﻿1
00:00:10,719 --> 00:00:13,888
‫جاناتان! نانسی! جاناتان!

2
00:00:14,764 --> 00:00:16,349
‫جاناتان! نانسی!

3
00:00:17,726 --> 00:00:19,610
‫چه غلطی می‌کنی؟

4
00:00:19,635 --> 00:00:23,036
‫خوب گوش بده چی میگم!
‫به هیچی دست نزن!

5
00:00:36,457 --> 00:00:38,047
‫نکنه خطا زدی؟

6
00:00:54,763 --> 00:00:56,723
‫- شاید بهتره که...
‫- موافقم

7
00:00:56,747 --> 00:01:06,747
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

8
00:01:06,771 --> 00:01:16,771
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

9
00:01:40,295 --> 00:01:42,982
‫قبل از این که چیزی بگی،
‫خودم می‌دونم ساعت ۵ صبحه،

10
00:01:43,007 --> 00:01:45,359
‫ولی می‌خوام یه
‫ردیاب دورسنج برام بسازی

11
00:01:45,384 --> 00:01:47,333
‫چی؟ اریکا، ساعت...

12
00:01:47,357 --> 00:01:49,418
‫پنج صبحه.
‫اینا رو خودش گفت، رفیق.

13
00:01:49,442 --> 00:01:51,670
‫ببخشید، شما کی باشی؟

14
00:01:51,694 --> 00:01:53,798
‫- عمومه
‫- پرستار بچه. پرستار بچه

15
00:01:53,822 --> 00:01:55,174
‫کیه، قلب من؟

16
00:01:55,198 --> 00:01:59,095
‫چیزی نیست، قندعسل. برو بخواب.
‫من هم زودی برمی‌گردم.

17
00:01:59,119 --> 00:02:00,387
‫باشه

18
00:02:00,411 --> 00:02:01,722
‫با خانم کتابدار هم آره؟

19
00:02:01,746 --> 00:02:03,952
‫روی تخت آه و ناله کنی،
‫بهت میگه ساکت؟

20
00:02:03,977 --> 00:02:10,231
‫خیلی‌خب، تو و تویی که نمی‌شناسمت،
‫این کارتون خیلی زشته

21
00:02:10,255 --> 00:02:12,340
‫سر کلاس می‌بینمت، اریکا

22
00:02:13,317 --> 00:02:15,665
‫داستین جونش در خطره

23
00:02:16,010 --> 00:02:18,197
‫خطر؟ چجور خطری؟

24
00:02:18,221 --> 00:02:19,907
‫مسئله‌ی مرگ و زندگیه

25
00:02:19,931 --> 00:02:23,077
‫بالاخره چیکار می‌کنی، قلب من؟
‫می‌خوای با خانم خوره‌ی کتابت برنامه کنی،

26
00:02:23,101 --> 00:02:26,262
‫یا ردیاب رو می‌سازی و
‫دانش‌آموز نمونه‌ات رو نجات میدی؟

27
00:02:29,232 --> 00:02:30,233
‫هندرسون!

28
00:02:30,942 --> 00:02:32,336
‫داستین!

29
00:02:32,360 --> 00:02:34,797
‫داستین. هی. اون دیگه چی بود؟

30
00:02:34,821 --> 00:02:37,049
‫سپرساز بود؟ پیداش کردن؟

31
00:02:37,073 --> 00:02:38,324
‫اشتباه می‌کردم

32
00:02:38,691 --> 00:02:40,307
‫به طرز وحشتناکی،

33
00:02:41,471 --> 00:02:43,097
‫از بیخ و بن اشتباه می‌کردم

34
00:02:43,121 --> 00:02:44,265
‫چی؟

35
00:02:44,289 --> 00:02:46,332
‫بعد از این که رفتی، یه دفتر پیدا کردم

36
00:02:47,041 --> 00:02:48,626
‫دفتر برنر

37
00:02:50,170 --> 00:02:53,440
‫کلید نابودی دیوار توی این آزمایشگاهه،

38
00:02:53,464 --> 00:02:56,110
‫ولی سپرساز نیست

39
00:02:56,134 --> 00:02:58,820
‫جادوی سیاه هم نیست.
‫وکنا اون رو نساخته.

40
00:03:02,243 --> 00:03:03,578
‫از روی علم ساخته شده

41
00:03:04,809 --> 00:03:08,069
‫فیزیکدان‌های نظری اسمش رو
‫ماده‌ی بیگانه گذاشتن

42
00:03:08,479 --> 00:03:12,126
‫تک منبع انرژی‌ای که
‫اون دیوار گنده رو سرپا نگه داشته و

43
00:03:12,150 --> 00:03:14,569
‫فکر کنم نانسی الان بهش شلیک کرد

44
00:03:25,747 --> 00:03:28,601
‫این کجاش بده؟
‫واسه همین اینجاییم که از دیوار رد شیم

45
00:03:28,625 --> 00:03:30,509
‫- گوشِت با من نیست!
‫- گوشم با توئه

46
00:03:30,534 --> 00:03:33,314
‫میگم وکنا دیوار رو نساخته.
‫یعنی خودش هم اونطرف نیست،

47
00:03:33,338 --> 00:03:36,623
‫هالی و بچه‌هایی که گم شدن هم همینطور.
‫هیچکس اونطرفش نیست.

48
00:03:37,592 --> 00:03:39,636
‫پس چی اونطرفشه؟

49
00:03:49,812 --> 00:03:51,105
‫چرا وایساد؟

50
00:03:57,779 --> 00:04:00,122
‫داستین، اونطرف دیوار چیه؟

51
00:04:00,823 --> 00:04:01,823
‫مرگ

52
00:04:11,834 --> 00:04:14,504
‫یالا! بجنبید، باید بریم!

53
00:04:15,366 --> 00:04:16,950
‫یالا! بجنبید! یالا!

54
00:04:17,507 --> 00:04:19,053
‫بیاید بریم! بدویید!

55
00:04:19,342 --> 00:04:20,468
‫پناه بگیرید! پناه بگیرید!

56
00:04:30,873 --> 00:04:32,642
‫تمام این مدت،

57
00:04:32,667 --> 00:04:35,975
‫تمام تصورات‌مون از دنیای وارونه...

58
00:04:36,484 --> 00:04:38,159
‫به کل اشتباه بوده

59
00:04:42,991 --> 00:04:44,593
‫دروازه!

60
00:04:44,617 --> 00:04:45,743
‫دروازه!

61
00:04:46,869 --> 00:04:48,722
‫می‌تونم مسیر رو باز کنم!

62
00:04:48,746 --> 00:04:52,893
‫نه، نه، نه! پشت... پشت من بمون!

63
00:04:52,917 --> 00:04:55,136
‫نه! لعنت بهت!

64
00:05:04,345 --> 00:05:05,346
‫نه!

65
00:05:06,014 --> 00:05:07,056
‫نه! نه!

66
00:05:19,777 --> 00:05:22,464
‫اینجا، دنیای وارونه،

67
00:05:22,488 --> 00:05:26,051
‫یه بُعد یا یه دنیای دیگه نیست

68
00:05:26,075 --> 00:05:27,590
‫یه کرم‌چاله‌ست

69
00:05:27,615 --> 00:05:29,278
‫یه پلی...

70
00:05:29,533 --> 00:05:33,851
‫بین زمان و مکان،
‫بین دنیای ما و یه دنیای دیگه.

71
00:05:33,875 --> 00:05:35,519
‫اگه اون پل نابود شه؟

72
00:05:35,543 --> 00:05:37,378
‫ما هم باهاش نابود می‌شیم

73
00:05:39,922 --> 00:05:41,049
‫همه‌مون

74
00:06:52,700 --> 00:06:58,550
‫« اتفاقات عجیب »
‫« فصل پنجم »

75
00:07:03,200 --> 00:07:10,700
‫« قسمت ششم »
‫« فرار از کامازاتز »

76
00:07:41,043 --> 00:07:42,503
‫برو، برو، برو، برو!

77
00:07:47,467 --> 00:07:50,386
‫حالت خوبه؟ خوبی؟ چیزی نیست

78
00:07:51,116 --> 00:07:53,302
‫اینجا جامون امنه.
‫دستش بهمون نمی‌رسه، خب؟

79
00:07:53,327 --> 00:07:54,328
‫مکس...

80
00:08:03,858 --> 00:08:05,109
‫هالی!

81
00:08:05,860 --> 00:08:06,861
‫بیا

82
00:08:10,823 --> 00:08:14,181
‫هالی، عزیزم. وایسا، وگرنه اذابش میدم

83
00:08:16,204 --> 00:08:20,416
‫می‌دونم خیال کردی مکس رفیقته

84
00:08:20,951 --> 00:08:25,314
‫ولی گولت زده، هالی.
‫ذهنت رو شست‌وشو داده.

85
00:08:25,338 --> 00:08:27,274
‫اون یه دروغگوئه

86
00:08:27,298 --> 00:08:29,693
‫نه! نه، دروغگو تویی!

87
00:08:29,717 --> 00:08:32,070
‫خودم دیدم! دیدم واقعاً چی هستی!

88
00:08:32,094 --> 00:08:35,365
‫تو یه هیولایی! یه هیولای نفرت‌انگیز!

89
00:08:35,389 --> 00:08:36,909
‫هالی!

90
00:08:36,933 --> 00:08:40,579
‫اگه همین الان نیای پیش من و بقیه‌ی بچه‌ها،

91
00:08:40,603 --> 00:08:43,272
‫چاره‌ای جز عذاب دادن مکس ندارم

92
00:08:47,026 --> 00:08:49,213
‫شاید حتی مجبور شم بکشمش

93
00:08:49,237 --> 00:08:51,638
‫پس چرا نمی‌کشی؟ هان؟

94
00:08:52,156 --> 00:08:53,169
‫همین همینجام

95
00:08:53,194 --> 00:08:54,968
‫اصلاً یادم نبود،

96
00:08:54,992 --> 00:08:59,370
‫از این غار مسخره وحشت داری،
‫بزدل عوضی!

97
00:08:59,956 --> 00:09:03,102
‫اوضاع تغییر کرده، مکس

98
00:09:03,590 --> 00:09:07,150
‫راه‌های دیگه‌ای واسه رسیدن بهت هست

99
00:09:07,838 --> 00:09:08,923
‫و هالی؟

100
00:09:09,966 --> 00:09:13,494
‫وقتی عذاب کشیدنِ دوست جدیدت شروع بشه،

101
00:09:14,595 --> 00:09:16,405
‫که مطمئن باش این اتفاق میفته،

102
00:09:16,973 --> 00:09:20,298
‫می‌تونی برگردی پیش من و
‫این عذاب رو تموم کنی،

103
00:09:21,018 --> 00:09:23,705
‫یا می‌تونی ببینی که چطور می‌میره

104
00:09:24,230 --> 00:09:26,285
‫زندگیش توی دست‌های توئه

105
00:09:38,722 --> 00:09:43,146
‫« ششم نوامبر »

106
00:09:57,343 --> 00:10:01,013
‫« دبلیو.اس‌.کیو.کی »

107
00:10:10,401 --> 00:10:15,007
‫میشه یکی بهم بگه
‫اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟

108
00:10:15,031 --> 00:10:18,802
‫ما همه‌ی ذرات رو سوزوندیم.
‫خودم دیدم از برج بالا می‌رفتن.

109
00:10:18,826 --> 00:10:21,305
‫- شما هم دیدید، مگه نه؟
‫- مگه میشه ندید؟

110
00:10:21,329 --> 00:10:23,682
‫پس حتماً ویل از ذهن مشترک جدا شده

111
00:10:23,706 --> 00:10:25,851
‫- روی کاغذ
‫- چرا پس به‌هوش نیومد؟

112
00:10:25,875 --> 00:10:27,811
‫اگه مکس پیش هالیه،
‫ویل چطور اون رو دیده؟

113
00:10:27,835 --> 00:10:30,689
‫اینا شوخیه؟ وکنا دوباره
‫داره سر به سرمون می‌ذاره؟

114
00:10:30,713 --> 00:10:32,566
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد!

115
00:10:32,590 --> 00:10:37,154
‫دکترها هیچوقت نفهمیدن
‫چرا مکس تو کماست، درسته؟

116
00:10:37,178 --> 00:10:38,885
‫چی؟ نه. چطور؟

117
00:10:40,848 --> 00:10:43,994
‫خب. خب، خب، خب

118
00:10:44,018 --> 00:10:47,789
‫بیا یه لحظه تصور کنیم
‫هر چیزی که ویل دیده واقعیت داشته

119
00:10:47,813 --> 00:10:50,233
‫- هم مکس رو دیده، هم هالی رو
‫- آره، ولی چطوری؟

120
00:10:50,258 --> 00:10:53,564
‫به اونجاش هم می‌رسم.
‫فرضِ مثال...

121
00:10:54,070 --> 00:10:56,811
‫این ویله و...

122
00:10:56,836 --> 00:10:58,884
‫این هم هالیه

123
00:10:58,908 --> 00:10:59,908
‫و...

