﻿1
00:00:01,573 --> 00:00:06,573
♪ Edward Sharpe & The Magnetic Zeros -
40 Day Dream ♪

2
00:00:13,313 --> 00:00:16,306
‫« شیکاگو، ایلینوی »
‫« ۴ سال پیش »

3
00:00:26,020 --> 00:00:28,210
‫قبول کن روبی،‌ ترسیدی

4
00:00:28,980 --> 00:00:29,980
‫- نه خیر
‫- بله

5
00:00:29,980 --> 00:00:31,820
‫دیدم که گرگا اومدن، چشمات رو گرفتی

6
00:00:31,820 --> 00:00:34,070
‫- فقط غافلگیر شدم
‫- آهان

7
00:00:34,070 --> 00:00:35,740
‫- خب، من که ترسیدم
‫- چی؟

8
00:00:35,740 --> 00:00:38,160
‫- آره، گرگا واقعاً ترسناک بودن
‫- دقیقاً

9
00:00:38,160 --> 00:00:39,900
‫دیدم تا زوزه کشیدن، از جاش پرید

10
00:00:39,900 --> 00:00:41,160
‫- ندیدی. ندیدی
‫- دیدم

11
00:00:41,160 --> 00:00:43,450
‫ندیدی، ندیدی

12
00:00:43,460 --> 00:00:44,960
‫بیخیال، ندیدی

13
00:00:44,960 --> 00:00:46,310
‫بیخیال

14
00:00:47,330 --> 00:00:48,670
‫خیلی خب

15
00:00:48,670 --> 00:00:50,550
‫واقعاً بعضی‌وقتا می‌ترسی؟

16
00:00:50,550 --> 00:00:53,360
‫خب معلومـه که می‌ترسم.
‫همه می‌ترسن

17
00:00:53,880 --> 00:00:57,530
‫گوش کن، می‌دونی من هر وقت می‌ترسم
‫چی‌کار می‌‌کنم؟

18
00:00:57,550 --> 00:00:58,860
‫رازم رو بهت بگم؟

19
00:00:59,720 --> 00:01:04,790
‫به همه‌ی کسایی که دوستم دارن فکر می‌کنم،
‫کسایی که حاضرم واسم هر کاری بکنن

20
00:01:04,810 --> 00:01:09,140
‫- مثل مامان؟
‫- مثل مامان. مثل لوک. مثلِ...

21
00:01:09,400 --> 00:01:10,750
‫من؟

22
00:01:11,940 --> 00:01:13,190
‫واقعاً؟

23
00:01:13,740 --> 00:01:17,070
‫وقتی این صورت رو می‌بینم،
‫جرأتم زیاد میشه

24
00:01:17,070 --> 00:01:18,570
‫مثلاً‌ هر کاری می‌تونم بکنم

25
00:01:21,080 --> 00:01:24,850
‫بعضی‌وقتا که ناراحت میشم یا می‌ترسم،
‫مارشمالو حالم رو بهتر می‌کنه

26
00:01:24,870 --> 00:01:27,580
‫وای، پس بهتره یه چیز مارشمالو دار
برات بگیریم

27
00:01:27,580 --> 00:01:29,500
‫- هات چاکلت؟
‫- هات چاکلت

28
00:01:29,500 --> 00:01:31,120
‫باشه

29
00:01:31,880 --> 00:01:33,340
‫ما هات‌ چاکلت می‌خوریم، لوک

30
00:01:33,340 --> 00:01:36,220
‫- تو این گرما خر تب می‌کنه
‫- گرما؟ بیخیال

31
00:01:36,220 --> 00:01:38,470
‫میشه لطفاً یه هات چاکلت با
‫مارشمالوی اضافه بدید؟

32
00:01:38,470 --> 00:01:39,550
‫- بابا
‫- بله؟

33
00:01:39,550 --> 00:01:41,350
‫- سوئیچ رو بده
‫- واسه چی؟

34
00:01:41,350 --> 00:01:43,210
‫تا شیشه‌‌ی آرزوهام رو بیارم.
‫یه فکری دارم

35
00:01:43,210 --> 00:01:45,190
‫زود باش تا یادم نرفته بابا

36
00:01:46,100 --> 00:01:47,600
‫مواظب خیابون باش، خب؟

37
00:01:47,600 --> 00:01:48,960
‫باشه، باشه، باشه

38
00:01:50,610 --> 00:01:52,690
‫به مامانت نگو اومدیم اینجا، خب؟

39
00:01:52,770 --> 00:01:54,570
‫خودش می‌فهمه. مامانه‌ها

40
00:01:59,780 --> 00:02:01,610
‫ببخشید دختر خانم

41
00:02:01,860 --> 00:02:03,700
‫فکر می‌کنم هات‌چاکلت سفارش داده بودید

42
00:02:03,700 --> 00:02:06,050
‫با مارشمالوهای اضافی؟

43
00:02:06,600 --> 00:02:11,600
♪ Fionn Regan - Cormorant Bird ♪

44
00:02:11,624 --> 00:02:21,624
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

45
00:02:21,648 --> 00:02:31,648
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

46
00:02:31,860 --> 00:02:33,370
‫بابایی

47
00:02:46,200 --> 00:02:47,950
‫بیا، آفرین. خیلی خب

48
00:02:47,960 --> 00:02:49,540
‫بیا اینجا. بیا اینجا

49
00:02:49,540 --> 00:02:51,050
‫چیزی نیست

50
00:02:51,330 --> 00:02:52,330
‫بابا...

51
00:02:52,330 --> 00:02:53,900
‫بیا اینجا

52
00:02:55,000 --> 00:02:58,290
‫زود باش، زود باش، زود باش

53
00:02:58,760 --> 00:03:01,400
‫زود باش... ای خدا

54
00:03:01,430 --> 00:03:03,640
‫ای خدا

55
00:03:03,640 --> 00:03:06,060
‫یالا عزیزم، چیزی‌مون نمیشه

56
00:03:06,060 --> 00:03:09,760
‫- بابا! بابا!
‫- چیزی‌مون نمیشه. خب؟

57
00:03:11,100 --> 00:03:13,730
‫گوشیم! یالا، تو جیبمـه

58
00:03:13,730 --> 00:03:17,120
‫- یالا. هوات رو دارم. هوات رو دارم
‫- باشه

59
00:03:36,250 --> 00:03:38,760
<i>‫اورژانس، بفرمایید؟</i>

60
00:03:45,065 --> 00:03:48,072
« آخرین مرز »

61
00:03:57,070 --> 00:03:58,860
‫سلام نیکی... منم

62
00:03:58,860 --> 00:04:00,110
‫گوش کن، دنبال سارا بودم

63
00:04:00,110 --> 00:04:01,990
‫الان بیمارستانـه؟

64
00:04:02,530 --> 00:04:04,610
‫بیمارستانـه؟ نه، نه، می‌دونم.
‫خودم فهمیدم

65
00:04:04,620 --> 00:04:06,410
‫آخه می‌دونم چقدر نیرو کم دارید

66
00:04:06,410 --> 00:04:09,220
‫این قطعی برق هم اوضاع رو بدتر کرده، خب...

67
00:04:09,240 --> 00:04:14,200
‫گوش کن، هروقت سرش خلوت شد،
‫بهش میگی یه زنگ بهم بزنه؟

68
00:04:14,210 --> 00:04:16,240
‫کار واجب باهاش دارم

69
00:04:17,170 --> 00:04:20,000
‫نه، نیکی، اون‌طوری نیست.
‫فقط باید باهاش حرف بزنم

70
00:04:20,010 --> 00:04:21,570
‫آره. مسئله‌ی خانوادگیـه

71
00:04:22,220 --> 00:04:23,470
‫خیلی خب، عالی میشه

72
00:04:23,470 --> 00:04:25,080
‫تو هم همین‌طور.
مراقب خودت باش

73
00:04:50,950 --> 00:04:53,410
‫بدجوری مشتاق خبرهای خوبـم.
‫چی واسه‌مون داری؟

74
00:04:53,410 --> 00:04:54,580
‫خب، هیچ خبر خوبی ندارم

75
00:04:54,580 --> 00:04:55,670
‫محله همچنان تاریکـه

76
00:04:55,670 --> 00:04:56,870
‫نه برقی داره، نه گرمایی

77
00:04:56,880 --> 00:04:58,390
‫ای خدا

78
00:04:58,840 --> 00:05:00,460
‫خیلی خب، گوش کنید.
‫سارا قراره زنگ بزنه

79
00:05:00,460 --> 00:05:02,210
‫هر وقت زنگ زد، تحت هر شرایطی بهم بگید

80
00:05:02,210 --> 00:05:03,920
‫- باید باهاش حرف بزنم
‫- چیزی شده؟

81
00:05:03,920 --> 00:05:05,130
‫- نه
‫- فرانک...

82
00:05:05,130 --> 00:05:07,690
‫سلام. پس اینجایی. دنبالت بودم

83
00:05:07,850 --> 00:05:09,680
‫باید از تیاگو بازجویی کنیم

84
00:05:09,680 --> 00:05:13,380
‫- فکر می‌کردم قراره خسته‌ش کنیم
‫- آره اما وقت زیادی نداریم

85
00:05:13,430 --> 00:05:14,890
‫باید بریم سر وقتش

86
00:05:14,890 --> 00:05:17,060
‫اف‌بی‌آی گفته تا نیومدن
‫کسی نباید باهاش حرف بزنه

87
00:05:17,060 --> 00:05:19,310
‫من رو ببر پشت میله‌ها.
‫به حرف میارمش

88
00:05:19,310 --> 00:05:21,320
‫این یارو کلیدِ پیدا کردن هولاکـه

89
00:05:21,320 --> 00:05:22,690
‫نزدیکیم

90
00:05:22,690 --> 00:05:24,530
‫وای، پاک یادم رفت.
‫خبرهای خوب هم دارم

91
00:05:24,530 --> 00:05:25,900
‫با بایگانی حرف زدم

92
00:05:25,900 --> 00:05:28,360
‫- خبر خوبت اینـه؟
‫- بایگانیِ روزنامه

93
00:05:28,370 --> 00:05:31,640
‫روزنامه‌ی «کپیتال گزت».
‫میگن بیشتر از یه عکس دارن

94
00:05:31,660 --> 00:05:33,810
‫- از کجا این رو پیدا کنی؟
‫- از یکی از دوستام تو شیکاگو

95
00:05:33,810 --> 00:05:35,120
‫جست‌وجوی پیشرفته‌ی تصویر چهره

96
00:05:35,120 --> 00:05:37,580
‫تو آرشیو یکی از روزنامه‌های مری‌لند
‫نشونش داده

97
00:05:37,580 --> 00:05:38,750
‫مال سال ۹۷ـه

98
00:05:38,750 --> 00:05:41,540
‫بخشی از کلاژ یه عکس از رژه‌‌ها‌ی محلیـه

99
00:05:41,550 --> 00:05:44,380
‫سردبیر گفته عکسای بیشتری از
‫همین حلقه فیلم داره

