﻿1
00:00:18,416 --> 00:00:21,375
« انگلستان »

2
00:00:21,399 --> 00:00:31,399
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:31,423 --> 00:00:41,423
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:04,250 --> 00:01:09,000
« آلمان - اردوگاه کار اجباری زاکسنهاوزن »

5
00:01:11,708 --> 00:01:17,460
« بانک انگلستان »

6
00:01:30,458 --> 00:01:38,958
در سال ۱۹۴۰، دولت نازی صدها میلیون پوند »
« پول جعلی را وارد بازار کرد

7
00:01:41,041 --> 00:01:44,750
آن‌ها نقشه‌ای برای قاچاق آن‌ها »
،به درون بریتانیای کبیر

8
00:01:44,833 --> 00:01:49,625
آخرین سنگر ضد فاشیسم در بین
« کشورهای اروپای غربی، کِشیدند

9
00:01:51,541 --> 00:01:54,458
،هدف از این تزریق عظیم پول »
،فلج کردن نظام بانکی

10
00:01:54,541 --> 00:01:59,083
از پای درآوردن اقتصاد و
« پیروزی آلمان در جنگ بود

11
00:02:39,687 --> 00:02:41,311
درود بر هیتلرِ وامونده

12
00:02:43,125 --> 00:02:47,458
« نوزدهم نوامبر ۱۹۴۰ »

13
00:02:59,333 --> 00:03:03,458
« انگلستان - کارخانه‌ی اسلحه‌سازی بیرمنگام »

14
00:03:05,896 --> 00:03:09,353
خانم‌ها، واسمون آتیش‌بازی راه انداختن

15
00:03:09,354 --> 00:03:12,478
شبتون بخیر، دخترها -
فردا صبح می‌بینم‌تون، رفقا -

16
00:03:12,479 --> 00:03:14,145
اگه خدا بخواد -
شبت بخیر، عزیزم -

17
00:03:14,146 --> 00:03:15,396
خوبی، سید؟

18
00:03:28,312 --> 00:03:30,811
یه لیوان چایی برامون میاری، عزیزم؟

19
00:03:30,812 --> 00:03:32,853
کجا بودی؟ -
شب همگی بخیر -

20
00:03:32,854 --> 00:03:34,978
.بیا بشین
.برات جا گرفتیم

21
00:03:34,979 --> 00:03:36,979
خیلی‌خب، خانم‌ها. اگنس از راه رسید

22
00:03:38,521 --> 00:03:40,728
سلام

23
00:03:40,729 --> 00:03:44,478
♪ تولدت مبارک ♪

24
00:03:44,479 --> 00:03:45,561
بیا

25
00:03:45,562 --> 00:03:48,353
♪ تولدت مبارک ♪

26
00:03:48,354 --> 00:03:49,437
اینجا رو

27
00:03:50,312 --> 00:03:54,478
♪ تولدت مبارک، اگنس‌جون - ♪
چقدر قشنگـه -

28
00:03:54,479 --> 00:03:55,895
ممنون از همگی

29
00:03:55,896 --> 00:04:00,603
♪ تولدت مبارک ♪

30
00:04:23,833 --> 00:04:30,833
« پیکی بلایندرز »

31
00:04:35,375 --> 00:04:41,291
« مرد نامیرا »

32
00:05:39,229 --> 00:05:42,143
دیشب دیدی تپه‌ها چه نورانی شده بودن، تام؟

33
00:05:43,518 --> 00:05:45,187
بیرمنگام رو بمبارون کردن

34
00:05:47,687 --> 00:05:49,479
منطقه‌ی اسمال هیث رو زدن، تام

35
00:05:51,849 --> 00:05:53,057
خونه‌ات

36
00:05:56,104 --> 00:05:57,229
!چه مصیبتی

37
00:05:58,319 --> 00:06:00,902
دیشب یه خانواده‌ی کولی که
،داشتن از بمبارون فرار می‌کردن

38
00:06:00,950 --> 00:06:03,394
از سیم خاردارها رد شدن و
اومدن توی زمین

39
00:06:03,396 --> 00:06:04,584
خب بیرون‌شون کن

40
00:06:04,586 --> 00:06:06,335
از خاندان پالمر هستن، تامی

41
00:06:06,380 --> 00:06:09,879
جادوگرهای معروف، فال‌گیر، کَف‌بین

42
00:06:09,895 --> 00:06:13,394
.نمی‌خوام هیچکس نزدیک اینجا بپلکه، جانی
.حتی آدمای جالب

43
00:06:13,396 --> 00:06:15,270
،منظورم اینـه اگه بندازمشون بیرون

44
00:06:15,271 --> 00:06:17,606
ممکنـه منو طلسمی چیزی بکنن، تام

45
00:06:20,356 --> 00:06:22,439
کار از این حرف‌ها گذشته، رفیق

46
00:06:23,382 --> 00:06:26,716
تو طلسم شدی که آخرین کسی باشی که
برای من کار می‌کنه

47
00:06:31,372 --> 00:06:32,747
،اونجا که بودم

48
00:06:34,014 --> 00:06:37,538
یکی از زن‌هاشون من رو از قدیم‌ندیم‌ها شناخت

49
00:06:38,684 --> 00:06:41,679
پرسید می‌دونم چه بلایی سرِ
تامی شلبی اومده یا نه

50
00:06:43,333 --> 00:06:47,666
،«زنه بهت گفت «رُم بارو
پادشاهِ تمام کولی‌ها

51
00:06:48,417 --> 00:06:49,999
عجب پادشاهی هم بودم

52
00:06:50,008 --> 00:06:53,300
برای کولی‌ها هنوز هم پادشاهی، تام

53
00:06:54,796 --> 00:06:56,379
بهش چی گفتی؟

54
00:06:56,427 --> 00:07:01,375
،گفتم: «تا جایی که من خبر دارم
،گانگسترِ معروف، تامی شلبی

55
00:07:01,799 --> 00:07:03,716
کنج عُزلت گزیده و

56
00:07:04,424 --> 00:07:06,216
«مشغول نوشتنِ کتابـه

57
00:07:33,521 --> 00:07:35,028
خفه شو

58
00:08:10,624 --> 00:08:12,874
.در خلوتِ خود تنها نیستم»

59
00:08:21,229 --> 00:08:23,670
.ارواح بر من نمایان می‌شوند

60
00:08:26,900 --> 00:08:30,061
،دخترِ مرحومم، روبی
.در باغچه بازی می‌کند

61
00:08:32,864 --> 00:08:35,506
…شالش را بر شاخه‌ای آویزان یافتم

62
00:08:37,807 --> 00:08:39,921
در حالی که پیش از آن
.شالی در کار نبود

63
00:08:41,382 --> 00:08:43,561
به هیچ روی نمی‌توانست به آنجا رسد
جز به همین سان

64
00:08:46,598 --> 00:08:49,194
،اینک نیز پیشِ روی من است

65
00:08:50,197 --> 00:08:51,447
«.بر روی میزم

66
00:09:05,921 --> 00:09:07,588
دوباره روبی رو دیدم

67
00:09:17,375 --> 00:09:19,875
« آرتور شلبی »
« چهاردم مارس ۱۸۹۵ تا دوم دسامبر ۱۹۳۸ »

68
00:09:19,958 --> 00:09:21,333
« در چله‌ی زمستانی تیره و تار »

69
00:09:21,382 --> 00:09:24,811
فقط یه ترسو میگه که همش خواب و خیال بوده

70
00:09:26,867 --> 00:09:28,343
چون نبوده، آرتور

71
00:09:30,416 --> 00:09:34,791
من هر چی باشم، ترسو نیستم

72
00:09:39,272 --> 00:09:41,606
تام؟ مهمون داری

73
00:09:42,698 --> 00:09:46,102
خواهرتـه. از تلفن عمومی زنگ زده که

74
00:09:46,104 --> 00:09:49,437
بگه چه بخوای، چه نخوای، میاد دیدنت

75
00:09:50,192 --> 00:09:52,067
گفت خبرهای بدی داره، تام

76
00:09:53,062 --> 00:09:55,562
.دم در منتظره
بذارم بیاد داخل؟

77
00:09:57,951 --> 00:10:00,358
نه. خودم میرم پیشش

78
00:10:01,241 --> 00:10:04,046
.از دستِ تو، تام
.ناسلامتی خواهرتـه

79
00:10:10,608 --> 00:10:11,608
آرتور

80
00:10:28,765 --> 00:10:30,057
خبر بدت چیـه؟

81
00:10:31,018 --> 00:10:34,470
دیشب مستقیماً کارخونه‌ی اسلحه‌سازی رو زدن

82
00:10:35,741 --> 00:10:39,135
کل اعضای شیفتِ شبِ
انبارِ مهمات کُشته شدن

83
00:10:40,333 --> 00:10:43,790
الان نماینده‌شون تویی -
نماینده می‌خوان چیکار؟ -

84
00:10:43,792 --> 00:10:49,042
.اونا به درگاه خدا و تو دعا می‌کنن
.هیچکدوم هم جواب دعاهاشون رو نمیده

85
00:10:50,725 --> 00:10:52,725
من خودم درگیر جنگم، ایدا

86
00:10:55,773 --> 00:10:57,190
داخل ذهنم

87
00:11:02,312 --> 00:11:05,521
تامی، همه‌ی اعضای خانوادت نمُردن که

88
00:11:11,096 --> 00:11:13,428
چند وقتـه با پسرهات صحبت نکردی؟

89
00:11:13,484 --> 00:11:15,233
این مدت همه چی رو مرور کردم

90
00:11:16,658 --> 00:11:17,866
همه چی رو

91
00:11:19,158 --> 00:11:21,033
من هیچوقت براشون پدری نکردم، ایدا

92
00:11:22,294 --> 00:11:24,426
بیشتر حاکم و رئیس‌شون بودم

93
00:11:26,366 --> 00:11:29,100
دیگه به هیچ مدل حکومتی اعتماد ندارم

94
00:11:30,458 --> 00:11:31,874
…من با

95
00:11:33,354 --> 00:11:36,687
.با چارلز صحبت کردم
.توی خط مقدمِ آفریقای شمالیـه

96
00:11:38,369 --> 00:11:41,161
رادیو هم گوش نمی‌کنی؟ -
رادیو ندارم -

97
00:11:42,374 --> 00:11:45,874
،اون یکی پسرت، پسرِ کولی‌ات

98
00:11:47,132 --> 00:11:51,174
،پیکی بلایندرز رو راه انداخته
انگار دوباره ۱۹۱۹ شده

99
00:11:52,588 --> 00:11:54,630
زده رو دستِ تو و آرتور

100
00:11:55,388 --> 00:11:57,763
چقدر ناخوشایند

101
00:12:00,968 --> 00:12:03,186
تامی، باید باهام برگردی

102
00:12:04,161 --> 00:12:06,410
چند کلام سر مزار مُرده‌ها صحبت کن و

103
00:12:06,412 --> 00:12:09,559
قبل از اینکه پسرت کار دست خودش بده و
پلیس اعدامش کنه یا

104
00:12:09,561 --> 00:12:12,106
مردم تیکه‌پاره‌اش کنن، باهاش حرف بزن

105
00:12:15,601 --> 00:12:16,601
ایدا

106
00:12:26,723 --> 00:12:28,324
من یه چیزایی می‌بینم

107
00:12:31,656 --> 00:12:33,414
آره، همیشه می‌دیدی

108
00:12:35,315 --> 00:12:37,439
…ولی از زمان مرگ آرتور

109
00:12:37,463 --> 00:12:39,005
…از زمان مرگ آرتور

110
00:12:44,018 --> 00:12:49,143
از زمان مرگ آرتور، انگار یه دری
توی ذهنم باز شده که

111
00:12:49,778 --> 00:12:51,094
بسته هم نمیشه

112
00:13:09,541 --> 00:13:12,916
« کارخانه‌ی اسلحه‌سازیِ بیرمنگام »

113
00:13:31,229 --> 00:13:34,146
بچه‌ها، پیکی بلایندرز اومدن

114
00:13:35,771 --> 00:13:37,146
چیکار کنیم؟

115
00:13:37,854 --> 00:13:41,126
پیکی بلایندرز هر کاری عشقش بکِشه می‌کنه

116
00:13:54,562 --> 00:13:55,646
!خیلی‌خب

117
00:13:59,771 --> 00:14:01,271
آفرین. عالیـه

118
00:14:02,979 --> 00:14:06,854
!به چه حقی دارید همچین کاری می‌کنید؟

119
00:14:07,581 --> 00:14:10,455
اسلحه‌های این زرادخونه قراره برن خط مقدم

120
00:14:11,590 --> 00:14:13,455
!می‌خواید بِر و بِر نگاهشون کنید؟

121
00:14:14,041 --> 00:14:15,525
باید بازداشت بشید

122
00:14:15,904 --> 00:14:18,174
حالا هر خری که می‌خواید باشید

123
00:14:26,396 --> 00:14:31,436
ما افسران داوطلب ویژه هستیم که
امروز صبح توسط دوست خوبم

