...پادشاه گای از گیزبورن رو فرستاده تا

7
00:00:30,801 --> 00:00:32,666
نظم رو به ناتینگهام برگردونه

8
00:00:32,691 --> 00:00:35,417
سگِ جنگیِ موردعلاقه‌ی پادشاهـه -
!همشون رو بکُشید

9
00:00:35,442 --> 00:00:36,987
‫درنده‌ترین سگِ شکاری هم

10
00:00:37,012 --> 00:00:38,567
‫اگه بخواد پاچه‌ی صاحبش رو بگیره،

11
00:00:38,592 --> 00:00:39,840
‫باید اون رو سر جاش نشوند

12
00:00:39,865 --> 00:00:42,285
‫- نقشه‌ای داری؟
،‫ -توی جوش و خروش جنگ

13
00:00:42,310 --> 00:00:45,572
‫تا تیغه‌ای که
‫گلوش رو می‌بُره دیده نشه

14
00:00:45,597 --> 00:00:48,345
.‫اِی جانِ آب‌زیرکاه
،رخصت پاپ گرفتنی نیست

15
00:00:48,370 --> 00:00:50,198
بهاش خون، منت و زمانیـه که می‌طلبه

16
00:00:50,223 --> 00:00:51,315
‫خودت میری رُم و

17
00:00:51,340 --> 00:00:53,448
‫به جاه‌طلبی‌های پسرم پایان میدی

18
00:00:53,473 --> 00:00:55,642
‫- سرنوشت من دست شماست
بگو اسمش چیـه؟ -

19
00:00:55,667 --> 00:00:57,073
‫- بگو من برات چی‌ام؟
‫- تو...

20
00:00:57,098 --> 00:00:59,684
‫تنها زنی هستی که کاری کرد
خودم رو فراموش کنم

21
00:00:59,709 --> 00:01:00,792
‫حالا باید برم

22
00:01:00,817 --> 00:01:02,206
‫پادشاه صدها آدم فرستاده تا

23
00:01:02,231 --> 00:01:04,979
‫- راب و دار و دسته‌اش رو بکُشن
کجا؟ -

24
00:01:05,370 --> 00:01:06,956
‫داروغه می‌دونه کجایی

25
00:01:06,981 --> 00:01:10,386
‫هر انتخابی که بکنی...
من تو رو انتخاب می‌کنم

26
00:01:14,093 --> 00:01:17,417
...ادریک، ادریکِ وحشی

27
00:01:18,651 --> 00:01:20,997
...وقتی بقیه تسلیم شدن

28
00:01:21,526 --> 00:01:23,245
اون تا آخرین نفس جنگید

29
00:01:33,406 --> 00:01:35,576
...تو میدونِ جنگ کُشته شد ولی

30
00:01:35,601 --> 00:01:37,289
روحش همچنان در حال مبارزه‌ست

31
00:01:37,817 --> 00:01:39,598
تا ابد هم به مبارزه ادامه میده

32
00:01:39,911 --> 00:01:41,137
درونِ تو

33
00:01:46,575 --> 00:01:47,856
حالت خوبـه؟

34
00:01:52,055 --> 00:01:53,328
خوابِ بد دیدی؟

35
00:01:54,350 --> 00:01:55,516
گمونم

36
00:02:10,328 --> 00:02:13,898
« رابین هود »
« فصل اول »

37
00:02:13,922 --> 00:02:23,922
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

38
00:02:23,946 --> 00:02:33,946
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

39
00:03:00,281 --> 00:03:05,281
‫« قسمت دهم(آخر): با سقوط دشمنی، دشمن دیگری برمی‌خیزد »

40
00:03:07,578 --> 00:03:09,006
دعاهات جواب هم میدن؟

41
00:03:10,832 --> 00:03:13,728
،تو و ماریان که رفتید
دعا کردم برگردید

42
00:03:14,253 --> 00:03:15,529
حالا هم که اینجایید

43
00:03:16,026 --> 00:03:17,406
دیدی که رفتیم؟

44
00:03:19,316 --> 00:03:21,026
چرا برگشتی؟

45
00:03:22,309 --> 00:03:23,340
...من

46
00:03:24,561 --> 00:03:26,857
چیزی دیدم که نمی‌تونستم بی‌جواب بذارم

47
00:03:33,444 --> 00:03:34,939
در مورد نفرت حق با تو بود

48
00:03:39,011 --> 00:03:40,961
ولی رها کردنش سختـه

49
00:03:42,351 --> 00:03:44,902
.همین من رو زنده نگه داشته
.باعث شده تا اینجا بیایم

50
00:03:46,571 --> 00:03:48,488
نمی‌دونم بدون اون چطوری به مبارزه ادامه بدم

51
00:03:49,706 --> 00:03:51,620
برای آینده بجنگ

52
00:03:52,160 --> 00:03:53,534
نه گذشته

53
00:03:53,746 --> 00:03:56,191
.برای انتقام نجنگ
.برای صلح بجنگ

54
00:03:57,782 --> 00:03:59,300
برای امید -
امید؟ -

55
00:04:02,030 --> 00:04:03,700
امید بار سنگینـه

56
00:04:05,895 --> 00:04:08,791
از فولاد هم سنگین‌تر -
آره -

57
00:04:08,870 --> 00:04:10,500
‫ولی دست مرگ بهش نمی‌رسه

58
00:04:12,148 --> 00:04:14,863
کسی که برای امید بجنگـه
هرگز از یادها فراموش نمی‌شه

59
00:04:20,896 --> 00:04:23,535
تعدادشون خیلی زیاده، متوجهی دیگه؟

60
00:04:26,073 --> 00:04:27,487
نقشه‌ای داری؟

61
00:04:27,986 --> 00:04:29,558
یه چیزهایی توی ذهنمـه

62
00:04:30,152 --> 00:04:31,433
...فقط باید

63
00:04:32,496 --> 00:04:33,995
افکارم رو جمع و جور کنم

64
00:04:42,913 --> 00:04:45,488
این دره توانِ تحرک‌شون رو می‌گیره

65
00:04:45,513 --> 00:04:47,699
فقط باید با تعداد بالا بهشون حمله کنیم

66
00:04:47,872 --> 00:04:49,258
مثل موش تو تله میفتن

67
00:04:49,300 --> 00:04:51,122
تا نریم بالاسرشون شست‌شون خبردار نمیشه

68
00:04:51,147 --> 00:04:54,005
رابین هود انتظار یه حمله‌ی مستقیم رو داره

69
00:04:54,030 --> 00:04:56,036
درستـه سرباز نیست، ولی احمق هم نیست

70
00:04:56,061 --> 00:04:57,270
مگه مهمـه؟

71
00:04:57,587 --> 00:04:59,645
مگه خودت نگفتی مثل پسربچه‌ها می‌جنگه؟

72
00:04:59,670 --> 00:05:02,066
بی‌مهابا، هیجان‌زده و درمونده

73
00:05:02,173 --> 00:05:05,229
آدمای درمونده جاهایی
جون سالم به در می‌برن که نباید

74
00:05:05,379 --> 00:05:07,450
از دستِ من نمی‌تونه
جون سالم به در ببره، داروغه

75
00:05:09,813 --> 00:05:12,284
اعتماد به نفست رو تحسین می‌کنم، گیزبورن

76
00:05:12,309 --> 00:05:14,956
‫کمتر انسان زنده‌ای پیدا میشه که
‫اینقدر مطمئن حرف بزنه

