﻿1
00:00:02,360 --> 00:00:07,010
‫♪ Elisapie - Arnaq ♪

2
00:00:07,034 --> 00:00:17,034
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:17,058 --> 00:00:27,058
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:53,960 --> 00:01:55,970
‫آی ۲۸

5
00:01:58,300 --> 00:02:00,830
‫- بی ۶
‫- بی ۶

6
00:02:02,810 --> 00:02:03,810
‫جی ۱۹

7
00:03:37,846 --> 00:03:40,766
« آخرین مرز »

8
00:04:07,930 --> 00:04:11,140
‫خیلی خب، بیاید از اول شروع کنیم،
‫دقیقاً چیا می‌دونیم؟

9
00:04:11,140 --> 00:04:15,230
‫می‌دونیم که هولاک یه هکر کلاه‌سیاه از روسیه
‫برای سرقت آرشیو ۶ استخدام کرده

10
00:04:15,230 --> 00:04:18,610
‫می‌دونیم هکره غیب شده اما
‫نه قبل از دادن آرشیو به یه قاصد

11
00:04:18,610 --> 00:04:20,320
‫ملقب به وینسنت تیاگو

12
00:04:20,320 --> 00:04:22,080
‫اسم جعلی. مدارک جعلی. همه‌چیزش جعلی

13
00:04:22,080 --> 00:04:24,410
‫و چیزی که درمورد قاصده می‌دونیم اینـه که

14
00:04:24,410 --> 00:04:26,200
‫۲۴ ساعت قبل از سقوط رسیده اینجا

15
00:04:26,200 --> 00:04:27,950
‫که نشون می‌دونه از سقوط خبر داشته

16
00:04:27,950 --> 00:04:30,290
‫منتظر بوده هولاک رو ملاقات کنه و
‫آرشیو رو بهش بده

17
00:04:30,290 --> 00:04:32,500
‫اما از کجا می‌دونستن هولاک
‫قراره اینجا سقوط کنه؟

18
00:04:33,540 --> 00:04:36,750
‫شاید انتخاب هر دوشون بوده که
‫هواپیما رو دقیقاً همین‌جا بنشونن

19
00:04:36,750 --> 00:04:38,040
‫چرا؟

20
00:04:38,040 --> 00:04:39,420
‫مگه اینجا و آلاسکا چی داره؟

21
00:04:39,420 --> 00:04:42,840
‫خرس، کالباس اسپم، حشراتی که از
‫بیشتر پرنده‌ها هم گنده‌ترن

22
00:04:45,390 --> 00:04:46,760
‫این دیگه چیـه؟

23
00:04:46,760 --> 00:04:50,350
‫قراره توی مکا، یه جشن برای جمع‌آوری پول
‫واسه خانواده‌ی دانی برگزار شه

24
00:04:50,350 --> 00:04:51,820
‫آبجو و غذا میدن

25
00:04:51,820 --> 00:04:53,600
‫اگه شانسم بگه، بزن و برقص هم هست

26
00:04:53,600 --> 00:04:56,230
‫آبجو و بزن و برقص تو مراسم ترحیم؟
‫اونم وسط تعقیب و گریز؟

27
00:04:56,230 --> 00:04:59,650
‫مجلس ترحیم نیست.
‫تو قبایل ما، بهش میگن «پات‌لچ»

28
00:04:59,650 --> 00:05:02,340
‫وقتی یکی از آشناها فوت میشه،
‫کل جامعه حاضر میشن

29
00:05:02,340 --> 00:05:05,130
‫در حد توان‌شون کمک می‌کنن تا
‫بار خانواده سبک‌تر شه

30
00:05:05,130 --> 00:05:08,880
‫فرانک، یه مأمور گشت پشت خط شماره ۲ـه.
‫میگه کارش واجبـه

31
00:05:08,880 --> 00:05:09,880
‫رمنیک هستم

32
00:05:11,040 --> 00:05:13,620
‫سلام فرانک

33
00:05:13,620 --> 00:05:16,420
‫چقدر خوشحال شدم که دوباره
‫صدات رو شنیدم

34
00:05:16,420 --> 00:05:17,580
‫الان میرم تو کارش

35
00:05:17,580 --> 00:05:20,820
‫فکر می‌کردم جنازه‌ت رو تو
‫سرددشت‌های آلاسکا پیدا کنم

36
00:05:20,820 --> 00:05:23,190
‫خدا رو شکر همیشه به چیزی که می‌خوای،
‫نمی‌رسی

37
00:05:23,190 --> 00:05:25,590
‫شانس بهم رو کرد.
‫حالت چطوره؟

38
00:05:25,590 --> 00:05:28,090
‫خسته و کوفته‌م، تو چی؟

39
00:05:28,810 --> 00:05:30,140
‫خیلی خوبم

40
00:05:30,140 --> 00:05:33,560
‫با توجه به این که از سقوط هواپیما و
‫تعقیب و گریز زنده موندم

41
00:05:33,560 --> 00:05:35,350
‫کار آلاسکا هنوز باهات تموم نشده

42
00:05:35,350 --> 00:05:37,150
‫بازرس بریگز کجاس؟

43
00:05:37,810 --> 00:05:40,020
‫یه تماس گرفته شده.
‫پشت خط شماره ۲ـه

44
00:05:40,020 --> 00:05:41,950
‫خیلی خب

45
00:05:41,950 --> 00:05:44,320
‫چیزهای بیشتری درموردت خوندم، فرانک

46
00:05:44,320 --> 00:05:48,320
‫درمورد اون زمان که تو شیکاگو بودی و
‫برگشتی خونه

47
00:05:50,970 --> 00:05:52,720
‫نمی‌دونستم دخترت رو از دست دادی

48
00:05:53,580 --> 00:05:56,460
‫تسلیت میگم، فرانک.
‫باورش خیلی سختـه

49
00:05:56,460 --> 00:05:58,330
‫زنگ زدی درمورد دخترم حرف بزنی؟

50
00:05:58,330 --> 00:06:00,000
‫نه. زنگ زدم باهات حرف بزنم

51
00:06:00,000 --> 00:06:03,550
‫چون مسیری که داخلش هستیم
‫مستلزمِ درک متقابلـه

52
00:06:04,210 --> 00:06:05,920
‫و برای این کار هم،
‫باید خصوصی حرف بزنیم

53
00:06:05,920 --> 00:06:07,570
‫میشه لطفاً گوشی رو از بلندگو برداری؟

54
00:06:07,570 --> 00:06:10,010
‫نظرت چیه خودت رو تحویل بدی تا
‫هر چقدر خواستی گپ بزنیم؟

55
00:06:10,010 --> 00:06:12,510
‫جدی میگم، فرانک.
‫قضیه مهمـه

56
00:06:13,020 --> 00:06:14,330
‫گوشی رو بردار

57
00:06:16,230 --> 00:06:18,940
‫بردفورد از سوئیچ تخریبت ترسیده

58
00:06:18,940 --> 00:06:20,230
‫دنبال آتش‌بسـه

59
00:06:20,230 --> 00:06:21,900
‫مایلـه مذاکره کنـه

60
00:06:23,310 --> 00:06:24,980
‫من عاشقت بودم، سیدنی

61
00:06:25,010 --> 00:06:28,460
‫اما تو اومدی اینجا و
‫می‌خوای گیرم بندازی

62
00:06:28,490 --> 00:06:30,450
‫واسه همین باید با فرانک حرف بزنم

63
00:06:30,480 --> 00:06:32,450
‫فرانک، لطفاً گوشی رو بردار

64
00:06:32,450 --> 00:06:34,080
‫نمی‌خوام جلوی بقیه این کار رو بکنم

65
00:06:34,080 --> 00:06:36,540
‫- چی‌کار کنی؟
‫- درمورد رازمون حرف بزنم

66
00:06:42,880 --> 00:06:44,130
‫ممنون، فرانک

67
00:06:44,130 --> 00:06:46,460
‫راستش برام خیلی مهمـه که بهت ثابت کنم

68
00:06:46,460 --> 00:06:47,760
‫پای حرفم وایمیسم

69
00:06:48,590 --> 00:06:50,510
‫زنت رو که بهت برگردوندم

70
00:06:50,930 --> 00:06:53,890
‫درمورد اون تفنگه که تو خونه‌ت
قایم کرده بودی، ‫حرفی نزدم

71
00:06:53,890 --> 00:06:57,980
‫در ازاش فقط یه چیز ازت می‌خوام...

72
00:06:57,980 --> 00:07:01,090
‫این که جواب یه سؤالی رو بدی

73
00:07:01,690 --> 00:07:02,900
‫فقط یه سؤال

74
00:07:03,730 --> 00:07:04,820
‫سؤالت چیـه؟

75
00:07:04,820 --> 00:07:07,820
‫باید بهم قول بدی که راستش رو بگی، فرانک

76
00:07:08,490 --> 00:07:10,780
‫- این کار رو می‌کنی؟
‫- سؤالت چیـه؟

77
00:07:10,780 --> 00:07:12,490
‫خیلی ساده‌ست، فرانک

78
00:07:14,120 --> 00:07:15,790
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

79
00:07:16,620 --> 00:07:19,160
‫عجله نکن. راست بگو

80
00:07:19,160 --> 00:07:20,710
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

81
00:07:21,880 --> 00:07:23,000
‫آره یا نه؟

82
00:07:24,380 --> 00:07:25,380
‫آره

83
00:07:26,090 --> 00:07:27,510
‫ممنون، فرانک

84
00:07:32,390 --> 00:07:34,890
‫پیداش کردم. محلیـه.
‫شماره ثابتـه

85
00:07:34,890 --> 00:07:37,140
‫زنگ بزن به شرکت تلفن،
‫ببین شماره مال کیـه

86
00:07:37,140 --> 00:07:38,140
‫همین حالا، یالا

87
00:07:56,280 --> 00:07:58,160
‫- فرانک!
‫- بله؟

88
00:07:59,290 --> 00:08:00,290
‫سارائـه

89
00:08:01,370 --> 00:08:02,670
‫- سارا؟
‫- فرانک؟

90
00:08:02,670 --> 00:08:04,920
‫اونا رفتن. اونا... از کلبه رفتن

91
00:08:04,920 --> 00:08:06,380
‫لوک و کیرا... رفتن

92
00:08:06,380 --> 00:08:07,590
‫هی، هی، آروم باش. چی میگی؟

93
00:08:07,590 --> 00:08:09,840
‫مأمور گشته هم... مُرده

94
00:08:09,840 --> 00:08:10,880
‫کجایی؟

95
00:08:10,880 --> 00:08:13,090
‫تو پمپ بنزین پایین کوهم

96
00:08:13,090 --> 00:08:15,050
‫خیلی خب، از جات تکون نخور.
‫میام پیشت

97
00:08:15,050 --> 00:08:16,510
‫- فرانک
‫- گوشی. چیـه؟

98
00:08:16,510 --> 00:08:18,470
‫یه شکارچی کیرا مور رو پیدا کرده،
‫زنده‌ست

99
00:08:18,470 --> 00:08:20,640
‫- لوک چطور؟
‫- کیرا گفته پیش یه زندانیـه

100
00:08:20,640 --> 00:08:23,770
‫لوک رو پیدا می‌کنیم. دوستت دارم،
‫گوشی رو میدم دست هاچ

