﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:18,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:18,720 --> 00:00:20,720
‫گرالت؟ گرالت!

4
00:00:21,890 --> 00:00:24,100
‫بیدار شو

5
00:00:24,100 --> 00:00:25,680
‫خدا رو شکر. بیدار شدی

6
00:00:25,680 --> 00:00:28,310
‫یه مشکل جزئی پیش اومده

7
00:00:34,600 --> 00:00:35,930
‫بقیه کجان؟

8
00:00:35,930 --> 00:00:38,716
‫دوستامون هر کدوم به سرنوشت نامعلومی

9
00:00:38,740 --> 00:00:40,900
‫دچار شدن و ما هم...

10
00:00:44,260 --> 00:00:45,770
‫تو اهل سینترایی

11
00:00:45,770 --> 00:00:48,810
‫تعجب کردی که متحدان امپراتوری‌تون رو
شکست دادیم؟

12
00:00:48,810 --> 00:00:49,770
‫متحدان؟

13
00:00:49,770 --> 00:00:54,325
‫وقتی حمله‌شون به اردوگاه پناهجویان رو
‫سرکوب کردیم، تو هم اونجا بودی

14
00:00:54,350 --> 00:00:56,600
‫شماها جاسوسید

15
00:00:56,600 --> 00:00:58,850
‫خائنانی که برای نیلفگارد کار می‌کنید

16
00:00:58,850 --> 00:01:00,930
‫من هیچ صنمی با نیلفگارد ندارم

17
00:01:00,930 --> 00:01:04,880
‫بهت اطمینان میدم که ما هیچ دشمنی‌ای با
‫سینترا یا ملکه کالانته‌‌ی فقید نداریم

18
00:01:04,880 --> 00:01:07,430
‫اسم‌ ایشون رو به زبون نیار!

19
00:01:07,430 --> 00:01:12,290
‫اون روز که از حق غافلگیریت استفاده کردی،
‫اونجا بودم

20
00:01:12,810 --> 00:01:15,930
‫و حالا ملکه‌ی من مُرده،

21
00:01:15,930 --> 00:01:19,470
‫خونه‌هامون غارت و اِشغال شد و

22
00:01:20,020 --> 00:01:21,430
‫شاهدخت سیریلا،

23
00:01:21,430 --> 00:01:24,470
‫کسی که بهمون امید و هدف داد،

24
00:01:24,470 --> 00:01:27,396
‫حالا به لطف تو،

25
00:01:27,420 --> 00:01:29,420
هم‌نشین امهیر شده

26
00:01:29,640 --> 00:01:32,560
‫امروز سرت از تنت جدا میشه،

27
00:01:32,560 --> 00:01:34,560
که به تنت زیادی کرده

28
00:01:34,560 --> 00:01:36,180
‫داری اشتباه می‌کنی

29
00:01:36,180 --> 00:01:38,100
‫برای اعدام آماده‌شون کنید!

30
00:01:38,100 --> 00:01:39,810
‫گندش بزنن

31
00:01:41,390 --> 00:01:43,020
‫باید پیش‌بینی می‌کردیم

32
00:01:43,020 --> 00:01:46,310
‫اون فالتست خواهرباز به شمال خیانت کرده

33
00:01:46,310 --> 00:01:48,140
‫زده زیر معاهده‌ی صلحش با نیلفگارد

34
00:01:48,140 --> 00:01:52,688
‫صلح؟ فالتست تا بیاد شلوارش رو بکشه بالا،
‫امهیر کل تیمریا رو فتح کرده

35
00:01:52,713 --> 00:01:54,543
‫سرور...

36
00:01:59,850 --> 00:02:02,560
‫سرورم؟ این لحظه‌ی سرنوشت‌ساز شماست

37
00:02:02,560 --> 00:02:05,000
‫می‌تونیم به دیلینگن حمله کنیم

38
00:02:07,680 --> 00:02:10,220
‫شمال تشنه‌ی پیروزیـه

39
00:02:11,350 --> 00:02:14,350
‫اگه به دیلینگن حمله کنیم،
خطر از دست دادن چند نفر وجود داره؟

40
00:02:14,350 --> 00:02:15,810
‫ششصد نفر، سرورم

41
00:02:16,470 --> 00:02:19,500
‫اما اگه هیچ‌کاری نکنید،
خیلی خطرش بیشتره

42
00:02:23,140 --> 00:02:26,100
‫شاید نوشیدنی بیشتر، اعلی‌حضرت رو
‫بی‌ چاکِ دهن بکنه

43
00:02:38,310 --> 00:02:39,600
‫عوضی به دردنخور!

44
00:02:42,640 --> 00:02:44,938
‫شرمنده که مزاحم میشم اما

45
00:02:44,962 --> 00:02:47,445
‫شاید بتونم کمکی بکنم

46
00:02:47,470 --> 00:02:49,130
‫می‌خوای جای درخت وایسی؟

47
00:02:50,600 --> 00:02:51,980
‫اگه شما بخواید بله

48
00:02:52,640 --> 00:02:55,760
‫یا این که می‌تونم ببرم‌تون پیش
مهمانانِ ‫محترمی که

49
00:02:55,784 --> 00:02:57,784
به اردوگاه آورده شدن

50
00:02:58,520 --> 00:03:03,040
‫شاید راه لذت‌بخش‌تری برای خالی کردنِ
‫دق و دلی‌تون پیدا کردید

51
00:03:11,140 --> 00:03:13,680
‫آوازه‌خوان دشمن شما نیست.
‫ولش کنید بره

52
00:03:14,680 --> 00:03:15,680
‫پایین نگهش دارید

53
00:03:17,220 --> 00:03:18,890
‫داری اشتباه می‌کنی

54
00:03:18,890 --> 00:03:22,360
‫این مرد قسم خورده تا از
‫سیریلا از سینترا محافظت کنه!

55
00:03:23,850 --> 00:03:25,890
‫- نـه!
‫- سلاحت رو بگیر پایین

56
00:03:27,140 --> 00:03:28,680
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

57
00:03:28,960 --> 00:03:31,850
‫به دستور سیگیسموند دیکسترا،

58
00:03:31,850 --> 00:03:34,210
جایی با این آوازه‌خوان کار دارن

59
00:03:35,220 --> 00:03:36,540
‫ویچر هم همراه من میاد

60
00:03:43,026 --> 00:03:51,006
« ویچر »
« فصل چهارم »
« قسمت چهارم: موعظه‌ای برای بقا »

61
00:03:53,390 --> 00:03:54,390
‫ایناهاش!

62
00:03:55,100 --> 00:03:58,560
‫آفرین. بالأخره بعد این همه‌مدت
‫یه چیزی پیدا کردی

63
00:03:59,310 --> 00:04:00,660
‫همه‌چی رو بهم بگو

64
00:04:00,660 --> 00:04:04,700
‫این ضمیمه‌ایـه که بعد از «تلاقی»
‫توسط شخصی به اسم «اولاک» نوشته شده

65
00:04:09,350 --> 00:04:11,750
‫می‌دونم چرا خیلی‌ها به سیری
‫اهمیت زیادی میدن

66
00:04:12,640 --> 00:04:16,464
‫اون از خون ارشدیـه که بهش
‫قدرت فروپاشی فضا و زمان رو میده،

67
00:04:16,489 --> 00:04:19,549
‫نه قدرت فروپاشی این قاره،
‫بلکه فروپاشی بقیه‌ی جهان‌ها

68
00:04:20,100 --> 00:04:21,310
‫مگه ممکنـه؟

69
00:04:21,310 --> 00:04:23,520
‫ممکن که هست اما روش انجامش...

70
00:04:25,380 --> 00:04:28,100
‫اشکالی نداره

71
00:04:30,140 --> 00:04:31,140
‫بهم بگو

72
00:04:33,520 --> 00:04:37,520
‫ویلگه‌فورتز می‌تونه نیروی حیاتش رو
‫ازش بگیره و مال خودش کنه

73
00:04:37,520 --> 00:04:39,080
‫ینا، این به کشتنش میده

74
00:04:41,600 --> 00:04:43,630
‫این‌طوری که خیلی بد شد

75
00:04:46,310 --> 00:04:47,680
‫خیلی خوشحالم که...

76
00:04:49,770 --> 00:04:51,600
‫بالأخره فهمیدیم

77
00:04:51,600 --> 00:04:55,250
‫نباید بذاری همچین بلایی سرش بیاد، ینا.
‫اون می‌میره. ینا، اون می‌میره...

78
00:04:57,810 --> 00:04:59,680
‫دیگه تظاهر کردن بی‌فایده‌ست

79
00:05:00,390 --> 00:05:02,180
‫هر چی که لازم بود رو فهمیدم

80
00:05:02,680 --> 00:05:03,680
‫ویلگه‌فورتز...

81
00:05:12,770 --> 00:05:14,430
‫وای، من چی‌کار کردم؟

82
00:05:16,270 --> 00:05:18,350
‫هر چی که لازم داشتم رو بهم دادی

83
00:05:19,890 --> 00:05:21,390
‫اما باید اعتراف کنم که...

84
00:05:22,600 --> 00:05:24,720
‫دلم برای اجرا کردن این...

85
00:05:25,680 --> 00:05:27,430
‫...نقش‌‌های کوچیک تنگ میشه

86
00:05:29,850 --> 00:05:31,310
‫انگار مهمون داریم

87
00:05:34,270 --> 00:05:35,390
‫قربان

88
00:05:35,390 --> 00:05:37,560
‫بیا داخل. کنارمون باش

89
00:05:40,350 --> 00:05:41,720
‫ایسترد رو که می‌شناسی

90
00:05:42,850 --> 00:05:43,850
‫البته

91
00:05:45,890 --> 00:05:48,100
‫- اون زندانی...
‫- زندانیـه؟

92
00:05:50,060 --> 00:05:51,120
‫بله

93
00:05:53,180 --> 00:05:54,420
‫عین خودت

94
00:05:55,660 --> 00:05:58,790
‫وای، تو همیشه اینجا زندانی بودی، فرینجیلا

95
00:05:59,890 --> 00:06:01,520
‫فقط پشت میله‌ها نبودی

96
00:06:10,770 --> 00:06:11,780
‫همم

97
00:06:15,640 --> 00:06:17,430
‫من جای...

