﻿1
00:00:14,317 --> 00:00:24,317
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:24,341 --> 00:00:34,341
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:46,046 --> 00:00:48,965
‫- گفتی اسمت چی بود؟
‫- نگفتم.

4
00:00:52,844 --> 00:00:53,928
‫سوفی بک.

5
00:00:56,139 --> 00:00:58,016
‫خب، سوفی بک...

6
00:00:58,641 --> 00:01:00,810
‫چند ساعتی با لندن فاصله داریم...

7
00:01:00,894 --> 00:01:04,147
‫ولی اگه می‌خوای
‫همین‌طور ساکت بشینی...

8
00:01:04,230 --> 00:01:07,317
‫می‌تونیم تا ابد توی همین مسیر بمونیم.

9
00:01:07,400 --> 00:01:10,403
‫هنوز خیلی راه مونده.
‫به صور فلکی دقت کنید.

10
00:01:12,405 --> 00:01:14,616
‫تازه قراره بارون هم بباره.

11
00:01:15,158 --> 00:01:17,202
‫- فکر نکنم.
‫- به‌زودی می‌باره.

12
00:01:17,285 --> 00:01:18,411
‫نه‌خیر...

13
00:01:20,072 --> 00:01:21,548
‫این یه قطره شبنم بود.

14
00:01:22,939 --> 00:01:24,125
‫پس بقیه‌ش چیـه؟

15
00:01:25,021 --> 00:01:26,314
‫قطرات شبنم.

16
00:01:47,398 --> 00:01:50,068
‫توی این هوا نمی‌شه سریع‌تر رفت.

17
00:01:51,152 --> 00:01:54,864
‫این نزدیکی یه کلبه دارم.
‫می‌تونیم اونجا استراحت کنیم.

18
00:01:56,109 --> 00:01:57,170
‫آخ.

19
00:01:58,701 --> 00:01:59,828
‫حال‌تون خوبـه؟

20
00:01:59,911 --> 00:02:00,745
‫خوبـم.

21
00:02:01,704 --> 00:02:02,764
‫عالی‌ام.

22
00:02:02,789 --> 00:02:04,666
‫- آسیب دیدید.
‫ -نه‌خیرم.

23
00:02:10,547 --> 00:02:15,009
‫حالا شاید یه کبودی کوچیک
‫از مکالمه‌م با کاوندر به جا مونده باشه.

24
00:02:21,266 --> 00:02:22,642
‫رسیدیم.

25
00:02:23,977 --> 00:02:27,105
‫- این کلبه‌ست؟
‫- نه، این اصطبل منـه.

26
00:02:27,772 --> 00:02:29,524
‫کلبه‌م جلوتره.

27
00:02:36,030 --> 00:02:37,866
‫منظورتون از «کلبه»...

28
00:02:38,449 --> 00:02:39,576
‫عمارت بود؟

29
00:02:58,021 --> 00:02:59,712
‫{\an8}[ کلبه‌ی من ]

30
00:03:00,680 --> 00:03:03,975
‫خانواده‌ی کراب‌تری باید باشن.
‫اون‌ها از اینجا نگه‌داری می‌کنن.

31
00:03:04,058 --> 00:03:06,477
‫کلید «کلبه»تون رو ندارین؟

32
00:03:06,561 --> 00:03:08,229
‫کلید با خودم راه نمی‌برم.

33
00:03:08,313 --> 00:03:10,481
‫همیشه یه‌نفر خونه هست.

34
00:03:15,519 --> 00:03:17,979
‫شاید کلید یدک رو یه جا گذاشته باشن.

35
00:03:18,573 --> 00:03:20,825
‫مطمئنـم الان برمی‌گردن.

36
00:03:22,911 --> 00:03:27,415
‫احتمالاً زیر بارون توی مسیر گیر کردن.

37
00:03:27,498 --> 00:03:30,043
‫می‌تونیم فعلاً بریم...

38
00:03:32,295 --> 00:03:33,129
‫سوفی؟

39
00:03:38,051 --> 00:03:40,386
‫- تو چطوری...؟
‫- از پنجره اومدم داخل.

40
00:03:40,470 --> 00:03:42,055
‫خدمتکارها همه‌کاره‌ان.

41
00:03:49,687 --> 00:03:50,688
‫عجب.

42
00:04:03,284 --> 00:04:04,869
‫باید هرچه زودتر گرم بشیم.

43
00:04:05,828 --> 00:04:07,288
‫من آتیش راه می‌ندازم.

44
00:04:07,372 --> 00:04:09,916
‫نیازی نیست کارهای خونه رو انجام بدی.

45
00:04:09,999 --> 00:04:11,334
‫خودم هستم.

46
00:04:11,417 --> 00:04:13,044
‫تا حالا آتیش روشن کردید؟

47
00:04:13,127 --> 00:04:14,754
‫کاری نداره که.

48
00:04:15,530 --> 00:04:17,458
‫یه چوب رو آتیش می‌زنم.

49
00:04:20,260 --> 00:04:21,469
‫آتیش...

50
00:04:21,552 --> 00:04:22,428
‫عع...

51
00:04:23,012 --> 00:04:24,430
‫به محرک نیاز داره.

52
00:04:23,935 --> 00:04:24,440
‫{\an8}(«رابطه به توجه مداوم نیاز داره»)

53
00:04:30,311 --> 00:04:31,187
‫که این‌طور.

54
00:04:32,188 --> 00:04:33,106
‫آفرین.

55
00:04:56,170 --> 00:04:57,255
‫بسیار خوب.

56
00:04:57,755 --> 00:04:59,716
‫اتاق خدمتکارها کجاست؟

57
00:04:59,799 --> 00:05:01,843
‫اونجا مال کراب‌تری‌هاست.

58
00:05:02,552 --> 00:05:05,430
‫- تو توی اتاق مهمون می‌مونی.
‫- نه، نیازی نیست.

59
00:05:05,513 --> 00:05:06,848
‫طبقه‌ی بالا که بخوابم، کافیـه.

60
00:05:06,931 --> 00:05:08,141
‫خانم کراب‌تری

61
00:05:08,224 --> 00:05:11,561
‫اصلاً خوشش نمی‌آد
‫کسی توی اتاق‌های اون بمونه.

62
00:05:11,644 --> 00:05:12,520
‫دنبالم بیا.

63
00:05:19,736 --> 00:05:21,821
‫تخت‌خواب مرتبـه.

64
00:05:25,408 --> 00:05:28,119
‫و می‌تونی از لباس‌های
‫توی کمد استفاده کنی.

65
00:05:46,054 --> 00:05:48,056
‫نمی‌دونستم این خونه هم یه بانو داره.

66
00:05:48,139 --> 00:05:50,350
‫درست نیست لباس‌شون رو بپوشم.

67
00:05:50,433 --> 00:05:53,728
‫این‌ها مال خواهرهامـه.
‫دیگه بزرگ شدن و براشون مهم نیست.

68
00:05:54,270 --> 00:05:55,146
‫آها.

69
00:05:55,229 --> 00:05:56,189
‫ممنون.

70
00:05:57,815 --> 00:05:58,900
‫من می‌رم بخوابم.

71
00:05:59,567 --> 00:06:01,611
‫اجازه بدید براتون کیسه‌ی آب...

72
00:06:01,694 --> 00:06:04,489
‫ممنون، ولی آسیب جدی‌ای نیست.
‫شب به‌خیر.

73
00:06:57,083 --> 00:06:58,960
‫جناب بریجرتون؟

74
00:06:59,043 --> 00:07:00,378
‫جناب؟

75
00:07:03,005 --> 00:07:03,923
‫چیزی شده؟

76
00:07:05,577 --> 00:07:06,626
‫جناب؟

77
00:07:10,054 --> 00:07:12,098
‫دارید توی تب می‌سوزید.

78
00:07:15,017 --> 00:07:17,895
‫این کجاش شبیه کبودیـه؟
‫چرا چیزی نگفتید؟

79
00:07:33,892 --> 00:07:35,329
‫این یه‌کم می‌سوزونه.

80
00:07:37,073 --> 00:07:38,082
‫معذرت می‌خوام.

81
00:07:58,184 --> 00:07:59,217
‫ازت ممنونـم.

82
00:08:17,997 --> 00:08:19,248
‫من رو ببوس.

83
00:08:21,959 --> 00:08:23,085
‫بله؟

84
00:08:25,880 --> 00:08:27,340
‫چی فرمودید؟

85
00:08:34,055 --> 00:08:35,473
‫من رو تنها نذار.

86
00:08:37,308 --> 00:08:38,976
‫دوباره تنهام نذار.

87
00:08:41,103 --> 00:08:42,355
‫بانوی من...

88
00:09:02,708 --> 00:09:03,626
‫من رو ببوس.

89
00:09:20,044 --> 00:09:26,548
‫{\an8}[ بـریـجـرتـون ]

90
00:09:22,015 --> 00:09:26,548
‫(قسمت سوم: «کلبه‌ی ما»)

91
00:09:27,024 --> 00:09:29,360
‫خواننده‌ی عزیز و محترم...

92
00:09:29,443 --> 00:09:33,489
‫درست مثل پروانه‌ای
‫که در لندن بال می‌زند

93
00:09:33,573 --> 00:09:36,909
‫و طوفانی در آن‌سوی
‫سرزمین به راه می‌اندازد...

94
00:09:36,401 --> 00:09:36,915
‫{\an8}(اشاره به نظریه‌ی «اثر پروانه‌ای»؛ کوچک‌ترین عمل
‫یا حرفی ممکنـه تأثیر بزرگی در جهان داشته باشه.)

95
00:09:36,993 --> 00:09:40,663
‫ظاهراً چند ماه پیش، ندیمه‌ای
‫از خاندان پن‌وود اخراج شده

96
00:09:40,746 --> 00:09:43,249
‫و این اتفاق به‌ظاهر بی‌اهمیت

97
00:09:43,332 --> 00:09:48,963
‫چنان آشوبی به راه انداخته است
‫که نویسنده نیز تصورش را نمی‌کرد.

98
00:09:49,880 --> 00:09:53,634
‫گویا این ندیمه به‌قدری زبردست بوده

99
00:09:53,718 --> 00:09:59,098
‫که بانو پن‌وود مجاب به استخدام
‫چهار ندیمه‌ی جانشین شده است.

100
00:10:00,891 --> 00:10:04,103
‫و همه می‌دانند
‫جهت یافتن بهترین ندیمه‌ها...

101
00:10:06,897 --> 00:10:11,777
‫هیچ کجا بهتر از دَر و همسایه نیست.

102
00:10:13,123 --> 00:10:18,212
‫ظاهراً بانو پن‌وود،
‫ندیمه‌ی بانو کِزیک را

103
00:10:18,409 --> 00:10:20,786
‫با وعده‌ی حقوق
‫و مزایای بیشتر وسوسه کرده...

104
00:10:23,247 --> 00:10:29,003
‫به یکی از ندیمه‌های رخت‌شوی
‫بانو هَمیلتون وعده‌ی لباس‌های زیبا داده...

105
00:10:30,630 --> 00:10:36,802
‫و سه ندیمه نیز از خانه‌ی
‫مارکیز لِستر شکار کرده است.

106
00:10:38,471 --> 00:10:43,017
‫کمبود خدمتکار همواره برای
‫اشرافی‌ها معضل بزرگی بوده...

107
00:10:43,100 --> 00:10:47,563
‫و حالا اوضاع می‌فیر
‫حتی بَدتر از گذشته شده است.

108
00:10:47,647 --> 00:10:51,192
‫شنیده‌ام بانو کِزیک
‫برای تزئین موی خود...

109
00:10:51,275 --> 00:10:55,363
‫به‌ناچار از ندیمه‌ی
‫ظرف‌شورش کمک گرفته

110
00:10:55,446 --> 00:10:59,200
‫و نتایج ناخوشایندی
‫به دنبال داشته است.