101
00:08:24,100 --> 00:08:26,190
‫مأمورها را اعزام کن،
‫هشدار کودک‌ربایی صادر کن

102
00:08:26,190 --> 00:08:28,980
‫به برج مراقبت بگو هلی‌کوپترشون رو می‌خوام.
‫هولاک باید منتظر بمونه

103
00:08:28,980 --> 00:08:29,980
‫برو

104
00:08:39,040 --> 00:08:41,200
‫- کجاس؟
‫- پیش بهیار دهکده‌مونـه

105
00:08:41,200 --> 00:08:43,040
‫بی‌هوش بود اما الان به هوش اومده

106
00:08:43,040 --> 00:08:44,540
‫- شما پیداش کردی؟
‫- بله، قربان

107
00:08:44,540 --> 00:08:46,940
‫حدود ۶ کیلومتر عقب‌تر،
‫کنار جاده پیداش کردم

108
00:08:51,050 --> 00:08:52,920
‫لورنا، سوزی

109
00:08:54,300 --> 00:08:55,340
‫حالت خوبـه؟

110
00:08:56,010 --> 00:08:57,700
‫بیا بغلم. بیا بغلم

111
00:08:58,470 --> 00:08:59,680
‫واقعاً شرمنده‌م

112
00:08:59,680 --> 00:09:01,850
‫وای، تو شرمنده نباش، خب؟

113
00:09:03,230 --> 00:09:05,690
‫من رو نگاه کن.
‫چیزی نیست که بابتش شرمنده باشی

114
00:09:05,690 --> 00:09:07,710
‫خب؟ جات امنـه

115
00:09:08,940 --> 00:09:10,680
‫برات کمک میاریم

116
00:09:12,400 --> 00:09:14,570
‫خب؟ تا اون موقع هم...

117
00:09:15,360 --> 00:09:18,890
‫باید به چندتا عکس نگاه کنی و
‫کمکم کنی کسی که لوک پیششـه رو شناسایی کنم

118
00:09:31,050 --> 00:09:33,130
‫- اینـه؟
‫- نه

119
00:09:33,130 --> 00:09:34,630
‫تو که بهم شلیک نمی‌کنی

120
00:09:35,430 --> 00:09:37,550
‫اون‌موقع فرصتش رو داشتی و نکردی

121
00:09:37,550 --> 00:09:39,390
‫- همینـه
‫- مطمئنی؟

122
00:09:39,390 --> 00:09:41,060
‫- کاملاً
‫- جدی؟

123
00:09:41,890 --> 00:09:44,020
‫باشه، چیزی نیست.
‫چیزیت نیست، بیا بغلم

124
00:09:44,020 --> 00:09:46,850
‫می‌زنم. به خدا می‌زنم

125
00:09:46,850 --> 00:09:48,400
‫اگه من رو بکشی،

126
00:09:48,400 --> 00:09:51,470
‫هر دفعه که چشمات رو ببندی،
‫قیافه‌ی من یادت می‌افته

127
00:09:55,400 --> 00:09:58,110
‫- تا بزرگراه چقدر راهـه؟
‫- با ماشین ۱۳ کیلومتر

128
00:09:58,110 --> 00:09:59,370
‫۲ کیلومتر هم پیاده

129
00:09:59,370 --> 00:10:00,850
‫ماشین برف‌روبم رو میارم

130
00:10:05,910 --> 00:10:09,330
‫سارا، اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫مأمورها رو فرستادم کلبه

131
00:10:09,330 --> 00:10:10,750
‫- لوک اینجاست؟
‫- نه

132
00:10:10,750 --> 00:10:12,880
‫هاچ گفت پیش یه زندانیـه.
‫می‌دونی کجا؟

133
00:10:12,880 --> 00:10:14,920
‫نه. اما می‌دونم طرف کیـه و
‫کجا بوده

134
00:10:14,920 --> 00:10:16,800
‫کیرا گفت تو بزرگراه تصادف کردن

135
00:10:16,800 --> 00:10:18,310
‫وایسا ببینم... تو آوردیش اینجا؟

136
00:10:18,330 --> 00:10:19,340
‫خب، اصرار کرد

137
00:10:19,340 --> 00:10:21,000
‫خیلی خب، باشه، باید سوئیچت رو بدی من

138
00:10:21,000 --> 00:10:22,350
‫خدایا، من هم باهات میام

139
00:10:22,350 --> 00:10:24,140
‫شاید بهتره من هم باهاتون بیام

140
00:10:24,140 --> 00:10:25,520
‫- نه
‫- نه. تو بمون همین‌جا

141
00:10:25,520 --> 00:10:26,680
‫خب می‌خوام کمک کنم

142
00:10:27,560 --> 00:10:29,770
‫گوش کن، کیرا مور داخل کلبه‌ست

143
00:10:29,770 --> 00:10:31,270
‫نمی‌دونی اون دختره چیا کشیده،

144
00:10:31,270 --> 00:10:33,070
‫باهاش حرف بزن.
‫به مامانش خبر بده

145
00:10:33,070 --> 00:10:34,480
‫باشه

146
00:10:35,030 --> 00:10:36,150
‫وانت من چی میشه؟

147
00:10:36,150 --> 00:10:39,680
‫بالأخره قراره وانتت عین یه وانت واقعی
رونده بشه

148
00:11:06,980 --> 00:11:08,060
‫سلام؟

149
00:11:08,770 --> 00:11:09,890
‫کسی اینجاست؟

150
00:11:18,950 --> 00:11:20,490
‫سوئیچت رو بده من

151
00:11:26,790 --> 00:11:28,370
‫مادرقحبه

152
00:11:31,080 --> 00:11:32,130
‫ممنون

153
00:11:41,010 --> 00:11:42,390
‫بلد نیستم این رو برونم

154
00:11:42,390 --> 00:11:44,970
‫خب، به نفعتـه یاد بگیری، قند عسلم

155
00:11:44,970 --> 00:11:46,540
‫من و تو یه کاری هست که باید بکنیم

156
00:11:56,786 --> 00:11:58,505
« مقر سیا »
« لانگلی، ویرجینیا »

157
00:11:58,530 --> 00:12:00,360
‫- کِی این اتفاق افتاده؟
‫- همین الان آنلاینـه

158
00:12:00,360 --> 00:12:02,260
‫می‌دونیم کجاست؟

159
00:12:05,370 --> 00:12:07,580
‫خودشـه، خانم. هولاکـه

160
00:12:07,580 --> 00:12:09,020
‫می‌خواستیم وقتی آنلاین شد،

161
00:12:09,020 --> 00:12:11,330
‫سوئیچ تخریبی که به آرشیو وصل کرده رو
قطع کنیم

162
00:12:11,330 --> 00:12:12,710
‫- الان خودش داره تایپ می‌کنه؟
‫- بله

163
00:12:12,710 --> 00:12:14,920
‫بیشتر از یه دقیقه‌ست که مشغولشـه که احتمالاً

164
00:12:14,920 --> 00:12:17,550
‫داره از یه‌جور رمز چندعاملی
‫برای بازنشانی سوئیچ استفاده می‌کنه

165
00:12:17,550 --> 00:12:19,180
‫- هنوز زنده‌ست
‫- و همچنان یه تهدیده

166
00:12:19,210 --> 00:12:21,010
‫از این میشه فهمید که کجاست؟

167
00:12:21,010 --> 00:12:22,780
‫داره سرتاسر دنیا سیگنال می‌فرسته

168
00:12:22,780 --> 00:12:26,180
‫حتی نمی‌تونیم لایه‌ی اول
رمزگذاریش رو هم باز کنیم

169
00:12:26,180 --> 00:12:29,020
‫جونی، باید این سوئیچ رو قطع کنی و
‫باید بدونی که

170
00:12:29,020 --> 00:12:32,810
‫همه‌ی منابع سازمان، برای پیدا کردنِ
‫یه راه‌حل رو در اختیار داری

171
00:12:32,810 --> 00:12:33,900
‫از پسش بر میای؟

172
00:12:33,900 --> 00:12:36,260
‫- بله، خانم
‫- خوبـه. شروع کن

173
00:12:36,260 --> 00:12:38,200
‫همین الان کارت رو شروع کن

174
00:12:42,740 --> 00:12:45,030
‫شرکت تلفنی بود

175
00:12:45,030 --> 00:12:47,920
‫تأیید کردن شماره‌‌ای که از
‫ثبت‌کننده‌ی ارتباطی‌مون برداشتیم

176
00:12:47,920 --> 00:12:50,700
‫مال کلوندایک لاج،
‫بزرگراه پارکس، اتاق ۱۳۰ـه

177
00:12:50,700 --> 00:12:52,290
‫هولاکـه. اونجاست

178
00:12:52,290 --> 00:12:53,960
‫چقدر طول می‌کشه بشه حکم گرفت؟

179
00:13:01,760 --> 00:13:02,840
‫پلیس فربنکس

180
00:13:03,970 --> 00:13:04,970
‫امنـه

181
00:13:06,470 --> 00:13:07,470
‫امنـه

182
00:13:20,360 --> 00:13:21,730
‫کاملاً امنـه

183
00:13:28,370 --> 00:13:29,620
‫اینجا بوده

184
00:13:30,410 --> 00:13:31,620
‫همه‌جا رو بگردید

185
00:14:01,480 --> 00:14:04,690
‫فرانک، من تحقیق کردم.
‫این یارو که پسرت رو برده، خطرناکـه

186
00:14:04,690 --> 00:14:08,030
‫رومرو پارانوئید بالینی داره و
‫یه جنایت‌کار روانیـه

187
00:14:08,030 --> 00:14:11,160
‫با نمره‌ی ممتاز از آکادمی نیروی دریایی
‫فارغ‌التحصیل شده

188
00:14:11,160 --> 00:14:13,370
‫مهندسی رباتیک و کنترل داره

189
00:14:13,370 --> 00:14:15,240
‫برای تحصیلات تکمیلیش رفته دارپا و

190
00:14:15,240 --> 00:14:18,040
‫اونجا همه‌جور ابزار نظارتی‌ای ساخته

191
00:14:18,040 --> 00:14:19,380
‫پس کجای کارش اشتباه رفته؟

192
00:14:19,380 --> 00:14:20,810
‫طبق اسناد دادگاه،

193
00:14:20,840 --> 00:14:23,640
‫رومرو معتقد بوده که مافوق‌هاش توی دارپا
‫جاسوسیش رو می‌کنن