98
00:06:18,520 --> 00:06:20,520
‫خیلی مخصوصی رو...

99
00:06:21,390 --> 00:06:22,470
‫برات آماده کردم...

100
00:06:23,180 --> 00:06:26,270
‫جایی که هر چیزی که لازم داشته باشم رو
‫بهم میدی

101
00:06:34,720 --> 00:06:35,970
‫سلام

102
00:06:35,970 --> 00:06:37,060
‫خوش اومدید

103
00:06:38,520 --> 00:06:40,810
‫خیلی خوشحالم که به سلامت رسیدید

104
00:06:40,810 --> 00:06:43,810
‫برنامه‌ها یکم عوض شدن.
‫هر وقت آماده بودید، تمرینات رو شروع کنید

105
00:06:43,810 --> 00:06:45,350
‫ینیفر

106
00:06:45,350 --> 00:06:48,140
‫- امکان نداره
‫- می‌دونم قرارمون این نبود

107
00:06:48,140 --> 00:06:52,060
‫نباید هم باشه. این دخترها مبارز نیستن.
‫اونا به اینجا پناه آوردن

108
00:06:52,060 --> 00:06:55,850
‫این پناهگاه در صورتی در امان می‌مونه که
‫از قدرت‌هاشون استفاده کنیم

109
00:06:55,850 --> 00:06:58,180
‫- ویلگه‌فورتز توی راهـه
‫- به‌خاطر توئـه

110
00:06:58,180 --> 00:06:59,220
‫ریتا

111
00:06:59,250 --> 00:07:02,700
‫تو بهشون وعده محافظت دادی.
‫حالا می‌خوای مجبورشون کنی براش بجنگن؟

112
00:07:02,720 --> 00:07:04,850
‫نمیشه که هم خر رو بخوای، هم خرما

113
00:07:04,850 --> 00:07:06,600
‫بهشون باور دارم...

114
00:07:06,600 --> 00:07:08,980
‫چون خودمون هم مثل اونا بودیم

115
00:07:11,180 --> 00:07:12,720
‫می‌دونی که انتخاب من مبارزه‌ست

116
00:07:13,520 --> 00:07:16,470
‫وقتی هم‌سن اونا بودیم،
‫می‌دونی که انتخاب‌مون همین بود

117
00:07:16,470 --> 00:07:18,663
‫اما اون‌ها آخرین بازمانده‌های...

118
00:07:18,688 --> 00:07:21,121
‫آخرین نسل آریتوزا هستن

119
00:07:21,680 --> 00:07:24,600
‫اگه اینجا شکست بخوریم،
‫جادو باید باقی بمونه

120
00:07:26,850 --> 00:07:28,500
‫باید امید وجود داشته باشه

121
00:07:45,390 --> 00:07:48,100
‫کسی با مارتی سودرگرن حرف زده؟

122
00:07:49,520 --> 00:07:51,890
‫ننکه و کاهنِ ملیتلی؟

123
00:07:51,890 --> 00:07:54,390
‫پنج یا ده نفر دیگه.
‫چه فرقی می‌کنه ین؟

124
00:07:54,890 --> 00:07:57,491
‫اگه ویلگه‌فورتز رو بیاری اینجا
‫همه‌مون پشت همین دیوارها می‌میریم

125
00:07:57,516 --> 00:07:59,936
‫اگه کاری نکنیم، می‌میریم

126
00:08:09,720 --> 00:08:10,850
‫فیلیپا، خدای من

127
00:08:10,850 --> 00:08:13,850
‫حرومش نکن عزیزم.
‫خیلی چیزها میشه باهاش درست کرد

128
00:08:16,180 --> 00:08:18,220
‫حال من خوبـه

129
00:08:18,220 --> 00:08:19,830
‫حال اون جاکش خوب نیست

130
00:08:20,470 --> 00:08:22,430
‫جادوگرهای یاغی کمین کردن

131
00:08:23,350 --> 00:08:25,680
‫خواهران‌مون توی اکسن‌فورت، سلاخی شدن

132
00:08:27,720 --> 00:08:29,770
‫کس دیگه‌ای نمیاد، ینیفر

133
00:08:29,770 --> 00:08:31,430
‫شانس من یکم بهتر بود

134
00:08:32,220 --> 00:08:34,970
‫اما همه‌تون باید ذهن‌تون رو باز نگه دارید

135
00:08:41,850 --> 00:08:42,920
‫وزمیر

136
00:08:45,180 --> 00:08:46,220
‫کوئن

137
00:08:46,810 --> 00:08:47,770
‫لمبرت

138
00:08:47,770 --> 00:08:48,830
‫به تریس هم گفتم

139
00:08:50,140 --> 00:08:53,100
‫خودم رو قاتی سیاست‌های جادویی‌تون نمی‌کنم

140
00:08:53,100 --> 00:08:55,470
‫دیگه هیچ‌وقت ازت نمی‌خوام
‫به‌خاطر من مبارزه کنی

141
00:08:56,220 --> 00:08:57,520
‫می‌دونم چه آسیب‌هایی دیدی

142
00:08:58,020 --> 00:09:00,430
‫بیشتر به این فکر می‌کرد که
‫اونا به چی دل بستن

143
00:09:01,560 --> 00:09:02,720
‫دژشون

144
00:09:02,720 --> 00:09:05,520
‫برای چندین سال از کائر مورهن محافظت کردن

145
00:09:05,520 --> 00:09:07,130
‫تا این که اون از راه رسید

146
00:09:10,770 --> 00:09:12,930
‫وزمیر، می‌تونی کمک‌مون کنی؟

147
00:09:15,060 --> 00:09:17,540
‫چطوری می‌تونیم از سرزمین‌مون محافظ کنیم؟

148
00:09:19,060 --> 00:09:20,250
‫کار راحتی نیست

149
00:09:22,020 --> 00:09:25,760
‫من فقط چندلحظه‌‌ست که اومدم اینجا
‫اما از همین الان مشخصـه که

150
00:09:25,760 --> 00:09:28,810
‫مثل بیوه‌ها تو مراسم عروسی، در معرض خطره

151
00:09:28,810 --> 00:09:31,770
‫حقیقت داره که این ویلگه‌فورتز

152
00:09:32,270 --> 00:09:33,340
‫دنبال سیریـه؟

153
00:09:35,220 --> 00:09:39,000
‫اگه نتونی تو مبارزه پیروز شی،
‫اینجا آوردنش یه ذره هم فرقی نمی‌کنه

154
00:09:39,580 --> 00:09:41,560
‫ما می‌تونیم...

155
00:09:41,560 --> 00:09:43,470
‫هر کاری بکنیم

156
00:09:43,470 --> 00:09:44,680
باعث افتخاره

157
00:09:46,060 --> 00:09:47,890
‫سابرینا گلویسیگ هستم

158
00:09:48,600 --> 00:09:51,460
‫نفرمایید، افتخار از ماست، ساحره

159
00:09:52,270 --> 00:09:55,961
‫ینیفر، با این که فرینجیلا نفوذ‌ کرده اما

160
00:09:55,985 --> 00:09:57,640
‫همچنان کافی نیست

161
00:09:57,640 --> 00:10:00,310
‫دفاع از قصر خودش یه بحثـه،

162
00:10:00,310 --> 00:10:04,680
‫بازی کردن با دُم قوی‌ترین جادوگری که
‫تا حالا وجود داشته هم

163
00:10:04,680 --> 00:10:05,880
‫یه بحث دیگه‌ست

164
00:10:08,430 --> 00:10:11,640
‫شاید بهتره درمورد نقشه‌مون
‫یه تجدیدنظر بکنیم، عزیزم

165
00:10:20,560 --> 00:10:22,020
‫حق با کشیش بود

166
00:10:22,520 --> 00:10:25,140
‫شر همیشه بین‌مون هست

167
00:10:25,140 --> 00:10:27,020
‫حداقل تونستیم با اسب فرار کنیم

168
00:10:27,020 --> 00:10:28,520
‫- آره
‫- اون ضرب‌المثله چی بود؟

169
00:10:28,520 --> 00:10:30,270
‫«تا دو نشه، بازی نشه»

170
00:10:35,470 --> 00:10:37,020
‫بمیر،‌ جادوگر کثیف!

171
00:10:37,020 --> 00:10:39,270
‫دل و روده‌ت رو عین یه خوک می‌ریزم بیرون!

172
00:10:39,270 --> 00:10:41,600
‫خیلی خب. اسبه نفرین‌شده بود!

173
00:10:53,770 --> 00:10:56,890
‫می‌خواستم تیرت رو برگردونم، اِلف

174
00:10:59,350 --> 00:11:01,350
‫من اِلف نیستم، نیلفگاردی

175
00:11:02,020 --> 00:11:03,640
‫من هم نیلفگاردی نیستم

176
00:11:11,953 --> 00:11:15,632
‫یه دو هفته‌ای هست که دنبال‌مونی

177
00:11:15,657 --> 00:11:16,775
‫واسه چی؟

178
00:11:16,800 --> 00:11:19,160
‫دارم تلاش می‌کنم که دوباره
‫مسیرم رو پیدا کنم

179
00:11:20,060 --> 00:11:21,088
‫به سیریلا

180
00:11:21,113 --> 00:11:22,430
‫سیریلای گرالت؟

181
00:11:22,430 --> 00:11:23,770
‫من رؤیاهایی دیدم

182
00:11:24,350 --> 00:11:26,720
‫معتقدم که سرنوشت من به اون گره خورده

183
00:11:28,970 --> 00:11:30,020
‫و همچنین به گرالت

184
00:11:30,020 --> 00:11:31,930
‫- حتماً، البته اگه بکشتت
‫- خب بکشه

185
00:11:31,930 --> 00:11:33,560
‫- می‌خوای بمیری؟
‫- نه

186
00:11:35,520 --> 00:11:36,520
‫نه

187
00:11:39,430 --> 00:11:42,140
‫دنبال فرصتیـم تا نشون بدم
‫چقدر اشتباه می‌کردم،

188
00:11:42,140 --> 00:11:43,220
‫به اون

189
00:11:44,100 --> 00:11:45,310
‫و به خودم

190
00:11:47,720 --> 00:11:49,980
‫اون‌وقت تو چرا کمکم می‌‌کنی؟

191
00:11:51,680 --> 00:11:53,140
‫واقعاً چرا؟

192
00:11:54,310 --> 00:11:56,080
‫بنا به دلایلی که خودم هم نمی‌دونم...