124
00:11:00,368 --> 00:11:03,888
‫این هم مشخصاً مکسه

125
00:11:04,365 --> 00:11:07,476
‫هر کدوم یه جایی هستن.
‫یکی اسکواک، یکی بیمارستان،

126
00:11:07,500 --> 00:11:09,809
‫یکی هم یه جایی توی
‫دنیای وارونه که هنوز نمی‌شناسیم، درسته؟

127
00:11:09,834 --> 00:11:10,866
‫- درسته
‫- آره

128
00:11:10,891 --> 00:11:14,780
‫ولی همگی یه وجه اشتراک اساسی دارن

129
00:11:14,805 --> 00:11:16,417
‫همه‌شون بی‌هوشن

130
00:11:18,719 --> 00:11:20,718
‫وقتی وکنا بگیرتت، چه اتفاقی میفته؟

131
00:11:20,743 --> 00:11:22,115
‫توی خلسه میری

132
00:11:22,139 --> 00:11:24,284
‫که با کما رفتن هیچ فرقی نداره

133
00:11:24,308 --> 00:11:27,537
‫واسه همینه دکترها هاج و واج موندن.
‫مکس هیچوقت تو کما نبود.

134
00:11:27,561 --> 00:11:29,433
‫توی خلسه بود

135
00:11:29,685 --> 00:11:32,788
‫درست مثل ویل و هالی

136
00:11:33,275 --> 00:11:36,740
‫فکرش مثل اوجِ صدای ویتنی هیوستون
‫از سرم بیرون نمیره

137
00:11:36,765 --> 00:11:38,752
‫اگه ذهن‌هاشون همگی...

138
00:11:39,124 --> 00:11:41,222
‫توی یه مکان مشترک باشه چی؟

139
00:11:41,784 --> 00:11:43,705
‫اگه همه توی ذهن وکنا...

140
00:11:44,453 --> 00:11:45,836
‫حبس شده باشن چی؟

141
00:11:46,580 --> 00:11:48,350
‫لاأقل اولش اینجوری بود

142
00:11:48,374 --> 00:11:49,643
‫اگه حق با ویل باشه،

143
00:11:49,667 --> 00:11:53,721
‫پس یعنی مکس و هالی
‫دارن نقشه‌ی فرار رو می‌کشن و

144
00:11:53,746 --> 00:11:55,357
‫اگه موفق بشن،

145
00:11:55,381 --> 00:11:59,056
‫برمی‌گردن به جسم خودشون و...

146
00:11:59,552 --> 00:12:02,447
‫مکس زنده میشه

147
00:12:02,471 --> 00:12:05,325
‫پس یعنی رسماً توی ذهن وکنا بودن

148
00:12:05,349 --> 00:12:07,369
‫همه‌چی رو می‌دونن.
‫می‌دونن ویل کجاست.

149
00:12:07,393 --> 00:12:09,663
‫- یا بچه‌ها کجان
‫- شاید حتی بدونن چه نقشه‌ای تو سرشه

150
00:12:09,687 --> 00:12:12,791
‫- یعنی ته خط
‫- سرنوشت زمین...

151
00:12:12,815 --> 00:12:16,461
‫توی دست‌های دوست‌خترِ بی‌هوشِ تو و
‫خواهر کوچولوی توئه

152
00:12:16,485 --> 00:12:18,289
‫ارزشش رو داره دوباره امتحان کنیم، مگه نه؟

153
00:12:18,314 --> 00:12:20,006
‫- می‌تونی رانندگی کنی؟
‫- از لحاظ قانونی، نه

154
00:12:20,030 --> 00:12:22,175
‫مشکلی نیست. ماشین جویس رو بردار.
‫مراقب پلیس باش.

155
00:12:22,199 --> 00:12:23,884
‫برو پیش مکس.
‫من پیش ویل می‌مونم.

156
00:12:23,909 --> 00:12:24,910
‫خیلی‌خب

157
00:13:04,116 --> 00:13:06,373
‫اینجا رو یادته...

158
00:13:07,661 --> 00:13:08,662
‫ویلیام؟

159
00:13:10,915 --> 00:13:13,185
‫نه، نه، نه...

160
00:13:13,209 --> 00:13:16,837
‫- برات یادآور خاطرات...
‫- نه

161
00:13:21,312 --> 00:13:22,794
‫گذشته هست؟

162
00:13:23,719 --> 00:13:25,638
‫مکس، هالی...

163
00:13:27,139 --> 00:13:29,095
‫فرار کردن، مگه نه؟

164
00:13:30,226 --> 00:13:32,287
‫به خاطر پات کُند شدی؟

165
00:13:32,311 --> 00:13:35,675
‫فکر کردی خیلی زرنگی، نه؟

166
00:13:36,230 --> 00:13:41,569
‫ولی یادت نره، اون منم

167
00:13:41,904 --> 00:13:44,365
‫اونی که تو رو اینجا آورد

168
00:13:45,491 --> 00:13:48,533
‫تو میزبان من بودی

169
00:13:49,245 --> 00:13:50,746
‫جاسوس من

170
00:13:52,300 --> 00:13:54,052
‫حفارِ من

171
00:13:55,376 --> 00:13:56,377
‫حفار؟

172
00:13:59,755 --> 00:14:03,217
‫فکر کردی اون تونل‌ها رو کی ساخته، ویلیام؟

173
00:14:05,886 --> 00:14:08,949
‫تو اونا رو ساختی

174
00:14:08,973 --> 00:14:13,857
‫توی تک تکِ شب‌هایی که خواب بودی

175
00:14:19,898 --> 00:14:23,064
‫تو قدرت‌های بیشتری داری

176
00:14:23,545 --> 00:14:26,518
‫ولی هوا برت نداره، پسر

177
00:14:27,449 --> 00:14:30,387
‫اونا همه قدرت‌های من هستن و...

178
00:14:30,411 --> 00:14:34,878
‫حالا از همیشه قوی‌ترن

179
00:14:38,961 --> 00:14:41,547
‫خیلی قوی‌تر

180
00:14:51,974 --> 00:14:54,593
‫بالاخره زمانش فرا رسیده

181
00:14:55,394 --> 00:15:01,322
‫وقتشه تا میزبان‌های من
‫ما رو به یه دنیای جدیدی ببرن

182
00:15:02,860 --> 00:15:04,403
‫یه دنیای بهتر

183
00:15:05,321 --> 00:15:09,975
‫چقدر حیف حالا که
‫یکی از میزبان‌هات پیش مکسه،

184
00:15:10,000 --> 00:15:13,261
‫دنیات رنگِ زندگی رو نمی‌بینه

185
00:15:13,550 --> 00:15:17,851
‫راه واسه بیرون کشیدنِ
‫موش از سوراخش زیاده، ویلیام

186
00:15:17,875 --> 00:15:20,353
‫تو هم قراره کمکم کنی

187
00:15:20,377 --> 00:15:25,108
‫قراره واسه آخرین بار...

188
00:15:25,132 --> 00:15:28,963
‫جاسوس من باشی

189
00:15:28,988 --> 00:15:29,988
‫نه

190
00:15:30,679 --> 00:15:31,679
‫هرگز

191
00:15:42,274 --> 00:15:44,777
‫هر چقدر بیشتر مقاومت کنی،

192
00:15:46,195 --> 00:15:48,739
‫درد بیشتری می‌کشی

193
00:16:15,766 --> 00:16:16,767
‫مسخره

194
00:16:21,677 --> 00:16:23,196
‫- هی!
‫- چیکار می‌کنی؟

195
00:16:23,221 --> 00:16:24,625
‫نگاه می‌کنم ببینم هنوز بیرونه یا نه

196
00:16:24,650 --> 00:16:25,919
‫- نیست
‫- تو از کجا می‌دونی؟

197
00:16:25,943 --> 00:16:28,914
‫چون می‌دونه اینجا
‫دستش بهمون نمی‌رسه. بیا بریم

198
00:16:28,939 --> 00:16:32,091
‫گفت اوضاع تغییر کرده و
‫راه‌های دیگه‌ای هست

199
00:16:32,116 --> 00:16:35,220
‫آره، ولی حرف مفت زیاد می‌زنه.
‫کِی می‌خوای بفهمی؟

200
00:16:35,244 --> 00:16:37,118
‫میگی چیکار کنیم؟

201
00:16:37,143 --> 00:16:39,974
‫دست رو دست بذاریم؟
‫تسلیم سرنوشت‌مون بشیم؟

202
00:16:39,999 --> 00:16:41,434
‫نه، تسلیم چیزی نمی‌شیم

203
00:16:41,458 --> 00:16:43,905
‫فقط اونقدری زنده می‌مونیم تا
‫یکی به دادمون برسه

204
00:16:43,930 --> 00:16:45,854
‫- کی؟ اِلون؟
‫- اوهوم

205
00:16:45,879 --> 00:16:47,315
‫از کجا می‌دونی اون اِلون بود؟

206
00:16:47,339 --> 00:16:50,141
‫مگه این که تو یکی دیگه رو بشناسی که
‫قدرت‌های ماورایی داشته باشه،

207
00:16:50,166 --> 00:16:52,237
‫بتونه از راه دور وارد ذهن وکنا بشه،

208
00:16:52,261 --> 00:16:55,205
‫باهاش مبارزه کنه و
‫از طریقش بهمون بگه فرار کنیم

209
00:16:55,230 --> 00:16:56,400
‫در غیر این صورت، کار اِلونه

210
00:16:56,424 --> 00:16:59,536
‫پس یعنی می‌دونه اینجاییم و
‫میاد نجات‌مون میده

211
00:16:59,560 --> 00:17:01,579
‫حالا میشه اینقدر راه نری؟

212
00:17:01,604 --> 00:17:04,148
‫جدی میگم،
‫داری من رو یاد برادرت میندازی

213
00:17:08,235 --> 00:17:09,278
‫مرسی

214
00:17:15,659 --> 00:17:18,013
‫چرا هنری نمی‌تونه اینجا بیاد؟

215
00:17:18,037 --> 00:17:19,246
‫نمی‌دونم

216
00:17:20,195 --> 00:17:22,531
‫دو سال اینجا بی‌کار بودی

217
00:17:24,001 --> 00:17:25,812
‫حتماً یه نظریه‌ای چیزی داری

218
00:17:28,797 --> 00:17:31,967
‫اگه قراره منتظر بمونیم،
‫بهتره لاأقل صحبت کنیم

219
00:17:38,766 --> 00:17:40,201
‫- این زندون...
‫- کامازاتز

220
00:17:40,225 --> 00:17:42,269
‫کامازاتز. همون

221
00:17:44,403 --> 00:17:47,275
‫ساخته‌ی خاطرات هنریه، خب؟

222
00:17:47,714 --> 00:17:50,401
‫مِن‌جمله همین غار

223
00:17:50,527 --> 00:17:54,198
‫با خودم فکر کردم حتماً...

224
00:17:54,698 --> 00:17:57,100
‫چمی‌دونم، شاید این خاطره‌ایه که
‫حالا به هر دلیلی...

225
00:17:57,125 --> 00:17:59,461
‫هنری نمی‌خواد باهاش مواجه بشه

226
00:18:00,370 --> 00:18:01,747
‫خاطره‌ای که توش ضربه خورده

227
00:18:03,415 --> 00:18:07,903
‫با این تفاوت که اینجا
‫هیچ چیز ترسناکی نیست، پس...

228
00:18:08,420 --> 00:18:09,630
‫شاید هم اینطور نباشه

229
00:18:11,892 --> 00:18:13,477
‫بهرحال، این نظریه‌ی منه

230
00:18:15,010 --> 00:18:16,011
‫دوستش داشتم

231
00:18:18,472 --> 00:18:19,472
‫مرسی

232
00:18:19,973 --> 00:18:22,851
‫اگه حق با تو باشه،

233
00:18:24,279 --> 00:18:27,833
‫شاید بتونیم به واسطه‌اش فرار کنیم

234
00:18:27,936 --> 00:18:29,705
‫- چی؟
‫- خیلی‌خب، ببین...

235
00:18:30,234 --> 00:18:33,546
‫خونه‌ی من، اتاق زیر شیروونیِ تو،
‫اونا هم خاطرات تلخی بودن و

236
00:18:33,570 --> 00:18:35,507
‫ما رو از کامازاتز فراری دادن

237
00:18:35,531 --> 00:18:38,134
‫پس شاید خاطره‌ی هنری هم
‫بتونه نجات‌مون بده

238
00:18:38,158 --> 00:18:41,096
‫اولاً، بهت که گفتم، هیچی اینجا نیست

239
00:18:41,120 --> 00:18:44,015
‫دوماً، خاطرات ما صرفاً تلخ نبودن

240
00:18:44,039 --> 00:18:47,602
‫خاطراتِ لحظه‌ای بودن که
‫هنری ذهن‌هامون رو دزدید

241
00:18:47,626 --> 00:18:49,771
‫ذهن خودش رو که نمی‌تونه بدزده، درسته؟

242
00:18:49,795 --> 00:18:53,274
‫- از کجا معلوم؟
‫- چون با عقل جور در نمیاد

243
00:18:53,298 --> 00:18:55,709
‫اونوقت بقیه‌ی چیزهای اینجا
‫با عقل جور در میاد؟

244
00:18:57,719 --> 00:18:58,720
‫ببین...