194
00:14:23,640 --> 00:14:25,090
‫از طریق کامپیوتر و موبایلش

195
00:14:25,090 --> 00:14:27,180
‫ظاهراً دچار یه‌جور فروپاشی روانی شده بود

196
00:14:27,180 --> 00:14:29,800
‫دو هفته بعدش، ۶ تا کارمند فدرال رو می‌کشه

197
00:14:29,800 --> 00:14:32,640
‫تو ساختمان‌هایی که فکر می‌کرده
‫ایستگاه شنود دولتـه، بمب‌ می‌ذاره

198
00:14:32,640 --> 00:14:35,480
‫همسایه‌ش رو هم کشته،
‫سه‌تا از دندون‌هاش رو کشیده و

199
00:14:35,480 --> 00:14:38,350
‫سگش رو تیکه‌تیکه کرده و
‫دنبال دستگاه شنود گشته

200
00:14:38,350 --> 00:14:39,920
‫- وای خدا
‫- کیرا شنیده که

201
00:14:39,920 --> 00:14:42,930
‫رومرو داشته از گرفتن انتقام از یه معشوقه‌ی
‫ قدیمی حرف می‌زده. چیزی هست؟

202
00:14:42,930 --> 00:14:44,110
‫اینجا حرفی از زنی زده نشده

203
00:14:44,110 --> 00:14:47,450
‫زندگی شخصیش رو بررسی کن.
‫ببین دوست‌دختر یا همکار زن داشته؟

204
00:14:47,450 --> 00:14:48,780
‫باید بدونم کجا داره میره

205
00:14:48,780 --> 00:14:52,780
‫در ضمن فرانک، رد تماس هولاک رو که گرفتیم
‫به یه هتل تو همین‌جا رسیدیم

206
00:14:52,780 --> 00:14:54,740
‫هزینه‌ش رو قاصد پرداخت کرده بود

207
00:14:54,740 --> 00:14:58,020
‫فعلاً اون رو ول کن. بچسب به همون رومرو.
‫باید بدونم کجا داره میره

208
00:15:01,740 --> 00:15:05,050
‫فکر می‌کردم جای جفت‌شون امنـه.
‫خب؟ جدی میگم، فقط...

209
00:15:05,050 --> 00:15:09,030
‫از یه طرف درگیر تحقیقاتیم،
‫از طرف دیگه تو...

210
00:15:10,390 --> 00:15:11,640
‫یه چیزی بگو

211
00:15:12,350 --> 00:15:13,470
‫چی می‌خوای بگم؟

212
00:15:13,470 --> 00:15:16,850
‫حرفی نیست که بزنم چون اوضاع خوب نیست

213
00:15:18,810 --> 00:15:21,480
‫لعنتی، من می‌ترسم، درمونده‌ام

214
00:15:21,480 --> 00:15:24,480
‫و این اتفاق که جلوی چشم خودت اتفاق افتاده
‫اصلاً قابل توجیه نیست

215
00:15:24,480 --> 00:15:26,360
‫پس نه. نمی‌خوام حرف بزنم

216
00:15:26,360 --> 00:15:27,400
‫می‌خوام درستش کنی

217
00:15:27,400 --> 00:15:29,700
‫یه راه‌حل می‌‌خوام و
‫می‌خوام پسرمون رو پیدا کنی

218
00:15:29,700 --> 00:15:32,320
‫هی! هی! هی! وایسا!

219
00:15:33,990 --> 00:15:35,330
‫چی شده؟

220
00:15:35,330 --> 00:15:37,160
‫- جاکش به سمتم شلیک کرد
‫- کی؟ چی شده؟

221
00:15:37,160 --> 00:15:40,020
‫ماشین رو دیدم،
‫وایسادم تا ببینم حال همه خوب باشه

222
00:15:40,020 --> 00:15:41,710
‫یکی‌شون این پسر بود؟

223
00:15:41,710 --> 00:15:43,960
‫- آره، خودشـه
‫- آسیب دیده بود؟

224
00:15:43,960 --> 00:15:45,040
‫خب، جفت‌شون آسیب دیده بودن

225
00:15:45,040 --> 00:15:47,510
‫اون پسر ماست.
‫یه زندانی فدرال گروگانش گرفته

226
00:15:47,510 --> 00:15:49,540
‫اطلاعات مدل و برند ماشینت رو می‌خوام

227
00:15:49,560 --> 00:15:51,630
‫نمی‌دونم. مال من نیست.
‫کامیون دولتیـه

228
00:15:51,630 --> 00:15:53,390
‫- با خیش نمک‌ می‌پاشه
‫- نمک‌پاشه، خیلی خب

229
00:15:53,390 --> 00:15:54,680
‫خیلی خب، از کدوم‌ور رفتن؟

230
00:15:54,680 --> 00:15:56,140
‫- شرق
‫- برو! برو!

231
00:15:56,140 --> 00:15:57,430
‫نیروی کمکی می‌فرستیم

232
00:16:01,140 --> 00:16:02,150
‫هی

233
00:16:02,650 --> 00:16:06,400
‫اون موقع که هولاک زنگ زده بود،
‫منظورش چی بود که نمی‌خواست

234
00:16:06,400 --> 00:16:08,640
‫جلوی ما درمورد راز فرانک حرف بزنه؟

235
00:16:08,670 --> 00:16:09,900
‫قضیه چی بود؟

236
00:16:09,900 --> 00:16:11,490
‫احتمالاً یه زرت و پرتی کرده

237
00:16:12,610 --> 00:16:13,660
‫آره...

238
00:16:13,660 --> 00:16:15,060
‫من هم همین فکر رو کردم

239
00:16:35,390 --> 00:16:38,750
‫مال اون نیستن.
‫هر سه تاش مال دوستشن، همون قاصده

240
00:16:39,850 --> 00:16:41,770
‫می‌دونیم هولاک از این اتاق زنگ زده

241
00:16:41,770 --> 00:16:43,730
‫مدیر اینجا گفت قاصد نقدی حساب کرده

242
00:16:43,730 --> 00:16:46,360
‫باید یه مخفی‌گاه یا محل قراری در کار باشه

243
00:16:51,820 --> 00:16:52,900
‫اسکافیلد هستم

244
00:16:52,900 --> 00:16:54,410
‫جواب تماس‌هام رو نمیدی؟

245
00:16:54,990 --> 00:16:58,330
‫نه، این‌طوری نیست که خودم نخوام بدم.
‫دکل‌ها از کار افتادن

246
00:16:58,330 --> 00:17:00,500
‫و فقط می‌تونم با وای‌فای
تماس بگیرم که داغونـه

247
00:17:00,500 --> 00:17:01,790
‫مامان دوباره افتاده

248
00:17:01,790 --> 00:17:04,410
‫- حالش خوبـه؟
‫- نه، حالش خیلی بده

249
00:17:04,900 --> 00:17:06,420
‫از ماجرای گوشی‌ها خبر داری؟

250
00:17:06,420 --> 00:17:08,500
‫مامان گفت دیروز چندنفر اومدن اینجا

251
00:17:08,500 --> 00:17:11,340
‫چون بابا یه خط تلفن جدید
‫برای خودش سفارش داده

252
00:17:11,840 --> 00:17:15,220
‫باید یادت بیارم، بابا نزدیک ۲۰ ساله که
‫هیچ تماسی نگرفته

253
00:17:15,220 --> 00:17:17,600
‫- خیلی خب، مطمئنم یه دلیلی داشته...
‫- دکترها معاینه‌ش کردن

254
00:17:17,600 --> 00:17:20,350
‫تشخیص‌شون قطعیـه،
‫مامان زوال عقل عروقی داره

255
00:17:20,350 --> 00:17:21,890
‫خب باید نظر دکتر دیگه‌ای هم بپرسیم

256
00:17:21,890 --> 00:17:24,350
‫انتظار ندارم متوجه باشی.
‫این اخلاقت به بابا رفته

257
00:17:24,350 --> 00:17:25,980
‫خب دیگه، یکم انصاف داشته باش

258
00:17:26,520 --> 00:17:28,190
‫مامان رو می‌ذاریم خانه سالمندان

259
00:17:28,190 --> 00:17:29,480
‫گفتم بهتره بدونی

260
00:17:30,070 --> 00:17:32,690
‫- مالی؟
‫- من باید برم، دارم صدام می‌زنه

261
00:17:36,820 --> 00:17:38,070
‫چی پیدا کردید؟

262
00:17:42,290 --> 00:17:43,860
‫آرشیو رو

263
00:17:44,710 --> 00:17:47,290
‫- جمعش کنید. همه‌چی رو جمع کنید
‫- باشه. خیلی خب

264
00:17:59,550 --> 00:18:01,180
‫اینجا دیگه کجاس؟

265
00:18:33,800 --> 00:18:35,090
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

266
00:18:37,340 --> 00:18:39,010
‫من قبلاً دیده‌بان بودم

267
00:18:40,340 --> 00:18:43,620
‫شغلم نظارتِ مردم بود.
‫تا تو زندگی شخصی‌شون سرک بکشم

268
00:18:45,270 --> 00:18:48,520
‫دولت خیال کرده اگه حواسش به مردم باشه،

269
00:18:48,520 --> 00:18:50,360
‫می‌تونه ساکت نگهشون داره

270
00:18:50,360 --> 00:18:51,810
‫کنترل‌شون کنه

271
00:18:52,650 --> 00:18:54,230
‫اما من مردم رو می‌شناسم

272
00:18:55,610 --> 00:18:57,240
‫چندین ساله تحلیل‌شون کردم

273
00:18:59,030 --> 00:19:00,200
‫و حقیقت اینـه که...

274
00:19:02,200 --> 00:19:03,330
‫واقعیت...

275
00:19:04,790 --> 00:19:08,870
‫اینـه که آشوب، حالت طبیعی مائه

276
00:19:08,870 --> 00:19:11,540
‫مردم آشفته‌ن. درهم‌شکسته‌ن

277
00:19:11,540 --> 00:19:15,710
‫اما این دلیل نمیشه که
دولت بخواد سربه‌سرمون بذاره

278
00:19:28,100 --> 00:19:29,480
‫کمکم کن

279
00:19:31,600 --> 00:19:32,690
‫یالا دیگه

280
00:19:35,780 --> 00:19:37,320
‫اون‌طرفش رو بگیر

281
00:19:50,960 --> 00:19:51,960
‫این دیگه چیه؟

282
00:19:53,960 --> 00:19:57,880
‫بچه‌، این سورپرایزیـه که اون جاکشا
‫هیچ‌جوره انتظارش رو ندارن

283
00:19:58,600 --> 00:20:01,700
‫قسمت جالبش حالا شروع میشه

284
00:20:06,720 --> 00:20:08,020
‫نتیجه‌ی حرفات با تاد چی شد؟

285
00:20:09,180 --> 00:20:12,400
‫خب... توضیحش سختـه

286
00:20:13,940 --> 00:20:16,720
‫حالا شاید بد نباشه یه امتحانی بکنی

287
00:20:18,150 --> 00:20:20,100
‫حس می‌کنم که...

