﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:39,896 --> 00:00:41,104
‫اول شما

4
00:00:42,021 --> 00:00:44,687
‫احتمال اینکه از کونم تک‌شاخ بزنه بیرون بیشتره

5
00:00:44,771 --> 00:00:46,187
‫فکرِ پاداشش باش

6
00:00:46,687 --> 00:00:49,396
‫شاید به ریسکش بیارزه، نه؟

7
00:00:49,479 --> 00:00:50,937
‫اوه

8
00:00:52,562 --> 00:00:53,979
‫اوه!

9
00:00:55,437 --> 00:00:57,229
‫ببین چه خبره

10
00:00:58,937 --> 00:01:01,021
‫چه اسب عجیبی. کالسکه‌ی دنجی داره

11
00:01:06,729 --> 00:01:09,271
‫- آهای شما، خانم خانما، یالا رد کن بیاد
‫- هی!

12
00:01:09,354 --> 00:01:11,021
‫با منی، دهاتی؟

13
00:01:11,646 --> 00:01:13,271
‫قضیه چیه؟

14
00:01:13,354 --> 00:01:17,396
‫کشیش ما بهمون گفت یه هیولا تو این قبرستون اِلفی وجود داره

15
00:01:18,021 --> 00:01:20,396
‫- فِن کارن
‫- ربطی به ما نداره

16
00:01:20,479 --> 00:01:22,979
‫گفتی اینجا یه میانبر به نیلفگارده

17
00:01:23,062 --> 00:01:26,979
‫نگفتی قبرستون هیولای بدشگون مرگ اینجاست

18
00:01:27,062 --> 00:01:29,646
‫حداقل میدون جنگ خون و خونریزی نیست

19
00:01:29,729 --> 00:01:31,687
‫نباید این‌ها بهترین گزینه‌هامون باشه

20
00:01:31,771 --> 00:01:34,937
‫همه می‌دونن باید با یه اسب سیاه، مثل اونی که اونجاست

21
00:01:35,021 --> 00:01:39,896
‫توی قبرستون سوارکاری کنی تا بدترین هیولاها رو بیرون بکشی، ویچر

22
00:01:39,979 --> 00:01:42,979
‫پس خیلی براتون بد شد.
‫قرار نیست اسبم رو بهتون بدم

23
00:01:43,062 --> 00:01:45,021
‫کسی ازت درخواست نکرده، جنده خانم

24
00:01:45,104 --> 00:01:49,479
‫درسته، برای سوزوندنِ جسم سمّی
‫می‌شه از اشک زن استفاده کرد،

25
00:01:49,562 --> 00:01:53,104
‫ولی اون زن باید پاک و دست‌نخورده باشه

26
00:01:53,854 --> 00:01:56,437
‫این ویژگی‌ها به تو نمی‌خوره، عشقم

27
00:01:57,021 --> 00:01:58,104
‫هی، درست صحبت کن

28
00:01:58,187 --> 00:01:59,521
‫اوه

29
00:01:59,604 --> 00:02:02,062
‫وای نه، کشتیش!

30
00:02:02,146 --> 00:02:04,979
‫کشتیش! که پاداش ما رو بدزدی!

31
00:02:05,062 --> 00:02:07,854
‫حالش خوبه. احتمالاً

32
00:02:07,937 --> 00:02:09,604
‫هی، خوبی سنجاب؟

33
00:02:09,687 --> 00:02:12,937
‫- کلاگی، حالت خوبه رفیق؟
‫- دماغم رو شکست!

34
00:02:13,021 --> 00:02:16,312
‫تو مسیرهامون با شخصیت‌های عجیب زیادی آشنا می‌شیم، نه؟

35
00:02:16,396 --> 00:02:18,521
‫مُرده‌ها ساکت‌ترن

36
00:02:18,604 --> 00:02:19,896
‫آره، امیدواریم

37
00:02:19,979 --> 00:02:23,521
‫به هر حال شانس باهاتون یار باشه
‫و شرّتون کَم اگه بخواید از فِن کارن عبور کنید!

38
00:02:23,604 --> 00:02:27,521
‫از شانس‌تون استفاده می‌کنیم، ولی شرِّ خودتون کَم، عقب‌مونده‌ها

39
00:02:27,604 --> 00:02:28,937
‫دیوث‌ها!

40
00:02:29,021 --> 00:02:32,354
‫مراقب اطراف باش، پرسی.
‫ما جلوتر رو اکتشاف می‌کنیم و مطمئن می‌شیم امنه

41
00:02:37,979 --> 00:02:39,021
‫بریم

42
00:02:43,062 --> 00:02:44,979
‫برو که رفتیم

43
00:02:45,979 --> 00:02:48,021
‫هر کاری می‌کنیم تا سیری رو برگردونیم، درسته؟

44
00:02:49,354 --> 00:02:50,396
‫هوم

45
00:02:50,479 --> 00:02:52,187
‫از اون قیافه خوشم نمیاد

46
00:02:53,687 --> 00:02:55,187
‫اه...

47
00:02:55,271 --> 00:02:56,312
‫فقط حس منه،

48
00:02:56,812 --> 00:02:58,521
‫یا محیط تاریک شد؟

49
00:02:58,604 --> 00:03:00,104
‫و سرد؟

50
00:03:00,687 --> 00:03:03,396
‫و یه جورایی ترسناک‌تر؟

51
00:03:08,562 --> 00:03:10,687
‫اگه غول،

52
00:03:11,979 --> 00:03:14,604
‫خون‌آشام یا شبح... جسدی هست،

53
00:03:14,687 --> 00:03:17,604
‫باید بدونن که من مسلح و به شدت خطرناکم

54
00:03:17,687 --> 00:03:19,479
‫می‌شه مُرده‌ها رو بیدار نکنی؟

55
00:03:19,562 --> 00:03:20,729
‫درسته، آره، ببخشید

56
00:03:20,812 --> 00:03:22,646
‫من یه نوک‌پیکان نقره محض نیاز دارم

57
00:03:23,146 --> 00:03:25,146
‫نوشته‌ی روی شمشیرم رو نخوندی؟

58
00:03:25,229 --> 00:03:26,479
‫نه، چی نوشته؟

59
00:03:26,562 --> 00:03:28,271
‫«گیج‌کننده‌ی حرومزادگان!»

60
00:03:28,354 --> 00:03:31,437
‫آره، چه پُرمغز.
‫مدالت تکون نمی‌خوره، گرالت؟

61
00:03:31,521 --> 00:03:32,854
‫نه

62
00:03:32,937 --> 00:03:34,187
‫پس اگه اینطوره...

63
00:03:34,979 --> 00:03:38,562
‫عاشق قصه‌هایی هستم که قبرستون‌های قدیمی میگن، می‌دونی؟

64
00:03:38,646 --> 00:03:39,854
‫آخه این یکی رو ببین

65
00:03:40,354 --> 00:03:42,437
‫یه شعر جذاب روشه

66
00:03:42,521 --> 00:03:45,146
‫بیا، سرت را به این سنگ بزن

67
00:03:45,229 --> 00:03:47,979
‫عمر تو آمد و تمام شد

68
00:03:48,062 --> 00:03:50,687
‫با این کلمات، جسم فانی تو

69
00:03:50,771 --> 00:03:52,479
‫با سرنوشتم دیدار خواهد کرد

70
00:03:52,562 --> 00:03:54,104
‫- در جهنم آتشین!
‫- یسکیر، ادامه نده!

71
00:03:57,354 --> 00:03:59,229
‫- نه
‫- باید کمکش کنیم

72
00:03:59,312 --> 00:04:01,021
‫شبحـه. عقب وایسید

73
00:04:01,937 --> 00:04:05,229
‫سرت را به این سنگ بزن عمر تو آمد و تمام شد

74
00:04:05,312 --> 00:04:07,229
‫با این کلمات، جسم فانی تو

75
00:04:07,312 --> 00:04:09,437
‫با سرنوشتم دیدار خواهد کرد در جهنم آتشین!

76
00:04:11,229 --> 00:04:13,646
‫- نقشه‌ات چیه، ویچر؟
‫- براش طعمه بذارم

77
00:04:20,729 --> 00:04:22,812
‫- کمک!
‫- به یسکیر کمک کنید. برید!

78
00:04:49,521 --> 00:04:51,271
‫نه!

79
00:04:51,354 --> 00:04:53,062
‫- کمک!
‫- یسکیر!

80
00:04:53,146 --> 00:04:56,021
‫داره من رو به جهنم می‌کشونه!

81
00:05:05,854 --> 00:05:07,146
‫گه توش!

82
00:05:07,229 --> 00:05:08,521
‫زود باش!

83
00:05:08,604 --> 00:05:10,146
‫زود باش!

84
00:05:22,062 --> 00:05:23,854
‫گرفتیمت! گرفتیمت

85
00:05:24,479 --> 00:05:26,521
‫- محکم بچسب
‫- زود باش!

86
00:06:21,479 --> 00:06:22,729
‫اوه...

87
00:06:24,937 --> 00:06:26,229
‫اینم از این...