100
00:05:44,380 --> 00:05:45,720
‫هر چی پیدا کنن رو می‌فرستن

101
00:05:45,720 --> 00:05:47,510
‫- خوبـه
‫- باید همین رو بکنیم تو چشماش

102
00:05:47,510 --> 00:05:48,760
‫- شاید دهن باز کنه
‫- نه

103
00:05:48,760 --> 00:05:50,970
‫فرانک، این بارو مأمور سیائـه

104
00:05:50,970 --> 00:05:54,330
‫وقتشـه موانع رو بشکونیم

105
00:05:54,350 --> 00:05:59,090
‫اگه از این ماجرا سر در نیاریم،
‫این منـم که آسیب می‌بینم

106
00:05:59,350 --> 00:06:02,360
‫باشه. خیلی خب اما من حرف می‌زنم

107
00:06:02,360 --> 00:06:04,150
‫تو بهش دست نمی‌زنی.
‫چیزی رو نمی‌شکونیم

108
00:06:04,150 --> 00:06:08,180
‫این رو کسی میگه که یه ماشین پر از فراری رو
‫با هلی‌کوپتر بوکسل کرد

109
00:06:10,280 --> 00:06:11,640
‫مرسی

110
00:06:13,120 --> 00:06:15,790
‫می‌دونم آدمی مثل تو احتمالاً
‫دوستای زیادی داره

111
00:06:15,790 --> 00:06:17,290
‫احتمالاً هم میان کمکت

112
00:06:17,290 --> 00:06:18,940
‫اما بدون که من هم دوستای خودم رو دارم

113
00:06:18,940 --> 00:06:20,830
‫یکی‌شون قاضیـه. با هم میریم ماهی‌گیری

114
00:06:20,830 --> 00:06:22,920
‫کارم اینجا تموم شد، میرم دادگاهش و

115
00:06:22,920 --> 00:06:24,460
‫یه سوگندنامه‌ی ایالتی می‌نویسم و

116
00:06:24,460 --> 00:06:26,590
‫درخواست حکم جلب با دلایل محتمل می‌کنم

117
00:06:26,590 --> 00:06:30,130
‫و به جرم ورود به ایالت آلاسکا با
‫مدارک جعلی، متهمت می‌کنم

118
00:06:30,140 --> 00:06:34,430
‫ساده‌ست. مشکل اینجاست که دوست من یعنی
‫همون قاضی، جلسه تفهمیم اتهام نمی‌ذاره

119
00:06:34,430 --> 00:06:37,350
‫نمی‌تونه چون من نمی‌تونم ثابت کنم
‫کی هستی

120
00:06:37,890 --> 00:06:42,480
‫و تا نتونم ثابت کنم کی هستی،
‫اینجا نگهت می‌داره

121
00:06:42,940 --> 00:06:44,560
‫ور دل خودم

122
00:06:46,440 --> 00:06:48,480
‫پس می‌بینی که قراره چی بشه؟

123
00:06:52,740 --> 00:06:54,620
‫من نگران ایشونـم

124
00:06:55,620 --> 00:06:57,960
‫پس حرف هم می‌زنه. خوبـه

125
00:06:57,960 --> 00:07:01,420
‫نظرت چیـه بهمون بگی از کجا می‌دونستی
‫هولاک توی قطبـه؟

126
00:07:01,420 --> 00:07:03,240
‫تو منطقه جاسوس داری؟

127
00:07:03,420 --> 00:07:04,670
‫هان؟

128
00:07:05,090 --> 00:07:07,800
‫خودت رو نزن به کوچه علی‌چپ، عوضی.
‫می‌دونیم مأمور سازمانی

129
00:07:07,800 --> 00:07:09,720
‫فیلمت رو دمِ فرودگاه داریم

130
00:07:09,720 --> 00:07:11,930
‫اون هاردی که با خودت آوردی، دست‌مونـه

131
00:07:11,930 --> 00:07:13,010
‫می‌دونیم بدافزاره

132
00:07:13,010 --> 00:07:15,970
‫می‌دونیم باهاش هواپیما رو زدی زمین

133
00:07:15,970 --> 00:07:18,680
‫پس انگاری خودتون همه‌چی رو فهمیدید

134
00:07:18,680 --> 00:07:20,630
‫مشکل چیـه؟

135
00:07:23,400 --> 00:07:24,650
‫این مشکل به حساب میاد؟

136
00:07:24,650 --> 00:07:27,980
‫وقتی دوستات توی سیا داشتن هویتت رو
‫پاک می‌کردن،‌ این رو جا انداختن

137
00:07:27,990 --> 00:07:32,450
‫یعنی تموم چهره‌ها و لبخندها و
‫جزئیات رو می‌گردیم و

138
00:07:32,450 --> 00:07:34,030
‫از زندگیت سر در میاریم

139
00:07:34,030 --> 00:07:35,870
‫همکارات، دوستات

140
00:07:35,870 --> 00:07:37,620
‫همه‌ی عزیزان و کسایی که برات مهمـن،

141
00:07:37,620 --> 00:07:39,790
‫از جمله رابطه‌ی عاشقانه‌ت با سیا

142
00:07:39,790 --> 00:07:43,080
‫حالا شاید توعاشق و دلباخته‌ی لنگلی باشی اما

143
00:07:43,080 --> 00:07:45,420
‫باور کن واسه‌ی اونا یه عشق زودگذری

144
00:07:45,420 --> 00:07:48,340
‫و به محض این که بفهمن هویتت لو رفته،

145
00:07:48,340 --> 00:07:50,130
‫وبال گردن‌شون میشی

146
00:07:50,130 --> 00:07:54,040
‫و جفت‌مون می‌دونیم که سازمان
‫با وبال‌های گردنش چی‌کار می‌کنه

147
00:07:54,180 --> 00:07:56,320
‫اومدی اینجا تا یکی رو بکشی

148
00:07:59,100 --> 00:08:00,390
‫خانم اسکافیلد،

149
00:08:00,390 --> 00:08:01,980
‫دلیل این که روبروی شما نشستم،

150
00:08:01,980 --> 00:08:06,500
‫آرمان و اصولیـه که از
درک بیشترِ مردم خارجـه

151
00:08:06,520 --> 00:08:11,050
‫آرمانی که افق‌های جدیدی برای
آینده‌ی کشورتون رقم می‌زنه

152
00:08:11,070 --> 00:08:14,410
‫آیا روش‌های کارفرمای من افراطی هستن؟

153
00:08:14,530 --> 00:08:15,620
‫بدون شک

154
00:08:15,620 --> 00:08:18,170
‫آدم‌های بی‌گناه قربانی میشن؟

155
00:08:18,440 --> 00:08:19,440
‫بله

156
00:08:19,440 --> 00:08:22,440
‫تو این برهه، همه‌مون قربانی‌ایـم

157
00:08:23,870 --> 00:08:25,780
‫اما این دلیل موجهـه

158
00:08:26,630 --> 00:08:29,440
‫این مأموریت مایه‌ی رستگاری منـه

159
00:08:29,510 --> 00:08:34,870
‫و حاضرم برای تحققش، همه‌چیزم رو فدا کنم

160
00:08:38,320 --> 00:08:39,890
‫شما چطور؟

161
00:08:40,580 --> 00:08:41,600
‫فرانک

162
00:08:41,600 --> 00:08:43,580
‫فرانک، یه مسئله‌ای پیش اومده

163
00:08:43,980 --> 00:08:45,750
‫خیلی خب... دیگه کاری نداریم

164
00:08:48,690 --> 00:08:50,530
‫بریگز، چی شده؟

165
00:08:50,530 --> 00:08:53,150
‫از «کینگز لاج» با نیروهای گشت تماس گرفتن،

166
00:08:53,150 --> 00:08:56,160
‫وقتی رسیدن اونجا، دیدن که یه زندانی
‫داره دیوار رو سوارخ می‌کنه

167
00:08:56,160 --> 00:08:58,120
‫- جداً؟
‫- می‌‌خواست اتاق‌ها رو بهم وصل کنه

168
00:08:58,120 --> 00:08:59,950
‫فکر می‌‌کنیم نمک حمام مصرف کرده

169
00:08:59,950 --> 00:09:02,250
‫- شناساییش کردید؟
‫- آره، هنری پاتون، ملقب به «رتل‌بونز»

170
00:09:02,250 --> 00:09:03,910
‫عضو دار و دسته‌ی «وارلاکس»ـه

171
00:09:03,910 --> 00:09:07,090
‫و به خاطر کشتن یه پلیس مخفی
‫داره حبس ابدش رو می‌گذرونه

172
00:09:07,840 --> 00:09:10,840
‫همون‌طور که گفتم،
همچین عاشق‌پیشه‌ی پلیس‌ها نیست

173
00:09:10,840 --> 00:09:13,010
‫هی! هی! هی!
‫تفنگ‌ها رو بگیرید پایین!

174
00:09:13,010 --> 00:09:14,510
‫چاقو رو بذار زمین

175
00:09:14,510 --> 00:09:16,970
‫تفنگت رو بگیر پایین. خب؟

176
00:09:16,970 --> 00:09:19,180
‫نظرت چیـه با صحبت مشکل رو حل کنیم؟

177
00:09:19,180 --> 00:09:21,240
‫نظرت چیـه که...

178
00:09:21,240 --> 00:09:23,020
‫یکم خون‌سردی‌مون رو حفظ کنیم؟

179
00:09:23,097 --> 00:09:28,097
♪ King Harvest - Dancing In the Moonlight ♪

180
00:10:05,270 --> 00:10:07,140
‫خب، برق هم اومد

181
00:10:07,257 --> 00:10:08,263
« پاتون »

182
00:10:08,287 --> 00:10:10,206
« مُرده »

183
00:10:10,230 --> 00:10:12,860
‫با مرگ پاتون،
همچنان دو تا زندانی فراری داریم

184
00:10:12,860 --> 00:10:15,280
‫مارکوس رمزی و جولین استیل

185
00:10:15,280 --> 00:10:17,320
‫رمزی، عضو سابق «نیروی ویژه بریتانیا» که

186
00:10:17,320 --> 00:10:19,990
‫به جرم سرقت از چندین بانک محکوم شده

187
00:10:19,990 --> 00:10:21,950
‫- خیلی خب. استیل چطور؟
‫- به جرم قتل، حبس ابد خورده

188
00:10:21,950 --> 00:10:23,330
‫میگه اشتباه گرفتنش

189
00:10:23,330 --> 00:10:26,120
‫یکی از شاهدین به مأمورها گفته که
یه کامیون رو از ‫«چنا ریج» بلند کرده

190
00:10:26,120 --> 00:10:28,620
‫- احتمالاً از مرز رد شده
‫- پس رفته سمت بقیه‌ی ایالات

191
00:10:28,620 --> 00:10:31,250
‫آره، همین نظر رو داریم.
‫می‌خواد بره پیش برادرش توی تالسا

192
00:10:31,250 --> 00:10:33,460
‫خب. دو نفر موندن، میشه یه کاریش کرد، نه؟

193
00:10:33,460 --> 00:10:35,640
‫دو تا زندونی رو که دیگه میشه پیدا کرد

194
00:10:35,640 --> 00:10:38,020
‫حاضر نیستم سرش شرط ببندم رفیق

195
00:10:54,070 --> 00:10:56,000
‫فکر کردم اشتباهی اومدم

196
00:10:56,000 --> 00:10:59,030
‫«نیروهای پشتیبانی عملیات»
‫دارن سوئیچ تخریب رو خنثی می‌کن