124
00:14:31,437 --> 00:14:34,853
بازرس کل پلیس بیرمنگام منصوب شدیم

125
00:14:34,854 --> 00:14:36,489
!حالا فهمیدی کدوم خرهایی هستیم؟

126
00:14:46,322 --> 00:14:49,036
می‌خواید بذارید به همین راحتی
اسلحه‌ها رو ببرن؟

127
00:14:52,575 --> 00:14:55,825
هر کی که بخواد جلوی
،انجام وظیفه‌ی ما رو بگیره

128
00:14:56,403 --> 00:14:57,603
شناسایی میشه

129
00:14:57,604 --> 00:15:01,354
خونه‌اش پیدا و
به حسابِ خانوادش هم رسیدگی میشه

130
00:15:02,483 --> 00:15:04,817
به دستورِ پیکی بلایندرز

131
00:15:05,908 --> 00:15:08,616
به دستورِ پیکی بلایندرز

132
00:15:15,186 --> 00:15:19,769
،شاید بازرس کل از شما پیکی بلایندرز بترسه

133
00:15:19,771 --> 00:15:21,229
ولی من نمی‌ترسم

134
00:15:22,124 --> 00:15:25,559
توی جنگ آخر چیزایی دیدم که
تصورش هم نمی‌تونی بکنی

135
00:15:28,249 --> 00:15:29,791
آدم شجاعی هستی

136
00:15:31,802 --> 00:15:33,010
دل و جربزه داری

137
00:15:36,499 --> 00:15:37,916
ولی خیلی هم بی‌عقلی

138
00:15:44,771 --> 00:15:46,312
بلند نشو

139
00:15:46,812 --> 00:15:48,479
سر جات بمون

140
00:15:57,771 --> 00:15:59,520
هی. هی، هی، هی

141
00:15:59,521 --> 00:16:02,729
هیس. هی، هی، هی

142
00:16:03,724 --> 00:16:05,974
به قدر کافی توی فلاندر جنگیدی، رفیق

143
00:16:07,866 --> 00:16:09,786
با من یکی در نیفت

144
00:16:18,312 --> 00:16:19,369
خیلی‌‌خب

145
00:16:19,812 --> 00:16:21,687
یالا -
حاضرید؟ -

146
00:16:22,396 --> 00:16:23,479
بهش اخطار دادم

147
00:16:28,080 --> 00:16:29,728
!حرومزاده -
آهای -

148
00:16:29,729 --> 00:16:30,729
بله؟

149
00:16:31,825 --> 00:16:36,268
هر چقدر مسلسل سنگین و سبک و
دینامیت که می‌تونید بردارید

150
00:16:36,496 --> 00:16:41,214
یه هفت‌تیر خوشگل و جدید هم برای من -
منتظر چی هستی، دوک؟ -

151
00:16:43,762 --> 00:16:46,971
دردسر. فرصت

152
00:16:48,933 --> 00:16:50,146
خیلی‌خب

153
00:16:50,771 --> 00:16:51,771
بجنبید

154
00:16:59,437 --> 00:17:02,020
شب گذشته هواپیماهای آلمانی
حملات گسترده‌ای را

155
00:17:02,021 --> 00:17:03,686
بر فراز بریتانیای کبیر انجام دادند

156
00:17:03,687 --> 00:17:07,311
،این حملات که تا سپیده‌دم ادامه داشت
در سراسر کشور پراکنده بود

157
00:17:07,312 --> 00:17:08,561
!بیرمنگام در آتش می‌سوزد

158
00:17:08,562 --> 00:17:11,145
گزارش‌هایی از حضور هواپیماهای دشمن
…در سواحل جنوبی

159
00:17:11,146 --> 00:17:12,561
!کارخونه‌ی اسلحه‌سازی رو زدن

160
00:17:12,562 --> 00:17:15,161
شمال‌ غربی و
همچنین در پایتخت دریافت شده است

161
00:17:15,771 --> 00:17:19,145
،در بین مناطق آسیب‌دیده
بیرمنگام بیشترین خسارت را متحمل شده است؛

162
00:17:19,146 --> 00:17:21,270
باورِ این حجم از آتش‌سوزی تقریباً غیرممکن است

163
00:17:26,400 --> 00:17:28,405
کارخونه بسته‌ست

164
00:17:28,407 --> 00:17:31,323
ولی می‌تونیم گل بذاریم و
با بستگان‌شون صحبت کنیم

165
00:17:31,354 --> 00:17:35,187
خیلی‌خب -
مامان. بس کن دیگه -

166
00:17:35,726 --> 00:17:40,381
خب، می‌خوان تامی رو ببینن ولی
گیرِ من افتادن

167
00:17:57,354 --> 00:17:59,228
همینجا خوبـه

168
00:17:59,229 --> 00:18:02,187
خیلی رو داری که پا شدی
اومدی اینجا، ایدا شلبی

169
00:18:02,893 --> 00:18:05,681
این دسته‌گلِ پیکی بلایندرزِ تخمی‌تونـه

170
00:18:06,966 --> 00:18:09,090
<font color="#00f300">♪ Mclusky - People Person ♪</font>

171
00:18:16,458 --> 00:18:17,291
« میخانه‌ی گریسون »

172
00:18:17,396 --> 00:18:18,812
پیاده شید، پسرها

173
00:18:19,562 --> 00:18:20,687
آفرین

174
00:18:36,187 --> 00:18:37,270
رفقا

175
00:18:39,812 --> 00:18:41,103
خوبید، بچه‌ها؟

176
00:18:45,916 --> 00:18:49,333
.دوک، یه دیوثی از لندن اومده
.توی سالن منتظرتـه

177
00:18:50,014 --> 00:18:52,262
به بچه‌ها گفتم کاری به ماشینش نداشته باشن

178
00:19:05,299 --> 00:19:06,507
آقای شلبی

179
00:19:10,148 --> 00:19:14,499
کشتی توی بندر لیورپول پهلو می‌گیره

180
00:19:16,724 --> 00:19:17,843
بفرمایید

181
00:19:18,354 --> 00:19:19,562
دست‌تون باشه

182
00:19:21,366 --> 00:19:24,132
یه اسکناس جعلی پنج پوندی که تازه چاپ شده

183
00:19:24,999 --> 00:19:27,874
تا دلتون بخواد از اینا داریم -
چقدر؟ -

184
00:19:28,939 --> 00:19:31,913
‫۳۵۰ میلیون پوند

185
00:19:32,467 --> 00:19:35,758
وظیفه‌ی من اینـه که از طریق
باندهای خلافکاریِ سازمان یافته

186
00:19:35,760 --> 00:19:38,509
این پول رو وارد اقتصاد بریتانیا کنم

187
00:19:38,534 --> 00:19:41,366
سهم پیکی بلایندرز هم میشه ۲۰ درصد

188
00:19:41,398 --> 00:19:46,982
یعنی… ۷۰ میلیون پوند که
باهاش هر کار می‌خواید بکنید

189
00:19:47,764 --> 00:19:51,347
اما آماده‌ی هرج و مرجی که
به همراه میاره هم باشید

190
00:19:51,349 --> 00:19:54,639
آماده‌ام. آره

191
00:19:54,641 --> 00:20:01,343
مسلماً برلین… ترجیحش بر اینـه که
بنده با پدرتون صحبت کنم

192
00:20:04,885 --> 00:20:05,927
جدی؟

193
00:20:22,921 --> 00:20:24,577
الان من رئیسم

194
00:20:27,216 --> 00:20:29,465
آم… دوک بودید؟

195
00:20:29,631 --> 00:20:31,982
دوک -
دوک -

196
00:20:31,992 --> 00:20:33,658
،خب، اگه شما رئیسی

197
00:20:33,660 --> 00:20:38,117
باید بدونم حاضرید در خیانتی که
،منجر به پیروزی آلمان در این جنگ میشه

198
00:20:38,119 --> 00:20:40,619
دست داشته باشید یا نه

199
00:20:42,244 --> 00:20:44,536
من به کیر دنیا هم نیستم

200
00:20:45,898 --> 00:20:49,981
دنیا هم به کیر من نیست -
پس هیچ تعلق خاطری ندارید؟ -

201
00:20:49,983 --> 00:20:52,523
هیچ خط قرمزی نیست که
حاضر به رد کردنش نباشید؟

202
00:20:52,525 --> 00:20:55,108
شانس آوردی من به تورت خوردم. آره

203
00:21:02,893 --> 00:21:03,893
خوبـه

204
00:21:04,666 --> 00:21:05,666
…خب

205
00:21:06,900 --> 00:21:09,608
،امشب که بمباران شروع شد
باید حرف‌تون رو ثابت کنید

206
00:21:28,271 --> 00:21:29,645
جانی؟

207
00:22:02,125 --> 00:22:05,833
« پنجره‌های باز رو دنبال کن »

208
00:22:20,549 --> 00:22:25,812
،به برادرانِ خود صدمه زدم»
«بیشتر از همه آرتور، هیولای در بند

209
00:22:34,647 --> 00:22:36,356
کسی حق نداره بیاد توی خونه‌ی من

210
00:22:37,200 --> 00:22:42,241
ببین. من فقط پنجره‌ها رو باز کردم تا
بعضی از ارواح برن بیرون

211
00:22:44,833 --> 00:22:47,874
واسه رُم بارو یه پیغام آوردم

212
00:22:48,741 --> 00:22:50,533
شنیدم دست به قلم شدی

213
00:22:51,157 --> 00:22:52,640
…نه، گندش

214
00:23:06,951 --> 00:23:08,778
خیال می‌کنی من رو می‌شناسی

215
00:23:12,591 --> 00:23:15,410
،این چهره‌ی آشنایی که به یاد میاری
صورت خواهر دوقلومـه

216
00:23:18,390 --> 00:23:20,599
،با اینکه چند وقت پیش مُرده

217
00:23:21,881 --> 00:23:23,423
هنوز باهاش حرف می‌زنم

218
00:23:24,772 --> 00:23:26,231
توی خواب

219
00:23:27,541 --> 00:23:29,418
توی جلسات احضار روح

220
00:23:32,349 --> 00:23:35,021
می‌خواست یه پیغام رو بهت برسونم

221
00:23:40,257 --> 00:23:41,950
چقدر راحت میشه ذهنت رو خوند

222
00:23:43,382 --> 00:23:45,173
،درست مثل خونه‌ات

223
00:23:45,315 --> 00:23:49,585
با کلیدِ درست، راحت قفلت باز میشه

224
00:23:50,267 --> 00:23:51,816
…اسم خواهرت

225
00:23:53,545 --> 00:23:54,747
زلدا بود؟

226
00:23:55,629 --> 00:23:58,087
آره. من کائولو چیریکلو هستم

227
00:23:58,517 --> 00:24:01,059
به زبان رومانیایی یعنی… توکای سیاه -
توکای سیاه -

228
00:24:01,717 --> 00:24:03,513
<font color="#fffc00">هنوز رومانیایی رو فراموش نکردی</font>

229
00:24:03,545 --> 00:24:04,587
به کار میاد

230
00:24:05,631 --> 00:24:07,051
…پس

231
00:24:08,681 --> 00:24:10,389
با خواهرم خوابیدی

232
00:24:11,091 --> 00:24:14,267
جشنواره‌ی کولی‌های استو، سال ۱۹۱۴

233
00:24:14,269 --> 00:24:16,644
ازت بچه‌دار شد، دوک

234
00:24:17,841 --> 00:24:22,192
خوب می‌دونم اون بچه کی بود و حالا چی شده

235
00:24:22,606 --> 00:24:23,938
تاج و تختم رو براش گذاشتم

236
00:24:23,940 --> 00:24:26,732
،نه، تو تاج و تختت رو رها کردی
پسرت رو هم همینطور

237
00:24:27,285 --> 00:24:28,747
هنوز آماده نبود

238
00:24:28,749 --> 00:24:33,287
،اگه پول می‌خواد
به قدر کافی بهش دادم. شنیدی؟

239
00:24:34,294 --> 00:24:37,918
،اگه توی دردسر افتاده
خودم به قدر کافی دردسر و مشکلات دارم

240
00:24:37,927 --> 00:24:39,759
از مشکلاتت با خبرم، آقای شلبی

241
00:24:39,761 --> 00:24:42,885
فکر نکنم با نوشتن بتونی
از شرشون خلاص شی

242
00:24:42,887 --> 00:24:46,679
توی خونه‌ای زندگی می‌کنی که
پُر از ارواح سرگردونـه