88
00:06:26,312 --> 00:06:29,396
‫قرار هست یه بار ببینم
‫یه هیولا رو بکشی، ویچر؟

89
00:06:29,479 --> 00:06:30,812
‫اون هیولا نبود

90
00:06:31,854 --> 00:06:35,021
‫قلبش بود که یک عمر غم خورده بودش

91
00:06:36,271 --> 00:06:37,479
‫عذابش به پایان رسید

92
00:06:40,479 --> 00:06:41,646
‫آره

93
00:06:41,729 --> 00:06:43,187
‫- خوبی؟
‫- آره، آره

94
00:06:43,687 --> 00:06:44,812
‫آره، البته

95
00:06:48,646 --> 00:06:52,146
‫البته شاید بهتره... دفعه بعد بذاری من مسیرمون رو انتخاب کنم، باشه؟

96
00:07:03,000 --> 00:07:07,000
‫« ویچر »
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت دوم: خواب آرزویِ محقق‌شده »

97
00:07:14,062 --> 00:07:16,312
‫اگه می‌خوای موش بشی، فالکا،

98
00:07:16,396 --> 00:07:17,812
‫ببین و یاد بگیر

99
00:07:18,479 --> 00:07:20,271
‫همه‌اش با یه حواس‌پرتی شروع می‌شه

100
00:07:26,771 --> 00:07:31,604
‫عجب متلفِ خطازاده‌ای هستی،
‫روسپی‌زاده‌ی سه‌لعنت!

101
00:07:31,687 --> 00:07:32,729
‫گاله رو ببند، زن

102
00:07:32,812 --> 00:07:35,937
‫تو یه حیفِ پوست و استخوانِ به تمام معنایی، می‌دونستی؟

103
00:07:36,021 --> 00:07:38,271
‫هوی شما دوتا، راهـتون رو برید

104
00:07:38,354 --> 00:07:41,312
‫چطوری اونوقت؟
‫لامصب شکست

105
00:07:41,396 --> 00:07:44,521
‫- چون تِر می‌زنی به هر کاری که می‌کنی!
‫- ولم کن بابا

106
00:07:44,604 --> 00:07:46,562
‫نه، سبزیجات‌مون رو ببین. الان...

107
00:07:46,646 --> 00:07:48,896
‫بازیگرهای خیلی خوبی‌ان، نه؟

108
00:07:49,646 --> 00:07:51,937
‫تو سرقت‌های بزرگ اینجوری،
‫همه نقش خودمون رو بازی می‌کنیم

109
00:07:52,896 --> 00:07:55,687
‫چی کار کردین که بدترین شغل دنیا نصیب‌تون شد؟

110
00:07:56,479 --> 00:08:00,104
‫ببین، تو فکرت اینجوریه،
‫ولی حالا می‌دونم که مهم‌ترین شغله

111
00:08:01,062 --> 00:08:02,062
‫همه‌چیز رو می‌بینم

112
00:08:02,646 --> 00:08:05,687
‫هر مشکلی پیش بیاد،
‫هر کی تو دردسر افتاده باشه، نجاتش میدم

113
00:08:05,771 --> 00:08:07,979
‫- جنس‌تون رو جابجا کنید، یالا!
‫- درستش کن دیگه!

114
00:08:08,062 --> 00:08:10,062
‫- می‌شه بیخیال بشی؟
‫- وامونده رو درستش کن

115
00:08:10,104 --> 00:08:12,187
‫- دارم تلاش می‌کنم، ولی فایده نداره...
‫- برش دار!

116
00:08:12,271 --> 00:08:15,937
‫مرحله بعد نفوذ کردنه.
‫هدف ما پولدارترین آدم شهره

117
00:08:16,021 --> 00:08:18,396
‫پس مالیات‌گیر؟

118
00:08:18,479 --> 00:08:19,771
‫چه زود یاد می‌گیری

119
00:08:19,854 --> 00:08:21,854
‫- هیچوقت درست کار نمی‌کنی!
‫- چی کار کنیم؟

120
00:08:21,937 --> 00:08:23,354
‫- کوفتی رو شکستی دیگه
‫- چی؟

121
00:08:23,437 --> 00:08:24,646
‫آشغال‌هاتون رو جمع کنید!

122
00:08:24,729 --> 00:08:26,687
‫میسل، درِ کوفتی رو باز کن!

123
00:08:26,771 --> 00:08:27,771
‫نمی‌تونم

124
00:08:28,437 --> 00:08:30,062
‫گیر می‌افته

125
00:08:30,146 --> 00:08:31,896
‫- میرم داخل
‫- نه، خودمون می‌تونیم

126
00:08:32,562 --> 00:08:35,062
‫- فقط موش‌ها. نقشه‌ی همه‌چیز رو ریختیم
‫- وسایل‌تون رو جمع کنید

127
00:08:35,146 --> 00:08:36,229
‫چرا خودت کمک‌مون نمی‌کنی؟

128
00:08:36,312 --> 00:08:38,352
‫- بیا دیگه!
‫- به نظرت می‌خوایم چی کار کنیم؟

129
00:08:38,396 --> 00:08:39,854
‫آره. همینجوری واینستا نگامون کن

130
00:08:39,937 --> 00:08:41,229
‫- بیا اینجا
‫- باشه

131
00:08:43,437 --> 00:08:45,229
‫یه هُلِ درست و حسابی می‌خواد!

132
00:08:54,187 --> 00:08:55,562
‫کسی نیست

133
00:08:55,646 --> 00:08:58,521
‫یکم گیر داره. چیزی نمونده

134
00:08:59,729 --> 00:09:01,104
‫آره، ادامه بده

135
00:09:01,687 --> 00:09:04,062
‫یکم بالاتر. بالاتر

136
00:09:04,896 --> 00:09:06,146
‫بالاتر از اون، زود باش

137
00:09:06,229 --> 00:09:08,687
‫یه مرد بزرگ و قوی مثل تو باید بتونه بلندش کنه

138
00:09:09,187 --> 00:09:10,479
‫حالا اجرا

139
00:09:30,229 --> 00:09:31,521
‫سلام خوشگله

140
00:09:37,646 --> 00:09:38,896
‫تو کدوم خری هستی؟

141
00:09:39,396 --> 00:09:40,396
‫نخیر

142
00:09:42,562 --> 00:09:45,479
‫صدات در نیاد، وگرنه بعدیش می‌خوره به خودت

143
00:09:45,562 --> 00:09:46,604
‫باشه؟

144
00:09:53,146 --> 00:09:54,521
‫از جونم بگذرید

145
00:09:54,604 --> 00:09:57,187
‫می‌تونیم... یکم تفریح کنیم

146
00:09:57,979 --> 00:09:59,604
‫بهترین فیس‌تک عمرته

147
00:10:01,521 --> 00:10:02,896
‫اه؟

148
00:10:04,646 --> 00:10:05,729
‫آره

149
00:10:07,312 --> 00:10:09,021
‫همینجوری. نه، پایین‌تر. پایین‌تر

150
00:10:09,104 --> 00:10:11,187
‫- جدی آخه؟
‫- چرا اینقدر داره طول می‌کشه؟

151
00:10:11,687 --> 00:10:13,937
‫- نگران نباش
‫- چرا من بی‌کار نشستم اینجا؟

152
00:10:14,021 --> 00:10:15,271
‫می‌تونم بهشون کمک کنم

153
00:10:15,354 --> 00:10:17,354
‫اگه کمک بخوان، می‌فهمیم

154
00:10:17,437 --> 00:10:19,229
‫خودشه. تموم شد

155
00:10:19,312 --> 00:10:22,021
‫باشه، حالا سبزیجات کوفتیت و اون زن جونورت رو بردار

156
00:10:22,104 --> 00:10:23,687
‫و گورت رو از اینجا گم کن

157
00:10:23,771 --> 00:10:24,979
‫لعنتی

158
00:10:25,062 --> 00:10:27,396
‫- زنه کجا رفت؟
‫- همیشه یه اتفاق غیرمنتظره می‌افته

159
00:10:35,937 --> 00:10:36,937
‫هوی!

160
00:10:40,562 --> 00:10:42,729
‫یه مشکل

161
00:10:42,812 --> 00:10:44,896
‫چی شد؟

162
00:10:44,979 --> 00:10:46,979
‫- حالت خوبه؟
‫- دزد!

163
00:10:49,354 --> 00:10:50,937
‫- بگیریدشون!
‫- نگهبان‌ها!

164
00:10:52,229 --> 00:10:53,229
‫نگهبان‌ها، بیاید پیش من!

165
00:10:54,562 --> 00:10:55,937
‫داخل!

166
00:10:56,021 --> 00:10:57,729
‫- رفتن داخل
‫- داخل!

167
00:10:57,812 --> 00:11:00,104
‫- مهمون داریم!
‫- از پشت برید!

168
00:11:00,187 --> 00:11:01,979
‫نذارید در برن!

169
00:11:02,062 --> 00:11:04,604
‫خانم‌ها. می‌تونم هوای دَر رو داشته باشم؟

170
00:11:06,146 --> 00:11:08,396
‫در رو هُل بدین. زود باشید!
‫بازش کنید!

171
00:11:10,312 --> 00:11:12,354
‫یکی دیگه هم برای شانس!

172
00:11:13,979 --> 00:11:15,771
‫در رو باز کنید! هلش بدید!

173
00:11:16,354 --> 00:11:17,479
‫اینجوری...

174
00:11:21,271 --> 00:11:22,604
‫فالکا، چی کار می‌کنی؟

175
00:11:24,729 --> 00:11:26,687
‫زود باشید، بریم!

176
00:11:26,771 --> 00:11:28,396
‫بریم، بریم! یالا

177
00:11:31,396 --> 00:11:33,729
‫- گرفتمت! زود باش
‫- نه!

178
00:11:34,396 --> 00:11:37,104
‫قرار نیست جایی بری

179
00:11:37,187 --> 00:11:38,354
‫برو، برو، برو!

180
00:11:38,437 --> 00:11:39,896
‫- اه!
‫- هی!

