﻿1
00:00:00,059 --> 00:00:06,059
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:06,060 --> 00:00:12,060
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:13,060 --> 00:00:15,260
‫« یک سال قبل »

4
00:00:21,501 --> 00:00:22,710
‫می‌خوای کتاب پیشنهاد کنم؟

5
00:00:25,255 --> 00:00:26,256
‫چی؟

6
00:00:27,298 --> 00:00:28,466
‫کتاب پیشنهاد کنم؟

7
00:00:28,549 --> 00:00:29,550
‫نه، مرسی

8
00:00:31,970 --> 00:00:33,555
‫خیلی‌خب. هر طور راحتی

9
00:00:36,432 --> 00:00:38,560
‫من دارم «مردی که به زمین
‫سقوط کرد» رو می‌خونم

10
00:00:38,643 --> 00:00:39,727
‫خوندیش؟

11
00:00:40,895 --> 00:00:43,398
‫- آره اتفاقا
‫- هوم

12
00:00:43,481 --> 00:00:44,857
‫- اوه
‫- اینو برمی‌دارم

13
00:00:44,941 --> 00:00:47,402
‫هوم. باریکلا انتخاب

14
00:00:47,902 --> 00:00:48,903
‫ممنون

15
00:00:50,071 --> 00:00:51,531
‫من دیل واشبرگ هستم

16
00:00:54,075 --> 00:00:55,076
‫لی ریبان

17
00:00:56,452 --> 00:00:57,954
‫مقاله‌هات رو خوندم

18
00:00:58,538 --> 00:00:59,539
‫جدی؟

19
00:01:01,040 --> 00:01:04,335
‫- خیلی خوبن
‫- آخیش

20
00:01:05,169 --> 00:01:06,921
‫نویسنده بودن شجاعت می‌خواد

21
00:01:07,547 --> 00:01:09,257
‫اینکه اینطور خودت رو بی‌پرده ابراز کنی

22
00:01:09,340 --> 00:01:10,633
‫من نویسنده‌ام، ها؟

23
00:01:10,717 --> 00:01:13,428
‫بیشتر آدما لاشی صدام می‌کنن، می‌دونی؟

24
00:01:13,511 --> 00:01:16,347
‫من بیشتر خودم رو حقیقت‌نگار می‌دونم

25
00:01:17,807 --> 00:01:18,850
‫حقیقت‌نگار؟

26
00:01:19,642 --> 00:01:21,644
‫حقیقت‌نگار چیه دقیقا؟

27
00:01:21,728 --> 00:01:24,772
‫خودم این کلمه رو ساختم

28
00:01:24,856 --> 00:01:27,400
‫ولی دیدی میگن هر داستانی
‫جنبه‌های دیگه‌ای هم داره؟

29
00:01:27,942 --> 00:01:29,527
‫خب، منم می‌خوام همونا رو پیدا کنم

30
00:01:32,113 --> 00:01:35,366
‫حقیقت‌نگار. دوستش دارم

31
00:01:35,450 --> 00:01:36,784
‫- نوشته پونزده دلار
‫- آره

32
00:01:36,868 --> 00:01:38,244
‫من بیست دلار بهت میدم

33
00:01:39,579 --> 00:01:40,580
‫اوه

34
00:01:41,414 --> 00:01:42,415
‫خیلی ممنون

35
00:01:42,915 --> 00:01:43,916
‫لطف کردی

36
00:01:48,379 --> 00:01:50,006
‫«تنها یک پی‌رنگ وجود دارد

37
00:01:54,302 --> 00:01:55,845
‫اینکه چیزها آنطور نیستند که بنظر می‌رسند»

38
00:01:58,348 --> 00:01:59,515
‫کی اینو گفته؟

39
00:02:02,268 --> 00:02:04,896
‫جیم تامسون گفته

40
00:02:17,116 --> 00:02:18,993
‫بازداشت شهروندی!

41
00:02:19,494 --> 00:02:20,995
‫هه. هه هه هه

42
00:02:21,079 --> 00:02:22,163
‫همین الان باهام بیا

43
00:02:22,246 --> 00:02:24,290
‫قاتل نیستم. از خودم دفاع کردم

44
00:02:24,374 --> 00:02:25,541
‫اون با اسلحه بهم حمله کرد

45
00:02:25,625 --> 00:02:27,460
‫- تو کشتیش!
‫- از خودم دفاع کردم

46
00:02:27,543 --> 00:02:29,128
‫نه!

47
00:02:29,212 --> 00:02:31,130
‫آدم بده من نیستم.
‫آدم بده اونه

48
00:02:31,214 --> 00:02:32,965
‫- بیخیال!
‫- شلیک کن بهش

49
00:02:33,049 --> 00:02:35,009
‫نه، نه، نه! اون قاتله!

50
00:02:35,093 --> 00:02:36,219
‫نه، تفنگ سمت من نگیر!

51
00:02:36,302 --> 00:02:38,388
‫آدم بده اونه، نه من. هی!

52
00:02:38,471 --> 00:02:40,056
‫هی! هی، هی!

53
00:02:41,099 --> 00:02:43,601
‫- من مأمور فدرالم...
‫- آره، آره

54
00:02:43,685 --> 00:02:46,396
‫و همه‌چیز تحت کنترله

55
00:02:46,479 --> 00:02:47,814
‫این که بادیگارده

56
00:02:47,897 --> 00:02:49,440
‫پلیس مخفی‌ام دیوث

57
00:02:49,524 --> 00:02:52,860
‫حالا اومدم این مرد رو دستگیر کنم

58
00:02:53,444 --> 00:02:56,739
‫- از جانب دونالد واشبرگ
‫- چی؟ من؟ من چیکار کردم؟

59
00:02:56,823 --> 00:02:58,991
‫- ایشون فرماندار آینده رو آزار داده
‫- چی؟

60
00:02:59,075 --> 00:03:02,161
‫یک روانی و عوضیِ مطلقه

61
00:03:02,745 --> 00:03:04,372
‫و... همین

62
00:03:04,455 --> 00:03:06,165
‫- شما ادامه بدین
‫- آره، آره

63
00:03:11,421 --> 00:03:12,422
‫این چه خرتوخریه؟

64
00:03:14,006 --> 00:03:15,007
‫برید سراغشون

65
00:03:16,384 --> 00:03:17,677
‫یالا. بریم

66
00:03:18,177 --> 00:03:19,846
‫- ‌خیلی‌خب
‫- هیس

67
00:03:20,346 --> 00:03:22,140
‫نجاتم دادی حاجی

68
00:03:22,223 --> 00:03:24,851
‫مثل بس ریوز و اینا می‌مونی
‫(اولین معاون مارشال سیاهپوست)

69
00:03:24,934 --> 00:03:27,103
‫- کارت درسته. پشمام!
‫- خفه‌خون بگیر!

70
00:03:27,186 --> 00:03:28,563
‫- خیلی خوب بود
‫- برو!

71
00:03:36,070 --> 00:03:38,114
‫کیر! ریدم توش!

72
00:03:38,197 --> 00:03:40,450
‫- منو زدن!
‫- زدنت؟

73
00:03:40,533 --> 00:03:42,326
‫- زخمی داریم! زخمی داریم!
‫- چقدر ناجوره؟

74
00:03:42,410 --> 00:03:43,619
‫- ای سگ توش! خونریزی داری!
‫- تف بهش

75
00:03:43,703 --> 00:03:45,746
‫- خونریزی داری! پشمام
‫- احتمالا دارم می‌میرم

76
00:03:45,830 --> 00:03:47,415
‫- جراحی اضطراری نیاز دارم
‫- تف، تف، تف

77
00:03:47,498 --> 00:03:48,791
‫یه فکری دارم. یه فکری...

78
00:03:48,875 --> 00:03:51,085
‫خونریزی نکن، خب؟
‫خونریزی نکن

79
00:03:51,169 --> 00:03:52,378
‫گوه توش

80
00:03:52,462 --> 00:03:55,548
‫- بیا، بیا، بیا
‫- مراقب باش. تف توش

81
00:03:55,631 --> 00:03:57,884
‫- یالا
‫- چرا اومدیم فروشگاه غذای حیوون؟

82
00:03:57,967 --> 00:03:59,206
‫من و رفیقم وندل قبلا

83
00:03:59,218 --> 00:04:00,845
‫دزدکی میومدیم که قرص و مواد بدزدیم

84
00:04:01,345 --> 00:04:04,015
‫عضو طرح 4اچ بود. خوک نژاددار داشت
‫و باهاش مسابقه می‌داد

85
00:04:04,098 --> 00:04:06,851
‫خوک نژاددارش به من چه؟

86
00:04:06,934 --> 00:04:08,186
‫ای لعنت

87
00:04:09,145 --> 00:04:12,148
‫خودتو تخلیه کن. بذار...

88
00:04:12,940 --> 00:04:14,484
‫چه گوهی می‌خوری؟

89
00:04:14,567 --> 00:04:16,903
‫خیلی‌خب! خیلی‌خب!
‫چیزی نیست!

90
00:04:16,986 --> 00:04:19,322
‫خیلی‌خب. آره، آره

91
00:04:19,405 --> 00:04:21,324
‫خیلی‌خب. اومدم. اومدم

92
00:04:21,407 --> 00:04:23,534
‫- خیلی‌خب
‫- منو ببر بیمارستان لامصب!

93
00:04:23,618 --> 00:04:25,578
‫بیخیال. خودت گفتی وقت نداری

94
00:04:25,661 --> 00:04:28,247
‫- ای خدا
‫- خب اینا مال احشامه

95
00:04:28,331 --> 00:04:30,082
‫حیوون‌ها هم دارو می‌خورن دیگه. خب؟

96
00:04:30,166 --> 00:04:32,001
‫- دهنتو. من تیر خوردم
‫- یالا. بذار یه نگاه بندازم

97
00:04:32,084 --> 00:04:34,003
‫دست نزن...
‫تو عن رو از گوشت کوبیده تشخیص نمیدی

98
00:04:34,086 --> 00:04:35,671
‫- بذار یه نگاه بکنم دیگه
‫- نه! نه

99
00:04:35,755 --> 00:04:36,839
‫فکر کنم فقط شیشه‌ست! خب؟

100
00:04:36,923 --> 00:04:38,716
‫- فکر کنم فقط یه خراشه
‫- گلوله‌ست

101
00:04:38,800 --> 00:04:40,259
‫خب باشه. بیا از اینا بخور.
‫اینو بخور

102
00:04:40,343 --> 00:04:42,845
‫این کمکت می‌کنه. بفرما.
‫مثل ایبوپروفن‌ـه

103
00:04:43,429 --> 00:04:45,723
‫- چی؟
‫- مثل ایبوپروفن‌ـه. بیا، بخور

104
00:04:45,807 --> 00:04:47,308
‫ایبوپروفن هست یا مثلشه؟

105
00:04:47,391 --> 00:04:49,310
‫مثل ایبوپروفنه، خب؟

106
00:04:49,393 --> 00:04:50,761
‫ولی دردت رو ساکت می‌کنه

107
00:04:50,773 --> 00:04:52,271
‫حداقل تا وقتی به شهر برسیم، خب؟

108
00:04:52,355 --> 00:04:53,356
‫باشه

109
00:04:54,148 --> 00:04:57,401
‫خیلی‌خب. آروم باش

110
00:04:58,194 --> 00:04:59,195
‫این چه عنیه؟

111
00:04:59,779 --> 00:05:01,656
‫«شل‌کننده عضلات واژن گاو»

112
00:05:01,739 --> 00:05:02,949
‫این چه کسشعریه؟

113
00:05:03,032 --> 00:05:05,368
‫بیخیال رفیق.
‫دردت رو ساکت می‌کنه دیگه

114
00:05:05,451 --> 00:05:07,161
‫برای کص گاوه

115
00:05:07,745 --> 00:05:09,622
‫می‌دونم. نمی‌خواستم تو ببینیش

116
00:05:09,705 --> 00:05:11,165
‫چه گوهی می‌خوری؟

117
00:05:11,249 --> 00:05:13,835
‫- ای کیر توش
‫- شلوغش نکن

118
00:05:13,918 --> 00:05:15,545
‫- یه لحظه‌ای خوب میشی، خب؟
‫- ای خدا. الان می‌میرم

119
00:05:15,628 --> 00:05:17,755
‫- ای کیر
‫- خودم بارها مصرف کردم

120
00:05:18,256 --> 00:05:20,258
‫با آبجو بخوری خیلی می‌چسبه

121
00:05:25,721 --> 00:05:27,932
‫مادرقحبه‌ی کودن

122
00:05:28,808 --> 00:05:30,977
‫من گاو نیستم

123
00:05:31,519 --> 00:05:34,272
‫گاو ده برابر منه

124
00:05:34,355 --> 00:05:35,940
‫- ولی کص گاو اندازه توئه
‫- لعنتی

125
00:05:36,023 --> 00:05:38,609
‫می‌کشمت حرومی

126
00:05:39,110 --> 00:05:41,153
‫دخلت رو میارم

127
00:05:41,237 --> 00:05:42,738
‫آره، آره، آره

128
00:05:47,201 --> 00:05:48,786
‫آره. حالت خوبه

129
00:05:49,579 --> 00:05:50,705
‫گاوه میگه چی؟

130
00:05:51,873 --> 00:05:54,625
‫آها. آره، حالت خوبه

131
00:05:58,337 --> 00:05:59,672
‫آره، خوبی

132
00:06:00,172 --> 00:06:01,716
‫تو روحت. حالت خوبه. حالت خوبه

133
00:06:01,799 --> 00:06:03,885
‫خوبی. ای کیر توش

134
00:06:16,731 --> 00:06:18,190
‫نگهبان‌های من کدوم گوری‌ان؟

135
00:06:18,274 --> 00:06:19,275
‫ویلان!