243
00:24:47,437 --> 00:24:50,187
ارواح آدمایی که به خاطر تو مُردن

244
00:24:53,866 --> 00:24:55,741
هنوز نگفتی چه پیغامی واسم آوردی

245
00:25:02,682 --> 00:25:04,140
پسرت توی دردسر افتاده

246
00:25:05,567 --> 00:25:07,389
داره با آدمای خبیثی کار می‌کنه

247
00:25:07,537 --> 00:25:10,935
.آدمایی که مردمِ ما رو نابود می‌کنن
.کولی‌ها رو

248
00:25:10,937 --> 00:25:13,013
من دیگه دور این کارها رو خط کِشیدم

249
00:25:13,015 --> 00:25:16,598
اگه قبول کنی برگردی و
،پسرت رو نجات بدی

250
00:25:16,880 --> 00:25:20,554
من و خواهرم کمکت می‌کنیم به آرامش برسی

251
00:25:23,216 --> 00:25:25,215
دیدم درها و پنجره‌ها بازن

252
00:25:26,292 --> 00:25:27,791
یعنی چی؟

253
00:25:27,793 --> 00:25:29,792
شلیک نکن، آقای داگز

254
00:25:29,794 --> 00:25:34,210
،غلط نکنم توی خاندان لی
من و تو فامیل درجه دو باشیم

255
00:25:34,239 --> 00:25:37,941
جانی، برو دوتا کبوتری که
امروز شکار کردی رو بپز

256
00:25:40,132 --> 00:25:41,632
مهمون داریم

257
00:25:42,288 --> 00:25:43,660
چی چی داریم؟

258
00:25:46,858 --> 00:25:50,024
اون زن ملکه‌ی کولی‌های خاندانِ پالمره

259
00:25:50,026 --> 00:25:52,151
متوجهی دیگه، مگه نه، تام؟

260
00:25:52,819 --> 00:25:57,029
واسه زن‌هایی که شوهرها و پسرهاشون رو توی
جنگ از دست دادن، جلسه‌ی احضار روح می‌ذاره

261
00:25:57,031 --> 00:25:59,405
از سوگِ اونا پول در میاره، تام

262
00:25:59,457 --> 00:26:02,138
با صداهای مختلف و کوبیدن روی میز و پلاسما

263
00:26:02,140 --> 00:26:03,555
اکتوپلاسم

264
00:26:03,702 --> 00:26:06,077
نذار از غمت سوءاستفاده کنه، تام

265
00:26:09,698 --> 00:26:11,670
هی، ماشالا، باریکلا، آفرین

266
00:26:28,385 --> 00:26:31,799
سوسیالیستی که سر و وضعش
مثل اشراف‌زاده‌هاست

267
00:26:33,354 --> 00:26:34,905
عمه ایدا

268
00:26:36,140 --> 00:26:37,865
رفته بودم کارخونه

269
00:26:38,435 --> 00:26:41,101
آها، حمله‌های دیشب

270
00:26:42,190 --> 00:26:44,357
آره. گفتم یه دستی برسونیم

271
00:26:45,140 --> 00:26:47,473
این روزها کلی کار سرمون ریخته

272
00:26:49,104 --> 00:26:52,986
مأمورها بیرون چه غلطی می‌کنن؟ -
یه کشتارگاه توی ولورهمپتون بمب خورده -

273
00:26:52,988 --> 00:26:57,580
من هم گفتم قبل از بر و بچِ بلک کانتری
بریم سر وقت خوک‌های اونجا

274
00:26:57,897 --> 00:27:00,510
سر چندتا خوک با همسایه‌ها درگیر شدی؟

275
00:27:02,624 --> 00:27:05,122
همچنین به داغ‌دیده‌ها و
اونایی که دچار شوک شدن

276
00:27:05,124 --> 00:27:06,915
خدمات درمانی ارائه میدم
(مورفین سولفات)

277
00:27:08,801 --> 00:27:10,384
جنگ و مورفین

278
00:27:11,184 --> 00:27:12,225
…مثل

279
00:27:12,981 --> 00:27:16,313
مثل خواهر و برادر می‌مونن. از پدرم بپرس

280
00:27:16,354 --> 00:27:19,478
این مورفین‌ها رو از بیمارستان
ملکه الیزابت دزدیدید

281
00:27:19,479 --> 00:27:20,869
باید گزارش‌تون کنم

282
00:27:20,871 --> 00:27:23,495
به کی؟ هوم؟

283
00:27:23,564 --> 00:27:24,689
به کی؟

284
00:27:25,617 --> 00:27:27,283
آرتور مُرده

285
00:27:27,299 --> 00:27:28,923
پالی مُرده

286
00:27:28,925 --> 00:27:30,342
جرمایا مُرده

287
00:27:31,166 --> 00:27:34,041
…بابام هم. خب، بابام

288
00:27:34,705 --> 00:27:36,205
مُخش تاب ورداشته

289
00:27:37,192 --> 00:27:38,733
پس فقط خودت می‌مونی

290
00:27:39,916 --> 00:27:41,916
تو هم جز تهدیدهای الکی کاری بلد نیستی

291
00:27:44,958 --> 00:27:47,611
قیافه‌ات راستِ این کاره، دوک

292
00:27:49,022 --> 00:27:50,606
عینهو بابات

293
00:27:51,466 --> 00:27:54,341
ولی یه چیزی کم داری که
همون باعث میشه با سر بخوری زمین

294
00:27:54,591 --> 00:27:55,757
چی؟

295
00:27:56,333 --> 00:27:58,915
وقتی این راه و رسم زندگیت
،آخرش به مرگت ختم بشه

296
00:27:58,917 --> 00:28:03,315
،وقتی تابوتت رو بسوزونن
هیچکس نیست که توی مراسمت شرکت کنه

297
00:28:04,268 --> 00:28:05,643
فقط دودِ خالی

298
00:28:06,896 --> 00:28:08,562
،دوک، اون چیزی که نداریش

299
00:28:09,601 --> 00:28:10,846
خانواده‌ست

300
00:28:13,965 --> 00:28:15,173
هیچوقت نداشتم

301
00:28:17,143 --> 00:28:18,684
از همون اولِ اول

302
00:28:19,021 --> 00:28:20,812
ولی یه چیزی دارم که نمی‌دونی

303
00:28:22,161 --> 00:28:27,161
جایگاه و قدرتی فراتر از اونچه که
بابای عوضیم توی کل عمرش دیده بود

304
00:28:28,314 --> 00:28:30,497
خودم هم به تنهایی به این جایگاه رسیدم

305
00:28:38,708 --> 00:28:41,458
هی، هی، هی

306
00:28:42,590 --> 00:28:46,497
فردا صبح که برف بند اومد
بار رو خالی می‌کنیم، کرلی

307
00:28:48,169 --> 00:28:49,627
برو یه جایی گرم شو

308
00:28:51,342 --> 00:28:55,050
،بعد از چیزایی که امروز توی کارخونه دیدم
دیگه هیچوقت گرمم نمیشه، چارلی

309
00:28:55,052 --> 00:28:56,052
نه

310
00:28:58,068 --> 00:29:00,193
چیـه؟ رأی‌گیری داریم؟

311
00:29:01,367 --> 00:29:04,533
،چون اگه داریم
می‌دونی که به خودت رأی میدم

312
00:29:04,542 --> 00:29:08,458
چارلی، امروز صبح دوک از
زرادخونه‌ی دولت اسلحه دزدیده

313
00:29:08,460 --> 00:29:11,317
بازرس کل پلیس بیرمنگام هم برای این کار

314
00:29:11,319 --> 00:29:13,044
بهش مجوز کتبی داده

315
00:29:13,718 --> 00:29:16,881
فردا میرم دژبانیِ خیابونِ مونتاگ

316
00:29:16,889 --> 00:29:18,102
ایدا

317
00:29:18,104 --> 00:29:21,062
کسایی که رفته بودن گل سر مزار بذارن
شاهد سرقت بودن

318
00:29:21,663 --> 00:29:23,038
چندتاشون رو شناختم

319
00:29:24,146 --> 00:29:25,389
می‌خوام شهادت بدن

320
00:29:26,187 --> 00:29:27,725
هیچکس یه کلمه هم بهت نمیگه

321
00:29:28,522 --> 00:29:30,481
فقط آدرس‌هاشون رو می‌خوام، چارلی

322
00:29:37,476 --> 00:29:39,185
به صلاح خودتـه، ایدا

323
00:29:40,865 --> 00:29:43,672
فقط یه نفر می‌تونه جلوی دوک شلبی رو بگیره

324
00:29:43,752 --> 00:29:46,294
اون یه نفر هم الان مشغول
نوشتنِ یه کتابِ تخمیـه

325
00:29:55,882 --> 00:29:57,552
،در سال ۱۹۱۴»

326
00:29:58,647 --> 00:30:00,689
من و برادرم آرتور

327
00:30:01,859 --> 00:30:05,435
.برای تیپِ تونل‌زن‌های ارتش داوطلب شدیم

328
00:30:07,882 --> 00:30:09,529
.با لگد زدن تونل می‌کَندیم

329
00:30:09,966 --> 00:30:12,584
.قرار بود تا خودِ جبهه‌ی دشمن تونل بزنیم

330
00:30:23,479 --> 00:30:25,388
.داخل تونل‌ها کابوس‌ها لونه کرده بودن

331
00:30:43,333 --> 00:30:44,792
،از معرکه‌ی جنگ برگشتم

332
00:30:46,393 --> 00:30:48,714
اما گمونم جنگ برای همیشه
.توی سر و روحم رخنه کرده

333
00:30:51,874 --> 00:30:53,791
«.پاره‌ای از وجودم هنوز زیر خاک مدفونـه

334
00:30:54,637 --> 00:30:56,324
« در چله‌ی زمستانی تیره و تار »

335
00:31:00,935 --> 00:31:02,851
روحِ شکنجه‌دیده و آشفته‌ام»

