﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:18,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:19,019 --> 00:00:20,020
‫سلام لی

4
00:00:23,774 --> 00:00:25,943
‫آتش!

5
00:00:30,989 --> 00:00:32,115
‫این دیگه چه کوفتیه؟

6
00:00:33,492 --> 00:00:35,577
‫پیکنیکه

7
00:00:35,661 --> 00:00:37,496
‫تا حالا نرفتی پیکنیک؟

8
00:00:37,579 --> 00:00:39,810
‫خب، واقعا قشنگه که می‌بینم

9
00:00:39,822 --> 00:00:42,251
‫از مالیاتمون داره استفاده مفید میشه

10
00:00:42,334 --> 00:00:44,461
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

11
00:00:45,420 --> 00:00:49,258
‫خب، از قرار پلیس‌ها بهترین شاهد هستن

12
00:00:50,300 --> 00:00:54,513
‫و تو یه روزنامه‌نگار دروغگویی،
‫برای همین

13
00:00:56,765 --> 00:00:58,100
‫هی، می‌دونی

14
00:00:59,768 --> 00:01:01,888
‫نمی‌دونم چرا، ولی انگار

15
00:01:01,900 --> 00:01:04,398
‫همه‌جور حادثه‌ای سر مردم میاد

16
00:01:04,481 --> 00:01:06,191
‫- تو اوکلاهما
‫- اوهوم

17
00:01:06,984 --> 00:01:10,862
‫سر از تهِ چاه و خوک‌دونی درمیارن.
‫ولی تو...

18
00:01:10,946 --> 00:01:12,781
‫تو یه جور راه میری که انگار رویین‌تنی

19
00:01:12,864 --> 00:01:16,702
‫آره، تو هم یه جور راه میری
‫که انگار خیلی کله‌گنده‌ای

20
00:01:16,785 --> 00:01:18,036
‫ولی من چهره واقعیت رو می‌بینم

21
00:01:18,120 --> 00:01:20,163
‫داری سوراخ اشتباهی رو بو می‌کنی

22
00:01:20,247 --> 00:01:22,916
‫اتفاقا سوراخ درستی رو بو می‌کنم
‫و بوی گند میده

23
00:01:23,834 --> 00:01:27,087
‫ای تف بهت. دهنتو دونالد

24
00:01:27,170 --> 00:01:28,839
‫این برای بتی جو بود

25
00:01:28,922 --> 00:01:30,299
‫ای گوه توش

26
00:01:30,382 --> 00:01:32,801
‫کیر توش. اه

27
00:01:32,884 --> 00:01:35,679
‫بیا. بیا

28
00:01:37,347 --> 00:01:40,017
‫مرسی

29
00:01:41,226 --> 00:01:42,978
‫- اوه، لی
‫- دهنت...

30
00:01:43,061 --> 00:01:46,064
‫کلا نمی‌فهمی بقیه دارن بازیت میدن، مگه نه؟

31
00:01:46,148 --> 00:01:47,691
‫آها

32
00:01:47,774 --> 00:01:50,694
‫نه، مطمئنم بتی جو کلی داستان از خودش درآورده

33
00:01:50,777 --> 00:01:56,283
‫درباره من و وفاداری و تعهد

34
00:01:57,492 --> 00:01:59,244
‫دیگه چی بهت گفته؟

35
00:02:00,370 --> 00:02:04,082
‫- یه چیز رو بهم گفت
‫- خب؟

36
00:02:04,708 --> 00:02:07,002
‫حواسم نبود، خصوصیه

37
00:02:07,085 --> 00:02:09,588
‫حرفای اتاق خوابی و اینا بود، می‌دونی؟

38
00:02:13,592 --> 00:02:17,179
‫بامزه‌ای. آره. بامزه‌ای

39
00:02:18,138 --> 00:02:19,222
‫لعنتی

40
00:02:19,306 --> 00:02:21,600
‫آتش!

41
00:02:25,935 --> 00:02:28,940
‫لی، قضیه بیش از حد کش پیدا کرده

42
00:02:31,443 --> 00:02:33,278
‫یه درخواستی ازت می‌کنم

43
00:02:34,613 --> 00:02:35,906
‫رک و راست

44
00:02:38,241 --> 00:02:40,035
‫می‌خوام دست از سرمون برداری

45
00:02:40,118 --> 00:02:43,580
‫خب، منم می‌خوام بدونم برادرت رو کی کشته

46
00:02:43,664 --> 00:02:45,832
‫و حقیقتش یکم برام نگران‌کننده‌ست

47
00:02:45,916 --> 00:02:47,626
‫که تو نمی‌خوای بدونی

48
00:02:47,709 --> 00:02:48,877
‫تو منو نمی‌شناسی

49
00:02:51,630 --> 00:02:53,340
‫برادرم رو هم نمی‌شناختی

50
00:02:59,304 --> 00:03:01,306
‫یه بار اینو میگم بهت

51
00:03:04,059 --> 00:03:05,185
‫دیل رو نکشتن

52
00:03:06,311 --> 00:03:09,773
‫یه نفر بازیش می‌داد

53
00:03:13,568 --> 00:03:15,070
‫با یه سرخپوست آشنا شده بود

54
00:03:15,153 --> 00:03:16,738
‫نمی‌دونم. یارو رو نمی‌شناسم

55
00:03:16,822 --> 00:03:18,323
‫از این دغلکارهاست

56
00:03:19,282 --> 00:03:21,451
‫نقاش خیابونیه.
‫قطعا هم گِی‌ـه

57
00:03:22,077 --> 00:03:23,286
‫با دیل صمیمی شد

58
00:03:23,370 --> 00:03:25,374
‫ماهیت رابطه‌شون رو نمی‌دونم

59
00:03:25,386 --> 00:03:27,290
‫و نمی‌خوام هم بدونم

60
00:03:27,374 --> 00:03:31,211
‫ولی این مرد کاری کرد دیل خودش رو بکشه

61
00:03:31,294 --> 00:03:35,966
‫خیلی‌خب، پس یه نقاش خیابونی
‫برادرت رو قانع کرده که خودش رو بکشه

62
00:03:36,049 --> 00:03:38,176
‫- منظورت اینه؟
‫- نه، نه

63
00:03:38,260 --> 00:03:41,430
‫منظورم اینه که
‫یه افکاری تو ذهنش کاشت

64
00:03:42,055 --> 00:03:45,142
‫- این یارو رو دیدی؟
‫- نه، من با آدمای خیابونی نمی‌پرم

65
00:03:45,225 --> 00:03:46,226
‫جامعه هدفم نیستن

66
00:03:46,309 --> 00:03:49,229
‫اوه...
‫دقیقا به دیل چی گفته؟

67
00:03:49,312 --> 00:03:51,231
‫- چی...
‫- لی، لی، تموم شده

68
00:03:51,314 --> 00:03:52,566
‫خب؟

69
00:03:53,358 --> 00:03:56,445
‫دیل مرده.
‫دیگه همه راه‌ها رو امتحان کردی

70
00:03:58,447 --> 00:03:59,948
‫خیلی‌خب

71
00:04:00,532 --> 00:04:01,700
‫هات‌داگ داریم

72
00:04:03,326 --> 00:04:05,537
‫- اسم یارو رو می‌دونی؟
‫- جدی میگم لی

73
00:04:06,663 --> 00:04:07,998
‫یه هات‌داگ بخور

74
00:04:17,883 --> 00:04:20,343
‫گرفتین منو؟
‫من هفت بلوک اونورتر زندگی می‌کنم

75
00:04:20,427 --> 00:04:22,053
‫به من چه؟
‫برو اوبر بگیر دیوث

76
00:04:22,137 --> 00:04:23,221
‫ما باید برگردیم پیکنیک‌مون

77
00:04:23,305 --> 00:04:25,766
‫پیکنیک داریم جیگر.
‫هات‌داگ‌های تمام‌گوشت منتظرمونن

78
00:04:25,849 --> 00:04:28,059
‫- گورتو گم کن
‫- گمشو بیرون حاجی

79
00:04:28,852 --> 00:04:30,187
‫دلقک‌ها

80
00:04:30,854 --> 00:04:33,148
‫نه حاجی وایسا.
‫وایسا رفیق. پشیمون شدم

81
00:04:33,231 --> 00:04:34,900
‫بیا سوار شو رفیق. سوار شو

82
00:04:34,983 --> 00:04:36,610
‫گشنته؟
‫غذای گربه بخر بی‌خایه

83
00:04:36,693 --> 00:04:38,653
‫- خدافظ کسخل
‫- کیرم دهنتون!

84
00:04:47,073 --> 00:04:54,073
‫« ترجمه از حسین رضایی و امیر فرحناک »
‫::. FarahSub & HosseinTL .::

85
00:05:43,301 --> 00:05:46,680
‫- دهنتو سامانتا
‫- هی! خیلی‌خب. چوب رو بذار کنار

86
00:05:46,763 --> 00:05:49,724
‫- ممکن بود...
‫- ببخشید، ببخشید، کلید اینجا رو دارم هنوز

87
00:05:49,808 --> 00:05:52,143
‫چی... حالت خوبه؟
‫فرانسیس خوبه؟

88
00:05:52,894 --> 00:05:56,189
‫آره، فران خوبه

89
00:05:56,273 --> 00:05:57,566
‫فران خوبه

90
00:05:58,066 --> 00:06:01,069
‫پس داستان چیه؟
‫اینجا... اینجا چیکار می‌کنی؟

91
00:06:01,152 --> 00:06:06,283
‫خب، اومدم چیز... دنبال یه کتاب بورخس

92
00:06:06,366 --> 00:06:07,409
‫تو...

93
00:06:08,660 --> 00:06:10,168
‫نصفه‌شب اومدی اینجا

94
00:06:10,180 --> 00:06:11,830
‫که یه کتاب برداری؟

95
00:06:11,913 --> 00:06:13,832
‫ایناهاش

96
00:06:13,915 --> 00:06:15,250
‫آره، بزنش به حسابم

97
00:06:15,333 --> 00:06:17,252
‫- نه، نه، نه. داستان چیه؟
‫- هوم

98
00:06:17,836 --> 00:06:19,004
‫آقای جانی راکتس کجاست؟

99
00:06:19,588 --> 00:06:20,839
‫نمی‌خوام دربارش حرف بزنم

100
00:06:21,631 --> 00:06:23,967
‫چیه؟ باهات بهم زد؟

101
00:06:26,636 --> 00:06:28,346
‫همون سامانتای همیشگی

102
00:06:29,222 --> 00:06:30,724
‫نگو اینو

103
00:06:32,350 --> 00:06:33,435
‫عذر می‌خوام

104
00:06:34,769 --> 00:06:35,937
‫چی شد؟

105
00:06:38,023 --> 00:06:39,441
‫زدم زیرش

106
00:06:42,485 --> 00:06:43,528
‫زیر عروسی؟

107
00:06:55,165 --> 00:06:57,417
‫- مستی؟ مستی
‫- نه، دو تا پیک خوردم

108
00:06:57,500 --> 00:06:59,044
‫- واقعا... وای
‫- شاید سه تا

109
00:07:00,378 --> 00:07:01,463
‫- آها
‫- سه تا خوردم

110
00:07:02,464 --> 00:07:03,798
‫سه تا، ها؟

111
00:07:07,719 --> 00:07:09,554
‫دلت رو صابون نزن، خب؟

112
00:07:09,638 --> 00:07:10,972
‫ولی...

