﻿1
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:20,048 --> 00:00:30,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:09,480 --> 00:01:12,190
‫خدا لعنتت کنه!

4
00:01:13,940 --> 00:01:15,150
‫من دروازه رو بستم

5
00:01:15,860 --> 00:01:17,070
‫خودم می‌تونم ازش عبور کنم

6
00:01:18,110 --> 00:01:19,110
‫داری چی کار می‌کنی؟

7
00:01:20,280 --> 00:01:21,530
‫واسه باتریم غذا نیاز دارم

8
00:01:21,620 --> 00:01:24,700
‫باتریت کامل شارژ بود.
‫یه خط نتونستی روش بندازی

9
00:01:24,790 --> 00:01:28,210
‫نه. نمی‌تونیم از هرچی که اون هست رد بشیم،
‫حداقل نه اینجوری

10
00:01:28,290 --> 00:01:29,130
‫مجبوریم

11
00:01:29,210 --> 00:01:31,880
‫حتی نمی‌دونیم هالی اون سمته یا نه

12
00:01:31,960 --> 00:01:35,300
‫ردش ممکنه به یک میلیون دلیل گم شده باشه

13
00:01:37,800 --> 00:01:38,800
‫باتری

14
00:01:47,705 --> 00:01:49,705
‫« بیف جرکی »

15
00:01:49,730 --> 00:01:50,770
‫چیز دیگه‌ای نداری؟

16
00:01:50,860 --> 00:01:53,110
‫هی! من... نه، چیز دیگه‌ای ندارم

17
00:01:53,190 --> 00:01:57,030
‫واسه یه نفر آذوقه جمع کرده بودم، واسه خودم

18
00:01:58,070 --> 00:02:01,740
‫شانس آوردی دارم باهات تقسیم می‌کنم

19
00:02:06,330 --> 00:02:07,330
‫امتحانش کن

20
00:02:08,670 --> 00:02:09,920
‫شاید خوشت اومد

21
00:02:14,420 --> 00:02:15,420
‫هوم؟

22
00:02:26,810 --> 00:02:28,020
‫باید بریم

23
00:02:39,490 --> 00:02:40,490
‫اِل؟

24
00:02:40,860 --> 00:02:41,700
‫خوبی؟

25
00:02:41,780 --> 00:02:43,450
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

26
00:02:52,250 --> 00:02:55,340
‫ویل، رابین، می‌خوام جوابم رو بدین

27
00:02:56,000 --> 00:02:58,970
‫عصبانی نیستم.
‫فقط باید بدونم جاتون امنه

28
00:03:04,430 --> 00:03:05,510
‫لعنتی

29
00:03:06,220 --> 00:03:07,310
‫- اون...
‫- آره

30
00:03:07,390 --> 00:03:09,770
‫فکر می‌کنی ما رو دید؟

31
00:03:10,850 --> 00:03:12,100
‫آره

32
00:03:20,110 --> 00:03:21,860
‫سوار شید

33
00:03:24,780 --> 00:03:27,200
‫گفتم، خیلی صریح گفتم،

34
00:03:27,290 --> 00:03:30,210
‫که نمی‌خوام جایی بره که امن نیست

35
00:03:30,290 --> 00:03:34,080
‫نه تنها بُردیش، تمام ارتباطات رو هم قطع کردی

36
00:03:34,170 --> 00:03:37,460
‫بله خب، اگه بخوایم به گذشته نگاه کنیم،
‫کارمون بی‌ملاحظگی بود

37
00:03:37,550 --> 00:03:38,590
‫بی‌ملاحظگی؟

38
00:03:38,670 --> 00:03:40,170
‫واقعاً باید یه یادداشت می‌ذاشتیم

39
00:03:40,260 --> 00:03:42,590
‫این قضیه برات خنده‌داره؟

40
00:03:42,680 --> 00:03:44,010
‫ببخشید. حتماً به خاطر لحن صحبت کردنمه

41
00:03:44,090 --> 00:03:46,100
‫مادرم میگه صحبت کردنم خیلی غیرصمیمانه است

42
00:03:46,180 --> 00:03:50,140
‫باشه، داری با جون پسرم بازی می‌کنی

43
00:03:50,230 --> 00:03:51,560
‫پسر من

44
00:03:51,640 --> 00:03:55,440
‫پس دفعه بعدی که گفتم
‫نمی‌خوام از کنارم بره،

45
00:03:55,520 --> 00:03:59,070
‫یعنی نمی‌خوام از کنارِ من لعنتی بره

46
00:03:59,150 --> 00:04:00,440
‫من همینجام، مامان

47
00:04:01,360 --> 00:04:03,360
‫می‌دونی، می‌تونی باهام صحبت کنی، درسته؟

48
00:04:03,450 --> 00:04:04,990
‫منم دیگه بچه نیستم

49
00:04:05,070 --> 00:04:07,120
‫ویل، من هنوز مادرتم

50
00:04:07,200 --> 00:04:09,330
‫- معنیش این نیست که بدونی داری چی کار می‌کنی
‫- چی؟

51
00:04:09,410 --> 00:04:11,450
‫نقشه‌ات؟ خیلی... بد بود

52
00:04:11,540 --> 00:04:12,710
‫ببخشید، ولی همینه

53
00:04:12,790 --> 00:04:14,620
‫فقط چون بی‌خطر بود دوستش داشتی،

54
00:04:14,710 --> 00:04:16,790
‫ولی دیگه وقتی برای خطر نکردن نداریم

55
00:04:16,880 --> 00:04:19,880
‫باید اقدام کنیم و ریسک‌پذیر باشیم،
‫و خدا رو شکر که این کار رو کردیم

56
00:04:19,960 --> 00:04:22,130
‫چون نقشه‌ی من... واقعاً جواب داد

57
00:04:22,220 --> 00:04:24,720
‫جاسوسیِ وِکنا رو کردم و به ذهنِ مشترک رسیدم،

58
00:04:24,800 --> 00:04:27,140
‫و فهمیدیم هالی تازه اولِ کاره

59
00:04:27,220 --> 00:04:28,760
‫وکنا می‌خواد بچه‌های بیشتری رو ببره

60
00:04:28,850 --> 00:04:30,810
‫نمی‌دونم چرا یا اینکه می‌خواد باهاشون چی کار کنه،

61
00:04:30,890 --> 00:04:34,270
‫ولی حالا یه چیزی می‌دونیم که می‌شه علیهش
‫ازش استفاده کنیم، هدف بعدیش رو

62
00:04:35,060 --> 00:04:38,190
‫پس دفعه بعدی که بهم دستور دادی کنارت بمونم،
‫روش حساب نکن

63
00:04:39,650 --> 00:04:43,990
‫ولی، همونطور که گفتم، در آینده،
‫سعی می‌کنیم یه یادداشت بذاریم

64
00:04:45,610 --> 00:04:49,200
‫باید بریم. باید جلوی وکنا رو بگیریم. وقت زیادی نداریم

65
00:05:09,850 --> 00:05:11,930
‫- برای زیست‌کُره آماده‌ای؟
‫- بله

66
00:05:12,020 --> 00:05:15,640
‫باشه. به فرق بین زمین و آب فکر کن

67
00:05:15,730 --> 00:05:17,440
‫باشه، فهمیدم. ممنون!

68
00:05:18,690 --> 00:05:19,690
‫هی!

69
00:06:28,000 --> 00:06:34,000
‫« اتفاقات عجیب »
‫« فصل پنجم »

70
00:06:42,024 --> 00:06:46,024
‫« قسمت سوم »
‫« تَله‌ی تِرنباو »

71
00:07:01,540 --> 00:07:03,290
‫هنوز تو فکر والدینت هستی؟

72
00:07:04,840 --> 00:07:05,840
‫آره

73
00:07:06,550 --> 00:07:09,470
‫پیش بهترین‌ها هستن، هالی، اطمینان میدم

74
00:07:10,050 --> 00:07:13,180
‫و بهم گفتن که با هر ساعتی که می‌گذره
‫دارن بهتر می‌شن

75
00:07:13,260 --> 00:07:15,140
‫به محض اینکه درمان بشن، میان اینجا پیشِ ما

76
00:07:15,760 --> 00:07:16,810
‫می‌دونم

77
00:07:17,640 --> 00:07:19,560
‫- فقط...
‫- می‌خوای پیش‌شون باشی

78
00:07:20,440 --> 00:07:21,520
‫درک می‌کنم

79
00:07:22,020 --> 00:07:24,900
‫ولی در هاوکینز نمی‌تونی خیال‌شون رو راحت کنی، هالی

80
00:07:25,480 --> 00:07:28,150
‫تنها آرامش خیالی که دارن
‫اینه که می‌دونن اینجایی و جات امنه

81
00:07:28,990 --> 00:07:29,990
‫پیش من

82
00:07:30,530 --> 00:07:31,900
‫در امان از دست هیولاها

83
00:07:35,450 --> 00:07:38,080
‫پیش خودم گفتم تمشک شاید حالت رو یکم جا بیاره

84
00:07:38,160 --> 00:07:40,290
‫موردعلاقته، نه؟

85
00:07:40,960 --> 00:07:41,960
‫چطور می‌دونستی؟

86
00:07:42,670 --> 00:07:44,040
‫که موردعلاقمه؟

87
00:07:44,130 --> 00:07:45,670
‫فقط...

88
00:07:45,750 --> 00:07:46,750
‫یه حدس بود

89
00:07:47,300 --> 00:07:48,630
‫حدس‌های خوبی می‌زنم

90
00:07:49,260 --> 00:07:52,630
‫شاید فردا پنکیک با تکه‌های شکلات درست کردم

91
00:07:53,180 --> 00:07:55,390
‫- عاشق‌شونه
‫- کی؟

92
00:07:55,470 --> 00:07:56,850
‫هم‌کلاسیت، دِرِک

93
00:07:56,930 --> 00:07:58,680
‫دِرِک داره میاد اینجا؟

94
00:07:58,760 --> 00:08:01,640
‫خیلی از درک خوشت نمیاد، نه؟

95
00:08:04,190 --> 00:08:06,560
‫می‌خوای بذارم هیولاها بخورنش؟

96
00:08:08,980 --> 00:08:11,570
‫نه. نه، نمی‌تونی... اون کار رو بکنی

97
00:08:13,490 --> 00:08:15,070
‫خب، این چطوره؟

98
00:08:15,160 --> 00:08:16,450
‫به درک میگم

99
00:08:16,530 --> 00:08:20,160
‫اگه بدرفتاری کنه یا هر آزاری بهت برسونه،

100
00:08:20,240 --> 00:08:24,370
‫فوراً برش می‌گردونم و می‌تونه تنهایی
‫با اون هیولاها مواجه بشه

101
00:08:24,460 --> 00:08:25,460
‫چطوره؟

102
00:08:32,300 --> 00:08:34,630
‫احتمالاً کل روز نباشم

103
00:08:34,720 --> 00:08:37,800
‫وقتی نیستم، کل خونه مال توئه

104
00:08:37,890 --> 00:08:39,220
‫کل خونه؟

105
00:08:39,310 --> 00:08:41,310
‫هرچیزی مال منه، مال توئه

106
00:08:42,140 --> 00:08:44,980
‫ولی در عوض، می‌خوام یه قولی بهم بدی

107
00:08:45,690 --> 00:08:48,270
‫یه چیز خیلی مهمه.
‫به نظرت می‌تونی؟

108
00:08:48,360 --> 00:08:49,360
‫آره

109
00:08:50,650 --> 00:08:55,700
‫هیچوقت، تحت هیچ شرایطی، نباید بری توی جنگل. متوجهی؟

110
00:08:57,280 --> 00:08:59,830
‫هیولاها اونجا زندگی می‌کنن؟

111
00:09:01,200 --> 00:09:03,910
‫ولی پیدات نمی‌کنن.
‫البته تا وقتی که خودت...