136
00:06:23,154 --> 00:06:24,614
‫خیلی‌خب. بیا رفیق

137
00:06:25,156 --> 00:06:27,575
‫من دارمت.
‫بیا بریم داخل، ها؟

138
00:06:29,118 --> 00:06:30,244
‫خیلی‌خب. هی، هی

139
00:06:30,328 --> 00:06:32,079
‫پله بلنده. پله بلنده

140
00:06:32,163 --> 00:06:34,081
‫لعنتی

141
00:06:34,165 --> 00:06:36,167
‫- خیلی‌خب. همینجا
‫- باشه

142
00:06:36,250 --> 00:06:38,377
‫تو بشین همینجا.
‫همینجا. همینجا. خوبه

143
00:06:39,170 --> 00:06:40,963
‫خیلی‌خب. باشه

144
00:06:41,047 --> 00:06:42,340
‫حالت چطوره؟ خیلی‌خب. عه...

145
00:06:42,423 --> 00:06:44,550
‫- سلام لی
‫- سلام رفیق

146
00:06:44,634 --> 00:06:46,594
‫خوبی، ها؟

147
00:06:46,677 --> 00:06:48,930
‫آره، رو ابرام

148
00:06:49,013 --> 00:06:50,181
‫- واقعا؟
‫- آره بابا

149
00:06:51,349 --> 00:06:53,059
‫میشه یه قرص دیگه بدی؟

150
00:06:53,142 --> 00:06:55,102
‫- نه رفیق. قرص مرص دیگه خبری نیست
‫- ای سگ تو روحت

151
00:06:55,186 --> 00:06:56,771
‫یکم آب برات میارم، خب؟

152
00:06:57,647 --> 00:06:58,731
‫لاشی خسیس

153
00:07:00,816 --> 00:07:02,818
‫چه خبر شده؟ نازی‌ها دارن...

154
00:07:02,902 --> 00:07:05,905
‫- یعنی چی؟
‫- دارن... چه گوهی می‌خورن؟

155
00:07:07,990 --> 00:07:09,659
‫هی! وایسا!

156
00:07:09,742 --> 00:07:11,619
‫گوه نخور. حرف نزن با من

157
00:07:11,702 --> 00:07:14,955
‫خیلی متأسفم. خب؟ فکر نمی‌کردم...

158
00:07:15,039 --> 00:07:16,499
‫آره، اصلا فکر نکردی!

159
00:07:17,083 --> 00:07:18,709
‫جز خودت به هیچکس فکر نمی‌کنی

160
00:07:18,793 --> 00:07:21,170
‫- نه...
‫- نه، به بابابزرگ اصلا فکر نکردی، ها؟

161
00:07:22,088 --> 00:07:24,882
‫اون تنها کسی بود که برام مونده بود،
‫ولی الان مرده

162
00:07:26,842 --> 00:07:28,094
‫بهت گفتم دست از سرمون بر...

163
00:07:29,303 --> 00:07:31,972
‫متأسفم. زمین چی پس؟
‫می‌تونم کمکت کنم

164
00:07:32,056 --> 00:07:33,182
‫اون زمین مال توئه

165
00:07:33,265 --> 00:07:34,433
‫اصلا نمی‌فهمی تو

166
00:07:34,517 --> 00:07:36,185
‫اون زمین به تخمم هم نیست

167
00:07:36,268 --> 00:07:38,145
‫نمی‌خوامش. هیچوقت هم نخواستم

168
00:07:39,063 --> 00:07:40,606
‫امثال توئن که می‌خوانش

169
00:07:41,107 --> 00:07:42,191
‫- مریضتون می‌کنه
‫- من...

170
00:07:43,526 --> 00:07:44,735
‫و بخاطرش آدم می‌کشین

171
00:07:46,362 --> 00:07:47,446
‫من اینجوری نیستم

172
00:07:49,573 --> 00:07:50,991
‫خب؟

173
00:07:51,867 --> 00:07:53,244
‫پدربزرگت می‌خواستش

174
00:07:53,327 --> 00:07:54,787
‫اون نمی‌خواستش

175
00:07:54,870 --> 00:07:57,331
‫- چرا، اون...
‫- نه، نمی‌خواست، خب؟

176
00:07:59,208 --> 00:08:00,543
‫فقط می‌دونست مال کیه

177
00:08:05,381 --> 00:08:06,507
‫مگه مال کیه؟

178
00:08:18,853 --> 00:08:19,854
‫متأسفم

179
00:08:33,451 --> 00:08:35,327
‫کلی باید پول این شیشه رو بدم

180
00:08:36,245 --> 00:08:37,496
‫من فقط می‌خواستم کمک کنم

181
00:08:38,038 --> 00:08:39,832
‫روش کمکت خیلی عجیبه

182
00:08:39,915 --> 00:08:41,751
‫ای تف توش

183
00:08:41,834 --> 00:08:43,294
‫همیشه می‌دونستم یه روز تیر می‌خورم

184
00:08:43,377 --> 00:08:44,837
‫بیخیال. فقط یه خراش برداشتی

185
00:08:45,921 --> 00:08:47,465
‫با گلوله‌ی اسلحه، بله

186
00:08:47,548 --> 00:08:48,966
‫آره، و من نجاتت دادم

187
00:08:49,050 --> 00:08:50,259
‫نه، ندادی

188
00:08:50,968 --> 00:08:53,846
‫چرا دیگه. تو تیر خوردی،
‫منم نجاتت دادم

189
00:08:53,929 --> 00:08:55,890
‫نه، فقط خراش بود

190
00:08:55,973 --> 00:08:58,976
‫خیلی‌خب. وقتی...
‫وقتی اومدی تو کلیسا

191
00:08:59,060 --> 00:09:01,562
‫- چی دیدی؟
‫- چند تا اسلحه که تو رو نشونه رفته بودن

192
00:09:01,645 --> 00:09:04,023
‫نه، جدی، مثلا...

193
00:09:04,857 --> 00:09:06,859
‫نه، اصلا... اصلا منطقی نیست

194
00:09:06,942 --> 00:09:10,029
‫- چیه خب؟
‫- نه، فکر کردم تریپ کیتینگ رو دیدم

195
00:09:11,989 --> 00:09:12,990
‫همون نیکوکاره؟

196
00:09:13,074 --> 00:09:14,116
‫آره

197
00:09:14,200 --> 00:09:15,475
‫آخه آدم انتظار نداره

198
00:09:15,487 --> 00:09:17,203
‫همچین کسی رو پیش یه مشت نازی ببینه

199
00:09:17,286 --> 00:09:18,838
‫اتفاقا دقیقا همینا رو انتظار میره

200
00:09:18,850 --> 00:09:20,414
‫که پیش یه مشت نازی ببینی

201
00:09:22,875 --> 00:09:23,918
‫تف توش

202
00:09:27,421 --> 00:09:28,923
‫عالیه. همینجوری

203
00:09:29,006 --> 00:09:31,217
‫خب می‌تونی بذاری همینجوری بمونه

204
00:09:31,300 --> 00:09:34,303
‫آره، اوکیه. بهش شخصیت میده.
‫یا مثلا می‌تونی

205
00:09:34,386 --> 00:09:36,430
‫یه جای کتاب بذاری اونجا.
‫برای اینکه ملت کتاب رو از اونجا برگردونن

206
00:09:36,514 --> 00:09:37,848
‫کتابخونه که نیست

207
00:09:37,932 --> 00:09:40,476
‫خیلی‌خب. مغازه منم
‫برای کرایه صفحه نیست

208
00:09:40,559 --> 00:09:42,186
‫- ای خدا
‫- از اونا که مردم همینجوری بیان

209
00:09:42,269 --> 00:09:43,698
‫صفحه موسیقی بردارن
‫که بعدش برگردونن یا نه

210
00:09:43,710 --> 00:09:44,855
‫من که پول صفحه‌ی کیمبرو رو دادم

211
00:09:44,939 --> 00:09:45,940
‫- جاش رو پر کردم
‫- پولت رو دادم

212
00:09:46,023 --> 00:09:47,733
‫در حد نو بود. منم اصولی دارم

213
00:09:47,817 --> 00:09:48,818
‫- اصول
‫- اوه...

214
00:09:48,901 --> 00:09:51,195
‫- چه خبر رفقا؟ سلام
‫- اوه!

215
00:09:51,278 --> 00:09:53,572
‫- تو کدوم گوری بودی؟
‫- چه خبر داداش؟

216
00:09:53,656 --> 00:09:57,326
‫سر یه جریان کسشعر قدیمی بازداشت شدم.
‫ولی روالش کردم

217
00:09:57,409 --> 00:09:58,802
‫گوش کن. دیدرا که برگشت

218
00:09:58,814 --> 00:10:00,371
‫بهش بگو بره خونه.
‫امروز تعطیلیم

219
00:10:00,454 --> 00:10:01,664
‫- مطمئنی؟
‫- آره

220
00:10:01,747 --> 00:10:02,748
‫- عجب
‫- واقعا باورم نمیشه

221
00:10:02,832 --> 00:10:04,125
‫این چشه؟

222
00:10:04,208 --> 00:10:05,584
‫نازی‌ها بهش تیراندازی کردن

223
00:10:05,668 --> 00:10:07,545
‫نازی‌ها؟ نه بابا، اون که چیزی نیست

224
00:10:08,087 --> 00:10:09,922
‫اینجا جای کتابی چیزی می‌خواین بذارین؟

225
00:10:10,005 --> 00:10:11,841
‫- منم همینو گفتم
‫- آره

226
00:10:12,508 --> 00:10:13,509
‫«نفس بکش

227
00:10:15,427 --> 00:10:16,554
‫دراز بکش

228
00:10:17,429 --> 00:10:18,430
‫چشمانت را ببند

229
00:10:19,932 --> 00:10:20,933
‫نفس بکش

230
00:10:23,602 --> 00:10:24,603
‫دم

231
00:10:25,104 --> 00:10:26,105
‫بازدم

232
00:10:27,022 --> 00:10:28,023
‫نفس بکش

233
00:10:28,858 --> 00:10:32,361
‫بدنت را از پا تا گردن کش بیاور»

234
00:10:33,362 --> 00:10:34,363
‫سلام

235
00:10:34,989 --> 00:10:36,031
‫«نفس بکش

236
00:10:36,615 --> 00:10:39,743
‫نفست را نگه ندار وگرنه می‌میری»

237
00:10:41,328 --> 00:10:44,748
‫بعدی، فرانسیس لِبان

238
00:10:44,832 --> 00:10:46,208
‫- هی
‫- برو، برو، برو

239
00:10:54,008 --> 00:10:55,009
‫سلام

240
00:10:56,343 --> 00:10:58,512
‫یه مدته دارم روی این متن کار می‌کنم

241
00:10:59,013 --> 00:11:00,097
‫هنوز تکمیل نشده، ولی...