113
00:07:12,098 --> 00:07:13,475
‫پایه هستی؟

114
00:07:25,487 --> 00:07:27,280
‫فیزز اند استیجز؟

115
00:07:27,989 --> 00:07:30,325
‫- نه. مرل نه. بیخیال
‫- خیلی‌خب

116
00:07:30,408 --> 00:07:31,409
‫عه...

117
00:07:32,118 --> 00:07:34,287
‫- آره، معلومه
‫- به به

118
00:07:39,334 --> 00:07:40,627
‫ای جان، ای جان

119
00:07:57,769 --> 00:07:59,759
‫یادته واژه‌ی «صبح» رو

120
00:07:59,771 --> 00:08:02,524
‫با «بهار» اشتباه گرفته بود؟

121
00:08:02,607 --> 00:08:05,151
‫میومد می‌گفت «پاشو بابا، بهار شده»

122
00:08:07,987 --> 00:08:10,490
‫دلم برای اون روزا تنگ شده

123
00:08:10,573 --> 00:08:11,825
‫دلم برای اون سنش تنگ شده

124
00:09:12,886 --> 00:09:15,221
‫هی

125
00:09:18,349 --> 00:09:19,350
‫من...

126
00:09:19,434 --> 00:09:21,352
‫من باید برم دستشویی

127
00:09:56,346 --> 00:09:58,890
‫نمی‌تونیم. دیگه نباید این کارو بکنیم

128
00:09:59,724 --> 00:10:02,435
‫باید دراز بکشم

129
00:10:03,103 --> 00:10:04,104
‫- باشه
‫- سرم گیج میره

130
00:10:04,187 --> 00:10:06,856
‫باشه، من دارمت.
‫بیا. بیا

131
00:10:10,318 --> 00:10:11,861
‫با جانی بهم زدم

132
00:10:12,529 --> 00:10:14,030
‫باشه

133
00:10:14,114 --> 00:10:16,449
‫خب، می‌دونی، اگه یه جای کار می‌لنگه...

134
00:10:17,283 --> 00:10:18,701
‫می‌لنگه دیگه

135
00:10:19,577 --> 00:10:22,539
‫گوه زدم

136
00:10:23,915 --> 00:10:24,916
‫واقعا؟

137
00:10:25,959 --> 00:10:27,627
‫آره، باید درستش کنم

138
00:10:30,797 --> 00:10:31,798
‫اوه

139
00:11:06,332 --> 00:11:08,293
‫به سونیاتا خوش اومدید

140
00:11:09,127 --> 00:11:11,129
‫چقدر پیش ما می‌مونید؟

141
00:11:11,212 --> 00:11:13,131
‫خدایا، نمی‌دونم

142
00:11:13,715 --> 00:11:15,884
‫و چی باعث شده به سونیاتا بیاید؟

143
00:11:17,177 --> 00:11:19,679
‫عه...

144
00:11:20,471 --> 00:11:21,472
‫دارم فرار می‌کنم

145
00:11:22,140 --> 00:11:23,766
‫یارو می‌خواد منو بکشه

146
00:11:25,435 --> 00:11:26,686
‫اوه

147
00:11:27,478 --> 00:11:30,231
‫اوهوم. تلوزیون کابلی دارین؟

148
00:11:30,315 --> 00:11:32,525
‫اوه، هیچ صفحه نمایشگری نداریم

149
00:11:36,237 --> 00:11:37,238
‫هی

150
00:11:37,947 --> 00:11:39,657
‫فرقه که نیست، ها؟

151
00:11:41,117 --> 00:11:45,496
‫خب اگه بهتر کردنِ خود یعنی فرقه بودن،
‫ما فرقه‌ایم

152
00:11:48,291 --> 00:11:51,544
‫گندش بزنن. خیلی‌خب

153
00:11:54,839 --> 00:11:55,924
‫با سم حرف زدم

154
00:11:56,007 --> 00:11:58,384
‫- خب، چطور بود؟
‫- از همینجا اومد

155
00:11:59,260 --> 00:12:02,805
‫می‌دونی، از دری که به راه‌پله

156
00:12:02,889 --> 00:12:04,224
‫و بعد به آپارتمانت می‌رسه

157
00:12:04,307 --> 00:12:05,350
‫اتفاقی نیفتاد، خب؟

158
00:12:05,433 --> 00:12:07,685
‫در واقع، برعکسِ اون اتفاق، اتفاق افتاد

159
00:12:07,769 --> 00:12:08,853
‫پس فکرای بد نکن

160
00:12:08,937 --> 00:12:11,940
‫- قضاوت نمی‌کنم
‫- آره، برای همین اینجایی

161
00:12:13,107 --> 00:12:14,525
‫شنیدم داره ازدواج می‌کنه

162
00:12:15,401 --> 00:12:17,111
‫- از کجا شنیدی؟
‫- فرانسیس

163
00:12:17,195 --> 00:12:19,072
‫لعنتی. چه حسی به قضیه داشت؟

164
00:12:19,155 --> 00:12:20,657
‫لی، باید ازش بپرسی

165
00:12:20,740 --> 00:12:23,034
‫خودت چه حسی داری؟

166
00:12:23,117 --> 00:12:25,703
‫من چه حسی دارم؟
‫چه‌می‌دونم

167
00:12:26,663 --> 00:12:28,539
‫ما که با هم نیستیم،
‫پس چه میشه کرد؟

168
00:12:28,623 --> 00:12:30,541
‫خب خوشحاله.
‫مرده هم خوب بنظر میاد

169
00:12:30,625 --> 00:12:33,795
‫شاید خیلی هم خوب نباشه،
‫ولی بد نیست

170
00:12:33,878 --> 00:12:35,213
‫لعنتی

171
00:12:35,296 --> 00:12:36,631
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- عه

172
00:12:37,215 --> 00:12:38,466
‫ایناهاش. این

173
00:12:39,175 --> 00:12:40,426
‫می‌تونی اینو بخونی؟

174
00:12:42,637 --> 00:12:43,805
‫شبیه «چاتو»ـه

175
00:12:44,472 --> 00:12:45,932
‫- چاتو؟
‫- آها

176
00:12:46,015 --> 00:12:48,101
‫- همون یارو که مرکز شهر آدما رو نقاشی می‌کنه
‫- درسته

177
00:12:48,184 --> 00:12:49,519
‫دنبال همون می‌گردم

178
00:12:50,019 --> 00:12:51,229
‫- می‌شناسیش؟
‫- نه

179
00:12:52,355 --> 00:12:53,356
‫خیلی کمک کردی

180
00:12:54,107 --> 00:12:58,152
‫خب، اگه هنرمند بودی
‫کجا می‌رفتی؟

181
00:13:00,321 --> 00:13:02,657
‫خب هنرمند هستم، شاعرم.
‫«اگه» دیگه چیه؟

182
00:13:02,740 --> 00:13:04,867
‫به لحاظ نظری، هنرمند هستی

183
00:13:05,410 --> 00:13:06,310
‫به لحاظ نظری؟

184
00:13:06,322 --> 00:13:07,537
‫این کیری‌ترین حرفیه که تا حالا بهم زدی

185
00:13:07,620 --> 00:13:09,247
‫- ای خدا
‫- بنظرت باید تو مغازه هم

186
00:13:09,330 --> 00:13:12,000
‫روی آثارم کار کنم؟
‫تو وقت آزادم روی اونا کار می‌کنم

187
00:13:12,083 --> 00:13:14,752
‫فقط میگم اگه یه نقاش خیابونی بودی

188
00:13:14,836 --> 00:13:17,714
‫که در ازای پول مردم رو نقاشی می‌کنه،
‫کجا می‌تونستم پیدات کنم؟

189
00:13:18,715 --> 00:13:19,716
‫نمی‌دونم

190
00:13:19,799 --> 00:13:20,835
‫یالا دیگه، بگو جدی

191
00:13:20,847 --> 00:13:22,343
‫کجا می‌رفتی کارهات رو بفروشی؟

192
00:13:22,427 --> 00:13:23,636
‫بگو، بگو، بگو

193
00:13:23,720 --> 00:13:25,972
‫- فروشگاه سرخپوستی. معلومه
‫- باشه

194
00:13:26,055 --> 00:13:27,515
‫- حله. بریم
‫- چی؟

195
00:13:27,598 --> 00:13:29,434
‫نه، وقتی میگی «اگه هنرمند بودی» هیچ‌جا نمیام

196
00:13:29,517 --> 00:13:32,603
‫- ببین، عذر می‌خوام، ولی نمی‌تونم تنها برم
‫- لی، یه فروشگاهه

197
00:13:32,687 --> 00:13:34,439
‫می‌دونم، ولی من یه مرد سفیدم،
‫جالب نیست

198
00:13:34,522 --> 00:13:36,107
‫سفیدپوست‌ها هم اجازه دارن
‫وارد مغازه‌های سرخپوستی بشن خنگول

199
00:13:36,190 --> 00:13:38,026
‫می‌دونم، ولی نمی‌خوام یکی از اون سفیدها باشم

200
00:13:38,109 --> 00:13:40,862
‫که می‌خوان پَر جمع کنن
‫که خفن بنظر بیان، خب؟

201
00:13:40,945 --> 00:13:42,488
‫هنری رو ببر

202
00:13:50,413 --> 00:13:52,290
‫یک و نیم برابر دستمزد می‌گیرم

203
00:13:52,957 --> 00:13:54,125
‫ممنون

204
00:14:05,553 --> 00:14:07,055
‫چته تو؟

205
00:14:07,847 --> 00:14:08,848
‫هوم؟

206
00:14:08,931 --> 00:14:10,224
‫ساکتی

207
00:14:14,020 --> 00:14:16,022
‫دیروز چرا جواب تماس‌هام رو ندادی؟

208
00:14:20,359 --> 00:14:23,654
‫یه سری کارهای شخصی داشتم

209
00:14:23,738 --> 00:14:25,740
‫خب، اگه واقعا می‌خوای

210
00:14:25,823 --> 00:14:28,076
‫رئیس گروه امنیتیم باشی،
‫باید اولویت‌بندی کنی

211
00:14:28,159 --> 00:14:29,202
‫باید در دسترس باشی

212
00:14:29,952 --> 00:14:31,162
‫دیروز نیازت داشتم

213
00:14:31,913 --> 00:14:34,165
‫ببین، تازه کارو شروع کردم

214
00:14:35,124 --> 00:14:36,292
‫بهرحال یه موانعی پیش میاد

215
00:14:37,752 --> 00:14:40,338
‫اون روزنامه‌نگار مزدوری که گفته بودم
‫تعقیب کنی رو یادته؟

