﻿1
00:00:22,689 --> 00:00:26,026
‫می‌دونی چرا رفتم سراغ‌ اونا؟

2
00:00:29,946 --> 00:00:33,783
‫چرا برای بازسازیِ دنیا،
‫دست گذاشتم رو اونا؟

3
00:00:34,617 --> 00:00:37,954
‫چون ضعیفن

4
00:00:39,456 --> 00:00:41,916
‫راحت می‌شکنن

5
00:00:44,961 --> 00:00:46,963
‫راحت شکل می‌گیرن

6
00:00:47,589 --> 00:00:49,049
‫رام میشن

7
00:00:51,217 --> 00:00:53,803
میزبان‌های بی‌نظیری هستن

8
00:00:57,891 --> 00:00:59,118
‫عزیزدلم

9
00:00:59,142 --> 00:01:01,037
‫- مامان
‫- عزیزکم

10
00:01:01,061 --> 00:01:03,831
‫نمی‌فهمم. چطوری آخه؟

11
00:01:03,855 --> 00:01:07,168
ویل ساحره. یه ساحرِ تموم‌عیار

12
00:01:07,192 --> 00:01:08,234
‫مایک

13
00:01:10,361 --> 00:01:12,781
‫موفق شدی. از پسش براومدی

14
00:01:15,554 --> 00:01:16,633
‫بچه‌ها

15
00:01:16,945 --> 00:01:18,588
‫وکنا… بچه‌ها رو بُرده

16
00:01:18,613 --> 00:01:21,409
‫می‌دونم. دِرِک، مری، گلن

17
00:01:22,040 --> 00:01:24,417
‫نه. فقط اونا نه

18
00:01:26,544 --> 00:01:29,380
‫بقیه، بقیه هم نتونستن از هاوکینز فرار کنن

19
00:01:31,049 --> 00:01:34,594
‫اگه زودتر دست به کار می‌شدم،
‫می‌تونستم نجات‌شون بدم

20
00:01:36,262 --> 00:01:37,388
‫ولی خیلی دیر جنبیدم

21
00:01:38,765 --> 00:01:41,101
‫حالا همشون رو گیر انداخته

22
00:01:42,143 --> 00:01:44,145
‫هر ۱۲تاشون رو

23
00:01:45,980 --> 00:01:47,273
‫ما باختیم

24
00:01:48,566 --> 00:01:49,627
‫من باختم

25
00:01:49,651 --> 00:01:51,152
‫نه

26
00:01:56,199 --> 00:01:57,951
‫تونل‌ها. فروشگاه رادیویی

27
00:01:57,975 --> 00:02:07,975
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

28
00:02:07,999 --> 00:02:17,999
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

29
00:02:47,025 --> 00:02:51,337
‫یحتمل حافظه‌تون درباره‌ی اینکه چی شده و
‫چطوری سر از اینجا در آوردید، تیره و تار و…

30
00:02:52,079 --> 00:02:53,344
‫- مری!
‫- گیج‌کننده‌ست

31
00:02:53,369 --> 00:02:54,400
‫هالی!

32
00:02:54,424 --> 00:02:57,027
‫هیولاها… می‌خواستن شما رو
‫با خودشون ببرن

33
00:02:57,051 --> 00:02:58,051
‫سلام!

34
00:02:58,511 --> 00:03:00,364
‫ولی من لحظه‌ی آخری نجاتتون دادم

35
00:03:00,388 --> 00:03:01,824
‫- خوبی؟
‫- خوبم

36
00:03:01,848 --> 00:03:04,601
‫اینجا، خونه‌ی من،

37
00:03:05,101 --> 00:03:06,686
‫حالا خونه‌ی شما هم هست

38
00:03:07,187 --> 00:03:08,354
‫پناهگاهتونـه

39
00:03:08,938 --> 00:03:11,750
‫تا وقتی که به سرتون نزنه برید تو جنگل،
‫تو خونه‌ی هیولاها،

40
00:03:11,774 --> 00:03:13,544
‫اینجا جاتون امنـه

41
00:03:13,568 --> 00:03:16,630
‫خب، می‌دونم خیلی‌هاتون کنجکاوید بدونید

42
00:03:16,654 --> 00:03:19,574
‫کِی دوست‌ها و خانوادتون میان اینجا پیشمون

43
00:03:20,200 --> 00:03:21,403
‫تلخیِ ماجرا اینجاست که

44
00:03:21,428 --> 00:03:24,245
‫پایِ چیزی فراتر از جونِ عزیزهاتون در میونـه

45
00:03:26,289 --> 00:03:27,999
‫نمی‌خوام بترسونم‌تون

46
00:03:28,917 --> 00:03:31,502
‫ولی باور دارم اونقدری شجاع هستید که
‫بتونم حقیقت رو بهتون بگم

47
00:03:32,086 --> 00:03:35,691
‫تاریکیِ پلیدی داره همه‌ جا رو می‌گیره؛
‫نه فقط هاوکینز رو،

48
00:03:35,715 --> 00:03:36,984
‫بلکه کل جهان رو

49
00:03:37,008 --> 00:03:40,613
‫خیلی زود هم دیگه نمیشه جلوش رو گرفت

50
00:03:40,637 --> 00:03:44,775
‫فرض کنید این تاریکی،
‫همون توده‌ی سیاهِ توی کتابتونـه

51
00:03:44,800 --> 00:03:47,315
‫درست همونطوری که این توده‌ی سیاه
‫واسه خانواده‌ی مِگ خطرناک بود،

52
00:03:47,340 --> 00:03:49,634
‫این تاریکی هم ممکنـه
‫برای خانواده‌ی شما خطرناک باشه، ولی

53
00:03:49,659 --> 00:03:52,249
‫من مطمئنم که ‫راهی برای
شکست دادنِ این تاریکی پیدا کردم

54
00:03:52,273 --> 00:03:53,483
‫چطوری؟

55
00:03:55,109 --> 00:03:59,530
‫من به جاهای خیلی دوری سفر کردم،
‫جاهایی فراتر از بُعدِ خودمون

56
00:04:00,114 --> 00:04:02,784
‫توی سفرهام،
‫یه دنیای دیگه رو کشف کردم

57
00:04:03,743 --> 00:04:05,304
‫یه دنیایی که خیلی از زمین دوره

58
00:04:05,328 --> 00:04:08,998
‫خیلی هم شبیه دنیای خودمونـه، فقط…

59
00:04:09,624 --> 00:04:10,708
‫بهتره

60
00:04:11,459 --> 00:04:13,294
‫توش خبری از هیولا و تاریکی نیست

61
00:04:14,712 --> 00:04:15,838
‫همش نوره و نور

62
00:04:16,422 --> 00:04:19,777
‫واسه همین هم هست که
‫شماها رو انتخاب کردم

63
00:04:19,801 --> 00:04:20,801
‫شما…

64
00:04:21,511 --> 00:04:23,263
‫با بقیه‌ی بچه‌ها فرق دارید

65
00:04:23,846 --> 00:04:26,057
‫مثل مِگ، خاص هستید

66
00:04:27,058 --> 00:04:29,060
‫اینجا یه سِری قدرت‌ها
‫درونتون نهفته‌ست

67
00:04:30,228 --> 00:04:33,999
‫مطمئنم اگه با هم همکاری کنیم،
‫می‌تونیم اون قدرت‌ها رو بیدار و

68
00:04:34,023 --> 00:04:37,253
‫نیرومون رو هدایت کنیم و
‫اون دنیای جدید رو بکِشونیم سمتِ خودمون

69
00:04:37,277 --> 00:04:38,820
‫وقتی هم که نور…

70
00:04:40,405 --> 00:04:41,781
‫به تاریکی بتابه،

71
00:04:42,365 --> 00:04:44,117
‫نور، تاریکی رو دفع می‌کنه

72
00:04:44,701 --> 00:04:47,036
‫عزیزهاتون هم نجات پیدا می‌کنن و شما…

73
00:04:49,289 --> 00:04:50,623
‫میشید قهرمانِ این قصه

74
00:04:55,378 --> 00:04:56,963
‫بله، هالی؟

75
00:04:57,755 --> 00:05:00,341
‫باز دوباره میری؟

76
00:05:01,009 --> 00:05:03,654
‫از این بچه‌های خاص بیاری؟

77
00:05:03,678 --> 00:05:05,972
‫طفلک هالی. اولین نفری بود که انتخاب شد و

78
00:05:06,848 --> 00:05:08,909
‫تک و تنها اینجا مونده بود

79
00:05:08,933 --> 00:05:11,728
‫ولی نگران نباش، دیگه از پیشتون نمیرم

80
00:05:12,478 --> 00:05:14,123
‫از پیش هیچکدومتون. هیچوقت

81
00:05:14,147 --> 00:05:16,166
‫ولی فعلاً،

82
00:05:16,190 --> 00:05:18,484
‫خوراکی بخورید و بازی کنید

83
00:05:19,610 --> 00:05:21,362
‫از همه مهم‌تر هم، استراحت کنید

84
00:05:22,447 --> 00:05:23,656
‫چون فردا؟

85
00:05:25,783 --> 00:05:27,160
‫فردا، روزِ موعوده

86
00:06:18,247 --> 00:06:26,346
‫« اتفاقات عجیب »
‫« فصل پنجم »

87
00:06:31,343 --> 00:06:40,907
‫« قسمت پنجم: مجری جنجالی »

88
00:07:01,379 --> 00:07:02,940
‫مگه نگفتی کسی پاشو از اینجا نذاشته بیرون؟

89
00:07:02,964 --> 00:07:05,025
‫حراست تأیید کرد.
‫نه کسی اومده و نه کسی رفته.

90
00:07:05,049 --> 00:07:06,902
‫یعنی چی؟
‫پس آب شدن رفتن تو زمین؟

91
00:07:06,926 --> 00:07:08,028
‫نمی‌دونم، قربان

92
00:07:08,052 --> 00:07:10,114
‫وجب به وجبِ این ساختمون رو بگردید

93
00:07:10,138 --> 00:07:14,225
‫تموم اتاق‌ها، هواکش و دریچه‌ها.
‫یالا. حرکت کنید. زود باشید!

94
00:07:52,007 --> 00:07:53,031
‫روبراهی؟

95
00:07:53,055 --> 00:07:55,224
ارتباطم قطع شد

96
00:07:56,184 --> 00:07:57,536
‫خیلی دور شدیم

97
00:07:57,560 --> 00:08:00,914
‫نترس. جامون امنـه.
‫دیگه محالـه بهمون برسن.

98
00:08:00,938 --> 00:08:02,482
‫عجب ترفندی پیاده کردی، بچه‌جون

99
00:08:03,608 --> 00:08:06,402
‫یعنی، شاید بشه گفت پشم‌ریزون بود

100
00:08:07,153 --> 00:08:09,655
‫اِل همین کلمه رو ازت یاد گرفته بود دیگه، نه؟

101
00:08:10,239 --> 00:08:13,427
‫من… بدآموزی دارم

102
00:08:13,451 --> 00:08:15,703
‫آره، خوش اومدی به جمع‌مون

103
00:08:30,927 --> 00:08:32,738
‫- لوکاس؟
‫- گندش بزنن

104
00:08:32,762 --> 00:08:34,573
‫- نه
‫- هی، بچه‌ها

105
00:08:34,597 --> 00:08:35,866
‫نه

106
00:08:35,890 --> 00:08:37,743
‫- هی
‫- لعنتی

107
00:08:37,767 --> 00:08:39,119
‫یه خراش کوچیکـه

108
00:08:39,143 --> 00:08:41,455
‫- ای خدا، مایک، کمک‌های اولیه
‫- گندش بزنن. لعنتی. لعنتی!