111
00:11:00,034 --> 00:11:05,164
‫این‌روزها، درخواست استخدام
‫ندیمه‌ها به طبقات بالاتر نیز رسیده

112
00:11:05,748 --> 00:11:11,629
‫و در میان این آشوب، خاندان‌های
‫اشرافی نیز به رقابت با هم پرداخته‌اند.

113
00:11:12,421 --> 00:11:17,009
‫بدین گونه، «نبرد ندیمه‌ها» آغاز شده است.

114
00:11:18,844 --> 00:11:23,808
‫چه‌کسی فکرش را می‌کرد
‫که یک ندیمه‌ی معمولی و ناشناخته

115
00:11:24,934 --> 00:11:28,437
‫چنین اثری از خود به جای بگذارد؟

116
00:11:31,482 --> 00:11:34,819
‫شاید این بانو برای صرف چای اومده...

117
00:11:35,653 --> 00:11:37,947
‫و به‌خاطر چای خوابش گرفته.

118
00:11:38,030 --> 00:11:41,498
‫خب چرا توی اتاق خودش نخوابیده؟

119
00:11:46,080 --> 00:11:47,456
‫اِوا... صبح به‌خیر.

120
00:11:47,540 --> 00:11:49,291
‫به من توجه نکنید.

121
00:11:49,375 --> 00:11:50,584
‫آخ...

122
00:11:50,668 --> 00:11:53,170
‫صبح به‌خیر، خانم کراب‌تری.

123
00:11:56,523 --> 00:11:58,126
‫ایشون سوفی‌ـه.

124
00:11:58,634 --> 00:12:03,431
‫یه بانوی بدون همراه
‫و یه زخم ناشناخته.

125
00:12:03,456 --> 00:12:05,307
‫به زخم رسیدگی کردم.
‫خیال‌تون راحت.

126
00:12:10,438 --> 00:12:12,690
‫آقای کراب‌تری و سوفی،
‫لطفاً ما رو تنها بذارین.

127
00:12:20,114 --> 00:12:24,243
‫اگه مادرتون بفهمه
‫توی اوقات فراغت چی‌کار...

128
00:12:24,326 --> 00:12:28,956
‫رفته بودیم ملاقات دخترمون،
‫ولی توی بارون گیر افتادیم.

129
00:12:29,039 --> 00:12:33,794
‫اگه می‌دونستیم جناب بریجرتون
‫تشریف می‌آرن، اصلاً نمی‌رفتیم.

130
00:12:33,878 --> 00:12:36,979
‫توی خونه‌ی قبلی داشت بهش
‫تعرض می‌شد و من آوردمش بیرون...

131
00:12:37,283 --> 00:12:38,409
‫ای وای!

132
00:12:39,467 --> 00:12:41,135
‫دخترک بیچاره.

133
00:12:41,160 --> 00:12:44,497
‫تازه دیشب بهم کمک کرد و الان باید
‫مثل مهمون من باهاش رفتار بشه.

134
00:12:44,638 --> 00:12:47,224
‫بله... قطعاً.

135
00:12:54,815 --> 00:12:56,984
‫خانم ویلسون، کارِت دارم.

136
00:12:58,611 --> 00:13:00,529
‫شما از کارِت راضی‌ای دیگه؟

137
00:13:00,613 --> 00:13:03,365
‫- اختبار دارید، بانو.
‫- آخه این ماجرای نبرد ندیمه‌ها...

138
00:13:03,449 --> 00:13:05,659
‫نگران هیچی نباشید، بانو.

139
00:13:05,743 --> 00:13:07,119
‫من متعلق به این خونه‌ام.

140
00:13:07,203 --> 00:13:10,539
‫و اگه کسی دیگه هم
‫به خودش شک کنه، با من طرفـه.

141
00:13:11,123 --> 00:13:12,208
‫ازت ممنونـم.

142
00:13:15,044 --> 00:13:18,839
‫فرانچسکا، فردا با همسرت می‌آی

143
00:13:18,923 --> 00:13:20,382
‫که بریم جشن توی باغ؟

144
00:13:20,466 --> 00:13:23,344
‫می‌خواستیم بیایم، ولی
‫با پنلوپی و کالین برنامه داریم.

145
00:13:23,427 --> 00:13:24,261
‫واقعاً؟

146
00:13:24,345 --> 00:13:26,889
‫امیدوارم ناراحت نشی دعوتت نکردیم.
‫آخه ما...

147
00:13:26,972 --> 00:13:29,683
‫- همه‌تون متأهلـین آره؟
‫- می‌خواستی همین رو بگی؟

148
00:13:29,767 --> 00:13:32,728
‫اگه حرف، حرف مامان باشه،
‫من هم تا فردا مزدوج می‌شم.

149
00:13:32,812 --> 00:13:36,357
‫اتفاقاً بهشون گفتم تو نمی‌رسی.

150
00:13:36,440 --> 00:13:38,150
‫بندیکت قبل‌از رفتنش، باهام حرف زد

151
00:13:38,234 --> 00:13:40,986
‫و گفت موقتاً موضوع
‫خواستگارها رو پیش نکِشم.

152
00:13:42,112 --> 00:13:44,365
‫مادر... خیلی ممنون.

153
00:13:45,366 --> 00:13:48,244
‫واقعاً که باشعور هستی.

154
00:13:48,327 --> 00:13:49,411
‫لطف داری، عزیزم.

155
00:13:49,495 --> 00:13:53,374
‫و حالا که دوست نداری وارد جامعه بشی...

156
00:13:53,447 --> 00:13:56,992
‫بهترین فرصتـه که توی
‫جلسات آموزشی هایاسِنت شرکت کنی.

157
00:14:00,130 --> 00:14:01,019
‫می‌شه نرم؟

158
00:14:01,048 --> 00:14:02,800
‫عالی می‌شه، مامان.

159
00:14:02,883 --> 00:14:06,095
‫مگه این‌که هم‌صحبتی
‫با خواستگارها رو ترجیح بدی.

160
00:14:11,642 --> 00:14:14,520
‫بسیار خوب. اتفاقاً
‫چندتا کتاب رو کامل مطالعه نکردم.

161
00:14:14,603 --> 00:14:17,565
‫شاید این جلسات
‫به درد تو هم بخوره، اِلوییز.

162
00:14:17,648 --> 00:14:20,096
‫مثلاً یاد می‌گیری
‫چطوری مثل خانم‌ها بشینی.

163
00:14:24,572 --> 00:14:28,367
‫و بعدش گفت
‫«عزیزم، اون گردگیر نیست».

164
00:14:28,450 --> 00:14:30,244
‫اون بیرون قیامت شده.

165
00:14:30,744 --> 00:14:34,957
‫همین دیروز دیدم بانو اَبِرکورن
‫پاش به لباسش گیر کرد و افتاد

166
00:14:35,040 --> 00:14:37,626
‫چون خدمتکارش قبل‌از
‫لبه‌دوزیِ لباسش، استعفا داده بود.

167
00:14:37,710 --> 00:14:41,338
‫وسط راتن رو پخشِ زمین شد.

168
00:14:41,422 --> 00:14:43,674
‫وضعیت خنده‌داری شده...

169
00:14:43,757 --> 00:14:46,969
‫البته بدبختیِ دیگران خنده نداره.

170
00:14:47,052 --> 00:14:49,221
‫بله، کاملاً درستـه.

171
00:14:49,305 --> 00:14:51,529
‫وارلی جان، لطفاً باز هم چای بیار.

172
00:14:52,474 --> 00:14:53,517
‫باز هم بیارم؟

173
00:14:53,601 --> 00:14:56,395
‫ایشالا چنین اتفاقی
‫برای خونه‌ی ما نیُفته.

174
00:14:56,478 --> 00:14:59,773
‫اصلاً برای همینـه که خدمتکارهای
‫ما مثل اعضای خونواده می‌مونن.

175
00:14:59,857 --> 00:15:01,275
‫مگه نه، وارلی؟

176
00:15:04,194 --> 00:15:07,406
‫اتفاقاً می‌خواستم موضوعی رو
‫خدمت‌تون عرض کنم، بانو.

177
00:15:07,990 --> 00:15:10,242
‫البته... خصوصیـه.

178
00:15:11,410 --> 00:15:12,786
‫اینجا همه‌مون خانمـیم.

179
00:15:15,623 --> 00:15:16,624
‫عع...

180
00:15:23,005 --> 00:15:25,966
‫بهم پیشنهاد شده
‫برای خاندان دیگه‌ای کار کنم.

181
00:15:33,098 --> 00:15:37,186
‫اون لحظه‌ای که پیشنهادشون رو رد کردی،
‫قیافه‌شون دیدنی بوده.

182
00:15:41,982 --> 00:15:43,859
‫رد کردی دیگه، درستـه؟

183
00:15:43,943 --> 00:15:45,694
‫بله، البته.

184
00:15:45,778 --> 00:15:47,112
‫ولی پیشنهادشون...

185
00:15:47,696 --> 00:15:51,575
‫حقیقتش، حقوق خدمتکارها
‫توی ۲۰ سال اخیر افزایش زیادی داشته.

186
00:15:52,159 --> 00:15:53,327
‫و من...

187
00:15:53,410 --> 00:15:55,371
‫گفتم اگه لطف کنید...

188
00:15:56,372 --> 00:15:57,289
‫خب...

189
00:15:58,499 --> 00:15:59,917
‫حقوقم رو افزایش بدید.

190
00:16:00,000 --> 00:16:04,630
‫وارلی، زشتـه بین اعضای
‫خونواده به‌خاطر پول بحث بشه.

191
00:16:04,713 --> 00:16:09,051
‫درستـه، ولی خود شما
‫خوب می‌دونید که من همیشه

192
00:16:09,134 --> 00:16:10,886
‫فراتر از وظایفم زحمت می‌کِشم.

193
00:16:10,970 --> 00:16:13,472
‫وارلی، یه‌جوری این حرف‌ها رو می‌زنی

194
00:16:13,555 --> 00:16:16,266
‫که انگار نمی‌شناسمت.

195
00:16:16,350 --> 00:16:17,797
‫من قدر تو رو می‌دونم.

196
00:16:18,394 --> 00:16:20,062
‫اصلاً برای این‌که راضی باشی...

197
00:16:20,145 --> 00:16:22,231
‫پیشنهادت رو در نظر می‌گیرم.

198
00:16:22,590 --> 00:16:25,176
‫- خوبـه؟
‫- بله، عالیـه.

199
00:16:25,526 --> 00:16:27,038
‫خیلی ممنون، بانوی من.

200
00:16:28,779 --> 00:16:29,822
‫چای می‌خواستید؟

201
00:16:29,905 --> 00:16:30,948
‫بله، لطفاً.

202
00:16:48,966 --> 00:16:51,218
‫چه گردن‌بند قشنگی.

203
00:16:52,720 --> 00:16:54,513
‫ماجرایی داره؟

204
00:16:55,681 --> 00:16:56,640
‫عع...

205
00:16:56,724 --> 00:16:59,309
‫نه، معمولاً از این
‫گردن‌بندهای ارزون نمی‌ندازم.

206
00:16:59,393 --> 00:17:01,812
‫- پشت لباسم قایم می‌کنم.
‫- آها.

207
00:17:03,981 --> 00:17:06,025
‫بریم صبحونه بخوریم، دخترم.

208
00:17:23,042 --> 00:17:24,084
‫روز به‌خیر.

209
00:17:27,190 --> 00:17:28,295
‫ممنون.

210
00:17:29,089 --> 00:17:32,259
‫صبحونه عالی چیده شده.

211
00:17:32,843 --> 00:17:34,595
‫نوش جان.

212
00:17:52,821 --> 00:17:56,283
‫تا با مهمون‌تون صبحونه می‌خورید،
‫ما می‌مونیم.

213
00:17:57,534 --> 00:17:59,661
‫چقدر شما مهربونـین، خانم کراب‌تری.