216
00:14:40,421 --> 00:14:42,173
‫- اوهوم
‫- باهاش یه مشکلی داشتم

217
00:14:44,175 --> 00:14:45,176
‫چیکار کرده؟

218
00:14:48,304 --> 00:14:49,305
‫هیچی

219
00:14:50,306 --> 00:14:52,809
‫- فقط داره فضولی می‌کنه. فضولی
‫- هوم

220
00:14:53,518 --> 00:14:56,729
‫گفتم یه سری بچه‌های پلیس
‫حلش کنن، نگران نباش

221
00:14:58,689 --> 00:15:01,275
‫ببین، دیگه تکرار نمیشه

222
00:15:01,859 --> 00:15:03,069
‫می‌تونی روم حساب کنی

223
00:15:03,736 --> 00:15:05,029
‫الانم روت حساب می‌کنم

224
00:15:08,658 --> 00:15:10,910
‫- خیلی‌خب. ممنون
‫- ممنون

225
00:15:10,993 --> 00:15:12,370
‫استانکو

226
00:15:13,287 --> 00:15:14,580
‫کمک خواستین بهم بگین

227
00:15:14,664 --> 00:15:15,790
‫مرسی

228
00:15:16,290 --> 00:15:18,251
‫خیلی‌خب، برو.
‫برو باهاش حرف بزن

229
00:15:18,334 --> 00:15:20,503
‫- چی؟
‫- برو دیگه...

230
00:15:21,129 --> 00:15:22,421
‫از تو بشنوه بهتره

231
00:15:22,505 --> 00:15:24,507
‫خودت همین الان سه تا سرخپوست
‫برات کار می‌کنن

232
00:15:24,590 --> 00:15:27,093
‫برو باهاش گپ بزن.
‫خودت بلدی

233
00:15:32,515 --> 00:15:34,517
‫دوستم دنبال یه نفر می‌گرده

234
00:15:35,017 --> 00:15:36,102
‫باشه

235
00:15:36,185 --> 00:15:37,436
‫خب، دنبال کی می‌گردی؟

236
00:15:38,062 --> 00:15:40,439
‫عه، سلام. من لی هستم

237
00:15:41,023 --> 00:15:43,484
‫سلام لی.
‫خوشحالم از دیدارت

238
00:15:43,568 --> 00:15:45,778
‫- من میکو هستم
‫- سلام میکو

239
00:15:45,862 --> 00:15:47,738
‫خب ببین

240
00:15:47,822 --> 00:15:50,074
‫دنبال یه نقاشم.
‫یه پسر بومیه (سرخپوست)

241
00:15:50,158 --> 00:15:51,409
‫یه نقاش خیابونیه انگار

242
00:15:51,492 --> 00:15:53,661
‫باشه. یعنی دیوارنگاری می‌کنه؟

243
00:15:53,744 --> 00:15:55,496
‫نه، نمی‌دونم. نه به اون صورت

244
00:15:55,580 --> 00:15:57,310
‫بیشتر پرتره می‌کشه، مگه نه؟

245
00:15:57,322 --> 00:15:58,541
‫ملت رو نقاشی می‌کنه پول می‌گیره

246
00:15:58,624 --> 00:16:00,918
‫- آره، همین
‫- آها، منظورت باکت‌ـه

247
00:16:01,002 --> 00:16:03,045
‫- باکت؟
‫- آره، باکت

248
00:16:03,129 --> 00:16:04,922
‫طراحی زغال انجام میده
‫و به مردم می‌فروشه

249
00:16:05,006 --> 00:16:06,924
‫- خیلی‌خب، می‌تونه چاتو باشه؟
‫- خب...

250
00:16:07,008 --> 00:16:08,134
‫این اسم واقعیشه

251
00:16:08,217 --> 00:16:10,261
‫ولی ما بهش میگیم باکت

252
00:16:10,344 --> 00:16:13,181
‫آره، ما مافیاطوریم

253
00:16:13,264 --> 00:16:14,307
‫می‌تونم یه لقب هم برای تو بذارم

254
00:16:14,390 --> 00:16:15,933
‫نه، نه، نه، نمی‌خواد

255
00:16:16,017 --> 00:16:19,812
‫باشه. چندتا از آثارش رو اونجا داریم

256
00:16:19,896 --> 00:16:20,897
‫عه پشمام، خودشه که

257
00:16:20,980 --> 00:16:22,565
‫بله. اوهوم

258
00:16:22,648 --> 00:16:24,483
‫آره، یه نقاشی از خاله من کشید

259
00:16:24,567 --> 00:16:27,653
‫عجب، واقعا؟
‫دوست داشتم با این پسر حرف بزنم

260
00:16:28,988 --> 00:16:30,406
‫می‌تونی یه سر بری مرکز

261
00:16:30,489 --> 00:16:32,867
‫- مرکز؟
‫- آره مرکز سرخپوستان

262
00:16:32,950 --> 00:16:34,368
‫بعضی وقتا اونجا می‌چرخه

263
00:16:34,452 --> 00:16:36,369
‫اتفاقا همین امروز اونجا بازی هندگیم دارن

264
00:16:36,381 --> 00:16:38,080
‫و تاکوی سرخپوستی می‌فروشن

265
00:16:38,706 --> 00:16:40,124
‫- خیلی‌خب
‫- می‌خونن و قمار می‌کنن

266
00:16:40,208 --> 00:16:41,709
‫شاید اونجا باشه

267
00:16:41,792 --> 00:16:44,212
‫باشه، ولی آواز خوندن و اینا مراسم رسمیه؟

268
00:16:44,295 --> 00:16:47,131
‫ظاهرم مناسبه؟

269
00:16:47,215 --> 00:16:49,008
‫یه پیرهن روبانی براش بد نیست، مگه نه؟

270
00:16:49,091 --> 00:16:50,176
‫اوهوم

271
00:16:50,259 --> 00:16:52,428
‫نه، لازم نیست بابا...
‫پیرهن روبانی چیه؟

272
00:16:52,511 --> 00:16:54,388
‫فکر کنم یه دست‌دومش رو دارم

273
00:16:54,931 --> 00:16:56,724
‫قشنگ اندازه خودته

274
00:16:56,807 --> 00:16:58,684
‫- واقعا؟
‫- اوهوم

275
00:17:02,063 --> 00:17:05,066
‫انگار بچه نامشروع دیوی کراکت
‫و استیون سیگال‌ـم

276
00:17:05,149 --> 00:17:07,526
‫- قشنگه
‫- نه، خودت شبیه ونزدی آدامزی

277
00:17:07,610 --> 00:17:08,986
‫نظرت اعتبار نداره

278
00:17:09,070 --> 00:17:10,571
‫تو سفیدی.
‫باید یکم رسمی‌تر باشی

279
00:17:10,655 --> 00:17:12,406
‫- اینجوری محترمانه‌ست
‫- آره

280
00:17:12,490 --> 00:17:13,491
‫و گوش کن

281
00:17:13,574 --> 00:17:16,577
‫- ملت رو سین جیم نکن
‫- منظورت...

282
00:17:16,661 --> 00:17:18,746
‫سفیدپوست‌ها همیشه
‫سوال زیاد می‌پرسن

283
00:17:18,829 --> 00:17:21,415
‫خب چجوری بدون سوال پرسیدن
‫سوال بپرسم؟

284
00:17:21,499 --> 00:17:22,708
‫با سوال نپرسیدن

285
00:17:22,792 --> 00:17:25,002
‫چجوری بگم «این یارو رو کجا پیدا کنم؟»

286
00:17:25,086 --> 00:17:27,630
‫با گفتنِ «دنبال این یارو می‌گردم»

287
00:17:29,131 --> 00:17:30,424
‫باشه

288
00:17:30,508 --> 00:17:31,592
‫کتت رو دوست دارم

289
00:17:35,930 --> 00:17:36,931
‫ممنون

290
00:17:37,014 --> 00:17:38,599
‫باید کتت رو بهش می‌دادی

291
00:17:38,683 --> 00:17:39,767
‫یه رسم سرخپوستی قدیمیه

292
00:17:39,850 --> 00:17:42,103
‫اگه کسی بگه از چیزی خوشش اومده،
‫باید اونو بهش بدی

293
00:17:42,186 --> 00:17:44,480
‫- مسخره‌ست
‫- بزرگتره، آره

294
00:17:44,564 --> 00:17:46,399
‫- خیلی‌خب
‫- بوی نون سرخ‌شده میاد

295
00:17:46,482 --> 00:17:49,151
‫بیا بریم وقتی مراسم تموم شد بیایم

296
00:17:49,235 --> 00:17:50,653
‫- سلام
‫- بفرما کاستر

297
00:17:52,029 --> 00:17:53,322
‫بهم گفت «کاستر»
‫(افسری که در جنگ با سرخپوستان کشته شد)

298
00:17:53,406 --> 00:17:55,449
‫- انصاف نیست دیگه
‫- بیخیال، می‌تونیم غذا بخوریم

299
00:18:04,999 --> 00:18:06,252
‫گندش بزنن

300
00:18:06,335 --> 00:18:08,629
‫فکر کردم از اون اَبَرکلیساهاست

301
00:18:12,091 --> 00:18:14,552
‫- انگار نیایش تموم شده
‫- هوم

302
00:18:17,805 --> 00:18:19,390
‫شماره یارو رو نداری؟

303
00:18:19,473 --> 00:18:22,226
‫چرا. شبان کلیسا یه سره بهم زنگ می‌زنه

304
00:18:22,935 --> 00:18:24,937
‫این ملاقات‌های انتخاباتی
‫خیلی مصیبتن

305
00:18:25,021 --> 00:18:26,981
‫ولی خب تک تک آرا مهمن

306
00:18:27,064 --> 00:18:28,899
‫آقای واشبرگ، فرماندار آینده

307
00:18:31,193 --> 00:18:32,278
‫یکم دیر اومدین

308
00:18:36,240 --> 00:18:37,408
‫قبلا آشنا شدیم؟

309
00:18:37,950 --> 00:18:39,619
‫شبان مارک استرن‌ویک هستم

310
00:18:40,202 --> 00:18:43,831
‫باعث افتخاره که تشریف آوردید
‫به معبد کوچک ما

311
00:18:43,914 --> 00:18:49,086
‫خب، برای مردم خوبِ... وان ول
‫از هیچ کاری فروگذار نمی‌کنیم

