﻿1
00:00:16,225 --> 00:00:18,616
‫الهه‌ی مرگ دوباره برمی‌خیزه

2
00:00:18,617 --> 00:00:20,396
‫با آموزش‌های تو بال‌هاش رو باز کرده

3
00:00:22,075 --> 00:00:24,400
‫اکیلیا قراره توی مبارزه‌ی اصلی
‫[ آنچه گذشته… ]

4
00:00:24,567 --> 00:00:26,905
‫برای این خونه افتخارآفرینی کنه!

5
00:00:29,780 --> 00:00:30,905
‫می‌تونه مبارزه کنه؟

6
00:00:30,906 --> 00:00:32,206
‫آخر ماه

7
00:00:32,324 --> 00:00:34,452
‫بعد از اکیلیا چه کسی
‫بهترین گلادیاتورمونه؟

8
00:00:34,618 --> 00:00:35,995
‫یه نفر رو داریم

9
00:00:36,370 --> 00:00:37,620
‫سزار داره پومپه رو بازی می‌ده

10
00:00:37,621 --> 00:00:39,915
‫تا با اون و کراسوس متحد بشه

11
00:00:40,082 --> 00:00:41,374
‫اگه یه گروه سه نفره تشکیل بدن،

12
00:00:41,375 --> 00:00:45,129
‫جمهوری و تمام مردمش
‫خیلی توی خطر می‌افتن

13
00:00:45,296 --> 00:00:47,214
‫ازم خواستن به ازدواج
‫با پومپه فکر کنم

14
00:00:47,381 --> 00:00:50,134
‫فقط برای قدرتمندتر شدن
‫و جایگاه بهتر ازدواج می‌کنه

15
00:00:50,301 --> 00:00:52,845
‫- کدوم مردی این‌طور نیست؟
‫- مردی که جلوت ایستاده

16
00:00:54,263 --> 00:00:55,723
‫الهه‌ی من

17
00:00:56,474 --> 00:00:58,309
‫می‌بینم که چطور بهت نگاه می‌کنه

18
00:00:58,476 --> 00:00:59,559
‫و این‌که تو چطور بهش نگاه می‌کنی

19
00:00:59,560 --> 00:01:01,145
‫و اون آرامشی که کنار جنده‌ت داری رو

20
00:01:01,270 --> 00:01:02,570
‫از من دریغ می‌کنی؟

21
00:01:02,605 --> 00:01:04,482
‫دیگه من رو پسر صدا نکن

22
00:01:04,648 --> 00:01:05,948
‫تو گذشته‌ی منی

23
00:01:06,484 --> 00:01:07,784
‫آینده‌م رو خودم شکل می‌دم

24
00:01:17,231 --> 00:01:21,904
‫« اِسـپـارتـاکـوس: خـانـه‌ی آشـر »

25
00:01:22,514 --> 00:01:25,362
‫« آنـان کـه بـاقـی مـانـده‌انـد »

26
00:01:25,386 --> 00:01:35,386
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

27
00:01:35,410 --> 00:01:45,410
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

28
00:02:10,714 --> 00:02:13,133
‫اگه چنین اتفاقی بیُفته

29
00:02:13,300 --> 00:02:15,344
‫فاجعه‌ای جبران‌ناپذیره

30
00:02:15,511 --> 00:02:16,887
‫امکان نداشت گابینیوس

31
00:02:17,054 --> 00:02:18,472
‫دخترش رو به پومپه‌ی لعنتی پیشنهاد بده

32
00:02:18,639 --> 00:02:19,806
‫اگه تو پیشنهاد وصلت

33
00:02:19,807 --> 00:02:21,684
‫با کوینتس ترمس رو خراب نمی‌کردی

34
00:02:21,851 --> 00:02:23,561
‫قراره ویریدیا با پومپه ازدواج کنه؟

35
00:02:23,727 --> 00:02:26,105
‫از این‌جا برید. هر دو تاتون

36
00:02:26,230 --> 00:02:27,530
‫برید!

37
00:02:30,818 --> 00:02:32,403
‫همه‌ی تلاش‌های کراسوس

38
00:02:32,528 --> 00:02:34,738
‫و شوهر شریف من رو بی‌اثر کردی

39
00:02:34,864 --> 00:02:36,907
‫حتماً یه راهی برای
‫جلوگیری از این اتفاق وجود داره

40
00:02:38,242 --> 00:02:40,536
‫ازدواجش با پومپه این‌قدر ناراحتت کرده

41
00:02:41,203 --> 00:02:43,247
‫یا این‌که قراره ویریدیا
‫توی آغوش کَس دیگه‌ای باشه؟

42
00:02:43,956 --> 00:02:46,166
‫از مسئله‌ی اصلی منحرف شدی

43
00:02:46,333 --> 00:02:47,835
‫تو هم از عقل و منطق منحرف شدی،

44
00:02:48,002 --> 00:02:50,838
‫به کسی علاقه داری
‫که جایگاهش خیلی از تو بالاتره

45
00:02:51,005 --> 00:02:53,340
‫علاقه‌ی من حقایق رو تغییر نمی‌ده

46
00:02:53,507 --> 00:02:55,259
‫اگه پومپه با ویریدیا ازدواج کنه

47
00:02:55,426 --> 00:02:58,178
‫تا ابد با گابینیوس هم‌پیمان خواهد بود

48
00:02:58,345 --> 00:03:00,055
‫و توی سنا نفوذ می‌کنه،

49
00:03:00,222 --> 00:03:01,682
‫و اونا رو قانع می‌کنه

50
00:03:01,849 --> 00:03:05,311
‫تا علیه کراسوس
‫و شوهر لعنتی شریف تو اقدام کنن

51
00:03:05,477 --> 00:03:08,772
‫می‌رم نامه‌ای برای سزار بنویسم
‫و شکست تو رو بهش اطلاع بدم

52
00:03:09,481 --> 00:03:13,027
‫پیشنهاد می‌کنم تو هم تلاش کنی
‫به کراسوس هشدار بدی

53
00:03:22,411 --> 00:03:23,411
‫قبل از مبارزه با سکایی

54
00:03:23,412 --> 00:03:24,788
‫باهاش حرف زدم

55
00:03:26,540 --> 00:03:28,083
‫حرف‌های خوبی نبودن

56
00:03:31,503 --> 00:03:34,840
‫هیچ‌وقت پدر و پسری وجود نداشتن
‫که با هم بد حرف نزده باشن

57
00:03:37,551 --> 00:03:39,136
‫کاش توی میدان مبارزه

58
00:03:39,720 --> 00:03:41,263
‫من به جاش می‌مُردم

59
00:03:47,311 --> 00:03:48,611
‫پدرت همچین چیزی رو نمی‌خواست

60
00:03:49,438 --> 00:03:52,858
‫حرف‌هایی که موقع عصبانیت زدی
‫باعث کم شدن عشقش نسبت به تو نمی‌شن

61
00:03:57,112 --> 00:03:58,572
‫الان باید چیکارش کرد؟

62
00:03:59,615 --> 00:04:01,992
‫شسته می‌شه
‫و توی کفن قرار داده می‌شه،

63
00:04:02,701 --> 00:04:04,495
‫بعدش روی هیزم‌ها سوزانده می‌شه

64
00:04:10,125 --> 00:04:12,628
‫می‌خوام با دست‌های خودم
‫بدنش رو بشورم

65
00:04:12,753 --> 00:04:14,171
‫پس همین کار رو می‌کنیم

66
00:04:16,507 --> 00:04:17,807
‫مربی؟

67
00:04:22,429 --> 00:04:23,847
‫چطور باید از این شرایط عبور کرد؟

68
00:04:25,307 --> 00:04:27,267
‫با نزدیک نگه داشتن
‫کسایی که باقی موندن

69
00:04:55,462 --> 00:04:57,965
‫- کی جونش رو گرفت؟
‫- یه سکایی

70
00:04:58,924 --> 00:05:00,634
‫نگفتن اسم اون زنیکه چیه

71
00:05:01,218 --> 00:05:02,518
‫کلادوس به دست یه زن کشته شد؟

72
00:05:02,636 --> 00:05:05,180
‫مطمئن نیستم بشه
‫اون موجود رو زن خطاب کرد

73
00:05:06,432 --> 00:05:09,059
‫اگه اون دعوا رخ نمی‌داد
‫و دستم آسیب نمی‌دید،

74
00:05:09,226 --> 00:05:11,270
‫زنیکه رو به دنیای پس از مرگ می‌فرستادم!

75
00:05:11,437 --> 00:05:13,188
‫نمی‌شه از چنین نتیجه‌ای مطمئن بود

76
00:05:13,897 --> 00:05:16,859
‫اون سکایی هیکلی داره
‫که تا حالا ندیدم

77
00:05:17,026 --> 00:05:18,527
‫اون جنده می‌تونه یه غول باشه

78
00:05:18,694 --> 00:05:20,112
‫ولی بازم من به‌خاطر
‫چیزی که ازم گرفته

79
00:05:20,279 --> 00:05:21,697
‫به سزای اعمالش می‌رسونمش

80
00:05:21,864 --> 00:05:23,164
‫از تو گرفته؟

81
00:05:24,450 --> 00:05:26,035
‫اون پسر، پدرش رو از دست داده

82
00:05:26,952 --> 00:05:29,830
‫و من تنها مردی که توی این خانه
‫دوست خودم می‌دونستم رو از دست دادم

83
00:05:29,955 --> 00:05:33,167
‫باید سختی این روزها رو با هدفی تازه
‫مرهم گذاشت و پیشرفت کرد

84
00:05:33,333 --> 00:05:34,918
‫باید ببینمش

85
00:05:36,503 --> 00:05:39,715
‫تارکان داره پدرش رو
‫برای مراسمش آماده می‌کنه

86
00:05:40,299 --> 00:05:42,092
‫یعنی فرصت خداحافظی باهاش ندارم؟

87
00:05:42,259 --> 00:05:44,803
‫آخرین صحبتی که باهاش داشتی رو
‫باید به عنوان خداحافظی در نظر بگیری