245
00:18:59,721 --> 00:19:01,733
‫شاید اینجا...

246
00:19:02,182 --> 00:19:05,036
‫یه مسیر مخفی‌ای چیزی باشه

247
00:19:05,060 --> 00:19:08,587
‫راست میگی، آره.
‫چرا مسیر مخفی به ذهن خودم نرسیده بود!

248
00:19:12,088 --> 00:19:13,294
‫اونجا چی؟

249
00:19:13,318 --> 00:19:15,729
‫ماسه. تا چشم کار می‌کنه ماسه

250
00:19:16,280 --> 00:19:17,549
‫- اونجا رو گشتی؟
‫- آره

251
00:19:17,573 --> 00:19:19,503
‫- کلش رو؟
‫- چندین کیلومتره!

252
00:19:19,950 --> 00:19:20,951
‫پس نگشتی

253
00:19:23,871 --> 00:19:25,515
‫عمراً بذارم بری

254
00:19:25,539 --> 00:19:29,263
‫هالی، همینجا منتظر اِلون می‌مونیم،
‫ختم کلام

255
00:19:29,288 --> 00:19:30,744
‫به نظرم وقتی هنری گفت

256
00:19:30,769 --> 00:19:32,981
‫راه‌های دیگه‌ای واسه رسیدن بهت هست،
‫دروغ نمی‌گفت

257
00:19:33,005 --> 00:19:36,172
‫باید قبل از این که همچین اتفاقی بیفته،
‫راه فرار رو پیدا کنیم

258
00:19:37,150 --> 00:19:38,265
‫میای؟

259
00:19:38,427 --> 00:19:41,466
‫یا می‌خوای بذاری یه بچه
‫تک و تنها سر به بیابون بذاره؟

260
00:19:42,681 --> 00:19:43,879
‫حرفم رو پس می‌گیرم

261
00:19:43,904 --> 00:19:47,366
‫اصلاً هم من رو یاد برادرت نمیندازی.
‫خواهر و برادر لنگه‌ی هم‌اید!

262
00:20:01,241 --> 00:20:02,242
‫جویس؟

263
00:20:03,660 --> 00:20:05,318
‫اینا از گور برگشتن؟

264
00:20:16,784 --> 00:20:18,035
‫مایک

265
00:20:21,220 --> 00:20:22,322
‫اِل!

266
00:20:22,346 --> 00:20:23,555
‫مایک...

267
00:20:30,854 --> 00:20:32,064
‫دیگه پیشتم

268
00:20:32,786 --> 00:20:34,180
‫حالت خوبه؟

269
00:20:34,399 --> 00:20:35,567
‫خوبم

270
00:20:36,652 --> 00:20:38,070
‫این کالیه

271
00:20:38,537 --> 00:20:39,806
‫خواهرم

272
00:20:39,831 --> 00:20:41,683
‫ایشون هم همون مایکِ معروفه

273
00:20:42,741 --> 00:20:44,719
‫مـ... متوجه نمی‌شم

274
00:20:44,743 --> 00:20:48,163
‫داستانش مفصله.
‫نمی‌خوام چند بار تعریف کنم.

275
00:20:49,164 --> 00:20:51,124
‫فقط شماها پیشوازمون اومدید؟

276
00:20:55,671 --> 00:20:57,089
‫همینجاست

277
00:21:04,471 --> 00:21:05,806
‫خدای من

278
00:21:06,682 --> 00:21:08,159
‫چند وقته این شکلیه؟

279
00:21:08,183 --> 00:21:09,268
‫یه چند ساعتی میشه

280
00:21:10,560 --> 00:21:13,206
‫به نظرت می‌تونی پیداش کنی؟

281
00:21:19,027 --> 00:21:21,629
‫اونجا ننوشته چقدر طول می‌کشه
‫یه کرم‌چاله نابود شه؟

282
00:21:21,654 --> 00:21:22,757
‫ده، شاید هم بیست دقیقه؟

283
00:21:22,781 --> 00:21:24,926
‫فکر می‌کردم آنی باشه.
‫مشخصاً اینجوری نیست.

284
00:21:24,950 --> 00:21:27,136
‫- چرا ناراحتی که زنده‌ایم؟
‫- ناراحت نیست

285
00:21:27,160 --> 00:21:28,972
‫- به نظر ناراحت میای
‫- فقط گیج شدم

286
00:21:28,996 --> 00:21:31,349
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫دو احتمال بیشتر وجود نداره

287
00:21:31,373 --> 00:21:34,060
‫یا توی جهان آخرتیم و جفت‌مون روحیم،

288
00:21:34,084 --> 00:21:35,186
‫که به نظر بعیده

289
00:21:35,210 --> 00:21:39,482
‫یا نانسی ماده‌ی بیگانه رو
‫به کل از بین نبرده

290
00:21:39,506 --> 00:21:42,860
‫چون اگه این کار رو کرده بود،
‫دیوارهای کرم‌چاله فرو می‌ریختن و

291
00:21:42,884 --> 00:21:44,988
‫از صفحه‌ی روزگار محو می‌شدیم

292
00:21:45,012 --> 00:21:47,115
‫خیلی‌خب، حالا اینجا منتظریم که چی بشه؟

293
00:21:47,139 --> 00:21:48,241
‫کجا میری؟

294
00:21:48,265 --> 00:21:50,994
‫میرم ببینم سیگنالی هست که
‫باهاش نانسی رو پیدا کنم یا نه

295
00:21:51,018 --> 00:21:52,829
‫- استیو، وایسا
‫- بیا بریم، هندرسون

296
00:21:52,853 --> 00:21:54,311
‫- وایسا!
‫- بجنب!

297
00:21:54,980 --> 00:21:57,542
‫استیو، هنوز نمی‌دونیم این بالا امنه یا نه

298
00:21:57,566 --> 00:21:59,419
‫خودت گفتی ماده‌ی بیگانه از بین نرفته

299
00:21:59,443 --> 00:22:01,462
‫نه، گفتم به طور کامل از بین نرفته

300
00:22:01,486 --> 00:22:03,715
‫ولی مشخصاً آسیب دیده

301
00:22:03,739 --> 00:22:07,969
‫نمی‌دونیم قراره چه تأثیری روی ماده،
‫زمان، مکان و جاذبه بذاره

302
00:22:07,993 --> 00:22:09,804
‫این ساختمون ممکنه
‫یه تله‌ی مرگِ بزرگ و

303
00:22:09,828 --> 00:22:12,515
‫به شدت ناپایداری باشه که
‫از هیچ قانون فیزیکی پیروی نمی‌کنه

304
00:22:12,539 --> 00:22:14,225
‫به نظر من که پایداره

305
00:22:14,249 --> 00:22:16,960
‫نانسی، صدای من رو داری؟
‫جاناتان، اونجایی؟

306
00:22:17,961 --> 00:22:18,961
‫آهای!

307
00:22:22,501 --> 00:22:24,378
‫یا خودِ خدا

308
00:22:32,559 --> 00:22:34,770
‫بگو که اونا اون بالا نیستن

309
00:22:59,044 --> 00:23:01,880
‫نه، نه، نه، نه. نه! نانسی!

310
00:23:05,175 --> 00:23:07,653
‫نانسی! نه، نه، نه

311
00:23:07,677 --> 00:23:08,696
‫نانسی!

312
00:23:08,720 --> 00:23:10,865
‫یالا، نانسی

313
00:23:10,889 --> 00:23:12,867
‫یالا، بجنب

314
00:23:12,891 --> 00:23:15,602
‫- خوبی؟ حالت خوبه؟ خیلی‌خب
‫- آره. فکر کنم

315
00:23:16,556 --> 00:23:17,717
‫چی شد؟

316
00:23:18,355 --> 00:23:19,898
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

317
00:23:21,691 --> 00:23:23,127
‫گمونم افتادیم

318
00:23:23,151 --> 00:23:25,254
‫ظاهراً نابودیش هم نکردیم

319
00:23:25,278 --> 00:23:26,780
‫فقط رفتیم رو اعصابش

320
00:23:29,032 --> 00:23:30,450
‫بیا بریم

321
00:23:33,078 --> 00:23:34,871
‫بیا فلنگو ببندیم

322
00:23:37,499 --> 00:23:39,759
‫- در کجاست؟
‫- گندش بزنن، گندش بزنن!

323
00:23:40,252 --> 00:23:42,337
‫اونجاست. بیا

324
00:23:46,200 --> 00:23:47,429
‫وامونده!

325
00:23:50,178 --> 00:23:53,723
‫نه، نه، نه! گندش بزنن! لعنتی!
‫نه، نه، نه، نه!

326
00:23:56,643 --> 00:23:58,145
‫لعنت بهت

327
00:23:59,563 --> 00:24:00,856
‫یالا!

328
00:24:22,002 --> 00:24:25,565
‫نانسی یادداشتی چیزی توی کلیسا نذاشت؟

329
00:24:25,589 --> 00:24:28,175
‫نه. نه، هیچی

330
00:24:28,464 --> 00:24:31,825
‫که دو حالت داره،
‫یا یه مشت بچه‌سرتق بی‌ملاحظه‌ان،

331
00:24:32,220 --> 00:24:34,157
‫یا ارتش اونا رو گرفته

332
00:24:34,181 --> 00:24:37,793
‫بذار راحتت کنم، حدس من اینه
‫یه مشت بچه‌سرتق بی‌ملاحظه باشن

333
00:24:37,818 --> 00:24:40,523
‫وایسا ببینم،
‫اون دیوار گوشتی‌ای که پیدا کردی،

334
00:24:40,548 --> 00:24:41,560
‫فکر نمی‌کنی که...

335
00:24:41,585 --> 00:24:44,642
‫رفتن توی اون جاروبرقی گنده‌ای که
‫توی دنیای وارونه‌ست؟ نه، فکر نکنم

336
00:24:45,358 --> 00:24:48,528
‫ولی خودم هم مطمئن نیستم، مایک.
‫من هم مثل تو گیج شدم.

337
00:24:49,237 --> 00:24:54,510
‫همه‌ی اینا، مکس، هالی، این دیوار،
‫حتماً یه ربطی به هم دارن،

338
00:24:54,534 --> 00:24:55,636
‫ولی نمی‌دونم چه ربطی

339
00:24:55,660 --> 00:24:58,743
‫انگاری یه تیکه از این پازل گم شده

340
00:24:58,768 --> 00:24:59,807
‫یه تیکه‌ی بزرگ

341
00:24:59,831 --> 00:25:03,440
‫آره، تیکه‌های پازل توی ذهن وکنان و
‫بالاخره یه راهی واسه رفتن به ذهنش داریم

342
00:25:03,465 --> 00:25:05,629
‫با این تفاوت که جین چیزی پیدا نکرده

343
00:25:06,463 --> 00:25:09,567
‫ای داد، پولیانای یتیم اومده مستفیض‌مون کنه

344
00:25:09,591 --> 00:25:11,152
‫اِلون اون بالا داره جون می‌کنه

345
00:25:11,176 --> 00:25:13,362
‫جدی؟ شاید بهتره یکم بهش وقت بدی

346
00:25:13,386 --> 00:25:15,531
‫داره ضعیف‌تر میشه، نه قوی‌تر

347
00:25:15,555 --> 00:25:19,076
‫حالا واسه اِل شدی دایه‌ی مهربون‌تر از مادر؟

348
00:25:19,100 --> 00:25:21,037
‫چند وقته می‌شناسیش؟ یه روز و نیم؟

349
00:25:21,061 --> 00:25:23,247
‫اتفاقاً بیشتر از تو می‌شناسمش

350
00:25:23,271 --> 00:25:27,043
‫ما با هم بزرگ شدیم و اسم واقعیش جینه

351
00:25:27,067 --> 00:25:28,790
‫- جین هاپر
‫- فقط اومدم کمک کنم

352
00:25:28,815 --> 00:25:32,526
‫فقط اومدی کمک کنی.
‫شرمنده برات گل و شیرینی نیاوردیم.

353
00:25:32,551 --> 00:25:34,297
‫فکر کردم گفتی این جنگ بی‌فایده‌ست

354
00:25:34,322 --> 00:25:36,009
‫وایسا ببینم، گفتی همه‌اش بی‌فایده‌ست؟

355
00:25:36,034 --> 00:25:37,386
‫من هیچوقت همچین حرفی نزدم

356
00:25:37,410 --> 00:25:40,312
‫واقعاً؟ چون مطمئنم که همچین حرفی زدی

357
00:25:40,337 --> 00:25:43,309
‫تا یه لحظه تو رو با اِل تنها می‌ذارم،
‫سریع مغزش رو شست‌وشو میدی

358
00:25:43,333 --> 00:25:46,562
‫احتمالاً واسه این نمی‌تونه ویل رو پیدا کنه،
‫چون تو گمراهش کردی

359
00:25:46,586 --> 00:25:49,524
‫وقتی دیدمش همینجوری بود.
‫به خاطر تو.