312
00:18:50,338 --> 00:18:52,214
‫ایشون مارتی برانر هستن

313
00:18:52,298 --> 00:18:54,550
‫رئیس گروه امنیتی
‫و دوست خوب منه

314
00:18:56,719 --> 00:18:58,095
‫می‌تونم این طرفا رو نشونتون بدم؟

315
00:18:58,179 --> 00:19:00,556
‫خوشحال میشم براتون بگم
‫که اینجا چیکار می‌کنیم

316
00:19:02,266 --> 00:19:04,935
‫- حتما
‫- امروز سه قرار دیگه هم داری دونالد

317
00:19:06,312 --> 00:19:07,730
‫اشکال نداره. این همه راه اومدیم

318
00:19:07,813 --> 00:19:09,231
‫حتما، دوست دارم کلیسا رو ببینم

319
00:19:09,315 --> 00:19:10,652
‫مطمئنم مردم مسیحی و خوبِ وان ول

320
00:19:10,664 --> 00:19:12,151
‫من رو صحیح و سالم برمی‌گردونن

321
00:19:12,735 --> 00:19:14,487
‫حتما. از این طرف

322
00:19:14,570 --> 00:19:16,072
‫سوار ارابه‌ام شید

323
00:19:16,155 --> 00:19:17,198
‫خیلی‌خب

324
00:19:18,574 --> 00:19:19,659
‫برو بریم

325
00:19:22,286 --> 00:19:23,621
‫حاضرین؟

326
00:19:23,704 --> 00:19:25,331
‫- حاضرم
‫- بریم

327
00:19:42,139 --> 00:19:44,725
‫می‌دونی، یه سوالی دارم

328
00:19:44,809 --> 00:19:47,353
‫سوال ندارم، یه گزاره‌ای دارم

329
00:19:47,436 --> 00:19:49,063
‫به شکل سوال

330
00:19:49,689 --> 00:19:50,690
‫یا برعکس بود؟

331
00:19:51,816 --> 00:19:53,442
‫واقعا کتت رو دوست دارم

332
00:19:53,526 --> 00:19:55,528
‫- واقعا؟
‫- خیلی قشنگه

333
00:19:58,030 --> 00:20:01,575
‫می‌دونی چیه؟
‫میدمش به خودت. هوم؟

334
00:20:01,659 --> 00:20:02,952
‫- چی؟ نه بابا
‫- آره

335
00:20:03,035 --> 00:20:06,414
‫نه، آره بابا. مال تو.
‫مبادله منصفانه‌ایه

336
00:20:06,497 --> 00:20:09,709
‫عجب، خیلی...
‫خیلی گرون بنظر میاد

337
00:20:09,792 --> 00:20:12,336
‫آره. خب، اخیراً یکم پول دستم اومده

338
00:20:12,420 --> 00:20:13,754
‫- پس مسئله‌ای نیست
‫- اوه

339
00:20:14,588 --> 00:20:17,133
‫خب، گزاره‌ت چیه؟

340
00:20:18,551 --> 00:20:23,139
‫آها. خب، یه هنرمندی هست

341
00:20:23,222 --> 00:20:24,765
‫اسمش چاتوـه

342
00:20:24,849 --> 00:20:25,850
‫دنبالش می‌گردم

343
00:20:25,933 --> 00:20:26,934
‫نمی‌شناسمش

344
00:20:29,395 --> 00:20:30,396
‫باشه، بریم؟

345
00:20:31,021 --> 00:20:33,774
‫چی؟ نه، باید بمونیم با ملت حرف بزنیم

346
00:20:33,858 --> 00:20:35,234
‫نه، من نمی‌خوام با کسی حرف بزنم

347
00:20:35,317 --> 00:20:37,737
‫- پس من حرف می‌زنم
‫- نه، نه، تنهام نذار

348
00:20:37,820 --> 00:20:39,864
‫- تنهات می‌ذارم. برو
‫- فقط...

349
00:20:39,947 --> 00:20:41,490
‫- دیدرا، تنهام نذار
‫- بله؟

350
00:20:43,117 --> 00:20:44,368
‫چیزیت نمیشه

351
00:20:47,872 --> 00:20:51,333
‫هی، کاستر.
‫بنظرم یه دست هندگیم بازی کن

352
00:20:51,417 --> 00:20:53,085
‫ببین، من زیاد لقب کاستر رو دوست ندارم

353
00:20:53,169 --> 00:20:55,379
‫نه بابا، راحته

354
00:20:56,464 --> 00:20:59,425
‫نه، نمی‌دونم...
‫اصلا ذره‌ای بلد نیستم چجوریه

355
00:20:59,508 --> 00:21:00,752
‫بی‌احترامی بزرگیه

356
00:21:00,764 --> 00:21:02,094
‫اگه دعوت به بازی رو رد کنی

357
00:21:02,178 --> 00:21:03,971
‫- پاشو کاستر
‫- بیا، راحته

358
00:21:04,054 --> 00:21:05,473
‫آخه...

359
00:21:05,556 --> 00:21:07,558
‫ببین، تو چشم خواهرم مارجی
‫نباید نگاه کنی

360
00:21:07,641 --> 00:21:08,934
‫چون اگه تو چشمش نگاه کنی

361
00:21:09,018 --> 00:21:10,561
‫می‌فهمه کدوم طرف رو انتخاب می‌کنی

362
00:21:10,644 --> 00:21:13,355
‫پس سرت رو به یه طرف کج کن
‫و امیدوار باش که بره سمت دیگه

363
00:21:13,439 --> 00:21:14,899
‫آره. باشه

364
00:21:14,982 --> 00:21:17,568
‫- اون قوانین رو برات توضیح میده
‫- آره، ببین

365
00:21:18,152 --> 00:21:19,987
‫برای اون دست اینجوری کن،
‫برای اون دست اینجوری

366
00:21:20,070 --> 00:21:21,989
‫اینجوری برای وسط
‫و اینجوری برای بیرون

367
00:21:22,072 --> 00:21:23,657
‫- گرفتی؟ خوبه
‫- تو می‌تونی

368
00:21:23,741 --> 00:21:24,825
‫هی، گند نزنی

369
00:21:25,367 --> 00:21:26,744
‫همه دارن نگاه می‌کنن

370
00:21:28,662 --> 00:21:29,789
‫من طرف توام کاستر

371
00:21:29,872 --> 00:21:31,582
‫آخه... اصلا نمی‌دونم...

372
00:21:35,753 --> 00:21:37,296
‫خیلی‌خب، عه...

373
00:21:39,006 --> 00:21:40,716
‫- دو!
‫- آره، ریدم

374
00:21:40,800 --> 00:21:41,801
‫اشکال نداره

375
00:21:41,884 --> 00:21:43,636
‫- دوباره برم؟
‫- دوباره برو

376
00:21:44,512 --> 00:21:47,348
‫عه...

377
00:21:48,766 --> 00:21:50,559
‫خیلی‌خب، خیلی ممنون. اوکیه

378
00:21:50,643 --> 00:21:51,977
‫نه، نه، نه. اشکال نداره

379
00:21:52,061 --> 00:21:54,939
‫- یه بار دیگه امتحان کن. بار آخره
‫- کاستر یه بار دیگه امتحان می‌کنه

380
00:21:55,439 --> 00:21:56,732
‫تو می‌تونی کاستر

381
00:21:56,816 --> 00:21:58,234
‫تو چشمش نگاه نکن

382
00:22:04,573 --> 00:22:05,991
‫هی!

383
00:22:06,075 --> 00:22:07,576
‫الان بردم، نه؟

384
00:22:07,660 --> 00:22:08,911
‫آره. بردی

385
00:22:08,994 --> 00:22:11,789
‫- ممنون، ممنون
‫- آره، از این طرف

386
00:22:11,872 --> 00:22:14,667
‫دوتا بستنی قیفی برای تو
‫بخاطر شرکت تو بازی

387
00:22:14,750 --> 00:22:16,293
‫- باشه، مرسی
‫- خیلی‌خب

388
00:22:16,377 --> 00:22:17,670
‫- عجب
‫- خوشگل شدین

389
00:22:17,753 --> 00:22:19,004
‫- روز خوبی داشته باشین
‫- تو هم

390
00:22:21,090 --> 00:22:22,383
‫- لی
‫- چیه؟

391
00:22:22,883 --> 00:22:25,010
‫- سلام
‫- گرفتمش

392
00:22:25,094 --> 00:22:26,470
‫می‌دونم، ولی دیدی؟

393
00:22:26,554 --> 00:22:28,055
‫- اول دو بار اشتباه گفتم...
‫- بیا اینجا

394
00:22:28,138 --> 00:22:30,015
‫ولی دفعه سوم زدم تو خال

395
00:22:30,099 --> 00:22:32,977
‫- گوش بده بهم. گرفتمش
‫- چی رو؟ اوه، چاتو رو؟

396
00:22:33,060 --> 00:22:35,013
‫محل سکونت و فامیلیش رو گیر آوردم

397
00:22:35,025 --> 00:22:36,522
‫خیلی‌خب. کجا زندگی می‌کنه؟

398
00:22:37,481 --> 00:22:40,109
‫تو ویسپرینگ پاینز پیش
‫بابابزرگش زندگی می‌کنه

399
00:22:41,360 --> 00:22:43,279
‫- کارت خوبه
‫- بگیر سیب‌زمینی رو

400
00:22:43,362 --> 00:22:44,655
‫خوب گرفت‌ها

401
00:22:51,245 --> 00:22:53,372
‫خیلی‌خب. حاضری؟

402
00:22:54,081 --> 00:22:55,374
‫من که نمیام

403
00:23:01,005 --> 00:23:02,049
‫می‌دونی...

404
00:23:25,946 --> 00:23:26,989
‫سلام

405
00:23:29,867 --> 00:23:30,910
‫چاتو؟

406
00:23:31,535 --> 00:23:33,245
‫آره. با چاتو کار دارم

407
00:23:33,746 --> 00:23:36,600
‫از دوستاشم.
‫دوست یکی از دوستاشم در واقع

408
00:23:40,544 --> 00:23:42,555
‫قهوه درست کردم

409
00:23:43,756 --> 00:23:45,007
‫خیلی‌خب، میشه...

410
00:23:47,051 --> 00:23:48,177
‫اوه، مرسی

411
00:23:49,094 --> 00:23:51,513
‫اوه... هی. بذار...