77
00:05:15,003 --> 00:05:16,989
جوابِ نافرمانی‌شون رو با نابودیِ مطلق می‌دیم

78
00:05:29,132 --> 00:05:31,885
هنوز آرایش جنگی نگرفتن ولی
تعدادشون زیاد شده

79
00:05:32,013 --> 00:05:33,380
حداقل ۵۰۰ نفر

80
00:05:33,405 --> 00:05:35,641
درو، همه رو داخل غار جمع کن

81
00:05:35,850 --> 00:05:37,216
می‌دونم باید چیکار کنیم

82
00:05:39,397 --> 00:05:41,020
الان ۵۰۰ نفرن

83
00:05:41,262 --> 00:05:45,028
،با زره و تجهیزات کامل
...اسب‌های جنگی، منجنیق

84
00:05:45,302 --> 00:05:46,973
درضمن، می‌دونن کجاییم

85
00:05:46,998 --> 00:05:48,764
به نظرم یکم مشکل‌سازه

86
00:05:48,789 --> 00:05:50,302
می‌دونن کجاییم

87
00:05:51,348 --> 00:05:53,200
پس یعنی ما هم می‌دونیم اونا قراره کجا باشن

88
00:05:53,225 --> 00:05:55,559
‫آره... اینجا، در حال قلع و قمع کردن ما

89
00:05:55,584 --> 00:05:57,442
نه، ما میریم

90
00:05:57,497 --> 00:05:59,643
،توی جنگل قایم میشیم
صبر می‌کنیم بیان و

91
00:05:59,668 --> 00:06:02,184
.می‌ذاریم از کنارمون رد شن
.بعدش حرکت می‌کنیم

92
00:06:02,457 --> 00:06:03,738
به سمتِ کجا؟

93
00:06:04,488 --> 00:06:05,785
ناتینگهام

94
00:06:06,668 --> 00:06:09,035
فقط من نمی‌فهمم شازده چی میگه؟

95
00:06:09,060 --> 00:06:11,836
،چرا باهاشون شاخ به شاخ بشیم
وقتی می‌تونیم بهشون رودست بزنیم؟

96
00:06:11,949 --> 00:06:14,636
،با شناختی که ازشون دارم
سربازهای زیادی توی شهر نمی‌ذارن

97
00:06:14,761 --> 00:06:16,246
اونقدری نیستن که جلومون رو بگیرن

98
00:06:16,271 --> 00:06:18,214
منظورت اینـه شهر رو بگیریم؟

99
00:06:18,239 --> 00:06:21,005
خبردار میشن و با پونصد نفر برمی‌گردن

100
00:06:21,030 --> 00:06:23,872
وقتی برگردن، با تیراندازهامون روی
دیوارها روبرو میشن

101
00:06:23,982 --> 00:06:26,005
تا به دروازه برسن صد نفرشون رو می‌زنیم

102
00:06:26,030 --> 00:06:28,567
ولی به دروازه می‌رسن و
ازش عبور هم می‌کنن

103
00:06:28,592 --> 00:06:30,614
ما هم همین رو می‌خوایم -
که بذاریم بیان داخل؟ -

104
00:06:30,639 --> 00:06:33,078
چطوره قبل از اینکه قتل‌عام‌مون کنن
بهشون شراب هم تعارف کنیم؟

105
00:06:33,103 --> 00:06:35,638
چرا باید بذاریم بیان داخل؟ -
توی شهر یه جا فشرده میشن -

106
00:06:35,731 --> 00:06:37,091
،از روی پشت‌بوم‌ها می‌زنیم‌شون

107
00:06:37,116 --> 00:06:39,419
،از پنجره‌ها، داخل کوچه‌ها
بهشون امون نمی‌دیم

108
00:06:39,458 --> 00:06:41,583
،همینطوری که پیشروی می‌کنن
ما هم میریم سمتِ قلعه

109
00:06:41,608 --> 00:06:42,755
،تا وقتی برسن به دروازه‌هاش

110
00:06:42,780 --> 00:06:44,044
ما فلنگ رو بستیم

111
00:06:44,317 --> 00:06:45,790
،از اون راه مخفی می‌زنیم به دلِ جنگل

112
00:06:45,815 --> 00:06:48,091
اونجا کار بقیه‌شون رو تموم می‌کنیم -
جنگل -

113
00:06:48,317 --> 00:06:50,176
،به غیر از تیراندازهامون
بقیه اونجا کمین می‌کنن

114
00:06:50,332 --> 00:06:52,846
تو رهبرشونی، از پشت حمله می‌کنید و

115
00:06:52,918 --> 00:06:54,879
می‌کِشیدشون داخل -
باشه -

116
00:06:54,904 --> 00:06:56,668
جنگل جولان‌گاهِ ماست

117
00:06:57,345 --> 00:06:58,807
‫اونجا ما دستِ بالا رو داریم

118
00:06:58,832 --> 00:07:00,504
اگه بهش اجازه بدیم، کمک‌مون می‌کنه

119
00:07:00,613 --> 00:07:03,059
،پراکنده‌شون کنیم
مجبورشون کنیم توی دو جبهه بجنگن

120
00:07:03,084 --> 00:07:05,559
،برتری‌شون توی تعداد نفراتـه
اینجوری برتری‌شون از بین میره

121
00:07:05,824 --> 00:07:07,277
ممکنـه جواب بده

122
00:07:07,328 --> 00:07:09,621
جواب میده چون انتظارش رو ندارن

123
00:07:09,931 --> 00:07:11,957
نقشه‌ای هم برای مقابله باهاش ندارن

124
00:07:12,250 --> 00:07:13,830
...تا به خودشون بیان

125
00:07:16,242 --> 00:07:17,643
کار از کار گذشته

126
00:07:26,480 --> 00:07:27,885
این کارها یعنی چی؟

127
00:07:30,773 --> 00:07:32,944
گفتم توی وست‌مینستر بمون

128
00:07:34,740 --> 00:07:37,429
مارشال. تنهام گذاشت

129
00:07:39,183 --> 00:07:42,706
از کِی تابحال نبود یه مَرد
تو رو به این حال و روز میندازه؟

130
00:07:44,394 --> 00:07:46,679
باردارم

131
00:07:50,981 --> 00:07:53,358
دختره‌ی بی‌آبرو

132
00:07:54,507 --> 00:07:56,382
مارشال یه مَرد معمولی نبود

133
00:07:56,740 --> 00:07:58,716
عاشقمـه، من هم عاشقشم

134
00:07:58,858 --> 00:08:01,038
مردها زن‌هایی که
عاشق‌شون هستن رو تنها نمی‌ذارن

135
00:08:01,063 --> 00:08:02,839
!بعضی‌ها چرا. مجبورن

136
00:08:03,030 --> 00:08:04,513
...مجبوره به ملکه خدمت کـ

137
00:08:04,538 --> 00:08:07,179
!ازت سوءاستفاده کرد
!خودت این اجازه رو بهش دادی

138
00:08:07,204 --> 00:08:08,554
...نه

139
00:08:11,368 --> 00:08:12,647
نگاش کن

140
00:08:13,419 --> 00:08:15,015
دخترِ ناتینگهام؛

141
00:08:15,069 --> 00:08:18,623
آینده‌ات رو به خاطر
لذت‌جویی و حماقت نابود کردی

142
00:08:22,046 --> 00:08:23,866
زیادی بهت شل گرفتم

143
00:08:25,920 --> 00:08:27,319
میری صومعه

144
00:08:29,081 --> 00:08:32,210
...نه، نه -
!میری -

145
00:08:32,784 --> 00:08:35,741
!بچه‌ات رو به دنیا میاری
!جیکت هم در نمیاد

146
00:08:35,766 --> 00:08:40,562
...نه -
اونجا با اون رویِ ضعیفت روبرو میشی و -

147
00:08:40,587 --> 00:08:42,718
به جاش همون جَنَمی رو نشون میدی که

148
00:08:42,743 --> 00:08:45,422
یه عمر خونِ‌دل خوردم تا توی وجودت بسازم

149
00:08:45,447 --> 00:08:47,556
...خواهش می‌کنم -
!حرف نباشه -

150
00:08:48,383 --> 00:08:49,954
!این یه دستوره

151
00:09:19,706 --> 00:09:21,000
ذهنت درگیره

152
00:09:23,074 --> 00:09:24,743
:پدرم همیشه می‌گفت

153
00:09:25,112 --> 00:09:26,641
،مثل سایه حرکت کن»

154
00:09:28,565 --> 00:09:30,985
لابه‌لای درخت‌ها مخفی شو و
«پشت به باد دنبال‌شون کن