88
00:05:45,637 --> 00:05:47,097
‫در مورد پسرش حرف زدیم،

89
00:05:48,265 --> 00:05:50,642
‫و به‌خاطر من
‫بین‌شون جدایی افتاد

90
00:05:51,185 --> 00:05:55,105
‫اختلاف معمولاً از دل یه نفر
‫به تنهایی زاده نمی‌شه

91
00:05:56,106 --> 00:05:59,026
‫سعی کردم برای کلادوس
‫یه راه آشتی پیدا کنم…

92
00:06:00,569 --> 00:06:02,071
‫ولی شکست خوردم

93
00:06:04,323 --> 00:06:05,949
‫تارکان هنوز زنده‌ست

94
00:06:07,743 --> 00:06:09,453
‫به خاطرات پدرش احترام بذار

95
00:06:10,370 --> 00:06:14,750
‫و درگیری‌های گذشته رو رها کن

96
00:06:50,828 --> 00:06:52,996
‫من پدر توئم، تارکان

97
00:06:53,664 --> 00:06:55,958
‫تو پسر منی

98
00:06:56,583 --> 00:06:58,001
‫خواسته‌ی قلبی من اینه

99
00:06:58,418 --> 00:07:00,712
‫که تو رو بالاتر از همه ببینم

100
00:07:28,657 --> 00:07:29,957
‫دوباره…

101
00:07:31,118 --> 00:07:33,745
‫نیش تلخ فقدان رو احساس می‌کنیم

102
00:07:35,664 --> 00:07:37,875
‫آغوشی گرم و دوست‌داشتنی،

103
00:07:39,126 --> 00:07:40,752
‫خیلی زود ازمون گرفته شد

104
00:07:41,461 --> 00:07:44,131
‫اما باید از غم و اندوه عبور کنیم

105
00:07:44,298 --> 00:07:46,717
‫و به روزهای آینده چشم بدوزیم،

106
00:07:47,342 --> 00:07:48,642
‫روزهایی مبهم،

107
00:07:49,428 --> 00:07:50,728
‫و…

108
00:07:55,100 --> 00:07:56,400
‫نامطمئن

109
00:07:57,019 --> 00:07:58,896
‫چنان‌که پدیدار می‌شن

110
00:09:23,313 --> 00:09:24,613
‫اکیلیا

111
00:09:27,776 --> 00:09:29,361
‫زنیکه‌ی وحشی

112
00:09:30,779 --> 00:09:32,079
‫برو نبینمت

113
00:09:33,240 --> 00:09:35,075
‫دستت دیگه آزارت نمی‌ده؟

114
00:09:35,909 --> 00:09:39,204
‫درد می‌کنه، اما عزمم برای
‫رسیدن به هدفم تزلزل‌ناپذیر شده

115
00:09:39,371 --> 00:09:41,957
‫گذر زمان حتی عمیق‌ترین
‫زخم‌ها رو هم التیام می‌بخشه

116
00:09:47,504 --> 00:09:49,172
‫همه‌ی زخم‌ها رو نه

117
00:09:59,641 --> 00:10:01,643
‫پومپه اومده به کاپوآ؟

118
00:10:01,810 --> 00:10:03,019
‫تا گابینیوس رو ببینه،

119
00:10:03,020 --> 00:10:05,814
‫و بیشتر در مورد وصلت
‫با ویریدیا صحبت کنن

120
00:10:08,108 --> 00:10:09,526
‫سزار چی؟

121
00:10:10,360 --> 00:10:13,572
‫- اون هم کنسول رو همراهی می‌کنه؟
‫- آره

122
00:10:14,656 --> 00:10:17,075
‫و می‌خواد باهات حرف بزنه

123
00:10:43,727 --> 00:10:45,771
‫تا حالا کسی چنین زیبایی‌ای دیده؟

124
00:10:47,814 --> 00:10:49,232
‫خیلی احساس زیبایی نمی‌کنم

125
00:10:49,399 --> 00:10:53,153
‫هیچ زنی اون‌طوری که دنیا اون رو می‌بینه،
‫خودش رو نمی‌بینه

126
00:10:54,154 --> 00:10:55,454
‫ولی…

127
00:10:55,530 --> 00:10:58,700
‫توی چشمان مادر عزیزت
‫خودت رو ببین

128
00:10:58,867 --> 00:11:00,452
‫و مطمئن باش…

129
00:11:01,203 --> 00:11:02,913
‫که زیبایی

130
00:11:04,998 --> 00:11:06,298
‫تنهامون بذار

131
00:11:07,876 --> 00:11:09,795
‫این متعلق با مادربزرگ بود

132
00:11:09,961 --> 00:11:14,341
‫ای کاش زنده می‌بود
‫تا تو رو توی این شرایط ببینه

133
00:11:16,009 --> 00:11:17,309
‫راجع بهش برام بگو

134
00:11:17,636 --> 00:11:19,179
‫- راجع به پومپه؟
‫- آره

135
00:11:21,181 --> 00:11:22,481
‫خودت…

136
00:11:23,433 --> 00:11:24,558
‫به خوبی آشنا هستی

137
00:11:24,559 --> 00:11:26,269
‫با پیروزی‌های نظامی

138
00:11:26,395 --> 00:11:30,982
‫و افتخارات بی‌شماری که نصیبش شده،
‫همه‌ی رومی‌ها می‌دونن

139
00:11:33,026 --> 00:11:35,779
‫افسانه‌… همدمی سرده

140
00:11:38,240 --> 00:11:39,908
‫می‌خوام خودش رو بشناسم

141
00:11:48,458 --> 00:11:51,586
‫لبخند و رفتاری محبت‌آمیز داره،

142
00:11:53,630 --> 00:11:55,048
‫ولی گاهی اوقات…

143
00:11:55,632 --> 00:11:56,882
‫در برخی مواقع،

144
00:11:56,883 --> 00:11:58,468
‫دور از دسترس و…

145
00:11:59,636 --> 00:12:00,936
‫سرده

146
00:12:01,012 --> 00:12:02,472
‫همون‌طور که همه‌ی مردها

147
00:12:02,639 --> 00:12:04,433
‫بسته به زمان
‫و حال‌شون این‌طور هستن

148
00:12:05,350 --> 00:12:06,650
‫پدر این‌طور نیست

149
00:12:08,103 --> 00:12:09,771
‫نظری که در مورد پدرت داری

150
00:12:09,938 --> 00:12:13,275
‫دیدگاه یه فرزند عزیز به پدرشه

151
00:12:13,567 --> 00:12:15,527
‫ولی دیدگاه شفاف همسر

152
00:12:15,944 --> 00:12:16,986
‫شامل…

153
00:12:16,987 --> 00:12:18,697
‫تمامی سطوح…

154
00:12:21,491 --> 00:12:23,660
‫رابطه‌ی پیچیده می‌شه

155
00:12:24,119 --> 00:12:26,663
‫حرف‌هات شور و اشتیاق اصلی

156
00:12:26,997 --> 00:12:28,457
‫نسبت به ازدواج با پومپه رو
‫منتقل نمی‌کنن

157
00:12:28,623 --> 00:12:30,417
‫ولی نسبت به واقعیت هشدار می‌دن

158
00:12:31,251 --> 00:12:35,755
‫فکر عشق رو کنار بذار
‫و ذهنت رو روی منفعت

159
00:12:35,881 --> 00:12:38,425
‫و محافظتی که این وصلت
‫به همراه داره متمرکز کن

160
00:12:39,259 --> 00:12:40,559
‫محافظت؟

161
00:12:41,386 --> 00:12:44,097
‫چه تهدید فرضی‌ای وجود داره؟

162
00:12:48,185 --> 00:12:51,730
‫همه‌ی مردها یه روزی می‌میرن،
‫و وقتی چنین روز غم‌انگیزی فرا برسه

163
00:12:51,897 --> 00:12:55,066
‫و پدرت تسلیم این سنت غم‌انگیز بشه،

164
00:12:56,318 --> 00:12:59,196
‫باید خیالمون راحت باشه
‫که تو در امان هستی

165
00:12:59,362 --> 00:13:01,865
‫از دست کسایی که می‌خوان تو…

166
00:13:03,200 --> 00:13:04,951
‫در حالت ضعف باشی

167
00:13:05,827 --> 00:13:07,119
‫منظورت…

168
00:13:07,120 --> 00:13:09,247
‫عمو سرویوسه؟

169
00:13:13,001 --> 00:13:15,295
‫اون فقط یکی از افراد بی‌شماریه

170
00:13:16,087 --> 00:13:18,340
‫که مایه‌ی نگرانی هستن

171
00:13:24,888 --> 00:13:26,055
‫پس این وصلت

172
00:13:26,056 --> 00:13:28,391
‫نه تنها به نفع جمهوریه،

173
00:13:29,893 --> 00:13:31,770
‫بلکه به نفع مادر مفتخر

174
00:13:32,145 --> 00:13:33,730
‫و دختر هم هست

175
00:13:35,148 --> 00:13:36,448
‫تو کسی هستی

176
00:13:38,068 --> 00:13:39,486
‫که باعث سرافرازی منی

177
00:13:40,320 --> 00:13:43,406
‫این گفتگوهای کوتاه رو تموم کنید
‫و بیاید به سمت دروازه بریم

178
00:13:44,157 --> 00:13:47,244
‫نمی‌خوام پومپه موقع رسیدن
‫معطل بشه

179
00:13:53,667 --> 00:13:54,967
‫من آماده‌ام

180
00:14:18,608 --> 00:14:22,195
‫طوفانی که خودت باعثش شدی
‫بالاخره به این‌جا رسید

181
00:14:57,063 --> 00:14:59,357
‫خیلی وقته از آغوشم دور بودی

182
00:14:59,524 --> 00:15:01,192
‫و تو هم از آغوش من دور بودی

183
00:15:05,322 --> 00:15:07,824
‫کاش اِسپارتاکوس شوهر من رو می‌کشت

184
00:15:08,199 --> 00:15:09,701
‫و الان عروس اون می‌بودم

185
00:15:09,868 --> 00:15:14,914
‫حیفه چنین مردی
‫با چنین زن کم‌تجربه‌ای ازدواج کنه