109
00:08:41,479 --> 00:08:43,165
‫بذار ببینم

110
00:08:43,189 --> 00:08:44,899
‫- می‌تونی لباست رو بدی بالا ببینیم؟
‫- آره

111
00:08:48,152 --> 00:08:49,880
‫اونقدرهام بد نیست

112
00:08:49,904 --> 00:08:51,006
‫یا خدا

113
00:08:51,030 --> 00:08:55,219
‫آره، از اوناست که جاش می‌مونه و
‫می‌تونی حسابی باهاش پُز بدی

114
00:08:55,243 --> 00:08:57,429
‫ببخشید که نتونستم از
‫بچه‌ها محافظت کنم

115
00:08:57,453 --> 00:08:59,473
‫تموم تلاشت رو کردی.
‫تو… جنگیدی.

116
00:08:59,497 --> 00:09:02,416
‫جونت رو گذاشتی کفِ دستت.
‫راستی، عجب ضربه‌ای زدی.

117
00:09:04,377 --> 00:09:05,377
‫دیدی مگه؟

118
00:09:05,920 --> 00:09:07,213
‫برو بالاتر

119
00:09:09,298 --> 00:09:14,363
‫پس دموگورگن‌هایی که رفتن هوا و
‫شکستن و افتادن مُردن

120
00:09:14,387 --> 00:09:16,448
‫همش… همش کارِ تو بود؟

121
00:09:16,472 --> 00:09:19,201
‫خب… آره

122
00:09:19,225 --> 00:09:20,476
‫پشمام

123
00:09:21,727 --> 00:09:22,913
‫باورم نمیشه

124
00:09:22,937 --> 00:09:28,001
‫می‌دونی معنیش چیـه دیگه؟
‫عملاً شدی ویلِ خردمندِ دنیای واقعی

125
00:09:28,025 --> 00:09:30,837
‫- نه والا
‫- اون بیشتر ساحره تا جادوگر

126
00:09:30,861 --> 00:09:33,298
‫باشه، آره. خب، قبولـه

127
00:09:33,322 --> 00:09:35,300
‫ولی منظورم رو گرفتی دیگه؟

128
00:09:35,324 --> 00:09:37,761
‫اینجوری کلاً ورق برمی‌گرده

129
00:09:37,785 --> 00:09:39,179
‫یه اِلِ جدید پیدا کردیم

130
00:09:39,203 --> 00:09:42,057
‫من شبیه اِل نیستم.
‫هیچ قدرتی ندارم.

131
00:09:42,081 --> 00:09:44,977
‫فقط دارم… ازش تغذیه می‌کنم.
‫قدرتِ وکنا رو می‌دزدم.

132
00:09:45,001 --> 00:09:47,521
‫واسه این کار هم
‫باید نزدیکِ ذهن مشترک باشم

133
00:09:47,545 --> 00:09:48,939
‫وکنا هم دیگه برنمی‌گرده

134
00:09:48,963 --> 00:09:51,108
‫- ولی دموهاش شاید برگردن
‫- فکر نکنم

135
00:09:51,132 --> 00:09:53,318
‫اومدن بچه‌ها رو بردن و
‫اون هم همه رو گرفته و

136
00:09:53,342 --> 00:09:55,177
‫الان میزبان‌هاش تکمیلن

137
00:09:59,724 --> 00:10:00,784
‫میزبان؟

138
00:10:00,808 --> 00:10:06,206
‫خودش اینطوری صداشون میزد.
‫میز‌بان‌هایی برای بازسازیِ دنیا.

139
00:10:06,230 --> 00:10:08,190
‫فقط خدا کنه نظریه‌ات اشتباه باشه

140
00:10:09,025 --> 00:10:10,026
‫کدوم نظریه؟

141
00:10:10,943 --> 00:10:12,069
‫شیشم نوامبر

142
00:10:13,321 --> 00:10:14,989
‫اینکه روزی که همه چی شروع شد…

143
00:10:16,574 --> 00:10:17,742
‫قراره پایانِ همه چیز باشه

144
00:10:21,787 --> 00:10:23,372
‫حالت خوبـه؟

145
00:10:28,753 --> 00:10:33,174
‫خیلی‌خب، لوکاس. آروم باش. یواش.
‫گرفتمت. حواسم هست.

146
00:10:35,217 --> 00:10:36,862
‫یالا، پسر. یه قدم دیگه

147
00:10:36,886 --> 00:10:38,971
‫هی، هی، بیا اینجا

148
00:10:40,640 --> 00:10:44,953
‫تو فکر اینم راهی هست که
‫دوباره به ذهن مشترک وصل بشیم و

149
00:10:44,977 --> 00:10:46,663
‫باز به قدرتش دسترسی پیدا کنیم؟

150
00:10:46,687 --> 00:10:48,498
‫شدنی نیست، مگه اینکه…

151
00:10:48,522 --> 00:10:50,691
‫ذهن مشترک نزدیک باشه، می‌دونم

152
00:10:51,192 --> 00:10:52,669
‫ولی کاری که امشب کردی هم

153
00:10:52,693 --> 00:10:54,796
‫از نظر هممون جزو محالات بود

154
00:10:54,820 --> 00:10:55,821
‫مامان

155
00:10:56,364 --> 00:10:58,050
‫ببین، فقط میگم چی میشه اگه…

156
00:10:58,074 --> 00:11:00,260
‫اگه این دفعه،

157
00:11:00,284 --> 00:11:02,888
‫زورت رو سرِ نوچه‌هاش حروم نکنی

158
00:11:02,912 --> 00:11:06,725
‫بلکه علیه خودش، یعنی وکنا استفاده کنی

159
00:11:06,749 --> 00:11:08,727
‫خنجرِ خودش رو فرو کنی تو قلبش

160
00:11:08,751 --> 00:11:10,878
‫تو امشب شکست نخوردی

161
00:11:11,921 --> 00:11:13,214
‫کارِ امشبت…

162
00:11:14,131 --> 00:11:16,133
‫خارق‌العاده بود

163
00:11:16,967 --> 00:11:18,820
‫خودت هم گفتی

164
00:11:18,844 --> 00:11:22,431
‫وکنا تو رو انتخاب کرد
‫چون تو رو دستِ‌کم گرفته بود

165
00:11:23,057 --> 00:11:25,535
.فکر کنم همه تو رو دستِ‌کم گرفتیم
.من یکی که گرفتم

166
00:11:25,559 --> 00:11:29,563
‫این اشتباهیـه که
‫دیگه محالـه تکرارش کنم

167
00:11:30,314 --> 00:11:33,710
‫ولی حاضرم دار و ندارم رو بذارم وسط که
‫اون دوباره اشتباهش رو تکرار می‌کنه

168
00:11:33,734 --> 00:11:35,379
‫اون موقع…

169
00:11:35,403 --> 00:11:39,573
‫میشه آخرین اشتباهِ اون مرتیکه‌ی بی‌پدر

170
00:11:53,462 --> 00:11:56,382
‫خدا رحم کرده صحیح و سالم برگشتن

171
00:11:57,049 --> 00:12:01,470
‫کاش میشد در مورد ماشینِ
‫نازنینِ هرینگتون هم همین رو گفت

172
00:12:02,805 --> 00:12:04,557
‫برنامه‌ات اینـه؟

173
00:12:05,057 --> 00:12:07,309
‫خودت رو بزنی به اون راه و
‫مسخره‌بازی در بیاری؟

174
00:12:11,856 --> 00:12:14,376
‫قرارمون این بود که
‫وکنا رو پیدا کنی و برگردی خونه ولی

175
00:12:14,400 --> 00:12:16,503
‫- همش چرت و پرت بود دیگه، نه؟
‫- معلومـه که نه

176
00:12:16,527 --> 00:12:17,754
‫دروغ میگی

177
00:12:17,778 --> 00:12:21,133
‫عین همون دروغی که سرِ تمریناتم گفتی.
‫نمی‌خواستی توی کاوش‌ها همراهت باشم چون

178
00:12:21,157 --> 00:12:23,719
‫نقشه‌ات این بود که
‫تنهایی وکنا رو بکُشی و بمیری

179
00:12:23,743 --> 00:12:27,431
‫هی. گوش بده.
‫قضیه‌ی امروز فرق داشت.

180
00:12:27,455 --> 00:12:31,017
‫جلوی کریپتونایت کاری ازت برنمیومد.
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

181
00:12:31,041 --> 00:12:32,644
‫پس اون بمبه چی؟

182
00:12:32,668 --> 00:12:35,564
‫بمبه… حکم تیر خلاص رو داشت

183
00:12:35,588 --> 00:12:38,549
‫نقشه‌ی آخری که کسی ازش خبر نداشت

184
00:12:40,217 --> 00:12:42,136
‫امشب تو چشم‌هات خوندم

185
00:12:43,679 --> 00:12:44,805
‫خودم دیدم

186
00:12:46,223 --> 00:12:48,100
‫می‌خواستی خودت رو به کُشتن بدی

187
00:12:51,187 --> 00:12:52,646
‫همیشه هم همین بوده

188
00:12:55,733 --> 00:12:56,734
‫آهای!

189
00:12:57,359 --> 00:12:59,820
‫مگه قرار نبود دوست‌هاتون اینجا باشن؟

190
00:13:12,166 --> 00:13:13,834
‫حتماً شوخیتون گرفته

191
00:13:31,936 --> 00:13:33,747
‫به‌به، چه جای درست‌درمونی

192
00:13:33,771 --> 00:13:34,939
‫ما توی لابی‌ایم

193
00:13:35,564 --> 00:13:39,377
‫دقیقاً قراره کجا بریم؟

194
00:13:39,401 --> 00:13:42,839
‫آره. اصلاً دنبال چی می‌گردیم؟

195
00:13:42,863 --> 00:13:45,717
‫- همه فیلم بازگشتِ جدای رو که دیدید؟
‫- همونی که عروسک‌خرسی داره؟

196
00:13:45,741 --> 00:13:47,594
‫- ایواک
‫- آره، بهترین قسمتشـه

197
00:13:47,618 --> 00:13:51,223
‫- واقعاً؟
‫- نه، ولی بچه‌مَچه‌ها دوستش دارن، پس جور در میاد

198
00:13:51,247 --> 00:13:52,682
‫اگه یادتون باشه، توی فیلم،

199
00:13:52,706 --> 00:13:54,893
‫شورشی‌ها باید ستاره‌ی مرگ دوم رو نابود می‌کردن

200
00:13:54,917 --> 00:13:57,229
‫منتها دورش یه سپر انرژی داشت که

201
00:13:57,253 --> 00:13:59,105
‫به وسیله‌ی یه سپرساز ایجاد میشد

202
00:13:59,129 --> 00:14:02,359
‫آره، به‌به. مرسی که فیلمی که
‫همه دیدیم رو تعریف کردی

203
00:14:02,383 --> 00:14:04,468
‫فیلمش به طرز عجیبی به ما مربوطـه، استیو

204
00:14:05,052 --> 00:14:09,616
‫ببینید، فکر کنم این دیوارِ گوشتیِ گردالو،
‫همون سپرِ انرژیـه، منتها مدل وکناییش

205
00:14:09,640 --> 00:14:11,326
‫با این فرق که علمی‌تخیلی نیست

206
00:14:11,350 --> 00:14:15,413
‫ماوراییـه و با جادوی سیاهِ وکنا ساخته شده

207
00:14:15,437 --> 00:14:18,041
‫این سپر جادوی سیاه همونیـه که نمی‌ذاره

208
00:14:18,065 --> 00:14:19,626
‫دستمون بهش برسه و
‫هالی رو نجات بدیم

209
00:14:19,650 --> 00:14:20,961
‫ولی اگه محاسباتم درست باشه،

210
00:14:20,985 --> 00:14:23,088
‫سپرساز باید یه جایی همینجاها
‫توی آزمایشگاه باشه

211
00:14:23,112 --> 00:14:26,466
‫پس اگه این سپرساز جادوی سیاه رو پیدا کنیم…

212
00:14:26,490 --> 00:14:28,677
‫- می‌تونیم دیوار رو خراب کنیم
‫- وکنا رو پیدا کنیم و هالی رو نجات بدیم

213
00:14:28,701 --> 00:14:29,761
‫به هممون مدال میدن

214
00:14:29,785 --> 00:14:31,429
‫چه شکلیـه اونوقت؟

215
00:14:31,453 --> 00:14:33,163
‫توقع داری بدونم الان؟

216
00:14:49,138 --> 00:14:50,139
‫بالا یا پایین؟

217
00:14:51,348 --> 00:14:53,994
‫به نظرم جفتش. دو به دو تقسیم شیم.
‫اینطوری جاهای بیشتری رو می‌گردیم.