336
00:31:03,526 --> 00:31:05,984
توی مرز بین مرگ و زندگی گیر افتاده و

337
00:31:07,351 --> 00:31:08,850
«راه فراری نداره

338
00:31:17,189 --> 00:31:19,231
اون شال رو از کدوم گوری برداشتی؟

339
00:31:21,124 --> 00:31:23,124
…رفتم قدم بزنم که

340
00:31:24,007 --> 00:31:25,466
روی یه سنگ قبر پیداش کردم

341
00:31:26,849 --> 00:31:27,849
بیا

342
00:31:29,075 --> 00:31:31,241
سنگ قبرِ برادرت

343
00:31:35,541 --> 00:31:38,538
توی عروسی‌ها و جشنواره‌ها شنیدم که

344
00:31:38,540 --> 00:31:40,150
خودکُشی کرده

345
00:31:43,307 --> 00:31:46,268
این همه نشخوار کردنِ اون خاطرات و

346
00:31:46,270 --> 00:31:48,478
…ورق سیاه کردن‌ها

347
00:31:50,583 --> 00:31:53,407
بشین. بهتره تا از دهن نیفتاده بخوریم

348
00:31:58,642 --> 00:32:00,236
…ولی می‌تونی با

349
00:32:01,109 --> 00:32:03,193
چشمای خودت ببینیش؟

350
00:32:06,361 --> 00:32:08,967
من گاهی بدن خواهرم رو قرض می‌گیرم

351
00:32:08,969 --> 00:32:10,678
انگار یه لباس قدیمیـه

352
00:32:12,841 --> 00:32:16,049
از کائولو خواستم یکم ما رو تنها بذاره

353
00:32:17,757 --> 00:32:18,924
،منم

354
00:32:19,881 --> 00:32:20,881
زلدا

355
00:32:23,298 --> 00:32:25,376
فیلم بازی کردنت شروع شد

356
00:32:25,472 --> 00:32:28,097
…ببین، اعتقاد یه روز هست، یه روز نیست، خیلی

357
00:32:28,325 --> 00:32:29,596
اهمیتی نداره

358
00:32:31,651 --> 00:32:32,943
،ولی اگه کمکت می‌کنه

359
00:32:34,525 --> 00:32:37,166
اون شال مال دخترت روبیـه

360
00:32:38,616 --> 00:32:41,825
گفت واست از یه شاخه آویزونش کرده

361
00:32:42,658 --> 00:32:45,783
من هم رفتم سر قبر برادرت و
باهاش صحبت کردم

362
00:32:46,950 --> 00:32:49,074
بهش گفتی فقط یه ترسو میگه که

363
00:32:49,076 --> 00:32:51,573
همش خواب و خیال بوده

364
00:32:53,743 --> 00:32:55,201
نمی‌خوام بترسونمت

365
00:32:56,776 --> 00:32:58,943
باید باهات صحبت کنم

366
00:33:04,546 --> 00:33:07,004
برادرم دیگه چی بهت گفت؟

367
00:33:07,021 --> 00:33:09,713
بهت میگم برادرت دیگه چی‌ها بهم گفت

368
00:33:09,715 --> 00:33:12,673
به شرطی که به پسرمون کمک کنی

369
00:33:17,241 --> 00:33:18,533
،هر چی که هست

370
00:33:19,299 --> 00:33:20,632
کمکی از من ساخته نیست

371
00:33:24,006 --> 00:33:25,276
کمکی از من ساخته نیست

372
00:33:27,771 --> 00:33:30,312
چون من دیگه اون آدم سابق نیستم

373
00:33:33,651 --> 00:33:36,151
پس بذار کمکت کنم دوباره همون آدم سابق بشی

374
00:33:37,716 --> 00:33:40,465
…برمی‌گردونمت به

375
00:33:40,467 --> 00:33:42,419
همونجایی که همه چی شروع شد

376
00:33:44,216 --> 00:33:46,473
باید کاری کنم به خودت بیای، تامی

377
00:33:51,291 --> 00:33:52,770
با کلمات هم نه

378
00:33:54,540 --> 00:33:55,708
…با

379
00:33:56,770 --> 00:33:58,786
یه مدل دیگه از احضار روح

380
00:34:05,075 --> 00:34:07,741
اون موقعی که رفته بودیم جشنواره رو یادتـه؟

381
00:34:11,015 --> 00:34:13,932
زیر یه درخت فندق دراز کشیدیم

382
00:34:14,854 --> 00:34:17,276
دور از عالم و آدم

383
00:34:18,780 --> 00:34:21,409
همون روزی که نطفه‌ی دوک کاشته شد

384
00:34:23,018 --> 00:34:24,112
به یاد بیار

385
00:34:26,326 --> 00:34:28,491
بعدش برگرد به این دنیا

386
00:35:40,841 --> 00:35:42,924
امروز صبح یه سرقت رخ داده

387
00:35:43,849 --> 00:35:45,848
دوک شلبی کارخونه‌ی اسلحه‌سازی رو

388
00:35:45,850 --> 00:35:47,411
خالی کرده

389
00:35:49,002 --> 00:35:50,502
چند نفر شاهد ماجرا بودن

390
00:35:51,841 --> 00:35:54,674
قیافه‌ی چند نفر که اونجا بودن رو می‌شناسم

391
00:35:56,416 --> 00:36:00,249
به عنوان نماینده‌تون، می‌خوام چند نفر
بیان شهادت بدن

392
00:36:02,468 --> 00:36:04,802
میشه جلوش رو گرفت

393
00:36:31,890 --> 00:36:32,890
نوشیدنی؟

394
00:36:34,069 --> 00:36:35,403
نه، ممنون

395
00:36:36,802 --> 00:36:38,217
خب، این ویرجیلـه

396
00:36:38,219 --> 00:36:42,094
معاون رئیس انجمن فاشیست‌های بریتانیا

397
00:36:43,982 --> 00:36:48,239
من بهتون کمک می‌کنم پول رو
بین شُرکای ما در سراسر کشور توزیع کنید

398
00:36:48,624 --> 00:36:52,165
تصمیمِ اینکه می‌تونیم با
سازمان شما کار کنیم یا نه، با منـه

399
00:36:52,190 --> 00:36:54,997
الان ویرجیل چندتا سؤال ازت می‌پرسه

400
00:37:00,017 --> 00:37:04,184
پول رو چطوری تحویل می‌گیری؟ -
سه‌تا ناوچه‌ی باربر می‌فرستم -

401
00:37:05,333 --> 00:37:07,716
کامیون‌هایی که از اسکله خارج میشن
،بازرسی میشن

402
00:37:07,718 --> 00:37:10,248
ولی قایق‌های زغال‌بر
آزادانه رفت و آمد می‌کنن

403
00:37:10,250 --> 00:37:12,792
می‌بینم که حسابی تحقیق کردی -
آره -

404
00:37:13,796 --> 00:37:16,162
اعضای خانواده‌ی خودم قایق‌ها رو می‌رونن

405
00:37:16,510 --> 00:37:18,093
این هم خوبـه، هم بد

406
00:37:19,357 --> 00:37:20,690
اگه قبول نکنن چی؟

407
00:37:21,632 --> 00:37:22,912
قبول می‌کنن

408
00:37:23,833 --> 00:37:27,958
ما ازتون می‌خوایم کنترل ۷۰ میلیون پوند
پول نقد رو به عهده بگیرید، آقای شلبی

409
00:37:29,939 --> 00:37:31,314
جوابِ قطعی می‌خوام

410
00:37:33,427 --> 00:37:37,122
می‌دونم که کولی‌ها اصول و قوانینی
من‌بابِ خانواده دارن

411
00:37:40,506 --> 00:37:43,048
من خیلی توی قید و بندِ پیوندهای خونی نیستم

412
00:37:46,599 --> 00:37:49,279
بعدش هم، اینطور که شنیدم
من اصلاً خانواده‌ای ندارم

413
00:37:51,325 --> 00:37:52,325
خوبـه

414
00:37:53,723 --> 00:37:55,305
پس نقشه‌تون از قبل آماده‌ست

415
00:37:55,307 --> 00:37:59,973
حالا فقط باید ببینیم جنمش رو دارید یا نه

416
00:38:01,307 --> 00:38:03,942
،امروز بعد از ظهر که باهاتون تماس گرفتم
حقیقت رو درباره‌ی

417
00:38:03,952 --> 00:38:06,242
دوستمون ویرجیل بهتون گفتم، درستـه؟

418
00:38:06,257 --> 00:38:07,424
آره، درستـه

419
00:38:09,091 --> 00:38:11,224
چه حقیقتی رو درباره‌ی من بهش گفتی؟

420
00:38:12,099 --> 00:38:15,764
خب، دیشب از برلین با من تماس گرفتن و

421
00:38:15,772 --> 00:38:18,896
اطلاعات خیلی مهمی رو به گوشم رسوندن

422
00:38:18,898 --> 00:38:20,439
چی گفتن؟

423
00:38:20,449 --> 00:38:23,699
بهم گفتن که با معشوقه‌ات درد دل می‌کردی و

424
00:38:24,288 --> 00:38:26,288
دیگه قابل‌ اعتماد نیستی

425
00:38:27,631 --> 00:38:30,215
من هم با معشوقه‌ات صحبت کردم و

426
00:38:30,820 --> 00:38:34,195
اون هم این رو تأیید کرد

427
00:38:36,692 --> 00:38:38,025
زن خوبی بود

428
00:38:39,272 --> 00:38:41,240
حیف شد

429
00:38:42,146 --> 00:38:44,270
چی زر زر می‌کنی واسه خودت؟

430
00:38:45,988 --> 00:38:47,490
!نه

431
00:39:08,021 --> 00:39:09,521
نه، یکی دیگه بزن

432
00:39:10,498 --> 00:39:11,498
ها؟

433
00:39:13,103 --> 00:39:14,888
یکی دیگه بزن -
مُرده دیگه -

434
00:39:14,890 --> 00:39:17,682
.نه، نمُرده. باور کن
.یکی دیگه بزن

435
00:39:25,340 --> 00:39:27,256
راضی شدی؟ -
آفرین -

436
00:39:28,062 --> 00:39:29,354
حیوونِ نکبت

437
00:39:33,619 --> 00:39:35,951
قدم‌به‌قدم عمیق‌تر توی خون فرو میری

438
00:39:35,953 --> 00:39:38,903
تا جایی که دیگه از قدت بالاتر می‌زنه

439
00:39:38,905 --> 00:39:41,197
اونوقتـه که مجبوری یاد بگیری توش شنا کنی

440
00:39:43,924 --> 00:39:46,799
افسر فرمانده‌ام سال ۱۹۱۴ اینو بهم گفت

441
00:39:48,536 --> 00:39:49,536
الان مُرده

442
00:39:52,716 --> 00:39:53,882
بیا یه گلویی تازه کن

443
00:40:06,864 --> 00:40:08,905
نمی‌تونست جلوی دهنش رو بگیره

444
00:40:09,280 --> 00:40:12,460
آخه کله‌گنده‌ها دلشون نمی‌خواد
مو لای درز کارهاشون بره

445
00:40:12,462 --> 00:40:16,205
.اقتضای قدرتـه
.چیزی که مطمئنم پدرت هم ازش بیزار بود

446
00:40:16,207 --> 00:40:19,498
احتمالاً توی جبهه از این دستورها
زیاد بهش می‌دادن

447
00:40:19,600 --> 00:40:22,423
…ولی نگران نباش
واست شر نمیشه

448
00:40:22,439 --> 00:40:25,806
من پشتم به آدمای پرنفوذی گرمـه

449
00:40:25,876 --> 00:40:28,873
،سیاستمدار، کارخونه‌دار

450
00:40:28,890 --> 00:40:30,701
اعضای خانواده‌ی سلطنتی

451
00:40:30,741 --> 00:40:34,483
توی رژیم بعدی مطمئن میشم
آب توی دلت تکون نخوره

452
00:40:36,598 --> 00:40:37,598
…خب

453
00:40:41,130 --> 00:40:42,130
فردا

454
00:40:43,265 --> 00:40:46,069
قایق‌ها رو می‌بری لیورپول و پول رو می‌گیری

455
00:40:46,499 --> 00:40:47,499
باشه

456
00:40:48,989 --> 00:40:49,989
،ولی الان

457
00:40:52,114 --> 00:40:54,436
یه جوری از شر جنازه‌ی این آشغال خلاص شو

458
00:41:06,567 --> 00:41:07,568
کیر توش

459
00:41:20,538 --> 00:41:25,053
<font color="#fffc00">…خیلی وقتـه که با هیچ دختری نبودی</font>

460
00:41:26,685 --> 00:41:27,851
حال داد؟

461
00:41:28,916 --> 00:41:31,124
آره. شاید

462
00:41:32,194 --> 00:41:33,194
چی؟

463
00:41:34,098 --> 00:41:35,178
شاید؟

464
00:41:37,943 --> 00:41:39,276
شاید؟

465
00:41:43,984 --> 00:41:45,651
…اینجوری که می‌خندی

466
00:41:46,776 --> 00:41:50,037
یادم میاد چقدر غم و غصه توی دلتـه، تامی

467
00:41:52,663 --> 00:41:56,830
می‌خوای بدونی برادرت آرتور
دیگه چی‌ها بهم گفت؟

468
00:41:58,802 --> 00:42:01,459
گفت اون شب تنها نبوده

469
00:42:02,077 --> 00:42:05,240
دیگه از نقشت بیا بیرون -
نه، میگه تقصیر تو نیست -

470
00:42:05,242 --> 00:42:06,325
ساکت باش

471
00:42:06,327 --> 00:42:09,715
همه خیال می‌کنن آرتور شلبی
روی پُل خودکشی کرده

472
00:42:09,717 --> 00:42:11,396
!خفه شو -
اونجا تنها نبوده -

473
00:42:11,398 --> 00:42:13,937
تو هم پیشش بودی

474
00:42:14,419 --> 00:42:16,626
رفت دفترت

475
00:42:16,729 --> 00:42:18,936
‫- می‌خواست ازت پول قرض کنه
‫- نه

476
00:42:18,937 --> 00:42:20,312
‫گوش کن بهم

477
00:42:21,604 --> 00:42:25,103
‫مسلح بود و ماشینت رو هم دزدید

478
00:42:29,021 --> 00:42:30,521
‫تو رفتی دنبالش

479
00:42:37,104 --> 00:42:38,229
‫تعریف کن

480
00:42:41,021 --> 00:42:42,312
‫همه جا رو مه گرفته بود

481
00:42:47,854 --> 00:42:49,104
‫پیداش که کردم،

482
00:42:50,437 --> 00:42:52,353
آش و لاش بود ولی عین دیوونه‌ها تقلا می‌کرد

483
00:42:54,646 --> 00:42:56,021
‫تا خرخره تریاک کشیده بود

484
00:42:58,604 --> 00:43:01,937
‫توهم زده بود من خودِ ابلیسم

485
00:43:11,521 --> 00:43:12,646
‫اتفاقی اونجوری شد

486
00:43:15,604 --> 00:43:17,062
‫عمدی در کار نبود

487
00:43:23,562 --> 00:43:25,896
‫همون لحظه بود که
درِ توی ذهنم از جا کَنده شد

488
00:43:29,479 --> 00:43:30,479
‫هی

489
00:43:33,187 --> 00:43:34,187
‫ببین

490
00:43:35,437 --> 00:43:37,604
‫می‌تونی دوباره اون در رو ببندی

491
00:43:40,312 --> 00:43:43,937
‫طعم آرامشی رو بچشی که
‫بهت وعده دادیم، تامی

492
00:43:46,896 --> 00:43:49,104
‫آرتور دیگه مُرده

493
00:43:51,937 --> 00:43:53,854
‫روبی هم از دست رفته

494
00:43:54,854 --> 00:43:57,729
‫الان باید به دادِ پسرت برسی

495
00:44:02,979 --> 00:44:05,687
‫کیش، کیش

496
00:44:43,376 --> 00:44:48,516
‫« لیورپول، اسکله‌ی واترلو »