360
00:25:49,548 --> 00:25:50,942
‫به خاطر دروغ‌هات

361
00:25:50,966 --> 00:25:52,443
‫هر کاری که کردم...

362
00:25:52,467 --> 00:25:55,472
‫لابد برای محافظت از اون بوده.
‫تو که راست میگی!

363
00:25:55,497 --> 00:25:58,866
‫ولی اگه واقعاً نگرانشی،
‫باید حقیقت رو بهش بگی و

364
00:25:58,890 --> 00:26:00,291
‫باید آماده‌ی اتفاقی که قراره

365
00:26:00,316 --> 00:26:03,645
‫توی دنیای وارونه براش بیفته، باشه

366
00:26:04,144 --> 00:26:07,415
‫ماجرا با کشتن هنری تموم نمیشه

367
00:26:07,440 --> 00:26:08,459
‫یعنی چی؟

368
00:26:08,483 --> 00:26:13,297
‫یعنی هیچی. اون یه بچه‌ست.
‫خودش هم نمی‌فهمه چی داره میگه.

369
00:26:13,321 --> 00:26:15,106
‫داره شر و ور میگه

370
00:26:15,131 --> 00:26:17,358
‫فکر کنم خودت هم می‌دونی که اینطور نیست

371
00:26:18,555 --> 00:26:22,893
‫ولی همونطوری که به جین دروغ گفتی،
‫به خودت هم دروغ میگی

372
00:26:24,999 --> 00:26:27,626
‫پرسیدی چرا هنوز اینجام؟

373
00:26:29,504 --> 00:26:34,546
‫اینجام تا مطمئن شم
‫این اتفاق دیگه نمیفته

374
00:26:41,057 --> 00:26:42,057
‫اِل

375
00:26:46,124 --> 00:26:47,125
‫اِل!

376
00:26:48,023 --> 00:26:49,691
‫هی، همه‌چی خوبه؟

377
00:26:50,984 --> 00:26:53,624
‫نمی‌تونم وارد ذهنش شم.
‫مدام فرار می‌کنه.

378
00:26:53,649 --> 00:26:55,840
‫خیلی‌خب، اینجا کلی غذا هست

379
00:26:55,864 --> 00:26:59,064
‫یه چیزی بخور و استراحت کن تا
‫جون بگیری و بعدش دوباره امتحان می‌کنیم

380
00:26:59,089 --> 00:27:00,090
‫یا...

381
00:27:00,803 --> 00:27:02,453
‫سیگنالت رو تقویت می‌کنیم

382
00:27:02,996 --> 00:27:04,849
‫- مخزن
‫- آره. یکم زمان می‌بره آماده شه

383
00:27:04,873 --> 00:27:06,932
‫ولی گفتم بهرحال باید یه جونی بگیری

384
00:27:06,957 --> 00:27:10,669
‫تازه‌شم، پیرم در اومد تا درستش کنم،
‫نمی‌خوام یه گوشه خاک بخوره

385
00:27:13,034 --> 00:27:17,554
‫« بیمارستان هاوکینز »

386
00:27:18,386 --> 00:27:21,240
‫- سلام، دوریس. بعداً امضا می‌زنم
‫- من هم اومدم سنگ صبورش باشم

387
00:27:21,264 --> 00:27:23,326
‫خانم باکلی! خانم باکلی!

388
00:27:23,350 --> 00:27:25,560
‫خیلی‌خب، خود دانی!

389
00:27:27,978 --> 00:27:29,164
‫هی

390
00:27:29,189 --> 00:27:31,000
‫- باید با هم صحبت کنیم
‫- باشه

391
00:27:31,024 --> 00:27:33,127
‫- وایسا، رابین!
‫- باید قضیه رو حل کنم. تو برو!

392
00:27:33,151 --> 00:27:34,365
‫نقشه‌مون چی میشه؟

393
00:27:34,390 --> 00:27:35,558
‫ویکی

394
00:27:37,030 --> 00:27:39,842
‫گوش کن، می‌دونم عصبانی‌ای.
‫حق هم داری.

395
00:27:39,866 --> 00:27:41,719
‫- دارن دنبالت می‌گردن
‫- کی‌ها؟

396
00:27:41,743 --> 00:27:43,640
‫- حراست و ارتش
‫- چرا؟

397
00:27:43,665 --> 00:27:46,233
‫- می‌خوای خودت رو به اون راه بزنی؟
‫- نمی‌دونم راجع‌به چی صحبت می‌کنی

398
00:27:46,258 --> 00:27:47,892
‫خیلی‌خب، بذار کمکت کنم

399
00:27:47,917 --> 00:27:50,686
‫تو، اتاق آقای بیلی و قرص‌های آرامبخش

400
00:27:50,999 --> 00:27:52,476
‫هنوز یادت نیومد؟

401
00:27:52,501 --> 00:27:57,677
‫رابین، همین الان باید
‫بهم بگی که چه مرگت شده

402
00:28:03,014 --> 00:28:05,975
‫خیلی‌خب، مکس. وقتشه برگردی خونه

403
00:28:07,909 --> 00:28:11,909
‫♪ Kate Bush - Running Up That Hill ♪

404
00:28:21,324 --> 00:28:23,344
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی این بیرون بودیم

405
00:28:23,368 --> 00:28:25,471
‫وجب به وجبش رو گشتیم

406
00:28:25,495 --> 00:28:27,473
‫لاأقل به حرفم رسیدی

407
00:28:27,497 --> 00:28:30,601
‫نمی‌دونم چقدر، ولی کلی اینجا رو گشتم

408
00:28:30,625 --> 00:28:33,688
‫یهو که نمی‌تونی چیزی پیدا کنی که
‫از دست من در رفته باشه، خب؟

409
00:28:33,712 --> 00:28:36,607
‫داداشم چیزی در مورد
‫عمو اریک بهت گفته؟

410
00:28:36,631 --> 00:28:37,858
‫عمو اریک؟

411
00:28:37,882 --> 00:28:40,444
‫کارش فلزیابیه.
‫می‌دونی یعنی چی؟

412
00:28:40,468 --> 00:28:41,821
‫یعنی دنبال فلز می‌گرده

413
00:28:41,845 --> 00:28:43,656
‫آره، با فلزیابش

414
00:28:43,680 --> 00:28:47,326
‫دنبال عتیقه و گنج‌هایی می‌گرده که
‫مُرده‌ها توی زمین دفن کردن

415
00:28:47,350 --> 00:28:50,717
‫بگذریم، جای محبوبش واسه گشتن
‫شهربازیِ ایندیانا بیچه

416
00:28:50,742 --> 00:28:52,707
‫سال‌ها اونجا رو گشت،

417
00:28:52,731 --> 00:28:55,126
‫ولی فقط جواهرات بدلِ بنجل گیرش اومد

418
00:28:55,150 --> 00:28:58,713
‫بعدش یه روز روزنامه رو باز می‌کنه و
‫بـوم... می‌بینه صفحه‌ی اولش...

419
00:28:58,737 --> 00:29:00,923
‫یه گردشگر یه قوطی پر از

420
00:29:00,947 --> 00:29:04,093
‫سکه‌های طلا و نقره پیدا کرده که
‫ارزش‌شون میلیون‌ها دلاره

421
00:29:04,117 --> 00:29:07,303
‫خب، بذار حدس بزنم،
‫تو این سناریو من عمو اریک و...

422
00:29:07,328 --> 00:29:08,879
‫من هم همون گردشگره‌ام

423
00:29:19,090 --> 00:29:20,300
‫مسخره‌ست

424
00:29:37,525 --> 00:29:39,222
‫نشونه‌اش «اِم»ـه

425
00:29:43,698 --> 00:29:45,342
‫- کجا میری؟
‫- یه فکری تو سرمه

426
00:29:45,366 --> 00:29:47,344
‫- چه فکری؟
‫- نزدیک‌تر که شدیم بهت میگم

427
00:29:47,368 --> 00:29:49,930
‫- هالی!
‫- خودت گفتی می‌خوای برگردی

428
00:29:49,954 --> 00:29:51,581
‫خب، داریم برمی‌گردیم دیگه

429
00:29:54,000 --> 00:29:57,354
‫بچه‌ها، اگه صدامون رو می‌شنوید،
‫داریم میایم. تکرار می‌کنم، داریم میایم

430
00:29:57,378 --> 00:30:00,443
‫استیو، یواش‌تر!
‫هر چی بالاتر می‌ریم خطرناک‌تر میشه

431
00:30:00,468 --> 00:30:02,108
‫واسه همینه دارم سریع‌تر میرم

432
00:30:02,133 --> 00:30:04,260
‫جنازه‌مون به دردشون نمی‌خوره. استیو!

433
00:30:13,436 --> 00:30:14,729
‫بهت که گفتم

434
00:30:20,318 --> 00:30:21,378
‫یالا!

435
00:30:21,402 --> 00:30:22,862
‫لعنتی!

436
00:30:30,320 --> 00:30:31,619
‫چیکار می‌کنی؟

437
00:30:31,644 --> 00:30:34,897
‫چند طبقه پایین‌تر انگاری
‫یکی از سربازها در رو شکسته بود

438
00:30:41,965 --> 00:30:43,258
‫مراقب باش

439
00:30:47,846 --> 00:30:49,222
‫گندش بزنن! برو عقب!

440
00:30:52,308 --> 00:30:54,036
‫ریدم توش! لعنتی!

441
00:30:54,060 --> 00:30:55,228
‫خدایا!

442
00:31:01,943 --> 00:31:02,944
‫یاخدا!

443
00:31:05,572 --> 00:31:08,074
‫میز! برو روی میز!

444
00:31:18,459 --> 00:31:19,544
‫حالا چیکار کنیم؟

445
00:31:26,009 --> 00:31:28,112
‫کمک! کمک!

446
00:31:28,136 --> 00:31:30,489
‫- کمک! کمک!
‫- استیو!

447
00:31:30,513 --> 00:31:33,701
‫- کمک! کمک!
‫- آهای! کمک!

448
00:31:33,725 --> 00:31:36,993
‫- کمک! کمک! کمک!
‫- کمک! کمک! کمک!

449
00:32:12,013 --> 00:32:13,392
‫تقریباً آماده‌ست

450
00:32:16,924 --> 00:32:18,588
‫اِل درستش می‌کنه

451
00:32:19,549 --> 00:32:20,931
‫ردیفش می‌کنه

452
00:32:25,151 --> 00:32:27,236
‫پیشنهاد من بود، هاپ

453
00:32:28,446 --> 00:32:29,446
‫من بهش گفتم...

454
00:32:30,031 --> 00:32:32,575
‫وارد ذهن مشترک بشه

455
00:32:33,220 --> 00:32:35,740
‫نمی‌دونم. به خودم میگم شاید...

456
00:32:35,765 --> 00:32:40,186
‫بعد از تموم اتفاقات، بعد از
‫این که دیدم چه کارهایی ازش ساخته‌ست،

457
00:32:40,917 --> 00:32:43,312
‫به این فکر می‌کنم شاید تمام این مدت که

458
00:32:43,336 --> 00:32:46,732
‫با تمام وجودم مراقبش بودم،

459
00:32:46,756 --> 00:32:49,258
‫با گوش ندادن به حرف‌هاش و...

460
00:32:51,010 --> 00:32:52,720
‫اعتماد نکردن بهش،

461
00:32:53,471 --> 00:32:55,240
‫فقط داشتم سرکوبش می‌کرد

462
00:32:55,264 --> 00:32:56,683
‫اگه فقط...

463
00:32:57,809 --> 00:33:01,497
‫نمی‌دونم. اگه باورش می‌کردم و
‫آزاد می‌ذاشتمش،

464
00:33:01,521 --> 00:33:04,899
‫شاید همه‌چی درست میشد و...

465
00:33:06,234 --> 00:33:11,423
‫انگار تمام تصمیماتم غلطن

466
00:33:11,447 --> 00:33:12,490
‫می‌فهمم

467
00:33:13,992 --> 00:33:18,222
‫شاید اونا رو توی شرایطی قرار دادی که
‫آمادگیش رو نداشتن

468
00:33:18,246 --> 00:33:21,084
‫بعضاً شبیه خودم میشی و زیادی مراقبشی و

469
00:33:21,109 --> 00:33:23,334
‫به همین خاطر ازت دلخور میشن

470
00:33:23,359 --> 00:33:25,883
‫جویس، یکی از لذت‌های پدر و مادر بودن...

471
00:33:28,381 --> 00:33:30,901
‫اینه که توی تمام زندگیت
‫مدام بهت یادآوری می‌کنن

472
00:33:30,925 --> 00:33:32,719
‫تمام تصمیماتی که گرفتی...