412
00:23:52,765 --> 00:23:56,310
‫بذار خودم برمی‌دارم،
‫بذار خودم برمی‌دارم، مرسی

413
00:23:56,894 --> 00:23:58,368
‫- خب...
‫- همون همیشگی؟

414
00:24:01,774 --> 00:24:03,817
‫حتماً. چرا که نه

415
00:24:04,611 --> 00:24:05,923
به به

416
00:24:06,075 --> 00:24:07,076
‫نابی هم هست

417
00:24:07,101 --> 00:24:08,593
‫- آره
‫- آره

418
00:24:11,066 --> 00:24:14,110
‫چرا عینهو طلبکارهای دم مغازه‌ای؟

419
00:24:14,135 --> 00:24:17,431
‫- بگیر بشین، بشین
‫- خیلی‌خب، باشه

420
00:24:17,498 --> 00:24:18,582
‫خب...

421
00:24:20,209 --> 00:24:21,293
‫چاتو هست؟

422
00:24:22,378 --> 00:24:24,296
‫چاتو؟

423
00:24:25,798 --> 00:24:27,800
‫چاتو هم باهات اومد؟

424
00:24:28,509 --> 00:24:31,387
‫نه، نه، نه. من خودم دنبالشم

425
00:24:32,346 --> 00:24:35,182
‫چرا یه جوری رفتار می‌کنی، دیل؟

426
00:24:35,891 --> 00:24:38,352
‫دیل؟ نه، من...

427
00:24:39,019 --> 00:24:41,855
‫دیروز برادرت رو تو تلویزیون دیدم

428
00:24:42,815 --> 00:24:44,608
‫موهاش رو مشکی کرده

429
00:24:45,501 --> 00:24:47,212
‫انگاری زده به سرش

430
00:24:48,487 --> 00:24:50,364
‫آخرش گند می‌زنه و...

431
00:24:51,615 --> 00:24:53,409
‫رأی نمیاره

432
00:24:57,083 --> 00:25:01,083
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

433
00:25:03,419 --> 00:25:04,420
‫خانم

434
00:25:05,045 --> 00:25:07,131
‫- بله؟
‫- ملاقاتی دارین

435
00:25:18,100 --> 00:25:19,513
‫اینجا دیگه کجاست؟

436
00:25:19,935 --> 00:25:21,395
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

437
00:25:21,478 --> 00:25:24,314
‫یه یارویی اومد اجرام
‫و بهم گفت اینجا پیدات کنم

438
00:25:24,398 --> 00:25:26,150
‫بعدش پلیس‌ها اومدن بردنش

439
00:25:26,233 --> 00:25:27,776
‫پلیس‌ها گرفتنش؟

440
00:25:27,860 --> 00:25:31,871
‫مامان، چه‌خبر شده؟
‫خواهش می‌کنم راستش رو بگو

441
00:25:34,575 --> 00:25:35,993
‫برات جایزه آوردم

442
00:25:37,119 --> 00:25:38,120
‫اوه!

443
00:25:39,371 --> 00:25:41,040
‫و وسطِ این هاگیر واگیر،

444
00:25:42,416 --> 00:25:44,501
‫من و عموت به مشکل خوردیم

445
00:25:44,585 --> 00:25:46,211
‫نمی‌خوام چیزی راجع‌بهش بشنوم

446
00:25:47,379 --> 00:25:48,589
‫خودت گفتی راستش رو بگم

447
00:25:52,045 --> 00:25:54,340
‫فکر نمی‌کردم دیگه بخوای منو ببینی

448
00:25:55,387 --> 00:25:56,388
‫تو مامانمی

449
00:25:57,514 --> 00:25:58,974
‫معومه که می‌خوام ببینمت

450
00:26:01,393 --> 00:26:04,521
‫الان که بابات فوت کرده،
‫ما باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

451
00:26:06,356 --> 00:26:07,775
‫تو همه‌ی دار و ندارمی

452
00:26:10,386 --> 00:26:11,647
‫باید بری پیش یکی که کمکت کنه

453
00:26:13,530 --> 00:26:16,784
‫یه جای درست و حسابی،
‫نه از این کمپ‌های هیپی‌طور

454
00:26:23,165 --> 00:26:25,417
‫حتماً. بذار این ماجراها تموم شه

455
00:26:28,378 --> 00:26:29,755
‫قول میدم

456
00:26:37,387 --> 00:26:39,264
‫خیلی دوستت دارم

457
00:26:52,019 --> 00:26:53,312
‫انگاری یه چندتا...

458
00:26:54,488 --> 00:26:57,491
‫- شکارچی اینجان. می‌شناسی‌شون؟
‫- بچه‌های خودمون‌ان

459
00:26:57,574 --> 00:26:59,660
‫خیلی‌خب

460
00:27:02,663 --> 00:27:03,705
‫قشنگه، نه؟

461
00:27:05,582 --> 00:27:06,834
‫آره، قطعاً همینطوره

462
00:27:07,501 --> 00:27:08,877
‫شناختی؟

463
00:27:09,920 --> 00:27:12,381
‫نه، نشناختم

464
00:27:12,881 --> 00:27:15,092
‫- باید بشناسم؟
‫- خب، امیدوارم

465
00:27:15,175 --> 00:27:16,468
‫زمینِ خودته

466
00:27:17,094 --> 00:27:18,262
‫اوه

467
00:27:19,138 --> 00:27:20,139
‫آره

468
00:27:21,348 --> 00:27:22,349
‫آره، گمونم زمین خودمه

469
00:27:22,432 --> 00:27:25,060
‫خب، می‌دونی، من هیچوقت
‫از اینطرف بهش نگاه نکردم

470
00:27:27,104 --> 00:27:29,022
‫- قراره مال ما بشه
‫- خریدار...

471
00:27:31,900 --> 00:27:32,901
‫خریدار شمایید؟

472
00:27:33,986 --> 00:27:35,028
‫آره

473
00:27:35,746 --> 00:27:37,080
‫خیلی هیجان‌زده‌ایم

474
00:27:37,105 --> 00:27:40,816
‫خرید بزرگی حساب میشه
‫واسه کلیسایی به این کوچیکی

475
00:27:41,451 --> 00:27:44,913
‫خدا لطف کرده و برامون
‫یه خیرخواه بزرگ فرستاده

476
00:27:46,123 --> 00:27:49,251
‫انگاری جفت‌مون توی
‫«انجمن ۴۶» یه دوستی داریم

477
00:27:49,877 --> 00:27:52,212
‫- انجمن ۴۶؟
‫- خودت که می‌دونی چی رو میگم؟

478
00:27:52,296 --> 00:27:54,548
‫شنیدم توی یکی از ضیافت‌هاشون

479
00:27:54,631 --> 00:27:56,675
‫با سخنرانی فرانک مارتین شرکت کردی

480
00:27:56,700 --> 00:27:58,140
‫آره، درسته

481
00:27:58,165 --> 00:28:01,670
‫ولی نمی‌دونم این چه ربطی به
‫ماجرای خرید زمین داره

482
00:28:02,097 --> 00:28:04,505
‫نداره. ولی کارشون رو خوب بلدن

483
00:28:04,751 --> 00:28:06,272
‫می‌خوان ارزش زمین بازی رو

484
00:28:06,685 --> 00:28:08,979
‫توی اکلاهما تراز کنن

485
00:28:10,022 --> 00:28:12,316
‫قدرت هنوز دست قبایله

486
00:28:12,900 --> 00:28:16,570
‫ولی اکلاهما همیشه اوضاع بهتری داشت
‫وقتی توسط مردمش اداره میشد

487
00:28:16,653 --> 00:28:18,906
‫خب، ببین...

488
00:28:18,989 --> 00:28:21,241
‫من خیلی از جزئیات ماجرا خبردار نیستم

489
00:28:21,325 --> 00:28:22,326
‫آمم...

490
00:28:22,409 --> 00:28:26,788
‫و به خاطر سیاست و اینجور مسائل
‫نباید هم باشم، ولی...

491
00:28:29,207 --> 00:28:31,084
‫ولی دوست دارم بدونم که
‫چرا منو اینجا آوردی

492
00:28:32,502 --> 00:28:34,588
‫نقشه‌های بزرگی واسه اینجا داریم

493
00:28:35,380 --> 00:28:37,507
‫قراره اینجا یه آبادی بسازیم

494
00:28:38,175 --> 00:28:40,344
‫- یه اجتماع
‫- که اینطور

495
00:28:40,427 --> 00:28:42,012
‫خیلی صبر کردیم

496
00:28:42,102 --> 00:28:45,856
‫ولی من به مردم قول دادم که
‫این معامله زود انجام میشه

497
00:28:47,142 --> 00:28:50,354
‫توی دنیایی که من زندگی می‌کنم،
‫وقتی به یکی قولی میدی،

498
00:28:52,105 --> 00:28:53,357
‫بهتره پای حرفت وایسی

499
00:28:55,484 --> 00:28:57,444
‫قولی که میدی یعنی همه‌چی

500
00:28:59,905 --> 00:29:03,511
‫- فرانک گفته این حرف‌ها رو به من بزنی؟
‫- یه داستانی از این زمین می‌دونم

501
00:29:04,785 --> 00:29:06,662
‫می‌دونی چی شد اسمش رو «وان ول» گذاشتیم؟

502
00:29:07,496 --> 00:29:10,082
‫- کلیسا رو میگم
‫- نمی‌دونم

503
00:29:11,083 --> 00:29:13,043
‫داستان واسه خیلی وقت پیش‌هاست

504
00:29:13,126 --> 00:29:15,087
‫دو نفر سر یه زمین به مشکل می‌خورن

505
00:29:15,629 --> 00:29:17,255
‫جفت‌شون ادعا می‌کنن زمین مال خودشونه

506
00:29:18,035 --> 00:29:21,455
‫یکی‌شون چاه (= وِل) می‌کَنه
‫و واسه دودکش خونه‌ش...

507
00:29:21,480 --> 00:29:23,816
‫- ماسه‌سنگ استخراج می‌کنه...
‫- فکر کنم اینو شنیده باشم

508
00:29:23,841 --> 00:29:26,569
‫نیمه‌شب یکی‌شون...

509
00:29:27,140 --> 00:29:29,893
‫یواشکی میره سراغ اون یکی
‫و باهم گلاویز میشن

510
00:29:30,686 --> 00:29:32,479
‫یه چیزی میگم و یه چیزی می‌شنوی

511
00:29:32,562 --> 00:29:34,439
‫از همون درگیری‌هایی که
‫هر آدمی سر زمین می‌کنه

512
00:29:34,982 --> 00:29:36,149
‫تا سر حد مرگ

513
00:29:37,275 --> 00:29:38,610
‫و همینطور هم شد

514
00:29:40,323 --> 00:29:42,033
‫جفت‌شون مردن

515
00:29:42,058 --> 00:29:44,298
‫یکی‌شون تیر به شکمش خورد و اون یکی...