218
00:14:54,018 --> 00:14:57,122
‫آره، پایه‌ام، ولی میشه
‫یارهامون رو عوض کنیم؟

219
00:14:57,146 --> 00:14:58,915
‫نانس، ما دوتا بریم بالا؟

220
00:14:58,939 --> 00:15:00,542
‫- چیزه…
‫- شوخیت گرفته؟

221
00:15:00,566 --> 00:15:02,335
‫من و هندرسون باید از هم فاصله بگیریم

222
00:15:02,359 --> 00:15:03,253
‫- خواهش می‌کنم
‫- خواهش می‌کنم

223
00:15:03,277 --> 00:15:04,546
‫باشه. می‌خوای ما دوتا با هم بریم؟

224
00:15:04,570 --> 00:15:05,964
‫به نظرم ما هم باید از هم فاصله بگیریم

225
00:15:05,988 --> 00:15:08,675
‫پس با همه مشکل داری جز نانسی.
‫من نمی… خیلی جالبـه.

226
00:15:08,699 --> 00:15:11,428
‫ببینید، وقت واسه این کارها نداریم

227
00:15:11,452 --> 00:15:13,305
‫گنده‌اش نکنید، هر کی با یارِ خودش بره

228
00:15:13,329 --> 00:15:14,598
‫- نانس، من نمی…
‫- من نمی…

229
00:15:14,622 --> 00:15:16,040
‫والسلام

230
00:15:18,459 --> 00:15:19,668
‫عالیـه

231
00:15:22,963 --> 00:15:24,173
‫خیلی هم عالیـه

232
00:15:24,840 --> 00:15:26,842
‫♪ Floyd Cramer - Heart and Soul ♪

233
00:15:42,733 --> 00:15:45,277
‫گرفتمت!

234
00:15:49,949 --> 00:15:50,991
‫گرگ شدی!

235
00:15:52,451 --> 00:15:53,869
‫الان می‌گیرمت!

236
00:15:54,703 --> 00:15:57,223
‫باورم نمیشه یه روزِ تموم
‫بدون من اینجا بودی

237
00:15:57,247 --> 00:16:00,834
‫نظرت چیـه؟ شک دارم.
‫سبز بهم میاد؟

238
00:16:02,544 --> 00:16:04,421
‫آره، خیلی

239
00:16:05,631 --> 00:16:07,859
‫- چت شده تو؟
‫- هیچی

240
00:16:07,883 --> 00:16:09,235
‫یه طوریت هست

241
00:16:09,259 --> 00:16:10,344
‫فکر کنم…

242
00:16:11,011 --> 00:16:13,615
‫زیادی از حد کیکی چیزی خوردم

243
00:16:13,639 --> 00:16:16,242
‫برم ببینم آقای فلانی چایی داره

244
00:16:16,266 --> 00:16:18,310
‫صد درصد. هر چی بخوای داره

245
00:16:39,873 --> 00:16:41,559
‫- برای چی اومدی اینجا؟
‫- باید حرف بزنیم

246
00:16:41,583 --> 00:16:44,145
‫- هالی، قرار بود…
‫- قرار بود صبر کنیم هنری بره. می‌دونم

247
00:16:44,169 --> 00:16:46,523
‫ولی داشت حرف می‌زد و
‫کُلی چیزمیزِ ترسناک گفت

248
00:16:46,547 --> 00:16:50,485
‫- کسی دید بیای اینجا؟
‫- نه، حواسم بود. تو رو خدا بهم گوش کن

249
00:16:50,509 --> 00:16:52,028
‫فهمیدم چرا هنری ما رو دزدیده

250
00:16:52,052 --> 00:16:56,700
‫می‌خواد یجوری ازمون استفاده کنه تا
‫یه دنیای دیگه رو بکِشونه سمتِ زمینِ ما

251
00:16:56,724 --> 00:16:59,077
‫یه دنیای دیگه رو بکِشونه اینجا؟
‫یعنی چی آخه؟

252
00:16:59,101 --> 00:17:02,831
‫هنری میگه به خاطر نجات کره‌ی زمینـه،
‫ولی به نظر من واسه نابود کردنشـه

253
00:17:02,855 --> 00:17:05,166
‫هر نقشه‌ای که تو سرشـه رو
‫قراره فردا عملی کنه

254
00:17:05,190 --> 00:17:07,377
‫باید همین الان از کامازاتز بریم بیرون

255
00:17:07,401 --> 00:17:10,338
‫عمراً اگه بتونیم.
‫به محض اینکه بفهمه نیستی،

256
00:17:10,362 --> 00:17:12,740
‫با قدرتش ردّت رو می‌زنه و
‫گیرمون میندازه

257
00:17:15,117 --> 00:17:17,161
‫- مطمئنی کسی ندیدت؟
‫- مطمئنم

258
00:17:30,340 --> 00:17:32,819
‫- تو دیگه کدوم خری؟
‫- دِرِک. خودت کدوم خری هستی؟

259
00:17:32,843 --> 00:17:34,654
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، نکبت؟

260
00:17:34,678 --> 00:17:37,282
‫من دیگه دِرِکِ نکبت نیستم.
‫بلکه دِرِکِ ملوسم.

261
00:17:37,306 --> 00:17:38,533
‫- چقدرش رو شنیدی؟
‫- کم

262
00:17:38,557 --> 00:17:42,078
‫فقط اینکه می‌خواید فرار کنید
‫ولی نمیشه چون باید وایسید اول هنری بره

263
00:17:42,102 --> 00:17:44,456
‫وگرنه با جادوی خبیث وکنا پیداتون می‌کنه

264
00:17:44,480 --> 00:17:46,833
‫وکنا؟ من که اصلاً نگفتم وکنا.
‫تو از کجا این اسم رو بلدی؟

265
00:17:46,857 --> 00:17:48,376
‫- از مایک
‫- مایک؟

266
00:17:48,400 --> 00:17:49,294
‫داداشم، مایک؟

267
00:17:49,318 --> 00:17:52,130
‫- دیگه رفیق فابریکمـه
‫- با مایک رفیق فابریکی؟

268
00:17:52,154 --> 00:17:55,258
‫همینطور با ویل و لوکاس و اریکا و
‫خانم بایرز و خانم رابین

269
00:17:55,282 --> 00:17:57,135
‫سعی کردیم بقیه رو نجات بدیم ولی نشد

270
00:17:57,159 --> 00:17:59,054
‫واسه همینـه که من اینجام.
‫فکر می‌کردم نمیشه به کسی اعتماد کرد.

271
00:17:59,078 --> 00:18:01,014
‫تا اینکه قیافه‌ی تو رو وسط سخنرانیِ آقای فلانی دیدم و

272
00:18:01,038 --> 00:18:02,974
‫با خودم گفتم
‫این دختره می‌دونه طرف داره گوهِ زیادی می‌خوره

273
00:18:02,998 --> 00:18:06,394
‫واسه همین هم تا جنگل دنبالت کردم و
‫مشخصـه حسم درست بود

274
00:18:06,418 --> 00:18:08,354
‫- پس میشه من هم باهاتون بیام؟
‫- نه

275
00:18:08,378 --> 00:18:10,798
‫هیچکس جایی نمیره.
‫نه تا وقتی که هنری حواسش به ماست.

276
00:18:11,548 --> 00:18:13,217
‫اگه حواسش رو پرت کنیم چی؟

277
00:18:14,259 --> 00:18:15,803
‫تو نمی‌تونی باهامون بیای

278
00:18:17,054 --> 00:18:19,324
‫ولی شاید بتونی کمکمون کنی فرار کنیم

279
00:18:19,348 --> 00:18:24,287
‫فقط باید بیخیالِ ملوس‌بازی بشی

280
00:18:24,311 --> 00:18:27,815
‫چون واسه این کار، دِرِکِ نکبت جوابـه

281
00:18:32,069 --> 00:18:34,089
‫خیلی‌خب، هدف مشخصـه

282
00:18:34,113 --> 00:18:36,382
‫ویل رو به ذهن مشترک نزدیک می‌کنیم

283
00:18:36,406 --> 00:18:40,095
‫وقتی که رسید، دوباره وصل میشه

284
00:18:40,119 --> 00:18:42,429
‫ولی این بار سراغ نمیره دموگورگن‌ها

285
00:18:42,454 --> 00:18:44,557
‫بلکه میره سراغ وکنا

286
00:18:44,581 --> 00:18:50,295
‫با یه ضربه کار رو می‌سازه و خلاص؛
‫کارِ خودش، ارتشش و این کابوس همه با هم تمومـه

287
00:18:51,255 --> 00:18:52,548
‫همین. خب…

288
00:18:53,298 --> 00:18:58,071
‫نظرتون چیـه؟ چی میگید؟
‫نظری، ایده‌ای؟

289
00:18:58,095 --> 00:18:59,513
هر ایده‌ای باشه خوبـه

290
00:19:01,140 --> 00:19:03,493
‫والا به نظرم خیلی هم عالیـه

291
00:19:03,517 --> 00:19:06,871
‫یعنی، خب… نقشه‌ی محشریـه، نیست؟

292
00:19:06,895 --> 00:19:07,896
‫سلام

293
00:19:09,231 --> 00:19:11,066
‫آره، نه. آره، چیزه…

294
00:19:11,567 --> 00:19:12,877
‫نقشه‌ی محشریـه

295
00:19:12,901 --> 00:19:14,212
‫فقط…

296
00:19:14,236 --> 00:19:15,380
‫چیزه…

297
00:19:15,404 --> 00:19:17,966
‫ویل، با ذهنت اون دموگورگن رو کُشتی؟

298
00:19:17,990 --> 00:19:19,551
‫- خب…
‫- در اصل سه‌تا بودن

299
00:19:19,575 --> 00:19:20,844
‫هم‌زمان با هم

300
00:19:20,868 --> 00:19:23,096
‫وای، یکی بیاد منو لوله کنه بچلّونه!

301
00:19:23,120 --> 00:19:24,472
‫یه جادوگرِ واقعی

302
00:19:24,496 --> 00:19:26,641
‫ساحر، در واقع. قدرت‌هاش…

303
00:19:26,665 --> 00:19:27,976
‫ذاتی‌ان. بله، ممنون

304
00:19:28,000 --> 00:19:30,186
‫- چه فرقی داره حالا؟
‫- خیلی فرق داره

305
00:19:30,210 --> 00:19:32,462
‫میشه لطفاً همه تمرکز کنیم؟

306
00:19:33,130 --> 00:19:34,798
‫خیلی‌خب، شروع می‌کنم

307
00:19:36,717 --> 00:19:41,114
‫می‌تونیم یه دونه دیگه از
‫این دستگاه‌های ردیاب بسازیم

308
00:19:41,138 --> 00:19:46,035
‫بعدش اِل و جاناتان و بقیه رو پیدا کنیم و

309
00:19:46,059 --> 00:19:48,037
‫خداخدا کنیم که وکنا رو پیدا کرده باشن

310
00:19:48,061 --> 00:19:51,207
‫داستین خودش اون ردیاب رو ساخته بود.
‫من که نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه.