112
00:09:04,000 --> 00:09:05,080
‫نخوام پیداشون کنم

113
00:09:07,080 --> 00:09:08,880
‫می‌دونی، خیلی خوشحالم که اول تو رو نجات دادم

114
00:09:10,130 --> 00:09:11,880
‫تو از همه‌شون باهوش‌تری

115
00:09:15,680 --> 00:09:17,840
‫و اگه زحمتی نیست، بسته‌ی پستیم رو ببر داخل، باشه؟

116
00:09:29,440 --> 00:09:30,440
‫چطور می‌دونستی؟

117
00:09:31,150 --> 00:09:32,150
‫یه حدس بود

118
00:10:26,040 --> 00:10:27,460
‫پایگاه، آلفا یک هستم و گزارش میدم

119
00:10:27,540 --> 00:10:30,040
‫به ایستگاهِ اِچ رسیدیم، اِچ به معنی هرکول

120
00:10:30,120 --> 00:10:31,420
‫اثری از موجود نیست

121
00:10:31,500 --> 00:10:34,840
‫این منططقه رو شناسایی می‌کنیم،
‫بعد به ایستگاه بعدی میریم. تمام

122
00:10:34,920 --> 00:10:38,380
‫آلفا یک، پایگاه صحبت می‌کنه.
‫موقعیت‌تون در هرکول تأیید شد. تمام

123
00:10:38,470 --> 00:10:39,630
‫آلفا یک، قطع ارتباط

124
00:10:40,510 --> 00:10:41,510
‫شناسایی؟

125
00:10:42,470 --> 00:10:43,850
‫یعنی من میرم بشاشم،

126
00:10:44,350 --> 00:10:46,060
‫شماها هم پنج دقیقه استراحت کنید

127
00:10:47,730 --> 00:10:50,390
‫شنیدین آقا چی گفت.
‫سیگاری‌هاش روشن کنن

128
00:11:40,650 --> 00:11:42,910
‫یه اسکلی داشته با دیوار وَر می‌رفته، ستوان؟

129
00:11:43,700 --> 00:11:45,030
‫اسکل که بوده، آره

130
00:11:47,080 --> 00:11:48,370
‫ولی از بچه‌های ما نبوده

131
00:11:50,200 --> 00:11:51,210
‫زودباش

132
00:11:55,170 --> 00:11:56,500
‫برو پشت جوجه‌تیغی

133
00:11:57,670 --> 00:11:58,670
‫بله قربان

134
00:12:44,590 --> 00:12:45,930
‫هی!

135
00:12:51,020 --> 00:12:51,850
‫زودباشید! زودباشید!

136
00:12:51,930 --> 00:12:54,890
‫پایگاه، آلفا یک، دشمن بهمون حمله کرده.
‫همین الان پشتیبانی زمینی و هوایی نیاز داریم

137
00:12:55,900 --> 00:12:57,650
‫برید!

138
00:13:26,880 --> 00:13:28,090
‫باشه

139
00:13:32,520 --> 00:13:34,060
‫کی اونجاست؟

140
00:15:11,110 --> 00:15:13,160
‫انگار رابین سیگنال بتمن رو روشن کرده

141
00:15:29,510 --> 00:15:31,470
‫سلام. خیلی متأسفم

142
00:15:32,380 --> 00:15:33,300
‫- خوبی؟
‫- آره

143
00:15:33,390 --> 00:15:34,390
‫بیا بغلم

144
00:15:36,010 --> 00:15:37,850
‫پشمام

145
00:15:37,930 --> 00:15:38,970
‫آره

146
00:15:39,060 --> 00:15:41,850
‫با دوچرخه تصادف کردم.
‫با کله خوردم توی تیربرق

147
00:15:42,560 --> 00:15:45,770
‫ببینید، بابت اینکه کاوش رو از دست دادم و همه‌چیز متأسفم

148
00:15:45,860 --> 00:15:47,980
‫تقصیر تو نیست. خودت رو اذیت نکن

149
00:15:48,070 --> 00:15:49,780
‫آره، انگار قبلاً اذیت شده

150
00:15:49,860 --> 00:15:51,240
‫- دماغت شکسته؟
‫- نمی‌دونم

151
00:15:51,320 --> 00:15:52,716
‫- بذار...
‫- دست نزن. چرا...

152
00:15:52,740 --> 00:15:54,700
‫- من... می‌خواستم...
‫- می‌خواستی بزنی

153
00:15:54,780 --> 00:15:57,700
‫هی، نیومدیم خوش و بش کنیم، بچه‌ها. بیاید

154
00:16:03,080 --> 00:16:04,250
‫درک؟

155
00:16:04,330 --> 00:16:05,380
‫درک ترنباو؟

156
00:16:05,460 --> 00:16:09,050
‫منظورت خانواده ترنباوه؟
‫بنگاه و املاک ترنباو؟

157
00:16:09,130 --> 00:16:10,550
‫خودِ خودش

158
00:16:10,630 --> 00:16:12,550
‫کل خانواده‌شون شرّن

159
00:16:12,630 --> 00:16:14,010
‫از کجا مطمئنی؟

160
00:16:14,090 --> 00:16:16,220
‫مطمئن که درک هدف بعدیه؟

161
00:16:16,300 --> 00:16:18,390
‫چون دیدم

162
00:16:19,140 --> 00:16:22,020
‫فهمیدم وقتی به ذهن مشترک
‫به قدر کافی نزدیک باشم،

163
00:16:22,100 --> 00:16:24,400
‫می‌تونم واردش بشم، واردِ ذهنِ وکنا

164
00:16:24,480 --> 00:16:26,440
‫می‌تونم ببینم کی رو هدف گرفته

165
00:16:27,190 --> 00:16:30,030
‫اولین باری که اتفاق افتاد،
‫از چشم هالی دیدم

166
00:16:30,110 --> 00:16:31,860
‫همون روزی که ربوده شد

167
00:16:33,490 --> 00:16:35,660
‫و امروز صبح، دوباره اتفاق افتاد

168
00:16:38,240 --> 00:16:40,330
‫فقط این دفعه، هالی نبودم

169
00:16:40,410 --> 00:16:42,000
‫- یعنی چی؟
‫- یکی دیگه بودم

170
00:16:42,080 --> 00:16:44,330
‫- جلوی پات رو ببین، کودن
‫- یه تپلش رو میل کن!

171
00:16:44,920 --> 00:16:46,880
‫من درک ترنباو بودم. مطمئنم

172
00:16:46,960 --> 00:16:48,040
‫صبرکن. نفهمیدم چی شد

173
00:16:48,090 --> 00:16:49,210
‫تعجبی نداره

174
00:16:49,290 --> 00:16:53,010
‫داشتی از چشمِ وکنا می‌دیدی یا درک؟

175
00:16:53,090 --> 00:16:54,260
‫هر دو

176
00:16:54,340 --> 00:16:55,970
‫من وکنا بودم،

177
00:16:56,050 --> 00:16:58,550
‫ولی توی ذهنِ درک

178
00:16:58,640 --> 00:17:00,930
‫وکنا مثل یه قاتل زنجیره‌ایه سایکیکه

179
00:17:01,020 --> 00:17:04,310
‫قربانی‌هاش رو استاک می‌کنه،
‫ولی با حمله به ذهن‌شون

180
00:17:04,390 --> 00:17:06,650
‫با کریسی و مکس همین کار رو کرد

181
00:17:06,730 --> 00:17:09,360
‫آره، ولی روش این دفعه‌اش متفاوته

182
00:17:09,980 --> 00:17:13,400
‫توی بیمارستان یکم تحقیق کردیم.
‫ظاهراً قبل از اینکه وکنا هالی رو ببره،

183
00:17:13,490 --> 00:17:14,570
‫داشته استاکش می‌کرده

184
00:17:14,650 --> 00:17:18,450
‫ولی... به عنوان وکنا ظاهر نشده.
‫به عنوان هنری ظاهر شده

185
00:17:19,200 --> 00:17:20,030
‫به عنوان یک دوست

186
00:17:20,120 --> 00:17:22,120
‫فکر می‌کنیم می‌خواسته اعتمادش رو جلب کنه

187
00:17:22,200 --> 00:17:24,250
‫اینکه چرا باید اینقدر به خودش زحمت بده رو نمی‌دونیم

188
00:17:24,330 --> 00:17:26,870
‫ولی خیلی شک دارم که هدف درازمدتش دوستی باشه

189
00:17:26,960 --> 00:17:29,540
‫هرچی که هست، هر نقشه‌ای که ریخته،

190
00:17:30,170 --> 00:17:31,460
‫باید جلوش رو بگیریم

191
00:17:32,000 --> 00:17:33,710
‫و باید درک رو نجات بدیم

192
00:17:34,760 --> 00:17:36,090
‫خانواده ترنباو اینجا زندگی می‌کنه

193
00:17:36,180 --> 00:17:37,800
‫توی یه ون روبروی خیابون منتظر می‌مونیم

194
00:17:37,890 --> 00:17:40,640
‫به محض اینکه خوابیدن،
‫میریم داخل و درک رو برمی‌داریم،

195
00:17:40,720 --> 00:17:43,270
‫و می‌بریمش اینجا،

196
00:17:43,350 --> 00:17:46,440
‫مزرعه‌ی مک‌کورکل. کاملاً منزویه. متروکه است

197
00:17:46,520 --> 00:17:51,360
‫تنها چیز اینه که باید مطمئن بشیم
‫ما رو نبینه یا ندونه که کجاست

198
00:17:51,440 --> 00:17:52,730
‫پس باید چشم‌هاش رو ببندیم

199
00:17:52,820 --> 00:17:54,490
‫صبرکن. وایسا. چی؟

200
00:17:54,570 --> 00:17:55,940
‫تا وکنا نتونه پیداش کنه

201
00:17:56,030 --> 00:17:59,740
‫آره. اونوقت مامان، تو مشکلی با ربایش یه بچه نداری؟

202
00:17:59,820 --> 00:18:02,660
‫نه، داریم یه بچه رو با آدم‌ربایی نجات میدیم

203
00:18:02,740 --> 00:18:04,240
‫و آره، مشکلی نداره،

204
00:18:04,330 --> 00:18:05,160
‫فکر کنم

205
00:18:05,250 --> 00:18:08,330
‫آره. الان وقت خطر نکردن نیست، جاناتان

206
00:18:08,420 --> 00:18:10,170
‫با اجازه‌ی شما،

207
00:18:10,250 --> 00:18:13,550
‫گرچه از نظر اخلاقی مخالف این برنامه نیستم،
‫ولی چندتا ایراد هست

208
00:18:13,630 --> 00:18:17,670
‫آره. مثلاً اگه قبل از اینکه دموگورگن
‫به درک حمله کنه، خوابش ببره چی؟

209
00:18:17,760 --> 00:18:18,680
‫اون یکی

210
00:18:18,760 --> 00:18:22,930
‫یا اگه درک قبل از اینکه ما بدزدیمش
‫بیدار بشه و خانواده‌اش رو مطلع کنه چی؟

211
00:18:23,010 --> 00:18:25,020
‫- میریم زندان
‫- اونم یکی دیگه

212
00:18:25,100 --> 00:18:27,980
‫ولی سومین ایراد و بزرگترینش

213
00:18:28,060 --> 00:18:30,650
‫اینه که حتی اگه معجزه بشه
‫و این نقشه اصلاً جواب بده،

214
00:18:31,150 --> 00:18:32,270
‫هالی هنوز گم شده

215
00:18:33,070 --> 00:18:34,940
‫هاپ و اِل، هنوز معلوم نیست کجان

216
00:18:35,030 --> 00:18:37,190
‫این کار ما رو به پیدا کردنِ وکنا نزدیکتر نمی‌کنه

217
00:18:37,280 --> 00:18:39,820
‫این نقشه فقط برای ما و درک یکم زمان می‌خره

218
00:18:39,910 --> 00:18:40,780
‫همین

219
00:18:40,860 --> 00:18:42,320
‫نه لزوماً

220
00:18:42,410 --> 00:18:43,620
‫شاید یه راهی باشه

221
00:18:44,910 --> 00:18:47,660
‫راهی واسه نجات درک و هالی

222
00:18:51,710 --> 00:18:52,710
‫این درک‌ـه

223
00:18:54,000 --> 00:18:56,880
‫اینم بقیه خانواده ترنباو

224
00:18:58,050 --> 00:19:00,680
‫باید یکی رو بیاریم که خانواده بهش اعتماد داره،

225
00:19:00,760 --> 00:19:02,550
‫یکی که بتونه وارد خونه بشه

226
00:19:04,010 --> 00:19:05,890
‫این فرد خانواده رو بیهوش می‌کنه

227
00:19:05,970 --> 00:19:07,520
‫بعدش خانواده رو می‌بریم

228
00:19:07,600 --> 00:19:08,600
‫بیهوش کنه؟

229
00:19:08,680 --> 00:19:11,440
‫خب، بی‌خطر.
‫با قرص خواب یا همچین چیزی

230
00:19:11,520 --> 00:19:13,440
‫شاید بتونم بنزودیازپین جور کنم

231
00:19:13,520 --> 00:19:15,730
‫می‌تونه یه فیل رو بیهوش کنه

232
00:19:15,820 --> 00:19:17,480
‫عالیه. اونجوری اگه وکنا جاسوسی کنه،

233
00:19:17,570 --> 00:19:19,780
‫فقط گمون می‌کنه درک توی تخت خوابِ خوابه

234
00:19:19,860 --> 00:19:21,490
‫دموهاش رو می‌فرسته دنبالش

235
00:19:22,360 --> 00:19:24,990
‫ولی درک رو پیدا نمی‌کنه. ما رو پیدا می‌کنه

236
00:19:25,580 --> 00:19:26,580
‫و ما هم آماده‌ایم

237
00:19:26,620 --> 00:19:29,330
‫به موری میگیم برامون تله بیاره

238
00:19:29,410 --> 00:19:32,210
‫لاشی رو می‌سوزونیم.
‫کاری می‌کنیم چهارنعل بره خونه پیش اربابش،