193
00:11:59,020 --> 00:12:00,560
‫حقیقت رو توی چشمات می‌بینم

194
00:12:01,850 --> 00:12:03,670
‫و حالا توی حرفات می‌بینمش

195
00:12:07,560 --> 00:12:08,720
‫اسم من کاهیره

196
00:12:09,850 --> 00:12:11,380
‫بهم بگو میلوا

197
00:12:18,350 --> 00:12:20,390
‫- بریم دنبال دوستام؟
‫- آره، بریم

198
00:12:31,180 --> 00:12:33,330
‫هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری، مگه نه جیز؟

199
00:12:35,930 --> 00:12:37,310
‫خبرهای بدی دارم

200
00:12:41,780 --> 00:12:43,640
‫- ما اسطوره شدیم
‫- این رو ببینید

201
00:12:43,640 --> 00:12:45,430
‫تحت تعقیبیم.
‫آره، باید هم باشیم

202
00:12:45,430 --> 00:12:47,100
‫گندش بزنن فالکا، این رو ببین

203
00:12:47,100 --> 00:12:48,810
‫وای! جایزه‌ت دو برابر میسلـه

204
00:12:48,810 --> 00:12:49,970
‫باریکلا فالکا!

205
00:12:50,890 --> 00:12:53,390
‫وقتی موهای دختر بارون رو کوتاه کنی،
‫همین میشه دیگه

206
00:12:53,390 --> 00:12:55,930
‫بعدش هم شکارچی‌های اجیر‌شده‌ش رو
‫تو روز روشن تیکه‌پاره کنی

207
00:12:55,930 --> 00:13:01,476
‫- بارون دیگه همچین اشتباهی نمی‌کنه
‫- دفعه بعد، ده نفر بیشتر می‌فرسته

208
00:13:02,350 --> 00:13:04,100
‫کسی دلش کیلی‌جون رو نمی‌خواد

209
00:13:06,140 --> 00:13:07,580
‫هر چقدر می‌خواید بخندید اما

210
00:13:07,580 --> 00:13:10,480
‫بعد از ماجرای روکین باید باهوش‌تر از
‫این حرفا باشیم

211
00:13:11,680 --> 00:13:14,060
‫مگه تو روکین چه خبر شده؟

212
00:13:19,060 --> 00:13:20,810
‫یه مأموریتی انجام دادیم

213
00:13:20,810 --> 00:13:22,020
‫یه مأموریت درست‌حسابی و...

214
00:13:22,660 --> 00:13:24,300
‫چندتا از دوستامون رو از دست دادیم

215
00:13:24,300 --> 00:13:27,020
‫و واسه خودمون دشمن تراشیدیم.
‫لئو بونهارت

216
00:13:27,020 --> 00:13:29,480
‫به گمونم همه‌ی جایزه‌بگیرها رو
‫نمیشه به این راحتیا کشت

217
00:13:29,480 --> 00:13:32,060
‫خب، اونا هنوز با فالکا آشنا نشدن

218
00:13:32,060 --> 00:13:34,390
‫ما به جلو نگاه می‌کنیم، نه به عقب

219
00:13:34,390 --> 00:13:36,640
‫قراره که تا چند روز دیگه
‫یه بسته به دست‌مون برسه

220
00:13:36,640 --> 00:13:38,850
‫- همه‌چی میزونـه؟
‫- همه‌چی میزونـه

221
00:13:38,850 --> 00:13:41,560
‫البته اگه فالکا دوباره بکشه کنار، خب؟

222
00:13:43,020 --> 00:13:46,210
‫نمیشه که قصاب کوچولومون
‫آتیش به پا کنه

223
00:13:48,970 --> 00:13:51,300
‫تلاشت قابل تحسین بود اما

224
00:13:51,300 --> 00:13:53,690
‫دیگه قرار نیست از چیزی جا بمونم

225
00:13:56,310 --> 00:13:57,720
‫من دیگه یکی از شماهام

226
00:13:59,030 --> 00:14:00,100
‫یادت رفته؟

227
00:14:18,850 --> 00:14:20,970
‫این‌طور که پیداست،
‫دنبال یه ظاهر جدیدی

228
00:14:24,430 --> 00:14:25,890
‫وقت عوض شدنـه

229
00:14:26,430 --> 00:14:28,140
‫بیا، بدش به من

230
00:14:36,100 --> 00:14:38,480
‫من هیچ‌وقت خیلی دنبالِ...

231
00:14:38,480 --> 00:14:40,020
‫توجه نبودم

232
00:14:42,600 --> 00:14:44,100
‫فقط می‌خواستم ناپدید شم

233
00:14:46,020 --> 00:14:47,350
‫لطفاً این رو نگو

234
00:14:48,720 --> 00:14:50,470
‫ما خیلی خوشحالیم که پیش‌مونی

235
00:14:51,310 --> 00:14:52,320
‫جدی میگم

236
00:14:53,390 --> 00:14:55,040
‫حتی کیلی هم خوشحالـه

237
00:14:55,970 --> 00:14:57,720
‫با این که فوق‌العاده محافظه‌کاره

238
00:15:01,180 --> 00:15:04,180
‫همیشه همه دل‌شون می‌خواست که من

239
00:15:05,060 --> 00:15:06,890
‫جوری باشم که اونا می‌خوان

240
00:15:08,140 --> 00:15:10,020
‫من فقط می‌خواستم خودم باشم

241
00:15:23,350 --> 00:15:25,020
دیدی کی این کار رو کرد؟

242
00:15:25,020 --> 00:15:26,430
‫- نه
‫- نه؟

243
00:15:27,310 --> 00:15:28,850
‫این شوهرتـه؟

244
00:15:28,850 --> 00:15:30,930
‫- آره
‫- وای، عزیزم

245
00:15:30,930 --> 00:15:32,310
‫مُرده؟

246
00:15:32,310 --> 00:15:34,390
‫شاید نه.
‫شاید هنوز امید باشه

247
00:15:34,390 --> 00:15:37,020
‫شاید بتونیم احیاش کنیم.
‫بذار ببینم

248
00:15:38,470 --> 00:15:41,180
‫وای. نه، متأسفانه مُرده

249
00:15:41,180 --> 00:15:42,200
‫مرتیکه‌ی پست!

250
00:15:42,920 --> 00:15:46,220
‫با این وراجی‌هات که نمی‌تونم فکر کنم

251
00:15:46,840 --> 00:15:47,940
‫آره

252
00:15:49,810 --> 00:15:51,560
‫آره، آره، آره

253
00:15:52,060 --> 00:15:53,070
‫آره

254
00:16:02,640 --> 00:16:04,680
‫عجب‌ گنده‌بکی هستی، نه؟

255
00:16:15,310 --> 00:16:16,640
‫تو دیگه چه بلایی سرت اومده؟

256
00:16:31,430 --> 00:16:34,180
‫این که فقط یه زخم سطحیـه. بیخیال

257
00:16:36,830 --> 00:16:38,100
‫حالا شد

258
00:16:44,930 --> 00:16:47,210
‫بعضیا خیلی ماهرن

259
00:16:52,770 --> 00:16:55,040
‫اصلاً شانستی برای مقابله نداشتی، مگه نه؟

260
00:17:06,310 --> 00:17:07,720
‫تو کی هستی، فالکا؟

261
00:17:13,930 --> 00:17:15,640
‫این هم از این

262
00:17:17,890 --> 00:17:18,970
‫خیلی...

263
00:17:22,220 --> 00:17:24,020
‫مسحورکننده شدی

264
00:17:26,930 --> 00:17:28,180
‫فالکا کوچولوی خودم

265
00:17:36,770 --> 00:17:38,100
‫دلم می‌خواد...

266
00:17:41,770 --> 00:17:43,430
‫یه تشکر ویژه ازت بکنم

267
00:17:47,560 --> 00:17:48,720
‫یه جایی رو می‌شناسم

268
00:17:54,100 --> 00:17:56,930
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم، ویچر

269
00:17:56,930 --> 00:17:59,480
‫یسکیر رو کجا بردن؟

270
00:18:00,350 --> 00:18:02,020
‫به موقعش می‌فهمی

271
00:18:02,520 --> 00:18:04,060
‫دیگه کاری باهات ندارم، مارشال

272
00:18:04,930 --> 00:18:06,100
‫اون زندانی منـه

273
00:18:06,100 --> 00:18:08,791
‫به نفع تو و پادشاه قلابی‌تونـه که

274
00:18:08,816 --> 00:18:10,686
‫این رو فراموش نکنید

275
00:18:11,520 --> 00:18:12,810
‫با کمال احترام

276
00:18:12,810 --> 00:18:14,320
‫اگه به خاطر ما نبود،‌ تا الان...