288
00:20:20,100 --> 00:20:23,510
‫با همدیگه روراست نیستیم

289
00:20:26,990 --> 00:20:28,080
‫خیلی خب

290
00:20:28,080 --> 00:20:30,620
‫- و به نظرم باید حرف بزنیم
‫- در مورد چی؟

291
00:20:33,540 --> 00:20:35,460
‫فرانک، مارک اومده.
‫صدام رو داری؟

292
00:20:38,670 --> 00:20:39,920
‫فرانک به گوشـه

293
00:20:39,920 --> 00:20:43,260
‫به همه‌‌ی واحدا گزارش کامیون نمک‌پاش رو
‫دادیم اما ممکنه سرنخ دیگه‌ای هم باشه

294
00:20:43,260 --> 00:20:46,680
‫گزارش اومده که یکی از پست‌های برق
از کار افتاده

295
00:20:46,680 --> 00:20:49,390
‫۲۰ دقیقه پیش، خبر قطعی برق به
‫بخش عمیلاتی داده شد

296
00:20:49,390 --> 00:20:51,850
‫فکر می‌کنی ممکنـه به لوک ربط داشته باشه؟

297
00:20:51,850 --> 00:20:53,690
‫اون ایستگاه کجاس؟

298
00:21:21,800 --> 00:21:22,880
‫آره، اونا اینجا بودن

299
00:21:23,550 --> 00:21:26,300
‫لعنتی! برو سمت ماشین!
‫برگرد تو وانت!

300
00:21:33,180 --> 00:21:34,270
‫- خوبی؟
‫- آره

301
00:21:39,900 --> 00:21:41,230
‫هاچ

302
00:21:42,690 --> 00:21:44,320
‫به کاری که می‌خوای بکنی فکر کن

303
00:21:44,320 --> 00:21:45,700
طبق پروتکل پیش میرم

304
00:21:45,700 --> 00:21:48,620
‫اون هارد تهدیدی برای امنیت ملیـه

305
00:21:49,160 --> 00:21:53,160
‫اگه آرشیو رو بدی به اف‌بی‌آی،
‫وارد زنجیره‌ی مستندسازی میشه

306
00:21:53,910 --> 00:21:55,160
‫و دیگه جلوش رو نمیشه گرفت

307
00:21:55,160 --> 00:21:56,980
‫بحثی در این مورد نمی‌کنم

308
00:22:00,840 --> 00:22:04,720
‫صبر کن از سیا بهم خبر بدن.
‫اگه فرانک هم بود، قبول می‌کرد

309
00:22:04,720 --> 00:22:07,390
‫فرانک فقط نگران پسر خودشـه، خب؟

310
00:22:07,390 --> 00:22:11,140
‫بعدشم، یه بار جعبه سیاه از کف‌مون رفت،
‫نمی‌ذارم این هم از کف‌مون بره

311
00:22:11,140 --> 00:22:12,270
‫طبق پروتکلـه

312
00:22:12,270 --> 00:22:15,770
‫اگه هولاک از خودش به جا گذاشته،
‫یعنی کارش دلیل داشته

313
00:22:15,770 --> 00:22:18,100
‫یهویی که این هارد رو پیدا نکردیم

314
00:22:18,730 --> 00:22:19,770
‫این یه تله‌ست

315
00:22:20,570 --> 00:22:22,860
‫این هارد رو میدم به بخش تحقیقات ویژه

316
00:22:22,860 --> 00:22:27,490
‫شاید خودش خواسته این رو بفرستیم به ایلسون،
‫مثل یه‌جور اسب تروجان

317
00:22:28,570 --> 00:22:30,740
‫دیگه توهم برت داشته

318
00:22:30,740 --> 00:22:32,620
‫- فقط همین بود؟
‫- فقط همین بود

319
00:22:34,830 --> 00:22:38,370
‫هولاک خواسته اون هارد رو پیدا کنیم و
‫به عنوان مدرک ثبتش کنیم

320
00:22:38,370 --> 00:22:39,830
‫مثل همین کاری که داری می‌کنی

321
00:22:39,830 --> 00:22:42,670
‫خب، یادت باشه وقتی دستگیرش کردیم
‫ازم تشکر کنی، خب؟

322
00:22:49,930 --> 00:22:51,850
‫فرانک، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

323
00:22:51,850 --> 00:22:53,510
‫تو گذشته‌ی رومرو سرک کشیدم

324
00:22:53,510 --> 00:22:55,890
‫این یارو کلی ویدیو تو اینترنت گذاشته

325
00:22:55,890 --> 00:22:59,060
‫مکان‌هایی رو نشون میده که فکر می‌کنه،
‫ناقض حریم خصوصی‌ان

326
00:22:59,060 --> 00:23:02,400
‫سفارت‌خونه‌ها، دکل‌ها،
همه‌جور پایگاه‌های نظامی

327
00:23:02,400 --> 00:23:03,940
‫که من رو به یه فکری انداخت

328
00:23:03,940 --> 00:23:07,150
‫رومرو گفته می‌خواد از یه
‫معشوقه‌ی قدیمی انتقام بگیره

329
00:23:07,150 --> 00:23:09,450
‫اما اگه اشتباه منظورش رو فهمیده باشیم چی؟

330
00:23:09,450 --> 00:23:11,870
‫فکر می‌کنی منظورش با شخصی نبوده؟

331
00:23:12,660 --> 00:23:15,020
‫فکر می‌کنم منظورش از معشوقه، یه مکانـه

332
00:23:16,520 --> 00:23:19,020
‫این کابل برق‌ها به کجا میرن؟

333
00:23:19,830 --> 00:23:21,750
‫دلتا جانکشن، توک...

334
00:23:21,750 --> 00:23:23,460
‫مگه گاکونا تو اون مسیر نیست؟

335
00:23:23,460 --> 00:23:25,170
‫تأسیسات هارپ اونجا قرار داره

336
00:23:25,170 --> 00:23:28,380
‫گوش کن کول، پست برقی که رومرو ترکونده،
‫تأمین‌کننده‌ی برقِ

337
00:23:28,380 --> 00:23:31,300
‫یه آزمایشگاه تحقیقاتی نظامی سمت جنوب اینجاس

338
00:23:31,300 --> 00:23:32,560
‫هدفش اونجاست

339
00:23:32,590 --> 00:23:35,540
‫اون دنبال پایگاه تحقیقاتی نظامیـه

340
00:23:42,150 --> 00:23:43,310
‫اینجا دیگه کجاس؟

341
00:23:43,820 --> 00:23:46,480
هدف‌مون این سلیطه‌ست

342
00:23:49,950 --> 00:23:53,100
‫لانگلی گفته پاسپورت‌های تیاگو
‫همه‌شون جعلی‌ان و

343
00:23:53,100 --> 00:23:55,790
‫اثر انگشتی هم ازش ثبت نشده

344
00:23:56,780 --> 00:23:58,350
‫- کول؟
‫- آره. ممنون

345
00:23:59,290 --> 00:24:00,460
‫- الو؟
‫- هی

346
00:24:01,000 --> 00:24:02,040
‫سیدنی؟

347
00:24:03,180 --> 00:24:06,020
‫می‌تونم توجهت رو به یه بلیط بخت‌آزمایی
جلب کنم؟

348
00:24:06,500 --> 00:24:07,710
‫بلیط بخت‌آزمایی؟

349
00:24:07,710 --> 00:24:08,970
‫واسه مراسم امشب

350
00:24:08,970 --> 00:24:10,380
‫برای دانی

351
00:24:10,380 --> 00:24:13,340
‫راست میگی. همون پات‌لچ

352
00:24:13,340 --> 00:24:14,430
‫قرعه‌کشی چیـه؟

353
00:24:14,430 --> 00:24:15,560
‫کلی چیز خوب داریم

354
00:24:15,560 --> 00:24:20,230
‫بشکه بنزین، یکم هیزم،
‫یه کلاه دست‌بافت خوشگل هم داریم

355
00:24:20,230 --> 00:24:21,990
‫گوشت گوزن دودی هم داریم،

356
00:24:22,014 --> 00:24:24,515
‫مگه این‌ که گیاه‌خوار باشی،
‫شاید بدت بیاد اما...

357
00:24:24,540 --> 00:24:26,260
‫۲۰ دلار

358
00:24:26,270 --> 00:24:28,510
‫دعا می‌کنم بشکه بنزین در بیاد

359
00:24:30,030 --> 00:24:31,820
‫آنتن‌دهی‌تون که ریده

360
00:24:38,950 --> 00:24:40,410
‫تلفن

361
00:24:41,290 --> 00:24:43,020
‫دارن گوش می‌کنن

362
00:24:45,250 --> 00:24:46,860
‫تلفن دارید ازش استفاده کنم؟

363
00:24:49,010 --> 00:24:52,010
‫- چیزی هم می‌خری؟
‫- ودکا. بدون یخ

364
00:24:56,320 --> 00:24:59,446
« دبستان کپیتول ریور »

365
00:25:01,480 --> 00:25:04,440
‫- الو؟
‫- مالی، خدا رو شکر

366
00:25:04,440 --> 00:25:07,480
‫باید حرف بزنیم. گفتی مامان توهم زده که
‫داشته با چند نفر

367
00:25:07,480 --> 00:25:08,860
‫از شرکت تلفنی حرف می‌زنه

368
00:25:08,860 --> 00:25:11,900
.توهم نزده
‫واقعاً یکی اومده تو خونه

369
00:25:11,900 --> 00:25:12,820
‫کی؟

370
00:25:12,820 --> 00:25:16,200
‫فکر کنم اف‌بی‌آی حکم گرفته و
‫دارن خط مامان رو شنود می‌کنن

371
00:25:16,740 --> 00:25:17,950
‫اصلاً نزدیک اون خط نشو

372
00:25:17,950 --> 00:25:20,160
‫سید، داری می‌ترسونیم.
‫قضیه چیه؟

373
00:25:20,160 --> 00:25:22,870
‫با کسی که نمی‌شناسی حرف نزن.
‫کسی رو تو خونه راه نده

374
00:25:22,870 --> 00:25:25,920
‫اگه هم چیز مشکوکی دیدی،
‫بهم زنگ بزن

375
00:25:25,920 --> 00:25:28,340
‫- فهمیدی؟
‫- قضیه همون پرونده‌ی حقوقیتـه؟

376
00:25:28,340 --> 00:25:30,000
‫فهمیدی؟

377
00:25:30,000 --> 00:25:33,340
‫گوشی‌ها شنود شدن، تحت نظریم.
‫آره، فهمیدم

378
00:25:34,220 --> 00:25:36,340
‫سیدنی، اومدم مدرسه دنبال زوئی

379
00:25:36,340 --> 00:25:38,350
‫همین حالا داره میاد سمت ماشین

380
00:25:38,350 --> 00:25:41,680
‫نمی‌خوام با این چرت و پرت‌هایی که
‫میگی بترسونمش، خب؟