311
00:19:51,231 --> 00:19:54,294
‫شاید اگه هم‌فکری کنیم
‫بتونیم بفهمیم چطوریـه

312
00:19:54,318 --> 00:19:55,336
‫منتها احتمالاً زمان‌بَره…

313
00:19:55,360 --> 00:19:57,213
‫اون هم چند روز که فرصت نیست

314
00:19:57,237 --> 00:20:01,050
‫نظرتون چیـه ویل رو بندازیم پشتِ ون و
‫جای آنتن توی شهر بچرخونیمش؟

315
00:20:01,074 --> 00:20:02,802
‫- چی؟
‫- خودش گفت هر ایده‌ای باشه خوبـه

316
00:20:02,826 --> 00:20:04,328
‫خیلی‌خب، دیگه؟

317
00:20:04,912 --> 00:20:06,723
‫بجنبید، بچه‌ها. دیگه چی؟

318
00:20:06,747 --> 00:20:08,040
‫هر چیزی

319
00:20:08,749 --> 00:20:09,833
‫فقط بگید

320
00:20:10,751 --> 00:20:12,127
‫شما هم گشنتونـه؟

321
00:20:22,638 --> 00:20:23,698
‫بیوگلز؟

322
00:20:23,722 --> 00:20:25,325
‫دنیا داره به آخر می‌رسه

323
00:20:25,349 --> 00:20:26,534
‫دقیقاً

324
00:20:26,558 --> 00:20:29,895
‫ذهن انسان واسه حفظ تمرکز و خلاقیت
‫به انرژی و مواد مغذی نیاز داره

325
00:20:31,605 --> 00:20:32,606
‫بخور

326
00:20:50,875 --> 00:20:53,609
‫« رادیو اسکواک به کلوپِ
‫سمعی‌بصری هاوکینز خوش‌آمد می‌گوید »

327
00:21:02,886 --> 00:21:05,323
‫- یافتم! فهمیدم!
‫- فهمیدم! یافتم!

328
00:21:05,347 --> 00:21:06,991
‫خیلی‌خب، اول من میگم

329
00:21:07,015 --> 00:21:11,871
‫از داستین که خبری نیست،
‫ولی استادش که… هست

330
00:21:11,895 --> 00:21:14,415
‫- آقای کلارک؟
‫- گنده‌ترین خرخونِ هاوکینزه

331
00:21:14,439 --> 00:21:16,292
‫هر چی داستین بلده، از اون یاد گرفته

332
00:21:16,316 --> 00:21:19,545
تنها کسی که شاید بتونه یکی از اون
ردیاب‌ها بسازه، اونم سریع، خودشـه

333
00:21:19,569 --> 00:21:21,005
‫فکرِ خوبیـه

334
00:21:21,029 --> 00:21:23,758
‫آره، ولی زمان‌بره

335
00:21:23,782 --> 00:21:27,327
‫نقشه‌ی من سریع‌تر، خفن‌تر و بهتره

336
00:21:28,453 --> 00:21:31,975
‫داشتم پفیلام رو داغ می‌کردم که
‫یادِ بیلی افتادم توی سونا

337
00:21:31,999 --> 00:21:35,687
‫بهش حرارت دادیم تا
‫ذرات رو فعال کنیم، درستـه؟

338
00:21:35,711 --> 00:21:38,606
‫غیرفعال بودن؛
‫درست مثل دونه‌های این ذرت و

339
00:21:38,630 --> 00:21:41,776
‫ذراتِ توی بدنِ دموگورگن‌هایی که ویل کُشت

340
00:21:41,800 --> 00:21:43,903
‫واسه زنده کردنشون، باید بهشون حرارت بدیم

341
00:21:43,927 --> 00:21:46,805
‫۵۰‏ هزار وات برق
‫توی اون دکل در جریانـه

342
00:21:48,557 --> 00:21:52,370
‫دموهای مُرده رو می‌بندیم به برق،
‫به ذراتشون شوک میدیم تا زنده بشن و

343
00:21:52,394 --> 00:21:56,499
‫بله، ذهنِ مشترک آماده‌ی خدمت‌رسانیـه

344
00:21:56,523 --> 00:22:00,128
‫می‌خوای بشی دکتر فرانکنشتاین و
‫دمو زنده کنی؟ اینـه شاهکارت؟

345
00:22:00,152 --> 00:22:02,630
‫- نقشه‌ی خودت که سگی کُنده
‫- نقشه‌ی خودت هم سگی کسشعره

346
00:22:02,654 --> 00:22:04,549
‫هی، هی، بچه‌ها، تمومش کنید!

347
00:22:04,573 --> 00:22:05,925
‫روراست باشید

348
00:22:05,949 --> 00:22:09,637
‫نقشه‌ی جفتتون ایراد داره.
‫خیلی خیلی زیاد ایراد داره.

349
00:22:09,661 --> 00:22:11,288
‫پس جفتش رو امتحان می‌کنیم

350
00:22:11,955 --> 00:22:14,875
‫دوتا تیر میندازیم،
دعا می‌کنیم یکیش بخوره به هدف

351
00:22:29,473 --> 00:22:31,850
‫خیلی‌خب، چقدر پله داشت

352
00:22:33,101 --> 00:22:36,646
‫گنج‌ها همیشه تو عمیق‌ترین
‫اعماقِ سیاه‌چال مخفی شدن

353
00:22:38,315 --> 00:22:41,627
‫بالاخره چیـه، گنجـه یا
‫یه سپرسازِ جادویی؟

354
00:22:41,651 --> 00:22:43,779
‫اقلاً استعاره‌هات رو با هم قاطی نکن، داداش

355
00:22:44,321 --> 00:22:45,322
‫تمثیل

356
00:22:55,999 --> 00:22:57,125
‫خیلی‌خب

357
00:22:57,751 --> 00:23:01,397
‫خب، توقع نداشتم تو این جهنم‌دره
‫مهد کودک پیدا کنم

358
00:23:01,421 --> 00:23:02,547
‫ایول

359
00:23:03,673 --> 00:23:06,527
‫پشمام، هندرسون

360
00:23:06,551 --> 00:23:07,594
‫حق با تو بود

361
00:23:11,098 --> 00:23:12,099
‫گنجـه

362
00:23:14,643 --> 00:23:16,287
‫- خیلی‌خب، اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫- چیـه؟

363
00:23:16,311 --> 00:23:19,290
‫با توجه به عقب‌مونده‌بودنت،
‫اینجا خوراکِ خودتـه

364
00:23:19,314 --> 00:23:20,875
‫تا من بقیه‌ی زیرزمین رو می‌گردم،

365
00:23:20,899 --> 00:23:23,044
‫همینجا بمون توپ‌بازی کن، خب؟

366
00:23:23,068 --> 00:23:24,337
‫عالیـه، باشه

367
00:23:24,361 --> 00:23:26,923
‫- بالاخره یه حرفِ درست‌درمون از دهنت دراومد
‫- معلومـه

368
00:23:26,947 --> 00:23:29,634
‫بله، برو ببینم چطوری گنجت رو پیدا می‌کنی

369
00:23:29,658 --> 00:23:31,052
‫منظورم سپرسازه

370
00:23:31,076 --> 00:23:32,804
‫همون کسشعرِ من‌درآوردیت

371
00:23:32,828 --> 00:23:33,870
‫ممنون

372
00:23:34,496 --> 00:23:37,040
‫کم‌کم دارم نگران میشم که نکنه
‫داستین این دفعه اشتباه کرده باشه

373
00:23:39,584 --> 00:23:41,420
‫آخه اینجا پرنده هم پر نمی‌زنه

374
00:23:42,879 --> 00:23:46,716
‫نمی‌دونم. هر لحظه همه چی داره بعیدتر میشه

375
00:23:47,217 --> 00:23:48,718
‫خب، حالا که اومدیم

376
00:23:49,845 --> 00:23:51,721
‫ضرر نداره همه جا رو بگردیم

377
00:23:58,019 --> 00:23:59,020
‫هی

378
00:24:01,356 --> 00:24:02,774
‫ناخواسته کاری کردم که…

379
00:24:03,400 --> 00:24:05,503
‫از دستم عصبانی شده باشی؟

380
00:24:05,527 --> 00:24:07,213
‫منظورت چیـه؟

381
00:24:07,237 --> 00:24:08,673
‫چمی‌دونم. لحنت یه‌طوریـه

382
00:24:08,697 --> 00:24:10,133
‫- لحنم؟
‫- آره

383
00:24:10,157 --> 00:24:12,969
‫- خیلی‌خب
‫- دیدی؟ همین لحن رو میگم

384
00:24:12,993 --> 00:24:18,248
‫آره، خب، الان لحنم یه طوریـه
‫چون داری مسخره‌بازی در میاری

385
00:24:19,583 --> 00:24:22,603
‫آره، خب، پایین هم
‫من داشتم مسخره‌بازی در می‌آوردم؟

386
00:24:22,627 --> 00:24:26,566
‫منظورت وقتیـه که کل‌کل‌تون با
استیو رو از سر گرفتید؟

387
00:24:26,590 --> 00:24:31,112
‫صبر کن ببینم، نه، منظورم وقتیـه که
‫استیو ازت خواست باهاش بری و تو مکث کردی

388
00:24:31,136 --> 00:24:34,598
‫والا من که گفتم هر کی با یارِ خودش بره

389
00:24:35,223 --> 00:24:36,993
‫آره، ولی قبلش مکث کردی

390
00:24:37,017 --> 00:24:38,327
‫من مکث نکردم

391
00:24:38,351 --> 00:24:40,187
‫من می‌شناسمت، نانسی. مکث کردی

392
00:24:41,396 --> 00:24:44,459
‫باشه. با اینکه قبول ندارم ولی
‫اگه مکث کرده باشم چی میشه؟

393
00:24:44,483 --> 00:24:46,169
‫چه فرقی داره؟

394
00:24:46,193 --> 00:24:48,171
‫آبجیم گم شده

395
00:24:48,195 --> 00:24:50,822
‫آره، واسه همینـه که میگم فرق داره

396
00:24:51,490 --> 00:24:53,926
‫بعد از تموم اتفاقاتی که افتاده و

397
00:24:53,950 --> 00:24:55,344
‫همچنان داره اتفاق میفته،

398
00:24:55,368 --> 00:24:57,638
‫من می‌ترسم، نانسی، خب؟

399
00:24:57,662 --> 00:24:59,474
‫تهِ دلم خالی شده

400
00:24:59,498 --> 00:25:02,560
‫نمی‌دونم تهِ این ماجراها به کجا ختم میشه

401
00:25:02,584 --> 00:25:04,187
‫ولی در این حد می‌دونم که

402
00:25:04,211 --> 00:25:07,023
‫اگه قراره از این مهلکه جون سالم به در ببریم،

403
00:25:07,047 --> 00:25:08,816
‫ببین، باید پشتِ همدیگه باشیم

404
00:25:08,840 --> 00:25:10,443
‫مثل قدیم‌ها

405
00:25:10,467 --> 00:25:13,029
‫هنوز هم هستیم

406
00:25:13,053 --> 00:25:14,054
‫نه، نیستیم

407
00:25:15,222 --> 00:25:16,365
‫دیگه نه

408
00:25:16,389 --> 00:25:20,828
‫خب که چی، الان می‌خوای
‫مشکلات رابطه‌مون رو اینجا حل کنی؟

409
00:25:20,852 --> 00:25:24,290
‫- توی آزمایشگاه هاوکینز؟ تو دنیای وارونه؟
‫- نه. نه، نانسی

410
00:25:24,314 --> 00:25:27,359
فقط می‌خوام دیگه اینقدر از من فاصله نگیری

411
00:25:28,109 --> 00:25:29,587
‫باهام روراست باشی

412
00:25:29,611 --> 00:25:31,404
‫خودت چی؟

413
00:25:32,656 --> 00:25:33,698
‫روراست بودی باهام؟

414
00:25:35,450 --> 00:25:36,719
‫آره

415
00:25:36,743 --> 00:25:39,180
‫آره، من همیشه باهات روراست بودم

416
00:25:39,204 --> 00:25:41,098
‫- مکث کردی
‫- نه، نکردم

417
00:25:41,122 --> 00:25:44,501
‫من می‌شناسمت، جاناتان.
‫مکثت قدِ یه هیجده‌چرخ بود.