239
00:19:32,290 --> 00:19:34,500
‫ولی قبلش یکی از این‌ها فرو می‌کنیم توش

240
00:19:36,130 --> 00:19:38,420
‫دمو رو توی دنیای وارونه از وِنِ اسکواک

241
00:19:38,510 --> 00:19:40,840
‫ردیابی می‌کنیم
‫مثل کاری که با هاپر کردیم

242
00:19:40,920 --> 00:19:44,300
‫و اگه شانس بیاریم،
‫دمو ما رو به لونه‌اش می‌کِشونه،

243
00:19:44,390 --> 00:19:45,390
‫به وکنا،

244
00:19:46,180 --> 00:19:47,180
‫به هالی

245
00:19:48,770 --> 00:19:49,770
‫ایراداتش چیه؟

246
00:19:57,480 --> 00:20:00,070
‫♪ بچه‌ها آروم باشید ♪

247
00:20:01,070 --> 00:20:04,240
‫♪ وقتی ما باهمیم این رو بهمون میگن ♪

248
00:20:04,740 --> 00:20:08,330
‫♪ چون چی می‌گفتن ♪

249
00:20:08,410 --> 00:20:10,250
‫♪ اگه یه وقت می‌دونستن ♪
‫♪ و پس ما داریم ♪

250
00:20:11,620 --> 00:20:14,000
‫♪ با نهایت سرعت‌مون می‌دوئیم ♪

251
00:20:15,080 --> 00:20:17,920
‫♪ دست همدیگه رو گرفتیم ♪

252
00:20:18,420 --> 00:20:21,420
‫♪ می‌خوایم توی شب فرار کنیم ♪

253
00:20:21,510 --> 00:20:23,720
‫♪ بعدش دست‌هات رو دورم حلقه می‌کنی ♪

254
00:20:23,800 --> 00:20:26,680
‫♪ و روی زمین غلت می‌زنیم و بعدش میگی ♪

255
00:20:26,760 --> 00:20:29,600
‫♪ - فکر کنم الان تنها شدیم ♪
‫♪ - تنها ♪

256
00:20:29,680 --> 00:20:33,520
‫♪ انگار هیچکس نیست ♪

257
00:20:34,140 --> 00:20:36,810
‫♪ - فکر کنم تنها شدیم ♪
‫♪ - تنها ♪

258
00:20:36,900 --> 00:20:40,980
‫♪ تنها صدا، صدای تپش قلب‌مونه ♪

259
00:20:41,070 --> 00:20:44,700
‫♪ - فکر کنم الان تنها شدیم ♪
‫♪ - تنها ♪

260
00:20:48,950 --> 00:20:51,750
‫♪ - فکر کنم الان تنها شدیم ♪
‫♪ - تنها ♪

261
00:20:51,830 --> 00:20:55,000
‫♪ تنها صدا، صدای تپش قلب‌مونه ♪

262
00:20:56,330 --> 00:20:59,090
‫♪ - فکر کنم الان تنها شدیم ♪
‫♪ - تنها ♪

263
00:20:59,170 --> 00:21:02,170
‫♪ انگار کسی نیست ♪

264
00:21:03,420 --> 00:21:06,550
‫♪ - فکر کنم الان تنها شدیم ♪
‫♪ - تنها ♪

265
00:21:22,690 --> 00:21:23,690
‫هنری؟

266
00:21:25,860 --> 00:21:29,410
‫درک، اگه تویی، کارت خنده‌دار نیست، کیسه استفراغ!

267
00:22:08,240 --> 00:22:09,570
‫به کمکت نیاز دارم

268
00:22:09,660 --> 00:22:11,330
‫بیا سرِ نشانِ ضربدر دیدنم

269
00:22:12,240 --> 00:22:13,290
‫هنری

270
00:22:23,880 --> 00:22:24,880
‫شرق

271
00:22:44,230 --> 00:22:47,070
‫برید کنار. داریم رد می‌شیم!
‫راه رو باز کنید لطفاً!

272
00:22:47,150 --> 00:22:49,200
‫حالت خوب می‌شه مرد.
‫فقط طاقت بیار

273
00:22:53,330 --> 00:22:54,330
‫قربان!

274
00:22:55,490 --> 00:22:56,490
‫دستور چیه؟

275
00:22:59,040 --> 00:23:00,210
‫مقصرش رو پیدا کنید

276
00:23:01,170 --> 00:23:02,170
‫بیاریدش جلوم

277
00:23:02,630 --> 00:23:05,460
‫تا دل و روده‌ی اون حرومی رو در بیارم!

278
00:23:05,550 --> 00:23:06,670
‫قربان!

279
00:23:06,760 --> 00:23:08,300
‫بریم! راه بیفتید!

280
00:23:17,680 --> 00:23:20,230
‫اون هاموی رو خوب مخفی کردم

281
00:23:20,310 --> 00:23:23,190
‫اگه هنوز نفهمیده باشن که گم شده، به زودی می‌فهمن

282
00:23:23,270 --> 00:23:24,440
‫بالگردهای بیشتری آوردن

283
00:23:24,520 --> 00:23:26,860
‫از اون بلندگوها دارن، هرچی که هستن

284
00:23:30,780 --> 00:23:32,570
‫چطوریش رو نمی‌دونم، ولی...

285
00:23:33,490 --> 00:23:36,410
‫انگار دوستانِ ارتشی‌مون کریپتونایتت رو پیدا کردن

286
00:23:39,250 --> 00:23:40,250
‫هی

287
00:23:41,210 --> 00:23:42,750
‫مهمون‌مون حرکتی نکرده؟

288
00:23:46,380 --> 00:23:47,880
‫بهتره مرگ‌مغزی نشده باشه

289
00:23:53,550 --> 00:23:54,800
‫روش شاشید

290
00:23:57,720 --> 00:23:58,720
‫چی؟

291
00:24:00,270 --> 00:24:01,560
‫اون سربازه

292
00:24:02,190 --> 00:24:03,810
‫گفتی روی دیوار بزرگ شاشید

293
00:24:03,900 --> 00:24:05,480
‫آره، شنیدم که چی گفتی

294
00:24:05,560 --> 00:24:07,730
‫فقط نمی‌دونم چرا داری ازش صحبت می‌کنی

295
00:24:08,570 --> 00:24:10,110
‫شاید اون می‌دونه که چیه...

296
00:24:11,190 --> 00:24:12,360
‫یا اینکه چطوری می‌شه ازش رد شد

297
00:24:13,160 --> 00:24:14,700
‫خیلی شک دارم

298
00:24:15,280 --> 00:24:16,830
‫ولی چیزی که قطعاً می‌دونه،

299
00:24:17,580 --> 00:24:19,700
‫برنامه زمانی کاروان تجهیزاتیِ بعدیه،

300
00:24:19,790 --> 00:24:22,410
‫که راه خروج ما از این جهنم‌دونیه

301
00:24:24,210 --> 00:24:25,330
‫بعدش چی می‌شه؟

302
00:24:27,590 --> 00:24:31,260
‫برمی‌گردیم، به همه میگیم چی دیدیم و...

303
00:24:32,010 --> 00:24:33,340
‫یه نقشه جدید می‌ریزیم

304
00:24:34,340 --> 00:24:38,140
‫بقیه؟ فکر می‌کنی می‌دونن چطوری می‌شه از دیوار رد شد؟

305
00:24:40,140 --> 00:24:41,640
‫نمی‌دونم. شاید، آره

306
00:24:41,730 --> 00:24:42,810
‫نمی‌تونن

307
00:24:43,560 --> 00:24:44,940
‫ما هم برمی‌گردیم به اولین خونه

308
00:24:45,020 --> 00:24:46,810
‫- خونه اول
‫- روش شاشید

309
00:24:46,900 --> 00:24:48,860
‫حتی اگه چیزی بدونه،

310
00:24:48,940 --> 00:24:51,280
‫جوری تعلیم دیده که در مقابل بازجویی مقاومت کنه

311
00:24:51,990 --> 00:24:54,150
‫روسی‌ها دو هفته وقت گذاشتن
‫که دهن من رو باز کنن،

312
00:24:54,240 --> 00:24:55,780
‫ولی بازم نتونستن

313
00:24:55,860 --> 00:24:58,530
‫ما دو هفته وقت نداریم.
‫دو ساعت هم وقت نداریم

314
00:24:59,160 --> 00:25:02,080
‫اطلاعات کاروان رو شاید بتونم ازش در بیارم

315
00:25:02,660 --> 00:25:05,370
‫اطلاعات محرمانه رو؟ شدنی نیست

316
00:25:06,080 --> 00:25:07,250
‫با کمک من، شدنیه

317
00:25:07,330 --> 00:25:08,340
‫آره، ببخشید

318
00:25:08,420 --> 00:25:11,460
‫آموزش گسترده‌ات در تاکتیک‌های بازجویی رو یادم رفته بود

319
00:25:11,550 --> 00:25:12,840
‫باتریم شارژ شده

320
00:25:12,920 --> 00:25:14,510
‫نمی‌فهمم این چه کمکی بهمون می‌کنه

321
00:25:14,590 --> 00:25:16,050
‫- می‌تونم به حرف بیارمش
‫- اِل...

322
00:25:16,130 --> 00:25:17,180
‫بیست دقیقه

323
00:25:17,760 --> 00:25:20,260
‫تو می‌تونی درباره‌ی کاروان ازش بپرسی

324
00:25:20,350 --> 00:25:21,850
‫به خواسته‌ات می‌رسی،

325
00:25:22,430 --> 00:25:23,770
‫بعدش من به خواسته‌ام می‌رسم

326
00:25:25,190 --> 00:25:29,480
‫مصالحه. م-ص-ا-لحه. یادته؟

327
00:25:29,560 --> 00:25:30,730
‫رضایت نسبی

328
00:25:30,820 --> 00:25:33,240
‫هی، این دیگه چیه؟

329
00:25:33,860 --> 00:25:36,610
‫از اینجا درم بیارید!
‫من رو از این خراب‌شده در بیارید!

330
00:25:36,700 --> 00:25:38,780
‫واقعاً کله‌شقی. می‌دونستی دیگه، درسته؟

331
00:25:41,790 --> 00:25:43,790
‫پُل‌های اینشتین-روزن،

332
00:25:43,870 --> 00:25:46,160
‫که به کرم‌چاله‌ها معروفن،

333
00:25:46,250 --> 00:25:48,960
‫اغلب با شکل ساعت‌شنی رسم می‌شن،

334
00:25:49,040 --> 00:25:50,040
‫مثل این

335
00:25:50,840 --> 00:25:54,010
‫در حالی که وجود کرم‌چاله‌ها
‫کاملاً نظریه،

336
00:25:54,090 --> 00:25:55,630
‫دانشمندان و نویسنده‌های علمی‌تخیلی رو

337
00:25:55,720 --> 00:25:59,010
‫شیفته کردن

338
00:25:59,090 --> 00:26:00,970
‫کسی می‌تونه علتش رو بگه؟

339
00:26:03,560 --> 00:26:05,770
‫بیخیال. این آسونه. فقط...

340
00:26:06,640 --> 00:26:08,690
‫جذابیتِ کرم‌چاله‌ها به چیه؟

341
00:26:11,570 --> 00:26:13,070
‫باشه. اریکا

342
00:26:13,820 --> 00:26:14,730
‫کرم‌چاله‌ها جذابن

343
00:26:14,820 --> 00:26:18,490
‫چون اجازه میدن ماده بین کهکشان‌ها
‫یا ابعاد سفر کنه

344
00:26:18,570 --> 00:26:20,370
‫بدون اینکه از فضای بین‌شون عبور کنه

345
00:26:20,450 --> 00:26:22,370
‫بله. دقیقاً درسته

346
00:26:22,870 --> 00:26:24,040
‫دوباره

347
00:26:24,120 --> 00:26:28,870
‫فقط به تمام جاهایی که بشر می‌تونه باهاش بره فکر کنید

348
00:26:28,960 --> 00:26:30,630
‫یه کهکشان دیگه

349
00:26:30,710 --> 00:26:32,420
‫حتی یک زمانِ دیگه

350
00:26:32,500 --> 00:26:34,670
‫پس چرا الان نمی‌تونیم انجامش بدیم؟

351
00:26:34,750 --> 00:26:39,550
‫اگه کرم‌چاله‌ها وجود داشتن،
‫به طرز خارق‌العاده‌ای ناپایدار بودن

352
00:26:39,630 --> 00:26:43,260
‫نیروی جاذبه‌ای عظیم‌شون
‫اون‌ها رو از هم می‌شکافت

353
00:26:43,350 --> 00:26:46,310
‫تو همون لحظه‌ی شکل‌گیری‌شون. حالا...