242
00:11:00,848 --> 00:11:01,849
‫خب...

243
00:11:05,728 --> 00:11:06,896
‫«اون خونه رو یادمه

244
00:11:07,438 --> 00:11:09,216
‫فنس داشت، و بابام

245
00:11:09,228 --> 00:11:11,734
‫یک درخت ارغوان کاشت که رشد نکرد

246
00:11:14,195 --> 00:11:15,196
‫خاک عقیم بود

247
00:11:16,614 --> 00:11:18,449
‫تا بابا رفت، درخت رشد کرد

248
00:11:19,825 --> 00:11:21,452
‫مامان گفت فقط وقت بیشتری می‌خواسته

249
00:11:24,163 --> 00:11:26,874
‫علف هرزهایی داشتیم که زنبور
‫و عنکبوت‌های خرچنگی جذب می‌کرد

250
00:11:27,416 --> 00:11:28,626
‫وحشی و بی‌نقص

251
00:11:29,501 --> 00:11:31,003
‫همه‌چیز می‌جنگید تا رشد کنه

252
00:11:33,797 --> 00:11:36,277
‫تصمیم گرفتن به من نگن که

253
00:11:36,289 --> 00:11:38,928
‫جدا شدن تا برای من ناگهانی نباشه

254
00:11:41,013 --> 00:11:42,014
‫ناگهانی بود

255
00:11:45,100 --> 00:11:48,437
‫نبودِ یک نفر رو هر کاری هم بکنی ناگهانیه

256
00:11:51,315 --> 00:11:53,859
‫در نهایت من هم از انتظار
‫برای ون بابا دست کشیدم

257
00:11:55,736 --> 00:11:56,987
‫اما در روزهای بهاری

258
00:11:57,071 --> 00:12:00,574
‫بیرون رو نگاه می‌کنم و می‌بینم
‫درخت ارغوان دیدم رو مسدود کرده

259
00:12:02,868 --> 00:12:06,413
‫به زودی، من هم میرم
‫اما درخت ارغوان همچنان اونجا خواهد بود

260
00:12:08,332 --> 00:12:09,625
‫و مدام شکوفه خواهد داد»

261
00:12:11,502 --> 00:12:12,670
‫مرسی

262
00:12:19,260 --> 00:12:20,761
‫- شب بزنش
‫- روی دندونام؟

263
00:12:20,844 --> 00:12:22,221
‫- آره... شب بذارش رو دندونات
‫- آره

264
00:12:22,304 --> 00:12:23,973
‫- شیش ماه دیگه میشی یه آدم دیگه
‫- آره

265
00:12:24,056 --> 00:12:25,766
‫- انگار وارد یه دنیای دیگه میشی
‫- راستش من دیگه...

266
00:12:25,849 --> 00:12:27,017
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫- سلام

267
00:12:28,269 --> 00:12:31,272
‫وای. خیلی... خیلی قشنگ بود

268
00:12:31,355 --> 00:12:35,109
‫- واقعا؟ نمی‌دونم. شاید یکم زیادی...
‫- نه، خیلی قشنگ بود

269
00:12:35,192 --> 00:12:36,694
‫- چون حقیقت داشت
‫- من...

270
00:12:37,903 --> 00:12:39,530
‫باشه؟ دوستت دارم

271
00:12:39,613 --> 00:12:40,614
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

272
00:12:44,493 --> 00:12:46,120
‫خیلی‌خب. من دیگه برم

273
00:12:46,620 --> 00:12:47,621
‫می‌بینمتون

274
00:12:58,632 --> 00:12:59,675
‫مارتی

275
00:12:59,758 --> 00:13:00,968
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- چی شده؟

276
00:13:01,051 --> 00:13:03,178
‫الان با یکی از رفقام تو اداره پلیس حرف زدم

277
00:13:03,262 --> 00:13:05,431
‫فرانک صبح با وکیل رفته پیش پلیس

278
00:13:05,514 --> 00:13:07,266
‫کلی داستان گفته درباره کشتن آرتور

279
00:13:07,766 --> 00:13:08,767
‫میگه دفاع از خوده

280
00:13:09,560 --> 00:13:11,520
‫انگار دادستانی نمی‌خواد پیگیریش کنه

281
00:13:11,603 --> 00:13:13,230
‫نه، نه، نه

282
00:13:13,314 --> 00:13:16,025
‫اون آرتور رو کشت و وصیت‌نامه رو دزدید

283
00:13:16,108 --> 00:13:17,860
‫میگن حادثه بوده

284
00:13:17,943 --> 00:13:20,070
‫یه پیرمرد آشفته بوده و یه سلاح گرم

285
00:13:20,988 --> 00:13:23,657
‫خیلی‌خب، باید بریم بتی جو رو پیدا کنیم. نه؟

286
00:13:25,826 --> 00:13:27,286
‫به درک. گوش کن چی میگم

287
00:13:39,590 --> 00:13:42,926
‫نمی‌تونیم همینجوری بچرخیم
‫تا بفهمی کجاست، لی

288
00:13:44,094 --> 00:13:45,429
‫من یه فکری دارم

289
00:14:14,354 --> 00:14:18,333
‫« پرل، اینا باید پیش تو باشن »

290
00:14:29,532 --> 00:14:31,532
‫« بتی جو »

291
00:14:39,483 --> 00:14:41,318
‫- الو
‫- پرل الان بهم زنگ زد

292
00:14:43,779 --> 00:14:44,905
‫این نامه‌ها چی‌ان؟

293
00:14:46,115 --> 00:14:47,574
‫و چجوری گیرشون آوردی؟

294
00:14:47,658 --> 00:14:49,409
‫شاید بهتره یکم بیشتر مراقب باشی

295
00:14:49,493 --> 00:14:51,745
‫که وسایل شوهر مُرده‌ت رو به کی می‌فروشی

296
00:14:55,040 --> 00:14:56,375
‫هی، هی

297
00:14:56,458 --> 00:14:57,459
‫توشون چی نوشته بود؟

298
00:14:58,794 --> 00:15:01,338
‫از من حرف زده؟

299
00:15:01,421 --> 00:15:02,798
‫کسخل کردی ما رو؟

300
00:15:02,881 --> 00:15:04,174
‫لی. لی

301
00:15:05,467 --> 00:15:08,053
‫باید بدونم

302
00:15:08,137 --> 00:15:12,516
‫باید بدونم چه توهماتی رو اونجا...

303
00:15:14,059 --> 00:15:16,103
‫فقط می‌خوام... پرل بهم نمیگه

304
00:15:18,605 --> 00:15:19,606
‫خیلی‌خب

305
00:15:19,690 --> 00:15:21,316
‫بیا کتاب‌فروشی. حرف می‌زنیم

306
00:15:22,109 --> 00:15:23,193
‫نه

307
00:15:25,362 --> 00:15:27,197
‫می‌بینمت، ولی تو یه مکان عمومی

308
00:15:27,781 --> 00:15:30,117
‫خیلی‌خب. بگو کجا

309
00:15:41,253 --> 00:15:42,921
‫بیا. اینو بگیر

310
00:15:43,005 --> 00:15:45,382
‫- نه. نیازی ندارم
‫- بگیر لامصب رو!

311
00:15:45,465 --> 00:15:47,718
‫- چیکارش کنم؟ بهش شلیک کنم؟
‫- اون شاید بهت شلیک کنه

312
00:15:47,801 --> 00:15:49,803
‫- نه، لازم ندارم
‫- ببین لی

313
00:15:49,887 --> 00:15:51,930
‫- چیه؟
‫- دور و بر اون، مُرده زیاده

314
00:15:52,014 --> 00:15:53,307
‫بهش فکر کن

315
00:15:53,390 --> 00:15:54,641
‫نه، نمی‌خوام

316
00:16:24,963 --> 00:16:26,632
‫خیلی به خودت افتخار می‌کنی؟

317
00:16:27,466 --> 00:16:28,675
‫خوب منو بازی دادی

318
00:16:30,677 --> 00:16:32,387
‫دخترم رو علیه من شوروندی

319
00:16:33,138 --> 00:16:34,514
‫خودت یه تنه این کارو کردی

320
00:16:35,599 --> 00:16:37,309
‫من می‌خواستم یه کار خوب بکنم

321
00:16:41,188 --> 00:16:43,523
‫اگه کار خوبی می‌کنی و هر بار

322
00:16:43,535 --> 00:16:45,943
‫عاقبتش بد میشه،
‫واقعا اون کار خوبه؟

323
00:16:47,027 --> 00:16:49,154
‫منم می‌تونم همینو ازت بپرسم

324
00:16:51,156 --> 00:16:53,825
‫من هر کاری تونستم
‫برای کمک به عزیزانم کردم

325
00:16:55,285 --> 00:16:57,746
‫زن خطرناکی هستی

326
00:16:57,829 --> 00:17:00,040
‫هر بار دهنت رو باز می‌کنی یه نفر می‌میره

327
00:17:00,624 --> 00:17:02,417
‫به خصوص عزیزانت

328
00:17:03,377 --> 00:17:04,670
‫من خطرناک نیستم

329
00:17:05,879 --> 00:17:07,464
‫دارم سعی می‌کنم از خودم محافظت کنم

330
00:17:08,590 --> 00:17:09,591
‫و از پرل

331
00:17:11,969 --> 00:17:13,345
‫از آینده‌مون

332
00:17:13,428 --> 00:17:15,264
‫آینده‌ی آرتور ویلیامز چی پس؟

333
00:17:15,347 --> 00:17:17,474
‫این اسم مردیه که تو کشتیش

334
00:17:18,558 --> 00:17:20,060
‫من که نمی‌خواستم بمیره

335
00:17:21,270 --> 00:17:23,563
‫- فکر کردم فرانک می‌خواد منو بکشه
‫- اوهوم

336
00:17:23,647 --> 00:17:26,942
‫حتی نمی‌دونستم این آرتور فلانی کی...

337
00:17:27,025 --> 00:17:28,819
‫ویلیامز

338
00:17:28,902 --> 00:17:29,903
‫هر چی

339
00:17:31,363 --> 00:17:33,574
‫چند وقته تو و فرانک تو این قضیه
‫با همدیگه همدستین؟

340
00:17:34,700 --> 00:17:35,993
‫بردیش کارائوکه؟

341
00:17:36,994 --> 00:17:38,161
‫بردیش اتاق خوابت؟

342
00:17:38,245 --> 00:17:40,998
‫کشتن دیل ایده اون بود یا تو؟

343
00:17:41,582 --> 00:17:43,166
‫هیچکس نمی‌خواست اونو بکشه

344
00:17:44,126 --> 00:17:45,419
‫- اتفاق بود
‫- آها

345
00:17:46,336 --> 00:17:47,963
‫من فقط قفل یه در رو باز کردم

346
00:17:48,046 --> 00:17:49,715
‫- نه، گفتم... هی
‫- بعدش...