155
00:09:34,053 --> 00:09:35,673
باید از تمام برتری‌هامون استفاده کنیم

156
00:09:37,382 --> 00:09:39,461
حالا می‌دونیم قراره بیان ولی نمی‌دونیم کِی

157
00:09:39,798 --> 00:09:42,219
نقطه‌ضعفِ بزرگیـه

158
00:09:44,079 --> 00:09:46,266
،چون اگه خیلی زود حرکت کنیم
،دست‌مون براشون رو میشه

159
00:09:46,290 --> 00:09:48,297
اینجوری هرگز به ناتینگهام نمی‌رسیم

160
00:09:57,821 --> 00:09:59,434
پدرم زمان حرکت‌شون رو می‌دونه

161
00:10:01,082 --> 00:10:02,660
می‌تونم از زیر زبونش بکِشم

162
00:10:02,685 --> 00:10:05,180
نه، همچین چیزی ازت نمی‌خوام -
ولی پیشنهاد خودمـه -

163
00:10:06,224 --> 00:10:07,964
همونطور که گفتی، می‌تونه تعیین‌کننده باشه

164
00:10:07,989 --> 00:10:09,083
نه

165
00:10:09,552 --> 00:10:12,349
‫ماریان، خیلی خطرناکـه

166
00:10:12,642 --> 00:10:14,368
‫خب، اگه بفهمه چه قصد و غرضی داری چی؟

167
00:10:14,393 --> 00:10:15,713
خب، من رو می‌کُشه

168
00:10:17,219 --> 00:10:21,166
،راب، اگه اینجوری احتمال موفقیت‌مون بیشتره
پس همین کار رو می‌کنیم

169
00:10:32,318 --> 00:10:34,627
ممکنـه آخرین ساعاتی باشه که
پیش همدیگه‌ایم

170
00:10:41,783 --> 00:10:43,581
بیا با هم جر و بحث نکنیم

171
00:10:51,066 --> 00:10:52,907
دلم نمی‌خواد از پیشم بری

172
00:10:53,634 --> 00:10:55,142
بهش فکر نکن

173
00:10:55,749 --> 00:10:57,213
حداقل امشب

174
00:11:01,970 --> 00:11:03,564
...اگه فقط

175
00:11:05,627 --> 00:11:07,416
...همین لحظه رو با هم باشیم

176
00:11:11,096 --> 00:11:12,384
برام کافیـه

177
00:11:16,550 --> 00:11:18,038
دوستت دارم، ماریان

178
00:11:21,416 --> 00:11:23,213
من هم دوستت دارم، راب

179
00:11:33,955 --> 00:11:35,236
همینجا خوبـه

180
00:11:41,523 --> 00:11:44,334
یه بار سر ظهر و
یه بار هم بعد از غروب برمی‌گردم

181
00:11:44,359 --> 00:11:47,045
نزدیک جنگل منتظرتم -
ممنون، میلانج -

182
00:11:47,302 --> 00:11:49,693
مراقب باش -
موفق باشی -

183
00:12:21,919 --> 00:12:23,256
حق با تو بود

184
00:12:24,216 --> 00:12:25,575
درباره‌ی همه چی

185
00:12:26,340 --> 00:12:30,106
،حرف‌هایی که بهت زدم
،تصمیماتم، کارهام

186
00:12:30,268 --> 00:12:31,684
همش به اینجا ختم شد

187
00:12:34,702 --> 00:12:36,075
از کارهام پشیمونم

188
00:12:39,756 --> 00:12:41,046
خواهش می‌کنم

189
00:12:42,587 --> 00:12:43,837
بذار برگردم خونه

190
00:12:45,886 --> 00:12:47,153
ملکه چی؟

191
00:12:47,251 --> 00:12:49,517
من رو از خدمت آزاد کرده

192
00:12:49,697 --> 00:12:51,617
که رابطه‌ام رو با خانوادم درست کنم

193
00:13:21,411 --> 00:13:22,887
از تصمیم‌تون مطمئنید؟

194
00:13:22,912 --> 00:13:25,059
داروغه کار گیزبورن رو تموم می‌کنه

195
00:13:25,430 --> 00:13:27,387
گیزبورن آدم سگ‌جونیـه

196
00:13:27,511 --> 00:13:30,926
شاید، ولی مقابل خیانت
چه کاری ازش ساخته‌ست؟

197
00:13:33,325 --> 00:13:36,237
،داروغه موفق میشه
تو هم همینطور

198
00:13:36,262 --> 00:13:38,144
جاه‌طلبی‌های پسرم رو خاتمه بده تا

199
00:13:38,169 --> 00:13:40,317
پاداش خوبی دریافت کنی

200
00:13:53,122 --> 00:13:54,801
رُم عیارت رو می‌سنجه؛

201
00:13:54,938 --> 00:13:57,255
 نشون بده چند مرده حلاجی

202
00:14:07,638 --> 00:14:09,481
« جنگل شروود »

203
00:14:20,325 --> 00:14:21,455
باز هم جنگ؟

204
00:14:22,886 --> 00:14:24,989
انگار بابا همیشه دنبال جنگ و درگیریـه

205
00:14:25,848 --> 00:14:27,394
گفته کِی حرکت می‌کنن؟

206
00:14:27,426 --> 00:14:28,506
نه

207
00:14:32,030 --> 00:14:33,341
نباید برمی‌گشتی

208
00:14:43,943 --> 00:14:45,997
من هم گاهی به سرم می‌زنه که برم

209
00:14:48,208 --> 00:14:49,872
برم پِی زندگی خودم

210
00:14:50,758 --> 00:14:54,005
،زیر سایه‌ی کسی نباشم
بی‌نام و نشون باشم

211
00:14:57,640 --> 00:14:59,395
ولی الان تک‌پسرش هستم و

212
00:15:00,043 --> 00:15:01,809
این خیلی براش مهمـه

213
00:15:02,550 --> 00:15:04,723
گمونم باید برای من هم مهم باشه

214
00:15:08,068 --> 00:15:09,582
اسم و رسم داشتن بد نیست

215
00:15:11,816 --> 00:15:14,081
فقط اجازه نده سنگینیِ بارش
کمرت رو خم کنه

216
00:15:33,182 --> 00:15:34,573
گناه کردم

217
00:15:35,011 --> 00:15:37,946
به مردی دل باختم که
بهم پُشت کرده

218
00:15:38,589 --> 00:15:40,167
این که گناه نیست

219
00:15:40,715 --> 00:15:42,441
کاری که باهاش کردم گناهـه

220
00:15:43,571 --> 00:15:45,465
الان ازش باردارم

221
00:15:46,785 --> 00:15:48,644
آدم‌بشو نیستی، نه؟

222
00:15:48,705 --> 00:15:51,136
پدرم قصد داره من رو بفرسته صومعه و

223
00:15:51,161 --> 00:15:52,933
راهبه‌ی اعظم من رو اونجا زندانی می‌کنه و

224
00:15:52,958 --> 00:15:55,129
مجبور میشم بقیه‌ی عمرم رو

225
00:15:55,154 --> 00:15:57,683
‫در گمنامی و سکوت خدمت کنم

226
00:15:58,783 --> 00:16:02,058
همچین اتفاقی نمیفته -
نه، نمیفته -

227
00:16:03,759 --> 00:16:06,315
چون کمکم می‌کنی فرار کنم

228
00:16:06,613 --> 00:16:08,324
همچین کاری نمی‌کنم

229
00:16:08,738 --> 00:16:09,918
،وقتی پدرم بمیره

230
00:16:09,943 --> 00:16:12,152
من میشم حاکمِ ناتینگهام

231
00:16:12,589 --> 00:16:15,761
درستـه قویـه ولی
مرگ برای همه‌ست

232
00:16:15,786 --> 00:16:17,644
از اولش هم می‌خواست بعد از مرگش

233
00:16:17,669 --> 00:16:20,035
.قدرت به من برسه
پادشاه و ملکه هم

234
00:16:20,060 --> 00:16:23,152
،موافقت‌شون رو اعلام کردن
من رو برای این کار بزرگ کرده