186
00:15:15,415 --> 00:15:16,750
‫کنسول

187
00:15:16,916 --> 00:15:21,129
‫مردم کاپوآ شگفت‌زده‌ان که بالاخره
‫میزبان چنین جمع والامقامی هستن

188
00:15:21,296 --> 00:15:22,839
‫معذرت می‌خوام که دیر اومدم، سناتور

189
00:15:23,006 --> 00:15:25,050
‫من و سزار باید در مورد
‫خیلی چیزها صحبت می‌کردیم

190
00:15:25,216 --> 00:15:27,677
‫اوه، وقتی بیشتر انتظار بکشی
‫لذت و اشتیاقش بیشتر می‌شه

191
00:15:27,969 --> 00:15:29,269
‫همسر عزیزم رو که یادتونه،

192
00:15:29,429 --> 00:15:31,640
‫و… دخترم

193
00:15:32,682 --> 00:15:34,476
‫توی خاطرم حک شده

194
00:15:36,102 --> 00:15:38,730
‫آخرین باری که دیدمت،
‫یه بچه‌ی کوچیک بودی

195
00:15:40,023 --> 00:15:41,441
‫ولی واقعاً شکوفا شدی

196
00:15:43,151 --> 00:15:44,318
‫لطف دارید

197
00:15:44,319 --> 00:15:47,447
‫فقط حقیقت آشکار رو بیان می‌کنن

198
00:15:47,614 --> 00:15:48,914
‫درسته

199
00:15:49,658 --> 00:15:52,202
‫و این همون سوریه، گایوس؟

200
00:15:52,369 --> 00:15:54,788
‫که نماینده‌ی کراسوس توی کاپوآست؟

201
00:15:54,913 --> 00:15:56,790
‫شخص شخیصشه

202
00:15:57,832 --> 00:15:59,793
‫در حضور شما سرافکنده‌ام، کنسول

203
00:15:59,959 --> 00:16:03,505
‫گایوس داستان‌هایی از نوبی
‫برام تعریف کرده

204
00:16:04,047 --> 00:16:06,758
‫می‌خوام اختلاف با کراسوس رو کنار بذارم

205
00:16:06,883 --> 00:16:10,303
‫و خودم شاهد اون نمایش باشم

206
00:16:10,679 --> 00:16:12,806
‫بیاید بریم به ویلای سوری،

207
00:16:12,972 --> 00:16:14,014
‫و خواسته‌تون رو برآورده کنیم

208
00:16:14,015 --> 00:16:15,684
‫خیلی سریع میام،

209
00:16:15,850 --> 00:16:17,769
‫ولی اول باید بیشتر
‫با گابینیوس مهربان

210
00:16:17,936 --> 00:16:19,604
‫در مورد پیشنهاد وصلت

211
00:16:19,854 --> 00:16:21,189
‫با دختر زیباش صحبت کنم

212
00:16:22,107 --> 00:16:23,775
‫ویلای من متعلق به شماست

213
00:16:23,900 --> 00:16:26,820
‫بیاید از آفتاب سوزان ظهر دوری کنیم
‫و خستگی رو رفع کنیم

214
00:16:26,986 --> 00:16:29,864
‫و برای آینده نقشه‌ای الهی بریزیم
‫که به نفع همه باشه

215
00:16:30,907 --> 00:16:32,742
‫لبخند بزن، کثافت آشغال،

216
00:16:32,909 --> 00:16:35,870
‫وگرنه همین‌جا جونت رو می‌گیرم

217
00:16:42,419 --> 00:16:44,337
‫یه مدت کوتاه این‌جا رو ترک می‌کنم

218
00:16:44,504 --> 00:16:47,132
‫و وقتی برمی‌گردم می‌بینم
‫به جای شراب، شاش ریخته شده

219
00:16:47,298 --> 00:16:48,758
‫معذرت می‌خوام، من…

220
00:16:48,925 --> 00:16:51,845
‫فقط چون کراسوس ازت حمایت می‌کنه
‫هنوز زنده‌ای

221
00:16:51,970 --> 00:16:53,789
‫اگه این‌طور نبود،

222
00:16:53,790 --> 00:16:55,514
‫احمق‌هایی که بهت علاقه دارن

223
00:16:55,515 --> 00:16:57,934
‫فقدانت رو حس می‌کردن

224
00:16:58,351 --> 00:17:00,687
‫نگفتم نباید بهش اعتماد کنیم؟

225
00:17:01,146 --> 00:17:02,564
‫مردهایی مثل این همیشه معتقدن

226
00:17:02,731 --> 00:17:04,482
‫می‌تونن سرورهای
‫خودشون رو کنار بزنن

227
00:17:08,027 --> 00:17:09,327
‫معذرت می‌خوام

228
00:17:09,362 --> 00:17:12,157
‫از قضاوت و تصمیم‌های اشتباهم
‫در گذشته خیلی پشیمونم

229
00:17:12,699 --> 00:17:16,453
‫ولی می‌خوام به اُفق خیره بشم
‫و برای این مشکل راه‌حلی پیدا کنم

230
00:17:16,619 --> 00:17:19,164
‫وزغ بال درمیاره
‫و به یه کبوتر بال‌دار تبدیل می‌شه

231
00:17:19,330 --> 00:17:21,207
‫خدایان هر روز چنین معجزاتی می‌کنن

232
00:17:21,374 --> 00:17:22,917
‫و سوری رو با هدفی والاتر

233
00:17:23,084 --> 00:17:24,919
‫برکت دادن

234
00:17:25,086 --> 00:17:26,588
‫راهی پیدا کردی؟

235
00:17:26,755 --> 00:17:28,089
‫تصمیم گرفته شده
‫و اجراش مونده

236
00:17:28,256 --> 00:17:30,091
‫از طریق نامه
‫با کراسوس مشورت کردم،

237
00:17:30,258 --> 00:17:32,552
‫و در مورد مسیر پیش‌رو
‫به توافق رسیدیم

238
00:17:33,303 --> 00:17:35,722
‫شفاف‌سازی کنید تا آشر
‫به سرعت دست به کار بشه

239
00:17:35,889 --> 00:17:37,557
‫اگه گابینیوس دیگه سناتور نباشه،

240
00:17:37,724 --> 00:17:39,684
‫علاقه‌ی پومپه به سرعت از بین می‌ره

241
00:17:40,393 --> 00:17:42,812
‫می‌خواید گابینیوس رو
‫از سنا حذف کنید؟

242
00:17:43,521 --> 00:17:46,775
‫نه. می‌خوام از این دنیا حذفش کنم

243
00:17:47,400 --> 00:17:49,152
‫می‌خوای اون پیرمرد احمق رو بکشی؟

244
00:17:49,319 --> 00:17:51,196
‫چطور دست‌هات به خونش آلوده نمی‌شن؟

245
00:17:51,362 --> 00:17:54,032
‫چون کَس دیگه‌ای قراره انجامش بده

246
00:17:58,661 --> 00:18:00,497
‫نه

247
00:18:04,250 --> 00:18:06,586
‫ویریدیا پدرش رو بیشتر…

248
00:18:07,253 --> 00:18:08,553
‫از همه‌کس دوست داره

249
00:18:09,714 --> 00:18:11,014
‫حتماً راه دیگه‌ای وجود داره

250
00:18:11,049 --> 00:18:12,509
‫پس راه جایگزین رو برای ما هم بگو

251
00:18:12,675 --> 00:18:13,975
‫من…

252
00:18:18,389 --> 00:18:19,681
‫نمی‌تونم چنین کاری بکنم

253
00:18:19,682 --> 00:18:21,768
‫اگه وصلت صورت بگیره،

254
00:18:21,935 --> 00:18:24,229
‫کراسوس دیگه ازت حمایت نمی‌کنه

255
00:18:24,646 --> 00:18:28,858
‫و اگر چین اتفاقی بیُفته،
‫آسیب‌پذیر خواهی بود، سوری

256
00:18:29,275 --> 00:18:30,985
‫ولی اگه کار رو درست انجام بدی،

257
00:18:31,152 --> 00:18:33,822
‫کراسوس تمایل داره
‫خواسته‌ت رو عملی کنه

258
00:18:33,988 --> 00:18:37,992
‫و میدان مبارزه‌ای که اِسپارتاکوس
‫و شورشیان خراب کردن رو بازسازی کنه،

259
00:18:38,159 --> 00:18:39,869
‫و کنترل اون میدان مبارزه

260
00:18:40,411 --> 00:18:43,289
‫و تمامی مسابقات کاپوآ رو به تو بسپاره

261
00:18:46,000 --> 00:18:47,300
‫چنین وعده‌ای داده؟

262
00:18:48,169 --> 00:18:49,469
‫آره

263
00:18:51,130 --> 00:18:53,383
‫مرد آزادی هستی، سوری،

264
00:18:53,508 --> 00:18:58,137
‫این آزادی مسئولیت‌هایی هم
‫برات به همراه داره

265
00:18:59,305 --> 00:19:01,599
‫انتخابش با خودته

266
00:19:13,403 --> 00:19:16,865
‫نامه‌ای که پیشنهاد ازدواج
‫توش نوشته شده بود خیلی غیرمنتظره بود