277
00:18:14,320 --> 00:18:16,890
‫تو و دوستای پناهجوی سینتراییت
مُرده بودید

278
00:18:16,890 --> 00:18:18,560
‫پس گورت رو گم کن

279
00:18:20,140 --> 00:18:21,310
‫با کمال احترام

280
00:18:22,810 --> 00:18:24,810
‫خیلی خب

281
00:18:26,640 --> 00:18:28,700
‫مشتاق دیدار، دیکسترا

282
00:18:28,700 --> 00:18:30,000
‫باید ازت تشکر کنم؟

283
00:18:35,810 --> 00:18:40,270
‫به خاطر تو باید عین پیرمردها
‫با این عصا راه برم

284
00:18:41,850 --> 00:18:43,390
‫قبلاً خیلی قبراق بودی

285
00:18:45,750 --> 00:18:47,210
‫به این میگن روحیه

286
00:18:52,390 --> 00:18:53,930
‫راستش نگران بودم

287
00:18:55,350 --> 00:18:57,270
‫انگار دیگه توان مبارزه نداشتی

288
00:18:58,220 --> 00:19:00,390
‫دستام رو باز کن تا ببینیم

289
00:19:00,390 --> 00:19:02,420
‫احتمال داره که با اومدنت

290
00:19:02,420 --> 00:19:05,310
‫گره از مشکل آزاردهنده‌ای که دارم، باز کنی

291
00:19:05,310 --> 00:19:07,020
‫حیف که می‌میری

292
00:19:07,970 --> 00:19:09,760
‫اما لاأقل مرگ الانت یه هدفی داره

293
00:19:10,930 --> 00:19:14,390
‫چرا همیشه همه دل‌شون می‌خواد
‫از مرگ من موعظه بسازن؟

294
00:19:14,390 --> 00:19:16,930
‫چون یه موعظه‌ی خوب،
‫می‌تونه همه‌چی رو عوض کنه

295
00:19:17,600 --> 00:19:21,220
‫خدمت کردن به پادشاهی که همیشه
‫یکی قراره جاش رو بگیره، بی‌فایده‌ست

296
00:19:24,130 --> 00:19:26,420
‫بی‌فایده که نیست

297
00:19:26,970 --> 00:19:28,890
‫هر کسی یه نقشی داره

298
00:19:29,520 --> 00:19:31,810
‫حتی دوست آوازه‌خوان تو

299
00:19:34,470 --> 00:19:35,720
‫از این لحظه به بعد،

300
00:19:36,310 --> 00:19:37,430
‫خیالت راحت باشه که

301
00:19:38,520 --> 00:19:39,970
‫قضیه اصلاً شخصی نیست

302
00:19:40,600 --> 00:19:42,560
‫اون‌وقت تو چرا می‌خوای من بمیرم؟

303
00:19:43,270 --> 00:19:45,680
‫وای پسر عزیزم، مگه حرفم رو واضح نزدم؟

304
00:19:47,310 --> 00:19:48,810
‫همه‌چی که به تو ربط نداره

305
00:20:03,350 --> 00:20:04,470
‫اعلی‌حضرت

306
00:20:05,310 --> 00:20:07,360
‫شنیدم که چه مصیبتی سرتون اومده

307
00:20:07,360 --> 00:20:09,500
‫واقعاً متأسفم

308
00:20:11,890 --> 00:20:13,430
‫واسه چی اومدی اینجا؟

309
00:20:14,060 --> 00:20:17,196
‫ما داشتیم می‌رفتیم نیلفگارد تا

310
00:20:17,221 --> 00:20:18,865
‫سیری رو نجات بدیم

311
00:20:18,890 --> 00:20:21,720
‫البته بعد از این که ثابت کردیم
‫جاسوس نیستیم

312
00:20:23,530 --> 00:20:25,270
‫اصلاً نگرانش نباش

313
00:20:25,270 --> 00:20:26,340
‫وای

314
00:20:28,100 --> 00:20:29,120
‫ممنون

315
00:20:31,270 --> 00:20:32,340
‫نه

316
00:20:35,890 --> 00:20:37,600
‫پس...

317
00:20:39,600 --> 00:20:41,640
‫خیلی وقت بود هم رو ندیده بودیم

318
00:20:41,640 --> 00:20:43,430
‫ویزیمیر توافق کرده بود که ولم کنه

319
00:20:44,220 --> 00:20:47,310
‫می‌خواستم پیدات کنم،
‫کاری که تو لوکسیا کردم رو جبران کنم

320
00:20:47,310 --> 00:20:48,540
‫بعدش اون کشته شد

321
00:20:50,390 --> 00:20:52,810
‫و حالا من اینجام، جایی که
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم باشم

322
00:20:53,890 --> 00:20:56,220
‫ما درمورد نقاب‌ها حرف زده بودیم.
‫یادتـه؟

323
00:20:57,930 --> 00:21:00,310
‫- آره
‫- خب، من دقیقاً همچین کسی شدم

324
00:21:01,560 --> 00:21:02,600
‫یه نقاب

325
00:21:04,220 --> 00:21:05,640
‫مثل برادرم نیستم

326
00:21:06,930 --> 00:21:09,270
‫با این‌حال، خودم هم نمی‌تونم باشم

327
00:21:09,270 --> 00:21:11,350
‫تکلیفم چیـه؟

328
00:21:11,350 --> 00:21:13,520
‫چه خواسته و چه ناخواسته،

329
00:21:13,520 --> 00:21:15,540
‫تو پادشاهی

330
00:21:20,100 --> 00:21:22,060
‫همین‌جا بمون.
‫کنارم باش

331
00:21:22,680 --> 00:21:26,100
‫کمکم کن. اگه تو کنارم باشی،
‫می‌تونم به اندازه کافی قدرتمند باشم

332
00:21:26,100 --> 00:21:27,100
‫از پسش بر میام

333
00:21:31,060 --> 00:21:32,440
‫ما...

334
00:21:32,440 --> 00:21:35,440
‫اولش آروم پیش میریم

335
00:21:35,790 --> 00:21:38,060
‫این قضیه می‌تونه فوراً‌ تموم بشه

336
00:21:39,770 --> 00:21:40,890
‫فقط کافیـه...

337
00:21:41,430 --> 00:21:44,100
‫چیز که لازم دارم رو بهم بدی

338
00:21:45,140 --> 00:21:47,470
‫یه سر تکون دادن کافیـه که

339
00:21:48,140 --> 00:21:50,020
‫نشون بدی چقدر داری درد می‌کشی

340
00:21:52,430 --> 00:21:53,560
‫فکر می‌کنی این...

341
00:21:54,470 --> 00:21:56,640
‫بدترین دردیـه که دارم می‌کشم؟

342
00:21:57,850 --> 00:21:58,850
‫ظاهراً نه

343
00:21:59,470 --> 00:22:02,670
‫اما تنها دلیلش اینـه که هنوز
‫رگ خوابت رو پیدا نکردم

344
00:22:03,470 --> 00:22:05,140
‫همه دوست‌دخترهات رو میاری اینجا؟

345
00:22:05,140 --> 00:22:07,680
‫فقط اونایی که می‌خوام دل‌شون رو ببرم

346
00:22:07,680 --> 00:22:09,350
‫وای،‌ تو رو خدا دلم رو ببر

347
00:22:10,560 --> 00:22:11,890
‫بیا، دستم رو بگیر

348
00:22:14,480 --> 00:22:21,480
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

349
00:22:24,720 --> 00:22:25,740
‫وای

350
00:22:26,140 --> 00:22:27,430
‫چقدر خوشگلـن

351
00:22:28,810 --> 00:22:29,850
‫اینا دیگه چیـن؟

352
00:22:31,020 --> 00:22:33,270
‫مطمئن نیستم.
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم

353
00:22:34,520 --> 00:22:37,000
‫چقدر جادوییـه

354
00:22:39,470 --> 00:22:41,310
‫تو این‌طوری نیستی، گرالت

355
00:22:42,930 --> 00:22:45,680
‫تو... برای چیزی مبارزه می‌کنی،
‫مگه نه؟

356
00:22:46,850 --> 00:22:48,890
‫همم؟ برای کسی؟

357
00:22:50,470 --> 00:22:53,100
‫گرگ تنها دیگه تنها نیست،

358
00:22:53,600 --> 00:22:55,270
‫واسه همینـه که می‌دونم...

359
00:22:57,270 --> 00:22:58,520
‫...وا میدی

360
00:23:00,110 --> 00:23:01,180
‫نه؟

361
00:23:05,140 --> 00:23:07,310
‫نمی‌خواستم در این حد پیش برم

362
00:23:08,180 --> 00:23:10,520
‫اما توله شیر نازنینت...

363
00:23:11,060 --> 00:23:14,100
‫شنیدی که چه سرنوشتی توی نیلفگارد
‫در انتظارشـه؟

364
00:23:14,100 --> 00:23:16,520
‫برای همیشه از دستش دادی

365
00:23:24,850 --> 00:23:25,850
‫برای همیشه نه

366
00:23:26,430 --> 00:23:29,000
‫مگه این که تو خواب ببینی، گرالت

367
00:23:32,390 --> 00:23:34,270
‫سیری

368
00:23:34,270 --> 00:23:35,600
‫سیری...

369
00:23:35,600 --> 00:23:37,640
‫گندش بزنن

370
00:23:46,640 --> 00:23:48,310
‫این دیگه چه موجودیـه؟

371
00:23:48,310 --> 00:23:49,560
‫گری‌لاکـه

372
00:23:49,560 --> 00:23:52,020
‫معمولاً بی‌آزاره اما یه انگل آولوده‌ش کرده.
‫فرار کن!

373
00:24:12,430 --> 00:24:14,840
‫فریاد بزن.
‫همه‌چی تموم میشه

374
00:24:14,860 --> 00:24:15,940
‫نه

375
00:24:16,720 --> 00:24:18,020
‫بلندتر

376
00:24:18,020 --> 00:24:20,470
‫صدات باید به کل اردوگاه برسه

377
00:24:28,470 --> 00:24:30,680
‫یالا، تو واسه این چیزها آموزش دیدی

378
00:24:30,680 --> 00:24:31,680
‫فالکا!

379
00:24:32,520 --> 00:24:33,640
‫شمشیر رو ول کن!

380
00:24:47,000 --> 00:24:49,710
‫بذار دنیا صدای زجرت رو بشنوه!

381
00:25:12,220 --> 00:25:14,000
‫موفق شدم گرالت

382
00:25:21,600 --> 00:25:22,640
‫اون صدای گرالت بود

383
00:25:23,770 --> 00:25:25,180
‫دارن چی‌کارش می‌کنن؟

384
00:25:25,850 --> 00:25:26,878
‫نمی‌دونم

385
00:25:26,903 --> 00:25:29,770
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟
‫یه کاری بکن! جلوشون رو بگیر!