197
00:10:59,030 --> 00:11:01,960
‫وقتی تموم شد، آماده‌ایم به هولاک حمله کنیم

198
00:11:01,960 --> 00:11:03,280
‫این چیـه؟

199
00:11:03,280 --> 00:11:04,900
‫تو بگو

200
00:11:06,080 --> 00:11:08,530
‫رفیق مارشالت دیشب دست‌گیرش کرده

201
00:11:08,540 --> 00:11:11,890
‫اف‌بی‌آی در جریان‌مون گذاشته
‫چون واسه شناساییش کمک می‌خوان

202
00:11:11,920 --> 00:11:13,880
‫- امکان نداره
‫- خب، حالا که اونجاس

203
00:11:13,880 --> 00:11:16,250
‫چرا؟ دوست قدیمی‌مون اونجا با
‫هولاک چی‌کار داره؟

204
00:11:16,260 --> 00:11:18,090
‫- مشکلی نیست
‫- بازداشت شده

205
00:11:18,090 --> 00:11:19,510
‫- هیچی نمی‌دونه
‫- ببخشید،

206
00:11:19,510 --> 00:11:23,040
پام رو گذاشتم تو منطقه‌ی «گرگ و میش»؟

207
00:11:24,840 --> 00:11:27,780
‫یا یادت رفته بود که دوست قدیمی‌مون
‫از جزئیات عملیاتی با خبره؟

208
00:11:27,780 --> 00:11:29,770
‫اگه تصمیم بگیره حقایق رو افشا کنه،

209
00:11:29,770 --> 00:11:31,500
‫جاسوس‌هامون پخش و پلا میشن

210
00:11:33,310 --> 00:11:34,670
‫اسکافیلد تا چه حد می‌دونه؟

211
00:11:35,150 --> 00:11:36,270
‫نمی‌تونم بگم

212
00:11:36,280 --> 00:11:38,780
‫می‌دونه طرف برای پدرش کار می‌کرده؟

213
00:11:38,900 --> 00:11:40,210
‫که شاگردش بوده؟

214
00:11:41,200 --> 00:11:43,780
‫گوش کن چی میگم.
‫همه‌جا آتیش گرفته

215
00:11:43,780 --> 00:11:46,740
‫خونه‌مون داره می‌سوزه و
تو باید مهارش کنی

216
00:11:46,740 --> 00:11:49,200
‫همین الان و به سرعت

217
00:11:49,200 --> 00:11:51,540
‫چون نمی‌ذارم موش آزمایشگاهیت

218
00:11:51,540 --> 00:11:55,400
‫کس دیگه‌ای جز تو رو با خودش بکشه پایین

219
00:11:56,660 --> 00:11:57,750
‫گزارش بده

220
00:11:57,750 --> 00:12:00,090
‫رمز ایمیل جعلی هولاک رو شکوندیم و

221
00:12:00,090 --> 00:12:02,430
‫مکانیزمی که دستگاه تخریب رو
‫ساخته بود، پیدا کردیم

222
00:12:02,430 --> 00:12:03,510
‫حرف نمی‌زنه

223
00:12:03,510 --> 00:12:05,800
‫- وکیل می‌خواد
‫- ریدم به وکیلش

224
00:12:05,800 --> 00:12:07,100
‫من هم همین رو گفتم

225
00:12:07,100 --> 00:12:09,720
‫یه درخواست حقوقی اضطراری به
‫دادگاه «اطلاعات خارجی» فرستادیم

226
00:12:09,730 --> 00:12:10,930
‫وارد هاردش شدن

227
00:12:10,930 --> 00:12:13,690
‫و از طریق اون، آی‌پی رو
از طریق ۶ تا پروکسی مختلف

228
00:12:13,690 --> 00:12:15,460
‫به یه سرور تو تل‌آویو ردیابی کردم

229
00:12:15,980 --> 00:12:18,940
‫- یعنی سوئیچ تخریب خاموش نشده؟
‫- نه هنوز

230
00:12:18,940 --> 00:12:21,860
‫سوئیچ همچنان فعالـه اما ساعت سیستم رو
‫از نو تنظیم کردم

231
00:12:21,860 --> 00:12:24,320
‫این‌طوری فکر می‌کنه هنوز
‫وقت فعال شدنش نرسیده

232
00:12:24,320 --> 00:12:25,570
‫اما آرشیو...

233
00:12:25,570 --> 00:12:29,830
‫هنوز یه جایی توی سرور هولاکـه

234
00:12:29,830 --> 00:12:32,040
‫بر طبل شادانه کوبیدن‌تون همین بود؟

235
00:12:32,040 --> 00:12:34,290
‫هولاک الان چه خطری برای ما داره؟

236
00:12:34,290 --> 00:12:36,380
‫سوئیچش غیرفعالـه

237
00:12:36,380 --> 00:12:38,380
‫و بله، آرشیو هنوز روی سرور هولاکـه اما

238
00:12:38,380 --> 00:12:39,670
‫ازش بیرون افتاده

239
00:12:39,670 --> 00:12:42,800
‫نمی‌تونه فایل رو ببینه.
‫نمی‌‌تونه سوئیچ رو فعال کنه

240
00:12:42,800 --> 00:12:46,010
‫داریم روی پاکسازی آرشیو کار می‌کنیم اما
‫یکم زمان می‌بره

241
00:12:46,860 --> 00:12:48,500
‫وقت نداریم

242
00:12:48,500 --> 00:12:50,560
‫- حرومزاده!
‫- انجامش میدم

243
00:13:11,330 --> 00:13:12,580
‫هی

244
00:13:14,560 --> 00:13:17,800
‫تیاگو رو به حرف میاریم، خب؟

245
00:13:18,290 --> 00:13:21,020
‫نمی‌تونه تا ابد ازشون محافظت کنه، پس...

246
00:13:22,800 --> 00:13:27,220
‫دادگستری شرقی ویرجینیا رسماً
‫یه هیئت منصفه احضار کرده و

247
00:13:27,220 --> 00:13:29,040
‫می‌خواد اتهامات رو مطرح کنه

248
00:13:30,120 --> 00:13:31,720
‫به‌زودی کیفرخواستش صادر میشه

249
00:13:31,720 --> 00:13:34,590
‫خیلی خب، حالا چی‌کار میشه کرد؟

250
00:13:34,850 --> 00:13:36,020
‫کاری نمیشه کرد

251
00:13:36,020 --> 00:13:38,050
‫نمی‌‌تونی درستش کنی

252
00:13:38,230 --> 00:13:39,900
‫هیشکی نمی‌تونه

253
00:13:44,320 --> 00:13:46,930
‫من به خاطر اونا به خیلیا آسیب زدم فرانک

254
00:13:47,920 --> 00:13:50,270
‫کلی دروغ گفتم

255
00:13:51,990 --> 00:13:54,500
‫باید فکرش رو می‌کردم که این‌طوری میشه

256
00:13:54,500 --> 00:13:57,710
‫باید می‌دونستم که اونا هم مثل بقیه
‫بهم نارو می‌زنن

257
00:13:57,710 --> 00:13:59,460
‫هیشکی نمی‌تونست این رو پیش‌بینی کنه

258
00:13:59,460 --> 00:14:01,670
‫شغل من همینـه فرانک

259
00:14:01,670 --> 00:14:03,050
‫پیش‌دستی کردن

260
00:14:03,050 --> 00:14:05,000
‫این که شیش قدم جلوتر باشم

261
00:14:05,000 --> 00:14:07,060
‫اگه کار به دادگاه بکشه

262
00:14:07,060 --> 00:14:10,060
‫شاید دیگه هیچ‌وقت نتونم خونواده‌م رو ببینم

263
00:14:10,970 --> 00:14:13,210
‫راه فرار معجزه‌آسایی وجود نداره

264
00:14:22,110 --> 00:14:23,820
‫اگه این‌ مسیر رو همین‌طوری بری...

265
00:14:23,820 --> 00:14:26,160
‫یعنی خیلی باید بری‌ها...

266
00:14:26,530 --> 00:14:28,090
‫اون سرِ افق،

267
00:14:28,360 --> 00:14:31,490
‫آخرش می‌رسی به رشته‌کوه بروکس

268
00:14:32,160 --> 00:14:34,870
‫اونجا هم مثل هر جایی تو این منطقه
‫عجیب‌غریبـه

269
00:14:35,250 --> 00:14:37,460
‫کوه‌هاش رو اقیانوس ساخته

270
00:14:37,460 --> 00:14:39,280
‫برای همین وقتی روش راه میری،

271
00:14:39,280 --> 00:14:43,040
‫در واقع داری رو یه بستر دریایی باستانی
قدم می‌زنی

272
00:14:45,670 --> 00:14:47,860
‫مرجان‌های فسیل‌شده می‌بینی،

273
00:14:48,760 --> 00:14:50,010
‫تریلوبیت‌ها و

274
00:14:50,660 --> 00:14:53,260
‫ماهی‌هایی که تا حالا اسم‌شون هم
به گوشت نخورده

275
00:14:53,260 --> 00:14:56,240
‫مردم همه‌جور چیزی اون بالا پیدا می‌کنن که

276
00:14:56,350 --> 00:14:58,380
‫هیچ‌وقت حتی خوابش رو هم نمی‌دیدن

277
00:15:02,060 --> 00:15:03,580
‫این دفعه نه

278
00:15:05,440 --> 00:15:09,800
‫انداختن به زندان مساویـه با از بین رفتنِ
‫همه‌ی چیزهایی که پدرم براش جنگیده

279
00:15:09,820 --> 00:15:13,110
‫شرافتش، اصولش

280
00:15:13,280 --> 00:15:14,530
‫میراثش

281
00:15:14,990 --> 00:15:17,500
‫به خدا اگه هیچ‌کدوم از
این چیزها براش مهم بود

282
00:15:21,040 --> 00:15:22,870
‫تو پدرم رو نمی‌شناختی

283
00:15:24,250 --> 00:15:25,710
‫دخترم رو که می‌شناختم

284
00:15:29,090 --> 00:15:31,230
‫می‌دونم چه حسی بهش داشتم

285
00:15:35,510 --> 00:15:39,270
‫نه، اگه پدرت بود،
‫دلش می‌خواست خوشحال باشی و

286
00:15:39,270 --> 00:15:42,660
‫می‌خواست بدونی که دوستت داره.
‫فقط همین

287
00:15:44,480 --> 00:15:46,960
‫سید، هر روزی که زنده‌ایم...