473
00:33:33,511 --> 00:33:34,971
‫اشتباه بودن

474
00:33:38,516 --> 00:33:40,059
‫مقصرش تو نیستی، جویس

475
00:33:42,760 --> 00:33:44,364
‫مقصرش تو نیستی

476
00:33:59,871 --> 00:34:02,480
‫چه خوشگله. موری پیدا کرده؟

477
00:34:02,874 --> 00:34:03,875
‫آره

478
00:34:05,518 --> 00:34:07,527
‫بابانوئل خوش‌سلیقه‌ست

479
00:34:11,981 --> 00:34:14,400
‫هی، توی اسکواک،

480
00:34:15,136 --> 00:34:17,656
‫کالی یه حرف عجیبی زد...

481
00:34:17,680 --> 00:34:21,118
‫در مورد این که اگه هنری هم بکشیم،
‫ماجرا تموم نمیشه

482
00:34:21,143 --> 00:34:22,895
‫می‌دونی منظورش چی بود؟

483
00:34:23,749 --> 00:34:25,167
‫مهم نیست

484
00:34:25,876 --> 00:34:27,211
‫باید گرمش کنم

485
00:34:27,836 --> 00:34:31,048
‫باشه خب، اگه مهم نیست پس چرا هاپ اینقدر از دستش عصبانی بود؟

486
00:34:31,131 --> 00:34:32,424
‫چیزی نیست مایک، جدی میگم

487
00:34:32,508 --> 00:34:34,259
‫- دوست‌ها بهم دروغ نمیگن
‫- دروغ نمیگم

488
00:34:34,343 --> 00:34:37,679
‫داری طفره میری. این جِر زدنه.
‫من فقط می‌خوام کمک کنم

489
00:34:37,763 --> 00:34:40,224
‫نمی‌تونی کمک کنی. توی این قضیه نه

490
00:34:40,307 --> 00:34:42,101
‫بذار خودم قضاوتش کنم

491
00:34:44,269 --> 00:34:45,437
‫اِل، دست بردار

492
00:34:50,400 --> 00:34:52,945
‫یه آزمایشگاه تو دنیای وارونه هست

493
00:34:53,028 --> 00:34:55,572
‫دارن برنامه‌ی بابا رو دوباره راه‌اندازی می‌کنن

494
00:34:56,532 --> 00:34:58,283
‫می‌خوان شماره‌های جدید درست کنن

495
00:35:01,995 --> 00:35:03,080
‫ارتش؟

496
00:35:06,458 --> 00:35:07,751
‫باشه

497
00:35:07,835 --> 00:35:11,964
‫خب، بعد از اینکه وکنا رو کشتیم،
‫این آزمایشگاه جدید رو نابود می‌کنیم

498
00:35:12,047 --> 00:35:13,757
‫برنامه رو تموم می‌کنیم.
‫مثل یه مأموریت فرعی

499
00:35:13,841 --> 00:35:16,260
‫مایک، نه، متوجه نیستی

500
00:35:16,343 --> 00:35:19,471
‫واسه ساختن شماره‌های جدید
‫آزمایشگاه نیاز ندارن

501
00:35:19,555 --> 00:35:20,848
‫خونِ هنری

502
00:35:22,516 --> 00:35:23,725
‫توی من جریان داره

503
00:35:23,809 --> 00:35:25,519
‫من هیولا نیستم

504
00:35:26,770 --> 00:35:28,230
‫الان این رو می‌دونم

505
00:35:28,814 --> 00:35:30,858
‫ولی با من، با خونِ من،

506
00:35:32,025 --> 00:35:34,403
‫می‌تونن هیولاهای بیشتر بسازن

507
00:35:35,529 --> 00:35:37,739
‫هنری‌های بیشتر بسازن

508
00:35:38,323 --> 00:35:40,284
‫ارتش همیشه قراره بیاد دنبالت

509
00:35:40,367 --> 00:35:43,412
‫همیشه این رو می‌دونستیم.
‫واسه همین توی هاوکینز نمی‌مونیم

510
00:35:43,495 --> 00:35:46,373
‫وقتی این ماجرا تموم شد، میریم

511
00:35:46,456 --> 00:35:49,334
‫به یه سرزمین دوردست فرار می‌کنیم. یادته؟

512
00:35:49,418 --> 00:35:51,587
‫جایی که نتونن پیدامون کنن

513
00:35:52,337 --> 00:35:55,465
‫جایی که حداقل یه آبشار داشته باشه

514
00:35:56,466 --> 00:35:57,467
‫مایک

515
00:35:59,261 --> 00:36:02,514
‫این مثل یکی از کمپین‌هات نیست

516
00:36:03,640 --> 00:36:05,392
‫نمی‌تونی پایانش رو بنویسی

517
00:36:06,185 --> 00:36:07,352
‫این دفعه نه

518
00:36:09,146 --> 00:36:10,355
‫شاید من نه

519
00:36:11,440 --> 00:36:12,691
‫ولی ما چرا

520
00:36:12,774 --> 00:36:16,236
‫تو، من، لوکاس، ویل و داستین

521
00:36:16,820 --> 00:36:18,363
‫چون این داستان ماست

522
00:36:19,489 --> 00:36:21,825
‫و با برگردوندنِ ویل شروع می‌شه

523
00:36:21,849 --> 00:36:31,849
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

524
00:36:38,175 --> 00:36:39,175
‫مکس

525
00:36:49,186 --> 00:36:52,439
‫می‌دونی دیگه به تلسکوپت نیاز نداری؟
‫اون غارِ منه

526
00:36:52,522 --> 00:36:53,357
‫آره

527
00:36:53,440 --> 00:36:54,983
‫در ضمن، هنوز دَرِش روشه

528
00:36:55,484 --> 00:36:56,485
‫آره

529
00:36:57,402 --> 00:36:58,403
‫نگاه کن

530
00:36:59,738 --> 00:37:00,822
‫با دَر

531
00:37:06,119 --> 00:37:08,080
‫باشه، خیلی تاریکه

532
00:37:08,163 --> 00:37:09,081
‫ولی نه کامل

533
00:37:09,164 --> 00:37:10,666
‫اون دریچه‌ی نور رو می‌بینی؟

534
00:37:10,749 --> 00:37:12,918
‫شکلش مثل ورودیِ غاره

535
00:37:13,001 --> 00:37:15,545
‫چقدر احتمال داره که شکلش
‫مثل غار باشه،

536
00:37:15,629 --> 00:37:17,339
‫غاری که می‌دونیم هنری رفته توش؟

537
00:37:17,422 --> 00:37:20,717
‫فکر کنم دَرِش یه نقشه است،
‫نقشه‌ای که هنری تو بچگی درست کرده،

538
00:37:20,801 --> 00:37:23,220
‫نقشه‌ای که ما رو به یه جور مکان مخفی می‌رسونه

539
00:37:24,054 --> 00:37:26,306
‫فقط باید شکل‌ها رو توی یه راستا قرار بدیم

540
00:37:27,557 --> 00:37:30,060
‫اونوقت فکر می‌کنی توی این مکان مخفی چی پیدا کنیم؟

541
00:37:30,143 --> 00:37:31,603
‫خاطره‌ی آسیب‌زننده‌ی هنری؟

542
00:37:31,687 --> 00:37:34,189
‫اون. با یه راه خروج از کامازاتز

543
00:37:35,065 --> 00:37:37,317
‫حداقل... نظریه‌ام اینه

544
00:37:38,277 --> 00:37:39,736
‫- خوشم اومد
‫- ممنون

545
00:37:39,820 --> 00:37:42,030
‫ولی نظریه‌ات یه ایراد کوچیک داره

546
00:37:42,114 --> 00:37:44,825
‫نزدیکِ مکان مخفی هستیم و من هم چشم دارم،

547
00:37:44,908 --> 00:37:48,161
‫که هنوز هیچی به جز یه عالمه شِن توش نمی...

548
00:37:50,998 --> 00:37:51,998
‫محکم بچسب!

549
00:37:52,666 --> 00:37:53,917
‫محکم بچسب!

550
00:38:12,769 --> 00:38:14,104
‫گفتم که نشونه‌اش «اِم»ـه

551
00:38:22,738 --> 00:38:25,824
‫ویک، می‌خوای یه حرفی بزنی؟

552
00:38:25,907 --> 00:38:28,910
‫آخه معلوم نیست صورتت داره چه حرفی رو می‌زنه

553
00:38:28,994 --> 00:38:32,956
‫می‌دونم هضمش سخته، خصوصاً یک‌جا

554
00:38:33,582 --> 00:38:35,500
‫هیولاها و ابعاد موازی،

555
00:38:35,584 --> 00:38:39,171
‫و می‌دونم که چیزخور کردنِ خانواده‌ی ترنباو یکم غیراخلاقی...

556
00:38:39,254 --> 00:38:44,134
‫- باشه، بس کن رابین. خواهشاً بسه
‫- یه میلیون بار خواستم بهت بگم

557
00:38:44,217 --> 00:38:48,013
‫نه، دروغ گفتی. بعدم هِی به دروغ گفتنت ادامه دادی

558
00:38:48,096 --> 00:38:50,390
‫- می‌دونستم یه مشکلی هست
‫- می‌دونم! ببخشید!

559
00:38:50,474 --> 00:38:51,993
‫«امروز خیلی سرم شلوغ بود. فردا بهت زنگ می‌زنم»

560
00:38:52,017 --> 00:38:54,061
‫«ببخشید، توی اسکواک یه بحران دیگه بوجود اومده»

561
00:38:54,144 --> 00:38:56,313
‫آخه کی کل شب رو توی یه ایستگاه رادیویی کار می‌کنه؟

562
00:38:56,396 --> 00:38:59,399
‫کی هم اونقدری احمقه که باورش کنه؟

563
00:38:59,483 --> 00:39:00,984
‫ظاهراً من، ویکی،

564
00:39:01,068 --> 00:39:03,570
‫که خونه نشستم و منتظرم تلفن زنگ بخوره

565
00:39:03,653 --> 00:39:05,573
‫وقتی تو با دوستات رفتی نئشه کنی

566
00:39:05,614 --> 00:39:06,740
‫نئشه کنم؟

567
00:39:06,823 --> 00:39:10,369
‫بیخیال رابین. داری دوران ترک رو می‌گذرونی

568
00:39:10,452 --> 00:39:12,287
‫اشتباه برداشت کردی.
‫من مواد مصرف نمی‌کنم

569
00:39:12,371 --> 00:39:14,081
‫- درسته، ببخشید
‫- یه نگاهی بهم بنداز!

570
00:39:14,164 --> 00:39:17,751
‫با دوستات مشغول شکار هیولا بودین!

571
00:39:17,834 --> 00:39:20,212
‫خدای من! باشه، شاید خودت هم حرف‌هات رو باور کنی

572
00:39:20,295 --> 00:39:23,757
‫با مقداری که به وضوح مصرف داشتی،
‫اگه یهویی ترک کنی،

573
00:39:23,840 --> 00:39:26,093
‫می‌تونه باعث گیجی، توهم و خیالات بشه...

574
00:39:26,176 --> 00:39:29,012
‫این‌ها توهم نیستن!

575
00:39:29,096 --> 00:39:30,806
‫باشه. پس بیا جمع‌بندی کنیم

576
00:39:30,889 --> 00:39:33,016
‫- یه جادوگر سیاهی هست...
‫- آها

577
00:39:33,100 --> 00:39:34,535
‫- که داره کودکان رو می‌دزده...
‫- آره

578
00:39:34,559 --> 00:39:37,020
‫- و می‌بره توی یه دنیای خیالی
‫- درسته

579
00:39:38,480 --> 00:39:42,150
‫ویکی، زمین چهار تکه شده

580
00:39:42,234 --> 00:39:44,778
‫ارتش شهرمون رو تسخیر کرده

581
00:39:44,861 --> 00:39:47,322
‫حرف من واقعاً اینقدر دیوانه‌واره؟

582
00:39:48,532 --> 00:39:49,825
‫حسابی!

583
00:39:49,908 --> 00:39:52,536
‫می‌خوای بدونی صورتم داره چی میگه؟

584
00:39:52,619 --> 00:39:54,121
‫- آره
‫- عصبانیت

585
00:39:54,204 --> 00:39:59,376
‫ولی با یه خط تیره، که خیلی هم اکراه توشه،

586
00:39:59,459 --> 00:40:00,459
‫از نگرانی

587
00:40:01,253 --> 00:40:03,463
‫چون هرچقدر که از دستت خشمگینـم،

588
00:40:03,547 --> 00:40:06,800
‫حالت خوب نیست رابین، و به کمک نیاز داری

589
00:40:06,883 --> 00:40:08,760
‫به کمک درست و حسابی نیاز داری

590
00:40:09,761 --> 00:40:12,097
‫- درباره‌ی مواد باهام تماس گرفتن...
‫- صبرکن

591
00:40:12,180 --> 00:40:13,223
‫اون رو دیدی؟

592
00:40:13,306 --> 00:40:14,307
‫رابین باکلی؟

593
00:40:14,391 --> 00:40:17,269
‫آره، اینجاست.
‫الان دیدم که رفت توی اون اتاق

594
00:40:19,438 --> 00:40:20,647
‫ویکی، خیلی متأسفم

595
00:40:20,730 --> 00:40:21,565
‫نرو

596
00:40:21,648 --> 00:40:23,150
‫- ولی باید برم
‫- رابین!