386
00:25:29,770 --> 00:25:33,070
‫- خب، دیکسترا همیشه یه نقشه‌ای داره
‫- دیکسترا نقشه‌های خودش رو داره

387
00:25:33,095 --> 00:25:34,100
‫تو پادشاهی

388
00:25:34,100 --> 00:25:37,246
‫تو به بقیه دستور میدی چی‌کار کنن

389
00:25:37,270 --> 00:25:39,456
خب پیشنهادم رو برای موندن قبول می‌‌کنی؟

390
00:25:41,430 --> 00:25:42,510
‫چی؟

391
00:25:42,530 --> 00:25:46,820
‫یا می‌خوای با ویچرت بری
‫دنبال اون دختربچه بگردی؟

392
00:25:47,600 --> 00:25:50,640
‫باورم نمیشه که داری
‫با این قضیه چونه می‌زنی

393
00:25:50,640 --> 00:25:52,270
‫تو تنها کسی هستی که من رو می‌شناسی

394
00:25:52,270 --> 00:25:54,470
‫اوه، من تو رو می‌شناسم، رادوید

395
00:25:54,470 --> 00:25:57,020
‫من ذاتت رو می‌شناسم

396
00:25:57,020 --> 00:25:59,600
‫تو ضعیفی

397
00:25:59,600 --> 00:26:02,060
‫نه. من تو رو انتخاب کردم

398
00:26:02,060 --> 00:26:04,430
‫وقتی برادرم رو کشتن،
‫این رو ازم گرفتن

399
00:26:04,430 --> 00:26:06,390
‫تو هم عین اون می‌میری

400
00:26:08,810 --> 00:26:09,880
توی تنهاییت

401
00:26:16,180 --> 00:26:17,850
‫حق نداری این‌طوری با من حرف بزنی

402
00:26:19,350 --> 00:26:21,020
‫نگهبان‌ها!

403
00:26:21,720 --> 00:26:22,790
‫سرورم

404
00:26:23,060 --> 00:26:25,350
‫برش گردونید پیش اون یکی زندانی

405
00:26:25,350 --> 00:26:26,390
‫زود باش

406
00:26:28,560 --> 00:26:29,620
‫راستش...

407
00:26:31,180 --> 00:26:34,000
‫شاید من یه روز بتونم از
غل و زنجیرم فرار کنم

408
00:26:35,060 --> 00:26:36,540
‫اما تو چی؟

409
00:26:37,600 --> 00:26:38,670
‫تکون بخور!

410
00:26:45,470 --> 00:26:47,930
‫ممنون که در راستای تحقق اهدافم
‫بهم کمک کردی

411
00:26:51,560 --> 00:26:52,850
‫ایشالا که ارزشش رو داشته

412
00:26:55,350 --> 00:26:56,390
‫یه چیز دیگه

413
00:26:57,280 --> 00:27:00,350
‫همون‌طور که قول داده بودم،
‫از نیلفگارد واست خبر دارم

414
00:27:00,350 --> 00:27:02,930
‫سیریلای تو از سینترا،

415
00:27:02,930 --> 00:27:05,380
‫با امهیر وار امریس نامزد کرده و

416
00:27:05,890 --> 00:27:07,750
‫قرار باهاش ازدواج کنه

417
00:27:08,890 --> 00:27:10,270
‫چی؟

418
00:27:10,270 --> 00:27:12,180
‫دوباره می‌دمت دست ویزگارد

419
00:27:12,810 --> 00:27:14,970
‫سحرگاه نمایش اعدامت رو برگزار می‌کنه،

420
00:27:14,970 --> 00:27:17,020
‫برای همین وقت داری تا

421
00:27:17,020 --> 00:27:20,020
‫عمق فاجعه‌ی شکستت رو
‫به خوبی درک کنی

422
00:27:24,810 --> 00:27:25,880
‫نگهبان‌ها

423
00:27:27,520 --> 00:27:29,680
‫شما دو نفر جلوش رو بگیرید!

424
00:27:29,680 --> 00:27:30,770
‫جلو نیا!

425
00:27:30,770 --> 00:27:32,140
‫حرکت کنید افراد!

426
00:27:32,970 --> 00:27:34,560
‫برید داخل! جلوش رو بگیرید!

427
00:27:35,390 --> 00:27:36,640
‫داره فرار می‌کنه

428
00:27:37,140 --> 00:27:40,100
‫همینـه،‌ ویچر!

429
00:27:40,100 --> 00:27:42,720
‫- نذارید بیاد جلو!
‫- تا آخرین نفس مقاومت کن!

430
00:27:48,020 --> 00:27:51,160
‫یه خط دفاعی در امتداد جان‌پناه ایجاد کنید

431
00:27:52,350 --> 00:27:55,220
‫راه کوهستان بسته‌ست.
‫باید هوایی حمله‌ کنن

432
00:27:55,220 --> 00:27:58,040
‫از هر جایی می‌تونن حمله کنن،
‫چه خارج و چه داخل

433
00:27:58,600 --> 00:28:01,180
‫ویلگه‌فورتز پورتال‌ها رو کنترل می‌کنه

434
00:28:01,180 --> 00:28:02,260
‫خب...

435
00:28:03,140 --> 00:28:04,560
‫دیگه یکم ناجور شد

436
00:28:05,180 --> 00:28:06,680
‫چیا درموردش می‌دونی؟

437
00:28:06,680 --> 00:28:10,180
‫قبلاً مزدور بوده.
‫ارتشی رو میاره که حاضره از دست‌شون بده

438
00:28:10,180 --> 00:28:13,020
‫پس هر جادوگر حداقل یه نیروی کمکی
‫پشت سرش می‌خواد

439
00:28:13,020 --> 00:28:14,890
‫که اطراف قلعه مستقر شده باشه

440
00:28:14,890 --> 00:28:17,000
‫تعدادتون به پای اونا می‌رسه؟

441
00:28:17,430 --> 00:28:18,450
‫نه

442
00:28:19,200 --> 00:28:21,600
‫باید با افراد کمتری که داریم،
‫کارهای بیشتری بکنیم

443
00:28:21,600 --> 00:28:23,890
‫و قدرت جادوی ما، با خستگی تحلیل میره

444
00:28:23,890 --> 00:28:24,890
‫ممکنـه ته بکشه

445
00:28:26,770 --> 00:28:28,470
‫پس جادو کافی نیست

446
00:28:29,060 --> 00:28:30,130
‫حق با توئـه

447
00:28:30,850 --> 00:28:32,600
‫اما ما چیزی داریم که اونا ندارن

448
00:28:34,850 --> 00:28:37,060
‫یادمون بده مثل ویچرها مبارزه کنیم

449
00:28:38,720 --> 00:28:39,780
‫آماده

450
00:28:42,640 --> 00:28:43,660
‫شروع کنید

451
00:28:47,970 --> 00:28:49,520
‫خب بگو ببینم، چی‌کارها بلدی؟

452
00:28:49,520 --> 00:28:51,180
‫- دوباره
‫- تیراندازی

453
00:28:51,970 --> 00:28:53,140
‫و همچنین اغوا کرن

454
00:28:53,600 --> 00:28:56,060
‫تو جفتش هم همیشه موفق میشم

455
00:28:56,060 --> 00:28:58,330
‫بهتره بچسبیم به همون تیراندازی

456
00:28:59,430 --> 00:29:01,140
‫دست‌کاری طبیعت

457
00:29:08,470 --> 00:29:11,780
‫شمشیرهای پروانه‌ای باید جفت جالبی باشن

458
00:29:11,780 --> 00:29:14,100
‫با این‌ها تمرین می‌کنیم

459
00:29:14,100 --> 00:29:15,520
‫این تو ذات من نیست

460
00:29:15,520 --> 00:29:17,390
‫اون حیوون درونت رو آزاد کن، مری‌گولد

461
00:29:27,270 --> 00:29:29,390
‫وای چه رقص بانمکی

462
00:29:34,600 --> 00:29:35,790
‫همم!

463
00:29:42,390 --> 00:29:43,390
‫بیا

464
00:29:46,270 --> 00:29:47,310
‫خوبـه

465
00:29:49,420 --> 00:29:51,020
‫شما کی باشید؟

466
00:29:51,020 --> 00:29:54,430
‫من از روزی که به دنیا اومدم
‫داشتم از خودم دفاع می‌کردم

467
00:29:54,430 --> 00:29:57,250
‫مهارت‌هایی دارم که این زن‌ها
‫فقط می‌تونن توی خواب ببینن

468
00:30:01,270 --> 00:30:02,300
‫تو

469
00:30:03,470 --> 00:30:05,560
‫پنج اورن روی فرانچسکا شرط می‌بندم

470
00:30:07,470 --> 00:30:08,470
‫پایه‌م

471
00:30:16,350 --> 00:30:17,850
‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟

472
00:30:20,220 --> 00:30:23,020
‫این اولین باری نیست که
‫یه ویچر بهم چیزی یاد میده

473
00:30:47,470 --> 00:30:51,120
‫شاید خدایان بابت این حرفم نفرینم کنن اما...

474
00:30:51,120 --> 00:30:53,270
‫اصلاً بد نبود

475
00:30:53,270 --> 00:30:55,310
‫شاید واقعاً تونستیم یه کارهایی بکنیم

476
00:30:56,890 --> 00:30:58,140
‫یالا!

477
00:30:58,140 --> 00:31:00,140
‫گرالت. گر...

478
00:31:00,640 --> 00:31:02,680
‫آروم باش!

479
00:31:04,810 --> 00:31:06,850
‫می‌ترسیدم مُرده باشی

480
00:31:06,850 --> 00:31:08,180
‫ای مردک دست‌دراز!

481
00:31:10,270 --> 00:31:12,020
‫خب، یه نقشه لازم داریم.
‫نقشه چیـه؟

482
00:31:14,120 --> 00:31:15,310
فقط تا صبح وقت داریم

483
00:31:15,310 --> 00:31:16,700
‫وای، خب...