288
00:15:46,960 --> 00:15:49,150
‫درواقع یه روز بیشتر از مرگ فرار کردیم

289
00:15:49,150 --> 00:15:50,510
‫خب؟

290
00:15:51,610 --> 00:15:53,490
‫من این رو از راه سختش فهمیدم

291
00:15:55,080 --> 00:15:57,940
‫اما هم تو اینجایی،‌ هم من

292
00:15:57,950 --> 00:16:00,770
‫و این ماجرا هنوز تموم نشده، خب؟

293
00:16:00,870 --> 00:16:02,850
‫به هیچ عنوان

294
00:16:08,420 --> 00:16:11,170
‫کپیتال گزت نوار فیلم‌ها رو از
آناپولیس فرستاده

295
00:16:11,180 --> 00:16:14,410
‫عکس‌های این آقای تیاگو رو
‫پرینت گرفتم

296
00:16:14,800 --> 00:16:16,260
‫همش همینـه؟

297
00:16:16,260 --> 00:16:19,180
‫- آره. ۷ تا عکس
‫- عکاس چی می‌دونه؟

298
00:16:19,180 --> 00:16:20,810
‫هیچی. سال ۲۰۱۲ مُرده

299
00:16:20,810 --> 00:16:24,060
‫به دوستت بگو بقیه‌ی چهره‌ها رو هم بگرده.
‫شاید یکی‌شون یه چیزی دونست

300
00:16:24,060 --> 00:16:25,480
‫نظر تو چیـه؟

301
00:16:25,480 --> 00:16:27,770
‫این عکس‌ها مال بالای ۲۵ سال پیشـن

302
00:16:27,770 --> 00:16:29,530
‫احتمالاً نصف‌شون مُردن

303
00:16:29,530 --> 00:16:31,860
‫- این دختره احتمالاً هم‌سن من شده باشه
‫- خب؟

304
00:16:31,860 --> 00:16:34,110
‫خب شاید نباید رو صورت‌هاشون تمرکز کنیم

305
00:16:34,110 --> 00:16:35,990
‫شاید باید سؤال دیگه‌ای بپرسیم

306
00:16:35,990 --> 00:16:38,700
‫- مثلاً تو آناپولیس چه خبر بوده؟
‫- خب، یه چیزی کشوندتش اونجا

307
00:16:38,700 --> 00:16:40,406
‫شاید بخشی از آکادمی نیروی دریایی بوده

308
00:16:40,431 --> 00:16:42,110
‫- شاید کپیتال کار می‌کرده
‫- شاید خونواده داشته

309
00:16:42,110 --> 00:16:44,420
‫ببینم مایک می‌تونه بقیه رو هم
شناسایی کنه یا نه

310
00:16:44,420 --> 00:16:46,380
‫هاچ، تا اون موقع باید پروفایلش رو
تشکیل بدیم

311
00:16:46,380 --> 00:16:47,500
‫با آناپولیس شروع می‌کنیم،

312
00:16:47,500 --> 00:16:50,170
‫ببینیم اصلاً چی باعث شده بیاد اونجا

313
00:16:50,170 --> 00:16:52,050
‫هی، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

314
00:16:52,050 --> 00:16:53,930
‫بهش می‌خوره مهم باشه. نمی‌دونم.
‫شاید نباشه

315
00:16:53,930 --> 00:16:55,010
‫بریگز

316
00:16:55,010 --> 00:16:58,010
‫برق که وصل شد،
‫مجبور شدم رادیوها رو از اول کالیبره کنم

317
00:16:58,010 --> 00:17:02,100
‫گاهی اوقات نوسانات برق می‌تونن
آف‌ستِ فرکانسیِ ‫گیرنده‌هامون رو بهم بزنن

318
00:17:02,100 --> 00:17:05,390
‫خلاصه، همون موقع بود که
‫یه سیگنالی پیدا کردم

319
00:17:05,400 --> 00:17:06,690
‫چه سیگنالی؟

320
00:17:06,690 --> 00:17:09,690
‫یه سیگنال مخابراتی که از یه جایی
توی مرکز فرماندهی ارسال میشه و

321
00:17:09,690 --> 00:17:11,200
‫مال ما نیست

322
00:17:11,990 --> 00:17:14,450
‫- مطمئنی؟
‫- ۱۰۰ درصد

323
00:17:14,450 --> 00:17:16,120
‫اسکافیلد، هی!

324
00:17:16,570 --> 00:17:18,090
‫اسکافیلد...

325
00:17:18,530 --> 00:17:20,040
‫در رو باز کن

326
00:17:24,340 --> 00:17:26,580
‫- بهت شنود وصله؟ واسه همین اومدی؟
‫- نمی‌دونم چی داری میگی

327
00:17:26,580 --> 00:17:28,540
‫اونا فرستادنت؟ سیا داره گوش میده؟

328
00:17:28,540 --> 00:17:31,090
‫- نمی‌دونم چی داری میگی
‫- دستگاهت کدوم گوریـه؟

329
00:17:31,090 --> 00:17:32,840
‫کجاس؟

330
00:17:32,840 --> 00:17:35,300
‫اسکافیلد. نه، نه، نه. هی

331
00:17:35,300 --> 00:17:36,880
‫اسکافیلد،‌ بسـه! هی، هی

332
00:17:36,890 --> 00:17:38,660
‫بسـه! بسـه

333
00:17:52,860 --> 00:17:55,490
‫از همون لحظه که گرفتیمش
‫داشتن به حرفامون گوش می‌کردن

334
00:17:55,490 --> 00:17:57,910
‫- کی گوش می‌کرده؟ اف‌بی‌آی؟
‫- سیا

335
00:17:57,910 --> 00:17:59,070
‫- واسه چی؟
‫- آره، واسه چی؟

336
00:17:59,070 --> 00:18:00,870
‫اگه شک‌شون این بوده که تو کاری کردی،

337
00:18:00,870 --> 00:18:03,290
‫- چرا به ما نگفتن؟
‫- چون به شما اعتماد ندارن

338
00:18:03,290 --> 00:18:06,360
‫واسه همین براتون شنود گذاشتن

339
00:18:06,870 --> 00:18:08,420
‫راستش بعید بدونم خودش خبر داشته

340
00:18:08,420 --> 00:18:10,590
‫- تیاگو؟ خبر داشته
‫- آره، چرا همچین فکری می‌کنی؟

341
00:18:10,590 --> 00:18:12,750
‫- آخه،‌ به صورتش می‌خورد که...
‫- خبر داشته

342
00:18:12,750 --> 00:18:14,840
‫انگار جا خورد

343
00:18:15,220 --> 00:18:19,130
‫- خبر داشته
‫- اصلاً شاید هولاک بهش شنود وصل کرده

344
00:18:19,430 --> 00:18:22,390
‫مشخصه که سیا توش دست داره

345
00:18:22,390 --> 00:18:23,680
‫فکر کن

346
00:18:23,680 --> 00:18:27,140
‫تیاگو چطوری قبل از ما هولاک رو پیدا کرد؟

347
00:18:27,140 --> 00:18:28,900
‫چون دست‌تنها نیست

348
00:18:28,900 --> 00:18:30,690
‫سیا داره بهش اطلاعات میده

349
00:18:30,690 --> 00:18:35,430
‫می‌خواستن تیاگو رو پیدا کنیم تا
‫بتونن حرفای ما رو بشنون

350
00:18:36,240 --> 00:18:38,530
‫فرانک. سارا رو پیدا کردم

351
00:18:38,990 --> 00:18:41,600
‫خیلی خب، یه لحظه

352
00:18:41,990 --> 00:18:44,030
‫ممنون. در رو پشت سرت ببند

353
00:18:46,580 --> 00:18:48,920
‫سلام عزیزم، نه

354
00:18:48,920 --> 00:18:51,000
‫نه، چیزی نشده...

355
00:18:51,290 --> 00:18:53,750
‫راستش می‌خواستم دور هم جمع شیم تا
‫با هم صحبت کنیم

356
00:18:53,750 --> 00:18:55,160
‫لوک هم هست؟

357
00:18:56,300 --> 00:18:58,420
‫خوبـه، باشه. الان راه میفتم

358
00:18:58,430 --> 00:19:00,930
‫زودی می‌رسم. خیلی خب. خدافظ

359
00:19:08,600 --> 00:19:09,690
‫چی شده؟

360
00:19:09,690 --> 00:19:11,560
‫یه مسئله‌ی خونوادگیـه.
‫زود برمی‌گردم

361
00:19:11,560 --> 00:19:13,910
‫نذارید اف‌بی‌آی باهاش حرف بزنه

362
00:19:14,020 --> 00:19:15,880
‫به حرفی که زدی فکر می‌کنم، خب؟

363
00:19:15,880 --> 00:19:17,970
‫فرانک، چی شده؟

364
00:19:23,370 --> 00:19:25,090
‫سلام، بچه‌ها؟

365
00:19:33,540 --> 00:19:34,800
‫سلام؟

366
00:19:45,010 --> 00:19:46,140
‫همین‌جاس

367
00:19:46,140 --> 00:19:48,170
‫- سلام
‫- ای تف

368
00:19:49,940 --> 00:19:51,590
‫ترسوندیم‌ها

369
00:19:51,690 --> 00:19:52,690
‫ببخشید

370
00:19:52,690 --> 00:19:55,450
‫آخه راستش یکم...

371
00:19:57,080 --> 00:19:58,260
‫لوک کجاس؟

372
00:19:58,260 --> 00:19:59,570
‫بیرون بودیم

373
00:19:59,570 --> 00:20:01,070
‫همین‌جاس

374
00:20:01,070 --> 00:20:02,580
‫لوک

375
00:20:05,450 --> 00:20:07,280
‫می‌خوام با تو و مامانت صحبت کنم

376
00:20:09,500 --> 00:20:11,480
‫نظرتون چیـه بشینیم؟

377
00:20:15,290 --> 00:20:19,100
‫بهم فرصت بدید چون نمی‌دونم
‫از کجا باید شروع کنم

378
00:20:28,640 --> 00:20:30,100
‫از اولش شروع کن

379
00:20:31,940 --> 00:20:33,760
‫این تفنگ مال شیکاگوئـه

380
00:20:34,100 --> 00:20:37,960
‫مال یه زندانی به اسم مایک بود که
‫چندین ماه دنبالش بودم

381
00:20:39,190 --> 00:20:40,440
‫آخرش گرفتیمش

382
00:20:40,440 --> 00:20:41,800
‫محاکمه‌ش کردن

383
00:20:42,070 --> 00:20:43,320
‫فرستادنش استیتسویل

384
00:20:43,320 --> 00:20:44,910
‫یه ماه از حبسش نگذشته بود که

385
00:20:44,910 --> 00:20:47,410
‫یکی از اعضای دار و دسته‌ی رقیبش،
‫در حد مرگ کتکش زد

386
00:20:47,410 --> 00:20:49,340
کوگن رو داری میگی

387
00:20:50,160 --> 00:20:51,470
‫آره

388
00:20:51,960 --> 00:20:54,820
‫پدی کوگن حروم‌زاده

389
00:20:56,819 --> 00:20:59,781
‫قبل از کشته شدنش،
‫وقتی هنوز داشت محاکمه می‌شد،

390
00:21:00,490 --> 00:21:04,076
‫من و مایک یه سری داراییِ ضبط‌شده
‫از یه پرونده‌ی جداگونه پیدا کردیم

391
00:21:04,077 --> 00:21:05,995
‫این دارایی‌ها شامل یه سلاح هم می‌شدن

392
00:21:07,288 --> 00:21:09,666
‫به یکی از قتل‌های کوگن مربوط می‌شد

393
00:21:11,292 --> 00:21:12,752
‫مشکل...