497
00:45:03,875 --> 00:45:06,875
‫« بانک انگلستان، پنج پوند »

498
00:45:59,354 --> 00:46:01,771
<font color="#00f300">‫♪ Fontaines D.C. - A Hero's Death ♪</font>

499
00:46:27,604 --> 00:46:28,604
‫تام؟

500
00:46:29,229 --> 00:46:30,229
‫تام

501
00:46:31,021 --> 00:46:32,187
‫چه مرگتـه؟

502
00:46:33,479 --> 00:46:36,145
‫- دارم میرم بیرمنگام
‫- بیرمنگام چه خبره؟

503
00:46:36,146 --> 00:46:37,436
‫میرم دیدنِ پسرم

504
00:46:37,437 --> 00:46:40,354
‫تام، تو آدمِ ده سال قبل نیستی

505
00:46:41,146 --> 00:46:43,728
‫- سلاح… اصلاً سلاحی چیزی همراهت هست؟
‫- خودمم و خودم

506
00:46:43,729 --> 00:46:46,604
‫دستِ خالی آخه؟
‫آرتور هم که نیست هوات رو داشته باشه

507
00:46:47,396 --> 00:46:49,686
‫خیلی‌خب. من هم میام

508
00:46:49,687 --> 00:46:52,686
‫- خودم هم می‌رونم
‫- دنبالِ دردسر نیستم، جانی

509
00:46:52,687 --> 00:46:54,686
‫می‌دونم، تام. ولی پاشی بری محله‌ی گریسون،

510
00:46:54,687 --> 00:46:56,687
‫دردسر می‌ریزه رو سرت

511
00:47:59,729 --> 00:48:00,771
‫صبح بخیر

512
00:48:04,896 --> 00:48:06,770
‫از شرّ جسدش خلاص شدم

513
00:48:06,771 --> 00:48:09,062
‫جزئیاتش رو بیخیال. تازه صبحونه خوردم

514
00:48:10,812 --> 00:48:15,479
‫ولی متأسفانه…

515
00:48:16,229 --> 00:48:18,896
‫امروز باید از شرّ یه جسدِ دیگه هم خلاص بشیم

516
00:48:20,312 --> 00:48:24,061
‫دیشب توی پناهگاهِ هوایی، ‫سر و کله‌ی یکی از
فاشیست‌دوست‌ها پیدا میشه و

517
00:48:24,062 --> 00:48:26,854
‫عمه‌ات هم…

518
00:48:28,396 --> 00:48:29,396
‫ایدا بود؟

519
00:48:30,146 --> 00:48:32,603
‫- آره
‫- اونم اونجا بود

520
00:48:32,604 --> 00:48:36,311
‫حالا دوره افتاده بابتِ سرقتِ مهمات

521
00:48:36,312 --> 00:48:38,020
‫علیه‌ات استشهادیه جمع کنه

522
00:48:38,021 --> 00:48:40,853
‫قصد داره تا قبلِ ظهر،

523
00:48:40,854 --> 00:48:43,521
‫تحویل‌شون بده به دژبانیِ خیابون مونتاگ

524
00:48:45,521 --> 00:48:49,021
‫کافیـه استشهادیه‌ها به دستشون برسه تا
‫بری بالای دار

525
00:48:50,062 --> 00:48:53,186
‫۷۰‏ میلیون پوند یا چوبه‌ی دار

526
00:48:53,187 --> 00:48:54,354
‫کدومش؟

527
00:48:59,979 --> 00:49:00,979
‫خوبـه

528
00:49:05,729 --> 00:49:08,854
‫عرض کنم که من یه دونه پسر دارم

529
00:49:10,312 --> 00:49:14,104
‫مایه‌ی ننگـه برام

530
00:49:15,729 --> 00:49:18,562
‫تخم‌سگ اهلِ شعر و شاعریـه

531
00:49:22,854 --> 00:49:24,396
‫اگه تو پسر من بودی،

532
00:49:25,479 --> 00:49:27,021
می‌ذاشتمت روی سرم

533
00:49:35,687 --> 00:49:37,103
‫روسفیدم کن

534
00:49:49,354 --> 00:49:52,646
‫دستت ب اسلحه‌ی من نخوره ها، تام.
‫مالِ منـه.

535
00:49:53,229 --> 00:49:56,686
‫چون اگه جنابعالی پدر باشی و
‫دوک شلبی هم پسر،

536
00:49:56,687 --> 00:50:01,229
‫منِ جانی داگز میشم روح‌القدس و
‫محالـه بدون هفت‌تیر بیام توی مهلکه

537
00:50:06,479 --> 00:50:07,770
‫من هم باهات میام

538
00:50:07,771 --> 00:50:12,145
‫دارم می‌برمش پادگان دیگه. پُرِ دژبانـه، کارل

539
00:50:12,146 --> 00:50:14,103
‫مامان، باهات میام دیگه

540
00:50:14,104 --> 00:50:16,896
‫تا خیابون مونتاگ بیشتر نمیرم که

541
00:50:17,396 --> 00:50:19,729
‫ببین، کارل. من از هیچ بنی‌ بشری نمی‌ترسم

542
00:50:20,479 --> 00:50:22,228
‫پس ترس به دلت راه نده

543
00:50:22,229 --> 00:50:24,229
<font color="#00f300">♪ Grian Chatten, Antony Genn & Martin Slattery - Puppet ♪</font>

544
00:50:24,253 --> 00:50:34,253
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

545
00:50:59,146 --> 00:51:00,604
‫سلام عرض شد، آقای شلبی

546
00:51:38,104 --> 00:51:39,561
‫سگ توش

547
00:51:39,562 --> 00:51:41,728
‫خیلی‌خب

548
00:52:03,687 --> 00:52:05,395
‫اِی من ریدم…

549
00:52:54,166 --> 00:52:56,166
‫« خیابان مونتاگ »

550
00:52:56,250 --> 00:52:58,250
‫« جاده بسته است »

551
00:53:09,437 --> 00:53:10,437
‫ایدا!

552
00:53:12,021 --> 00:53:13,312
‫ایدا، فرار کن!

553
00:53:14,812 --> 00:53:16,229
‫مامان!

554
00:53:17,771 --> 00:53:18,936
‫نه!

555
00:53:18,937 --> 00:53:20,396
‫مامان!

556
00:53:22,687 --> 00:53:24,437
‫روسیاهم کردی

557
00:53:33,562 --> 00:53:34,896
‫نگه دار، جانی

558
00:53:35,521 --> 00:53:37,353
‫بی‌صاحاب رو نگه دار. میگم نگه دار!

559
00:54:38,897 --> 00:54:42,269
‫- آقای شلبی، کسی باهاتون تماس گرفت؟
‫- نخیر، کسی تماس نگرفت

560
00:54:42,271 --> 00:54:45,396
‫- صبحِ امروز تیراندازی شده
‫- دستِ کثیفت رو بکِش ببینم

561
00:54:46,479 --> 00:54:49,854
‫خواهرتون فوت شده و
‫گویا پسرتون در جریانِ ماجرا بوده

562
00:54:51,271 --> 00:54:52,437
‫جسدش کجاست؟

563
00:54:55,812 --> 00:54:57,354
‫سردخونه‌ی سنت الیزابت

564
00:54:57,854 --> 00:54:59,229
‫تام. تام

565
00:55:01,812 --> 00:55:03,936
‫- تو برو سردخونه، جانی
‫- با هم میریم، تام

566
00:55:03,937 --> 00:55:06,103
‫اینو بگیر و بالا سرش نگهبانی بده

567
00:55:06,104 --> 00:55:08,395
‫دیگه دیره. اسلحه ببرم که چی؟!
‫مُرده

568
00:55:08,396 --> 00:55:10,229
‫جانی، به حرفم گوش کن

569
00:55:11,354 --> 00:55:12,812
‫تو کجا میری، تام؟

570
00:55:14,437 --> 00:55:15,854
‫اسلحه نداری ها

571
00:55:20,146 --> 00:55:22,854
‫- رسیدن بخیر، آقای شلبی
‫- ممنون، پگی

572
00:56:02,312 --> 00:56:04,729
‫با صاحبِ این مِیخونه کار دارم

573
00:56:06,729 --> 00:56:10,103
‫گویا کوری ندیدی داشتیم
‫با آهنگ می‌رقصیدیم،

574
00:56:10,104 --> 00:56:12,187
‫مرتیکه‌ی سرباز فراری

575
00:56:14,521 --> 00:56:17,562
‫جواب سؤالم رو بدید،
‫بعدش برید پیِ رقصیدن

576
00:56:19,312 --> 00:56:20,896
‫جنابعالی کی باشی؟

577
00:56:22,604 --> 00:56:24,146
‫فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم

578
00:56:24,729 --> 00:56:26,646
‫خیلی‌خب، عزیزکم

579
00:56:27,187 --> 00:56:29,103
‫گوش کن ببین چی میگم، خب؟

580
00:56:29,104 --> 00:56:30,603
‫جنابعالی اونوری شو،

581
00:56:30,604 --> 00:56:33,478
‫آهنگ لامصب رو دوباره بذار، حلـه؟

582
00:56:33,479 --> 00:56:35,770
‫یه آهنگ ملایم بذار، خب؟

583
00:56:35,771 --> 00:56:39,520
‫بعدش دوتایی عینهو فرِد آستر و

584
00:56:39,521 --> 00:56:42,811
‫جینجر راجرزِ کوفتی قِر میدیم

585
00:56:45,104 --> 00:56:46,854
‫اهل رقص هستی؟

586
00:56:52,896 --> 00:56:54,604
‫سؤال پرسیدم ها

587
00:56:55,771 --> 00:56:57,771
‫با هم برقصیم، عزیزکم؟

588
00:57:05,646 --> 00:57:07,062
‫پشمام

589
00:57:08,104 --> 00:57:09,853
‫خونسردی‌تون رو حفظ کنید

590
00:57:09,854 --> 00:57:12,771
فکرِ کشیدنِ اسلحه رو از ذهن‌تون بیرون کنید

591
00:57:13,604 --> 00:57:15,687
‫خانم‌ها و آقایون، ایشون که می‌بینید،

592
00:57:16,687 --> 00:57:18,603
‫تامی شلبیـه

593
00:57:23,687 --> 00:57:26,145
‫تامی شلبی دیگه کدوم خریـه؟

594
00:57:31,312 --> 00:57:34,228
‫بی‌زحمت یکی ایشون رو ملتفت کنه

595
00:57:34,229 --> 00:57:36,937
‫به تخمم هم نیست

596
00:57:38,354 --> 00:57:40,021
‫هی، هی، هی، هی

597
00:57:40,771 --> 00:57:43,811
‫میای باهام می‌رقصی

598
00:57:43,812 --> 00:57:44,895
‫یالا

599
00:57:44,896 --> 00:57:47,187
‫آهنگِ وامونده رو دوباره بذار

600
00:57:58,937 --> 00:58:00,396
‫یه رقصی هست

601
00:58:02,354 --> 00:58:03,812
‫به اسمِ گامِ تند

602
00:58:07,229 --> 00:58:08,770
‫غلط نکنم به گوشِت خورده

603
00:58:09,896 --> 00:58:11,436
‫برید!

604
00:58:11,437 --> 00:58:13,479
‫دهنتو! دهنتو!

605
00:58:18,187 --> 00:58:19,853
‫دَهَـ…

606
00:58:27,479 --> 00:58:30,521
‫آهنگ‌گذاشتن تو میخونه آخر و عاقبت نداره.
‫هوی، پسر!

607
00:58:35,146 --> 00:58:36,521
‫من دنبالِ پسرمم

608
00:58:55,896 --> 00:58:57,937
‫هیچ تپه‌ای نمونده که نریده باشی

609
00:58:58,687 --> 00:58:59,687
‫هی!

610
00:59:00,479 --> 00:59:02,062
‫از بالا کشیدنِ مالِ خانوادت گرفته

611
00:59:02,979 --> 00:59:05,771
‫- تا قاچاقِ زن‌ها
‫- من نکُشتمش!

612
00:59:06,396 --> 00:59:08,561
‫به دوا و درمونِ بچه‌ها هم رحم نکردی

613
00:59:08,562 --> 00:59:10,686
‫- پاشو!
‫- میگم من نکشتمش!