235
00:16:23,177 --> 00:16:26,706
،به عنوان متحدِ پدرم
نونت تو روغن بود

236
00:16:26,920 --> 00:16:29,420
،به عنوان متحدِ من
ثروتت سر به فلک می‌کِشه

237
00:16:30,886 --> 00:16:33,256
ولی اگه پُشتم رو خالی کنی، تا آخر امسال

238
00:16:33,280 --> 00:16:36,030
کارت تمومـه... خودم ترتیبش رو میدم

239
00:16:37,840 --> 00:16:39,472
:خواسته‌ام اینـه

240
00:16:39,867 --> 00:16:42,105
یه کالسکه باید
دمِ صومعه منتظرم باشه

241
00:16:42,425 --> 00:16:44,371
کالسکه من رو می‌بره دوور و از اونجا هم

242
00:16:44,396 --> 00:16:46,597
من رو با یه کشتی می‌فرستی رُم

243
00:16:50,144 --> 00:16:52,370
پدرت چم و خم قدرت رو خوب یادت داده

244
00:16:52,574 --> 00:16:54,855
پدرم یادم داده چطوری سرسخت باشم، آره

245
00:16:56,220 --> 00:16:57,464
...ولی قدرت

246
00:16:58,618 --> 00:17:00,602
یاد گرفتنی نیست، اسقف

247
00:17:01,871 --> 00:17:03,711
‫اکتسابیـه

248
00:17:12,445 --> 00:17:14,951
حتماً خوشحالی که این ماجرا بالاخره تموم میشه

249
00:17:15,367 --> 00:17:17,263
چی میگی واسه خودت، دختر؟

250
00:17:17,333 --> 00:17:19,295
بالاخره حساب رابین هود و
دار و دسته‌اش رو می‌رسی

251
00:17:21,117 --> 00:17:22,756
،داروغه رو دستِ‌کم می‌گرفتم

252
00:17:22,781 --> 00:17:24,435
ولی نقشه‌هاش انگار فوق‌العاده‌ان

253
00:17:24,460 --> 00:17:26,350
نقشه‌های داروغه؟

254
00:17:27,014 --> 00:17:28,288
نقشه‌ها رو من کِشیدم

255
00:17:28,370 --> 00:17:30,108
،اگه به دست اون بود
مگه وضعیت تغییر می‌کرد؟

256
00:17:30,133 --> 00:17:31,155
البته

257
00:17:33,061 --> 00:17:35,106
مثل جنگ‌های صلیبی، پادشاه دوباره

258
00:17:35,130 --> 00:17:37,030
...روت حساب کرده تا

259
00:17:37,743 --> 00:17:39,600
کاری که بقیه از پسش برنیومدن رو انجام بدی

260
00:17:45,069 --> 00:17:49,467
می‌دونم بعضاً زبونِ همدیگه رو نمی‌فهمیدیم

261
00:17:51,356 --> 00:17:54,288
...ولی الان که خونه‌ای

262
00:17:56,287 --> 00:17:57,803
باید همیشه همینطوری باشه

263
00:17:59,440 --> 00:18:00,694
بله، پدر

264
00:18:05,822 --> 00:18:07,192
اگه فرار کنن چی؟

265
00:18:07,547 --> 00:18:09,444
خب، جایی ندارن که فرار کنن

266
00:18:10,077 --> 00:18:12,646
عصر همون روز، لستر با ۳۰۰ نفر

267
00:18:12,670 --> 00:18:14,084
از پُل مدن رد میشه

268
00:18:14,109 --> 00:18:15,569
منگنه میشن

269
00:18:16,131 --> 00:18:17,803
،تا فردا عصر

270
00:18:18,491 --> 00:18:20,045
شروود خاکستر میشه

271
00:18:20,102 --> 00:18:22,758
تک‌تک یاغی‌های داخلش هم باهاش می‌سوزن

272
00:18:23,320 --> 00:18:24,664
‫بازم آبجو بیار

273
00:18:24,689 --> 00:18:27,031
باید بازگشتت رو جشن بگیریم

274
00:18:28,875 --> 00:18:30,086
آره

275
00:18:30,425 --> 00:18:32,555
بیا به سلامتیِ خانوادمون بنوشیم

276
00:18:43,739 --> 00:18:45,659
خواب‌تون نمی‌بره، قربان؟

277
00:18:48,744 --> 00:18:51,706
خیلی وقتـه که رنگِ آرامش رو ندیدم

278
00:18:55,577 --> 00:18:56,959
از وارین خبری نشد؟

279
00:18:59,961 --> 00:19:01,826
‫پس حتماً کُشتنش

280
00:19:04,451 --> 00:19:06,279
‫می‌دونی چه بهایی داده شده که

281
00:19:06,652 --> 00:19:08,396
‫صلح اینجا برقرار بشه؟

282
00:19:08,494 --> 00:19:11,877
چند نفر جون دادن که
ما در آرامش زندگی کنیم؟

283
00:19:12,832 --> 00:19:15,752
با اینحال در شرف شروعِ یه جنگِ تازه‌ایم

284
00:19:17,935 --> 00:19:19,392
دیگه راه برگشتی نیست

285
00:19:21,777 --> 00:19:23,213
...اگه برنده بشن

286
00:19:24,580 --> 00:19:26,443
درباره‌ی یاغی‌ها نغمه‌سرایی می‌کنن

287
00:19:26,468 --> 00:19:29,041
،اگه شکست بخورن
ازشون شهید می‌سازن

288
00:19:30,696 --> 00:19:32,672
کم پیش میاد از مَردی که

289
00:19:32,697 --> 00:19:34,533
آرامش دنیا رو حفظ می‌کنه دَم بزنن

290
00:19:35,684 --> 00:19:37,127
می‌فهمن چه کارهایی کردید

291
00:19:38,658 --> 00:19:40,028
حالا هر طور که شده

292
00:19:43,515 --> 00:19:44,924
...به سرباز ها بگو

293
00:19:45,594 --> 00:19:47,291
سپیده‌دم حرکت می‌کنیم

294
00:19:54,759 --> 00:19:56,877
.بر ضدِ آنان قیام خواهم کرد»

295
00:19:58,892 --> 00:20:00,857
از بابل، نه نامی به جا می‌گذارم و

296
00:20:00,898 --> 00:20:02,525
...نه نشانی

297
00:20:03,157 --> 00:20:05,150
.نه فرزندی و نه نواده‌ای

298
00:20:23,096 --> 00:20:25,267
،تار و پودشان را از پهنه‌ی زمین خواهم رُفت

299
00:20:25,292 --> 00:20:27,236
«...چنین است فرمانِ خداوندِ جبار

300
00:20:28,134 --> 00:20:29,368
!سپیده‌دم حرکت می‌کنن

301
00:20:29,486 --> 00:20:30,947
لستر قراره عصرِ فردا با ۳۰۰ نفر

302
00:20:30,972 --> 00:20:32,197
از پُشت بهشون حمله کنه -
چی؟ -

303
00:20:32,222 --> 00:20:34,242
،حتی اگه راب ناتینگهام رو بگیره
باز هم مهم نیست

304
00:20:34,267 --> 00:20:36,306
بین دوتا ارتش گیر میفتن و شکست می‌خورن

305
00:20:36,331 --> 00:20:38,482
اگه بهشون هشدار ندیم، همشون می‌میرن

306
00:20:38,507 --> 00:20:42,287
«آن‌گونه که تدبیر کرده‌ام، همان خواهد شد»

307
00:20:46,942 --> 00:20:48,905
!برو، میلانج
!بهشون هشدار بده

308
00:20:51,170 --> 00:20:52,360
!نه

309
00:20:52,385 --> 00:20:54,033
دروغگو! این آخرین باری بود که

310
00:20:54,058 --> 00:20:55,931
!نه -
!خوار و خفیفم کردی -

311
00:20:56,398 --> 00:20:57,603
بهش چی گفتی؟

312
00:21:02,988 --> 00:21:04,439
،آنچه در سر داشته‌ام»

313
00:21:05,600 --> 00:21:07,272
«محقق خواهد شد

314
00:21:19,184 --> 00:21:21,264
،اگه قسمت این بود و برنگشتم

315
00:21:21,289 --> 00:21:24,936
.وظیفه‌ات رو انجام بده
.ماریان باید مجازات بشه

316
00:21:25,458 --> 00:21:26,661
پدر؟

317
00:21:27,183 --> 00:21:28,505
بهشون هشدار داد

318
00:21:29,530 --> 00:21:31,350
‫بهتر نیست نقشه رو عوض کنی؟

319
00:21:34,126 --> 00:21:37,006
‫به خاطر دختری که فکر می‌کنه زرنگـه،
‫خودم رو کوچیک نمی‌کنم

320
00:21:37,031 --> 00:21:38,381
‫اهمیتی هم نداره

321
00:21:38,685 --> 00:21:41,248
‫هم تعدادمون از اونا بیشتره،
‫هم قوی‌تر و هم آماده‌تریم

322
00:21:41,397 --> 00:21:43,287
‫تهش قراره قتل‌عام شن

323
00:21:43,892 --> 00:21:45,178
‫به همین سادگی

324
00:21:54,553 --> 00:21:55,631
‫راب!