484
00:31:16,700 --> 00:31:19,100
‫باز خدایان رو شکر که
یه نیم‌نگاهی بهمون دارن

485
00:31:21,100 --> 00:31:22,310
‫بردنم پیش رادوید

486
00:31:22,930 --> 00:31:25,060
‫تا عذابم بدن، نمی‌دونم

487
00:31:25,600 --> 00:31:29,560
‫می‌خواستم بعد از ماجرای تاند
‫حسابی عصبانی باشم اما...

488
00:31:32,020 --> 00:31:33,560
‫هنوز اون جرقه رو حس کردم

489
00:31:35,930 --> 00:31:37,960
‫بعدش هم صدای داد و فریاد تو رو شنیدم

490
00:31:38,680 --> 00:31:42,640
‫و بیخیال همه‌ی جرقه‌ها شدم. می‌دونستی که
‫می‌خواست یکی رو بین‌تون انتخاب کنم؟

491
00:31:42,640 --> 00:31:44,750
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

492
00:31:45,640 --> 00:31:47,770
‫ناراحت‌کننده‌ترین قسمت ماجرا هم اینـه که...

493
00:31:47,770 --> 00:31:49,600
‫فراتر از دل آزرده‌ی من،

494
00:31:50,560 --> 00:31:53,270
‫سرنوشتیـه که بدون من در انتظارشـه

495
00:31:54,390 --> 00:31:56,170
‫البته اگه چیزی ازش مونده باشه...

496
00:31:57,520 --> 00:31:59,600
‫اما جنگ...

497
00:31:59,600 --> 00:32:02,020
‫و مرگ؟

498
00:32:02,850 --> 00:32:04,020
‫زیرکانه‌ست

499
00:32:04,020 --> 00:32:06,890
‫خب، خیلیا این حرف رو زدن.
‫من نمی‌تونم نظری بدم

500
00:32:07,390 --> 00:32:08,970
‫دیکسترا دنبال همین بود

501
00:32:09,660 --> 00:32:12,280
‫از من استفاده کرد تا
امید پادشاه جدیدش رو

502
00:32:13,020 --> 00:32:14,670
‫ناامید کنه

503
00:32:15,810 --> 00:32:17,980
‫چیزی جز این لیاقتش نیست

504
00:32:26,180 --> 00:32:27,260
‫بیاتا...

505
00:32:28,810 --> 00:32:29,930
‫بیاتا مُرده

506
00:32:31,850 --> 00:32:32,910
‫می‌دونم

507
00:32:34,100 --> 00:32:35,170
‫خیلی متأسفم

508
00:32:37,720 --> 00:32:39,770
‫میلوا و دورف‌ها هم مُردن؟

509
00:32:41,140 --> 00:32:43,060
‫مردم تو روستاها و اردوگاه‌ها چی؟

510
00:32:50,220 --> 00:32:51,560
‫دوباره سیری رو دیدم

511
00:32:53,850 --> 00:32:55,210
‫تو یه رؤیای دیگه

512
00:32:57,520 --> 00:32:59,890
‫مرگ دنبالش نبود اما
‫داشت باهاش می‌جنگید

513
00:33:00,470 --> 00:33:02,720
‫خوب این... این چیز خوبیـه دیگه؟

514
00:33:10,220 --> 00:33:11,970
‫سیری قراره با امهیر ازدواج کنه

515
00:33:14,970 --> 00:33:16,980
‫چطوری می‌تونم جلوش رو بگیرم؟

516
00:33:17,810 --> 00:33:18,810
‫گندش بزنن

517
00:33:22,430 --> 00:33:23,470
‫هی

518
00:33:25,140 --> 00:33:28,100
‫بشریت یه روز دیگه هم زنده می‌مونه.
‫ما چطور؟

519
00:33:29,810 --> 00:33:32,930
‫بنده به شخصه ترجیح میدم زنده بمونم،

520
00:33:32,930 --> 00:33:34,970
‫اگه تو هم همچین چیزی می‌خوای...

521
00:33:36,310 --> 00:33:37,640
‫می‌دونم حرفم یکم تنده اما

522
00:33:38,640 --> 00:33:41,140
باید موقتاً اندوه تو رو کنار بذاریم و

523
00:33:41,930 --> 00:33:45,060
‫به این فکر باشیم که چطوری اول
‫جون خودمون رو نجات بدیم؟

524
00:33:49,560 --> 00:33:52,310
‫فکر کنم دفعه‌ی بعدی
خودم باید مکان رو انتخاب کنم

525
00:33:52,310 --> 00:33:53,350
علم غیب که نداشتم

526
00:33:53,850 --> 00:33:56,340
‫کاش می‌تونستم بگم اولین باره که

527
00:33:56,365 --> 00:33:58,535
‫نزدیک بود یه هیولا بکشتم

528
00:33:58,560 --> 00:34:02,430
‫خب، فکر کردی من وایمیسادم تا
‫اون وایورن بهت آسیب بزنه، خوشگلم؟

529
00:34:05,560 --> 00:34:06,630
‫اون رو نمیگم

530
00:34:09,180 --> 00:34:11,850
‫توی روکین، یه ویچر نجاتم داد

531
00:34:13,100 --> 00:34:14,120
‫به اسم برهن

532
00:34:15,930 --> 00:34:17,950
‫همون دوستیـه که گمش کردی؟

533
00:34:17,950 --> 00:34:21,210
‫تا یه مدت فکر می‌کردم یه عوضی تموم‌عیاره

534
00:34:24,930 --> 00:34:26,180
‫معلوم شد که نیست

535
00:34:26,770 --> 00:34:29,140
‫عین همه‌مون، ماجرای خودش رو داشت

536
00:34:32,060 --> 00:34:35,180
‫می‌خواست یه شاهد‌ختی رو نجات بده اما
‫موفق نشده

537
00:34:36,720 --> 00:34:39,880
‫برای همین یکی دیگه مجبور شده
‫پا پیش بذاره و این کار رو براش بکنه

538
00:34:42,270 --> 00:34:43,580
‫گرالت از ریویا

539
00:34:49,270 --> 00:34:50,890
‫اونجا که بودی اسمش رو گفتی

540
00:34:51,930 --> 00:34:54,000
‫انگار داشتی توی رؤیاهات می‌دیدی

541
00:34:56,060 --> 00:34:58,140
‫متوجه نمیشم.
‫چی از جونم می‌خوای؟

542
00:34:58,140 --> 00:35:00,930
‫می‌خوام قبول کنی که چندین هفته‌ی پیش

543
00:35:00,930 --> 00:35:02,880
‫همین‌طوری یهویی تو گلیزون سبز نشدی

544
00:35:02,880 --> 00:35:06,020
‫می‌خوام قبول کنی که قبلاً
برای خودت زندگی داشتی

545
00:35:06,770 --> 00:35:09,180
‫به‌نظرم زندگی اشرافی و ثروتمندی هم داشتی،

546
00:35:09,180 --> 00:35:11,680
‫و اونجا بهت آداب یاد دادن

547
00:35:11,680 --> 00:35:13,980
‫و عجیبـه که مهارت‌های شمشیرزنی هم یاد گرفتی

548
00:35:16,180 --> 00:35:17,980
‫و واضحـه که...

549
00:35:18,470 --> 00:35:20,170
‫عزیز بودی

550
00:35:25,180 --> 00:35:26,260
‫آره

551
00:35:27,970 --> 00:35:29,020
‫گرالت رو می‌شناختم

552
00:35:32,220 --> 00:35:34,560
‫با یه جادوگر به اسم ینیفر

553
00:35:37,220 --> 00:35:39,390
‫اونا خونواده‌ی من بودن

554
00:35:39,390 --> 00:35:40,930
‫اما الان دیگه رفتن

555
00:35:42,270 --> 00:35:45,470
‫عزیز بودن من جز دردسر و رنج

556
00:35:46,600 --> 00:35:48,100
‫هیچ سودی برام نداشته

557
00:35:51,270 --> 00:35:52,970
‫و اگه هنوز زنده‌ن،

558
00:35:54,680 --> 00:35:56,660
به نفع‌شونـه که من پیش‌شون نیستم

559
00:36:09,470 --> 00:36:12,600
‫اما من... من دلم نمی‌خواد که تو
‫فکر کنی مثل اونایی

560
00:36:18,350 --> 00:36:19,720
‫عشق یعنی همین

561
00:36:22,020 --> 00:36:23,140
‫تحت هر شرایطی

562
00:36:40,310 --> 00:36:42,140
‫به اینجا میگی خونه

563
00:36:43,560 --> 00:36:44,630
‫واقعاً خونه‌ست؟

564
00:36:46,930 --> 00:36:47,930
‫نمی‌دونم

565
00:36:49,060 --> 00:36:50,850
‫آریتوزا خونه‌ی من بود اما

566
00:36:52,270 --> 00:36:55,100
‫هر دفعه که برمی‌گشتم،
‫دشمن‌های جدید پیدا می‌کردم

567
00:36:58,770 --> 00:36:59,850
‫خونه

568
00:36:59,850 --> 00:37:02,430
‫به خونه که فکر می‌کنم، یادِ...

569
00:37:03,520 --> 00:37:04,520
‫یاد سیری می‌افتی

570
00:37:07,060 --> 00:37:08,220
‫یاد گرالت

571
00:37:09,890 --> 00:37:10,920
‫آره

572
00:37:14,270 --> 00:37:18,620
‫اون روزها از این پناهگاه به
‫اون پناهگاه می‌رفتیم و...