354
00:26:51,480 --> 00:26:55,400
‫شصت ثانیه فرصت دارین که توضیح بدین
‫چرا مزاحم کلاس موردعلاقه‌ام شدین

355
00:26:55,480 --> 00:26:57,900
‫اریکا، قضیه خیلی جدیه

356
00:26:57,990 --> 00:26:59,990
‫۵۷، ۵۶...

357
00:27:00,070 --> 00:27:02,450
‫سخته که همه‌‌چیز رو توی ۵۶ ثانیه توضیح داد

358
00:27:02,530 --> 00:27:05,950
‫ولی عملاً، اوضاع توی کاوشِ دیشب بد پیش رفت

359
00:27:06,040 --> 00:27:07,500
‫من چمی‌دونم. دعوت نشدم

360
00:27:07,580 --> 00:27:09,460
‫واسه همین دارم تو...

361
00:27:10,250 --> 00:27:12,000
‫واسه همین دارم توضیح میدم

362
00:27:12,080 --> 00:27:15,130
‫اوضاع توی کاوش بد پیش رفت،
‫و اتفاقات زیادی افتاد،

363
00:27:15,210 --> 00:27:17,710
‫حالا فکر می‌کنیم داداش کوچیکه‌ی تینا
‫توی دردسر افتاده

364
00:27:17,800 --> 00:27:19,420
‫اصلاً منطقی نیست

365
00:27:19,510 --> 00:27:22,930
‫حتی اگه هم بود، به من چه که درک اُسکله توی دردسر افتاده؟

366
00:27:23,010 --> 00:27:25,060
‫فقط باید بهمون اعتماد کنی، باشه؟

367
00:27:25,140 --> 00:27:28,850
‫و واسه کمک به درک، نیاز داریم
‫تو ما رو ببری توی خونه‌ی خانواده ترنباو

368
00:27:28,930 --> 00:27:30,100
‫- امشب
‫- ممکن نیست

369
00:27:30,190 --> 00:27:32,190
‫البته که هست.
‫برنامه بریز که با تینا وقت بگذرونی

370
00:27:32,270 --> 00:27:35,190
‫- من و تینا وقت نمی‌گذرونیم
‫- همیشه باهمید. بهترین دوستته

371
00:27:35,270 --> 00:27:36,190
‫- بود
‫- بود؟

372
00:27:36,270 --> 00:27:37,530
‫- الان دشمنیم
‫- دشمن؟

373
00:27:37,610 --> 00:27:38,820
‫- خونی
‫- از کِی؟

374
00:27:38,900 --> 00:27:40,610
‫از کلاس ورزشِ دوازده روز پیش

375
00:27:40,700 --> 00:27:43,030
‫پس بابت اتفاقی که دوازده روز پیش
‫توی کلاس ورزش افتاد عذرخواهی کن

376
00:27:43,110 --> 00:27:45,030
‫- شدنی نیست
‫- چرا، شدنیه

377
00:27:45,120 --> 00:27:49,450
‫فقط باید با دهنت
‫یه عذرخواهیِ الکی بکنی

378
00:27:49,540 --> 00:27:52,580
‫ترجیح میدم درباره کرم‌چاله‌ها یاد بگیرم
‫تا از تینا عذرخواهی کنم

379
00:27:52,670 --> 00:27:55,000
‫و به شماها کمک کنم درک اسکله رو نجات بدین

380
00:27:55,090 --> 00:27:57,050
‫ببخشید

381
00:27:58,300 --> 00:27:59,300
‫وقت تمومه

382
00:28:00,720 --> 00:28:03,890
‫مسئله نجات درک نیست.
‫نجات هالی‌ـه

383
00:28:05,300 --> 00:28:06,390
‫وکنا گرفتتش

384
00:28:07,010 --> 00:28:10,730
‫و آره، حالا دنبال درک اسکله هم هست.
‫ولی یه نقشه داریم

385
00:28:10,810 --> 00:28:13,980
‫نقشه‌ای واسه نجات درک اسکله و پیدا کردن هالی

386
00:28:14,060 --> 00:28:15,690
‫ولی نقشه...

387
00:28:15,770 --> 00:28:17,270
‫یکم دیوانه‌واره

388
00:28:17,360 --> 00:28:18,570
‫ولی بعد از اینکه تموم شد،

389
00:28:19,110 --> 00:28:21,950
‫فکر نکنم تینا اصلاً دیگه بخواد باهات صحبت کنه

390
00:28:22,900 --> 00:28:25,240
‫خب، واسه چی از اول همین رو نگفتید؟

391
00:28:35,250 --> 00:28:36,250
‫سلام دوریس

392
00:28:36,290 --> 00:28:38,630
‫اومدین دیدن خانم مسی؟

393
00:28:38,710 --> 00:28:41,880
‫- تو غیب‌گویی، باور کن
‫- هستم. ممنون عزیزم

394
00:28:41,970 --> 00:28:44,050
‫- ممنون
‫- برید اونجا

395
00:28:45,720 --> 00:28:46,890
‫هوم!

396
00:28:46,970 --> 00:28:48,100
‫خانم مسی کیه؟

397
00:28:48,180 --> 00:28:50,310
‫مامان‌بزرگ مهربونم که از پله‌ها افتاده

398
00:28:50,390 --> 00:28:52,520
‫و تقریباً تمام استخوان‌های بدن نحیف پیرش رو شکسته

399
00:28:52,600 --> 00:28:54,100
‫خدای من. متأسفم

400
00:28:54,190 --> 00:28:56,230
‫خیلی متأسف نباش.
‫مامان‌بزرگ واقعیم نیست

401
00:28:56,310 --> 00:28:58,020
‫اسمش رو میارم که بتونم برم دیدنِ ویکی

402
00:28:58,110 --> 00:29:00,650
‫می‌دونم غیراخلاقیه، ولی همیشه براش کوکی میارم،

403
00:29:00,730 --> 00:29:03,610
‫و فکر می‌کنم خانم مسی
‫الان دیگه بیشتر از خانواده خودش من رو دوست داره

404
00:29:03,700 --> 00:29:07,160
‫مهم‌تر از اون، کلی بنزودیازپین داره،

405
00:29:07,240 --> 00:29:09,870
‫پرستارش هم تنبله و هیچوقت کشوی داروها رو قفل نمی‌کنه

406
00:29:09,950 --> 00:29:11,200
‫داستانیه که شنیدم

407
00:29:11,290 --> 00:29:12,450
‫لعنتی

408
00:29:13,250 --> 00:29:15,290
‫- داریم... چی کار می‌کنیم؟
‫- مخفی می‌شیم

409
00:29:15,370 --> 00:29:17,380
‫- مخفی؟ درسته. چرا؟
‫- بشین

410
00:29:22,920 --> 00:29:24,880
‫خدای من، خیلی حرف می‌زنه

411
00:29:24,970 --> 00:29:26,470
‫- می‌دونم. من ریاکارم
‫- من...

412
00:29:26,550 --> 00:29:27,640
‫باید بریم!

413
00:29:32,470 --> 00:29:36,140
‫به ویکی قول دادم امشب می‌برمش پیش اِنزو،

414
00:29:36,230 --> 00:29:38,150
‫حالا قاعدتاً نمی‌تونم،

415
00:29:38,230 --> 00:29:39,770
‫یعنی باید باز بپیچونمش

416
00:29:39,860 --> 00:29:42,730
‫به دلایلی که کلاً درک‌شون نمی‌کنه

417
00:29:42,820 --> 00:29:46,200
‫یه دعوای بزرگ قراره پیش بیاد و هیچوقت نتونیم
‫به اتاق مامان‌بزرگ قلابیم برسیم

418
00:29:46,280 --> 00:29:48,280
‫نمی‌شه به خاطر من نقشه ویلر خراب بشه

419
00:29:48,360 --> 00:29:50,530
‫- باشه؟
‫- باشه

420
00:29:53,370 --> 00:29:54,370
‫لعنتی. پایین بمون

421
00:30:02,880 --> 00:30:06,800
‫می‌دونی، می‌تونی دوباره بوسش کنی‌ها

422
00:30:07,380 --> 00:30:09,590
‫می‌دونستم به خاطر اون مدل موی کاسه‌ای لعنتیه

423
00:30:09,680 --> 00:30:13,310
‫آره خب، دیگه خیلی محبوب نیستن

424
00:30:14,220 --> 00:30:16,430
‫حداقل بهم می‌خورد کارم رو بلد باشم؟

425
00:30:16,520 --> 00:30:19,400
‫والا آره. از دیدِ من

426
00:30:20,730 --> 00:30:22,150
‫گمونم اینم بد نیست

427
00:30:22,230 --> 00:30:25,320
‫حالا چطوری می‌دونستی که با ویکی می‌شه؟

428
00:30:25,940 --> 00:30:27,900
‫چطور می‌دونستی که ویکی می‌خواد...

429
00:30:27,990 --> 00:30:29,160
‫- لب بگیره؟
‫- قرار بذاره؟

430
00:30:29,240 --> 00:30:32,870
‫خب، ما باهم داوطلب شدیم.
‫یه نشونه‌هایی بود

431
00:30:32,950 --> 00:30:34,120
‫نشونه؟

432
00:30:34,200 --> 00:30:38,040
‫آره، مثلاً برخوردِ زانو یا آرنج، یه نگاهِ مشترک

433
00:30:38,750 --> 00:30:42,170
‫هِی داشت بیشتر می‌شد،
‫مثل یه توپ برفی که داره از تپه پایین میره،

434
00:30:42,250 --> 00:30:43,290
‫تا وقتی دیگه تابلو شد

435
00:30:44,210 --> 00:30:45,420
‫چقدر تابلو؟

436
00:30:46,550 --> 00:30:50,470
‫بیا بگیم که توپ برف شد بهمن

437
00:31:00,400 --> 00:31:02,730
‫خدای من، ظاهرش داغونه

438
00:31:02,810 --> 00:31:03,730
‫درسته

439
00:31:03,820 --> 00:31:06,360
‫توی همون بخشی هم هست
‫که مامان‌بزرگ قلابیم هست

440
00:31:06,940 --> 00:31:08,860
‫- یعنی چی؟
‫- پرستارش همون تنبله است

441
00:31:11,490 --> 00:31:12,780
‫زدیم تو خال

442
00:31:12,870 --> 00:31:15,620
‫خدای من، با این‌ها می‌شه نصف هاوکینز رو بیهوش کرد

443
00:31:15,700 --> 00:31:17,870
‫- باشه، بریز تو کیفم
‫- باشه

444
00:31:27,170 --> 00:31:29,170
‫باشه خب، نتونستم اتانول جور کنم،

445
00:31:29,260 --> 00:31:33,550
‫ولی تونستم یه گالن استون جور کنم

446
00:31:33,640 --> 00:31:34,470
‫خیلی مراقب باشید

447
00:31:34,550 --> 00:31:38,020
‫اگه نزدیک‌شون سیگار بکشید، آتیش می‌گیره، باشه؟

448
00:31:38,890 --> 00:31:41,480
‫سیم تله، با گیج‌های مختلف

449
00:31:41,560 --> 00:31:45,480
‫یه عروسک کوچولوی ترسناک احیای قلبی

450
00:31:45,570 --> 00:31:47,570
‫هدفش برام نامعلومه

451
00:31:49,070 --> 00:31:52,570
‫گلوله شاتگان، طبق درخواست خانم دوست‌داشتنی

452
00:31:53,870 --> 00:31:57,240
‫سه بسته‌ی بیست‌تایی بادکنک آبی.
‫هدفِ این هم نامعلومه

453
00:31:57,330 --> 00:32:00,460
‫ولی سبکِ نارنجکیش رو برداشتم

454
00:32:00,540 --> 00:32:03,080
‫چون حس کردم به قصه می‌خوره

455
00:32:03,960 --> 00:32:06,290
‫اون‌ها رو از این...