614
00:59:10,687 --> 00:59:12,895
‫ازم خواست بکُشمش

615
00:59:12,896 --> 00:59:16,228
‫ولی نتونستم. من همچین آدمی نیستم

616
00:59:16,229 --> 00:59:18,811
‫چجور آدمی هستی پس؟
‫بگو ببینم

617
00:59:18,812 --> 00:59:20,021
‫کون لقت

618
00:59:20,521 --> 00:59:21,729
‫چجور آدمی هستی؟

619
00:59:22,271 --> 00:59:23,896
‫هم‌خونِ خودم رو نمی‌کُشم

620
00:59:26,208 --> 00:59:28,833
‫<font color="#ffff00">من کولیِ رومانی‌تبارِ اصیلم</font>

621
00:59:28,937 --> 00:59:32,354
‫آره، تا خرخره غرقم؛
‫چون جز کثافت‌کاری چیزی بلد نیستم

622
00:59:32,937 --> 00:59:35,145
‫آره، خلاف تنها ارثیـه که
‫از تو بهم رسیده

623
00:59:35,146 --> 00:59:36,646
‫شنیدی، بابا؟

624
00:59:37,354 --> 00:59:39,145
‫از تو فقط کثافت‌کاری بهم رسیده

625
00:59:39,146 --> 00:59:42,479
‫مگه جز خلاف چیز دیگه‌ای
‫ازت نصیبم شده؟!

626
01:00:08,104 --> 01:00:09,521
‫حرف بزن حالا

627
01:00:12,646 --> 01:00:13,687
‫بنال

628
01:00:14,896 --> 01:00:17,853
‫یارویی که ایدا رو کُشت،

629
01:00:17,854 --> 01:00:21,437
یه ماشین موریس داره که
‫ردّ سه‌تا تیر روش مونده

630
01:00:23,146 --> 01:00:25,062
‫با یه نقشه اومد سراغم

631
01:00:26,771 --> 01:00:29,937
‫گنده‌تر از هر غلط‌کاری‌ای که از تو سر زده

632
01:00:31,687 --> 01:00:32,687
‫سگ توش

633
01:00:40,062 --> 01:00:41,062
‫تعریف کن

634
01:00:43,771 --> 01:00:45,437
‫بگو ببینم نقشه‌اش چیـه

635
01:01:18,104 --> 01:01:20,062
‫پس بالاخره پسرت رو پیدا کردی، تام

636
01:01:23,729 --> 01:01:25,687
‫می‌خوای یکم تنهاتون بذارم؟

637
01:01:28,771 --> 01:01:30,104
‫اینجا کار دارم

638
01:01:31,229 --> 01:01:32,479
‫چه کاری؟

639
01:01:36,521 --> 01:01:37,604
‫اسلحه رو بده من

640
01:01:40,500 --> 01:01:41,666
‫ها؟

641
01:01:41,729 --> 01:01:42,812
‫اسلحه رو بده من

642
01:01:45,896 --> 01:01:47,687
‫منتظر یکی‌ام

643
01:01:48,437 --> 01:01:49,561
‫کی، تام؟

644
01:01:49,562 --> 01:01:50,979
‫بابایی که ایدا رو کُشت،

645
01:01:53,229 --> 01:01:57,312
‫سر و کله‌اش اینجا پیدا میشه،
‫چون می‌دونه میام با خواهرم وداع کنم

646
01:01:58,104 --> 01:02:00,229
‫می‌خواد قبلِ اینکه من بکُشمش،
‫کارم رو بسازه

647
01:02:01,479 --> 01:02:05,271
‫به پسرم بگو سلاح‌هایی که دزدیده رو
‫ببره حیاطِ چارلی

648
01:02:05,854 --> 01:02:08,271
‫تام، بهتره اینجا پیشت بمونم

649
01:02:09,437 --> 01:02:10,437
‫برو

650
01:02:50,729 --> 01:02:51,937
‫ریز و درشت‌مون مُردن

651
01:02:53,271 --> 01:02:55,354
‫جز منی که مُردن آرزومـه

652
01:03:02,104 --> 01:03:04,479
‫کاش همون موقع که گفتی برگردم،
‫برمی‌گشتم، ایدا

653
01:03:08,146 --> 01:03:09,812
‫پیشِ تو اعتراف می‌کنم، آبجی

654
01:03:16,646 --> 01:03:18,312
‫برادرمون آرتور رو کُشتم

655
01:03:24,104 --> 01:03:25,854
‫نه اتفاقی بود؛

656
01:03:32,062 --> 01:03:33,646
‫نه دلم براش سوخت

657
01:03:35,437 --> 01:03:38,104
‫کُشتمش چون تا خرخره غرقِ عرق و خشم بودم

658
01:03:46,146 --> 01:03:48,437
‫حتی یه لحظه به خودم اومدم و
‫می‌تونستم ولش کنم

659
01:03:56,771 --> 01:03:58,062
‫برادرِ خودم رو کُشتم

660
01:04:02,146 --> 01:04:03,979
‫چون می‌خواستم از شرّش خلاص بشم

661
01:04:15,562 --> 01:04:17,271
‫بهت قول میدم، آبجی

662
01:04:20,104 --> 01:04:21,604
‫قول میدم، آرتور

663
01:04:22,104 --> 01:04:23,562
‫قول میدم، روبی

664
01:04:26,396 --> 01:04:28,692
‫قول میدم معصیت‌هام خِیری بهمون برسونه

665
01:06:15,062 --> 01:06:16,478
‫شنیدم جزو سواره‌نظام بودی

666
01:06:16,479 --> 01:06:18,854
‫بله، منتها بچه پولدار نیستم

667
01:06:20,562 --> 01:06:23,604
‫- شنیدم شماها رو فرستادن زیرِ زمین
‫- تونل می‌کَندیم

668
01:06:25,812 --> 01:06:26,812
‫آره

669
01:06:28,771 --> 01:06:32,479
‫خبر داری هیتلر داره دونه‌دونه
این کله‌گنده‌ها رو سر به نیست می‌کنه؟

670
01:06:33,479 --> 01:06:35,312
‫اقلاً اون برنامه داره

671
01:06:35,896 --> 01:06:37,187
‫راهِ چاره

672
01:06:38,062 --> 01:06:39,687
‫واسه تموم این انگل‌ها

673
01:06:41,354 --> 01:06:44,520
‫انگل‌هایی که میونِ ما لونه کردن و
‫هممون رو آلوده می‌کنن

674
01:06:44,521 --> 01:06:45,771
‫باید ریشه‌کَن بشن

675
01:06:47,062 --> 01:06:48,812
‫بلکه چهارتا چیزِ خوب دربیاد

676
01:06:49,479 --> 01:06:51,895
‫دارم خِیر می‌رسونم، تامی

677
01:06:51,896 --> 01:06:54,853
‫جنگ رو جایِ بمب،
‫با اسکناس ختم می‌کنم

678
01:06:54,854 --> 01:06:57,436
‫جیبِ همه پُر میشه.
‫خون از دماغِ کسی هم نمیاد.

679
01:06:57,437 --> 01:06:59,021
‫دودوتا چهارتای ساده

680
01:07:00,312 --> 01:07:02,146
‫مسلسلت فقط ۳۰تا فشنگ داره

681
01:07:02,771 --> 01:07:04,354
‫به‌زودی خشابت تَه می‌کِشه، رفیق

682
01:07:25,521 --> 01:07:27,354
‫آی، آی، آی

683
01:07:30,854 --> 01:07:33,312
‫پسرِ خوب. گل‌پسر

684
01:07:35,979 --> 01:07:39,187
<font color="#00f300">♪ Nick Cave and the Bad Seeds - Red Right Hand ♪</font>

685
01:07:46,021 --> 01:07:49,978
‫♪ یه توکِ پا تا بیرونِ شهر برو ♪

686
01:07:49,979 --> 01:07:53,062
‫♪ خطِ آهن رو رد کن؛ ♪

687
01:07:55,396 --> 01:08:00,145
‫♪ همونجا که پُلِ درّه‌گذر با هر غِژغِژ و تَرَک ♪

688
01:08:00,146 --> 01:08:04,229
‫♪ عین جغدِ نحس سایه می‌اندازه روت ♪

689
01:08:05,687 --> 01:08:10,811
‫♪ همونجا که توی آتیشِ زاغه‌نشین‌ها و ♪

690
01:08:10,812 --> 01:08:13,270
‫♪ وِزوِزِ سیم برق‌ها پُرِ رمز و رازه ♪

691
01:08:13,271 --> 01:08:16,854
‫♪ آی که می‌دونی دیگه راهِ برگشتی نیست ♪

692
01:08:17,437 --> 01:08:19,895
‫♪ میدون و پل رو رد کن ♪

693
01:08:19,896 --> 01:08:22,687
‫♪ از کارخونه‌ها و دودکش‌ها بگذر ♪

694
01:08:25,896 --> 01:08:31,395
‫♪ همراه با ابرهای طوفانی،
‫مردی خوش قد و بالا می‌رسه از راه ♪

695
01:08:31,396 --> 01:08:36,646
‫♪ با یه پالتوی سیاه و خاکی به تَن و
‫دستِ راستش غرقِ خون ♪

696
01:09:11,854 --> 01:09:15,395
‫چند وقت پیش،
‫روحِ مادرت اومد سراغم

697
01:09:15,396 --> 01:09:16,937
‫نه، نه، نه

698
01:09:18,396 --> 01:09:21,646
‫- الان وقتِ کولی‌بازی و جادوجنبل نیست
‫- نه، اونش تموم شده

699
01:09:22,229 --> 01:09:24,062
‫الان وقتشـه دست به کار شیم

700
01:09:25,291 --> 01:09:26,708
<font color="#ffff00">‫توافق کردیم</font>

701
01:09:27,500 --> 01:09:30,291
<font color="#ffff00">‫پدرت برمی‌گرده و می‌کِشتت بیرون</font>

702
01:09:30,375 --> 01:09:32,583
<font color="#ffff00">‫بعدش، دوتایی با هم کار می‌کنید</font>

703
01:09:33,854 --> 01:09:34,979
‫دیگه…

704
01:09:35,604 --> 01:09:36,979
‫نوبت به تو رسیده

705
01:09:40,896 --> 01:09:42,146
‫که چی بشه؟

706
01:09:45,896 --> 01:09:47,854
‫کوچولو که بودی،

707
01:09:48,479 --> 01:09:50,646
‫دلت می‌خواست دوک باشی

708
01:09:53,062 --> 01:09:55,229
‫اون موقع همه بهت خندیدن

709
01:09:56,604 --> 01:10:00,271
‫حالا وقتِ پادشاهی‌ات رسیده و
‫این دفعه کسی جرئت نمی‌کنه بهت بخنده

710
01:10:03,729 --> 01:10:08,312
‫دوشادوشِ پدرت می‌جنگی

711
01:10:09,437 --> 01:10:11,312
‫حرف رو حرفش نمیاری

712
01:10:13,979 --> 01:10:15,354
‫میونِ اون همه دود و مِه،

713
01:10:16,354 --> 01:10:18,354
‫گرد و خاک‌ها که نشست…

714
01:10:26,250 --> 01:10:27,833
‫« تامی »

715
01:10:35,312 --> 01:10:36,979
‫دنبالِ آرامشـه

716
01:10:39,896 --> 01:10:41,854
‫من هم قولِ آرامش رو بهش دادم

717
01:10:43,521 --> 01:10:45,811
‫تهِ دلش خبر داره که

718
01:10:45,812 --> 01:10:49,562
‫فقط با یه گلوله،
‫آرامش نصیبش میشه

719
01:10:55,125 --> 01:10:56,791
<font color="#ffff00">‫تو پسرِ بزرگشی</font>

720
01:10:58,333 --> 01:11:02,666
<font color="#ffff00">‫بعدِ مرگش، تو جاش رو می‌گیری</font>

721
01:11:03,396 --> 01:11:04,896
‫رُم بارو

722
01:11:06,646 --> 01:11:08,686
‫پادشاهِ کولی‌ها

723
01:11:08,687 --> 01:11:09,771
‫آروزی…

724
01:11:10,896 --> 01:11:13,479
‫مادرت برای تو این بوده و بس

725
01:11:22,271 --> 01:11:24,978
‫با همدیگه پادشاهی می‌کنیم

726
01:11:26,396 --> 01:11:29,364
‫منتها قبلش باید ببینی
جنم پادشاهی رو داری یا نه

727
01:12:03,729 --> 01:12:05,562
‫خب؟

728
01:12:07,479 --> 01:12:09,271
‫با دوک حرف زدم

729
01:12:10,104 --> 01:12:11,812
‫گفت می‌خواد کمکت کنه

730
01:12:14,812 --> 01:12:18,499
‫اول از همه، یه ارابه‌ی
‫کولیِ چهارچرخ لازم دارم

731
01:13:54,896 --> 01:13:57,771
‫شنیدم می‌خوای توی کُشتنِ قاتلِ ایدا کمکم کنی

732
01:13:58,937 --> 01:13:59,937
‫آره

733
01:14:00,979 --> 01:14:01,979
‫درستـه

734
01:14:36,146 --> 01:14:37,562
‫- کرلی
‫- تام

735
01:14:43,146 --> 01:14:45,228
<font color="#00f300">‫♪ Girl in the Year Above - Teardrop ♪</font>

736
01:16:39,062 --> 01:16:40,937
‫می‌دونم گندکاری بالا آوردم،

737
01:16:41,437 --> 01:16:42,687
‫ولی می‌تونم کمکت کنم

738
01:16:43,271 --> 01:16:44,896
‫منتظر بودم ببینم زنگ می‌زنی یا نه

739
01:16:45,729 --> 01:16:49,020
‫داره میاد سراغت. آمارت رو داره

740
01:16:49,021 --> 01:16:51,437
<font color="#00f300">‫♪ Fontaines D.C. - Romance ♪</font>

741
01:16:52,479 --> 01:16:55,062
‫هر وقت رسیدیم لیورپول،
‫باز بهت زنگ می‌زنم

742
01:16:56,146 --> 01:16:57,687
‫در ازاش چی می‌خوای؟

743
01:16:59,021 --> 01:17:01,979
‫۷۰‏ میلیون. مثلِ دفعه‌ی قبل

744
01:17:02,479 --> 01:17:04,354
‫قبولـه، آقای شلبی

745
01:17:42,771 --> 01:17:43,771
‫تام

746
01:17:44,396 --> 01:17:46,353
‫یکی اومده دیدنت

747
01:17:46,354 --> 01:17:50,479
‫میگه پادشاهـه.
‫پادشاهِ اسکله‌ی لیورپول، تام.