214
00:17:59,745 --> 00:18:01,038
‫پس بشینین.

215
00:18:05,000 --> 00:18:07,544
‫خانواده‌ی کراب‌تری
‫۲۰ سالـه که با منـن.

216
00:18:07,628 --> 00:18:09,421
‫۲۳ سال.

217
00:18:09,505 --> 00:18:13,425
‫جناب بریجرتون که کوچیک بودن،
‫من خدمتکار عمارت اصلی بودم.

218
00:18:23,102 --> 00:18:24,036
‫چیزی شده؟

219
00:18:24,061 --> 00:18:26,605
‫تا حالا همچین اشتهایی از کسی ندیدم.

220
00:18:31,235 --> 00:18:32,694
‫- خیلی خوش‌مزه‌ست.
‫- بله.

221
00:18:32,778 --> 00:18:35,405
‫دلم لک زده بود برای
‫صبحونه‌های خانم کراب‌تری.

222
00:18:35,489 --> 00:18:37,032
‫پس چرا به ما سر نمی‌زنین؟

223
00:18:37,699 --> 00:18:39,701
‫ایشون عاشق اینجائـن.

224
00:18:39,785 --> 00:18:42,788
‫حقیقتش چند وقتـه که...

225
00:18:44,790 --> 00:18:47,543
‫درگیر یه‌سری چیزها توی لندن هستم.

226
00:18:48,669 --> 00:18:50,546
‫امورات... مختلف.

227
00:18:55,217 --> 00:18:58,679
‫راستی بی‌زحمت درشکه رو آماده کنین
‫که ما کم‌کم بریم...

228
00:18:58,762 --> 00:19:00,055
‫حرفش هم نزنید.

229
00:19:00,139 --> 00:19:03,934
‫شما آسیب دیدید و شرایط سفر ندارید.

230
00:19:04,017 --> 00:19:06,979
‫تا روزی که خوب بشید،
‫اینجا نگهتون می‌دارم.

231
00:19:07,062 --> 00:19:10,482
‫گیر ندین، خانم کراب‌تری.
‫دیگه خوب شدم

232
00:19:10,507 --> 00:19:11,542
‫و غذام هم می‌خورم.

233
00:19:11,567 --> 00:19:15,237
‫اگه زخم‌تون درمان نشه،
‫دوباره عفونت می‌کنه.

234
00:19:15,320 --> 00:19:16,613
‫باید استراحت کنین.

235
00:19:17,447 --> 00:19:20,617
‫به نفع‌تونـه بهش گوش بدین.
‫از روی تجربه می‌گم.

236
00:19:22,703 --> 00:19:24,163
‫من هم به خانم کراب‌تری کمک می‌کنم.

237
00:19:24,246 --> 00:19:26,540
‫نه‌خیر، از این خبرها نیست.

238
00:19:26,623 --> 00:19:29,126
‫گفتم که شما تو مهمون منـی.

239
00:19:32,063 --> 00:19:33,225
‫مهمون من.

240
00:19:35,048 --> 00:19:38,051
‫- پس می‌گید چی‌کار کنم؟
‫- تا حالا تفریح نکردی؟

241
00:19:39,928 --> 00:19:41,342
‫خیلی هم کردم.

242
00:19:42,431 --> 00:19:44,417
‫من استاد تفریح‌کردنـم.

243
00:19:45,064 --> 00:19:46,185
‫عالیـه.

244
00:20:26,249 --> 00:20:27,258
‫ای وای!

245
00:20:27,601 --> 00:20:28,560
‫چه بَد شد.

246
00:20:29,228 --> 00:20:30,103
‫آخ.

247
00:21:26,493 --> 00:21:29,162
‫چرا بانو ویسل‌دان
‫داره از خدمتکارها می‌نویسه؟

248
00:21:29,246 --> 00:21:31,456
‫خدمتکارها برام مهم نیستن.

249
00:21:31,540 --> 00:21:33,500
‫فکر کنم ما حتی خدمتکار نداریم.

250
00:21:33,583 --> 00:21:34,584
‫بریمزلی؟

251
00:21:34,668 --> 00:21:38,547
‫ما ۱۴۲ آقا و خانم
‫خدمتکار داریم، علیاحضرت.

252
00:21:41,508 --> 00:21:45,470
‫به‌هرحال... بانو ویسل‌دان
‫نباید درباره‌ی خدمتکارها بنویسه.

253
00:21:45,917 --> 00:21:47,281
‫می‌خوام غیبت‌های خوب بشنوم.

254
00:21:47,306 --> 00:21:49,308
‫خدمتکارها منبع غیبت هستن.

255
00:21:49,808 --> 00:21:51,351
‫این‌روزها نقل مجلس شدن.

256
00:21:51,435 --> 00:21:55,856
‫این ماجرای «نبرد ندیمه‌ها» همه‌ی
‫خاندان‌های اشرافی رو به جون هم انداخته.

257
00:21:56,285 --> 00:21:57,309
‫خونه‌ی تو هم؟

258
00:21:57,334 --> 00:21:58,376
‫نه.

259
00:21:58,859 --> 00:22:01,778
‫من حقوق خدمتکارهام رو می‌دم
‫و براشون احترام قائلـم.

260
00:22:01,862 --> 00:22:03,363
‫عجب.
‫بریمزلی.

261
00:22:04,114 --> 00:22:07,617
‫خاندان سلطنتی...
‫سلطنتی هست، علیاحضرت.

262
00:22:07,701 --> 00:22:09,578
‫اینجا کسی آرزوی رفتن نداره.

263
00:22:09,822 --> 00:22:10,934
‫بله، مسلمـه.

264
00:22:11,163 --> 00:22:13,290
‫کی دلش می‌خواد از اینجا بره؟

265
00:22:13,373 --> 00:22:15,625
‫- واقعاً کی؟
‫- امروز چی‌کار کنیم؟

266
00:22:15,709 --> 00:22:17,210
‫شطرنج بازی کنیم؟

267
00:22:17,294 --> 00:22:19,629
‫یه طناب‌باز هم خبر کردم بیاد.

268
00:22:19,713 --> 00:22:24,259
‫- یه فلوت‌زن هم داریم.
‫- هرکدوم شما صلاح می‌دونید، علیاحضرت.

269
00:22:25,677 --> 00:22:26,678
‫پس می‌گیم طناب‌باز بیاد.

270
00:22:26,762 --> 00:22:27,804
‫بله.

271
00:22:43,236 --> 00:22:44,529
‫چه خوب بود.

272
00:22:58,210 --> 00:22:59,211
‫جان؟

273
00:23:01,004 --> 00:23:02,005
‫بله؟

274
00:23:04,758 --> 00:23:07,719
‫به نظرت عجیبـه
‫که ما هنوز بچه نداریم؟

275
00:23:11,056 --> 00:23:12,974
‫هنوز یه سال از ازدواج‌مون نگذشته.

276
00:23:13,850 --> 00:23:16,937
‫و تازه توی چند ماه اخیر
‫به‌طور جدی شروع کردیم.

277
00:23:18,647 --> 00:23:21,066
‫به نظرت کاری هست
‫که من انجام بدم؟

278
00:23:22,433 --> 00:23:23,485
‫خب ببین...

279
00:23:25,445 --> 00:23:30,409
‫شنیدم اگه زن موقع عملیات به اوج برسه،
‫احتمال بارداری‌ش بیشتر می‌شه.

280
00:23:35,038 --> 00:23:37,249
‫به اوج می‌رسی دیگه، نه؟

281
00:23:38,375 --> 00:23:39,292
‫معلومـه.

282
00:23:39,793 --> 00:23:40,710
‫آره.

283
00:23:41,378 --> 00:23:42,421
‫خوبـه.

284
00:24:11,533 --> 00:24:12,534
‫عع...

285
00:24:13,952 --> 00:24:15,078
‫ببخشید.

286
00:24:15,162 --> 00:24:18,123
‫هر کتابی دوست داری، بردار.

287
00:24:21,084 --> 00:24:23,503
‫البته اگه سواد خوندن داری.
‫آخ، ببخشید.

288
00:24:24,087 --> 00:24:25,380
‫بلدم بخونم.

289
00:24:25,464 --> 00:24:28,008
‫آخ... پس ببخشید.

290
00:24:28,091 --> 00:24:28,967
‫مجدداً.

291
00:24:29,050 --> 00:24:31,636
‫آخه به‌ندرت پیش می‌آد
‫که خدمتکارها باسواد باشن.

292
00:24:32,137 --> 00:24:33,530
‫اولین خونواده‌ای که باهاشون بودم...

293
00:24:33,555 --> 00:24:36,183
‫من رو توی جلسات
‫تدریس بچه‌هاشون راه می‌دادن.

294
00:24:36,266 --> 00:24:38,018
‫الان باید درحال استراحت باشین.

295
00:24:38,393 --> 00:24:40,479
‫می‌دونی بودن توی تخت چه فایده‌ای داره؟

296
00:24:40,514 --> 00:24:42,038
‫- چه فایده‌ای؟
‫- هیچی.

297
00:24:42,689 --> 00:24:46,318
‫آخرش از عفونت نمی‌میرم،
‫ولی از بی‌حوصلگی جون می‌دم.

298
00:24:47,194 --> 00:24:48,778
‫چقدر دلم سوخت واقعاً.

299
00:24:49,821 --> 00:24:52,991
‫راستی به لندن نامه زدم

300
00:24:53,074 --> 00:24:55,744
‫که برای تو کار پیدا کنن.
‫و اون دوستت...

301
00:24:56,360 --> 00:24:57,412
‫هِیزل.

302
00:25:01,124 --> 00:25:02,375
‫- ممنونـم.
‫- کاری نکردم.

303
00:25:02,459 --> 00:25:04,628
‫و همچنین ممنون بابت کمک‌تون

304
00:25:04,711 --> 00:25:06,338
‫توی خونه‌ی کاوندر، جناب بریجرتون.

305
00:25:06,421 --> 00:25:07,672
‫ای بابا.

306
00:25:07,756 --> 00:25:09,257
‫نمی‌خواد این‌قدر مؤدب باشی.

307
00:25:10,133 --> 00:25:11,259
‫بهم بگو «بندیکت».

308
00:25:13,887 --> 00:25:16,014
‫پس اگه این‌طوریـه...

309
00:25:16,515 --> 00:25:19,267
‫یه‌کم درباره‌ی این کتابخونه بهم بگین.

310
00:25:20,310 --> 00:25:21,311
‫عع...

311
00:25:21,394 --> 00:25:23,730
‫این اینجا چی‌کار می‌کنه؟

312
00:25:26,608 --> 00:25:28,693
‫سال‌هاست این رو ندیدم.

313
00:25:28,777 --> 00:25:32,113
‫به برادرم گرگوری قول دادم
‫که براش درستش کنم...

314
00:25:32,197 --> 00:25:33,698
‫ولی فرصت نشد.

315
00:25:33,782 --> 00:25:37,035
‫- فکر کنم گرگوری‌کوچولو الان خوشش بیاد.
‫- می‌ره مدرسه‌ی ایتون.

316
00:25:37,118 --> 00:25:38,200
‫آها.

317
00:25:40,705 --> 00:25:41,873
‫و این نقاشی‌ها چیـه؟

318
00:25:41,957 --> 00:25:43,416
‫چیزه...

319
00:25:43,500 --> 00:25:44,635
‫خوب نیستن.

320
00:25:45,877 --> 00:25:47,420
‫یه زمانی علاقه داشتم...

321
00:25:48,213 --> 00:25:49,589
‫ولی دیگه گذشت.

322
00:25:51,341 --> 00:25:53,009
‫این رو ببینین.

323
00:25:53,093 --> 00:25:56,596
‫سبکش آزاده، ولی احساس
‫واقعی درش موج می‌زنه.

324
00:25:56,112 --> 00:25:56,617
‫{\an8}(مثل بندیکت؟)

325
00:25:59,463 --> 00:26:00,559
‫بله.