456
00:32:08,760 --> 00:32:10,590
‫۹۰۰ متر سیم‌خاردار دور نگه دارید

457
00:32:10,670 --> 00:32:12,760
‫نزدیک بود یادم بره

458
00:32:13,510 --> 00:32:16,510
‫چندتا شمعِِ مشعشع برای بیلبو بگینز

459
00:32:19,220 --> 00:32:20,520
‫شمع، همین؟

460
00:32:20,600 --> 00:32:22,310
‫بغلِ مجانی هم میدم

461
00:32:22,390 --> 00:32:24,100
‫- توربورشارژر نیاوردی؟
‫- نه

462
00:32:24,190 --> 00:32:25,520
‫- کیتِ تعلیق؟
‫- نه

463
00:32:25,610 --> 00:32:27,110
‫- اسپویلرِ ایرودینامیک؟
‫- نه

464
00:32:27,190 --> 00:32:29,280
‫لیست کریسمس که نبود، موری

465
00:32:30,030 --> 00:32:31,570
‫دقیقاً همین بود

466
00:32:31,650 --> 00:32:35,110
‫و این واقعیت که سانتا موری تونست
‫توی یک بعدازظهر این‌ها رو جمع کنه

467
00:32:35,200 --> 00:32:39,080
‫و قاچاقی بیارتش به جایی که احتمالاً
‫محافظت‌شده‌ترین مکان

468
00:32:39,160 --> 00:32:42,250
‫بعد از کاخ سفید، فورت ناکس و منطقه ۵۱ـه،

469
00:32:42,330 --> 00:32:44,460
‫خودش یه معجزه‌ی کریسمسی کوفتیه

470
00:32:44,540 --> 00:32:46,830
‫پس خدات رو شکر کن،

471
00:32:46,920 --> 00:32:49,090
‫داروش آویزون کن، صورتت رو جمع کن،

472
00:32:49,170 --> 00:32:51,840
‫و کونِ شادم رو ببوس!

473
00:32:54,590 --> 00:32:56,590
‫بابت شمع ممنون

474
00:32:56,614 --> 00:33:04,614
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

475
00:33:07,360 --> 00:33:09,586
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- کمک می‌کنی یا فقط زل زدی؟

476
00:33:09,610 --> 00:33:11,900
‫ترجیح میدم سرِ یه هدفِ ازدست‌رفته دیسک کمر نگیرم

477
00:33:11,990 --> 00:33:13,820
‫آره، درستش همینه

478
00:33:13,900 --> 00:33:16,320
‫این ون یه بار تو جاده‌ی پیکت خاموش کرد

479
00:33:16,410 --> 00:33:18,130
‫انگار «موتور کوچولویی که نتونست» بود

480
00:33:18,200 --> 00:33:21,700
‫سرعت کافی رو نداره که بدون تقویت‌های جدی
‫خودش رو به یک دمو برسونه

481
00:33:21,790 --> 00:33:24,250
‫فکر کردی دارم چه غلطی می‌کنم؟ تقویت

482
00:33:25,000 --> 00:33:27,250
‫ونِ سبک‌تر سریعتره

483
00:33:27,750 --> 00:33:30,710
‫اگه فقط بخوایم ردیابی کنیم،
‫نصف آشغال‌هایی که اینجاست رو نیاز نداریم

484
00:33:30,800 --> 00:33:33,460
‫حالا که حرفش شد، می‌شه بری
‫مایع شیشه‌پاک‌کن رو خالی کنی؟

485
00:33:33,550 --> 00:33:36,430
‫مایع شیشه‌پاک‌کن. همین کار رو در میاره.
‫آفرین استیون

486
00:33:36,510 --> 00:33:38,640
‫بهتره برگردیم سر توافق دیروزمون

487
00:33:38,720 --> 00:33:41,220
‫- کدوم توافق؟
‫- توافقِ عدم صحبت

488
00:33:50,480 --> 00:33:52,480
‫آره

489
00:33:54,190 --> 00:33:56,110
‫داری چی کار می‌کنی؟
‫هندرسون، کارش داشتم

490
00:33:56,200 --> 00:33:57,950
‫هی. دیوث!

491
00:33:58,030 --> 00:33:59,700
‫گفتم کارش دارم، پسر

492
00:33:59,780 --> 00:34:01,780
‫داری چی کار... هی!

493
00:34:01,870 --> 00:34:04,330
‫از بیمر بیا پایین پسر. بیا پایین!

494
00:34:04,410 --> 00:34:06,160
‫راست می‌گفتی. واسه اولین بار

495
00:34:06,250 --> 00:34:08,620
‫نصف آشغال‌هایی که اونجاست رو
‫واسه مأموریت‌مون نیاز نداریم

496
00:34:08,710 --> 00:34:12,670
‫در واقع، تنها چیزی که واقعاً نیاز داریم
‫یه ردیاب دورسنجه،

497
00:34:12,750 --> 00:34:15,380
‫که می‌تونم به هر ماشینی بچسبونم

498
00:34:15,470 --> 00:34:16,470
‫هندرسون...

499
00:34:16,920 --> 00:34:17,970
‫بهش دست نزنی

500
00:34:18,680 --> 00:34:19,720
‫هندرسون!

501
00:34:19,800 --> 00:34:21,550
‫هندرسون، دارم جدی میگم

502
00:34:22,470 --> 00:34:24,930
‫- حرف نزن
‫- وایسا، وایسا، وایسا!

503
00:34:25,020 --> 00:34:26,520
‫هی، هی! داری چی کار...

504
00:34:26,600 --> 00:34:28,390
‫نه! چی...

505
00:34:31,690 --> 00:34:33,440
‫- باشه، فرستنده؟
‫- آره

506
00:34:33,520 --> 00:34:35,940
‫هی، هی، هی. بچه‌ها. بچه‌ها

507
00:34:36,820 --> 00:34:39,450
‫- چی کار می‌کنید؟
‫- به نظرت چی کار می‌کنیم؟

508
00:34:39,530 --> 00:34:45,620
‫خب، به نظرم دارید ردیاب دورسنجم رو
‫توی گلوله شاتگان می‌ذارید

509
00:34:45,700 --> 00:34:47,580
‫که گمونم به این امیده

510
00:34:47,660 --> 00:34:50,500
‫که به یک موجود بین‌‌بُعدی شلیکش کنید

511
00:34:50,580 --> 00:34:52,590
‫گفتی این فرستنده‌ها طراحی شدن

512
00:34:52,670 --> 00:34:56,170
‫دقیقاً واسه مقاومت در برابر شرایط سخت

513
00:34:56,260 --> 00:35:00,680
‫پرت کردنش از شاتگان
‫و فرو کردنش توی یه هیولا شرایط سخت نیست

514
00:35:00,760 --> 00:35:01,640
‫کشنده است

515
00:35:01,720 --> 00:35:05,350
‫اگه گرمای باروتی که منفجر می‌شه
‫فرستنده رو نابود نکنه،

516
00:35:05,430 --> 00:35:07,060
‫نیروی ریکویل می‌کنه

517
00:35:07,140 --> 00:35:09,640
‫این یه واقعیته

518
00:35:09,730 --> 00:35:11,600
‫یا... نظریه؟

519
00:35:14,360 --> 00:35:15,270
‫نظریه

520
00:35:15,360 --> 00:35:16,940
‫باشه

521
00:35:18,490 --> 00:35:19,780
‫پس بیا تستش کنیم

522
00:35:22,740 --> 00:35:24,240
‫امروز چشه، ها؟

523
00:35:24,330 --> 00:35:25,580
‫چشه؟

524
00:35:25,660 --> 00:35:26,660
‫آره

525
00:35:27,290 --> 00:35:30,960
‫خواهرش گم شده.
‫والدینش نزدیک بود بمیرن

526
00:35:31,040 --> 00:35:34,000
‫- درسته، درسته. ولی جریان رو میگم، می‌دونی؟
‫- نه، نمی‌دونم

527
00:35:34,090 --> 00:35:35,590
‫کلترین، عشقِ والا؟

528
00:35:35,670 --> 00:35:37,670
‫- پخشش کردی؟
‫- آره

529
00:35:37,760 --> 00:35:39,630
‫- خب؟
‫- خیلی قشنگ بود

530
00:35:39,720 --> 00:35:41,760
‫- خب؟
‫- چیه؟ ممنون؟

531
00:35:41,840 --> 00:35:43,970
‫خدای من، مرد!
‫هنوز انجامش ندادی، نه؟

532
00:35:44,550 --> 00:35:47,470
‫فکر کردم راهی برات نمونده،
‫که رابطه راکد شده،

533
00:35:47,560 --> 00:35:49,360
‫که رقیب عشقیت داره حرکت می‌زنه

534
00:35:49,430 --> 00:35:50,430
‫- وای!
‫- هی!

535
00:35:50,520 --> 00:35:54,020
‫هر توطئه‌ای دارید می‌ریزید، لطفاً بذاریدش واسه بعد

536
00:35:54,110 --> 00:35:55,650
‫عذر می‌خوایم، بانوی من

537
00:35:55,730 --> 00:35:57,650
‫و زودباشید. کل روز وقت نداریم

538
00:35:59,690 --> 00:36:00,950
‫چرا تأخیر داری؟

539
00:36:01,030 --> 00:36:02,110
‫یادت رفته

540
00:36:02,160 --> 00:36:04,990
‫خواهرش گم شده و والدینش بیمارستانن؟

541
00:36:05,070 --> 00:36:07,030
‫شرایط از این بهتر؟

542
00:36:07,120 --> 00:36:10,540
‫مرگ یک عزیز یادآوری دردناک اما لازمه

543
00:36:10,620 --> 00:36:13,370
‫که زندگی ظریف و ارزشمنده،

544
00:36:13,460 --> 00:36:16,130
‫آدم باید قدر عزیزانش رو بدونه،

545
00:36:16,210 --> 00:36:17,920
‫باید پیوندها رو تقویت کنه

546
00:36:18,000 --> 00:36:19,090
‫آخه، دهن سرویس،

547
00:36:19,170 --> 00:36:22,760
‫شما دوتا از اولش هم به خاطرِ ترومای مشترک بهم نزدیک شدین

548
00:36:22,840 --> 00:36:25,050
‫این کار سرنوشته، قضاست

549
00:36:25,140 --> 00:36:27,260
‫پس اگه به خاطر خودت نه، پس به خاطر من

550
00:36:27,350 --> 00:36:29,970
‫یکم خایه پیدا کن و کار رو در بیار دیگه

551
00:36:30,060 --> 00:36:32,770
‫هی! اگه همین الان خفه نشی، بابانوئل،

552
00:36:32,850 --> 00:36:36,440
‫به خدا قسم این ردیاب رو می‌زنم توی کیسه سیب‌زمینیت

553
00:36:37,020 --> 00:36:38,860
‫نشونه‌گیریم اونقدری خوب هست
‫که هر هدفی رو بزنم،

554
00:36:39,530 --> 00:36:40,650
‫هرچقدر هم کوچیک باشه

555
00:36:40,740 --> 00:36:41,860
‫خدای من

556
00:36:41,940 --> 00:36:43,360
‫حالا هدفم رو مشخص کنید

557
00:36:43,990 --> 00:36:44,990
‫باشه

558
00:36:56,580 --> 00:36:57,960
‫راستش خیلی بزرگه

559
00:36:58,540 --> 00:37:01,050
‫کیسه... سیب‌زمینیم رو میگم

560
00:37:04,760 --> 00:37:05,760
‫هوم

561
00:37:14,980 --> 00:37:17,940
‫اینجا رو دیدی چی‌شد، بابانوئل؟
‫یه معجزه‌ی دیگه

562
00:37:19,820 --> 00:37:21,110
‫حداقلش،

563
00:37:21,780 --> 00:37:23,280
‫حالش رو بدتر نکرد

564
00:37:45,970 --> 00:37:46,970
‫هی!