181
00:11:41,396 --> 00:11:43,437
‫- چرا اون کار رو کردی؟
‫- چون باهاتـم

182
00:11:44,812 --> 00:11:46,229
‫دنبالم بیا

183
00:11:57,271 --> 00:11:58,479
‫هی!

184
00:11:59,271 --> 00:12:00,687
‫کارت خوب بود، میسل!

185
00:12:00,771 --> 00:12:02,687
‫چطوری از پسِ اون کار بر اومدی؟

186
00:12:02,771 --> 00:12:04,479
‫دیدی از پنجره‌ی لعنتی پرت شد بیرون؟

187
00:12:04,562 --> 00:12:06,062
‫می‌دونم!

188
00:12:08,312 --> 00:12:09,437
‫کارت خوب بود!

189
00:12:09,521 --> 00:12:11,271
‫ایست! اونجان! هی!

190
00:12:11,354 --> 00:12:12,812
‫بچه‌ها. بچه‌ها!

191
00:12:14,812 --> 00:12:16,396
‫برید کنار!

192
00:12:17,729 --> 00:12:20,187
‫- برو دیگه!
‫- اِیسا، برو، برو، برو!

193
00:12:20,271 --> 00:12:21,562
‫هی!

194
00:12:21,646 --> 00:12:23,562
‫- برید کنار از سر راه!
‫- دارن بهمون می‌رسن!

195
00:12:23,646 --> 00:12:25,021
‫کیلی، سنگ‌هات!

196
00:12:25,604 --> 00:12:26,979
‫هیچی نمونده

197
00:12:27,062 --> 00:12:28,354
‫برید عقب! برید عقب!

198
00:12:28,437 --> 00:12:29,646
‫نه، واسه این کارها زیادی نئشه‌ام

199
00:12:31,937 --> 00:12:33,062
‫برو پسر!

200
00:12:33,979 --> 00:12:35,937
‫- برید عقب!
‫- چیزی نمونده بهمون برسن

201
00:12:36,021 --> 00:12:38,521
‫یالا، از سر راه برید کنار! الان! الان!

202
00:12:39,396 --> 00:12:40,771
‫- سریعتر!
‫- هی!

203
00:12:40,854 --> 00:12:42,479
‫هی! هی!

204
00:12:43,062 --> 00:12:44,729
‫دارید چه گهی می‌خورید...

205
00:12:51,437 --> 00:12:53,062
‫همین الان از سر راه برید کنار!

206
00:13:12,604 --> 00:13:14,479
‫کسی خونه هست؟

207
00:13:36,271 --> 00:13:37,479
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

208
00:13:38,687 --> 00:13:40,521
‫می‌بینم سلام و احوال‌پرسی رو گذاشتیم کنار

209
00:13:41,146 --> 00:13:42,937
‫ما از کِی باهمدیگه خوش‌مشرب بودیم؟

210
00:13:43,521 --> 00:13:44,896
‫نیاز حد و مرز نداره

211
00:13:46,979 --> 00:13:48,521
‫پناهگاه می‌خوام

212
00:13:49,812 --> 00:13:50,896
‫واسه خودت؟

213
00:13:51,479 --> 00:13:52,479
‫از من می‌خوای؟

214
00:13:53,854 --> 00:13:55,187
‫عجب حرفی

215
00:13:57,479 --> 00:13:58,979
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست

216
00:14:01,062 --> 00:14:01,896
‫که چی؟

217
00:14:01,979 --> 00:14:03,729
‫حالا که قاره در جنگ فرو رفته،

218
00:14:04,354 --> 00:14:06,229
‫ویزیمیر هم مُرده،

219
00:14:07,187 --> 00:14:09,187
‫باورش برام سخته که تو و دیکسترا

220
00:14:09,687 --> 00:14:13,854
‫مشغول زدنِ مُخِ

221
00:14:14,687 --> 00:14:15,521
‫پادشاه عزیز...

222
00:14:15,604 --> 00:14:17,062
‫- اسمش چی بود؟
‫- رادوید

223
00:14:17,146 --> 00:14:18,146
‫رادوید، نیستید

224
00:14:19,021 --> 00:14:22,729
‫که حتی بیشتر از پادشاه قبل از خودش
‫پذیرای نصیحت منه

225
00:14:22,812 --> 00:14:24,771
‫چرند میگی. اخراج شدی

226
00:14:26,354 --> 00:14:27,354
‫عجب

227
00:14:27,937 --> 00:14:29,312
‫واقعاً ملاقات مطبوعی بود

228
00:14:29,812 --> 00:14:32,104
‫حالا رفتنی در رو پشت سرت ببند

229
00:14:32,187 --> 00:14:33,854
‫از هوایی که از درز بیاد تو متنفرم

230
00:14:35,771 --> 00:14:36,771
‫کیرا مُرده

231
00:14:39,479 --> 00:14:41,854
‫ویلگه‌فورتز، داره ارتش جمع می‌کنه

232
00:14:42,437 --> 00:14:45,729
‫داره شکارمون می‌کنه.
‫با دستور اینکه یا باید بهش ملحق بشی یا بمیری

233
00:14:45,812 --> 00:14:47,396
‫یه ارتش شرور

234
00:14:48,396 --> 00:14:49,729
‫البته که اینجوریه

235
00:14:50,937 --> 00:14:53,312
‫ما هم چاره‌ای نداریم جز یه ارتش جمع کنیم

236
00:14:54,479 --> 00:14:56,187
‫کاش گوشِت بدهکار بود

237
00:14:57,187 --> 00:14:59,437
‫اگه در تاند کنارم می‌موندی...

238
00:14:59,521 --> 00:15:00,646
‫ما کور بودیم

239
00:15:01,937 --> 00:15:03,062
‫تو نبودی

240
00:15:04,312 --> 00:15:07,396
‫واسه همین علیرغم گذشته نسبتاً ناجورمون،

241
00:15:08,979 --> 00:15:10,229
‫اول اومدم پیش تو

242
00:15:12,854 --> 00:15:14,104
‫واسه همین اومدم اینجا

243
00:15:15,604 --> 00:15:17,271
‫فقط پناهگاه نمی‌خوام

244
00:15:18,687 --> 00:15:19,729
‫تو رو می‌خوام

245
00:15:21,312 --> 00:15:23,687
‫ینیفری که می‌شناسم به هیچکس نیاز نداره

246
00:15:23,771 --> 00:15:25,646
‫ینیفری که می‌شناختی مُرده

247
00:15:32,979 --> 00:15:36,562
‫عروسک‌گردانِ بدون عروسک فقط احمقیه که چندتا نخ بهش آویزونه

248
00:15:39,146 --> 00:15:41,479
‫تو چطوری از نو متولد خواهی شد، فلیپا؟

249
00:15:51,854 --> 00:15:53,812
‫بازم داری لَنگ می‌زنی، ویچر

250
00:15:53,896 --> 00:15:54,896
‫بیا استراحت کنیم

251
00:15:54,979 --> 00:15:57,771
‫باید برگردیم پیش بقیه.
‫تاریک شده

252
00:15:57,854 --> 00:16:00,479
‫بوش رو حس می‌کنید؟

253
00:16:03,771 --> 00:16:07,812
‫بادیان رومیـه.
‫یا شاید دارچین

254
00:16:10,687 --> 00:16:12,937
‫- چی شده، ویچر؟
‫- بیا بیرون

255
00:16:19,021 --> 00:16:20,229
‫ای خدایان مهربون، باز چیه؟

256
00:16:20,312 --> 00:16:21,479
‫بیا بیرون!

257
00:16:21,562 --> 00:16:23,104
‫بهت آزاری نمی‌رسه

258
00:16:37,187 --> 00:16:40,729
‫توصیه می‌کنم سلاح‌هاتون رو کنار بذارید، افرادِ نیک

259
00:16:41,396 --> 00:16:43,104
‫نیازی بهشون نیست

260
00:16:44,354 --> 00:16:46,312
‫همونطور که می‌بینید، تیغه‌ای همراه من نیست

261
00:16:47,229 --> 00:16:51,229
‫همچنین چیزی همراهم نیست که بشه گفت
‫غنیمت ارزشمند محسوب می‌شه

262
00:16:52,312 --> 00:16:56,854
‫من اِمیل ریجس هستم.
‫جراح آرایشگرم

263
00:16:56,937 --> 00:16:59,979
‫- بوی داروفروشی میدی
‫- آره

264
00:17:00,062 --> 00:17:03,437
‫- چرا ازمون مخفی شده بودی؟
‫- از جنگ مخفی شدم، دوست من

265
00:17:04,146 --> 00:17:08,729
‫چه جایی بهتر از اینجا، در میان مردگان هست

266
00:17:08,812 --> 00:17:10,479
‫که بخوای از سیرتِ خشنِ زندگان مخفی بشی؟

267
00:17:10,562 --> 00:17:11,937
‫آره خب، طبق تجربه اخیرمون،

268
00:17:12,021 --> 00:17:15,646
‫شهادت میدم مردگان هم تا حدی خشن هستن

269
00:17:15,729 --> 00:17:16,562
‫بله

270
00:17:16,646 --> 00:17:19,687
‫مطمئنی چیز دیگه‌ای این اطراف نیست
‫که منتظره تا گازگازی‌مون کنه؟