597
00:40:23,859 --> 00:40:24,859
‫هی!

598
00:40:25,944 --> 00:40:27,154
‫هی، با تو هستم!

599
00:40:27,821 --> 00:40:28,821
‫باکلی، وایسا!

600
00:40:32,659 --> 00:40:34,286
‫فکر کردی داری کجا میری؟

601
00:40:36,705 --> 00:40:39,040
‫کمک!

602
00:40:39,124 --> 00:40:40,959
‫- کمک!
‫- داستین!

603
00:40:41,042 --> 00:40:42,711
‫- کمک! استیو!
‫- هی!

604
00:40:46,214 --> 00:40:47,299
‫ممنون

605
00:40:49,718 --> 00:40:53,847
‫استیو، چه غلطی داری می‌کنی؟
‫عمراً جواب بده. وایسا! وایسا!

606
00:40:53,930 --> 00:40:57,142
‫استیو، وایسا.
‫جدی میگم. امن نیست

607
00:40:57,225 --> 00:40:59,686
‫- می‌افتی
‫- ناپایداره. حواسم هست، باشه؟

608
00:40:59,769 --> 00:41:02,355
‫نه، نکن! اینقدر لاشی نباش!

609
00:41:02,439 --> 00:41:04,149
‫اینطور نیست. سعی دارم برسم بهشون!

610
00:41:04,232 --> 00:41:07,194
‫همیشه می‌خوای خودت رو به کشتن بدی
‫و نمی‌تونم دوباره اجازه‌اش رو بدم

611
00:41:07,277 --> 00:41:08,862
‫اینقدر خودخواه نباش لطفاً

612
00:41:08,945 --> 00:41:11,823
‫اگه بری اونجا، می‌میری و دیگه تحملش رو ندارم

613
00:41:11,907 --> 00:41:14,242
‫نباید بمیری چون دیگه تحملش رو ندارم

614
00:41:14,326 --> 00:41:18,288
‫نذار دیگه اتفاق بیفته. خواهشاً.
‫لطفاً نذار دیگه اتفاق بیفته

615
00:41:19,414 --> 00:41:20,415
‫تو نه

616
00:41:21,541 --> 00:41:22,626
‫متأسفم

617
00:41:22,709 --> 00:41:23,919
‫نه، نه، نه

618
00:41:35,764 --> 00:41:37,390
‫- کمک!
‫- کمک!

619
00:41:37,891 --> 00:41:40,018
‫- زودباشید! کمک! هی!
‫- کمک!

620
00:41:40,852 --> 00:41:42,062
‫هی، هی، هی!

621
00:41:42,145 --> 00:41:43,647
‫بشین. بشین. بشین

622
00:41:45,273 --> 00:41:47,984
‫- این چه کاریه؟
‫- وزن‌مون رو پخش می‌کنیم

623
00:41:48,068 --> 00:41:49,945
‫آقای گلدستین، کلاس فیزیک

624
00:41:50,028 --> 00:41:52,364
‫می‌تونیم یکم وقت واسه خودمون بخریم

625
00:41:53,532 --> 00:41:55,492
‫تا حالا حتماً صدامون رو شنیدن

626
00:41:55,575 --> 00:41:57,118
‫پس چرا جواب فریادهامون رو ندادن؟

627
00:41:57,202 --> 00:41:59,454
‫حتی اگه می‌دادن، چه کاری اصلاً ازشون برمیاد؟

628
00:41:59,538 --> 00:42:01,414
‫یه کاری. هر کاری

629
00:42:01,498 --> 00:42:02,666
‫آره. آره

630
00:42:06,878 --> 00:42:08,046
‫نمیان

631
00:42:08,129 --> 00:42:09,589
‫این حرف رو نزن

632
00:42:09,673 --> 00:42:11,132
‫صداقت می‌خواستی

633
00:42:31,319 --> 00:42:32,779
‫از دِ کِلَش متنفرم

634
00:42:34,948 --> 00:42:35,949
‫چی؟

635
00:42:38,410 --> 00:42:40,537
‫از دِ کِلَش متنفرم

636
00:42:40,620 --> 00:42:44,332
‫هر دفعه که می‌ذاریش، می‌خوام از واقعیت جدا بشم

637
00:42:46,376 --> 00:42:47,460
‫آره

638
00:42:47,544 --> 00:42:49,004
‫از خوندن مقاله‌هات متنفرم

639
00:42:49,087 --> 00:42:50,922
‫واقعاً نمی‌خوای نظراتم رو بشنوی

640
00:42:51,006 --> 00:42:52,650
‫فقط می‌خوای بهت بگم که عالی هستن

641
00:42:52,674 --> 00:42:54,050
‫چون هستن

642
00:42:54,134 --> 00:42:55,176
‫اکثر مواقع

643
00:42:55,260 --> 00:42:56,553
‫اکثر...

644
00:42:56,636 --> 00:42:58,138
‫وای. باشه

645
00:42:59,264 --> 00:43:01,683
‫من هیچوقت سلاخ‌خانه شماره پنج رو نخوندم

646
00:43:01,766 --> 00:43:04,311
‫فقط خلاصه‌اش رو خوندم و تظاهر کردم دوستش دارم

647
00:43:04,394 --> 00:43:05,770
‫من هیچوقت آنا کارنینا رو نخوندم

648
00:43:06,479 --> 00:43:08,374
‫فقط خلاصه‌اش رو خوندم و تظاهر کردم دوستش دارم

649
00:43:08,398 --> 00:43:10,900
‫تو همیشه دقیقاً شش دقیقه دیر می‌رسی،

650
00:43:10,984 --> 00:43:15,030
‫و هیچوقت شکایتی نکردم ولی واقعاً دلم می‌خواد با مشت بزنم توی دیوار

651
00:43:15,113 --> 00:43:16,948
‫من پلیور صورتیت رو دادم به خیریه

652
00:43:17,032 --> 00:43:18,783
‫چی؟ دنبالش می‌گشتم

653
00:43:18,867 --> 00:43:19,993
‫می‌دونی از صورتی متنفرم

654
00:43:20,076 --> 00:43:22,495
‫ولی بعدش عذاب‌وجدان گرفتم
‫اگه حالت رو بهتر می‌کنه

655
00:43:22,579 --> 00:43:26,166
‫آخرین پَک گُلِ لذتِ خیال‌انگیزِ نخلِ بنفش رو ریختم توی توالت،

656
00:43:26,249 --> 00:43:27,917
‫و بعدش عذاب‌وجدان نگرفتم

657
00:43:28,001 --> 00:43:30,170
‫- بیخیال
‫- متنفرم وقتی نئشه‌ای

658
00:43:30,253 --> 00:43:31,379
‫متنفرم وقتی مستی

659
00:43:31,463 --> 00:43:34,424
‫وقتی تو نئشه‌ای و من مست بیشتر از همیشه متنفرم

660
00:43:34,507 --> 00:43:35,759
‫منم همینطور

661
00:43:36,593 --> 00:43:38,053
‫چرا این کار رو می‌کنیم؟

662
00:43:41,431 --> 00:43:42,515
‫نمی‌دونم

663
00:43:51,232 --> 00:43:52,984
‫هیچوقت واسه اِمرسون درخواست ندادم

664
00:43:55,028 --> 00:43:56,029
‫می‌دونم

665
00:43:57,906 --> 00:43:59,616
‫چرا هیچوقت چیزی نگفتی؟

666
00:44:00,867 --> 00:44:02,285
‫تو چرا نگفتی؟

667
00:44:06,081 --> 00:44:07,165
‫نمی‌دونم

668
00:44:13,004 --> 00:44:14,714
‫فقط حس کردم که انگار...

669
00:44:16,591 --> 00:44:18,009
‫دارم یه کاری رو اشتباه انجام میدم

670
00:44:21,638 --> 00:44:24,808
‫انگار دارم برخلاف نظم طبیعی پیش میرم

671
00:44:26,476 --> 00:44:27,686
‫می‌دونی، با...

672
00:44:29,145 --> 00:44:31,606
‫چیزهایی که گذروندیم، فقط...

673
00:44:31,690 --> 00:44:33,650
‫منظورت ترومای مشترک‌مونه؟

674
00:44:35,443 --> 00:44:36,443
‫آره

675
00:44:38,363 --> 00:44:42,450
‫چطور ممکنه کسی دیگه درکش کنه؟

676
00:44:42,534 --> 00:44:43,827
‫انگار یه چیزیه...

677
00:44:44,911 --> 00:44:46,579
‫که ما رو...

678
00:44:47,997 --> 00:44:50,166
‫تا ابد بهم وصل می‌کنه

679
00:44:51,042 --> 00:44:52,043
‫می‌دونی؟

680
00:44:54,170 --> 00:44:56,172
‫بهم احساس امنیت داده

681
00:44:57,298 --> 00:44:58,508
‫ولی همچنین...

682
00:45:00,885 --> 00:45:01,885
‫نمی‌دونم

683
00:45:02,804 --> 00:45:04,180
‫می‌تونه خفه‌کننده باشه

684
00:45:05,932 --> 00:45:06,933
‫آره

685
00:45:10,937 --> 00:45:12,147
‫اون تعطیلات بهاری،

686
00:45:13,314 --> 00:45:15,108
‫که رفته بودی لنورا...

687
00:45:16,693 --> 00:45:19,320
‫واقعاً لازم نبود واسه کار بمونم

688
00:45:19,404 --> 00:45:21,990
‫می‌تونستم بگم فرد جام بمونه

689
00:45:24,451 --> 00:45:26,703
‫ولی فکر کنم واسه همین وایسادم

690
00:45:28,204 --> 00:45:29,914
‫اون حس که فقط...

691
00:45:30,749 --> 00:45:31,958
‫به فضا نیاز داشتم

692
00:45:34,586 --> 00:45:36,463
‫فضا که با یکی دیگه باشی؟

693
00:45:42,010 --> 00:45:43,553
‫استیو آدم خوبیه

694
00:45:45,472 --> 00:45:46,765
‫من رو می‌خندونه

695
00:45:47,891 --> 00:45:52,479
‫موهاش هم از تو بهتره. خیلی بهتر

696
00:45:53,354 --> 00:45:54,397
‫ولی نه

697
00:45:56,900 --> 00:45:59,194
‫نه، با اون هیچوقت اونجوری نبود

698
00:45:59,778 --> 00:46:01,654
‫ما فقط آدم‌های متفاوتی هستیم

699
00:46:01,738 --> 00:46:05,450
‫می‌دونی بهم چی گفته؟ شش‌تا بچه می‌خواد

700
00:46:05,533 --> 00:46:06,659
‫شش‌تا؟

701
00:46:06,743 --> 00:46:08,912
‫شش‌تا ناگت کوچولو

702
00:46:09,788 --> 00:46:11,122
‫خودش یه هَپی میل‌ـه

703
00:46:12,707 --> 00:46:14,042
‫ولی منظورم اینه که...

704
00:46:15,502 --> 00:46:18,963
‫اون می‌دونه چی می‌خواد و اون عالیه

705
00:46:19,047 --> 00:46:20,381
‫ولی من...

706
00:46:21,216 --> 00:46:22,217
‫نمی‌دونم

707
00:46:24,010 --> 00:46:25,303
‫و...

708
00:46:25,970 --> 00:46:28,932
‫گمونم امید داشتم که وقت دارم تا ازش سر در بیارم

709
00:46:30,183 --> 00:46:32,727
‫- ولی بعد...
‫- دنیا چهار تکه شد

710
00:46:32,811 --> 00:46:34,145
‫و حالا...

711
00:46:36,856 --> 00:46:37,982
‫و حالا...

712
00:46:42,570 --> 00:46:43,570
‫هی...

713
00:46:48,785 --> 00:46:50,703
‫یه اعتراف آخر

714
00:46:51,788 --> 00:46:53,122
‫یه بزرگش

715
00:46:59,712 --> 00:47:01,256
‫جان کولترین

716
00:47:01,881 --> 00:47:03,383
‫پیش خودم گفتم...

717
00:47:04,509 --> 00:47:06,177
‫با تو خیلی اشتباه کردم

718
00:47:08,471 --> 00:47:11,349
‫خوبه که آخرش یه کاری رو درست انجام بدم

719
00:47:12,392 --> 00:47:13,393
‫بگیر

720
00:47:31,369 --> 00:47:32,787
‫نانسی ویلر

721
00:47:35,331 --> 00:47:36,416
‫حاضری...

722
00:47:38,293 --> 00:47:39,294
‫باهام...