347
00:17:49,798 --> 00:17:53,760
‫بهت گفتم.
‫آخراش دیل عقلش سر جاش نبود

348
00:17:53,844 --> 00:17:55,721
‫- فراموشی گرفته بود
‫- آها

349
00:17:56,388 --> 00:18:00,100
‫احتمالا زوال عقل زودرس
‫یا همچین چیزی بوده. نمی‌دونم

350
00:18:00,726 --> 00:18:01,727
‫اتفاقی بود

351
00:18:01,810 --> 00:18:04,771
‫فرانک هم درمورد آرتور دقیقا همین رو گفت

352
00:18:04,855 --> 00:18:07,065
‫دور و بر شما دوتا
‫کلی اتفاق و نزول پیش میاد

353
00:18:07,149 --> 00:18:08,609
‫شاید بهتره بری سراغ یادزدودگی

354
00:18:08,692 --> 00:18:11,945
‫یا مثلا یه خواهر دوقلوی شرور آدمکش، ها؟

355
00:18:12,029 --> 00:18:14,865
‫مثل آدم راستش رو بهم بگو

356
00:18:16,199 --> 00:18:19,286
‫خودت بهمون گفتی وصیت‌نامه کجاست

357
00:18:19,870 --> 00:18:21,330
‫من فقط پیام رو منتقل کردم

358
00:18:22,539 --> 00:18:25,459
‫خودت بودی که داشتی فضولی می‌کردی

359
00:18:26,668 --> 00:18:28,462
‫حالا می‌خوای عذاب وجدانت
‫رو بندازی گردن من

360
00:18:28,545 --> 00:18:30,297
‫جدی؟ آره شاید

361
00:18:30,797 --> 00:18:32,257
‫ولی حداقل من دروغگو نیستم

362
00:18:33,216 --> 00:18:34,217
‫من یه دروغ گفتم

363
00:18:34,301 --> 00:18:36,720
‫- آره. آره
‫- آره. و حداقل من بی‌پول نیستم

364
00:18:36,803 --> 00:18:39,765
‫من ترجیح میدم بی‌پول باشم تا دروغگو

365
00:18:40,432 --> 00:18:42,309
‫- هه
‫- هه

366
00:18:42,392 --> 00:18:43,894
‫رو یه بیلبورد خوندی این جمله رو؟

367
00:18:50,025 --> 00:18:52,611
‫- گوش کن، گوش کن
‫- هیس، هیس، هیس

368
00:18:59,493 --> 00:19:01,453
‫این قضیه خیلی گندش دراومده

369
00:19:01,536 --> 00:19:02,954
‫- خب؟
‫- آره

370
00:19:03,789 --> 00:19:07,209
‫ولی دیگه تموم شده،
‫و الان فقط می‌تونیم بدترش نکنیم

371
00:19:11,797 --> 00:19:13,298
‫کسی اون نامه‌ها رو دیده؟

372
00:19:17,636 --> 00:19:20,555
‫به دونالد که نشون ندادی، ها؟

373
00:19:21,348 --> 00:19:24,184
‫وای خدا

374
00:19:33,860 --> 00:19:37,322
‫دویست هزار دلار بهت میدم

375
00:19:37,948 --> 00:19:42,536
‫اگه بری سراغشون و بگی
‫جعلی‌‌ان، چون هستن

376
00:19:43,412 --> 00:19:46,248
‫تو اصلا منو نمی‌‌شناسی

377
00:19:47,332 --> 00:19:49,668
‫واقعا چطور گذاشتم تو گولم بزنی؟

378
00:19:49,751 --> 00:19:52,462
‫- من قربانیِ این ماجرام
‫- چطور... ای خدا

379
00:19:52,546 --> 00:19:53,630
‫من همه‌چی رو از دست دادم

380
00:19:53,714 --> 00:19:55,424
‫خیلی آدم مزخرفی هستی، می‌دونستی؟

381
00:19:55,507 --> 00:19:57,175
‫نمی‌دونم شب‌ها چجوری
‫سرت رو می‌ذاری رو بالش

382
00:19:58,176 --> 00:20:00,595
‫- تو و دیل عین همدیگه‌اید
‫- اوهوم

383
00:20:01,930 --> 00:20:04,015
‫تو دنیای خیالی خودتون زندگی می‌کنین

384
00:20:04,099 --> 00:20:05,100
‫آره

385
00:20:05,183 --> 00:20:08,478
‫به همه میگین کار درست چیه

386
00:20:08,562 --> 00:20:10,939
‫در حالی که ماها فقط می‌خوایم دووم بیاریم

387
00:20:12,858 --> 00:20:13,859
‫می‌خوای منم بکشی؟

388
00:20:14,693 --> 00:20:16,903
‫کون لقت. فکر کردی خیلی خوبی

389
00:20:17,404 --> 00:20:19,698
‫وانمود می‌کنی خیلی درستکاری
‫و بنده‌ی حقیقتی

390
00:20:19,781 --> 00:20:21,616
‫ولی در واقع فقط بنده‌ی خودتی

391
00:20:21,700 --> 00:20:23,618
‫- خیلی‌خب، بیا اینجا
‫- نه. دست نزن بهم!

392
00:20:23,702 --> 00:20:25,662
‫- دست نمی‌زنم بهت. وایسا
‫- ایشون مزاحمم شده

393
00:20:25,746 --> 00:20:26,801
‫جناب، بنظرم بهتره برید

394
00:20:26,813 --> 00:20:28,081
‫اینطور نیست. من فقط... ما...

395
00:20:28,165 --> 00:20:29,958
‫می‌دونم. ما دوستیم.
‫مشکلی نیست. مشکلی نیست

396
00:20:30,041 --> 00:20:31,307
‫من... فقط...
‫من کاریت ندارم

397
00:20:31,319 --> 00:20:32,419
‫ولم کن. نه، دستت رو بکش

398
00:20:32,502 --> 00:20:34,379
‫- چرا، کاریم داری
‫- نه، نیازی به حراست نیست

399
00:20:34,463 --> 00:20:36,006
‫- با منی؟
‫- حرفمون تموم نشده

400
00:20:36,089 --> 00:20:37,758
‫- جناب. آروم باشید
‫- ای کیر توش. نه

401
00:20:37,841 --> 00:20:39,634
‫- این... ما دوستیم... آخه...
‫- همینه

402
00:20:39,718 --> 00:20:40,719
‫- واقعا عالی شد
‫- دوست؟

403
00:20:40,802 --> 00:20:42,345
‫خیلی‌خب، قاتل رو ول کنید بعد بیاین...

404
00:20:42,429 --> 00:20:44,639
‫نه، ولم کن، خب؟
‫من...

405
00:20:44,723 --> 00:20:46,475
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫خودم میرم!

406
00:20:46,558 --> 00:20:47,976
‫- خانم؟ حالتون خوبه؟
‫- هی. دردم گرفت

407
00:20:48,059 --> 00:20:49,895
‫چه دیوثی هستی. آخ!

408
00:20:49,978 --> 00:20:52,189
‫کیر توش! خدایا!

409
00:20:52,998 --> 00:20:54,878
‫« ایندین هد هیلز »
‫« حرف تحریک‌آمیز و زننده »

410
00:21:21,398 --> 00:21:21,554
‫

411
00:21:21,555 --> 00:21:21,712
‫«

412
00:21:21,713 --> 00:21:21,869
‫«

413
00:21:21,870 --> 00:21:22,026
‫« ق

414
00:21:22,027 --> 00:21:22,183
‫« قا

415
00:21:22,184 --> 00:21:22,341
‫« قات

416
00:21:22,342 --> 00:21:22,498
‫« قاتل

417
00:21:22,499 --> 00:21:22,655
‫« قاتلا

418
00:21:22,656 --> 00:21:22,812
‫« قاتلان

419
00:21:22,813 --> 00:21:22,970
‫« قاتلان

420
00:21:22,971 --> 00:21:23,127
‫« قاتلان د

421
00:21:23,128 --> 00:21:23,284
‫« قاتلان دی

422
00:21:23,285 --> 00:21:23,442
‫« قاتلان دیل

423
00:21:23,443 --> 00:21:23,599
‫« قاتلان دیل

424
00:21:23,600 --> 00:21:23,756
‫« قاتلان دیل و

425
00:21:23,757 --> 00:21:23,913
‫« قاتلان دیل وا

426
00:21:23,914 --> 00:21:24,071
‫« قاتلان دیل واش

427
00:21:24,072 --> 00:21:24,228
‫« قاتلان دیل واشب

428
00:21:24,229 --> 00:21:24,385
‫« قاتلان دیل واشبر

429
00:21:24,386 --> 00:21:24,542
‫« قاتلان دیل واشبرگ

430
00:21:24,543 --> 00:21:24,700
‫« قاتلان دیل واشبرگ

431
00:21:24,701 --> 00:21:24,857
‫« قاتلان دیل واشبرگ »

432
00:21:24,858 --> 00:21:25,658
‫« قاتلان دیل واشبرگ »

433
00:21:42,989 --> 00:21:45,408
‫- همون مهمه‌ست؟
‫- چی مهمه؟

434
00:21:46,368 --> 00:21:47,494
‫مقاله‌ت

435
00:21:48,245 --> 00:21:50,163
‫همونی که حق رو به حق‌دار می‌رسونه

436
00:21:50,247 --> 00:21:51,498
‫یکم دیگه دیره

437
00:21:54,876 --> 00:21:56,670
‫یه پنکیک میکی‌موسی می‌خوای؟

438
00:21:58,129 --> 00:21:59,339
‫چی؟

439
00:22:00,173 --> 00:22:02,300
‫می‌خوام سرحالت بیارم خنگول

440
00:22:03,593 --> 00:22:05,971
‫ببین، تو کارت همینه

441
00:22:06,555 --> 00:22:07,556
‫کارم چیه؟

442
00:22:07,956 --> 00:22:10,727
فکر و ذکرت میشه یه چیزی

443
00:22:10,751 --> 00:22:13,670
‫اگه تصمیم بگیری که شکستت بده
‫و تو به کارت ادامه بدی

444
00:22:14,379 --> 00:22:16,421
‫اگه به کارت ادامه بدی،

445
00:22:16,446 --> 00:22:20,383
‫اونوقت اون شکستت داده
‫یا تو شکستش دادی؟

446
00:22:21,428 --> 00:22:24,514
‫تالسا یکی از اون جاهاست

447
00:22:25,557 --> 00:22:27,666
‫دلیلش رو نمی‌دونم،
‫فقط می‌دونم که هست

448
00:22:29,019 --> 00:22:32,689
‫و به یکی مثل تو نیاز داره

449
00:22:33,356 --> 00:22:36,359
‫یکی که حساب‌شون رو
‫بذاره کف دست‌شون

450
00:22:38,028 --> 00:22:40,113
‫پس، لازم نیست اینجا ماتم بگیری، خب؟

451
00:23:00,550 --> 00:23:02,863
‫فکر کنم آدم‌هات رو گم کردیم

452
00:23:03,762 --> 00:23:04,763
‫چی؟

453
00:23:05,639 --> 00:23:06,741
‫اوه

454
00:23:06,765 --> 00:23:08,618
‫طوری نیست.
‫خودشون می‌دونن کجا داریم می‌ریم

455
00:23:08,642 --> 00:23:11,707
‫تازه، محاله از غذای مفت بگذرن

456
00:23:13,313 --> 00:23:14,773
‫خدا رو شکر هر وقت که فرماندار شدی،

457
00:23:15,774 --> 00:23:18,711
‫همچنان می‌تونیم بریم
‫به کبابی محبوبت

458
00:23:18,735 --> 00:23:22,197
‫حتماً، فقط خبرگزاری‌ها هم می‌ریزن

459
00:23:32,332 --> 00:23:34,417
‫هی، «استاتس» رو رد کردی

460
00:23:36,545 --> 00:23:38,401
‫استاتس نمی‌برمت

461
00:23:38,630 --> 00:23:40,066
‫چی؟

462
00:23:42,175 --> 00:23:44,469
‫ولی واقعاً هوس پای باترمیلک کرده بودم

463
00:23:46,137 --> 00:23:47,764
‫می‌ریم یه جای دیگه غذا بخوریم

464
00:23:51,351 --> 00:23:52,936
‫امیدوارم پای باترمیلک داشته باشن

465
00:23:57,310 --> 00:24:00,310
‫♪ Killer Mike - DOWN BY LAW ♪

466
00:24:12,956 --> 00:24:14,666
‫اینجا کجاست؟

467
00:24:16,376 --> 00:24:17,544
‫کبابیه دیگه

468
00:24:19,004 --> 00:24:20,005
‫بیا

469
00:24:23,258 --> 00:24:24,259
‫مارتی

470
00:24:26,010 --> 00:24:27,471
‫چه‌خبرا؟ چطوری؟

471
00:24:28,054 --> 00:24:30,432
‫- چطوری، رفیق؟
‫- خوبم

472
00:24:31,433 --> 00:24:32,434
‫سلام

473
00:24:35,186 --> 00:24:36,479
‫این چیه، مارتی؟

474
00:24:38,607 --> 00:24:40,751
‫- خب، می‌دونی...
‫- از غافلگیری خوشم نمیاد

475
00:24:40,775 --> 00:24:42,378
‫باید یه حرف‌هایی رو بشنوی

476
00:24:42,402 --> 00:24:46,197
‫منظورم بدون آدم‌ها و دارودسته‌ته

477
00:24:46,865 --> 00:24:47,866
‫فقط خودت

478
00:24:48,366 --> 00:24:50,360
‫دارم به عنوان یه دوست
‫این کار رو می‌کنم، دونالد