271
00:17:19,771 --> 00:17:21,521
‫اطمینان میدم،

272
00:17:22,187 --> 00:17:24,646
‫من وحشتناک‌ترین موجود اینجا هستم

273
00:17:28,437 --> 00:17:30,687
‫یه کلبه کوچیک نزدیک اینجا دارم

274
00:17:31,396 --> 00:17:34,812
‫که توش دارو و اکسیر تقطیر می‌کنم

275
00:17:35,312 --> 00:17:37,312
‫چشمه‌ای که بتونید خودتون رو بشورید

276
00:17:37,396 --> 00:17:39,312
‫و آتشدانی که گرم‌تون کنه

277
00:17:39,396 --> 00:17:42,854
‫خواهش می‌کنم، همه‌تون رو دعوت می‌کنم
‫که باهام به اونجا برگردید

278
00:17:42,937 --> 00:17:44,062
‫و امشب رو استراحت کنید

279
00:17:44,146 --> 00:17:47,104
‫- تعدادمون زیاده
‫- قدم همه روی چشمه

280
00:17:57,187 --> 00:17:59,771
‫بقیه رو خبر کنید.
‫تا وقتی بشه استراحت می‌کنیم

281
00:18:01,396 --> 00:18:03,562
‫هی، چشم و گوشـمون باز باشه

282
00:18:04,062 --> 00:18:06,854
‫این گیاه‌شناس بوگندو یه جای کارش می‌لنگه

283
00:18:21,979 --> 00:18:25,354
‫بفرمایید. بفرمایید، خواهش می‌کنم.
‫فکر کنید خونه خودتونه

284
00:18:40,521 --> 00:18:43,896
‫این یه آتانوره که به عرق‌گیر وصل شده،

285
00:18:43,979 --> 00:18:46,687
‫مجهز به ستونِ تصفیه و یه کندانسر مسی؟

286
00:18:46,771 --> 00:18:48,104
‫خودت ساختیش؟

287
00:18:48,187 --> 00:18:49,562
‫کاملاً

288
00:18:49,646 --> 00:18:53,521
‫سعی داشتم اسانس پنجم رو تقطیر و استخراج کنم

289
00:18:53,604 --> 00:18:56,812
‫و بله، من گیاه‌شناس بوگندویی هستم

290
00:18:58,771 --> 00:19:00,062
‫چی هست؟

291
00:19:00,146 --> 00:19:03,187
‫دوست من، این اسانس پنجمه

292
00:19:03,812 --> 00:19:07,229
‫و... ششم، و گمونم هفتم؟

293
00:19:10,187 --> 00:19:12,354
‫این اکسیر الهیـه

294
00:19:12,437 --> 00:19:14,687
‫یه خمرِ بهشتیه

295
00:19:14,771 --> 00:19:16,021
‫این...

296
00:19:16,521 --> 00:19:17,729
‫چیه؟

297
00:19:17,812 --> 00:19:22,979
‫این تقطیر ماندراکه که با بلادونا و چند ماده مست‌کننده دیگه غنی شده

298
00:19:23,062 --> 00:19:25,812
‫مطمئنم عرق سگیش واسه ما خیلی گرونه

299
00:19:25,896 --> 00:19:27,937
‫- می‌تونم با یه آهنگ باهات طاق بزنم
‫- نه!

300
00:19:28,687 --> 00:19:30,062
‫قیمت رو دوبرابر می‌کنه

301
00:19:30,146 --> 00:19:33,771
‫خواهش می‌کنم، دعوت‌تون می‌کنم
‫که هر چقدر می‌خواید میل کنید

302
00:19:33,854 --> 00:19:38,062
‫احتمالش کمه که بتونم از میدان نبرد رد بشم
‫که توی شهر بفروشمش

303
00:19:38,146 --> 00:19:40,854
‫حرف قیمت رو نزنید. یا آهنگ

304
00:19:46,479 --> 00:19:48,937
‫حالا که تعارف زدی. بده من...

305
00:19:50,604 --> 00:19:52,146
‫اوه!

306
00:19:52,229 --> 00:19:53,729
‫آقایون

307
00:19:54,229 --> 00:19:56,396
‫سلامتی شما

308
00:19:57,312 --> 00:19:58,687
‫آها!

309
00:19:58,771 --> 00:19:59,979
‫هوم

310
00:20:00,771 --> 00:20:02,771
‫وای

311
00:20:03,396 --> 00:20:05,896
‫این بهترین اسانس هفتمیه که تا حالا خوردم

312
00:20:05,979 --> 00:20:07,979
‫واهای!

313
00:20:12,646 --> 00:20:13,646
‫کسی نیست

314
00:20:22,062 --> 00:20:23,521
‫اون دیگه چه کاری بود؟

315
00:20:23,604 --> 00:20:27,437
‫هر سکه‌ای که به حق دزدیدیم رو ریختی رفت

316
00:20:27,521 --> 00:20:30,021
‫به خاطر تو، هیچی نداریم

317
00:20:30,104 --> 00:20:32,771
‫میسل میاد عاشق یه بی‌خانمان می‌شه و همه‌مون بگا میریم

318
00:20:32,854 --> 00:20:34,062
‫یه دلیلی داره که قوانین گذاشتیم

319
00:20:34,146 --> 00:20:36,271
‫به من نگاه نکنید.
‫تصمیم گیز بود

320
00:20:36,354 --> 00:20:39,687
‫اولین حرفم این بود، طبق نقشه پیش بریم.
‫به همین سادگیه

321
00:20:39,771 --> 00:20:42,812
‫- سعی داشتم عضوی...
‫- ولی تو عضو هیچی نیستی

322
00:20:43,396 --> 00:20:46,062
‫متوجه عواقب کاری که الان کردی نیستی

323
00:20:46,146 --> 00:20:48,271
‫خب، می‌تونی بهم بگی. اینم یه ایده

324
00:20:49,062 --> 00:20:52,062
‫مهم نیست. بدون میسل قرار نبود بریم

325
00:20:52,146 --> 00:20:53,937
‫وقتی گفتم این کار فقط برای موش‌هاست،

326
00:20:54,021 --> 00:20:55,687
‫منظورم اون‌ها بود، نه تو

327
00:20:56,604 --> 00:20:58,146
‫- هنوز نه
‫- هرگز

328
00:20:59,062 --> 00:21:00,271
‫بیاید فقط

329
00:21:01,354 --> 00:21:02,771
‫تحویل نگهبان‌ها بدیمش

330
00:21:03,312 --> 00:21:05,937
‫- تا حالا به لاشی نبودن فکر کردی؟
‫- کافیه!

331
00:21:09,854 --> 00:21:13,271
‫اگه من نبودم، می‌گرفتن و می‌کشتن‌تون!

332
00:21:13,354 --> 00:21:15,646
‫آره، نمی‌دونم.
‫فعلاً اینطوری نشده، درسته؟

333
00:21:15,729 --> 00:21:19,479
‫آره، ما خیلی قبل‌تر از اینکه تو بخوای خودت رو به ما زور کنی اینجا بودیم

334
00:21:19,562 --> 00:21:20,562
‫بچسبونی

335
00:21:20,646 --> 00:21:23,729
‫خیلی بعد از رفتنت هم خواهیم بود

336
00:21:28,479 --> 00:21:30,604
‫شاید بهتره تجدیدنظر کنی

337
00:21:33,437 --> 00:21:37,354
‫چون ما کل مواد منفجره رو
‫واسه ترکوندن فقط یک در تموم نکردیم

338
00:21:40,396 --> 00:21:41,646
‫ما نبودیم

339
00:21:42,646 --> 00:21:44,146
‫که مالیات‌گیر رو

340
00:21:44,646 --> 00:21:45,687
‫از پنجره پرت کنیم بیرون

341
00:21:49,229 --> 00:21:52,229
‫ما توی حواس‌پرتی گند نزدیم

342
00:21:52,312 --> 00:21:54,896
‫و شرایط فرار رو خطرناک نکردیم

343
00:21:58,896 --> 00:22:01,229
‫و ما فراموش نکردیم

344
00:22:01,771 --> 00:22:04,354
‫که نجات یه نفر مهم‌ترین کاره

345
00:22:07,896 --> 00:22:10,104
‫آره، وقتی لال بود بیشتر دوستش داشتم

346
00:22:14,979 --> 00:22:16,854
‫بیخیال. می‌شه نگهش داریم؟

347
00:22:22,396 --> 00:22:23,687
‫فالکا، وایسا

348
00:22:24,187 --> 00:22:26,937
‫نمی‌شه همینجوری بری.
‫دارن خیابون‌ها رو برامون شخم می‌زنن

349
00:22:27,021 --> 00:22:28,437
‫از پس خودم بر میام

350
00:22:28,521 --> 00:22:32,729
‫واضحه. ولی نگهبان‌های اونجوری
‫اقدام رو به مذاکره ترجیح میدن

351
00:22:32,812 --> 00:22:34,646
‫پس باهام بیا

352
00:22:34,729 --> 00:22:36,271
‫نمی‌بینی خانواده‌ی من هستن؟

353
00:22:36,354 --> 00:22:37,604
‫اونوقت من فقط...