565
00:37:47,640 --> 00:37:48,640
‫سرت چطوره؟

566
00:37:49,300 --> 00:37:51,060
‫از من هیچی گیرتون نمیاد

567
00:37:51,560 --> 00:37:53,850
‫پس اگه قراره بکشیدم، بکشید

568
00:37:53,930 --> 00:37:55,230
‫وسوسه‌کننده است

569
00:37:56,140 --> 00:37:57,140
‫ولی نه

570
00:37:58,190 --> 00:38:00,400
‫فقط یکم اطلاعات نیاز دارم، باشه؟

571
00:38:02,820 --> 00:38:05,150
‫باید درباره اون دیوارِ گوشتی بدونم

572
00:38:07,110 --> 00:38:09,160
‫هیچی ازش نمی‌دونم.
‫من فقط یه سربازم

573
00:38:09,740 --> 00:38:11,580
‫سرباز؟

574
00:38:12,160 --> 00:38:13,290
‫برات خنده‌داره؟

575
00:38:13,790 --> 00:38:16,160
‫بذار شفاف‌سازی کنم.
‫داری میگی

576
00:38:16,250 --> 00:38:19,920
‫تو هم مثل بقیه سربازها اومدی هاوکینز

577
00:38:20,000 --> 00:38:21,590
‫که ترافیک رو منتقل کنی و بچه‌گربه‌ها رو از بالای درخت نجات بدی

578
00:38:21,670 --> 00:38:24,630
‫- فقط یه سرباز ساده هستی
‫- همین رو گفتم

579
00:38:25,720 --> 00:38:27,260
‫من قبلاً سرباز بودم

580
00:38:29,090 --> 00:38:30,550
‫پس فرق‌شون رو می‌دونم

581
00:38:33,220 --> 00:38:34,640
‫تو یه چیز دیگه هستی

582
00:38:35,390 --> 00:38:37,770
‫یه جور نیروهای ویژه

583
00:38:38,770 --> 00:38:41,480
‫قبلاً توی ویتنام با شماها سروکله می‌زدم

584
00:38:41,560 --> 00:38:44,150
‫افرادی که گوش اجساد دشمن رو می‌بریدن،

585
00:38:44,230 --> 00:38:45,900
‫باهاشون گوشواره درست می‌کردن

586
00:38:46,490 --> 00:38:48,200
‫اگه نظر من رو بخوای، خیلی بیمارگونه است

587
00:38:49,200 --> 00:38:53,080
‫کسشعر نگو که سربازم.
‫تو یکی از سگ‌های وحشی سالیوانی

588
00:38:54,120 --> 00:38:56,200
‫روانی‌هایی هستید که افسارشون رو ول می‌کنه

589
00:38:56,290 --> 00:38:58,870
‫هروقت بخواد که مثلاً بره بیابون

590
00:38:58,960 --> 00:39:03,340
‫و یه گروه از دانشمندان غیرمسلح رو
‫در تعقیب یک دختربچه قتل‌عام کنه

591
00:39:03,420 --> 00:39:04,670
‫دختر... دختربچه؟

592
00:39:05,500 --> 00:39:06,510
‫اون یه عجیب‌الخلقه است!

593
00:39:07,210 --> 00:39:10,130
‫فقط با نگاه کردن به یک هلی‌کوپتر، ساقطش کرد

594
00:39:10,220 --> 00:39:11,550
‫توی اون هیویی دوستانی داشتم، مرد

595
00:39:11,640 --> 00:39:14,060
‫خدای من! خیلی برات ناراحت شدم

596
00:39:14,140 --> 00:39:16,640
‫تو، هرکی که هستی،
‫الان تعداد بیشتری از افرادم رو کشتی،

597
00:39:16,720 --> 00:39:18,100
‫پس برو به جهنم

598
00:39:18,180 --> 00:39:20,190
‫الانم توی جهنمم. دور و برت رو ببین

599
00:39:20,270 --> 00:39:22,770
‫باید یه چیزی درباره این سرباز سابق پیر بهت بگم

600
00:39:22,860 --> 00:39:26,030
‫افرادی که کشتم،
‫صد بار دیگه می‌کشم‌شون

601
00:39:26,820 --> 00:39:29,070
‫هزار نفر مثل تو رو می‌کشم

602
00:39:29,150 --> 00:39:30,910
‫تا از یک نفر که دوستش دارم محافظت کنم

603
00:39:35,240 --> 00:39:36,240
‫باشه

604
00:39:37,240 --> 00:39:39,460
‫پس تو از دیوار چیزی نمی‌دونی، ها؟

605
00:39:40,250 --> 00:39:41,500
‫کی می‌دونه؟

606
00:39:42,500 --> 00:39:43,500
‫دکتر کِی؟

607
00:39:45,340 --> 00:39:47,050
‫- کی؟
‫- کِی

608
00:39:47,550 --> 00:39:49,550
‫اونی که حتی سالیوان ازش دستور می‌گیره

609
00:39:50,590 --> 00:39:52,720
‫- نمی‌دونم کی رو میگی دقیقاً
‫- جدی؟

610
00:39:53,390 --> 00:39:54,850
‫پس چرا الان اسمش رو بهمون گفتی؟

611
00:39:54,930 --> 00:39:55,930
‫چی؟

612
00:39:55,970 --> 00:39:59,520
‫اسمش رو. اسمش رو بهمون گفتی

613
00:39:59,600 --> 00:40:00,600
‫بهتون؟

614
00:40:01,020 --> 00:40:03,520
‫اون دختربچه‌ای که دنبالشی؟

615
00:40:03,600 --> 00:40:07,070
‫همین الان داره توی مغز کوچولوت ریشه می‌گیره

616
00:40:07,150 --> 00:40:09,240
‫می‌تونه همه‌چیز رو ببینه

617
00:40:09,320 --> 00:40:12,780
‫هر فکری تو زندگیت داشتی،
‫هر چی که دیدی

618
00:40:12,860 --> 00:40:14,740
‫پس بهتره که به حرف بیای

619
00:40:14,820 --> 00:40:17,450
‫چون اگه بهم جواب ندی، اون پیداشون می‌کنه

620
00:40:17,540 --> 00:40:19,660
‫پس چطوره کمتر وقت‌مون رو بگیری؟

621
00:40:20,370 --> 00:40:22,120
‫دکتر کِی رو از کجا پیدا کنم؟

622
00:40:22,210 --> 00:40:24,830
‫نمی‌دونم... کجاست

623
00:40:24,920 --> 00:40:27,290
‫هرچقدر بخوای می‌تونی بهم دروغ بگی.
‫به اون نمی‌تونی

624
00:40:27,380 --> 00:40:29,590
‫- دروغ نمیگم
‫- چرا، دروغه

625
00:40:30,170 --> 00:40:33,930
‫تو این دکتر کِی رو می‌شناسی.
‫دکتر کِی کجاست؟

626
00:40:35,220 --> 00:40:36,220
‫نمی‌دونم...

627
00:40:42,520 --> 00:40:45,440
‫واقعاً لازمه که کِی شخصاً لیچار بارمون کنه؟

628
00:40:47,020 --> 00:40:48,820
‫فقط خفه شو و برون، ایکرز

629
00:40:58,620 --> 00:41:02,160
‫یه پایگاه تو دنیای وارونه هست

630
00:41:02,750 --> 00:41:04,040
‫جاده گیبل ریج

631
00:41:04,540 --> 00:41:08,710
‫- پایگاه جاده گیبل ریج
‫- داره باهام چی کار می‌کنه؟

632
00:41:08,790 --> 00:41:11,760
‫روال دقیقش رو نمی‌دونم،
‫ولی می‌دونم احتمالاً ایده خوبی نیست

633
00:41:11,840 --> 00:41:13,970
‫که زیادی توی ذهنت ریشه بگیره

634
00:41:14,050 --> 00:41:16,640
‫جلسه‌ی تو و دکترِ مهربون واسه چی بود؟

635
00:41:16,720 --> 00:41:20,930
‫عجیب‌الخلقه. اون عجیب‌الخلقه رو می‌خواد.
‫مأموریتش اینه. کل چیزیه که می‌دونم

636
00:41:22,100 --> 00:41:24,730
‫یک ماه دیگه وقت داری، سرهنگ دوم

637
00:41:25,350 --> 00:41:28,230
‫بعدش یکی دیگه رو رهبر این عملیات می‌کنم

638
00:41:30,520 --> 00:41:31,730
‫ممنون خانم

639
00:41:31,820 --> 00:41:33,110
‫ایکرز، بیا بریم

640
00:42:00,100 --> 00:42:01,510
‫آخرش یه دری هست

641
00:42:02,390 --> 00:42:04,390
‫بزرگه، فلزیه،

642
00:42:04,930 --> 00:42:06,390
‫مثل گاوصندوقه

643
00:42:06,480 --> 00:42:11,270
‫یه در بزرگ و ایمنی در انتهای یه راهرو هست

644
00:42:11,360 --> 00:42:13,000
‫- پشت اون در چیه؟
‫- نمی‌دونم

645
00:42:13,070 --> 00:42:14,860
‫پشت اون در چیه؟

646
00:42:14,940 --> 00:42:17,740
‫گفتم نمی‌دونم. خدایا!

647
00:42:22,790 --> 00:42:26,080
‫یه چیزی اون پشته.
‫نمی‌خواد من ببینم

648
00:42:27,460 --> 00:42:30,380
‫- سرم! سرم!
‫- هی، می‌تونم متوقفش کنم

649
00:42:30,460 --> 00:42:32,670
‫پشت در چیه؟

650
00:42:32,750 --> 00:42:35,510
‫چیزهای سرّی. نمی‌دونم.
‫فقط عجیب‌الخلقه رو ببر بیرون، مرد

651
00:42:40,180 --> 00:42:42,560
‫می‌تونم متوقفش کنم،
‫ولی باید حقیقت رو بهم بگی

652
00:42:42,640 --> 00:42:43,720
‫پشت اون در چیه؟

653
00:42:43,810 --> 00:42:45,490
‫ربطی به دیوار داره؟

654
00:42:45,560 --> 00:42:46,850
‫گفتم که نمی‌دونم

655
00:42:46,930 --> 00:42:49,230
‫زودباش! پشت اون در چیه؟!

656
00:43:00,820 --> 00:43:04,620
‫به خدا نمی‌دونم!

657
00:43:04,700 --> 00:43:07,330
‫فقط از سرم بیارش بیرون!
‫از سرم بیارش بیرون!

658
00:43:12,040 --> 00:43:13,130
‫هی، هی، هی!

659
00:43:18,300 --> 00:43:19,300
‫هی!

660
00:43:24,220 --> 00:43:26,100
‫هی! هی!

661
00:43:27,140 --> 00:43:29,640
‫اون چه کوفتی بود؟ چی شد؟

662
00:43:29,730 --> 00:43:32,440
‫اِل، حالت خوبه؟ اِل؟

663
00:43:32,520 --> 00:43:33,440
‫کریپتونایت

664
00:43:33,520 --> 00:43:34,690
‫چی؟

665
00:43:34,770 --> 00:43:37,860
‫پشت در صداش رو شنیدم، بلندتر از قبل

666
00:43:38,440 --> 00:43:40,110
‫دکتر یکی رو اونجا زندانی کرده،

667
00:43:40,740 --> 00:43:42,450
‫یکی مثل من قدرتمند

668
00:43:43,780 --> 00:43:44,950
‫حتماً خودشه

669
00:43:45,530 --> 00:43:46,790
‫چی حتماً خودشه؟

670
00:43:47,750 --> 00:43:48,870
‫ارتش،

671
00:43:49,870 --> 00:43:50,960
‫گرفتنش

672
00:43:53,170 --> 00:43:54,420
‫وکنا رو گرفتن

673
00:43:57,090 --> 00:44:01,970
‫منطقی نیست. هنری گفت
‫هیچوقت نرم توی جنگل. هرگز

674
00:44:04,720 --> 00:44:06,680
‫اصلاً چرا دارم با تو حرف می‌زنم؟

675
00:44:07,890 --> 00:44:10,850
‫تو یه ستاره‌ی پاپ هستی.
‫تو از هیولاها چی می‌دونی؟

676
00:44:30,290 --> 00:44:31,830
‫تو بودی چی کار می‌کردی؟

677
00:45:08,950 --> 00:45:10,120
‫خنگم من

678
00:45:40,650 --> 00:45:42,780
‫اینجا بوی کون میاد، اسکل

679
00:45:42,860 --> 00:45:45,070
‫احتمالاً به خاطر گوزهای زیادمه

680
00:45:45,150 --> 00:45:46,610
‫چندش

681
00:45:46,700 --> 00:45:48,120
‫مامان میگه واسه شام بیای پایین

682
00:45:48,200 --> 00:45:50,370
‫مامان یه تپلش رو بخوره

683
00:45:55,120 --> 00:45:56,290
‫هی!

684
00:45:58,040 --> 00:46:00,090
‫تینا! پسش بده، تینا!

685
00:46:01,420 --> 00:46:02,880
‫تینا!

686
00:46:05,630 --> 00:46:07,590
‫بسه

687
00:46:08,180 --> 00:46:12,430
‫چند دفعه باید حرفم رو تکرار کنم؟
‫این خونه پارکِ بازی نیست

688
00:46:14,020 --> 00:46:18,810
‫درک، دست‌هات رو بشور.
‫تینا، ببین کیه، مؤدب هم باش

689
00:46:18,900 --> 00:46:20,440
‫مگه اینکه یه مورمون بود

690
00:46:20,520 --> 00:46:21,690
‫یا یه دموکرات

691
00:46:22,650 --> 00:46:25,780
‫گوش کن، می‌دونم احتمالاً الان ازم متنفری،

692
00:46:26,490 --> 00:46:29,360
‫ولی گفتم شاید پایِ موردعلاقه‌ات رو بخوای

693
00:46:30,030 --> 00:46:33,200
‫و در ضمن، فقط خواستم بگم که متأسفم

694
00:46:33,290 --> 00:46:36,830
‫خیلی متأسفم، تینا

695
00:46:44,920 --> 00:46:45,920
‫رفت داخل

696
00:46:46,760 --> 00:46:47,760
‫رفت داخل

697
00:46:48,840 --> 00:46:49,680
‫هی. چه...