325
00:21:55,656 --> 00:21:58,053
‫دیده‌بان‌ها گزارش دادن
‫سربازها هنوز حرکت نکردن

326
00:21:58,307 --> 00:22:01,217
‫- ماریان کجاست؟
‫- پدرش خبردار شد! گرفتش

327
00:22:02,110 --> 00:22:04,889
‫- نمی‌تونی بری پیشش
‫- دارم میرم

328
00:22:06,358 --> 00:22:08,006
‫سپیده‌دم ۳۰۰ نفر از نیروهای لستر

329
00:22:08,030 --> 00:22:09,983
‫قراره از مدن عبور کنن

330
00:22:10,615 --> 00:22:12,388
‫لستر مسیر شمالی رو می‌بنده

331
00:22:12,819 --> 00:22:14,203
‫گیر میفتیم و نابود می‌شیم

332
00:22:14,236 --> 00:22:16,725
‫من با نیروها میرم و
‫واسه سربازهای لستر کمین می‌کنم

333
00:22:16,851 --> 00:22:19,561
‫اگه الان تقسیم شیم،
‫قبل از اینکه جنگ شروع بشه باختیم

334
00:22:20,464 --> 00:22:22,270
‫پس بیاید کلاً باهاشون نجنگیم

335
00:22:22,459 --> 00:22:23,733
‫منظورت چیـه؟

336
00:22:23,758 --> 00:22:26,468
‫پل رو به آتیش می‌کشیم،
‫اینجوری نمی‌تونن از رودخونه رد شن

337
00:22:26,596 --> 00:22:28,033
قیر داریم

338
00:22:28,058 --> 00:22:29,566
چند نفری کار رو در میاریم

339
00:22:30,088 --> 00:22:31,406
‫خودم هدایت‌شون می‌کنم

340
00:22:31,869 --> 00:22:33,962
‫- من هم میرم
‫- من هم همینطور

341
00:22:34,113 --> 00:22:35,494
‫من هم از آتیش خوشم میاد

342
00:22:55,937 --> 00:22:58,093
‫از روی برجکِ قلعه می‌تونی دودش رو ببینی

343
00:22:58,118 --> 00:23:00,664
‫هر وقت دیدی،
‫یعنی کارمون رو انجام دادیم

344
00:23:04,081 --> 00:23:05,968
‫قبلاً یه بار جونم رو نجات دادی

345
00:23:06,416 --> 00:23:08,126
‫الان هم داری هممون رو نجات میدی

346
00:23:13,560 --> 00:23:14,843
‫تاک؟

347
00:23:18,777 --> 00:23:20,197
‫برای ماریان دعا کن

348
00:23:21,088 --> 00:23:23,200
‫دعا کردم، باز هم می‌کنم

349
00:23:23,224 --> 00:23:32,224
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

350
00:23:41,297 --> 00:23:44,317
‫غرور در زندگیِ
‫یه زن جوان هیچ جایی نداره

351
00:23:44,918 --> 00:23:46,418
فقط حرف‌شنوی

352
00:23:47,293 --> 00:23:48,965
‫یکی رو باید زیر پا گذاشت و...

353
00:23:49,830 --> 00:23:51,348
‫دیگری رو یاد گرفت

354
00:23:54,782 --> 00:23:56,214
‫درستـه

355
00:23:58,038 --> 00:23:59,512
‫حق با شماست

356
00:25:05,517 --> 00:25:06,995
‫مضطربی، داروغه؟

357
00:25:08,211 --> 00:25:09,558
‫مگه نمی‌بینی؟

358
00:25:10,029 --> 00:25:11,409
‫چیزی نمی‌بینم

359
00:25:11,581 --> 00:25:12,745
‫دقیقاً

360
00:25:13,423 --> 00:25:15,933
‫تو دل جنگلیم و
‫خبری از دیده‌بان‌ها نیست

361
00:25:17,282 --> 00:25:18,479
‫عجیبـه

362
00:26:08,209 --> 00:26:09,902
‫به شهر حمله شده!

363
00:26:09,927 --> 00:26:11,349
‫قایم شید! یاغی‌ها!

364
00:26:11,374 --> 00:26:13,295
‫بجنبید، قرار کنید!

365
00:26:38,760 --> 00:26:40,112
درو، قلعه‌ی اصلی با تو

366
00:26:40,137 --> 00:26:42,831
!بقیه با من بیاید روی برجک‌ها

367
00:26:48,159 --> 00:26:50,737
‫غار رو پیدا کردیم. خبری نیست

368
00:26:51,463 --> 00:26:52,893
‫دارن اون داخل سنگر می‌گیرن

369
00:26:52,987 --> 00:26:54,159
‫آخرین نبرد

370
00:26:54,184 --> 00:26:56,212
‫پس بریم اونا رو
‫به آرزوی مرگ‌شون برسونیم

371
00:26:56,237 --> 00:26:58,143
‫خبری از کس دیگه‌ای نبود، جرالد؟

372
00:26:58,937 --> 00:27:00,276
‫خیر، قربان

373
00:27:13,980 --> 00:27:15,432
‫از دروازه‌ها محافظت کنید!

374
00:27:32,876 --> 00:27:36,204
‫- کجان؟
‫- بزدل‌ها! می‌دونستم فرار می‌کنن

375
00:27:38,141 --> 00:27:39,867
‫فرار نکردن،
‫تغییر موضع دادن

376
00:27:40,002 --> 00:27:41,833
‫ظاهراً با نظم خاصی هم این کار رو کردن

377
00:27:41,858 --> 00:27:44,259
‫تغییر موضع؟ کجا رفتن؟

378
00:27:48,550 --> 00:27:50,706
‫تنها جایی که توش هنوز شانس دارن

379
00:27:58,838 --> 00:28:00,447
‫ناتینگهام

380
00:28:25,490 --> 00:28:27,213
‫- رالف...
‫- نمی‌خواد

381
00:28:28,543 --> 00:28:30,003
‫نمی‌خواد چیزی بگی

382
00:28:31,760 --> 00:28:32,908
‫می‌دونم

383
00:28:36,757 --> 00:28:37,932
‫چی رو؟

384
00:28:44,305 --> 00:28:46,635
که هیچوقت هیچکس برام عزیزتر از تو نمیشه

385
00:28:48,476 --> 00:28:52,096
‫ولی... هیچوقت هیچکس برای تو
عزیزتر از ماریان نمیشه

386
00:29:13,625 --> 00:29:14,882
‫برمی‌گردیم ناتینگهام

387
00:29:14,907 --> 00:29:16,180
‫بجنبید!

388
00:29:31,867 --> 00:29:33,766
‫درستـه که سفر دور و درازی داشتم،

389
00:29:35,564 --> 00:29:37,117
‫اما ضروری بود تا

390
00:29:37,891 --> 00:29:40,039
‫بهت نشون بدم قدرتت کجا به آخرش می‌رسه

391
00:29:40,260 --> 00:29:42,797
‫اینجا، جایی که قراره موندگار بشی و

392
00:29:44,125 --> 00:29:45,853
‫توش خدمت کنی

393
00:29:45,969 --> 00:29:50,162
‫مار دروغگوی دو رو!