418
00:26:01,653 --> 00:26:04,230
« جان کولترین »

419
00:26:39,097 --> 00:26:40,557
‫داری چیکار می‌کنی؟

420
00:26:41,224 --> 00:26:42,224
‫جاناتان!

421
00:26:45,979 --> 00:26:47,230
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

422
00:26:48,064 --> 00:26:49,608
‫این چیـه؟

423
00:26:50,609 --> 00:26:53,862
‫واسه پس گرفتنِ حرفم درباره‌ی
نظریه‌ی داستین خیلی دیره؟

424
00:27:01,703 --> 00:27:04,998
‫نانسی، جاناتان، صدام رو دارید؟ تمام

425
00:27:06,082 --> 00:27:10,187
‫ما رسیدیم کلیسا و
نمی‌دونیم شماها کدوم گوری هستید

426
00:27:10,211 --> 00:27:11,254
‫صدام رو می‌شنوید؟

427
00:27:13,173 --> 00:27:14,215
‫جاناتان؟

428
00:27:15,258 --> 00:27:17,260
‫نانسی، صدام رو می‌شنوید؟

429
00:27:18,219 --> 00:27:19,488
‫جواب بدید دیگه، بچه‌ها

430
00:27:19,512 --> 00:27:22,057
‫بعد اینکه تو و آقا پلیسه
‫این همه راه تا اینجا اومدید،

431
00:27:22,724 --> 00:27:26,537
‫حتماً خیلی تعجب کردید که
‫جای هنری من رو پیدا کردید

432
00:27:26,561 --> 00:27:27,937
‫منو ببخش، کالی

433
00:27:28,813 --> 00:27:31,066
‫ببخشید که زودتر پیدات نکردم

434
00:27:31,733 --> 00:27:33,085
کف دستت رو که بو نکرده بودی

435
00:27:33,109 --> 00:27:36,738
یه وان توی خونه دارم، یه مخزن

436
00:27:39,032 --> 00:27:41,368
باهاش می‌تونم جاهای دور رو بگردم، حتی اینجا

437
00:27:42,577 --> 00:27:46,122
گمونم می‌ترسیدم دنبالت بگردم

438
00:27:47,207 --> 00:27:49,602
چقدر درباره‌ی هنری می‌دونستی؟

439
00:27:49,626 --> 00:27:52,337
…همه چی رو می‌دونستم، جز اینکه

440
00:27:54,464 --> 00:27:56,424
هنوز زنده‌ست

441
00:27:57,842 --> 00:27:59,260
کمکم کن پیداش کنم

442
00:28:00,428 --> 00:28:01,489
بکُشمش

443
00:28:01,513 --> 00:28:02,531
بعدش چی؟

444
00:28:02,555 --> 00:28:04,241
همه چی تموم میشه

445
00:28:04,265 --> 00:28:06,994
.می‌تونیم به زندگی‌مون برسیم
.واقعاً طعم زندگی رو بچشیم

446
00:28:07,018 --> 00:28:08,579
اینا همش یه رؤیاست، جین

447
00:28:08,603 --> 00:28:10,105
لازم نیست اینطور باشه

448
00:28:11,523 --> 00:28:14,734
من هم… همین رؤیا رو می‌دیدم

449
00:28:15,443 --> 00:28:17,696
،که می‌تونم غائله رو فیصله بدم

450
00:28:19,364 --> 00:28:20,490
…که می‌تونم

451
00:28:22,325 --> 00:28:24,327
زخم‌مون رو درمان کنم

452
00:28:31,459 --> 00:28:32,711
ولی پیدام کردن

453
00:28:34,170 --> 00:28:35,856
دوستام رو پیدا کردن

454
00:28:35,880 --> 00:28:36,965
!نه

455
00:28:37,549 --> 00:28:38,549
کُشتن‌شون

456
00:28:40,093 --> 00:28:41,469
بعدش هم من رو دستگیر کردن

457
00:28:41,493 --> 00:28:49,493
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

458
00:29:25,013 --> 00:29:28,159
نمی‌فهمیدم چرا هنوز زنده‌ام

459
00:29:28,183 --> 00:29:33,104
خیال می‌کردم دکتره رو
استخدام کردن تا شکنجه‌ام بده

460
00:29:33,688 --> 00:29:35,440
ولی دنبال انتقام نبود

461
00:29:36,274 --> 00:29:39,170
دکتر کِی بهم نیاز داشت

462
00:29:39,194 --> 00:29:41,905
خونم رو لازم داشت

463
00:29:42,781 --> 00:29:45,784
نیازش هم تمومی نداشت

464
00:29:50,872 --> 00:29:52,123
…همینجوری ازم خون می‌گرفت و

465
00:29:53,374 --> 00:29:54,459
خون می‌گرفت

466
00:29:55,293 --> 00:30:00,381
کم‌کم به چشم یه خون‌آشام بهش نگاه کردم

467
00:30:02,425 --> 00:30:06,638
.نمی‌دونم چه مدت اونجا بودم
.چیزخورم کرده بودن

468
00:30:07,388 --> 00:30:09,808
فقط می‌دونستم که باید فرار کنم

469
00:30:10,391 --> 00:30:12,185
…تنها راه فرار هم

470
00:30:13,102 --> 00:30:14,187
مرگ بود

471
00:30:19,108 --> 00:30:21,962
دکتر کِی خیال می‌کرد که

472
00:30:21,986 --> 00:30:26,366
…با اون صدای گوش‌خراش
جلوی تمام حقه‌هام رو گرفته

473
00:30:32,413 --> 00:30:35,209
ولی برای هر حقه‌ای
لازم نیست قدرت داشته باشی

474
00:30:47,428 --> 00:30:50,974
،اگه می‌دونستم پشت اون در چه خبره

475
00:30:52,058 --> 00:30:53,935
هرگز فرار نمی‌کردم

476
00:31:04,529 --> 00:31:06,882
.فکر اونجاش رو کرده بودیم
.حتماً موفق شده

477
00:31:06,906 --> 00:31:08,884
اصلاً چیکار می‌کردن؟ -
…من داشتم بازی -

478
00:31:08,908 --> 00:31:10,135
!بزن به چاک، نکبت

479
00:31:10,159 --> 00:31:12,161
!حرف دلم رو زدی، کله‌پوک

480
00:31:12,996 --> 00:31:16,433
درک، چیکار می‌کنی؟
نباید بری توی جنگل

481
00:31:16,457 --> 00:31:17,518
خلاف قوانینـه

482
00:31:17,542 --> 00:31:21,254
کی گفته، آقای راجرز؟
!بیاد بره تو کوچه

483
00:31:24,048 --> 00:31:25,985
!آقای فلانی -
!آقای فلانی -

484
00:31:26,009 --> 00:31:28,303
!درک رفت تو جنگل -
!آقای فلانی -

485
00:31:33,808 --> 00:31:35,828
اگه هنری درک رو بگیره چی؟

486
00:31:35,852 --> 00:31:38,372
به نظرت بهش صدمه می‌زنه؟ یا بدتر؟

487
00:31:38,396 --> 00:31:40,749
تا زمانی که خودش رو
برسونه به غار، جاش امنـه

488
00:31:40,773 --> 00:31:42,459
فقط می‌خوایم هنری بیفته تو تله

489
00:31:42,483 --> 00:31:45,629
چقدر طور می‌کِشه راه خروج رو پیدا کنیم؟

490
00:31:45,653 --> 00:31:47,047
امیدوارم خیلی طول نکِشه

491
00:31:47,071 --> 00:31:49,884
باشه، فقط اینکه دوستت کِیت
…تو رو راهنمایی کرد ولی

492
00:31:49,908 --> 00:31:53,262
من کل این دو سال گذشته رو
توی این هزارتو گذروندم

493
00:31:53,286 --> 00:31:54,513
خودم راه رو بلدم

494
00:31:54,537 --> 00:31:56,390
،اولین خاطره‌ات رو که پیدا کنیم

495
00:31:56,414 --> 00:31:58,726
ردش رو می‌گیریم و
می‌رسیم به شبی که گرفتت

496
00:31:58,750 --> 00:32:02,253
،بعدش اگه حق با من باشه
راه خروج به دنیای واقعی همونجاست

497
00:32:03,087 --> 00:32:04,547
بعدش از کامازاتز فرار می‌کنیم

498
00:32:05,131 --> 00:32:06,633
بعدش از کامازاتز فرار می‌کنیم

499
00:32:23,942 --> 00:32:29,746
ببین، می‌دونم اینقدر لفتش دادم که
گفتنش الان دیگه خیلی خجالت‌آوره ولی

500
00:32:29,781 --> 00:32:32,760
،یادم رفت ازت تشکر کنم که جونم رو نجات دادی

501
00:32:32,784 --> 00:32:36,180
که طبیعتاً خیلی مسئله‌ی مهمیـه

502
00:32:36,204 --> 00:32:37,205
مخصوصاً برای من

503
00:32:39,040 --> 00:32:40,225
قابلت رو نداشت

504
00:32:40,249 --> 00:32:43,270
اصلاً من باید از تو تشکر کنم

505
00:32:43,294 --> 00:32:45,648
از من تشکر کنی؟ چرا؟

506
00:32:45,672 --> 00:32:49,693
چون با من درباره‌ی تمی و زندگیت حرف زدی

507
00:32:49,717 --> 00:32:51,678
…خیلی… بهم

508
00:32:52,303 --> 00:32:53,322
کمک کرد

509
00:32:53,346 --> 00:32:55,723
من؟ صحبت کردم؟

510
00:32:56,641 --> 00:32:57,993
بهت کمک کرد؟

511
00:32:58,017 --> 00:32:59,894
میشه اینا رو به مامانم هم بگی؟

512
00:33:02,355 --> 00:33:03,356
…خب

513
00:33:04,023 --> 00:33:10,673
بعد از ماجرای تمی و
،جرقه‌ای که با دیدن فیلم تو ذهنت خورد

514
00:33:10,697 --> 00:33:13,871
…از همونجا رابطه‌ات با ویکی

515
00:33:13,897 --> 00:33:15,190
…نه، نه، نه. آم

516
00:33:16,035 --> 00:33:19,348
نه بابا، من اون موقع‌ها اصلاً
جرئت نداشتم با ویک صحبت کنم

517
00:33:19,372 --> 00:33:21,140
،با خودم کنار اومده بودم ها

518
00:33:21,165 --> 00:33:25,444
ولی اینکه بخوام اون بخش از
،وجودم رو با یکی دیگه شریک شم