394
00:21:14,671 --> 00:21:18,424
‫مشکل اینجا بود که من و مایک فهمیدیم
‫اثر انگشت روی تفنگ مال خودش نیست

395
00:21:19,676 --> 00:21:22,595
‫این قتل به‌خصوص در پرونده‌ی دادستان مهم بود

396
00:21:23,638 --> 00:21:25,305
‫تفنگ اثبات می‌کرد که اون قاتل نیست

397
00:21:25,306 --> 00:21:26,766
‫بی‌گناه بود

398
00:21:27,308 --> 00:21:30,143
‫باید این رو بفهمید،
منظورم کسیه که آدم کشته بود

399
00:21:30,144 --> 00:21:32,771
‫دوتا پلیس رو با بی‌رحمی اعدام کرد،

400
00:21:32,772 --> 00:21:35,107
‫قاچاق جنسی کرد، قاچاق مواد کرد،

401
00:21:35,108 --> 00:21:37,276
‫زنِ خودش رو این‌قدر کتک زد که
تا مرگ یه قدم فاصله داشت

402
00:21:37,277 --> 00:21:41,239
‫ولی تو این یه جرم، بی‌گناه بود،
‫و تفنگ ثابتش می‌کرد

403
00:21:45,827 --> 00:21:47,328
‫پس هیچ‌وقت تحویلش ندادم

404
00:21:50,290 --> 00:21:54,167
‫مدارک رو سرکوب کردم تا
مطمئن شم که طرف آزاد نشه

405
00:21:54,168 --> 00:21:55,962
‫یه جوری برادرهاش فهمیدن...

406
00:21:58,965 --> 00:22:00,592
‫و سفارش کردن که من رو بکشن

407
00:22:13,646 --> 00:22:14,689
‫دروغ گفتی؟

408
00:22:17,275 --> 00:22:18,776
‫و روبی مُرد؟

409
00:22:20,695 --> 00:22:23,990
‫و به خاطر تو مُرده؟

410
00:22:27,493 --> 00:22:28,578
‫بله

411
00:22:32,081 --> 00:22:35,250
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم هیچ‌کدوم از شما
‫توی خطر قرار بگیرید

412
00:22:35,251 --> 00:22:39,339
‫ولی خودم از نزدیک دیدم
‫که قوانین همیشه جواب نمیدن

413
00:22:40,215 --> 00:22:45,677
‫که عدالت از مردمِ خوب دریغ میشه،
‫و یه شانس واسه تغییرش داشتم

414
00:22:45,678 --> 00:22:47,971
‫باشه؟ واسه شکستنِ قوانین

415
00:22:47,972 --> 00:22:49,182
‫و شکستم

416
00:22:49,933 --> 00:22:53,268
‫و به خاطر اون، بله، دختربچه‌مون مُرده

417
00:22:53,269 --> 00:22:55,145
‫و حاضرم هر کاری بکنم، باشه؟

418
00:22:55,146 --> 00:22:58,107
‫حاضرم هر کاری بکنم که درستش کنم،
ولی نمی‌تونم

419
00:23:01,444 --> 00:23:02,694
‫ولی نمی‌تونم

420
00:23:02,695 --> 00:23:04,197
‫باشه؟ نمی‌تونم. من...

421
00:23:08,826 --> 00:23:09,993
‫چرا تفنگ رو نگه داشتی؟

422
00:23:09,994 --> 00:23:11,371
‫مدرکه

423
00:23:12,288 --> 00:23:13,623
‫مدرکِ حقیقت

424
00:23:15,083 --> 00:23:16,667
‫پس قراره خودت رو تحویل بدی؟

425
00:23:16,668 --> 00:23:19,628
‫نمی‌دونم. یعنی، من... می‌دونید،
‫همیشه می‌دونستم که باید باهاش مواجه بشم،

426
00:23:19,629 --> 00:23:22,465
‫ولی فقط نمی‌دونم که این قضیه با ما،
‫با خانواده‌مون چی‌کار می‌کنه

427
00:23:23,800 --> 00:23:25,509
‫- پس تقصیر من نبود؟
‫- چی تقصیر تو نبود؟

428
00:23:25,510 --> 00:23:27,261
‫این نفرینی که روی خانواده‌مون افتاده

429
00:23:27,262 --> 00:23:28,345
‫تقصیر توئه

430
00:23:28,346 --> 00:23:30,055
‫- به خاطر توئه
‫- پسرم

431
00:23:30,056 --> 00:23:31,223
‫- هی
‫- باید جواب تلفن رو بدی

432
00:23:31,224 --> 00:23:33,308
‫- لوک
‫- نه، گوش کن

433
00:23:33,309 --> 00:23:36,895
‫اون روز رو یک میلیون بار
‫توی ذهنم مرور کردم، بابا

434
00:23:36,896 --> 00:23:38,689
‫که چرا اون مُرد و من نمُردم؟

435
00:23:38,690 --> 00:23:40,691
‫چرا سریع‌تر شماره نگرفتم؟

436
00:23:40,692 --> 00:23:44,862
‫چرا اصلاً من اصرار کردم که
بریم خبر مرگ‌مون بستنی بخوریم؟

437
00:23:44,863 --> 00:23:46,947
‫ولی کل این مدت تقصیر تو بود!

438
00:23:46,948 --> 00:23:48,366
‫تقصیر تو بود!

439
00:23:48,908 --> 00:23:49,951
‫گه توش!

440
00:23:49,975 --> 00:23:57,975
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

441
00:24:00,670 --> 00:24:01,921
‫فرانک، هستی؟

442
00:24:07,093 --> 00:24:08,803
‫انگار کارت دارن

443
00:24:14,851 --> 00:24:16,060
‫از پایگاه به رمنیک

444
00:24:16,895 --> 00:24:18,146
‫فرانک، هستی؟

445
00:24:19,480 --> 00:24:21,858
‫هی فرانک. توی فرماندهی نیازت داریم. فوریه

446
00:24:36,748 --> 00:24:38,832
‫- فرانک
‫- بله؟

447
00:24:38,833 --> 00:24:41,877
‫سیا نیست که شنودمون می‌کنه. هولاکه

448
00:24:41,878 --> 00:24:44,171
‫- چطور فهمیدین؟
‫- ردِ سیگنال رو زدیم

449
00:24:44,172 --> 00:24:46,423
‫- پیداش کردیم
‫- جدی؟ بریگز، آره؟

450
00:24:46,424 --> 00:24:47,758
‫آراِفه، نه جی‌اِس‌اِم،

451
00:24:47,759 --> 00:24:49,509
‫- پس نمی‌تونم مکان دقیق رو ردیابی کنم
‫- باشه

452
00:24:49,510 --> 00:24:51,345
‫وقتی نوع ماژول و قدرتش رو سنجیدم،

453
00:24:51,346 --> 00:24:53,639
‫نوشته که از وسط ناکجاآباد میاد

454
00:24:53,640 --> 00:24:55,040
‫به معنی واقعی کلمه از ناکجاآباد

455
00:24:56,476 --> 00:24:57,518
‫- چی؟
‫- هولاکه

456
00:24:58,895 --> 00:25:01,104
‫هولاک چرا بخواد شنودمون کنه؟
‫امیدواره که به چی برسه؟

457
00:25:01,105 --> 00:25:03,857
‫- باید خودش باشه
‫- هاچ، اینجا جنگل تاناناست

458
00:25:03,858 --> 00:25:06,401
‫اونجا چیزی جز صنوبر سیاه و خرس گریزلی نیست

459
00:25:06,402 --> 00:25:08,445
‫- برج‌های آتش‌نشانی متروکه
‫- آره

460
00:25:08,446 --> 00:25:09,656
‫خودشه

461
00:25:11,366 --> 00:25:14,243
‫محیط‌بان‌ها رو خبر کنید. مکان دقیق برج رو
‫در این ناحیه پیدا کنید

462
00:25:14,244 --> 00:25:16,119
‫نه بالگرد می‌خوام نه موتور چهارچرخ

463
00:25:16,120 --> 00:25:17,955
‫نباید کاری کنیم که طرف بفهمه تو راهیم

464
00:25:17,956 --> 00:25:19,791
‫خب، پس چطوری به اونجا برسیم؟

465
00:25:20,458 --> 00:25:21,876
‫با اسب

466
00:26:10,675 --> 00:26:12,134
‫هی، هی

467
00:26:12,135 --> 00:26:13,635
‫هی، دل به کار بده.
‫افسارت رو بگیر بالا

468
00:26:13,636 --> 00:26:15,137
‫- بگیرش وسط
‫- داره چه غلطی می‌کنه؟

469
00:26:15,138 --> 00:26:16,222
‫اضطراب داره

470
00:26:16,848 --> 00:26:18,349
‫داره باهات صحبت می‌کنه

471
00:26:19,434 --> 00:26:20,518
‫درست شد؟

472
00:26:21,019 --> 00:26:22,020
‫خودشه

473
00:26:25,273 --> 00:26:26,983
‫به این نیاز داری، نه؟

474
00:26:27,650 --> 00:26:29,360
‫چی؟ اسب‌سواری؟

475
00:26:30,069 --> 00:26:31,070
‫کار کردن

476
00:26:32,864 --> 00:26:35,783
‫بهت یه حس... نمی‌دونم تو چی بهش میگی

477
00:26:36,367 --> 00:26:37,493
‫رضایت میده

478
00:26:38,411 --> 00:26:39,828
‫خیلی بهش فکر نکردم

479
00:26:39,829 --> 00:26:41,039
‫منم همین‌جوریـم

480
00:26:41,623 --> 00:26:44,500
‫وقتی به مشکل می‌خوری، کار کمکت می‌کنه

481
00:26:46,836 --> 00:26:48,171
‫درست میگی

482
00:26:54,135 --> 00:26:57,554
‫اگه خواستی از شرایط خونه و
‫خانواده‌ت حرف بزنی،

483
00:26:57,555 --> 00:26:59,015
‫با کمال میل گوش می‌کنم

484
00:27:00,642 --> 00:27:02,392
‫درک می‌کنم

485
00:27:02,393 --> 00:27:05,062
‫اینجا ردپا داریم. تازه‌ست.
‫مظنون توی درخت‌های جلوست

486
00:27:05,063 --> 00:27:07,231
‫- باشه، کول، یه بار دیگه بگو
‫- فراری رو داریم می‌بینیم

487
00:27:07,232 --> 00:27:09,232
‫- هولاک نیست، ولی یکی از فراری‌هامونه...
‫- هی

488
00:27:10,068 --> 00:27:12,736
‫- هی! گوش کن. نگام کن، باشه؟
‫- تیراندازی شده. مظنون مسلحه!