326
00:26:01,936 --> 00:26:03,936
‫یعنی هدفم از این نقاشی، همین بود.

327
00:26:05,313 --> 00:26:06,439
‫پس شما هنرمندیـن.

328
00:26:06,523 --> 00:26:07,649
‫چی... نه بابا...

329
00:26:07,732 --> 00:26:11,486
‫اکثر نقاشی‌هام ناتمومـه
‫و بعضی‌هاشون افتضاحـن.

330
00:26:11,570 --> 00:26:13,238
‫تفننی نقاشی می‌کنم.

331
00:26:13,321 --> 00:26:14,322
‫هنرمند کجا بود؟

332
00:26:14,406 --> 00:26:16,283
‫شکست‌نفسی نکنین.

333
00:26:16,812 --> 00:26:18,034
‫میکل آنژ رو در نظر بگیرین.

334
00:26:17,536 --> 00:26:18,041
‫{\an8}(میکل‌آنژ یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان تاریخ
‫در زمینه‌ی نقاشی، مجسمه‌سازی و معماری هست.)

335
00:26:18,118 --> 00:26:20,120
‫همه به‌خاطر آثار معروفش می‌شناسنش...

336
00:26:20,203 --> 00:26:23,373
‫ولی طراحی‌هایی داشت
‫که فکر می‌کرد بی‌ارزشـن.

337
00:26:23,456 --> 00:26:26,626
‫تاحدی که همه‌شون رو یه‌جا سوزوند.

338
00:26:26,710 --> 00:26:29,129
‫تا حالا خدمتکاری ندیدم
‫که این‌قدر از هنر بدونه.

339
00:26:29,713 --> 00:26:32,966
‫از این خونواده تعریف کن
‫که بهت درس هنر می‌دادن.

340
00:26:33,049 --> 00:26:35,176
‫چیز زیادی برای گفتن نیست.

341
00:26:35,260 --> 00:26:37,016
‫نمی‌تونی سرم شیره بمالی.

342
00:26:37,512 --> 00:26:40,807
‫می‌خوام تا اینجا هستیم،
‫رازهات رو بفهمم.

343
00:26:42,726 --> 00:26:44,436
‫من برمی‌گردم اتاقم.

344
00:26:47,272 --> 00:26:48,773
‫عع... سوفی؟

345
00:26:49,769 --> 00:26:52,420
‫کتاب قواعد زبان فرانسوی رو برداشتی.

346
00:26:55,704 --> 00:26:58,104
‫(صحبت به زبان فرانسوی)

347
00:27:07,989 --> 00:27:09,035
‫عجب.

348
00:27:10,462 --> 00:27:12,920
‫تلفظم خیلی هم خوبـه.

349
00:27:15,133 --> 00:27:16,926
‫خب بگو ایرادش چیـه؟

350
00:27:17,010 --> 00:27:20,013
‫باید فک‌تون رو ثابت نگه دارین
‫و لب‌هاتون رو تکون بدین.

351
00:27:20,038 --> 00:27:22,082
‫- آخه بعدش چطوری...
‫- این‌طوری.

352
00:27:26,044 --> 00:27:27,479
‫روی لب‌هاتون تمرکز کنین.

353
00:27:36,613 --> 00:27:38,003
‫(به لب‌های من دقت کنین)

354
00:27:46,665 --> 00:27:50,627
‫جناب بریجرتون،
‫زنم داره براتون شام می‌آره

355
00:27:51,211 --> 00:27:53,254
‫و اگه ببینه توی تخت نیستید...

356
00:27:53,338 --> 00:27:56,383
‫ممکنـه تا سال بعد اینجا نگهتون داره.

357
00:27:57,020 --> 00:27:58,248
‫باشه، ممنون.

358
00:28:03,807 --> 00:28:05,433
‫شب به‌خیر، جناب بریجرتون.

359
00:28:06,518 --> 00:28:08,853
‫بگو «بندیکت» دیگه.

360
00:28:13,324 --> 00:28:18,324
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

361
00:28:22,200 --> 00:28:23,868
‫امری داشتید، بانو؟

362
00:28:23,952 --> 00:28:25,203
‫بله.

363
00:28:30,792 --> 00:28:31,793
‫بیا دیگه.

364
00:28:32,502 --> 00:28:33,545
‫بازش کن.

365
00:28:35,505 --> 00:28:36,506
‫هدیه‌ست.

366
00:28:38,007 --> 00:28:38,842
‫برای منـه؟

367
00:28:38,925 --> 00:28:42,554
‫خیلی به پیشنهادت فکر کردم...

368
00:28:42,637 --> 00:28:44,472
‫ولی متأسفانه...

369
00:28:44,556 --> 00:28:48,601
‫می‌دونی که این خاندان سلسله‌مراتبی داره
‫و اگه حقوق تو رو زیاد کنیم...

370
00:28:48,685 --> 00:28:51,896
‫مجبوریـم حقوق
‫زیردست‌هات رو هم افزایش بدیم

371
00:28:51,980 --> 00:28:55,984
‫و خب الان توی
‫وضعیت مالی خوبی نیستیم.

372
00:28:56,985 --> 00:28:57,902
‫آها...

373
00:28:57,986 --> 00:28:59,195
‫درک می‌کنم، بانو.

374
00:28:59,279 --> 00:29:02,782
‫ولی می‌خواستم به پاس قدردانی

375
00:29:02,866 --> 00:29:07,620
‫بهت هدیه بدم
‫تا بدونی چقدر برام عزیزی.

376
00:29:32,937 --> 00:29:34,481
‫نمی‌دونم چی بگم.

377
00:29:34,564 --> 00:29:35,690
‫حدس می‌زدم.

378
00:29:35,774 --> 00:29:37,817
‫اون‌قدر دوستشون داری
‫که زبونت بند اومده.

379
00:29:37,901 --> 00:29:40,069
‫عیب نداره.

380
00:29:40,153 --> 00:29:42,155
‫در واقع من باید ازت تشکر کنم.

381
00:29:45,283 --> 00:29:48,912
‫- لباس‌های قدیمی‌تونـه، بانو...
‫- فقط دو فصل ازشون گذشته.

382
00:29:48,985 --> 00:29:52,113
‫این‌ها رو روز مرخصی‌ت بپوش
‫تا بین همکارهات پُز بدی

383
00:29:52,207 --> 00:29:54,042
‫و بعدش برو...

384
00:29:55,416 --> 00:29:57,112
‫به هر تفریحی که داری، برس.

385
00:29:57,395 --> 00:29:59,647
‫می‌دونم دوست داری
‫همین‌الان امتحانشون کنی...

386
00:29:59,672 --> 00:30:02,592
‫ولی قبلش لطف کن برام چای بیار.

387
00:30:03,676 --> 00:30:07,514
‫این‌ها رو از ته کمد درآوردم
‫و حسابی خسته شدم.

388
00:30:11,111 --> 00:30:12,197
‫چَشم، بانو.

389
00:30:48,513 --> 00:30:49,764
‫رسیدیم!

390
00:31:14,247 --> 00:31:16,040
‫فرانچسکا، جناب کیل‌مارتین.

391
00:31:16,541 --> 00:31:19,210
‫- بالاخره رسیدین.
‫- حسابی شرمنده‌ایـم.

392
00:31:19,294 --> 00:31:22,171
‫- توی خونه معطل شدیم.
‫- توی راه تصادف شده بود...

393
00:31:23,464 --> 00:31:25,550
‫ما بریم سفارش بستنی بدیم؟

394
00:31:25,633 --> 00:31:27,969
‫الان واقعاً یه چیز خنک لازم دارم.

395
00:31:28,052 --> 00:31:30,013
‫بفرمایید.

396
00:31:35,059 --> 00:31:37,145
‫رابطه‌ی ما دوتا خیلی واضحـه، نه؟

397
00:31:38,605 --> 00:31:40,607
‫البته خودت درک می‌کنی دیگه.

398
00:31:40,690 --> 00:31:42,901
‫تو و جان هم تازه ازدواج کردین.

399
00:31:43,568 --> 00:31:44,766
‫بله.

400
00:31:45,361 --> 00:31:47,739
‫و اون چیـه که...

401
00:31:47,822 --> 00:31:49,991
‫زوج‌های تازه‌وارد باید درک کنن؟

402
00:31:50,074 --> 00:31:53,543
‫همون چیزی که بهم قدرت می‌ده
‫تا تجارت ویسل‌دان رو نگه دارم.

403
00:31:54,078 --> 00:31:55,997
‫میل شدید به باهم‌بودن...

404
00:31:56,080 --> 00:31:58,458
‫احساس تماس دو بدن با همدیگه...

405
00:31:58,541 --> 00:32:00,335
‫متوجه شدم، پنلوپی.
‫ممنون.

406
00:32:00,418 --> 00:32:04,213
‫ببخشین.
‫گاهی یادم می‌ره که خواهرشوهرمـی.

407
00:32:07,675 --> 00:32:10,261
‫حالا بدون پرداختن به جزئیات...

408
00:32:11,679 --> 00:32:13,973
‫بگو ببینم تو هم چیز هستی...

409
00:32:14,933 --> 00:32:16,017
‫عع...

410
00:32:17,310 --> 00:32:18,311
‫به اوج می‌رسی؟

411
00:32:20,438 --> 00:32:21,981
‫بله، معلومـه.

412
00:32:23,316 --> 00:32:25,109
‫- مگه تو نمی‌رسی؟
‫- این هم از این.

413
00:32:25,193 --> 00:32:27,320
‫بستنی خامه‌ای، مثل همیشه.

414
00:32:27,820 --> 00:32:28,821
‫وانیلی.

415
00:32:42,961 --> 00:32:44,837
‫امروز خیلی ساکتـین.

416
00:32:45,922 --> 00:32:47,966
‫ببخش، عزیزم.

417
00:32:48,049 --> 00:32:50,718
‫توی ذهنم غوغاست.

418
00:32:51,260 --> 00:32:53,805
‫اگه دوست دارین، گوش من شنواست.

419
00:32:54,806 --> 00:32:55,807
‫عجب!

420
00:32:58,629 --> 00:33:00,327
‫علیاحضرت...

421
00:33:02,438 --> 00:33:04,482
‫همه‌ش می‌خواد کنارش بمونم.

422
00:33:05,692 --> 00:33:08,319
‫عصرها رو با هم می‌گذرونیم.

423
00:33:09,946 --> 00:33:11,364
‫و خوش می‌گذره.

424
00:33:12,573 --> 00:33:14,033
‫ایشون دوست منـه.

425
00:33:15,660 --> 00:33:18,204
‫ولی من دیگه یکی از همدم‌هاش نیستم.

426
00:33:18,287 --> 00:33:20,081
‫سال‌هاست که نیستم.

427
00:33:20,164 --> 00:33:23,001
‫همدم‌های زیادی داره.

428
00:33:23,084 --> 00:33:25,753
‫ولی شما هنوز همدم اصلی‌شون هستین.

429
00:33:26,796 --> 00:33:30,008
‫همه می‌دونن که ملکه
‫صمیمیتی با همدم‌هاش نداره.

430
00:33:30,091 --> 00:33:31,759
‫نمی‌دونم چرا اصلاً نگهشون می‌داره.

431
00:33:32,760 --> 00:33:36,222
‫همدم ملکه شدن افتخار بزرگیـه، آلیس.

432
00:33:36,723 --> 00:33:39,517
‫افتخاری که بقیه
‫فقط خوابش رو می‌بینن.

433
00:33:39,600 --> 00:33:40,852
‫- متوجهـم.
‫- بله.

434
00:33:41,728 --> 00:33:42,770
‫آخه...

435
00:33:43,604 --> 00:33:46,899
‫وقتی از حضورشون لذت نمی‌بره،
‫پس همدم‌ها به چه درد می‌خورن؟

436
00:33:47,525 --> 00:33:49,777
‫هیچ‌کدوم نمی‌تونن جای شما رو بگیرن.