573
00:37:18,620 --> 00:37:21,980
‫اگه از یه جا خوش‌مون می‌اومد،
‫بیشتر می‌موندیم

574
00:37:23,560 --> 00:37:25,430
‫بالأخره از فرار کردن راحت شده بودم

575
00:37:29,680 --> 00:37:30,970
‫بهت حسودیم میشه

576
00:37:32,390 --> 00:37:35,140
‫این روزها زنده‌ موندن همین‌طوریش هم سختـه،

577
00:37:36,180 --> 00:37:39,060
‫چه برسه به این که برادرهامون هم
‫یکی یکی دارن از پا در میان

578
00:37:39,060 --> 00:37:41,060
‫دنیا داره تغییر می‌کنه، ینیفر

579
00:37:41,680 --> 00:37:43,470
‫خانواده‌ی من داره از بین میره

580
00:37:45,970 --> 00:37:48,470
‫- و هیچ‌جوره نمی‌تونم جلوش رو بگیرم
‫- می‌تونی

581
00:37:50,220 --> 00:37:51,350
‫همیشه می‌تونی

582
00:37:58,600 --> 00:37:59,600
‫توی تاند...

583
00:38:00,740 --> 00:38:04,360
‫ویلگه‌فورتز تصمیم گرفت گرالت رو تو
‫ مرز مرگ و زندگی نگه داره

584
00:38:04,360 --> 00:38:06,000
‫تا فقط آزارش بده

585
00:38:07,220 --> 00:38:09,350
‫ظلم اون هیچ حد و مرزی نداره

586
00:38:13,390 --> 00:38:15,060
‫حاضرم بمیرم اما جلوش رو بگیرم

587
00:38:18,310 --> 00:38:19,890
‫می‌تونیم تو این نبرد برنده شیم؟

588
00:38:23,720 --> 00:38:25,470
‫میشه یه رازی بهت بگم؟

589
00:38:26,930 --> 00:38:29,430
‫رهبرها هیچ‌وقت این رو نمی‌دونن اما

590
00:38:30,600 --> 00:38:33,470
‫شک‌شون رو از مردم‌شون مخفی نگه می‌دارن

591
00:38:38,350 --> 00:38:42,060
‫از آخرین باری که دیدمت،
‫خیلی عوض شدی

592
00:38:42,060 --> 00:38:44,228
‫حواست به همه‌ی زوایا هست،

593
00:38:44,253 --> 00:38:46,270
‫از اشتباهات قبلیت درس می‌گیری

594
00:38:46,270 --> 00:38:49,140
‫بعد از ماجرای تاند ممکن بود
‫بیفتی و بمیری

595
00:38:50,520 --> 00:38:53,850
‫بعد از این که دیدی چه بلایی سر تیسیا اومد

596
00:38:54,850 --> 00:38:56,770
‫اما زنده موندی

597
00:38:56,770 --> 00:38:58,270
‫چرا نمردی؟

598
00:38:58,620 --> 00:39:00,850
‫چون رهبری

599
00:39:00,850 --> 00:39:04,270
‫تا اونجا که من دیدم،
‫رهبر قابلی هم هستی

600
00:39:06,350 --> 00:39:07,970
‫درمورد ویلگه‌فورتز هم...

601
00:39:09,100 --> 00:39:12,390
‫تصمیم گرفتم که خودم حساب اون جاکش رو برسم

602
00:39:14,470 --> 00:39:17,080
‫هیچ‌وقت چنین درخواستی ازت نمی‌کنیم

603
00:39:18,340 --> 00:39:19,420
‫برای گرالت...

604
00:39:20,310 --> 00:39:21,310
‫برای سیری...

605
00:39:21,810 --> 00:39:23,140
‫و برای خودت

606
00:39:25,560 --> 00:39:28,720
‫می‌خوام بدذات‌ترین هیولا رو بکشم

607
00:39:35,470 --> 00:39:36,560
‫سرورم

608
00:39:38,810 --> 00:39:40,680
‫آوازه‌خوان کجاست؟ فکر می‌کردم...

609
00:39:40,680 --> 00:39:42,430
‫خودت می‌دونی کجاست، دیکسترا

610
00:39:43,520 --> 00:39:45,790
‫بیا، همراه من بخور

611
00:39:47,850 --> 00:39:48,850
‫سرورم...

612
00:39:49,850 --> 00:39:50,850
‫افتخار دادید

613
00:39:52,930 --> 00:39:54,850
‫به سلامتی شکوه ردانیا

614
00:39:57,720 --> 00:40:00,850
‫خب سرورم... الان دیگه کلی کار داریم

615
00:40:01,180 --> 00:40:04,020
‫مایلید با ژنرال‌ها صحبت کنید؟

616
00:40:06,810 --> 00:40:08,020
‫جناب ژنرال

617
00:40:08,020 --> 00:40:11,020
‫می‌خواستم بابت کمک امروز‌تون تشکر کنم

618
00:40:11,020 --> 00:40:13,740
‫من تازه‌کار به حساب میام و

619
00:40:13,740 --> 00:40:15,520
‫عاشق می‌گساریـم

620
00:40:15,520 --> 00:40:17,270
‫یه شوخی بی‌ضرر بکنم سرورم؟

621
00:40:17,930 --> 00:40:19,810
‫یاد گرفتن هنر جنگ زمان‌بره

622
00:40:20,560 --> 00:40:21,570
‫صد البته

623
00:40:23,180 --> 00:40:25,751
‫اگه یه بار دیگه باهام خودمونی حرف بزنی،

624
00:40:25,775 --> 00:40:28,280
‫دست‌هات و گوش‌هات و چشمات رو می‌کَنم

625
00:40:28,280 --> 00:40:29,470
‫حالیتـه؟

626
00:40:29,470 --> 00:40:30,930
‫بله سرورم

627
00:40:31,720 --> 00:40:33,200
‫نگهبان‌ها!

628
00:40:33,200 --> 00:40:35,060
‫ببریدش

629
00:40:35,060 --> 00:40:36,880
‫نه، اون رو نمیگم.
‫اون رو میگم

630
00:40:38,140 --> 00:40:39,220
‫چی؟

631
00:40:41,100 --> 00:40:43,520
‫سرورم، معنی این کار چیـه؟

632
00:40:43,520 --> 00:40:45,890
‫من رو یه آدم دائم‌الخمر و سوسول فرض کردی

633
00:40:45,890 --> 00:40:48,476
‫اما همون‌طور که دوست آوازه‌خوانم
‫یه بار بهم گفت،

634
00:40:48,500 --> 00:40:51,285
اون‌قدری می‌فهمم که سرم کلاه نره

635
00:40:51,310 --> 00:40:53,720
‫از دسیسه‌هات با ویزیمیر با خبر بودم

636
00:40:53,720 --> 00:40:55,970
‫هر بار که برادرم فکر می‌کرد
‫اختیار امور دستشـه،

637
00:40:55,970 --> 00:40:58,380
‫تو محکم‌تر از همیشه افسارش رو می‌کشیدی

638
00:40:59,310 --> 00:41:01,020
‫من مثل اون بازیچه‌ی تو نمیشم

639
00:41:01,600 --> 00:41:04,890
‫اقدامات امروزت آسیبی زدن که
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم جبران‌شون کنم

640
00:41:06,140 --> 00:41:07,200
‫سرورم...

641
00:41:08,770 --> 00:41:09,960
‫من یه...

642
00:41:09,960 --> 00:41:11,520
‫وطن‌پرستم

643
00:41:11,520 --> 00:41:16,495
‫تنها خواسته‌ی من، شکوه کشورم
‫تحت یک پادشاه قدرتمند بوده

644
00:41:16,520 --> 00:41:17,810
‫دیکسترای عزیزم...

645
00:41:21,140 --> 00:41:22,430
‫موفق شدی

646
00:41:26,470 --> 00:41:28,140
‫تا ابد مدیون لطفت هستم

647
00:41:28,720 --> 00:41:31,310
‫با این خاطره توی ذهنت
‫از ردانیا برو

648
00:41:34,430 --> 00:41:35,490
‫رادوید

649
00:41:36,220 --> 00:41:37,300
‫چرا؟

650
00:41:38,470 --> 00:41:39,720
‫این همه‌ی زندگی منـه

651
00:41:41,520 --> 00:41:42,810
‫دلیلش دقیقاً همینـه

652
00:41:45,600 --> 00:41:46,720
‫با اجازه

653
00:42:00,680 --> 00:42:01,680
‫افراد رو آماده کنید

654
00:42:02,930 --> 00:42:05,140
‫با طلوع آفتاب، به دیلینگن حمله می‌کنیم

655
00:42:06,350 --> 00:42:08,020
‫دیگه وقتت سر رسید

656
00:42:08,020 --> 00:42:10,430
‫هی، هی، هی!
‫تا صبح وقت داشتیم که!

657
00:42:10,430 --> 00:42:12,640
‫سینترا به قدر کافی زجر کشیده

658
00:42:13,520 --> 00:42:16,140
‫عدالت یک دقیقه دیگه هم منتظر نمی‌مونه

659
00:42:16,140 --> 00:42:17,890
‫اگه فقط دنبال عدالتی

660
00:42:17,890 --> 00:42:19,770
‫آزادم کن تا بتونم سیری رو نجات بدم

661
00:42:19,770 --> 00:42:23,996
‫انگار قصد نداری دست از
‫این درو‌غ‌هات برداری ویچر، نه؟

662
00:42:24,021 --> 00:42:27,470
‫حرف آخر!
‫می‌ذاری حرف آخرمون رو بزنیم دیگه؟

663
00:42:27,470 --> 00:42:28,550
‫اوم...

664
00:42:29,140 --> 00:42:33,046
‫خشونت غالباً حربه‌ی افراد کوته‌فکر و
‫عاجز است،

665
00:42:33,071 --> 00:42:35,220
‫ولی هنرمند جاودانه خواهد ماند

666
00:42:35,220 --> 00:42:37,100
‫او نمی‌تواند با یک...

667
00:42:37,100 --> 00:42:38,390
‫خنجر بزرگ کشته شود

668
00:42:38,390 --> 00:42:39,700
‫وحشت کردم! وحشت!

669
00:42:39,700 --> 00:42:42,140
‫این تیغه مال کالانته بود

670
00:42:42,140 --> 00:42:44,930
‫جون تو رو در برابر جون اون می‌گیره

671
00:42:45,720 --> 00:42:47,470
‫نه!