354
00:22:39,062 --> 00:22:40,187
‫یکی‌ام که باهاش بخوابی؟

355
00:22:40,271 --> 00:22:41,771
‫اونجوری نیست

356
00:22:46,354 --> 00:22:48,562
‫تو با ما هستی. یادته؟

357
00:22:49,937 --> 00:22:51,771
‫می‌خوام ازت مراقبت کنم

358
00:23:01,104 --> 00:23:02,146
‫لعنتی

359
00:23:08,979 --> 00:23:10,479
‫تا صبح می‌مونم

360
00:23:13,729 --> 00:23:14,937
‫ولی تنها می‌خوابم

361
00:23:22,354 --> 00:23:23,979
‫خوب بخوابی، کوچولو

362
00:23:33,646 --> 00:23:34,771
‫یکم استراحت کن

363
00:23:38,187 --> 00:23:41,771
‫ای خدایان، خیلی خوبه

364
00:23:41,854 --> 00:23:44,146
‫- داره با مغزم...
‫- به بیاتا سر زدم

365
00:23:44,229 --> 00:23:46,021
‫آروم و راحت خوابیده

366
00:23:46,104 --> 00:23:48,437
‫میلوا، دختر جون

367
00:23:48,521 --> 00:23:51,271
‫خیلی دلربا شدی

368
00:23:51,354 --> 00:23:52,979
‫مست کردی. خوش بگذرون

369
00:23:53,062 --> 00:23:56,062
‫باهامون یه مشروب بزن، ای آدم جدی

370
00:23:56,646 --> 00:23:58,104
‫مسیرمون دراز بوده

371
00:23:58,896 --> 00:24:00,437
‫حقته یکم ماندراک بخوری

372
00:24:00,521 --> 00:24:01,437
‫- ماندراک؟
‫- اوهوم

373
00:24:01,521 --> 00:24:04,562
‫- یه جور دارو هم هست، نه؟
‫- می‌تونه باشه

374
00:24:06,062 --> 00:24:07,062
‫بزن بره!

375
00:24:08,479 --> 00:24:10,479
‫وای...

376
00:24:12,771 --> 00:24:15,687
‫بیا اینجا. یه مشروب بهش بدیم

377
00:24:16,312 --> 00:24:17,979
‫سرخ شدی. هنوز داره قورت میده

378
00:24:18,062 --> 00:24:19,729
‫نه، باید تمومش کنه

379
00:24:19,812 --> 00:24:21,937
‫خودشه!

380
00:24:22,021 --> 00:24:23,771
‫بیا باهام برقص

381
00:24:24,479 --> 00:24:26,354
‫یالا!

382
00:24:26,854 --> 00:24:28,146
‫اه!

383
00:24:29,937 --> 00:24:31,687
‫چی دوست داره؟

384
00:24:36,146 --> 00:24:38,437
‫زخم شبحه. زنده می‌مونم

385
00:24:39,354 --> 00:24:40,604
‫دست بردار

386
00:24:40,687 --> 00:24:43,479
‫این زخم خیلی عمیق‌تر از اونه

387
00:24:43,562 --> 00:24:44,604
‫به معنی واقعی کلمه

388
00:24:46,396 --> 00:24:50,604
‫انگار به جای استراحت
‫برای درمان به جادو روی آوردی

389
00:24:52,312 --> 00:24:53,979
‫وقت واسه استراحت ندارم

390
00:24:54,562 --> 00:24:57,187
‫چطوری از عفونت جلوگیری کردی؟

391
00:24:59,646 --> 00:25:01,146
‫آب‌های بروکلیون

392
00:25:01,896 --> 00:25:05,729
‫درایادها رو میگی.
‫خیلی دوست داشتم عملکردِ آب‌ها رو ببینم

393
00:25:05,812 --> 00:25:07,271
‫گاهی عمل نمی‌کنن

394
00:25:09,521 --> 00:25:11,979
‫و...

395
00:25:13,396 --> 00:25:14,521
‫...دوست‌هات چی؟

396
00:25:14,604 --> 00:25:17,437
‫همراهانِ سفرم

397
00:25:18,271 --> 00:25:20,687
‫از وضعیتم خبر ندارن و قرار نیست بفهمن

398
00:25:22,104 --> 00:25:23,396
‫هوم

399
00:25:25,229 --> 00:25:28,729
‫حتماً زندگی عجیبیه که تنها توی قبرستون باشی

400
00:25:30,437 --> 00:25:32,437
‫اگه دنبال اینی که قصه برات بگم،

401
00:25:32,521 --> 00:25:35,312
‫متأسفانه من به شدت آدم کسل‌کننده‌ای‌ام

402
00:25:35,396 --> 00:25:37,187
‫مردی که گذشته‌ای داره

403
00:25:38,437 --> 00:25:40,646
‫بعد از یک جوونیِ پُر از سرخوردگی،

404
00:25:42,187 --> 00:25:45,062
‫تصمیم گرفتم زندگیم رو وقف دانش کنم

405
00:25:45,646 --> 00:25:48,479
‫مطالعه درد یکی از چیزهاییه که بهش شیفته‌ام

406
00:25:50,146 --> 00:25:51,187
‫هوم

407
00:25:52,562 --> 00:25:54,687
‫سفری از لذت به درد

408
00:25:55,729 --> 00:25:57,021
‫خیلی شاعرانه است

409
00:25:57,104 --> 00:26:01,187
‫به عنوان یک ویچر، مطمئنم اطلاعات زیادی از این موضوع داری

410
00:26:03,729 --> 00:26:06,854
‫گرچه شاید نه واسه مدت زیادی

411
00:26:07,646 --> 00:26:08,812
‫منظورت چیه؟

412
00:26:08,896 --> 00:26:10,521
‫اگه کارت رو درست انجام بدی،

413
00:26:11,312 --> 00:26:14,312
‫دیگه هیولایی واسه کشتن نمی‌مونه، درسته؟

414
00:26:17,979 --> 00:26:19,229
‫بعدش چی کار می‌کنی؟

415
00:26:25,437 --> 00:26:28,479
‫مردم دوست دارن هیولا و شرارت رو اختراع کنن

416
00:26:30,021 --> 00:26:31,271
‫وقتی دروغ میگن،

417
00:26:32,062 --> 00:26:34,354
‫تقلب می‌کنن، دزدی می‌کنن،
‫زن‌شون رو کتک می‌زنن،

418
00:26:36,312 --> 00:26:39,229
‫باید به عامل تخریبی که از خودشون وحشتناک‌تره باور داشته باشن

419
00:26:40,604 --> 00:26:42,937
‫از دیده شدنِ شرارت‌های خودشون کم می‌کنه

420
00:26:44,896 --> 00:26:47,687
‫تا وقتی اون عوض نشه،
‫همیشه نیاز به ویچرها هست

421
00:26:48,271 --> 00:26:49,354
‫اه

422
00:26:50,271 --> 00:26:51,354
‫من هم...

423
00:26:51,378 --> 00:26:59,378
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

424
00:27:01,104 --> 00:27:06,312
‫این ضماد و آبِ ماندراکی که تعارف کردم

425
00:27:06,812 --> 00:27:08,729
‫به دردت کمک می‌کنه

426
00:27:10,229 --> 00:27:11,229
‫کسی هم نمی‌فهمه

427
00:27:13,396 --> 00:27:15,187
‫بابت مراعاتت متشکرم

428
00:27:29,771 --> 00:27:32,271
‫خوبه اگه یکم غذا بهم بدی، دوست من

429
00:27:36,354 --> 00:27:39,312
‫دنبال سوراخ خرگوش کوچولوت بودم

430
00:27:40,146 --> 00:27:42,646
‫- بحث غذا شد، تازه است؟
‫- جادوییه

431
00:27:44,104 --> 00:27:46,271
‫یه بار بهم گفتی این کار هدر دادن قدرت هرج‌ومرجه

432
00:27:46,812 --> 00:27:48,646
‫ولی اوضاع عوض می‌شه، نه؟

433
00:27:49,437 --> 00:27:50,854
‫مثل تو در شمال

434
00:27:53,229 --> 00:27:54,771
‫امهیر سینترا رو بهم پیشنهاد کرد

435
00:27:56,479 --> 00:27:57,562
‫فرماندار شاهنشاهی

436
00:27:59,437 --> 00:28:00,687
‫اونوقت گم شدی که از اینجا سر در آوردی؟

437
00:28:02,562 --> 00:28:06,104
‫پیشکشِ امهیر فقط وظیفه‌دار شدن برای خدمت بیشتره

438
00:28:06,187 --> 00:28:08,521
‫از اینکه زیر شستش بودم خسته شدم، پس زدم بیرون

439
00:28:09,104 --> 00:28:11,562
‫قصد ندارم برگردم، پس ازم نخواه

440
00:28:12,062 --> 00:28:13,104
‫نمی‌خوام

441
00:28:15,687 --> 00:28:17,312
‫بابت ویلگه‌فورتز اومدم

442
00:28:19,646 --> 00:28:21,646
‫داره برای قلعه‌اش جادوگر استخدام می‌کنه

443
00:28:22,354 --> 00:28:24,729
‫و پورتال‌ها رو مسدود می‌کنه
‫که نذاره دست‌مون اونجا بهش برسه

444
00:28:24,812 --> 00:28:26,021
‫این حرف‌هات...

445
00:28:27,146 --> 00:28:28,354
‫یکم دیوانه‌واره

446
00:28:30,687 --> 00:28:32,396
‫ما دوست نیستیم، ینیفر

447
00:28:33,312 --> 00:28:34,312
‫چی می‌خوای؟

448
00:28:37,604 --> 00:28:39,021
‫تو فرینجیلا ویگو هستی

449
00:28:40,896 --> 00:28:45,146
‫شهرتت در نیلفگارد می‌گفت یه استراتژیستِ بی‌رحمی،

450
00:28:45,687 --> 00:28:47,604
‫که می‌تونه یک جبهه ارتشی جادویی رو

451
00:28:47,687 --> 00:28:49,396
‫تا نصف قاره هدایت کنه

452
00:28:49,479 --> 00:28:52,479
‫ویلگه‌فورتز احمق بود اگه نمی‌خواست کنارش باشی

453
00:28:52,562 --> 00:28:54,937
‫و اون خیلی چیزها هست، ولی احمق نیست

454
00:28:55,437 --> 00:28:57,979
‫جادوگرهاش رو می‌فرسته که استخدامت کنن،
‫مثل کاری که با من کرد

455
00:28:58,062 --> 00:29:00,937
‫- و کاری که تو داری با من می‌کنی
‫- دارم ازت می‌خوام قبول کنی

456
00:29:01,729 --> 00:29:03,729
‫بفهم دِژش کجاست

457
00:29:04,396 --> 00:29:05,937
‫تا بتونیم ارتشش رو شکست بدیم

458
00:29:06,646 --> 00:29:08,104
‫- بکشیمش
‫- چرا؟

459
00:29:08,187 --> 00:29:09,187
‫اه...