394
00:29:50,187 --> 00:29:52,640
‫فکر کردی می‌تونی من رو اینجا حبس کنی؟

395
00:29:52,867 --> 00:29:55,122
‫یه روزی جلوم زانو می‌زنی!

396
00:29:55,358 --> 00:29:58,078
‫نمی‌تونی من رو حبس کنی! هرگز!

397
00:30:15,598 --> 00:30:17,137
‫خون ساکسون‌ها به جوش اومده

398
00:30:17,162 --> 00:30:19,952
‫بذارید بترسن. بذارید ما رو ببینن

399
00:30:35,288 --> 00:30:36,764
‫اگه رابین هود رو بکُشی،

400
00:30:36,886 --> 00:30:38,643
‫بقیه پراکنده میشن

401
00:30:38,770 --> 00:30:41,965
‫دروازه‌ها رو از جا در میاریم

402
00:30:43,067 --> 00:30:44,643
‫کسی رو اسیر نکنید!

403
00:30:44,668 --> 00:30:46,129
‫به کسی رحم نکنید!

404
00:30:46,316 --> 00:30:47,993
‫بذارید این ساکسون‌های پست

405
00:30:48,018 --> 00:30:49,714
‫بفهمن تاوان دادن یعنی چی!

406
00:30:53,141 --> 00:30:54,918
!منتظر دستور من بمونید

407
00:30:59,006 --> 00:31:00,183
...صبر کنید

408
00:31:04,703 --> 00:31:06,293
...صبر کنید

409
00:31:09,001 --> 00:31:10,519
...صبر کنید

410
00:31:13,455 --> 00:31:14,697
!آتش

411
00:31:40,313 --> 00:31:43,159
‫هانتینگدان!
‫از جناحین محافظت کن!

412
00:31:43,352 --> 00:31:46,032
‫نیروها رو بردار و برو دنبال‌شون!
‫ما شهر رو می‌گیریم!

413
00:31:46,105 --> 00:31:47,456
‫کاری که میگه رو بکن

414
00:31:47,644 --> 00:31:49,068
‫دروگو، با اِرل برو!

415
00:31:49,100 --> 00:31:51,214
‫با من به سمت جنگل!

416
00:32:00,010 --> 00:32:01,862
‫عقب‌نشینی!

417
00:32:10,813 --> 00:32:14,539
خیلی‌خب، انتظار نداشتم
شهر اینقدر جمعیت داشته باشه

418
00:32:14,710 --> 00:32:16,366
‫همچنان نقشه‌مون جواب میده دیگه، مگه نه؟

419
00:32:17,147 --> 00:32:19,629
‫گمونم. باید جواب بده

420
00:32:19,800 --> 00:32:21,069
‫روی کاغذ

421
00:32:22,337 --> 00:32:24,358
‫انتظار داشتم یکم مطمئن‌تر جواب بدی!

422
00:32:24,390 --> 00:32:26,321
پس از یه راهب درباره‌ی
آتیش‌سوزی نپرس

423
00:32:26,346 --> 00:32:28,100
‫خیلی‌خب، حاضرید؟

424
00:33:26,891 --> 00:33:28,784
از طریق مِیخونه می‌رسیم به رابین هود

425
00:33:28,809 --> 00:33:30,868
پله‌ها منتهی میشن به پشت‌بوم

426
00:33:52,716 --> 00:33:54,640
‫خودتون رو نشون بدید!

427
00:34:16,939 --> 00:34:18,361
‫از این سمت!

428
00:34:32,462 --> 00:34:34,421
‫رالف، برو توی قلعه! برو توی قلعه!

429
00:34:34,446 --> 00:34:36,466
‫ساکسون‌ها، همگی برید توی قلعه!

430
00:34:36,536 --> 00:34:38,246
‫به سمت قلعه!

431
00:34:40,364 --> 00:34:41,745
‫سریع بیاید تو

432
00:34:41,770 --> 00:34:43,129
‫بجنبید، یالا!

433
00:34:55,240 --> 00:34:56,541
‫اونا بالان

434
00:35:00,671 --> 00:35:02,232
‫راه برو دیگه، الاغ!

435
00:35:25,443 --> 00:35:27,003
‫تو یه بزدلی...

436
00:35:28,719 --> 00:35:30,019
‫نه

437
00:35:31,218 --> 00:35:32,647
پیروزم

438
00:35:45,163 --> 00:35:46,543
‫تو آدم شریفی بودی

439
00:35:47,807 --> 00:35:49,659
‫اجرت با خدا

440
00:35:49,794 --> 00:35:53,346
‫به سمت قلعه!
‫ساکسون‌ها، همگی به سمت قلعه!

441
00:35:59,429 --> 00:36:00,736
‫اومدن!

442
00:36:05,651 --> 00:36:07,807
‫برید تو! برید تو!

443
00:36:11,116 --> 00:36:12,760
‫یالا، راهب

444
00:36:38,658 --> 00:36:42,330
‫پل رو خالی کنید، سربازها دارن میان

445
00:36:50,237 --> 00:36:52,979
‫خیلی‌خب.
‫پل بسته‌ست، پل بسته‌ست.

446
00:36:53,004 --> 00:36:54,832
‫از روی پل برید!

447
00:36:56,374 --> 00:36:57,605
‫هی! تو!

448
00:37:00,472 --> 00:37:02,706
‫- نه!
‫- گیموِل، حواست به پل باشه!

449
00:37:06,283 --> 00:37:07,743
‫اومدن!

450
00:37:10,928 --> 00:37:13,042
‫برید... برید!

451
00:37:13,449 --> 00:37:15,112
‫فرار کنید!

452
00:37:41,743 --> 00:37:44,703
‫آتیش گرفت. آتیش گرفت!

453
00:37:49,569 --> 00:37:51,342
‫برید تو!

454
00:37:59,718 --> 00:38:00,953
‫ببندش!

455
00:38:01,170 --> 00:38:03,352
‫پل آتیش گرفت.
‫جلوی نیروهای لستر رو گرفتیم.

456
00:38:03,377 --> 00:38:05,540
‫حالا می‌ریم به سمت جنگل!

457
00:38:07,724 --> 00:38:10,548
‫بجنبید! باید به برادرهامون
‫توی جنگل کمک کنیم!

458
00:39:13,039 --> 00:39:14,527
‫باید بریم به بقیه کمک کنیم

459
00:39:15,463 --> 00:39:16,858
وقت نیست

460
00:39:17,015 --> 00:39:19,111
فقط می‌تونیم براشون دعا کنیم

461
00:40:12,005 --> 00:40:13,647
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

462
00:40:13,672 --> 00:40:16,132
‫فرار کنید! برگردید ناتینگهام!

463
00:40:16,307 --> 00:40:18,493
‫دیگه تمومـه! جنگ تمومـه!

464
00:40:18,516 --> 00:40:21,492
!موضع‌تون رو حفظ کنید! عقب‌نشینی نکنید

465
00:40:43,129 --> 00:40:44,190
‫لاکسلی

466
00:41:09,067 --> 00:41:10,567
‫با ماریان چیکار کردی؟

467
00:41:18,795 --> 00:41:21,286
‫اگه تو رو بکُشم در حقت لطف کردم

468
00:41:21,342 --> 00:41:23,974
‫ولی اگه اون رو بکُشم
‫تو هم نابود میشی!

469
00:41:24,982 --> 00:41:26,052
‫حالت خوبـه؟

470
00:41:26,077 --> 00:41:28,404
‫شکست‌شون دادیم.
‫پل آتیش گرفت.

471
00:41:28,429 --> 00:41:30,130
خیلی کمتر از اونن که تعقیب‌مون کنن

472
00:41:30,155 --> 00:41:32,404
‫می‌خوام همه‌ی رو برداری و عقب‌نشینی کنید

473
00:41:34,079 --> 00:41:35,537
‫من باید برم پیش ماریان

474
00:41:58,993 --> 00:42:00,232
‫لاکسلی!

