﻿1
00:00:19,911 --> 00:00:21,382
‫[ آنچه گذشت… ]

2
00:00:21,383 --> 00:00:22,815
‫کی جونش رو گرفت؟

3
00:00:22,982 --> 00:00:26,068
‫یه سکایی.
‫نگفتن اسم اون زنیکه چیه

4
00:00:26,235 --> 00:00:27,570
‫کلادوس به دست یه زن کشته شد؟

5
00:00:28,028 --> 00:00:29,530
‫پدرت چنین چیزی رو نمی‌خواست…

6
00:00:29,697 --> 00:00:32,700
‫این‌که من و تو همیشه
‫با هم مخالف باشیم

7
00:00:32,867 --> 00:00:35,244
‫می‌خوام به اکیلیا کمک کنیم

8
00:00:35,536 --> 00:00:37,037
‫باید خیالمون راحت باشه

9
00:00:37,204 --> 00:00:38,956
‫که تو در امان هستی

10
00:00:39,123 --> 00:00:41,834
‫از دست کسایی که می‌خوان تو
‫در حالت ضعف باشی

11
00:00:42,001 --> 00:00:45,494
‫- منظورت عمو سرویوسه؟
‫- اون فقط یکی از افراد بی‌شماره

12
00:00:45,546 --> 00:00:47,214
‫اگه پومپه با ویریدیا ازدواج کنه

13
00:00:47,381 --> 00:00:49,925
‫تا ابد با گابینیوس هم‌پیمان خواهد بود

14
00:00:50,092 --> 00:00:52,762
‫می‌خواید گابینیوس رو
‫از سنا حذف کنید؟

15
00:00:52,928 --> 00:00:55,347
‫نه. می‌خوام از این دنیا حذفش کنم

16
00:00:58,559 --> 00:01:00,478
‫حمومش کنید و بفرستیدش پیشم

17
00:01:00,895 --> 00:01:03,120
‫هیلارا، توی کار مهم‌تری

18
00:01:03,121 --> 00:01:05,357
‫بهم کمک کن

19
00:01:06,358 --> 00:01:07,658
‫چه کاری اون‌قدر فوریه که…

20
00:01:07,735 --> 00:01:09,528
‫این چه مسخره‌بازی‌ایه؟

21
00:01:09,653 --> 00:01:11,071
‫به کراسوس خبر بدید

22
00:01:11,238 --> 00:01:14,533
‫می‌خوام حمایت تمام و کمالم ازش
‫توی سنا رو بهش پیشنهاد بدم!

23
00:01:16,535 --> 00:01:18,245
‫نمی‌خواستم چنین اتفاقی بیُفته

24
00:01:19,330 --> 00:01:21,207
‫ویریدیا متوجه می‌شه

25
00:01:21,332 --> 00:01:23,250
‫که تو واقعاً چجور آدمی هستی

26
00:01:23,417 --> 00:01:24,334
‫نه

27
00:01:24,335 --> 00:01:26,629
‫متوجه می‌شه!

28
00:01:30,989 --> 00:01:35,455
‫« اِسـپـارتـاکـوس: خـانـه‌ی آشـر »

29
00:01:36,266 --> 00:01:39,181
‫« درود بـر سـزار »

30
00:01:39,205 --> 00:01:49,205
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

31
00:01:49,229 --> 00:01:59,229
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

32
00:02:15,678 --> 00:02:18,514
‫حال دخترت چطوره؟

33
00:02:19,557 --> 00:02:23,352
‫مثل کسی که قلبش رو از جاش کندن

34
00:02:24,978 --> 00:02:26,730
‫باورم نمی‌شه اون مُرده

35
00:02:26,856 --> 00:02:29,775
‫مرگش ضربه‌ی بزرگی
‫به جمهوری وارد می‌کنه

36
00:02:30,401 --> 00:02:32,319
‫خیلی غم‌انگیزه

37
00:02:34,071 --> 00:02:35,698
‫بدونید که من برای حمایت

38
00:02:36,323 --> 00:02:37,867
‫از هر دوی شما این‌جا هستم

39
00:02:42,913 --> 00:02:44,874
‫نشون‌دهنده‌ی‌…

40
00:02:45,666 --> 00:02:47,334
‫لطف شماست

41
00:02:50,296 --> 00:02:52,381
‫سزار و کورنلیا اومدن،

42
00:02:52,548 --> 00:02:55,259
‫و با حضور پرنورشون
‫تاریکی رو کنار زدن

43
00:02:55,676 --> 00:02:56,976
‫کاسوتیا

44
00:02:57,595 --> 00:02:59,388
‫به قدری ناراحت شدم

45
00:02:59,513 --> 00:03:01,181
‫که انگار شوهر عزیز
‫خودم رو از دست دادم

46
00:03:01,307 --> 00:03:04,476
‫خوش‌حالم که شما سالم هستید

47
00:03:04,935 --> 00:03:07,104
‫ولی کاش پومپه سالم نبود

48
00:03:07,271 --> 00:03:08,981
‫دشمن مردمه

49
00:03:09,148 --> 00:03:11,650
‫ناراحتم که اون‌طوری با آغوشی باز
‫و پرمحبت و تملق

50
00:03:11,817 --> 00:03:13,117
‫ازش استقبال کردیم

51
00:03:13,152 --> 00:03:14,904
‫باید به سزای اعمالش برسه

52
00:03:15,362 --> 00:03:17,281
‫و ترجیحاً تیزی شمشیر رو
‫روی گردنش حس کنه

53
00:03:17,448 --> 00:03:19,366
‫اون کنسول رومه…

54
00:03:19,950 --> 00:03:22,412
‫قوانینی که بر دیگران حاکمه
‫شامل حال اون نمی‌شه

55
00:03:22,413 --> 00:03:24,579
‫یعنی می‌گی به‌خاطر کاری که کرده
‫نباید مجازات بشه؟

56
00:03:24,747 --> 00:03:26,540
‫نه. منظورم اینه که…

57
00:03:26,665 --> 00:03:28,167
‫آروم باشید

58
00:03:28,334 --> 00:03:30,961
‫کراسوس قصد داره توی سنا
‫قطعنامه‌ای مطرح کنه

59
00:03:31,128 --> 00:03:32,546
‫تا مقام پومپه ازش گرفته بشه

60
00:03:32,671 --> 00:03:34,548
‫و همچنین حمایتی که به همراه داره

61
00:03:35,007 --> 00:03:37,593
‫ارتشش که بیرون از دروازه‌های رم
‫مستقر شده چی؟

62
00:03:38,010 --> 00:03:39,887
‫پا به فرار گذاشت

63
00:03:40,471 --> 00:03:44,308
‫مثل همه‌ی کسایی که ماهیتی مشکوک دارن
‫و دست‌شون به خون آلوده می‌شه

64
00:03:44,475 --> 00:03:46,518
‫به خوبی به این موضوع رسیدگی می‌شه

65
00:03:46,936 --> 00:03:48,478
‫مقام لگاتوس به کراسوس داده شده
‫(فرمانده‌ی نظامی ارشد در ارتش روم)

66
00:03:48,646 --> 00:03:51,231
‫و مأمور شده پومپه رو
‫به سرانجامی خشونت‌بار برسونه

67
00:03:51,649 --> 00:03:52,949
‫معذرت می‌خوام

68
00:03:53,942 --> 00:03:55,569
‫می‌خوام برم ادای احترام کنم

69
00:03:56,570 --> 00:03:57,870
‫سزار

70
00:03:58,447 --> 00:03:59,747
‫به این خانه افتخار دادید

71
00:04:00,658 --> 00:04:04,912
‫اجازه بدید سرویسون
‫برادر شوهر عزیزم رو بهتون معرفی کنم

72
00:04:05,079 --> 00:04:06,538
‫از دست دادن چنین برادر ارزشمندی رو

73
00:04:06,664 --> 00:04:08,415
‫بهتون تسلیت می‌گم

74
00:04:08,916 --> 00:04:10,216
‫ممنونم

75
00:04:11,418 --> 00:04:14,505
‫ولی باید بپرسم چرا برده‌تون
‫توی این جمع حاضره؟

76
00:04:15,130 --> 00:04:16,673
‫آشر یه مرد آزاد،

77
00:04:16,839 --> 00:04:19,510
‫و صاحب آموزشگاهی محترم در کاپوآست

78
00:04:20,135 --> 00:04:21,435
‫آره،

79
00:04:21,470 --> 00:04:24,765
‫همون سوری‌ای که پراکولوس مهربان
‫ازش تعریف می‌کرد

80
00:04:25,766 --> 00:04:29,353
‫برای بزرگداشت برادر عزیزم
‫و معرفی مجدد خودم به مردم شهری

81
00:04:30,187 --> 00:04:33,732
‫که خیلی وقته ازش دور بودم
‫می‌خوام بازی‌هایی برگزار کنم

82
00:04:33,899 --> 00:04:35,484
‫بازی‌های بزرگداشت؟

83
00:04:36,860 --> 00:04:39,321
‫من گلادیاتورهام رو بدون هیچ هزینه‌ای…

84
00:04:41,281 --> 00:04:44,534
‫- برای بزرگداشت پدرتون می‌فرستم
‫- اوه، بسیار عالی

85
00:04:45,411 --> 00:04:48,038
‫- و شما؟
‫- بدون شک

86
00:04:48,205 --> 00:04:49,832
‫خزانه‌مون خالی نیست

87
00:04:49,999 --> 00:04:53,961
چطوره گروهی از گلادیاتورهاتون رو بیارید
‫و قهرمان هر خانه

88
00:04:54,128 --> 00:04:55,546
‫توی مبارزه‌ی اصلی حاضر بشه؟

89
00:04:56,130 --> 00:05:00,009
‫یاد برادرت با خون بر شن‌ها
‫حک خواهد شد

90
00:05:00,843 --> 00:05:02,886
‫همون‌طور که می‌خوام امروز

91
00:05:03,595 --> 00:05:04,804
‫توسط…

92
00:05:04,805 --> 00:05:06,890
‫کسانی که اصل و نسب درست دارن
‫محترم شمرده بشه

93
00:05:09,852 --> 00:05:12,646
‫ما فقط مهمان خانه‌ی سرویوس هستیم

94
00:05:14,565 --> 00:05:16,525
‫این مرد رو به دور از چشم مردم…

95
00:05:17,401 --> 00:05:20,404
‫به سمت خروجی پشت ویلا ببرید

96
00:05:35,419 --> 00:05:36,719
‫صبر کنید

97
00:05:38,047 --> 00:05:39,506
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم

98
00:05:45,387 --> 00:05:46,687
‫معذرت می‌خوام

99
00:05:47,056 --> 00:05:48,356
‫عموم خیلی…

100
00:05:48,891 --> 00:05:50,191
‫تند و بی‌مقدمه صحبت می‌کنه

101
00:05:51,560 --> 00:05:52,978
‫من حماقت کردم که اومدم

102
00:05:53,145 --> 00:05:55,230
‫ولی اومدنت برام دلگرم‌کننده‌ست

103
00:05:57,775 --> 00:06:00,110
‫می‌خوام ازت قدردانی کنم

104
00:06:00,736 --> 00:06:02,036
‫چرا؟

105
00:06:02,905 --> 00:06:04,573
‫سعی کردی بهم هشدار بدی

106
00:06:05,908 --> 00:06:07,208
‫که پومپه چطور آدمیه

107
00:06:08,827 --> 00:06:10,496
‫ای کاش گوش می‌دادم

108
00:06:11,955 --> 00:06:15,501
‫تقصیر مردیه که جون پدرت رو گرفت

109
00:06:16,919 --> 00:06:18,504
‫تقصیر کَس دیگه‌ای نیست

110
00:06:22,549 --> 00:06:25,260
‫پدرم سزاوار چنین سرنوشتی نبود

111
00:06:28,764 --> 00:06:31,016
‫درسته

112
00:06:32,851 --> 00:06:35,104
‫قبل از این‌که متوجه‌ی نبودنم بشن
‫باید برم

113
00:06:39,108 --> 00:06:41,151
‫بدون که توی فکر و ذهنمی

114
00:07:22,651 --> 00:07:24,403
‫با نیزه‌ت حریف رو دور کن

115
00:07:24,528 --> 00:07:26,780
‫اجازه نده سکایی لعنتی نزدیکت بشه

116
00:07:38,584 --> 00:07:39,884
‫یه بار دیگه

117
00:07:50,971 --> 00:07:54,224
‫بردارد گابینیوس می‌خواد
‫بازی‌‌های بزرگداشت برگزار کنه

118
00:07:54,933 --> 00:07:56,233
‫مربی

119
00:07:56,768 --> 00:07:59,354
‫به گروهی از گلادیاتورها نیاز داریم

120
00:08:01,815 --> 00:08:03,150
‫هر کسی رو دوست داری انتخاب کن

121
00:08:04,026 --> 00:08:06,028
‫ارباب، سکایی چی؟

122
00:08:09,156 --> 00:08:11,241
‫اکیلیا توی مبارزه‌ی اصلی
‫باهاش روبه‌رو می‌شه

123
00:08:17,664 --> 00:08:18,964
‫شکوه و افتخار

124
00:08:19,249 --> 00:08:21,335
‫برای خانه‌ی آشر لعنتی

125
00:08:41,355 --> 00:08:42,813
‫ازم دوری می‌کنی

126
00:08:44,149 --> 00:08:45,651
‫فقط دارم به وظایفم عمل می‌کنم

127
00:08:45,776 --> 00:08:48,987
‫یکیش به قتل رسوندن یه سناتور کوفتیه؟

128
00:08:53,867 --> 00:08:56,662
‫نمی‌دونستم پومپه
‫چنین واکنش مرگ‌باری نشون می‌ده

129
00:08:56,828 --> 00:08:58,413
‫رفتار یه مرد بدون مصرف تریاک

130
00:08:58,580 --> 00:09:00,165
‫به اندازه‌ی کافی
‫غیرقابل پیش‌بینی هست

131
00:09:01,208 --> 00:09:04,086
‫به همین دلیل اربابت
‫همون لحظه اون رو می‌خواست

132
00:09:04,711 --> 00:09:06,011
‫مگه نه؟

133
00:09:06,255 --> 00:09:08,757
‫و به همین دلیل با حرف‌های شیرین

134
00:09:08,924 --> 00:09:10,884
‫من رو فریب دادی تا از اتاق بانو
‫اون رو بردارم

135
00:09:11,051 --> 00:09:13,428
‫نمی‌دونستم نقشه‌ی ارباب چیه

136
00:09:13,595 --> 00:09:15,514
‫و اگه می‌دونستم
‫کسی قراره صدمه ببینه

137
00:09:15,681 --> 00:09:16,981
‫به هیچ عنوان تو رو وارد ماجرا نمی‌کردم

138
00:09:17,140 --> 00:09:19,184
‫نیّتت تأثیری بر نتیجه‌ی مرگ‌بار نداره

139
00:09:19,351 --> 00:09:20,686
‫اگه بفهمن که من…

140
00:09:20,852 --> 00:09:22,771
‫همه‌ی کسایی که توی اون قضیه
‫دست داشتن مجازات می‌شن

141
00:09:26,692 --> 00:09:28,819
‫امور این خانه‌ی خراب‌شده

142
00:09:29,569 --> 00:09:32,072
‫و همه‌ی انسان‌های داخلش
‫دیگه برام مهم نیستن

143
00:09:33,031 --> 00:09:35,200
‫بانو داره برای رفتن به رم آماده می‌شه

144
00:09:35,951 --> 00:09:37,828
‫و می‌خواد منم در کنارش باشم

145
00:09:38,161 --> 00:09:39,496
‫می‌خوای از این خانه بری؟

146
00:09:41,623 --> 00:09:43,208
‫و هیچ‌وقت برنمی‌گردم

147
00:09:57,639 --> 00:09:59,224
‫نگران نباش، برادر

148
00:09:59,975 --> 00:10:01,685
‫دوباره به جایگاه والا برمی‌گردی

149
00:10:01,810 --> 00:10:04,062
‫وقتی اون به دست
‫سکایی کشته می‌شه

150
00:10:08,275 --> 00:10:09,818
‫مربی

151
00:10:12,863 --> 00:10:15,365
‫سکایی مثل شما روی
‫سمت راستش تمرکز نداره

152
00:10:15,782 --> 00:10:17,784
‫سمت چپ خطر بیشتری داره

153
00:10:19,036 --> 00:10:20,704
‫متوجه نشدم

154
00:10:20,871 --> 00:10:22,171
‫شاید…

155
00:10:22,581 --> 00:10:25,208
‫چشم‌های تیزبین‌تر نتیجه‌ای رو رقم بزنن
‫که کمتر ناامیدکننده‌ست

156
00:10:26,918 --> 00:10:28,218
‫شاید

157
00:10:44,561 --> 00:10:47,230
‫فکر می‌کردم علاقه‌ای
‫به سبک دایماکاروس نداری

158
00:10:48,482 --> 00:10:49,782
‫ندارم

159
00:10:51,151 --> 00:10:52,451
‫ولی پدرم علاقه داشت،

160
00:10:53,570 --> 00:10:56,573
‫و جونوری که قراره باهاش مبارزه کنی هم
‫به این سبک مبارزه می‌کنه

161
00:11:08,335 --> 00:11:10,045
‫خیلی عقب می‌کشی

162
00:11:10,545 --> 00:11:12,297
‫داریم درست پیش می‌ریم

163
00:11:16,635 --> 00:11:19,513
‫خوبه. ولی نیزه دو سر داره

164
00:11:19,679 --> 00:11:20,979
‫از هر دو تاش استفاده کن

165
00:11:25,560 --> 00:11:28,563
‫دوباره دنبال به دست آوردن
‫عنوان قهرمانی هستی؟

166
00:11:28,730 --> 00:11:30,148
‫دیگه برام مهم نیست

167
00:11:30,899 --> 00:11:33,443
‫فقط می‌خوام گرفته شدن
‫جون سکایی رو ببینم،

168
00:11:33,568 --> 00:11:35,946
‫اگه به دست خودم نباشه،
‫حداقل به دست تو

169
00:12:12,107 --> 00:12:15,610
‫قهرمان سوری رو این‌قدر سریع
‫راهی دنیای زیرین نکن

170
00:12:15,777 --> 00:12:17,946
‫می‌خوام خوب زجر بکشه

171
00:12:18,738 --> 00:12:21,032
‫و اربابش هم زجر بکشه

172
00:12:21,199 --> 00:12:24,244
‫و می‌خوام با مربی
‫لعنتیش روبه‌رو بشه،

173
00:12:24,411 --> 00:12:26,329
‫تا کفه‌ی ترازو با خون به تعادل برسه!

174
00:12:26,496 --> 00:12:30,792
‫مردم به طرز باورنکردنی‌ای
‫باز هم می‌خوان تو رو ببینن، مرد کوچولو

175
00:12:31,460 --> 00:12:33,295
‫با وجود از دست دادن برادرانت

176
00:12:33,462 --> 00:12:35,297
‫خدایان اسم ساتیروس رو برکت بدن

177
00:12:35,464 --> 00:12:37,632
‫ولی می‌ترسم برای بار دوم

178
00:12:37,757 --> 00:12:40,427
‫در مقابل یه حریف کامل رشد کرده

179
00:12:41,011 --> 00:12:42,762
‫یه پیروزی معجزه‌آسا تقدیمت نکنن

180
00:12:42,929 --> 00:12:45,474
‫قراره دوباره توی
‫میدان مبارزه حاضر بشم؟

181
00:12:45,599 --> 00:12:46,899
‫آره،

182
00:12:47,142 --> 00:12:48,560
‫ولی تنها نه

183
00:12:57,694 --> 00:13:00,822
‫می‌خوای من رو با یه زنیکه بفرستی؟

184
00:13:00,989 --> 00:13:04,075
‫فقط می‌خوام یه‌کم بیشتر زنده بمونی

185
00:13:04,534 --> 00:13:07,120
‫و قبل از این‌که بمیری…

186
00:13:08,872 --> 00:13:10,957
‫صندوقچه‌هام پر از پول بشن

187
00:13:13,919 --> 00:13:15,219
‫بیا

188
00:13:15,378 --> 00:13:18,215
‫خیلی وقته حریف شایسته‌ای نداشتم

189
00:13:18,340 --> 00:13:21,510
‫و می‌خوام در مقابل یه حریف
‫درست‌وحسابی خودم رو بسنجم

190
00:13:22,052 --> 00:13:24,930
‫بیا ببینم از دوران جنگ و ماجراجویی

191
00:13:25,805 --> 00:13:27,432
‫چه چیزهایی یادم مونده

192
00:13:36,983 --> 00:13:39,027
‫ویلا خیلی خالی و ساکته

193
00:13:40,612 --> 00:13:42,781
‫جای کسی که چراغ
‫این خانه بود خالیه

194
00:13:44,407 --> 00:13:47,160
‫خیلی ناراحت و پشیمونم…

195
00:13:49,371 --> 00:13:53,833
‫که از وصلت بین تو
‫و پومپه‌ی عوضی حمایت کردم

196
00:13:54,000 --> 00:13:55,000
‫اوه،

197
00:13:55,001 --> 00:13:57,295
‫تو فقط به فکر آینده بودی

198
00:13:57,462 --> 00:13:59,548
‫می‌خواستی در مقابل کسایی که
‫می‌خوان بهمون آسیب بزنن در امان باشیم