437
00:33:50,361 --> 00:33:51,404
‫عجب.

438
00:34:02,373 --> 00:34:03,416
‫نه‌خیر.

439
00:34:03,499 --> 00:34:04,625
‫بذار سر جاش.

440
00:34:04,709 --> 00:34:06,252
‫دیگه آخرهاشـه.

441
00:34:06,961 --> 00:34:08,046
‫قابلمه رو بذار سر جاش.

442
00:34:08,129 --> 00:34:10,673
‫جناب بریجرتون گفته
‫شما مهمونش هستی.

443
00:34:10,757 --> 00:34:12,759
‫ختم کلام.

444
00:34:16,554 --> 00:34:18,598
‫اون صندلی استراحتـه.

445
00:34:18,681 --> 00:34:20,099
‫بشین روش.

446
00:34:24,145 --> 00:34:27,273
‫به تفریح عادت نداری، نه؟

447
00:34:28,066 --> 00:34:29,400
‫من هم همین‌طورم.

448
00:34:29,484 --> 00:34:30,651
‫بگیر بشین.

449
00:34:30,735 --> 00:34:34,155
‫- تا اولین روستا پیاده چقدر راهـه؟
‫- خیلی.

450
00:34:34,238 --> 00:34:36,324
‫مخصوصاً با جاده‌های گِلی بعداز بارون.

451
00:34:36,407 --> 00:34:38,242
‫می‌خوام ببینم ارابه‌ی پستی هست

452
00:34:38,326 --> 00:34:40,328
‫که من رو تا شهر ببره تا کار پیدا کنم.

453
00:34:40,411 --> 00:34:43,456
‫اگه جناب بریجرتون
‫گفته برات کار پیدا می‌کنه...

454
00:34:43,539 --> 00:34:44,624
‫مطمئن باش می‌کنه.

455
00:34:44,707 --> 00:34:46,417
‫هیشه سر حرفش می‌مونه.

456
00:34:47,376 --> 00:34:51,005
‫اگه از شیرین‌زبونی‌ش استفاده کنه،
‫شاید بتونه یه کاری برام پیدا کنه.

457
00:34:52,006 --> 00:34:53,674
‫آخه بعضی‌وقت‌ها...

458
00:34:55,800 --> 00:34:57,136
‫آدم رو قانع می‌کنه.

459
00:35:01,099 --> 00:35:04,894
‫احیاناً جناب بریجرتون
‫باهات رفتار ناشایستی داشته؟

460
00:35:06,604 --> 00:35:07,855
‫نه بابا.
‫نه.

461
00:35:09,607 --> 00:35:10,608
‫اتفاقاً برعکس.

462
00:35:12,944 --> 00:35:15,446
‫جناب بریجرتون خیلی مهربونـه...

463
00:35:16,030 --> 00:35:20,368
‫ولی جای شما باشم، مهربونی‌ش رو
‫با صمیمیت اشتباه نمی‌گیرم.

464
00:35:21,202 --> 00:35:24,872
‫خیلی مهمـه که
‫هر آدمی جایگاهش رو بدونه.

465
00:35:37,552 --> 00:35:38,803
‫بله، یکی برمی‌دارم.

466
00:35:50,398 --> 00:35:54,402
‫نزدیک بود جشن رو لغو کنیم،
‫آخه بانو همیلتون پیشکار من رو قاپید.

467
00:35:54,485 --> 00:35:57,363
‫من هم مجبور شدم
‫پیشکار همسایه‌مون رو بقاپم

468
00:35:57,446 --> 00:35:59,365
‫تا کارهای مراسم رو پیش ببره.

469
00:35:59,448 --> 00:36:01,325
‫من هم شنیدم اوضاع به هم ریخته.

470
00:36:01,409 --> 00:36:03,972
‫ولی باز هم شما گُل کاشتین.

471
00:36:06,831 --> 00:36:08,791
‫عاشق باغ‌تون شدم.

472
00:36:09,917 --> 00:36:13,004
‫عزیزم، معرفی می‌کنم: بانو راداستاک.

473
00:36:16,215 --> 00:36:18,467
‫شما کجا، اینجا کجا؟

474
00:36:19,051 --> 00:36:21,345
‫نمی‌دونستم شما هم تشریف می‌آرین.

475
00:36:21,409 --> 00:36:23,705
‫آخه دل‌تنگ لبخند شما بودم.

476
00:36:25,224 --> 00:36:27,310
‫و می‌خواستم بدونم چرا
‫دارین ازم دوری می‌کنین؟

477
00:36:27,348 --> 00:36:28,319
‫دوری می‌کنم؟

478
00:36:28,352 --> 00:36:31,355
‫از وقتی بهتون پیشنهاد رابطه دادم،
‫دیگه جوابی نشنیدم.

479
00:36:31,439 --> 00:36:32,899
‫آخه من...

480
00:36:32,982 --> 00:36:35,526
‫چیزه... بهش خیلی فکر کردم...

481
00:36:36,611 --> 00:36:38,571
‫باور کنین اجباری نیست.

482
00:36:38,654 --> 00:36:40,448
‫اگه آماده نیستین،
‫لازم نیست ازم دوری کنین.

483
00:36:40,531 --> 00:36:41,532
‫آماده‌ام!

484
00:36:41,616 --> 00:36:43,409
‫اتفاقاً... آماده‌ام...

485
00:36:43,492 --> 00:36:46,287
‫آماده... نیستم.

486
00:36:46,370 --> 00:36:47,580
‫آخه زمان زیادی گذشته.

487
00:36:47,663 --> 00:36:49,916
‫چقدر امروز گرمـه، نه؟

488
00:36:50,708 --> 00:36:52,084
‫نظرتون چیـه بحث رو عوض کنیم؟

489
00:36:52,168 --> 00:36:53,252
‫بله، لطفاً.

490
00:36:57,965 --> 00:37:00,551
‫چقدر این باغ زیباست، مگه نه؟

491
00:37:14,607 --> 00:37:16,192
‫(خودشـه)

492
00:37:16,275 --> 00:37:17,783
‫(به چه جرئتی اومده؟)

493
00:37:20,488 --> 00:37:23,741
‫خوش اومدید، بانو پن‌وود.

494
00:37:24,325 --> 00:37:26,911
‫تدارک این جشن رو
‫خیلی وقتـه چیده بودیم.

495
00:37:26,994 --> 00:37:30,957
‫می‌خواستیم به شما هم دعوت‌نامه بدیم،
‫ولی درشکه‌چیِ من رو دزدیدین.

496
00:37:31,040 --> 00:37:33,417
‫چقدر جالب که مستقیم اومد پیش من.

497
00:37:33,501 --> 00:37:35,253
‫خیلی باهوشـه، مگه نه؟

498
00:37:54,814 --> 00:37:56,012
‫جناب بریجرتون.

499
00:37:56,210 --> 00:37:57,295
‫بگو «بندیکت».

500
00:37:57,483 --> 00:37:58,401
‫جناب بریجرتون.

501
00:37:58,484 --> 00:38:01,654
‫راستی مجبور نیستی
‫هرروز همین لباس رو بپوشی‌ها.

502
00:38:02,780 --> 00:38:04,490
‫توی کمد پُر از لباسـه.

503
00:38:04,573 --> 00:38:07,201
‫نمی‌خوام بقیه‌ی لباس‌های
‫خواهرهاتون هم کثیف بشه.

504
00:38:07,285 --> 00:38:08,177
‫کمکی ازم برمی‌آد؟

505
00:38:08,202 --> 00:38:10,746
‫چند روزه که به سقف خیره شدم.

506
00:38:10,830 --> 00:38:14,041
‫تعداد رشته‌های تار عنکبوت روی
‫سقف رو حفظ شدم. حالا می‌خوام برم بیرون.

507
00:38:14,125 --> 00:38:16,210
‫به‌هیچ‌وجه.
‫خانم کراب‌تری اجازه نمی‌ده.

508
00:38:16,294 --> 00:38:17,128
‫باید درمان بشین.

509
00:38:17,211 --> 00:38:20,214
‫هرچقدر دوست داری، هشدار بده،
‫ولی باید رازنگه‌دار باشی.

510
00:38:20,646 --> 00:38:21,882
‫- نه‌خیرم.
‫- نه؟

511
00:38:21,966 --> 00:38:24,885
‫- پس مجبوری باهام بیای.
‫- جایز نیست باهاتون بیام.

512
00:38:24,969 --> 00:38:26,929
‫مگه هوای تازه برای بیمار خوب نیست؟

513
00:38:27,013 --> 00:38:29,640
‫دیگه اون‌قدر توان دارم
‫که روی پاهام وایستم.

514
00:38:29,724 --> 00:38:31,058
‫تازه یه فکری دارم.

515
00:38:31,909 --> 00:38:32,935
‫بیا بریم.

516
00:38:38,774 --> 00:38:40,484
‫مگه بادبادک برای بچه‌ها نیست؟

517
00:38:41,093 --> 00:38:42,153
‫شاید.

518
00:38:42,987 --> 00:38:46,032
‫به‌هرحال باید به پرواز دربیارمش
‫تا بفهمم درست شده یا نه.

519
00:38:48,701 --> 00:38:52,246
‫- خانم کراب‌تری الان کجاست؟
‫- این‌قدر نگران نباش.

520
00:38:54,081 --> 00:38:55,124
‫شروع می‌کنیم.

521
00:39:05,092 --> 00:39:06,719
‫فکر کنم از نزدیک بهتر هم باشه.

522
00:39:07,345 --> 00:39:10,181
‫وقتی می‌ره روی هوا،
‫زیبایی‌ش دیده نمی‌شه.

523
00:39:11,682 --> 00:39:12,683
‫من امتحان کنم؟

524
00:39:12,767 --> 00:39:15,144
‫نه، بیشتر از این
‫نمی‌خوام جلوت آبروم بره.

525
00:39:16,520 --> 00:39:19,190
‫الان درستش می‌کنم.
‫صبر کن.

526
00:39:20,483 --> 00:39:21,484
‫آها.

527
00:39:25,112 --> 00:39:26,072
‫آخ.

528
00:39:30,534 --> 00:39:31,624
‫تمام.

529
00:39:31,911 --> 00:39:35,373
‫به نظر... درست نمی‌آد.

530
00:39:35,456 --> 00:39:36,916
‫پس رازت اینـه؟

531
00:39:36,999 --> 00:39:39,251
‫متخصص بادبادک‌سازی هستی؟

532
00:39:39,794 --> 00:39:42,242
‫من با بادبادک از شکم مادرم دراومدم.

533
00:39:42,267 --> 00:39:44,228
‫با هفت‌تا خواهربرادر بادبادک هوا کردم.

534
00:39:44,950 --> 00:39:46,580
‫مطمئن باش پرواز می‌کنه.

535
00:39:47,718 --> 00:39:48,636
‫بعله.

536
00:40:05,744 --> 00:40:06,836
‫دیدی گفتم؟

537
00:40:07,738 --> 00:40:09,448
‫ببخشید که بهتون شک کردم.

538
00:40:09,474 --> 00:40:10,562
‫همم.

539
00:40:17,873 --> 00:40:19,917
‫یادم رفته بود چقدر لذت‌بخشـه.

540
00:40:21,770 --> 00:40:24,514
‫آخرین باری که بادبادک
‫هوا کردم، بچه بودم.

541
00:40:25,641 --> 00:40:28,759
‫چه خوب که دوباره
‫یاد خاطرات شیرین افتادم.

542
00:40:34,306 --> 00:40:35,474
‫پس بگیر دستت.

543
00:40:36,475 --> 00:40:38,227
‫نه، من به تماشا راضی‌ام.

544
00:40:38,310 --> 00:40:39,603
‫بگیر دیگه.

545
00:40:40,146 --> 00:40:41,522
‫برای تو درستش کردم.