475
00:42:29,239 --> 00:42:30,856
‫همه‌ی این خون و خونریزی‌ها

476
00:42:32,119 --> 00:42:35,012
‫همه‌ی این مرگ و میرها گردن توئـه

477
00:42:35,782 --> 00:42:37,955
‫تو بودی یه آدم بی‌گناه رو اعدام کردی

478
00:42:37,980 --> 00:42:39,448
‫«بی‌گناه»؟

479
00:42:40,367 --> 00:42:43,436
‫من بهش فرصت بخشش دادم،
‫ولی اون غرور رو انتخاب کرد

480
00:42:44,360 --> 00:42:46,118
‫پدرم شرافتش رو انتخاب کرد

481
00:42:47,501 --> 00:42:48,839
‫ولی تو خواستی خونش رو بریزی!

482
00:42:48,864 --> 00:42:50,380
‫من خواستم نظم برقرار شه!

483
00:42:50,422 --> 00:42:52,051
‫تو آشوب آوردی!

484
00:42:52,157 --> 00:42:53,972
‫ناتینگهام رو آلوده کردی!

485
00:42:54,137 --> 00:42:55,430
‫که تهش چی؟

486
00:42:56,685 --> 00:43:00,176
‫کسی هدف یا اسمت رو یادش نمی‌مونه

487
00:43:01,931 --> 00:43:04,048
‫فقط مرگتـه که تو خاطرات می‌مونه

488
00:43:43,151 --> 00:43:44,561
‫بجنگ!

489
00:43:47,048 --> 00:43:49,290
‫بجنگ. بجنگ!

490
00:43:50,485 --> 00:43:51,751
‫امروز نه، داروغه

491
00:43:53,310 --> 00:43:54,743
‫به زودی

492
00:43:56,588 --> 00:43:57,922
‫رابین هود!

493
00:44:04,007 --> 00:44:05,532
‫رابین هود!

494
00:44:20,099 --> 00:44:21,139
‫چرا؟

495
00:44:21,936 --> 00:44:24,421
‫- بهمون خیانت کردی
‫- نه

496
00:44:24,860 --> 00:44:27,085
‫بابا به هممون خیانت کرده!

497
00:44:31,173 --> 00:44:32,739
‫بذار بیام بیرون!

498
00:44:32,764 --> 00:44:34,272
‫آلپو، خواهش می‌کنم!

499
00:44:37,673 --> 00:44:39,075
‫راه دیگه‌ای نداشتم

500
00:44:39,139 --> 00:44:41,071
‫بابا خودش رو گم کرده.
‫خواهش می‌کنم!

501
00:44:41,142 --> 00:44:42,834
‫اگه می‌خوای مثل اون نباشی
‫تصمیمش با خودتـه

502
00:44:42,859 --> 00:44:44,121
‫ولی من مثل اونم

503
00:44:45,494 --> 00:44:46,874
‫من پسرشم

504
00:44:48,057 --> 00:44:49,852
‫هرگز نباید برمی‌گشتی، ماریان

505
00:44:49,877 --> 00:44:52,403
‫اگه آزادم نکنی، من رو می‌کُشه

506
00:44:52,649 --> 00:44:54,657
‫دیر یا زود تو رو هم می‌کُشه

507
00:45:17,281 --> 00:45:18,701
‫پدر، زخمی شدی

508
00:45:19,764 --> 00:45:21,600
‫هنوز سرپام. کلید

509
00:45:24,538 --> 00:45:26,545
‫ماریان همین الان
‫تقاص کارهاش رو پس میده

510
00:46:02,932 --> 00:46:04,132
‫راب!

511
00:46:04,157 --> 00:46:05,278
‫یالا!

512
00:46:05,761 --> 00:46:08,252
‫- تو برو!
‫- ماریان، تو رو می‌کُشه

513
00:46:08,693 --> 00:46:10,197
‫اگه دوستم داری، برو

514
00:46:10,906 --> 00:46:12,156
‫خواهش می‌کنم

515
00:47:11,035 --> 00:47:12,696
‫ماریان، فرار کن!

516
00:47:13,305 --> 00:47:15,666
‫چطور جرئت می‌کنی
‫به پدرت خنجر بزنی؟

517
00:47:15,691 --> 00:47:17,828
‫تو هیچ صنمی باهام نداری

518
00:47:34,430 --> 00:47:37,035
‫حاضر بودم خودم
‫شکم پدرت رو پاره کنم

519
00:47:37,094 --> 00:47:40,391
‫باید این کار رو می‌کردم،
‫ولی جایگاه و مقامی دارم

520
00:47:40,751 --> 00:47:41,913
‫متوجهی...

521
00:47:41,938 --> 00:47:44,336
‫واسه همین گذاشتم
‫خونش پای قانون نوشته شه

522
00:47:44,360 --> 00:47:48,313
‫دودمان تو هم امشب به پایان می‌رسه

523
00:48:20,770 --> 00:48:22,097
‫کارش دیگه تمومـه

524
00:49:38,594 --> 00:49:40,847
‫حالا دیگه نمیشه جلوشون رو گرفت

525
00:49:42,810 --> 00:49:44,113
‫نفر بعدی کیـه؟

526
00:49:44,725 --> 00:49:46,145
‫پادشاه خودش میاد

527
00:49:47,560 --> 00:49:49,958
‫بذار سربازهای پادشاه رابین هود رو پیدا کنن

528
00:49:51,210 --> 00:49:53,053
‫پادشاه خودش چی میشه؟

529
00:49:59,689 --> 00:50:02,365
‫هنری نباید زنده انگلستان رو ترک کنه

530
00:50:35,678 --> 00:50:37,044
‫خبری نیست

531
00:50:37,069 --> 00:50:38,312
‫توی ناتینگهام موندن

532
00:50:38,366 --> 00:50:40,122
بیاید تا وقتی زخمی هستن
‫بهشون حمله کنیم

533
00:50:40,147 --> 00:50:41,311
‫نه

534
00:50:43,128 --> 00:50:44,763
‫خودمون هم زخمی شدیم

535
00:50:44,788 --> 00:50:47,367
‫حساب‌شون رو گذاشتیم کف دست‌شون.
‫خون‌شون رو ریختیم.

536
00:50:48,945 --> 00:50:50,624
‫برای تمام رفتگان‌مون

537
00:50:52,669 --> 00:50:53,959
‫برای داییم

538
00:50:55,181 --> 00:50:57,471
‫پس... الان چی؟

539
00:51:01,041 --> 00:51:02,671
‫اینجا دیگه امن نیست

540
00:51:03,702 --> 00:51:05,888
‫اگه به دل جنگل بزنیم،

541
00:51:06,014 --> 00:51:07,678
‫باز هم میان دنبال‌مون

542
00:51:08,251 --> 00:51:10,065
‫پس جلوی چشم‌شون پنهون می‌شیم

543
00:51:10,239 --> 00:51:13,985
‫با مردم خودمون و دهکده،
‫روی زمین‌هامون کار می‌کنیم

544
00:51:16,027 --> 00:51:17,583
‫می‌تونیم شایعه کنیم یاغی‌ها

545
00:51:17,608 --> 00:51:19,288
‫رفتن به دل جنگل شروود و

546
00:51:20,599 --> 00:51:22,757
‫وقتی نورمن‌ها دنبال ما می‌گردن،
‫ما براشون نقشه می‌کشیم

547
00:51:23,405 --> 00:51:25,995
،در حالی که با خودشون درگیرن
،ما تجدید قوا می‌کنیم

548
00:51:26,020 --> 00:51:28,906
‫وقتی زمانش فرا رسید،
‫دوباره می‌جنگیم

549
00:51:32,958 --> 00:51:34,628
‫تا روز آزادی‌مون می‌جنگیم

550
00:51:46,389 --> 00:51:47,882
‫به اندازه‌ی کافی تیزه

551
00:51:51,833 --> 00:51:53,259
‫هر چقدر هم تیز باشه کافی نیست

552
00:51:55,749 --> 00:51:56,789
‫کجا میری؟

553
00:51:58,665 --> 00:52:00,014
‫میرم لندن

554
00:52:00,844 --> 00:52:02,154
‫کار پیدا کنم

555
00:52:03,239 --> 00:52:04,659
‫منتظر میشم راب خبر بده

556
00:52:10,592 --> 00:52:12,156
‫فکر نکنم خیلی طول بکُشه

557
00:52:13,332 --> 00:52:14,838
‫همراه نمی‌خوای؟

558
00:52:17,814 --> 00:52:18,970
‫رالف؟

559
00:52:25,881 --> 00:52:27,436
‫شاید نیازت شه

560
00:52:33,597 --> 00:52:34,975
‫کارمون هنوز تموم نشده

561
00:52:45,315 --> 00:52:47,663
‫طلاهای واریک چی میشه؟

562
00:52:49,639 --> 00:52:51,326
‫بین مردم پخشش می‌کنیم

563
00:52:51,351 --> 00:52:53,021
‫خراج‌مون به نورمن‌ها

564
00:52:57,224 --> 00:52:58,764
‫کِی دوباره همدیگه رو می‌بینیم؟

565
00:52:59,454 --> 00:53:01,866
‫به زودی. مگه نه، جان؟

566
00:53:15,153 --> 00:53:16,444
‫خب...