381
00:25:41,680 --> 00:25:44,810
‫گوشی رو قطع می‌کنم اما اگه توی خطریم،
‫باید بهم زنگ بزنی

382
00:25:44,810 --> 00:25:47,510
‫خب؟ دارم گوشی رو قطع می‌کنم

383
00:25:51,531 --> 00:25:52,699
‫چی هست؟

384
00:25:53,283 --> 00:25:54,284
‫از طرف شوهرت

385
00:25:56,953 --> 00:25:58,997
‫واسه یکی دیگه وقت داری؟

386
00:26:03,334 --> 00:26:06,546
‫ژنرال تچر، بعد از ظهر به‌خیر.
‫معاون مارشال استیون کول هستم

387
00:26:06,546 --> 00:26:08,131
‫شرایط رو بهتون اطلاع دادن؟

388
00:26:08,131 --> 00:26:09,674
‫از قطعی باخبریم

389
00:26:09,674 --> 00:26:11,259
‫قطعی توسط یک محکوم فراری ایجاد شده

390
00:26:11,259 --> 00:26:13,360
‫که باور داریم ممکنه تأسیسات هارپ رو
هدف گرفته باشه

391
00:26:13,385 --> 00:26:15,679
‫هارپ. معنیش چیه؟

392
00:26:16,097 --> 00:26:18,766
‫برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا

393
00:26:18,766 --> 00:26:21,102
‫بخشی از برنامه دارپای قدیمی بود

394
00:26:21,102 --> 00:26:22,312
‫تهدید جدی‌ای هست؟

395
00:26:22,312 --> 00:26:26,482
‫چیز دقیقی نداریم ولی ایستگاهی
‫که غیرفعال شده به هارپ برق می‌رسونه

396
00:26:26,482 --> 00:26:28,568
‫فکر می‌کنیم اولین ضربه‌ی یک حمله‌ی بزرگتره

397
00:26:28,568 --> 00:26:30,398
‫معنیش رو نمی‌دونیم

398
00:26:30,423 --> 00:26:33,885
‫یعنی دارن روش‌های جدید برای گوش کردن به
‫هر کسی که دلـشون می‌خواد رو امتحان می‌کنن

399
00:26:34,657 --> 00:26:35,867
‫واقعاً می‌تونن چنین کاری بکنن؟

400
00:26:35,867 --> 00:26:38,536
‫هر چقدر که فراریِ شما باهوش باشه،

401
00:26:38,536 --> 00:26:41,289
‫هارپ برای چنین حوادثی تدارکاتی داره

402
00:26:41,289 --> 00:26:44,876
‫هر چقدر بخوان می‌تونن آماده باشن،
‫ولی با منبع برق،

403
00:26:44,876 --> 00:26:46,878
‫این‌جوری میشه یه دختر بزرگی
مثل این رو زمین زد

404
00:26:46,878 --> 00:26:48,880
‫به محض این که برق اون ایستگاه فرعی قطع شد،

405
00:26:48,880 --> 00:26:52,967
‫شبکه‌ی هارپ یک خطا رو شناسایی کرد و
‫منبع رو به یک پشتیبان باتری ذخیره تغییر داد

406
00:26:52,967 --> 00:26:54,302
‫توی سیلوست و جاش امنه

407
00:26:54,302 --> 00:26:57,222
‫این‌جوری فکر می‌کنن،
‫ولی جایِ هیچی واقعاً امن نیست

408
00:26:57,222 --> 00:26:59,390
‫- نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم
‫- سفت بچسب، بچه

409
00:26:59,390 --> 00:27:01,100
‫قراره تاریخ‌ساز بشیم

410
00:27:07,148 --> 00:27:08,650
‫قیافه‌ت خسته‌ست

411
00:27:09,859 --> 00:27:11,528
‫از هتل تعقیبم کردی؟

412
00:27:13,071 --> 00:27:14,447
‫باید از خودت مراقبت کنی

413
00:27:15,406 --> 00:27:16,866
‫نکنه دکترمی؟

414
00:27:16,866 --> 00:27:18,826
‫نه، هوات رو دارم

415
00:27:20,036 --> 00:27:21,951
‫کارم اینه. همیشه انجامش دادم

416
00:27:21,976 --> 00:27:24,374
‫لازم نیست بهت اعتماد داشته باشم
‫که بخوام بهت اهمیت بدم، سید

417
00:27:24,374 --> 00:27:26,501
‫- آرشیو کجاست؟
‫- جاش امنه

418
00:27:26,501 --> 00:27:28,211
‫- اینجاست؟
‫- تو بگو

419
00:27:28,962 --> 00:27:30,713
‫تیمت توی اتاق هتلم پیداش کرد؟

420
00:27:32,298 --> 00:27:33,591
‫برات خنده‌داره؟

421
00:27:35,544 --> 00:27:36,778
‫نه

422
00:27:36,803 --> 00:27:38,096
‫چرا لبخند می‌زنی؟

423
00:27:39,264 --> 00:27:41,407
‫چون داری با لبت اون کاره رو انجام میدی

424
00:27:41,432 --> 00:27:44,060
‫که لبِ پایینیت رو گاز می‌گیری
‫وقتی حس می‌کنی کنترل دستت نیست

425
00:27:44,060 --> 00:27:47,981
‫آره خب، تو داری مثل یه دیوث بیش از حد
با اعتماد به نفس رفتار می‌کنی

426
00:27:47,981 --> 00:27:49,732
‫و دقیق نمی‌دونم که چرا

427
00:27:51,651 --> 00:27:53,945
‫راستش، می‌دونم.
داری از این شرایط لذت می‌بری

428
00:27:53,945 --> 00:27:55,405
‫آره، لذت می‌برم

429
00:27:56,114 --> 00:27:58,032
‫تعقیب شدن. شکار شدن

430
00:27:58,032 --> 00:28:00,493
‫و خارج از قاعده بودن، من‌درآوردی عمل کردن

431
00:28:01,119 --> 00:28:03,830
‫همیشه وقتی نقشه به گه کشیده می‌شد
‫و باید در لحظه عمل می‌کردی

432
00:28:03,830 --> 00:28:05,206
‫صدِ خودت رو می‌ذاشتی

433
00:28:05,206 --> 00:28:06,374
‫مثل وین

434
00:28:06,958 --> 00:28:09,210
‫این اصلاً شبیه وین نیست

435
00:28:10,670 --> 00:28:11,713
‫چرا اینجایی؟

436
00:28:12,422 --> 00:28:13,506
‫چرا ریسک کردی؟

437
00:28:15,675 --> 00:28:16,885
‫تا تو رو ببینم

438
00:28:18,469 --> 00:28:20,889
‫می‌خواستم بفهمم تو چه نقشی
تو این ماجرا داری

439
00:28:20,889 --> 00:28:22,265
‫طرفِ کی هستی

440
00:28:22,265 --> 00:28:25,894
‫می‌خوام باور کنم که سازمان این‌قدر
‫ بدبخت شده که به تو نیاز داشته ولی...

441
00:28:25,894 --> 00:28:28,605
‫غریزه‌ام میگه یه هدف دیگه داری

442
00:28:28,605 --> 00:28:29,898
‫به غریزه‌ات گوش نکن

443
00:28:29,898 --> 00:28:30,857
‫چرا؟

444
00:28:30,857 --> 00:28:33,860
‫چون من به معنی واقعی کلمه
‫تنها کسی‌ام که می‌تونی بهش اعتماد کنی

445
00:28:33,860 --> 00:28:35,528
‫- ثابتش کن
‫- چطوری؟

446
00:28:37,322 --> 00:28:38,531
‫باهام بیا

447
00:28:39,073 --> 00:28:41,034
‫بیا ناپدید بشیم

448
00:28:41,034 --> 00:28:43,369
‫- شدنی نیست
‫- می‌تونیم هر جایی بریم

449
00:28:43,369 --> 00:28:45,413
‫با آرشیو دست‌نیافتنی می‌شیم

450
00:28:46,998 --> 00:28:48,249
‫بهش فکر کن

451
00:28:48,750 --> 00:28:51,461
‫تو، من. یه ساحلی تو گوآ

452
00:28:52,559 --> 00:28:54,395
‫چقدر می‌تونه بد باشه؟

453
00:28:56,841 --> 00:28:58,009
‫باید برم

454
00:28:58,843 --> 00:29:00,261
‫بابت آبجو ممنون

455
00:29:00,285 --> 00:29:07,285
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

456
00:29:23,117 --> 00:29:26,329
‫چیزیش نمیشه.
‫لوک چیزیش نمیشه

457
00:29:26,329 --> 00:29:27,497
‫لطفاً این حرف رو نزن

458
00:29:27,497 --> 00:29:29,791
‫می‌‌خوای چی بگم؟
‫که نگرانم؟

459
00:29:29,791 --> 00:29:31,543
‫که نمی‌دونم پسرمون کجاست؟

460
00:29:31,543 --> 00:29:34,462
‫آره. چون اون‌جوری حداقل صادقانه حرف زدی

461
00:29:35,088 --> 00:29:36,130
‫یعنی چی اون‌وقت؟

462
00:29:38,299 --> 00:29:41,010
‫ای تُف. فرانک، بهت دروغ گفتم

463
00:29:41,010 --> 00:29:43,304
‫درباره آدم‌ربایی بهت دروغ گفتم

464
00:29:43,304 --> 00:29:45,014
‫هولاک...

465
00:29:46,933 --> 00:29:48,560
‫این رو بهم داد

466
00:29:50,061 --> 00:29:51,187
‫چیه؟

467
00:29:51,187 --> 00:29:52,605
‫یه محتوای ضبط‌شده از سقوطه

468
00:29:52,605 --> 00:29:54,524
‫و اون زنه که از سیا اومده، سیدنی،

469
00:29:54,524 --> 00:29:59,404
‫گفت شاید هولاک بخواد با دادنِ یه چیزی به من
‫تو رو بازیچه کنه، واسه همین من...

470
00:29:59,404 --> 00:30:01,447
‫...بهش گفتم که این‌طور نبوده

471
00:30:01,447 --> 00:30:02,949
‫هولاک اون رو بهت داده؟

472
00:30:02,949 --> 00:30:05,702
‫- آره. من هم ندادمش به...
‫- بهم دروغ گفتی، سارا

473
00:30:05,702 --> 00:30:06,911
‫آره، باید بهت می‌گفتم

474
00:30:06,911 --> 00:30:08,788
‫سارا، این مدرکه

475
00:30:08,788 --> 00:30:11,374
‫- باشه؟ مدرک
‫- فرانک، آروم برو!