546
00:40:43,315 --> 00:40:44,358
‫شاید هم...

547
00:40:45,860 --> 00:40:46,694
‫شاید چی؟

548
00:40:46,777 --> 00:40:49,238
‫می‌ترسی بهت خوش بگذره.

549
00:41:02,877 --> 00:41:04,462
‫برو دیگه.
‫باید بدویی.

550
00:41:05,546 --> 00:41:08,090
‫اگه تو ندویی، من با این زخم می‌دوم.

551
00:41:09,383 --> 00:41:10,509
‫زود باش!
‫برو!

552
00:41:13,671 --> 00:41:14,815
‫عع!

553
00:41:17,516 --> 00:41:19,101
‫حق با شماست.

554
00:41:19,185 --> 00:41:21,395
‫خیلی خوبـه.
‫ممنون، جناب بریجرتون.

555
00:41:21,479 --> 00:41:23,397
‫بگو «بندیکت»!
‫ادامه بده!

556
00:41:23,481 --> 00:41:26,817
‫- برو برو!
‫- نه نه...

557
00:41:28,527 --> 00:41:29,778
‫نه نه!

558
00:41:31,697 --> 00:41:33,741
‫تو هم داری می‌بینی؟

559
00:41:41,040 --> 00:41:42,666
‫اون‌طرف.

560
00:41:44,251 --> 00:41:48,005
‫فکر کنم بادبادک هوا کردن.

561
00:41:48,547 --> 00:41:50,132
‫بادبادک رو نمی‌گم.

562
00:41:51,300 --> 00:41:54,720
‫بین این دوتا چه خبره؟

563
00:41:54,803 --> 00:41:55,804
‫خدمتکاره رو می‌گی؟

564
00:41:55,888 --> 00:41:58,390
‫والا مثل خدمتکارها
‫باهاش رفتار نمی‌کنه.

565
00:41:58,474 --> 00:41:59,600
‫خب...

566
00:42:00,351 --> 00:42:01,602
‫شاید دوستش داره.

567
00:42:02,102 --> 00:42:04,313
‫نباید دوستش داشته باشه.

568
00:42:04,897 --> 00:42:07,733
‫نمی‌دونی اگه مردم بفهمن یه خدمتکار

569
00:42:07,816 --> 00:42:10,027
‫به دست یه مَرد
‫بی‌حرمت شده، چی می‌شه؟

570
00:42:10,110 --> 00:42:13,614
‫چی می‌گی، زن؟
‫کی حرف از بی‌حرمتی زد؟

571
00:42:13,697 --> 00:42:18,077
‫خب حتی اگه شایعه‌ش بپیچه،
‫زندگی دختره سیاه می‌شه.

572
00:42:19,578 --> 00:42:25,459
‫کدوم بانویی حاضره
‫همچین خدمتکاری رو استخدام کنه؟

573
00:42:27,962 --> 00:42:29,755
‫هم‌زمان با چینش میز توسط خدمتکارها...

574
00:42:29,838 --> 00:42:32,508
‫به‌عنوان میزبان وظیفه‌ی
‫شماست که نظارت کنین.

575
00:42:32,591 --> 00:42:35,928
‫میزی که درست چیده شده باشه،
‫به‌اندازه‌ی مهمون‌هاتون ارزشمنده

576
00:42:36,011 --> 00:42:37,680
‫و موفقیت شما رو تضمین می‌کنه.

577
00:42:37,763 --> 00:42:41,392
‫اگه سلیقه‌ی خوبی توی انتخاب قاشق
‫نداشته باشی، کسی باهات دوست نمی‌شه.

578
00:42:41,475 --> 00:42:43,394
‫کاملاً درستـه، دوشیزه بریجرتون.

579
00:42:44,103 --> 00:42:46,230
‫حالا می‌دونید اون چیـه که

580
00:42:46,313 --> 00:42:48,274
‫از چینش میز هم مهم‌تره؟

581
00:42:48,357 --> 00:42:49,316
‫ترتیب نشستن؟

582
00:42:49,400 --> 00:42:51,026
‫احسنت.

583
00:42:51,569 --> 00:42:56,574
‫با رعایت ترتیب نشستن،
‫ظرافت و دقت خودتون رو به رخ می‌کِشید.

584
00:42:56,657 --> 00:42:59,994
‫خیلی مهمـه که قبلش
‫با مقام هر مهمون آشنا باشید.

585
00:43:00,619 --> 00:43:02,329
‫میزبان مَرد سر میز می‌شینه

586
00:43:02,413 --> 00:43:05,040
‫و دو بانوی والامقام
‫دوطرفِ ایشون می‌شینن.

587
00:43:05,124 --> 00:43:09,211
‫همسرهای این دو بانو، دوطرفِ
‫بانوی میزبان، اون سر میز می‌شینن.

588
00:43:09,295 --> 00:43:11,171
‫بله. بقیه چطور؟

589
00:43:11,255 --> 00:43:13,882
‫زوج‌ها باید نزدیک به هم بشینن

590
00:43:13,966 --> 00:43:16,135
‫و همچنین مجردهایی
‫که به سن ازدواج رسیدن.

591
00:43:16,218 --> 00:43:18,887
‫این‌طوری با هم فرصت حرف‌زدن دارن.

592
00:43:18,971 --> 00:43:22,057
‫پیردخترها و سالمندها هم
‫اواسط میز می‌شینن.

593
00:43:22,933 --> 00:43:25,352
‫یعنی من باید کنار
‫عموبزرگ ایلای بشینم؟

594
00:43:25,407 --> 00:43:27,325
‫بقیه‌ی کارت‌ها رو می‌دی، اِلوییز؟

595
00:43:29,624 --> 00:43:30,608
‫عع.

596
00:43:31,358 --> 00:43:35,195
‫خوبـه حداقل پیردخترها
‫به‌رنگ نقره‌ای براق هستن.

597
00:43:35,910 --> 00:43:37,990
‫این خاکستریـه، دوشیزه بریجرتون.

598
00:43:41,410 --> 00:43:42,536
‫ممنون.

599
00:43:49,251 --> 00:43:51,962
‫اتفاقاً ما دیگه از اتاق
‫پذیرایی غربی استفاده نمی‌کنیم.

600
00:43:52,046 --> 00:43:55,132
‫اگه می‌خوای از اونجا
‫چندتا نقاشی برای خونه‌ت بردار.

601
00:43:55,215 --> 00:43:56,675
‫خانم ویلسون هم کمکت می‌کنه.

602
00:43:56,759 --> 00:43:58,385
‫مادر، رسیدن به اوج یعنی چی؟

603
00:44:00,179 --> 00:44:01,930
‫- عع...
‫- اوج...

604
00:44:02,014 --> 00:44:04,642
‫یعنی... منظورت...

605
00:44:04,715 --> 00:44:06,554
‫- توی تخت‌خواب.
‫- آها.

606
00:44:21,241 --> 00:44:22,201
‫خب...

607
00:44:24,244 --> 00:44:25,287
‫عع...

608
00:44:27,956 --> 00:44:30,167
‫سعی می‌کنم به بهترین شکل

609
00:44:31,377 --> 00:44:32,753
‫بهت توضیح بدم.

610
00:44:33,337 --> 00:44:36,715
‫از این لحاظ برای
‫خواهرت دافنی کم‌کاری کردم.

611
00:44:36,799 --> 00:44:38,926
‫فقط می‌خوام بدونم چیـه.

612
00:44:39,009 --> 00:44:42,221
‫خیلی وقتـه که من تجربه‌ش نکردم...

613
00:44:42,747 --> 00:44:43,841
‫ولی...

614
00:44:44,181 --> 00:44:45,933
‫خب... رسیدن به اوج...

615
00:44:47,017 --> 00:44:48,143
‫لذت‌بخشـه.

616
00:44:48,644 --> 00:44:50,771
‫در واقع فراتر از اونـه...

617
00:44:51,605 --> 00:44:54,400
‫یه‌جور صمیمیتِ...

618
00:44:57,069 --> 00:44:58,278
‫دل‌پذیزه...

619
00:44:59,029 --> 00:45:01,115
‫که با...

620
00:45:01,198 --> 00:45:03,200
‫اصلاً توصیفش غیرممکنـه.

621
00:45:03,283 --> 00:45:04,910
‫مثل یه زبون ارتباطی مشترکـه...

622
00:45:04,993 --> 00:45:08,831
‫که وقتی از اون طریق صحبت می‌کنین...

623
00:45:08,914 --> 00:45:12,751
‫یه احساسِ...

624
00:45:13,794 --> 00:45:14,795
‫عع...

625
00:45:17,089 --> 00:45:20,759
‫جادویی و خاص بهت دست می‌ده...

626
00:45:22,344 --> 00:45:23,721
‫از داخل بدنت.

627
00:47:01,235 --> 00:47:02,326
‫کی اونجاست؟

628
00:47:37,437 --> 00:47:41,400
‫تحمل من خیلی کمـه،
‫ولی کنجکاوی‌م قویـه.

629
00:47:41,900 --> 00:47:43,652
‫می‌تونم تا ابد اینجا وایستم.

630
00:47:47,197 --> 00:47:49,157
‫بهتره بیای بیرون.

631
00:48:04,047 --> 00:48:05,716
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

632
00:48:06,258 --> 00:48:07,718
‫پیاده‌روی می‌کنم.

633
00:48:07,801 --> 00:48:09,678
‫چه جالب که مقصد پیاده‌روی‌ت

634
00:48:09,761 --> 00:48:12,472
‫دقیقاً جاییـه که من دارم شنا می‌کنم.

635
00:48:14,428 --> 00:48:15,601
‫اون رو می‌دی لطفاً؟

636
00:48:25,694 --> 00:48:28,655
‫بالاخره لباس جدید پوشیدی.

637
00:48:30,514 --> 00:48:31,766
‫بهت می‌آد.

638
00:48:28,166 --> 00:48:28,670
‫{\an8}(لباس نقره‌ای؟)

639
00:48:31,982 --> 00:48:33,194
‫لطف داری...

640
00:48:33,557 --> 00:48:34,595
‫جناب.

641
00:48:34,620 --> 00:48:37,372
‫اگه واقعاً تعقیبم کردی، عیب نداره‌ها.

642
00:48:37,456 --> 00:48:38,415
‫من...

643
00:48:39,166 --> 00:48:40,626
‫معلومـه که تعقیب‌تون نکردم.

644
00:48:40,709 --> 00:48:44,379
‫می‌خواستم پیاده‌روی کنم و آقای
‫کراب‌تری بهم آدرس یه دریاچه رو داد.

645
00:48:44,463 --> 00:48:46,381
‫من هم که شنونده‌ی خوبی‌ام

646
00:48:46,465 --> 00:48:48,592
‫و آدرس رو دنبال کردم

647
00:48:49,870 --> 00:48:50,859
‫و پیداش کردم.

648
00:48:50,886 --> 00:48:53,764
‫هرچی بیشتر توضیح بدی، رسواتر می‌شی.

649
00:48:53,847 --> 00:48:56,224
‫نباید توی دریاچه باشین.
‫دمای آب پایینـه.

650
00:48:56,308 --> 00:48:57,309
‫خیلی هم مطلوبـه.

651
00:48:57,392 --> 00:48:59,561
‫و با اون زخم‌تون نباید شنا کنین.

652
00:48:59,645 --> 00:49:02,439
‫اگه نگران «نباید»ها هستی،
‫تو هم نباید جاسوسیِ من رو بکنی.

653
00:49:02,522 --> 00:49:04,650
‫- جاسوسی نمی‌کردم.
‫- می‌کردی.

654
00:49:04,733 --> 00:49:06,360
‫- نمی‌کردم.
‫- خیلی هم می‌کردی.

655
00:49:06,385 --> 00:49:08,929
‫- پس متوجه من نشدی؟
‫- مگه می‌شه متوجه شما نشم؟

656
00:49:49,729 --> 00:49:51,094
‫معذرت می‌خوام.