567
00:53:17,777 --> 00:53:19,077
‫تو کجا میری؟

568
00:53:20,461 --> 00:53:21,718
‫هیچوقت فرانسه نرفتم

569
00:53:21,743 --> 00:53:23,718
‫به نظر جای خوبی میاد

570
00:53:24,100 --> 00:53:25,531
‫پس من چی؟

571
00:53:25,772 --> 00:53:28,290
‫بیخیال، دوتایی تو فرانسه گم می‌شید

572
00:53:28,374 --> 00:53:30,211
‫من عملاً فرانسوی‌ام

573
00:53:30,264 --> 00:53:32,396
‫مشروب می‌خورم، بدعنق‌ام و

574
00:53:32,483 --> 00:53:34,122
‫بی‌دلیل مردم رو قضاوت می‌کنم

575
00:53:34,162 --> 00:53:35,629
‫راحت باهاشون جور میشم

576
00:53:38,753 --> 00:53:40,109
‫بیا بریم

577
00:54:13,089 --> 00:54:15,327
‫ممکنـه با این کارم طرد بشم

578
00:54:16,468 --> 00:54:19,913
‫پس خاطرجمع شو که نامه‌ام
‫به دست اعلیحضرت برسه

579
00:54:24,639 --> 00:54:26,483
‫به کسی نگو چی همراهتـه

580
00:54:26,605 --> 00:54:28,326
‫توی اون حقایقی نوشته شده که

581
00:54:28,351 --> 00:54:30,021
‫مربوط به حاکمیت انگستانـه

582
00:54:31,012 --> 00:54:34,012
‫حقایقی درباره‌ی ملکه‌ی پادشاه هنری،
ناتنیگهام و

583
00:54:35,286 --> 00:54:36,965
رابین هود

584
00:54:40,019 --> 00:54:41,473
‫نامه و به دستش برسون

585
00:54:42,222 --> 00:54:45,062
‫سرآغاز فصل بعدی این پادشاهی
‫با نامه‌ی منـه

586
00:55:29,137 --> 00:55:30,557
‫علیاحضرت

587
00:55:31,551 --> 00:55:33,651
‫شاهین برگشت پیش صاحبش

588
00:55:34,833 --> 00:55:37,493
،زمان زیادی گذشت
‫فکر نمی‌کردم بیای

589
00:55:39,414 --> 00:55:41,471
‫من از دست شما فرار نکردم

590
00:55:41,757 --> 00:55:43,007
‫تو شجاعی

591
00:55:44,777 --> 00:55:46,237
‫همه چی رو به خطر انداختی

592
00:55:47,833 --> 00:55:49,464
‫از زندگیت توی جنگل تا...

593
00:55:50,385 --> 00:55:52,486
‫حضورت توی قصر

594
00:55:52,572 --> 00:55:54,286
‫آدمایی مثل تو کم پیدا میشن

595
00:55:56,725 --> 00:55:58,831
‫چرا باید آزادت کنم،

596
00:55:58,856 --> 00:56:01,099
‫وقتی می‌تونم تو رو کنار خودم نگه دارم؟

597
00:56:03,058 --> 00:56:06,652
‫چون شما کسی نیستید که
‫زیر حرفش بزنه، علیاحضرت

598
00:56:07,867 --> 00:56:10,728
‫از کِی تا حالا ملکه پای حرفش می‌مونه؟

599
00:56:13,580 --> 00:56:15,924
‫ولی واسه تو استثنا قائل میشم

600
00:56:19,594 --> 00:56:21,838
‫به لطف و فرمان علیاحضرت،

601
00:56:22,561 --> 00:56:24,760
‫حکم عفو رابرت از لاکسلی صادر شد

602
00:56:26,354 --> 00:56:28,544
‫یعنی به این راحتی رضایت میدی؟

603
00:56:30,721 --> 00:56:33,962
‫یه زندگی آروم
‫آتیش درونت رو خاموش نمی‌کنه

604
00:56:34,182 --> 00:56:35,485
‫برات کافی نیست

605
00:56:35,603 --> 00:56:37,403
‫راب برام کافیـه

606
00:56:38,863 --> 00:56:41,231
‫شاید دنبال سادگی باشی،

607
00:56:41,833 --> 00:56:43,997
اما سادگی برات مناسب نیست

608
00:56:44,133 --> 00:56:46,848
‫درضمن، خودت می‌دونی قراره چه اتفاقی بیفته

609
00:56:47,743 --> 00:56:49,237
‫نیازی به گفتن نیست

610
00:56:50,514 --> 00:56:51,804
‫پادشاه هنری

611
00:56:53,465 --> 00:56:56,117
‫چه حکم عفوی در کار باشه چه نباشه،
‫همچنان ازش دست نمی‌کشید

612
00:56:57,110 --> 00:56:58,258
‫آره

613
00:56:58,829 --> 00:57:02,071
‫پادشاه هم تا وقتی
‫رابین هود نفس می‌کِشه دست‌بردار نیست

614
00:57:02,500 --> 00:57:04,090
‫پس بگو ببینم، ماریان...

615
00:57:05,422 --> 00:57:07,460
‫چی می‌تونم پیشکشت کنم؟

616
00:57:12,736 --> 00:57:16,073
‫پیشنهاد خودتون چیـه، علیاحضرت؟

617
00:57:17,989 --> 00:57:20,167
‫تنها فرصتت برای بقا

618
00:57:35,648 --> 00:57:36,858
‫چی گفت؟

619
00:57:38,401 --> 00:57:40,022
‫حکم عفوت رو گرفتی و...

620
00:57:41,480 --> 00:57:43,110
‫من هم آزاد شدم

621
00:57:52,791 --> 00:57:54,273
‫یه پیشنهادی داد

622
00:57:55,343 --> 00:57:57,379
‫پیشنهادی که می‌تونه همه چی رو عوض کنه

623
00:57:57,484 --> 00:58:00,155
‫نه فقط واسه ما،
‫واسه چیزی که پیش‌رومونـه

624
00:58:00,281 --> 00:58:01,571
‫داری بهش فکر می‌کنی؟

625
00:58:03,256 --> 00:58:04,687
‫به این سادگی نیست

626
00:58:08,660 --> 00:58:09,890
‫خب...

627
00:58:10,460 --> 00:58:13,113
‫کلی وقت داریم تا
‫همه‌ی مشکلات رو حل کنیم

628
00:58:13,765 --> 00:58:15,906
‫ولی امشب حتی لحظه‌ای به

629
00:58:16,288 --> 00:58:18,792
‫پادشاهی و شورش فکر نمی‌کنیم

630
00:58:19,603 --> 00:58:21,965
‫بذار واسه اولین بار فقط خودمون باشیم

631
00:58:24,837 --> 00:58:26,016
‫خیلی‌خب

632
00:58:27,764 --> 00:58:29,179
‫فقط خودمون

633
00:58:29,203 --> 00:58:39,203
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

634
00:58:39,227 --> 00:58:47,227
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

635
00:58:48,758 --> 00:58:52,711
« پایان فصل اول »