748
01:17:55,229 --> 01:17:56,437
‫استگ

749
01:17:57,979 --> 01:17:58,979
‫تامی

750
01:18:01,771 --> 01:18:03,145
‫مطمئنی خودشـه؟

751
01:18:03,146 --> 01:18:06,854
‫آره. مگه چندتا موریس داریم که
روی درش ردّ سه‌تا گلوله باشه؟

752
01:18:07,687 --> 01:18:10,396
‫اسکله‌ی واترلو. سوله‌ی ۴۷

753
01:18:10,937 --> 01:18:12,354
‫به نقشه‌بردارش زیرمیزی دادم

754
01:18:13,021 --> 01:18:14,979
‫این نقشه‌ی تمومِ
سوراخ‌سنبه‌های ورودی و خروجیـه

755
01:18:16,312 --> 01:18:17,812
‫پامون که برسه لیورپول،

756
01:18:18,396 --> 01:18:19,771
‫اونجا لازمت دارم

757
01:18:20,812 --> 01:18:23,146
‫تو این سوله چه خبره، تامی؟

758
01:18:25,021 --> 01:18:26,479
‫مردی که به خونش تشنه‌ام

759
01:18:27,729 --> 01:18:29,687
‫با سلاحی که توی جنگ شکست‌مون میده

760
01:18:42,854 --> 01:18:45,811
‫نه مدال گیرمون میاد و
‫نه کسی خبردار میشه،

761
01:18:45,812 --> 01:18:47,603
‫اما برای یه هدفِ درست،

762
01:18:47,604 --> 01:18:49,104
‫قدم درستی برمی‌داریم

763
01:18:50,979 --> 01:18:53,646
‫شنیده بودم گفتی توی این جنگ مداخله نمی‌کنی

764
01:18:55,937 --> 01:18:57,271
‫نظرم عوض شد

765
01:18:57,937 --> 01:19:00,937
‫اونا جماعت نازی‌ان و تو یه کولیِ ساده

766
01:19:01,604 --> 01:19:04,145
‫سال‌هاست که دارن مردمت رو قتل‌عام می‌کنن

767
01:19:04,146 --> 01:19:06,104
‫پس، مداخله نکردن نداریم

768
01:19:08,146 --> 01:19:11,146
‫باید تکلیفِ یه سری چیزها رو روشن می‌کردم

769
01:19:13,021 --> 01:19:14,062
‫آهای!

770
01:19:15,312 --> 01:19:16,354
‫بیا اینجا!

771
01:19:21,937 --> 01:19:23,729
بدو. توی بَد دردسری میفتیم. بجنب

772
01:19:25,521 --> 01:19:26,896
‫این پسرمـه

773
01:19:28,312 --> 01:19:29,561
‫اسمش دوکـه

774
01:19:29,562 --> 01:19:31,562
‫آوازه‌ات توی آبراهه پیچیده

775
01:19:32,229 --> 01:19:33,979
‫میگن بدتر از باباتی

776
01:19:35,396 --> 01:19:37,436
‫نه، بدتر نیست

777
01:19:37,437 --> 01:19:38,770
‫از من بدتر نیست

778
01:19:38,771 --> 01:19:43,021
‫خاطراتِ مزارع فلاندر رو نداره که
‫عین خوره بیفته به جونش

779
01:19:44,146 --> 01:19:46,229
‫مثل من و تو نفرین نشده، استگ

780
01:19:47,562 --> 01:19:49,562
تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم

781
01:19:51,604 --> 01:19:52,895
‫غیرِ اینـه، پسرم؟

782
01:19:57,146 --> 01:19:59,603
‫سوله‌ی ۴۷ توی اسکله‌ی واترلوئـه

783
01:19:59,604 --> 01:20:02,520
‫سمتِ غرب، سکوهای بارگیری شدیداً تحت نظرن

784
01:20:02,521 --> 01:20:04,783
‫سمتِ شرق، فقط خودِ اسکله‌ست

785
01:20:05,021 --> 01:20:07,686
‫قایق‌ها می‌تونن از توی آب
‫به سوله نفوذ کنن

786
01:20:07,687 --> 01:20:10,228
‫اینجوری حواسشون پرت میشه

787
01:20:10,229 --> 01:20:13,687
‫تا اون موقع هم، من بکت رو پیدا می‌کنم و
‫پوله رو گیر میارم

788
01:20:14,437 --> 01:20:17,396
‫یه دریچه‌ی تهویه دقیقاً زیر سوله‌ی ۴۷ هست

789
01:20:18,812 --> 01:20:21,520
‫می‌تونم از طریق اون
‫واردِ تونل واترلو بشم

790
01:20:21,521 --> 01:20:24,645
‫نه، ۵۰ سالـه که تونلش رو بستن

791
01:20:24,646 --> 01:20:27,561
‫نصفش ریخته. کلاً مُهر و موم شده

792
01:20:27,562 --> 01:20:30,978
‫مسئول‌های بندر دروازه‌های فولادیِ ۲.۵ سانتی
جلوی ورودی نصب کردن که

793
01:20:30,979 --> 01:20:33,562
‫کارگرها نتونن جنس‌های قاچاق‌شون رو
جابجا کنن

794
01:20:34,854 --> 01:20:36,436
‫قایق‌ها رو بار زدن و آماده‌ان

795
01:20:36,437 --> 01:20:38,812
‫خیلی‌خب، تونل رو بسپارید به من

796
01:20:39,521 --> 01:20:41,603
‫فرداشب ساعت دوازده اونجام

797
01:20:41,604 --> 01:20:42,895
‫رأس ۱۲

798
01:20:42,896 --> 01:20:44,312
‫حرف، حرفِ شماست، رئیس

799
01:20:48,396 --> 01:20:51,312
‫پسرِ تامی شلبی بودن سختـه، نه، پسرجون؟

800
01:20:53,187 --> 01:20:54,771
‫کم‌کم دارم یاد می‌گیرم چطوری سر کنم

801
01:21:04,146 --> 01:21:07,604
‫«این کتاب تقدیم به دخترم، روبی و

802
01:21:08,729 --> 01:21:10,145
‫دو پسرم.

803
01:21:11,854 --> 01:21:15,562
‫پسرِ بزرگم، دوک، وارث قانونیِ منـه.

804
01:21:16,396 --> 01:21:18,854
‫اما امشب، آزمونی در پیشـه که

805
01:21:19,812 --> 01:21:21,604
‫ذاتِ حقیقی‌اش رو برملا می‌کنه.

806
01:21:24,062 --> 01:21:25,604
‫پسرِ ارشدم که

807
01:21:26,229 --> 01:21:27,729
‫بازتابِ نیمه‌ی تاریکِ وجودمـه،

808
01:21:28,312 --> 01:21:31,146
‫آخرین فصلِ سرگذشتم رو می‌نویسه.

809
01:21:33,187 --> 01:21:34,354
‫نقطه‌ی پایانِ این ماجرا

810
01:21:35,521 --> 01:21:36,937
‫دستِ اونـه.

811
01:21:39,687 --> 01:21:42,937
‫امشب می‌فهمیم که آیا از معصیت‌های من

812
01:21:43,646 --> 01:21:45,854
‫خِیری حاصل میشه یا نه.»

813
01:21:51,937 --> 01:21:54,395
‫چارلی! چارلی!
‫تامی نیست!

814
01:21:54,396 --> 01:21:58,021
‫پنج بسته مواد منفجره و

815
01:21:58,521 --> 01:22:01,021
‫یه مین از انبار با خودش بُرده

816
01:22:01,729 --> 01:22:03,521
‫دستوراتِ ما مشخصـه

817
01:22:14,021 --> 01:22:15,103
‫چقدر طول می‌کِشه؟

818
01:22:15,104 --> 01:22:17,396
‫میگن نیم ساعت

819
01:22:20,979 --> 01:22:23,686
‫می‌دونی دیگه، تام،
‫هیچ قفل و نرده و دروازه‌ای نیست که

820
01:22:23,687 --> 01:22:25,479
‫پسرعموهای من نتونن باز کنن

821
01:22:30,229 --> 01:22:31,604
‫قبلِ رفتن،

822
01:22:32,396 --> 01:22:33,812
‫کائولو چیریکلو،

823
01:22:36,271 --> 01:22:38,104
فالم رو بگیر

824
01:22:51,646 --> 01:22:54,562
‫دو بار دلت شکسته

825
01:22:56,229 --> 01:22:57,729
‫تو سرم چی می‌گذره؟

826
01:22:58,937 --> 01:23:03,520
‫بمیرم برات، تامی.
‫سرت خط‌خطی شده با ردّ زخم‌های عمیق.

827
01:23:06,146 --> 01:23:07,937
‫از طالع عمرم بگو

828
01:23:12,771 --> 01:23:14,187
‫جنگ همونجاست

829
01:23:16,479 --> 01:23:18,186
‫درستـه از جنگِ اول قسر در رفتی،

830
01:23:18,187 --> 01:23:21,604
‫منتها از تو یه آدمِ جدید ساخت.
اینجا رو می‌بینی؟

831
01:23:23,937 --> 01:23:25,021
‫یه درّه‌ست

832
01:23:25,771 --> 01:23:28,061
‫هی سقوط کردی، رفتی پایین و پایین‌تر،

833
01:23:28,062 --> 01:23:30,353
‫مثل یه چرخ توی جاده‌ای بی‌انتها که

834
01:23:30,354 --> 01:23:32,646
‫بی‌توقف می‌چرخه و می‌چرخه

835
01:23:35,791 --> 01:23:38,166
<font color="#ffff00">‫با اینحال، لقبِ پادشاه رو…</font>

836
01:23:38,250 --> 01:23:39,666
<font color="#ffff00">‫به دست آوردم</font>

837
01:23:40,333 --> 01:23:44,333
<font color="#ffff00">‫پادشاهی که تاجش رو ول کرده به امونِ خدا</font>

838
01:23:44,437 --> 01:23:46,396
‫ولی باز هم تاج پادشاهی مالِ منـه

839
01:23:48,562 --> 01:23:50,437
‫فقط از گذشته‌ام گفتی

840
01:23:51,687 --> 01:23:53,562
‫وقتشـه از آینده‌ام برام بگی

841
01:23:56,604 --> 01:24:00,229
‫امشب چی به سرِ من میاد، کائولو چیریکلو؟

842
01:24:02,229 --> 01:24:03,937
‫طلبِ آرامش کردی

843
01:24:05,437 --> 01:24:07,354
‫امشب آرامش نصیبت میشه

844
01:24:15,479 --> 01:24:17,937
‫پس، دستم برات رو شده

845
01:24:18,646 --> 01:24:21,854
‫از لحظه‌ای که پاتو گذاشتی تو مِلکم و
‫از جانی داگز

846
01:24:22,479 --> 01:24:25,312
‫جویای احوال رُم بارو شدی،
‫فهمیدم دنبال چی هستی