476
00:30:11,374 --> 00:30:13,001
‫آروم!

477
00:30:15,503 --> 00:30:18,590
‫می‌دونم زنِ پلیس بودن چطوریه، باشه؟

478
00:30:18,590 --> 00:30:19,966
‫زندگیم رو درک می‌کنم

479
00:30:19,966 --> 00:30:23,177
‫ولی متوجه نیستی که این وضعیت
‫داره چه بلایی سر این خانواده میاره؟

480
00:30:23,177 --> 00:30:24,721
‫چی؟ ها؟
‫می‌خوای چه گهی بخورم؟

481
00:30:24,721 --> 00:30:27,140
‫می‌خواستی بیشتر خودت رو
درگیر این پرونده کنی، باشه؟

482
00:30:27,140 --> 00:30:31,227
‫من هم یه انتخابی داشتم
‫و تصمیم گرفتم ازت محافظت کنم

483
00:30:31,227 --> 00:30:32,812
‫کجا داری میری؟

484
00:30:32,812 --> 00:30:34,022
‫لعنتی. لعنتی

485
00:30:39,736 --> 00:30:41,154
‫فرانک، عاشقتم

486
00:30:41,988 --> 00:30:45,158
‫و متنفرم از این که بهت دروغ گفتم،
ولی متوجه نیستی؟

487
00:30:45,158 --> 00:30:47,619
‫این فقط یه مثال دیگه از اینه
‫که ما چقدر شکسته شدیم

488
00:30:52,373 --> 00:30:54,375
‫یه حرفی بزن!

489
00:30:54,375 --> 00:30:55,710
‫نمک جاده

490
00:30:56,294 --> 00:30:58,504
‫مال یه خودروی راه‌بازکن ایالتیـه،
شبیه همونی که لوک توشه

491
00:30:59,756 --> 00:31:01,716
‫- که چی؟
‫- اینجا جاده ایالتی نیست

492
00:31:03,218 --> 00:31:04,677
‫داره یه ردی برامون به جا می‌ذاره

493
00:31:36,084 --> 00:31:37,252
‫راه بیفت

494
00:31:41,464 --> 00:31:43,174
‫بذارش همین پایین

495
00:31:48,388 --> 00:31:49,389
‫روشنش کن

496
00:31:56,729 --> 00:32:00,608
‫ایزاک رومرو صحبت می‌کنه،
تکنسین الکترونیک درجه‌ی دو

497
00:32:00,608 --> 00:32:04,696
‫در روزهای آتی بهتون خواهند گفت
‫که من از نظر روانی شرایط خدمت نداشتم

498
00:32:05,572 --> 00:32:07,448
‫که از دولت خودم کینه به دل گرفتم

499
00:32:08,366 --> 00:32:10,118
‫و یه تروریست داخلی هستم

500
00:32:10,660 --> 00:32:11,911
‫همه‌شون درسته

501
00:32:11,911 --> 00:32:16,416
‫این هم درسته که دولت آمریکا
‫تک تکِ حرکات شما رو نظارت می‌کنه

502
00:32:16,416 --> 00:32:19,377
‫می‌دونم چون خودم یکی از شنوندگان بودم

503
00:32:19,377 --> 00:32:24,048
‫واسه همین وظیفه اخلاقی دارم
‫که راه‌حل رو فراهم کنم

504
00:32:24,048 --> 00:32:27,760
‫پشت سر من ایستگاه پژوهشی یونوسفر فعال
با فرکانس بالاست

505
00:32:27,760 --> 00:32:31,764
‫در واقعیت اصلاً ایستگاه پژوهشی نیست

506
00:32:31,764 --> 00:32:35,476
‫ولی قلب تپنده‌ی یک برنامه‌ی نظارتی عمده‌ست
‫که باید نابود بشه

507
00:32:36,936 --> 00:32:40,982
‫غیرفعال کردنش تأثیر موج‌دار خواهد داشت

508
00:32:42,317 --> 00:32:44,235
‫تاریکی‌ای که در پی داره...

509
00:32:46,362 --> 00:32:47,780
‫دردناکه

510
00:32:48,865 --> 00:32:50,783
‫جون افرادی از دست خواهد رفت و بابتش...

511
00:32:53,244 --> 00:32:54,787
‫بابتش متأسفم

512
00:33:07,383 --> 00:33:09,469
‫تمومش کن!

513
00:33:10,749 --> 00:33:13,389
‫- چه مرگته؟
‫- همین‌جوریش به خیلی‌ها صدمه زدی

514
00:33:13,389 --> 00:33:15,183
‫نمی‌ذارم به کسی دیگه صدمه بزنی

515
00:33:15,183 --> 00:33:17,143
‫اون چیه؟ داری مخابره می‌کنی؟

516
00:33:17,143 --> 00:33:19,187
‫اون چیه؟ تو...

517
00:33:19,187 --> 00:33:20,396
‫یه کویل میزان‌ساز کوفتیه

518
00:33:20,396 --> 00:33:22,440
‫نه، وسیع‌کننده کامـمه

519
00:33:22,440 --> 00:33:24,484
‫کل این مدت داشتی مخابره می‌کردی

520
00:33:25,068 --> 00:33:26,361
‫تو یکی از خودشونی

521
00:33:27,403 --> 00:33:28,706
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- دهنت رو...

522
00:33:28,731 --> 00:33:30,274
‫دهنت رو باز کن!

523
00:33:31,083 --> 00:33:32,367
‫- نه! بس کن!
‫- دهن کیریت رو باز کن

524
00:33:32,367 --> 00:33:33,435
‫این باید در بیاد

525
00:33:33,460 --> 00:33:35,133
‫فقط متخصص ارتودنسیـم می‌تونه انجامش بده...

526
00:33:35,158 --> 00:33:36,784
‫دهن کیریت رو باز کن!

527
00:33:41,209 --> 00:33:42,585
‫گوش کن!

528
00:33:42,585 --> 00:33:44,879
‫گوش کن!

529
00:33:46,297 --> 00:33:48,424
‫صدای چیه؟

530
00:33:52,804 --> 00:33:54,222
‫چه کوفتیه؟

531
00:33:54,722 --> 00:33:55,807
‫یه تکرارکننده‌ست

532
00:33:56,683 --> 00:33:58,977
‫مجبورم کردن داشته باشمش.
‫چاره‌ای نداشتم. قسم می‌خورم

533
00:33:58,977 --> 00:34:00,103
‫کی مجبورت کرد؟

534
00:34:01,604 --> 00:34:03,940
‫افرادی که باعث سقوط هواپیماتون شدن

535
00:34:04,524 --> 00:34:07,151
‫اسم کسی رو نمی‌شناسم،
‫ولی هر چیزی که می‌دونم رو بهت میگم،

536
00:34:07,151 --> 00:34:09,362
‫قول میدم، اگه فقط تفنگ رو بذاری کنار

537
00:34:09,988 --> 00:34:13,533
‫این تکرارکننده نیست.
‫یه اسباب‌بازی پلاستیکی کودکانه

538
00:34:35,680 --> 00:34:36,680
‫هی!

539
00:34:41,352 --> 00:34:43,271
‫بیسیم رو بردار و درخواست کمک کن

540
00:34:43,854 --> 00:34:45,064
‫تو ماشین بمون

541
00:34:58,411 --> 00:35:00,163
‫پیدات می‌کنم، لوک

542
00:35:17,388 --> 00:35:18,890
‫لوک...

543
00:35:23,728 --> 00:35:24,854
‫لوک...

544
00:35:26,189 --> 00:35:27,190
‫ایست!

545
00:35:49,754 --> 00:35:51,339
‫به بابات بگو تفنگ رو بگیره پایین

546
00:35:51,339 --> 00:35:53,049
‫تفنگ رو بگیر پایین، بابا

547
00:35:53,049 --> 00:35:55,385
بگیرش پایین وگرنه شلیک می‌کنم

548
00:35:56,386 --> 00:35:57,887
‫گفتم بگیرش پایین

549
00:36:01,432 --> 00:36:04,686
‫- برو عقب
‫- پسرم رو بهم بده، باشه؟

550
00:36:06,813 --> 00:36:08,147
‫باشه، گوش کن

551
00:36:08,773 --> 00:36:12,026
‫من رو بگیر و پسره رو بهم بده، باشه؟

552
00:36:12,026 --> 00:36:14,404
‫تفنگ رو پرت کن اینجا تا بچه رو بهت بدم

553
00:36:15,947 --> 00:36:17,240
‫دارم انجامش میدم، باشه؟

554
00:36:18,199 --> 00:36:20,535
‫به جاش من رو بگیر. خب؟ یالا

555
00:36:23,246 --> 00:36:25,456
‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا.
‫نه، نه، نه

556
00:36:25,456 --> 00:36:27,876
‫زود باش. گرفتمت. نه. باشه

557
00:36:34,048 --> 00:36:38,928
‫- چی شد
‫- لوک! بیا اینجا

558
00:36:38,928 --> 00:36:43,224
‫بذار نگات کنم.
‫خوبی؟ عزیزم

559
00:36:43,224 --> 00:36:44,851
‫لعنتی

560
00:36:46,644 --> 00:36:48,396
‫خدای من

561
00:36:52,275 --> 00:36:53,318
‫زود باش

562
00:37:22,305 --> 00:37:28,144
‫خب، آدم‌های دیگه‌ای هم مثل اون هستن؟

563
00:37:30,063 --> 00:37:31,064
‫آره

564
00:37:45,286 --> 00:37:48,665
‫یکی‌شون هم...