672
00:42:48,720 --> 00:42:50,930
‫طراحی بی‌عیب و نقصی داره

673
00:42:50,930 --> 00:42:53,060
‫این تیغه‌ی یه ملکه‌ست و

674
00:42:53,060 --> 00:42:54,970
‫تو بهش بی‌احترامی کردی

675
00:42:57,680 --> 00:42:59,680
‫خدایا

676
00:43:01,930 --> 00:43:03,040
‫چطوری این کار رو کرد؟

677
00:43:10,970 --> 00:43:12,560
‫چیزیت نیست.
‫چیزیت نیست

678
00:43:12,560 --> 00:43:13,680
‫هوات رو دارم

679
00:43:13,680 --> 00:43:16,180
‫میلوا و بقیه فاصله‌ی زیادی باهاتون ندارن

680
00:43:20,140 --> 00:43:22,560
‫- نگهبان‌ها چطور؟
‫- اونا خوابـن

681
00:43:22,560 --> 00:43:24,470
‫- اگه بیدار شن چی؟
‫- نمیشن

682
00:43:25,350 --> 00:43:27,890
‫موفق باشید. خیلی زود می‌بینم‌تون

683
00:43:30,930 --> 00:43:32,010
‫ریجس؟

684
00:43:33,020 --> 00:43:35,980
‫بابت تمام زحماتی که برامون کشیدی
‫ازت ممنونـم

685
00:43:36,380 --> 00:43:39,600
‫شاید به صلاح باشه که دیگه هم رو نبینیم

686
00:43:39,600 --> 00:43:42,060
‫صبر کن ببینم، چی گفتی؟
‫اون عملاً نجات‌مون داد

687
00:43:42,060 --> 00:43:44,560
‫شک داشتم که کار به اینجا بکشه

688
00:43:45,390 --> 00:43:47,350
‫اما اگه قراره از هم جدا شیم،

689
00:43:47,930 --> 00:43:51,350
‫یه چیزی هست که چندوقت بود مشغولش بودم

690
00:43:51,350 --> 00:43:52,420
‫هدیه

691
00:43:52,890 --> 00:43:55,520
‫در صورتی که روزی به امید نیاز داشتی

692
00:43:56,140 --> 00:44:00,680
‫خون ویچر رازهای زیادی رو درونش داره،
‫از جمله طرز ساخت این اکسیر

693
00:44:00,680 --> 00:44:02,680
‫معجون مخصوص خودمـه

694
00:44:02,680 --> 00:44:05,440
‫البته طبیعتاً با چیزی که باهاش
‫خو گرفتی متفاوتـه اما

695
00:44:05,440 --> 00:44:07,640
‫اگه لازم بشه، توی مبارزات به کمکت میاد

696
00:44:09,930 --> 00:44:12,620
‫احتیاط تو کمک زیادی من به کرده گرالت اما

697
00:44:12,620 --> 00:44:14,540
‫دیگه لازم نیست پنهونش کنی

698
00:44:15,810 --> 00:44:17,180
‫شما هم دیگه راه بیفتید

699
00:44:18,060 --> 00:44:19,660
‫زمان رو هدر ندید

700
00:44:19,660 --> 00:44:21,520
‫پشت سرتون رو هم نگاه نکنید

701
00:44:21,520 --> 00:44:22,630
‫به سلامت

702
00:44:24,020 --> 00:44:25,090
‫خیلی خب

703
00:44:28,220 --> 00:44:30,270
‫چرا داریم ولش می‌کنیم؟

704
00:44:30,930 --> 00:44:33,520
‫ریجس اصلاً دیگه چه موجودیـه؟
‫حکیمـه؟

705
00:44:33,520 --> 00:44:35,350
‫جادوگره؟ یه‌جور...

706
00:44:35,350 --> 00:44:36,930
‫- خون‌آشامـه
‫ - خون آشامـه؟

707
00:44:36,930 --> 00:44:39,850
‫خون‌آشام! شوخیت... شوخیت گرفته دیگه؟

708
00:44:39,850 --> 00:44:42,310
‫یعنی میگی تموم این مدت

709
00:44:42,310 --> 00:44:44,470
‫یه خون‌آشام پیش‌مون بود؟

710
00:44:44,470 --> 00:44:45,770
‫آخه چی‌کار می‌خواد بکنه تا...

711
00:44:48,850 --> 00:44:51,060
‫وای، یا خود خدا

712
00:44:52,390 --> 00:44:53,640
‫سریع‌تر لنگ بزن

713
00:44:55,680 --> 00:44:57,310
‫هی! آروم، آروم

714
00:44:59,000 --> 00:45:01,320
‫خب، تو اینجا بمون.
‫بسپارش به من

715
00:45:03,640 --> 00:45:06,180
‫یالا یسکیر. از پسش بر میای

716
00:45:06,680 --> 00:45:08,140
‫آقایون!

717
00:45:08,164 --> 00:45:11,155
شرمنده که مزاحم پرسه زدن مرموزتون میشم

718
00:45:11,180 --> 00:45:13,560
‫واقعاً‌ شب زیبایی برای این کاره.
‫برام سؤال شد که...

719
00:45:13,560 --> 00:45:14,590
‫فراریـه؟

720
00:45:15,560 --> 00:45:18,020
‫حق‌السکوت ما ده سکه‌‌ی نقره‌ست

721
00:45:18,020 --> 00:45:21,430
‫خب، من این مقدار رو ندارم.
‫بالأخره از اوضاع اقتصادی که با خبرید

722
00:45:21,430 --> 00:45:23,850
‫اما اگه اجازه بدید یه سر اینجا وایسم،

723
00:45:23,850 --> 00:45:26,140
‫دو تا سکه‌ی طلا ته کفشام قایم کردم...

724
00:45:26,140 --> 00:45:27,430
‫چکمه‌هاش رو بردار!

725
00:45:27,430 --> 00:45:29,930
‫اگه یه دقیقه آروم بگیرید...

726
00:45:29,930 --> 00:45:31,810
‫گرالت، بمون سر جات

727
00:45:31,810 --> 00:45:35,140
‫- همه‌چیز تحت کنترلـه. دوستان!
‫- بلند نشو!

728
00:45:35,140 --> 00:45:36,930
‫اگه اجازه بدید...

729
00:45:36,930 --> 00:45:38,520
‫نـه!

730
00:45:40,900 --> 00:45:42,560
‫سلام بچه‌ها

731
00:45:42,560 --> 00:45:45,060
‫- فکر می‌کردم گم شدید
‫- این تو بودی که گم شده بودی

732
00:45:45,060 --> 00:45:46,100
‫چه مهربون

733
00:45:49,680 --> 00:45:51,060
‫گفتم ریجس از پسش بر میاد

734
00:45:51,060 --> 00:45:54,060
‫راستی لازم به این کارها نبود.
‫همه‌چیز رو ردیف کرده بودم

735
00:45:54,060 --> 00:45:56,890
‫می‌دونم کرده بودی رفیق.
‫فقط گفتم یه کمکی بهت بکنم

736
00:45:58,440 --> 00:45:59,520
‫گوش کنید

737
00:46:02,810 --> 00:46:04,270
‫سربازها. روی تپه‌ن

738
00:46:05,350 --> 00:46:06,380
‫آتش!

739
00:46:07,640 --> 00:46:08,930
‫تیر زدن! تکون بخورید!

740
00:46:09,890 --> 00:46:11,600
‫مرگ بر ردانیا!

741
00:46:13,100 --> 00:46:14,160
‫نیلفگارد!

742
00:46:20,220 --> 00:46:21,810
‫نیلفگاردی‌ها شبیخون زدن!

743
00:46:21,810 --> 00:46:23,060
‫نگهبان‌ها!

744
00:46:23,060 --> 00:46:25,560
‫- نیلفگارد؟ دوباره؟
‫- چطوری از اینجا بریم؟

745
00:46:25,560 --> 00:46:27,100
‫گرالت، نقشه لازم داریم

746
00:46:28,470 --> 00:46:31,350
‫- برید سر پست‌هاتون!
‫- برو خط مقدم! یالا!

747
00:46:31,350 --> 00:46:34,180
‫زود باشید حروم‌زاده‌های لعنتی!
‫عجله کنید!

748
00:46:34,180 --> 00:46:35,600
‫وای، محاصره شدیم

749
00:46:38,600 --> 00:46:40,140
‫دارن از همه طرف حمله می‌کنن

750
00:46:40,140 --> 00:46:42,060
‫نیروها رو تو جناح جنوبی جمع می‌کنیم و

751
00:46:42,060 --> 00:46:44,920
‫با آتش یه حصار ایجاد می‌کنیم و
‫مجبورشون می‌کنیم از یه طرف درگیر شن

752
00:46:44,920 --> 00:46:46,540
‫حرکت عاقلانه‌ایـه، پادشاه

753
00:46:49,720 --> 00:46:50,930
‫نیلفگارد!

754
00:46:59,890 --> 00:47:02,460
‫- به گا رفتیم
‫- حالا چی‌کار کنیم، ویچر؟

755
00:47:02,940 --> 00:47:04,020
‫گرالت؟

756
00:47:59,140 --> 00:48:01,560
‫- تو!
‫- من دشمنت نیستم

757
00:48:23,060 --> 00:48:24,130
‫گرالت!

758
00:48:26,680 --> 00:48:28,140
‫یسکیر!

759
00:48:35,770 --> 00:48:37,770
‫گرالت. ببخشید

760
00:48:37,770 --> 00:48:39,810
‫حرف نزن. هنوز تموم نشده

761
00:48:39,810 --> 00:48:41,720
‫فقط برو، از اینجا برو.
‫سیری رو پیدا کن

762
00:48:41,720 --> 00:48:43,520
‫سیری رو پیدا کن.
‫فقط سیری رو...

763
00:48:43,520 --> 00:48:44,720
‫هوات رو دارم

764
00:48:44,720 --> 00:48:46,520
‫زود باش، بجنب

765
00:48:47,470 --> 00:48:48,550
‫راه بیفتید

766
00:48:52,020 --> 00:48:54,470
‫دووم بیار یسکیر

767
00:48:54,494 --> 00:49:04,494
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

768
00:49:04,518 --> 00:49:14,518
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