657
00:49:51,530 --> 00:49:54,992
‫- نباید...
‫- نه، من عذر می‌خوام که...

658
00:49:56,861 --> 00:49:58,031
‫تو برو.

659
00:49:59,121 --> 00:50:00,240
‫بفرمایید.

660
00:50:01,123 --> 00:50:02,082
‫ممنون.

661
00:50:02,958 --> 00:50:04,918
‫من به پیاده‌روی ادامه می‌دم

662
00:50:05,502 --> 00:50:07,713
‫و بعدش...

663
00:50:09,381 --> 00:50:11,258
‫صحبت می‌کنیم.

664
00:50:16,194 --> 00:50:17,305
‫بسیار خوب.

665
00:50:26,982 --> 00:50:28,442
‫روز به‌خیر، خانم کراب‌تری.

666
00:50:30,902 --> 00:50:32,112
‫روز تو هم به‌خیر، سوفی.

667
00:50:39,468 --> 00:50:40,932
‫درود، خانم کراب‌تری.

668
00:50:41,496 --> 00:50:43,623
‫امروز چه روز خوبیـه، مگه نه؟

669
00:50:45,959 --> 00:50:47,377
‫بعله.

670
00:50:58,889 --> 00:51:00,390
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

671
00:51:03,727 --> 00:51:06,938
‫خدا رو شکر که روبه بهبودی هستید.

672
00:51:07,731 --> 00:51:12,944
‫هرچند گفتم
‫اکیداً توی اون دریاچه نرید.

673
00:51:18,920 --> 00:51:20,700
‫توی خودتون نریزین، خانم کراب‌تری.

674
00:51:23,413 --> 00:51:25,040
‫خیلی سعی کردم دخالت نکنم.

675
00:51:25,123 --> 00:51:27,793
‫نه، حرف‌تون رو بگین.
‫شما هم جای مادرم هستین

676
00:51:27,876 --> 00:51:30,879
‫و طبیعتاً دوست دارین نظرتون رو بدین.

677
00:51:34,549 --> 00:51:39,805
‫شما یه خدمتکار رو آوردین
‫به این خونه، ولی باهاش رفتار متفاوتی دارین.

678
00:51:43,558 --> 00:51:47,395
‫به سوفی سخت گذشته
‫و حقشـه که باهاش مثل یه مهمون رفتار بشه.

679
00:51:47,896 --> 00:51:50,649
‫یعنی براتون فقط یه مهمونـه؟

680
00:51:51,691 --> 00:51:53,860
‫شاید دوستم هم باشه.

681
00:51:53,944 --> 00:51:55,904
‫شاید از نگاه شما یه دوست باشه...

682
00:51:55,987 --> 00:51:59,910
‫ولی می‌دونید که به‌خاطر جایگاهش
‫نمی‌تونه به شما «نه» بگه.

683
00:52:00,742 --> 00:52:04,496
‫بین شما هرچی که هست،
‫اگه ازش خواسته‌ای داشته باشید...

684
00:52:04,579 --> 00:52:06,248
‫مسلماً نمی‌تونه رد کنه.

685
00:52:12,379 --> 00:52:13,380
‫متوجهـم.

686
00:52:17,134 --> 00:52:20,387
‫شما مَرد خوبی هستید، جناب بریجرتون.

687
00:52:22,180 --> 00:52:25,892
‫و یه روز بالاخره بانوی مناسبی
‫برای خودتون پیدا می‌کنید.

688
00:52:25,976 --> 00:52:28,687
‫اتفاقاً یکی رو پیدا کردم.

689
00:52:29,271 --> 00:52:30,147
‫توی لندن.

690
00:52:30,230 --> 00:52:31,189
‫جداً؟

691
00:52:32,440 --> 00:52:34,776
‫- اسم‌شون چیـه؟
‫- خب...

692
00:52:35,944 --> 00:52:39,156
‫توی مراسم بالماسکه‌ی مادرم دیدمش...

693
00:52:39,239 --> 00:52:41,825
‫و قبل‌از این‌که اسمش رو بفهمم، رفت.

694
00:52:42,534 --> 00:52:43,577
‫عجب.

695
00:52:43,660 --> 00:52:45,412
‫داشتم دنبالش می‌گشتم...

696
00:52:46,163 --> 00:52:49,124
‫ولی توی کلبه‌ی خودم گیر افتادم...

697
00:52:49,207 --> 00:52:51,251
‫اگه این بانو براتون اهمیت داره...

698
00:52:51,877 --> 00:52:55,589
‫پس نذارید اون هم مثل
‫پروژه‌های اتاق مطالعه‌تون بشه.

699
00:52:56,298 --> 00:52:59,968
‫یه چیزی که امروز بهش مشتاقـید
‫و فردا فراموش می‌کنید.

700
00:53:02,179 --> 00:53:04,389
‫لیاقت شما اینـه که

701
00:53:04,472 --> 00:53:06,474
‫زندگی‌تون رو وقف

702
00:53:06,977 --> 00:53:08,449
‫یه هدف معنادار کنید.

703
00:53:26,022 --> 00:53:27,154
‫به‌به.

704
00:53:27,662 --> 00:53:30,081
‫- چه رنگ چشم‌نوازی.
‫- لطف داری، وارلی.

705
00:53:30,624 --> 00:53:33,501
‫لباس‌های قدیمی‌م رو که به تو دادم...

706
00:53:33,585 --> 00:53:36,004
‫کمدم باز شد
‫و رفتم لباس‌های جدید گرفتم.

707
00:53:38,567 --> 00:53:39,591
‫بانو...

708
00:53:40,550 --> 00:53:42,719
‫مگه نفرمودید که مشکل مالی دارید؟

709
00:53:43,970 --> 00:53:48,767
‫من هم گفتم زشتـه که اعضای
‫خونواده با هم سر پول بحث کنن.

710
00:53:48,850 --> 00:53:50,602
‫ولی ما که خونواده نیستیم.
‫من...

711
00:53:51,478 --> 00:53:52,938
‫من کارمند شما هستم.

712
00:53:53,021 --> 00:53:55,607
‫به بانو بریجرتون توی
‫کارهای خبرنامه کمک می‌کنم...

713
00:53:56,191 --> 00:53:59,986
‫رازنگه‌دار شما هستم...
‫توی سخت‌ترین مواقع کنارتون بودم...

714
00:54:00,070 --> 00:54:04,407
‫و جایزه‌م اینـه که می‌بینم شما
‫خودتون رو توی لباس‌های جدید غرق می‌کنید

715
00:54:04,491 --> 00:54:08,703
‫درحالی‌که من برای همون چند روز
‫مرخصی‌م هم یه لباس درست‌حسابی ندارم.

716
00:54:10,205 --> 00:54:11,957
‫شما برام خیلی عزیزیـد...

717
00:54:12,832 --> 00:54:13,875
‫و همین‌طور دخترهاتون...

718
00:54:14,834 --> 00:54:17,003
‫ولی جدا از این مسئله...

719
00:54:18,797 --> 00:54:22,008
‫من خودم رو عضوی
‫از این خونواده نمی‌دونم، بانو.

720
00:54:27,722 --> 00:54:28,807
‫بسیار خوب.

721
00:54:32,727 --> 00:54:36,147
‫اگه فکر می‌کنی توی
‫یه خونه‌ی دیگه راضی‌تری...

722
00:54:36,773 --> 00:54:39,067
‫من التماست نمی‌کنم که بمونی.

723
00:54:42,867 --> 00:54:45,624
‫اگه می‌خوای بری... به سلامت.

724
00:55:07,512 --> 00:55:09,889
‫این رو از سوئیس آوردن.

725
00:55:09,973 --> 00:55:11,850
‫این هم از فرانسه‌ست.

726
00:55:11,933 --> 00:55:14,019
‫این رو نمی‌دونم از کجاست...

727
00:55:14,102 --> 00:55:16,604
‫ولی این رو از آلمان برام آوردن.

728
00:55:16,688 --> 00:55:18,356
‫حرف ندارن.

729
00:55:18,898 --> 00:55:22,694
‫راستی علیاحضرت، به‌جای بانو بِرد

730
00:55:22,777 --> 00:55:25,155
‫که اخراجش کردید، کسی رو آوردید؟

731
00:55:26,406 --> 00:55:28,158
‫دارم شیرینی‌هام رو بهت نشون می‌دم‌ها.

732
00:55:28,241 --> 00:55:32,579
‫و البته که خوش‌مزه و زیبائـن.
‫سلیقه‌ی شما بی‌نظیره.

733
00:55:32,662 --> 00:55:35,165
‫فقط داشتم فکر می‌کردم
‫که شاید وقتش رسیده

734
00:55:35,248 --> 00:55:38,501
‫براتون همدم جدیدی پیدا کنیم؟

735
00:55:38,585 --> 00:55:40,420
‫باید دربارتون کامل باشه.

736
00:55:40,503 --> 00:55:43,715
‫باشه، با دستیار سلطنتی صحبت می‌کنم.

737
00:55:44,215 --> 00:55:47,469
‫اگه جسارت نمی‌شه...

738
00:55:47,552 --> 00:55:52,223
‫می‌خوام افتخار انتخاب
‫همدم بعدی‌تون نصیب من بشه.

739
00:55:52,807 --> 00:55:55,935
‫فکر کنم بدونم چطور همدمی نیاز دارید.

740
00:55:56,945 --> 00:55:58,021
‫واقعاً؟

741
00:55:59,814 --> 00:56:00,982
‫- آگاتا.
‫- بفرمایید.

742
00:56:02,275 --> 00:56:04,402
‫من هیچ‌کدوم‌شون رو نمی‌خوام.

743
00:56:04,903 --> 00:56:05,987
‫حوصله‌م رو سر می‌برن.

744
00:56:06,071 --> 00:56:09,741
‫پس کسی رو پیدا می‌کنم
‫که برعکسش باشه.

745
00:56:11,743 --> 00:56:14,329
‫اگه خیلی دوست داری،
‫امتحانش مجانیـه...

746
00:56:15,497 --> 00:56:16,864
‫ولی موفق نمی‌شی.

747
00:56:17,707 --> 00:56:22,170
‫به نظرم سلیقه‌ی من
‫توی انتخاب خانم‌ها

748
00:56:22,253 --> 00:56:26,925
‫به‌اندازه‌ی سلیقه‌ی شما
‫توی انتخاب شیرینی عالیـه.

749
00:56:27,634 --> 00:56:33,973
‫براتون کسی رو می‌آرم
‫که با حضورش مستفیض بشید.

750
00:56:37,018 --> 00:56:38,105
‫به‌به!

751
00:56:39,437 --> 00:56:40,486
‫بی‌نظیره.

752
00:56:52,242 --> 00:56:53,201
‫سوفی.

753
00:56:53,701 --> 00:56:54,786
‫جناب بریجرتون.

754
00:56:56,663 --> 00:56:58,665
‫خوش‌حالـم شما رو
‫درحال نقاشی می‌بینم.

755
00:56:58,748 --> 00:56:59,624
‫بله...

756
00:56:59,707 --> 00:57:03,878
‫حال و هوام کم‌کم داره... برمی‌گرده.

757
00:57:06,962 --> 00:57:08,733
‫این هم بگم که خوش‌حال بشی.

758
00:57:08,758 --> 00:57:11,719
‫خانم کراب‌تری گفت دیگه کامل خوب شدم.

759
00:57:12,512 --> 00:57:13,763
‫خیلی هم عالی.

760
00:57:15,932 --> 00:57:18,852
‫من هم توی این فکر بودم
‫که دیگه برگردم لندن.

761
00:57:20,562 --> 00:57:21,563
‫عجب.

762
00:57:23,398 --> 00:57:25,275
‫من هم توی همین فکر بودم.

763
00:57:31,763 --> 00:57:33,262
‫پس هر دو موافقـیم.