267
00:19:18,199 --> 00:19:20,535
‫مورد لطف قرار گرفت؟

268
00:19:23,079 --> 00:19:25,498
‫وقتی مسائل فوری و مهم‌تر
‫ذهن رو مشغول کردن

269
00:19:25,665 --> 00:19:28,334
‫نمی‌شه به زندگی زناشویی فکر کرد

270
00:19:29,043 --> 00:19:32,171
‫کنسول جمهوری بودن
‫چنین سختی‌هایی داره

271
00:19:32,589 --> 00:19:34,340
‫کراسوس هم کنسوله

272
00:19:34,507 --> 00:19:36,801
‫شما مثل آینه‌هایی برای همدیگه هستید،

273
00:19:37,343 --> 00:19:40,889
‫بالاترین جایگاه در سنا رو بازتاب می‌کنید

274
00:19:41,055 --> 00:19:43,057
‫ما رو در یک سطح قرار می‌دی؟

275
00:19:44,267 --> 00:19:46,436
‫فقط می‌خوام تنش‌ها کاهش پیدا کنن،

276
00:19:46,603 --> 00:19:49,731
‫و به سمت هدفی مشترک قدم برداریم

277
00:19:50,064 --> 00:19:51,364
‫منم همین‌طور

278
00:19:52,525 --> 00:19:55,820
‫اما متأسفانه در سنا
‫در مقابل هم قرار داریم…

279
00:19:56,613 --> 00:19:58,406
‫کراسوس به دنبال سیاست‌های مالیاتی
‫برای پر کردن خزانه‌ش هست،

280
00:19:58,531 --> 00:20:01,200
‫ولی من هدفی شرافتمندانه‌تر دارم،
‫می‌خوام نیروهام

281
00:20:01,326 --> 00:20:03,453
‫که در شکست اِسپارتاکوس
‫نقش حیاتی داشتن

282
00:20:03,620 --> 00:20:07,790
‫به پاداش مناسب از زمین و پول
‫متناسب با تلاش‌شون برسن

283
00:20:10,251 --> 00:20:14,505
‫ممکنه راهی برای پیشرفت
‫آشکار بشه، هر چقدر هم باریک باشه

284
00:20:18,051 --> 00:20:20,261
‫بیا این راه باریک رو ممکن کنیم

285
00:20:21,054 --> 00:20:24,265
‫اگه صدای من بتونه سنا رو
‫به سمت خواسته‌های شما هدایت کنه،

286
00:20:24,432 --> 00:20:29,562
‫شاید شما هم بتونید از نفوذتون به نفع
‫طرفداران کراسوس استفاده کنید

287
00:20:31,731 --> 00:20:32,940
‫شاید

288
00:20:32,941 --> 00:20:34,317
‫چنین توافقی ابتدا نیاز داره

289
00:20:34,484 --> 00:20:38,112
‫که ارتش‌های جلوی
‫دروازه‌های رم پراکنده بشن،

290
00:20:38,237 --> 00:20:40,281
‫و لشگری از هر دو طرف فرستاده بشه

291
00:20:40,448 --> 00:20:43,159
‫تا بالاخره به تهدید
‫روز افزون کیلیکی‌ها رسیدگی بشه

292
00:20:43,910 --> 00:20:45,954
‫خیلی آزاردهنده شدن

293
00:20:46,371 --> 00:20:48,498
‫و من می‌خوام همه‌شون
‫به صلیب کشیده بشن

294
00:20:48,623 --> 00:20:51,042
‫چون شهروندان رو در خطر انداختن…

295
00:20:51,209 --> 00:20:53,628
‫از جمله نزدیکان خود من

296
00:20:57,215 --> 00:20:59,926
‫در مورد دخترت برام بگو

297
00:21:00,885 --> 00:21:03,680
‫با چشمان خودتون
‫زیباییش رو دیدید، نه؟

298
00:21:04,347 --> 00:21:08,685
‫به طرز شگفت‌انگیزی آره.
‫ولی منظور من ذهن و فکر اونه

299
00:21:09,060 --> 00:21:10,770
‫ذهن تیزی داره،

300
00:21:11,521 --> 00:21:13,982
‫و در زمینه‌ی ادبیات،

301
00:21:14,399 --> 00:21:17,235
‫سخنوری، منطق، تاریخ‌ها،

302
00:21:17,402 --> 00:21:19,529
‫و زبان‌ها دانش داره،
‫زبان یونانی زبان دومشه

303
00:21:19,696 --> 00:21:21,698
‫سوال رو اشتباه متوجه شدی

304
00:21:22,448 --> 00:21:25,743
‫ذهنش چطور با اراده‌ی
‫همسرش هماهنگ می‌شه؟

305
00:21:35,294 --> 00:21:38,214
‫اون معنای کلمه‌ی…

306
00:21:38,631 --> 00:21:39,931
‫وظیفه رو درک می‌کنه…

307
00:21:47,682 --> 00:21:49,684
‫…و می‌دونه چه تعهداتی
‫به همراه داره

308
00:21:50,852 --> 00:21:52,152
‫هوم

309
00:21:59,861 --> 00:22:02,572
‫متأسفانه بازی رو باختی…

310
00:22:08,369 --> 00:22:10,747
‫ولی دامادی برجسته به دست آوردی

311
00:22:13,207 --> 00:22:14,751
‫خبری خوشحال‌کننده‌ست

312
00:22:16,919 --> 00:22:21,090
‫ولی بدونید قلبم با عشقی
‫که نسبت به تنها فرزندم دارم می‌تپه،

313
00:22:21,716 --> 00:22:23,342
‫فرزندی که دوست دارم
‫خوش‌حال باشه،

314
00:22:23,926 --> 00:22:25,470
‫و ازش مراقبت بشه،

315
00:22:26,554 --> 00:22:29,015
‫و بیشترین احترام ممکن رو…

316
00:22:29,515 --> 00:22:30,815
‫دریافت بکنه

317
00:22:32,560 --> 00:22:34,854
‫به افتخار جمهوری

318
00:22:35,938 --> 00:22:37,238
‫معذرت می‌خوام

319
00:22:37,565 --> 00:22:39,859
‫نمی‌خواستیم مزاحم بازی‌تون بشیم

320
00:22:40,026 --> 00:22:43,613
‫بازی به پایان رضایت‌بخشی رسید

321
00:22:46,532 --> 00:22:48,534
‫خدایان رو شکر، دخترم

322
00:22:48,910 --> 00:22:50,495
‫قراره ازدواج کنی

323
00:22:51,913 --> 00:22:56,250
‫چه خبر فوق‌العاده‌ای!

324
00:22:58,002 --> 00:22:59,302
‫قطعاً

325
00:23:00,171 --> 00:23:02,173
‫مشتاقانه منتظر به کمال رسیدن پیوند

326
00:23:02,340 --> 00:23:05,301
‫بین خانواده‌هامون هستم،
‫ویریدیای عزیزم

327
00:23:06,344 --> 00:23:07,644
‫هوم

328
00:23:08,137 --> 00:23:10,181
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم
‫چنین روزی رو…

329
00:23:10,598 --> 00:23:11,898
‫تصور کنم

330
00:23:30,034 --> 00:23:31,334
‫اکیلیا…

331
00:23:40,419 --> 00:23:42,255
‫به چی خیره شدی؟

332
00:23:42,880 --> 00:23:44,047
‫من…

333
00:23:44,048 --> 00:23:45,758
‫معذرت می‌خوام.
‫یه لحظه فکر کردم…

334
00:23:45,925 --> 00:23:48,177
‫افکارت اصلاً برام مهم نیستن

335
00:23:49,554 --> 00:23:51,514
‫سلول پدرت رو برداشتی برای خودت؟

336
00:23:51,681 --> 00:23:53,224
‫حق منه،

337
00:23:54,058 --> 00:23:54,850
‫به عنوان پسرش

338
00:23:54,851 --> 00:23:56,227
‫چنین چیزی رو نمی‌خواست…

339
00:23:56,686 --> 00:23:59,438
‫من و تو همیشه با هم مخالفیم

340
00:23:59,605 --> 00:24:01,274
‫پس جایگاه قهرمانی رو به من بده

341
00:24:01,440 --> 00:24:03,025
‫تا این مخالفت از بین بره

342
00:24:03,192 --> 00:24:06,612
‫این تنها چیزیه که بهش فکر می‌کنی؟
‫حتی الان؟

343
00:24:07,530 --> 00:24:08,655
‫شکوه توی میدان مبارزه؟

344
00:24:08,656 --> 00:24:10,116
‫تنها چیزی که بهش فکر می‌کنم

345
00:24:10,950 --> 00:24:12,535
‫اینه که انتقام پدرم رو بگیرم،

346
00:24:12,702 --> 00:24:14,036
‫یعنی توی مبارزه‌ی اصلی باشم

347
00:24:14,203 --> 00:24:16,539
‫و جون سکایی‌ای رو بگیرم
‫که اون رو ازم گرفت

348
00:24:16,956 --> 00:24:19,876
‫چنین انتقامی متعلق به تو نیست

349
00:24:20,626 --> 00:24:23,337
‫من قهرمان این خانه‌ام

350
00:24:24,797 --> 00:24:27,341
‫مقام قهرمانی بدون
‫رقابت درست‌وحسابی…

351
00:24:28,342 --> 00:24:29,927
‫با مردی که جلوت ایستاده
‫بهت داده شد

352
00:24:31,637 --> 00:24:33,222
‫من فقط یه پسر می‌بینم

353
00:24:33,598 --> 00:24:35,433
‫اکیلیا. تارکان

354
00:24:35,850 --> 00:24:37,977
‫پومپه اومده.
‫به صف بشید،

355
00:24:38,352 --> 00:24:40,855
‫و بذارید هیجانات فروکش کنن

356
00:24:53,701 --> 00:24:55,369
‫همه‌چیز از این‌جا شروع شد

357
00:24:55,494 --> 00:24:58,873
‫ماجرای اِسپارتاکوس و شورشیان که
‫جمهوری رو به خطر انداخته بودن

358
00:24:59,040 --> 00:25:00,700
‫عوضی روانی جون ارباب سابق

359
00:25:00,701 --> 00:25:02,543
‫این خانه رو گرفت

360
00:25:02,668 --> 00:25:04,587
‫و جون بسیاری
‫از رومیان برجسته‌ی دیگه

361
00:25:04,754 --> 00:25:07,340
‫ولی سوری زنده موند

362
00:25:08,007 --> 00:25:09,926
‫اون موقع هنوز
‫در جایگاه قدرت نبودم

363
00:25:10,051 --> 00:25:11,259
‫آره

364
00:25:11,260 --> 00:25:13,471
‫برده‌ی گلادیاتوری
‫که به هم‌نوع‌های خودش خیانت کرد،