723
00:47:40,128 --> 00:47:41,129
‫ازدواج نکنی؟

724
00:47:48,136 --> 00:47:50,305
‫سعی کردم خودم رو قانع کنم

725
00:47:51,472 --> 00:47:53,308
‫که این یه جوری

726
00:47:54,100 --> 00:47:55,643
‫همه‌چیز رو درست می‌کنه

727
00:47:55,727 --> 00:47:58,354
‫ولی فقط قرار بود اوضاع رو بدتر کنه

728
00:47:59,480 --> 00:48:02,942
‫واسه همین دو روز گذشته

729
00:48:03,026 --> 00:48:04,527
‫مثل گلوله‌ی توپ توی جیبم بوده

730
00:48:07,322 --> 00:48:08,573
‫خب نظرت چیه؟

731
00:48:12,744 --> 00:48:14,787
‫عدمِ خواستگاریم رو قبول می‌کنی؟

732
00:48:15,997 --> 00:48:17,957
‫عدم خواستگاریت رو قبول می‌کنم

733
00:48:20,376 --> 00:48:21,502
‫عاشقت بودم

734
00:48:22,837 --> 00:48:24,005
‫عاشقت هستم،

735
00:48:24,839 --> 00:48:25,965
‫نانسی ویلر

736
00:48:27,467 --> 00:48:29,844
‫عاشقتم، جاناتن بایرز

737
00:49:05,630 --> 00:49:06,798
‫خدای من

738
00:49:15,932 --> 00:49:16,975
‫جاناتن!

739
00:49:17,558 --> 00:49:18,559
‫خدای من!

740
00:49:21,646 --> 00:49:22,647
‫خدای من

741
00:49:49,674 --> 00:49:50,925
‫ممنون

742
00:49:51,009 --> 00:49:52,593
‫پیداش می‌کنم

743
00:49:54,095 --> 00:49:55,722
‫میارمش خونه

744
00:50:03,396 --> 00:50:06,232
‫باشه. یادت نره، اگه خواستی بیای بیرون...

745
00:50:35,595 --> 00:50:37,430
‫ویل، من اینجام

746
00:50:39,348 --> 00:50:41,768
‫می‌خوام نشونم بدی که کجایی

747
00:50:43,394 --> 00:50:45,229
‫نشونم بده کجایی

748
00:51:06,334 --> 00:51:07,335
‫ویل

749
00:51:10,630 --> 00:51:11,631
‫ویل

750
00:51:12,215 --> 00:51:13,424
‫ویل، صدام رو می‌شنوی؟

751
00:51:13,508 --> 00:51:14,759
‫ویل، بیدار شو!

752
00:51:42,954 --> 00:51:44,080
‫میدیش به من؟

753
00:51:52,004 --> 00:51:53,589
‫به نظرت کسی افتاده؟

754
00:51:58,052 --> 00:52:00,721
‫فقط... یه خاطره است، درسته؟

755
00:52:00,805 --> 00:52:02,682
‫اینجا هیچی نمی‌تونه بهمون صدمه بزنه

756
00:52:02,765 --> 00:52:04,100
‫هیچی نمی‌تونه بهمون صدمه بزنه

757
00:52:18,030 --> 00:52:19,323
‫فقط پشت سرم بمون، باشه؟

758
00:52:19,407 --> 00:52:21,325
‫- ولی گفتی...
‫- می‌دونم چی گفتم

759
00:52:33,421 --> 00:52:34,797
‫چطوری پیدام کردین؟

760
00:52:37,133 --> 00:52:39,135
‫چطوری پیدام کردین؟

761
00:52:39,218 --> 00:52:42,138
‫ما رو می‌بینه. می‌بینـتمون.
‫چطوری ما رو می‌بینه؟

762
00:52:42,221 --> 00:52:43,389
‫بهت صدمه نمی‌زنم

763
00:52:44,056 --> 00:52:46,851
‫خواهش می‌کنم آقا، شلیک نکن

764
00:52:46,934 --> 00:52:48,186
‫تو کی هستی؟

765
00:52:48,269 --> 00:52:50,855
‫هنری. هنری کریل. خونه‌مون نزدیک اینجاست

766
00:52:50,938 --> 00:52:52,982
‫- کی تو رو فرستاده؟
‫- هیچکس نفرستاده

767
00:52:53,065 --> 00:52:55,265
‫- اون‌ها فرستادنت
‫- توی غارها بودم. صدای فریاد شنیدم

768
00:52:55,318 --> 00:52:56,527
‫اون‌ها فرستادنت!

769
00:52:56,611 --> 00:52:59,697
‫فقط گیج شدی. دکتر نیاز داری

770
00:53:13,794 --> 00:53:15,671
‫لطفاً! لطفاً!

771
00:53:24,180 --> 00:53:25,180
‫هالی!

772
00:53:26,098 --> 00:53:27,099
‫هالی!

773
00:53:31,437 --> 00:53:32,438
‫لعنتی!

774
00:53:34,357 --> 00:53:36,901
‫هی، چیزی نیست. چیزی نیست

775
00:53:36,984 --> 00:53:41,364
‫اون مرد چرا می‌خواست به هنری صدمه بزنه؟
‫به هنری؟ فقط می‌خواست کمک کنه

776
00:53:41,447 --> 00:53:43,366
‫- نمی‌دونم
‫- همین باعث شد هنری بد بشه؟

777
00:53:43,449 --> 00:53:47,161
‫نمی‌دونم. ولی دیگه تموم شده، باشه؟
‫باید به راهـمون ادامه بدیم

778
00:54:37,503 --> 00:54:38,713
‫حق با تو بود

779
00:54:38,796 --> 00:54:41,549
‫راه خروج از کامازاتز، اینجاست

780
00:54:43,009 --> 00:54:47,138
‫♪ کاش توی اون جاده می‌دویدم ♪
‫♪ کاش از اون تپه بالا می‌رفتم ♪

781
00:54:50,474 --> 00:54:51,474
‫مکس؟

782
00:54:53,728 --> 00:54:59,400
‫♪ با خدا معامله‌ای می‌کردم ♪
‫♪ تا جای ما دو تا رو با هم عوض کنه ♪

783
00:55:01,861 --> 00:55:08,576
‫قراره واسه آخرین بار برام جاسوسی کنی

784
00:55:20,087 --> 00:55:21,088
‫پیدات کردم

785
00:55:22,882 --> 00:55:26,510
‫ویل. ویل، چیزی نیست.
‫چیزی نیست. من اینجام

786
00:55:26,594 --> 00:55:27,595
‫- اِل...
‫- اینجام

787
00:55:27,678 --> 00:55:28,846
‫اِل... اِل...

788
00:55:28,929 --> 00:55:32,433
‫منم. منم.
‫اومدم ببرمت خونه. چیزی نیست

789
00:55:32,516 --> 00:55:35,644
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم، ولی نتونستم

790
00:55:35,728 --> 00:55:36,729
‫دید

791
00:55:37,313 --> 00:55:39,023
‫چی رو دید؟ چی دید؟

792
00:55:39,732 --> 00:55:40,732
‫مکس

793
00:55:41,859 --> 00:55:43,402
‫می‌دونه الان کجاست

794
00:55:44,111 --> 00:55:45,863
‫و فرستادشون دنبالش

795
00:55:46,739 --> 00:55:49,408
‫دارن میرن سراغش. در هاوکینز

796
00:55:53,371 --> 00:55:54,497
‫- اِل!
‫- اِل، چی شده؟

797
00:55:54,580 --> 00:55:55,580
‫خوبی؟

798
00:55:56,248 --> 00:55:57,249
‫اِل، مشکل چیه؟

799
00:55:57,333 --> 00:55:59,335
‫- حالش خوبه؟
‫- آره

800
00:55:59,418 --> 00:56:01,921
‫وکنا می‌خواد مکس رو بکشه

801
00:56:02,505 --> 00:56:04,590
‫باید همین الان به بیمارستان بریم

802
00:56:04,673 --> 00:56:07,385
‫هی! مگه کَرید؟
‫اون در حال ترکه

803
00:56:07,468 --> 00:56:08,945
‫- نخیر
‫- می‌دونید معنیش چیه؟

804
00:56:08,969 --> 00:56:11,055
‫باید توی بیمارستان باشه، نه زندان

805
00:56:11,138 --> 00:56:13,182
‫دیدی چی شد؟ الان توی بیمارستانه

806
00:56:13,265 --> 00:56:16,185
‫اینجا هاوکینزه، جیگر.
‫اولین معتادمون نیست

807
00:56:21,440 --> 00:56:23,359
‫قطعی برق توی بیمارستان

808
00:56:23,943 --> 00:56:26,237
‫نباید واسه مامان‌بزرگ خوب باشه.
‫مشکل ما نیست

809
00:56:26,320 --> 00:56:27,964
‫متوجه نیستید.
‫باید تخلیه کنیم

810
00:56:27,988 --> 00:56:30,699
‫لازم نیست کاری بکنیم.
‫راهت رو برو، معتاد

811
00:56:30,783 --> 00:56:32,159
‫من معتاد نیستم

812
00:56:32,243 --> 00:56:34,453
‫اگه همین الان همه رو نبریم بیرون،

813
00:56:34,537 --> 00:56:36,497
‫همه می‌میریم

814
00:56:36,580 --> 00:56:39,291
‫هیچ حرفی نیست که بزنی

815
00:56:39,375 --> 00:56:43,003
‫که خودت رو از زندان نجات بدی.
‫پس زور نزن که نئشگیت می‌پره

816
00:56:43,087 --> 00:56:45,881
‫- باید تخلیه کنیم
‫- راستش لازم نیست هیچ کاری بکنم

817
00:56:48,467 --> 00:56:49,343
‫پشمام!

818
00:56:49,427 --> 00:56:50,428
‫فرار کنید!

819
00:57:13,534 --> 00:57:15,077
‫دنبال ما نیستن

820
00:57:15,161 --> 00:57:16,161
‫ها؟ چی؟

821
00:57:16,203 --> 00:57:19,206
‫دنبال ما نیستن.
‫راه خروج دیگه‌ای بلدی؟

822
00:57:19,290 --> 00:57:21,584
‫زیرزمین. زیرزمین!
‫به پارکینگ کارکنان می‌رسه

823
00:57:23,711 --> 00:57:24,712
‫باشه

824
00:57:25,254 --> 00:57:27,298
‫زودباش لوکاس، جواب بده. جواب بده

825
00:57:30,301 --> 00:57:32,052
‫جواب بده. جواب بده.
‫چی کار می‌کنی؟

826
00:57:32,136 --> 00:57:33,405
‫- اون موجودات انگلیسی می‌فهمن؟
‫- نه

827
00:57:33,429 --> 00:57:35,269
‫- پس لازم نیست خصوصی باشه
‫- چی؟

828
00:57:36,432 --> 00:57:38,642
‫لوکاس، منم رابین.
‫یه دمو داره میاد سمتت

829
00:57:38,726 --> 00:57:41,886
‫شنیدی؟ یه دمو داره میاد سمتت.
‫باید همین الان مکس رو از اونجا ببری

830
00:57:41,937 --> 00:57:43,856
‫با آسانسور برید.
‫اون‌های توی راه‌پله‌ان

831
00:57:43,939 --> 00:57:45,274
‫توی زیرزمین می‌بینیم‌تون

832
00:58:12,134 --> 00:58:13,177
‫یالا. یالا

833
00:58:23,229 --> 00:58:24,313
‫لعنتی

834
00:58:25,564 --> 00:58:26,564
‫لعنتی. زودباش!

835
00:58:44,542 --> 00:58:46,043
‫خدا لعنتش کنه!

836
00:58:47,753 --> 00:58:48,963
‫تکون نمی‌خوره

837
00:58:49,046 --> 00:58:51,298
‫فقط باید تلاش کنیم، باشه؟

838
00:58:51,382 --> 00:58:52,383
‫زودباش

839
00:58:58,097 --> 00:58:59,098
‫خوبی؟

840
00:58:59,181 --> 00:59:00,558
‫- من... خوبم
‫- باشه

841
00:59:04,270 --> 00:59:06,939
‫- می‌خوام دستم رو بگیری، باشه؟
‫- باشه

842
00:59:30,421 --> 00:59:31,297
‫وای! خدایا!

843
00:59:31,380 --> 00:59:32,840
‫باشه. دارن میان!

844
00:59:32,923 --> 00:59:34,300
‫- باید بریم!
‫- کدوم سمت؟

845
00:59:35,759 --> 00:59:38,137
‫اینجا! چه خبره؟

846
00:59:39,430 --> 00:59:41,056
‫- اینجا!
‫- چطوری دارن پیدامون می‌کنن؟

847
00:59:41,140 --> 00:59:42,850
‫نمی‌دونم، ولی باید از اینجا بریم

848
00:59:42,933 --> 00:59:43,809
‫باشه. زودباش

849
00:59:43,892 --> 00:59:45,728
‫- یالا. بریم
‫- برو، برو، برو

850
00:59:45,811 --> 00:59:48,230
‫زودباش. در رو ببند. در رو ببند!