516
00:29:45,409 --> 00:29:47,119
‫با چکش له لورده شد

517
00:29:48,745 --> 00:29:50,622
‫ولی چاه هنوز سر جاشه

518
00:29:52,916 --> 00:29:56,420
‫همسایه‌ها سال‌ها اومدن و
‫سطل‌هاشون رو پر آب کردن

519
00:29:58,463 --> 00:30:00,084
‫داستان قشنگی نبود؟

520
00:30:02,092 --> 00:30:04,511
‫در نتیجه، بعضی وقت‌ها هم...

521
00:30:06,888 --> 00:30:07,931
‫خشونت...

522
00:30:09,141 --> 00:30:10,892
‫باعث و بانی خیر میشه

523
00:30:11,893 --> 00:30:14,479
‫خودت دیگه در جریانی، مگه نه؟

524
00:30:17,482 --> 00:30:19,026
‫عینهو بچه‌های خودم

525
00:30:19,526 --> 00:30:24,740
‫نمی‌دونم در جریانی کار من چیه یا نه،
‫ولی من به آدم‌ها فرصتِ دوباره میدم

526
00:30:26,575 --> 00:30:28,076
‫یه جایگاه کنار خودم

527
00:30:28,744 --> 00:30:30,957
‫جایی برای عبادت

528
00:30:30,982 --> 00:30:33,624
‫و داشتن هدفی خارج از چیزی که

529
00:30:33,649 --> 00:30:35,984
‫دنیای بیرون بهشون پیشنهاد داده

530
00:30:36,209 --> 00:30:37,711
‫خیلی لطفت رو می‌رسونه

531
00:30:37,794 --> 00:30:39,212
‫زحمات زیادی می‌کشی

532
00:30:39,713 --> 00:30:44,885
‫فرانک قول داده که گذشته‌مون
‫تأثیری روی خرید زمین‌ها نمی‌ذاره

533
00:30:45,802 --> 00:30:47,679
‫فقط اومدم مطمئنم شم که همینطوره

534
00:30:49,306 --> 00:30:50,307
‫نه

535
00:30:50,807 --> 00:30:53,226
‫خریدار هرکی که باشه
‫باهاش مشکلی ندارم

536
00:30:59,149 --> 00:31:00,984
‫خب، پس بهتره دیگه برگردیم

537
00:31:23,131 --> 00:31:25,801
‫هی. دیل برگشته

538
00:31:26,593 --> 00:31:28,553
‫- سلام
‫- فکر کردی مرده

539
00:31:29,262 --> 00:31:30,931
‫چرا گفتی من مردم؟

540
00:31:31,598 --> 00:31:34,108
‫فقط داشتیم باهم صحبت می‌کردیم

541
00:31:34,931 --> 00:31:36,561
‫باید از اینجا بری

542
00:31:36,586 --> 00:31:37,775
‫- باشه. خیلی‌خب
‫- خب

543
00:31:37,800 --> 00:31:40,696
‫دوتا از رفیقام این بغل عضو باند خلافن
‫و پاشون اینجا برسه فاتحه‌ت خونده‌ست

544
00:31:40,721 --> 00:31:43,850
‫چرت نگو. کسی این بغل زندگی نمی‌کنه.
‫خودت هم خوب می‌دونی

545
00:31:48,281 --> 00:31:49,783
‫چی می‌خوای؟

546
00:31:49,866 --> 00:31:53,078
‫ببین، پسر، فقط می‌خوام ببینم
‫چه بلایی سر دیل اومده، خب؟

547
00:31:53,161 --> 00:31:56,623
‫برادرش گفته تو ممکنه
‫یه ربطی به مرگش داشته باشی

548
00:31:56,706 --> 00:31:57,833
‫شاید گولش زده باشی یا هرچی

549
00:31:58,416 --> 00:32:00,947
‫گولش زده باشم؟ من سرجمع
‫دو کلوم هم باهاش حرف نزدم

550
00:32:00,972 --> 00:32:02,838
‫- خیلی‌خب
‫- بیشتر وقت‌ها پیش آقاجون بود

551
00:32:02,863 --> 00:32:05,767
‫- چرا پیش آقاجونت باید باشه؟
‫- ازش خوشش می‌اومد

552
00:32:07,134 --> 00:32:09,594
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ چی می‌خوای؟
‫واقعاً چی می‌خوای؟

553
00:32:09,678 --> 00:32:11,763
‫نمی‌خوام سربه‌سر تو یا آقاجونت بذارم

554
00:32:11,847 --> 00:32:16,184
‫فقط خیلی اتفاقی می‌دونم که
‫دیل واشبرگ خودکشی نکرده

555
00:32:17,978 --> 00:32:20,021
‫چه اهمیتی داره؟ الان دیگه مرده

556
00:32:20,105 --> 00:32:21,398
‫چی؟

557
00:32:21,481 --> 00:32:24,192
‫اگه یکی عزیزانِ تو رو کشته بود
‫خودت چه حالی داشتی؟

558
00:32:24,217 --> 00:32:27,512
‫خب؟ اگه حقیقت مهم نباشه،
‫پس هیچی مهم نیست، درسته؟

559
00:32:27,537 --> 00:32:30,123
‫یالا، فقط بگو چطور آشنا شدید.
‫فقط همین رو می‌خوام بدونم

560
00:32:32,732 --> 00:32:34,479
‫ازم خواست بِکِشمش

561
00:32:35,455 --> 00:32:37,384
‫پول خوبی هم بابتش داد،
‫من هم نه نگفتم

562
00:32:37,914 --> 00:32:40,959
‫خیلی‌خب. پس، یهو از ناکجاآباد
‫پیداش میشه و ازت می‌خواد بکشیش؟

563
00:32:40,984 --> 00:32:42,229
‫همین؟

564
00:32:43,420 --> 00:32:44,754
‫نه

565
00:32:45,338 --> 00:32:46,715
‫پس، تعریف کن

566
00:32:53,635 --> 00:32:55,345
‫توی مرکز شهر زل زده بود به کلوب و...

567
00:32:55,370 --> 00:32:57,415
‫- چه کلوبی؟
‫- کلوب همجنسگراها

568
00:32:57,793 --> 00:32:59,170
‫آره، راست میگی

569
00:33:00,152 --> 00:33:01,695
‫بیرون پارک کرد

570
00:33:02,689 --> 00:33:06,064
‫چمی‌دونم، حتماً می‌خواست
‫عزمش رو جزم کنه که بره تو

571
00:33:06,484 --> 00:33:09,154
‫چند باری اونجا دیدمش و...

572
00:33:09,237 --> 00:33:13,325
‫یه شب دیگه به کلوب زل نزده بود

573
00:33:13,408 --> 00:33:14,685
‫فقط داشت...

574
00:33:16,077 --> 00:33:17,579
‫منو نگاه می‌کرد

575
00:33:18,788 --> 00:33:21,541
‫من نقاشی می‌کردم و
‫با دوستام وقت می‌گذروندم

576
00:33:23,168 --> 00:33:26,850
‫یه شب توی استراحتِ بین کارها
‫داشتیم سیگار می‌کشیدیم و وقت می‌گذروندیم

577
00:34:02,165 --> 00:34:03,416
‫بفرمایید

578
00:34:03,500 --> 00:34:06,586
‫- خدای من، عاشقش شدم
‫- خواهش می‌کنم

579
00:34:06,670 --> 00:34:08,338
‫- بازم برمی‌گردیم
‫- حتماً

580
00:34:09,464 --> 00:34:11,424
‫بعدش یه شب اومد پیشم

581
00:34:15,303 --> 00:34:16,633
‫سلام عرض شد

582
00:34:18,682 --> 00:34:20,876
‫طراح ماهری هستی

583
00:34:23,645 --> 00:34:24,688
‫ممنون

584
00:34:26,110 --> 00:34:27,462
‫می‌خواین شما رو هم بکشم؟

585
00:34:28,024 --> 00:34:32,153
‫رفیق، فکر نکنم دلت بخواد
‫یه گاوچرون پیر و زشت مثل من رو بکشی

586
00:34:32,237 --> 00:34:34,406
‫ببین، کار من همینه

587
00:34:34,489 --> 00:34:37,367
‫اگه پول بدی، می‌کشمت

588
00:34:38,910 --> 00:34:40,870
‫باشه، خوشم اومد

589
00:34:41,830 --> 00:34:43,068
‫بفرما بشین

590
00:35:00,204 --> 00:35:01,616
‫اینجوری خوبه؟

591
00:35:01,641 --> 00:35:03,268
‫آره، عالیه

592
00:35:05,854 --> 00:35:07,188
‫خب، سعی کن...

593
00:35:07,272 --> 00:35:09,164
‫سعی کن تکون نخوری، لطفاً

594
00:35:09,189 --> 00:35:10,189
‫حالا شد

595
00:35:21,786 --> 00:35:23,038
‫از طراحی راضی بود

596
00:35:24,956 --> 00:35:26,499
‫بعدش مدام بهم سر میزد

597
00:35:27,876 --> 00:35:32,172
‫برام یه فنجون قهوه میاورد
‫یا فقط می‌نشست و تماشام می‌کرد

598
00:35:34,758 --> 00:35:36,321
‫به نظرم آدم عجیبی بود

599
00:35:36,843 --> 00:35:39,458
‫- نه از اون آدم‌های عجیبِ ترسناک، ولی...
‫- آره

600
00:35:41,973 --> 00:35:44,379
‫چمی‌دونم.
‫یه جورایی دلم براش می‌سوخت

601
00:35:47,270 --> 00:35:48,515
‫بعدش ‌کم‌کم...

602
00:35:49,105 --> 00:35:53,109
‫من رو تا خونه‌ی آقاجون می‌رسوند
‫و... خلاصه باهم جور شدن و...

603
00:35:54,319 --> 00:35:56,404
‫وقت‌هایی که نبودم هم دیل اینجا بود

604
00:35:57,113 --> 00:35:59,366
‫ولی اون دوتا چه حرفی دارن که باهم بزنن؟

605
00:36:02,118 --> 00:36:04,421
‫راجع‌به اوضاع و احوال قدیم صحبت می‌کردن

606
00:36:05,914 --> 00:36:08,833
‫آقاجون جوون که بود
‫توی مزرعه زندگی می‌کرد

607
00:36:09,417 --> 00:36:10,418
‫درسته

608
00:36:11,586 --> 00:36:13,296
‫بعدش چی؟

609
00:36:15,173 --> 00:36:18,259
‫- همین
‫- پس، شما دوتا هیچوقت...

610
00:36:20,178 --> 00:36:22,499
‫- هیچوقت سکس نکردیم؟
‫- خب، منظورم اینه که...