365
00:25:13,596 --> 00:25:15,848
‫پرسشی قدیمی رو زنده می‌کنه…

366
00:25:17,558 --> 00:25:18,935
‫چطور جون سالم به در بردی؟

367
00:25:19,101 --> 00:25:20,770
‫با قدرت و زیرکی

368
00:25:21,687 --> 00:25:23,940
‫تقویت‌شده در سال‌های طولانی
‫زندگی میان برادران

369
00:25:24,106 --> 00:25:25,942
‫از آغازی فروتنانه،

370
00:25:26,108 --> 00:25:27,408
‫تا حضوری فروتنانه

371
00:25:28,653 --> 00:25:30,780
‫بیایید ارزش یه مرد رو
‫نه با گذشته‌ش،

372
00:25:30,947 --> 00:25:33,699
‫بلکه با داشته‌های والای اون
‫در زمان حال بسنجیم

373
00:25:34,242 --> 00:25:35,542
‫هر طور شما بگید

374
00:25:36,118 --> 00:25:38,287
‫اکیلیا! خودت رو نشون بده

375
00:25:45,920 --> 00:25:48,381
‫همون‌طور که گفته بودید
‫اندام و هیکل خوبی داره

376
00:25:48,547 --> 00:25:50,883
‫وحشی به سختی توی میدان مبارزه
‫جون سالم به در برد

377
00:25:51,008 --> 00:25:52,927
‫ولی جون سالم به در برد
‫و در برابر حریفی

378
00:25:53,094 --> 00:25:55,388
‫که بزرگ‌تر و بامهارت‌تر بود
‫پیروز شد

379
00:25:55,554 --> 00:25:58,307
‫می‌خوام با چشم‌های خودم
‫شایستگیش رو ببینم

380
00:25:58,891 --> 00:26:01,435
‫کنسول هر خواسته‌ای داشته باشن،
‫آشر برآورده می‌کنه

381
00:26:02,061 --> 00:26:04,605
‫بین مردها یکی رو انتخاب کنید
‫تا باهاش مبارزه کنه

382
00:26:04,730 --> 00:26:08,609
‫همه‌شون غول‌پیکرن و نمایشی
‫هیجان‌انگیز رو تقدیم می‌کنن

383
00:26:09,860 --> 00:26:11,160
‫اون یکی چطوره؟

384
00:26:17,451 --> 00:26:19,120
‫معذرت می‌خوام، کنسول

385
00:26:19,620 --> 00:26:21,706
‫شکست دادن این مرد
‫اصلاً سخت نیست

386
00:26:22,623 --> 00:26:24,375
‫می‌تونم نمایشی درخور اسم‌تون

387
00:26:24,750 --> 00:26:26,919
‫بهتون پیشکش کنم

388
00:26:27,086 --> 00:26:28,386
‫یه وحشیه،

389
00:26:28,713 --> 00:26:30,013
‫همون‌طور که بهتون گفتم

390
00:26:30,131 --> 00:26:32,883
‫به خاطر سخن گفتن فراتر از جایگاهش
‫تنبیه‌ش می‌کنم

391
00:26:33,175 --> 00:26:34,475
‫مربی!

392
00:26:34,927 --> 00:26:36,227
‫صبر کن

393
00:26:37,096 --> 00:26:39,807
‫برای رسیدن به هدفش جسوره،

394
00:26:39,932 --> 00:26:41,892
‫قابل تحسینه

395
00:26:44,895 --> 00:26:46,647
‫بذار درخواستش رو بپذیریم

396
00:26:47,398 --> 00:26:50,151
‫کی رو انتخاب می‌کنی
‫تا سرافرازم کنی، قهرمان؟

397
00:26:51,485 --> 00:26:52,785
‫تارکان

398
00:26:53,112 --> 00:26:54,655
‫پسر کلادوس

399
00:27:01,162 --> 00:27:03,539
‫پسر کلادوس با خوش‌حالی می‌پذیره

400
00:27:04,123 --> 00:27:05,423
‫مربی،

401
00:27:05,583 --> 00:27:07,126
‫سلاح‌های تمرینی رو بهشون بده

402
00:27:07,293 --> 00:27:10,171
‫تمرینی؟ مبارزه‌ی واقعی‌ای نیست؟

403
00:27:11,839 --> 00:27:13,139
‫هر چی دستور بفرمایید، کنسول

404
00:27:13,299 --> 00:27:14,599
‫مربی،

405
00:27:15,134 --> 00:27:17,303
‫فولاد جای چوب رو بگیره

406
00:27:19,221 --> 00:27:21,098
‫دِیکوس، بجنب!

407
00:27:21,265 --> 00:27:22,565
‫بیا

408
00:27:22,566 --> 00:27:29,566
SaberFun

409
00:27:33,152 --> 00:27:35,029
‫سلاح‌هایی که بهش دادن

410
00:27:35,196 --> 00:27:36,739
‫با سبک مسابقات
‫لودی آپولینارس فرق داره

411
00:27:36,906 --> 00:27:39,909
‫با توجه به صدمه‌ای که دید
‫باید سبکش رو عوض می‌کرد

412
00:27:40,076 --> 00:27:41,911
‫قراره تا طلوع خورشید حرف بزنیم؟

413
00:27:42,078 --> 00:27:44,038
‫دارن آماده می‌شن، کنسول

414
00:27:44,205 --> 00:27:45,831
‫تا لحظاتی دیگه
‫شاهد خون‌ریزی خواهید بود

415
00:27:47,458 --> 00:27:49,001
‫نمایش خوبی تقدیم کنید،

416
00:27:49,168 --> 00:27:51,879
‫ولی گرفتار درگیری مرگبار نشید

417
00:28:01,180 --> 00:28:04,392
‫الان متوجه می‌شیم چه کسی
‫واقعاً شایسته‌ی عنوان قهرمانیه

418
00:28:04,558 --> 00:28:05,858
‫ممنونم…

419
00:28:07,019 --> 00:28:09,230
‫که این فرصت رو فراهم کردی
‫تا شاهد سقوطت باشم

420
00:28:10,856 --> 00:28:12,156
‫شروع کنید!

421
00:28:21,659 --> 00:28:23,411
‫نوبی اصلاً ناامیدکننده نیست

422
00:28:30,668 --> 00:28:32,128
‫مرد جوان اولین خون رو می‌ریزه

423
00:28:47,351 --> 00:28:49,270
‫تلافی کرد

424
00:28:49,437 --> 00:28:50,437
‫عالیه

425
00:28:50,438 --> 00:28:51,738
‫شراب!

426
00:28:59,572 --> 00:29:02,450
‫اوه، قهرمانت داره محو می‌شه

427
00:29:02,616 --> 00:29:06,787
‫مثل همه‌ی رویاها که در مواجهه
‫با واقعیت بی‌رحم محو می‌شن

428
00:29:20,426 --> 00:29:21,726
‫اوه!

429
00:29:24,180 --> 00:29:25,598
‫خوب جنگیدی!

430
00:29:26,348 --> 00:29:27,766
‫جونش رو بگیر!

431
00:29:46,535 --> 00:29:49,121
‫ثابت کرده حریف شایسته‌ایه، کنسول،

432
00:29:50,372 --> 00:29:51,790
‫مثل پدرش

433
00:29:54,418 --> 00:29:55,718
‫دوست دارم…

434
00:29:56,921 --> 00:29:58,923
‫- زنده بمونه
‫- اکیلیا

435
00:30:00,382 --> 00:30:02,510
‫حال خوبی دارم،

436
00:30:02,927 --> 00:30:05,554
‫به‌خاطر ازدواج پیش‌رو

437
00:30:05,721 --> 00:30:07,021
‫نوبی پیروز می‌شه

438
00:30:07,723 --> 00:30:10,726
‫جون پسرک متعلق به نوبیه
‫تا هر کاری که می‌خواد باهاش بکنه

439
00:30:16,899 --> 00:30:18,901
‫اینم از رقابت درست‌وحسابی،

440
00:30:19,693 --> 00:30:22,238
‫و تنها دلیل زنده بودنت

441
00:30:22,988 --> 00:30:24,288
‫دِینیه که به پدرت دارم

442
00:30:27,618 --> 00:30:29,453
‫واقعاً فراتر از انتظارات بود

443
00:30:30,913 --> 00:30:32,213
‫مثل الهه وینسِ پیروز،

444
00:30:32,248 --> 00:30:34,250
‫مجسم‌شده در کالبد انسان،

445
00:30:35,626 --> 00:30:37,253
‫شایسته‌ی ستایشی

446
00:30:42,049 --> 00:30:43,676
‫پرستش چنین الهه‌ای

447
00:30:43,842 --> 00:30:45,134
‫شاید…

448
00:30:45,135 --> 00:30:47,012
‫بهتر باشه در…

449
00:30:47,179 --> 00:30:49,223
‫فضای خلوت‌تری انجام بشه؟

450
00:30:53,310 --> 00:30:55,062
‫پیشنهاد خوبیه

451
00:30:55,229 --> 00:30:56,529
‫به صف بشید

452
00:30:58,399 --> 00:31:00,901
‫حمومش کنید و بفرستیدش پیشم

453
00:31:01,485 --> 00:31:03,529
‫بریم شراب و غذا بخوریم

454
00:31:04,238 --> 00:31:05,906
‫تا زمان مقرر

455
00:31:08,784 --> 00:31:10,119
‫هیلارا

456
00:31:10,536 --> 00:31:12,037
‫ازت می‌خوام بمونی

457
00:31:13,163 --> 00:31:14,289
‫و توی کار مهم‌تری

458
00:31:14,290 --> 00:31:16,333
‫بهم کمک کنی

459
00:31:18,419 --> 00:31:20,129
‫چنین چیزی غیرممکنه، هیلارا

460
00:31:20,296 --> 00:31:22,298
‫خیلی برای خانه حیاتیه

461
00:31:22,464 --> 00:31:24,091
‫یعنی برای اربابت حیاتیه

462
00:31:24,258 --> 00:31:27,219
‫هیچ‌وقت مثل تو چنین احساساتی
‫نسبت به تو نخواهد داشت