199
00:13:59,714 --> 00:14:01,258
‫معذرت می‌خوام

200
00:14:02,467 --> 00:14:05,804
‫امیدوارم مزاحم افکار شما نشده باشم

201
00:14:05,971 --> 00:14:07,931
‫فقط داریم راجع
‫به این خانه صحبت می‌کنم

202
00:14:08,682 --> 00:14:11,977
‫و کسایی که داخلش حاضرن،
‫زیر سایه‌ی کم‌رنگ پدری مهربان

203
00:14:12,143 --> 00:14:13,562
‫و شوهری باملاحظه

204
00:14:13,728 --> 00:14:16,565
‫ویلای خوبی برای بزرگ کردن فرزنده،

205
00:14:17,315 --> 00:14:20,110
‫اگه بشه هنوز ویریدیای زیبا رو
‫به اشتباه اون‌طور صدا زد

206
00:14:23,280 --> 00:14:24,656
‫کار نامناسبیه

207
00:14:25,156 --> 00:14:27,117
‫که مردها با زن‌ها حموم کنن، سرویوس

208
00:14:27,284 --> 00:14:30,662
‫پدر خانواده تشخیص می‌ده
‫چه چیزی نامناسبه

209
00:14:30,787 --> 00:14:34,207
‫من الان پدر خانواده نیستم؟

210
00:14:34,583 --> 00:14:35,883
‫هستی

211
00:14:36,001 --> 00:14:37,961
‫تنهات می‌ذاریم تا مشغول
‫شستشوی خودت بشی

212
00:14:38,128 --> 00:14:40,171
‫دوست دارم بمونید

213
00:14:41,423 --> 00:14:45,468
‫حضور برادرزاده‌ی عزیز
‫زخم از دست دادن برادرم رو تسکین می‌ده،

214
00:14:45,844 --> 00:14:48,513
‫و همچنین همسر صبورش

215
00:14:51,975 --> 00:14:55,770
‫باعث آسودگی خاطر نیست
‫که لباس سیاه رو دربیاری

216
00:14:55,937 --> 00:14:58,773
‫و آب تمیزکننده رو
‫روی بدنت حس کنی؟

217
00:14:59,858 --> 00:15:01,401
‫اگه من مسئول سنت‌ها بودم،

218
00:15:01,568 --> 00:15:03,403
‫هشت روز عزاداری رو نصف می‌کردم،

219
00:15:03,570 --> 00:15:04,820
‫شاید هم می‌کردمش دو روز

220
00:15:04,821 --> 00:15:06,531
‫ممکنه سال‌ها طول بکشه،

221
00:15:06,698 --> 00:15:10,160
‫ولی بازم برای عزاداری
‫از دست دادن پدرم کافی نباشه

222
00:15:10,327 --> 00:15:13,872
‫نمی‌خوام ببینم از زندگی فاصله می‌گیری…

223
00:15:15,165 --> 00:15:16,916
‫و از لذت‌های زندگی محروم می‌شی

224
00:15:18,209 --> 00:15:19,628
‫نظرت راجع به…

225
00:15:20,378 --> 00:15:21,678
‫سزار

226
00:15:21,921 --> 00:15:23,130
‫و کورنلیا چیه؟

227
00:15:23,131 --> 00:15:24,431
‫به نظر می‌رسه…

228
00:15:24,591 --> 00:15:25,891
‫تحت تأثیرت قرار گرفتن

229
00:15:26,176 --> 00:15:27,802
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

230
00:15:27,969 --> 00:15:29,554
‫به نظر می‌رسه با درایت هستن

231
00:15:29,679 --> 00:15:33,016
‫و با حضور توی جایگاه ویژه
‫بازی‌ها رو متبرک می‌کنن

232
00:15:33,600 --> 00:15:35,185
‫اونا هم میان؟ مطمئنی؟

233
00:15:35,602 --> 00:15:37,812
‫این مدت که این‌جا هستن
‫توی ویلای آشر اقامت دارن

234
00:15:37,979 --> 00:15:40,774
‫- حتماً حضور پیدا می‌کنن
‫- اوه، آره

235
00:15:41,983 --> 00:15:43,818
‫سوری

236
00:15:43,985 --> 00:15:46,154
‫چطور می‌تونن جایی زندگی بکنن

237
00:15:46,321 --> 00:15:47,864
‫که چنین جونور حقیری حضور داره؟

238
00:15:48,031 --> 00:15:49,741
‫آشر یه جونور نیست

239
00:15:50,200 --> 00:15:52,952
‫اون مردی متفکر و خوش‌بیانه،

240
00:15:53,119 --> 00:15:54,663
‫حتی زمانی که بقیه
‫رفتار مناسبی باهاش ندارن

241
00:15:54,829 --> 00:15:57,874
‫با اشتیاقی نگران‌کننده
‫راجع به سوری حرف می‌زنی

242
00:15:58,415 --> 00:15:59,667
‫ویریدیا همین‌طوره،

243
00:15:59,668 --> 00:16:01,127
‫خوبی همه رو می‌بینه،

244
00:16:01,836 --> 00:16:03,963
‫حتی کسایی که… لیاقت ندارن

245
00:16:04,130 --> 00:16:05,715
‫فقط حقیقت رو می‌گم

246
00:16:06,633 --> 00:16:08,385
‫برای کسایی که ترسی ازش ندارن

247
00:16:10,345 --> 00:16:13,264
‫باید لباس مناسب
‫برای بازی‌ها داشته باشیم

248
00:16:13,431 --> 00:16:15,558
‫یه لباس باوقار، اما…

249
00:16:15,725 --> 00:16:17,394
‫بدون تجمل و خودنمایی

250
00:16:17,560 --> 00:16:19,020
‫هوا که روشن بشه
‫به بازار می‌ریم

251
00:16:19,187 --> 00:16:21,165
‫من فردا نمی‌تونم به بازار برم،

252
00:16:21,166 --> 00:16:23,358
‫و علاقه‌ای هم به چنین کاری ندارم

253
00:16:23,525 --> 00:16:26,861
‫نیازی نیست تو همراهمون بیای.
‫من و مادرم معمولاً دو تایی می‌ریم

254
00:16:27,028 --> 00:16:29,948
‫بدون حضور پدر خانواده
‫یا همراهی مرد مناسب؟

255
00:16:30,115 --> 00:16:32,242
‫ما نیازی به قلاده نداریم

256
00:16:32,409 --> 00:16:33,709
‫ویریدیا

257
00:16:35,912 --> 00:16:38,915
‫به نظر می‌رسه برادرم
‫در انجام امور مربوط به خانواده

258
00:16:39,040 --> 00:16:41,543
‫خیلی کوتاهی کرده

259
00:16:42,293 --> 00:16:43,460
‫اشتباهی…

260
00:16:43,461 --> 00:16:46,214
‫که درستش می‌کنیم

261
00:16:52,011 --> 00:16:54,139
‫وقتی اون پیرمرد احمق
‫دخترش رو به پومپه وعده داد

262
00:16:54,305 --> 00:16:56,141
‫فکر می‌کردم همه‌چیز تمومه

263
00:16:56,516 --> 00:16:57,892
‫دوران نگران‌کننده‌ای بود،

264
00:16:58,268 --> 00:17:02,397
‫اما خدایان به سزار
‫و همسر لایقش لطف کردن

265
00:17:02,564 --> 00:17:04,441
‫چنین مردی تا حالا وجود داشته؟

266
00:17:04,607 --> 00:17:07,484
‫اگه چنین زنی مقابلش نباشه
‫یه جسم خالی و تهیه

267
00:17:07,652 --> 00:17:10,195
‫و هرگز از کنارت جدا نخواهد شد

268
00:17:10,864 --> 00:17:12,164
‫و منم از تو جدا نخواهم شد

269
00:17:12,574 --> 00:17:14,117
‫اما می‌خوام به دور از دروازه‌های رم

270
00:17:14,284 --> 00:17:16,786
‫و تهدید پومپه
‫و مردهای وفادارش باشی

271
00:17:17,119 --> 00:17:18,496
‫کراسوس چی؟

272
00:17:18,663 --> 00:17:20,457
‫قبل از این‌که خودم راهی بشم

273
00:17:20,623 --> 00:17:22,250
‫در زمان و مکان مناسب
‫بهش پیغام می‌دم

274
00:17:22,666 --> 00:17:25,127
‫سوری ثابت کرد به طرز غیرقابل انتظاری
‫به درد بخوره،

275
00:17:25,252 --> 00:17:26,377
‫مگه نه؟

276
00:17:26,378 --> 00:17:27,678
‫ممنونم

277
00:17:29,090 --> 00:17:30,467
‫تنها هدف زندگی من…

278
00:17:30,884 --> 00:17:32,218
‫خدمت کردنه

279
00:17:32,343 --> 00:17:35,305
‫فقط باعث سرافرازی
‫سزار و حامیت می‌شی

280
00:17:35,472 --> 00:17:38,725
‫بیا! توی جشن شادی
‫و خوردن شراب بهمون ملحق شو

281
00:17:38,892 --> 00:17:41,853
‫ترجیح می‌دم به جای شراب،
‫وعده‌ها عملی بشن

282
00:17:42,145 --> 00:17:43,187
‫چه وعده‌هایی؟

283
00:17:43,188 --> 00:17:44,856
‫با هم به توافق رسیدیم

284
00:17:45,565 --> 00:17:47,567
‫این‌که اگه وصلت بین ویریدیا
‫و پومپه به هم بخوره،

285
00:17:47,734 --> 00:17:49,861
‫پاداشش اینه که میدان مبارزه‌ی قدیمی
‫که به دست اِسپارتاکوس ویران شد

286
00:17:49,986 --> 00:17:52,447
‫بازسازی بشه و من…

287
00:17:53,239 --> 00:17:54,949
‫کنترلش رو به دست بگیرم

288
00:17:55,116 --> 00:17:58,036
‫ولی مگه پومپه
‫گابینیوس رو نکشت؟

289
00:17:58,203 --> 00:18:00,830
‫به‌خاطر دسیسه‌های من

290
00:18:00,997 --> 00:18:02,297
‫اگه من نبودم…

291
00:18:03,333 --> 00:18:04,918
‫گابینیوس هنوز…

292
00:18:05,043 --> 00:18:07,003
‫زنده می‌بود

293
00:18:07,420 --> 00:18:09,839
‫شکی در این موضوع نیست

294
00:18:10,590 --> 00:18:14,719
‫و به جان خودم قسم می‌خورم
‫به پاداشی که استحقاقش رو داری می‌رسی