489
00:27:12,737 --> 00:27:14,530
‫- با احتیاط پیش برید!
‫- افسارت رو محکم بگیر،

490
00:27:14,531 --> 00:27:16,615
‫وزنت رو بنداز جلو،
با پاشنه‌هات فرمان بده، باشه؟

491
00:27:16,616 --> 00:27:18,326
‫- از پسش برمیای. بریم
‫- باشه

492
00:27:29,546 --> 00:27:30,922
‫هی

493
00:27:32,966 --> 00:27:34,383
‫باشه، ببین. تو برو چپ

494
00:27:34,384 --> 00:27:36,844
‫من میرم این طرف،
‫دمِ رودخونه از جلوش در میام، باشه؟

495
00:27:38,346 --> 00:27:39,681
‫هی

496
00:27:45,186 --> 00:27:46,770
‫مظنون داره به سمت مرز درختی میره

497
00:27:46,771 --> 00:27:48,147
‫تیم براوو، داره به سمت شما میاد

498
00:28:41,075 --> 00:28:43,494
‫هی

499
00:28:47,290 --> 00:28:49,167
‫فراری به سمت شرق میره

500
00:29:11,981 --> 00:29:12,982
‫لعنتی. گندش بزنن

501
00:29:24,869 --> 00:29:26,411
‫- لعنت!
‫- تو بازداشتی

502
00:29:26,412 --> 00:29:27,956
‫کون لقت، خوک کثیف

503
00:29:34,879 --> 00:29:37,549
‫یکی مونده به آخریـه، مارکوس رمزی. گرفتیمش

504
00:29:40,552 --> 00:29:41,885
‫راست می‌گفتی

505
00:29:41,886 --> 00:29:42,971
‫بهش نیاز دارم

506
00:30:16,773 --> 00:30:18,312
‫« حقیقت‌گو برای شما پیامی فرستاد »
‫« و می‌خواهد با شما چت کند »

507
00:30:18,337 --> 00:30:21,450
‫« از پست آخرت خوشم اومد »
‫« عاشق اطلاعاتیـم که از عملیات‌های ارتشی داری »

508
00:30:23,047 --> 00:30:25,040
‫« به شما نِردها گفته بودم که کارم درسته. »
‫« اطلاعات محرمانه، مجوز امنیتی »

509
00:30:27,018 --> 00:30:30,173
‫« همه‌شون رو دارم! همه‌چیز رو می‌بینم »

510
00:30:31,236 --> 00:30:33,876
‫« از جمله اطلاعات به‌دست‌اومده از ایلسون؟ »

511
00:30:34,976 --> 00:30:36,969
‫« می‌خوای برام شرّ درست کنی؟ »

512
00:30:36,994 --> 00:30:38,994
‫« هیچ‌وقت هم نگفتم که کجا مستقرم.
‫من رو نمی‌شناسی »

513
00:30:45,239 --> 00:30:47,832
‫« تو جمال فریمن هستی »
‫« هوانورد کلاس یکم از گردان اطلاعاتی ۳۰۱ »

514
00:30:47,857 --> 00:30:49,857
‫« تو هم اطلاعاتی داری که من نیاز دارم »

515
00:30:53,041 --> 00:30:54,417
‫خوب گوش کن، جمال

516
00:30:56,294 --> 00:30:59,421
‫من اخیراً یه سری اطلاعات مهم
‫روی یه سرور ابری خصوصی آپلود کردم،

517
00:30:59,422 --> 00:31:01,424
‫که دسترسیم به اون سرور رو از دست دادم

518
00:31:02,717 --> 00:31:05,470
‫خبر خوش اینه که وقتی فایل‌ها رو آپلود کردم
‫روسیه بودم و...

519
00:31:06,638 --> 00:31:09,640
‫همون‌طور که دوتامون می‌دونیم،
‫یه پست شنود اختصاصی امنیت ملیـه

520
00:31:09,641 --> 00:31:12,392
‫که آسیای شمالی و شرق دور روسیه رو
نظارت می‌کنه

521
00:31:12,393 --> 00:31:14,229
‫متوجه منظورم میشی؟

522
00:31:16,022 --> 00:31:17,106
‫خوبه

523
00:31:18,233 --> 00:31:20,625
‫یه جایی که خیلی از اینجا دور نیست،

524
00:31:20,650 --> 00:31:24,171
‫یه پست شنود اختصاصی هست
‫که یه کپی از داده‌ام رو داره

525
00:31:25,073 --> 00:31:26,365
‫باید بدونم کجاست

526
00:31:26,366 --> 00:31:28,617
‫فکر کردی من محل پست‌های شنودِ
امنیت ملی رو می‌دونم؟

527
00:31:28,618 --> 00:31:31,703
‫پست‌هات رو دیدم.
‫تو دسترسی سرّی بالا داری، جمال

528
00:31:31,704 --> 00:31:34,452
‫چون واسه سیستم‌هایی که
‫ترافیک حساس حمل می‌کنن،

529
00:31:34,477 --> 00:31:36,166
پشتیبانی آی‌تی فراهم می‌کنم

530
00:31:36,167 --> 00:31:37,292
‫دسترسی ندارم

531
00:31:37,293 --> 00:31:39,795
‫- فقط آمار رو نگهداری می‌کنم
‫- ولی دسترسی داری، جمال

532
00:31:39,796 --> 00:31:41,630
‫دسترسی‌ای که نداری رو هم می‌تونی جور کنی،

533
00:31:41,631 --> 00:31:44,311
‫- که دقیقاً کاریه که قراره بکنی
‫- نه، ممکنه بیفتم زندان

534
00:31:46,302 --> 00:31:48,929
‫گزارش تمام پست‌هات توی
اون چت‌روم‌ها رو دارم

535
00:31:48,930 --> 00:31:51,223
‫اگه بخوایم جاسوسی و خیانت به
‫کشور رو کنار بذاریم،

536
00:31:51,224 --> 00:31:54,227
‫همین‌جوریش باید ده دوازده سال
تو لِوِن‌وُرث آب‌خنک بخوری

537
00:31:54,811 --> 00:31:55,978
‫خیلی ساده‌ست، جمال

538
00:31:55,979 --> 00:31:58,356
‫به من کمک کن. تا به خودت کمک کنی

539
00:32:06,447 --> 00:32:08,533
‫الان یه مختصاتی براتون می‌فرستم

540
00:32:09,200 --> 00:32:10,410
‫شیبِ این ناحیه خیلی زیاده

541
00:32:18,960 --> 00:32:21,336
‫- یکی با عجله رفته
‫- آره، می‌دونسته قراره بیایم

542
00:32:21,337 --> 00:32:24,339
‫برگه‌های سوخته توی کوره،
‫لپتاپش رو نابود کرده

543
00:32:24,340 --> 00:32:26,592
‫سگ‌ها یه بویی رو پیدا کردن،
‫ولی دمِ رودخونه از بین رفت

544
00:32:26,593 --> 00:32:28,197
‫آره، یه تیم اونجا داریم

545
00:32:28,222 --> 00:32:30,324
‫وقتی ما سوارِ اسب شدیم
خیلی وقت بود که از اینجا رفته بود

546
00:32:30,349 --> 00:32:32,180
‫از این فاصله داشته ما رو نظارت می‌کرده؟

547
00:32:32,181 --> 00:32:33,265
‫آره، ظاهراً

548
00:32:33,266 --> 00:32:36,059
‫و انگار باند اضطراری دوربُردمون رو کِش رفته

549
00:32:36,060 --> 00:32:37,185
‫از کجا برق آورده؟

550
00:32:37,186 --> 00:32:40,087
‫یه شارژر خورشیدی کوچیک روی سقف هست
‫که رادیو رو روشن می‌کنه

551
00:32:40,112 --> 00:32:43,079
‫پس بهترین حدسم اینه که به
تکرارکننده دسترسی پیدا کرده و

552
00:32:43,103 --> 00:32:45,004
 بعد تغییر کانفیگش داده

553
00:32:45,028 --> 00:32:47,321
‫- شبیه کارهای اون نیست
‫- نباید دقیقاً شبیه کارهاش باشه؟

554
00:32:47,322 --> 00:32:50,158
‫خب، اون وسیله هنوز داره سیگنال می‌فرسته.
‫همین‌جوری به اینجا رسیدیم

555
00:32:50,992 --> 00:32:52,701
‫اون‌قدرها حواس‌پرت نیست

556
00:32:52,702 --> 00:32:54,037
‫پس نظرت چیه؟

557
00:32:55,747 --> 00:32:56,956
‫حس درستی نداره

558
00:32:57,540 --> 00:32:59,875
‫می‌دونیم هولاک خسته و زخمیه

559
00:32:59,876 --> 00:33:01,835
‫ولی این مقدار شلخته بودن عجیبه

560
00:33:01,836 --> 00:33:03,296
‫یه چیزی حساسش کرده

561
00:33:04,923 --> 00:33:06,049
‫احساساتیش کرده

562
00:33:06,758 --> 00:33:08,008
‫شانس آوردیم

563
00:33:08,009 --> 00:33:10,178
‫هارد خراب نشده. فقط نمایشگر مشکل داره

564
00:33:13,848 --> 00:33:15,557
‫جمال فریمن کدوم خریه؟

565
00:33:15,558 --> 00:33:16,767
‫نمی‌تونم بگم

566
00:33:16,768 --> 00:33:18,143
‫معلومه یه چیزی می‌دونی

567
00:33:18,144 --> 00:33:20,229
‫آخه تو قبل از ما رسیدی.
‫بچه چی میگه؟

568
00:33:20,230 --> 00:33:21,939
‫اجازه ندارم بگم

569
00:33:21,940 --> 00:33:23,649
‫هولاک با یه هوانورد نوجوان چی‌کار داره؟

570
00:33:23,650 --> 00:33:25,526
‫نمی‌تونم بگم. اون هم نمی‌تونه اینجا باشه

571
00:33:25,527 --> 00:33:27,945
‫نمی‌تونه بگه چون نمی‌دونه.
‫بچه حرف نزده؟

572
00:33:27,946 --> 00:33:30,906
خبر داشتی هولاک داشته پایگاه فرماندهی‌مون
رو ‫نظارت می‌کرده؟

573
00:33:30,907 --> 00:33:32,491
‫- فرانک
‫- می‌دونستی و به ما نگفتی؟

574
00:33:32,492 --> 00:33:34,368
‫- این بالاتر از سطح صلاحیت توئه
‫- برو بابا

575
00:33:34,369 --> 00:33:36,615
‫- ببین، سعی دارم کمکت کنم
‫- نه، کارمون تمومه، باشه؟ تمومه

576
00:33:36,640 --> 00:33:39,665
‫باشه، قبول. دورت می‌زنم و
به فرماندار زنگ می‌زنم

577
00:33:39,666 --> 00:33:41,166
‫- جریانت چیه تو...
‫- توی لاشی رو دور می‌زنم

578
00:33:41,167 --> 00:33:42,584
‫- سعی دارم کمکت کنم
‫- من سعی دارم کمکت کنم!

579
00:33:42,585 --> 00:33:44,419
‫نمی‌بینی دختره ارزشش رو نداره؟
‫قراره بره زندان

580
00:33:44,420 --> 00:33:46,421
‫- نذار ببره...
‫- دردت چیه تو؟

581
00:33:46,422 --> 00:33:48,006
‫- داری با کی حرف...
‫- دیدنش سخته!

582
00:33:48,007 --> 00:33:50,259
‫همه خبر دارن چه خبره!
‫سعی داری نجاتش بدی و...

583
00:33:50,260 --> 00:33:52,386
‫- هی!
‫- نجاتش بدم؟ چی رو؟

584
00:33:52,387 --> 00:33:54,681
‫- دیوث...
‫- از اینجا ببریدش!

585
00:33:55,306 --> 00:33:57,766
‫- ببریدش بیرون! ببریدش بیرون!
‫- لعنتی...