519
00:33:25,469 --> 00:33:27,133
کلاً بحثش جدا بود

520
00:33:27,505 --> 00:33:28,965
…ولی بالاخره، من

521
00:33:30,383 --> 00:33:32,719
انجامش دادم. می‌دونی، به یکی گفتم

522
00:33:34,554 --> 00:33:35,930
انگار همه چی مرتبـه

523
00:33:37,515 --> 00:33:38,516
…ولی

524
00:33:39,267 --> 00:33:40,411
وایسا ببینم

525
00:33:40,435 --> 00:33:44,313
ولی… به کی گفتی؟ -
به کی می‌خواستم بگم؟ استیو دیگه -

526
00:33:44,897 --> 00:33:46,333
وایسا ببینم، چی؟

527
00:33:46,357 --> 00:33:50,587
.رابین… درک نمی‌کنم
…منظورت که

528
00:33:50,611 --> 00:33:52,756
…اون استیو نیست؟ همون استیو

529
00:33:52,780 --> 00:33:55,491
،استیو هرینگتونِ فُکلی
همونی که یه زمانی دشمنِ قسم‌خورده‌ام بود

530
00:33:57,535 --> 00:33:58,953
!خیلی‌خب، مراقب باشید

531
00:34:04,333 --> 00:34:05,334
!عالیـه

532
00:34:06,836 --> 00:34:11,608
رابین، من با استیو مشکلی ندارم ها ولی
…درک نمی‌کنم، استیو به نظر

533
00:34:11,632 --> 00:34:13,092
گزینه‌ی احمقانه‌ایـه؟

534
00:34:13,676 --> 00:34:15,362
آره -
باور کن خودم خوب می‌دونم -

535
00:34:15,386 --> 00:34:18,699
البته خداییش، اون موقع روس‌های شیطان‌صفت
بهمون سرم حقیقت زده بودن که

536
00:34:18,723 --> 00:34:21,326
یه چیزی تو مایه‌های عرق سگی بود
ولی هزار برابر قوی‌تر

537
00:34:21,350 --> 00:34:23,620
،حالا چه با دارو چه بدون دارو

538
00:34:23,644 --> 00:34:28,667
همین که به یکی بگی و ببینی که
طرف هم خیلی عادی برخورد می‌کنه، می‌دونی؟

539
00:34:28,691 --> 00:34:30,359
انگار یه باری از روی دوشت برداشته میشه

540
00:34:31,444 --> 00:34:34,131
،می‌دونی، اگه به استیو نمی‌گفتم

541
00:34:34,155 --> 00:34:37,384
احتمالاً جرئت نمی‌کردم به ویکی هم بگم و

542
00:34:37,408 --> 00:34:39,595
یحتمل الان به تو هم نمی‌گفتم

543
00:34:39,619 --> 00:34:42,181
تو نفر سومی هستی که خبردار میشی

544
00:34:42,205 --> 00:34:44,558
امیدوارم تا آخر سال به ۶ نفر برسه ولی

545
00:34:44,582 --> 00:34:48,586
فقط به شرطی که بزنی رو دستِ
ساحر و هممون زنده بمونیم

546
00:34:50,505 --> 00:34:55,489
احیاناً چیزی از اون سرم حقیقت
تو دست و بالت نمونده، نه؟

547
00:34:57,386 --> 00:34:58,387
!پشمام

548
00:35:01,099 --> 00:35:02,100
!برو عقب

549
00:35:07,396 --> 00:35:10,084
همینجاست. اینجا از خواب بیدار شدم

550
00:35:10,108 --> 00:35:14,046
خوبـه. حالا دنبال چیزای
غیرعادی و مشکوک بگرد

551
00:35:14,070 --> 00:35:16,447
…قطعاً مخفیـه و پیدا کردنش سختـه ولی

552
00:35:17,448 --> 00:35:18,533
اونجاست

553
00:35:20,576 --> 00:35:22,537
شاید هم سخت نیست

554
00:35:44,308 --> 00:35:47,895
.فقط یه خاطره‌ست
.هر چی اون پایینـه نمی‌تونه بهت صدمه بزنه

555
00:36:14,797 --> 00:36:17,216
نمی‌فهمم. این شبِ هالووین بود

556
00:36:17,800 --> 00:36:19,111
هنوز هنری رو ندیده بودم

557
00:36:19,135 --> 00:36:21,596
فقط چون ندیدیش
دلیل نمیشه اونجا نبوده باشه

558
00:36:28,561 --> 00:36:29,746
…آهای، یادت نره

559
00:36:29,770 --> 00:36:30,813
فقط یه خاطره‌ست

560
00:36:38,362 --> 00:36:40,448
باید یه خاطره‌ی دیگه همین نزدیکی باشه

561
00:36:41,199 --> 00:36:43,242
یادت میاد اولین بار کِی واقعاً هنری رو دیدی؟

562
00:36:45,119 --> 00:36:48,432
هالی، ازت می‌خوام تمرکز کنی، خب؟
اولین بار کِی دیدیش؟

563
00:36:48,456 --> 00:36:50,642
گمونم بعد از مدرسه

564
00:36:50,666 --> 00:36:52,585
خیلی‌خب، کجای مدرسه؟

565
00:36:53,502 --> 00:36:54,503
کتابخونه

566
00:36:55,213 --> 00:36:56,214
کتابخونه

567
00:37:00,593 --> 00:37:02,720
قبلاً توی این خونه زندگی می‌کردم

568
00:37:24,283 --> 00:37:25,283
زدیم تو خال

569
00:37:25,701 --> 00:37:27,536
« چین‌خوردگی در زمان »

570
00:37:30,831 --> 00:37:32,708
عاشق اون کتابم

571
00:37:34,669 --> 00:37:35,670
سلام

572
00:37:36,629 --> 00:37:38,089
من هنری‌ام

573
00:37:38,631 --> 00:37:39,715
اسمِ تو چیـه؟

574
00:37:47,223 --> 00:37:48,599
بیخیال، پسر

575
00:37:50,643 --> 00:37:51,852
آشغالِ به درد نخور

576
00:37:54,772 --> 00:37:57,733
خدایی؟ داری بازی می‌کنی؟ -
فقط دارم از دستورات پیروی می‌کنم، داداش -

577
00:37:58,317 --> 00:38:01,213
از این قیافه‌ی داغونت مشخصـه که
خودت هم سپرسازه رو پیدا نکردی

578
00:38:01,237 --> 00:38:03,173
یه جایی همینجاهاست -
ولی پیداش نکردی -

579
00:38:03,197 --> 00:38:04,424
آره، توی این طبقه نیست

580
00:38:04,448 --> 00:38:05,533
پس اشتباه می‌کردی

581
00:38:06,117 --> 00:38:09,805
دنبال اینی که من ضایع شم، نه؟ -
نه، فقط دارم یه حقیقتی رو میگم -

582
00:38:09,829 --> 00:38:12,414
!نه، عشق می‌کنی من ضایع شم
ولی حواست نیست که اشتباهِ من یعنی

583
00:38:12,439 --> 00:38:15,018
نمی‌تونیم بریم اونور دیوار و
بقیه‌ی بچه‌ها و هالی رو پیدا کنیم

584
00:38:15,042 --> 00:38:16,812
اصلاً می‌فهمی رفتارت چقدر خودخواهانه‌ست؟

585
00:38:16,836 --> 00:38:19,439
من؟ خودخواه؟
تو یکی به من میگی خودخواه؟

586
00:38:19,463 --> 00:38:21,400
دقیقاً وقتی که بالاخره
،هاپر و اِل رو پیدا کردیم

587
00:38:21,424 --> 00:38:24,509
ول‌شون کردیم و اومدیم
پِی این نظریه‌ی کسشعر تو، این خودخواهی نیست؟

588
00:38:24,534 --> 00:38:27,656
جا داره اشاره کنم که همون اول
به خاطر تو ارتباطمون باهاشون قطع شد چون

589
00:38:27,680 --> 00:38:29,273
جنابعالی واسه کاوش سر و کله‌ات پیدا نشد

590
00:38:29,298 --> 00:38:32,995
.پس اینا همش گندِ خودتـه
.من هم نشنیدم معذرت خواهی کنی

591
00:38:33,019 --> 00:38:35,872
گندش بزنن، باز شروع کردی، استیو؟
من که نپیچوندم، بهم حمله شد

592
00:38:35,896 --> 00:38:38,125
،نه، خودت تنت می‌خارید
به خواسته‌ات هم رسیدی

593
00:38:38,149 --> 00:38:39,835
یه نگاه به قیافه‌ات بنداز، داداش

594
00:38:39,859 --> 00:38:43,421
قبلاً کم خریت نکردی ولی
!این دیگه نوبرشـه

595
00:38:43,446 --> 00:38:45,048
!تو یکی از خریت نگو

596
00:38:45,072 --> 00:38:47,884
،دنیا داره به آخر می‌رسه
اونوقت جنابعالی افتادی دنبال دوست‌دختر بقیه

597
00:38:47,908 --> 00:38:52,389
نانسی فقط دوستمـه. یه دوست ساده، خب؟

598
00:38:52,413 --> 00:38:54,933
اصلاً یادت هست رفاقت یعنی چی؟
اینکه با یکی دوست باشی؟

599
00:38:54,957 --> 00:38:58,791
آره، یادمـه. یادمـه یه زمانی
،یه دوست خیلی خوب داشتم

600
00:38:58,816 --> 00:39:02,357
یه دوست واقعی که بهم باور داشت و
باهام مهربون بود

601
00:39:02,381 --> 00:39:04,042
!آها! آها -
چیـه؟ چیـه؟ -

602
00:39:04,067 --> 00:39:06,903
بالاخره معلوم شد! پس همه‌ی این کارها و
رفتارهات به خاطر اِدی بوده

603
00:39:06,927 --> 00:39:09,377
،تمام این مسخره‌بازی‌هات
،اینکه همه رو از خودت دور می‌کنی

604
00:39:09,402 --> 00:39:11,491
برای اینـه که هیچکس
برات جای اِدی رو نمی‌گیره

605
00:39:11,515 --> 00:39:14,517
اِدی بی‌عیب نبود ولی
برخلاف تو خودش این رو می‌دونست

606
00:39:14,542 --> 00:39:17,760
.هیچوقت تظاهر نمی‌کرد
.حرف بقیه براش مهم نبود

607
00:39:17,785 --> 00:39:19,416
همیشه خودِ واقعیش بود

608
00:39:19,440 --> 00:39:22,753
می‌دونی چیـه؟ باهوش‌ترین و
مهربون‌ترین آدمی بود که می‌شناختم

609
00:39:22,777 --> 00:39:25,297
‫این لامصب رو هم نهایتاً
‫۳۰ ثانیه‌ای درست می‌کرد

610
00:39:25,321 --> 00:39:28,616
اگه من اینقدر خرم، چطوریـه که
الان سُر و مُر و گُنده اینجا وایسادم؟

611
00:39:29,492 --> 00:39:31,386
منظورت چیـه؟

612
00:39:31,410 --> 00:39:32,703
،اون شب

613
00:39:33,871 --> 00:39:36,540
.بهتون گفتم قهرمان‌بازی در نیارید
.به جفت‌تون گفتم

614
00:39:37,291 --> 00:39:38,501
اونوقت ادی چیکار کرد؟

615
00:39:39,543 --> 00:39:41,813
زد به دلِ یه گله خفاشِ آدم‌کُش -
تا جونم رو نجات بده -

616
00:39:41,837 --> 00:39:42,939
جون هیچکس رو نجات نداد

617
00:39:42,963 --> 00:39:45,359
!همه رو نجات داد -
!هی خودت رو گول بزن، هندرسون -