295
00:18:30,151 --> 00:18:32,821
‫چه شب باشکوهی بشه

296
00:18:32,987 --> 00:18:34,287
‫تنهامون بذار

297
00:18:34,739 --> 00:18:38,284
‫بعد از بزرگداشت میراث گابینیوس
‫در میدان مبارزه،

298
00:18:38,785 --> 00:18:40,370
‫دوباره به این موضوع خواهیم پرداخت

299
00:19:08,690 --> 00:19:09,990
‫بیا

300
00:19:12,735 --> 00:19:15,446
‫زمانی نه چندان دور رو به خاطر دارم
‫که با غل‌وزنجیری

301
00:19:15,613 --> 00:19:18,533
‫که اسیرت کرده بودن
‫می‌خواستی جونم رو بگیری

302
00:19:19,117 --> 00:19:20,417
‫اگه قضیه برعکس بود

303
00:19:20,577 --> 00:19:21,995
‫شما هم اون‌طور کاری نمی‌کردید؟

304
00:19:22,161 --> 00:19:24,539
‫نه. من نقشه می‌کشیدم
‫و برنامه‌ریزی می‌کردم،

305
00:19:24,664 --> 00:19:26,499
‫و از سایه‌ها حمله می‌کردم

306
00:19:27,417 --> 00:19:29,335
‫مثل انسان‌های بزدل

307
00:19:29,460 --> 00:19:31,212
‫اگه منم چنین اخلاقی داشتم،

308
00:19:31,379 --> 00:19:33,840
‫شاید الان برده نبودم

309
00:19:38,845 --> 00:19:41,222
‫با این حال هر دو در این شرایطیم،

310
00:19:41,639 --> 00:19:44,434
‫و غل‌وزنجیر تصمیمات‌مون
‫ما رو اسیر کردن

311
00:20:08,082 --> 00:20:09,500
‫این‌جا قراره مال من باشه؟

312
00:20:10,376 --> 00:20:11,676
‫برای خودم تنها؟

313
00:20:12,295 --> 00:20:14,797
‫همان‌طور که گانیکوس پیش از تو
‫و اِسپارتاکوس بعد از اون

314
00:20:14,964 --> 00:20:17,425
‫هر کدوم این‌جا استراحت می‌کردن

315
00:20:18,217 --> 00:20:19,517
‫به علت داشتن

316
00:20:19,886 --> 00:20:21,186
‫مقام قهرمانی

317
00:20:23,806 --> 00:20:26,559
‫مقامی که چندین ماه قبل بهم داده شد

318
00:20:27,769 --> 00:20:30,897
‫چرا چنین هدیه‌ای الان بهم داده می‌شه؟

319
00:20:31,064 --> 00:20:33,024
‫به عنوان پاداشی برای خدمات وفادارانه‌ت

320
00:20:33,191 --> 00:20:35,860
‫اما اگه بوی خوش شاش
و گه رو ترجیح می‌دی

321
00:20:35,985 --> 00:20:37,110
‫و می‌خوای به همون جای قبلی برگردی…

322
00:20:37,111 --> 00:20:38,696
‫من آمونیوس رو شکست دادم،

323
00:20:39,155 --> 00:20:41,324
‫ولی چنین پاداشی دریافت نکردم

324
00:20:47,872 --> 00:20:49,832
‫حرفت رو صریح بزن

325
00:20:50,625 --> 00:20:52,961
‫من تریاک رو توی شراب پومپه ریختم،

326
00:20:53,127 --> 00:20:54,427
‫همون‌طور که دستور دادید

327
00:20:55,213 --> 00:20:58,925
‫کشتن اون پیرمرد
‫بخشی از نقشه و توطئه بود؟

328
00:21:01,803 --> 00:21:03,103
‫نه

329
00:21:04,180 --> 00:21:07,183
‫من نمی‌خواستم گابینیوس بمیره

330
00:21:12,271 --> 00:21:14,190
‫مردی که جونش رو گرفت…

331
00:21:15,692 --> 00:21:17,110
‫به سزای عملش می‌رسه؟

332
00:21:17,819 --> 00:21:19,529
‫شکی ندارم

333
00:21:23,741 --> 00:21:25,041
‫استراحت کن

334
00:21:26,244 --> 00:21:29,205
‫این افکار منفی رو فراموش کن
‫و روی سکایی تمرکز کن

335
00:21:29,872 --> 00:21:33,084
‫تا حالا با چنین حریف
‫سرسختی روبه‌رو نشدی

336
00:21:33,835 --> 00:21:35,135
‫و…

337
00:21:35,712 --> 00:21:38,297
‫نمی‌خوام چنین جای باشکوهی

338
00:21:38,464 --> 00:21:40,466
‫دیگه هیچ‌وقت خالی باشه

339
00:21:59,861 --> 00:22:03,197
‫شروع کنید!

340
00:22:06,909 --> 00:22:08,327
‫فریب‌هاش رو پیش‌بینی کن

341
00:22:08,453 --> 00:22:10,765
‫سعی می‌کنه فریبت بده
‫که فکر کنی نقطه ضعف داره،

342
00:22:10,766 --> 00:22:12,005
‫بعدش حمله می‌کنه

343
00:22:18,212 --> 00:22:21,799
‫داریم تمرین می‌کنیم یا می‌خوای
‫قبل از مبارزه‌ی اصلی کشته بشم؟

344
00:22:22,258 --> 00:22:23,676
‫فکر می‌کنی سکایی بهت رحم می‌کنه؟

345
00:22:23,843 --> 00:22:25,887
‫تو اون سکایی نیستی!

346
00:22:26,054 --> 00:22:27,430
‫اگه بودم،

347
00:22:27,597 --> 00:22:29,599
‫الان توی دنیای پس از مرگ
‫در آغوش پدرم بودی

348
00:22:31,392 --> 00:22:33,144
‫صبر کنید

349
00:22:37,398 --> 00:22:38,648
‫برو آب بخور و تجدیدقوا کن

350
00:22:38,649 --> 00:22:40,693
‫- نیازی به…
‫- اطاعت کن

351
00:22:44,530 --> 00:22:46,407
‫اصلاً گوش نمی‌ده

352
00:22:46,574 --> 00:22:48,409
‫نمی‌دونم باعث می‌شه یاد کی بیُفتم

353
00:22:48,576 --> 00:22:50,536
‫وقتی گوش نمی‌ده
‫چطور باید کمکش کنم؟

354
00:22:50,912 --> 00:22:53,581
‫پدرت چطور پسر سرکشش رو
‫به راه راست هدایت کرد؟

355
00:22:54,332 --> 00:22:55,666
‫با سخن‌های تند؟

356
00:22:56,084 --> 00:22:58,961
‫یا با کلماتی دلگرم‌کننده؟

357
00:22:59,545 --> 00:23:01,214
‫پس ازم می‌خوای با نوازش ملایم

358
00:23:01,506 --> 00:23:03,174
‫و بوسه‌های نرم آرومش کنم؟

359
00:23:03,966 --> 00:23:06,761
‫رفتاری که فقط باید
‫با عزیزانت داشته باشی؟

360
00:23:08,387 --> 00:23:10,139
‫فقط می‌گم با اعتدال رفتار کن،

361
00:23:10,681 --> 00:23:13,059
‫اگه چنین کاری ازت برمیاد

362
00:23:19,565 --> 00:23:20,816
‫در مورد دیدن اِلاتا

363
00:23:20,817 --> 00:23:22,109
‫با ارباب صحبت کردی؟

364
00:23:22,110 --> 00:23:23,410
‫هنوز نه

365
00:23:23,611 --> 00:23:25,321
‫ذهن ارباب مشغول مسائل مهم‌تریه،

366
00:23:25,446 --> 00:23:28,991
‫اما در اولین فرصت
‫باهاش صحبت می‌کنم

367
00:23:29,367 --> 00:23:31,244
‫می‌خوایم مثل پیرزن‌ها غیبت کنیم،

368
00:23:31,702 --> 00:23:33,412
‫یا برگردیم سر کارمون؟

369
00:23:47,093 --> 00:23:48,803
‫یه سپر دستته،

370
00:23:49,720 --> 00:23:51,020
‫حالا هر چقدر هم کوچیک باشه

371
00:23:51,556 --> 00:23:52,890
‫ازش استفاده کن

372
00:24:04,360 --> 00:24:07,238
‫خوبه. اما فقط برای
‫دفاع ازش استفاده نکن

373
00:24:07,405 --> 00:24:10,283
‫به عنوان یه سلاح غیرمنتظره
‫ازش استفاده کن

374
00:24:32,138 --> 00:24:34,599
‫بار گران‌قدر بالاخره داره می‌ره؟

375
00:24:35,099 --> 00:24:38,728
‫ولی آسیبی که وارد کرد
‫به این زودی فراموش نمی‌شه

376
00:24:40,813 --> 00:24:44,317
‫پس بیا زخم‌ها رو با خون
‫و افتخار التیام بدیم

377
00:24:45,234 --> 00:24:46,443
‫گلایاتورها آماده‌ن؟

378
00:24:46,444 --> 00:24:48,321
‫برای شروع بازی‌ها لحظه‌شماری می‌کنن

379
00:24:48,988 --> 00:24:50,781
‫همه‌ی مردهای باارزش همین‌طورن

380
00:24:52,658 --> 00:24:56,579
‫یه نفر بین‌شون هست
‫که التماس می‌کنم مورد لطف قرار بگیره

381
00:24:56,746 --> 00:24:58,539
‫- اسمش رو بگو
‫- تارکان

382
00:25:00,166 --> 00:25:03,002
‫اون بچه‌ی آشغال مغرور
‫درخواست کرده به میدان مبارزه برگرده؟

383
00:25:03,169 --> 00:25:05,838
‫درخواست نکرده.
‫در عوض، داره براش تلاش می‌کنه

384
00:25:06,005 --> 00:25:09,342
‫با کمک کردن به اکیلیا
‫برای شکست دادن سکایی

385
00:25:12,053 --> 00:25:13,763
‫خودش درخواست داد کمک کنه؟

386
00:25:14,513 --> 00:25:17,558
‫فردی باتجربه‌تر به آرومی راهنماییش کرد

387
00:25:18,100 --> 00:25:20,228
‫فکر نمی‌کردم بتونی
‫از اون سردرگمی خارج بشی،

388
00:25:20,353 --> 00:25:22,688
‫چه برسه به این‌که
‫بخوای به کسی کمک کنی،

389
00:25:23,105 --> 00:25:24,649
‫مخصوصاً کسی که تارکان ازش متنفره

390
00:25:24,815 --> 00:25:27,902
‫آروم‌آروم داره یاد می‌گیره
‫فراتر از منافع خودش فکر کنه،