847
01:24:26,937 --> 01:24:28,936
‫سال‌ها پیش،

848
01:24:28,937 --> 01:24:32,728
‫پالی گری بهم گفت که
‫اگه یه توکای سیاه بیاد تو خونه‌ام،

849
01:24:32,729 --> 01:24:34,021
‫مرگ رو هم همراهش میاره

850
01:24:35,687 --> 01:24:38,187
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫دوباره زنی مثل پالی گری رو ببینم

851
01:24:41,187 --> 01:24:42,479
‫ولی خب، می‌بینی که…

852
01:24:52,229 --> 01:24:53,229
‫تامی

853
01:24:56,146 --> 01:24:57,146
‫امشب،

854
01:24:57,979 --> 01:24:59,604
‫یا تو اون رو می‌کُشی…

855
01:25:01,604 --> 01:25:03,312
‫یا اون تو رو

856
01:25:04,271 --> 01:25:05,853
<font color="#00f300">‫♪ Grian Chatten, Antony Genn & Martin Slattery - Angel ♪</font>

857
01:25:13,896 --> 01:25:16,395
‫خیلی‌خب، تموم شد

858
01:25:16,396 --> 01:25:17,729
‫همه رو بار زدیم

859
01:25:20,396 --> 01:25:21,812
‫بپرید بالا

860
01:25:22,687 --> 01:25:23,812
‫یالا

861
01:25:30,604 --> 01:25:31,812
‫یادتون نره

862
01:25:32,646 --> 01:25:33,812
دوازدهِ شب

863
01:25:34,812 --> 01:25:36,853
‫برنامه‌مون واسه دوازدهِ شبـه

864
01:25:50,708 --> 01:25:54,875
‫« لیورپول »

865
01:26:13,083 --> 01:26:14,750
<font color="#ffff00">‫یارویی که منتظرش بودی اومده</font>

866
01:26:14,833 --> 01:26:17,625
<font color="#ffff00">‫اسم رمز رو درست گفت. مسلح نیست</font>

867
01:26:22,562 --> 01:26:25,538
‫«حتی برادران به یکدیگر خیانت کرده،
‫یکدیگر را به کُشتن خواهند داد.

868
01:26:25,540 --> 01:26:27,976
‫پدران، فرزندان خود را تسلیم مرگ خواهند کرد و

869
01:26:27,978 --> 01:26:31,044
‫فرزندان بر ضد پدران و مادران خود طغیان نموده،

870
01:26:31,046 --> 01:26:33,804
‫آن‌ها را خواهند کُشت.»

871
01:26:36,687 --> 01:26:39,354
‫مرقس، باب ۱۳، آیه‌ی ۱۲

872
01:26:43,896 --> 01:26:47,437
‫خب، نشونم بده ببینم بابات
چه نقشه‌ای تو سرشـه

873
01:27:08,646 --> 01:27:12,062
‫سه‌تا قایق از تونل
‫واردِ حوضچه میشن

874
01:27:18,896 --> 01:27:21,686
‫همشون به مسلسل‌های سبک و سنگین مسلحن

875
01:27:27,104 --> 01:27:29,686
‫کفِ قایق‌ها مخفی میشن

876
01:27:29,687 --> 01:27:32,103
‫تا بتونن غافلگیرتون کنن

877
01:27:32,104 --> 01:27:34,228
‫پنج دقیقه، بچه‌ها. برید

878
01:27:40,229 --> 01:27:41,853
‫همه پیاده شن

879
01:27:41,854 --> 01:27:46,307
‫اگه با توپِ پُر برید سراغ‌شون،
قبلِ از اینکه ‫شلیک کنن، کارشون ساخته‌ست

880
01:27:52,166 --> 01:27:53,875
<font color="#ffff00">‫کوتاهی نکنید</font>

881
01:27:54,979 --> 01:27:55,979
‫زنده‌باد هیتلر

882
01:27:57,104 --> 01:27:58,354
‫زنده‌باد هیتلر

883
01:27:59,208 --> 01:28:01,875
<font color="#ffff00">‫پونزده نفر با من بیان. مابقی داخل بمونن</font>

884
01:28:05,021 --> 01:28:06,312
‫بریم یه نوشیدنی بزنیم

885
01:28:10,646 --> 01:28:12,229
‫مطمئنی پشیمون نمیشی؟

886
01:28:12,979 --> 01:28:14,021
‫مطمئنم

887
01:29:27,146 --> 01:29:28,437
‫به سلامتیِ صلح

888
01:31:37,916 --> 01:31:40,791
<font color="#ffff00">‫صبر کنید تا همشون از تونل خارج بشن</font>

889
01:32:14,791 --> 01:32:16,583
<font color="#ffff00">‫با دستورِ من</font>

890
01:32:36,312 --> 01:32:37,729
‫آتش!

891
01:33:18,979 --> 01:33:21,229
‫مرتیکه‌ی الاغِ کولی!

892
01:33:22,146 --> 01:33:23,437
‫چه غلطی کردی؟

893
01:33:26,021 --> 01:33:27,437
‫شیر یا خط کردم

894
01:33:30,812 --> 01:33:33,104
‫سکه گفت به پدرم خیانت کنم

895
01:33:34,854 --> 01:33:36,687
‫منتها گفتم گورِ بابای سکه

896
01:33:37,937 --> 01:33:40,271
‫تصمیم گرفتم کار درست رو بکنم

897
01:33:41,229 --> 01:33:43,354
خلاصم کن

898
01:33:44,187 --> 01:33:46,396
‫ماشه‌ی وامونده رو بکِش

899
01:33:48,229 --> 01:33:50,562
‫بابات همیشه خیال می‌کنه
‫یه قدم از همه جلوتره

900
01:33:53,396 --> 01:33:55,271
‫ولی می‌بینی ولت کرده و رفته؟

901
01:33:57,354 --> 01:33:59,271
‫کدوم پدری پسرشو ول می‌کنه به امونِ خدا؟

902
01:35:07,146 --> 01:35:08,311
‫هی

903
01:35:08,312 --> 01:35:09,604
‫گمشو بیا اینجا ببینم!

904
01:35:14,229 --> 01:35:15,687
‫کدوم قبرستونی بودی؟

905
01:35:16,437 --> 01:35:18,311
‫از دوازدهِ شب هم گذشت

906
01:35:18,312 --> 01:35:19,811
‫کدوم گوری بودی؟

907
01:35:27,521 --> 01:35:30,020
‫- می‌میری یه دست‌مریزاد بگی؟!
‫- گوش کن ببینم!

908
01:35:30,021 --> 01:35:32,436
‫فقط واسه این اینجام که
‫مادرت بهم گفت می‌ارزی نجاتت بدم

909
01:35:32,437 --> 01:35:34,603
‫ده سالـه که مادرم مُرده

910
01:35:34,604 --> 01:35:36,521
‫خب، خانم بدجور سِمِجـه

911
01:35:40,187 --> 01:35:41,729
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

912
01:35:43,187 --> 01:35:45,311
‫سی ثانیه‌ی دیگه می‌فهمی

913
01:35:45,312 --> 01:35:46,562
‫برو بیرون

914
01:35:49,979 --> 01:35:50,979
‫لعنتی

915
01:37:55,187 --> 01:37:58,021
‫موفق شدیم، بابا. کارشون رو ساختیم

916
01:37:58,562 --> 01:38:01,229
‫هی، هی، هی

917
01:38:01,937 --> 01:38:04,936
‫پاشو. پاشو

918
01:38:08,854 --> 01:38:10,479
‫فرض کن یه اسبِ زخمی‌ام

919
01:38:15,479 --> 01:38:16,646
‫چشم‌بسته…

920
01:38:17,937 --> 01:38:19,896
‫چشم‌بسته خلاصش می‌کردی

921
01:38:23,812 --> 01:38:25,020
‫هی

922
01:38:25,021 --> 01:38:27,437
‫هی

923
01:38:28,312 --> 01:38:29,312
‫هی

924
01:38:49,979 --> 01:38:51,604
‫هی، هی

925
01:38:53,896 --> 01:38:57,062
‫با همون گلوله‌ای که خاله‌ات بهت داده بزن

926
01:38:58,812 --> 01:39:00,812
‫- نه، نه
‫- بگیرش

927
01:39:01,354 --> 01:39:02,354
‫تام

928
01:39:04,937 --> 01:39:06,228
‫معطل نکن، پسرم

929
01:39:10,146 --> 01:39:12,853
‫- با همون گلوله بزن، پسرم
‫- نه، نه، نه

930
01:39:12,854 --> 01:39:14,520
‫- یالا
‫- سگ توش…

931
01:39:21,229 --> 01:39:22,604
‫دست بجنبون، پسرم

932
01:39:25,729 --> 01:39:27,229
‫من نمی‌تونم، بابا

933
01:39:27,812 --> 01:39:28,937
‫چرا، می‌تونی

934
01:39:35,354 --> 01:39:36,604
‫بجنب

935
01:39:37,647 --> 01:39:39,717
‫آسوده نمی‌خوابد سری که تاج بر آن‌ست

936
01:39:42,640 --> 01:39:43,640
‫بجنب

937
01:39:44,354 --> 01:39:45,729
‫یالا!

938
01:40:16,271 --> 01:40:17,771
‫در چله‌ی…

939
01:40:19,687 --> 01:40:20,937
‫زمستانی تیره و تار

940
01:41:20,187 --> 01:41:22,478
‫همشو جمع کنید و بسوزونید

941
01:41:34,229 --> 01:41:35,229
‫چشم…

942
01:41:37,271 --> 01:41:38,812
‫رُم بارو

943
01:41:59,979 --> 01:42:03,437
<font color="#00f300">‫♪ Lankum plays - Hunting The Wren ♪</font>

944
01:42:20,666 --> 01:42:23,750
‫« مردِ نامیرا - به قلم توماس شلبی »

945
01:43:17,125 --> 01:43:18,833
<font color="#ffff00">‫وقتشـه باهاش وداع کنیم</font>

946
01:43:24,687 --> 01:43:26,896
‫«ماشینم رو بدید به جانی داگز،

947
01:43:28,562 --> 01:43:30,396
‫شراب‌هام رو به میخونه‌ی گریسون،

948
01:43:32,187 --> 01:43:35,271
‫اسب‌هام رو بدید به کسی که
‫ازشون کار نکشه،

949
01:43:38,479 --> 01:43:41,646
‫گلوله‌هام برای کسی که
‫از دیگران کینه‌ای به دل نگرفته،

950
01:43:44,771 --> 01:43:47,312
‫اسلحه‌هام هم برای کسی که
‫هیچ نیازی بهشون نداره.

951
01:43:52,646 --> 01:43:55,979
‫یه زمانی، دنیا تقریباً تو مُشتم بود.

952
01:43:58,479 --> 01:44:00,104
‫اما تقریباً کفایت نمی‌کنه.

953
01:44:04,021 --> 01:44:07,146
‫ولی در تمام پستی و بلندی‌ها،
‫خانوادم پشتم بودن.

954
01:44:10,062 --> 01:44:11,687
‫حالا دوباره دورِ هم جمع می‌شیم،

955
01:44:13,812 --> 01:44:15,729
‫هر کجا که پذیرای ما باشن.

956
01:44:20,854 --> 01:44:22,408
‫جسدم رو بسوزونید.

957
01:44:26,437 --> 01:44:28,272
‫خاکسترم رو به دستِ باد بسپارید.

958
01:44:30,437 --> 01:44:31,804
‫دیگه آزاد و رها شدم.»

959
01:44:31,828 --> 01:44:41,828
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

960
01:44:41,852 --> 01:44:51,852
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

961
01:45:25,084 --> 01:45:27,365
« …پس از تیتراژ ادامه دارد »

962
01:47:22,541 --> 01:47:25,625
‫« در شامگاهِ نوزدهم نوامبر سال ۱۹۴۰،
‫نیروی هوایی آلمان نازی،

963
01:47:25,708 --> 01:47:28,583
‫‏۴۰۰ تُن مواد منفجره‌ی سنگین را
‫بر شهرِ بیرمنگام فرو ریخت »

964
01:47:28,666 --> 01:47:31,833
‫« در این واقعه، ۵۳ تن از کارگرانِ مهمات‌سازی کارخانه‌ی
اسلحه‌سازیِ واقع در منطقه‌ی اسمال هیث جان باختند؛

965
01:47:31,916 --> 01:47:35,291
‫چرا که تصمیم گرفته بودند حتی پس از به صدا در آمدنِ آژیرهای خطر،
‫از رفتن به پناهگاه امتناع ورزند »

966
01:47:35,375 --> 01:47:37,318
‫« این اثر، پیشکشی‌ست به یاد و خاطره‌ی آنان »

967
01:48:30,396 --> 01:48:32,591
<font color="#00f300">♪ Grian Chatten, Antony Genn & Martin Slattery - Ellipsis ♪</font>