479
00:24:51,119 --> 00:24:52,162
‫لطفاً بهم اعتماد کن

480
00:24:54,623 --> 00:24:55,975
‫بیا بریم تو

481
00:24:55,999 --> 00:24:57,222
‫یالا، برو باهاشون

482
00:25:05,258 --> 00:25:06,885
‫ببخشید

483
00:25:10,555 --> 00:25:11,681
‫چطوری؟

484
00:25:53,431 --> 00:25:54,432
‫سلام عرض شد

485
00:25:57,686 --> 00:25:58,996
‫هات‌داگ داریم اگه خواستی

486
00:25:59,020 --> 00:26:01,231
‫بشقاب هات‌داگ هست.
‫دست برسون

487
00:26:03,400 --> 00:26:05,127
‫- ردیفه؟
‫- آره، آره

488
00:26:05,151 --> 00:26:06,671
‫- پول رو رد کن
‫- پولِ چی؟

489
00:26:06,695 --> 00:26:07,755
‫کباب. پول

490
00:26:07,779 --> 00:26:09,572
‫باشه

491
00:26:10,073 --> 00:26:11,258
‫- مرسی
‫- دمت گرم

492
00:26:11,282 --> 00:26:12,617
‫شما رو تنها می‌ذارم

493
00:26:14,494 --> 00:26:16,555
‫لایحه‌ی ۳۸. جایگاه خودت

494
00:26:16,579 --> 00:26:18,557
‫اگه حاضری عوض شه،
‫می‌تونی روی رأی من حساب کنی

495
00:26:18,581 --> 00:26:19,708
‫احتمالاً رأی کل محله

496
00:26:20,625 --> 00:26:22,956
‫خب، من با تحصیلات موافقم

497
00:26:22,981 --> 00:26:24,524
‫خوشحالم می‌شنوم

498
00:26:26,214 --> 00:26:27,400
‫بشین، کسخل

499
00:26:27,424 --> 00:26:29,175
‫می‌خوای بدونی برادرت چطور کشته شد؟

500
00:26:31,177 --> 00:26:33,739
‫الحق که مشکل روانی داری

501
00:26:33,763 --> 00:26:37,910
‫نه، می‌خوام این مقاله رو منتشر کنم،
‫و بهت یه فرصت میدم تا جواب بدی

502
00:26:37,934 --> 00:26:41,312
‫می‌خوای بدونی برادرت
‫چطور کشته شد؟ بله یا خیر؟

503
00:26:41,336 --> 00:26:44,336
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

504
00:26:45,233 --> 00:26:46,502
‫- داستانش انگاری مفصله
‫- آره

505
00:26:46,526 --> 00:26:48,671
‫ولی اگه بخوای برات می‌خونم

506
00:26:48,695 --> 00:26:50,923
‫یا می‌تونی صبر کنی تا منتشر شه،
‫ولی خیلی از انتشارش خوشحال نمیشی

507
00:26:50,947 --> 00:26:53,372
‫میری وکیل می‌گیری و بعدش
‫شکایت و شکایت‌کشی می‌کنیم

508
00:26:53,397 --> 00:26:55,128
‫خبرگزاری‌ها هم
‫ثانیه به ثانیه‌ش رو پوشش میدن

509
00:26:55,153 --> 00:26:57,555
‫و نظر افکار عمومی
‫به کل راجع‌بهت عوض میشه

510
00:26:57,579 --> 00:26:59,807
‫من که چیزی واسه از دست دادن ندارم،
‫بنابراین خودتی و خودت

511
00:26:59,831 --> 00:27:02,143
‫نه، تو هم داری دست‌وپا می‌زنی، لی

512
00:27:02,167 --> 00:27:03,853
‫نه، نه، من یه خبرنگارم

513
00:27:03,877 --> 00:27:07,690
‫و توی این مقاله
‫اتهامات ناجوری بهت زدم

514
00:27:07,714 --> 00:27:10,443
‫اما دارم یه فرصت بهت میدم
‫تا داستان رو از دید خودت تعریف کنی

515
00:27:10,467 --> 00:27:11,760
‫قبل از این که بخوام چاپش کنم

516
00:27:18,433 --> 00:27:20,995
‫برای مثال، حق با تو بود

517
00:27:21,019 --> 00:27:24,832
‫برادرت واقعاً از یه هنرمند خیابونی
‫به اسم چاتو خوشش اومده بود

518
00:27:24,856 --> 00:27:27,168
‫اونقدری که می‌خواست
‫سهم خودش از زمین‌های

519
00:27:27,192 --> 00:27:32,127
‫ایندین هد هیلزِ رو به خانواده‌ای که
‫زمین‌ها در اصل ازشون دزدیده شده پس بده

520
00:27:32,530 --> 00:27:34,800
‫متأسفانه، تو این وسط بدشانسی میاری

521
00:27:34,824 --> 00:27:36,969
‫چون این همون زمینیه که
‫می‌خواستی به بالاترین قیمت

522
00:27:36,993 --> 00:27:39,463
‫اون رو بفروشی،
‫اینم شاید اضافه کنم،

523
00:27:39,518 --> 00:27:41,097
‫ولی بعداً بهش می‌رسم

524
00:27:41,122 --> 00:27:43,082
‫تو و دیل باهم بحث‌تون میشه

525
00:27:44,083 --> 00:27:47,396
‫اینجا لحظه‌ای بود که
‫فکر کردی زمان خوبیه تا

526
00:27:47,420 --> 00:27:52,018
‫بهش بگی دخترش، پرل،
‫در واقع دختر اون نیست و دختر خودته

527
00:27:53,802 --> 00:27:54,803
‫آره

528
00:27:57,153 --> 00:27:58,297
‫آره

529
00:27:58,431 --> 00:28:02,644
‫بدبختی تازه از اینجا شروع شد

530
00:28:03,937 --> 00:28:07,875
‫بتی جو از ماجرای زمین‌ها خبر داشت.
‫به لطف درد دل‌های بعد سکس‌تون

531
00:28:07,899 --> 00:28:09,088
‫به فرانک زنگ می‌زنه

532
00:28:10,109 --> 00:28:13,005
‫چون امکان نداشت بذاره
‫پولِ فروش زمین از دست بره

533
00:28:13,029 --> 00:28:18,969
‫اون و فرانک نقشه می‌کشن که
‫دیل رو بترسونن تا نظرش عوض شه

534
00:28:18,993 --> 00:28:20,805
‫فرانک هم یکی رو
‫می‌شناخت که اینکاره بود

535
00:28:20,829 --> 00:28:24,308
‫یه خلافکار سابق به اسم آلن
‫که توی آکرون واسه‌ش کار می‌کرد

536
00:28:24,332 --> 00:28:26,936
‫بدبختی اینجا بود که فرانک نمی‌دونست

537
00:28:26,960 --> 00:28:31,148
‫آلن دوتا احمق رو
‫واسه انجام کار فرستاده

538
00:28:31,172 --> 00:28:35,570
‫و اون شبی که دیل اون دو نفر رو می‌بینه،
‫چندتا گلوله شلیک می‌کنه و فراری‌شون میده

539
00:28:36,010 --> 00:28:38,531
‫بتی جو و فرانک باز باهم صحبت می‌کنن

540
00:28:38,555 --> 00:28:43,977
‫این دفعه، فرانک به وضوح
‫بهش میگه که دیگه اشتباه نکنه

541
00:28:45,103 --> 00:28:48,999
‫متأسفانه اون احمق‌ها
‫جوری ناشیانه پیش میرن که

542
00:28:49,023 --> 00:28:51,460
‫جای ترسوندن اون آدم، می‌کشنش

543
00:28:51,484 --> 00:28:52,962
‫- حرومزاده!
‫- چیکار می‌کنی؟

544
00:28:52,986 --> 00:28:55,363
‫- روی من اسلحه می‌کشی؟
‫- آروم! بس کن...

545
00:28:57,365 --> 00:28:59,956
‫- احمقِ مادرسگ!
‫- گندش بزنن! ریدم توش!

546
00:29:00,493 --> 00:29:02,346
‫بتی جو جسد رو می‌بینه

547
00:29:02,370 --> 00:29:05,206
‫وحشت می‌کنه.
‫می‌ترسه که تو دردسر بیفته

548
00:29:05,707 --> 00:29:09,669
‫صحنه‌ی جرم رو دست‌کاری می‌کنه
‫تا خودکشی به نظر برسه

549
00:29:16,467 --> 00:29:18,112
‫- نه، اون هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه
‫- چرا

550
00:29:18,136 --> 00:29:19,137
‫اون این کارو نمی‌کنه

551
00:29:19,971 --> 00:29:21,639
‫من هم همین فکر رو می‌کردم

552
00:29:23,391 --> 00:29:26,954
‫کسی نمی‌خواست اون بمیره.
‫همه‌ش یه اتفاق بود

553
00:29:26,978 --> 00:29:28,622
من فقط قفل در رو باز کردم

554
00:29:28,646 --> 00:29:32,901
‫می‌خوای همه‌ش رو بشنوی؟
‫خیلی طولانی و ناراحت‌کننده‌ست

555
00:29:36,029 --> 00:29:37,030
‫نه

556
00:29:40,116 --> 00:29:42,911
‫خیلی‌خب، تازه دوزاریت افتاد

557
00:29:43,578 --> 00:29:46,915
‫برادرت خودکشی نکرد

558
00:29:48,875 --> 00:29:53,669
‫و با روابطی که تو با پلیس‌ها داری،
‫لاپوشونیِ ماجرا مثل آب خوردن بود

559
00:30:01,095 --> 00:30:03,991
‫- آدم‌هایی که برادرت رو کشتن...
‫- خدای من

560
00:30:04,015 --> 00:30:08,603
‫مُردن. خودم شاهد قتل‌شون بودم.
‫آلن از کارشون راضی نبود

561
00:30:09,687 --> 00:30:12,774
‫بعدش، به طرز مشکوکی،
‫آلن خودش به قتل می‌رسه

562
00:30:14,567 --> 00:30:15,568
‫خدای من

563
00:30:16,819 --> 00:30:19,506
‫توی مقاله‌ام یه پرونده‌ی
‫محکمه‌پسند ازش ساختم که

564
00:30:19,530 --> 00:30:23,719
‫کارِ کلیسای اون نازیِ روان‌پریشه
‫که تو داری زمینت رو بهش می‌فروشی

565
00:30:23,743 --> 00:30:25,601
‫حالا قسمت عجیب ماجرا اینجاست که

566
00:30:25,626 --> 00:30:29,307
‫چه پول هنگفتی
‫بابت زمین داره پرداخت میشه

567
00:30:29,332 --> 00:30:32,192
‫اونقدری قیمتش بالاست که
‫وقتی صفرهاش رو می‌بینی

568
00:30:32,802 --> 00:30:35,229
‫به نظر می‌رسه که داری رشوه می‌گیری

569
00:30:35,254 --> 00:30:37,858
‫نه، من هیچی از اون آدم‌ها نمی‌دونستم

570
00:30:37,882 --> 00:30:40,277
‫فرانک معامله رو جور کرد.
‫خودش واسطه شده بود

571
00:30:40,301 --> 00:30:43,822
‫خیلی‌خب. تریپ کیتینگ
‫توی کلیسا چیکار می‌کرد؟

572
00:30:43,846 --> 00:30:45,398
‫یه حدس‌هایی می‌زنم

573
00:30:45,423 --> 00:30:46,675
‫تریپ کیتینگ؟

574
00:30:47,934 --> 00:30:51,205
‫خداوندا. می‌دونم کیه،
‫ولی... اون رفیق فرانک بود

575
00:30:51,229 --> 00:30:55,376
‫و فرانک گفت اگه تریپ و
‫اعضای انجمن ۴۶ پشتم نباشن،

576
00:30:55,400 --> 00:30:56,752
‫اونوقت رأی نمیارم

577
00:30:56,776 --> 00:30:59,651
‫آره، خب، همچنان به نظر می‌رسه که
‫رشوه گرفتی

578
00:31:07,912 --> 00:31:09,372
‫نمی‌خواستم در جریان باشم

579
00:31:10,999 --> 00:31:12,500
‫خانواده‌مون نیاز مالی داشت

580
00:31:14,127 --> 00:31:15,545
‫پشتم رو کردم به اتفاقات

581
00:31:16,838 --> 00:31:22,051
‫گفتم وقتی رأی بیارم
‫می‌تونم درستش کنم

582
00:31:24,387 --> 00:31:25,388
‫بیا

583
00:31:28,850 --> 00:31:30,143
‫ممنون

584
00:31:32,061 --> 00:31:33,271
‫به مردم آسیب زدم

585
00:31:35,064 --> 00:31:36,274
‫برادر خودم رو نابود کردم

586
00:31:40,570 --> 00:31:42,405
‫من هم باعث نابودی خیلی‌ها شدم

587
00:31:43,906 --> 00:31:46,844
‫چاتو یه پدربزرگ داشت
‫به اسم آرتور ویلیامز

588
00:31:46,868 --> 00:31:52,040
‫و چون به بتی جو اعتماد کردم،
‫اون الان دیگه زنده نیست

589
00:31:58,032 --> 00:32:00,339
‫دیل اگه بود حالش از
‫این اتفاقات به‌هم می‌خورد

590
00:32:02,383 --> 00:32:05,219
‫از تمام این مرگ‌ومیر‌ها، آشوب‌ها.
‫اگه زنده بود...