565
00:37:49,415 --> 00:37:52,043
‫دانی روی تخت جراحی مُرد، لوک

566
00:37:53,545 --> 00:37:54,963
‫قلبِ انی شکسته

567
00:37:56,214 --> 00:37:58,508
‫امشب توی بارِ مکا گردهمایی داریم

568
00:38:06,641 --> 00:38:07,642
‫می‌خوام کیرا رو ببینم

569
00:38:08,309 --> 00:38:09,352
می‌بینی

570
00:38:10,728 --> 00:38:13,022
‫اون... بیمارستانه

571
00:38:13,898 --> 00:38:15,441
‫که داریم می‌بریمت اونجا

572
00:38:15,441 --> 00:38:17,151
‫مامان، به خدا حالم خوبه

573
00:38:18,736 --> 00:38:21,447
‫تو اولویت اول ما هستی

574
00:38:21,447 --> 00:38:24,576
‫ما هم... باید مطمئن بشیم که حالت خوبه

575
00:38:35,044 --> 00:38:36,588
‫پس تموم نشده

576
00:38:41,843 --> 00:38:43,052
‫نه

577
00:39:03,948 --> 00:39:04,949
‫کجا داری میری؟

578
00:39:12,957 --> 00:39:16,628
‫- می‌خوای باهاش صحبت کنم؟
‫- فقط یکم فضا بهش بده

579
00:39:23,092 --> 00:39:26,179
‫نمی‌دونم دیگه می‌تونم
مثل قبل نگاش کنم یا نه

580
00:39:28,389 --> 00:39:30,141
‫عوض شده

581
00:39:32,769 --> 00:39:34,437
‫همه‌چیز عوض شده

582
00:39:51,621 --> 00:39:52,830
‫باهات تماس می‌گیرم

583
00:39:54,832 --> 00:39:56,626
‫- از کار انداختیش؟
‫- هنوز نه

584
00:39:56,626 --> 00:39:59,003
‫ولی ممکنه یه راهی واسه دور زدنش داشته باشیم

585
00:39:59,003 --> 00:40:00,755
‫ماجرای هالیدون ۲۴۱ رو می‌دونی، درسته؟

586
00:40:00,755 --> 00:40:02,340
‫یه پروژه‌ی نظارتیه

587
00:40:02,340 --> 00:40:05,009
‫که از سیگینتی که در امتداد
‫کابل‌های زیر دریاست استفاده می‌کنه

588
00:40:05,453 --> 00:40:07,700
‫یکی از سرورهامون یه رشته پیام
رمزگذاری‌شده رو شناسایی کرده

589
00:40:07,725 --> 00:40:08,967
‫که فکر می‌کنیم مال اونه

590
00:40:08,992 --> 00:40:12,141
‫- فکر می‌کنید؟
‫- به آرشیو ۶ اشاره میشه. خودشه

591
00:40:12,141 --> 00:40:14,686
‫در حال ردیابی مقصد اون پیام هستیم

592
00:40:14,686 --> 00:40:16,271
‫و این که دریافت‌کننده کی بوده

593
00:40:16,271 --> 00:40:18,106
‫جونی، چقدر طول می‌کشه؟

594
00:40:18,106 --> 00:40:20,984
‫بهم ۱۲ ساعت وقت بدید
‫تا کُدری رو که سوئیچ رو ساخته، شناسایی کنم

595
00:40:24,863 --> 00:40:26,698
‫فهمیدم که دنبال من می‌گردی

596
00:40:26,698 --> 00:40:29,242
‫بله. راحت نمیشه پیدات کرد

597
00:40:29,242 --> 00:40:31,077
‫خب، هر چی می‌خوای، سریع بگو

598
00:40:31,077 --> 00:40:34,831
‫ارتباط صوتی من تخریب‌پذیره که
تا ۹۰ ثانیه دیگه، ‫خودبه‌خود از بین میره

599
00:40:34,831 --> 00:40:36,791
‫می‌خوام درباره یه کار باهات صحبت کنم

600
00:40:36,791 --> 00:40:38,710
‫- علاقه‌مند نیستم
‫- میشی

601
00:40:38,710 --> 00:40:39,961
‫چطور مگه؟

602
00:40:39,961 --> 00:40:42,338
‫فقط در این حد بگم که
خط کاری دوتامون یه چیزه

603
00:40:42,338 --> 00:40:45,884
‫یه شرایطی داره پیش میاد که...

604
00:40:45,884 --> 00:40:47,552
‫...خیلی بهش علاقه‌مند میشی

605
00:40:55,393 --> 00:40:57,061
‫وای نه

606
00:41:08,072 --> 00:41:10,867
‫میشه همه توجه کنن، لطفاً؟

607
00:41:12,243 --> 00:41:14,037
‫ممنون، خیلی متشکرم

608
00:41:14,037 --> 00:41:16,372
‫گوش کنید، خیلی اذیت‌تون نمی‌کنم.
‫شرمنده مزاحم شدم

609
00:41:16,372 --> 00:41:19,292
‫ولی قبل از هر چیزی،
می‌خوام از می‌کده‌ی مکا و

610
00:41:19,292 --> 00:41:20,811
‫جیم که امشب میزبان‌مون بود تشکرک نم

611
00:41:20,836 --> 00:41:23,380
‫پس، ممنون جیم

612
00:41:26,341 --> 00:41:32,013
‫پَت گفت حراجِ خاموش، ۲۰ دقیقه‌ی دیگه
‫ تموم میشه، پس پیشنهادات رو بدید

613
00:41:32,013 --> 00:41:34,758
‫موارد خوب زیادی هست،
‫تمام هزینه‌ها هم به خانواده می‌رسه

614
00:41:34,783 --> 00:41:37,286
‫هنوز بلیت بخت‌آزمایی هم دارم!

615
00:41:39,437 --> 00:41:41,606
‫ولی از صمیم قلبم،

616
00:41:41,606 --> 00:41:43,983
‫واقعاً می‌خواستم تشکر کنم
‫که امشب اومدید

617
00:41:43,983 --> 00:41:46,194
‫خیلی ارزشمنده. واسه همه‌مون

618
00:41:46,194 --> 00:41:48,196
‫ما این‌جوری هستیم و کارمون اینه

619
00:41:51,407 --> 00:41:54,786
‫دانی مثل برادرم بود

620
00:41:55,411 --> 00:41:57,330
‫اولین آشنایی‌مون به کلاس هفتم بر می‌گرده

621
00:41:57,330 --> 00:41:59,916
‫نگران بودم و واسه کلاس دیرم شده بود،

622
00:41:59,916 --> 00:42:03,711
‫پس از زمین فوتبال میون‌بر زدم و
آب‌پاش‌ها روشن شدن

623
00:42:03,711 --> 00:42:07,215
‫وقتی که رسیدم... خیسِ آب بودم.
‫از سر تا پا

624
00:42:07,215 --> 00:42:11,719
‫دانی هم بدون این که شناختی ازم داشته باشه،
‫پلیوری که پوشیده بود رو بهم داد

625
00:42:11,719 --> 00:42:14,138
‫سه سایز ازم بزرگتر بود، ولی...

626
00:42:14,138 --> 00:42:16,891
‫ولی دانی این‌جور آدمی بود

627
00:42:17,433 --> 00:42:20,019
‫از اون روز به بعد، همیشه هوام رو داشت

628
00:42:20,603 --> 00:42:23,815
‫با هم برای چیزی که به نظر یک عمر می‌اومد،
مارشال بودیم

629
00:42:23,815 --> 00:42:26,401
‫و با هم عهدی بستیم،

630
00:42:26,401 --> 00:42:28,695
‫که اگه بلایی سر یکی از ما اومد...

631
00:42:29,946 --> 00:42:32,459
‫خب، جزئیاتش مهم نیست،
‫ولی نکته اینه...

632
00:42:32,483 --> 00:42:34,826
من سه چیز رو به دانی قول دادم

633
00:42:35,493 --> 00:42:39,914
خب، اول از همه، قول دادم
‫همیشه از زنش انی مراقبت کنم

634
00:42:41,207 --> 00:42:42,292
‫دوم...

635
00:42:45,753 --> 00:42:52,010
‫شبِ عروسیِ دخترش باهاش برقصم

636
00:42:52,886 --> 00:42:55,722
‫و سوم، زندگیش رو تجلیل کنم،
‫نه تنها در کلیسا،

637
00:42:55,722 --> 00:43:00,018
‫که انجامش خواهیم داد، ولی اینجا در مکا
‫با صدف کوه‌های راکی و بادوایزر

638
00:43:02,854 --> 00:43:03,938
‫هورا!

639
00:43:03,938 --> 00:43:05,857
‫دانی! دانی!

640
00:43:05,857 --> 00:43:08,026
‫واسه اشک و قصه کلی وقت هست،

641
00:43:08,026 --> 00:43:10,434
‫و واسه این که یادآوری کنیم
‫دانی چه چیزهای شگفت‌انگیزی رو

642
00:43:10,459 --> 00:43:12,739
‫به زندگی‌مون آورد، ولی امشب،

643
00:43:12,739 --> 00:43:16,457
‫بیاید همگی یه لیوان برداریم و
دانی رو جوری تجلیل کنیم که

644
00:43:16,482 --> 00:43:18,678
‫اون زندگی رو تجلیل می‌کرد

645
00:43:18,703 --> 00:43:20,788
‫- سلامتی دانی!
‫- سلامتی دانی!

646
00:43:20,788 --> 00:43:21,956
‫دوستت داریم رفیق!

647
00:43:21,980 --> 00:43:26,980
♪ Willie Nelson - Good Hearted Woman ♪

648
00:44:02,413 --> 00:44:04,832
‫مالی، آروم‌تر بگو

649
00:44:04,832 --> 00:44:06,125
‫کی اومده خونه؟

650
00:44:06,125 --> 00:44:08,211
‫اف‌بی‌‌آی. دارن همه‌چیز رو می‌برن

651
00:44:08,211 --> 00:44:11,339
‫کامپیوتر مامان، دسته چک، آلبوم عکس‌ها.
‫چی‌کار کنم؟

652
00:44:11,339 --> 00:44:14,717
‫اولاً باهاشون حرف نزن.
‫هیچی نگو

653
00:44:14,717 --> 00:44:16,010
‫به وکیلم زنگ می‌زنم

654
00:44:16,010 --> 00:44:17,345
‫مامان ترسیده

655
00:44:17,345 --> 00:44:19,931
‫- مامان اونجاست؟
‫- الان دارن باهاش حرف می‌زنن

656
00:44:24,936 --> 00:44:27,647
‫مالی، می‌خوام با دقت زیاد به حرفم گوش کنی

657
00:44:28,231 --> 00:44:30,191
‫می‌خوام گوشی رو بذاری زمین، باشه؟

658
00:44:30,191 --> 00:44:33,027
‫قطع نکن، فقط دریافت‌کننده رو بذار زمین

659
00:44:33,027 --> 00:44:35,738
‫وسایل مامان رو جمع کن و ببرش خونه خودت

660
00:44:35,738 --> 00:44:38,867
‫- چرا؟
‫- فقط گوشی رو بذار پایین

661
00:44:42,495 --> 00:44:46,082
‫می‌دونم این گوشی شنوده،
‫می‌دونم داری گوش میدی،

662
00:44:46,082 --> 00:44:47,375
‫و می‌خوام خیلی واضح بگم

663
00:44:47,375 --> 00:44:48,960
‫حق نداری این کار رو بکنی

664
00:44:49,627 --> 00:44:51,921
‫خانواده من کاری نکرده

665
00:44:51,921 --> 00:44:53,047
‫پس بیا سراغ من...