586
00:33:57,767 --> 00:33:59,102
‫برو بابا

587
00:34:03,982 --> 00:34:05,899
‫- فرانک
‫- بله

588
00:34:05,900 --> 00:34:07,836
‫شرمنده بابت آرنجی که زدم

589
00:34:07,861 --> 00:34:09,611
‫عیب نداره. فقط داری کارت رو می‌کنی

590
00:34:09,612 --> 00:34:10,738
‫تو هم همین‌طور

591
00:34:11,613 --> 00:34:13,991
‫ببین، فقط این رو فهمیدن. یه قایق

592
00:34:13,992 --> 00:34:15,868
‫- توی بندر دیلینگامه
‫- آره؟ چه قایقی؟

593
00:34:15,869 --> 00:34:17,911
‫بچه‌هه نمیگه. وحشت کرده

594
00:34:17,912 --> 00:34:19,746
‫قاعدتاً توی زباله‌هاش پیداش کردن

595
00:34:19,747 --> 00:34:21,163
‫اون یه قایق ماهیگیریه؟

596
00:34:21,164 --> 00:34:23,500
‫نه. بیشتر شبیه یه کشتی پژوهشیه

597
00:34:23,501 --> 00:34:25,294
مأمورهای فدرال می‌خوان
شماره بدنه رو پیدا کنن

598
00:34:25,295 --> 00:34:27,713
‫می‌خوان بدونن خصوصیه یا حامی دولتی داره

599
00:34:27,714 --> 00:34:30,925
‫ولی در هر صورت،
این رو از من نگرفتی. باشه؟

600
00:34:31,551 --> 00:34:32,635
غمت نباشه

601
00:34:34,470 --> 00:34:36,554
‫هولاک با یه کشتی پژوهشی چی‌کار داره؟

602
00:34:36,555 --> 00:34:38,640
‫مگر این که کشتی پژوهشی نباشه

603
00:34:38,641 --> 00:34:40,141
‫گوش میدم

604
00:34:40,142 --> 00:34:43,520
‫امنیت داخلی در شراکت با بیزنس‌ها
‫توی دریا برنامه‌های جمع‌آوری اطلاعات داره

605
00:34:43,521 --> 00:34:46,565
‫تا کمک‌شون کنه که

606
00:34:46,566 --> 00:34:48,567
‫تو فعالیت‌های دریایی عادی،
‫خودشون رو مخفی کنن

607
00:34:48,568 --> 00:34:50,067
‫پس یه پستِ شنود دولتیه

608
00:34:50,068 --> 00:34:52,154
‫پستی که هولاک واسه پیدا کردنش به
کمک نیاز داشته

609
00:34:52,155 --> 00:34:53,864
‫پس از بچه‌هه استفاده کرده

610
00:34:53,865 --> 00:34:55,282
‫دیلینگام چقدر فاصله داره؟

611
00:34:55,283 --> 00:34:57,917
‫هشتصد کیلومتر، کم و بیش

612
00:34:57,942 --> 00:34:59,777
‫هولاک زودتر از ما شروع کرده

613
00:35:27,363 --> 00:35:30,557
‫چطوره خشونت رو بذاریم کنار
‫و من رو ببری پیش معاون فرمانده‌ت؟

614
00:35:32,362 --> 00:35:33,363
‫برو

615
00:35:35,532 --> 00:35:36,782
نمی‌تونی قسر در بری

616
00:35:36,783 --> 00:35:38,256
همچین انتظاری هم ندارم

617
00:36:07,605 --> 00:36:10,440
‫اداره امنیت عملیاتی تأیید کرده
‫که داده مسروقه رو از آرشیو ۶ پاک کردیم

618
00:36:10,441 --> 00:36:12,860
‫- تموم شد
‫- از بابتش مطمئنی؟

619
00:36:12,861 --> 00:36:14,987
‫طبقه نهم پروتکل‌هاش رو بازنویسی کرده،
‫حفره رو پُر کرده

620
00:36:14,988 --> 00:36:17,406
‫غیرممکنه که دوباره بخواد وارد سرورهامون بشه

621
00:36:17,407 --> 00:36:20,833
‫هولاک رو دقیقاً واسه انجام کارهای
غیرممکن تعلیم دادیم

622
00:36:23,733 --> 00:36:26,757
‫به نظرت ممکنه راه دیگه‌ای
‫واسه رسیدن به آرشیو پیدا کنه؟

623
00:36:28,126 --> 00:36:29,252
‫تنهامون بذارید

624
00:36:33,131 --> 00:36:35,257
‫از وضعیت فربنکس برام بگو

625
00:36:35,258 --> 00:36:36,758
‫تیاگو شناسایی نشده

626
00:36:36,759 --> 00:36:38,010
‫اف‌بی‌آی رو معطل کردم

627
00:36:38,011 --> 00:36:39,761
‫- اسکافیلد؟
‫- می‌خواد صحبت کنه

628
00:36:39,762 --> 00:36:41,722
‫- میگه ضروریه
‫- عمراً

629
00:36:41,723 --> 00:36:43,807
‫حداقل بهش بگیم که سوئیچ تخریب
از کار افتاده؟

630
00:36:43,808 --> 00:36:46,810
‫نه. از حالا چیزی بهش نمیگیم

631
00:36:46,811 --> 00:36:47,937
‫گوشت با من نیست

632
00:36:48,646 --> 00:36:50,148
‫باید با بردفورد صحبت کنم

633
00:36:53,234 --> 00:36:54,235
‫کجاست؟

634
00:36:55,278 --> 00:36:57,196
‫- برام مهم نیست
‫- به گارد ساحلی اطلاع دادیم

635
00:36:57,197 --> 00:36:59,178
‫مارشال‌ها تو راهن. سعی داریم شماره بدنه رو

636
00:36:59,203 --> 00:37:01,783
‫- با هر چیزی که روی آب شناوره تطبیق بدیم
‫- باشه. گشت ایالتی چی؟

637
00:37:01,784 --> 00:37:02,868
‫تو راهن

638
00:37:02,869 --> 00:37:06,580
‫باید بردفورد رو پیدا کنی
‫و بهش بگی که ضروریه

639
00:37:06,581 --> 00:37:09,041
‫اینجا رو گوش کن، آنتن‌دهی تلفن همراه توی
فربنکس برقرار شده

640
00:37:09,042 --> 00:37:11,668
‫می‌دونم. با سارا و لوک تماس گرفتم
‫ولی وصل نمیشه

641
00:37:11,669 --> 00:37:14,088
‫- اوضاع خوبه؟
‫- نمی‌دونم

642
00:37:15,089 --> 00:37:16,757
‫حس بدی دارم، هاچ

643
00:37:16,758 --> 00:37:17,842
‫حس می‌کنم...

644
00:37:19,636 --> 00:37:21,511
‫مثل یکی از اون قورباغه‌هام که بهم گفتی

645
00:37:21,512 --> 00:37:23,263
‫قورباغه؟ چیزی درباره قورباغه نگفتم

646
00:37:23,264 --> 00:37:25,350
‫گفتی. قورباغه‌های توی یخ گیر کرده

647
00:37:25,975 --> 00:37:28,018
‫- منظورت «نیهای» هست
‫- آره

648
00:37:28,019 --> 00:37:30,519
‫آره. قبل از سیل شدنِ رودخانه
آواز می‌خونن که

649
00:37:30,543 --> 00:37:32,397
شکستنِ یخ رو بهمون هشدار بدن

650
00:37:32,422 --> 00:37:35,342
‫نیهای‌ها می‌تونن هرج ‌و مرج رو
قبل از ما حس کنن

651
00:37:35,860 --> 00:37:39,405
‫خب، حسِ من اینه.
‫حس می‌کنم هرج ‌و مرج قراره به بار بیاد

652
00:37:41,074 --> 00:37:44,076
‫حس می‌کنم... یه چیزهایی در جریانه، هاچ

653
00:37:44,077 --> 00:37:46,120
‫چیزهایی که من و تو نمی‌تونیم ببینیم

654
00:37:47,830 --> 00:37:49,415
‫می‌خوام یه تیم آماده کنی

655
00:37:50,333 --> 00:37:51,459
‫میریم آلاسکا؟

656
00:37:52,043 --> 00:37:53,502
‫فقط یه تیم آماده کن

657
00:37:53,503 --> 00:37:55,379
‫انگار یه چیزی توی راهه

658
00:37:55,380 --> 00:37:56,463
‫یخ قراره بشکنه

659
00:37:56,464 --> 00:37:57,756
‫رودخونه قراره سیل بشه

660
00:37:57,757 --> 00:38:00,467
‫خب به خاله رنه‌ زنگ زدم،

661
00:38:00,468 --> 00:38:02,678
‫گفت می‌تونیم تا هر وقت خواستیم پیشش بمونیم

662
00:38:02,679 --> 00:38:05,014
‫که قراره همه‌مون رو قورت بده

663
00:38:12,313 --> 00:38:14,982
‫آماده‌ای بریم دیلینگام؟
‫آدمت رو پیدا کنیم؟

664
00:38:14,983 --> 00:38:16,568
‫این‌ها اصلاً می‌تونن پرواز کنن؟

665
00:39:03,948 --> 00:39:08,244
‫وقتی آشنا شدیم، می‌خواستی
درباره زخم‌های کمرم بدونی

666
00:39:08,745 --> 00:39:09,787
‫پرونده‌ت رو خوندم

667
00:39:15,126 --> 00:39:16,794
‫پس ماجرای روبی رو می‌دونی

668
00:39:18,046 --> 00:39:19,046
‫و شیکاگو

669
00:39:19,047 --> 00:39:20,590
تصورش هم سختـه

670
00:39:23,259 --> 00:39:24,551
‫اون یه ظرف شیشه‌ای داشت

671
00:39:24,552 --> 00:39:26,678
‫- لازم نیست که...
‫- بهش می‌گفت شیشه‌ آرزو‌ها

672
00:39:26,679 --> 00:39:28,348
‫هرجا می‌رفت با خودش می‌بردش

673
00:39:30,016 --> 00:39:31,601
‫یادداشت‌های کوچیک توش می‌انداخت

674
00:39:32,185 --> 00:39:33,852
‫تمام آرزوها و امیدهاش رو

675
00:39:33,853 --> 00:39:38,148
‫گاهی می‌رفتیم رودخونه
‫و می‌سوزوندیم‌شون

676
00:39:38,149 --> 00:39:39,567
‫آزادشون می‌کردیم

677
00:39:43,446 --> 00:39:46,532
‫هر از گاهی، یکی از شیشه برمی‌دارم،

678
00:39:46,533 --> 00:39:49,661
‫می‌خونمش و واسه‌ی روز با خودم نگهش می‌دارم

679
00:39:50,411 --> 00:39:52,956
‫هی فکر می‌کنم شاید ما رو
‫به هم نزدیک‌تر کنه،

680
00:39:53,998 --> 00:39:56,333
‫ولی انگار فقط یادآوری می‌کنن
‫که چندتا آرزوی نرسیده رو

681
00:39:56,334 --> 00:39:57,418
‫از خودش به جا گذاشته

682
00:40:01,464 --> 00:40:03,049
‫هر چیزی که نمی‌تونه انجام بده

683
00:40:10,807 --> 00:40:12,307
‫فرانک. هستی فرانک؟

684
00:40:12,308 --> 00:40:14,434
‫آره، فرانک به گوشم. بگو که پیداش کردیم

685
00:40:14,435 --> 00:40:17,437
‫گارد ساحلی به کشتی رسیده
‫ولی وقتی رسیدن رفته بوده

686
00:40:17,438 --> 00:40:19,064
‫خدمه تأیید کردن که اونجا بوده

687
00:40:19,065 --> 00:40:20,440
‫پس رفتنش رو دیدن؟

688
00:40:20,465 --> 00:40:22,120
‫کمتر از بیست دقیقه پیش.