463
00:31:27,386 --> 00:31:29,179
‫اگه اصلاً بدونه احساس چیه

464
00:31:29,346 --> 00:31:31,807
‫دیگه چنین امیدی ندارم

465
00:31:33,183 --> 00:31:34,685
‫اما اگه توی این کار بهش کمک کنیم،

466
00:31:34,852 --> 00:31:37,438
‫از ریخته شدن خون و نابودی…

467
00:31:38,772 --> 00:31:40,566
‫کسانی که زیر این سقف هستن
‫جلوگیری می‌شه

468
00:31:43,861 --> 00:31:45,904
‫به عنوان یه دوست
‫ازت درخواست می‌کنم

469
00:31:47,948 --> 00:31:50,534
‫که یه زمانی بیشتر
‫از بقیه دوستش داشتی

470
00:32:01,211 --> 00:32:02,420
‫جوری که چشم‌چرونی می‌کنه

471
00:32:02,421 --> 00:32:03,756
‫انگار داره مزه‌ی تنت رو
‫توی ذهنش می‌سنجه

472
00:32:03,881 --> 00:32:05,424
‫غیرقابل‌تصور نیست
‫که چنین کار ممنوعی

473
00:32:05,591 --> 00:32:06,967
‫قبلاً ازش سر زده باشه

474
00:32:09,762 --> 00:32:12,389
‫چرا مثل آهویی که داره شکار می‌شه
‫اون‌جا موندی؟

475
00:32:12,556 --> 00:32:13,765
‫معذرت می‌خوام. من…

476
00:32:13,766 --> 00:32:15,768
‫برو با آماده کردن حمام
‫خودت رو مشغول کن

477
00:32:16,268 --> 00:32:17,895
‫شاید سوری با تنبلی
‫مشکلی نداشته باشه،

478
00:32:18,520 --> 00:32:21,857
‫اما برده‌ی جنسی یه رومی
‫هرگز نباید تنبل باشه

479
00:32:22,232 --> 00:32:23,651
‫چشم

480
00:32:28,489 --> 00:32:29,907
‫به اون دختره علاقه داری

481
00:32:30,658 --> 00:32:33,285
‫وقتی که تو غایب بودی
‫لقمه‌ی قابل‌قبولی بود

482
00:32:33,452 --> 00:32:34,752
‫هوم

483
00:32:34,953 --> 00:32:38,332
‫و حالا که شوهر عزیزت برگشته چی؟

484
00:32:38,499 --> 00:32:40,959
‫فکر می‌ره به سمت…

485
00:32:41,126 --> 00:32:42,878
‫ضیافت مفصل‌تری

486
00:32:51,178 --> 00:32:52,971
‫پس من کسی‌ام که نیازش داری

487
00:32:55,724 --> 00:32:57,267
‫باید با پومپه رابطه داشته باشم؟

488
00:32:57,434 --> 00:32:59,395
‫چیزیه که معمولاً از قهرمان‌ها
‫درخواست می‌شه

489
00:32:59,853 --> 00:33:01,153
‫اِسپارتاکوس، و قبلش گانیکوس،

490
00:33:01,188 --> 00:33:04,316
‫هر دو تاشون به این کار وادار شدن
‫و اطاعت کردن

491
00:33:05,484 --> 00:33:06,784
‫ولی…

492
00:33:07,194 --> 00:33:09,863
‫اگه کاری که می‌گم رو انجام بدی،
‫بدون این‌که کسی بفهمه،

493
00:33:10,030 --> 00:33:12,282
‫پومپه نمی‌تونه بهت دست بزنه،

494
00:33:12,449 --> 00:33:15,536
‫چه برسه به این‌که
‫کیرش بخواد بهت تعرض کنه

495
00:33:17,037 --> 00:33:18,414
‫اگه شما بخواید، چشم

496
00:33:18,580 --> 00:33:20,582
‫خواسته‌م نیست

497
00:33:20,999 --> 00:33:23,585
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

498
00:33:23,752 --> 00:33:25,052
‫ارباب

499
00:33:29,591 --> 00:33:31,969
‫تونستی چیزی که خواستم رو
‫به دست بیاری؟

500
00:33:33,345 --> 00:33:34,847
‫مسیا انجامش داد

501
00:33:35,597 --> 00:33:38,058
‫پس شاید خدایان
‫امروز کون‌مون نذارن

502
00:33:41,061 --> 00:33:42,980
‫پیام رو برسون

503
00:33:43,647 --> 00:33:47,234
‫بعدش اکیلیا رو
‫خدمت مهمون کوفتی ببر

504
00:33:48,277 --> 00:33:49,577
‫برو

505
00:33:52,573 --> 00:33:56,702
‫پسری که باهاش مبارزه کردی،
‫چرا دوست داشتی زنده بمونه؟

506
00:33:58,620 --> 00:34:01,832
‫نگرانیم به‌خاطر جون خودش نبود

507
00:34:03,500 --> 00:34:04,960
‫پدرش رو می‌شناختم،

508
00:34:05,836 --> 00:34:07,136
‫قبل از این‌که بمیره

509
00:34:08,297 --> 00:34:10,466
‫یکی از گلادیاتورهای سوری بود؟

510
00:34:11,300 --> 00:34:13,469
‫قهرمان این خانه بود

511
00:34:14,511 --> 00:34:16,054
‫برای مدت کوتاهی

512
00:34:17,848 --> 00:34:20,726
‫خب، علاقه معطوف
‫به صاحب فعلی اون جایگاهه

513
00:34:22,144 --> 00:34:23,394
‫بهم بگو،

514
00:34:23,395 --> 00:34:27,566
‫چطور مهمون جمهوری زیبای ما شدی؟

515
00:34:29,151 --> 00:34:31,737
‫به سبب بداقبالی،

516
00:34:32,946 --> 00:34:34,656
‫مثل بیشتر کسایی
‫که چنین سرنوشتی دارن

517
00:34:35,491 --> 00:34:38,660
‫هوم. کلی‌گویی برای
‫ذهن‌های ضعیف‌تر تسلی‌بخشه

518
00:34:38,827 --> 00:34:43,040
‫من جزئیات آشکارکننده‌تری می‌خوام

519
00:34:47,336 --> 00:34:49,171
‫من رو به رومی‌ها فروختن

520
00:34:50,756 --> 00:34:53,008
‫اتفاقی غیرمعمولی نیست

521
00:34:53,175 --> 00:34:56,011
‫پدر خودم من رو به اونا فروخت

522
00:35:04,394 --> 00:35:06,271
‫جزئیات فاش شدن

523
00:35:08,982 --> 00:35:10,107
‫ازت متنفر بود

524
00:35:10,108 --> 00:35:12,361
‫که تو رو برای بردگی
‫به سرزمین خارجی فروخت؟

525
00:35:13,487 --> 00:35:16,156
‫عشقی که نسبت به من داشت
‫بی‌حدوحصر بود

526
00:35:17,825 --> 00:35:19,785
‫ولی الان این‌جایی

527
00:35:25,541 --> 00:35:28,460
‫نیزه‌ای سرگردان جون یکی از
‫خانواده‌ی پادشاهی رو گرفت

528
00:35:31,588 --> 00:35:33,298
‫کسی که من قسم خورده بودم
‫ازش محافظت کنم

529
00:35:34,258 --> 00:35:36,426
‫حالا رسیدیم به بخش جالب داستان

530
00:35:36,593 --> 00:35:40,055
‫چنین عملی در پادشاهی من
‫مجازات مرگ داره

531
00:35:40,597 --> 00:35:42,182
‫فروختن من به رومی‌ها

532
00:35:42,683 --> 00:35:44,101
‫از نظر پدرم…

533
00:35:45,394 --> 00:35:47,771
‫مروت و بخشش بود

534
00:35:54,528 --> 00:35:55,946
‫شراب بیشتری می‌خوام

535
00:35:56,572 --> 00:35:57,906
‫منم همین‌طور

536
00:36:04,621 --> 00:36:08,709
‫ظرافتی که توی راه رفتنت هست
‫فراتر از جایگاه فرومایه‌ته

537
00:36:10,752 --> 00:36:12,052
‫ممنون

538
00:36:12,796 --> 00:36:16,008
‫تعریف نکردم.
‫فقط چیزی که دیدم رو گفتم

539
00:36:17,551 --> 00:36:19,761
‫من همچنان ممنونم…

540
00:36:19,928 --> 00:36:21,430
‫صرف‌نظر از نیّت‌تون

541
00:36:35,360 --> 00:36:36,987
‫باید اعتراف کنم،

542
00:36:38,530 --> 00:36:40,240
‫تا حالا با یه نوبی رابطه نداشتم

543
00:36:42,075 --> 00:36:44,328
‫منم با یه کنسول رومی رابطه نداشتم

544
00:36:46,914 --> 00:36:49,750
‫اگر همین چند ساعت پیش
‫به دختر گابینیوس

545
00:36:49,875 --> 00:36:52,085
‫قول ازدواج نداده بودم،

546
00:36:55,130 --> 00:36:58,383
‫چنین کمبود مشترکی رو
‫برطرف می‌کردیم

547
00:37:00,344 --> 00:37:01,678
‫پس حیف شد

548
00:37:21,615 --> 00:37:23,325
‫خدایان خشمگینن

549
00:37:25,327 --> 00:37:27,245
‫کِی خشمگین نبودن؟

550
00:37:30,290 --> 00:37:31,590
‫من جای تو باشم
‫از اون لبه فاصله می‌گیرم

551
00:37:32,584 --> 00:37:34,962
‫صخره به این معروفه که جون
‫افراد بی‌خبر رو می‌گیره

552
00:37:36,964 --> 00:37:39,675
‫پس چرا هیچ‌وقت دیوارش بازسازی نشده
‫که فاجعه تکرار نشه؟