391
00:25:28,069 --> 00:25:29,369
‫ولی تلاشش رو می‌کنه

392
00:25:29,487 --> 00:25:31,656
‫و می‌خوای به‌خاطر تلاشش
‫پاداش بگیره؟

393
00:25:32,448 --> 00:25:34,867
‫اِلاتای فاحشه،
‫بهش علاقه‌ی خاصی داره

394
00:25:35,034 --> 00:25:37,536
‫اگه دوباره اون رو ببینه
‫روحیه‌ش بهتر می‌شه

395
00:25:38,287 --> 00:25:41,707
‫غم از دست دادن پدرش
‫هنوز براش سنگینی می‌کنه

396
00:25:45,711 --> 00:25:47,088
‫بار سنگینیه…

397
00:25:48,422 --> 00:25:49,966
‫از دست دادن مردی

398
00:25:50,466 --> 00:25:51,884
‫که خیلی تحسینش می‌کردی

399
00:25:53,427 --> 00:25:56,806
‫اخیراً مثل همیشه آزاردهنده نیستی

400
00:25:57,098 --> 00:25:58,683
‫حرف‌هایی می‌زنی که…

401
00:25:58,849 --> 00:26:02,061
‫ترجیح می‌دم در مورد موضوعات
‫خوش‌بینانه‌تری حرف بزنم

402
00:26:05,273 --> 00:26:07,566
‫کراسوس بالاخره تنبلی رو کنار گذاشته

403
00:26:07,733 --> 00:26:10,236
‫و می‌خواد میدان مبارزه‌ی
‫قدیمی رو بازسازی کنه

404
00:26:10,486 --> 00:26:11,821
‫نعمتی برای تمام کاپوآست

405
00:26:11,988 --> 00:26:13,739
‫ولی بیشتر برای این خانه‌ی خراب‌شده

406
00:26:14,448 --> 00:26:17,702
‫چون قراره مردی که جلوت ایستاده
‫کنترلش رو به دست بگیره

407
00:26:20,454 --> 00:26:22,456
‫افتخار بزرگیه که سزاوارشی

408
00:26:22,623 --> 00:26:24,583
‫وقتی بازسازی انجام بشه،
‫تمام توجه‌م معطوف اون می‌شه

409
00:26:24,709 --> 00:26:27,962
‫تا فضاش با فریادهای مردم پر بشه

410
00:26:28,963 --> 00:26:31,757
‫دیگه وقتی برای رسیدگی
‫به امور این آموزشگاه،

411
00:26:31,924 --> 00:26:35,303
‫و افرادی که زیر
‫این سقف هستن ندارم

412
00:26:36,220 --> 00:26:38,347
‫- می‌خوای بفروشیش؟
‫- نه

413
00:26:41,225 --> 00:26:43,060
‫می‌خوام به صورت رایگان…

414
00:26:43,936 --> 00:26:46,063
‫به شایسته‌ترین فرد بدمش

415
00:26:54,989 --> 00:26:56,490
‫من…

416
00:26:58,367 --> 00:27:00,244
‫هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم

417
00:27:00,578 --> 00:27:01,870
‫چنین چیزی ممکن باشه

418
00:27:01,871 --> 00:27:03,171
‫منم تصور نمی‌کردم

419
00:27:03,789 --> 00:27:05,089
‫ولی…

420
00:27:05,166 --> 00:27:07,835
‫ما فراتر از بندهای تخیل پرواز می‌کنیم،

421
00:27:08,711 --> 00:27:12,590
‫و می‌بُریمش، در خدمت به چیزی
‫که می‌تونیم بهش تبدیل بشیم

422
00:27:15,926 --> 00:27:17,261
‫فاحشه رو به آغوش پسرک بیار

423
00:27:18,220 --> 00:27:20,681
‫و امیدواریم در آغوش اون
‫به آرامش برسه

424
00:27:20,806 --> 00:27:22,767
‫همون‌طور که ما
‫با وعده‌ی افتخارات آینده

425
00:27:23,184 --> 00:27:24,769
‫به آرامش می‌رسیم

426
00:27:58,344 --> 00:27:59,887
‫خوابت رو دیدم

427
00:28:00,471 --> 00:28:02,807
‫دوباره توی میدان مبارزه بودی،

428
00:28:03,140 --> 00:28:04,892
‫و با لیاقت پیروز شدی

429
00:28:06,394 --> 00:28:08,354
‫پس خواسته‌هات رو برآورده می‌کنم،

430
00:28:09,772 --> 00:28:11,982
‫ولی در مورد میدان مبارزه،

431
00:28:12,483 --> 00:28:14,026
‫اون باید بمونه برای بعد

432
00:28:14,693 --> 00:28:16,278
‫شنیدم برای بزرگداشت گابینیوس
‫قراره بازی‌هایی برگزار بشه

433
00:28:16,445 --> 00:28:17,905
‫تو قرار نیست مبارزه کنی؟

434
00:28:18,030 --> 00:28:20,741
‫ارباب مثل سابق بهم لطف نداره

435
00:28:21,283 --> 00:28:22,583
‫چرا؟

436
00:28:23,661 --> 00:28:24,995
‫موضوع مهمی نیست

437
00:28:25,996 --> 00:28:27,790
‫تا وقتی لطفش شامل حالم بشه،
‫قهرمان رو هدایت می‌کنم

438
00:28:27,957 --> 00:28:29,875
‫تا با سکایی لعنتی روبه‌رو بشه

439
00:28:30,042 --> 00:28:31,251
‫قهرمان؟

440
00:28:31,252 --> 00:28:32,753
‫مقامیه که تو سزاوارشی

441
00:28:33,337 --> 00:28:35,464
‫اگه تو قهرمان نیستی،
‫چطور می‌خوای آزادیت رو به دست بیاری،

442
00:28:35,631 --> 00:28:37,133
‫و بعدش آزادی من رو به دست بیاری،
‫همون‌طور که قول دادی؟

443
00:28:37,299 --> 00:28:39,468
‫بهتره فعلاً به نگرانی‌های آینده فکر نکنیم

444
00:28:40,386 --> 00:28:41,686
‫وقتی در حال حاضر…

445
00:28:43,055 --> 00:28:44,515
‫نیازهای مهم‌تری داریم

446
00:28:49,770 --> 00:28:52,356
‫حس می‌کنم از آخرین بار
‫که توی آغوشت بودم یه عمر می‌گذره

447
00:28:54,608 --> 00:28:56,944
‫و حالا می‌تونیم بدون نگرانی
‫همدیگه رو در ‌آغوش بگیریم

448
00:28:57,945 --> 00:28:59,245
‫نگرانی؟

449
00:28:59,613 --> 00:29:00,948
‫چه نگرانی‌ای؟

450
00:29:01,115 --> 00:29:03,075
‫بدون حضور اون رومی گنده
‫که با من بی‌ادبانه رفتار می‌کرد…

451
00:29:04,535 --> 00:29:05,835
‫…و نگاه ناراضی پدرت

452
00:29:11,125 --> 00:29:12,543
‫فقط نگران حواس‌پرتی من بود

453
00:29:13,294 --> 00:29:15,546
‫و این‌که حواس‌پرتی ممکنه توی
‫میدان مبارزه نتیجه‌ی مرگ‌باری داشته باشه

454
00:29:15,671 --> 00:29:17,298
‫دیگه زیر سایه‌ی اون نیستی

455
00:29:17,423 --> 00:29:21,051
‫اون لجباز و سلطه‌گر بود،
‫همون‌طور که خودت قبلاً می‌گفتی

456
00:29:31,896 --> 00:29:33,272
‫اشتباه می‌کردم…

457
00:29:35,816 --> 00:29:37,116
‫راجع به خیلی چیزها

458
00:29:40,821 --> 00:29:42,121
‫نگهبان

459
00:29:47,828 --> 00:29:49,205
‫کجا می‌ری؟

460
00:29:51,540 --> 00:29:52,917
‫تا با کلام و رفتار،

461
00:29:54,877 --> 00:29:56,337
‫باعث سرافرازی پدرم بشم

462
00:30:12,895 --> 00:30:14,355
‫مراقب وسایلم باشید

463
00:30:14,522 --> 00:30:16,106
‫اگه اصلاً تواناییش رو دارید

464
00:30:16,273 --> 00:30:18,333
‫دستی که به وسایلتون
‫بی‌احترامی بکنه رو

465
00:30:18,334 --> 00:30:20,152
‫به دو نصف تقسیم می‌کنم

466
00:30:20,694 --> 00:30:21,994
‫ممنونم

467
00:30:22,321 --> 00:30:25,533
‫خیلی خوش‌حالم که دیگه
‫در چنین جایگاهی نیستم

468
00:30:26,116 --> 00:30:27,416
‫این‌جا خانه‌ی خودتونه،

469
00:30:27,576 --> 00:30:30,204
‫اگه یه وقت نیاز بود
‫یا دوست داشتید به کاپوآ برگردید

470
00:30:31,038 --> 00:30:34,833
‫بهتره این لحظات خوش رو
‫با افکار تیره خراب نکنیم

471
00:30:40,297 --> 00:30:42,059
‫چشم، ارباب

472
00:30:46,845 --> 00:30:49,014
‫اجازه می‌دید مردانی رو بفرستم

473
00:30:49,181 --> 00:30:51,183
‫تا از محموله‌ی ارزشمند محافظت کنن؟

474
00:30:51,934 --> 00:30:54,270
‫چنین محموله‌ی باارزشی رو
‫دست افراد ناشی نمی‌سپارم

475
00:30:55,396 --> 00:30:58,357
‫باید در مورد هزینه‌ی
‫برده‌ت صحبت کنیم

476
00:30:59,024 --> 00:31:02,736
‫هدیه‌ای به رسم احترام
‫به سزار و همسر سزاوارشه

477
00:31:02,903 --> 00:31:04,203
‫پذیرفته شد

478
00:31:04,613 --> 00:31:05,913
‫حالا هر چقدر ارزش داشته باشه

479
00:31:07,783 --> 00:31:09,618
‫کاش تو هم همراهم می‌اومدی

480
00:31:10,077 --> 00:31:12,413
‫حالا که پومپه در اطراف شهر سرگردانه

481
00:31:12,580 --> 00:31:14,081
‫بودنت مایه‌ی آرامش می‌شد

482
00:31:14,248 --> 00:31:16,875
‫سربازانم تو رو به سلامت
‫به رم می‌رسونن

483
00:31:17,042 --> 00:31:19,378
‫قول بده که در اولین فرصت میایی پیشم

484
00:31:19,962 --> 00:31:22,715
‫و خبر می‌دی که پومپه
‫به دستت کشته شده

485
00:31:23,257 --> 00:31:25,426
‫قول من، تعهد منه

486
00:31:25,843 --> 00:31:27,143
‫برو،

487
00:31:27,344 --> 00:31:28,971
‫و در انتظار بازگشت پرافتخار باش

488
00:31:35,227 --> 00:31:36,477
‫نگهبان‌ها،

489
00:31:36,478 --> 00:31:37,980
‫صحیح و سالم به رم برسونیدش

490
00:31:38,105 --> 00:31:39,405
‫چشم، قربان

491
00:31:42,484 --> 00:31:44,570
‫مرسیا. بیا

492
00:32:01,837 --> 00:32:04,923
‫بیا به میدان مبارزه بریم، سوری،
‫و با مردی وداع کنیم

493
00:32:05,090 --> 00:32:07,968
‫که با کمک تو از این دنیا رفت

494
00:32:15,582 --> 00:32:18,582
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

495
00:32:27,404 --> 00:32:29,406
‫من! من!