460
00:29:09,729 --> 00:29:13,062
‫چرا باید جونم رو برای تو ریسک کنم؟

461
00:29:23,687 --> 00:29:25,146
‫تیغه‌ی دیمریتیومی؟

462
00:29:27,521 --> 00:29:29,021
‫واقعاً دیوانه‌ای

463
00:29:31,896 --> 00:29:33,896
‫می‌تونم از خودم مراقبت کنم، ممنون

464
00:29:35,896 --> 00:29:36,979
‫می‌دونی...

465
00:29:39,312 --> 00:29:41,062
‫اگه ویلگه‌فورتز رو از پا در بیاریم،

466
00:29:41,562 --> 00:29:43,271
‫امهیر هم حتماً سقوط می‌کنه

467
00:29:45,479 --> 00:29:47,437
‫دیگه نیاز نیست با خرگوش‌ها قایم بشی

468
00:30:13,437 --> 00:30:15,146
‫شرمنده مزاحم می‌شم

469
00:30:15,229 --> 00:30:17,146
‫رفتارم بیشتر با میدان‌های جنگی تنظیمـه

470
00:30:17,229 --> 00:30:18,771
‫تا اتاق نشیمنِ خانم‌ها

471
00:30:20,354 --> 00:30:21,729
‫بفرما بشین

472
00:30:39,687 --> 00:30:41,104
‫اینجا راحتی؟

473
00:30:42,979 --> 00:30:44,479
‫هر چیزی که نیازه رو داری؟

474
00:30:51,104 --> 00:30:53,604
‫دیروز، واکنشت به رهبریِ واجبم

475
00:30:53,687 --> 00:30:57,187
‫برای تنبیه اون سرباز رُک و روراست ناامیدکننده بود

476
00:30:58,187 --> 00:31:00,312
‫ملایمت برای جنسیتت مناسبه،

477
00:31:00,396 --> 00:31:02,812
‫با اینحال غیرمنتظره است،
‫با توجه به دودمانی که داری

478
00:31:04,646 --> 00:31:06,187
‫کالانته نترس بود

479
00:31:07,437 --> 00:31:08,437
‫اون

480
00:31:09,437 --> 00:31:10,979
‫زنی تماشایی بود

481
00:31:12,562 --> 00:31:13,687
‫رُک میگم

482
00:31:15,062 --> 00:31:16,146
‫رفتارت عجیبه

483
00:31:18,729 --> 00:31:20,521
‫به خاطر اشاره به ویچر اینجوری شدی؟

484
00:31:21,937 --> 00:31:23,396
‫- گرالت؟
‫- هوم

485
00:31:24,437 --> 00:31:27,646
‫باهاش سفر کردی.
‫شاید یه جور وفاداری نسبت بهش داری

486
00:31:35,979 --> 00:31:37,771
‫من توی یه زندگیِ دیگه می‌شناختمش

487
00:31:38,979 --> 00:31:41,437
‫توی این زندگی، نگران تهدیدش نیستم

488
00:31:41,521 --> 00:31:44,062
‫ولی اگه تو فرزندِ پیشگوییـش هستی،

489
00:31:44,146 --> 00:31:45,396
‫که داره زیر سقف خونه من زندگی می‌کنه،

490
00:31:45,479 --> 00:31:47,062
‫نگران اعتماد کردن بهت هستم

491
00:31:48,312 --> 00:31:49,604
‫اعلیحضرت،

492
00:31:50,729 --> 00:31:52,521
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

493
00:32:10,646 --> 00:32:12,604
‫حتی اگه مادربزرگت ناامیدت کرده باشه...

494
00:32:14,187 --> 00:32:16,771
‫...حتماً ویچر مبارزه رو یادت داده

495
00:32:18,187 --> 00:32:19,187
‫و کشتن رو

496
00:32:20,896 --> 00:32:23,396
‫بگیرش

497
00:32:34,687 --> 00:32:36,271
‫اوه!

498
00:32:46,729 --> 00:32:47,729
‫نشونم بده

499
00:32:56,604 --> 00:32:57,979
‫از چی می‌ترسی؟

500
00:33:00,271 --> 00:33:01,562
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

501
00:33:06,521 --> 00:33:07,771
‫دوباره تلاش کن

502
00:33:20,854 --> 00:33:25,354
‫تو سیریلا از سینترا نیستی

503
00:33:41,437 --> 00:33:44,812
‫اگه از این اتاق خارج شد، بکشیدش

504
00:33:44,896 --> 00:33:46,062
‫بله اعلیحضرت

505
00:33:47,562 --> 00:33:49,229
‫دختره ناراحت‌تون کرده؟

506
00:33:50,646 --> 00:33:52,479
‫دختره دخترِ من نیست

507
00:33:53,271 --> 00:33:55,396
‫- مطمئنید سرورم؟
‫- تقریباً

508
00:33:56,187 --> 00:33:57,229
‫سرورم

509
00:34:00,271 --> 00:34:01,187
‫به...

510
00:34:01,271 --> 00:34:03,646
‫به نظرم ویلگه‌فورتز

511
00:34:04,812 --> 00:34:08,312
‫حتماً بیشتر از یک حالت بهتون خیانت کرده

512
00:34:08,396 --> 00:34:09,396
‫بله

513
00:34:10,479 --> 00:34:12,479
‫بیارش پیش من. همین الان

514
00:34:12,562 --> 00:34:13,562
‫حتماً

515
00:34:14,062 --> 00:34:16,896
‫نیروهامون در بودروگ چی؟
‫لازمه...

516
00:34:16,979 --> 00:34:18,396
‫نه، نه، نه

517
00:34:18,479 --> 00:34:19,729
‫شاشیدم به جنگ

518
00:34:19,812 --> 00:34:23,187
‫پیشگویی با یه متظاهر جواب نمیده

519
00:34:24,021 --> 00:34:27,187
‫همین الان سیریلا رو می‌خوام

520
00:34:28,646 --> 00:34:29,896
‫امر امر شماست

521
00:34:37,729 --> 00:34:42,396
‫بخور دوست من.
‫استقامتِ بُز داری

522
00:34:42,479 --> 00:34:44,937
‫یکی دیگه برام بریز

523
00:34:45,021 --> 00:34:46,979
‫یکی دیگه نمی‌خوای. باشه، باشه

524
00:34:47,062 --> 00:34:48,854
‫تو نمی‌خوری؟

525
00:34:48,937 --> 00:34:51,229
‫- سلامتی من مثل گذشته نیست
‫- میلوا

526
00:34:51,312 --> 00:34:53,812
‫- چندتا تیر رو می‌تونی...
‫- یکی از لذت‌هایی که معامله کردم اینه

527
00:34:53,896 --> 00:34:54,896
‫- سه‌تا
‫- نه

528
00:34:54,937 --> 00:34:55,937
‫- قطعاً
‫- نه

529
00:34:56,021 --> 00:34:58,479
‫یه بار، چهارتا رو تونستم

530
00:34:58,562 --> 00:35:01,062
‫همزمان چهارتا تیر؟
‫عمراً

531
00:35:01,146 --> 00:35:03,646
‫چرا! می‌تونم بهت نشون بدم

532
00:35:03,729 --> 00:35:04,562
‫آروم، آروم...

533
00:35:04,646 --> 00:35:07,479
‫- باشه واسه بعد
‫- باشه آقایون

534
00:35:07,562 --> 00:35:09,771
‫بانو. یه سلامتی بگم

535
00:35:10,896 --> 00:35:13,521
‫سلامتی میزبانِ ما، ممنونم

536
00:35:13,604 --> 00:35:16,812
‫ولی مهم‌تر، برای کشف چیزی که خشنودمون می‌کنه،

537
00:35:17,937 --> 00:35:20,979
‫حتی در این روزهای کاملاً سیاه

538
00:35:28,771 --> 00:35:30,354
‫سرسخته

539
00:35:31,187 --> 00:35:34,687
‫ولی سریع مست می‌شه،
‫خواب یه عالمه آهن رو می‌بینه

540
00:35:34,771 --> 00:35:35,771
‫دیوث کله‌شق!