698
00:46:49,760 --> 00:46:51,800
‫سینکلر، جواب بده. می‌شنوی؟

699
00:46:52,970 --> 00:46:55,430
‫آره، سینکلر صحبت می‌کنه.
‫می‌شنوم. به‌گوشم

700
00:46:55,520 --> 00:46:59,060
‫سینکلر، گیج شدم. فکر کردم خواهرت گفت
‫تینا بدجنسه

701
00:46:59,140 --> 00:47:01,730
‫نه، نه. اون بدجنس نیست. شروره

702
00:47:01,810 --> 00:47:03,940
‫در حدِ کشتنِ توله‌سگ‌ها واسه کُتِ پشمی

703
00:47:04,020 --> 00:47:05,190
‫باور کن

704
00:47:06,320 --> 00:47:08,110
‫چقدر طول می‌کشه تا قرص‌ها جواب بدن؟

705
00:47:08,200 --> 00:47:10,820
‫- بستگی داره چقدر پای بخورن
‫- و چقدر سریع بخورن

706
00:47:10,910 --> 00:47:14,280
‫- اینکه ناهار چی خوردن. کِی خوردن
‫- مصرف کافئین، مصرف الکل

707
00:47:14,370 --> 00:47:15,540
‫متغییرهاش زیاده

708
00:47:15,620 --> 00:47:17,370
‫آره، چه مشکلی ممکنه پیش بیاد، درسته؟

709
00:47:18,460 --> 00:47:20,170
‫به جز همه‌چیز

710
00:47:23,540 --> 00:47:26,630
‫آخی، می‌دونی، خیلی خوشحالم شما دخترها آشتی کردین

711
00:47:26,710 --> 00:47:28,670
‫خیلی دلتنگت بودیم، اریکا.
‫مگه نه، عزیزم؟

712
00:47:28,760 --> 00:47:31,340
‫- دل‌مون واسه این پای تنگ شده بود، اونش که حتمیه
‫- هوم

713
00:47:31,430 --> 00:47:34,010
‫اریکا، این بار یه کار متفاوت انجام دادی

714
00:47:34,100 --> 00:47:35,100
‫ببخشید؟

715
00:47:35,180 --> 00:47:38,980
‫پایِت رو میگم.
‫امشب یه... چیز اضافی توشه

716
00:47:39,060 --> 00:47:40,730
‫یکم...

717
00:47:40,810 --> 00:47:41,650
‫جوز هندی

718
00:47:41,730 --> 00:47:43,650
‫جوز هندی! البته

719
00:47:43,730 --> 00:47:47,190
‫عالیه. عالیه. عالیه... عالیه

720
00:47:47,280 --> 00:47:49,700
‫تینا، نمی‌خوای یکم بخوری؟

721
00:47:49,780 --> 00:47:53,990
‫کاش می‌تونستم. ظاهرش خیلی خوبه.
‫فقط باید مراقب مصرف کالری باشم، می‌دونی

722
00:47:54,070 --> 00:47:55,740
‫خپل چاق‌چاقاله

723
00:47:55,830 --> 00:47:57,870
‫درک، یادت بیار چی گفتیم

724
00:47:57,950 --> 00:48:01,160
‫اگه حرف قشنگی واسه گفتن نداری،
‫کلاً حرف نزن

725
00:48:01,250 --> 00:48:04,840
‫اینجوریه که نیزه‌هات رو از خودت زده می‌کنی، درک

726
00:48:04,920 --> 00:48:06,090
‫نیزه‌هام؟

727
00:48:06,170 --> 00:48:10,420
‫نیزه. نی... زه. دوست‌هات

728
00:48:10,510 --> 00:48:12,680
‫پشمام، بابا بازم مست کرده

729
00:48:12,760 --> 00:48:14,930
‫درک. لطفاً مودب باش

730
00:48:15,010 --> 00:48:19,020
‫خب، از خامه کم‌چرب استفاده کردم،
‫پس می‌تونی بدون عذاب وجدان بخوری

731
00:48:19,100 --> 00:48:21,480
‫ممنون، ولی کلاً گرسنه نیستم

732
00:48:22,060 --> 00:48:23,650
‫ولی واسه تو درست کردم

733
00:48:23,730 --> 00:48:25,690
‫گفتم گرسنه نیستم

734
00:48:25,770 --> 00:48:27,020
‫فقط یکی دو گاز

735
00:48:27,110 --> 00:48:29,320
‫- باشه، چرا اینقدر عجیب رفتار می‌کنی؟
‫- چی؟

736
00:48:29,400 --> 00:48:31,610
‫چرا اینقدر برات مهمه
‫که از پایِ مسخره‌ات بخورم یا نه؟

737
00:48:31,700 --> 00:48:33,360
‫چون برای توئه

738
00:48:33,450 --> 00:48:35,660
‫خدای من. چون می‌خوای چاق بشم، نه؟

739
00:48:35,740 --> 00:48:38,120
‫- دخترها، خواهش می‌کنم
‫- چرا بخوام چاقت کنم؟

740
00:48:38,200 --> 00:48:40,160
‫چون هنوز به من و جاش حسودیت می‌شه،

741
00:48:40,250 --> 00:48:42,660
‫و می‌خوای شانسِ باهم بودن‌مون رو خراب کنی

742
00:48:42,750 --> 00:48:45,210
‫من هیچوقت به تو و جاش حسودی نکردم

743
00:48:45,290 --> 00:48:48,590
‫- پس کلاس ورزش رو چطوری توضیح میدی؟
‫- تصادف بود

744
00:48:48,670 --> 00:48:50,920
‫کِن، کجا میری؟

745
00:48:51,010 --> 00:48:52,340
‫حالم خوب نیست

746
00:48:52,420 --> 00:48:53,880
‫تصادف نبود

747
00:48:53,970 --> 00:48:56,680
‫وسطی بازی کردیم.
‫توی وسطی آدم با توپ بقیه رو می‌زنه

748
00:48:56,760 --> 00:49:00,310
‫خیلی سخت نیست. زدی پای چشم جاشی رو کبود کردی.
‫حالا حتی حاضر نیست نگام کنه

749
00:49:00,390 --> 00:49:02,730
‫این احمقانه است. تو که توپ رو پرت نکردی

750
00:49:02,810 --> 00:49:04,600
‫مهم نیست. ما رو باهم حساب می‌کنه

751
00:49:04,690 --> 00:49:07,610
‫اون ما رو باهم حساب می‌کنه.
‫تو هم تحقیرش کردی

752
00:49:07,690 --> 00:49:11,070
‫خودش با گریه کردن مثل بچه سوسول‌ها خودش رو تحقیر کرد

753
00:49:15,240 --> 00:49:16,240
‫کِن؟

754
00:49:19,410 --> 00:49:20,490
‫خدای من

755
00:49:21,200 --> 00:49:22,040
‫مامان!

756
00:49:22,120 --> 00:49:23,120
‫مامان!

757
00:49:25,250 --> 00:49:26,170
‫مامان

758
00:49:26,250 --> 00:49:28,460
‫اریکا، زنگ بزن ۹۱۱! اریکا!

759
00:49:28,540 --> 00:49:29,630
‫مامان، بیدار شو

760
00:49:30,250 --> 00:49:31,090
‫اریکا!

761
00:49:31,170 --> 00:49:33,720
‫مامان، بیدار شو. بابا

762
00:49:33,800 --> 00:49:35,970
‫اریکا، گفتم زنگ بزن ۹۱۱

763
00:49:36,050 --> 00:49:40,310
‫منم گفتم پایِ کوفتیت رو بخور

764
00:52:26,560 --> 00:52:28,270
‫- این جواب میده
‫- بهتره بده

765
00:52:28,350 --> 00:52:30,890
‫آخه اصلاً توی چشم نیستیم

766
00:52:35,360 --> 00:52:38,230
‫هی. باهام صحبت کنید، بچه‌ها.
‫اوضاع بیرون چطوره؟

767
00:52:38,320 --> 00:52:39,320
‫کسل‌کننده است

768
00:52:39,360 --> 00:52:41,400
‫حال خانواده ترنباو چطوره؟

769
00:52:41,490 --> 00:52:45,910
‫هنوز توی کمای غذایی هستن،
‫ولی به خدا بهتره این دموئه پیداش بشه

770
00:52:45,990 --> 00:52:47,950
‫اگه بیخودی
‫کل یه خانواده رو بیهوش کرده باشیم،

771
00:52:48,030 --> 00:52:50,580
‫وجدانم ممکنه هیچوقت خوب نشه

772
00:52:59,380 --> 00:53:00,590
‫فکر کردم ترک کردی

773
00:53:01,170 --> 00:53:02,340
‫چی رو؟

774
00:53:03,720 --> 00:53:04,800
‫خیلی حرفه‌ای بود

775
00:53:05,300 --> 00:53:06,340
‫ممنون

776
00:53:06,850 --> 00:53:08,220
‫کُتت کجاست؟

777
00:53:08,310 --> 00:53:09,600
‫توی طویله

778
00:53:09,680 --> 00:53:12,770
‫خب، بهتره بیاریش
‫اگه می‌خوای بیرون باشی

779
00:53:14,390 --> 00:53:15,400
‫مامان،

780
00:53:16,150 --> 00:53:17,230
‫بابت امروز صبح...

781
00:53:17,310 --> 00:53:18,650
‫ویل، مشکلی نیست

782
00:53:18,730 --> 00:53:20,320
‫نه، نه، مشکل داره

783
00:53:20,400 --> 00:53:24,990
‫نباید اونجوری باهات حرف می‌زدم،
‫و عوضی‌بازی در آوردم و متأسفم

784
00:53:25,070 --> 00:53:27,160
‫عزیزم، منم متأسفم

785
00:53:28,280 --> 00:53:29,780
‫می‌دونم که...

786
00:53:30,620 --> 00:53:32,290
‫تحملم می‌تونه سخت باشه

787
00:53:33,330 --> 00:53:34,750
‫اینطور نیست

788
00:53:35,580 --> 00:53:38,920
‫آخه صبح که نتونستم پیدات کنم...

789
00:53:39,670 --> 00:53:40,670
‫نمی‌دونم

790
00:53:42,670 --> 00:53:45,840
‫همیشه تو فکرِ اون شب هستم

791
00:53:46,640 --> 00:53:48,220
‫شبی که اومد سراغت،

792
00:53:48,300 --> 00:53:50,310
‫شبی که کل این مسائل شروع شد

793
00:53:50,390 --> 00:53:53,060
‫حتی خونه نبودم

794
00:53:53,770 --> 00:53:55,190
‫شیفتم تا دیروقت طول کشیده بود

795
00:53:55,270 --> 00:53:57,230
‫وقتی بالأخره رسیدم خونه، چی کار کردم؟

796
00:53:57,310 --> 00:54:04,150
‫سیگار کشیدم، شراب ارزون خوردم
‫و اینقدر تکرارِ برنامه «چیرز» رو دیدم که بیهوش شدم

797
00:54:05,400 --> 00:54:08,950
‫تا هشت ساعت نفهمیدم گم شدی

798
00:54:09,030 --> 00:54:12,700
‫مامان، اتفاقی که واسه من افتاد تقصیر تو نیست

799
00:54:12,790 --> 00:54:14,620
‫هشت ساعت

800
00:54:16,830 --> 00:54:20,130
‫چه مادری به بچه‌ی یازده ساله‌اش سر نمی‌زنه؟

801
00:54:23,050 --> 00:54:24,510
‫مسخره است!