618
00:39:45,383 --> 00:39:47,652
ولی تهِ دلت خوب می‌دونی داستان چیـه و

619
00:39:47,676 --> 00:39:49,387
همینـه که داره می‌سوزونتت

620
00:39:50,346 --> 00:39:52,455
ادی می‌خواست قهرمان‌بازی در بیاره و

621
00:39:52,848 --> 00:39:56,119
خریت کرد و خودش رو به کُشتن داد

622
00:39:56,143 --> 00:39:57,436
!خفه شو

623
00:40:00,439 --> 00:40:02,250
نه! چه مرگتـه، داداش؟

624
00:40:02,274 --> 00:40:04,669
چیکار می‌کنی، داداش؟ بس کن

625
00:40:04,693 --> 00:40:07,089
!آهای! تمومش کن

626
00:40:07,113 --> 00:40:09,216
!تمومش کن، داداش! هندرسون

627
00:40:09,240 --> 00:40:12,511
!آهای! هندرسون
چه غلطی می‌کنی؟

628
00:40:12,535 --> 00:40:14,954
!آروم بگیر، هندرسون

629
00:40:15,996 --> 00:40:18,374
!ای خدا! یه کاری دست خودت میدی ها

630
00:40:23,421 --> 00:40:24,880
خیلی‌خب، داستین

631
00:40:28,467 --> 00:40:32,596
!بسـه دیگه! کافیـه! تمومش کن

632
00:40:37,560 --> 00:40:38,686
می‌دونی چیـه، داداش؟

633
00:40:41,147 --> 00:40:42,231
من دیگه نیستم

634
00:40:47,736 --> 00:40:48,904
من دیگه نیستم

635
00:40:50,072 --> 00:40:52,700
!خیلی‌خب، آره، فرار کن برو پیش نانسی

636
00:40:53,659 --> 00:40:54,660
اسکلِ

637
00:40:55,619 --> 00:40:57,204
!عوضیِ متظاهر

638
00:41:47,087 --> 00:41:48,422
یعنی چی؟

639
00:41:54,637 --> 00:41:56,013
نظرت چیـه؟

640
00:41:57,097 --> 00:42:01,477
شاید یه جور انفجار هسته‌ای، مثل چرنوبیل؟

641
00:42:02,019 --> 00:42:03,020
آره

642
00:42:03,896 --> 00:42:07,650
،من هم داشتم به همین فکر می‌کردم
ولی اگه انفجار هسته‌ای رُخ می‌داد

643
00:42:08,275 --> 00:42:11,737
.همه چی خاکستر میشد
.اینجوری ذوب نمی‌شد

644
00:42:13,989 --> 00:42:15,285
به هوا دقت کردی؟

645
00:42:16,450 --> 00:42:18,702
هوا؟ -
آره -

646
00:42:19,703 --> 00:42:20,746
ببین، پاکـه

647
00:42:21,288 --> 00:42:22,456
دیگه هاگی توی هوا نیست

648
00:42:27,586 --> 00:42:28,963
،هر اتفاقی که اینجا افتاده

649
00:42:29,838 --> 00:42:31,048
کارِ وکناست

650
00:42:31,564 --> 00:42:33,026
حتماً

651
00:42:33,050 --> 00:42:34,301
جادوی سیاه

652
00:42:37,721 --> 00:42:39,056
!وای! لعنتی

653
00:42:42,268 --> 00:42:45,187
خیلی‌خب. خیلی‌خب -
آره -

654
00:42:45,938 --> 00:42:47,999
خوبی؟ -
من خوبم -

655
00:42:48,023 --> 00:42:49,024
خیلی‌خب

656
00:42:50,568 --> 00:42:51,777
خدایا

657
00:42:53,612 --> 00:42:54,613
خدای بزرگ

658
00:42:55,739 --> 00:42:57,658
اینجا چه اتفاقی افتاده؟

659
00:43:04,707 --> 00:43:06,932
« ورودی پشت‌بام - مجاز »

660
00:43:06,956 --> 00:43:09,120
می‌مُردی بالا رو انتخاب نمی‌کردی؟

661
00:43:30,983 --> 00:43:33,378
نمی‌دونستم چقدر کم تا فرار فاصله دارم

662
00:43:33,402 --> 00:43:35,904
حالا به لطف تو و آقا پلیسه، می‌دونم

663
00:43:38,490 --> 00:43:39,742
نُه متر

664
00:43:40,826 --> 00:43:42,703
نُه متر

665
00:43:43,746 --> 00:43:47,207
…فقط یه پیچِ دیگه مونده بود که زندگیم کلاً

666
00:43:48,125 --> 00:43:49,335
متفاوت باشه

667
00:43:52,129 --> 00:43:53,129
!اسلحه

668
00:44:02,556 --> 00:44:04,850
!در کوفتی رو باز کن

669
00:44:05,601 --> 00:44:06,727
!باز کن

670
00:44:07,311 --> 00:44:11,190
،وقتی داشتم دنبال راه خروج می‌گشتم
یه چیز دیگه پیدا کردم

671
00:44:12,316 --> 00:44:14,568
…جوابِ اینکه

672
00:44:15,611 --> 00:44:18,614
چرا اونجا بودم

673
00:44:30,250 --> 00:44:32,179
داشتن خونِ من رو

674
00:44:33,949 --> 00:44:35,750
به اون و

675
00:44:37,289 --> 00:44:39,281
بچه‌ی توی شکمش تزریق می‌کردن

676
00:44:42,513 --> 00:44:47,059
همین داشت جون خودش و
بچه‌اش رو می‌گرفت

677
00:44:48,977 --> 00:44:50,396
کمکم کن

678
00:45:06,745 --> 00:45:10,666
نمی‌دونم چندتا بودن ولی حال همشون بد بود

679
00:45:11,542 --> 00:45:12,543
داشتن می‌مُردن

680
00:45:27,474 --> 00:45:29,393
نمی‌فهمم

681
00:45:30,514 --> 00:45:32,641
زن‌های باردار

682
00:45:34,356 --> 00:45:36,126
پروژه‌ی سرّی دولتی

683
00:45:36,150 --> 00:45:40,362
برات آشنا نیست؟

684
00:45:42,489 --> 00:45:43,489
مامان

685
00:45:58,297 --> 00:46:01,258
داروها بهمون قدرت ندادن، جین

686
00:46:02,176 --> 00:46:03,260
خونِ هنری بود

687
00:46:08,515 --> 00:46:12,412
حالا دکتر کِی می‌خواد دوباره
،پروژه‌ی بابا رو راه بندازه

688
00:46:12,436 --> 00:46:15,564
ولی خونِ من جواب نمیده

689
00:46:16,356 --> 00:46:17,483
نه مثل خونِ هنری

690
00:46:18,692 --> 00:46:24,656
حقیقت اینـه که بچه‌های بابا همیشه
یه کپی ضعیف از هنری بودن

691
00:46:25,365 --> 00:46:26,825
…فقط یکی‌مون

692
00:46:28,076 --> 00:46:29,578
واقعاً مثل هنری بود

693
00:46:30,454 --> 00:46:34,601
.همش توهمـه
.واقعی نیست. هیچیش واقعی نیست

694
00:46:34,625 --> 00:46:37,479
خیال می‌کنی چرا کِی داره
خودش رو به آب و آتیش می‌زنه پیدات کنه؟

695
00:46:37,503 --> 00:46:41,590
!پیدات می‌کنن و باز هم می‌زنن
!بچه‌هایی مثل خودت

696
00:46:43,050 --> 00:46:44,050
مثل هنری

697
00:46:53,727 --> 00:46:55,521
پایان خوشی در کار نیست، جین

698
00:46:56,104 --> 00:46:57,397
برای ما نه

699
00:47:01,026 --> 00:47:03,278
آهای، چیزی نیست. منم

700
00:47:04,112 --> 00:47:05,447
منم

701
00:47:30,764 --> 00:47:33,034
شمال‌غربی. شمال‌غربی

702
00:47:33,058 --> 00:47:35,102
گم شدی، کوچولو؟

703
00:47:49,867 --> 00:47:51,219
این نقشه رو از کجا آوردی؟

704
00:47:51,243 --> 00:47:52,804
!از مامانت گرفتم

705
00:47:52,828 --> 00:47:53,996
!من رو نگاه کن

706
00:47:54,997 --> 00:47:56,790
،اگه یه بار دیگه بهم دروغ بگی

707
00:47:57,624 --> 00:48:02,379
…نه تنها بابای احمقت

708
00:48:04,715 --> 00:48:07,384
…بلکه مامانِ مارموزت و

709
00:48:10,304 --> 00:48:14,141
اون آبجی خرابت رو هم می‌کُشم

710
00:48:18,270 --> 00:48:20,754
خیلی‌خب، عزیزای دلم. وقتِ بازی تمومـه -
بجنب -

711
00:48:21,625 --> 00:48:22,625
یالا

712
00:48:23,233 --> 00:48:25,378
چرا اخمات اینقدر تو همـه؟

713
00:48:25,402 --> 00:48:28,882
،یالا. کلی کتاب مونده که بخونیم
،کلی کاردستی باید درست کنیم

714
00:48:28,906 --> 00:48:31,617
کلی چیز میز یاد بگیریم

715
00:48:34,745 --> 00:48:36,306
مطمئنی قبل از اومدنِ دموگورگن

716
00:48:36,330 --> 00:48:38,016
اتفاق دیگه‌ای نیفتاد؟ -
آره -

717
00:48:38,040 --> 00:48:39,809
دوباره از اول بگو چی شد

718
00:48:39,833 --> 00:48:41,668
یه بار گفتم که -
دوباره بگو -

719
00:48:44,087 --> 00:48:46,548
من و مری داشتیم چرخ و فلک بازی می‌کردیم

720
00:48:47,132 --> 00:48:49,569
!بس کن، درک! پیاده شو! تمومش کن -
!محکم بچسبید -

721
00:48:49,593 --> 00:48:54,240
درک طبق معمول داشت سر به سرمون می‌ذاشت و
بعدش هنری صدام کرد برم پیشش

722
00:48:54,264 --> 00:48:56,451
گفت در مقابل هیولاها ازم محافظت می‌کنه و

723
00:48:56,475 --> 00:48:58,990
دیگه تا توی اون دشت ندیدمش

724
00:48:59,015 --> 00:49:02,189
به خاطر اینکه دوست خیالی داشتم
توی دردسر افتادم و

725
00:49:02,214 --> 00:49:06,176
رفتارهای مامان عجیب شد و
حسابی با بابام دعوا کرد