764
00:57:39,080 --> 00:57:42,459
‫مشتاقـم ببینم
‫چه کاری برام پیدا می‌کنین.

765
00:57:43,251 --> 00:57:44,377
‫فعلاً که بیکارم.

766
00:57:44,461 --> 00:57:47,797
‫بله، من هم مشتاقـم بهت کمک کنم و...
‫برگردم...

767
00:57:48,923 --> 00:57:50,091
‫به اموراتم.

768
00:57:53,303 --> 00:57:54,304
‫درستـه.

769
00:57:58,141 --> 00:58:00,018
‫سوفی، من...

770
00:58:01,394 --> 00:58:02,437
‫بله؟

771
00:58:02,520 --> 00:58:03,730
‫امیدوارم فکر نکنی...

772
00:58:08,526 --> 00:58:09,611
‫معذرت می‌خوام.

773
00:58:10,195 --> 00:58:11,571
‫رفتارم درست نبود.

774
00:58:15,116 --> 00:58:16,367
‫اشتباه کردم.

775
00:58:20,747 --> 00:58:22,123
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

776
00:58:23,209 --> 00:58:27,071
‫به‌محض این‌که راه بیُفتیم،
‫اصلاً فراموش می‌کنیم چنین اتفاقی افتاده.

777
00:59:02,830 --> 00:59:03,831
‫ممنون.

778
00:59:04,791 --> 00:59:07,460
‫می‌دونی که از هم‌صحبتی
‫باهات لذت می‌برم، فرانچسکا...

779
00:59:07,544 --> 00:59:10,630
‫ولی الان فقط نشستیم
‫به هم نگاه می‌کنیم.

780
00:59:12,006 --> 00:59:14,425
‫ببخشین.
‫آخه من...

781
00:59:15,635 --> 00:59:16,636
‫ممنون.

782
00:59:22,642 --> 00:59:24,686
‫موقع بستنی‌خوری....

783
00:59:26,020 --> 00:59:28,690
‫از رسیدن به اوج صحبت کردیم...

784
00:59:28,773 --> 00:59:29,816
‫بله.

785
00:59:31,401 --> 00:59:34,112
‫من نمی‌دونم این اوج چیـه...

786
00:59:34,195 --> 00:59:36,823
‫کجا باید پیداش کنم؟
‫چطوری بهش برسم؟

787
00:59:36,906 --> 00:59:38,741
‫اوج یعنی چی؟

788
00:59:39,492 --> 00:59:41,035
‫با جان هم حرف زدی؟

789
00:59:41,119 --> 00:59:42,203
‫با شوهرم؟

790
00:59:42,287 --> 00:59:45,415
‫روم نمی‌شه بهش بگم
‫این‌همه وقت نمی‌دونستم.

791
00:59:45,498 --> 00:59:47,875
‫این کاملاً طبیعیـه، فرانچسکا.

792
00:59:48,459 --> 00:59:50,753
‫- مثل پیانو‌زدن می‌مونه...
‫- التماست می‌کنم...

793
00:59:50,837 --> 00:59:54,841
‫نه از تشبیه استفاده کن
‫و نه جمله‌های شاعرانه. اصل مطلب رو بگو.

794
00:59:56,884 --> 00:59:57,844
‫بسیار خوب.

795
00:59:58,469 --> 01:00:02,015
‫عع... چیزه...

796
01:00:02,640 --> 01:00:04,309
‫یه احساسـه...

797
01:00:05,351 --> 01:00:08,771
‫که بین پاهات به وجود می‌آد
‫و همه‌جای بدنت پخش می‌شه.

798
01:00:08,855 --> 01:00:10,982
‫قلبت تندتند می‌زنه.

799
01:00:11,065 --> 01:00:13,693
‫ممکنـه حتی نفست بگیره یا فریاد بزنی.

800
01:00:13,776 --> 01:00:16,029
‫انگار که به اوج لذت رسیدی.

801
01:00:19,657 --> 01:00:20,491
‫عجب.

802
01:00:20,575 --> 01:00:23,328
‫لزوماً با عشق‌ورزیدن به دست نمی‌آد.

803
01:00:23,911 --> 01:00:27,874
‫بعضی‌وقت‌ها یه رفتار خودجوش
‫می‌تونه اون رو فعال کنه تا به هیجان بیای.

804
01:00:27,957 --> 01:00:30,168
‫مثل پرنده‌ای که
‫به یه بیسکوییت گرم و نرم خیره شده.

805
01:00:30,752 --> 01:00:32,337
‫ببخشین.
‫دیگه تشبیه نمی‌کنم.

806
01:00:33,484 --> 01:00:34,649
‫به‌به.

807
01:00:35,340 --> 01:00:36,341
‫فرانچسکا.

808
01:00:36,924 --> 01:00:38,551
‫تو کجا اینجا کجا؟

809
01:00:39,052 --> 01:00:40,762
‫اِلوییز.

810
01:00:41,429 --> 01:00:45,683
‫- داشتیم درباره‌ی چیز حرف می‌زدیم...
‫- ازدواج.

811
01:00:46,601 --> 01:00:48,603
‫داستان‌های خسته‌کننده‌ی متأهل‌ها.

812
01:00:48,686 --> 01:00:49,646
‫پس حتماً...

813
01:00:49,729 --> 01:00:51,580
‫شما هم خسته شدین که انتخاب کنین

814
01:00:51,605 --> 01:00:53,679
‫کدوم قاشق مناسب میز غذاست؟

815
01:00:55,261 --> 01:00:56,861
‫انتخاب بیسکوییت‌ها، در واقع.

816
01:00:57,176 --> 01:00:59,436
‫آره، این‌که چطوری
‫گرم و نرم نگهشون داریم.

817
01:01:09,832 --> 01:01:10,908
‫جناب.

818
01:01:11,518 --> 01:01:12,518
‫به‌به.

819
01:01:12,543 --> 01:01:13,628
‫بانو بریجرتون.

820
01:01:15,672 --> 01:01:17,423
‫ببخشید مزاحم شدم.

821
01:01:17,507 --> 01:01:20,343
‫شما مراحمـید.
‫خوش‌حالـم می‌بینمتون.

822
01:01:46,494 --> 01:01:48,162
‫من...

823
01:01:50,029 --> 01:01:54,367
‫می‌خواستم بهت بگم...
‫یعنی بهتره بدونی که...

824
01:01:54,460 --> 01:01:56,129
‫- وایولت...
‫- نه، بذار حرفم رو بزنم.

825
01:01:56,154 --> 01:01:59,354
‫اگه نگم، از خجالت می‌میرم.
‫اگه بگم هم همون می‌شه.

826
01:02:01,092 --> 01:02:04,929
‫از آخرین باری که با کسی
‫نزدیکی داشتم، خیلی می‌گذره...

827
01:02:05,012 --> 01:02:06,013
‫یعنی با یه مَرد.

828
01:02:06,097 --> 01:02:10,601
‫هیچ‌وقت... اِدموند همسرم بود
‫و بعدش کسی دیگه نبود...

829
01:02:10,685 --> 01:02:13,396
‫برای همین بعداز مرگش،
‫این بخش از وجودم رو گذاشتم کنار.

830
01:02:13,479 --> 01:02:16,190
‫- وایولت، اگه نمی‌خوای...
‫- نه، می‌خوام. خیلی هم می‌خوام.

831
01:02:16,274 --> 01:02:17,483
‫خیلی زیاد.

832
01:02:18,484 --> 01:02:19,902
‫خیلی‌خیلی زیاد.

833
01:02:19,986 --> 01:02:23,072
‫آخه بچه‌هام هم هستن
‫و همه‌شون بچه‌های گُلی‌ان...

834
01:02:23,156 --> 01:02:26,200
‫ولی همیشه روی دوشم سوارن...

835
01:02:26,225 --> 01:02:27,982
‫تا ابد که نمی‌تونم حمل‌شون کنم.

836
01:02:28,745 --> 01:02:30,288
‫باید رابطه‌مون محرمانه باشه.

837
01:02:30,371 --> 01:02:32,665
‫نمی‌خوام بچه‌هام اذیت بشن.

838
01:02:34,000 --> 01:02:36,018
‫چون بعدش جوابی به سؤال‌هاشون ندارم.

839
01:02:36,043 --> 01:02:39,380
‫حتی با تو نمی‌تونم اون‌قدر راحت حرف بزنم.
‫نمی‌شه که تا ابد روی دوشم باشن...

840
01:02:39,464 --> 01:02:41,549
‫- اجازه می‌دی...
‫- نه، هنوز حرف دارم...

841
01:02:41,632 --> 01:02:44,677
‫نه...
‫الان یه زن بالغـم...

842
01:02:44,761 --> 01:02:48,931
‫بدنم... باهاش هشت‌تا بچه زاییدم
‫و طبیعتاً فرق کرده...

843
01:02:49,015 --> 01:02:50,600
‫همه‌چیزم فرق کرده.

844
01:02:50,683 --> 01:02:52,018
‫پس چی‌کار کنم؟

845
01:02:53,519 --> 01:02:56,063
‫با اِدموند که خوب جواب می‌داد...

846
01:02:56,147 --> 01:02:59,525
‫ولی نمی‌دونم به‌خاطر اِدموند بود یا...

847
01:03:00,234 --> 01:03:04,030
‫یعنی با یه‌نفر دیگه هم همین حس رو داره؟
‫نمی‌دونم... شاید هم داره.

848
01:03:04,530 --> 01:03:06,991
‫می‌خوام داشته باشه.
‫می‌خوام بهم توجه بشه... می‌خوام...

849
01:03:07,658 --> 01:03:08,826
‫لمس بشم...

850
01:03:11,579 --> 01:03:12,653
‫توسط تو.

851
01:03:17,210 --> 01:03:18,044
‫من...

852
01:03:19,921 --> 01:03:20,963
‫خیلی مضطربـم.

853
01:03:23,883 --> 01:03:27,804
‫اگه بعداز سنیدن این حرف‌ها،
‫من رو نمی‌خوای...

854
01:03:27,887 --> 01:03:29,388
‫کاملاً درک می‌کنم.

855
01:03:47,907 --> 01:03:48,991
‫من می‌خوامت.

856
01:03:50,576 --> 01:03:52,662
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی.

857
01:03:54,705 --> 01:03:56,332
‫صداقت به خرج دادی

858
01:03:57,625 --> 01:03:58,793
‫و ازت ممنونـم.

859
01:04:01,003 --> 01:04:02,380
‫هیچ عجله‌ای نداریم.

860
01:04:03,631 --> 01:04:04,882
‫من راضی‌ام

861
01:04:05,424 --> 01:04:07,343
‫که فقط کنارت باشم.

862
01:05:22,460 --> 01:05:25,880
‫نویسنده نیز به پروانه و آشوب باور دارد

863
01:05:25,963 --> 01:05:29,592
‫و معتقد است کوچک‌ترین چیزی

864
01:05:29,675 --> 01:05:32,219
‫می‌تواند دنیا را دگرگون کند.

865
01:05:32,294 --> 01:05:36,278
‫{\an8}[ کلبه‌ی من ]

866
01:05:40,603 --> 01:05:46,442
‫اما گاهی هرچه پروانه بال می‌زند...

867
01:05:48,229 --> 01:05:51,375
‫یه میون‌بر برای رسیدن
‫به لندن پیشنهاد نمی‌دی؟

868
01:05:56,744 --> 01:05:59,580
‫باد در جهت مخالف می‌وزد

869
01:06:01,499 --> 01:06:02,500
‫نه‌خیر.

870
01:06:02,818 --> 01:06:04,633
‫در جایگاه من نیست که دخالت کنم.

871
01:06:05,586 --> 01:06:09,924
‫و در دنیا آب از آب تکان نمی‌خورَد.

872
01:06:09,948 --> 01:06:19,948
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

873
01:06:19,972 --> 01:06:29,972
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