802
00:54:24,590 --> 00:54:27,090
‫دوست جدیدت هنوز باید خودش رو ثابت کنه

803
00:54:28,300 --> 00:54:30,930
‫قطعاً آدم جالبیه

804
00:54:32,760 --> 00:54:35,930
‫ولی از یه چیز مطمئنم،

805
00:54:36,520 --> 00:54:38,020
‫اون مامانت نیست

806
00:54:38,600 --> 00:54:41,310
‫چیزهایی که من دیدم رو ندیده،

807
00:54:41,400 --> 00:54:43,610
‫و قرار نیست چشم‌پوشی کنم

808
00:54:43,690 --> 00:54:48,740
‫دیگه نه.
‫نه تا وقتی این قضیه تموم بشه و در امان باشی

809
00:54:48,820 --> 00:54:54,700
‫نیاز نیست چشم‌پوشی کنی، مامان.
‫فقط... می‌خوام بهم اعتماد کنی

810
00:54:55,410 --> 00:54:57,540
‫بهت اعتماد دارم، ویل

811
00:54:57,620 --> 00:55:01,040
‫ولی می‌دونی، اعتماد دوطرفه است

812
00:55:02,630 --> 00:55:07,590
‫با اینکه نقشه دیشبم یه جورایی بد بود...

813
00:55:08,260 --> 00:55:10,390
‫- یه جورایی؟
‫- هی!

814
00:55:13,140 --> 00:55:14,680
‫برو کُتت رو بپوش

815
00:55:14,760 --> 00:55:17,560
‫نجات دادنِ دنیا خیلی سخت‌تره
‫اگه آب دماغت آویزون باشه

816
00:55:21,020 --> 00:55:25,150
‫حالا عموت دقیقاً از چه نوع خلافکارهایی دفاع می‌کنه؟

817
00:55:25,230 --> 00:55:27,690
‫مثلاً خلافکارهای یقه‌سفید؟

818
00:55:27,780 --> 00:55:30,490
‫چون انگار یه کار هرینگتونیه،

819
00:55:30,570 --> 00:55:32,410
‫که از لاشی‌های پولدار دفاع کنی

820
00:55:32,490 --> 00:55:33,490
‫و در این وضعیت،

821
00:55:33,580 --> 00:55:36,540
‫فکر کنم دیوث‌های پولدار میان سراغ ما

822
00:55:39,910 --> 00:55:40,750
‫استیو؟

823
00:55:40,830 --> 00:55:42,580
‫استیو؟ هستی؟

824
00:55:42,670 --> 00:55:44,340
‫آره، می‌شنوم. فقط حرف نزن

825
00:55:44,420 --> 00:55:45,840
‫فکر کنم مهمون داریم

826
00:55:47,340 --> 00:55:50,550
‫تو آرلینگتون به سمت جنوب حرکت می‌کنه،
‫سی ثانیه

827
00:55:50,630 --> 00:55:52,890
‫تو آرلینگتون به سمت جنوب، سی ثانیه

828
00:55:52,970 --> 00:55:54,550
‫بررسی وضعیت. تگرز؟

829
00:55:54,640 --> 00:55:56,810
‫در موقعیت و آماده. لانچر؟

830
00:55:56,890 --> 00:55:58,770
‫آماده. گیرنده؟

831
00:55:59,350 --> 00:56:00,690
‫آماده. ردیاب‌ها؟

832
00:56:01,690 --> 00:56:03,810
‫آماده. بیاید انجامش بدیم دیگه

833
00:56:18,290 --> 00:56:19,290
‫رفت داخل

834
00:56:19,370 --> 00:56:20,500
‫گفتگو رو کاهش بدین

835
00:56:20,580 --> 00:56:22,540
‫اومده داخل. دهن‌ها بسته

836
00:57:25,440 --> 00:57:26,440
‫این رو بگیر!

837
00:58:01,260 --> 00:58:02,310
‫بزنش!

838
00:58:11,650 --> 00:58:13,110
‫الان!

839
00:58:19,070 --> 00:58:20,070
‫نانسی!

840
00:58:20,660 --> 00:58:23,080
‫نانسی! زودباش! یالا!

841
00:58:26,660 --> 00:58:29,290
‫بزنش، مایک! بزنش، مایک!
‫مایک، بزنش! بزنش!

842
00:58:31,840 --> 00:58:32,840
‫اه!

843
00:58:35,970 --> 00:58:37,630
‫در رفت! در رفت!

844
00:58:37,720 --> 00:58:41,680
‫سیگنال رو داریم. داره میاد سمتِ ما

845
00:58:41,760 --> 00:58:42,850
‫چقدر نزدیکه؟

846
00:58:44,060 --> 00:58:45,230
‫داستین، چقدر نزدیکه؟

847
00:58:46,770 --> 00:58:48,850
‫وای، وای، وای

848
00:58:48,940 --> 00:58:51,060
‫لعنتی

849
00:58:51,150 --> 00:58:52,610
‫خدای من!

850
00:58:53,400 --> 00:58:54,400
‫کجاست؟!

851
00:58:54,440 --> 00:58:56,030
‫آروم باشید

852
00:58:58,240 --> 00:59:00,370
‫داره سریع به سمت شمال غربی میره

853
00:59:01,200 --> 00:59:03,580
‫- زودباش
‫- دمو رو تگ کردیم و فرار کرد

854
00:59:03,660 --> 00:59:07,210
‫ردیاب‌ها در تعقیب.
‫تکرار می‌کنم، ردیاب‌ها در تعقیب. گاز بده!

855
00:59:12,590 --> 00:59:15,550
‫باشه، سیگنال پایداره.
‫فقط ثابت برو

856
00:59:16,550 --> 00:59:18,090
‫پایداره. بپیچ راست

857
00:59:18,680 --> 00:59:20,510
‫- راست؟
‫- راست! بپیچ راست! همین الان!

858
00:59:28,430 --> 00:59:29,810
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید!

859
00:59:31,560 --> 00:59:33,020
‫وای! الان تصادف می‌کنی!

860
00:59:33,110 --> 00:59:34,820
‫- خودت گفتی راست!
‫- خدای من!

861
00:59:36,730 --> 00:59:39,320
‫وایسا! وایسا! همین الان وایسا!
‫همینجا وایسا!

862
00:59:41,320 --> 00:59:43,780
‫خدا لعنتش کنه!
‫هندرسون، داریم چی کار می‌کنیم؟

863
00:59:43,870 --> 00:59:44,990
‫سیگنال رو از دست دادیم!

864
00:59:45,080 --> 00:59:47,330
‫- زودباش. زودباش!
‫- لعنتی، لعنتی، لعنتی

865
00:59:47,410 --> 00:59:48,620
‫لعنت، لعنت، لعنت

866
00:59:48,710 --> 00:59:51,620
‫- پیداش کردم! الان داره به سمت جنوب شرقی میره!
‫- خدا لعنتش کنه

867
00:59:52,420 --> 00:59:53,460
‫- خدای من!
‫- ببخشید!

868
00:59:54,210 --> 00:59:55,210
‫چیزی نیست

869
00:59:55,300 --> 00:59:57,300
‫- وای، وای، وای! لعنتی!
‫- محکم بچسبید!

870
00:59:58,590 --> 00:59:59,590
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی!

871
00:59:59,670 --> 01:00:01,340
‫خدای من

872
01:00:01,430 --> 01:00:02,510
‫باشه، پیداش کردم

873
01:00:02,590 --> 01:00:04,510
‫- پیداش کردی؟
‫- آره، دارمش

874
01:00:13,900 --> 01:00:15,320
‫چرا برگشتن؟

875
01:00:15,400 --> 01:00:17,150
‫شاید می‌خواد گُم‌شون کنه؟

876
01:00:17,230 --> 01:00:20,030
‫نه، ممکن نیست.
‫نمی‌دونه که داره ردیابی می‌شه

877
01:00:25,280 --> 01:00:27,410
‫ازم فاصله بگیرید! فاصله بگیرید!

878
01:00:27,490 --> 01:00:28,910
‫نه، نه، نه

879
01:00:29,000 --> 01:00:31,040
‫خیلی خیلی متأسفم، باشه؟

880
01:00:31,120 --> 01:00:34,250
‫احتمالاً یه جایی توضیحش بدم،
‫ولی فعلاً تکون نخور

881
01:00:34,330 --> 01:00:36,460
‫- فکر کردم یه دو تیکه‌ای خورده باشه
‫- آره!

882
01:00:36,540 --> 01:00:37,670
‫پس چرا بیداره؟

883
01:00:37,750 --> 01:00:38,880
‫مهم نیست

884
01:00:39,800 --> 01:00:40,840
‫دیگه نه

885
01:00:52,100 --> 01:00:53,440
‫ما جنوب شرقی هستیم

886
01:00:53,980 --> 01:00:55,690
‫واسه همین دور زد

887
01:00:59,400 --> 01:01:00,740
‫وکنا دیده

888
01:01:01,570 --> 01:01:02,780
‫می‌دونه کجاییم

889
01:02:20,690 --> 01:02:22,230
‫آهای؟

890
01:02:22,940 --> 01:02:24,190
‫هنری؟

891
01:02:25,280 --> 01:02:26,490
‫اونجایی؟

892
01:02:31,490 --> 01:02:32,910
‫هنری؟

893
01:03:30,800 --> 01:03:31,800
‫سلام

894
01:03:31,824 --> 01:03:41,824
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

895
01:03:41,848 --> 01:03:51,848
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

896
01:03:55,200 --> 01:03:57,790
‫♪ بچه‌ها آروم باشید ♪

897
01:03:58,790 --> 01:04:02,380
‫♪ وقتی ما باهمیم این رو بهمون میگن ♪

898
01:04:02,460 --> 01:04:06,000
‫♪ و درست بازی کنید ♪

899
01:04:06,090 --> 01:04:08,510
‫♪ نمی‌فهمن واسه همین ما ♪

900
01:04:08,590 --> 01:04:11,720
‫♪ با نهایت سرعت می‌دوئیم ♪

901
01:04:12,800 --> 01:04:15,930
‫♪ دست همدیگه رو گرفتیم ♪

902
01:04:16,600 --> 01:04:19,520
‫♪ می‌خوایم توی شب فرار کنیم ♪

903
01:04:19,600 --> 01:04:21,440
‫♪ بعد تو من رو در آغوش می‌گیری ♪

904
01:04:21,520 --> 01:04:23,860
‫♪ و روی زمین غلت می‌زنیم ♪
‫♪ و بعدش میگی ♪

905
01:04:23,940 --> 01:04:27,320
‫♪ فکر کنم دیگه تنهاییم ♪

906
01:04:27,400 --> 01:04:31,030
‫♪ انگار هیچکس نیست ♪

907
01:04:31,950 --> 01:04:34,530
‫♪ فکر کنم دیگه تنهاییم ♪

908
01:04:34,620 --> 01:04:38,700
‫♪ تنها صدا، صدای تپیدن قلب‌مونه ♪

909
01:04:46,670 --> 01:04:49,210
‫♪ ببین چطوری ♪

910
01:04:50,630 --> 01:04:53,220
‫♪ باید کارمون رو مخفی کنیم ♪

911
01:04:53,300 --> 01:04:57,180
‫♪ چون چی می‌گفتن ♪

912
01:04:57,260 --> 01:04:59,890
‫♪ اگه می‌دونستن ♪
‫♪ واسه همین ما ♪

913
01:04:59,970 --> 01:05:03,900
‫♪ با نهایت سرعت می‌دوئیم ♪

914
01:05:03,980 --> 01:05:07,400
‫♪ دست همدیگه رو گرفتیم ♪

915
01:05:07,480 --> 01:05:10,570
‫♪ می‌خوایم توی شب فرار کنیم ♪

916
01:05:10,650 --> 01:05:12,570
‫♪ بعد تو من رو در آغوش می‌گیری ♪

917
01:05:12,650 --> 01:05:15,910
‫♪ و روی زمین غلت می‌زنیم ♪
‫♪ و بعدش میگی ♪

918
01:05:15,990 --> 01:05:18,580
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

919
01:05:18,660 --> 01:05:22,580
‫♪ انگار هیچکس نیست ♪

920
01:05:22,660 --> 01:05:25,790
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

921
01:05:25,880 --> 01:05:30,050
‫♪ تنها صدا، صدای تپش قلب‌مونه ♪

922
01:05:30,130 --> 01:05:33,260
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

923
01:05:33,340 --> 01:05:37,050
‫♪ انگار هیچکس نیست ♪

924
01:05:37,800 --> 01:05:40,510
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

925
01:05:40,600 --> 01:05:45,270
‫♪ تنها صدا، صدای تپش قلب‌مونه ♪

926
01:05:45,350 --> 01:05:47,940
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

927
01:05:48,020 --> 01:05:51,940
‫♪ تنها صدا، صدای تپش قلب‌مونه ♪

928
01:05:52,610 --> 01:05:55,320
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

929
01:05:55,400 --> 01:05:59,410
‫♪ انگار هیچکس نیست ♪

930
01:05:59,990 --> 01:06:02,950
‫♪ - فکر کنم دیگه تنهاییم ♪
‫♪ - تنها ♪

931
01:06:03,040 --> 01:06:06,120
‫♪ تنها صدا، صدای تپش قلب‌مونه ♪