591
00:32:07,833 --> 00:32:09,377
‫آدم خوبی بود

592
00:32:13,811 --> 00:32:15,563
‫هرگز فرصت نشد ببینیش، نه؟

593
00:32:21,287 --> 00:32:25,249
‫نه، فرصت نشد

594
00:32:26,991 --> 00:32:28,618
‫این چیزیه که راجع‌بهش نوشتم

595
00:32:38,294 --> 00:32:39,629
‫واقعاً نمی‌دونستی؟

596
00:32:43,257 --> 00:32:44,258
‫نه

597
00:32:47,762 --> 00:32:48,888
‫نه

598
00:32:52,600 --> 00:32:54,185
‫یه پیشنهادی برات دارم

599
00:32:55,603 --> 00:32:56,604
‫واقعاً؟

600
00:32:58,535 --> 00:32:59,934
‫سر و پا گوشم

601
00:33:18,500 --> 00:33:19,501
‫یه لحظه

602
00:33:22,130 --> 00:33:23,131
‫دونالد

603
00:33:24,590 --> 00:33:25,651
‫تریپ

604
00:33:25,675 --> 00:33:26,801
‫چیکار می‌کنی؟

605
00:33:28,261 --> 00:33:30,263
‫دارم ادای احترامی به
‫برادر متوفی خودم می‌کنم

606
00:33:32,385 --> 00:33:34,535
‫نمی‌دونم کی زیر گوشِت خونده که
‫این مسخره‌بازی‌ها رو راه بندازی،

607
00:33:34,559 --> 00:33:37,371
‫ولی اگه این راه رو ادامه بدی،
‫همه‌چی رو از دست میدی

608
00:33:37,395 --> 00:33:40,791
‫خب، تعداد مردم بومی و قبیله‌ای
‫به مراتب بیشتر از مدیران عامله

609
00:33:40,815 --> 00:33:41,990
‫دست بردار

610
00:33:42,015 --> 00:33:44,670
‫خودت خوب می‌دونی سرخ‌پوست‌ها
‫توی انتخابات دولتی شرکت نمی‌کنن

611
00:33:44,694 --> 00:33:47,238
‫توی انتخابات قبیله‌ای هم
‫به زحمت شرکت کنن

612
00:33:47,905 --> 00:33:49,073
‫شانس خودم رو امتحان می‌کنم

613
00:33:51,450 --> 00:33:52,493
‫کارت پیش‌مون گیره

614
00:33:53,411 --> 00:33:56,080
‫تو باعث شدی قاتیِ
‫یه مشت آدم ناجور شم، تریپ

615
00:33:57,081 --> 00:34:00,710
‫اگه گندش در بیاد، بهای بیشتری
‫از یه انتخابات ساده میدم

616
00:34:02,420 --> 00:34:04,940
‫بچه‌های کلیسای وان ول
‫آدم‌های خوبی هستن

617
00:34:04,964 --> 00:34:06,246
‫درست و حسابی‌ان

618
00:34:07,091 --> 00:34:10,154
‫اگه زمین‌های اون دور و ور رو بکَنم چی؟
‫هیچی توشون پیدا نمی‌کنم؟

619
00:34:10,178 --> 00:34:12,531
‫دونالد، چیزی تا شروع نمونده

620
00:34:12,555 --> 00:34:13,931
‫خیلی‌خب، داشتم خداحافظی می‌کردم

621
00:34:15,391 --> 00:34:18,519
‫سیاست همینه، تریپ.
‫یکی باید توش ببازه

622
00:34:20,813 --> 00:34:21,898
‫از اینطرف

623
00:34:26,402 --> 00:34:28,922
‫ببین، اگه بتی جو وودرو رو دیدی،
‫نذار اینجا بمونه

624
00:34:28,946 --> 00:34:30,883
‫- به نیروی امنیتیم بگو، خب؟
‫- البته

625
00:34:30,907 --> 00:34:32,843
‫- دیر که نکردیم؟
‫- درست سر وقت رسیدیم

626
00:34:32,867 --> 00:34:34,511
‫چیزی لای دندون‌هام نیست؟

627
00:34:34,535 --> 00:34:36,120
‫- نه، خوبه
‫- باشه، عالی شد

628
00:34:36,621 --> 00:34:38,289
‫برو بریم

629
00:34:41,334 --> 00:34:42,460
‫ممنون که تشریف آوردید

630
00:34:42,960 --> 00:34:45,522
‫امیدواریم همینطور شه

631
00:34:45,546 --> 00:34:46,714
‫خیلی خوشوقتم

632
00:34:47,215 --> 00:34:48,216
‫ممنون

633
00:34:48,330 --> 00:34:49,876
‫« ساختمان شهرداری »
‫« تالسا »

634
00:35:04,941 --> 00:35:07,026
‫ممنون از خوانندگان محترم.
‫زیبا و گوش‌نواز بود

635
00:35:10,821 --> 00:35:12,573
‫همونطور که خیلی از شما در جریانید

636
00:35:14,033 --> 00:35:18,162
‫دیل، برادرِ عزیزتر از
‫جانم رو به تازگی از دست دادم

637
00:35:21,041 --> 00:35:23,544
‫و باعث افتخاره که امروز اعلام کنم

638
00:35:24,168 --> 00:35:28,839
‫مفتخریم تا آخرین
‫خواسته‌ی اون رو برآورده کنیم

639
00:35:29,715 --> 00:35:31,410
‫آخرین خواسته‌ی اون

640
00:35:31,582 --> 00:35:36,512
‫این بود تا زمین قدیمی واشبرگ
‫به صاحب حقیقی خودش برگرده

641
00:35:37,640 --> 00:35:40,410
‫ما با خانواده‌ی متوفی
‫آرتور ویلیامز در ارتباط بودیم،

642
00:35:40,434 --> 00:35:45,336
‫و اونا تصمیم گرفتن تا زمین رو
‫به تمامی اعضای قبیله‌ی اوسیج‌ اهدا کنن

643
00:35:47,275 --> 00:35:49,193
‫من خودم توی شهرستانی
‫با مردمان اوسیج‌ بزرگ شدم

644
00:35:50,152 --> 00:35:52,172
‫دوستان بسیاری از اون قبیله دارم

645
00:35:52,196 --> 00:35:54,619
‫و چه راهی بهتر از این

646
00:35:54,644 --> 00:35:57,206
‫برای گرامیداشتِ
‫میراث برادر و خانواده‌ی من

647
00:35:58,911 --> 00:36:00,997
‫اوکلاهما منطقه‌ی سرخ‌پوست‌نشینه

648
00:36:02,373 --> 00:36:05,936
‫بدون قبایل بزرگ وجود خارجی نداره،

649
00:36:05,960 --> 00:36:09,022
‫و اداره‌ی اون به درستی پیش نمیره،

650
00:36:09,046 --> 00:36:13,301
‫مگر این که سرانِ ایالت
‫متوجه‌ی قدرت و سلطه‌ی قبایل بشن و

651
00:36:13,884 --> 00:36:17,364
‫صمیمانه با قبایل درون ایالت همکاری کنن

652
00:36:17,388 --> 00:36:19,616
‫زمانی که در انتخابات پیروز بشم،

653
00:36:19,640 --> 00:36:24,288
‫تضمین می‌کنم که
‫روابطی صمیمانه میان ایالت و

654
00:36:24,312 --> 00:36:26,127
‫قبایل بزرگی که
‫اینجا حضور دارن شکل خواهد گرفت

655
00:36:26,152 --> 00:36:28,040
‫این وعده رو به شما خواهم داد

656
00:36:28,065 --> 00:36:29,066
‫ممنون

657
00:36:47,710 --> 00:36:49,855
‫چند روز بعد از این که
‫من آخرین مقاله‌ی خودم رو

658
00:36:49,879 --> 00:36:52,146
‫در مورد خانواده‌ی واشبرگ چاپ کردم،

659
00:36:52,171 --> 00:36:53,671
‫دیل واشبرگ فوت کرد

660
00:36:55,092 --> 00:36:57,178
‫اما نمی‌خوام حرفی راجع‌به مرگ اون بزنم

661
00:36:58,387 --> 00:37:00,640
‫می‌خوام از زندگیش بگم

662
00:37:02,058 --> 00:37:04,244
‫زمانی که نگاهی به زندگیش انداختم،

663
00:37:04,268 --> 00:37:06,687
‫فکر کردم اون فقط
‫یه مرد پولدارِ غیرعادیه

664
00:37:08,230 --> 00:37:10,125
‫مدلش یکم عجیب‌غریب بود و

665
00:37:10,149 --> 00:37:12,985
‫نیمه‌ی بدبینِ وجودم
‫می‌خواست جلوش مقاومت کنه

666
00:37:14,487 --> 00:37:16,398
‫اما وقتی بررسی‌های بیشتری کردم،

667
00:37:17,865 --> 00:37:20,915
‫دیدم اون نمایانگر تمام
‫افرادیه که بهشون اهمیت میدم

668
00:37:22,036 --> 00:37:25,498
‫برای آزادی و ابراز فردی ارزش قائل بود

669
00:37:26,457 --> 00:37:28,189
‫و از همه مهم‌تر،

670
00:37:28,214 --> 00:37:32,151
‫باور داشت تصمیماتی که
‫توی زندگی می‌گیریم اهمیت دارن

671
00:37:32,713 --> 00:37:37,331
‫و وقتی تمام دنیا ضدمون هستن،
‫اهمیت‌شون بیشتر هم میشه

672
00:37:38,219 --> 00:37:39,970
‫چون اگه دست رو دست بذاریم،

673
00:37:41,555 --> 00:37:43,474
‫اتفاقات ناگواری ممکنه رخ بده

674
00:37:46,686 --> 00:37:50,189
‫یه بار یکی دیل رو
‫فردِ حساسی توصیف کرد

675
00:37:51,023 --> 00:37:53,293
‫حساس به معنی منفی

676
00:37:53,317 --> 00:37:55,087
‫فکر می‌کرد که اون ضعیف بود

677
00:37:55,112 --> 00:37:57,107
‫اما همونطور که دیل خودش اشاره کرد،

678
00:37:57,132 --> 00:38:01,311
‫حساس یعنی کسی که
‫درک سریعی از اتفاقات داره

679
00:38:03,536 --> 00:38:05,496
‫و این یه قدرته

680
00:38:08,332 --> 00:38:11,502
‫اون قبل از همه‌مون متوجه‌ی ماجرا شد

681
00:38:13,087 --> 00:38:17,133
‫دیل از اون افرادیه که
‫زندگی بدون اون پیش نمیره

682
00:38:19,927 --> 00:38:21,936
‫« هارتلند پرس »

683
00:38:21,961 --> 00:38:24,608
‫« افراد حساس؛ داستان زندگی دیل واشبرگ »

684
00:38:24,633 --> 00:38:30,709
‫« به تریپ »
‫« به گای سگ رفتیم؟ »

685
00:38:32,648 --> 00:38:34,793
‫ببخشید. باید برم

686
00:38:34,817 --> 00:38:37,462
‫- صورت‌حساب رو می‌خوام، فوراً
‫- یه لحظه صبر می‌کنید؟

687
00:38:37,486 --> 00:38:40,197
‫- شرمنده
‫- باشه. سریع بیاید. ممنون

688
00:38:55,985 --> 00:38:58,801
‫« کافه‌ی گل وحشی »

689
00:39:00,405 --> 00:39:03,544
‫« هارتلند پرس »

690
00:39:15,775 --> 00:39:16,859
‫لاکردار

691
00:39:29,663 --> 00:39:31,749
‫هی. هی!