611
00:36:23,264 --> 00:36:24,866
‫- نمی‌خواستم اینجوری بگم
‫- نه

612
00:36:24,891 --> 00:36:25,934
‫- نه؟
‫- نه

613
00:36:25,959 --> 00:36:26,960
‫خیلی‌خب

614
00:36:27,811 --> 00:36:29,451
‫شاید ازم خوشش می‌اومد، ولی...

615
00:36:30,105 --> 00:36:32,482
‫حرفی نزد. فقط قهوه میاورد

616
00:36:33,274 --> 00:36:34,317
‫پس...

617
00:36:35,068 --> 00:36:37,445
‫چرا دونالد واشبرگ فکر می‌کنه که
‫تو دستی تو ماجرا داری؟

618
00:36:37,529 --> 00:36:38,697
‫قضیه چیه؟

619
00:36:40,949 --> 00:36:43,660
‫احتمالاً دلیلش اینه که نمی‌فهمه یا...

620
00:36:43,743 --> 00:36:46,496
‫خودم هم نمی‌دونم،
‫واقعاً اهمیتی نداره

621
00:36:47,372 --> 00:36:48,373
‫مهم نیست

622
00:36:53,002 --> 00:36:54,212
‫چرا بهم دروغ میگی؟

623
00:37:06,474 --> 00:37:09,561
‫- فردا وقت داری؟
‫- آره. معلومه که وقت دارم

624
00:37:10,520 --> 00:37:12,480
‫- خیلی‌خب، هفت صبح می‌بینمت
‫- چرا؟

625
00:37:13,732 --> 00:37:15,108
‫آقاجون صبح‌ها حالش بهتره

626
00:37:16,943 --> 00:37:18,737
‫باشه، ردیفه. آره، حتماً

627
00:37:18,820 --> 00:37:22,115
‫می‌خوای دوناتی چیزی بیـ...؟

628
00:37:28,705 --> 00:37:31,875
‫از بس گرمم شده که
‫نصف حرف‌هاش رو نمی‌فهمم

629
00:37:31,958 --> 00:37:34,753
‫عرق از چاک کونم داره پایین میره

630
00:37:34,778 --> 00:37:36,389
‫اونوقت این یارو داره تهدیدم می‌کنه

631
00:37:36,468 --> 00:37:37,761
‫چطوری؟

632
00:37:38,298 --> 00:37:39,382
‫با تُن صداش

633
00:37:39,466 --> 00:37:42,469
‫تن صداش رو اعصابم بود

634
00:37:42,552 --> 00:37:44,596
‫واسه همینه به واسطه پورسانت میدن، مگه نه؟

635
00:37:44,679 --> 00:37:48,291
‫تا من با همچین خریدارِ رو مخی
‫سر و کله نزنم

636
00:37:48,600 --> 00:37:52,145
‫وقتی رسیدیم یادم بنداز به فرانک زنگ بزنم

637
00:37:52,170 --> 00:37:53,657
‫فرانک؟

638
00:37:54,522 --> 00:37:56,691
‫فرانک مارتین که مالک آکرونه

639
00:37:57,358 --> 00:37:59,444
‫بین خودمون باشه،
‫معامله‌ی خیلی خوبی برام جور کرده

640
00:37:59,527 --> 00:38:04,449
‫به قدری خوب بود که آدم باورش نمیشد

641
00:38:05,450 --> 00:38:07,964
‫توی آکرون کسی به اسم...

642
00:38:08,220 --> 00:38:09,800
‫آلن مورفی رو می‌شناسی؟

643
00:38:10,914 --> 00:38:12,874
‫نه، نه

644
00:38:19,255 --> 00:38:20,256
‫مارک!

645
00:38:20,808 --> 00:38:21,809
‫مارک!

646
00:38:24,969 --> 00:38:27,388
‫چی تو سرت بود که
‫به دونالد واشبرگ زنگ زدی؟

647
00:38:27,472 --> 00:38:28,973
‫کشوندیش اینجا؟

648
00:38:28,998 --> 00:38:30,708
‫مخت تاب برداشته؟

649
00:38:30,733 --> 00:38:33,486
‫سعی کردم باهات صحبت کنم، فرانک،
‫ولی تو اصلاً توجهی...

650
00:38:33,511 --> 00:38:36,175
‫گفتم واشبرگ با من،
‫تو فقط باید با خودم حرف بزنی!

651
00:38:36,481 --> 00:38:39,526
‫قبوله. الان کلافه به نظر میای.
‫بیا یه قدمی بزنیم که آروم شی

652
00:38:47,367 --> 00:38:49,285
‫شیش آوردی. شروع کن، آقاجون

653
00:38:49,369 --> 00:38:50,370
‫حالا چی قراره بازی کنیم؟

654
00:38:50,453 --> 00:38:51,663
‫واهو

655
00:38:51,746 --> 00:38:53,665
‫- واهو؟
‫- آره، مامان‌جونم واسه قبیله‌ی کریک بود

656
00:38:53,748 --> 00:38:54,791
‫همیشه اینو بازی می‌کرد

657
00:38:54,874 --> 00:38:56,501
‫خیلی‌خب، خوبه.
‫فقط باید بهم یاد بدی

658
00:38:56,584 --> 00:39:00,588
‫باید تمام مهره‌ها رو برسونی خونه

659
00:39:00,672 --> 00:39:02,239
‫خب، تا اینجاش رو بلد بودم

660
00:39:02,674 --> 00:39:06,427
‫من یه چندتایی رو از دست دادم

661
00:39:07,387 --> 00:39:09,907
‫می‌خواد ماجرای دیل رو بشنوه، آقاجون

662
00:39:10,765 --> 00:39:12,016
‫اوه

663
00:39:12,851 --> 00:39:14,018
‫چی می‌خوای بدونی؟

664
00:39:18,314 --> 00:39:19,899
‫آدم درستی بود

665
00:39:22,902 --> 00:39:23,945
‫آره

666
00:39:25,405 --> 00:39:27,490
‫حیف کشتنش

667
00:39:28,992 --> 00:39:29,993
‫کشتنش؟

668
00:39:30,535 --> 00:39:31,578
‫کی کشتش؟

669
00:39:34,747 --> 00:39:38,795
‫شیاطین به ذهنش نفوذ کردن و...

670
00:39:40,461 --> 00:39:42,589
‫گمونم تاب تحملش رو نداشت

671
00:39:42,672 --> 00:39:45,216
‫ماجرای زمین رو بگو.
‫زمین خودمون. همون...

672
00:39:45,300 --> 00:39:46,922
‫همون چیزهایی که به دیل گفتی رو بهش بگو

673
00:39:48,303 --> 00:39:49,304
‫آهان

674
00:39:50,305 --> 00:39:51,306
‫من...

675
00:39:52,390 --> 00:39:54,934
‫بهش گفتم زمین‌ها از کجا میان

676
00:39:55,018 --> 00:39:56,686
‫- زمین‌های خودش رو
‫- چی؟

677
00:39:56,711 --> 00:39:59,863
‫- زمین دیل واشبرگ؟
‫- زمین خانوادگی‌شون

678
00:40:00,273 --> 00:40:03,080
‫اولین قطعه‌ی زمینِ نیت واشبرگِ ریش‌سفید

679
00:40:03,610 --> 00:40:05,028
‫ولی قبلش...

680
00:40:06,571 --> 00:40:08,364
‫زمین پدربزرگ خودم بود

681
00:40:12,493 --> 00:40:15,580
‫پس، منظورت اینه زمین
‫«ایندین هد هیلز» زمین خانوادگی‌تونه؟

682
00:40:16,164 --> 00:40:18,166
‫بابام قبلاً رو اون زمین...

683
00:40:19,959 --> 00:40:22,754
‫گیاه‌های دارویی برداشت می‌کرد

684
00:40:26,049 --> 00:40:29,367
‫کل ماجرا رو برام تعریف کرد
‫که چطور زمین از دست رفت

685
00:40:35,850 --> 00:40:38,186
‫بابام اون زمان سنی نداشت

686
00:40:38,269 --> 00:40:40,480
‫می‌تونیم همینجا معامله رو جوش بدیم

687
00:40:40,563 --> 00:40:41,981
‫نظرت چیه؟

688
00:40:42,065 --> 00:40:44,584
‫شماها چشم‌تون فقط دنبال زمینه

689
00:40:44,692 --> 00:40:47,570
‫عقلی براتون نمونده

690
00:40:49,447 --> 00:40:51,366
‫دیگه حرفی نمی‌مونه

691
00:40:51,699 --> 00:40:54,964
‫اینجوری شد که آقاجون زمین رو از دست داد

692
00:41:02,752 --> 00:41:04,253
‫همه‌چی رو از دست داد

693
00:41:11,469 --> 00:41:14,487
‫می‌دونی اونا کی‌ها بودن؟
‫اون سفیدپوست‌ها

694
00:41:20,537 --> 00:41:21,538
‫چی؟

695
00:41:22,271 --> 00:41:24,190
‫نه، نه، نه. هی، چیزی نیست

696
00:41:25,233 --> 00:41:26,818
‫هی، آقاجون. چیزی نیست

697
00:41:26,901 --> 00:41:28,111
‫تاس میندازی؟

698
00:41:28,194 --> 00:41:29,988
‫نوبت توئه، یادت که نرفته؟

699
00:41:35,034 --> 00:41:37,495
‫- من میارمش
‫- خودم می‌تونم

700
00:41:38,079 --> 00:41:41,866
‫شما دوتا دست‌وپاچلفتی‌ها که
‫عرضه‌ی این کارها رو ندارید

701
00:41:43,209 --> 00:41:45,020
‫آقاجون...