496
00:32:30,199 --> 00:32:31,700
‫یه‌کم به من بده!

497
00:32:39,208 --> 00:32:42,461
‫ویریدیا! بیا توی ردیف دون‌پایه‌ترها بشین

498
00:32:42,920 --> 00:32:46,173
‫- خیلی ممنون
‫- ولی با احترام رد می‌کنه

499
00:32:46,340 --> 00:32:48,008
‫می‌خوام کنار عموی دلسوزش بشینه

500
00:32:48,175 --> 00:32:50,636
‫دوست نداره نزدیک خون‌ریزی…

501
00:32:50,761 --> 00:32:52,011
‫ولی…

502
00:32:52,012 --> 00:32:54,139
‫من می‌خوام کنارم باشه

503
00:32:54,306 --> 00:32:56,433
‫و حتماً اون‌جا می‌نشینم

504
00:32:58,894 --> 00:33:03,107
‫مهمان برجسته با حضور الهیش
‫مجلس رو متبرک می‌کنه

505
00:33:03,732 --> 00:33:05,032
‫لطف داری،

506
00:33:05,192 --> 00:33:07,152
‫اما به اندازه‌ی کافی نه

507
00:33:07,319 --> 00:33:09,196
‫همسر زیباتون تشریف نمیارن؟

508
00:33:09,363 --> 00:33:11,198
‫متأسفانه به رم بازگشت

509
00:33:11,365 --> 00:33:13,158
‫باعث افتخاره که شما هنوز اینجایید

510
00:33:13,325 --> 00:33:15,828
‫موندم که به سناتور شریف
‫ادای احترام کنم…

511
00:33:16,453 --> 00:33:17,753
‫نبودش…

512
00:33:17,830 --> 00:33:19,130
‫زخمی مهلکه

513
00:33:20,374 --> 00:33:22,710
‫جمعیت برای ادای احترام هجوم میارن

514
00:33:24,044 --> 00:33:27,840
‫خدایان شاهد خواهند بود
‫که چه مرد دوست‌داشتنی‌ای بود

515
00:33:28,006 --> 00:33:29,306
‫آره

516
00:33:29,466 --> 00:33:31,885
‫نمایش فراموش‌نشدنی خواهد بود

517
00:33:32,803 --> 00:33:35,514
‫خانه‌ی آشر اطمینان می‌ده
‫که امروز به‌یادماندنی خواهد بود

518
00:33:35,681 --> 00:33:36,981
‫اوه

519
00:33:37,766 --> 00:33:39,066
‫معذرت می‌خوام

520
00:33:39,643 --> 00:33:42,896
‫خیلی درگیر آماده‌سازی بودم
‫و فرصت نکردم پیغام بفرستم

521
00:33:43,063 --> 00:33:45,232
‫پیشکش‌های مناسب‌تری

522
00:33:45,399 --> 00:33:47,693
‫از کالپورنیوس از پمپئی دریافت کردم

523
00:33:52,239 --> 00:33:54,742
‫یعنی خانه‌ی من توی
‫بازی‌ها جایگاهی نداره؟

524
00:33:55,200 --> 00:33:56,994
‫منطقی نیست که لحظه‌ی آخر…

525
00:33:57,161 --> 00:34:01,039
‫گلادیاتورش در مبارزه‌ی اصلی
‫برابر گلادیاتور وحشی پراکولوس قرار می‌گیره

526
00:34:01,290 --> 00:34:02,958
‫چون خواسته‌ی مردمه

527
00:34:03,375 --> 00:34:05,836
‫خواستار بازگشت اکیلیا به میدان هستن

528
00:34:06,712 --> 00:34:08,380
‫حالا هر چقدر هم کوتاه باشه

529
00:34:11,341 --> 00:34:12,641
‫باعث افتخاره

530
00:34:13,761 --> 00:34:15,344
‫که مورد توجه قرار گرفتم

531
00:34:21,059 --> 00:34:22,359
‫اوه،

532
00:34:22,603 --> 00:34:23,978
‫دوباره معذرت می‌خوام

533
00:34:24,146 --> 00:34:27,315
‫جایگاه ویژه مختص رومی‌هاست

534
00:34:29,109 --> 00:34:31,402
‫پدر معمولاً آشر رو دعوت می‌کرد
‫تا کنار ما بشینه

535
00:34:31,570 --> 00:34:34,447
‫خب، برادرم دیگه بین ما نیست

536
00:34:35,282 --> 00:34:37,074
‫و من فقط حقیقت رو می‌گم

537
00:34:38,076 --> 00:34:40,788
‫برای کسایی که ترسی ازش ندارن

538
00:34:43,791 --> 00:34:45,292
‫مگه این‌که سزار
‫اعتراض داشته باشه؟

539
00:34:45,458 --> 00:34:49,087
‫سزار کی باشه که بخواد
‫به حقیقت پایدار اعتراض بکنه؟

540
00:34:49,254 --> 00:34:50,922
‫- عمو…
‫- بهتره…

541
00:34:51,089 --> 00:34:52,632
‫بین‌مون اختلاف نیُفته

542
00:34:53,759 --> 00:34:56,969
‫من بین مردمی که پدرتون
‫خیلی دوست‌شون داشتن می‌ایستم

543
00:34:57,137 --> 00:34:58,680
‫و ادای احترام می‌کنم

544
00:35:05,020 --> 00:35:08,065
‫هوا خیلی بهتر شد، نه؟

545
00:35:10,317 --> 00:35:12,152
‫از وقتی به این‌جا اومد

546
00:35:12,319 --> 00:35:14,029
‫اصلاً با دماغم نفس نکشیدم

547
00:35:15,697 --> 00:35:17,783
‫قرار نیست مبارزه کنیم؟!

548
00:35:17,908 --> 00:35:19,993
‫برگزارکننده‌ی بازی‌ها این‌طور صلاح دیده

549
00:35:20,118 --> 00:35:22,120
‫کاش اون عوضی هم
‫به همراه برادرش می‌رفت

550
00:35:22,246 --> 00:35:24,373
‫فقط یه مبارزه اهمیت داره

551
00:35:24,915 --> 00:35:26,917
‫بیاید همه‌چیز رو کنار بذاریم…

552
00:35:27,876 --> 00:35:29,670
‫و روی اون تمرکز کنیم

553
00:35:44,059 --> 00:35:48,981
‫اون همه فداکاری کردم
‫تا آخرش برگردم به جایگاه اولم

554
00:35:49,523 --> 00:35:50,941
‫وقتی میدان مبارزه‌ی جدید تکمیل بشه،

555
00:35:51,108 --> 00:35:53,902
‫شما کسی خواهید بود که تصمیم می‌گیره
‫چه کسی توی جایگاه ویژه بشینه

556
00:35:54,611 --> 00:35:56,238
‫و چه کسی نشینه

557
00:35:57,155 --> 00:35:59,992
‫بی‌صبرانه منتظر فرا رسیدن اون روزم

558
00:36:04,496 --> 00:36:06,456
‫شهروندان کاپوآ!

559
00:36:07,499 --> 00:36:10,294
‫خیلی از شما ممکنه چهره‌ی
‫پسری که مدت‌ها

560
00:36:10,460 --> 00:36:12,537
‫دور از خانه بوده رو نشناسید،

561
00:36:12,538 --> 00:36:15,841
‫پسری که در بدترین شرایط
‫به آغوش محبت‌آمیز مادر بازگشته

562
00:36:16,300 --> 00:36:19,052
‫من مثل دوران جوانیم
‫این‌جا مقابل شما ایستادم

563
00:36:19,219 --> 00:36:21,013
‫سرویوس گابینیوس،

564
00:36:21,388 --> 00:36:24,057
‫برادر سناتور نامدار

565
00:36:24,516 --> 00:36:26,310
‫که همه دوستش داشتن

566
00:36:27,019 --> 00:36:30,564
‫و خیلی زود توسط پومپه‌ی شرور
‫از این دنیا گرفته شد!

567
00:36:34,610 --> 00:36:36,194
‫میراث برادر عزیزم

568
00:36:36,361 --> 00:36:38,906
‫همسری باوقار،

569
00:36:39,615 --> 00:36:40,949
‫و دختری ارزشمنده

570
00:36:41,074 --> 00:36:44,786
‫که حالا برای حفظ امنیت…

571
00:36:45,662 --> 00:36:47,725
‫و دریافت محبت
‫تحت مراقبت من هستن

572
00:36:49,374 --> 00:36:52,920
‫کاپوآ متحمل زخم‌هایی عمیق شده

573
00:36:53,503 --> 00:36:57,049
‫ولی ما با حمله‌ی خشونت‌آمیز
‫سر تعظیم فرود نخواهیم آورد،

574
00:36:57,215 --> 00:36:58,515
‫و تسلیم نخواهیم شد…

575
00:36:58,592 --> 00:37:02,137
‫در مواجهه با سختی‌های نامعلوم فردا

576
00:37:02,304 --> 00:37:03,889
‫ولی امروز…

577
00:37:04,306 --> 00:37:06,114
‫بیاید روح برادر من،

578
00:37:06,115 --> 00:37:07,768
‫یار شما،

579
00:37:07,935 --> 00:37:09,187
‫قهرمان شما رو…

580
00:37:09,188 --> 00:37:11,355
‫با خون و قربانی…

581
00:37:11,480 --> 00:37:15,484
‫محترم بشماریم!

582
00:37:25,911 --> 00:37:27,211
‫شروع کنید!

583
00:37:43,929 --> 00:37:45,263
‫شروع کنید!

584
00:37:59,111 --> 00:38:00,411
‫شروع کنید!

585
00:38:04,741 --> 00:38:06,576
‫وای

586
00:38:21,133 --> 00:38:22,433
‫شروع کنید!