851
00:59:50,691 --> 00:59:52,735
‫- لعنتی
‫- برو! فقط ادامه بده!

852
00:59:53,694 --> 00:59:54,987
‫- زودباش
‫- لعنتی!

853
00:59:55,070 --> 00:59:56,655
‫باید بریم!

854
00:59:57,740 --> 01:00:00,242
‫- در! در رو باز کن!
‫- برو، برو، برو!

855
01:00:05,414 --> 01:00:07,750
‫لعنتی. از این طرف بچه‌ها!
‫زودباشید! زودباشید!

856
01:00:07,833 --> 01:00:08,833
‫بشینید!

857
01:00:15,549 --> 01:00:18,010
‫♪ کاش می‌تونستم... ♪

858
01:00:18,093 --> 01:00:20,804
‫خیلی متأسفم که فکر می‌کردم معتادی

859
01:00:22,056 --> 01:00:26,644
‫شرمنده که واسه زمان خیلی زیادی بهت دروغ گفتم

860
01:00:27,144 --> 01:00:30,731
‫محض اطلاع، درباره انزو دروغ نگفتم

861
01:00:30,814 --> 01:00:35,569
‫و اگه معجزه بشه و زنده بمونیم،
‫می‌برمت اونجا،

862
01:00:35,653 --> 01:00:39,573
‫و دسر می‌خوریم. قبول؟

863
01:00:39,657 --> 01:00:42,743
‫♪ نمی‌دونستم دارم به دوبخش تقسیمت می‌کنم ♪
‫♪ آره، آره، هی ♪

864
01:00:43,577 --> 01:00:45,871
‫♪ توی قلب‌مون تندر هست ♪

865
01:01:03,180 --> 01:01:05,224
‫♪ منم و تو ♪

866
01:01:05,307 --> 01:01:06,725
‫باید خاموشش کنیم

867
01:01:06,809 --> 01:01:10,312
‫نمی‌شه. نمی‌شه.
‫نه. نه. مکس برمی‌گرده

868
01:01:10,896 --> 01:01:12,064
‫مجبوریم

869
01:01:13,065 --> 01:01:14,358
‫داره برمی‌گرده

870
01:01:14,441 --> 01:01:16,443
‫♪ زودباش عزیزم ♪

871
01:01:21,365 --> 01:01:22,491
‫خوبی؟

872
01:01:23,951 --> 01:01:24,993
‫برو

873
01:01:35,713 --> 01:01:36,755
‫باشه

874
01:01:40,551 --> 01:01:42,428
‫آماده‌ای بریم خونه، توریست؟

875
01:01:45,097 --> 01:01:46,097
‫آره

876
01:01:46,682 --> 01:01:50,352
‫♪ کاش می‌تونستم با خدا یه معامله کنم ♪

877
01:01:50,436 --> 01:01:53,564
‫♪ که جامون رو باهم عوض کنه ♪

878
01:01:54,773 --> 01:01:58,527
‫♪ کاش توی اون جاده می‌دویدم ♪
‫♪ کاش از اون تپه بالا می‌رفتم ♪

879
01:02:03,824 --> 01:02:07,995
‫♪ کاش می‌تونستم با خدا یه معامله کنم ♪

880
01:02:08,078 --> 01:02:11,331
‫♪ که جامون رو باهم عوض کنه ♪

881
01:02:11,415 --> 01:02:15,794
‫♪ کاش توی اون جاده می‌دویدم ♪
‫♪ کاش از اون تپه بالا می‌رفتم ♪

882
01:02:15,878 --> 01:02:17,880
‫♪ کاش توی اون ساختمون می‌دویدم ♪

883
01:04:11,702 --> 01:04:15,581
‫♪ بیا تجربیات‌مون رو عوض کنیم ♪

884
01:04:25,716 --> 01:04:26,758
‫لوکاس

885
01:04:33,473 --> 01:04:35,017
‫هالی. وایسا

886
01:04:37,352 --> 01:04:38,395
‫نمی‌شه با من بیای

887
01:04:38,478 --> 01:04:41,273
‫چی؟ منظورت چیه؟

888
01:04:41,356 --> 01:04:42,733
‫این راه به من می‌رسه،

889
01:04:43,609 --> 01:04:46,361
‫به بدنِ من، نه تو

890
01:04:46,445 --> 01:04:48,071
‫تو باید راه خودت رو پیدا کنی

891
01:04:48,155 --> 01:04:51,700
‫چطوری؟ من کیت بوش ندارم.
‫حتی نمی‌دونم کیت بوش کیه

892
01:04:51,783 --> 01:04:53,702
‫واسه خروج از اینجا
‫به کیت بوش نیاز نداری

893
01:04:53,785 --> 01:04:55,787
‫ظاهراً من هم نیاز ندارم

894
01:04:55,871 --> 01:04:58,165
‫موزیک تنها راه برگشت نیست

895
01:04:58,707 --> 01:05:03,170
‫فقط یه چیزی نیاز داری
‫که تو رو به دنیای واقعی، به خونه وصل کنه

896
01:05:03,837 --> 01:05:05,672
‫یه چیز قدرتمند،

897
01:05:06,256 --> 01:05:07,507
‫بامعنی

898
01:05:07,591 --> 01:05:11,219
‫لوکاس، وقتی... تو بیمارستان دستم رو گرفت،

899
01:05:12,179 --> 01:05:14,806
‫تونستم حسش کنم. اینجا

900
01:05:16,141 --> 01:05:18,602
‫ولی اینجا هم حسش کردم

901
01:05:19,311 --> 01:05:20,896
‫ولی من دوست‌پسر ندارم

902
01:05:20,979 --> 01:05:22,314
‫دوست‌پسر نیاز نداری

903
01:05:22,397 --> 01:05:24,441
‫فقط یه چیزی نیاز داری که برات خاصه،

904
01:05:24,524 --> 01:05:27,569
‫چیزی که بهت احساس امنیت میده،

905
01:05:27,653 --> 01:05:31,698
‫چیزی که بهت قدرت میده،
‫بهت امید میده

906
01:05:32,282 --> 01:05:33,492
‫هالی قهرمان

907
01:05:33,575 --> 01:05:35,327
‫الان باهات اینجاست

908
01:05:36,620 --> 01:05:38,789
‫ولی تو دنیای واقعی هم باهاته

909
01:05:38,872 --> 01:05:42,793
‫هرجا باشی، فقط باید دنبالش بری خونه

910
01:05:42,876 --> 01:05:43,961
‫چطوری؟

911
01:05:44,711 --> 01:05:49,633
‫فقط... سعی کن به یاد بیاری
‫که معنیش برات چیه

912
01:05:50,676 --> 01:05:52,886
‫معنی مهمی نداره

913
01:05:55,097 --> 01:05:56,390
‫فقط یه اسباب‌بازیه

914
01:05:57,474 --> 01:06:00,352
‫اگه فقط یه اسباب‌بازیه، چرا همیشه باهات داریش؟

915
01:06:00,435 --> 01:06:01,895
‫مایک

916
01:06:01,979 --> 01:06:05,607
‫گفت قدرت‌های الهی داره
‫و هیچوقت نمی‌ترسه،

917
01:06:05,691 --> 01:06:09,653
‫واسه همین اگه یه وقت من ترسیدم،
‫می‌تونم فقط... به اون تبدیل بشم

918
01:06:09,736 --> 01:06:13,240
‫ولی هی تلاش می‌کنم و هیچوقت جواب نمیده

919
01:06:15,367 --> 01:06:17,369
‫هرکاری می‌کنم، هنوز خودمم

920
01:06:19,621 --> 01:06:22,207
‫دختری که یه چراغ خواب مسخره نیاز داره

921
01:06:22,290 --> 01:06:25,335
‫وقتی به مامانم حمله شد، نتونستم نجاتش بدم

922
01:06:25,419 --> 01:06:26,712
‫حتی نتونستم خودم رو نجات بدم

923
01:06:26,795 --> 01:06:28,380
‫هالی، برو عقب!

924
01:06:29,631 --> 01:06:31,550
‫فقط ایستادم

925
01:06:31,633 --> 01:06:33,552
‫وقتی هم هنری به تو حمله کرد...

926
01:06:34,219 --> 01:06:35,846
‫بسه!

927
01:06:35,929 --> 01:06:40,767
‫بازم ایستاده بودم.
‫هیچیش قهرمانانه نیست

928
01:06:41,351 --> 01:06:44,229
‫تو اون لحظات کاری ازت برنمی‌اومد، هالی

929
01:06:44,312 --> 01:06:47,399
‫آخه تو یه ویلری. باهوشی

930
01:06:48,150 --> 01:06:51,737
‫واقعاً فکر کردی می‌تونستی با یه انبر جلوی اون هیولاها رو بگیری؟

931
01:06:52,320 --> 01:06:55,115
‫و فکر کنم یه سری نکات مهم رو از قلم انداختی

932
01:06:55,198 --> 01:06:57,909
‫روزی که همدیگه رو دیدیم،
‫رفتی توی جنگل

933
01:06:57,993 --> 01:07:00,579
‫حتی با اینکه هنری گفته بود
‫هیولاهای خطرناک اونجا زندگی می‌کنن

934
01:07:00,662 --> 01:07:03,040
‫بعدش دنبال من به غار اومدی

935
01:07:03,123 --> 01:07:05,709
‫با اینکه هیچ دلیل خوبی واسه اعتماد به من نداشتی

936
01:07:05,792 --> 01:07:08,962
‫بعدش هم وقتی بهت گفتم برگرد پیش هنری،

937
01:07:09,046 --> 01:07:10,505
‫برگرد تو دل خطر،

938
01:07:10,589 --> 01:07:11,882
‫تردید نکردی

939
01:07:11,965 --> 01:07:15,844
‫امروز هم که من تسلیم شدم، تو نشدی

940
01:07:17,429 --> 01:07:19,556
‫من خیلی وقته که اینجام، هالی

941
01:07:20,932 --> 01:07:22,017
‫خیلی

942
01:07:24,061 --> 01:07:25,896
‫و هیچوقت نمی‌تونستم برم بیرون

943
01:07:27,814 --> 01:07:29,274
‫ولی تو؟

944
01:07:30,067 --> 01:07:32,402
‫یه راهی از کامازاتز پیدا کردی

945
01:07:32,486 --> 01:07:33,737
‫به خاطر تو...

946
01:07:35,113 --> 01:07:36,656
‫می‌تونم دوست‌هام رو ببینم

947
01:07:37,908 --> 01:07:39,242
‫لوکاس رو ببینم

948
01:07:41,203 --> 01:07:43,497
‫تو نجاتم دادی، هالی ویلر

949
01:07:44,998 --> 01:07:46,083
‫نجاتم دادی

950
01:07:48,335 --> 01:07:52,631
‫پس ببین، هالی قهرمان فقط یه اسباب‌بازی نیست

951
01:07:54,549 --> 01:07:56,051
‫توئه، هالی

952
01:07:57,719 --> 01:07:58,720
‫توئه

953
01:08:18,782 --> 01:08:20,534
‫چطور می‌دونستی اون کار جواب میده؟

954
01:08:22,285 --> 01:08:23,745
‫نمی‌دونستم

955
01:08:26,081 --> 01:08:30,544
‫هنوز مسیر طولانی‌ای در پیش داری.
‫نمی‌دونم کجا قراره بیدار بشی

956
01:08:30,627 --> 01:08:32,712
‫ولی می‌دونم وکنا توی دنیای وارونه زندانیت کرده

957
01:08:32,796 --> 01:08:36,967
‫ولی یادت باشه، دنیای وارونه درست مثل هاوکینزه

958
01:08:37,050 --> 01:08:39,970
‫پس راه خونه‌ات رو پیدا کن و اونجا مخفی شو

959
01:08:40,053 --> 01:08:42,305
‫ما میایم پیدات می‌کنیم. باشه؟

960
01:08:58,780 --> 01:09:00,240
‫اون سمت می‌بینمت

961
01:09:00,907 --> 01:09:02,033
‫اون سمت

962
01:09:02,057 --> 01:09:12,057
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

963
01:09:12,081 --> 01:09:22,081
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

964
01:09:27,309 --> 01:09:31,313
‫♪ کاش می‌تونستم با خدا یه معامله کنم ♪

965
01:09:31,396 --> 01:09:35,192
‫♪ تا جامون رو باهم عوض کنه ♪

966
01:09:35,775 --> 01:09:40,030
‫♪ کاش توی اون جاده می‌دویدم ♪
‫♪ کاش از اون تپه بالا می‌رفتم ♪

967
01:09:40,864 --> 01:09:43,825
‫♪ بدون مشکل ♪

968
01:09:43,909 --> 01:09:48,163
‫♪ کاش توی اون جاده می‌دویدم ♪
‫♪ کاش از اون تپه بالا می‌رفتم ♪

969
01:09:48,705 --> 01:09:52,250
‫♪ بدون مشکل ♪