541
00:35:38,104 --> 00:35:41,437
‫راستی گرالت، دیگه خواب عجیبی از سیری ندیدی؟

542
00:35:45,146 --> 00:35:47,021
‫ماجرای سیری رو بهت گفته، ریجس؟

543
00:35:47,687 --> 00:35:50,896
‫اون فرزند پیشگوییه

544
00:35:51,854 --> 00:35:55,646
‫ما هم به گرالت افسانه‌ای ملحق شدیم،

545
00:35:56,187 --> 00:35:58,396
‫که قاره رو بپیماییم که پسش بگیریم

546
00:35:59,146 --> 00:36:03,021
‫از خودِ شعله سفید، امهیر وار اِمریس

547
00:36:07,979 --> 00:36:09,396
‫این واسه همینه؟

548
00:36:10,937 --> 00:36:13,229
‫مشروب میدی که زبون‌مون شُل بشه؟

549
00:36:14,062 --> 00:36:17,021
‫باید می‌دونستم که قابل اعتمادید یا نه، بله

550
00:36:17,854 --> 00:36:19,521
‫ولی صدمه‌ای بهتون نمی‌رسه

551
00:36:20,271 --> 00:36:24,771
‫بعضی میگن آبِ ماندراک
‫عمیق‌ترین آرزوها رو برملا می‌کنه

552
00:36:27,937 --> 00:36:29,312
‫من دیگه کاری به آرزوها ندارم

553
00:36:32,604 --> 00:36:35,979
‫آره. اون... تو کارِ آرزو نیست

554
00:36:36,521 --> 00:36:38,396
‫یه بار آرزو کرد که جادوگر موکلاغی رو ببینه

555
00:36:38,479 --> 00:36:39,937
‫- ینیفر...
‫- یسکیر

556
00:36:45,229 --> 00:36:47,021
‫اکثر مکالمات اینجوری تموم می‌شن

557
00:37:00,021 --> 00:37:01,187
‫هوم

558
00:39:07,187 --> 00:39:08,521
‫خودشونن!

559
00:39:08,604 --> 00:39:10,396
‫- اونجا!
‫- یالا!

560
00:39:10,479 --> 00:39:12,604
‫- اون بالان
‫- چی شده؟

561
00:39:13,187 --> 00:39:14,646
‫چه خبره؟

562
00:39:14,729 --> 00:39:16,896
‫دنبال‌مون می‌گردن. درِ پشتی!

563
00:39:18,229 --> 00:39:19,479
‫اینجان!

564
00:39:23,104 --> 00:39:24,437
‫ماجرا چیه؟

565
00:39:24,521 --> 00:39:26,687
‫حسابِ مالیات‌گیر رو گذاشتید کفِ دستش

566
00:39:27,187 --> 00:39:30,021
‫سال‌ها سرمون کلاه گذاشت
‫که بتونه پودرش کنه و بده توی بینیش

567
00:39:30,604 --> 00:39:33,354
‫شما پول‌مون رو بهمون پس دادین و بابتش آسیبی نمی‌بینید

568
00:39:33,437 --> 00:39:35,979
‫می‌تونیم صحیح و سالم از شهر خارج‌تون کنیم

569
00:39:37,479 --> 00:39:38,979
‫بیاید. یکم بردارید

570
00:39:39,062 --> 00:39:40,521
‫فکر می‌کنن ما قهرمانیم

571
00:39:57,312 --> 00:39:59,271
‫دارم میگم تا حالا اینجوری نشده

572
00:39:59,354 --> 00:40:02,062
‫نگهبان‌ها رو شکست نداد.
‫برامون حامی پیدا کرد

573
00:40:02,146 --> 00:40:04,687
‫آره. هنوز پولی نداریم.
‫این مشکل‌سازه

574
00:40:04,771 --> 00:40:08,604
‫یه جوری جبرانش می‌کنیم.
‫به شرطی که کیلی دوباره شلوغش نکنه

575
00:40:08,687 --> 00:40:11,479
‫یادته اون دفعه که از پله‌های فاحشه‌خونه افتاد پایین؟

576
00:40:11,562 --> 00:40:13,229
‫خفه شو!

577
00:40:13,312 --> 00:40:14,521
‫فالکا درست میگه

578
00:40:15,396 --> 00:40:17,562
‫اگه اون نیومده بود، من رو می‌گرفتن

579
00:40:18,062 --> 00:40:20,854
‫جداً که نمیگی بذاریم به ما ملحق بشه، درسته؟

580
00:40:22,021 --> 00:40:24,729
‫قبل از اینکه حتی پیداش کنیم هاله‌اش رو حس کردم

581
00:40:24,812 --> 00:40:27,187
‫میسل، همون دختر چشم‌سبزه

582
00:40:27,271 --> 00:40:29,562
‫سرنوشتش به ما وصله.
‫مطمئنم بچه‌ها

583
00:40:29,646 --> 00:40:33,271
‫- خب، من عاشقشم. حسابی دیوانه است
‫- ولی اون همه لیچار بارمون کرد

584
00:40:33,354 --> 00:40:35,229
‫ناراحت بود. همه بودیم

585
00:40:35,312 --> 00:40:36,937
‫مگه واسه همین موش نشدیم؟

586
00:40:39,521 --> 00:40:40,771
‫کارت رو بکن

587
00:40:41,479 --> 00:40:43,937
‫گیز. بکن

588
00:41:01,229 --> 00:41:02,229
‫قضیه چیه؟

589
00:41:08,396 --> 00:41:09,812
‫تو هیچی نداری

590
00:41:11,562 --> 00:41:12,562
‫این رو بگیر

591
00:41:19,646 --> 00:41:21,729
‫تو هیچ چیز

592
00:41:22,521 --> 00:41:24,396
‫یا هیچکس رو نداری

593
00:41:25,854 --> 00:41:27,396
‫و به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنی

594
00:41:45,812 --> 00:41:48,021
‫تو هیچی نداری

595
00:41:56,271 --> 00:41:57,604
‫تو هیچکس رو نداری

596
00:42:03,479 --> 00:42:04,937
‫تو هیچ خانواده‌ای نداری

597
00:42:12,729 --> 00:42:14,646
‫همیشه یک غریبه خواهی بود

598
00:42:16,896 --> 00:42:17,896
‫همیشه یک غریبه

599
00:42:19,229 --> 00:42:20,312
‫همیشه متفاوت

600
00:42:24,646 --> 00:42:26,104
‫و همیشه یکی از ما

601
00:42:29,646 --> 00:42:30,812
‫ها؟ جدی؟

602
00:42:32,437 --> 00:42:33,937
‫اگه بخوای

603
00:42:39,562 --> 00:42:40,896
‫به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنی

604
00:42:42,062 --> 00:42:43,396
‫خانواده‌ای نداری

605
00:42:44,562 --> 00:42:45,646
‫تو یه موش هستی

606
00:43:01,562 --> 00:43:03,229
‫من به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنم

607
00:43:03,312 --> 00:43:04,937
‫هیچ خانواده‌ای ندارم

608
00:43:05,562 --> 00:43:06,604
‫من یک موش هستم

609
00:43:06,687 --> 00:43:09,062
‫- بلندتر!
‫- بهتر از اون بلدی!

610
00:43:09,562 --> 00:43:10,646
‫به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنم

611
00:43:11,437 --> 00:43:13,229
‫هیچ خانواده‌ای ندارم

612
00:43:13,312 --> 00:43:14,604
‫من یک موش هستم!

613
00:43:14,687 --> 00:43:17,021
‫به هیچ اربابی خدمت نمی‌کنم

614
00:43:17,104 --> 00:43:18,479
‫خانواده‌ای ندارم

615
00:43:18,562 --> 00:43:20,396
‫من یک موش هستم!

616
00:43:40,229 --> 00:43:41,771
‫کجان؟

617
00:43:41,854 --> 00:43:43,521
‫توی جاده منتظرن

618
00:43:44,604 --> 00:43:46,354
‫آخرین نفر تو بیدار شدی

619
00:43:49,646 --> 00:43:51,479
‫امیدوارم خواب‌های خوش دیده باشی

620
00:43:52,646 --> 00:43:54,896
‫از وقتی از بروکیلون عازم شدم
‫چهل روز گذشته

621
00:43:54,979 --> 00:43:57,437
‫و فقط پنجاه فرسخ سفر کردم

622
00:43:58,729 --> 00:44:02,104
‫سیری توی کاخ امهیر در نیلفگارده که حدود ۲۰۰ فرسخ تا اینجا راه داره

623
00:44:02,604 --> 00:44:04,937
‫با این سرعت، چند ماه طول می‌کشه تا به اونجا برسم

624
00:44:07,021 --> 00:44:08,229
‫نظرت چیه؟

625
00:44:09,229 --> 00:44:11,479
‫باید سریعتر حرکت کنی

626
00:44:11,979 --> 00:44:12,979
‫هوم

627
00:44:13,771 --> 00:44:15,354
‫کاش با حرف می‌شد عملیش کرد

628
00:44:15,437 --> 00:44:17,437
‫با اینحال خودت فهمیدی

629
00:44:17,521 --> 00:44:20,896
‫که نمی‌تونی بدون استراحت یا معالجه ادامه بدی

630
00:44:22,479 --> 00:44:25,896
‫می‌خوام بدونی رازهات رو نمیگم

631
00:44:25,979 --> 00:44:29,646
‫چیزهای کمی هست که در این دوران خفت و خواری
‫به یک انسان تعلق دارن

632
00:44:29,729 --> 00:44:33,479
‫یکی‌شون حق رازداریـشه

633
00:44:34,521 --> 00:44:35,562
‫هوم

634
00:44:36,604 --> 00:44:38,521
‫می‌بینم که خویِ کنترل‌شده‌ای داری

635
00:44:40,229 --> 00:44:42,521
‫چند وقت دیگه پام دوباره به معالجه نیاز داره؟

636
00:44:42,604 --> 00:44:44,687
‫چون باید با جنگ سفر کنی، طولی نمی‌کشه

637
00:44:44,771 --> 00:44:48,437
‫واسه همین مایلم به عنوان یک همراه بهت ملحق بشم

638
00:44:50,187 --> 00:44:52,354
‫حاضری زندگیـت در صلح رو رها کنی

639
00:44:53,604 --> 00:44:55,312
‫تا به من در یک مسیر مرگ همراه بشی؟

640
00:44:56,937 --> 00:44:57,937
‫چرا؟

641
00:44:58,979 --> 00:45:02,771
‫حتی منزوی‌ترین موجودات هم
‫باید در نهایت یاری بگیرن