587
00:38:48,952 --> 00:38:50,454
‫سعی کن پابه‌پای من مبارزه کنی

588
00:38:50,620 --> 00:38:52,205
‫و سعی کن نمیری

589
00:38:52,706 --> 00:38:55,500
‫منم می‌خواستم همین‌ها رو به تو بگم

590
00:39:00,672 --> 00:39:02,424
‫از خانه‌ی پراکولوس،

591
00:39:02,591 --> 00:39:04,676
‫بهتون گالاتیا،

592
00:39:04,843 --> 00:39:05,926
‫مورمیلو،

593
00:39:05,927 --> 00:39:08,305
‫و ساتیروس، ثراکس رو معرفی می‌کنم!

594
00:39:13,727 --> 00:39:15,187
‫آره!

595
00:39:23,278 --> 00:39:25,072
‫این کوچولو چند تا جون داره؟

596
00:39:25,238 --> 00:39:27,115
‫امیدوارم فقط یه جون مونده باشه

597
00:39:28,533 --> 00:39:33,163
‫حریفی هولناک از خانه‌ی کالپورنیوس،

598
00:39:33,330 --> 00:39:35,290
‫توروس وارد می‌شود!

599
00:39:35,832 --> 00:39:37,709
‫چکش خدایان!

600
00:39:43,507 --> 00:39:44,807
‫کیرم توی این شانس!

601
00:39:56,561 --> 00:39:57,861
‫شروع کنید!

602
00:40:27,759 --> 00:40:30,679
‫پاشو سر پا!

603
00:40:38,145 --> 00:40:39,604
‫سپر!

604
00:40:55,996 --> 00:40:58,915
‫گزارش‌هایی به گوشم رسیده
‫که پومپه داره سربازانش رو

605
00:40:59,082 --> 00:41:01,376
‫به سمت سواحل بریندیزی
‫در جنوب می‌ره

606
00:41:01,543 --> 00:41:02,843
‫بریندیزی؟

607
00:41:06,715 --> 00:41:09,009
‫در چنین مکان وحشتناکی
‫دنبال چی می‌گرده؟

608
00:41:09,176 --> 00:41:11,928
‫اگه من جای اون بودم،
‫سعی می‌کردم از طریق دریا به یونان برم

609
00:41:12,387 --> 00:41:14,639
‫تا سربازان بیشتری جمع کنم

610
00:41:14,764 --> 00:41:16,433
‫و ارتش ضعیف‌شده‌م رو قوی کنم

611
00:41:19,811 --> 00:41:22,105
‫شبح جنگ داخلی بر ما سایه افکنده

612
00:41:22,564 --> 00:41:25,483
‫چیزی که پدرم تمام عمرش
‫تلاش می‌کرد اتفاق نیُفته

613
00:41:37,662 --> 00:41:41,625
‫قبل از این‌که مرتکب جرم دیگه‌ای بشه
‫اون شرور رو به سزای عملش می‌رسونم

614
00:41:41,750 --> 00:41:44,544
‫البته با کمک کراسوس و سنا

615
00:41:44,711 --> 00:41:46,011
‫ممنونم

616
00:41:46,504 --> 00:41:47,881
‫مشتاقانه منتظرم تا مردی

617
00:41:48,006 --> 00:41:50,383
‫که مسئول به قتل رسیدن شوهرمه
‫به سرنوشتی مشابه دچار بشه

618
00:41:50,508 --> 00:41:53,887
‫ای کاش من می‌تونستم خنجر
‫به دست بگیرم و جونش رو بگیرم

619
00:42:36,721 --> 00:42:38,306
‫آره!

620
00:42:39,724 --> 00:42:41,643
‫توروس یه افسانه بود

621
00:42:41,768 --> 00:42:43,103
‫امیدواریم در آینده…

622
00:42:43,478 --> 00:42:45,522
‫مثل یه افسانه ازش یاد بشه

623
00:42:52,195 --> 00:42:55,365
‫امشب می‌خوام بدجور
‫باهات حال بکنم، مرد کوچولو

624
00:42:55,490 --> 00:42:57,617
‫منم بهت اجازه می‌دم!

625
00:43:08,586 --> 00:43:10,338
‫- می‌خوایم بریم؟
‫- بمون همین‌جا

626
00:43:10,505 --> 00:43:12,465
‫می‌خوام قبل از مبارزه‌ی اصلی

627
00:43:12,590 --> 00:43:14,134
‫با قهرمان‌مون حرف بزنم

628
00:43:23,351 --> 00:43:24,651
‫ناامید شدی؟

629
00:43:24,686 --> 00:43:26,563
‫احمق عوضی!

630
00:43:27,063 --> 00:43:28,565
‫به شدت

631
00:43:32,694 --> 00:43:35,113
‫من یه خدا هستم!

632
00:43:35,405 --> 00:43:38,241
‫و یه زن کنارمه…

633
00:43:45,623 --> 00:43:46,958
‫دعا می‌کنی؟

634
00:43:48,126 --> 00:43:49,461
‫به درگاه آپدماک،

635
00:43:49,919 --> 00:43:51,219
‫خدای جنگ

636
00:43:53,465 --> 00:43:54,765
‫گوش می‌ده؟

637
00:43:56,968 --> 00:43:59,179
‫به نفع من؟ نه

638
00:44:00,263 --> 00:44:01,681
‫اما من به اسم پدرت

639
00:44:01,848 --> 00:44:03,308
‫به درگاهش دعا می‌کنم

640
00:44:03,475 --> 00:44:05,894
‫خب، خدات اگه گوش بده
‫کار عاقلانه‌ای کرده

641
00:44:07,187 --> 00:44:09,522
‫وگرنه توی دنیای پس از مرگ
‫باید چند کلام باهاش حرف بزنم

642
00:44:09,689 --> 00:44:11,900
‫اکیلیا

643
00:44:16,571 --> 00:44:17,871
‫آماده‌ای؟

644
00:44:18,031 --> 00:44:19,574
‫بله، ارباب

645
00:44:23,953 --> 00:44:25,622
‫اونایی که با کون گنده‌شون بالا نشستن

646
00:44:25,789 --> 00:44:29,250
‫و قضاوت می‌کنن، معتقدن
‫این خانه یه شوخیه

647
00:44:30,251 --> 00:44:33,380
‫فکر می‌کنن ما حقیرتریم،

648
00:44:33,963 --> 00:44:35,465
‫و اونا از ما بهترن،

649
00:44:35,632 --> 00:44:37,384
‫و تا ابد بهتر خواهند بود

650
00:44:38,134 --> 00:44:39,434
‫نشون‌شون بده…

651
00:44:39,469 --> 00:44:40,970
‫که ما واقعاً کی هستیم،

652
00:44:41,513 --> 00:44:42,972
‫و کون اون زنیکه رو…

653
00:44:43,098 --> 00:44:45,058
‫با شن‌های میدان مبارزه یکی کن!

654
00:45:00,240 --> 00:45:01,741
‫بالاخره به لحظه‌ی مورد انتظار رسیدیم

655
00:45:01,908 --> 00:45:05,745
‫زمان برگزاری مبارزه‌ی اصلی فرا رسیده
‫تا برادری گران‌قدر،

656
00:45:05,912 --> 00:45:07,914
‫شوهری شریف، پدری دوست‌داشتنی،

657
00:45:08,081 --> 00:45:10,917
‫و سناتور این جمهوری بزرگ رو
‫گرامی بداریم

658
00:45:11,084 --> 00:45:13,920
‫آره!

659
00:45:14,087 --> 00:45:16,214
‫به نظرتون چقدر احتمال داره
‫اکیلیا پیروز بشه؟

660
00:45:17,639 --> 00:45:19,293
‫خواهیم دید

661
00:45:19,294 --> 00:45:20,427
‫از خانه‌ی…

662
00:45:20,593 --> 00:45:21,970
‫سوری،

663
00:45:23,221 --> 00:45:25,223
‫اکیلیا،

664
00:45:25,390 --> 00:45:27,100
‫الهه‌ی مرگ رو بهتون معرفی می‌کنم!

665
00:45:34,274 --> 00:45:36,526
‫اکیلیا! الهه‌ی‌ من!

666
00:45:37,235 --> 00:45:38,945
‫اکیلیا!

667
00:45:39,112 --> 00:45:40,738
‫اکیلیا!

668
00:45:43,241 --> 00:45:46,411
‫و چنین مبارز نترسی
‫باید با کی روبه‌رو بشه؟

669
00:45:46,953 --> 00:45:49,289
‫از خانه‌ی پراکولوس،

670
00:45:49,456 --> 00:45:51,624
‫سکایی وارد می‌شود!

671
00:46:21,905 --> 00:46:24,616
‫شروع کنید!

672
00:46:40,924 --> 00:46:43,760
‫این همون زنیه که همه
‫با اشتیاق راجع بهش حرف می‌زنن؟

673
00:46:44,969 --> 00:46:46,387
‫چقدر ناامیدکننده

674
00:46:58,358 --> 00:46:59,734
‫ارزشش رو ثابت می‌کنه

675
00:47:00,109 --> 00:47:03,071
‫مثل همه‌ی زن‌های باهوش و مصمم

676
00:47:33,017 --> 00:47:34,352
‫برید عقب!

677
00:47:36,229 --> 00:47:37,689
‫جدا بشید!

678
00:47:41,526 --> 00:47:43,111
‫پاشو سر پا!

679
00:48:02,547 --> 00:48:05,550
‫از سپر کوفتی برای
‫حمله استفاده کن، اکیلیا!

680
00:48:28,156 --> 00:48:29,197
‫آره!

681
00:48:29,198 --> 00:48:30,617
‫سپر کوفتی

682
00:48:30,618 --> 00:48:32,079
‫بلند شو

683
00:48:52,764 --> 00:48:54,064
‫آره!

684
00:48:59,062 --> 00:49:02,398
‫برتریت رو حفظ کن!
‫فشار رو بیشتر کن!

685
00:49:24,671 --> 00:49:25,971
‫آره

686
00:49:55,576 --> 00:49:57,161
‫به‌خاطر کلادوس

687
00:50:04,335 --> 00:50:06,462
‫کیرم توی خدایان!

688
00:50:09,841 --> 00:50:12,135
‫- آره!
‫- اکیلیا!

689
00:50:14,512 --> 00:50:15,804
‫آره!

690
00:50:15,805 --> 00:50:18,266
‫اکیلیا! اکیلیا!

691
00:50:18,391 --> 00:50:20,226
‫آره!

692
00:50:20,393 --> 00:50:23,855
‫اکیلیا! اکیلیا!

693
00:50:23,856 --> 00:50:26,654
‫اکیلیا! اکیلیا!

694
00:50:26,655 --> 00:50:29,766
‫اکیلیا! اکیلیا!