702
00:41:57,348 --> 00:42:00,518
‫می‌تونم قاب بگیرم بزنمش به دیوار

703
00:42:02,895 --> 00:42:04,063
‫این چیه؟

704
00:42:04,647 --> 00:42:05,648
‫وصیت‌نامه‌ی دیل

705
00:42:07,483 --> 00:42:08,609
‫می‌تونم بخونمش؟

706
00:42:13,322 --> 00:42:14,407
‫مرسی

707
00:42:21,497 --> 00:42:23,916
‫«اینجانب، دیل واشبرگ،

708
00:42:24,000 --> 00:42:27,712
‫با ذهنی سالم و حافظه‌ای درست،

709
00:42:28,421 --> 00:42:32,467
‫این نوشته را
‫وصیت‌نامه‌ی نهایی خود اعلام نموده،

710
00:42:33,634 --> 00:42:38,056
‫و تمام وصیت‌نامه‌های پیشین را باطل می‌دانم»

711
00:42:39,974 --> 00:42:45,563
‫من سهم خود از زمین‌های واشبرگ،

712
00:42:45,646 --> 00:42:48,900
‫موسوم به «ایندین هد هیلز» را،

713
00:42:49,567 --> 00:42:52,111
‫به مساحت ۱‍۳۰۰ هکتار،

714
00:42:53,029 --> 00:42:57,950
‫بدون هیچ قید و شرط و
‫آزاد از هر گونه ادعای مالکیتی،

715
00:42:59,660 --> 00:43:06,626
‫به آرتور ویلیامز و نوه‌اش
‫چاتو مکینتاش واگذار می‌کنم

716
00:43:08,504 --> 00:43:10,707
‫تموم این مدت وصیت‌نامه دست تو بود؟

717
00:43:11,547 --> 00:43:13,299
‫دیل خواست پیش آقاجونم باشه

718
00:43:13,382 --> 00:43:17,845
‫آره. بی‌تردید وصیت رو داد،
‫گفت یه مدت ازش مراقبت کنم

719
00:43:18,429 --> 00:43:20,765
‫می‌دونستیم همه‌ی اینا فقط دردسره

720
00:43:20,848 --> 00:43:22,934
‫سفیدپوست جماعت که
‫به این راحتی به آدم زمین پس نمیده

721
00:43:22,959 --> 00:43:25,045
‫ولی باید وکیل بگیری، خب؟

722
00:43:25,070 --> 00:43:27,098
‫اصلاً می‌دونی این قضیه چقدر بزرگه؟

723
00:43:27,123 --> 00:43:30,328
‫- من؟ تو خودت می‌فهمی...
‫- آره، فقط برو دادگاه و...

724
00:43:30,353 --> 00:43:32,068
‫- یه وکیل بگیر
‫- آره، حتماً

725
00:43:32,151 --> 00:43:34,612
‫یه هنرمند خیابونیِ سابقه‌دار
‫و یه پیرمردِ دیوونه

726
00:43:34,695 --> 00:43:37,865
‫با وصیت‌نامه‌ی دست‌نوشته‌ی
‫دیل واشبرگ وارد دادگاه بشن

727
00:43:37,949 --> 00:43:40,743
‫- من هنوز کارت ملی ندارم
‫- پس، بذار یه کپی از وصیتش بگیرم

728
00:43:40,768 --> 00:43:42,678
‫- یه وکیلِ مسئولیت‌پذیر پیدا می‌کنم
‫- نه، نه، نه

729
00:43:42,703 --> 00:43:44,778
‫- همینجا می‌مونه
‫- اینجا به چه دردی می‌خوره؟

730
00:43:44,803 --> 00:43:47,597
‫دیل فقط یه گاوچرون پیر بود
‫با کلی عذاب وجدان و پول و پله

731
00:43:47,622 --> 00:43:48,920
‫می‌فهمم، می‌فهمم

732
00:43:49,400 --> 00:43:51,235
‫ولی این چیزیه که دیل خودش می‌خواست

733
00:43:51,583 --> 00:43:52,668
‫درسته

734
00:43:53,881 --> 00:43:56,379
‫همین رو می‌خواستی. مگه نه، دیل؟

735
00:43:57,051 --> 00:43:58,553
‫که زمین رو پس بدی

736
00:43:59,428 --> 00:44:00,555
‫نه

737
00:44:01,973 --> 00:44:03,307
‫نه

738
00:44:07,270 --> 00:44:08,688
‫هی، فکر کنم دیگه بهتره بری

739
00:44:11,607 --> 00:44:13,609
‫- میشه یه کپی ازش...
‫- نه

740
00:44:15,570 --> 00:44:16,571
‫خیلی‌خب

741
00:44:21,742 --> 00:44:25,496
‫باور کن، داشت تهدیدم می‌کرد.
‫اصلاً نامحسوس نبود

742
00:44:26,164 --> 00:44:27,165
‫چی میگی؟

743
00:44:27,248 --> 00:44:29,625
‫منو تا درِ جهنم برد و برگردوند

744
00:44:29,709 --> 00:44:32,336
‫فرانک، درِ جهنم؟
‫درِ جهنم دیگه کجاست، فرانک؟

745
00:44:34,380 --> 00:44:36,966
‫روزی که اومدی پیش من و...

746
00:44:37,466 --> 00:44:41,387
‫خواستی کلیسای ما
‫بخشی از نقشه‌ت باشه،

747
00:44:41,572 --> 00:44:44,593
‫حس می‌کنم فرصتی بود واسه همه‌مون

748
00:44:45,183 --> 00:44:49,364
‫اون روز ما باهم یه عهدی بستیم

749
00:44:50,980 --> 00:44:52,907
‫سین جیم نکردیم

750
00:44:53,128 --> 00:44:57,008
‫وظیفه‌مون رو انجام دادیم.
‫اسم‌مون رو روی تمامی مدارک نوشتیم

751
00:44:58,404 --> 00:45:02,909
‫حالا فقط زمین‌هایی رو می‌خوایم
‫که قولش رو بهمون دادی

752
00:45:02,992 --> 00:45:05,494
‫ببین، تریپ، به نظرم
‫بهتره معامله رو به‌هم بزنیم

753
00:45:05,519 --> 00:45:07,020
‫شبان مارک هیچی حالش نیست

754
00:45:07,045 --> 00:45:08,046
‫نه، نه، نه، نه

755
00:45:08,247 --> 00:45:10,917
‫اون فقط دنیاش باهامون فرق داره، همین

756
00:45:10,942 --> 00:45:13,486
‫شبان و زیردست‌هاش آدم‌های خوبی هستن

757
00:45:13,626 --> 00:45:15,546
‫به اینجور آدم‌ها نیاز داریم

758
00:45:15,630 --> 00:45:18,090
‫داخل این کشور توی جنگیم، فرانک

759
00:45:18,174 --> 00:45:22,178
‫عهد بستن مقدسه. یه‌جور سوگنده

760
00:45:22,261 --> 00:45:25,056
‫وقتی زیرش زده میشه،
‫باید عواقبی در پی داشته باشه

761
00:45:25,081 --> 00:45:26,888
‫این قوانین رو من وضع نمی‌کنم

762
00:45:27,592 --> 00:45:29,828
‫از اول همین بوده

763
00:45:33,022 --> 00:45:35,869
‫تا اینجای کار هم
‫خطاهای زیادی رخ داده

764
00:45:38,611 --> 00:45:42,198
‫یکی از بزرگ‌ترین خطاها رو
‫دوست مشترک‌مون آلن کرد

765
00:45:42,281 --> 00:45:46,494
‫جیمی گفت مرگ آسونی نداشت.
‫با خون خودش خفه شد و مرد

766
00:45:46,577 --> 00:45:48,661
‫سا‌ل‌هاست آلن رو می‌شناسم

767
00:45:48,686 --> 00:45:53,165
‫زودجوش بود ولی مثل برادرم بود

768
00:45:53,876 --> 00:45:57,546
‫اگه با برادرم همچین کاری کردم،
‫خودت تصور کن با تو چیکار می‌کنم

769
00:45:59,674 --> 00:46:02,304
‫ببین، فرانک،
‫باید حسابی حواست رو جمع کنی

770
00:46:02,329 --> 00:46:06,666
‫همه‌ی پول‌ها رو دادم، خب؟
‫فقط باید معامله رو یه‌سره کنی

771
00:46:07,121 --> 00:46:08,122
‫بریزید

772
00:46:08,147 --> 00:46:11,109
‫خودت یه راهی واسه
‫راضی کردن همه پیدا کن

773
00:46:22,488 --> 00:46:23,906
‫خوشحالم سنگ‌هامون رو وا کنیدم

774
00:46:37,567 --> 00:46:39,277
‫- لی
‫- الو، سلام

775
00:46:39,463 --> 00:46:42,081
‫خوبی؟ پرل گفت دستگیرت کردن

776
00:46:42,158 --> 00:46:44,260
‫آره، آره. نه، آزادم کردن. گوش کن

777
00:46:44,343 --> 00:46:46,795
‫دیل تابحال حرفی از
‫یکی به اسم «چاتو» نزده بود؟

778
00:46:46,820 --> 00:46:47,863
‫چاتو؟

779
00:46:47,888 --> 00:46:50,969
‫آره. یه هنرمند خیابونیِ سرخ‌پوسته.
‫فکر کنم دیل ازش خوشش اومده بود

780
00:46:50,994 --> 00:46:52,802
‫دیل از کی خوشش نیومده بود!

781
00:46:52,827 --> 00:46:54,867
‫درسته، ولی اسمی از این نیاورده بود؟

782
00:46:54,892 --> 00:46:57,853
‫لی، بخشی از قرارمون این بود
‫که خودش به این چیزها رسیدگی می‌کرد

783
00:46:58,316 --> 00:46:59,734
‫من اسم و شماره‌ای نمی‌گرفتم

784
00:46:59,817 --> 00:47:01,027
‫باشه. خیلی‌خب

785
00:47:01,052 --> 00:47:04,522
‫حتی توی درگیری بزرگی که بین اون و
‫دونالد پیش اومد کسی اسم چاتو رو وسط نکشید؟

786
00:47:04,547 --> 00:47:06,007
‫تابحال اسم طرف رو نشنیدم

787
00:47:06,032 --> 00:47:09,869
‫خب. پس، خوب گوش کن،
‫دیل اسم چاتو رو تو وصیت‌نامه‌ش آورده

788
00:47:09,952 --> 00:47:12,705
‫سهمش از ایندین هد هیلز رو به اون داده

789
00:47:13,497 --> 00:47:15,374
‫نه، امکان نداره!

790
00:47:15,458 --> 00:47:17,835
‫آره، داده. خودم دیدم

791
00:47:17,918 --> 00:47:19,670
‫کل صبح رو اینجا بودم

792
00:47:19,754 --> 00:47:23,341
‫ویسپرینگ پاینز.
‫اسم پروژه‌ی مسکونی سرخ‌پوست‌هاست

793
00:47:23,366 --> 00:47:26,923
‫با چاتو و آقاجونش آرتور صحبت کردم

794
00:47:28,387 --> 00:47:30,514
‫فکر کنم دیل می‌خواسته یه کار قشنگی

795
00:47:30,539 --> 00:47:32,384
‫در حق این آدم‌ها بکنه

796
00:47:33,142 --> 00:47:34,935
‫بگذریم، باید برم

797
00:47:34,960 --> 00:47:36,536
‫- باشه
‫- خیلی‌خب، خداحافظ

798
00:47:36,560 --> 00:47:46,560
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

799
00:47:46,584 --> 00:47:53,584
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

800
00:47:54,288 --> 00:47:55,498
‫بتی جو؟

801
00:47:55,581 --> 00:47:58,250
‫یه خبری به گوشم رسیده که
‫می‌تونه خیلی برات باارزش باشه

802
00:47:58,779 --> 00:48:00,045
‫سروپا گوشم

803
00:48:02,948 --> 00:48:04,950
‫« به یاد گراهام گرین »