642
00:45:03,979 --> 00:45:06,604
‫تو بهتر از همه این رو درک می‌کنی

643
00:45:06,687 --> 00:45:08,146
‫چی باعث شده این اعتقاد رو داشته باشی؟

644
00:45:08,229 --> 00:45:11,062
‫تمام وجودت وقف پیدا کردن یکی شده

645
00:45:11,562 --> 00:45:13,354
‫که می‌ترسی ناامیدش کرده باشی

646
00:45:13,437 --> 00:45:14,812
‫سیریِ خودت

647
00:45:17,354 --> 00:45:20,396
‫حرف‌هات گیجم می‌کنه، جراح آرایشگر

648
00:45:22,312 --> 00:45:23,771
‫حقیقتش،

649
00:45:24,562 --> 00:45:28,604
‫من هم برای رازداری ارزش قائلـم

650
00:45:35,021 --> 00:45:36,021
‫هوم

651
00:46:05,229 --> 00:46:08,771
‫ینا. اینقدر نبودی که فکر کردم چیزی شده

652
00:46:08,854 --> 00:46:11,854
‫سرت چطوره؟ نگو خوبه

653
00:46:12,604 --> 00:46:15,812
‫بعد از اینکه ویلگه‌فورتز از تاند پورتالـت کرد
‫مدت زیادی رو بیهوش بودی

654
00:46:15,896 --> 00:46:17,854
‫بیا، بخور

655
00:46:21,771 --> 00:46:24,437
‫اوضاع... بیرون چطوره؟

656
00:46:25,021 --> 00:46:26,979
‫خب، هنوز اثری از سیری نیست

657
00:46:27,896 --> 00:46:31,146
‫که باورم نمی‌شه دارم این رو میگم،
‫ممکنه اینجوری بهتر باشه

658
00:46:32,229 --> 00:46:35,521
‫بهمون وقت میده تا بفهمیم نقشه‌ی ویلگه‌فورتز براش چیه

659
00:46:35,604 --> 00:46:36,937
‫جواب توی کتابه

660
00:46:37,896 --> 00:46:41,146
‫ولی به زبان اِلفیِ پیش از پیوستگیه.
‫قدیمی‌تر از تاریخِ ثبت‌شده است

661
00:46:41,229 --> 00:46:44,271
‫- فقط ترجمه‌اش می‌تونه ماه‌ها طول بکشه
‫- از پسش بر میای

662
00:46:45,021 --> 00:46:47,479
‫همینجوریش راز مسدود کردن پورتال‌ها رو کشف کردی

663
00:46:48,271 --> 00:46:49,771
‫که نذاری اون پیدامون کنه

664
00:46:49,854 --> 00:46:52,729
‫ولی نکته همینه.
‫یه مسئله بزرگتری هست که نمی‌بینم

665
00:46:52,812 --> 00:46:55,854
‫پورتال‌ها به مونولیت‌ها وصلـن،
‫که می‌دونیم زمان و فضا رو کنترل می‌کنن

666
00:46:55,937 --> 00:46:59,521
‫بعد از کاری که سیری در تور لارا کرد،
‫می‌دونیم بهش وصله

667
00:46:59,604 --> 00:47:00,812
‫ولی چطوری؟

668
00:47:03,479 --> 00:47:05,937
‫بله. چطوری؟

669
00:47:07,396 --> 00:47:08,396
‫سوال همینه

670
00:47:08,479 --> 00:47:11,979
‫اگه بدونیم چه کاری ازش بر میاد...
‫می‌فهمیم اون چی می‌خواد

671
00:47:12,937 --> 00:47:15,771
‫تو به خوندنِ کتاب ادامه بده.
‫من روی پیدا کردن پشتیبانی تمرکز می‌کنم

672
00:47:17,021 --> 00:47:18,687
‫ناامیدت نمی‌کنم، ینا

673
00:47:52,437 --> 00:47:54,187
‫جالب شد

674
00:47:56,021 --> 00:47:59,312
‫فرینجیلا ویگو. عجب غافلگیری‌ای

675
00:48:01,771 --> 00:48:03,562
‫موقع یک جمع‌آوری پیداش شد

676
00:48:03,646 --> 00:48:05,396
‫گفت می‌تونه به دردت بخوره

677
00:48:09,354 --> 00:48:11,104
‫ینیفر از ونگربرگ

678
00:48:11,687 --> 00:48:13,229
‫این رو بهم داد

679
00:48:17,479 --> 00:48:19,021
‫می‌خواد بکشمت

680
00:48:19,104 --> 00:48:20,354
‫هوم

681
00:48:21,437 --> 00:48:22,479
‫تو هم قبول کردی؟

682
00:48:23,729 --> 00:48:24,729
‫آره

683
00:48:25,771 --> 00:48:27,271
‫جلوش

684
00:48:30,062 --> 00:48:31,562
‫خواسته واقعی من

685
00:48:32,896 --> 00:48:35,562
‫اینه که ببینم آخرین بقایای انجمن برادری مُردن

686
00:48:37,937 --> 00:48:39,479
‫چطوری اونوقت؟

687
00:48:39,562 --> 00:48:41,771
‫با اینکه این دفعه توی سمت برنده باشم

688
00:48:43,562 --> 00:48:44,687
‫سمتِ تو

689
00:49:09,021 --> 00:49:10,562
‫دفعه قبل فقط دوتا فرستاد

690
00:49:11,146 --> 00:49:12,521
‫داره می‌ترسه

691
00:49:46,021 --> 00:49:49,729
‫کسی بهت نگفته الان تنها سفر کردن امن نیست؟

692
00:50:47,187 --> 00:50:48,271
‫اوه

693
00:50:50,687 --> 00:50:51,687
‫ممنون

694
00:50:52,271 --> 00:50:53,604
‫هوم

695
00:50:53,687 --> 00:50:56,229
‫می‌تونیم از حضور همدیگه خوب استفاده کنیم

696
00:50:57,062 --> 00:50:58,604
‫چندتامون مونده؟

697
00:50:58,687 --> 00:51:00,062
‫هنوز دارم پرس‌وجو می‌کنم

698
00:51:01,187 --> 00:51:05,021
‫دارم میرم از قدرتمندترین اِلف روی قاره درخواست کنم

699
00:51:05,687 --> 00:51:06,687
‫اوه

700
00:51:07,854 --> 00:51:09,479
‫عاشق این حرکت می‌شه

701
00:51:16,854 --> 00:51:17,854
‫قابلی نداشت

702
00:51:20,521 --> 00:51:21,437
‫اه

703
00:51:21,521 --> 00:51:25,187
‫یه مسئله دیگه هست گرالت، اگه بخوایم باهم سفر کنیم

704
00:51:25,937 --> 00:51:27,937
‫دوتایی تصمیمش رو گرفتیم؟

705
00:51:28,646 --> 00:51:32,354
‫دیگه با آب ماندراک نرمت نمی‌کنم

706
00:51:32,437 --> 00:51:34,312
‫اطمینان میدم

707
00:51:34,396 --> 00:51:35,854
‫ولی در مورد خواب‌هایی که می‌بینی...

708
00:51:36,771 --> 00:51:38,896
‫اینقدر گردنِ امهیر رو پیچوندم که مُرد

709
00:51:38,979 --> 00:51:40,021
‫اه

710
00:51:40,521 --> 00:51:43,854
‫هر خوابی می‌بینی، بهش توجه کن

711
00:51:44,396 --> 00:51:46,521
‫نه به سمت ترس، بلکه شادی

712
00:51:46,604 --> 00:51:48,146
‫هدایتت می‌کنه

713
00:51:49,687 --> 00:51:50,687
‫به کجا؟

714
00:51:51,479 --> 00:51:52,812
‫به یک زندگی خوب

715
00:51:53,562 --> 00:51:55,187
‫تا روز مرگت

716
00:51:57,646 --> 00:51:58,729
‫ترس چی؟

717
00:51:59,896 --> 00:52:01,312
‫داری میگی نادیده بگیرمش؟

718
00:52:01,396 --> 00:52:04,062
‫تو یک عمر با هیولاها و انسان‌ها جنگیدی

719
00:52:04,562 --> 00:52:07,854
‫ترس برات یک راهنمای آشنا شده

720
00:52:08,979 --> 00:52:11,812
‫- که به نفعم تموم شده
‫- جالبه

721
00:52:13,187 --> 00:52:14,604
‫در تو

722
00:52:15,187 --> 00:52:17,896
‫یک علاقه عمیق‌تر

723
00:52:17,979 --> 00:52:19,271
‫برای تعادل حس می‌کنم

724
00:52:19,812 --> 00:52:22,729
‫حفظ انسانیت خودت
‫با محافظت از دیگران،

725
00:52:22,812 --> 00:52:25,979
‫چه خانواده خودت باشه چه این خانواده

726
00:52:26,854 --> 00:52:28,646
‫زود باش!

727
00:52:31,187 --> 00:52:32,271
‫هوم

728
00:52:36,896 --> 00:52:38,562
‫آماده‌ای؟

729
00:52:38,646 --> 00:52:40,062
‫یه توقفی می‌کنیم...

730
00:52:47,354 --> 00:52:48,562
‫قشنگ نیستن؟

731
00:52:48,586 --> 00:52:58,586
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

732
00:52:58,610 --> 00:53:08,610
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

733
00:53:26,000 --> 00:53:28,000
‫[تحت تعقیب]