553
00:37:39,841 --> 00:37:41,718
‫بعضی چیزها قابل تعمیر نیستن،

554
00:37:42,260 --> 00:37:44,304
‫حتی اگه ما خلاف‌شون رو بخوایم

555
00:37:52,270 --> 00:37:53,605
‫میاد پیشم

556
00:37:55,941 --> 00:37:57,241
‫توی رویاهام

557
00:37:59,152 --> 00:38:01,446
‫اغلب وقت‌ها برای
‫همه‌مون اتفاق می‌افته

558
00:38:04,741 --> 00:38:06,576
‫سعی می‌کنم باهاش حرف بزنم…

559
00:38:08,704 --> 00:38:10,831
‫اما زبانم سنگ می‌شه

560
00:38:13,834 --> 00:38:15,502
‫اون با تو حرف می‌زنه؟

561
00:38:18,630 --> 00:38:19,930
‫آره…

562
00:38:22,634 --> 00:38:24,052
‫اما صداش رو نمی‌شنوم

563
00:38:26,847 --> 00:38:29,266
‫حاضرم همه‌چیزم رو بدم
‫ولی یه بار دیگه باهاش حرف بزنم

564
00:38:32,227 --> 00:38:33,527
‫و همین‌طور هم می‌شه،

565
00:38:34,146 --> 00:38:35,446
‫هر وقت زمانش برسه

566
00:38:35,981 --> 00:38:37,983
‫و منم با آپیتر حرف می‌زنم،

567
00:38:39,067 --> 00:38:40,527
‫وقتی از این دنیا می‌ریم

568
00:38:40,694 --> 00:38:42,821
‫به سمت ساحل دور لذت‌بخش

569
00:38:48,243 --> 00:38:50,746
‫ولی تا زمانی که توی این دنیا هستیم،

570
00:38:51,204 --> 00:38:53,749
‫می‌خوام به اکیلیا کمک کنیم

571
00:38:55,584 --> 00:38:56,884
‫نیازی بهش نداره

572
00:38:57,044 --> 00:38:59,504
‫اون هم مثل بقیه
‫گوشت و استخونه،

573
00:39:00,672 --> 00:39:02,549
‫و قراره در بازی‌های پیش‌رو

574
00:39:02,674 --> 00:39:05,343
‫با قهرمان جدید خانه‌ی پراکولوس
‫مبارزه کنه

575
00:39:06,803 --> 00:39:09,848
‫بیا کمکش کنیم انتقام بگیره

576
00:39:14,478 --> 00:39:16,229
‫می‌خوام اِلاتا رو ببینم

577
00:39:16,980 --> 00:39:20,192
‫خیلی از لطف و عنایت اربابت دور شدی

578
00:39:22,027 --> 00:39:24,029
‫اما درخواستت رو منتقل می‌کنم…

579
00:39:24,196 --> 00:39:25,655
‫وقتی فرصت بشه

580
00:39:27,783 --> 00:39:29,743
‫پدرم اصلاً ازش خوشش نمی‌اومد

581
00:39:32,579 --> 00:39:35,999
‫از نظر پدرت
‫شخص الهه آتنا هم

582
00:39:36,666 --> 00:39:38,043
‫لایق محبت تو نبود

583
00:39:50,597 --> 00:39:52,808
‫با وقار و متانتی رفتار کردی

584
00:39:52,974 --> 00:39:54,935
‫که فراتر از انتظاره

585
00:39:56,728 --> 00:39:59,523
‫ای کاش می‌تونستی با مردی
‫که دوستش داری ازدواج کنی

586
00:40:00,440 --> 00:40:03,735
‫به جای این‌که به اجبار
‫با این مرد ازدواج کنی

587
00:40:06,738 --> 00:40:08,073
‫خوش‌حال می‌شم…

588
00:40:08,573 --> 00:40:11,243
‫وقتی می‌فهمم
‫باعث افتخار پدرم هستم،

589
00:40:12,953 --> 00:40:14,412
‫که از همه برام عزیزتره

590
00:40:14,579 --> 00:40:17,374
‫اوه، جلوی مادرت
‫چنین حرف‌هایی نزن

591
00:40:19,084 --> 00:40:20,384
‫هوم

592
00:40:21,169 --> 00:40:22,629
‫وقتی دیگه توی این خونه نباشم

593
00:40:23,755 --> 00:40:25,257
‫دلم برای بازی‌هامون تنگ می‌شه

594
00:40:25,423 --> 00:40:26,723
‫اوه…

595
00:40:27,050 --> 00:40:28,760
‫خب، فعلاً که این‌جایی

596
00:40:29,469 --> 00:40:32,597
‫بیا از هر دقیقه و ساعت
‫این روزها نهایت استفاده رو ببریم

597
00:40:32,764 --> 00:40:34,064
‫تخته رو آماده کن،

598
00:40:34,099 --> 00:40:36,393
‫تا بازی کنیم

599
00:40:37,978 --> 00:40:39,688
‫معذرت می‌خوام. نامه‌ای رسیده

600
00:40:39,855 --> 00:40:41,940
‫چند ساعت دیگه بهش رسیدگی می‌کنیم

601
00:40:42,107 --> 00:40:45,652
‫بازم معذرت می‌خوام.
‫نامه از طرف پومپه‌ست

602
00:40:47,070 --> 00:40:48,822
‫بدش بهم

603
00:40:52,492 --> 00:40:54,995
‫شوهر آینده چه می‌گه؟

604
00:40:56,746 --> 00:40:59,583
‫هوم. توی ویلای سوری منتظره

605
00:41:00,167 --> 00:41:02,169
‫و خواستار حضور فوری منه؟

606
00:41:02,294 --> 00:41:06,006
‫جواب بده که سرم خیلی شلوغه،

607
00:41:06,173 --> 00:41:09,467
‫و صبح در مورد جلسه صحبت می‌کنیم

608
00:41:09,634 --> 00:41:10,934
‫ارباب

609
00:41:11,178 --> 00:41:12,478
‫صبر کن

610
00:41:14,347 --> 00:41:16,766
‫- وظیفه در قبال جمهوری مهم‌تره
‫- اوه

611
00:41:16,933 --> 00:41:19,263
‫نمی‌خوام هدفی حیاتی

612
00:41:19,264 --> 00:41:23,565
‫به‌خاطر لذت بازی بی‌اهمیت کنار گذاشته بشه،
‫حالا هر چقدر هم خواستنی باشه

613
00:41:27,110 --> 00:41:28,528
‫تخته رو آماده کن،

614
00:41:28,695 --> 00:41:33,200
‫به محض اینکه وظیفه اجازه بده
‫به این‌جا برمی‌گردم

615
00:41:43,001 --> 00:41:44,961
‫در رو باز کنید!

616
00:41:48,423 --> 00:41:51,301
‫چرا مثل یه برده‌ی معمولی
‫به این‌جا احضار شدم؟

617
00:41:52,010 --> 00:41:53,720
‫ذهن پومپه متعلق به خودشه

618
00:41:53,887 --> 00:41:56,681
‫جرئت نمی‌کنم حدس بزنم
‫چه فکرهایی به سرش می‌زنه

619
00:41:57,224 --> 00:41:59,392
‫همیشه بزرگوارانه جواب می‌دی

620
00:41:59,935 --> 00:42:03,230
‫چیزی که والامقام‌ها
‫می‌تونن ازش درس بگیرن

621
00:42:03,396 --> 00:42:04,563
‫من فقط به جمهوری

622
00:42:04,564 --> 00:42:07,025
‫و کسانی که در سخت‌ترین دوران
‫هدایتش می‌کنن خدمت می‌کنم

623
00:42:08,526 --> 00:42:11,947
‫یه زمانی چنین حرکت فروتنانه‌ای

624
00:42:12,072 --> 00:42:14,532
‫به عنوان حیله‌ای زیرکانه
‫برای جلب توجه و لطف انجام می‌شد

625
00:42:15,200 --> 00:42:18,495
‫ولی پذیرش تو از ضرورت وصلت

626
00:42:18,620 --> 00:42:21,873
‫بین دختر عزیزم و مردی
‫که من رو به سمتش هدایت می‌کنی

627
00:42:23,291 --> 00:42:25,543
‫چیز دیگه‌ای رو نشون می‌ده

628
00:42:26,127 --> 00:42:28,755
‫اگه ممکن باشه می‌خوام بدونم

629
00:42:28,922 --> 00:42:32,717
‫این‌که واقعاً جمهوری رو
‫بالاتر از خواسته‌های شخصی قرار می‌دی

630
00:42:33,677 --> 00:42:37,847
بازم این چیزیه که والامقام‌ها
‫می‌تونن ازش درس بگیرن

631
00:42:39,349 --> 00:42:40,649
‫باعث افتخارمه

632
00:42:41,226 --> 00:42:43,311
‫لیاقتش رو داری، آشر

633
00:42:49,985 --> 00:42:51,285
‫با اسم صدام زدی

634
00:42:51,987 --> 00:42:53,613
‫چنین اعتباری رو به دست آوردی،

635
00:42:54,197 --> 00:42:59,411
‫چون در آب‌های مواج و خطرناک
‫با مهارت حرکت کردی

636
00:43:00,245 --> 00:43:02,122
‫خیلی…

637
00:43:02,706 --> 00:43:04,040
‫باعث آرامش خاطره

638
00:43:04,624 --> 00:43:06,960
‫که این آب‌ها بین ما آروم هستن

639
00:43:07,127 --> 00:43:08,920
‫احساسی مشترکه

640
00:43:11,089 --> 00:43:13,425
‫اگر پدرت کنارت بود…

641
00:43:15,635 --> 00:43:18,642
‫به اندازه‌ی مردی که جلوت ایستاده

642
00:43:18,643 --> 00:43:20,640
‫سرافراز و مفتخر می‌شد

643
00:43:21,641 --> 00:43:26,438
‫که پسرش خواسته‌های
‫غیرممکن قلب رو کنار گذاشته

644
00:43:27,689 --> 00:43:29,649
‫و چیزی که نیازه رو پذیرفته

645
00:43:30,775 --> 00:43:33,778
‫ولی خیالت راحت باشه که ویریدیا…

646
00:43:35,613 --> 00:43:37,699
‫بهت علاقه داره

647
00:43:40,076 --> 00:43:42,037
‫و فکر می‌کنم همیشه
‫علاقه خواهد داشت

648
00:43:48,376 --> 00:43:50,462
‫بیا. پومپه منتظره

649
00:43:52,589 --> 00:43:53,889
‫آه…

650
00:43:53,923 --> 00:43:56,509
‫شب بیش از حد آشفته‌ست

651
00:43:57,761 --> 00:43:59,011
‫من بهونه‌ای میارم

652
00:43:59,012 --> 00:44:00,805
‫و می‌گم جلسه منتقل بشه
‫به زمان مناسب‌تری

653
00:44:00,972 --> 00:44:02,640
‫الان که این‌جام، در زمان مقرر

654
00:44:02,807 --> 00:44:06,102
‫بیا بریم سراغ کارمون
‫و تمومش کنیم

655
00:44:10,815 --> 00:44:13,443
‫چه کاری اون‌قدر فوریه
‫که این وقت شب…

656
00:44:15,528 --> 00:44:17,238
‫این چه مسخره‌بازی‌ایه؟

657
00:44:17,405 --> 00:44:19,908
‫- ارباب، من…
‫- از این‌جا برو. برو!