692
00:39:32,917 --> 00:39:33,918
‫هی!

693
00:39:36,962 --> 00:39:38,023
‫بله؟

694
00:39:38,047 --> 00:39:40,299
‫تو همه چیزم رو ازم گرفتی

695
00:39:41,425 --> 00:39:42,510
‫که چی بشه؟

696
00:39:44,785 --> 00:39:46,828
‫لعنتی

697
00:39:56,142 --> 00:39:57,526
‫« به وقت تالسا »

698
00:39:58,984 --> 00:40:00,045
‫من که باورم نمیشه

699
00:40:00,069 --> 00:40:05,008
‫ولی نشستم و روزها و
‫هفته‌ها و شب‌ها تماشا کردم

700
00:40:05,032 --> 00:40:08,136
‫و مطمئنم که با رئیس تو رابطه‌ست

701
00:40:08,160 --> 00:40:09,387
‫- با رئیس؟
‫- پشمام

702
00:40:09,411 --> 00:40:10,931
‫آره، رئیسش

703
00:40:10,955 --> 00:40:12,724
‫گمونم یارو... می‌دونی،

704
00:40:12,748 --> 00:40:14,392
‫- سلطه‌گره، سرش تو کارته
‫- آره

705
00:40:14,416 --> 00:40:17,521
‫ولی مطمئنم حق با اون بود.
‫حتی چندتا عکس هم گرفتم

706
00:40:17,545 --> 00:40:18,897
‫- عکس گرفتی؟
‫- چی؟

707
00:40:18,921 --> 00:40:22,275
‫- عینهو فیلم «محله‌ی چینی‌ها» شد
‫- ببین، مجبور... ببند دهنتو!

708
00:40:22,299 --> 00:40:24,361
‫منظورم اینه که اینا
‫داستان‌های کارآگاهی خوبی میشن

709
00:40:24,385 --> 00:40:26,279
‫باید اینا رو بنویسی.
‫ببین کِی بهت گفتم!

710
00:40:26,303 --> 00:40:28,156
‫- راستش بهش فکر کردم
‫- باید بنویسی‌شون

711
00:40:28,180 --> 00:40:29,950
‫می‌دونی، شاید حق با توئه

712
00:40:29,974 --> 00:40:32,452
‫داستان‌های جداگونه

713
00:40:32,476 --> 00:40:34,329
‫هر فصل یه داستان جنایی جدید. آره

714
00:40:34,353 --> 00:40:37,374
‫نه، نه. باید یکیش رو انتخاب کنی
‫و یه کتاب کامل ازش بنویسی

715
00:40:37,398 --> 00:40:39,835
‫نه، نه، نه.
‫داستان‌های جداگونه بهتره

716
00:40:39,859 --> 00:40:43,547
‫اینجوری پولی به جیب نمی‌زنی.
‫قول میدم. داستان کوتاه فروش نمیره

717
00:40:43,571 --> 00:40:45,006
‫این حرف رو همیشه به من می‌زنه

718
00:40:45,030 --> 00:40:46,508
‫- چون حقیقت محضه
‫- می‌دونی،

719
00:40:46,533 --> 00:40:48,758
‫اگه نصف کارهایی که توشون
‫فاز متخصص می‌گرفت واقعیت داشت،

720
00:40:48,783 --> 00:40:49,845
‫الان پولدار بودیم

721
00:40:49,869 --> 00:40:51,054
‫گل گفتی

722
00:40:51,078 --> 00:40:54,516
‫- اتفاقاً این یه مورد تخصصمه
‫- جدی؟ رمانت کو؟ هان؟

723
00:40:54,540 --> 00:40:57,913
‫- خب، ببین، رمان من...
‫- راجع‌به فضولی تو کار ملت

724
00:40:57,938 --> 00:41:00,616
‫بر حسب اتفاق،
‫توی صندوق ماشینیه که...

725
00:41:02,520 --> 00:41:08,048
‫« سوییت امیلیز »

726
00:41:10,347 --> 00:41:13,058
‫معلومه که دیر اومده.
‫یه ساعته صندلیش رو نگه داشتم

727
00:41:13,934 --> 00:41:16,228
‫سلام، رفقا. منم

728
00:41:18,647 --> 00:41:20,469
‫لی، لی

729
00:41:22,735 --> 00:41:24,254
‫اومدم. درست جلو

730
00:41:24,278 --> 00:41:25,964
‫خوبه باز اومدی

731
00:41:25,988 --> 00:41:27,382
‫والا به خدا

732
00:41:27,406 --> 00:41:29,217
‫کجا بودی؟

733
00:41:29,241 --> 00:41:30,719
‫خوشتیپ کردی

734
00:41:31,117 --> 00:41:32,952
‫واسه مجلس ختم

735
00:41:33,579 --> 00:41:36,438
‫می‌مردی یه چیز روشن‌تر می‌پوشیدی؟

736
00:41:36,463 --> 00:41:38,340
‫روز خوبیه، مگه نه؟

737
00:41:39,126 --> 00:41:40,252
‫یکم گرمه

738
00:41:41,006 --> 00:41:42,828
‫عرق داره لای چاک کونم پایین میره

739
00:41:43,141 --> 00:41:45,351
‫لازم نیست همه‌چی رو توضیح بدی

740
00:41:45,633 --> 00:41:47,509
‫ببین، اومدش

741
00:41:48,469 --> 00:41:52,181
‫الهی، فرانسیس رو!

742
00:41:54,207 --> 00:41:57,207
‫♪ Leonard Cohen - So Long, Marianne ♪

743
00:42:12,993 --> 00:42:14,370
‫حضار، بلند شید

744
00:42:29,134 --> 00:42:30,570
‫هی، هی

745
00:42:30,601 --> 00:42:33,354
‫بهتره تو جیبت باشه و نخوایش،
‫تا بخوای و نداشته باشیش

746
00:42:34,014 --> 00:42:36,451
‫واقعاً افتخار می‌کنم که امروز اومدی

747
00:42:36,475 --> 00:42:37,810
‫حتماً خیلی برات سخت بود

748
00:42:39,061 --> 00:42:40,996
‫- خیلی افتخار می‌کنم
‫- میشه تمومش کنی؟

749
00:42:41,021 --> 00:42:42,606
‫سعی کردم حفظ ظاهر کنم

750
00:42:46,235 --> 00:42:47,963
‫ولی مراسم قشنگیه، نه؟

751
00:42:47,987 --> 00:42:50,489
‫مطمئنم حسابی ریخت‌وپاش کردن

752
00:42:52,574 --> 00:42:54,284
‫ممنون، لطف کردید

753
00:42:56,923 --> 00:42:59,387
‫- اینجا رو
‫- آره، دیدم

754
00:43:00,082 --> 00:43:02,560
‫مامانت گل‌های روی کیک رو واسه چی گذاشت؟

755
00:43:02,584 --> 00:43:05,021
‫فکر کردم طرفدار محیط زیسته

756
00:43:05,045 --> 00:43:08,233
‫- دیگه به این چیزها اهمیتی نمیده؟
‫- واسه هفته‌ی پیشه

757
00:43:08,257 --> 00:43:09,526
‫- خیلی‌خب
‫- خاویار میل دارید؟

758
00:43:09,550 --> 00:43:11,695
‫خدایا، نه. نه، خداوندا

759
00:43:11,719 --> 00:43:13,613
‫اون چیه؟

760
00:43:13,637 --> 00:43:14,948
‫کادوی عروسیه

761
00:43:14,972 --> 00:43:16,992
‫- می‌دونم، چیه؟
‫- به تو که نمیگم

762
00:43:17,016 --> 00:43:20,036
‫- سلام. هی. چطوری؟
‫- هی. سلام. حالت چطوره؟

763
00:43:20,060 --> 00:43:21,579
‫- خوبم، پسر
‫- تبریک میگم

764
00:43:21,603 --> 00:43:24,791
‫- مرسی، پسر. ممنون
‫- خواهش می‌کنم

765
00:43:24,815 --> 00:43:28,378
‫می‌دونم شرایط یکم...

766
00:43:28,402 --> 00:43:32,674
‫- ممکنه عجیب باشه. ناجور شه
‫- آره، می‌دونم. ولی خب، می‌دونی...

767
00:43:32,698 --> 00:43:36,219
‫- آره. من... من...
‫- آره، خب...

768
00:43:36,243 --> 00:43:38,805
‫کسی به فرانسیس نگاه چپ کرد،
‫گردنش رو می‌شکنم، می‌دونی دیگه؟

769
00:43:38,829 --> 00:43:41,725
‫آره. خب، تو آدم خفنی هستی، جانی

770
00:43:41,749 --> 00:43:44,585
‫مرسی. مرسی. تو هم خفنی

771
00:43:45,419 --> 00:43:48,272
‫- سلام عرض شد. تبریک میگم
‫- مرسی که اومدی

772
00:43:48,297 --> 00:43:49,357
‫خواهش می‌کنم

773
00:43:49,382 --> 00:43:52,707
‫- مقاله‌ت رو خوندیم
‫- جدی؟

774
00:43:52,732 --> 00:43:54,195
‫- آره، عالی بود
‫- واقعاً؟

775
00:43:54,219 --> 00:43:55,280
‫- آره، پسر
‫- معلومه!

776
00:43:55,304 --> 00:43:56,740
‫- واو
‫- مثل بارون پاییزی باریدم

777
00:43:56,764 --> 00:43:58,992
‫مرسی. ممنون. واو

778
00:43:59,016 --> 00:44:01,286
‫- براتون یه کادوی ناقابل گرفتم...
‫- چی؟

779
00:44:01,310 --> 00:44:03,246
‫می‌تونید همین الان بازش کنید.
‫یالا، لطفاً بازش کنید

780
00:44:03,270 --> 00:44:05,123
‫- همین... همین الان؟
‫- آره

781
00:44:05,147 --> 00:44:07,357
‫- من عاشق...
‫- حتماً. اولی

782
00:44:08,358 --> 00:44:10,899
‫- واو
‫- نه! اصله؟

783
00:44:11,737 --> 00:44:15,139
‫- چی؟ خدای من!
‫- جو برینارد این پایین رو امضا کرده

784
00:44:16,325 --> 00:44:17,951
‫اثر جو برینارده!

785
00:44:18,452 --> 00:44:20,388
‫- چه شهوت‌انگیز
‫- آره

786
00:44:20,412 --> 00:44:22,849
‫- ایول
‫- چه خفن. خیلی خفنه. محشره

787
00:44:22,873 --> 00:44:25,226
‫بهتون تبریک میگم.
‫ممنون که دعوتم کردید

788
00:44:25,250 --> 00:44:26,960
‫- بدرقه‌ام می‌کنی؟
‫- آره

789
00:44:27,961 --> 00:44:29,630
‫- بیا بریم
‫- ایول

790
00:44:31,423 --> 00:44:33,467
‫این رو کجا آویزون کنیم؟

791
00:44:36,470 --> 00:44:37,471
‫خوشم اومد

792
00:44:37,971 --> 00:44:39,890
‫- به نظرت مامان هم خوشش اومد؟
‫- آره

793
00:44:44,692 --> 00:44:47,646
‫♪ مدت‌ها از آخرین باری که ♪

794
00:44:48,852 --> 00:44:51,408
‫♪ وزش باد رو حس کردم می‌گذره ♪

795
00:44:53,115 --> 00:44:57,279
‫♪ قوی و تند مثل جریان رودخونه ♪

796
00:44:57,487 --> 00:45:00,790
‫♪ خنک مثل ماه تابانِ دشت‌های وسیع ♪

797
00:45:01,756 --> 00:45:04,136
‫♪ خنک مثل ماه تابانِ دشت‌های وسیع ♪

798
00:45:09,628 --> 00:45:11,731
‫می‌دونی، داشتم به یه چیزی فکر می‌کردم

799
00:45:11,755 --> 00:45:13,856
‫یه مسئله‌ای رو می‌خواستم باهات مطرح کنم

800
00:45:13,881 --> 00:45:15,208
‫فقط...

801
00:45:15,634 --> 00:45:20,573
‫وقتی می‌بینم تو و مامانت و جانی
‫خیلی خوشحالید، می‌دونی...