689
00:40:22,144 --> 00:40:24,754
‫سوار یه قایق سریع که داشته به
سمت بندر می‌رفته

690
00:40:24,779 --> 00:40:28,532
‫خوبه. با نگهبانی بندر تماس بگیرید،
‫بگید تمام ترافیک بندر رو متوقف کنن

691
00:40:28,533 --> 00:40:29,825
‫توی فرودگاه هم همین کار رو بکنید

692
00:40:29,826 --> 00:40:32,369
‫اگه مربوط به نیروهای قانون نباشه،
هیچی نباید حرکت کنه

693
00:40:32,370 --> 00:40:34,079
‫- گیرش آوردیم
‫- به حرکت ادامه میده،

694
00:40:34,080 --> 00:40:36,291
‫چه با هوا چه دریا چه خشکی

695
00:40:36,875 --> 00:40:39,710
‫- متوقف نمیشه
‫- آره خب، خیلی دور نمیشه

696
00:40:39,711 --> 00:40:41,212
‫دیلینگام توی سیستم جاده‌ای نیست

697
00:40:43,423 --> 00:40:48,177
‫بریگز، فقط یه جاده‌ی خروجی از شهر هست
‫و سی کیلومتری شمالِ الکناگیک تموم میشه

698
00:40:50,513 --> 00:40:52,806
‫با گشت ایالتی تماس بگیرید
‫و بگید راه بیفتن

699
00:40:52,807 --> 00:40:53,892
‫تنها راهش اونه

700
00:40:57,520 --> 00:40:59,063
‫برو که رفتیم

701
00:41:33,514 --> 00:41:35,766
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

702
00:41:35,767 --> 00:41:37,185
‫دارم جلوش رو می‌گیرم دیگه

703
00:41:50,073 --> 00:41:51,241
‫گیرت انداختم

704
00:41:58,456 --> 00:41:59,707
‫دیگه گیرت انداختم

705
00:42:08,508 --> 00:42:09,842
‫- فرانک
‫- زود باش

706
00:42:11,844 --> 00:42:13,137
‫بکش بالا!

707
00:42:18,027 --> 00:42:23,027
♪ The Hollies - The Air That I Breathe ♪

708
00:43:54,906 --> 00:43:57,074
‫اسکافیلد! زود باش. از اینجا برو!

709
00:43:57,075 --> 00:43:58,909
‫بریم! یالا. پاشو!

710
00:43:58,910 --> 00:44:02,871
‫- چی‌کار می‌کنی؟ زود باش!
‫- نه!

711
00:44:02,872 --> 00:44:04,290
‫زود باش. من اینجام

712
00:44:40,034 --> 00:44:41,452
‫سلام جیگر

713
00:44:44,330 --> 00:44:45,956
‫تو بازداشتی

714
00:44:45,957 --> 00:44:47,500
‫بریم

715
00:45:31,669 --> 00:45:32,879
بهیارها چی میگن؟

716
00:45:33,379 --> 00:45:35,632
‫آسیب شدیدی به سرش وارد شده

717
00:45:36,466 --> 00:45:38,008
‫احتمالاً فقط یه کوفتگی باشه

718
00:45:38,009 --> 00:45:40,677
‫ولی می‌خوان سی‌تی اسکن انجام بدن
‫که یه وقت خون‌ریزی نباشه

719
00:45:40,678 --> 00:45:41,762
‫باهاش حرف زدی؟

720
00:45:41,763 --> 00:45:43,223
‫نه. هنوز نه

721
00:45:44,349 --> 00:45:45,475
‫چی شده؟

722
00:45:46,601 --> 00:45:50,229
‫خب، طبق محاسبه من، همه رو پیدا کردیم
‫به جز جولین استیل

723
00:45:50,230 --> 00:45:52,723
‫گزارش تأیید‌نشده‌ای از
رؤیتش توی تالسا داریم

724
00:45:52,747 --> 00:45:54,747
‫محل زندگی برادرش

725
00:45:55,151 --> 00:45:57,195
‫پس به نظرم اون دیگه مشکلِ اکلاهوماست

726
00:45:59,447 --> 00:46:01,782
‫آره. پس دیگه تموم؟

727
00:46:01,783 --> 00:46:02,866
‫همه رو جمع کردیم

728
00:46:02,867 --> 00:46:04,159
‫تقریباً

729
00:46:04,160 --> 00:46:06,079
‫عجب فرودی داشتی، فرانک

730
00:46:07,163 --> 00:46:09,263
‫- خوشحالم حالت خوبـه
‫- ممنون

731
00:46:09,916 --> 00:46:12,043
‫دستور داریم که دستگیرش کنیم

732
00:46:12,710 --> 00:46:13,711
‫باشه

733
00:46:14,504 --> 00:46:16,631
‫اسکافیلد رو با خودتون می‌برید

734
00:46:17,924 --> 00:46:19,967
‫- می‌دونی که نمی‌تونم
‫- همینه که هست

735
00:46:19,968 --> 00:46:21,386
‫نمی‌ذارم هولاک از جلوی چشمم دور بشه

736
00:46:21,411 --> 00:46:22,866
‫معاون دادستان کل که نظر دیگه‌ای داره

737
00:46:22,891 --> 00:46:25,222
‫ببین برنت، تو یه کاری داری
‫و قراره انجامش بدی. باشه؟

738
00:46:25,223 --> 00:46:26,515
‫ولی اون رو با خودت ببر

739
00:46:26,516 --> 00:46:28,642
‫وقتی هم ازش بازجویی کنید
‫بهم نیاز دارید

740
00:46:28,643 --> 00:46:30,018
‫می‌تونم کمک کنم

741
00:46:30,019 --> 00:46:32,072
‫- شرمنده بچه‌ها. قانون قانونه
‫- قانون؟

742
00:46:32,097 --> 00:46:34,565
‫می‌خواید چه اتهامی بهش وارد کنید؟
‫چون کاملاً مطمئنم که زنده موندن

743
00:46:34,566 --> 00:46:37,109
‫- از سقوط هواپیما جرم نیست
‫- خب، معاون دادستان کل بهم...

744
00:46:37,110 --> 00:46:39,111
‫قاعدتاً هر اتهامی محلیه، نه فدرالی

745
00:46:39,112 --> 00:46:40,863
‫و اون توی هواپیمای سامای من بوده

746
00:46:40,864 --> 00:46:43,615
‫اگه با خودت نبریش،
‫خودم منتقلش می‌کنم

747
00:46:43,616 --> 00:46:45,118
‫اون فراریِ منه

748
00:46:48,621 --> 00:46:51,331
‫باشه. بهش نگاه نمی‌کنی،
‫باهاش حرف نمی‌زنی

749
00:46:51,332 --> 00:46:53,452
‫به محض این که بهیارها بگن
مشکلی نداره هم میریم

750
00:46:54,002 --> 00:46:55,003
‫بعداً می‌بینمت، فرانک

751
00:47:00,925 --> 00:47:01,926
‫ممنون

752
00:47:02,510 --> 00:47:03,553
‫بابت چی؟

753
00:47:06,389 --> 00:47:07,599
‫که بهم باور داشتی

754
00:47:08,975 --> 00:47:11,185
‫فرصت دادی تا خودم رو تبرئه کنم

755
00:47:12,103 --> 00:47:13,354
‫و زندگیم رو پس بگیرم

756
00:47:16,691 --> 00:47:18,234
‫برو بابات رو سربلند کن

757
00:47:25,867 --> 00:47:28,786
‫تمام چیزی که دختربچه‌ت می‌خواست
‫این بود که خوشحال باشی،

758
00:47:29,370 --> 00:47:32,040
‫و بدونی که دوستت داره

759
00:47:36,794 --> 00:47:37,879
‫آره

760
00:47:38,421 --> 00:47:39,422
‫برو خونه، فرانک

761
00:47:40,632 --> 00:47:41,883
‫پیش خانواده‌ت باش

762
00:47:45,178 --> 00:47:46,596
‫فقط اون‌ها اهمیت دارن

763
00:47:51,846 --> 00:47:53,846
♪ Josh Ritter - Change of Time ♪

764
00:48:32,000 --> 00:48:36,126
‫« آرزو می‌کنم به اندازه بابا شجاع بودم »

765
00:49:08,011 --> 00:49:10,305
‫این عکس‌ها مال بالای ۲۵ سال پیشـن

766
00:49:19,647 --> 00:49:21,441
این دختره احتمالا هم‌سن من شده باشه

767
00:49:38,958 --> 00:49:41,127
نمی‌دونی قبلاً چه آدمی بودم

768
00:49:42,045 --> 00:49:44,088
‫من به خاطر اونا به خیلیا آسیب زدم

769
00:49:44,631 --> 00:49:46,007
‫کلی دروغ گفتم

770
00:49:46,716 --> 00:49:48,702
‫باید فکرش رو می‌کردم که این‌طوری میشه

771
00:49:58,895 --> 00:50:00,735
‫شاید باید سوال دیگه‌ای بپرسیم

772
00:50:08,154 --> 00:50:10,156
‫شغل من همینـه فرانک

773
00:50:11,614 --> 00:50:13,074
‫پیش‌دستی کردن

774
00:50:13,098 --> 00:50:15,098
‫این که شیش قدم جلوتر باشم

775
00:50:19,123 --> 00:50:20,374
‫کارمون اینه

776
00:50:20,375 --> 00:50:21,668
‫یه حقه جادوییه

777
00:50:34,639 --> 00:50:36,390
‫اونه، هاچ. اسکافیلده

778
00:50:36,391 --> 00:50:37,849
‫آروم باش. دوباره بگو

779
00:50:37,850 --> 00:50:40,561
‫گوش کن، تو عکس‌های تیاگو،
یه دختربچه هست

780
00:50:40,562 --> 00:50:42,020
‫اون سیدنیـه

781
00:50:42,021 --> 00:50:45,858
‫مردی هم که کنار تیاگو ایستاده
‫رابرت اسکافیلد، پدرشـه

782
00:50:45,859 --> 00:50:47,943
‫- چی؟
‫- بهمون دروغ گفت، هاچ

783
00:50:47,944 --> 00:50:50,654
‫اون تیاگو رو می‌شناسه.
‫کل عمرش می‌شناختش

784
00:50:50,655 --> 00:50:53,199
‫که یعنی تیاگو واسه سیا کار نمی‌کنه،
‫واسه اسکافیلد کار می‌کنه

785
00:50:53,908 --> 00:50:55,118
‫اون هواپیما رو ساقط کرد

786
00:50:55,910 --> 00:50:57,245
‫اون تصمیم‌ها رو می‌گیره

787
00:50:58,162 --> 00:51:00,248
‫اسکافیلد پشت کل این قضایاست

788
00:51:00,272 --> 00:51:10,272
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

789
00:51:10,296 --> 00:51:20,296
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