658
00:44:20,617 --> 00:44:21,917
‫معذرت می‌خوام

659
00:44:22,077 --> 00:44:25,038
‫پومپه درخواست کرد
‫از نزدیک قهرمانم رو ببینه

660
00:44:25,163 --> 00:44:26,463
‫خبر نداشتم!

661
00:44:26,581 --> 00:44:30,293
‫قسم خوردی که با دخترم
‫با عشق و احترام رفتار می‌کنی،

662
00:44:30,877 --> 00:44:34,547
‫و چند ساعت بعدش کون من
‫و اون برده‌ی نوبی می‌ذاری؟

663
00:44:35,131 --> 00:44:38,093
‫گابینیوس. چی شده؟

664
00:44:38,259 --> 00:44:40,970
‫پایان ازدواج پیشنهادی

665
00:44:41,388 --> 00:44:44,641
‫و قطع کامل ارتباط بین ما!

666
00:44:45,683 --> 00:44:47,727
‫کیرت رو توی هر سوراخی
‫که می‌خوای بکن،

667
00:44:47,894 --> 00:44:51,314
‫و امیدوارم بیماری
‫اون رو در نطفه خشک کنه

668
00:44:55,610 --> 00:44:56,652
‫خودتون رو جمع‌وجور کنید، کنسول

669
00:44:56,653 --> 00:44:59,239
‫من سعی می‌کنم
‫هیجانات شعله‌ور رو آروم کنم

670
00:45:01,741 --> 00:45:03,041
‫گابینیوس

671
00:45:03,952 --> 00:45:05,328
‫چنین ساعتی این‌جا چیکار می‌کنی؟

672
00:45:05,495 --> 00:45:07,163
‫و چرا این‌قدر خشمگینی؟

673
00:45:07,330 --> 00:45:10,875
‫به‌خاطر مهمون گرامی
‫زیر این سقف!

674
00:45:11,042 --> 00:45:12,042
‫پومپه؟

675
00:45:12,043 --> 00:45:13,210
‫اون مرد ثابت کرده

676
00:45:13,211 --> 00:45:15,380
‫همون هیولاییه که کراسوس
‫همیشه می‌گفت

677
00:45:15,547 --> 00:45:16,847
‫لعنت به من

678
00:45:17,173 --> 00:45:19,342
که حقیقت رو با چشمانم نمی‌دیدم

679
00:45:19,509 --> 00:45:21,594
‫یه آدم عوضی متکبره

680
00:45:21,761 --> 00:45:23,471
‫و به جای داشتن ذات و روح،

681
00:45:23,638 --> 00:45:26,057
‫سر تا پاش رو جوایز نظامی گرفته

682
00:45:26,224 --> 00:45:29,144
نسبت به کنسول روم
‫کلمات تندی هستن

683
00:45:29,310 --> 00:45:32,147
‫کیرم توی مقامش
‫و تمام ظاهرسازی‌ها

684
00:45:32,939 --> 00:45:36,609
‫توی چشم‌های بقیه
‫چیزی جز انعکاس خودش رو نمی‌بینه

685
00:45:36,734 --> 00:45:40,405
‫سناتور، التماس می‌کنم
‫یه‌کم آروم باشیم و به این فکر کنیم…

686
00:45:40,572 --> 00:45:42,407
‫چیزی برای فکر کردن وجود نداره،

687
00:45:43,199 --> 00:45:46,161
‫جز این‌که سال‌های متوالی می‌گذره

688
00:45:46,327 --> 00:45:48,830
‫و هیچ‌کس اسم پومپه مگنوس رو
‫با تحسین به زبون نمیاره

689
00:45:48,997 --> 00:45:52,167
‫- بیا بریم شراب بخوریم و…
‫- نمی‌ذارم سرکوب بشم

690
00:45:52,333 --> 00:45:54,502
‫پومپه دیگه دشمن منه

691
00:45:55,211 --> 00:45:57,964
‫توی بدخواهی با کیلیکی‌ها برابره

692
00:45:58,131 --> 00:46:00,216
‫و نتونست عدالت رو در حق‌شون اجرا کنه!

693
00:46:00,633 --> 00:46:02,177
‫بهم آسیب می‌زنی

694
00:46:02,302 --> 00:46:05,138
‫مثل چاقویی که به قلب می‌خوره

695
00:46:05,305 --> 00:46:07,223
‫چی…

696
00:46:07,390 --> 00:46:09,476
‫چه کاری انجام دادم

697
00:46:09,642 --> 00:46:12,812
‫که سزاوار چنین خشمی هستم؟

698
00:46:13,229 --> 00:46:15,482
‫چه کاری انجام دادی؟

699
00:46:15,648 --> 00:46:18,193
‫من طبق دستور تو اومدم این‌جا

700
00:46:18,359 --> 00:46:20,820
‫و می‌بینم با نوبی هم‌بستر شدی،

701
00:46:20,987 --> 00:46:23,072
‫و می‌گی چه کاری انجام دادی؟

702
00:46:23,239 --> 00:46:27,744
‫یادم نمیاد احضارت کرده باشم،
‫یا این‌که نوبی رو کرده باشم

703
00:46:29,579 --> 00:46:32,332
‫چون بیش از حد شراب خوردی
‫باعث نمی‌شه کارت توهین‌آمیز نباشه

704
00:46:32,499 --> 00:46:35,502
‫التماس‌تون می‌کنم،
‫نباید اجازه بدیم احساسات…

705
00:46:35,668 --> 00:46:37,504
‫متأسفم که اصلاً
‫به این فکر کردم

706
00:46:37,670 --> 00:46:40,798
‫که دختر ارزشمندم رو به تو بدم!

707
00:46:41,174 --> 00:46:42,634
‫تو لیاقت اون رو نداری

708
00:46:42,800 --> 00:46:44,928
‫و هرگز لایق اون نخواهی بود!

709
00:46:45,094 --> 00:46:47,055
‫به کراسوس خبر بدید

710
00:46:47,222 --> 00:46:48,522
‫می‌خوام از نزدیک ببینمش

711
00:46:48,640 --> 00:46:51,726
‫تا حمایت تمام و کمالم ازش
‫توی سنا رو بهش پیشنهاد بدم،

712
00:46:52,060 --> 00:46:53,853
‫تا در مقابل…

713
00:46:54,020 --> 00:46:56,314
‫پومپه‌ی کثافت بمونه!

714
00:47:07,534 --> 00:47:09,160
‫چه غلطی کردی؟

715
00:47:09,327 --> 00:47:12,247
‫- پزشکت رو خبر کن!
‫- پزشک لامصب ندارم!

716
00:47:12,413 --> 00:47:13,205
‫کنسول!

717
00:47:13,206 --> 00:47:14,958
‫اسبش رو آماده کنید! سریع!

718
00:47:16,292 --> 00:47:17,877
‫من به این موضوع رسیدگی می‌کنم.
‫تو باید فرار کنی

719
00:47:18,044 --> 00:47:19,211
‫نمی‌خواستم…

720
00:47:19,212 --> 00:47:21,297
‫سنا به نیّت اهمیت نمی‌ده

721
00:47:21,464 --> 00:47:23,341
‫بیا! باید از این‌جا بری

722
00:47:32,183 --> 00:47:34,394
‫دست کم گرفته بودمت، سوری

723
00:47:34,519 --> 00:47:38,356
‫همون‌طور که بهت دستور داده شد
‫وصلت ویریدیا و پومپه رو به هم زدی،

724
00:47:39,774 --> 00:47:42,485
‫بدون این‌که دستت
‫به خون آلوده بشه

725
00:47:50,994 --> 00:47:52,829
‫نمی‌خواستم چنین اتفاقی بیُفته

726
00:47:55,582 --> 00:47:57,166
‫من…

727
00:47:58,167 --> 00:47:59,836
‫نمی‌خواستم این‌طور بشه

728
00:48:02,922 --> 00:48:04,222
‫تو

729
00:48:06,217 --> 00:48:07,217
‫تو این کار رو کردی؟

730
00:48:07,218 --> 00:48:08,803
‫نه

731
00:48:08,970 --> 00:48:11,097
‫اون باخبر می‌شه…

732
00:48:11,806 --> 00:48:13,850
‫ویریدیا…

733
00:48:14,767 --> 00:48:16,477
‫متوجه می‌شه که تو…

734
00:48:17,103 --> 00:48:18,980
‫واقعاً چجور آدمی هستی

735
00:48:19,105 --> 00:48:20,405
‫- نه
‫- متوجه می‌شه!

736
00:48:20,523 --> 00:48:21,899
‫- نه
‫- اون…

737
00:48:33,036 --> 00:48:35,455
‫نه، نه!

738
00:48:40,627 --> 00:48:41,927
‫نه

739
00:48:41,951 --> 00:48:51,951
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

740
00:48:51,975 --> 00:49:01,975
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