802
00:45:20,597 --> 00:45:24,143
‫الان دیگه زندگی‌شون پایداره و این...

803
00:45:24,935 --> 00:45:26,537
‫این واسه تو هم خوبه

804
00:45:26,770 --> 00:45:30,583
‫و با خودم گفتم شاید بهتر باشه که
‫بری تمام‌وقت پیش اونا زندگی کنی،

805
00:45:30,607 --> 00:45:32,840
‫می‌دونی، همون‌جوری که قبلاً گفتی

806
00:45:33,193 --> 00:45:35,672
‫چون من خودم یه سری مشکلات دارم،

807
00:45:35,696 --> 00:45:38,383
‫و نمی‌خوام واسه تو دردسری بشه و...

808
00:45:38,407 --> 00:45:40,426
‫من که فرار نمی‌کنم

809
00:45:40,450 --> 00:45:41,928
‫همیشه کنارت هستم

810
00:45:41,952 --> 00:45:45,056
‫هر وقت که بخوای، می‌تونی بیای کتابفروشی.
‫می‌تونیم باهم وقت بگذرونیم، خب؟

811
00:45:45,080 --> 00:45:46,474
‫می‌دونی...

812
00:45:46,498 --> 00:45:48,375
‫الان دیگه جوونی

813
00:45:48,876 --> 00:45:50,127
‫چیه؟ تو...

814
00:45:50,627 --> 00:45:53,356
‫حقته که بری یه جایی که ثابت و پایداره

815
00:45:53,380 --> 00:45:55,048
‫- آره، راست میگی. ثابت و پایدار
‫- آره

816
00:45:56,925 --> 00:46:00,071
‫- فکر نکنم بتونم باهاش کنار بیام
‫- بیخیال

817
00:46:00,095 --> 00:46:03,324
‫ببین، من هنوز زندگیم رو هواست
‫و این در حالت خوبشه!

818
00:46:03,348 --> 00:46:06,059
‫در حالت بد،
‫باری روی دوش دیگرانم

819
00:46:07,383 --> 00:46:09,927
‫بابا، بقیه اینجوری فکر می‌کنن

820
00:46:10,105 --> 00:46:11,749
‫- نه
‫- اونا این حرف‌ها رو می‌زنن و

821
00:46:11,773 --> 00:46:13,775
‫تو هم باورت میشه و تکرارشون می‌کنی

822
00:46:17,738 --> 00:46:21,742
‫ببین، این که وانمود کنی من
‫نمی‌فهمم تو آدم خوبی هستی، توهین‌آمیزه

823
00:46:23,869 --> 00:46:26,389
‫- اگه تو آدم خوبی نباشی، من هم نیستم
‫- تو آدم خوبی هستی

824
00:46:26,413 --> 00:46:27,414
‫دقیقاً

825
00:46:34,746 --> 00:46:35,958
‫خب...

826
00:46:37,006 --> 00:46:39,359
‫یه فکری به حالش می‌کنیم، خب؟

827
00:46:39,384 --> 00:46:42,614
‫بیا ببینم، تصمیم درست رو می‌گیریم.
‫بیا بغلم. بیا، بیا اینجا، دختر

828
00:46:42,638 --> 00:46:46,225
‫فقط برو با مامانت و جانی خوش بگذرون

829
00:46:46,934 --> 00:46:49,311
‫به خاطر جانی این کارو بکن

830
00:46:50,520 --> 00:46:51,521
‫دوستت دارم

831
00:46:54,608 --> 00:46:55,734
‫من هم دوستت دارم

832
00:47:04,076 --> 00:47:05,285
‫اون یارو اذیتت می‌کنه؟

833
00:47:06,328 --> 00:47:07,621
‫نه، اون...

834
00:47:08,997 --> 00:47:09,998
‫بابامه

835
00:47:13,827 --> 00:47:17,009
‫♪ J.J. Cale - Sensitive Kind ♪

836
00:47:37,526 --> 00:47:40,296
‫یالا. الان منو جا نذار!
‫یالا، روش شو، روشن شو!

837
00:47:40,320 --> 00:47:43,675
‫بجنب دیگه. الان بازی در نیار

838
00:47:43,699 --> 00:47:45,867
‫ریدم توش!

839
00:47:48,287 --> 00:47:49,596
‫گند بزنن به این ماشین.
‫پیاده میرم

840
00:48:48,889 --> 00:48:50,450
‫اون بوق وامونده رو می‌شکنم

841
00:48:50,474 --> 00:48:51,767
‫نه، فکر نکنم

842
00:48:55,771 --> 00:48:57,040
‫- استیلی دن...
‫- آره؟

843
00:48:57,064 --> 00:48:59,375
‫خواستم بگم وقتی ماشین رو اینجا می‌ذاری

844
00:48:59,399 --> 00:49:01,294
‫- کاسبی من کساد میشه
‫- من هر روز همینجا پارک می‌کنم

845
00:49:01,318 --> 00:49:03,588
‫می‌دونم، فقط...
‫وقتی بخشی از مغازه رو بگیره...

846
00:49:03,612 --> 00:49:05,882
‫- جایی رو نگرفته
‫- می‌تونی چند سانت ببریش اونطرف‌تر

847
00:49:05,906 --> 00:49:08,885
‫- هی، دن. به کمکت نیاز دارم، رفیق
‫- ویلن. چی شده رفیق؟

848
00:49:08,909 --> 00:49:11,554
‫کمک‌لازم‌ام. به کمکت نـ...
‫- خودم ردیفش می‌کنم

849
00:49:11,578 --> 00:49:13,181
‫مغازه رو بستن. حکم آوردن

850
00:49:13,205 --> 00:49:14,682
‫باید به دادم برسی.
‫صد دلار دارم

851
00:49:14,706 --> 00:49:17,310
‫واسه سرخ‌پوست‌های مرگبار هر کاری می‌کنم.
‫می‌دونم دردت چیه

852
00:49:17,334 --> 00:49:18,394
‫- رفیقمی. رفیقمی
‫- چرا؟

853
00:49:18,418 --> 00:49:19,854
‫- وایسا، وایسا
‫- سوییچم رو گم کردم

854
00:49:19,878 --> 00:49:20,962
‫اینجا رو

855
00:49:22,589 --> 00:49:23,590
‫لامصب

856
00:49:24,091 --> 00:49:27,095
‫لی! وَنت کدوم گوریه؟

857
00:49:30,555 --> 00:49:32,516
‫کلبه‌ی محقرانه‌ام خراب شده

858
00:49:33,934 --> 00:49:36,245
‫پسر، ریدم به این شانس

859
00:49:36,269 --> 00:49:39,251
‫آره، ولی طوری نیست.
‫ون‌ها میان و میرن

860
00:49:39,773 --> 00:49:43,527
‫گل‌واژه گفتی، پسر.
‫چه روز قشنگیه واسه مردن. هـو!

861
00:49:46,405 --> 00:49:48,132
‫اگه توقیف شده می‌تونیم بیرون بیاریمش

862
00:49:48,156 --> 00:49:51,052
‫نه، توقیف نشده.
‫فقط به گای سگ رفته. همین

863
00:49:51,076 --> 00:49:52,804
‫- نه! بریم قایق‌های فرار رو بیاریم
‫- حرف نداره

864
00:49:52,828 --> 00:49:55,098
‫رفیق، می‌ریم سراغش...
‫هی، اون ونِ شرکتیه

865
00:49:55,122 --> 00:49:58,142
‫- برات درستش می‌کنیم
‫- دمتون گرم

866
00:49:58,166 --> 00:49:59,960
‫میاید بازی کنیم؟

867
00:50:01,461 --> 00:50:03,630
‫- خیلی‌خب
‫- نه، ممنون

868
00:50:03,654 --> 00:50:13,654
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

869
00:50:13,678 --> 00:50:23,678
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

870
00:50:24,332 --> 00:50:27,649
‫« پایان سریال »

871
00:50:29,110 --> 00:50:32,110
‫« بعد از تیتراژ ادامه دارد »

872
00:50:41,790 --> 00:50:47,504
‫خیلی‌خب، برمی‌گردیم به صحنه.
‫بزنید به افتخار بتی جو واشبرگ!

873
00:50:56,016 --> 00:50:57,976
‫اسمم بتی جو وودروئه

874
00:50:59,478 --> 00:51:01,980
‫- بتی جو وودرو
‫- چه کلاه خوشگلی!

875
00:51:02,689 --> 00:51:07,402
‫این ژاکتیه که وقتی ملکه‌ی رودئو شدم پوشیدم

876
00:51:10,887 --> 00:51:13,015
‫♪ تنها دو چیزه که باعث میشه ♪

877
00:51:13,098 --> 00:51:15,183
‫♪ دنیا ارزش زندگی کردن داشته باشه ♪

878
00:51:15,934 --> 00:51:19,938
‫♪ یکیش گیتارِ کوکه و اون یکی ♪
‫♪ زن‌هایی که اعتماد‌به‌نفس دارن ♪

879
00:51:20,897 --> 00:51:25,694
‫♪ لازم نیست اسمم چراغونی بشه، ♪

880
00:51:25,777 --> 00:51:30,240
‫♪  یه آهنگ دارم و شماها که ♪
‫♪ برام کافی هستین ♪

881
00:51:30,324 --> 00:51:37,080
‫♪ شاید وقتشه که برگردیم به پایه‌های عاشقی ♪

882
00:51:37,164 --> 00:51:39,958
‫♪ بریم به لاکنبچ توی تگزاس ♪

883
00:51:40,042 --> 00:51:44,046
‫♪ با ویلن و ویلی و پسرها و... ♪

884
00:51:46,590 --> 00:51:49,051
‫♪ زندگی خوب و خوشی که داریم ♪

885
00:51:55,515 --> 00:51:59,186
‫♪ بین آهنگ‌های غم‌انگیز هنک ویلیامز و... ♪

886
00:51:59,269 --> 00:52:03,565
‫♪ آهنگ‌های مسافرتی نیوبری ♪
‫♪ و «چشمان آبی گریان در باران» ♪

887
00:52:04,775 --> 00:52:10,697
‫♪ توی لاکنبچ از تگزاس ♪
‫♪ کسی دردی احساس نمی‌کنه ♪

888
00:52:18,580 --> 00:52:21,291
‫♪ پس، عزیزم، بیا اون ♪
‫♪ انگشتر الماس رو بگیریم ♪

889
00:52:21,375 --> 00:52:25,379
‫♪ پوتین و شلوار جین بخریم و بریم ♪

890
00:52:28,382 --> 00:52:30,676
‫♪ ...گلوم رو گرفته ♪

891
00:52:30,759 --> 00:52:35,055
‫♪ وقتی توی قشر مرفه‌ای، ♪
‫♪ کل روز رو گریه می‌کنی ♪

892
00:52:37,391 --> 00:52:42,187
‫♪ همه‌ش مشغول چشم‌وهم‌چشمی ♪
‫♪ با خانواده‌ی جونز بودیم ♪

893
00:52:42,270 --> 00:52:46,608
‫♪ چهارتا گاراژ داریم و بازم داریم می‌سازیم ♪

894
00:52:46,699 --> 00:52:52,913
‫♪ شاید وقتشه که برگردیم به پایه‌های عاشقی ♪

895
00:52:55,207 --> 00:52:58,127
‫♪ بریم به لاکنبچ توی تگزاس ♪

896
00:52:58,203 --> 00:53:02,040
‫♪ با ویلن و ویلی و پسرها و... ♪

897
00:53:04,618 --> 00:53:06,787
‫♪ زندگی خوب و خوشی که داشتیم ♪

898
00:53:06,878 --> 00:53:10,424
‫♪ اما مثل خونواده‌ی هتفیلدها و مک‌کوی ♪
‫♪ بین‌مون رو شکرآب کردن ♪

899
00:53:13,468 --> 00:53:18,348
‫♪ بین آهنگ‌های غم‌انگیز هنک ویلیامز ♪
‫♪ و آهنگ‌های مسافرتی نیوبری ♪

900
00:53:18,432 --> 00:53:22,394
‫♪ و «چشمان آبی گریان در باران» ♪

901
00:53:22,477 --> 00:53:25,313
‫♪ توی لاکنبچ از تگزاس ♪

902
00:53:25,397 --> 00:53:28,525
‫♪ کسی دردی احساس نمی‌کنه ♪