726
00:49:17,079 --> 00:49:18,139
چی شده؟

727
00:49:18,163 --> 00:49:20,725
اشتباهـه. باید زرد باشه

728
00:49:20,749 --> 00:49:21,750
!بس کن

729
00:49:39,184 --> 00:49:41,746
!مامان! مامان

730
00:49:41,770 --> 00:49:43,247
!مامان! بابا

731
00:49:43,271 --> 00:49:46,233
!خواهش می‌کنم ولم کن! ولم کن

732
00:49:47,901 --> 00:49:50,505
!مامان! مامان! مامان

733
00:49:50,529 --> 00:49:55,200
!کمک! کمک! مامان، مامان! بابا

734
00:49:57,786 --> 00:49:59,037
!برو عقب

735
00:49:59,538 --> 00:50:00,956
هالی. هالی

736
00:50:02,040 --> 00:50:03,040
حالت خوبـه؟

737
00:50:05,085 --> 00:50:06,503
نمی‌دونم

738
00:50:07,337 --> 00:50:08,398
…نمی‌دونم. حس می‌کنم

739
00:50:08,422 --> 00:50:09,816
ترسیدی؟

740
00:50:09,840 --> 00:50:11,633
چیزی تا خاطره‌ی آخر نمونده

741
00:50:13,218 --> 00:50:16,406
،احتمالاً کم‌کم یه حس‌هایی بهت دست بده

742
00:50:16,430 --> 00:50:18,348
حس‌هایی که اون شب تجربه کردی

743
00:50:19,599 --> 00:50:20,767
برای من که اینطور بود

744
00:50:22,853 --> 00:50:25,147
ولی حکم پس‌لرزه‌ی اون حس‌ها رو داره

745
00:50:25,814 --> 00:50:26,982
نشونه‌ی خوبیـه

746
00:50:27,899 --> 00:50:29,818
یعنی چیزی نمونده که برسی خونه

747
00:50:35,032 --> 00:50:36,658
یالا. دنبالم بیا

748
00:50:45,083 --> 00:50:47,711
گفتی چیزی نمونده برسم خونه

749
00:50:49,171 --> 00:50:51,357
خودت هم میای دیگه، نه؟

750
00:50:51,381 --> 00:50:53,800
نه. حقیقتش من تصمیم گرفتم همینجا بمونم

751
00:50:54,968 --> 00:50:57,238
معلومـه میام. گرفتی ما رو؟

752
00:50:57,262 --> 00:50:58,262
بجنب

753
00:51:03,143 --> 00:51:04,746
!آهای -
چیکار می‌کنید؟ -

754
00:51:04,770 --> 00:51:05,997
کابل‌ها به زمین نمی‌رسن

755
00:51:06,021 --> 00:51:08,857
مجبوریم آزمایش علمی‌مون رو
این بالا انجام بدیم

756
00:51:15,572 --> 00:51:17,908
خیلی‌خب. آروم برو

757
00:51:20,243 --> 00:51:21,243
باشه

758
00:51:23,413 --> 00:51:25,391
آماده؟ آماده؟ -
آره -

759
00:51:25,415 --> 00:51:26,708
!آماده‌ایم

760
00:51:48,355 --> 00:51:49,898
خیلی‌خب، همه چی مرتبـه

761
00:51:55,695 --> 00:51:58,174
،اگه اتفاقی افتاد
از اونجا بیا بیرون

762
00:51:58,198 --> 00:51:59,842
باشه. قول میدم

763
00:51:59,866 --> 00:52:03,012
،اگه کار به جاهای باریک کشید
،ولتاژ رو تا ته می‌بریم بالا

764
00:52:03,036 --> 00:52:06,039
ذرات رو جزغاله می‌کنیم و
اون رو از ذهن مشترک قطعش می‌کنیم

765
00:52:08,625 --> 00:52:10,293
مامان؟ -
جونم؟ -

766
00:52:10,877 --> 00:52:12,671
ممنون که بهم اعتماد کردی

767
00:52:15,048 --> 00:52:16,508
دخلِ اون حرومزاده رو بیار

768
00:52:17,884 --> 00:52:19,594
خیلی‌خب. از پسش برمیای

769
00:52:23,348 --> 00:52:24,867
روشنش کن، فرانکنیشتاین

770
00:52:24,891 --> 00:52:26,685
!«باید بگی «فرونکنشتاین

771
00:53:07,184 --> 00:53:10,204
!داره جواب میده! داره جواب میده

772
00:53:10,228 --> 00:53:11,730
!به ۵۰ درصد ولتاژ رسیدیم

773
00:53:16,067 --> 00:53:17,067
یالا. یالا

774
00:53:42,093 --> 00:53:43,093
!نکبت

775
00:53:44,679 --> 00:53:46,824
کجاست؟ آقای فلانی کجاست؟

776
00:53:46,848 --> 00:53:48,266
فکر کنم من تو جسم درک هستم

777
00:53:49,142 --> 00:53:51,561
درک؟ -
پیش بقیه‌ست -

778
00:53:52,562 --> 00:53:55,023
بقیه‌ی بچه‌های گمشده -
هالی چی؟ -

779
00:53:55,607 --> 00:53:57,501
هالی رو می‌بینی؟ -
نه -

780
00:53:57,525 --> 00:54:01,714
!بنال، نکبت
آقای فلانی کجاست؟

781
00:54:01,738 --> 00:54:03,382
دنبال هالی می‌گرده

782
00:54:03,406 --> 00:54:07,011
هنری داره دنبالش می‌گرده

783
00:54:07,035 --> 00:54:10,097
.هالی هرگز فرار نمی‌کنه
.همچین آدمی نیست. دروغ میگی

784
00:54:10,121 --> 00:54:13,184
.دروغ نمیگم
.یه هیولا گولش زد

785
00:54:13,208 --> 00:54:16,354
خودش رو به شکل یه دختر با
لباس‌های عجیب‌غریب و موهای قرمز در آورده

786
00:54:16,378 --> 00:54:17,407
…اسمش

787
00:54:17,432 --> 00:54:18,459
مکسـه

788
00:54:18,484 --> 00:54:20,149
وایسا ببینم. مکس چی شده؟

789
00:54:20,173 --> 00:54:21,430
پیش هالیـه

790
00:54:21,800 --> 00:54:24,594
ولی وکنا… دنبال‌شونـه

791
00:54:35,855 --> 00:54:37,274
همینجوری اونجا خُشکم زد

792
00:54:38,775 --> 00:54:40,711
چرا مقاومت نکردم؟ چرا کمکش نکردم؟

793
00:54:40,735 --> 00:54:41,987
اون هالیِ قدیمـه

794
00:54:42,862 --> 00:54:43,862
اگه الان بود خُشکت نمی‌زد

795
00:54:46,700 --> 00:54:49,953
!نه! مامان! مامان، خواهش می‌کنم

796
00:54:50,745 --> 00:54:51,746
بیا بریم

797
00:55:13,685 --> 00:55:14,978
اون چیـه دیگه؟

798
00:55:16,271 --> 00:55:17,271
راه خروج‌مون

799
00:55:17,772 --> 00:55:19,774
بهش نمی‌خوره راه خروج باشه

800
00:55:25,155 --> 00:55:27,073
مطمئنی هیولا نیستی؟

801
00:55:27,907 --> 00:55:28,908
کاملاً

802
00:55:37,667 --> 00:55:39,544
بهت گفته بودم، هالی

803
00:55:49,220 --> 00:55:50,972
هرگز نرو توی جنگل

804
00:55:55,643 --> 00:55:58,289
!لعنتی -
!مکس، داره میاد! نه -

805
00:55:58,313 --> 00:55:59,689
هالی، اون رو بده من

806
00:56:00,815 --> 00:56:02,359
!مکس، عجله کن

807
00:56:25,048 --> 00:56:26,174
!مکس

808
00:56:29,677 --> 00:56:31,846
،پس از مدت‌ها

809
00:56:33,139 --> 00:56:35,642
روباهِ مکار تو تله افتاد

810
00:56:36,643 --> 00:56:38,144
!بس کن

811
00:56:51,825 --> 00:56:52,825
!مکس

812
00:57:17,142 --> 00:57:18,393
داره جواب میده

813
00:57:26,401 --> 00:57:27,401
ساحر

814
00:57:30,989 --> 00:57:32,907
مکس! حالت خوبـه؟

815
00:57:42,125 --> 00:57:43,811
!مکس -
!مکس -

816
00:57:43,835 --> 00:57:45,020
…اگه

817
00:57:45,044 --> 00:57:48,065
…صدام رو می‌شنوی

818
00:57:48,089 --> 00:57:50,175
…باید -
!فرار کنی -

819
00:57:51,468 --> 00:57:55,680
!فرار کن

820
00:58:18,119 --> 00:58:19,119
برو بیرون

821
00:58:20,580 --> 00:58:21,748
!برو بیرون

822
00:58:22,957 --> 00:58:23,957
!برو بیرون

823
00:58:25,001 --> 00:58:26,520
چه اتفاقی داره میفته؟

824
00:58:26,544 --> 00:58:27,544
!برو بیرون

825
00:58:28,588 --> 00:58:30,215
!برو بیرون

826
00:58:34,656 --> 00:58:36,509
ویل، صدام رو می‌شنوی؟ -
!یالا -

827
00:58:36,534 --> 00:58:37,567
من همینجام

828
00:58:37,592 --> 00:58:39,802
یالا، ویل -
!تا تهش زیادش کن -

829
00:59:06,376 --> 00:59:08,020
ویل، برگرد پیش‌مون

830
00:59:08,044 --> 00:59:09,939
!برگرد پیش‌مون، ویل. ویل

831
00:59:09,963 --> 00:59:11,941
!ویل، برگرد پیش‌مون

832
00:59:11,965 --> 00:59:13,883
!برگرد -
!ویل! ویل -

833
00:59:20,515 --> 00:59:21,516
!وای

834
00:59:24,894 --> 00:59:26,771
باز هم این چرت و پرت‌های ذوب شده

835
00:59:41,995 --> 00:59:42,996
جاناتان

836
00:59:44,747 --> 00:59:45,790
تو هم می‌بینی؟

837
00:59:47,917 --> 00:59:49,002
چی رو؟

838
00:59:49,877 --> 00:59:50,878
نور چراغ‌قوه‌ام

839
00:59:51,671 --> 00:59:52,672
ببین

840
00:59:56,467 --> 00:59:57,677
وای

841
01:00:09,981 --> 01:00:11,316
یه چیزی اونجاست

842
01:00:11,340 --> 01:00:21,340
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

843
01:00:21,364 --> 01:00:31,364
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

844
01:00:44,432 --> 01:00:45,767
جادوی سیاه

845
01:00:49,020 --> 01:00:50,021
خدایا

846
01:00:52,482 --> 01:00:54,501
داستین، استیو، می‌شنوید؟

847
01:00:54,525 --> 01:00:56,611
سپرساز رو پیدا کردیم. می‌شنوید؟

848
01:00:58,821 --> 01:01:00,841
جاناتان، منم داستین. می‌شنوی؟

849
01:01:00,865 --> 01:01:05,054
صدات نمیاد. تو صدای منو می‌شنوی؟
ما سپرساز رو پیدا کردیم

850
01:01:05,078 --> 01:01:07,723
گوش بده چی میگم، خب؟
هیچ کاری نکنید

851
01:01:07,747 --> 01:01:08,932
!بهش دست نزنید

852
01:01:08,956 --> 01:01:10,208
!به هیچی دست نزنید

853
01:01:10,792 --> 01:01:11,793
!لعنتی

854
01:01:17,090 --> 01:01:18,341
دیگه در دسترس نیستن

855
01:01:20,468 --> 01:01:23,262
خب، مثل اینکه نمایش رو از دست میدن

856
01:01:37,235 --> 01:01:38,235
!جاناتان

857
01:01:39,404 --> 01:01:41,632
!اگه صدام رو می‌شنوی، اشتباه کردم

858
01:01:41,656 --> 01:01:44,784
!سپرساز، سپرساز نیست

859
01:01:45,368 --> 01:01:48,180
!جادوی سیاه نیست! یه چیز دیگه‌ست

860
01:01:48,204 --> 01:01:50,081
!جاناتان! نانسی

861
01:01:53,334 --> 01:01:57,898
!جاناتان! نانسی
!اگه نابودش کنید، می‌میرید

862
01:01:57,922 --> 01:02:03,010
!ما هم می‌میریم! هالی می‌میره
هممون می‌میریم! می‌شنوید؟

863
01:02:05,263 --> 01:02:06,389
مطمئنی؟

864
01:02:09,517 --> 01:02:10,518
نه