695
00:50:29,767 --> 00:50:33,217
‫اکیلیا! اکیلیا!

696
00:50:46,085 --> 00:50:47,837
‫پدرت الان سرافرازه…

697
00:50:48,504 --> 00:50:49,839
‫به‌خاطر هر دوی شما

698
00:51:01,177 --> 00:51:03,917
‫اکیلیا! اکیلیا!

699
00:51:03,918 --> 00:51:07,005
‫اکیلیا! اکیلیا!

700
00:51:07,006 --> 00:51:10,173
‫اکیلیا! اکیلیا!

701
00:51:10,174 --> 00:51:13,720
‫اکیلیا! اکیلیا!

702
00:51:21,370 --> 00:51:25,521
‫شاید خانه‌ی پراکولوس
‫خیلی هم ترسناک نیست

703
00:51:25,522 --> 00:51:27,794
‫نباید این‌طور با یه مرد حرف بزنی

704
00:51:27,960 --> 00:51:29,987
‫مسئله‌ی مهمی نیست

705
00:51:30,379 --> 00:51:34,133
‫سرنوشت خشونت‌آمیز اغلب
‫شامل حال کسایی می‌شه که انتظارش رو ندارن

706
00:51:36,803 --> 00:51:38,471
‫ممنون از همه

707
00:51:39,138 --> 00:51:40,640
‫که در غم ما شریک شدن

708
00:51:41,224 --> 00:51:45,144
‫برای تمامی امور کاپوآ
‫در خدمت شما هستم،

709
00:51:45,311 --> 00:51:46,896
‫چه عمومی و چه خصوصی

710
00:51:47,563 --> 00:51:49,553
‫بعد از موفقیتِ لشکرکشی علیه پومپه،

711
00:51:49,554 --> 00:51:51,067
‫باید همگی دور هم غذا بخوریم

712
00:51:51,818 --> 00:51:54,529
‫خانه‌ی ما همیشه
‫آماده‌ی پذیرایی از شماست

713
00:51:55,196 --> 00:51:56,989
‫کاسوتیا، ویریدیا

714
00:51:57,156 --> 00:51:59,116
‫پشت سرم بیاید

715
00:52:52,545 --> 00:52:54,755
‫کار غیرممکن رو ممکن کردی

716
00:52:57,466 --> 00:52:58,766
‫قهرمان

717
00:53:00,052 --> 00:53:02,138
‫به نظر می‌رسه حیرت‌زده‌ای
‫که من هنوز زنده‌ام

718
00:53:02,722 --> 00:53:04,390
‫با تمام وجودم امیدوار بودم

719
00:53:05,308 --> 00:53:07,310
‫بتونی جون سکایی رو بگیری،

720
00:53:09,228 --> 00:53:10,771
‫اما انتظارش رو نداشتم

721
00:53:10,938 --> 00:53:12,238
‫منم همین‌طور

722
00:53:13,024 --> 00:53:14,232
‫ممنونم

723
00:53:14,233 --> 00:53:16,861
‫که توی چنین معجزه‌ای
‫بهم کمک کردی

724
00:53:20,531 --> 00:53:22,700
‫نمی‌تونستم بذارم کَس دیگه‌ای
‫جونت رو بگیره

725
00:53:23,367 --> 00:53:25,161
‫قبل از این‌که خودم مقامت رو بگیرم

726
00:53:25,703 --> 00:53:28,247
‫فکر می‌کردم اختلاف رو کنار گذاشتیم

727
00:53:28,623 --> 00:53:30,833
‫اگه تو جای من بودی…

728
00:53:32,460 --> 00:53:34,253
‫تلاش نمی‌کردی جایگاه قهرمانی رو
‫به دست بیاری؟

729
00:53:35,254 --> 00:53:36,546
‫قطعاً تلاش می‌کردم

730
00:53:36,547 --> 00:53:37,847
‫هوم

731
00:53:38,257 --> 00:53:41,969
‫توی چنین جایگاهی بودن
‫هیچ‌وقت رویا و خواسته‌ی من نبوده

732
00:53:42,678 --> 00:53:44,388
‫ولی این‌جایی

733
00:53:45,598 --> 00:53:47,850
‫ارباب هم چنین چیزی گفت

734
00:53:48,225 --> 00:53:50,227
‫اما من چنین چیزی رو نمی‌خوام

735
00:53:51,938 --> 00:53:54,273
‫آزادیم رو در میدان مبارزه
‫به دست میارم،

736
00:53:54,649 --> 00:53:56,233
‫اگر سعادتمند باشم،

737
00:53:57,026 --> 00:53:59,779
‫یا فراتر از دیوارهاش،
‫اگر سرنوشت چنین مقدر کنه

738
00:54:01,280 --> 00:54:03,491
‫بالاخره یه هدف مشترک پیدا کردیم

739
00:54:04,659 --> 00:54:07,912
‫اگه چنین روزی فرا برسه
‫چیکار می‌کنی؟

740
00:54:12,917 --> 00:54:14,710
‫برمی‌گردم به سرزمینم…

741
00:54:17,922 --> 00:54:20,383
‫و دنبال کسی می‌گردم
‫که من رو به رومی‌ها داد

742
00:54:22,176 --> 00:54:23,636
‫و جونش رو می‌گیری؟

743
00:54:32,812 --> 00:54:34,647
‫باندپیچیت بیش از حد سفت بسته شده

744
00:54:39,110 --> 00:54:41,487
‫چون پزشک نداشتیم
‫مربی دستم رو بست

745
00:54:42,113 --> 00:54:44,615
‫متأسفانه بیشتر برای گرفتن جون مناسبه

746
00:54:45,157 --> 00:54:46,659
‫تا این‌که بخواد درمان کنه

747
00:54:48,411 --> 00:54:50,204
‫وقتی یه بچه‌ی کوچیک بودم

748
00:54:50,329 --> 00:54:52,123
‫پدرم بهم یاد داد
‫چطور زخم‌هاش رو ببندم

749
00:54:54,125 --> 00:54:55,918
‫جای خالیش خیلی حس می‌شه

750
00:54:57,962 --> 00:54:59,672
‫حتی نمی‌شه بیانش کرد

751
00:55:13,060 --> 00:55:14,562
‫معذرت می‌خوام

752
00:56:06,363 --> 00:56:07,663
‫اسب‌ها رو آماده کنید

753
00:56:07,782 --> 00:56:10,242
‫می‌خوام هر چه سریع‌تر حرکت کنیم

754
00:56:13,662 --> 00:56:15,206
‫بهتر نیست رفتن رو عقب بندازید

755
00:56:15,372 --> 00:56:17,541
‫تا طوفان آروم‌تر بشه؟

756
00:56:17,666 --> 00:56:20,419
‫نیازی نیست در این مورد
‫بهم هشدار بدی

757
00:56:21,170 --> 00:56:23,214
‫بیاید شراب و غذا بخوریم و بیشتر

758
00:56:23,380 --> 00:56:25,290
‫راجع به بازسازی میدان مبارزه
‫صحبت کنیم

759
00:56:25,424 --> 00:56:28,552
‫ایده‌هایی برای آوردن متخصص‌هایی
‫از ناپولی و پمپئی دارم

760
00:56:28,719 --> 00:56:31,180
‫چون کیفیت‌شون خیلی
‫بیشتر از متخصص‌های کاپوآست،

761
00:56:31,806 --> 00:56:33,849
‫اما دستمزدشون هم…

762
00:56:34,016 --> 00:56:36,769
‫چنین کارهایی غیرضروریه

763
00:56:38,229 --> 00:56:40,606
‫کراسوس برای انجام این کار
‫کارگرانی در نظر داره؟

764
00:56:43,567 --> 00:56:44,867
‫نه

765
00:56:45,027 --> 00:56:47,113
‫کراسوس بهم دستور داده
‫بهت بگم نظرش عوض شده

766
00:56:47,279 --> 00:56:50,950
‫و به جای یه میدان مبارزه‌ی پرهزینه،
‫می‌خواد ویلاهایی بسازه

767
00:56:51,325 --> 00:56:53,035
‫که فروخته بشن یا اجاره داده بشن

768
00:56:54,078 --> 00:56:55,378
‫ویلا؟

769
00:56:57,873 --> 00:57:00,417
‫مگه معامله نکردیم؟

770
00:57:00,960 --> 00:57:03,212
‫مگه آشر سیاه‌بخت

771
00:57:03,379 --> 00:57:06,674
‫وصلت ویریدیا و پومپه رو به هم نزد؟

772
00:57:07,341 --> 00:57:10,010
‫و همه‌مون تا ابد ازت ممنونیم

773
00:57:10,136 --> 00:57:11,436
‫ممنونید؟

774
00:57:13,013 --> 00:57:14,313
‫تا ابد…

775
00:57:14,431 --> 00:57:15,891
‫ازم ممنونید؟

776
00:57:16,058 --> 00:57:17,893
‫با من این‌طور حرف نزن

777
00:57:18,060 --> 00:57:21,105
‫گابینیوس مُرده

778
00:57:21,230 --> 00:57:24,567
‫دخترش تحت نظر عموی عوضیشه،

779
00:57:24,733 --> 00:57:29,780
‫و تو به جای پاداش وعده داده شده
‫حرف‌های قشنگ بهم می‌زنی،

780
00:57:29,947 --> 00:57:31,490
‫کس‌کش عوضی!

781
00:57:35,703 --> 00:57:37,705
‫ارباب!

782
00:57:39,081 --> 00:57:40,381
‫تنهامون بذار

783
00:57:40,875 --> 00:57:41,958
‫برو

784
00:57:41,959 --> 00:57:44,628
‫بهت هشدار ندادم، سوری؟

785
00:57:44,753 --> 00:57:46,053
‫من…

786
00:57:46,130 --> 00:57:48,549
‫مثل خدایی بر فراز کوهستان هستم،

787
00:57:48,799 --> 00:57:51,186
‫و پومپه‌ی شرور رو کنار زدم

788
00:57:51,187 --> 00:57:54,889
‫و به زودی حتی کراسوس قدرتمند هم
‫کنار زده می‌شه

789
00:57:55,598 --> 00:57:56,898
‫و تو…

790
00:57:57,308 --> 00:58:00,102
‫باید به عنوان خدات
‫بهم درود بفرستی

791
00:58:16,827 --> 00:58:18,704
‫عقلت رو از دست دادی؟!

792
00:58:18,871 --> 00:58:20,372
‫اسب‌ها برای حرکت آماده‌ان

793
00:58:20,539 --> 00:58:22,666
‫بُکُشیدش! یالا!

794
01:01:47,246 --> 01:01:49,289
‫درود بـر سـزار!

795
01:01:49,313 --> 01:01:59,313
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

796
01:01:59,337 --> 01:02:09,337
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