666
00:44:55,049 --> 00:44:58,011
‫زندگی من رو نابود کن،
‫ولی اون‌ها رو دخالت نده

667
00:44:58,928 --> 00:45:00,763
‫به قدر کافی سختی کشیدن

668
00:45:02,765 --> 00:45:06,019
‫فکر می‌کنم پدرت رفته بیرون بدوئه، عزیزدلم

669
00:45:08,771 --> 00:45:10,106
‫نه مامان

670
00:45:12,400 --> 00:45:13,776
‫بابا رفته

671
00:45:14,319 --> 00:45:15,987
‫کجا رفته؟

672
00:45:19,824 --> 00:45:21,534
‫یادت نیست

673
00:45:21,534 --> 00:45:22,744
‫یه تصادفی شد

674
00:45:24,662 --> 00:45:26,956
‫درسته. خدای من

675
00:45:27,457 --> 00:45:28,750
‫خیلی متأسفم

676
00:45:30,084 --> 00:45:32,086
‫چرا یادم نبود؟

677
00:45:33,671 --> 00:45:34,923
‫چیزی نیست

678
00:45:38,927 --> 00:45:40,428
‫روز غم‌انگیزی بود

679
00:45:41,387 --> 00:45:44,140
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد، عزیزم

680
00:45:44,766 --> 00:45:48,186
‫بابات خیلی دوستت داشت

681
00:45:51,105 --> 00:45:52,106
‫آره

682
00:45:52,649 --> 00:45:53,650
‫تو رو هم دوست داشت

683
00:45:54,692 --> 00:45:55,693
‫آره

684
00:45:56,277 --> 00:45:58,238
‫می‌تونی بری مالی رو پیدا کنی؟

685
00:45:58,863 --> 00:46:00,406
‫مالی می‌تونه کمکت کنه

686
00:46:02,158 --> 00:46:03,576
‫دوستت دارم

687
00:46:04,744 --> 00:46:06,204
من هم ‫دوستت دارم

688
00:46:20,009 --> 00:46:21,010
‫متأسفم

689
00:46:21,886 --> 00:46:24,764
‫واسه چی؟ محافظت از خانواده‌ات؟

690
00:46:24,764 --> 00:46:27,684
‫هیچ‌وقت نباید واسه چنین چیزی عذرخواهی کنی

691
00:46:33,273 --> 00:46:34,566
‫پیام اضطراری، پیام اضطراری

692
00:46:34,566 --> 00:46:39,028
‫آتش‌سوزی در موتور ‫هواپیمای نوامبر ۲۰۷،
‫مسیر فوری برای فرود رو می‌خوام

693
00:46:39,028 --> 00:46:41,698
‫فشار هوا داره کم میشه،
‫باید ارتفاع رو کم کنیم

694
00:46:41,698 --> 00:46:44,117
‫هولاک محتویات جعبه‌سیاه رو برات فرستاده؟

695
00:46:44,117 --> 00:46:45,994
‫- دادتش به سارا
‫- واسه چی؟

696
00:46:45,994 --> 00:46:47,871
‫خودش اومد ازمون قاپیدش

697
00:46:47,871 --> 00:46:48,997
‫نه یادداشتی گذاشته. نه پیغامی

698
00:46:48,997 --> 00:46:51,207
‫فقط این دستورات که شخصاً به خودم بدتش

699
00:46:51,207 --> 00:46:53,459
‫توی توپ دیسکوی دسته کلید کوفتیش
مخفیش کرده بود

700
00:46:54,150 --> 00:46:56,018
‫خب، این‌جوری اخبار من نگران‌کننده‌تر میشه

701
00:46:56,043 --> 00:46:57,046
‫چه خبری؟

702
00:46:57,046 --> 00:46:59,247
‫هاردی که قاصد وارد کشور کرده رو
پیدا کردیم

703
00:46:59,272 --> 00:47:00,925
‫آرشیو ۶. به بخش تحقیقات ویژه دادیش...

704
00:47:00,925 --> 00:47:02,820
‫آره خب، هنوز نتونستن رمزش رو باز کنن

705
00:47:02,845 --> 00:47:06,472
‫ولی طبق چیزی که معلومه،
‫جرم‌شناسی میگه رازهای دولتی توی هارد نیست

706
00:47:06,472 --> 00:47:08,266
‫یک سری پرامپت‌های ناوبریه

707
00:47:08,266 --> 00:47:10,518
‫مثل چیزی که توی هوانوردی الکترونیک
استفاده می‌کنن

708
00:47:10,518 --> 00:47:12,145
‫- روی هواپیما
‫- آره

709
00:47:12,812 --> 00:47:15,899
‫امروز در حین تماس، هولاک جوری رفتار می‌کرد
‫انگار می‌خواد ازت محافظت کنه

710
00:47:16,400 --> 00:47:17,910
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

711
00:47:17,935 --> 00:47:19,436
‫فقط داره بازی می‌کنه

712
00:47:21,237 --> 00:47:22,655
‫باشه. فکرم همین بود

713
00:47:23,156 --> 00:47:25,950
‫ولی خب، اگه فقط بازی نبود...
بهم می‌گفتی دیگه؟

714
00:47:25,950 --> 00:47:29,704
‫ببین، قاصد یک روز قبل از
سقوط هواپیما رسیده، چرا؟

715
00:47:29,704 --> 00:47:32,707
‫هواپیمای خودمون بوده و
حتی ما هم نمی‌دونستیم مسیرش کجاست

716
00:47:33,208 --> 00:47:36,169
‫تنها افرادی که خبر داشتن
‫اون هواپیما داره به آلاسکا میاد...

717
00:47:36,169 --> 00:47:38,504
‫- سیا بود
‫- پس اگه اشتباه فهمیدیم چی، هاچ؟

718
00:47:38,529 --> 00:47:41,591
‫اگه قاصد واسه هولاک کار نمی‌کنه،
‫بلکه برای سیا کار می‌کنه؟

719
00:47:41,591 --> 00:47:43,927
‫و اگه اون هارد آرشیو ۶ نباشه،

720
00:47:43,927 --> 00:47:45,637
‫بلکه بدافزاریه که
باعث سقوط هواپیما شده چی؟

721
00:47:46,554 --> 00:47:49,515
‫داری میگی سیا باعث سقوط هواپیما شد
‫تا هولاک رو بکشه؟

722
00:47:49,515 --> 00:47:51,726
‫دارم میگم تصادفی نیست

723
00:47:52,315 --> 00:47:53,853
‫اسکافیلد چی؟
‫فکر می‌کنی پاش گیره؟

724
00:47:53,853 --> 00:47:56,231
‫نمی‌دونم. واسه همین بین خودمون می‌مونه

725
00:47:56,940 --> 00:47:58,983
‫آره خب، فکر کنم باید با زنت صحبت کنی

726
00:47:58,983 --> 00:48:00,068
‫آره، همین‌طوره

727
00:48:00,068 --> 00:48:02,070
‫هی، من و تو باید بشینیم

728
00:48:02,070 --> 00:48:04,072
‫و بفهمیم اینجا داره
چه اتفاقی می‌افته، باشه؟

729
00:48:04,072 --> 00:48:05,532
‫- آره
‫- خیلی خب

730
00:48:08,868 --> 00:48:10,119
‫- سلام
‫- سلام

731
00:48:10,119 --> 00:48:13,248
‫سرِ کار می‌تونی کار کنی، درسته؟
‫اومدیم اینجا از انی حمایت کنیم

732
00:48:13,248 --> 00:48:14,666
‫آره. فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

733
00:48:14,666 --> 00:48:16,751
‫اینجا ۱۵ تا اتفاق مختلف داره می‌افته

734
00:48:16,751 --> 00:48:19,212
‫خب، من فقط واقعاً به یکی‌شون اهمیت میدم

735
00:48:19,212 --> 00:48:21,089
‫به خودمون و خانواده‌مون اهمیت میدم

736
00:48:21,089 --> 00:48:23,508
‫می‌دونم یه شغلی داری، ولی...

737
00:48:25,635 --> 00:48:26,928
‫همچنین باید یه تصمیمی بگیری

738
00:48:27,512 --> 00:48:29,639
‫یعنی چی؟ نه، نه. یعنی چی؟

739
00:48:29,639 --> 00:48:30,723
‫«یه تصمیمی باید بگیرم»

740
00:48:30,723 --> 00:48:34,352
‫هی شما دوتا. دارن آهنگِ موردعلاقه دانی رو
‫پخش می‌کنن. بیاید

741
00:48:34,352 --> 00:48:37,188
‫- من نمی‌رقصم
‫- نمیشه نرقصیم. بیا بریم

742
00:48:39,471 --> 00:48:44,471
♪ Neil Diamond - Forever In Blue Jeans ♪

743
00:49:13,558 --> 00:49:16,060
‫- کدوم انتخاب؟
‫- ها؟

744
00:49:16,853 --> 00:49:18,938
‫گفتی باید یه انتخابی بکنم

745
00:49:20,565 --> 00:49:24,485
‫آره. کارت یا خانواده‌ات

746
00:49:27,572 --> 00:49:28,573
‫فرانک

747
00:49:29,199 --> 00:49:30,408
‫الان نه

748
00:49:30,992 --> 00:49:33,786
‫ببخشید. نمیشه بذاریم واسه بعد. ضروریه

749
00:49:55,975 --> 00:49:57,977
‫فرانک، فکر می‌کنم یه چیزی فهمیدیم

750
00:49:58,811 --> 00:50:01,022
‫ساعت‌ها از فیلم‌های اینترنتی رومرو رو گشتم

751
00:50:01,022 --> 00:50:03,900
‫و توی یکی‌شون به وضوح از هارپ حرف می‌زنه

752
00:50:03,900 --> 00:50:06,152
‫از قرار معلوم، یه سوئیچی هست که
به تأسیسات میگه

753
00:50:06,152 --> 00:50:08,267
‫در حالت اضطراری منبعش رو به
باتری پشتیبان تغییر بده

754
00:50:08,292 --> 00:50:11,115
‫رومرو ادعا می‌کنه اون سوئیچ
یعنی نقص در سیستم

755
00:50:11,115 --> 00:50:14,619
‫اگه سوئیچ موقع فعال شدندوباره تأسیسات
‫سرِ جاش نباشه،

756
00:50:14,619 --> 00:50:16,788
‫برق اصلی و باتری پشتیبان

757
00:50:16,788 --> 00:50:18,768
‫هر دو به خورد شبکه داده می‌شن

758
00:50:20,792 --> 00:50:23,503
‫اگه وقتی هارپ دوباره فعال میشه
‫اون سوئیچ نباشه،

759
00:50:23,503 --> 00:50:25,380
‫کل شبکه برق ما ممکنه نابود بشه

760
00:50:25,925 --> 00:50:27,924
‫باشه. زنگ بزن ژنرال.
‫بهش بگو تله‌ست

761
00:50:27,924 --> 00:50:29,592
‫بهش بگو روشنش نکنن

762
00:50:29,592 --> 00:50:31,344
‫- باشه؟
‫- فهمیدم

763
00:50:31,368 --> 00:50:41,368
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

764
00:50:41,392 --> 00:50:51,392
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

